﻿1
00:00:23,250 --> 00:00:24,250
‫خدا!

2
00:00:30,666 --> 00:00:32,875
‫نه، پایین نمیره. یکی دیگه بهم بده

3
00:00:33,000 --> 00:00:36,000
‫- لطفاً لطفاً!
‫- یکی دیگه! یکی دیگه!

4
00:00:47,375 --> 00:00:49,416
‫بجنب بجنب

5
00:00:49,500 --> 00:00:50,500
‫چی شده؟

6
00:00:56,500 --> 00:00:58,125
‫خیلی‌خب، بهتر شد، ‌بهتر شد

7
00:00:59,250 --> 00:01:00,416
‫حالش خوبه

8
00:02:04,250 --> 00:02:05,375
‫چقدر زمان مونده؟

9
00:02:06,541 --> 00:02:07,541
‫پنج ثانیه

10
00:02:16,416 --> 00:02:19,000
‫درها باز شدن. همه آماده بشین. بجنبین!

11
00:02:20,041 --> 00:02:24,125
‫آماده بشین! همین حالا ماسک‌ها رو بزنین!

12
00:02:42,541 --> 00:02:44,875
‫دودزا! الان!

13
00:03:06,250 --> 00:03:07,250
‫ساکت!

14
00:03:07,416 --> 00:03:08,500
‫گمشین ساکت باشین!

15
00:03:09,041 --> 00:03:10,041
‫فقط دودزاست

16
00:03:14,375 --> 00:03:16,000
‫هنوز نه. صبر کنین

17
00:03:18,291 --> 00:03:21,041
‫بالگردها تا سی ثانیه‌ی دیگه فرود میان

18
00:03:29,791 --> 00:03:32,375
‫حالا! میریم بیرون. بجنبین!

19
00:03:32,416 --> 00:03:35,375
‫حالا. سریع. همه برین بیرون

20
00:03:35,416 --> 00:03:37,666
‫بجنبین. میریم بیرون

21
00:03:38,750 --> 00:03:41,291
‫همه بیرون. سریع سریع سریع

22
00:03:42,875 --> 00:03:44,000
‫بجنبین! بیرون!

23
00:03:44,041 --> 00:03:45,291
‫بجنبین بحنبین! بیرون!

24
00:03:45,625 --> 00:03:46,625
‫سریع!

25
00:04:04,250 --> 00:04:05,500
‫چه غلطی دارن میکنن؟

26
00:04:05,625 --> 00:04:08,125
‫نمی‌تونیم از اونجا وارد بشیم.
‫باید عملیات رو لغو کنیم

27
00:04:09,000 --> 00:04:13,125
‫بالکن برام مهم نیست. اگه گروگان‌ها
‫اونجا هستن، از در اصلی وارد میشیم

28
00:04:13,166 --> 00:04:16,000
‫واحدهای زرهی، به پیش!

29
00:04:47,666 --> 00:04:50,375
‫بجنبین بجنبین! آدم بدا دم در هستن!

30
00:04:50,416 --> 00:04:53,583
‫من درو باز میکنم و شما میرین بیرون،
‫جعبه‌ها رو که ببینن سلاح‌هاشون رو می‌گیرن بالا

31
00:04:53,625 --> 00:04:55,125
‫این چیزیه که تو فکر میکنی یتیم؟

32
00:04:57,041 --> 00:04:58,291
‫لعنتی

33
00:05:04,291 --> 00:05:05,875
‫دارن درها رو باز میکنن

34
00:05:05,916 --> 00:05:09,041
‫چه بهتر. با تمام توان حمله میکنیم! الان!

35
00:05:14,625 --> 00:05:16,375
‫من بهتون میگم برین اون بیرون

36
00:05:16,500 --> 00:05:17,916
‫هیچکس نمیره

37
00:05:18,000 --> 00:05:19,625
‫همین الان برین اون بیرون!

38
00:05:19,666 --> 00:05:23,166
‫یگان ویژه رسیده اینجا. هیچکس تکون نمیخوره

39
00:05:38,125 --> 00:05:39,500
‫میخوای چیکار کنی؟

40
00:05:40,166 --> 00:05:42,500
‫میخوای همونطور که به بابات شلیک شد
‫به ما شلیک کنی؟

41
00:05:46,875 --> 00:05:47,666
‫هیچکس تکون نخوره!

42
00:05:47,750 --> 00:05:50,250
‫دنور! داری چیکار میکنی!؟

43
00:05:52,166 --> 00:05:53,166
‫دنور!

44
00:05:53,291 --> 00:05:54,666
‫داری چیکار میکنی دنور!؟

45
00:05:55,500 --> 00:05:59,625
‫و برادر، اینم غافلگیری بزرگ.
‫همونی که داری بهش فکر میکنی

46
00:06:00,875 --> 00:06:02,625
‫پرچم سفید!

47
00:06:02,750 --> 00:06:04,125
‫پرچم سفید!

48
00:06:04,625 --> 00:06:06,291
‫پرچم سفید!

49
00:06:08,375 --> 00:06:09,541
‫داره چیکار میکنه؟

50
00:06:10,541 --> 00:06:11,791
‫داره چیکار میکنه؟

51
00:06:12,250 --> 00:06:13,500
‫پرچم سفید!

52
00:06:14,125 --> 00:06:15,375
‫پرچم سفید!

53
00:06:17,375 --> 00:06:18,875
‫هدف تایید شد

54
00:06:21,000 --> 00:06:22,875
‫دنور!

55
00:06:35,500 --> 00:06:38,291
‫هدف در دیدرس منه. می‌تونم بزنمش

56
00:06:38,375 --> 00:06:40,125
‫اجازه‌ی شلیک میخوام

57
00:06:41,500 --> 00:06:44,375
‫اجازه‌ی شلیک میخوام.
‫تکرار میکنم، اجازه‌ی شلیک میخوام

58
00:06:45,875 --> 00:06:49,625
‫یه دولت می‌تونه قبول کنه که
‫مجبور بوده تا ارتش رو تو خیابونا بفرسته

59
00:06:50,250 --> 00:06:54,291
‫یه دولت میتونه اجازه بده
‫تا بری داخل خزانه‌ی ملی و طلا بدزدی،

60
00:06:54,375 --> 00:06:57,875
‫ولی یه چیزی هست که نمی‌تونن اجازه‌ش رو بدن

61
00:07:00,041 --> 00:07:02,625
‫یه دولت نمی‌تونه تحمل کنه
‫به رازهاشون دسترسی پیدا کنی

62
00:07:03,500 --> 00:07:07,125
‫اگه ما اون جعبه‌های قرمز
‫رو ببریم بیرون و اونارو ببینن،

63
00:07:07,750 --> 00:07:11,750
‫سریع می‌فهمن چی تو دستمونه
‫و دیگه کاری نمیکنن

64
00:07:11,875 --> 00:07:13,250
‫ای عوضیا

65
00:07:13,375 --> 00:07:16,291
‫چون توی اون ۲۴ تا جعبه،

66
00:07:16,666 --> 00:07:19,666
‫رازهای وزارت کشور هست،

67
00:07:20,625 --> 00:07:25,791
‫وزارت خارجه، اطلاعات، و اینکه چطوری
‫منابع صندوق ذخیره‌ی ارزی رو خرج کردن

68
00:07:25,875 --> 00:07:27,291
‫فاضلاب‌های دولت!

69
00:07:27,750 --> 00:07:31,125
‫چیزایی که سیستم نمی‌تونه
‫اجازه بده عمومی بشن،

70
00:07:31,416 --> 00:07:35,916
‫وگرنه خودشون هم میرن
‫تو فاضلابی که گندکاریاشون توشه

71
00:07:43,750 --> 00:07:45,000
‫حمله رو متوقف کنین!

