﻿1
00:00:20,250 --> 00:00:23,250
‫-اوضاع روی پشت بوم چطوره؟
‫-اینجا خبری نیست، قربان

2
00:00:30,500 --> 00:00:31,500
‫سوارز

3
00:00:32,666 --> 00:00:33,666
‫مارتینز!

4
00:00:35,625 --> 00:00:37,375
‫سرهنگ، گاندیا رو خطه

5
00:00:38,791 --> 00:00:40,041
‫گاندیا، با من حرف بزن

6
00:00:40,500 --> 00:00:41,666
‫سرهنگ

7
00:00:41,750 --> 00:00:43,500
‫من نایروبی و توکیو رو از بین بردم

8
00:00:44,875 --> 00:00:46,625
‫میخوام یه حمله‌ی دیگه انجام بدم

9
00:00:46,666 --> 00:00:49,166
‫-از بیسیم استفاده میکنم. فرکانسش اینه
‫-بیسیم!

10
00:00:51,791 --> 00:00:53,500
‫سوارز، میخوام تمام نیروها آماده‌ی عملیات باشن

11
00:00:53,875 --> 00:00:55,416
‫واحدهای آلفا و بتا، تو موقعیت قرار بگیرید

12
00:00:55,500 --> 00:00:56,750
‫میخوام همه به گوش باشن

13
00:01:01,166 --> 00:01:02,500
‫همه به جای خود

14
00:01:04,416 --> 00:01:06,000
‫سرهنگ، تیراندازی کردن!

15
00:01:07,875 --> 00:01:09,416
‫گاندیا! گاندیا!

16
00:01:09,500 --> 00:01:12,000
‫جواب بده. جوابم رو بده!
‫گاندیا، صدامو میشنوی؟

17
00:01:12,041 --> 00:01:13,000
‫من اینجام

18
00:01:13,041 --> 00:01:16,666
‫دارن بهم میرسن، قربان. بدجوری زیر آتیشم

19
00:01:16,750 --> 00:01:19,125
‫موقعیتت چیه؟ میتونیم ازت پشتیبانی کنیم؟

20
00:01:19,500 --> 00:01:22,000
‫جواب منفیه، سرهنگ. دارم میرم به سمت پشت بوم

21
00:01:22,041 --> 00:01:23,250
‫درخواست تخلیه‌ی فوری!

22
00:01:23,375 --> 00:01:25,666
‫سوارز، محض رضای خدا، فورا یه هلیکوپتر بفرست

23
00:01:25,750 --> 00:01:27,791
‫-بریم!
‫-دلتا 1، آماده‌ی پرواز

24
00:01:27,875 --> 00:01:29,916
‫عملیات فوری نجات در بانک اسپانیا!

25
00:01:33,416 --> 00:01:34,416
‫دلتا 1

26
00:01:37,500 --> 00:01:40,000
‫اونا شروع کردن به تیراندازی.
‫نمیتونم چیزی ببینم

27
00:01:40,041 --> 00:01:41,875
‫سرهنگ! سرهنگ!

28
00:01:42,375 --> 00:01:45,500
‫دود! دود!  قربان، از سقف داره دود میاد

29
00:01:46,666 --> 00:01:49,125
‫دووم بیار گاندیا. هلیکوپتر تو راهه

30
00:01:49,625 --> 00:01:51,250
‫برو رو پشت بوم. ما ازت پشتیبانی میکنیم

31
00:01:51,375 --> 00:01:54,250
‫من الان روی پشت بومم.
‫ماسک زدم و لباس سیاه پوشیدم

32
00:01:54,291 --> 00:01:55,291
‫تیراندازی نکنین!

33
00:01:55,541 --> 00:01:56,875
‫آدم ما لباس سیاه پوشیده

34
00:01:57,000 --> 00:01:59,416
‫مدام ازش پشتیبانی کنید.
‫آماده‌ی درگیری احتمالی باشین

35
00:01:59,500 --> 00:02:00,625
‫برید، برید، برید!

36
00:02:04,875 --> 00:02:05,875
‫حالا

37
00:02:06,375 --> 00:02:07,625
‫برید، برید، برید، برید!

38
00:02:11,750 --> 00:02:13,625
‫رو پشت بومن. شروع کردن به تیراندازی!

39
00:02:16,875 --> 00:02:18,750
‫به پشتیبانی نیاز داریم!
‫به پشتیبانی نیاز داریم!

40
00:02:18,791 --> 00:02:20,666
‫نمیتونم ببینمشون! دود خیلی زیاده

41
00:02:23,875 --> 00:02:26,375
‫-اون هلیکوپتر کدوم گوریه!
‫-واحد دلتا، موقعیت

42
00:02:26,791 --> 00:02:28,375
‫دو دقیقه و 50 ثانیه تا مقصد، قربان

43
00:02:36,375 --> 00:02:39,000
‫واحد دلتا، شروع حرکت به سمت هدف

44
00:02:39,041 --> 00:02:40,500
‫عملیات نجات

45
00:02:40,750 --> 00:02:42,916
‫میخوام خارج سازی سریع و تروتمیز انجام بشه

46
00:02:56,500 --> 00:02:57,750
‫هلیکوپتر در موقعیته

47
00:02:57,791 --> 00:02:59,625
‫محض رضای خدا، از اونجا درشون بیار!

48
00:03:00,000 --> 00:03:01,791
‫بسیار خب، دلتا 1، شروع کن

49
00:03:11,666 --> 00:03:12,875
‫یه چیزی میبینم

50
00:03:13,875 --> 00:03:16,500
‫یکی از مضنونین رو نشونه گرفتم.
‫اجازه‌ی شلیک، قربان

51
00:03:16,541 --> 00:03:17,791
‫اجازه‌ی شلیک قربان!

52
00:03:22,541 --> 00:03:27,250
‫45 ساعت قبل

53
00:03:27,375 --> 00:03:30,041
‫مات، گفته بودم میکُشمت

54
00:03:30,625 --> 00:03:33,125
‫نه!

55
00:03:36,041 --> 00:03:37,250
‫نه!

56
00:03:38,875 --> 00:03:40,791
‫ده، نه،

57
00:03:41,625 --> 00:03:43,875
‫هشت، هفت

58
00:03:44,416 --> 00:03:46,416
‫شیش، پنج

59
00:03:47,291 --> 00:03:49,041
‫چهار، سه

60
00:03:49,875 --> 00:03:52,000
‫دو، یک!

61
00:04:14,875 --> 00:04:15,916
‫چی شد؟

62
00:04:16,000 --> 00:04:18,375
‫رفیقت نایروبی به سمتم یه نارنجک پرت کرد

63
00:04:18,416 --> 00:04:19,666
‫حالش خوبه؟

64
00:04:21,375 --> 00:04:23,041
‫بهم بگو چی سر نایروبی اومد!

65
00:04:23,125 --> 00:04:24,500
‫نمیدونم چه اتفاقی براش افتاد

66
00:04:25,625 --> 00:04:28,541
‫اما اون زنه مطمئنا هنوز زنده‌ست

67
00:04:29,375 --> 00:04:30,500
‫حالش خوب میشه؟

68
00:04:31,916 --> 00:04:33,125
‫گمون کنم

69
00:04:33,791 --> 00:04:36,041
‫جراح خوبی داشت

70
00:04:50,125 --> 00:04:53,083
‫میدونستی مثل اسب داره ازت خون میره؟

71
00:06:16,375 --> 00:06:19,625
‫لازمه جلوی اینهمه آدم لباست رو عوض کنی؟

72
00:06:19,625 --> 00:06:22,125
‫این لباس معمولی نیست.
‫این یه یونیفرمه که مدیرهای پولداری موقع

73
00:06:22,250 --> 00:06:25,541
‫شام خوردن با خانوماشون
‫و چک کردن سهام نیکی میپوشن.
‫خیلی حال به هم زنه

74
00:06:26,000 --> 00:06:29,000
‫با این لباس با رئیس
‫بانک اسپانیا ملاقات کردی

75
00:06:29,125 --> 00:06:31,000
‫اونوقت برای نوشیدن کوکتل مناسب نیست؟

76
00:06:31,125 --> 00:06:33,000
‫تو باید میرفتی ماشین رو پارک کنی

77
00:06:33,041 --> 00:06:34,750
‫مارتین خیلی کمتر غر میزنه

78
00:06:34,791 --> 00:06:35,791
‫حتما

79
00:06:36,750 --> 00:06:39,000
‫چیه؟ مارتین دیگه چه مشکلی داره؟

80
00:06:40,291 --> 00:06:41,625
‫اون همه جا دنبالته

81
00:06:42,500 --> 00:06:43,500
‫خب؟

82
00:06:44,791 --> 00:06:46,166
‫اون عاشقته

83
00:06:48,250 --> 00:06:49,875
‫عاشقمه

84
00:06:50,666 --> 00:06:52,666
‫اونوقت تو از کجا میدونی؟
‫ دفتر خاطراتش رو دیدی

