﻿1
00:00:06,040 --> 00:00:08,360
‫کیت ابزار جراحی که پروفسور بهمون داد کجاست؟

2
00:00:08,440 --> 00:00:10,440
‫- یه دونه چاقوی جراحی داخل‌ـشه
‫- دستِ "برلین"‌ـه.

3
00:00:11,600 --> 00:00:14,600
‫جراحا! برو وسایل‌ـشون رو بردار بیا اینجا.
‫زود باش

4
00:00:14,680 --> 00:00:16,520
‫- باشه.
‫- صبر کن! وایسا!

5
00:00:17,200 --> 00:00:18,520
‫لطفاً این یادداشت رو هم بهش بده!

6
00:00:30,840 --> 00:00:33,520
‫شنبه
‫ساعت 6:31 بعد از ظهر

7
00:00:38,120 --> 00:00:40,800
‫سی ‌و سه ساعت پس از شروع سرقت

8
00:01:22,800 --> 00:01:23,720
‫چیه؟

9
00:01:25,600 --> 00:01:27,600
‫بعضی وقتا توی تلویزیون آدمایی مثه تو هستن

10
00:01:28,840 --> 00:01:29,960
‫مثه من؟ مگه من مثه کی هستم؟

11
00:01:30,640 --> 00:01:31,560
‫دزدا

12
00:01:33,120 --> 00:01:36,520
‫ولی شبیه‌ـشون نیستی‌ها.
‫مشخصه که کارِت این نیس.

13
00:01:36,920 --> 00:01:37,800
‫چطور مگه؟

14
00:01:39,560 --> 00:01:41,120
‫به خاطر شکلی که اسلحه رو دستت گرفتی.

15
00:01:48,520 --> 00:01:51,000
‫فکر می‌کردم دختر سفیر باشی،
‫نه دخترِ "رامبو".

16
00:01:51,280 --> 00:01:53,560
‫خب، بابام همیشه می‌خواست یه پسر داشته باشه

17
00:01:54,480 --> 00:01:57,920
‫و از وقتی پنج ساله‌ـم شد همیشه
‫منو می‌بره تیراندازی

18
00:01:58,400 --> 00:02:00,400
‫تیراندازی؟ به چی؟

19
00:02:01,200 --> 00:02:02,560
‫به اون چوب‌های داخل شهربازی؟

20
00:02:04,160 --> 00:02:05,920
‫گرازهای وحشی، گوزن‌های قرمز،

21
00:02:06,360 --> 00:02:07,360
‫بزهای کوهی...

22
00:02:08,400 --> 00:02:11,720
‫بابام هم که بیشتر دوس داره
‫بوم‌شناس‌ها رو شکار کنه!

23
00:02:18,960 --> 00:02:20,400
‫ولی از اسلحه‌ها خوشم نمیاد

24
00:02:22,040 --> 00:02:23,600
‫یه بار، توی "نورویچ"...

25
00:02:24,440 --> 00:02:27,960
‫اسلحۀ دوست بابام خود به خود شلیک کرد،

26
00:02:30,160 --> 00:02:31,200
‫منم همه‌چی رو دیدم.

27
00:02:34,360 --> 00:02:36,760
‫تیری که به پشتش خورده بود،
‫مردمی که جیغ می‌زدن...

28
00:02:37,960 --> 00:02:39,080
‫مثه وقتی میمونه که...

29
00:02:40,800 --> 00:02:44,120
‫یه تصادفی رو توی جاده می‌بینی و واسه همیشه
‫توی ذهنت باقی میمونه‌، اون...

30
00:02:45,240 --> 00:02:46,400
‫رنگ خون.

31
00:02:50,920 --> 00:02:51,840
‫به هر حال...

32
00:02:57,640 --> 00:02:59,160
‫داخلش تیری نیست، ببین؟

33
00:03:02,040 --> 00:03:03,080
‫نترس

34
00:03:15,960 --> 00:03:17,200
‫نظرت چیه دکتر؟

35
00:03:18,320 --> 00:03:19,320
‫زنده می‌مونم؟

36
00:03:19,960 --> 00:03:22,720
‫گلوله داخلِ...

37
00:03:23,120 --> 00:03:24,480
‫قفسۀ سینه‌ـت هست

38
00:03:25,600 --> 00:03:27,720
‫به هیچ کدوم از اعضای اصلی‌ـت
‫آسیبی نرسونده

39
00:03:28,360 --> 00:03:30,200
‫و منم نمی‌تونم شکستگی استخونی رو...

40
00:03:31,000 --> 00:03:32,120
‫ببینم

41
00:03:33,720 --> 00:03:35,320
‫هیشکی از یه همچنین گلوله‌ای نمی‌میره

42
00:03:37,320 --> 00:03:38,320
‫زود باشین آمادۀ کار بشین

43
00:03:38,920 --> 00:03:41,040
‫دِنور زمانی واسه هدر دادن نداشت

44
00:03:42,000 --> 00:03:44,120
‫- داروی بی‌هوشی
‫- "مونیکا" داشت خون از دست می‌داد

45
00:03:45,840 --> 00:03:47,760
‫اگه خیلی زود چاقوی جراحی رو برنمی‌داشت،

46
00:03:48,400 --> 00:03:50,720
‫دیگه اینکه از جونِ "مونیکا" گذشته بود،
‫عملاً بی‌فایده می‌شد.

47
00:03:50,960 --> 00:03:52,400
‫چه جور داروی بی‌هوشی‌ای استفاده می‌کنی؟

48
00:03:52,480 --> 00:03:55,000
‫در حالت‌هایی مثل این بهتره که
‫بی‌هوشی به صورت کامل انجام بشه

49
00:03:55,240 --> 00:03:56,120
‫نه

50
00:03:57,640 --> 00:03:59,720
‫بهتره همون محل رو بی‌حس کنی،

51
00:04:00,360 --> 00:04:04,800
‫که من و رفیقم بتونیم حین جراحی با همدیگه
‫صحبت داشته باشیم، مگه نه، "آرتوریتو"؟

52
00:04:13,840 --> 00:04:14,720
‫آروم باش، آروم باش

53
00:04:23,720 --> 00:04:24,960
‫خیلی خب، خیلی خب، همینه.

54
00:04:34,120 --> 00:04:35,320
‫اون ساعت واسه چیه اون موقع؟

55
00:04:35,480 --> 00:04:39,040
‫تا بتونیم مدت زمان بی‌حسی‌ رو کنترل کنیم،
‫25 دقیقه

56
00:04:39,200 --> 00:04:41,280
‫اگه حین جراحی مشکلی پیش بیاد،

57
00:04:41,360 --> 00:04:43,080
‫باید یه دُزِ دیگه بهش تزریق کنیم

58
00:04:45,800 --> 00:04:47,480
‫ساعت رو طوری بذار که صفحه نمایشش رو ببینم

59
00:04:51,520 --> 00:04:53,280
‫اون عمل برنامه‌ریزی شده بود

60
00:04:53,640 --> 00:04:57,600
‫و اونا هم مجبور بودن همونطور که بازرس
‫بهشون دستور داده بود دقیقاً 25 دقیقه طولش بدن

61
00:04:58,040 --> 00:05:00,840
‫اون شمارشگر اجازه می‌داد که اون 2 افسر پلیس
‫که ماسک "دالی" گذاشته بودن،

62
00:05:00,920 --> 00:05:02,360
‫بتونن وارد ضراب‌خونه بشن

63
00:05:02,920 --> 00:05:06,760
‫یا اگه برنامه درست پیش نمی‌رفت، 2 تا جسد
‫توی کانال تهویه باقی میموندن

64
00:05:07,480 --> 00:05:08,800
‫اسلحۀ لعنتی رو بندازش زمین

65
00:05:12,840 --> 00:05:15,240
‫داخلش تیری نیست،
‫بذارش زمین قبل از اینکه حسابی عصبی بشم

66
00:05:17,280 --> 00:05:18,880
‫یه گلوله هنوز داخل اسلحه هست

67
00:06:26,760 --> 00:06:28,000
‫"سوارز"، صدامو داری؟

68
00:06:28,320 --> 00:06:29,240
‫داخل کانال هستیم

69
00:06:29,720 --> 00:06:31,120
‫داریم به سمت هدف حرکت می‌کنیم

70
00:06:43,880 --> 00:06:45,880
‫برگرد و دست‌هات رو بذار پشت سرت

71
00:06:48,640 --> 00:06:49,520
‫همین الان!