72
00:07:45,125 --> 00:07:48,750
‫تکرار میکنم. لغو حمله. به پرچم سفید
‫احترام بذارین و عقب‌نشینی کنین

73
00:07:50,625 --> 00:07:53,500
‫امکانش هست که اون آشغالا 
‫بتونن وارد خزانه بشن؟

74
00:07:53,625 --> 00:07:54,750
‫نمیدونم سرهنگ

75
00:07:56,291 --> 00:07:57,750
‫- نمیدونم
‫- ای خدا!

76
00:08:20,791 --> 00:08:21,833
‫ایول!

77
00:08:25,291 --> 00:08:26,291
‫آره!

78
00:10:31,125 --> 00:10:32,250
‫بوم بوم تا بعد

79
00:10:32,291 --> 00:10:33,666
‫بوم بوم تا بعد

80
00:10:57,083 --> 00:10:58,166
‫روزهای عجیبی وجود دارن

81
00:10:59,458 --> 00:11:01,416
‫باید توی یه جلسه‌ی مهم باشی،

82
00:11:01,958 --> 00:11:05,166
‫ولی مدتی پیش، علائم حیاتی نداشتی
‫و لباس یه غواص پوشیده بودی

83
00:11:05,958 --> 00:11:07,333
‫هنوزم لباس نئوپرن رو پوشیدی،

84
00:11:07,416 --> 00:11:09,916
‫و واقعاً نمیدونی زنده‌ای یا مُرده

85
00:11:17,416 --> 00:11:21,166
‫حس میکنی که انگار از بزرگ‌ترین
‫بیهوشی دنیا بیدار شدی و برات سواله...

86
00:11:22,166 --> 00:11:23,416
‫"اینجا جهنمه؟

87
00:11:24,333 --> 00:11:27,458
‫چه اشتباهی کردم؟"
‫هیچ کار اشتباهی نکردی

88
00:11:27,541 --> 00:11:29,291
‫خب، مثل همه

89
00:11:29,333 --> 00:11:30,833
‫تو جای اشتباه...

90
00:11:31,458 --> 00:11:33,041
‫و تو بدترین زمان ممکن بودی

91
00:11:35,291 --> 00:11:36,541
‫رئیس؟

92
00:11:38,041 --> 00:11:39,041
‫رئیس؟

93
00:11:40,208 --> 00:11:41,416
‫رئیس؟

94
00:11:42,666 --> 00:11:43,666
‫رئیس!

95
00:11:43,791 --> 00:11:45,416
‫قلبتون نزدیک بود منفجر بشه

96
00:11:45,458 --> 00:11:48,416
‫برای مدت زیادی بهتون دیازپام
‫تزریق کردیم. لطفاً دراز بکشین

97
00:11:49,166 --> 00:11:50,333
‫من کاملاً خوبم

98
00:11:51,666 --> 00:11:52,666
‫آروم آروم

99
00:11:53,291 --> 00:11:54,291
‫مراقب باشین

100
00:11:54,833 --> 00:11:55,833
‫مراقب باشین

101
00:11:56,958 --> 00:11:58,541
‫اگه حس میکنین حالتون خوبه،

102
00:11:59,291 --> 00:12:01,958
‫با من بیاین. بهتون نشون میدم
‫چه چیز زیبایی ساختیم

103
00:12:02,416 --> 00:12:03,791
‫بیاین رئیس. ببینین

104
00:12:04,083 --> 00:12:06,208
‫ببینین. چه بویی حس میکنین؟ بو کنین!

105
00:12:08,208 --> 00:12:09,208
‫بوی چیه؟

106
00:12:10,208 --> 00:12:14,916
‫درسته! بویی نیست. استخراج‌کننده‌های صنعتی

107
00:12:16,208 --> 00:12:20,083
‫گازها وارد دستگاه میشن و تبدیل به مایع میشن

108
00:12:23,791 --> 00:12:26,291
‫بعد، میره تو گاوصندوق

109
00:12:27,416 --> 00:12:29,791
‫آلودگی اتمسفری،‌ صفر

110
00:12:30,416 --> 00:12:35,291
‫ولی فردا مواظب باشین، چون
‫دی‌اکسید‌کربن زیادی تولید میشه

111
00:12:35,416 --> 00:12:36,708
‫اینجا...

112
00:12:36,791 --> 00:12:40,291
‫ساعتی ۵۲ شمش رو آب می‌کنیم

113
00:12:40,916 --> 00:12:44,166
‫همین الانش هم به حداکثر سرعت رسیدیم

114
00:12:44,666 --> 00:12:46,166
‫اون‌ها دارایی‌های دولت هستن

115
00:12:46,541 --> 00:12:48,333
‫و تمام قطراتش اینجاست

116
00:12:49,166 --> 00:12:52,166
‫ما تا همین حالا ۱۶۰۰ کیلو
‫ذوب کردیم. اینطور نیست؟

117
00:12:53,041 --> 00:12:55,083
‫چند روز بیهوش بودم؟

118
00:12:55,791 --> 00:12:56,791
‫چهار ساعت

119
00:12:57,208 --> 00:12:59,416
‫بیاین اینجا آقای ماریو. اینجا بهترین بخششه

120
00:13:01,291 --> 00:13:02,833
‫اینو ببینین

121
00:13:03,666 --> 00:13:06,208
‫ببینین آقای ماریو. اینجا بهترین بخششه

122
00:13:10,291 --> 00:13:11,291
‫بیاین بیاین

123
00:13:12,166 --> 00:13:13,541
‫ببینین چطوری می‌ریزه بیرون

124
00:13:13,666 --> 00:13:16,958
‫ببینین چطوری می‌ریزه بیرون.
‫اونجا! چقدر زیباست!

125
00:13:18,291 --> 00:13:19,416
‫چقدر زیباست!

126
00:13:26,208 --> 00:13:28,208
‫دانه‌های طلایی رئیس

127
00:13:28,666 --> 00:13:33,708
‫خانم، کاری که اینجا میکنین
‫عواقب جدی‌ای خواهد داشت

128
00:13:34,291 --> 00:13:37,041
‫درسش اینه: هیچی رایگان نیست

129
00:13:38,041 --> 00:13:40,208
‫هر کاری که میکنیم عواقبی داره

130
00:13:40,291 --> 00:13:43,166
‫تقریباً یک میلیون نفر بانک اسپانیا رو محاصره کردن

131
00:13:43,291 --> 00:13:45,708
‫دولت تحت فشار زیادیه

132
00:13:45,791 --> 00:13:47,416
‫و سوال بزرگ اینه، سارا سولوماندو،

133
00:13:47,458 --> 00:13:51,416
‫چی تو اون جعبه‌ها بود که باعث شد
‫پلیس و ارتش جلوی حمله رو بگیرن؟

134
00:13:51,958 --> 00:13:55,791
‫کریستینا، تا الان که تمام سوالاتمون بی‌جواب موندن

135
00:13:55,833 --> 00:13:59,791
‫از زمان لغو حمله، خودروهای
‫مقامات رسمی زیادی به اینجا دارن میان،

136
00:13:59,916 --> 00:14:00,958
‫از بالاترین سِمَت‌ها

137
00:14:01,041 --> 00:14:04,541
‫در بینشون، وزیر کشور، وزیر خارجه،

138
00:14:04,583 --> 00:14:06,583
‫و رئیس شورای نظامی هم قرار دارن

139
00:14:06,666 --> 00:14:09,166
‫و جمعیت از دیدن هیچکدومشون خوشحال نبودن

140
00:14:16,416 --> 00:14:18,541
‫عواقبش شروع به پدیدار شدن کردن

141
00:14:20,708 --> 00:14:24,083
‫وزیر دفاع، رئیس شورای نظامی،

142
00:14:24,958 --> 00:14:26,666
‫همشون طی چهار ساعتی که،

143
00:14:26,791 --> 00:14:29,541
‫رئیس بانک مرکزی بیهوش بود
‫اومدن به مرکز فرماندهی

