﻿1
00:00:24,541 --> 00:00:28,250
‫ طبق گفته‌ی اخترفیزیکدان‌ها، 
‫ تقریبا تمامی طلای موجود در زمین 

2
00:00:28,375 --> 00:00:31,250
‫ چهار میلیارد سال پیش 
‫ در یک بارش شهابی وارد زمین شد 

3
00:00:36,750 --> 00:00:40,291
‫ شاید همین ورود خشن طلا 
‫ باعث شده تا همیشه نفرین‌شده باشه 

4
00:00:44,250 --> 00:00:47,166
‫ چون تا به حال هیچ فلز دیگه‌ای 
‫ منجر به کشته شدن این همه آدم نشده... 

5
00:00:50,500 --> 00:00:53,041
‫ بجز فلزی که با اون 
‫ از بقیه خواستگاری می‌کنیم 

6
00:01:16,250 --> 00:01:18,625
‫ هیچ فلز دیگه‌ای تا این حد 
‫ باعث درد و عذاب نشده... 

7
00:01:22,166 --> 00:01:24,666
‫ تا این حد باعث جنون آدم‌ها نشده 

8
00:01:28,166 --> 00:01:30,875
‫پروفسور. لطفا در رو باز کن

9
00:01:30,916 --> 00:01:33,250
‫- نه!
‫- در رو باز کن!

10
00:01:33,250 --> 00:01:34,291
‫ولم کن

11
00:01:34,375 --> 00:01:35,875
‫چه غلطی می‌کنی؟

12
00:01:36,000 --> 00:01:38,250
‫چه غلطی می‌کنی؟ هوی!

13
00:01:39,625 --> 00:01:42,541
‫تمومش کن مونیکا!
‫به چی می‌خندی؟

14
00:01:42,625 --> 00:01:45,125
‫- ولش کن. حالش خوب نیست
‫- مونیکا، توکیو مُرده!

15
00:01:45,166 --> 00:01:46,458
‫چه مرگته؟

16
00:01:47,250 --> 00:01:48,791
‫یکم مورفین زدم

17
00:01:49,500 --> 00:01:50,500
‫چی؟

18
00:01:51,000 --> 00:01:53,916
‫ من فقط یک نفر بین 
‫ بی‌نهایت قربانی‌های این فلز بودم... 

19
00:01:54,000 --> 00:01:56,125
‫ چرا که تنها بازمانده فقط طلاست 

20
00:01:56,250 --> 00:01:58,375
‫ چون با اینکه همه‌چیز 
‫ فاسد و نابود میشه، 

21
00:01:58,500 --> 00:02:00,000
‫ اما طلا همچنان پابرجا باقی می‌مونه 

22
00:02:03,750 --> 00:02:04,791
‫توکیو مُرده؟

23
00:02:05,791 --> 00:02:06,875
‫توکیو مُرده

24
00:02:08,125 --> 00:02:09,500
‫توکیو مُرده

25
00:02:10,250 --> 00:02:11,625
‫توکیو مُرده؟

26
00:02:12,625 --> 00:02:13,875
‫آره

27
00:02:15,125 --> 00:02:17,875
‫من فقط می‌خواستم
‫دیگه دردی حس نکنم

28
00:02:38,375 --> 00:02:41,041
‫پروفسور، باید به اعصابت مسلط بشی

29
00:02:41,125 --> 00:02:42,875
‫یالا نفس بکش

30
00:02:44,416 --> 00:02:46,125
‫نفست رو حبس کن

31
00:02:46,166 --> 00:02:47,791
‫و با من بشمار. یک...

32
00:02:47,875 --> 00:02:52,166
‫...دو، سه، چهار...

33
00:02:53,625 --> 00:02:54,791
‫حالا نفست رو بده بیرون

34
00:02:56,625 --> 00:02:58,041
‫دوباره همینکارو بکن پروفسور

35
00:02:59,041 --> 00:03:00,166
‫یه نفس عمیق بکش

36
00:03:01,625 --> 00:03:02,666
‫بشمار

37
00:03:03,166 --> 00:03:06,125
‫یک، دو، سه...

38
00:03:07,541 --> 00:03:11,416
‫سرهنگ، ما سیلن الیورا
‫ملقب به توکیو رو کشتیم

39
00:03:12,125 --> 00:03:15,125
‫چه عجب یه خبر خوب!
‫بذارینش رو بلندگو

40
00:03:15,916 --> 00:03:19,125
‫آقایون، ما موفق به کشتن
‫یکی از دزدها شدیم

41
00:03:23,250 --> 00:03:25,125
‫ اما الیورا شجاعانه مقاومت کرد 

42
00:03:25,916 --> 00:03:27,875
‫سالوادور تورسیلا کشته شد

43
00:03:28,375 --> 00:03:30,000
‫لوکاس هرناندو کشته شد

44
00:03:31,000 --> 00:03:32,625
‫ ایزاک کوبو کشته شد 

45
00:03:33,875 --> 00:03:35,750
‫متیو کانالخاس کشته شد

46
00:03:37,666 --> 00:03:39,666
‫و سزار گاندیا کشته شد

47
00:03:42,541 --> 00:03:45,416
‫رامیرو وازکز مجروح شد.
‫آرانتا آرچه جراحت سطحی برداشت

48
00:03:45,500 --> 00:03:46,916
‫و من مصدوم نشدم

49
00:03:51,750 --> 00:03:52,625
‫متاسفم

50
00:03:52,750 --> 00:03:56,250
‫ماموریتت رو لغو کن.
‫برای تخلیه‌ی هوایی آماده شو

51
00:03:56,375 --> 00:03:57,541
‫نه سرهنگ

52
00:03:58,666 --> 00:04:00,166
‫ما عقب‌نشینی نمی‌کنیم

53
00:04:00,250 --> 00:04:02,875
‫ ما برای انجام 
‫ یک ماموریت به اینجا اومدیم، 

54
00:04:03,000 --> 00:04:05,416
‫که این سرقت رو متوقف کنیم،
‫و همینکارم می‌کنیم

55
00:04:05,500 --> 00:04:08,416
‫ساگاستا، شما با حساب اون روانی
‫کلا دو نفر هستید

56
00:04:11,041 --> 00:04:13,125
‫حتی شانس پیروزی هم نداری

57
00:04:13,166 --> 00:04:14,375
‫اشتباه می‌کنی

58
00:04:15,166 --> 00:04:17,500
‫چون اینبار قرار نیست بفهمن
‫از کجا خوردن

59
00:04:18,125 --> 00:04:21,250
‫ پس سرهنگ، لازم نیست 
‫ ماموریت رو تغییر بدی 

60
00:04:21,375 --> 00:04:22,375
‫تمام

61
00:04:26,500 --> 00:04:30,625
‫- مطمئنی حالت خوبه؟
‫- چیزی نیست. فقط یه شکستگی ساده‌ست

62
00:04:31,166 --> 00:04:32,166
‫پلاکت رو بده من

63
00:04:41,000 --> 00:04:42,375
‫کسی اونجا هست؟

64
00:04:42,500 --> 00:04:44,000
‫یکی از افرادم زخمی شده

65
00:04:44,500 --> 00:04:46,000
‫باید از اینجا خارج بشه

66
00:04:48,000 --> 00:04:49,833
‫- و بقیه‌شون؟
‫- همه‌شون مُردن

67
00:04:49,875 --> 00:04:51,416
‫فقط این سرباز مجروح
‫و من باقی موندیم

68
00:04:55,166 --> 00:04:57,250
‫پروفسور، سربازها میخوان
‫مذاکره کنن

69
00:04:57,375 --> 00:05:00,500
‫ تکرار می‌کنم: میخوان مذاکره کنن. 
‫ درخواست اجازه برای مذاکره دارم 

70
00:05:03,125 --> 00:05:04,125
‫حالت بهتر شد؟

71
00:05:23,500 --> 00:05:26,500
‫پروفسور، سیرا داره فرار می‌کنه.
‫یه ماشین دزدیده

72
00:05:43,583 --> 00:05:45,916
‫بنجامین، الان فرماندهی با توئه

73
00:05:46,041 --> 00:05:47,416
‫مارسی با من بیا

74
00:05:52,958 --> 00:05:54,291
‫محض رضای خدا

75
00:05:56,666 --> 00:05:57,791
‫پروفسورم

76
00:06:04,166 --> 00:06:06,166
‫یه خط خصوصی با
‫پالرمو و لیسبون می‌خوام

77
00:07:46,791 --> 00:07:50,208
‫[دریای بارنتز، ۵ سال قبل از روز بارش باران پول]