72
00:06:53,520 --> 00:06:54,400
‫همین حالا!

73
00:06:56,160 --> 00:06:57,040
‫خب

74
00:06:58,240 --> 00:07:00,440
‫حالا چی؟ دیگه گردن‌کلفتی نمی‌کنی، نه؟

75
00:07:00,920 --> 00:07:02,800
‫یه کاری کن دیگه، بجنب

76
00:07:03,680 --> 00:07:04,560
‫شلیک کن

77
00:07:05,240 --> 00:07:07,080
‫دخترۀ دیوونۀ لعنتی،
‫زانو بزن ببینم

78
00:07:09,440 --> 00:07:10,320
‫چاقوی جراحی

79
00:07:10,400 --> 00:07:13,320
‫صبر کن، وایسا بینم.
‫من وسایل رو در اختیارش میذارم.

80
00:07:15,080 --> 00:07:16,000
‫چاقوی جراحی

81
00:07:22,200 --> 00:07:24,080
‫تا الان که حرف نداشتی،
‫مگه نه "آرتوریتو"؟

82
00:07:24,240 --> 00:07:25,960
‫اسم زن‌ـت رو اشتباهی گفتی

83
00:07:28,720 --> 00:07:29,960
‫البته، اینکه عادی‌ـه

84
00:07:31,840 --> 00:07:34,000
‫صبح‌ها با "مونیکا" صبحونه میخوردی

85
00:07:34,520 --> 00:07:35,960
‫عصرا رو هم با "لورا" می‌گذروندی...

86
00:07:36,640 --> 00:07:37,840
‫عادی‌ـه که قاطی کنی

87
00:07:40,000 --> 00:07:41,600
‫ولی من هر دوشون رو دوس دارم

88
00:07:43,160 --> 00:07:44,320
‫واقعیت اینه.

89
00:07:44,560 --> 00:07:48,320
‫وقتی جای من نیستی،
‫خیلی راحت می‌تونی قضاوت کنی. همه...

90
00:07:49,760 --> 00:07:51,520
‫فکر می‌کنن چه آدم پَستی هستی تو،

91
00:07:52,160 --> 00:07:53,920
‫چه آدم عوضی ای هستی.

92
00:07:54,280 --> 00:07:57,240
‫از من به دوره که بخوام قضاوت‌های اخلاقی
‫نسبت به کسی داشته باشم

93
00:08:12,120 --> 00:08:13,760
‫همۀ مسائلی که میگی رو می‌تونم درک کنم

94
00:08:15,280 --> 00:08:19,680
‫می‌تونی آزادانه در مورد هر چیزی که
‫خواستی باهام صحبت کنی

95
00:08:20,400 --> 00:08:22,640
‫خب، واقعیتش اینه که خیلی بدبختم

96
00:08:25,560 --> 00:08:28,160
‫یه آدم بدبخت که عاشق دو زن‌ـه

97
00:08:29,800 --> 00:08:32,840
‫و جسارتش رو هم نداره که یکی‌ـشون
‫رو انتخاب کنه

98
00:08:34,040 --> 00:08:36,240
‫و بین اون صحبت‌هایی که در مورد
‫خیانت‌کردن صورت می‌گرفت،

99
00:08:36,440 --> 00:08:38,080
‫"دنور" تونست چاقویی که نیاز داره رو بگیره

100
00:08:38,280 --> 00:08:41,800
‫و اون یادداشتی هم که "مونیکا" نوشته بود رو
‫طوری دور انداخت که انگار اصلاً وجود نداشته

101
00:08:42,480 --> 00:08:44,280
‫یا حداقل تلاشش رو کرد، چون "نایروبی"،

102
00:08:44,360 --> 00:08:47,520
‫همیشه توجه خیلی زیادی به جزئیات داره،
‫و این دفعه هم تونست متوجه این قضیه بشه

103
00:08:48,960 --> 00:08:52,200
‫- واسه چی یه همچین کار احمقانه‌ای کردی؟
‫- نمی‌دونم، ببخشید.

104
00:08:58,040 --> 00:08:58,920
‫ببخشید

105
00:08:59,400 --> 00:09:00,280
‫بخواب روی زمین!

106
00:09:16,040 --> 00:09:18,880
‫- 11 متر با ورودی فاصله دارین
‫- دریافت شد

107
00:09:19,520 --> 00:09:20,400
‫در حال حرکتیم.

108
00:09:25,720 --> 00:09:27,880
‫آشغالِ لوسِ عوضی!

109
00:09:28,880 --> 00:09:31,040
‫- معذرت میخوام
‫- خفه‌خون بگیر!

110
00:09:31,200 --> 00:09:33,440
‫دیگه نمی‌خوام از
‫داستان‌های زندگی‌ـت چیزی بدونم، خب؟

111
00:09:33,520 --> 00:09:35,920
‫من رفیق وامونده‌ـت نیستم، شیرفهم شدی؟

112
00:09:36,760 --> 00:09:39,160
‫باید خیلی آدم بدبختی باشی که واسه
‫دوستی با گروگان‌گیرت

113
00:09:39,240 --> 00:09:40,760
‫مجبور باشی اینطوری رو دست و پات بیفتی

114
00:09:57,120 --> 00:09:58,320
‫می‌دونی چیه؟

115
00:10:00,600 --> 00:10:03,040
‫فقط شش هفته‌ـست حامله‌ـم و...

116
00:10:03,880 --> 00:10:06,280
‫بیشتر از اینکه نگران جونِ خودم باشم،
‫نگران جون این بچه‌ـم...

117
00:10:06,840 --> 00:10:08,760
‫حتی عفونت هم جلوی اینکه بچه‌ـت تمومِ

118
00:10:08,840 --> 00:10:12,000
‫زندگی‌ـت میشه رو نمی‌تونه بگیره عزیزم.

119
00:10:13,400 --> 00:10:14,560
‫ببین، اسمت چیه؟

120
00:10:16,400 --> 00:10:18,560
‫"مسکو"، به من میگن "مسکو".

121
00:10:18,840 --> 00:10:19,800
‫ببین، "مسکو".

122
00:10:21,440 --> 00:10:22,440
‫سرپرست یه...

123
00:10:23,400 --> 00:10:24,400
‫بچه بودن چطوری‌ـه...؟

124
00:10:25,240 --> 00:10:26,520
‫منظورم، مادری کردن‌ـه براش.

125
00:10:28,760 --> 00:10:30,040
‫اینکه بتونی پدر و مادرش باشی...

126
00:10:33,240 --> 00:10:38,720
‫ببین، مادر یا پدر بودن یعنی یهو کلی مشکل

127
00:10:39,040 --> 00:10:42,480
‫صاف بریزه رو سرت و
‫این مشکلات تا آخر عمرت باهات باشن

128
00:10:43,640 --> 00:10:47,360
‫خلاصه بگم، تا آخر عمرت باید
‫نگران بچه‌ـت باشی

129
00:10:49,120 --> 00:10:51,240
‫اولش، سرماخوردگی‌های بچه‌ـت شروع میشه

130
00:10:51,360 --> 00:10:54,240
‫یعنی هر هفته به جای اینکه بری نوشیدنی بزنی،

131
00:10:54,360 --> 00:10:55,880
‫باید بری اتاق اورژانس

132
00:10:56,080 --> 00:10:57,920
‫واسه‌ـم مهم نیس، اهل نوشیدنی نیستم

133
00:10:58,280 --> 00:11:02,120
‫نمی‌دونی داری چه چیزی رو از دست میدی،
‫نمی‌دونی چه مزۀ خوبی میده

134
00:11:02,280 --> 00:11:05,280
‫وقتی که توی تختش می‌خوابونی‌ـش و از
‫پیشش می‌خوای بری، مثل فرشته‌ها میمونه.