144
00:14:29,916 --> 00:14:32,791
‫نخست‌وزیر میخواد که جمعیت سریعاً متفرق بشه

145
00:14:32,916 --> 00:14:36,083
‫بهش بگین که اگه جمعیت رو
‫با آب‌پاش متفرق کنیم،

146
00:14:36,166 --> 00:14:38,583
‫فردا به جای یک میلیون، دو میلیون نفر میان تو خیابونا

147
00:14:38,666 --> 00:14:41,041
‫اتحادیه‌ی اروپا ازمون توضیح میخواد

148
00:14:41,583 --> 00:14:44,041
‫میخوان بدونن محتویات جعبه‌ها
‫مربوط به اونا هم میشه یا نه

149
00:14:44,208 --> 00:14:47,041
‫البته که بهشون مربوط میشه،
‫ولی نباید اینو بفهمن

150
00:14:47,166 --> 00:14:48,041
‫فهمیدی؟

151
00:14:48,083 --> 00:14:51,583
‫کار تو اینه که فشار دیپلماتیک رو کاهش بدی
‫تا من بتونم کارم رو بکنم

152
00:14:51,666 --> 00:14:54,041
‫اونا الانشم فکر میکنن حتماً اتفاق بزرگی بوده

153
00:14:54,208 --> 00:14:57,791
‫دیدن که چطور نیروهای اسپانیایی
‫حمله به هفت مُجرم رو متوقف کردن

154
00:14:58,416 --> 00:15:00,083
‫سرهنگ تامایو سعیش رو کرد،

155
00:15:01,166 --> 00:15:02,833
‫ولی مثل یه بازی شطرنج،

156
00:15:03,333 --> 00:15:06,041
‫نقشه‌ی پروفسور و برلین همه چی رو تغییر داد

157
00:15:07,416 --> 00:15:08,416
‫یک حرکت،

158
00:15:09,166 --> 00:15:11,666
‫و حالا اونا تو خطر کیش و مات هستن،

159
00:15:12,916 --> 00:15:16,416
‫در برابر شاه و باقی نهادهای دولتی

160
00:15:21,708 --> 00:15:25,416
‫محتوای اون ۲۴ جعبه تو کمتر از یک ساعت
‫رسیدن به پاکستان

161
00:15:26,666 --> 00:15:30,166
‫سپاه هکرهای ما یک حساب ایمیل
‫امن و غیرقابل‌شناسایی،

162
00:15:30,458 --> 00:15:32,083
‫از طریق یه ماهواره ساخت

163
00:15:32,791 --> 00:15:35,791
‫اگه اون اطلاعات رو افشا می‌کردیم، اونا می‌مُردن

164
00:15:37,291 --> 00:15:38,291
‫و اینو می‌دونستن

165
00:15:39,666 --> 00:15:41,541
‫حجم افشا چقدره؟

166
00:15:46,416 --> 00:15:47,416
‫سرهنگ؟

167
00:15:49,541 --> 00:15:50,541
‫وزیر

168
00:15:57,416 --> 00:15:58,791
‫حجم افشا...

169
00:16:01,666 --> 00:16:04,958
‫اروپا بخاطر منافع شخصی باعث جنگ در لیبی شد

170
00:16:05,166 --> 00:16:08,583
‫پرداختی به مراکش در ازای
‫رها کردن مهاجرها در بیابان

171
00:16:08,666 --> 00:16:11,458
‫توافق محرمانه برای چشم‌پوشی از مدیترانه

172
00:16:11,541 --> 00:16:15,083
‫۷۴ غرق شدن کشتی که میشد
‫جلوشون رو گرفت، صدها آدم غرق‌شده

173
00:16:15,166 --> 00:16:16,916
‫حتی اگه بنظر قدیمی بیاد، تمام جزئیات،

174
00:16:17,041 --> 00:16:20,208
‫درباره‌ی ایجاد یک گروه تروریستی
‫در جنوب فرانسه. بیشتر میخوای؟

175
00:16:21,291 --> 00:16:24,708
‫محتوای اون جعبه‌ها، این دولت
‫و دولت قبلی رو محکوم میکنه

176
00:16:24,791 --> 00:16:28,041
‫گندش دامن اسپانیا، اتحادیه‌ی اروپا
و ناتو رو می‌گیره

177
00:16:28,083 --> 00:16:29,208
‫و بدتر اینکه...

178
00:16:29,458 --> 00:16:32,666
‫خودمون رو نابود میکنیم. تو، تو، تو و من

179
00:16:34,416 --> 00:16:38,333
‫میخوایم سر از دادگاه در بیاریم؟
‫نخست‌وزیر اینو میخواد؟

180
00:16:38,833 --> 00:16:42,166
‫تو اروپا نخست‌وزیری هست که بخواد بره زندان؟

181
00:16:48,041 --> 00:16:50,041
‫اندازه‌ی این افشا اینقدره

182
00:16:50,666 --> 00:16:52,166
‫نمی‌تونیم با اون مرد مذاکره کنیم

183
00:16:53,791 --> 00:16:56,166
‫اگه همه‌ی رازها رو داشته باشه،
‫همیشه برامون یه تهدیده

184
00:16:57,833 --> 00:16:59,041
‫خب؟

185
00:17:01,583 --> 00:17:02,916
‫چه پیشنهادی میدی؟

186
00:17:03,916 --> 00:17:05,166
‫فقط میتونیم یه کار بکنیم

187
00:17:06,416 --> 00:17:07,666
‫خوب میدونی

188
00:17:27,916 --> 00:17:32,458
‫عصر بخیر، من آلیسیا سیرا هستم
‫برای کسایی که منو نمی‌شناسن

189
00:17:32,958 --> 00:17:35,458
‫و من قراره مسئول مذاکرات سرقت باشم

190
00:17:35,833 --> 00:17:37,041
‫بیاین مهمونی رو شروع کنیم

191
00:17:37,791 --> 00:17:41,833
‫من سه تا چیز کوچیک میخوام.
‫میدونم از پسش بر میاین

192
00:17:42,166 --> 00:17:48,416
‫اول میخوام بدونم
چقدر گازوئیل برای موتور برق‌ها دارن

193
00:17:48,458 --> 00:17:49,958
‫دوم،

194
00:17:51,291 --> 00:17:53,291
‫تیم‌های زیرزمینی رو بیارین،

195
00:17:53,416 --> 00:17:55,250
‫تا بتونن بهم بگن چی دقیقاً زیر اونجا هست

196
00:17:55,291 --> 00:17:58,083
‫تونل، گالری، فاضلاب

197
00:17:58,541 --> 00:18:00,041
‫باشه؟ و سوم،

198
00:18:01,416 --> 00:18:02,416
‫آنتواناس

199
00:18:03,916 --> 00:18:04,916
‫آنتوانا‌س؟

200
00:18:04,958 --> 00:18:05,958
‫کارآگاه؟

201
00:18:06,791 --> 00:18:12,833
‫خیلی‌خب. دونات، شیرین‌بیان، آب‌نبات،
‫و اون آدامس هندونه‌ای شکل

202
00:18:13,416 --> 00:18:16,791
‫ میخوام مثل یه
‫خانم شیرین و احساسی بنظر بیایم،

203
00:18:16,833 --> 00:18:19,583
‫وقتی با اون پروفسور لعنتی حرف میزنم.
‫اوضاع چطوره؟

