﻿1
00:00:10,375 --> 00:00:12,250
‫تیم ضربت داره نزدیک میشه

2
00:00:13,625 --> 00:00:16,250
‫بجنبین!
‫یه مداخله تر و تمیز می‌خوام

3
00:00:16,291 --> 00:00:18,625
‫اونا مسلح و به شدت خطرناکن

4
00:00:19,541 --> 00:00:20,916
‫بریم، سریع!

5
00:00:21,000 --> 00:00:22,250
‫طبقه اول، ایمنه

6
00:00:22,875 --> 00:00:25,166
‫می‌خوام همه طبقه ‏ها رو کامل بگردین.
‫بجنبین!

7
00:00:25,250 --> 00:00:27,041
‫حواس‌تون به همه خروجی‏ها باشه

8
00:00:27,666 --> 00:00:28,875
‫طبقه دوم، ایمنه

9
00:00:41,250 --> 00:00:42,250
‫تو رو خدا...

10
00:00:46,875 --> 00:00:48,625
‫- پلیس!
‫- بریم!

11
00:00:49,250 --> 00:00:51,875
‫- دست‌ها بالا!
‫- پلیس!

12
00:00:51,916 --> 00:00:53,375
‫سرهنگ، حالتون خوبه؟

13
00:00:54,500 --> 00:00:56,750
‫همسرم

14
00:00:57,416 --> 00:00:58,791
‫بریم!

15
00:01:01,250 --> 00:01:02,041
‫لوئیس!

16
00:01:04,250 --> 00:01:05,125
‫کسی اینجا نیست

17
00:01:05,166 --> 00:01:06,625
‫چقدر شده؟

18
00:01:07,500 --> 00:01:09,041
‫نمیدونم.
‫چند دقیقه

19
00:01:09,125 --> 00:01:11,000
‫سیراست.
‫یه بچه دستشه

20
00:01:11,041 --> 00:01:12,625
‫کسی ساختمون رو ترک نکرده

21
00:01:12,666 --> 00:01:15,875
‫همه آپارتمان‏ها رو بگردین.
‫اگه کسی در رو باز نکرد، در رو بشکونین

22
00:01:15,916 --> 00:01:17,541
‫یه عملیات قفس ترتیب بدین

23
00:01:17,625 --> 00:01:20,375
‫با محدوده یک و نیم کیلومتری‌ای
‫که هیچکس نمی‌تونه ازش خارج بشه

24
00:01:20,416 --> 00:01:22,500
‫از براوو 41 به همه واحدهای در دسترس

25
00:01:22,625 --> 00:01:25,875
‫عملیات قفس، محله چامبری.
‫محدودیت‏ها، منطقه والدبباس و کانیلاس

26
00:01:26,000 --> 00:01:28,916
‫تکرار می‏کنم،
‫از براوو 41 به همه واحدهای در دسترس

27
00:01:29,083 --> 00:01:30,208
‫گوش کن، خانوم

28
00:01:30,333 --> 00:01:32,958
‫همه‌چی درست میشه،
‫ولی نباید جیغ بکشی

29
00:01:40,708 --> 00:01:41,958
‫بچه رو بده من

30
00:01:45,083 --> 00:01:47,583
‫و عینکم.
‫عینکم رو لازم دارم

31
00:01:47,625 --> 00:01:48,750
‫راه بیوفتین، سریع

32
00:01:52,500 --> 00:01:53,958
‫- در رو باز کنین!
‫- پلیس!

33
00:02:02,250 --> 00:02:04,958
‫تو خون‏ریزی داری.
‫نِمیری که، مگه نه؟

34
00:02:05,083 --> 00:02:08,083
‫من باید برگردم.
‫این آخر کاره

35
00:02:08,583 --> 00:02:10,208
‫ولی یه قولی بهت میدم

36
00:02:11,875 --> 00:02:13,375
‫این آخرین عملیات منم هست

37
00:02:15,083 --> 00:02:18,125
‫ارتش رو خبر کن.
‫حکومت نظامی اعلام کن

38
00:02:18,208 --> 00:02:20,958
‫محله رو در به در می‏گردیم

39
00:02:31,375 --> 00:02:32,833
‫نه، خواهش می‏کنم

40
00:02:33,708 --> 00:02:34,625
‫آروم باش

41
00:02:37,666 --> 00:02:39,458
‫پلیس!
‫در رو باز کنین!

42
00:02:49,041 --> 00:02:49,958
‫بریم!

43
00:02:50,041 --> 00:02:51,083
‫پلیس!
‫در رو باز کنین!

44
00:03:00,416 --> 00:03:02,083
‫پلیس!
‫در رو باز کنین!

45
00:03:07,416 --> 00:03:08,750
‫پلیس! یالا!
‫بجنبین!

46
00:03:15,583 --> 00:03:16,458
‫بعداً می‎بینمت

47
00:03:18,833 --> 00:03:20,583
‫- قضیه چیه؟
‫- برو کنار

48
00:03:26,875 --> 00:03:27,875
‫امکان نداره

49
00:03:35,500 --> 00:03:36,500
‫پلیس!

50
00:03:38,041 --> 00:03:40,416
‫در رو باز کنین!
‫پلیس!

51
00:03:42,250 --> 00:03:44,875
‫- باز کنین!
‫- بچه. بچه!

52
00:03:45,000 --> 00:03:46,125
‫خوابیده

53
00:04:07,125 --> 00:04:08,500
‫هیس!

54
00:04:08,541 --> 00:04:10,125
‫بچه. بچه...

55
00:04:10,250 --> 00:04:11,375
‫بچه خوبه

56
00:04:19,250 --> 00:04:20,541
‫عصر بخیر

57
00:04:24,000 --> 00:04:25,375
‫بریم، بریم!

58
00:04:25,916 --> 00:04:26,916
‫ایمنه!

59
00:04:29,041 --> 00:04:30,750
‫ از پنجره رفتن بیرون 

60
00:04:49,208 --> 00:04:50,583
‫- عینک
‫- چی؟

61
00:04:51,458 --> 00:04:54,958
‫- عینک آفتابی‎ زدی. الانم شبه
‫- خب که چی؟ کی اهمیت میده؟