135
00:11:06,760 --> 00:11:07,960
‫بعدشم که مدرسه‌ـش هست

136
00:11:09,880 --> 00:11:10,760
‫ترسی که...

137
00:11:11,480 --> 00:11:13,080
‫همۀ پدر و مادرا دارن...

138
00:11:13,360 --> 00:11:16,800
‫اینکه بچه‌ـت اون آدم احمق باشه و
‫کتک خورِ کل کلاس بشه

139
00:11:16,920 --> 00:11:18,680
‫همین کاری که الان اسمش رو
‫گذاشتن "قلدری" کردن

140
00:11:19,120 --> 00:11:20,720
‫در واقع برای من که این قضیه متفاوت بود

141
00:11:21,680 --> 00:11:24,080
‫بچۀ من بود که بقیه رو کتک می‌زد

142
00:11:25,720 --> 00:11:27,600
‫همه‌ـش اخراج میشد

143
00:11:28,040 --> 00:11:30,400
‫خدا میدونه چندبار مدرسه‌ـش رو عوض کرد،
‫این قضیه

144
00:11:31,600 --> 00:11:34,480
‫و بعدشم که مامانش، طفلکی،
‫عادتای بدش رو داشت...

145
00:11:34,560 --> 00:11:35,880
‫اونقدرا هم که طفلکی نبود

146
00:11:37,680 --> 00:11:40,000
‫منو به امونِ خدا ولم کرد...

147
00:11:40,600 --> 00:11:41,720
‫که بشم نگهبان بچه‌ـمون!

148
00:11:43,000 --> 00:11:44,840
‫چون آخرش، تموم چیزی که می‌خوای...

149
00:11:46,640 --> 00:11:48,200
‫اینه که بچه‌ـت عادی باشه،

150
00:11:48,800 --> 00:11:51,960
‫اینکه آخرش به جای اینکه بره مدرسه،

151
00:11:52,840 --> 00:11:54,560
‫یه گوشه نیفته و مواد مصرف کنه.

152
00:11:57,880 --> 00:11:59,040
‫ولی پدر یا مادر بودن...

153
00:12:00,240 --> 00:12:02,120
‫واقعاً خوبه. خیلی...

154
00:12:03,160 --> 00:12:05,760
‫هی، نه، نه! "مونیکا"، طاقت بیار!

155
00:12:06,320 --> 00:12:08,720
‫منو ببین، منو ببین!
‫طاقت بیار عزیزم

156
00:12:08,800 --> 00:12:10,000
‫- زود باش، منو ببین!
‫- بابا!

157
00:12:10,080 --> 00:12:11,040
‫- آفرین
‫- چی شده؟

158
00:12:11,200 --> 00:12:12,520
‫- چی شده؟
‫- هیچی نشده، همه‌چی مرتبه

159
00:12:12,600 --> 00:12:14,400
‫- آره؟
‫- دمای بدنش زیادی بالاست

160
00:12:14,480 --> 00:12:17,080
‫نه، فقط منو ببین.
‫بذار ببینم، منو ببین، آفرین.

161
00:12:18,560 --> 00:12:19,640
‫همه چی با خودم آوردم

162
00:12:25,480 --> 00:12:27,840
‫پنج دقیقه دیگه مونده تا دکترها خارج بشن

163
00:12:28,760 --> 00:12:29,760
‫دریافت شد

164
00:12:33,920 --> 00:12:34,800
‫گلوله خارج شد

165
00:12:40,360 --> 00:12:41,240
‫ممنون

166
00:12:44,560 --> 00:12:46,080
‫و حالا هم جنابعالی
‫باید بخیه‌ـش بزنی.

167
00:12:47,040 --> 00:12:47,920
‫کی، من؟

168
00:12:48,840 --> 00:12:50,520
‫بله، تو

169
00:12:51,000 --> 00:12:52,160
‫مگه پرستار نیستی؟

170
00:12:55,240 --> 00:12:57,400
‫- آره، هستم
‫- خب، دیگه.

171
00:12:59,800 --> 00:13:01,120
‫بی‌حسی موضعی‌ـه

172
00:13:02,080 --> 00:13:04,680
‫می‌زنیمش روی زخمت و
‫یه چشم به هم بزنی... دیگه دردی نداری

173
00:13:05,880 --> 00:13:06,760
‫آره

174
00:13:08,400 --> 00:13:09,760
‫بده به من، بذار خودم انجامش میدم

175
00:13:10,400 --> 00:13:12,760
‫- تو همینطور نبض‌ـش رو چک کن
‫- باشه

176
00:13:14,720 --> 00:13:18,960
‫همینه...
‫تموم شد، حالا، آفرین، همینه.

177
00:13:19,200 --> 00:13:22,400
‫می‌دونی بعد از اینکه از اینجا
‫رفتم بیرون... می‌خوام چه کار کنم؟

178
00:13:22,920 --> 00:13:25,080
‫می‌خوام از راه دور درس بخونم

179
00:13:26,000 --> 00:13:27,600
‫کل زندگی‌ـت درس نخوندی

180
00:13:27,720 --> 00:13:29,640
‫نمیگم میخوام پزشکی بخونم که،
‫ولی...

181
00:13:30,880 --> 00:13:32,960
‫از همونجایی که ول کردم ادامه میدم، میدونی؟

182
00:13:33,160 --> 00:13:35,280
‫این یه مقداری دردش بیشتره، باشه؟

183
00:13:35,440 --> 00:13:36,360
‫ببین، ببین. اُه!

184
00:13:37,200 --> 00:13:38,240
‫تموم شد

185
00:13:38,960 --> 00:13:40,000
‫آره، تموم شد

186
00:13:40,080 --> 00:13:41,320
‫- آماده‌ای
‫- آماده‌ـم

187
00:13:41,480 --> 00:13:44,520
‫حالا، تا پنج دقیقۀ دیگه
‫بی‌حس میشه و...

188
00:13:45,760 --> 00:13:47,200
‫ما هم می‌تونیم زخمت رو باز کنیم، خب؟

189
00:13:47,480 --> 00:13:48,600
‫- خیلی خب
‫- آماده

190
00:13:56,600 --> 00:13:59,680
‫- نزدیک 2 متریِ ورودی هستید
‫- هدف رو می‌تونیم ببینیم

191
00:14:22,160 --> 00:14:23,200
‫بذار ببینم...

192
00:14:23,280 --> 00:14:25,480
‫حالم خیلی خوب نیس.
‫فکر کنم دارم بالا میارم

193
00:14:25,560 --> 00:14:28,320
‫پرستاری یا رقاص باله‌ای؟
‫چه مرگته آخه تو؟

194
00:14:28,400 --> 00:14:29,480
‫پرستارم،

195
00:14:29,960 --> 00:14:32,400
‫ولی عادت ندارم جایی کار کنم
‫که این همه اسلحه باشه

196
00:14:32,480 --> 00:14:34,760
‫خیلی خب، کافی‌ـه. خودم بخیه‌ـش می‌زنم

197
00:14:35,080 --> 00:14:38,200
‫ولی از همه‌ـتون می‌خوام که خواهشاً
‫ساکت بمونین

198
00:14:38,560 --> 00:14:39,880
‫زود باش، شروع کن

199
00:14:43,120 --> 00:14:44,000
‫قیچی

200
00:14:51,360 --> 00:14:53,000
‫پروفسور می‌خواد باهات صحبت کنه

201
00:14:53,160 --> 00:14:55,720
‫خیلی خب. پرستار رو ببر دستشویی
‫که اونجا بالا بیاره.