204
00:18:19,958 --> 00:18:22,083
‫همه چی مرتبه. مسئولیت رو به شما می‌سپارم

205
00:18:24,041 --> 00:18:25,416
‫خیلی‌خب. بجنبین

206
00:18:30,666 --> 00:18:31,708
‫مارتینز

207
00:18:31,791 --> 00:18:34,583
‫کارآگاه، سعی داریم محدوده‌ی تماس‌ها رو در بیاریم

208
00:18:34,666 --> 00:18:35,833
‫کارآگاه

209
00:18:35,916 --> 00:18:40,291
‫تو چه کشوری بازداشت بود؟
‫چرا تو یه هواپیمای مخفی آوردنش؟

210
00:18:40,333 --> 00:18:41,666
‫زن بارداری که شکنجه میده

211
00:18:41,791 --> 00:18:44,583
‫حتی میمون‌های ماداگاسکار هم ازم باخبر میشن

212
00:18:44,666 --> 00:18:46,291
‫مثل یه عروسک کُهنه افتاد

213
00:18:49,208 --> 00:18:50,916
‫برو و برام آدامس بیار

214
00:18:54,708 --> 00:18:55,708
‫بنظر چاق میام

215
00:18:58,166 --> 00:18:59,166
‫بنظر چاق میام

216
00:19:01,166 --> 00:19:05,666
‫دیروز داشتیم درباره‌ی این صحبت می‌کردیم که
‫اگه تو اسپانیا دستگیر شدیم چطوری زمان بخریم

217
00:19:05,708 --> 00:19:09,291
‫ولی چی میشه اگه بتونیم
‫به «رویال مینت» دستبُرد بزنیم،

218
00:19:09,416 --> 00:19:11,958
‫با پولش فرار کنیم، و بعد، بعد یه مدت،

219
00:19:12,041 --> 00:19:14,541
‫اینترپُل تو یه کشور خارجی ما رو دستگیر کنه؟

220
00:19:15,041 --> 00:19:19,041
‫به احتمال قوی، ما رو تو اون کشور نگه می‌دارن تا...

221
00:19:19,791 --> 00:19:23,916
‫خب، تا از چیزی که میگن تکنیک‌های
‫بازجویی پیشرفته استفاده کنن

222
00:19:26,416 --> 00:19:27,416
‫شکنجه

223
00:19:27,916 --> 00:19:32,666
‫تنها خبر خوب اینه که بعد گذشت مدتی،
‫می‌تونیم به نفع خودمون ازش استفاده بکنیم

224
00:19:32,708 --> 00:19:35,666
‫از شکنجه به نفع خودمون استفاده کنیم؟
‫عالیه. چطور به فکر خودم نرسید؟

225
00:19:35,791 --> 00:19:37,208
‫حتی اگه قانون رو زیر پا بذارن،

226
00:19:37,291 --> 00:19:40,166
‫حتی اگه قوانینی که حقوق ما رو
‫تضمین میکنن زیر پا بذارن، دیر یا زود،

227
00:19:40,208 --> 00:19:45,041
‫مجبورن ما رو برگردونن به اسپانیا،
‫و این یعنی انتقال، خودروهای ون.

228
00:19:45,291 --> 00:19:48,958
‫اون‌موقعست که باید خودتون رو
‫کاملاً داغون نشون بدین،

229
00:19:49,041 --> 00:19:50,625
‫چون همیشه یکی داره نگاهتون میکنه

230
00:19:50,666 --> 00:19:54,166
‫و اگه مردم این خشونت رو ببینن و حس کنن...

231
00:19:55,208 --> 00:19:57,791
‫اون‌موقعست که شانس مذاکره داریم

232
00:19:57,916 --> 00:19:59,333
‫از دستشویی اومدی بیرون؟

233
00:20:03,333 --> 00:20:04,333
‫آره

234
00:20:05,041 --> 00:20:09,166
‫ساعت دوازده رفتی تو همون دستشویی
‫که من میرم رفتی

235
00:20:09,208 --> 00:20:12,666
‫که دستشویی کنم؟ آره. مشکلی هست؟

236
00:20:12,708 --> 00:20:16,041
‫هممون از اون دستشویی استفاده میکنیم،
‫اگه الان بخوام برم اونجا چی؟

237
00:20:16,083 --> 00:20:18,333
‫خب کبریت روشن کن دیگه

238
00:20:19,041 --> 00:20:22,416
‫یا دماغت رو با همون انگشتت
‫که همیشه خودت رو می‌شوری بگیر،

239
00:20:22,541 --> 00:20:24,875
‫و این باعث میشه خیلی پُرافاده بنظر بیای.
‫گزینه‌های زیادی داری

240
00:20:26,333 --> 00:20:28,958
‫میدونی بوی چیه؟ بوی ذرات

241
00:20:29,041 --> 00:20:32,458
‫ذراتی که توی روده‌هات بوده،

242
00:20:32,541 --> 00:20:34,958
‫همینطور پخش میشن و میان بیرون...

243
00:20:35,416 --> 00:20:39,541
‫همه چی رو به گند میکشن!

244
00:20:39,583 --> 00:20:42,416
‫و الان باید قبول کنم که برن تو دماغم؟

245
00:20:42,458 --> 00:20:43,916
‫پس دماغ لعنتیت رو بگیر

246
00:20:44,041 --> 00:20:45,291
‫چیه، خودت دستشویی نمیری

247
00:20:45,333 --> 00:20:49,333
‫هر روز، مرتب، عین ساعت،
‫ولی تو ساعات ابتدایی صبح

248
00:20:49,416 --> 00:20:52,791
‫اول، بخاطر حریم خصوصی،
‫ولی مخصوصاً از روی احترام...

249
00:20:52,833 --> 00:20:55,291
‫- احترام گفتی؟
‫- از روی احترام

250
00:20:55,333 --> 00:20:58,791
‫فکر نمیکنم کسی مجبور باشه
‫بوی  منو استنشاق کنه

251
00:20:58,916 --> 00:21:00,208
‫بیاین زیادی ادای پاکیزه‌ها رو در نیاریم

252
00:21:00,208 --> 00:21:02,166
‫اگه قرار باشه به دستشویی همدیگه هم گیر بدیم،

253
00:21:02,208 --> 00:21:04,041
‫آخر سر به همدیگه میگیم "آقا".

254
00:21:04,166 --> 00:21:06,166
‫- دوست دارم منو آقا صدام کنن
‫- چه جالب

255
00:21:06,291 --> 00:21:07,291
‫ببین

256
00:21:09,166 --> 00:21:13,666
‫میدونم مثل تو مرد باکلاسی نیستم، آقا

257
00:21:13,708 --> 00:21:17,208
‫میدونم اندازه‌ی تو چیز نمیدونم آقا

258
00:21:17,958 --> 00:21:22,833
‫و فقط میدونم تو چه جاهایی سوراخ ایجاد کنم
‫که حتی خدا هم جرئت نمیکنه بازشون کنه

259
00:21:23,416 --> 00:21:24,541
‫ولی مهمتر از همه،

260
00:21:25,208 --> 00:21:28,958
‫اگه لازم باشه من حاضرم برای آدمام
‫جونم رو هم به خطر بندازم

261
00:21:31,916 --> 00:21:33,208
‫و سوال اینه که...

262
00:21:34,166 --> 00:21:37,291
‫تو بخشی از تیم من هستی یا نه؟

263
00:21:37,666 --> 00:21:39,625
‫سوال اینه که من جونم رو برات به خطر میندازم یا نه

264
00:21:39,666 --> 00:21:40,916
‫سوال همینه

265
00:21:43,041 --> 00:21:48,208
‫جواب اینه که، برخلاف عاداتی که تو یه
‫مدرسه‌ی تمام‌روزی مزخرف یاد گرفتی،

266
00:21:48,708 --> 00:21:51,458
‫و علاقه‌ت به جدول حل کردن،
‫اگه با همدیگه وارد «مینت» بشیم...