62
00:04:55,000 --> 00:04:56,500
‫- فقط برشون دار
‫- خفه شو

63
00:05:01,250 --> 00:05:02,583
‫اونا اینجان

64
00:05:02,625 --> 00:05:04,083
‫- اینجان
‫- خفه شو

65
00:05:04,208 --> 00:05:07,583
‫اینجان. اینجان. اینجان

66
00:05:07,625 --> 00:05:10,500
‫ اونا تو خیابونن. 
‫ از تو رستوران رد شدن 

67
00:05:15,500 --> 00:05:17,875
‫به نظرم بهتره با مترو بریم

68
00:05:28,750 --> 00:05:29,958
‫پروفسور؟

69
00:05:50,458 --> 00:05:52,958
‫پروفسور، می‌شنوی؟

70
00:05:55,583 --> 00:05:57,083
‫هیس، پسرا

71
00:06:08,000 --> 00:06:09,875
‫- پروفسور؟
‫ - پروفسور؟ 

72
00:06:14,250 --> 00:06:16,125
‫- از مارسی به بنجامین
‫- می‌شنوم

73
00:06:16,208 --> 00:06:17,333
‫پروفسور گیر افتاده

74
00:06:18,583 --> 00:06:19,583
‫چی؟

75
00:06:19,958 --> 00:06:22,208
‫فکر کنم دوباره آلیسیا سیرا اونو دزدیده

76
00:06:22,250 --> 00:06:24,833
‫افرادم اینجان.
‫چیکار کنیم؟

77
00:06:24,875 --> 00:06:26,958
‫همونطور که پروفسور بهت گفت.
‫اونجا تو مسئولی

78
00:06:27,000 --> 00:06:29,333
‫ من سه ماشین رو به مخزن آب می‎برم 

79
00:06:29,958 --> 00:06:31,625
‫نباید کاری رو ناتموم بذاریم

80
00:06:43,333 --> 00:06:44,541
‫چی؟

81
00:06:47,041 --> 00:06:48,041
‫آپارتمان دبی

82
00:06:52,583 --> 00:06:53,583
‫بریم

83
00:06:59,041 --> 00:07:00,041
‫اونجا

84
00:07:04,291 --> 00:07:05,291
‫صدایی نمیاد

85
00:07:22,041 --> 00:07:23,041
‫یالا

86
00:07:48,916 --> 00:07:49,916
‫کسی نیست

87
00:07:56,041 --> 00:07:57,791
‫لعنتی، فقط یه گربه‏ست

88
00:08:04,916 --> 00:08:08,416
‫"گیاه‏ها، هفته‏ای دو بار بهشون آب بده.
‫گربه، روزی یه بار بهش غذا بده"

89
00:08:08,541 --> 00:08:09,666
‫"ممنون، هرمینیا"

90
00:08:11,041 --> 00:08:12,291
‫دیروز بهشون آب داده شده

91
00:08:12,791 --> 00:08:14,666
‫پس هرمینیا تا فردا برنمی‌گرده

92
00:08:16,708 --> 00:08:19,583
‫ دولت وضعیت اضطراری‏ای رو اعلام کرده 

93
00:08:20,083 --> 00:08:21,291
‫ ما برای محافظت از شما اینجاییم 

94
00:08:21,416 --> 00:08:24,916
‫ لطفاً همکاری کنید، چرا که افسران ما 
‫ برای امنیت کشور اسپانیا کار می‌کنند 

95
00:08:25,458 --> 00:08:27,791
‫- یالا، یالا، یالا!
‫- برو، برو، برو، برو!

96
00:08:27,916 --> 00:08:30,166
‫این کم کم داره عین گتوی ورشو میشه

97
00:08:31,666 --> 00:08:33,541
‫اونجا همه خونه ‏ها رو می‏گردن

98
00:09:47,416 --> 00:09:51,583
‫هی. بیا اینجا.
‫بیا اینجا. هوم؟

99
00:09:51,666 --> 00:09:53,833
‫نگو که بیماریم داره روت تأثیر می‌ذاره؟

100
00:09:53,916 --> 00:09:55,541
‫هوم؟
‫یا همینطوره؟

101
00:09:56,208 --> 00:09:58,291
‫نه

102
00:09:58,416 --> 00:10:00,458
‫- نه
‫- آره

103
00:10:00,541 --> 00:10:03,666
‫مسئله اینه که،
‫تحت تأثیر این نقشه قرار گرفتم،

104
00:10:03,791 --> 00:10:06,041
‫این نقشه فوق‌العاده واسه طلا

105
00:10:06,166 --> 00:10:08,291
‫ولی هنوزم چندتا جزئیات هست که...

106
00:10:10,166 --> 00:10:11,791
‫- که چی؟
‫- خب، آم...

107
00:10:12,583 --> 00:10:15,416
‫- به عنوان مثال، خارج کردن طلا
‫- دونه‌های کوچیک

108
00:10:15,458 --> 00:10:19,458
‫قراره 90 تن طلا رو تبدیل به برنج بکنیم

109
00:10:19,541 --> 00:10:22,166
‫و بعدش، مثل جت حرکتش میدیم

110
00:10:22,291 --> 00:10:25,416
‫آره. همه‌شون رو با یه پمپ فشار
‫خارج می‏کنیم

111
00:10:25,458 --> 00:10:26,916
‫- یه پمپ؟
‫- آره

112
00:10:27,458 --> 00:10:29,166
‫- از تو خطوط لوله؟
‫- اوهوم

113
00:10:29,791 --> 00:10:31,750
‫تو بانک اسپانیا مگه پمپ فشار هست؟

114
00:10:31,791 --> 00:10:33,416
‫- نه، معلومه که نیست
‫- معلومه که نیست!

115
00:10:33,458 --> 00:10:36,916
‫مجبور شدیم کلی راه تا نروژ بریم
‫تا از یه سکوی نفتی برش داریم

116
00:10:36,958 --> 00:10:38,416
‫نظرت چیه؟

117
00:10:38,541 --> 00:10:41,541
‫یعنی، یه سکوی نفتی دیگه
‫تو عربستان سعودی بود

118
00:10:41,583 --> 00:10:43,666
‫- ولی من حوصله‌ام نمی‎شد که تا اونجا برم
‫- البته

119
00:10:43,708 --> 00:10:45,166
‫چیزی که مهمه اینه، سرجیو

120
00:10:45,291 --> 00:10:49,583
‫که قراره یه چشمه‏ای از نور طلایی داشته باشیم
‫که تو لوله‏ها جاری شدن

121
00:10:49,666 --> 00:10:51,166
‫جایی واسه اشتباه وجود نداره

122
00:10:51,666 --> 00:10:54,791
‫آندرس، کل این نقشه،
‫هرچی که داری می‌گی خودش اشتباهه

123
00:10:54,916 --> 00:10:57,166
‫لوله‏ها چند سال قدمت دارن؟
‫50 سال؟ 70 سال؟

124
00:10:57,208 --> 00:10:58,666
‫چقدر قدمت دارن؟

125
00:11:02,666 --> 00:11:03,666
‫صد سال

126
00:11:03,791 --> 00:11:06,208
‫و به نظرت صد سال پیش
‫اونا رو ساختن...

127
00:11:06,291 --> 00:11:07,666
‫تا بتونن طلایی تحت فشار رو تحمل کنن؟

128
00:11:07,791 --> 00:11:09,208
‫نه، ولی دووم میارن!

129
00:11:10,666 --> 00:11:13,166
‫خیلی‏خب. طلاها کجا می‎رسن؟
‫تو یه فاضلاب؟

130
00:11:13,208 --> 00:11:14,041
‫نه!

131
00:11:14,166 --> 00:11:16,791
‫عاشق اینجاشم

132
00:11:16,916 --> 00:11:18,666
‫تو بزرگ‏ترین مخزنِ توی اروپا

133
00:11:19,916 --> 00:11:22,166
‫تو یه مخزن آب؟
‫اگه بارون بباره چی؟

134
00:11:23,041 --> 00:11:25,958
‫اگه اون روز بارون بباره چی؟
‫فرو می‏پاشه، درسته؟

135
00:11:26,041 --> 00:11:27,916
‫و بعد خدافظ نقشه،
‫خدافظ کل زندگیت

136
00:11:27,958 --> 00:11:29,916
‫فقط بخاطر اینکه
‫بارون باریده

137
00:11:29,916 --> 00:11:33,291
‫آندرس نه، این دانش نیست،
‫اراده‌گرایی هستش

138
00:11:33,333 --> 00:11:34,958
‫این خوش‌بینیِ دانشی‌ـه!