85
00:06:52,750 --> 00:06:55,291
‫یا گریه‌کنان وقتی که داشت برای فراموش
‫کردن غصه‌اش نوشیدنی میخورد بهت گفت؟

86
00:06:55,375 --> 00:06:56,583
‫دیده‌ام چطوری بهت نگاه میکنه

87
00:06:56,625 --> 00:06:59,541
‫چطور به تمام ایده‌های احمقانه‌ات میخنده

88
00:06:59,625 --> 00:07:01,333
‫با همه‌ی جزئیات نقشه‌ات موافقت میکنه

89
00:07:01,375 --> 00:07:04,291
‫اما نمیتونه نقادانه و
‫منطقی به موضوع نگاه کنه

90
00:07:04,375 --> 00:07:06,875
‫اون عاشق شده، و این باعث میشه
‫نتونه بدون تعصب به مسائل نگاه کنه

91
00:07:06,916 --> 00:07:09,291
‫اون کاملا بدون تعصبه. اون یه مهندسه

92
00:07:09,375 --> 00:07:12,125
‫اون معادله‌های پیچیده رو حل میکنه،
‫و این ممکنه شگفت‌زده‌ات کنه

93
00:07:12,250 --> 00:07:15,750
‫اما هیچ کدوم از اون محاسبات به هیچ وجه
‫درشون احساسات دخیل نیست

94
00:07:15,791 --> 00:07:17,666
‫خودتم به اندازه‌ی من میدونی
‫که چقدر این نقشه افتضاحه

95
00:07:17,750 --> 00:07:19,625
‫نقشه خیلی هم حیرت آوره

96
00:07:19,750 --> 00:07:21,875
‫نقشه یه بخش‌هایی داره،
‫یه جزئیاتی که حیرت آورن

97
00:07:22,000 --> 00:07:23,500
‫اما به عنوان یه نقشه کارکرد ندارن

98
00:07:24,500 --> 00:07:25,750
‫کار نمیکنه

99
00:07:26,750 --> 00:07:29,750
‫-چرا منو آوردی تو کار؟
‫-چون میخوام باهات شریک باشم

100
00:07:30,625 --> 00:07:33,375
‫این بزرگترین سرقت زندگی منه،
‫و میخوام برادرم هم اونجا باشه

101
00:07:34,750 --> 00:07:37,625
‫تو ازم خواستی تا
‫ایده‌هایی بدم که اون نمیتونه

102
00:07:38,500 --> 00:07:39,500
‫و تو...

103
00:07:40,541 --> 00:07:43,125
‫تو میدونی چطور طلا ها رو بکشی بیرون،
‫اما نمیدونی چطور افراد رو در بیاری

104
00:07:43,125 --> 00:07:46,125
‫همینطور اصلا نمیدونید
‫باقی عمرتون رو چطور با 90 تن

105
00:07:46,166 --> 00:07:48,541
‫طلا بگذرونید، بدون اینکه کسی متوجه بشه

106
00:07:48,625 --> 00:07:50,500
‫هر ذهن تحلیلگری، حتی اگه محدود باشه،

107
00:07:50,625 --> 00:07:52,625
‫قبل از هرچیزی، این موضوع رو مدنظر میگیره

108
00:07:52,750 --> 00:07:53,750
‫اما شما دوتا نگرفتید

109
00:07:54,375 --> 00:07:56,625
‫چون تو عاشق نقشه‌ای

110
00:07:57,541 --> 00:07:59,250
‫و اونم عاشق تو

111
00:08:00,125 --> 00:08:02,750
‫احساسات ما رو راهنمایی میکنه، درست.
‫اما نفرت چشمای تو رو کور کرده

112
00:08:02,875 --> 00:08:04,000
‫نفرت از احساس گرایی

113
00:08:04,125 --> 00:08:06,791
‫خب، شاید به خاطر این باشه که
‫یکی از مضامین اصلی احساس گرایی

114
00:08:06,791 --> 00:08:09,166
‫خودکشیه. آندرس، این نقشه خودکُشیه

115
00:08:09,250 --> 00:08:10,625
‫هنوز بدبینه؟

116
00:08:15,750 --> 00:08:16,833
‫بی حس

117
00:08:16,958 --> 00:08:19,250
‫سر در گم، نگاه خیره

118
00:08:20,250 --> 00:08:24,083
‫و بیشتر از همه،
‫حس کنی انگار خارج از واقعیت معلقی

119
00:08:25,708 --> 00:08:28,000
‫اینا نشانه‌های شوک عاطفیه

120
00:08:29,750 --> 00:08:31,875
‫البته ممکنه کاملا متفاوت هم بروز پیدا کنه

121
00:08:35,250 --> 00:08:37,208
‫خشم مهار ناپذیر

122
00:08:37,250 --> 00:08:39,000
‫که تنها راه توقفش

123
00:08:40,458 --> 00:08:41,458
‫خشمه

124
00:08:45,583 --> 00:08:46,583
‫راه باز شد

125
00:08:58,875 --> 00:08:59,875
‫امنه

126
00:09:02,208 --> 00:09:03,208
‫خون

127
00:09:06,458 --> 00:09:07,500
‫یا خدا

128
00:09:10,625 --> 00:09:11,625
‫امنه

129
00:09:31,458 --> 00:09:33,083
‫اتاق امن رو پیدا کردیم قربان

130
00:09:33,208 --> 00:09:36,750
‫گاندیا از داخل درو بسته.
‫زخمی شده. توکیو پیششه

131
00:09:37,250 --> 00:09:38,500
‫زخمش چقدر وخیمه؟

132
00:09:39,583 --> 00:09:41,708
‫یه نارنجک درست کنارش منفجر شد

133
00:09:42,208 --> 00:09:44,708
‫حتما سعی میکنه مذاکره کنه و
‫ایندفعه ما برگ برنده رو داریم

134
00:09:44,750 --> 00:09:47,750
‫-اگه بخواد زنده بمونه، به توکیو آسیبی نمیزنه
‫-من خیلی مطمئن نیستم

135
00:09:49,500 --> 00:09:50,500
‫پرفسور...

136
00:09:52,625 --> 00:09:54,125
‫گاندیا نایروبی رو کُشت

137
00:10:31,708 --> 00:10:35,125
‫به خاطر کاری که با نایروبی کرده‌ان،
‫صد برابر بدتر جواشونو میدیم

138
00:10:41,000 --> 00:10:44,333
‫در اون لحظه، پروفسور دیگه
‫هیچ دردی حس نمیکرد

139
00:10:44,458 --> 00:10:47,875
‫اون از احساساتش جدا شده بود
‫و مثل ماشین عمل میکرد

140
00:10:47,958 --> 00:10:50,333
‫توی هفت مرحله اون چادر رو نابود میکنیم

141
00:10:50,458 --> 00:10:52,750
‫تنها چیزی که توی ذهنش بود، حمله‌ی بعدی بود

142
00:10:52,833 --> 00:10:54,708
‫و اولینش با واقعیت شروع میشه

143
00:10:54,833 --> 00:10:58,083
‫پروفسور، اگه میخوای حقیقت رو بگی،
‫باید با ریو حرف بزنی

144
00:10:59,583 --> 00:11:01,208
‫یه چیزایی هست که باید بدونی

145
00:11:02,458 --> 00:11:03,250
‫پروفسور...