78
00:08:13,958 --> 00:08:15,708
‫سکو اونجاست

79
00:08:45,166 --> 00:08:45,958
‫ممنون

80
00:08:46,041 --> 00:08:49,083
‫ ماجراجویی در بانک اسپانیا، 
‫ خیلی وقت پیش آغاز شد 

81
00:08:49,166 --> 00:08:51,791
‫ در یکی از دورافتاده‌ترین 
‫ مکان‌های روی زمین 

82
00:08:51,833 --> 00:08:54,291
‫ مثل هرچیز دیگه‌ای در زندگی برلین، 

83
00:08:54,333 --> 00:08:58,541
‫با سرقت آزاد شد.
‫یکی از سورئال‌ترین سرقت‌هایش

84
00:08:58,583 --> 00:08:59,416
‫آماده‌ای؟

85
00:08:59,541 --> 00:09:02,541
‫ سرقت پمپ استخراج 
‫ از یک سکوی نفتی 

86
00:09:03,041 --> 00:09:04,708
‫ و همونجا بود که با بوگوتا آشنا شد 

87
00:09:04,791 --> 00:09:07,708
‫اینم از رفیقمون، سانتیاگو.
‫کارش جوشکاری زیر آبه

88
00:09:10,541 --> 00:09:12,916
‫بیشتر از ۲۰ ساله که داره
‫روی سکوها کار می‌کنه

89
00:09:16,166 --> 00:09:18,708
‫بیست‌ساله اینجا کار می‌کنی
‫ولی یهو تصمیم گرفتی دزد بشی؟

90
00:09:19,833 --> 00:09:21,583
‫اونم با همچین دست‌های زبر و زمختی

91
00:09:22,791 --> 00:09:26,083
‫در عوض دست تو اونقدر نرمه که
‫میخوام باهاشون جق بزنم

92
00:09:27,791 --> 00:09:30,416
‫اگه ۲۰ سال توی همچین زندانی
‫کار کنی و ازش بیرون نیای،

93
00:09:30,458 --> 00:09:32,791
‫فقط یک دلیل داره:
‫تو یه بزدلی

94
00:09:33,416 --> 00:09:35,791
‫و ما نمی‌تونیم آدم‌های بزدل
‫رو برای سرقت ببریم

95
00:09:38,833 --> 00:09:41,333
‫این دریا مال بزدل‌هاست،
‫مرتیکه‌ی عوضی

96
00:09:41,416 --> 00:09:43,041
‫خودت که با پالتوی مامانت اومدی اینجا

97
00:09:43,166 --> 00:09:46,791
‫ولش کن وگرنه می‌فرستمت
‫با قره‌غازها پرواز کنی

98
00:09:53,166 --> 00:09:54,166
‫هی. هی

99
00:09:54,958 --> 00:09:56,583
‫چرا از اینجا نیومدی بیرون؟

100
00:09:56,666 --> 00:09:58,166
‫چون ۷ تا بچه دارم

101
00:09:58,208 --> 00:10:01,416
‫وای. پس زنت همیشه بیمارستان بوده

102
00:10:01,458 --> 00:10:05,333
‫هفت‌تا بچه از هفت‌تا زن مختلف

103
00:10:06,291 --> 00:10:10,041
‫این یارو یه گونه‌ی
‫در خطر انقراضه

104
00:10:12,791 --> 00:10:15,458
‫فکر می‌کردیم ما تنها
‫رمانتیک‌های باقیمونده در این دنیاییم،

105
00:10:15,541 --> 00:10:17,000
‫ولی انگار یکی دیگه هم پیدا کردیم!

106
00:10:27,416 --> 00:10:29,291
‫زیباست

107
00:10:30,208 --> 00:10:32,291
‫می‌تونه ۹۰ تُن طلا رو حمل کنه؟

108
00:10:32,916 --> 00:10:35,791
‫اگه یک دستگاه تو دنیا باشه که
‫بتونه همچین کاری بکنه، همینه

109
00:10:35,916 --> 00:10:39,333
‫جوری سنگدانه‌های بستر دریا رو
‫استخراج می‌کنه که انگار ماسه هستن

110
00:10:45,916 --> 00:10:46,958
‫خانوم‌ها!

111
00:10:47,958 --> 00:10:50,291
‫اوضاع اون بالا داره قاراشمیش میشه

112
00:10:50,416 --> 00:10:53,041
‫میخوام اون پمپ استخراج تا
‫دو ساعت دیگه وصل شده باشه. فهمیدین؟

113
00:10:53,166 --> 00:10:54,166
‫بله قربان!

114
00:10:54,541 --> 00:10:56,541
‫هنوز ۱۰ تُن مونده
‫که ذوب نکردیم

115
00:10:57,291 --> 00:10:59,916
‫وقتی داریم طلا رو خارج می‌کنیم
‫اونم ذوب می‌کنیم

116
00:10:59,958 --> 00:11:03,666
‫یالا دیگه! امروز همون روز موعوده!
‫باید برای شام کریسمس خونه باشیم!

117
00:11:03,708 --> 00:11:05,916
‫حرکت!

118
00:11:15,041 --> 00:11:17,583
‫ پروفسور -
‫- سیرا یکی از ماشین‌ها رو برداشته

119
00:11:17,666 --> 00:11:19,666
‫- چی؟!
‫- ولی داریم میریم دنبالش

120
00:11:20,166 --> 00:11:23,041
‫یعنی گذاشتی یکی که تازه مادر شده
‫با نوزادش فرار کنه؟

121
00:11:23,083 --> 00:11:25,833
‫ نکنه براش لالایی خوندی و 
‫ فکر کردی یک خانواده شدین؟ 

122
00:11:25,916 --> 00:11:27,916
‫پس چه اتفاقی افتاد؟

123
00:11:27,958 --> 00:11:31,666
‫- برای یه لحظه خودم رو گم کردم
‫- سرجیو. سرجیو، بهم گوش کن

124
00:11:32,666 --> 00:11:34,958
‫شما برین.
‫می‌تونین جلوش رو بگیرین

125
00:11:35,041 --> 00:11:37,083
‫ ما همینجا می‌مونیم 
‫ و نقشه رو ادامه میدیم 

126
00:11:37,666 --> 00:11:39,166
‫موفق باشی، برادر

127
00:11:56,583 --> 00:11:59,666
‫ماتیاس، بیا کمک کن در رو باز کنیم.
‫قراره با سربازها مذاکره کنیم

128
00:11:59,791 --> 00:12:01,333
‫یالا بازش کنین

129
00:12:01,416 --> 00:12:02,666
‫براشون یه هدیه آوردم

130
00:12:04,791 --> 00:12:05,958
‫میخوام منفجرشون بکنم

131
00:12:06,541 --> 00:12:08,666
‫بعدش هرچقدر خواستین
‫باهاشون مذاکره کنین

132
00:12:09,208 --> 00:12:10,416
‫تفنگ رو بذار زمین

133
00:12:10,458 --> 00:12:11,458
‫نه

134
00:12:12,166 --> 00:12:14,958
‫چی میخوای بگی؟
‫که بخاطر من الان اینجایین؟

135
00:12:16,333 --> 00:12:18,291
‫من از اولش نمی‌خواستم
‫که نجاتم بدین

136
00:12:19,041 --> 00:12:20,041
‫بذارش زمین، ریو

137
00:12:24,916 --> 00:12:25,916
‫بدش به من

138
00:12:29,416 --> 00:12:32,958
‫بده من اونو لعنتی!
‫دیگه کسی اینجا کشته نمیشه!

139
00:12:33,041 --> 00:12:35,416
‫این... دقیقا مشکل ماست

140
00:12:35,916 --> 00:12:37,791
‫مدام میخوایم آدم‌خوبا باشیم

141
00:12:37,833 --> 00:12:39,833
‫ولی در جنگ،
‫آدم خوبی وجود نداره

142
00:12:41,041 --> 00:12:42,791
‫گاندیا، نایروبی رو کشت

143
00:12:43,541 --> 00:12:45,166
‫و ما چکار کردیم؟

144
00:12:47,166 --> 00:12:49,416
‫ازش مراقبت کردیم
‫و بعدشم ولش کردیم

145
00:12:50,416 --> 00:12:51,416
‫و اون چکار کرد؟

146
00:12:52,166 --> 00:12:54,041
‫برگشت و توکیو رو کشت

147
00:12:55,208 --> 00:12:57,791
‫حالا باز میخوایم به این
‫عوضی‌ها برسیم؟ چرا آخه؟

148
00:12:57,916 --> 00:12:59,916
‫تا فردا برگردن و
‫ما رو بکشن؟

149
00:13:01,416 --> 00:13:02,416
‫و میدونین چرا؟

150
00:13:03,291 --> 00:13:05,708
‫چون حقیقت اینه که
‫ما جرئت نداریم

151
00:13:05,791 --> 00:13:08,291
‫تا اونطوری که لازمه،
‫یکی رو با خونسردی بکشیم

152
00:13:09,416 --> 00:13:10,458
‫وقتی برلین رو داشتیم...