139
00:11:35,041 --> 00:11:36,541
‫چی داری می‏گی؟

140
00:11:36,666 --> 00:11:38,916
‫- دانشِ امید بخشه
‫- اینجا کی داره حرف می‌زنه؟

141
00:11:39,041 --> 00:11:42,458
‫ذهن کسی که داره نقشه یه سرقت رو می‎ریزه
‫یا ذهن یه بچه؟ بگو

142
00:11:42,541 --> 00:11:43,666
‫ذهن یه بچه

143
00:11:46,541 --> 00:11:47,541
‫و با افتخار هم می‌گم

144
00:11:48,291 --> 00:11:50,916
‫- من دقیقا مثل پیتر پن‌ام
‫- آره

145
00:11:51,041 --> 00:11:53,916
‫هیچکس نمی‏تونه اشتیاقم رو از بین ببره،
‫نه تو، نه هیچکس

146
00:11:53,958 --> 00:11:55,291
‫چون فقط اون موقع‏ست،

147
00:11:55,916 --> 00:11:58,166
‫فقط موقعی که عمداً نابالغی،

148
00:11:58,833 --> 00:12:00,958
‫می‏تونی به چیزهای بزرگ دست پیدا کنی

149
00:12:01,041 --> 00:12:02,916
‫چیزهایی که...

150
00:12:03,041 --> 00:12:06,041
‫آدم‏های بالغ، آدم‏های جدی
‫هیچوقت بهشون نمی‎‏رسن. نه

151
00:12:06,166 --> 00:12:09,083
‫نه، حتی نمی‏تونن تصورش رو بکنن
‫چون زیادی معقولن!

152
00:12:12,291 --> 00:12:16,583
‫و واسه ماهایی که باید
‫به کارهایی که می‏کنیم فکر کنیم،

153
00:12:16,666 --> 00:12:17,958
‫اطلاعات محکم و با اساسی هست؟

154
00:12:18,666 --> 00:12:19,791
‫هرچی که باشه؟

155
00:12:19,833 --> 00:12:22,041
‫چون واقعا دوست دارم
‫بررسیش کنم

156
00:12:22,083 --> 00:12:24,833
‫ببین، مارتین کامل فکر این چیزهاش رو کرده

157
00:12:24,916 --> 00:12:27,291
‫به همه‌چی توجه به خرج داده.
‫تمام جزئیات

158
00:12:29,041 --> 00:12:31,291
‫و باعث خوشحالیشه که
‫باهات در میونش بذاره

159
00:12:35,541 --> 00:12:36,791
‫بچه‎‏ ها، بجنبین!

160
00:12:37,458 --> 00:12:39,833
‫چرخ آبی آخره کار میره.
‫یالا!

161
00:12:40,333 --> 00:12:41,583
‫چرخ آبی آخره کار میره

162
00:12:43,291 --> 00:12:44,833
‫بنجامین، هنوزم صدامو داری؟

163
00:12:45,916 --> 00:12:48,083
‫بله.
‫بگو، خانوم لیسبون

164
00:12:53,916 --> 00:12:55,916
‫پروفسور غیبش زده

165
00:12:59,916 --> 00:13:01,958
‫یه دقیقه صبر کن، یه دقیقه صبر کن،
‫یه دقیقه صبر کن

166
00:13:01,958 --> 00:13:04,416
‫منظورت چیه که
‫"پروفسور غیبش زده"؟

167
00:13:04,458 --> 00:13:06,291
‫تو مثلث برمودایی چیزیه؟

168
00:13:06,416 --> 00:13:08,583
‫من از کجا بدونم؟
‫نمی‌دونم

169
00:13:10,333 --> 00:13:11,333
‫اوه، ای خدا...

170
00:13:11,416 --> 00:13:13,791
‫الان مهم اینه که تصمیمی بگیریم

171
00:13:13,916 --> 00:13:15,458
‫با طلاها چیکار کنیم؟

172
00:13:16,583 --> 00:13:19,833
‫ببخشید، عزیز
‫می‌خواستی اینجا یه نظرسنجی راه بندازی؟

173
00:13:20,541 --> 00:13:22,708
‫چون دموکراسی برام مهم نیست، خب؟

174
00:13:25,708 --> 00:13:27,041
‫طلاها خارج میشن

175
00:13:27,916 --> 00:13:29,166
‫جای بحثی وجود نداره

176
00:13:29,291 --> 00:13:32,166
‫اگه اجازه بدی این گروه سر چیزی بحث کنن،
‫همه‏شون اسلحه می‏کِشن

177
00:13:32,208 --> 00:13:35,458
‫پس من اول اسلحه‏ می‎‏کشم.
‫مسخره‏ بازی نداریم، خب؟

178
00:13:35,541 --> 00:13:38,416
‫اگه همین الانم پلیس‎‏ها
‫تو مخزن آب باشن چی؟

179
00:13:40,166 --> 00:13:42,416
‫پلیس‏ها تو مخزن آب نیستن

180
00:13:42,541 --> 00:13:44,916
‫نقشه هنوزم در جریانه، فهمیدی؟

181
00:13:45,958 --> 00:13:49,458
‫ولی اگه اینطوری بود،
‫این احمقانه‏ترین سرقت تاریخ می‏شد

182
00:13:49,541 --> 00:13:52,208
‫90 تن طلا آب کنیم که
‫آخر تحویل پلیس‌شون بدیم

183
00:13:52,291 --> 00:13:55,041
‫گفتم که پلیس‌ها تو مخزن آب نیستن،

184
00:13:55,083 --> 00:13:58,583
‫و طلاها اینجا ارزشی برامون ندارن.
‫می‌فهمی یا نه، جیگر؟

185
00:13:58,666 --> 00:14:00,458
‫طلاها گروگان مان

186
00:14:00,958 --> 00:14:02,583
‫این عالیه

187
00:14:02,666 --> 00:14:05,583
‫گروگان رو می‏گیریم، به تامایو پیشنهادش می‌کنیم
‫و مذاکره می‏کنیم؟

188
00:14:05,666 --> 00:14:08,291
‫این نقشه اصلی توئه؟
‫واقعا که نابغه ‏ای

189
00:14:10,916 --> 00:14:12,916
‫آره جوون، من یه نابغه‌ام

190
00:14:12,958 --> 00:14:16,416
‫و یه دستگاه بزرگ اون پایین هست که
‫اینو ثابت می‏کنه، پس جوش نیار

191
00:14:16,458 --> 00:14:18,083
‫فقط همین برات مهمه؟

192
00:14:18,166 --> 00:14:20,416
‫ثابت کنی که نقشه عالیت
‫جواب میده؟

193
00:14:20,458 --> 00:14:22,458
‫به نجات دادن جون‏تون هم ربط داره

194
00:14:23,041 --> 00:14:25,416
‫و واسه این کار،
‫باید طلا رو از اینجا خارج کنیم

195
00:14:26,708 --> 00:14:27,916
‫حق با پالرموئه

196
00:14:29,166 --> 00:14:31,291
‫فقط دو نفر بیرون هستن...