202
00:14:55,840 --> 00:14:58,600
‫اگه بالا نیاورد، سرش رو انقدری
‫داخل مستراح کن، که بالاخره بالا بیاره

203
00:14:58,680 --> 00:15:00,280
‫می‌فهمی چی میگم؟ تا بالاخره بالا بیاره

204
00:15:01,520 --> 00:15:02,480
‫خدافظ، "آرتورو".

205
00:15:03,240 --> 00:15:04,240
‫یالا

206
00:15:04,920 --> 00:15:05,920
‫راه برو

207
00:15:06,120 --> 00:15:07,000
‫راه برو

208
00:15:13,240 --> 00:15:16,200
‫یه ارتباط رمزگذاری شده روی موج کوتاه
‫برقرار کردن، فکر کنم میخوان وارد بشن

209
00:15:16,280 --> 00:15:18,400
‫- ولی نمی‌دونم از کجا
‫- باشه، میریم سراغ نقشۀ دوم

210
00:15:18,480 --> 00:15:20,760
‫باشه، تو هم تیم پزشکی رو همین الان
‫از اونجا خارج‌ـشون کن

211
00:15:21,160 --> 00:15:22,040
‫همین الان

212
00:15:34,120 --> 00:15:38,080
‫عزیزم، قوی باش. من حالم خوبه.
‫دوستت دارم، "مونیکا".

213
00:16:00,040 --> 00:16:02,880
‫معاون بازرس "آنجل" می‌دونست
‫که تا کمتر از یه ثانیۀ دیگه

214
00:16:02,960 --> 00:16:04,600
‫یه نبرد دیگه رو قراره ببازن

215
00:16:04,720 --> 00:16:07,080
‫اون ماسک‌های گمراه‌کننده
‫به این معنی بود که قراره

216
00:16:07,160 --> 00:16:08,640
‫دو تا آدم رو بفرستن تو دهن شیر

217
00:16:08,720 --> 00:16:11,120
‫و اینکه می‌فهمیدن اون کسی که
‫نقشۀ این سرقت رو کشیده

218
00:16:11,200 --> 00:16:14,160
‫باهوش‌تر و آینده‌نگرتر از پلیس و

219
00:16:14,360 --> 00:16:16,800
‫سرویس اطلاعاتی و واحد مداخله‌ـست

220
00:16:17,200 --> 00:16:18,640
‫و وقتی می‌بینید حسابی چند قدمی

221
00:16:19,840 --> 00:16:21,080
‫ازتون جلوترن، بهتره فرار کنین.

222
00:16:21,360 --> 00:16:22,880
‫همین الان باید بریم

223
00:16:26,840 --> 00:16:30,040
‫خانم، عذر می‌خوام، ما کارِمون
‫اینجا تموم شد. می‌تونیم بریم خواهشاً؟

224
00:16:30,680 --> 00:16:31,800
‫- بله
‫- آره؟

225
00:16:31,880 --> 00:16:32,960
‫خیلی آروم

226
00:16:35,120 --> 00:16:36,320
‫تو، بیا دنبالم

227
00:16:41,760 --> 00:16:43,480
‫دکتر، دکتر!

228
00:16:44,800 --> 00:16:45,800
‫یه لحظه صبر کنید

229
00:16:46,040 --> 00:16:47,480
‫یک دقیقه و سی ثانیۀ دیگه

230
00:16:49,920 --> 00:16:51,840
‫- چی شده؟
‫- دارن روی فرکانس پارازیت میندازن

231
00:16:53,040 --> 00:16:54,360
‫"سوارز"، صدامو داری؟

232
00:16:54,720 --> 00:16:56,320
‫پارازیت‌انداز نصب کردن

233
00:16:56,560 --> 00:16:58,240
‫فکر کنم ارتباطمون داره قطع میشه

234
00:16:58,520 --> 00:17:00,280
‫صدامو داری؟

235
00:17:02,880 --> 00:17:05,520
‫روی فرکانس پارازیت‌ انداختن
‫داریم ارتباطمون رو از دست میدیم

236
00:17:05,680 --> 00:17:06,560
‫"سوارز"

237
00:17:07,120 --> 00:17:08,640
‫جراحی چطور انجام شد؟

238
00:17:09,440 --> 00:17:12,720
‫خوب بود، ولی باید تا 24 ساعت دیگه هم
‫دوباره برگردیم

239
00:17:14,400 --> 00:17:16,320
‫ممنونیم، ولی برای موارد بعد از عمل

240
00:17:16,400 --> 00:17:18,480
‫به اندازۀ کافی افرادی رو داریم
‫که بتونن رسیدگی کنن

241
00:17:20,160 --> 00:17:23,760
‫دوست خوبم، پرستار...
‫الان حالت بهتر شده یا نه؟

242
00:17:23,920 --> 00:17:25,800
‫- بله، بله، ممنونم
‫- از شنیدنش خوشحال شدم

243
00:17:25,920 --> 00:17:29,040
‫معذرت می‌خوام که نمی‌تونم بدرقه‌ـتون کنم،
‫ولی به دست آدمای خوبی می‌سپارم‌ـتون

244
00:17:29,480 --> 00:17:30,360
‫خداحافظ

245
00:17:30,640 --> 00:17:31,880
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

246
00:17:44,040 --> 00:17:46,240
‫سلام‌ـمون رو به بیرونی‌ها هم برسونین

247
00:17:53,520 --> 00:17:56,000
‫- به "آرتورو" گفتی حالم خوبه؟
‫- چی؟

248
00:17:56,400 --> 00:17:58,480
‫به "آرتورو" گفتی که زنده‌ـم؟

249
00:17:59,600 --> 00:18:02,920
‫- آره. نه... بهش نگفتم.
‫- گفتی یا نگفتی؟

250
00:18:03,000 --> 00:18:04,320
‫بهش یادداشت رو دادم دیگه

251
00:18:10,320 --> 00:18:11,480
‫اون چی گفت؟

252
00:18:12,480 --> 00:18:16,040
‫حسابی ذوق کرده بود. ذوق کرده بود،
‫دیگه چی می‌تونست بگه؟

253
00:18:16,120 --> 00:18:17,000
‫- اینکه...
‫- ادامه بده

254
00:18:17,080 --> 00:18:17,960
‫اینکه...

255
00:18:18,800 --> 00:18:21,160
‫- خیلی دوستت داره
‫- دیگه چی؟

256
00:18:21,760 --> 00:18:22,920
‫گفت که...