146
00:11:03,333 --> 00:11:04,750
‫از اون لحظه به بعد

147
00:11:04,833 --> 00:11:08,083
‫هر چیز، دقیقا هرچیزی که انجام دادیم
‫مربوط به حمله کردن بود

148
00:11:08,208 --> 00:11:09,750
‫-پروفسور
‫-در چند ساعت بعد

149
00:11:09,750 --> 00:11:11,875
‫پروفسور انبوهی از موشک شلیک خواهد کرد

150
00:11:11,958 --> 00:11:14,375
‫گفتی که بیرون بردن ما
‫غیر ممکنه، ولی تو انجامش میدی

151
00:11:14,458 --> 00:11:16,250
‫سر قولت میمونی؟

152
00:11:17,708 --> 00:11:20,375
‫من گفتم وقتی طلاها رو
‫آب کردیم و آوردیمشون بیرون

153
00:11:20,458 --> 00:11:21,708
‫شماها رو هم میارم بیرون

154
00:11:23,000 --> 00:11:24,000
‫و همین کار رو هم میکنم

155
00:11:25,958 --> 00:11:28,333
‫پالرمو، برو توکیو رو نجات بده

156
00:11:28,708 --> 00:11:31,208
‫من میرم به ریخته‌گری. دنور، با من بیا

157
00:11:34,500 --> 00:11:36,083
‫تمام واحدها، در حالت آماده باش

158
00:11:37,083 --> 00:11:38,750
‫پیشروی با ربات تداکس

159
00:11:44,791 --> 00:11:47,166
‫آماده‌ی غیر فعال کردن
‫بمب‌های موجود در ورودی هستیم

160
00:12:03,416 --> 00:12:04,500
‫نایروبی مُرده

161
00:12:06,875 --> 00:12:08,875
‫از الان من مسئولم

162
00:12:09,416 --> 00:12:12,625
‫باید خیلی دقیق کار کنیم. چند تن داریم؟

163
00:12:13,041 --> 00:12:14,625
‫چهل و چهار

164
00:12:14,666 --> 00:12:18,375
‫-چه غلطی دارین میکنین؟ بازی میکنین مگه؟
‫-چهل و چهار سه تا از چیزی که میخوایم کمتره

165
00:12:18,416 --> 00:12:21,916
‫دما رو به 1750 افزایش بدین.
‫باید نرخ تولید رو بالا ببریم

166
00:12:22,666 --> 00:12:24,250
‫-کسی اونجاست؟
‫-نه

167
00:12:24,375 --> 00:12:26,500
‫خب باید باشه. بریم داخل

168
00:12:26,541 --> 00:12:28,583
‫چون باید به هر قیمتی
‫شده اون طلاها رو خارج کنیم

169
00:12:28,625 --> 00:12:29,625
‫دنور!

170
00:12:30,541 --> 00:12:32,250
‫حتی یه گرم طلا هم باقی نمونه

171
00:12:32,250 --> 00:12:33,750
‫میخوام از اینجا بیام بیرون

172
00:12:35,125 --> 00:12:36,916
‫یالا. بریم سر کار. بریم!

173
00:12:47,916 --> 00:12:49,875
‫-پروفسور
‫-پروفسور نیستم

174
00:12:49,916 --> 00:12:52,416
‫یه مشکلی داریم. باید از فایروال استفاده کنیم.
‫الان تماست رو منتقل میکنم

175
00:12:52,500 --> 00:12:53,666
‫باشه. عجله کن

176
00:13:00,666 --> 00:13:03,250
‫آغاز عملیات خنثی سازی اولین بمب

177
00:13:03,375 --> 00:13:06,750
‫همه پناه بگیرن. واحدهای یک و
‫دو آماده باشن تا به محض خنثی شدن

178
00:13:06,875 --> 00:13:08,500
‫وارد عمل بشن

179
00:13:16,625 --> 00:13:18,125
‫فایروال لعنتی

180
00:13:24,625 --> 00:13:25,875
‫-پروفسور
‫-بله

181
00:13:25,875 --> 00:13:28,541
‫نباید اینو بهت بگم، اما دارن
‫نقشه‌ی یه قتل عام رو میکشن

182
00:13:29,166 --> 00:13:30,458
‫میخوان بریزن توی بانک

183
00:13:30,500 --> 00:13:33,625
‫دارن سعی میکنن با گاندیا تماس
‫برقرار کنن تا حمله رو طرح ریزی کنن

184
00:13:34,750 --> 00:13:36,125
‫متوجه شدم

185
00:13:36,250 --> 00:13:37,791
‫پیغام منو به لیسبون دادی؟

186
00:13:38,250 --> 00:13:39,250
‫آره

187
00:13:39,500 --> 00:13:41,416
‫آنتونانزاس، تو بمون و حواست به موریو باشه

188
00:13:42,125 --> 00:13:43,166
‫نذار کسی بیاد تو

189
00:13:47,000 --> 00:13:50,125
‫محض رضای خدا، چرا قبل
‫از این ماجرا به کسی نگفتی؟

190
00:13:51,375 --> 00:13:54,166
‫این حرفت به چه دردم میخوره؟
‫یکم دلسوزی کردی؟

191
00:13:56,541 --> 00:13:57,791
‫اوه، آلیشیا

192
00:14:01,125 --> 00:14:02,125
‫پاریس

193
00:14:05,125 --> 00:14:07,375
‫خیلی تحت تاثیر قرار گرفت

194
00:14:07,500 --> 00:14:09,500
‫خیلی ذوق کرده بود

195
00:14:10,291 --> 00:14:12,416
‫ای کاش میتونستی ببینیش

196
00:14:16,750 --> 00:14:17,916
‫ممنون بنیتو

197
00:14:23,500 --> 00:14:25,416
‫-گوش کن
‫-دارم گوش میکنم

198
00:14:25,416 --> 00:14:27,416
‫پلیس داره برای یه حمله
‫با گاندیا همکاری میکنه

199
00:14:27,416 --> 00:14:30,208
‫باید تلفن توی اتاق امن رو از کار بندازیم.
‫همه‌جیز رو قطع کنین

200
00:14:30,250 --> 00:14:31,791
‫همینطور خیلی مهمه که...

201
00:14:32,666 --> 00:14:34,666
‫گاندیا رو نکش. زنده میخوامش

202
00:14:35,250 --> 00:14:37,250
‫با وجود توکیو اون داخل، یکم سخته

203
00:14:37,375 --> 00:14:39,291
‫گفتم زنده میخوامش. کلید نقشه اونه

204
00:14:40,875 --> 00:14:44,000
‫امواج الکترومغناطیس رو
‫پیدا کن و کابل‌ها رو قطع کن

205
00:14:44,666 --> 00:14:46,166
‫وقتی ارتباطش قطع شده باشه

206
00:14:46,250 --> 00:14:48,250
‫و به دوربینی دسترسی نداشت، درو باز کن

207
00:14:48,291 --> 00:14:51,416
‫از اره‌برقی استفاده کن، از پُتک.
‫تا میتونی سر و صدا درست کن

208
00:14:51,500 --> 00:14:54,375
‫باید بفهمه که داریم میایم
‫سراغش تا حواسش به در باشه

209
00:14:54,416 --> 00:14:57,000
‫و بعد از پشت، بدون اینکه بفهمه

210
00:14:57,125 --> 00:15:00,250
‫یه سوراخ کوچیک درست میکنیم و
‫گاز بیهوشی وارد میکنیم

211
00:15:02,000 --> 00:15:04,000
‫وقتی بیهوش شد، در رو باز میکنیم

212
00:15:04,125 --> 00:15:06,125
‫-متوجه شدی؟
‫-متوجه شدم

213
00:15:11,291 --> 00:15:13,375
‫خوبه. گاندیا رو بگیر

214
00:15:28,750 --> 00:15:29,750
‫بینگو

215
00:15:44,375 --> 00:15:45,375
‫کاکووو!

216
00:15:54,416 --> 00:15:55,666
‫اونا رفیقامن!

217
00:16:16,500 --> 00:16:17,625
‫سرهنگ!

218
00:16:20,750 --> 00:16:21,750
‫سرهنگ!

219
00:16:22,875 --> 00:16:23,875
‫سرهنگ!