197
00:14:31,416 --> 00:14:33,541
‫که می‌تون بهشون بگن
‫چطور میشه طلا رو خارج کرد

198
00:14:34,041 --> 00:14:35,833
‫پروفسور که این کارو نمی‏کنه،

199
00:14:36,458 --> 00:14:37,791
‫و آلیسیا سیرا

200
00:14:37,916 --> 00:14:41,291
‫اون سعی می‏کنه از اطلاعات واسه مذاکره
‫و پاک کردن اسمش استفاده کنه

201
00:14:42,541 --> 00:14:44,291
‫و بهتون اطمینان میدم

202
00:14:44,833 --> 00:14:47,416
‫مذاکره کردن با دولت سخته

203
00:14:47,541 --> 00:14:49,041
‫ ساعت‏ها طول می‏کشه 

204
00:14:49,166 --> 00:14:52,833
‫تا اون موقع، می‏تونیم طلا رو خارج کنیم.
‫و دقیقا همین کارو می‏کنیم

205
00:14:56,166 --> 00:14:58,541
‫این خانوم هم جذابه هم باوجوده

206
00:14:59,666 --> 00:15:02,083
‫ما این طلاهای لعنتی
‫رو از اینجا خارج می‏کنیم!

207
00:15:03,208 --> 00:15:04,666
‫طلاها رو خارج می‏کنیم

208
00:15:04,791 --> 00:15:07,416
‫ تو اون لحظه، 
‫ پالرمو اشتیاق خودش رو دوباره به دست آورد 

209
00:15:08,416 --> 00:15:10,416
‫ آخرین باری که همچین درخششی 
‫ توی چشم‌هاش داشت 

210
00:15:10,458 --> 00:15:11,958
‫ پنج سال پیش بود 

211
00:15:13,041 --> 00:15:15,458
‫ درست بعد از اینکه نصف شب 
‫ از خواب بیدار شده بود 

212
00:15:17,166 --> 00:15:18,916
‫درمورد نقشه بهش گفتم

213
00:15:24,083 --> 00:15:25,416
‫چی گفت؟

214
00:15:26,041 --> 00:15:28,041
‫بیا فقط بگیم که به نظرش...

215
00:15:28,916 --> 00:15:30,833
‫واقعا فوق‌العاده بود

216
00:15:31,958 --> 00:15:34,333
‫نه، دقیق ‏تر می‏گم

217
00:15:36,166 --> 00:15:38,916
‫گفت که قشنگ‏ترین چیزیه که
‫تا به حال شنیده

218
00:15:42,416 --> 00:15:44,458
‫مسخره ‏بازی در نیار.
‫جدی می‏گی یا نه؟

219
00:15:45,541 --> 00:15:46,541
‫مارتین

220
00:15:47,041 --> 00:15:49,166
‫البته من فقط جزئیات اولیه رو بهش گفتم

221
00:15:49,208 --> 00:15:51,916
‫حالا ازت می‏خواد که همه جزئیات فنی
‫رو توضیح بدی

222
00:15:52,666 --> 00:15:55,291
‫پس نوبت توئه

223
00:15:56,083 --> 00:15:57,916
‫باورم نمیشه!

224
00:15:58,041 --> 00:15:59,958
‫اوه، خدای من،
‫اصلا باورم نمیشه

225
00:16:01,916 --> 00:16:02,916
‫بذار ببینم

226
00:16:03,708 --> 00:16:07,083
‫چهارخونه مورب؟ تارتان اسکاتلندی؟
‫یه لباسی که اندیشمندی رو بروز بده

227
00:16:07,166 --> 00:16:10,541
‫به نظرم واسه سه نصف شب
‫یکم غیر طبیعی هستش

228
00:16:10,583 --> 00:16:14,166
‫یکم نبوغ اضافه کن، حتما
‫ولی بهتره یه لباس غیر رسمی بپوشی

229
00:16:17,333 --> 00:16:20,458
‫ "بلوغ روانی" واسه پالرمو همون معنی‏ای رو داشت 
‫ که واسه برلین داشت، 

230
00:16:21,041 --> 00:16:22,916
‫ پایان یه زندگی پرشور، 

231
00:16:22,958 --> 00:16:25,666
‫ و آغاز یه زندگی پر از تلخی 

232
00:16:26,166 --> 00:16:29,083
‫ آخر سر، بالغ شدن و همچنین پیر شدن 

233
00:16:29,166 --> 00:16:31,166
‫ تشکیل شده از دور انداختن تدریجی رویاهاست 

234
00:16:38,541 --> 00:16:39,541
‫بوگوتا!

235
00:16:40,291 --> 00:16:41,541
‫بوگوتا، آب!

236
00:16:43,458 --> 00:16:45,041
‫- بوگوتا!
‫- چیه؟

237
00:16:45,083 --> 00:16:46,541
‫برو توی آب!

238
00:16:49,041 --> 00:16:51,333
‫نیازی نبود که این موقع شب
‫بیدارش کنی

239
00:16:51,416 --> 00:16:53,416
‫فردا صبح هم می‏شد
‫این کارو کرد

240
00:16:53,541 --> 00:16:55,958
‫لطفا، سرجیو.
‫سعادت خیلی بزرگیه که اینجا باشم

241
00:16:56,041 --> 00:16:59,208
‫حالا کنجکاوی و عقل تیز تو
‫دقیقا چی می‏خواد؟

242
00:16:59,291 --> 00:17:00,333
‫بهم بگو

243
00:17:01,083 --> 00:17:03,666
‫خیلی‌خب. بیا بگیم که ما 90 تن
‫رو تبدیل به سنگ ریزه کردیم

244
00:17:03,708 --> 00:17:05,041
‫- خب؟
‫- حالا چی؟

245
00:17:06,541 --> 00:17:10,458
‫حالا غواص رو برمی‏گردونیم توی آب،
‫ولی این دفعه، اون دوتا شیلنگ داره

246
00:17:14,041 --> 00:17:17,041
‫بعد از اینکه ما گاوصندوق رو عین مقبره توت‌عنخ‌آمون
‫کامل غارت کردیم،

247
00:17:17,166 --> 00:17:19,166
‫غواص پیوند کلیدی رو ایجاد می‌کنه

248
00:17:19,208 --> 00:17:21,416
‫پیوندی که بهمون اجازه میده
‫طلاها رو جابه‌‏جا کنیم

249
00:17:21,541 --> 00:17:23,416
‫- چطوری؟
‫- گاوصندوق اینجاست، درسته؟

250
00:17:23,541 --> 00:17:26,833
‫120 هزار لیتر آب.
‫این میشه نیروی پیشران ما

251
00:17:28,666 --> 00:17:31,666
‫ آب وارد پمپ میشه، 
‫ از این شیلنگ سیاه می‏گذره، 

252
00:17:31,791 --> 00:17:33,458
‫که با طلا قاطی میشه

253
00:17:33,541 --> 00:17:34,916
‫و از این شیلنگ قرمز،

254
00:17:35,458 --> 00:17:39,291
‫90 تن سنگ‌ریزه به نرمی...