257
00:18:23,560 --> 00:18:27,000
‫وقتی هر دو از اینجا خارج بشین،
‫می‌خواد ببرتت استرالیا

258
00:18:29,800 --> 00:18:30,760
‫استرالیا؟

259
00:18:31,160 --> 00:18:32,040
‫آره

260
00:18:32,720 --> 00:18:33,600
‫نمی‌تونم گلوله رو پیداش کنم

261
00:18:34,520 --> 00:18:37,720
‫اینم بهم گفت که نمی‌دونه چی توی وجودش
‫دیدی که ازش خوشت اومده

262
00:18:38,520 --> 00:18:40,160
‫- گفت استرالیا؟
‫- آره، استرالیا

263
00:18:41,320 --> 00:18:43,160
‫مقصد رؤیایی زن‌ـشه

264
00:18:45,440 --> 00:18:47,600
‫بعدشم، "آرتورو" می‌دونه
‫که از پرواز می‌ترسم

265
00:18:49,840 --> 00:18:53,280
‫چی شد؟
‫زن‌ـش هم همراه دکترا وارد شد؟

266
00:18:54,840 --> 00:18:56,680
‫- "لورا" اومد اینجا؟
‫- نه

267
00:18:57,160 --> 00:18:59,240
‫- آره که اومده
‫- باهاش پشت تلفن صحبت کرد

268
00:19:15,600 --> 00:19:17,920
‫- "سوارز"!
‫- مرکز، صدامو دارین؟

269
00:19:19,000 --> 00:19:20,720
‫مرکز، صدامو دارین؟

270
00:19:22,880 --> 00:19:23,760
‫لعنتی

271
00:19:26,800 --> 00:19:29,440
‫بازرس، جراح‌ها دارن خارج میشن

272
00:19:39,520 --> 00:19:40,920
‫حرکت کنین

273
00:19:41,480 --> 00:19:43,120
‫راه برین

274
00:19:48,720 --> 00:19:53,080
‫بدویین، الان بدویین. زود بدویین.
‫بدویین! زود باشین!

275
00:19:54,360 --> 00:19:55,600
‫زود باشین، بریم!

276
00:19:56,040 --> 00:19:58,000
‫"آنجل" داره با سرعت میاد اینجا
‫یه مشکلی پیش اومده

277
00:20:00,920 --> 00:20:02,960
‫لغو کنید! ماسک صورتشون رو عوض کردن

278
00:20:03,040 --> 00:20:05,840
‫اونا ماسک‌های "دالی" رو نپوشیدن
‫مأمورهامون صاف دارن وارد کشتارگاه میشن

279
00:20:05,840 --> 00:20:06,720
‫چی؟

280
00:20:09,000 --> 00:20:11,280
‫گوش کنین، وارد نشید!

281
00:20:11,680 --> 00:20:13,040
‫"سوارز"، صدامو داری؟

282
00:20:18,440 --> 00:20:19,880
‫به هدف رسیدیم

283
00:20:20,440 --> 00:20:22,720
‫داریم دریچه رو برمی‌داریم
‫که بتونیم وارد بشیم

284
00:20:28,720 --> 00:20:29,760
‫چه کار دارین می‌کنین؟

285
00:20:30,320 --> 00:20:31,240
‫یه گلوله‌ـس

286
00:20:31,680 --> 00:20:33,000
‫زخم گلوله‌ـس

287
00:20:43,480 --> 00:20:47,360
‫خدا! خدا! خدایا، "مسکو"!
‫ببین چه حمام خونی راه انداختی!

288
00:20:47,440 --> 00:20:50,560
‫- برو اونور، بذار خودم انجامش بدم!
‫- بعدش یه اتفاق عجیبی افتاد

289
00:20:51,080 --> 00:20:55,320
‫به جای اینکه "نایروبی" بره قضیه رو لو بده،
‫تموم تلاشش رو کرد که دقت عمل‌ـش رو

290
00:20:56,320 --> 00:20:59,600
‫صرف یه کار بهتری کنه، اینکه به "مسکو"
‫کمک کنه که جونِ "مونیکا" رو نجات بده

291
00:20:59,680 --> 00:21:01,160
‫من میرم بیرون یه کمی هوا تازه کنم

292
00:21:01,280 --> 00:21:04,000
‫- یا حداقل پاش رو نجات بده
‫- تو رو خدا ببینا!

293
00:21:04,080 --> 00:21:06,120
‫واقعاً نیومده بود که کسی رو بکشه.

294
00:21:06,200 --> 00:21:08,400
‫- عجبا، یالا!
‫- و همونطور که قبلنم گفته بودم

295
00:21:08,920 --> 00:21:12,240
‫نمیذاشت چیزی نقشۀ پروفسور رو
‫به هم بریزه

296
00:21:14,560 --> 00:21:15,960
‫"سوارز"، صدامو داری؟

297
00:21:17,200 --> 00:21:18,480
‫ماسک‌هاشونو عوض کردن

298
00:21:19,880 --> 00:21:22,840
‫ارتباطمون تداخل داره. مرکز، صدامو داری؟
‫من صداتون رو ندارم

299
00:21:23,120 --> 00:21:25,800
‫ماسک‌های "دالی" رو نپوشیدن!
‫دارین میرین عملاً خودکشی کنین!

300
00:21:29,320 --> 00:21:31,280
‫وارد نشین، تکرار می‌کنم، وارد نشین!

301
00:21:32,520 --> 00:21:33,640
‫این یه دستوره!

302
00:21:33,760 --> 00:21:36,760
‫اونا ماسک‌هاشون رو عوض کردن
‫دیگه اون ماسک‌های "دالی" روی صورتشون نیست

303
00:21:37,280 --> 00:21:39,040
‫توجه کنید، صدامو دارین؟

304
00:21:39,200 --> 00:21:40,640
‫وارد نشید!

305
00:21:41,200 --> 00:21:42,920
‫- عملیات رو لغو می‌کنیم.
‫- لعنتی!

306
00:21:43,640 --> 00:21:44,840
‫عملیات رو لغو می‌کنیم!

307
00:21:58,200 --> 00:22:00,400
‫"برلین"، همه دیگه می‌تونن آروم باشن

308
00:22:00,760 --> 00:22:03,600
‫نقشۀ دوم مطابق برنامه پیش رفت.
‫دارن عقب‌نشینی می‌کنن.

309
00:22:06,280 --> 00:22:09,280
‫پشت یه صدای ماشینی با دوربین‌هاش و
‫استراتژی‌هاش قایم شده بود،

310
00:22:09,360 --> 00:22:12,840
‫در حالی که در مورد یه سرقت مذاکره می‌کرد،
‫پروفسور، کاملاً می‌دونست داره چه کار می‌کنه

311
00:22:12,960 --> 00:22:16,000
‫ولی توی بقیۀ چیزای زندگی،
‫کاملاً بی‌فایده بود

312
00:22:16,600 --> 00:22:19,960
‫دو شخصیت کاملاً متفاوت داشت،
‫مثل "کلارک کنت" و "سوپرمن".

313
00:22:20,760 --> 00:22:23,440
‫شاید واسه اینکه تموم دوران بچگی
‫و جوونی‌ـش رو توی یه تخت

314
00:22:23,520 --> 00:22:26,320
‫توی بیمارستان "سَن خوان دِ دیوس"
‫در شهر "سَن سباستین" سپری کرده بود.

315
00:22:27,000 --> 00:22:30,640
‫فقط با پرستارای پیر هم صحبت شده بود
‫و به کتاب خوندن مشغول بود

316
00:22:33,320 --> 00:22:35,880
‫نه چندان آدم عادی‌ای بود و
‫نه چندان آدم اجتماعی‌ای بود

317
00:22:36,560 --> 00:22:38,240
‫و قطعاً آدم خوش گذرون یا کاریزماتیکی هم نبود

318
00:22:38,600 --> 00:22:39,680
‫می‌تونم بشینم؟

319
00:22:41,880 --> 00:22:42,760
‫بله، حتماً.

320
00:22:43,120 --> 00:22:45,280
‫واسه همین منم دوس داشتم دست‌پاچه‌ـش کنم

321
00:22:48,400 --> 00:22:50,680
‫خب، وقتی دنبال کشیدنِ نقشۀ یه دزدی نیستی،
‫چه کار می‌کنی؟

322
00:22:52,680 --> 00:22:54,680
‫منظورت وقت آزادم یا یه همچین چیزی‌ـه؟

323
00:22:55,240 --> 00:22:56,320
‫مثلاً میری می‌رقصی یا...؟

324
00:22:56,400 --> 00:22:59,160
‫نه، نه، نه اصلاً. هیچی از آهنگ و
‫حرکات موزون حالی‌ـم نمیشه

325
00:23:01,040 --> 00:23:02,120
‫کسی رو داری؟

326
00:23:03,320 --> 00:23:04,320
‫ازدواج کردی؟

327
00:23:05,920 --> 00:23:08,160
‫توافق کردیم که اطلاعات شخصی‌ـمون
‫رو به هم نگیم

328
00:23:10,000 --> 00:23:11,280
‫احمق که نیستی، نه؟

329
00:23:13,800 --> 00:23:15,440
‫یه ارتباطاتی داشتم

330
00:23:17,160 --> 00:23:18,120
‫به واقع چندتایی.