153
00:13:12,416 --> 00:13:14,833
‫اون ترتیب این چیزها رو میداد.
‫می‌شناختینش دیگه؟

154
00:13:14,916 --> 00:13:17,291
‫به نظرت اگه بود با
‫گاندیا چکار می‌کرد؟

155
00:13:18,166 --> 00:13:19,208
‫خودم میگم

156
00:13:19,708 --> 00:13:20,833
‫اعدامش می‌کرد...

157
00:13:23,416 --> 00:13:24,416
‫چون نایروبی رو کشته بود

158
00:13:26,416 --> 00:13:28,166
‫و توکیو هم الان زنده بود

159
00:13:34,041 --> 00:13:35,541
‫اگه به من بود،

160
00:13:35,583 --> 00:13:38,666
‫الان داشتی توی
‫صحرای الجزایر می‌پوسیدی

161
00:13:39,541 --> 00:13:43,541
‫و نایروبی و توکیو
‫هنوز زنده بودن

162
00:13:44,541 --> 00:13:46,708
‫بعلاوه‌ی اون ۶ سربازی
‫که الان کشته شدن

163
00:13:48,541 --> 00:13:49,791
‫ولی الان اینجاییم

164
00:13:51,041 --> 00:13:53,291
‫و تو... هنوز زنده‌ای

165
00:13:54,958 --> 00:13:58,041
‫پس سربه‌سرم نذار و
‫سعی کن دیگه کسی رو به کشتن ندی

166
00:14:04,166 --> 00:14:05,791
‫ماتیاس، در رو باز کن

167
00:14:36,041 --> 00:14:38,291
‫لعنتی! حتی توی مانیتورم هست

168
00:14:38,416 --> 00:14:40,583
‫این یک قابلیت امنیتیه.
‫نمی‌تونی دوربین رو قطع کنی

169
00:14:40,666 --> 00:14:43,458
‫ آلیسیا، ما میدونیم تو کجایی. 
‫ اون ماشین یک ردیاب داره 

170
00:14:43,541 --> 00:14:44,916
‫این تعقیب و گریز بی‌فایده‌ست

171
00:14:45,041 --> 00:14:46,041
‫نه بابا؟

172
00:14:49,666 --> 00:14:51,791
‫نمی‌تونی قسر در بری.
‫اگرم بری، میوفتی زندان

173
00:14:51,833 --> 00:14:55,291
‫حالا چرا برات مهمه اگه بیوفتم زندان؟
‫یا نکنه میخوای اعتبارم رو برگردونی؟

174
00:14:55,416 --> 00:14:56,583
‫ دیگه اعتبارت برنمی‌گرده 

175
00:14:58,291 --> 00:15:01,333
‫تنها کاری که تامایو کرده، اینه که
‫بدتر تو رو توی کثافت انداخته

176
00:15:01,416 --> 00:15:04,166
‫اوضاع من کثیف‌تر از این نمیشه.
‫درست مثل خودت

177
00:15:04,291 --> 00:15:07,291
‫فقط تو نمی‌تونی ببینیش،
‫چون فکر می‌کنی بهتر از منی

178
00:15:07,333 --> 00:15:08,708
‫معلومه که هستم

179
00:15:08,791 --> 00:15:12,291
‫این رو به توکیو و نایروبی بگو.
‫اونا بخاطر تو مُردن

180
00:15:13,541 --> 00:15:15,041
‫ اگه می‌فهمیدی ریو رو کجا مخفی کردیم، 

181
00:15:15,083 --> 00:15:18,291
‫ این چیزا می‌تونست چند ماه قبل 
‫ بدون این همه کثافت‌کاری 

182
00:15:18,416 --> 00:15:19,958
‫ و تلفات دادن رخ بده 

183
00:15:20,041 --> 00:15:22,541
‫ولی خب این برای آدمی به مغروری تو
‫خیلی ساده‌ست، مگه نه؟

184
00:15:22,541 --> 00:15:24,250
‫
‫ولی خب این برای آدمی به مغروری تو
‫خیلی ساده‌ست، مگه نه؟

185
00:15:24,250 --> 00:15:24,291
‫

186
00:15:29,166 --> 00:15:31,041
‫اون بچه برات هیچ اهمیتی نداشت

187
00:15:31,166 --> 00:15:35,333
‫ یا صبحونه خوردن با مامانبزرگ 
‫ یا قدم‌زدن تو ساحل با پائولیتا 

188
00:15:36,791 --> 00:15:37,916
‫بعنوان سفر خوبه،

189
00:15:37,958 --> 00:15:39,833
‫ولی هر روز خدا؟
‫خیلی افتضاح میشه

190
00:15:39,916 --> 00:15:42,416
‫ پس یه روز صبح بیدار شدی، 
‫ تو آینه نگاه کردی و گفتی: 

191
00:15:42,541 --> 00:15:45,166
‫ "برم یه مینی‌ون بخرم 
‫ یا از یه جایی سرقت کنم 

192
00:15:45,208 --> 00:15:48,083
‫ تا از این زندگی افتضاح 
‫ و کسل‌کننده خلاص بشم؟" 

193
00:15:49,833 --> 00:15:51,750
‫راست میگم یا چی؟

194
00:15:51,791 --> 00:15:53,083
‫عوضی

195
00:15:54,708 --> 00:15:55,708
‫چیزی نیست عزیزم

196
00:16:07,916 --> 00:16:09,916
‫دیگه بیخیال مراعات کردن

197
00:16:11,291 --> 00:16:14,291
‫باید تا آخر سرقت
‫با دست‌وپا و دهنِ بسته بمونی

198
00:16:14,333 --> 00:16:15,416
‫مطمئنم دوست داری اینکارو بکنی

199
00:16:19,166 --> 00:16:21,708
‫من میانبر زدم تا بتونم مسیر
‫سیرا رو از جلو سد کنم

200
00:16:21,791 --> 00:16:22,791
‫ دریافت شد 

201
00:17:05,416 --> 00:17:07,875
‫مارسی، برو کنار وگرنه
‫باهات شاخ‌به‌شاخ میشم

202
00:17:07,916 --> 00:17:09,125
‫نمیرم کنار

203
00:17:10,750 --> 00:17:14,041
‫اگه نری، یک مادر و بچه‌اش رو می‌کشی.
‫تو قاتل نیستی

204
00:17:14,125 --> 00:17:16,000
‫- دیدم چطوری بغلش کردی
‫- نگه دار

205
00:17:16,916 --> 00:17:18,416
‫ادای دیوونه‌ها رو در نیار آلیسیا!

206
00:17:19,875 --> 00:17:22,500
‫من ادای دیوونه‌ها رو در نمیارم...
‫من دیوونه‌ام

207
00:17:37,166 --> 00:17:39,375
‫پروفسور... ۲ تا چرخم پنچر شد

208
00:17:40,416 --> 00:17:42,500
‫پروفسور!

209
00:17:42,625 --> 00:17:45,375
‫الان نمی‌تونم مارسی.
‫الان نمی‌تونم

210
00:17:58,666 --> 00:17:59,666
‫هلسینکی

211
00:18:04,416 --> 00:18:06,666
‫هلسینکی، حالت چطوره؟

212
00:18:08,500 --> 00:18:10,125
‫اگه زودتر از این
‫پام رو قطع می‌کردن...

213
00:18:11,000 --> 00:18:12,375
‫تا الان حالم بهتر شده بود

214
00:18:13,875 --> 00:18:14,875
‫استکهلم...