255
00:17:39,416 --> 00:17:41,791
‫به سمت سیستم زهکشی
‫جریان پیدا می‌کنن

256
00:17:41,916 --> 00:17:43,958
‫- شیلنگ چه کالیبر هستش؟
‫- حدود 12.7 سانت

257
00:17:44,041 --> 00:17:47,541
‫یه شیلنگ 12.7 سانتی امکان نداره بتونه فشاری که
‫واسه خارج کردن طلاها نیاز داری رو تحمل کنه

258
00:17:47,583 --> 00:17:48,583
‫دقیقا

259
00:17:49,583 --> 00:17:52,666
‫واسه همینم فعلا طلاها
‫تو مجراهای فاضلاب می‏مونن

260
00:17:52,791 --> 00:17:54,416
‫واسه خودشون خوب می‏خوابن

261
00:17:54,458 --> 00:17:55,708
‫فشار واقعی...

262
00:17:57,708 --> 00:17:59,583
‫یکم دیگه صورت می‏گیره

263
00:18:00,166 --> 00:18:03,541
‫ این پیامی برای همه ساکنان بلوک می‌باشد 

264
00:18:03,666 --> 00:18:05,916
‫ اگر خانه‏ای همکاری نکند 
‫ به زور واردش می‏شویم 

265
00:18:05,958 --> 00:18:06,791
‫برین، برین، برین، برین!

266
00:18:06,916 --> 00:18:09,916
‫ به خاطر داشته باشید که ما این کار را 
‫ برای امنیت کشورمان انجام می‌دهیم 

267
00:18:10,833 --> 00:18:11,833
‫چیکار می‏کنی؟

268
00:18:14,166 --> 00:18:15,416
‫قراره قایم بشیم

269
00:18:38,333 --> 00:18:40,791
‫نیروهای مسلح.
‫لطفا در رو باز کنید

270
00:18:42,041 --> 00:18:43,041
‫عجله کن

271
00:18:44,041 --> 00:18:44,958
‫در رو باز کنید

272
00:18:46,708 --> 00:18:48,458
‫در رو باز کنید!

273
00:18:52,666 --> 00:18:55,208
‫نیروهای مسلح!
‫لطفا در رو باز کنید!

274
00:18:55,291 --> 00:18:57,166
‫فوراً در رو باز کنید!

275
00:18:57,291 --> 00:18:59,291
‫لطفا در رو باز کنید!
‫نیروهای مسلح!

276
00:19:00,458 --> 00:19:03,083
‫- در رو باز کنید!
‫- وگرنه می‏شکونیمش!

277
00:19:03,166 --> 00:19:04,166
‫برو سرایدار رو بیار

278
00:19:05,625 --> 00:19:07,291
‫- زوباشید!
‫- در رو باز کنید!

279
00:19:07,375 --> 00:19:08,375
‫اینجا چه خبره؟

280
00:19:12,000 --> 00:19:15,250
‫- کسی داخل نیست. رفتن مسافرت
‫- خب، به هرحال بازش کن

281
00:19:19,375 --> 00:19:20,875
‫همه حاضر باشید

282
00:19:28,750 --> 00:19:31,125
‫- این نیست، این واسه واحد 2ای هستش. یه لحظه مهلت بدین
‫- سریع باش

283
00:19:31,166 --> 00:19:33,666
‫این چیزها زمان می‏بره.
‫اونقدرهام راحت نیست

284
00:19:34,500 --> 00:19:35,500
‫بریم

285
00:19:38,625 --> 00:19:41,541
‫بچه، بچه.
‫بچه

286
00:19:48,458 --> 00:19:50,458
‫اصلا میدونی کدوم کلیده؟

287
00:19:52,708 --> 00:19:54,458
‫بخواب

288
00:19:57,750 --> 00:19:59,208
‫واحد دلتا وارد میشه

289
00:20:12,458 --> 00:20:14,500
‫ واحد آلفا تو موقعیته 

290
00:20:14,500 --> 00:20:15,833
‫هیس‌هیس‌‏هیس

291
00:20:16,583 --> 00:20:18,708
‫ واحد براوو، طبقه اول بررسی و ایمن شد 

292
00:20:23,208 --> 00:20:24,875
‫ ایمنه! 

293
00:20:30,333 --> 00:20:33,375
‫ واحد دلتا، سرایدار رو به طبقه سوم بفرست 

294
00:20:42,250 --> 00:20:43,375
‫پیس

295
00:20:59,000 --> 00:21:00,708
‫اتاق خواب ایمنه.
‫از اینجا می‌ریم

296
00:21:37,958 --> 00:21:40,458
‫همه‏‎‌جا ایمنه.
‫یالا

297
00:21:49,833 --> 00:21:51,333
‫رفتن

298
00:21:53,750 --> 00:21:54,750
‫رفتن

299
00:22:21,083 --> 00:22:25,875
‫آقایون! امروز ما نشان‌مون رو
‫در تاریخ جهانی سرقت حک می‌کنیم!

300
00:22:26,375 --> 00:22:29,000
‫یالا، جوون‌‍‌ها!
‫بیاین خیر سرمون باهم تاریخ‎‏ساز بشیم!

301
00:22:29,083 --> 00:22:30,625
‫- بزن بریم!
‫- یالا!

302
00:22:30,708 --> 00:22:31,708
‫بزن بریم!

303
00:22:35,375 --> 00:22:37,375
‫ بعد مرحله بعدی نقشه شروع میشه، 

304
00:22:37,458 --> 00:22:41,458
‫که ما رو قادر می‏سازه تا طلایی که
‫تو لوله‌های فاضلاب موندن رو حرکت بدیم

305
00:22:41,500 --> 00:22:43,750
‫خب، این که باعث گرفتگی بزرگی
‫تو خطوط لوله‌ای میشه

306
00:22:43,833 --> 00:22:45,958
‫واسه همینم یه پمپ دوم داریم، ها؟

307
00:22:46,083 --> 00:22:47,375
‫همونی که تو نروژ دزدیدیم

308
00:22:47,458 --> 00:22:48,625
‫حالا! پمپ رو وصل کنین!

309
00:22:48,708 --> 00:22:50,458
‫یالا، جوون‌ها!
‫بجنبین!

310
00:22:51,000 --> 00:22:52,708
‫خوشگل نیست؟
‫من که عاشقشم

311
00:22:55,250 --> 00:22:58,958
‫یه شگفتی فنی‌ـه،
‫5,300 کیلووات قدرت داره

312
00:23:00,083 --> 00:23:01,708
‫ اصلا میدونی این یعنی چی، سرجیو؟ 

313
00:23:01,833 --> 00:23:04,333
‫ما طلاها رو با سرعت 3.25 متر بر ثانیه جابه‌‏جا می‏کنیم.
‫مسخره‏‌ست اصلا!