220
00:16:27,125 --> 00:16:29,750
‫انگار به فنا رفتی، مگه نه آشغال؟

221
00:16:32,750 --> 00:16:35,541
‫برام مهم نیست سخت باشه. معلومه انجامش میدم

222
00:16:35,625 --> 00:16:36,875
‫مطمئنی؟

223
00:16:37,875 --> 00:16:39,250
‫میتونی بهم اعتماد کنی

224
00:16:40,291 --> 00:16:41,291
‫ممنون ریو

225
00:16:41,750 --> 00:16:42,750
‫ممنون

226
00:16:43,541 --> 00:16:47,875
‫صحرای الجزیره

227
00:16:48,875 --> 00:16:50,291
‫چیزی پیدا کردی؟

228
00:16:51,000 --> 00:16:53,250
‫کجا چی پیدا کنم؟

229
00:16:53,291 --> 00:16:54,541
‫اینجا بیابونه ها

230
00:16:54,625 --> 00:16:58,625
‫نمیتونی تاکسی بگیری و بگی
‫"لطفا منو ببر به شکنجه‌گاه"

231
00:16:58,666 --> 00:16:59,916
‫من که بهت پشتیبانی محلی دادم

232
00:17:02,125 --> 00:17:04,541
‫گوش کن، پروفسور. من اسپانیایی بلدم

233
00:17:04,625 --> 00:17:08,000
‫آلمانی بلدم، ایتالیایی، فرانسوی،
‫انگلیسی، کروواسیایی، صربستانی

234
00:17:08,041 --> 00:17:09,875
‫اما بربری بلد نیستم حرف بزنم

235
00:17:10,000 --> 00:17:11,416
‫مختصات میخوام

236
00:17:11,500 --> 00:17:12,625
‫ده دقیقه بهم وقت بده

237
00:17:19,625 --> 00:17:22,875
‫شکیر، همین الان تصاویر ماهواره‌ای رو میخوام

238
00:17:22,916 --> 00:17:24,250
‫ده دقیقه وقت داری

239
00:17:35,375 --> 00:17:36,750
‫پالرمو، دارن میان داخل

240
00:17:42,750 --> 00:17:45,000
‫-به نظر پلیس میخواهد...
‫-...بانک اسپانیا...

241
00:17:45,125 --> 00:17:46,500
‫واحدهای عملیات ویژه

242
00:17:46,625 --> 00:17:50,791
‫درحال حرکت به سمت ساختمون هستن،
‫و به نظر میرسه میخوان به زور وارد ساختمون بشن

243
00:17:53,541 --> 00:17:57,291
‫پلیسا داشتن میومدن،
‫آماده‌ بودن با تمام قوا حمله کنن

244
00:17:58,291 --> 00:18:00,541
‫اونموقع پروفسور اولین موشک رو شلیک کرد

245
00:18:00,583 --> 00:18:01,583
‫درا رو باز کن

246
00:18:03,791 --> 00:18:04,791
‫صبر کنید!

247
00:18:32,208 --> 00:18:33,666
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

248
00:18:37,291 --> 00:18:40,416
‫اولین موشک برای احترام به یاد نایروبی بود

249
00:18:52,083 --> 00:18:54,166
‫اونا محافظین شخصی فرمانده هستن

250
00:18:55,166 --> 00:18:56,166
‫مراسم ترحیمه

251
00:19:05,458 --> 00:19:10,083
‫

252
00:19:11,791 --> 00:19:13,791
‫رئیس لعنتی

253
00:19:13,833 --> 00:19:18,291
‫

254
00:19:18,791 --> 00:19:21,291
‫در اون لحظه، همه چیز متوقف شد

255
00:19:22,041 --> 00:19:25,291
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

256
00:19:25,458 --> 00:19:26,708
‫برش گردون داخل؟

257
00:19:26,833 --> 00:19:28,958
‫بزار ببینه. به خاطر احترام

258
00:19:29,000 --> 00:19:33,833
‫

259
00:19:33,875 --> 00:19:36,833
‫با خروج نایروبی، سکوت سنگینی جو رو فرا گرفت

260
00:19:36,875 --> 00:19:40,833
‫

261
00:19:40,875 --> 00:19:44,625
‫باعث شد هزاران نفر از مردمی که گول داستان
‫دالی رو خورده بودن به خود بیان، داستانی که

262
00:19:44,708 --> 00:19:49,583
‫

263
00:19:49,833 --> 00:19:51,958
‫...یه قصه‌ی خیال انگیز با پایانی شاد بود...

264
00:19:53,083 --> 00:19:57,500
‫

265
00:19:58,375 --> 00:19:59,875
‫...درحالی که درواقع یه جنگ بود

266
00:20:32,750 --> 00:20:35,958
‫و اونموقع، پروفسور دومین موشکش رو شلیک کرد

267
00:20:39,458 --> 00:20:40,583
‫زنده به گور

268
00:20:40,625 --> 00:20:43,000
‫اون تمام مادرید رو پر کرد از عکس‌های ریو

269
00:20:43,083 --> 00:20:45,500
‫و یه سری توضیحات درمورد بلاهایی
‫که سر اون آورده بودن فرستاد برای

270
00:20:45,583 --> 00:20:48,250
‫مطبوعات ملی و بین‌المللی

271
00:20:49,625 --> 00:20:51,875
‫من به صورت غیر قانونی در تاریخ 20 ژانویه

272
00:20:51,958 --> 00:20:54,375
‫-توسط پلیس پاناما دستگیر شدم
‫-سرهنگ. بازرس؟

273
00:20:54,583 --> 00:20:56,083
‫بعد منو با یه پرواز سری همراه با
‫سرهنگ سی ان آی منتقل کردن...

274
00:20:57,208 --> 00:20:58,083
‫سرهنگ لوئیس پریتو

275
00:20:58,208 --> 00:21:00,250
‫یه جایی حوالی مغرب فرود اومدیم

276
00:21:00,833 --> 00:21:03,083
‫و تا 4 آپریل منو شکنجه کردن

277
00:21:04,083 --> 00:21:06,708
‫منو انداختن توی یه سلول
‫که اونقدر کوچیک بود...

278
00:21:07,833 --> 00:21:09,458
‫که مجبور بودم بایستم

279
00:21:11,041 --> 00:21:12,291
‫همینطوری اونجا ولم کردن

280
00:21:12,833 --> 00:21:14,291
‫توی کثافت خودم زندگی کنم

281
00:21:16,708 --> 00:21:17,708
‫یه شب...

282
00:21:18,958 --> 00:21:20,541
‫منو از سلول بیرون آوردن

283
00:21:21,291 --> 00:21:22,791
‫و بردنم به صحرا

284
00:21:23,958 --> 00:21:26,041
‫و مجبورم کردن قبر خودم رو بکنم

285
00:21:28,166 --> 00:21:31,291
‫منو گذاشتن توی تابوت و زنده زنده دفنم کردن...

286
00:21:32,666 --> 00:21:35,791
‫تا اینکه از هوش رفتم و
‫همه فکر کردن مُرده‌ام

287
00:21:39,791 --> 00:21:41,416
‫تو اون بچه رو زنده به گور کردی؟

288
00:21:41,458 --> 00:21:43,166
‫معلومه زنده به گورش کردیم

289
00:21:43,291 --> 00:21:44,958
‫چرا همچین کاری باید میکردی؟

290
00:21:45,041 --> 00:21:48,416
‫فکر کردی برای چی فرستادیمش الجزیره؟
‫تا فقط با خط‌کش بزنیم پشت دستش؟

291
00:21:48,458 --> 00:21:51,000
‫باید میزاشتین توی یه چاله‌ای چیزی بمونه.
‫میشد با آهک شکنجه‌اش کرد

292
00:21:51,041 --> 00:21:52,166
‫یه خروار سیمان حتی

293
00:21:52,208 --> 00:21:53,791
‫اما زنده به گور آخه؟ تف توی این شانس من

294
00:21:53,916 --> 00:21:57,666
‫همه شنیدن با تمام جزئیات ماجرا رو تعریف کرد.
‫مثل فیلمای ترسناک میمونه

295
00:21:57,791 --> 00:22:00,458
‫وقتی بحث همدردی بیاد وسط، مثل این میمونه
‫که زده باشیم مخ خودمون رو پوکونده باشیم

296
00:22:00,458 --> 00:22:02,333
‫نیویورک تایمز فیلم رو منتشر کرده

297
00:22:02,833 --> 00:22:05,291
‫چندتا کشور درخواست تشکیل
‫کمیسیون توی استرازبورگ دادن

298
00:22:05,333 --> 00:22:09,166
‫حتی سازمان عفو عمومی داره ازش
‫استفاده میکنه تا یه بازرسی انجام بده

299
00:22:09,208 --> 00:22:10,041
‫به فنا رفتیم

300
00:22:10,166 --> 00:22:13,166
‫اونجایی که بردیش، تلفنی،
‫دوربین امنیتی، وای فای

301
00:22:13,208 --> 00:22:15,666
‫یا هرچیز دیگه‌ای که بشه
‫علیه ما ازش استفاده کرد داره؟

302
00:22:15,708 --> 00:22:17,041
‫اونجا وسط ناکجا آباد بود

303
00:22:17,083 --> 00:22:20,083
‫دوربینی نبود، اینترنتی نبود.
‫لعنتی، حتی جاده هم نداشت