267
00:21:53,916 --> 00:21:55,041
‫با همدیگه هم خارج میشیم

268
00:22:11,291 --> 00:22:14,166
‫پس، بازم با هم دوستیم؟‌ آره؟

269
00:22:17,166 --> 00:22:18,041
‫عالیه

270
00:22:18,166 --> 00:22:20,833
‫چیزی که داشتیم درباره‌ش صحبت می‌کردیم
‫خیلی مهمه

271
00:22:22,833 --> 00:22:25,541
‫هممون ریسک دستگیر شدن رو داریم

272
00:22:29,208 --> 00:22:30,208
‫بذار ببینم

273
00:22:35,333 --> 00:22:38,416
‫پالرمو؟ میتونی چیزی با اون چشمت ببینی؟

274
00:22:39,916 --> 00:22:42,666
‫ریش روسی ارتدکست رو می‌بینم، صرب کسکش

275
00:22:43,041 --> 00:22:44,791
‫یا ریش جرامایا جانسونه؟

276
00:22:45,916 --> 00:22:48,291
‫چیزی که نمی‌بینم قاطر لعنتیه. کجا ولش کردی؟

277
00:22:49,166 --> 00:22:50,333
‫خوب میتونم ببینم عوضی 

278
00:22:50,416 --> 00:22:51,666
‫بذار اون یکی چشمت رو چک کنیم

279
00:23:03,291 --> 00:23:06,958
‫نگران نباش. چشمت باید درمان بشه.
‫فردا بهتر میشه

280
00:23:08,333 --> 00:23:09,583
‫بذار وصله‌ش رو بذارم روش

281
00:23:17,166 --> 00:23:18,541
‫میرم یه عصا بردارم

282
00:23:27,708 --> 00:23:28,916
‫صدام رو داری پالرمو؟

283
00:23:37,416 --> 00:23:38,833
‫چشم عقاب! صداتون رو دارم پروفسور

284
00:23:38,916 --> 00:23:39,916
‫توکیو اونجاست؟

285
00:23:43,041 --> 00:23:44,041
‫بله اینجاست

286
00:23:57,416 --> 00:23:58,416
‫پروفسور

287
00:23:59,041 --> 00:24:00,041
‫توکیو...

288
00:24:03,166 --> 00:24:04,416
‫ریو تو اسپانیاست

289
00:24:15,958 --> 00:24:16,958
‫ممنونم

290
00:24:18,791 --> 00:24:20,416
‫امیدوارم بتونم بغلتون بکنم...

291
00:24:21,166 --> 00:24:23,041
‫و خیلی زود به شخصه ازتون تشکر کنم

292
00:24:24,083 --> 00:24:25,083
‫البته که میکنی

293
00:24:30,416 --> 00:24:33,916
‫توکیو، هنوز باید سخت‌ترین بخش
‫رو انجام بدیم، ولی انجامش میدیم

294
00:24:35,541 --> 00:24:36,791
‫انجامش میدیم

295
00:24:49,791 --> 00:24:50,833
‫تمام اقدامات،

296
00:24:51,916 --> 00:24:52,791
‫همشون،

297
00:24:52,916 --> 00:24:54,166
‫عواقب دارن

298
00:24:54,791 --> 00:24:55,916
‫و پلیس...

299
00:24:56,041 --> 00:24:56,916
‫سرهنگ!

300
00:24:56,916 --> 00:24:58,416
‫...در تاریک‌ترین زمان،

301
00:24:58,916 --> 00:25:00,166
‫داشت یه نوری می‌دید

302
00:25:00,291 --> 00:25:03,291
‫- داریم محدوده‌ی سیگنال رو بدست میاریم
‫- موبایلی چیزیه؟

303
00:25:03,416 --> 00:25:05,041
‫اصلاً معلوم نیست

304
00:25:05,166 --> 00:25:07,541
‫اتحادیه‌ی بین‌المللی ارتباطات
‫تو همه جای اسپانیا رسیور داره

305
00:25:07,916 --> 00:25:11,166
‫سیگنال تو گالیشیا، آلیکانته
‫و حتی تو باقی اروپا دریافت شده

306
00:25:11,208 --> 00:25:13,958
‫ولی بیشتر از جنوب شبه‌جزیره دریافت میشه

307
00:25:14,791 --> 00:25:17,666
‫- فکر میکنم از اونجا دارن مخابره میکنن
‫- این چقدر دقیقه؟

308
00:25:19,708 --> 00:25:20,916
‫این شعاعش هست

309
00:25:23,333 --> 00:25:26,791
‫داره دزدی رو از ساحل مدیریت میکنه؟
‫توی تعطیلات با دخترخاله‌ش روزیتا؟

310
00:25:26,916 --> 00:25:27,708
‫بس کن!

311
00:25:27,791 --> 00:25:31,458
‫سرهنگ، براش معقول نیست که نزدیک ما باشه.
‫این کار رو تو سرقت قبلی هم کرد قربان

312
00:25:31,541 --> 00:25:34,416
‫اون مطمئنه که ما همه‌ی
‫ساختمون‌های منطقه رو می‌گردیم

313
00:25:34,458 --> 00:25:37,416
‫پس اونا به پرتغال و آندلس و مراکش رفتن؟

314
00:25:37,458 --> 00:25:39,083
‫هر جایی از مادرید امن‌تره

315
00:25:39,791 --> 00:25:41,541
‫فقط یه تلفن و بی‌سیم نیاز داره

316
00:25:43,541 --> 00:25:45,166
‫سرهنگ، اون پروتکل‌های ما رو میدونه

317
00:25:46,041 --> 00:25:49,166
‫و ما چیزی درباره‌ی تحقیقات از یک سرقت
‫با گروگان‌هایی که ۶۵۰ کیلومتر،

318
00:25:49,541 --> 00:25:50,666
‫از صحنه‌ی جرم دورترن نداریم.

319
00:25:52,083 --> 00:25:53,583
‫اگه تو بری اونجا چطور؟

320
00:25:54,416 --> 00:25:57,291
‫- خب، محدوده‌ش بازم خیلی وسیعه
‫- لعنت بهش آنخل!

321
00:25:57,333 --> 00:26:00,083
‫- باید محدودترش بکنیم
‫- همین الان برو اونجا!

322
00:26:01,666 --> 00:26:03,291
‫و هیچی رو درز ندی

323
00:26:03,833 --> 00:26:05,416
‫ترجیح میدم تو بری اونجا،

324
00:26:05,458 --> 00:26:09,041
‫تا چند تا پلیس محلی از یه شهر کوچیک،
‫که فقط فراری‌شون میدن

325
00:26:09,083 --> 00:26:10,208
‫مارتینز! بیا اینجا!

326
00:26:10,291 --> 00:26:11,291
‫بله

327
00:26:13,541 --> 00:26:15,041
‫تو با اون کار میکنی

328
00:26:15,708 --> 00:26:18,166
‫فقط روی این سیگنال کار کن. فقط همین

329
00:26:18,458 --> 00:26:19,458
‫باشه

330
00:26:19,541 --> 00:26:21,916
‫و این بین خودمون می‌مونه. به کسی نگین

331
00:26:42,166 --> 00:26:45,166
‫دوست دارم یه آخر هفته
‫باهات همچین سفری برم

332
00:26:46,541 --> 00:26:48,583
‫منظورم بدون اینه که مجبور باشیم دزدی کنیم

333
00:26:48,666 --> 00:26:51,541
‫- آره، می‌تونه ماه‌عسلمون باشه
‫- آره

334
00:26:53,291 --> 00:26:55,833
‫خب، برای این کار اول باید عروسی کنیم

335
00:26:56,291 --> 00:26:59,416
‫خب، همین الانش دارم با مادرت زندگی میکنم.
‫عروسی باهات مشکلی برام نیست

336
00:26:59,541 --> 00:27:00,541
‫ببخشید؟

337
00:27:01,916 --> 00:27:04,083
‫- چی گفتی الان؟
‫- ببخشید؟

338
00:27:04,166 --> 00:27:08,833
‫عروسی باهام مشکلی نیست؟
‫مسخره بازیت گرفته؟

339
00:27:08,916 --> 00:27:11,541
‫به زبون میاریش و بعد جا میزنی؟

340
00:27:11,666 --> 00:27:13,166
‫- یه چیزی همینطوری گفتم
‫- فراموشش کن

341
00:27:13,208 --> 00:27:15,083
‫فراموشش کن، چون بدترش میکنی

342
00:27:16,041 --> 00:27:17,166
‫به مارسی زنگ بزن

343
00:27:18,583 --> 00:27:19,500
‫باشه

344
00:27:19,541 --> 00:27:20,541
‫هی...