215
00:18:19,000 --> 00:18:20,000
‫کی مُرد؟

216
00:18:23,666 --> 00:18:24,666
‫توکیو

217
00:18:28,500 --> 00:18:29,791
‫من صدای ۴ تا نارنجک شنیدم

218
00:18:30,666 --> 00:18:31,666
‫دیگه کی مرد؟

219
00:18:33,666 --> 00:18:34,666
‫شیش‌تا سرباز

220
00:18:37,375 --> 00:18:38,541
‫می‌تونست بدتر از این باشه

221
00:18:38,625 --> 00:18:43,500
‫ممکن بود دنور و مانیل هم کشته بشن
‫و تو الان یه بیوه میشدی

222
00:18:45,750 --> 00:18:46,750
‫آره

223
00:18:55,750 --> 00:18:57,166
‫به امید دیدار، توکیو

224
00:19:07,875 --> 00:19:10,125
‫باید در یک حمله‌ی همزمان
‫با اونا وارد بانک می‌شدیم

225
00:19:10,250 --> 00:19:12,750
‫با چندتا واحد مختلف.
‫راه درستش همین بود

226
00:19:12,791 --> 00:19:15,375
‫- واحدهای مختلف...
‫- سوارز! سوارز!

227
00:19:19,875 --> 00:19:22,750
‫تامایو، اون ۵ تا سرباز
‫بچه داشتن

228
00:19:23,375 --> 00:19:24,875
‫هرناندو ۳ تا بچه داشت

229
00:19:25,000 --> 00:19:27,875
‫کانالخاس ۲تا دختر دوقلو داشت
‫که حتی یک سالشون هم نشده

230
00:19:28,000 --> 00:19:31,000
‫- کوبو یه بچه داشت و دومیشم تو راهه
‫- چی گفتی؟

231
00:19:31,041 --> 00:19:33,791
‫- گفتم کوبو...
‫- خودشه! راه چاره همینه!

232
00:19:33,875 --> 00:19:36,500
‫عکس اون سربازها رو
‫با بچه‌هاشون میخوام،

233
00:19:37,000 --> 00:19:40,041
‫وقتی دارن شکلات میخورن و
‫با حیوون‌های خونگیشون رفتن سفر...

234
00:19:40,125 --> 00:19:41,750
‫چی داری میگی؟

235
00:19:41,791 --> 00:19:44,125
‫شبیه یه فیلم کریسمسی بکنینش!

236
00:19:44,250 --> 00:19:46,166
‫باید جسدهای تیکه تیکه شده

237
00:19:46,250 --> 00:19:48,000
‫و پر از ترکششون رو
‫به کل دنیا نشون بدیم

238
00:19:48,125 --> 00:19:51,500
‫مثل جسد چگوارا
‫تو کل شهر می‌چرخونیمشون

239
00:19:51,625 --> 00:19:53,375
‫سیلابی از اشک مردم
‫توی خیابون راه میندازیم

240
00:19:53,416 --> 00:19:54,541
‫هدفت چیه؟

241
00:19:54,625 --> 00:19:58,000
‫میخوای از رنج این خانواده‌ها
‫برای پروپاگاندای خودت سوءاستفاده بکنی؟

242
00:19:58,125 --> 00:20:01,666
‫این رابین‌هودها پنج‌تا
‫قهرمان ملی رو کشتن

243
00:20:02,250 --> 00:20:04,375
‫هیچکسی نمیخواد
‫طرفدار یه گروه قاتل باشه

244
00:20:04,916 --> 00:20:07,375
‫تا فردا دیگه هیچکی
‫حتی لباس قرمز نمی‌پوشه!

245
00:20:08,750 --> 00:20:11,625
‫مارتینز، واحد اطلاعات پرسنلی رو بیار رو خط

246
00:20:12,500 --> 00:20:13,875
‫زده به سرتون؟

247
00:20:39,000 --> 00:20:40,541
‫اگر یک حرکت اشتباهی کرد
‫شروع کنین به تیراندازی

248
00:21:22,000 --> 00:21:24,750
‫دارین وقتتون رو تلف می‌کنین.
‫همه‌شون مُردن

249
00:21:26,875 --> 00:21:28,750
‫نزدیکتر از این نشو عزیزم

250
00:21:29,375 --> 00:21:31,375
‫باید ببینیم دوستت
‫راست گفته یا نه

251
00:21:47,666 --> 00:21:49,500
‫آروم. خیلی آروم

252
00:21:59,500 --> 00:22:01,250
‫این گردنش بود

253
00:22:03,125 --> 00:22:04,291
‫مال آنیبال کورتزه

254
00:22:09,916 --> 00:22:11,750
‫خب، چه شروطی داری؟

255
00:22:12,500 --> 00:22:16,375
‫سربازم به تزریق خون و جراح نیاز داره.
‫اون میره، من می‌مونم

256
00:22:16,416 --> 00:22:18,625
‫و تا آخر سرقتتون
‫میشم گروگان شما

257
00:22:19,416 --> 00:22:22,000
‫نه. هم تو می‌مونی هم اون.
‫ولی یه جراح میاریم اینجا

258
00:22:27,291 --> 00:22:28,291
‫سرهنگ تامایو،

259
00:22:28,666 --> 00:22:31,500
‫میخوام یه جراح بفرستی اینجا
‫تا رامیرو وازکز رو معالجه کنه

260
00:22:31,625 --> 00:22:32,750
‫نمیذارن از اینجا بیایم بیرون

261
00:22:33,291 --> 00:22:34,500
‫ انجامش میدیم 

262
00:22:35,166 --> 00:22:37,875
‫خیلی‌خب. بیسیم رو بده من
‫و خودت رو گروگان ما حساب کن

263
00:23:00,875 --> 00:23:01,875
‫سیگار می‌کشی؟

264
00:23:01,916 --> 00:23:04,875
‫بخاطر سلامتم ۹ ماه پیش ترک کردم،
‫ولی راستش...

265
00:23:06,250 --> 00:23:07,375
‫بنظرم حرکت متظاهرانه‌ای بود

266
00:23:14,625 --> 00:23:16,041
‫اینجا چه اتفاقی افتاد؟

267
00:23:16,750 --> 00:23:19,250
‫الیورا ضامن نارنجکش رو کشید،

268
00:23:19,750 --> 00:23:21,541
‫بعدش گذاشت تا
‫ما بهش شلیک کنیم

269
00:23:23,125 --> 00:23:25,625
‫وقتی رفتیم کارش رو تموم کنیم،
‫نارنجک‌هاش منفجر شد

270
00:23:25,750 --> 00:23:28,125
‫و نارنجک‌های افراد من
‫هم همراهش منفجر شدن

271
00:23:29,250 --> 00:23:31,000
‫از اولش هم اهل تسلیم شدن نبود

272
00:23:31,750 --> 00:23:35,791
‫سرباز معرکه‌ای میشد...
‫اگر که طرف درست رو انتخاب می‌کرد

273
00:23:35,875 --> 00:23:38,041
‫هنوز فکر می‌کنی طرف درست وجود داره؟

274
00:23:38,125 --> 00:23:40,916
‫فکر می‌کنم دنیا پر از
‫عوضی‌های نامرده

275
00:23:43,000 --> 00:23:45,291
‫سیاستمدارها سر و ته عوضین

276
00:23:46,416 --> 00:23:48,250
‫ولی دیکتاتورها خیلی بدترن

277
00:23:49,166 --> 00:23:52,000
‫سربازهایی مثل ما
‫هم عوضی هستن

278
00:23:52,125 --> 00:23:55,125
‫ولی تروریست‌ها خیلی بدترن

279
00:23:55,916 --> 00:23:58,250
‫پس آره، ما در طرف درست هستیم

280
00:23:59,250 --> 00:24:00,750
‫بنظرت این حرفت متناقض نیست؟

281
00:24:02,041 --> 00:24:04,625
‫که برای حفظ صلح
‫به خشونت متوسل میشید؟

282
00:24:05,875 --> 00:24:09,250
‫نکنه میخوای من باور کنم که
‫دارین برای دنیایی بهتر مبارزه می‌کنین؟

283
00:24:09,291 --> 00:24:10,291
‫آره؟

284
00:24:12,625 --> 00:24:15,166
من به‌خاطر عشق به
یه مرد و یه عقیده اینجام

285
00:24:15,666 --> 00:24:17,500
تو هم عاشق کماندوهات بودی

286
00:24:18,125 --> 00:24:20,541
جفت‌مون می‌دونستیم
که این جنگ تو راهـه

287
00:24:21,625 --> 00:24:24,000
و بااین‌حال، اونا رو راهیِ مرگ کردیم

288
00:24:25,916 --> 00:24:30,541
.شاید بهشون لطف کردیم، نمی‌دونم
شایدم به سرنوشت شوم‌تری محکوم‌شون کردیم