304
00:22:20,166 --> 00:22:22,791
‫-برای همین رفتیم اونجا
‫-اونجا ناکجا آباد بود

305
00:22:22,791 --> 00:22:24,833
‫حتی سرویس امنیتی الجزیره درموردش نمیدونه

306
00:22:24,916 --> 00:22:26,291
‫تازه، بچه‌هه از روز اولش بهتر شده

307
00:22:26,416 --> 00:22:29,000
‫نه جای کبودی داره، نه خونریزی
‫داخلی داشته، هیچی

308
00:22:29,041 --> 00:22:31,166
‫-خیلی حساس بودیم
‫-خیلی خب

309
00:22:32,583 --> 00:22:35,041
‫مثل سگ منکر همه‌چی میشیم

310
00:22:35,083 --> 00:22:38,916
‫جنگ بین حرفای ما و حرفای اوناست.
‫و تو قراره انجامش بدی، لوییس

311
00:22:39,416 --> 00:22:40,208
‫من؟

312
00:22:40,291 --> 00:22:42,833
‫آره، تو. تو جراتش رو داری، پس برو تو کارش

313
00:22:42,916 --> 00:22:46,166
‫خودنمایی باشکوه از راه
‫کنفرانس خبری. جلسه فوری

314
00:22:46,291 --> 00:22:47,458
‫شفافیت، لوئیس

315
00:22:47,541 --> 00:22:48,916
‫شفافیت

316
00:22:49,791 --> 00:22:53,541
‫به خاطر همه‌ی این مزخرفات قند خونم افتاده.
‫بیسکوئیتای لعنتی رو کجا گذاشتن؟

317
00:23:37,833 --> 00:23:38,833
‫دارکو

318
00:23:43,083 --> 00:23:44,083
‫بنجامین

319
00:23:44,791 --> 00:23:45,916
‫ممنون اومدی

320
00:23:47,416 --> 00:23:50,958
‫اگه آگوستین، موسکو بهت اعتماد کرده

321
00:23:52,666 --> 00:23:54,041
‫من رو هم دوست خودت بدون

322
00:23:57,791 --> 00:23:59,833
‫دخترم، حالش خوبه؟

323
00:24:00,416 --> 00:24:01,958
‫مانیلا حالش خوبه

324
00:24:03,791 --> 00:24:05,791
‫-اونا همه معدنچین؟
‫-همه‌شون

325
00:24:06,416 --> 00:24:07,666
‫و قابل اعتمادن

326
00:24:08,333 --> 00:24:09,333
‫آستوریاسی هستن

327
00:24:09,708 --> 00:24:10,791
‫به جز

328
00:24:12,083 --> 00:24:13,083
‫اون یارو

329
00:24:13,958 --> 00:24:14,958
‫اون لهستانیه

330
00:24:15,916 --> 00:24:16,916
‫کاپیتان

331
00:24:17,166 --> 00:24:18,166
‫ممنون!
‫(به پرتغالی)

332
00:24:20,291 --> 00:24:21,541
‫به همتون خوش‌آمد میگم

333
00:24:22,916 --> 00:24:23,916
‫لطفا دنبالم بیاین

334
00:24:24,458 --> 00:24:26,041
‫کجا داریم میریم، پروفسور؟

335
00:24:26,083 --> 00:24:27,083
‫به کلاس

336
00:24:27,416 --> 00:24:30,416
‫میخوام بهتون توضیح بدم که توی
‫30 ساعت آینده قراره چیکار بکنیم

337
00:24:37,458 --> 00:24:40,458
‫میخوایم نقشه‌ای رو اجرا کنیم
‫که هر عقل سلیمی

338
00:24:40,541 --> 00:24:42,333
‫میگه کاملا دیوانگیه

339
00:24:44,041 --> 00:24:46,208
‫پس چطوره عقل سلیم رو فراموش کنیم؟

340
00:25:13,958 --> 00:25:14,958
‫هی

341
00:25:17,041 --> 00:25:19,291
‫میدونی، من اینجا خیلی فکر کردم

342
00:25:20,291 --> 00:25:23,083
‫و من... من واقعا نمیدونم چمه

343
00:25:24,083 --> 00:25:26,958
‫و نمیفهمم تو شرایطت چطوره،
‫اما من خیلی دوستت دارم

344
00:25:28,166 --> 00:25:31,291
‫و میخوام اینو بدونی که چه باهم باشیم
‫چه نباشیم، همیشه برای کمک بهت هستم

345
00:25:31,708 --> 00:25:32,791
‫این کارا یعنی چی، دنور؟

346
00:25:33,666 --> 00:25:34,708
‫چی داری میگی؟

347
00:25:34,791 --> 00:25:36,083
‫اون نایروبی رو کشت

348
00:25:37,666 --> 00:25:38,916
‫اینجا همه‌چیز ممکنه اتفاق بیوفته

349
00:25:38,958 --> 00:25:41,083
‫حتی چیزایی که فکر میکردیم
‫ناممکنن، میتونن اتفاق بیوفتن

350
00:25:41,958 --> 00:25:44,458
‫میدونم توی اندونزی شرایط راحت‌تر بود،
‫چون روز که تموم میشد

351
00:25:44,541 --> 00:25:47,083
‫تو با تنها مردی بودی که
‫میتونستی باهاش حرف بزنی

352
00:25:47,541 --> 00:25:50,041
‫اما اینجا اوضاع فرق میکنه، میفهمم

353
00:25:50,958 --> 00:25:51,958
‫ولی من عاشقتم

354
00:25:53,416 --> 00:25:57,291
‫اومدی اینجا. مقایسه کردی، و من از
‫این مقایسه بازنده بیرون اومدم. میفهمم

355
00:25:57,333 --> 00:25:58,916
‫هیچکی تو رو مقایسه نمیکنه، دنور

356
00:26:09,875 --> 00:26:10,916
‫آماندا!

357
00:26:12,500 --> 00:26:14,750
‫اتفاقی که داره میوفته
‫اینه که تو خیلی مضطربی

358
00:26:14,791 --> 00:26:16,416
‫-و این طبیعیه...
‫-نه

359
00:26:16,500 --> 00:26:18,541
‫-چون اوضاع خیلی دیوونه کننده‌ست
‫-نه

360
00:26:18,625 --> 00:26:20,500
‫مطمئنم گیج شدی. یه سری تصاویری دیدی

361
00:26:20,625 --> 00:26:24,125
‫و خیال میکنی واقعی بودن،
‫اما واقعا اتفاق نیوفتادن

362
00:26:24,500 --> 00:26:26,375
‫یا شاید... شاید...

363
00:26:26,416 --> 00:26:29,250
‫داشتی درمورد من خواب میدیدی؟

364
00:26:29,250 --> 00:26:32,541
‫طبیعیه. اصلا برام مشکلی نیست
‫که هدف امیالت من باشم ولی...

365
00:26:32,625 --> 00:26:34,875
‫منو متهم به کاری که نکرده‌ام نکن

366
00:26:35,291 --> 00:26:37,625
‫تو ترسیده بودی. حمله‌ی عصبی داشتی

367
00:26:38,000 --> 00:26:39,791
‫منطقیه، نه؟

368
00:26:42,666 --> 00:26:44,541
‫باورتون میشه؟

369
00:26:44,625 --> 00:26:45,750
‫باورتون میشه؟

370
00:26:54,666 --> 00:26:55,750
‫بوگوتا، ایناشش

371
00:27:07,291 --> 00:27:09,000
‫الان واقعا به فنا رفتی

372
00:27:10,416 --> 00:27:12,291
‫به خاطر ترکش توی گردنته

373
00:27:12,750 --> 00:27:14,500
‫شبکه‌ی بازویی

374
00:27:15,500 --> 00:27:17,875
‫کلی عضله توی بازوت رو کنترل میکنه

375
00:27:18,291 --> 00:27:19,416
‫توی دستت

376
00:27:20,625 --> 00:27:21,625
‫کتفت

377
00:27:22,000 --> 00:27:24,250
‫-خیلی چیزا میدونی نه؟
‫-اوهوم

378
00:27:24,875 --> 00:27:27,291
‫یه چیزایی از پروفسور یادگرفتم

379
00:27:27,875 --> 00:27:29,416
‫-اوه، آره؟
‫-اوهوم

380
00:27:31,625 --> 00:27:32,875
‫نفس کشیدن برات سخت شده؟

381
00:27:33,875 --> 00:27:34,875
‫طبیعیه

382
00:27:36,250 --> 00:27:37,375
‫به خاطر دیافراگمته

383
00:27:39,541 --> 00:27:40,625
‫خیلی غم‌انگیزه

384
00:27:41,500 --> 00:27:43,541
‫میخوای آزادت کنم؟

385
00:27:46,166 --> 00:27:47,625
‫اگه نذاری برم، مُردی

386
00:27:50,291 --> 00:27:51,625
‫اگه آزادم کنی...