345
00:27:21,333 --> 00:27:22,791
‫اگه میخوای باهام عروسی کنی،

346
00:27:24,208 --> 00:27:25,916
‫درست جلوم زانو بزنی

347
00:27:29,208 --> 00:27:30,791
‫یه جا پیدا کن بزن کنار

348
00:28:06,541 --> 00:28:08,083
‫کارآگاه. خودشه

349
00:28:20,833 --> 00:28:21,833
‫پروفسور

350
00:28:24,208 --> 00:28:27,458
‫کارآگاه سیرا؟ چه سعادتی!
‫می‌خواستم باهاتون صحبت کنم

351
00:28:28,833 --> 00:28:31,666
‫آره، میدونم دوست داری
‫با زنان پلیس مذاکره کنی

352
00:28:32,541 --> 00:28:34,666
‫نمیخوای ازم بپرسی چی پوشیدم؟

353
00:28:35,291 --> 00:28:36,666
‫به گمونم لباس‌های بارداری

354
00:28:36,791 --> 00:28:39,083
‫چقدر سُنتی هستی!

355
00:28:39,916 --> 00:28:41,916
‫یکی از اون مردهایی هستی
‫که زیرپیراهنی می‌پوشن؟

356
00:28:42,416 --> 00:28:44,333
‫راستش، هستم، ولی...

357
00:28:46,166 --> 00:28:48,708
‫کارآگاه، سبک کلاسیک هیچوقت
‫نمی‌میره. اینطور فکر نمی‌کنین؟

358
00:28:49,416 --> 00:28:53,041
‫افسوس، با یه زیرپیراهنی
‫می‌تونین شبیه پابلو اسکوبار،

359
00:28:53,666 --> 00:28:55,833
‫یا مثل مارلون براندو توی فیلم
‫«اتوبوسی به نام هوس» بشین

360
00:28:57,458 --> 00:28:58,375
‫خوب اومدی

361
00:28:58,416 --> 00:28:59,791
‫خب بهم بگو،

362
00:29:00,166 --> 00:29:02,166
‫تا حالا از خودت فیلم گرفتی؟

363
00:29:03,958 --> 00:29:05,041
‫بذار فکر کنم...

364
00:29:07,916 --> 00:29:09,541
‫نه، حقیقت اینه که نگرفتم

365
00:29:10,958 --> 00:29:14,291
‫فکر کنم همیشه از این کار بدم میومده
‫چون که مرد خجالتی‌ای هستم

366
00:29:14,416 --> 00:29:16,041
‫در این صورت می‌تونم کمکت کنم

367
00:29:16,916 --> 00:29:18,041
‫راکل!

368
00:29:20,666 --> 00:29:21,833
‫داری گوش میدی مگه نه؟

369
00:29:22,666 --> 00:29:23,708
‫راکل؟

370
00:29:26,083 --> 00:29:28,416
‫سلام آلیسیا. خیلی وقته ندیدمت

371
00:29:28,541 --> 00:29:29,791
‫خیلی وقته آره

372
00:29:29,833 --> 00:29:34,541
‫تعجب میکنم که پروفسورت اونقدری خجالتیه
‫که ازت بخواد از خودتون فیلم بگیرین

373
00:29:34,666 --> 00:29:36,666
‫تو سال دوم دانشگاه این کار رو کردی

374
00:29:36,791 --> 00:29:39,541
‫با هورتیگوسا. لعنتی!

375
00:29:40,833 --> 00:29:42,416
‫آلیسیا، منو ناامید میکنی

376
00:29:42,541 --> 00:29:43,833
‫گوش کن

377
00:29:43,916 --> 00:29:45,541
‫بهت میگم چیکار میکنی

378
00:29:49,416 --> 00:29:52,083
‫سعی داری با یه حالت دوستانه،

379
00:29:52,166 --> 00:29:56,458
‫کنترل مکالمه رو بگیری، و بعد با انداختن یه بمب
‫سعی میکنی بینمون تفرقه بندازی

380
00:29:57,166 --> 00:29:58,666
‫مذاکرات ۱۰۱

381
00:29:58,708 --> 00:30:01,416
‫اصلاً، فقط داشتم خودم رو سرگرم می‌کردم

382
00:30:03,416 --> 00:30:05,333
‫اون بمب رو الان میندازم

383
00:30:07,333 --> 00:30:11,166
‫شما رو تروریست معرفی کردیم،
‫پس سیا، اینترپل،

384
00:30:11,208 --> 00:30:14,166
‫و هر کسی داره دنبال مادر و دخترت می‌گرده

385
00:30:15,166 --> 00:30:16,416
‫نمیدونم کجا هستن،

386
00:30:17,291 --> 00:30:20,833
‫ولی حدس میزنم به نروژ فرار نکردی

387
00:30:22,083 --> 00:30:25,708
‫بلکه رفتی به یه کشور ساده
‫با یه نیروی پلیس کم و ضعیف

388
00:30:27,083 --> 00:30:28,833
‫مثلاً جنوب آسیا

389
00:30:30,708 --> 00:30:31,916
‫من بودم این کار رو می‌کردم

390
00:30:33,166 --> 00:30:35,833
‫میدونی اون کشورها چه بدی‌ای دارن راکل؟

391
00:30:36,541 --> 00:30:37,833
‫تو بهم بگو آلیسیا

392
00:30:41,708 --> 00:30:42,916
‫زندان‌هاشون

393
00:30:46,041 --> 00:30:47,083
‫حال بهم زنن

394
00:30:47,583 --> 00:30:49,041
‫زیادی شلوغن، مریضی توشون هست...

395
00:30:49,416 --> 00:30:50,916
‫مواد و آدم‌کشی

396
00:30:51,958 --> 00:30:54,208
‫همه جور چیز و مادرت اونجاست!

397
00:30:54,291 --> 00:30:56,666
‫با سن اون و گیجی‌ای که داره. و پائولا؟

398
00:30:57,291 --> 00:30:58,541
‫پائولا کوچولو؟

399
00:30:58,666 --> 00:31:02,125
‫تبریک میگم راکل. کارت عالی بود.
‫یه مرد ضعیف گیرت اومده

400
00:31:02,250 --> 00:31:05,750
‫مطمئنم یکی از اوناست که فقط ماهی یه بار
‫میخوادت ، و تو خانواده‌ت رو از دست دادی

401
00:31:07,875 --> 00:31:10,916
‫اگه پروفسور رو تحویل بدی،
‫کاری به مادر و دخترت ندارم

402
00:31:20,166 --> 00:31:21,541
‫چرا اینو بهش گفتی؟

403
00:31:21,625 --> 00:31:24,500
‫چون این یه بازی ورقه، و من
‫همه‌ی ورق‌هام رو میخوام رو کنم

404
00:31:25,500 --> 00:31:28,541
‫و الان تا یه مدت فکرشون داغونه.
‫و بازی همینه

405
00:31:29,375 --> 00:31:30,375
‫یکی رو به فنا بدی

406
00:31:55,291 --> 00:31:56,500
‫آروم باش

407
00:31:57,875 --> 00:32:00,500
‫- بلوف زد
‫- تو زنگ زدی و کنترلت رو از دست دادی

408
00:32:00,625 --> 00:32:02,000
‫تو کنترلم رو ازم گرفتی

409
00:32:02,041 --> 00:32:04,250
‫داشت بازیت میداد. اداره‌ت کرد

410
00:32:04,291 --> 00:32:05,208
‫منو؟

411
00:32:05,250 --> 00:32:07,875
‫- و داشتی مثل یه عروسک می‌خندیدی!
‫- تو رو اداره کرد!