314
00:23:04,458 --> 00:23:05,833
‫این یه مشکلی داره

315
00:23:05,875 --> 00:23:07,625
‫حالا تو این فکره که...؟

316
00:23:07,708 --> 00:23:09,958
‫از دست دادن فشار در اثر اصطکاک چی؟

317
00:23:10,708 --> 00:23:13,375
‫معادله دارسی‌ویسباخ.
‫به میلی‎متر رسوندیمش

318
00:23:13,458 --> 00:23:16,208
‫- تنها مشکلی که ممکنه داشته باشیم...
‫- استفاده بیش از حد از فشاره

319
00:23:16,333 --> 00:23:17,333
‫خیلی‏خب، دریچه‌‎ها رو باز کنین

320
00:23:17,458 --> 00:23:21,083
‫یه تنظیم کننده فشار روی پمپ هست.
‫خودمون کنترلش می‏کنیم

321
00:23:21,958 --> 00:23:23,375
‫ من پمپ رو روشن می‏کنم 

322
00:23:23,958 --> 00:23:26,083
‫ بعد پمپ طلاها رو می‏بره جلو 

323
00:23:26,125 --> 00:23:29,625
‫و 91 دقیقه و 37 ثانیه بعد...

324
00:23:30,958 --> 00:23:35,750
‫غنایم‌مون از گاوصندوق طلا تا نقطه دوم...

325
00:23:35,833 --> 00:23:38,500
‫17,874 متر فاصله رو در لوله‏‌ها طی کرده

326
00:23:38,583 --> 00:23:41,000
‫به فضایی که معمولاً به اسم "مخزن آب"
‫بهش اشاره می‏کنیم

327
00:23:41,083 --> 00:23:43,500
‫و بعد، درست اونجا،

328
00:23:43,583 --> 00:23:47,125
‫گزانگبین از بهشت می‎‏باره

329
00:23:47,208 --> 00:23:50,500
‫سرجیو، من دیوونه‌‏ام؟
‫یا تو هم متوجهش می‌شی؟

330
00:23:55,083 --> 00:23:56,375
‫بوگوتا، فشار!

331
00:23:59,958 --> 00:24:01,500
‫سه هزار کیلو پاسکال!

332
00:24:03,833 --> 00:24:04,833
‫سه هزار و پانصد!

333
00:24:08,083 --> 00:24:09,125
‫بزن بریم، عزیزم

334
00:24:09,708 --> 00:24:10,583
‫چهار هزار!

335
00:24:10,625 --> 00:24:11,875
‫همینطوری، عزیز.
‫خودشه

336
00:24:12,708 --> 00:24:13,875
‫بزن بریم، سریع‌تر!
‫یالا!

337
00:24:13,958 --> 00:24:15,625
‫چهار هزار و پانصد!

338
00:24:16,583 --> 00:24:17,958
‫پنج هزار!
‫حالا!

339
00:24:34,583 --> 00:24:36,083
‫هیچی نیومد

340
00:24:36,125 --> 00:24:39,583
‫آروم باش، هنوزم چند ثانیه مونده.
‫آروم باش، مضطرب نشو

341
00:24:42,583 --> 00:24:43,958
داره وقتش میشه

342
00:24:44,750 --> 00:24:45,875
‫ده...

343
00:24:49,083 --> 00:24:50,083
‫نُه...

344
00:24:52,750 --> 00:24:53,833
‫هشت...

345
00:24:56,875 --> 00:24:57,875
‫هفت...

346
00:24:59,875 --> 00:25:00,875
‫شیش...

347
00:25:04,375 --> 00:25:05,375
‫پنج...

348
00:25:08,500 --> 00:25:09,500
‫چهار...

349
00:25:11,875 --> 00:25:13,500
‫سه...

350
00:25:15,708 --> 00:25:16,708
‫دو...

351
00:25:18,208 --> 00:25:19,208
‫یک.

352
00:25:22,375 --> 00:25:23,708
‫حالا!

353
00:25:36,375 --> 00:25:38,625
‫- بنجامین، می‌شنوی؟
‫- هنوز خبری نیست

354
00:25:44,958 --> 00:25:46,083
‫نه، نه...

355
00:25:49,875 --> 00:25:51,375
‫نه، نه، نه

356
00:25:52,083 --> 00:25:53,583
‫دارم میگم، هیچی اینجا نیست

357
00:25:54,125 --> 00:25:56,208
‫ شاید یه اشتباه محاسباتی بوده 

358
00:25:57,083 --> 00:25:58,583
‫لعنت بهش!

359
00:26:00,583 --> 00:26:03,583
‫علم فقط به اعداد و محاسبات تنها نیست، بنجامین

360
00:26:04,083 --> 00:26:05,333
‫یه خورده ایمان داشته باش، نه؟

361
00:26:06,458 --> 00:26:08,000
‫و یه خورده هم عشق

362
00:26:16,708 --> 00:26:18,250
‫زودباش، عزیزکم. بجنب

363
00:26:18,333 --> 00:26:20,000
‫موضوع فقط طلا نیست

364
00:26:20,500 --> 00:26:23,083
‫اون همه شب که صرفِ نقشه ریختن کردیم

365
00:26:30,083 --> 00:26:31,333
‫ ساعت‌های بی‌شماری 

366
00:26:32,083 --> 00:26:34,708
‫ که بدجور روی مشکلات تکراری گیر کردیم 

367
00:26:35,958 --> 00:26:39,833
‫ لذت و سرخوشی‌ای که در نهایت 
‫ بعد از اینکه راه‌حلش رو پیدا کردیم داشتیم 

368
00:26:41,083 --> 00:26:43,250
‫اونا قشنگ‌ترین خاطرات زندگیم هستن

369
00:26:43,333 --> 00:26:45,083
‫التماست میکنم، محض رضای خدا،

370
00:26:45,125 --> 00:26:46,833
‫نذار این کارمون اشتباه باشه

371
00:26:46,875 --> 00:26:50,250
‫نذار یه توهم باشه.
‫التماس میکنم، محض رضای خدا

372
00:26:50,333 --> 00:26:53,833
‫التماست میکنم، عزیزم، بجنب.
‫لطفاً، بزن بریم، لعنتی

373
00:26:54,458 --> 00:26:57,958
‫یالا، عزیز! تو میتونی.
‫بجنب. زودباش، عشقم. زودباش!

374
00:26:58,708 --> 00:26:59,875
‫زودباش!

375
00:27:17,750 --> 00:27:19,083
‫پالرمو، داره میاد بیرون!

376
00:27:19,750 --> 00:27:21,375
‫ طلا داره میاد بیرون! 

377
00:27:21,458 --> 00:27:23,208
‫- زودباش!
‫- آره!

378
00:27:41,708 --> 00:27:43,750
‫چرخ آبی رو راه بندازین

379
00:27:51,875 --> 00:27:53,583
‫بنجامین، شروع کن شمش ساختن

380
00:27:53,625 --> 00:27:56,333
‫دست به کار بشین!
‫بریم که شمش درست کنیم!