387
00:27:54,416 --> 00:27:55,416
‫کمکت میکنم

388
00:27:56,750 --> 00:27:59,916
‫دستات رو باز میکنم تا
‫بتونی ترکش ها رو دربیاری

389
00:28:03,791 --> 00:28:05,250
‫اما هنوز...

390
00:28:07,416 --> 00:28:08,875
‫گردنت بسته‌ست

391
00:28:10,416 --> 00:28:12,000
‫پشتم رو میکنم بهت

392
00:28:13,500 --> 00:28:16,041
‫اما فقط کافیه یه انگشتم رو حرکت بدم

393
00:28:16,375 --> 00:28:20,250
‫تا تمام دانشی که توی اون مغز
‫خوشگلت هست بریزه بیرون

394
00:28:23,250 --> 00:28:26,000
‫وزارت امور داخلی
‫ساعت 19:45

395
00:28:27,625 --> 00:28:28,875
‫عصر به خیر

396
00:28:28,916 --> 00:28:30,500
‫اسم من لوئیس پریتو هست

397
00:28:31,125 --> 00:28:34,166
‫من یه سرهنگ از سازمان اطلاعات ملی هستم

398
00:28:34,750 --> 00:28:38,000
‫من امروز به درخواست وزیر امور
‫داخلی مقابل شما قرار گرفتم

399
00:28:38,125 --> 00:28:40,500
‫تا تمام اتهامات وارده در رابطه با

400
00:28:40,625 --> 00:28:43,250
‫شکنجه‌ی انیبال کورتز پاسخ بدم

401
00:28:44,250 --> 00:28:47,875
‫و همینطور ابهاماتی که ممکنه
‫داشته باشید رو رفع کنم

402
00:28:49,875 --> 00:28:52,375
‫آگاتا خیمنز یا همون نایروبی چطور مُرد؟

403
00:28:52,500 --> 00:28:55,125
‫در حال حاضر، هنوز درحال جمع‌آوری اطلاعاتیم

404
00:28:55,166 --> 00:28:58,416
‫تنها چیزی که میتونم بگم اینه
‫که اون طی یک کشمکش

405
00:28:58,500 --> 00:29:00,333
‫توسط مسئول امنیت بانک
‫اسپانیا که تونست فرار کنه

406
00:29:00,375 --> 00:29:01,625
‫کشته شد

407
00:29:03,125 --> 00:29:05,125
‫دستگیری کورتز در پاناما غیر قانونی بود؟

408
00:29:05,166 --> 00:29:07,666
‫دستگیری براساس قانون صورت گرفت،

409
00:29:07,750 --> 00:29:10,000
‫بر اساس دستوری بین المللی
‫مبنی بر دستگیری او

410
00:29:10,125 --> 00:29:12,500
‫که رسما توسط پلیس اروپا ابلاغ شده بود

411
00:29:12,625 --> 00:29:16,291
‫کورتز مدعیه که توی یه سلول به عرض
‫45 سانتی متر نگه‌داری میشده

412
00:29:16,375 --> 00:29:17,500
‫این حقیقت داره؟

413
00:29:17,541 --> 00:29:20,250
‫هیچ بندی از قانون و هیچ
‫کشور دموکراتی در دنیا نیست

414
00:29:20,375 --> 00:29:22,041
‫که اجازه بده همچین اتفاقی بیوفته

415
00:29:23,625 --> 00:29:25,875
‫اون مدعیه که زنده به گور شده بود

416
00:29:25,916 --> 00:29:27,666
‫شما این رو هم منکر میشین؟

417
00:29:27,750 --> 00:29:29,416
‫که رها شده بود تا خودش رو کثیف کنه؟

418
00:29:29,500 --> 00:29:35,500
‫که بهش 40تا قهوه و دوش آب سرد دادین؟

419
00:29:35,541 --> 00:29:36,875
‫...دوش آب سرد

420
00:29:36,916 --> 00:29:40,166
‫تمام این بیانات به همون
‫اندازه که متناقض‌اند، مضحک‌اند

421
00:29:41,041 --> 00:29:44,000
‫پریتو کاری رو کرد که پروفسور انتظار داشت

422
00:29:44,041 --> 00:29:47,166
‫اون دروغ گفت، دروغ گفت، و باز دروغ گفت

423
00:29:47,625 --> 00:29:49,875
‫اون حتی بهتر از چیزی که پروفسور
‫فکر میکرد این کار رو کرد

424
00:29:50,000 --> 00:29:51,416
‫اونا همینطور با موفقیت...

425
00:29:51,500 --> 00:29:53,875
‫با نیش خند و تکبر

426
00:29:54,291 --> 00:29:56,041
‫اونا ازخود راضی عمل میکنن

427
00:29:56,125 --> 00:29:57,875
‫کاملا ازخود راضی

428
00:29:58,000 --> 00:30:00,750
‫چون اونا خیال میکنن حرفاشون به ضرر ماست

429
00:30:01,250 --> 00:30:04,125
‫و این همون چیزیه که باعث میشه توی

430
00:30:04,166 --> 00:30:05,666
‫گردباد دروغ‌های خودشون فرو برن

431
00:30:06,250 --> 00:30:10,375
‫هیچ کس انتظار اینو نداره که
‫سازمان اطلاعات ملی

432
00:30:12,125 --> 00:30:13,791
‫اطلاعاتش از ما کمتره

433
00:30:16,625 --> 00:30:18,000
‫اما ما بهشون نشون میدیم

434
00:30:19,666 --> 00:30:21,375
‫و هیچ چیز جلودارمون نیست

435
00:30:25,416 --> 00:30:26,875
‫چون از قبل اونجاییم

436
00:30:43,000 --> 00:30:45,875
‫دوباره با همون حربه‌ی همیشگی مواجهیم:

437
00:30:45,916 --> 00:30:47,750
‫خشونت پلیس

438
00:30:47,875 --> 00:30:50,250
‫این یه اتهام بی اساسه، و غیر قابل قبوله

439
00:30:55,750 --> 00:30:56,750
‫الان حرف بزن

440
00:31:00,125 --> 00:31:04,000
‫ما آنیبال کورتز رو
‫شکنجه کردیم، حدود دوماه، اینا

441
00:31:04,625 --> 00:31:07,541
‫به ما 200 هزار یورو
‫دادن تا این کار رو بکنیم

442
00:31:08,041 --> 00:31:10,500
‫این پول رو سرهنگ پریتو
‫از اطلاعات اسپانیا به ما داد

443
00:31:10,916 --> 00:31:12,625
‫و اون سومین موشکش بود

444
00:31:13,500 --> 00:31:15,625
‫سرهنگ پریتو، ببخشید. سرهنگ پریتو

445
00:31:15,666 --> 00:31:18,291
‫درست همین لحظه یه مدرک
‫ویدویی به دستمون رسیده

446
00:31:18,375 --> 00:31:20,625
‫که با بیانات قبلیتون مغایرت داره

447
00:31:20,666 --> 00:31:23,375
‫شما شهروندی ترک تبار به نام عثمان میشناین؟

448
00:31:24,125 --> 00:31:25,875
‫همم، نه. من همچین کسی نمیشناسم

449
00:31:26,000 --> 00:31:27,750
‫ایملی که هست

450
00:31:27,791 --> 00:31:30,291
‫از مکاتبات شما با همین عثمان فرستاده شده

451
00:31:30,375 --> 00:31:32,250
‫این یه دستور بود که بهش داده بودید. میخونمش

452
00:31:32,291 --> 00:31:35,666
‫از هر راهی که میتونید استفاده
‫کنید تا ازش اطلاعات بگیرید

453
00:31:35,750 --> 00:31:36,750
‫شما اینو نفرستادید؟

454
00:31:36,791 --> 00:31:38,916
‫متاسفم. نمیدونم درمورد چی دارین حرف میزنین

455
00:31:40,791 --> 00:31:43,250
‫شاید این ویدیو ذهنتون رو به کار بندازه

456
00:31:44,125 --> 00:31:47,500
‫این قبریه که توش
‫آنیبال کورتز رو زنده به گور کردیم