289
00:24:37,875 --> 00:24:41,000
جهنم همه‌جاش بده، فرمانده

290
00:24:43,250 --> 00:24:46,750
می‌گن وقتی آدم بدجور می‌میره

291
00:24:47,666 --> 00:24:50,625
روحش تا یه‌مدت در محل مرگش می‌مونه

292
00:24:52,750 --> 00:24:53,625
و گاهی

293
00:24:54,375 --> 00:24:55,625
،فقط برای چند ثانیه

294
00:24:56,541 --> 00:24:59,333
زنده‌ها می‌تونن حضور مُردگانی که
دوست‌شون داشتن رو احساس کنن

295
00:25:01,791 --> 00:25:03,291
و ریو هم این رو احساس کرد

296
00:25:06,041 --> 00:25:08,000
می‌خواستم بهش بگم که
،اون من بودم

297
00:25:08,666 --> 00:25:10,708
که هنوز کامل از پیشش نرفته بودم

298
00:25:11,875 --> 00:25:12,916
و روحم در آرامش بود

299
00:25:14,375 --> 00:25:15,875
و زجر نکشیدم

300
00:25:15,916 --> 00:25:17,125
و کلی چیز دیگه

301
00:25:20,166 --> 00:25:23,750
.مادرم یه تکنیکی واسه این‌کار داشت
یه در جادویی

302
00:25:25,250 --> 00:25:28,875
اگه یه‌موقع می‌ترسیدم، می‌تونستم
بازش کنم و اونـو اون‌طرفِ در ببینم

303
00:25:35,000 --> 00:25:37,250
این در همیشه به روی تو بازه

304
00:25:37,791 --> 00:25:39,833
می‌تونی هر وقت خواستی
بازش کنی و بیای پیشم

305
00:25:43,875 --> 00:25:45,250
ازت ممنونم

306
00:27:27,708 --> 00:27:28,708
نگامون کن

307
00:27:31,083 --> 00:27:33,250
انگار تو سکانسی از یه فیلم‌ایم

308
00:27:33,416 --> 00:27:35,750
،زیر بارون روی هم اسلحه کشیدیم

309
00:27:35,750 --> 00:27:37,708
«مثل فیلم «لیبرتی والانس

310
00:27:42,208 --> 00:27:44,833
کسی تا حالا به دوئل دعوتت کرده، پروفسور؟

311
00:27:46,750 --> 00:27:49,458
من این‌طور شنیدم که هر کی زودتر
شلیک کنه، شانس زنده‌موندنش بیشتره

312
00:27:49,833 --> 00:27:52,583
مجبورم نکن این نظریه رو امتحان کنم
تفنگ‌تـو بگیر پایین

313
00:27:52,875 --> 00:27:55,458
نجاتِ ریو بهانه‌ای بیشتر نبود

314
00:27:56,375 --> 00:27:59,333
بهانه‌ای برای اینکه خودتـو
از زندگی کسل‌کننده‌ت نجات بدی

315
00:28:00,583 --> 00:28:01,458
مگه نه؟

316
00:28:02,583 --> 00:28:05,333
من بیشتر عمرم رو بی‌هویت بودم

317
00:28:08,125 --> 00:28:10,583
و مثل یه شبح
تو سوراخ‌سنبه‌ها زندگی می‌کردم

318
00:28:12,875 --> 00:28:15,750
زندگیم با راکل برام رؤیایی بوده

319
00:28:20,125 --> 00:28:22,333
ولی خودمم یه رؤیاهایی دارم

320
00:28:24,333 --> 00:28:27,458
و شما با دزدیدن ریو، رسیدن به رؤیاهام
رو خیلی برام ساده کردین

321
00:28:27,500 --> 00:28:31,083
یعنی پسره رو نجات دادی
که برای کشور شاخ و شونه بکشی؟

322
00:28:31,125 --> 00:28:33,041
آرزوی بعضی‌ها چتربازی‌ـه

323
00:28:33,708 --> 00:28:36,458
من می‌خواستم حتماً قبل از مرگم
به بانک ملی اسپانیا دستبرد بزنم

324
00:28:36,500 --> 00:28:40,583
،اِی مرتیکۀ خودشیفتۀ خودمحور. وای خدا
عاشق وقت‌هاییم که ثابت می‌شه حق با من بوده

325
00:28:40,625 --> 00:28:42,208
بذارش زمین، و گرنه شلیک می‌کنم

326
00:28:42,250 --> 00:28:43,333
نه، همچین کاری نمی‌کنی

327
00:28:45,208 --> 00:28:47,083
سلاحت رو بذار زمین

328
00:28:47,125 --> 00:28:50,208
تو شلیک نمی‌کنی

329
00:28:50,250 --> 00:28:51,208
شلیک نمی‌کنی

330
00:29:01,958 --> 00:29:04,500
ای عوضی. فکر نمی‌کردم بزنی

331
00:29:05,458 --> 00:29:07,125
خوب شد خشاب‌شـو خالی کردم

332
00:29:10,958 --> 00:29:12,208
حالا یربه‌یر شدیم

333
00:29:12,333 --> 00:29:15,125
،هر دومون به همدیگه شلیک کردیم
و اسلحه‌های همدیگه رو خالی کردیم

334
00:29:15,958 --> 00:29:17,500
حالا وقت‌شه یکی‌مون بیفته جلو

335
00:29:17,750 --> 00:29:19,208
حالا شلیک کنم یا نه؟

336
00:29:20,208 --> 00:29:21,958
چی‌کار کنیم، پروفسور؟

337
00:29:35,458 --> 00:29:38,250
توکیو مُرد، چون از بهشت خسته شده بود

338
00:29:38,708 --> 00:29:40,500
چون یه روز از خواب بیدار شد

339
00:29:41,875 --> 00:29:43,750
و دید که از بهشت خسته شده

340
00:29:45,208 --> 00:29:47,208
و من این حس رو درک می‌کنم

341
00:29:49,125 --> 00:29:50,583
منم بهشت رو تجربه کرده‌م

342
00:29:51,958 --> 00:29:54,333
،کنار ساحل زندگی کردم، دور از شهر

343
00:29:54,458 --> 00:29:56,083
تو فاصلۀ صد کیلومتری از شهر

344
00:29:57,208 --> 00:30:00,375
اما جمعۀ هر هفته
یه بهونۀ جدید واسه خودم می‌آوردم

345
00:30:00,458 --> 00:30:03,333
که برم بیرون پارتی کنم
چون می‌خواستم شور زندگی رو حس کنم

346
00:30:04,250 --> 00:30:06,583
واسه همین هنوز اون‌قدری که
فکر می‌کردم بزرگ نشده‌م

347
00:30:09,750 --> 00:30:12,000
دنی، ما قبلنا هر شبِ خدا می‌رفتیم بیرون

348
00:30:13,708 --> 00:30:15,583
فکر می‌کنم یه‌کم رو بزرگ شده باشیم

349
00:30:15,625 --> 00:30:17,625
من خودمـو همرنگ جماعت نمی‌دیدم

350
00:30:20,208 --> 00:30:21,458
و اینه که ناراحتم می‌کنه

351
00:30:24,958 --> 00:30:28,166
و می‌دونی مدام تو چه فکری‌ام؟
حتی وقتی تو بهشتم‌ام؟

352
00:30:30,125 --> 00:30:31,416
به خودمون دوتا

353
00:30:32,458 --> 00:30:35,208
اون‌موقعی رو یادمـه که
آخر از همه از مهمونی ها می‌رفتیم

354
00:30:35,250 --> 00:30:38,375
حتی یه بار ساعت ۶ صبح
از یه تلفن‌عمومی بهت زنگ زدم

355
00:30:38,458 --> 00:30:39,708
ولی یه‌بار زنگ خورد و قطع کردم

356
00:30:39,750 --> 00:30:41,958
یه‌بار یه تماس از اندونزی داشتی، یادته؟

357
00:30:43,000 --> 00:30:44,833
اوهوم

358
00:30:45,375 --> 00:30:47,458
ساعت ۱:۱۵ صبح یه تماس از دست‌رفته

359
00:30:48,083 --> 00:30:50,708
از اندونزی داشتم

360
00:30:50,833 --> 00:30:52,875
به‌خاطر اختلاف ساعت بوده

361
00:30:56,208 --> 00:30:59,708
،یعنی میگی، توی بهشتت

362
00:31:00,458 --> 00:31:02,583
،تو یه ساحل دور افتادۀ فوق‌العاده

363
00:31:03,625 --> 00:31:05,583
در حالی که طلوع آفتاب رو تماشا می‌کردی

364
00:31:06,083 --> 00:31:07,708
داشتی به من فکر می‌کردی، دنی؟

365
00:31:08,500 --> 00:31:09,500
ساعت‌ها

366
00:31:10,333 --> 00:31:13,208
به یکشنبه‌هایی که
چراغ‌های مهمونی رو روشن می‌کردن