331
00:23:19,720 --> 00:23:22,520
‫نه خیلی زیاد، اونقدرا هم طول نکشیدن،
‫ولی چندتایی داشتم

332
00:23:22,600 --> 00:23:24,160
‫منظورم... آشناییه

333
00:23:24,960 --> 00:23:26,160
‫روابطم پراکنده بودن

334
00:23:26,680 --> 00:23:29,520
‫منظورم از پراکنده این نیس که با
‫زنای زیادی آشنا شدم اشتباه نکن

335
00:23:31,520 --> 00:23:33,160
‫والا، نمی‌دونم، شایدم آدم خوبی باشی

336
00:23:33,320 --> 00:23:34,680
‫ای بابا... نخیر

337
00:23:35,600 --> 00:23:36,680
‫نخیر، تا الان که همچین چیزی نبوده

338
00:23:36,760 --> 00:23:38,920
‫اینطور نیس که از بیان کردن احساسم 
‫خجالت بکشم و اینا

339
00:23:51,040 --> 00:23:53,080
‫آدما چیزای زیادی رو جذاب تلقی می‌کنن

340
00:23:53,680 --> 00:23:57,040
‫رقصیدن، عضلات، موهای قشنگ،

341
00:23:57,320 --> 00:23:58,480
‫یه لهجۀ فرانسوی رو حتی...

342
00:24:00,680 --> 00:24:02,360
‫می‌دونی از نظر من چی جذابه؟

343
00:24:06,880 --> 00:24:07,960
‫هوش و ذکاوت

344
00:24:10,120 --> 00:24:12,480
‫مردایی که باهات حرف می‌زنن و
‫نمی‌تونی متحیرشون نشی

345
00:24:12,560 --> 00:24:14,960
‫مهم نیس که دیگه قدبلند باشن یا قد کوتاه،
‫زشت باشن یا خوشگل

346
00:24:15,040 --> 00:24:17,840
‫وقتی در مورد چیزایی که نمی‌دونم باهام
‫حرف می‌زنن حسابی جذبم می‌کنن

347
00:24:23,040 --> 00:24:25,760
‫خب، یه ویژگی به خصوص‌ـه،
‫که توی دیکشنری‌ها هم در موردش نوشته شده

348
00:24:25,840 --> 00:24:27,360
‫بهش میگن همزاد پنداری

349
00:24:35,640 --> 00:24:36,880
‫همه‌چی رو می‌دونی، مگه نه؟

350
00:24:38,480 --> 00:24:40,840
‫خب دیگه، اگه ایرادی نداشته باشه،
‫از خدمتتون مرخص میشم.

351
00:24:42,680 --> 00:24:43,560
‫فقط یه چیزی

352
00:24:48,920 --> 00:24:51,120
‫چطوری یه همچین سرقتی
‫به فکرت رسید؟

353
00:24:52,200 --> 00:24:53,600
‫این قضیه ایدۀ من نبوده

354
00:24:55,120 --> 00:24:56,120
‫پس ایدۀ کی بوده؟

355
00:24:56,280 --> 00:24:57,920
‫ایدۀ من نبوده

356
00:25:00,560 --> 00:25:03,560
‫اون "چیزی که گفتی هم
‫بیشتر معنی گاو بودن رو می‌داد

357
00:25:28,960 --> 00:25:31,800
‫- اون ماسک‌ها مالِ قیافۀ کی بودن دیگه؟
‫- نمی‌دونم

358
00:25:32,400 --> 00:25:35,280
‫دهن‌ ماسک‌ها یه جورایی باز بود،
‫یه حالت پریشونی داشت

359
00:25:35,640 --> 00:25:39,200
‫یه جوری که، نمی‌تونم بگم،
‫مثل تابلوی "جیغ" مونک. مثه اون

360
00:25:39,800 --> 00:25:42,960
‫مونک، نقاش سبک هیجان‌نمایی دیگه

361
00:25:54,040 --> 00:25:57,120
‫"دالی"، "مونک"... بعدی‌ـش قراره چی باشه؟

362
00:25:57,480 --> 00:26:00,600
‫نمی‌دونی چقدر از سؤالی که
‫پرسیدی خوشحال شدم، بازرس

363
00:26:02,280 --> 00:26:04,920
‫اگه بازم می‌خواستی عوضش کنی،
‫می‌رفتی سراغ کدوم نقاش؟

364
00:26:05,080 --> 00:26:07,600
‫ببخشید... نمی‌دونم، شاید پیکاسو مثلاً؟

365
00:26:08,360 --> 00:26:10,200
‫- "گویا"
‫- "گویا"

366
00:26:13,600 --> 00:26:14,520
‫"ولاسکوئز".

367
00:26:14,920 --> 00:26:15,800
‫ولاسکوئز...

368
00:26:20,320 --> 00:26:22,440
‫"داوینچی". آره، با ریش‌هاش...

369
00:26:22,520 --> 00:26:25,640
‫- از ریش بدم نمیاد
‫- "اندی وارهول"

370
00:26:26,960 --> 00:26:30,040
‫- همون یارو که قوطی سوپ می‌کشید؟
‫- "اندی وارهول" رو میگی "آنجل"

371
00:26:30,680 --> 00:26:33,520
‫آره، "اندی وارهول"،
‫همون که نقاشی "مریلین" رو کشیده بود

372
00:26:34,680 --> 00:26:35,640
‫طرف نقاش‌ـه دیگه...

373
00:26:37,000 --> 00:26:39,480
‫نقاش خیلی شناخته شده و نمادینی هم هست

374
00:26:41,160 --> 00:26:42,840
‫موهاش و عینک‌هاشو میگم

375
00:26:43,160 --> 00:26:45,640
‫"آنجل"، گولۀ غافلگیری هستی تو!

376
00:26:45,800 --> 00:26:48,480
‫گولۀ غافلگیری با یه میکروفن
‫توی عینک‌هاش

377
00:26:49,280 --> 00:26:51,520
‫می‌تونن هر روز تا یه ماه دیگه
‫چهرۀ ماسک‌ـشون رو تغییر بدن

378
00:26:51,560 --> 00:26:53,720
‫و اینطوری هیچ موقع نمی‌تونیم
‫ازشون جلو بیفتیم

379
00:26:53,800 --> 00:26:57,560
‫ولی معمای این مسأله که این نیست بازرس،
‫خودتونم می‌دونید

380
00:26:57,760 --> 00:26:59,760
‫ولی این مسأله مهم نیس، مهم اینه که...

381
00:26:59,920 --> 00:27:02,080
‫لعنتیا چطوری می‌دونستن که
‫ما داخل اونجاییم؟

382
00:27:02,880 --> 00:27:06,800
‫چقدر طول کشیده که هر لحظه از قدم‌های
‫بعدی‌ـمون رو تحقیق و بررسی کنن؟

383
00:27:07,280 --> 00:27:09,240
‫صادقانه بخوام بگم، نصف زندگی‌ـم

384
00:27:09,520 --> 00:27:11,600
‫میخوان تا کِی اون داخل بمونن؟

385
00:27:11,760 --> 00:27:14,600
‫خیلی زیاد طول نمی‌کشه، فقط 9 روز دیگه
‫حداکثر دیگه 10 یا 11 روز

386
00:27:14,680 --> 00:27:17,200
‫داریم باهاشون شطرنج بازی می‌کنیم

387
00:27:17,360 --> 00:27:18,400
‫و اونا هم دارن شکست‌ـمون میدن

388
00:27:18,480 --> 00:27:22,080
‫ولی من یه اسب تروجان دارم، بازرس
‫شانس‌ـت واسه شکست دادن من خیلی کمه

389
00:27:22,240 --> 00:27:24,200
‫وقتشه که با دقت بیشتری فکر کنیم...