381
00:28:05,458 --> 00:28:07,333
‫تونستیم، توکیو

382
00:28:13,333 --> 00:28:14,333
‫تونستیم

383
00:28:14,458 --> 00:28:19,875
‫یه جریانِ 55 هزار و 200 لیتری
‫از آب و طلا در دقیقه، برادر

384
00:28:20,708 --> 00:28:22,958
‫شاعرانه‌ست. یه شعر محضه

385
00:28:23,000 --> 00:28:26,083
‫ها؟ درسته؟

386
00:28:30,000 --> 00:28:31,500
‫هی

387
00:28:33,958 --> 00:28:36,750
‫خیلی بد شد که لباس مردونه نداریم اینجا،
‫درسته، ویکتوریا؟

388
00:28:47,708 --> 00:28:49,958
‫آخرین باری که چیزی خوردی کِی بود؟

389
00:28:51,333 --> 00:28:52,333
‫امروز چند شنبه‌ست؟

390
00:28:55,208 --> 00:28:56,625
‫سعی میکنم یه چیز گرم درست کنم

391
00:28:56,625 --> 00:29:00,375
‫ ای شاهینِ هریس‌ـه، 
‫ یه پرنده‌ی شکاری، یه صیادِ ماهر 

392
00:29:04,000 --> 00:29:05,958
‫ به محض اینکه 
‫ یه طعمه‌ی احتمالی رو شناسایی کنه، 

393
00:29:06,000 --> 00:29:08,333
‫ با تمام سرعتش شیرجه می‌زنه 

394
00:29:08,458 --> 00:29:09,875
‫اینو بخور. برات خوبه

395
00:29:17,625 --> 00:29:18,625
‫راستش، یادمه

396
00:29:20,833 --> 00:29:21,875
‫شوهرم

397
00:29:25,458 --> 00:29:27,458
‫یه قطره اشک هم توی مراسم ختمش نرخیتم

398
00:29:27,583 --> 00:29:29,583
‫آنابل کورتس رو شکنجه دادم

399
00:29:30,250 --> 00:29:31,250
‫و هیچی احساس نکردم

400
00:29:32,708 --> 00:29:33,750
‫هیچی

401
00:29:36,208 --> 00:29:38,583
‫شغلم رو نابود کردن.
‫بازم هیچی

402
00:29:39,208 --> 00:29:41,000
‫تنها کاری که از اون موقع انجام دادم...

403
00:29:43,958 --> 00:29:45,375
‫تعقیب کردن تو بوده

404
00:29:49,833 --> 00:29:51,333
‫بدون احساس تهوع داشتن

405
00:29:52,208 --> 00:29:53,208
‫یا خستگی

406
00:29:54,208 --> 00:29:55,208
‫چون من...

407
00:29:58,125 --> 00:30:01,708
‫فکر کردم اگه به اندازه کافی سریع بدوم...

408
00:30:05,500 --> 00:30:08,458
‫غم نمیتونه خودش رو بهم برسونه

409
00:30:09,958 --> 00:30:10,958
‫و حالا، نگاه کن

410
00:30:11,833 --> 00:30:13,000
‫سر از اینجا در آوردیم

411
00:30:17,083 --> 00:30:18,208
‫سر از اینجا در آوردیم

412
00:30:29,125 --> 00:30:31,750
‫باید استخوانش رو بازسازی
‫و با یه صفحه‌ی تیتانیومی ثابتش کنیم

413
00:30:31,875 --> 00:30:33,625
‫یه بیهوشی عمومی لازمه

414
00:30:33,666 --> 00:30:34,541
‫چی؟

415
00:30:34,625 --> 00:30:38,166
‫نه، نه، نه، نه.
‫من نباید بخوابم

416
00:30:39,500 --> 00:30:43,750
‫نه. از کمر به بالا، من یه سگِ نگهبانم

417
00:30:44,875 --> 00:30:47,375
‫از کمر به پائین، بیمارم

418
00:30:48,166 --> 00:30:52,416
‫دکتر، کارت رو بکن، تحمل میکنم

419
00:30:54,166 --> 00:30:55,166
‫بی‌حسی موضعی بده

420
00:31:03,041 --> 00:31:04,375
‫فلج میشه

421
00:31:05,666 --> 00:31:07,416
‫خب، جای زخم ملت رو می‌ترسونه،

422
00:31:07,500 --> 00:31:10,541
‫و اگه قراره بریم زندان،
‫ترسوندن مردم خیلی هم بد نیست

423
00:31:11,125 --> 00:31:15,625
‫بخوام راست بگن، من..
‫حتی نمیتونم تصور کنم زندان چطوریه

424
00:31:15,750 --> 00:31:19,541
‫توی یه سلول بودن؟
‫تجربه‌ی افتضاحی‌ـه. وحشتناکه

425
00:31:20,666 --> 00:31:21,666
‫وحشتناک

426
00:31:22,291 --> 00:31:25,791
‫ولی به نظرم بدترین قسمت
‫از دست دادن آزادیت نیست

427
00:31:27,041 --> 00:31:28,750
‫از دست دادن تمام علاقه‌هات‌ـه

428
00:31:29,750 --> 00:31:33,375
‫نمیدونم.
‫نبودِ ارتباط فیزیکی،

429
00:31:34,125 --> 00:31:35,250
‫اینکه بخوای دخترت رو بغل کنی،

430
00:31:36,000 --> 00:31:37,791
‫بخوای که مادرت بغلت کنه،

431
00:31:38,625 --> 00:31:39,875
‫ولی اونجا نیستن.

432
00:31:43,500 --> 00:31:44,666
‫و بعدش سرجیو هم هست

433
00:31:45,250 --> 00:31:47,541
‫یعنی، حالا که بالاخره
‫یه مرد خوب پیدا کردم...

434
00:31:47,625 --> 00:31:52,000
‫خدای من. 25 سال توی
‫زندان بودن قشنگ همه‌ش رو پاکش میکنه

435
00:31:52,041 --> 00:31:56,541
‫چون هیچ رابطه‌ای
‫نمیتونه از پس اون تنهایی بر بیاد

436
00:31:59,500 --> 00:32:02,875
‫یا اونجوریه، یا، آه،
‫شاید 25 سال بگذرونی

437
00:32:03,000 --> 00:32:06,625
‫و فکر کنی همه چیز همونجوری می‌مونه و بعد ناگهان،

438
00:32:06,666 --> 00:32:09,541
‫وقتی بالاخره فرصت این پیش میاد
‫که با طرفت باشی و ببینیش

439
00:32:09,625 --> 00:32:10,625
‫می‌فهمی، لعنت

440
00:32:11,875 --> 00:32:14,500
‫زمان زیادی گذشته، درست؟

441
00:32:14,625 --> 00:32:15,833
‫و اینکه در نهایت،

442
00:32:15,875 --> 00:32:18,750
‫سال‌های سال رو صرف
‫فکرهای رومانتیکی کردی که...