367
00:31:13,333 --> 00:31:15,625
و پای ما چسبیده بود به کف زمین؟

368
00:31:16,375 --> 00:31:19,208
موقعی که تو بهشت بودی
دلت برای این‌چیزا تنگ می‌شد؟

369
00:31:21,708 --> 00:31:22,708
...خب

370
00:31:23,875 --> 00:31:26,333
خب، این خیلی بده

371
00:31:27,208 --> 00:31:30,083
چون حالا دیگه من نمی‌دونم باید چی‌کار کنم

372
00:31:32,125 --> 00:31:36,333
:اومدم اینجا و به جون خودت با خودم گفتم
«میرم میگم، به درک»

373
00:31:36,375 --> 00:31:39,958
چون نمی‌شه کل عمرتـو به این خیال بشینی
که کاش با فلان آدم بودی

374
00:31:40,333 --> 00:31:43,750
ولی بعدش که دیدمت
.پیش خودم گفتم: «نوچ. نه

375
00:31:44,250 --> 00:31:47,083
«نکن خولیا، بهتره چیزی نگی

376
00:31:47,750 --> 00:31:50,000
...بعد الان میای این حرف‌ها رو بهم می‌زنی و

377
00:31:51,125 --> 00:31:52,333
نمی‌دونم باید چی‌کار کنم

378
00:31:53,000 --> 00:31:56,958
همچین مسئولیت سنگینی
رو انداختی رو دوشم

379
00:31:57,000 --> 00:31:58,458
چه مسئولیتی؟

380
00:31:59,458 --> 00:32:00,625
این‌که کنار بکشم

381
00:32:07,583 --> 00:32:09,291
دنور -
!اومدم -

382
00:32:10,041 --> 00:32:11,291
داریم میایم

383
00:32:12,333 --> 00:32:14,541
هی، چیزی نشده

384
00:32:15,666 --> 00:32:16,666
چیزی نشده

385
00:32:17,833 --> 00:32:18,833
هیچی نشده

386
00:32:24,291 --> 00:32:26,416
چیزی نیست عزیزم. بیا

387
00:32:26,541 --> 00:32:29,208
بذار این دفعه یه‌چیزی رو
در مقام یه مادر بهت بگم

388
00:32:29,916 --> 00:32:33,875
اشتباه کردی زندگیت تو تایلند رو ول کردی
که بیای طلاهای یه کشوری رو بدزدی

389
00:32:34,166 --> 00:32:35,166
می‌دونی چرا؟

390
00:32:35,708 --> 00:32:39,541
چون در نهایت، آدم دلش برای
،هیجان کارهای خلاف تنگ نمی‌شه

391
00:32:40,083 --> 00:32:42,166
ولی دلت برای آرامش خانواده تنگ می‌شه

392
00:32:44,041 --> 00:32:45,041
بهش خوب فکر کن

393
00:32:57,708 --> 00:33:01,458
خب، این امیلیوـه
بچه بزرگه‌ست، ونزوئلا زندگی می‌کنه

394
00:33:02,416 --> 00:33:04,458
،این یکی خولیان‌ـه
اینم مکزیکو سیتی زندگی می‌کنه

395
00:33:04,541 --> 00:33:05,708
«به من میگه «حاجی

396
00:33:06,916 --> 00:33:10,541
و این هانا، ویولونیستـه
خوشگله، نه؟ این فنلاند زندگی می‌کنه

397
00:33:11,416 --> 00:33:13,791
این یکی اسمش دریزن‌ـه
و مونته‌نگرو زندگی می‌کنه

398
00:33:13,833 --> 00:33:17,291
،هر موقع زنگ می‌زنم تولدشـو تبریک بگم
«بهم میگه: «سپاس، آقا

399
00:33:17,416 --> 00:33:18,416
این آیواناـست

400
00:33:18,458 --> 00:33:21,041
،اخلاق درست‌وحسابی نداره
ولی هنرمند فوق‌العاده‌ایـه

401
00:33:21,166 --> 00:33:23,791
...یه دختر بلوند، یه پسر سیاه‌پوست، یه مو قرمز

402
00:33:23,833 --> 00:33:26,333
،انگار مادر و پدرهای متفاوت دارن

403
00:33:26,416 --> 00:33:29,208
ولی گمونم به مادرهاشون رفتن

404
00:33:32,583 --> 00:33:33,708
سرکارگر اومد

405
00:33:34,791 --> 00:33:36,041
آره

406
00:33:37,791 --> 00:33:40,333
امیل انبرگ، سرکارگرِ مسئول سکوی نفتی
[ صحبت به زبان انگلیسی ]

407
00:33:40,416 --> 00:33:42,833
،آلبرتو مندوزا
مهندس و دستیارشون

408
00:33:42,916 --> 00:33:43,958
خوش‌وقتم

409
00:33:44,041 --> 00:33:47,166
منم خوش‌وقتم
الان پمپ استخراج رو چک کردم

410
00:33:47,208 --> 00:33:49,916
مشکلی نیست جزئیات فنی
رو به اسپانیایی خدمت‌تون بگم؟

411
00:33:49,958 --> 00:33:50,791
بفرمایید

412
00:33:52,166 --> 00:33:56,416
ما این پمپ ارزشمند رو خراب کردیم
که از اینجا خارجش کنیم

413
00:33:56,541 --> 00:33:59,083
بهش بگو می‌خوایم ازش بدزدیمش

414
00:34:00,166 --> 00:34:03,208
خب گویا، مسئله ظرفیت راندگیِ پمپ‌ـه

415
00:34:03,291 --> 00:34:05,916
محور، درزگیر و یاتاقان‌اش آسیب دیده

416
00:34:05,958 --> 00:34:07,791
اینجا نمی‌شه تعمیرش کرد

417
00:34:07,833 --> 00:34:10,833
باید منتقل بشه به شهر
واقعاً متأسفم

418
00:34:10,916 --> 00:34:14,791
بهش بگو که این آقا رو هم با خودمون می‌بریم

419
00:34:14,916 --> 00:34:19,291
انقدر زیر آب وقت می‌گذرونه
و ترکیب اکسیژن و هلیوم تنفس می‌کنه

420
00:34:19,333 --> 00:34:21,583
که فکر می‌کنه کیف پولش پُره از

421
00:34:21,666 --> 00:34:24,208
عکس‌های هفت‌تا خونواده‌ای
که خونوادۀ خودش نیستن

422
00:34:24,291 --> 00:34:27,791
،«بچه‌هاش بهش میگن «حاجی» و «آقا
«چون هیچکس به یه غریبه نمی‌گه «بابا

423
00:34:27,833 --> 00:34:30,041
،برای همین می‌خواد وارد سرقت ما بشه

424
00:34:30,166 --> 00:34:33,791
که ببینه می‌تونه یه خونوادۀ واقعی
پیدا کنه یا نه

425
00:34:34,291 --> 00:34:37,041
راستی، به سرکارگر بگو
پنجاه درصد از پول رو پیش می‌گیریم

426
00:34:37,083 --> 00:34:40,791
باید بهمون پول بده که
ازش دزدی کنیم. ترجمه کنید، آقا

427
00:34:40,833 --> 00:34:43,416
خب، دارن دربارۀ پروسۀ سفر دریایی

428
00:34:43,541 --> 00:34:45,666
،به استاونگر توضیحاتی ارائه می‌دن

429
00:34:47,333 --> 00:34:49,208
و باید هزینه‌ش رو پیش‌پیش پرداخت کنیم

430
00:34:50,458 --> 00:34:52,916
،اما هشت روز دیگه
پمپ می‌رسه دست‌تون

431
00:34:58,833 --> 00:34:59,666
البته

432
00:34:59,791 --> 00:35:02,541
این یارو عالیه
بپرس ببین خواهر نداره

433
00:35:44,166 --> 00:35:46,666
کوله‌هاتون رو بذارید روی تسمه نقاله
با توئم، بذارشون اونجا. یالا