390
00:27:25,360 --> 00:27:26,480
‫به عقب برگردیم،

391
00:27:27,760 --> 00:27:28,960
‫برگردیم به شروع ماجرا،

392
00:27:36,880 --> 00:27:38,760
‫همه‌ـمون می‌دونیم که قضیه خیلی وقت
‫پیش شروع شده

393
00:27:39,040 --> 00:27:41,680
‫می‌دونیم اونایی که الان داخل ضراب‌خونه هستن
‫قبلاً هم اونجا بودن

394
00:27:41,760 --> 00:27:44,800
‫یه فیلمایی رو تونستیم حین وارد شدن
‫"کورتس" و "اولیویرا" به موزه پیدا کنیم

395
00:27:45,240 --> 00:27:46,600
‫ولی آیا تنهایی وارد شدن؟

396
00:27:47,120 --> 00:27:49,440
‫بار اول‌ـشون بوده یا بار آخرشون؟

397
00:27:50,280 --> 00:27:51,880
‫چند بار دیگه به اونجا سر زدن؟

398
00:27:52,240 --> 00:27:54,840
‫با کسی صحبت کردن؟
‫یه نشونه‌ای، یه نگاهی...

399
00:27:55,360 --> 00:27:58,680
‫و مهم‌تر از همه، سرنخی به جا
‫گذاشتن که بشه ازش استفاده کرد یا نه؟

400
00:28:00,120 --> 00:28:03,280
‫ازتون می‌خوام که دوباره برید
‫سراغ دوربین‌های امنیتی

401
00:28:03,360 --> 00:28:05,720
‫و لحظه به لحظه‌ـشون رو بررسی کنید

402
00:28:05,880 --> 00:28:07,960
‫بقیه‌ـمون سعی می‌کنیم یه مقداری
‫استراحت کنیم

403
00:28:08,280 --> 00:28:10,720
‫بعضی از شماها هم بیشتر از
‫30 ساعته که نخوابیدین

404
00:28:10,960 --> 00:28:13,680
‫"سوارز"، اگه اتفاقی افتاد، بهم زنگ بزن

405
00:28:13,760 --> 00:28:14,840
‫مسؤول اینجا، تویی الان

406
00:28:16,080 --> 00:28:18,600
‫"افرا" هستم داخل "مارسلو یوسرا"
‫واحدی نزدیک اینجا هست؟

407
00:28:18,680 --> 00:28:19,640
‫خواهش می‌کنم،

408
00:28:20,040 --> 00:28:22,880
‫کانال هشت رو واسۀ قضیۀ
‫گروگان‌ها آزاد بذارید دیگه!

409
00:28:24,200 --> 00:28:26,440
‫هیشکی دیگه از کانال هشت
‫استفاده نکنه لطفاً!

410
00:28:27,040 --> 00:28:30,120
‫گوش کن "راکِل"، دوس داری قبل از اینکه
‫بری خونه یه چیزی بخوریم؟

411
00:28:30,480 --> 00:28:33,560
‫بین خوردن و خوابیدن، همیشه
‫خوردن رو انتخاب می‌کنم، ولی...

412
00:28:33,840 --> 00:28:35,000
‫حسابی خسته‌ـم، "آنجل".

413
00:28:35,320 --> 00:28:36,720
‫معذرت می‌خوام، ولی ممنون.

414
00:28:39,120 --> 00:28:42,280
‫تا حالا به این فکر کردین که اگه
‫می‌تونستین زمان رو به عقب برگردونین

415
00:28:42,360 --> 00:28:44,400
‫احتمالاً اون تصمیماتی که گرفتین
‫رو دیگه نمی‌گیرین؟

416
00:28:44,640 --> 00:28:48,280
‫اینکه با تصمیمات اشتباهی که می‌گیریم
‫کلی مشکلات دیگه واسه خودمون درست می‌کنیم

417
00:28:48,760 --> 00:28:52,720
‫مشکلاتی که بزرگتر و بزرگتر میشن، تا مثه
‫اون سنگ‌ـه بزرگ توی "ایندیانا جونز" بشن و

418
00:28:53,320 --> 00:28:56,200
‫از اون بالا قِل بخوره بیاد پایین دنبالت
‫تا لِهِت کنه

419
00:29:15,600 --> 00:29:18,160
‫تموم تصمیماتی که در گذشته گرفته بودیم

420
00:29:18,680 --> 00:29:21,080
‫بی‌وقفه ما رو تا آینده هدایت‌ـمون کردن

421
00:29:21,920 --> 00:29:25,240
‫"ریو" می‌خواست هر چه زودتر
‫یه دونه تلویزیونی

422
00:29:25,320 --> 00:29:27,840
‫که توی ضراب‌خونه مونده بود رو روشن کنه،

423
00:29:28,960 --> 00:29:32,000
‫تا اگه یه موقعی ارتباط‌مون رو با پروفسور
‫از دست دادیم، بفهمیم چی شده

424
00:29:32,160 --> 00:29:35,440
‫تعداد نامشخصی از سارقان
‫تونستن به...

425
00:29:35,520 --> 00:29:37,680
‫خواستۀ این سارق‌ها چیه؟

426
00:29:37,800 --> 00:29:39,440
‫این یکی خفن‌ـشونه

427
00:29:40,040 --> 00:29:42,600
‫آیا می‌خوان به نظام ضربه بزنن؟

428
00:29:45,160 --> 00:29:47,680
‫خدایِ من!
‫آمریکایی‌ها هم نمی‌تونستن همچین کاری بکنن!

429
00:29:47,760 --> 00:29:50,760
‫این کار ساخت اسپانیاست؛ فقط
‫این دفعه با ام16! روتون کم شد؟

430
00:29:51,560 --> 00:29:52,600
‫یا خدا، بابا و مامانم!

431
00:29:52,960 --> 00:29:55,680
‫یه نوجوون... که یه خرده عجیب بود

432
00:29:56,600 --> 00:29:58,080
‫خجالتی بود...
‫- خجالتی بود

433
00:29:59,080 --> 00:30:01,480
‫بچه‌ـمون همیشه توی اتاقش بود

434
00:30:02,160 --> 00:30:04,240
‫فکر می‌کردیم داره با کامپیوترش
‫بازی می‌کنه یا...

435
00:30:04,760 --> 00:30:07,040
‫ولی هیچ موقع نمی‌تونستیم فکرش
‫رو بکنیم که یه جنایتکاره

436
00:30:08,520 --> 00:30:11,800
‫بعدش... روی آنتن تلویزیون می‌بینی‌ـش که
‫با یه اسلحه توی دستش، داره تیراندازی می‌کنه

437
00:30:12,040 --> 00:30:13,760
‫اونم در حالی که 60 نفر آدمو گروگان گرفته

438
00:30:15,720 --> 00:30:18,880
‫- می‌بینی که شبیه "جهادی"‌ها شده
‫- "پاکو"...

439
00:30:19,840 --> 00:30:21,640
‫اون دیگه پسر ما نیس

440
00:30:22,320 --> 00:30:23,920
‫نزن این حرفا رو لطفاً

441
00:30:24,280 --> 00:30:27,200
‫واسه من... واسه من مثه این
‫میمونه که مُرده باشه

442
00:30:27,520 --> 00:30:28,720
‫ولی، "پاکو"...