412
00:32:08,750 --> 00:32:11,375
‫اون قطع کرد و ما حتی ورق‌هامون رو رو نکردیم

413
00:32:15,291 --> 00:32:17,666
‫اومد سراغ تو چون تو نقطه ضعف داری

414
00:32:49,291 --> 00:32:50,291
‫هی احمق!

415
00:32:51,291 --> 00:32:52,250
‫برام آب بیار

416
00:32:52,250 --> 00:32:53,250
‫چی صدام کردی؟

417
00:32:55,041 --> 00:32:56,125
‫احمق

418
00:32:56,625 --> 00:33:02,000
‫ولی همینطور میتونم بهت کباب تُرکی،
‫کولی یا هندونه فروش هم بگم

419
00:33:04,416 --> 00:33:07,125
‫میخوای باهام دماغ به دماغ بشی
‫و بد کنی با اعصاب من؟

420
00:33:07,250 --> 00:33:08,250
‫نمیخوام

421
00:33:08,291 --> 00:33:12,166
‫معلوم نیست اون دماغت تو صورت چند نفر بوده

422
00:33:17,125 --> 00:33:18,750
‫تو گراندیا هستی. مگه نه؟

423
00:33:27,750 --> 00:33:30,916
‫فقط منم اینطور حس میکنم یا واقعاً
‫موج منفی زیادی تو هواست؟

424
00:33:31,000 --> 00:33:32,666
‫امواج بد زیادن

425
00:33:33,250 --> 00:33:35,166
‫منو ببر پیشش، میخوام باهاش صحبت کنم

426
00:33:37,250 --> 00:33:38,541
‫تنهامون بذار

427
00:33:41,000 --> 00:33:42,666
‫جلوت نشسته

428
00:33:51,500 --> 00:33:52,791
‫بوی سولفور حس میکنم

429
00:33:58,166 --> 00:33:59,625
‫زیاد خوب نمی‌بینم، ولی...

430
00:34:02,375 --> 00:34:04,250
‫حواس‌های دیگه‌م رو دارم تقویت میکنم

431
00:34:07,125 --> 00:34:09,875
‫و درکم بهم میگه که تو بهمون احترام نمی‌ذاری

432
00:34:10,875 --> 00:34:13,041
کسی که ماسک میزنه همینه

433
00:34:14,125 --> 00:34:15,666
‫بهشون نمیشه احترام گذاشت

434
00:34:19,125 --> 00:34:22,125
‫تفکری منطقی که از طرف کسی در جایگاه تو میاد،

435
00:34:22,166 --> 00:34:24,000
‫ولی درباره‌ی من اشتباه میکنی

436
00:34:25,416 --> 00:34:27,791
‫زیادی فیلم می‌بینی. بنظرت ما رابین‌هودیم؟

437
00:34:28,375 --> 00:34:30,916
‫که ما خرس‌های عروسکی ناز هستیم
‫که نقاب سالوادور دالی زدیم؟

438
00:34:33,791 --> 00:34:39,625
‫من فکر میکنم تو یه خارجی
‫یه چشم،عوضی 

439
00:34:42,875 --> 00:34:43,875
‫خارجی

440
00:34:46,750 --> 00:34:48,625
‫آره من خارجی هستم. درسته

441
00:34:50,625 --> 00:34:53,000
‫ولی از یه مدرسه‌ی آلمانی هستم. برلین

442
00:34:55,250 --> 00:34:56,291
‫تکون نخورین!

443
00:34:56,625 --> 00:34:58,250
‫من عاشق عروسک پینیاتا هستم!

444
00:34:59,416 --> 00:35:00,416
‫تکون نخورین!

445
00:35:02,666 --> 00:35:04,416
‫- پالرمو!
‫- تکون نخورین! تکون نخورین!

446
00:35:05,125 --> 00:35:09,000
‫من خارجی‌ای هستم که قراره طلایی که
‫شما غارت کردین رو به کشورم برگردونم عوضی

447
00:35:09,041 --> 00:35:10,625
‫دنور، جلوش رو بگیر!

448
00:35:12,791 --> 00:35:14,250
‫پالرمو! دنور، جلوش رو بگیر!

449
00:35:14,291 --> 00:35:18,291
‫طلایی که تو خون آمریکایی‌ها غسل داده شده!
‫مراسمات شیطانی!

450
00:35:18,875 --> 00:35:21,125
‫-  عوضی!
‫- بسه!

451
00:35:21,250 --> 00:35:25,250
‫بهتره منو بکشی. وگرنه با انبردست
‫روده‌هات رو از تو دهنت میکشم بیرون

452
00:35:25,291 --> 00:35:26,750
‫من میکشمش!

453
00:35:26,791 --> 00:35:28,500
‫بیا اینجا آشغال

454
00:35:28,625 --> 00:35:29,625
‫میکشمت!

455
00:35:29,625 --> 00:35:31,041
‫هیچکس تکون نخوره!

456
00:35:31,125 --> 00:35:34,500
‫بیا و منو محکم‌تر بزن! محکم‌تر بزن عوضی!

457
00:35:35,375 --> 00:35:38,125
‫! بیا اینجا!

458
00:35:39,000 --> 00:35:42,541
‫ما رو کردی هم‌رده‌ی طالبان!

459
00:35:43,250 --> 00:35:44,750
‫می‌خواستی چی رو ثابت کنی!؟

460
00:35:45,250 --> 00:35:46,250
‫قدرتت؟

461
00:35:46,750 --> 00:35:49,041
‫با کتک زدن کسی که به یه جا بسته شده؟

462
00:35:49,125 --> 00:35:51,125
‫فقط ثابت کردی که یه آشغالی!

463
00:35:51,166 --> 00:35:56,041
‫پس بازش کن تا فقط با یه دستم بزنمش!
‫اون عوضی رو بیار اینجا!

464
00:35:56,125 --> 00:35:59,416
‫پروفسور این روانی رو کرده رئیس ما!؟

465
00:35:59,500 --> 00:36:03,375
‫نه نه نه. به من گوش کن پالرمو.
‫اینجا ما نقشه و قوانین داریم

466
00:36:03,500 --> 00:36:05,250
‫قوانین پروفسور

467
00:36:05,625 --> 00:36:07,000
‫و اون رئیس ماست

468
00:36:07,125 --> 00:36:12,250
‫پروفسور کدوم گوری هست؟
‫پروفسور کجاست؟ هیچوقت اینجا نیست!

469
00:36:13,250 --> 00:36:15,541
‫اگه عصای فرماندهی داری دستت رو بیار بالا!

470
00:36:15,625 --> 00:36:18,000
‫عصای فرماندهی دست منه! من رئیسم!