457
00:31:47,875 --> 00:31:49,166
‫اون تابوت چوبیه

458
00:31:49,625 --> 00:31:51,750
‫دو سه ساعتی اونجا گذاشتیمش

459
00:31:52,125 --> 00:31:53,875
‫خودش چاله رو کند

460
00:31:54,750 --> 00:31:57,541
‫این مدارک رو هم میخواین منکر شین؟

461
00:31:57,625 --> 00:31:59,500
‫یا میخواید مدعی شین که این قبر

462
00:31:59,541 --> 00:32:02,750
‫که توی مکانی به اسم
‫تیمیمون در الجزیره قرار داره

463
00:32:02,875 --> 00:32:06,041
‫و محلیه که توی خیلی از ایمیل ها
‫بهش اشاره شده ساختگیه؟

464
00:32:06,125 --> 00:32:07,666
‫خب، البته که ساختگیه

465
00:32:11,625 --> 00:32:13,125
‫چیز بیشتری برای گفتن ندارم

466
00:32:18,375 --> 00:32:21,625
‫تامایو میشه مثل یه تنیسوری
‫که توی زمین تنهاست

467
00:32:21,666 --> 00:32:24,250
‫که تلاش میکنه تک تک توپ‌هایی که بی وقفه

468
00:32:24,375 --> 00:32:26,500
‫به سمتش شلیک میشن برگردونه

469
00:32:31,875 --> 00:32:33,125
‫اونا منو گذاشتن توی تابوت

470
00:32:34,000 --> 00:32:36,000
‫دویست هزار یورو تا انجامش بدیم

471
00:32:36,041 --> 00:32:38,000
‫اون اونقدر متمرکز میشه روی

472
00:32:38,041 --> 00:32:40,708
‫برگردوندن توپ‌هایی که به سمتش میان که وقت

473
00:32:40,750 --> 00:32:43,791
‫یا انرژی برای فکر کردن به
‫سرقت رو نداره، حتی یه لحظه

474
00:32:44,250 --> 00:32:46,875
‫چون تمام دنیاش تیکه تیکه میشه

475
00:32:46,916 --> 00:32:49,166
‫سرهنگ، ما آماده‌ایم تا حمله رو از سر بگیریم

476
00:32:49,250 --> 00:32:51,416
‫-ما هیچ چیزی رو از سر نمیگیریم
‫-گوش کنین...

477
00:32:51,416 --> 00:32:52,875
‫نمیبینی چه اتفاقی داره میوفته؟

478
00:32:53,000 --> 00:32:56,125
‫متوجه نیستی که داریم جلوی چشم
‫تمام دنیا خورد خاک شیر میشیم؟

479
00:32:56,166 --> 00:32:59,750
‫همینمون مونده اتفاقی یه گروگان رو
‫بکشیم و یه تاج از بزاریم رو سرمون

480
00:32:59,791 --> 00:33:02,750
‫-سرهنگ، ما الان برگ برنده‌ی ...
‫-ما برگ برنده‌

481
00:33:02,750 --> 00:33:06,125
‫لازمه بهت یادآوری کنم که تا الانش 4
‫بار سعی کردی بری اون تو؟ 4 بار!

482
00:33:06,250 --> 00:33:08,666
‫خیال کردی اونتو نوشیدنی مجانی میدن یا چی؟

483
00:33:08,750 --> 00:33:12,041
‫وقتی مشکلت آتیش باشه و آتیش هم تندتر میشه

484
00:33:12,125 --> 00:33:14,375
‫فقط به یک چیز میتونی فکر کنی

485
00:33:14,500 --> 00:33:16,250
‫-خاموش کردنش
‫-خاموش کردنش

486
00:33:17,000 --> 00:33:19,125
‫خاموش کردنش.
‫نه به خاطر اعتبار اسپانیا

487
00:33:19,250 --> 00:33:22,500
‫نه برای دفاع از صداقت
‫سازمان اطلاعات ملی. نه

488
00:33:23,666 --> 00:33:25,000
‫برای آزادی خودت

489
00:33:25,625 --> 00:33:27,250
‫خیلی خب. همه گوش کنن

490
00:33:27,666 --> 00:33:30,500
‫میخوام همه به جز پرسنل اصلی برن بیرون

491
00:33:30,625 --> 00:33:32,375
‫یه هوایی، قهوه‌ای بخورید

492
00:33:32,500 --> 00:33:34,625
‫و بعد از پنج دقیقه برمیگردیم سر کار

493
00:33:40,250 --> 00:33:42,125
‫اوه، آلیشا

494
00:33:43,125 --> 00:33:45,250
‫سعی کردیم بریم بیرون و همه‌جیز رو منکر شیم...

495
00:33:46,750 --> 00:33:48,916
‫اما اون پروفسور لعنتی با شواهد دردستش

496
00:33:49,000 --> 00:33:51,375
‫منتظرمون بود

497
00:33:53,750 --> 00:33:56,500
‫الان تنها راه نجات، گردن گرفتن مسئولیته

498
00:33:57,750 --> 00:33:59,375
‫و کی قراره این کار رو کنه؟

499
00:34:00,000 --> 00:34:01,500
‫از طرف سی ان آی، پریتو

500
00:34:05,666 --> 00:34:07,000
‫از طرف پلیس، تو

501
00:34:09,375 --> 00:34:13,500
‫ازت میخوایم مثل یه سپر امنیتی
‫عمل کنی تا سازمان قسر در بره

502
00:34:19,125 --> 00:34:20,416
‫چیکار کنم؟ چی بگم؟

503
00:34:21,416 --> 00:34:23,791
‫میخوای بگم همه‌ی کارا رو تنهایی انجام دادم؟

504
00:34:24,250 --> 00:34:25,250
‫که همه چیز

505
00:34:25,875 --> 00:34:27,750
‫تلاش برای موفقیت کاری بود؟

506
00:34:28,625 --> 00:34:31,625
‫که ببیم بهم مدال شایستگی پلیس میدن؟

507
00:34:32,250 --> 00:34:35,416
‫اونا ایمیل های پریتو رو دارن،
‫پس احتمالا مال تو  هم دستشونه

508
00:34:36,500 --> 00:34:38,875
‫باید اعتراف کنی،
‫از پرونده‌ی سرقت کناره گیری کنی

509
00:34:40,000 --> 00:34:41,500
‫و...

510
00:34:41,541 --> 00:34:44,250
‫و مسئولیت تمام فعالیت‌های
‫غیر قانونی رو به عهده بگیری

511
00:34:44,375 --> 00:34:45,750
‫حالا که دارم میرم به قهقرا

512
00:34:45,791 --> 00:34:50,125
‫چرا یه سری چیزا اضافه نکنیم و
‫بگیم من مانولت و کندی رو کشتم

513
00:34:50,250 --> 00:34:51,750
‫کودتای 23 فوریه

514
00:34:52,291 --> 00:34:53,541
‫من به پاپ شلیک کردم

515
00:34:54,416 --> 00:34:56,666
‫آره، همه چیز رو بندازین گردن من، ها؟

516
00:34:56,750 --> 00:34:59,500
‫درهرصورت به فنا میریم

517
00:35:00,125 --> 00:35:03,166
‫اما اگه کمکمون کنی،
‫فراموش نمیکنیم برامون چه کاری کردی

518
00:35:03,916 --> 00:35:06,416
‫به سی ان آی میگم اعتبار مدارک رو از بین ببرن

519
00:35:06,500 --> 00:35:09,375
‫نماینده دولت و وکلا طرف مان

520
00:35:09,916 --> 00:35:12,166
‫یه قاضی که هواتو داشته باشه
‫رو میزارن مسئول قضاوت

521
00:35:12,625 --> 00:35:15,500
‫یه نفر که بهمون بدهکاره.

522
00:35:15,541 --> 00:35:17,041
‫بهت اطمینان میدم، کارت رو بهت پس نمیدن

523
00:35:17,125 --> 00:35:18,291
‫اما نگران اون نباش

524
00:35:18,375 --> 00:35:20,916
‫چون مطمئن میشیم از
‫موجودی ذخیره‌مون بهت پول بدن

525
00:35:25,375 --> 00:35:28,166
‫بهت قول میدم، پات به زندان نرسه

526
00:35:28,250 --> 00:35:29,500
‫مزخرفه

527
00:35:36,416 --> 00:35:37,875
‫خب...

528
00:35:40,291 --> 00:35:42,250
‫گمون کنم چاره‌ی دیگه ای نداشته باشم

529
00:35:44,291 --> 00:35:45,291
‫درسته؟

530
00:35:46,625 --> 00:35:47,625
‫آلیشا

531
00:35:48,666 --> 00:35:49,666
‫قوی باش

532
00:35:50,916 --> 00:35:52,125
‫ما باهاتیم

533
00:36:04,916 --> 00:36:06,291
‫سیرا...