443
00:30:29,200 --> 00:30:33,120
‫الان حرفای پدر و مادر یکی از سارق‌ها
‫رو می‌شنیدیم که قلب رو به درد می‌آورد...

444
00:30:35,360 --> 00:30:38,280
‫"پروفسور" گفته از بیرون خبری نگیریم

445
00:30:39,760 --> 00:30:43,840
‫ولی خب گفته بود که یه سرقت
‫بدون خشونت‌ـم می‌خواد،

446
00:30:44,520 --> 00:30:45,640
‫که هیچ قربانی‌ای نداشته باشه

447
00:31:10,800 --> 00:31:12,280
‫چه سورپرایز قشنگی!

448
00:31:24,680 --> 00:31:26,080
‫باید بیشتر بیای این طرفا

449
00:31:30,560 --> 00:31:32,840
‫می‌بینم یه دفتر کوچولوی خیلی خوشگل
‫واسه خودت آماده کردی

450
00:31:32,960 --> 00:31:35,280
‫- همینطوری‌ـشم که دو تا داری
‫- دفترها رو خیلی دوس دارم

451
00:31:36,200 --> 00:31:37,200
‫همیشه می‌خواستم که...

452
00:31:38,680 --> 00:31:41,360
‫یه دونه میز از چوب "ماهون" داشته باشم،

453
00:31:43,640 --> 00:31:46,280
‫ولی مجرم بودن و دفتر داشتن
‫خیلی با هم جور در نمیان

454
00:31:49,280 --> 00:31:50,360
‫گرمه، نه؟

455
00:31:54,960 --> 00:31:57,840
‫می‌بینم که جلیقۀ ضد گلوله‌ـت رو
‫پوشیدی که بیای بهم سر بزنی

456
00:32:00,600 --> 00:32:03,080
‫ترجیح می‌دادم با پالتو پوست می‌اومدی،
‫از اون ونیزی‌هاش رو میگم

457
00:32:04,560 --> 00:32:05,440
‫ببین...

458
00:32:06,840 --> 00:32:08,400
‫خیلی برام قابل درک نیستی

459
00:32:09,040 --> 00:32:10,240
‫چرا اومدی اینجا، "توکیو"؟

460
00:32:14,960 --> 00:32:15,880
‫تا ازت بخوام

461
00:32:19,920 --> 00:32:20,920
‫خواهشاً

462
00:32:23,400 --> 00:32:24,960
‫به پروفسور زنگ بزنی

463
00:32:26,080 --> 00:32:27,680
‫و بهش بگی چه کار کردی،

464
00:32:28,640 --> 00:32:30,640
‫که دستور کُشتن یکی از گروگان‌ها رو دادی

465
00:32:32,840 --> 00:32:34,200
‫شیطون بلا

466
00:32:40,520 --> 00:32:41,960
‫می‌دونی چرا؟

467
00:32:44,520 --> 00:32:46,400
‫چون پروفسور، فرشتۀ نجات من‌ـه،

468
00:32:47,280 --> 00:32:50,000
‫و اگه تو بهش نگی،
‫خودم بهش میگم

469
00:32:50,080 --> 00:32:50,960
‫تو؟

470
00:32:52,840 --> 00:32:55,000
‫اینطوری میشی مثه همونی که
‫می‌گفت "بگم بگم"

471
00:32:55,000 --> 00:32:57,520
‫یه آدم خبرچین، یه موش کثیف

472
00:32:59,320 --> 00:33:01,800
‫من آدم متشخصی هستم،
‫نمی‌ذارم واست یه همچین اتفاقی بیفته

473
00:33:37,920 --> 00:33:38,800
‫بله؟

474
00:33:39,400 --> 00:33:41,080
‫من اولین قانون‌ـمون رو زیر پا گذاشتم

475
00:33:44,560 --> 00:33:45,880
‫یکی از گروگان‌ها رو کُشتم

476
00:33:47,840 --> 00:33:52,400
‫یعنی خودم که نه، "دِنوِر" کشته،
‫ولی اونش مهم نیست

477
00:33:52,800 --> 00:33:55,880
‫بذار اینطوری بگم که اون دقیقاً کاری
‫رو انجام داد که من بهش دستور داده بودم

478
00:33:57,000 --> 00:33:59,120
‫ترجیح دادم خودم بهت اطلاع بدم

479
00:34:11,000 --> 00:34:12,640
‫این تنها خط قرمزمون بود

480
00:34:15,640 --> 00:34:17,040
‫همه‌چی رو خراب کردی

481
00:34:19,520 --> 00:34:23,080
‫- می‌فهمم که شوکه شدی
‫- همه‌چی رو نابود کردی

482
00:34:23,720 --> 00:34:26,280
‫اون زن بین لباساش یه دونه گوشی
‫گذاشته بود

483
00:34:27,760 --> 00:34:31,560
‫امکانش بود که با گوشی‌ـش به پسرعموش
‫"چلیتو" زنگ بزنه

484
00:34:32,240 --> 00:34:34,400
‫و بهش بگه که داره با مدیرکل‌ـش قرار داره

485
00:34:34,480 --> 00:34:37,560
‫ولی من فکر کنم می‌خواسته با گوشی‌ـش
‫به پلیس زنگ بزنه

486
00:34:41,880 --> 00:34:45,560
‫دیگه در آینده گوشی‌ای در کار نخواهد بود
‫می‌تونی از این بابت مطمئن باشی

487
00:34:45,640 --> 00:34:46,560
‫طرف کی بود؟

488
00:34:48,240 --> 00:34:49,840
‫"مونیکا گتمبید"

489
00:35:01,520 --> 00:35:02,720
‫تنبیه‌ـم می‌کنی؟

490
00:35:04,880 --> 00:35:06,240
‫باید مجازاتم کنی

491
00:35:07,600 --> 00:35:09,320
‫می‌دونم که آدم آرمان‌گرایی هستی،

492
00:35:10,000 --> 00:35:13,200
‫که فکر می‌کنی با خواهش و
‫تمنا بهمون اسکناس میدن،

493
00:35:13,360 --> 00:35:16,400
‫اینکه می‌خوای تا آخر کار آدم نجیبی باشی
‫ولی در عین‌حال تفنگ و مواد منفجره در اختیارمون میذاری

494
00:35:16,480 --> 00:35:19,520
‫تا کل ساختمون رو منفجر کنیم،
‫ولی بازی بس‌ـه

495
00:35:20,720 --> 00:35:22,200
‫باید مجازاتم کنی،

496
00:35:22,760 --> 00:35:25,320
‫چون اگه جسارت همچین کاری رو
‫نداشته باشی، موفق نمی‌شیم

497
00:35:25,840 --> 00:35:28,440
‫طی چند سال گذشته چندین و چندبار
‫بهت گفتم:

498
00:35:31,160 --> 00:35:34,200
‫اونی که مشکل داره من نیستم، تویی

499
00:35:36,200 --> 00:35:39,680
‫باید مجازاتم کنی، چون اینطوری میتونم
‫بفهمم که ناخدایِ واقعیِ ما تویی

500
00:35:39,840 --> 00:35:41,840
‫کسی که بدون تردید، سُکان‌دارِ این کَشتی‌ـه

501
00:35:42,840 --> 00:35:45,240
‫اینکه قابل اطمینانی.

502
00:35:48,200 --> 00:35:50,440
‫فکر کنم نمی‌خوای الان
‫در موردش حرفی بزنی

503
00:35:51,400 --> 00:35:53,920
‫هنوز که فعلاً از اون بیرون، کسی
‫خبری از این قربانی نداره

504
00:35:54,000 --> 00:35:55,760
‫برای همین فعلاً طبق
‫برنامه پیش میریم

505
00:35:56,120 --> 00:35:58,760
‫تا 48 ساعت دیگه ازمون میخوان
‫که بهشون ثابت کنیم همه زنده‌ـن