471
00:36:18,041 --> 00:36:19,166
‫آروم آروم

472
00:36:29,791 --> 00:36:32,666
‫میخوام یه چیزی درباره‌ی قوانین
‫رو بهتون توضیح بدم،

473
00:36:35,000 --> 00:36:36,750
‫هر آشغالی  که،

474
00:36:38,375 --> 00:36:42,500
‫جرئت کنه به هر کدوم از اعضای تیم
‫توهین کنه، کله‌ش رو خورد میکنم

475
00:36:44,291 --> 00:36:46,666
‫و تو احمق، ساکت می‌مونی. شنیدی؟

476
00:36:48,125 --> 00:36:51,916
‫مگه اینکه بخوای دهنت رو باز کنی
‫و بخاطر اینکه ازت دفاع کردم،

477
00:36:52,875 --> 00:36:55,625
‫ازم تشکر کنی، مثلاً. چی میگی؟

478
00:36:56,625 --> 00:37:01,125
‫نیاز ندارم تا آشغالی مثل تو ازم دفاع کنه

479
00:37:01,166 --> 00:37:05,125
‫نمی‌فهمی که همونطوری که تو
‫یه مرد بی‌دفاع رو کتک زدی،

480
00:37:05,166 --> 00:37:08,750
‫می‌تونم تفنگم رو بردارم، کله‌ت رو خورد کنم،
‫همونطور ولت کنم...

481
00:37:09,791 --> 00:37:10,791
‫و رئیس بشم

482
00:37:12,666 --> 00:37:13,666
‫واقعاً؟

483
00:37:15,916 --> 00:37:17,000
‫ببندش هلسینکی

484
00:37:19,125 --> 00:37:23,000
‫دست و پاهاش رو ببند و ببرش
‫پیش گروگان‌ها. همین الان

485
00:37:25,750 --> 00:37:28,125
‫فکرش رو هم نکن. هلسی، هلسی

486
00:37:28,750 --> 00:37:29,625
‫- نایروبی
‫- هلسی

487
00:37:29,666 --> 00:37:30,666
‫"هلسی"؟

488
00:37:32,250 --> 00:37:35,000
‫اوه هلسی، متاسفم

489
00:37:35,875 --> 00:37:40,541
‫فکر کنم داری احساسی صداش میکنی. درست میگم؟

490
00:37:43,791 --> 00:37:46,541
‫واقعآً فکر کردی میتونی خانوم هلسینکی باشی؟

491
00:37:50,250 --> 00:37:54,666
‫چیه نایروبی؟ عشق نافرجامی رو دنبال میکنی؟ چرا؟

492
00:37:55,750 --> 00:38:00,416
‫به خودت دروغ میگی
‫یا میخوای با مامانی بازی کنی؟

493
00:38:03,875 --> 00:38:08,916
‫متاسفانه باید به اطلاعات برسونم تنها نقشی که
‫میتونی برا خودت متصور باشی، دوست این عوضی بودنه

494
00:38:09,750 --> 00:38:13,750
‫تو عجوزه‌ی این آشغال هستی.
‫شرمنده. هلسینکی منو دوست داره

495
00:38:13,875 --> 00:38:15,125
‫شرمنده

496
00:38:15,166 --> 00:38:18,916
‫بذار یه چیزی که باید بدونی رو بهت بگم،
‫چون اندازه کافی پیر هستی

497
00:38:19,250 --> 00:38:23,041
‫در روابط عشقی، ما عاشق رو داریم و معشوق

498
00:38:23,541 --> 00:38:29,375
‫عاشق در رابطه با شور، وقف کردن
‫و عشق ورزیدن در رابطه زندگی میکنه

499
00:38:29,750 --> 00:38:30,750
‫معشوق...

500
00:38:32,375 --> 00:38:34,250
‫فقط از پرستیده شدن لذت میبره

501
00:38:35,000 --> 00:38:38,375
‫نمیگم عاشق بودن چیز بدی هست.
‫لطفاً منظورم رو اشتباه نگیر

502
00:38:38,416 --> 00:38:39,625
‫ولی میدونی چیه؟

503
00:38:41,125 --> 00:38:43,250
‫عاشق‌ها رنج زیادی متحمل میشن عزیزم

504
00:38:45,000 --> 00:38:46,375
‫درحالیکه من لذت خودم رو میبرم

505
00:38:46,916 --> 00:38:50,166
‫تنها چیزی که گیرم میاد ارتباط هست

506
00:38:50,625 --> 00:38:53,333
‫قانون لامصب عشق همینه نایروبی.
‫شرمنده. همینطوریه دیگه

507
00:38:59,125 --> 00:39:03,625
‫تنها آدم بدبخت تو تمام این داستان...

508
00:39:05,000 --> 00:39:06,000
‫تویی

509
00:39:06,625 --> 00:39:10,750
‫با سخنرانیت درباره‌ی عشق
‫و "بوم بوم تا بعد". واو

510
00:39:12,541 --> 00:39:16,041
‫برا همین... ترسوتر از اونی
‫که به حقیقت اعتراف کنی

511
00:39:18,375 --> 00:39:20,375
‫تنها حقیقت واقعیته

512
00:39:20,916 --> 00:39:24,916
‫و میخوام برات توضیح بدمش.
‫ببین. تو عوضی  رو دوست داری

513
00:39:26,000 --> 00:39:27,041
‫عوضی  دوست منه

514
00:39:28,000 --> 00:39:31,000
‫و من عاشق کسی نیستم.
‫و دقیقاً برا همینه که...

515
00:39:32,916 --> 00:39:33,916
‫از من متنفری

516
00:39:34,916 --> 00:39:36,791
‫تو عاشق کسی نیستی؟

517
00:39:38,750 --> 00:39:40,625
‫البته که نیستی عزیزم

518
00:39:42,666 --> 00:39:44,291
‫جراتش رو نداری

519
00:39:45,875 --> 00:39:47,291
‫برای عاشق بودن باید شجاع باشی

520
00:39:49,000 --> 00:39:50,500
‫من شجاعت دارم. ببین

521
00:39:52,125 --> 00:39:53,125
‫هلسی

522
00:39:55,500 --> 00:39:58,041
‫دوستت دارم. اونقدری دوستت دارم...

523
00:40:00,500 --> 00:40:02,250
‫که دوست دارم ازت بچه‌دار بشم

524
00:40:04,750 --> 00:40:07,041
‫دیدی؟ به این میگن شجاعت

525
00:40:08,500 --> 00:40:10,125
‫حسش میکنم و به زبون میارمش

526
00:40:13,166 --> 00:40:14,166
‫و اینکه...

527
00:40:14,750 --> 00:40:16,000
‫تو بلد نیستی چطوریه

528
00:40:17,666 --> 00:40:18,750
‫چه مدت اینطوری بودی؟

529
00:40:19,666 --> 00:40:22,666
‫ده سال؟ ده سال با برلین دوست بودی؟

530
00:40:23,250 --> 00:40:25,250
‫و هیچوقت جرئت نکردی بهش بگی

531
00:40:28,250 --> 00:40:32,666
‫البته. مثل سگ می‌پرستیدیش و دنبالش می‌رفتی

532
00:40:34,125 --> 00:40:35,125
‫و همین

533
00:40:37,375 --> 00:40:38,375
‫حالا چی؟

534
00:40:39,125 --> 00:40:40,375
‫الان هیچی ممکن نیست

535
00:40:42,000 --> 00:40:43,000
‫اون مُرده

536
00:40:45,875 --> 00:40:47,000
‫و تو پوچی

537
00:40:49,875 --> 00:40:53,625
‫تنها کاری که میتونی بکنی اینه که پشت
‫سخنرانی "بوم بوم تا بعد" خودت پنهان بشی

538
00:40:56,791 --> 00:40:57,791
‫چون میدونی

539
00:40:59,125 --> 00:41:01,416
‫تا ابد توی شکست رها شدی دوست من

540
00:41:12,875 --> 00:41:14,250
‫برگردیم سر کارمون