434
00:36:06,083 --> 00:36:07,083
یالا

435
00:36:08,208 --> 00:36:09,208
برو

436
00:36:13,333 --> 00:36:15,541
شکستگی دوگانۀ استخوان‌های رادیوس و اولنا

437
00:36:16,041 --> 00:36:19,208
،یه گلوله داخل یک‌سوم پایینی پاشـه
بدون خروجی

438
00:36:19,291 --> 00:36:21,875
و نیم‌تنۀ بالاییش هم خون‌ریزی داره

439
00:36:22,416 --> 00:36:23,833
حالشو ببر، دکتر

440
00:36:24,666 --> 00:36:26,583
بعدش ایشون رو عمل کنید

441
00:36:28,041 --> 00:36:29,208
پام لِه شده

442
00:36:29,291 --> 00:36:32,583
استخوان رونم شکسته
و کاسۀ زانوم در رفته

443
00:36:33,333 --> 00:36:36,708
احتمالاً استخوان‌های درشت‌نی
و نازک‌نی هم ترک برداشتن

444
00:36:36,791 --> 00:36:38,416
و استخوان رونم پیچ خورده

445
00:36:39,291 --> 00:36:41,291
و احتمالاً پاره هم شده، ولی شدید نه

446
00:36:41,416 --> 00:36:43,541
با وارد کردن فشار روش
جلوی خون‌ریزیش رو گرفتیم

447
00:36:43,583 --> 00:36:45,166
خیلی فاجعه‌ست

448
00:36:45,208 --> 00:36:47,333
امیدوارم دست‌های میزونی داشته باشی، دکتر

449
00:36:49,291 --> 00:36:50,291
ولی اول اونـو عمل کنید

450
00:36:58,041 --> 00:37:00,458
سرهنگ، یه اتفاقی داره میفته

451
00:37:00,541 --> 00:37:05,083
دارن یه اطلاعاتی از بانک می‌فرستن
تصویر زنده‌ست، لایوـه

452
00:37:05,166 --> 00:37:07,166
هر طور شده فقط بلاکش کن

453
00:37:07,208 --> 00:37:09,583
نمی‌شه، یه سیگنال رو بلاک می‌کنم
صدتا دیگه میاد بالا

454
00:37:11,791 --> 00:37:13,833
پس بذار ببینمش
بیارش رو صفحه

455
00:37:14,791 --> 00:37:18,208
ما این ویدئو رو ضبط می‌کنیم
که خبر مهمی رو اعلام کنیم

456
00:37:19,333 --> 00:37:23,916
امروز، هفت نفر در بانک ملی اسپانیا
جون‌شون رو از دست دادن

457
00:37:24,041 --> 00:37:25,291
چی؟

458
00:37:25,333 --> 00:37:28,541
،شش سرباز و سیلن الیورا

459
00:37:29,416 --> 00:37:30,291
همون توکیو

460
00:37:30,333 --> 00:37:32,833
...نه -
نه -

461
00:37:32,916 --> 00:37:34,333
،چند سال پیش

462
00:37:35,666 --> 00:37:38,750
فکر می‌کردم توکیو یک آدمِ

463
00:37:39,291 --> 00:37:42,416
بی‌عاطفه‌ست
و به دیگران آسیب می‌زنه

464
00:37:42,458 --> 00:37:45,666
فکر می‌کردم اون یه قاتلـه
و آدم بی‌احساسیـه

465
00:37:45,958 --> 00:37:47,791
اما بعدش بیشتر شناختمش

466
00:37:52,416 --> 00:37:54,666
یادمه یه‌بار زدم تو گوشش

467
00:37:56,625 --> 00:37:58,291
...لب ساحل بودیم و

468
00:37:59,333 --> 00:38:01,041
اون بهم اعتماد نداشت

469
00:38:02,041 --> 00:38:03,708
...و من فکر می‌کردم این ایده‌اش

470
00:38:04,666 --> 00:38:06,291
برای نجات آنیبال کورتز

471
00:38:08,333 --> 00:38:10,583
بیشتر تصمیم غریزیِ دختر لوسی بود

472
00:38:11,291 --> 00:38:13,083
که احساس عذاب وجدان کرده بود

473
00:38:18,166 --> 00:38:19,458
...اما بعد فهمیدم

474
00:38:21,041 --> 00:38:23,250
که داشت اون‌کارو از روی عشق انجام می‌داد

475
00:38:29,166 --> 00:38:31,083
کمتر آدمی تو این دنیا هست

476
00:38:31,166 --> 00:38:35,375
که تواناییِ این رو دارن که
برای نجات کسی غیرممکن‌ها رو باور کنن

477
00:38:36,416 --> 00:38:37,416
امروز، من فهمیدم

478
00:38:38,458 --> 00:38:39,583
که ما شکست خوردیم

479
00:38:40,791 --> 00:38:43,208
درگذشت این افراد
قلب من رو به درد میاره

480
00:38:43,291 --> 00:38:46,916
،و از شما طلب بخشش می‌کنم
از طرف همه‌مون

481
00:38:47,541 --> 00:38:50,208
...که یک عملیات نجات رو تبدیل کردیم

482
00:38:53,166 --> 00:38:54,791
به جنگی پُر تلفات

483
00:38:55,875 --> 00:38:57,166
،از امروز به بعد

484
00:38:58,083 --> 00:39:00,291
ما دیگه لیاقت اینو نداریم
،که ما رو دنبال کنید

485
00:39:01,333 --> 00:39:02,333
تشویق‌مون کنید

486
00:39:04,041 --> 00:39:05,041
یا برامون دست بزنید

487
00:39:11,208 --> 00:39:13,208
احتمال داره که ما نتونیم
از اینجا فرار کنیم

488
00:39:14,416 --> 00:39:17,416
پس از تمام کسانی که
به ما ایمان داشتن می‌خوایم

489
00:39:17,458 --> 00:39:21,041
از اون موج سرخ بزرگی که بیرونِ
،درب بانک داره ازمون حمایت می‌کنه

490
00:39:22,291 --> 00:39:24,125
خواهش می‌کنیم که برید به خونه‌هاتون

491
00:39:30,041 --> 00:39:32,958
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

492
00:39:33,041 --> 00:39:36,166
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

493
00:39:36,291 --> 00:39:40,291
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

494
00:39:40,416 --> 00:39:43,708
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

495
00:39:43,791 --> 00:39:45,458
!ما جایی نمی‌ریم

496
00:39:50,916 --> 00:39:53,791
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

497
00:39:53,833 --> 00:39:57,541
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

498
00:39:57,583 --> 00:40:02,666
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

499
00:40:02,791 --> 00:40:07,791
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

500
00:40:07,833 --> 00:40:12,041
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

501
00:40:12,083 --> 00:40:15,291
!ما جایی نمی‌ریم
!ما جایی نمی‌ریم

502
00:40:17,041 --> 00:40:18,833
اونا زودتر دست به کار شدن
!زنیکۀ عوضی

503
00:40:18,916 --> 00:40:21,333
هر کی اول داستانی رو تعریف کنه
حرف اون رو باور می‌کنن

504
00:40:21,416 --> 00:40:24,166
حالا ما اگه با این داستان
،انفجار کریسمس بریم اونجا

505
00:40:24,291 --> 00:40:26,041
!به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خوره

506
00:40:26,083 --> 00:40:30,041
دختره شکست‌مون داد، لعنت به اون بچه‌ننه
و اون داستان احساسی فریب‌کارانه‌ش

507
00:40:30,791 --> 00:40:32,125
ولی یه فرق کوچیک داره

508
00:40:34,708 --> 00:40:36,458
اون به حرفی که داشت می‌زد
واقعاً باور داشت

509
00:40:46,166 --> 00:40:47,541
کنسوئلو، چی شده؟

510
00:41:13,958 --> 00:41:15,666
...جراح الان بهم خبر داد که

511
00:41:16,583 --> 00:41:17,791
آرتورو زنده‌ست

512
00:41:19,166 --> 00:41:20,166
خوشحال شدم

513
00:41:33,916 --> 00:41:34,916
من کم آوردم

514
00:41:38,791 --> 00:41:40,291
فکر کردم دیگه نمی‌تونم ادامه بدم

515
00:41:41,541 --> 00:41:43,041
ولی الان اینجام، برگشتم

516
00:41:44,291 --> 00:41:45,916
...نمی‌دونم داری -
صبر کن -

517
00:41:45,958 --> 00:41:46,958
باشه

518
00:41:54,166 --> 00:41:55,458
...یه دقیقۀ پیش، اون بالا

519
00:41:57,541 --> 00:41:59,083
تو داشتی می‌مردی

520
00:42:01,666 --> 00:42:07,333
و من اصلاً نمی‌تونم زندگیم
بدون تو رو تصور کنم، دنور