534
00:36:06,375 --> 00:36:07,875
‫و سرهنگ پریتو

535
00:36:10,375 --> 00:36:12,791
‫اونا اولین کسایی هستن که سقوط میکنن

536
00:36:13,791 --> 00:36:14,791
‫و چرا؟

537
00:36:15,750 --> 00:36:17,916
‫چون اینجوریه که اون چادر رو فلج میکنیم

538
00:36:18,000 --> 00:36:21,125
‫و بعد، میتونیم از تمام
‫افرادمون توی بانک محافظت کنیم

539
00:36:21,625 --> 00:36:24,041
‫تامایو نمیتونه خودشو کنترل کنه

540
00:36:24,500 --> 00:36:27,041
‫وقتی همه توی بانک تحت مراقبت مناسب بودن

541
00:36:27,125 --> 00:36:29,500
‫-چیکار میکنیم، بنجامین؟
‫-ها؟ شاید...

542
00:36:30,500 --> 00:36:31,500
‫خودت بگو

543
00:36:32,000 --> 00:36:35,750
‫یکی دیگه از اعضای گروه رو نجات میدیم

544
00:36:37,541 --> 00:36:39,250
‫یه کسی رو نجات میدیم

545
00:36:39,791 --> 00:36:43,500
‫که بین 26 افسر پلیس تحت بازداشته

546
00:36:43,541 --> 00:36:48,041
‫-این غیر ممکنه، پروفسور
‫-تقریبا غیر ممکنه

547
00:36:48,125 --> 00:36:51,250
‫اما یه احتمال وجود داره...

548
00:36:51,750 --> 00:36:53,500
‫اگر بتونیم به این سوالات جواب بدیم:

549
00:36:54,541 --> 00:36:58,375
‫به کجا میخوان منتقلش کنن و کِی؟

550
00:36:59,125 --> 00:37:01,500
‫و ما به اون اطلاعات میرسیم

551
00:37:03,291 --> 00:37:05,875
‫چون میخوام کاری کنم انتقال صورت بگیره

552
00:37:57,000 --> 00:37:58,625
‫فقط اونی که روی گردنته مونده

553
00:38:00,750 --> 00:38:01,750
‫اوضاعش چطوره؟

554
00:38:03,375 --> 00:38:04,500
‫خیلی خوب نیست

555
00:38:06,625 --> 00:38:08,791
‫اگه اشتباه بکشمش بیرون، فلج میشی

556
00:38:09,500 --> 00:38:12,125
‫بکشش بیرون، بکشش بیرون. تعلل نکن

557
00:38:23,125 --> 00:38:24,250
‫دوربین

558
00:38:45,375 --> 00:38:47,541
‫یا خدا! گاندیا مُرده

559
00:38:47,625 --> 00:38:50,375
‫بوگوتا، توکیو گاندیا رو کشت! در رو بشکون

560
00:38:50,916 --> 00:38:51,916
لعنتی

561
00:38:54,041 --> 00:38:55,916
‫اونوقت بود که موشک چهارم شلیک شد

562
00:39:07,625 --> 00:39:10,625
‫همکارمون، لیسبون،
‫به طور غیر قانونی دستگیر شده

563
00:39:11,000 --> 00:39:13,541
‫اونو دزدیدن و الان توی مقر
‫فرماندهی پلیس بیرون بانک اسپانیا

564
00:39:13,625 --> 00:39:17,291
‫ بدون اینکه به هیچ قاضی
‫ اطلاع داده بشه نگه داری میشه

565
00:39:18,250 --> 00:39:19,625
‫بدون حق دفاع از خود

566
00:39:19,666 --> 00:39:20,750
‫این چه کوفتیه؟

567
00:39:20,875 --> 00:39:23,125
‫اونا همچنین به دروغ گفتن کشته شده

568
00:39:24,000 --> 00:39:25,041
‫و برای اثبات این حرف

569
00:39:26,000 --> 00:39:28,125
‫این مکالمه‌ی ضبط شده‌ی اون لحظه‌است

570
00:39:28,250 --> 00:39:30,500
‫-سوارز
‫-اسلحه‌ات رو بیار پایین

571
00:39:30,541 --> 00:39:32,750
‫-پروفسور کجاست؟
‫-راکل

572
00:39:32,791 --> 00:39:36,000
‫بهشون بگو تسلیم میشم. تا وقتی
‫میرسم یکم زمان بخر. راکل، بهش بگو

573
00:39:36,125 --> 00:39:38,833
‫-پروفسور کجاست؟
‫-نمیدونم کجاست

574
00:39:38,875 --> 00:39:40,791
‫بهشون بگو تقریبا رسیدم. راکل!

575
00:39:40,875 --> 00:39:43,166
‫-پروفسور کجاست؟
‫-نمیدونم!

576
00:39:43,250 --> 00:39:44,625
‫ببرشون بیرون، راکل

577
00:39:44,750 --> 00:39:47,125
‫از اینجا برو بیرون، از اینجا برو بیرون،
‫از اینجا برو بیرون

578
00:39:47,250 --> 00:39:49,041
‫نمیدونم پروفسور کجاست

579
00:39:49,500 --> 00:39:50,875
‫جواب اشتباه بود

580
00:39:50,916 --> 00:39:52,875
‫تقریبا رسیدم. بیا بیرون

581
00:39:52,916 --> 00:39:56,416
‫فقط بیا بیرون

582
00:39:58,000 --> 00:40:00,000
‫برای دفاع از خود بود، متوجه شدی؟

583
00:40:00,125 --> 00:40:02,500
‫فهمیدی، سولانا؟ اول اون شلیک کرد

584
00:40:02,541 --> 00:40:06,041
‫اسلحه رو بردار، اثر انگشت
‫رو پاک کن و بذارش توی دستش

585
00:40:08,500 --> 00:40:10,666
‫تقاضای یه بازجویی کاملا شفاف دارم

586
00:40:11,250 --> 00:40:13,625
‫تا درستی این موارد رو تایید کنه

587
00:40:26,500 --> 00:40:29,500
‫مثل سگ بسته بودت
‫اما بازم دخلش رو آوردی. عالیه

588
00:40:29,541 --> 00:40:32,125
‫-ببین نبض داره یا نه
‫-آره، نبض دارم

589
00:40:32,625 --> 00:40:34,750
‫اوه، ببخشید، دارید درمورد گاندیا حرف میزنید

590
00:40:35,750 --> 00:40:38,125
‫اوناشش، یکم داغونه، مردک بیچاره

591
00:40:40,250 --> 00:40:42,250
‫-زنده‌ست
‫-خوبه

592
00:40:42,291 --> 00:40:43,666
‫یکی میخواد آزادم کنه یا نه؟

593
00:40:48,375 --> 00:40:49,375
‫خوبی؟

594
00:40:57,333 --> 00:41:01,291
‫آخرین موشک‌ها با ماشین
‫مامورهای دولت به چادر رسیدن

595
00:41:01,666 --> 00:41:04,333
‫مامورهایی که نشان و حکم دادگاه داشتن

596
00:41:04,833 --> 00:41:06,416
‫همه توجه کنن

597
00:41:07,416 --> 00:41:08,791
‫دست از کار بردارین

598
00:41:12,666 --> 00:41:15,708
‫-من سرهنگ تامایو هستم. مسئول اینجام
‫-اصلا برام مهم نیست کی مسئوله، سرهنگ

599
00:41:15,791 --> 00:41:17,291
‫ما مامورای امنیت ملی هستیم

600
00:41:17,333 --> 00:41:18,958
‫اینجا چه خبره؟

601
00:41:19,041 --> 00:41:20,916
‫کجا میتونم زندانیتون،
‫راکل موریو رو پیدا کنم؟

602
00:41:36,083 --> 00:41:37,416
‫راکل موریو

603
00:41:37,541 --> 00:41:40,833
‫شما به جرم عضو بودن در
‫یک گروه مسلح، آدمربایی،

604
00:41:40,916 --> 00:41:44,666
‫حمله به مسئولین و سازمان های کشور بازداشتین

605
00:41:45,541 --> 00:41:47,416
‫شما حق دارین ساکت بمونین

606
00:41:47,916 --> 00:41:51,041
‫شما حق داشتن وکیل یا
‫هرگونه کمک قانونی دیگه رو دارین

607
00:41:51,541 --> 00:41:55,041
‫شما حق درخواست کمک‌های
‫پزشکی درصورت بیمار بودن رو دارین

608
00:41:55,166 --> 00:41:56,791
‫شما حق دارین...