521
00:42:07,416 --> 00:42:09,166
واقعاً نمی‌تونم

522
00:42:09,208 --> 00:42:11,333
انگار داشتن تو وجودم چاقو فرو می‌کردن

523
00:42:16,833 --> 00:42:17,833
و نمی‌دونم

524
00:42:18,708 --> 00:42:21,041
نمی‌‌دونم از اینجا نجات پیدا می‌کنیم یا نه
...ولی

525
00:42:23,958 --> 00:42:27,791
،اگه چیزی شد، دنور
نمی‌خوام از هم عصبانی بوده باشیم

526
00:42:28,666 --> 00:42:31,166
یا بین‌مون فاصله باشه یا شکی داشته باشیم
چون من هیچ شکی ندارم

527
00:42:33,291 --> 00:42:34,291
من دوسِت دارم

528
00:42:36,208 --> 00:42:37,583
منم خیلی دوسِت دارم

529
00:42:38,291 --> 00:42:39,291
می‌دونم

530
00:42:42,166 --> 00:42:44,458
و هیچی از این مهم‌تر نیست

531
00:42:47,291 --> 00:42:48,291
کنسوئلو؟

532
00:42:50,916 --> 00:42:52,208
کنسوئلو، منم

533
00:43:07,916 --> 00:43:08,916
کنسوئلو؟

534
00:43:21,291 --> 00:43:22,791
منتظرت بودیم

535
00:43:23,916 --> 00:43:25,416
خونه‌تـو خیلی دوست دارم

536
00:43:26,208 --> 00:43:27,291
تو خوبی؟

537
00:43:29,416 --> 00:43:31,958
تو اینجا چه غلطی میکنی؟ -
هیس! فحش نده -

538
00:43:32,041 --> 00:43:36,541
بچه‌ها تو این سن خیلی تأثیرپذیرن
نمی‌خوام بهش ضربۀ روحی بزنی

539
00:43:36,583 --> 00:43:38,958
پس فقط انرژی مثبت
لبخند بزن

540
00:43:39,041 --> 00:43:41,791
اگه یه مو از سر زنم کم شه
از روی کرۀ زمین محوت می‌کنم

541
00:43:41,833 --> 00:43:43,583
الان داری منو تهدید می‌کنی؟
خدایی؟

542
00:43:43,666 --> 00:43:46,333
همون بزدلی که نیروی کمکی
،نفرستاد بانک ملی

543
00:43:46,333 --> 00:43:49,416
نمی‌دونم این اطلاعات غلط رو
کی بهت داده، ولی این‌طوری نیست

544
00:43:49,500 --> 00:43:51,750
،من خودم اونجا بودم، تو لونۀ شیر

545
00:43:51,875 --> 00:43:55,500
و داشتم می‌شنیدم که داشت
با چندتا فایل صوتی ازت باج می‌گرفت

546
00:43:55,541 --> 00:43:57,875
اگه می‌شه بیا بریم خصوصی
در این مورد صحبت کنیم

547
00:43:58,000 --> 00:44:01,000
مطمئنم زنت خوب می‌دونه
چه مرد کثیفی هستی

548
00:44:03,208 --> 00:44:04,375
باشه

549
00:44:05,625 --> 00:44:06,875
پروفسور کجاست؟

550
00:44:11,000 --> 00:44:12,208
!عجی‌مجی لاترجی

551
00:44:14,291 --> 00:44:16,125
«چی تنته، سرهنگ؟»

552
00:44:17,625 --> 00:44:19,000
اون تحت کنترلمـه

553
00:44:20,500 --> 00:44:23,791
می‌تونم یه پاپیون روش بذارم
و همین‌الان دو دستی تقدیمت کنمش

554
00:44:40,625 --> 00:44:41,833
عوضش چی می‌خوای؟

555
00:44:43,125 --> 00:44:44,583
خفه‌خون بگیر

556
00:44:58,250 --> 00:45:01,375
می‌خوام به‌طور عمومی افترایی که
به من زدی رو پس بگیری

557
00:45:01,500 --> 00:45:05,125
استعفاء بدی و
مسئولیت کامل ماجرا رو قبول کنی

558
00:45:05,250 --> 00:45:06,250
همون‌طور که وظیفه‌تـه

559
00:45:08,666 --> 00:45:12,000
و بعد می‌تونی پروفسور رو
دو دستی تقدیم‌شون کنی

560
00:45:12,375 --> 00:45:13,375
مثل یه قهرمان

561
00:45:19,250 --> 00:45:22,125
برای چنین خدمت بزرگی که به کشورت کردی

562
00:45:26,250 --> 00:45:28,541
و اگه عشقم نکشه همچین کاری کنم، چی؟

563
00:45:32,875 --> 00:45:35,416
،اگه عشقت نکشه
منم یه حرکت راکل موریویی می‌زنم

564
00:45:35,500 --> 00:45:38,375
،جناح عوض می‌کنم
و هر کاری که لازم باشه

565
00:45:38,500 --> 00:45:41,333
با پروفسور فرار می‌کنم
و نوشیدنی می‌زنیم بر بدن

566
00:45:51,375 --> 00:45:54,750
بر فرض این‌که اصلاً پروفسور پیشت باشه
،و به من تحویلش بدی، که بعید می‌دونم

567
00:45:54,750 --> 00:45:58,166
،واقعاً فکر کردی من میام خودمـو متهم کنم
محاکمه بشم و بیفتم زندان

568
00:45:58,208 --> 00:46:01,291
که این یارو به خواسته‌ش نرسه؟
نه، آلیسیا. بی‌خیال

569
00:46:01,416 --> 00:46:04,208
ترجیح میدم جفت‌مون آزاد باشیم
تا جفت‌مون تو زندان، بد میگم؟

570
00:46:04,291 --> 00:46:06,166
بابا تازه داره ازش خوشم هم میاد

571
00:46:06,166 --> 00:46:07,916
دارم اغراق می‌کنم، عزیزم

572
00:46:09,291 --> 00:46:11,083
دو راهیِ اصلی اینه

573
00:46:12,416 --> 00:46:14,541
یا همین‌الان به من شلیک می‌کنی

574
00:46:14,666 --> 00:46:17,291
و تا چروک خوردنِ پوست پسرت
...تو زندان می‌پوسی

575
00:46:17,416 --> 00:46:19,208
بچه‌م دختره، بی‌شرف

576
00:46:19,291 --> 00:46:22,041
یا تفنگت رو میدی به من
،و شاید حکمت تخفیف بخوره

577
00:46:22,083 --> 00:46:24,166
،چون من.. حدود سه دقیقۀ پیش

578
00:46:24,291 --> 00:46:26,541
دکمۀ وضعیت اضطراریِ
،دزدگیر خونه رو زدم

579
00:46:26,666 --> 00:46:29,750
!و پلیس‌ها الان مثل مور و ملخ می‌ریزن اینجا

580
00:46:34,583 --> 00:46:35,916
[ خیابان لوپز دی اورگاز ]

581
00:46:57,125 --> 00:46:58,375
[ خیابان لوپز دی اورگاز، پلاک ۳ ]

582
00:47:00,791 --> 00:47:01,750
تامایو

583
00:47:10,541 --> 00:47:11,625
ساکت شو

584
00:47:33,375 --> 00:47:34,250
بله؟

585
00:47:34,375 --> 00:47:37,875
سلام روزتون به‌خیر، خانم. ببخشید
یه بستۀ پستی برای واحد ۵ سی آوردم، آقای تامایو

586
00:47:38,000 --> 00:47:41,250
لطف می‌کنید درو باز کنید
که بسته رو براشون بیارم؟ ممنونم

587
00:47:51,291 --> 00:47:52,875
برو، برو، برو

588
00:48:14,250 --> 00:48:16,041
!یالا -
!حرکت کن -

589
00:48:18,250 --> 00:48:21,000
بهت گفتم
مجبوری بهم اعتماد کنی

590
00:48:23,250 --> 00:48:24,708
!زودباشید، سریع -
بله؟ -

591
00:48:24,750 --> 00:48:26,791
خانم، می‌تونم بستۀ آقای تامایو
رو به شما تحویل بدم؟

592
00:48:27,166 --> 00:48:28,166
یک لحظه