443
00:32:18,875 --> 00:32:21,750
‫واقعی نیست، وجود خارجی نداره

444
00:32:25,750 --> 00:32:27,416
‫میخوام بدونی که من دنور رو دیدم

445
00:32:28,125 --> 00:32:31,375
‫بهت میگم چون، قسم می‌خورم،
‫واقعاً چیز خاصی نبود

446
00:32:31,416 --> 00:32:35,291
‫میدونم نباید اون کار رو میکردم،
‫ولی دستِ خودم نبود

447
00:32:35,375 --> 00:32:38,375
‫سال‌ها بود که بهش فکر میکردم

448
00:32:38,416 --> 00:32:40,541
‫و امروز متوجه شدم که چیز خاصی نیست

449
00:32:46,000 --> 00:32:47,000
‫هی

450
00:33:03,041 --> 00:33:05,000
‫واسه استرس چیزی داری، دکتر؟

451
00:33:08,791 --> 00:33:11,250
‫شاید یه آرامبخش

452
00:33:51,250 --> 00:33:54,750
‫الان از کانال اصلی گذشتم.
‫رسیدم به تقاطع

453
00:33:55,666 --> 00:33:56,875
‫باشه، حالا بپیچ به چپ

454
00:34:01,750 --> 00:34:04,875
‫نزدیک 20 متر سمت چپت،
‫یه دریچه تهویه پیدا میکنی که هدفت همونجاست

455
00:34:55,875 --> 00:34:58,041
‫یه ذره هم طلا هدر ندین

456
00:34:58,125 --> 00:35:00,416
‫- مشکلی تو ذوب کردن هست؟
‫- نه!

457
00:35:12,916 --> 00:35:14,750
‫اُه، مرد! چه حالی میده، ها؟

458
00:35:16,625 --> 00:35:18,625
‫این همه طلا رو ببین! آره!

459
00:35:39,125 --> 00:35:41,250
‫برو که رفتیم! بریم، بچه‌ها!

460
00:35:41,375 --> 00:35:43,000
‫- برین، برین، برین!
‫- کارتون خوب بود، بچه‌ها!

461
00:35:46,875 --> 00:35:49,166
‫اولین دسته‌ی شمش‌ها آماده‌ست

462
00:35:49,250 --> 00:35:51,625
‫عالی، بنجامین.
‫خیلی باقی نمونده اینجا

463
00:35:51,750 --> 00:35:53,375
‫بجنبید، بچه‌ها! توقف نکنین

464
00:35:53,875 --> 00:35:54,875
‫هی...

465
00:35:56,041 --> 00:35:57,750
‫- لیسبون با کسی‌ـه؟
‫- چی؟

466
00:35:59,041 --> 00:36:01,375
‫لیسبون. با کسی تو رابطه‌ست؟

467
00:36:08,041 --> 00:36:09,500
‫این حرف از کجا اومد؟

468
00:36:10,541 --> 00:36:13,166
‫فقط دیدم که ریو رو کتک می‌زنه، و...

469
00:36:13,250 --> 00:36:14,500
‫خب؟

470
00:36:14,625 --> 00:36:18,250
‫دخترهایی که اینقدر جرأت دارن
‫از کوره هم بیشتر داغم میکنن

471
00:36:19,375 --> 00:36:23,375
‫همم.
‫خب، رابطه‌ی خیلی بدی رو گذرونده

472
00:36:24,125 --> 00:36:26,500
‫کسی رو لازم داره که اعتقادش به مردها رو برگردونه

473
00:36:26,541 --> 00:36:28,666
‫- آره. آره
‫- اوهوم

474
00:36:28,750 --> 00:36:30,916
‫باید واقعاً تلاشت رو بکنی. خب؟

475
00:36:31,416 --> 00:36:33,875
‫معیارهای خودش رو داره،
‫باید تمام سعیت رو بکنی

476
00:36:33,916 --> 00:36:35,875
‫فکر نکن که میتونی راحت ازش درخواست کنی

477
00:36:35,875 --> 00:36:37,083
‫- درست میگه
‫- گرفتی؟

478
00:36:37,125 --> 00:36:39,125
‫دقیقاً. خیلی مودب نباش، خب؟

479
00:36:39,250 --> 00:36:41,375
‫نصفه کاره انجامش نده،
‫دل و جرأت داشته باش

480
00:36:41,500 --> 00:36:43,125
‫ببین، کاری که باید بکنی اینه

481
00:36:44,000 --> 00:36:46,875
‫به محض اینکه فرصتش پیش اومد،
‫آتیشی بغلش کن

482
00:36:46,916 --> 00:36:51,375
‫توی آسانسور، دستشویی، هرجا که شد.
‫یادت باشه، اون تازه از زندان در اومده

483
00:36:51,416 --> 00:36:53,541
‫می‌گیری چی میگم؟ هی!

484
00:36:53,625 --> 00:36:54,625
‫برو تو کارش

485
00:37:01,875 --> 00:37:03,291
‫مشکلت چیه؟

486
00:37:06,875 --> 00:37:07,875
‫آه...

487
00:37:09,375 --> 00:37:11,375
‫من، آه، به زنم خیانت کردم

488
00:37:11,875 --> 00:37:12,875
‫اوه

489
00:37:14,625 --> 00:37:15,750
‫با یه گروگان؟

490
00:37:17,375 --> 00:37:18,375
‫با مانیل

491
00:37:20,875 --> 00:37:22,000
‫با مانیل

492
00:37:24,291 --> 00:37:25,916
‫و چی کار کردین؟

493
00:37:26,000 --> 00:37:30,000
‫خب، همه کار که نه،
‫ولی یه سری حرف ها رو زدیم.

494
00:37:30,541 --> 00:37:31,541
‫و من شروع کردم

495
00:37:36,166 --> 00:37:37,250
‫خب...

496
00:37:37,750 --> 00:37:39,333
‫حرارت اون لحظه بوده، مهم نیست

497
00:37:39,875 --> 00:37:42,250
‫بریم، بچه‌ها. وقتِ کارـه!
‫بریم! زود!

498
00:37:42,375 --> 00:37:44,166
‫صبر کن. چطور مهم نیست؟

499
00:37:44,250 --> 00:37:47,458
‫چند ثانیه بعدش، توی همون
‫اتاق با استکهلم هم حرف زدم

500
00:37:47,458 --> 00:37:50,708
‫داره مورفین می‌زنه تا استرسِ
‫بعد از حادثه‌ش رو کنترل کنه،

501
00:37:50,791 --> 00:37:53,666
‫و منم اینجا مثل یه عوضی رفتار میکنم.
‫نمیدونم چی بهش بگم

502
00:37:53,708 --> 00:37:54,916
‫هی، هی، هی

503
00:37:57,666 --> 00:37:59,041
‫داری اشتباه به قضیه نگاه میکنی، خب؟

504
00:37:59,916 --> 00:38:02,833
‫هیچوقت، هرگز نباید توی عمرت

505
00:38:03,708 --> 00:38:05,291
‫اعتراف کنی با زن دیگه‌ای بودی

506
00:38:06,333 --> 00:38:09,166
‫مخصوصاً توی نیم ساعت بعدش

507
00:38:09,666 --> 00:38:10,666
‫هی

508
00:38:11,666 --> 00:38:14,791
‫اگه احساس گناه میکنی،
‫باهاش کنار بیا

509
00:38:14,916 --> 00:38:16,541
‫دفعه بعد، با مغزت تصمیم بگیر

510
00:38:16,583 --> 00:38:18,583
‫دهنت رو بسته نگه میداری

511
00:38:18,666 --> 00:38:21,583
‫حتی اگه یه زن دیگه توی اتاق مُچت رو گرفت

512
00:38:22,666 --> 00:38:24,791
‫فقط بهش میگی که داره توهم می‌زنه

513
00:38:25,291 --> 00:38:26,791
‫ساکت بمون

514
00:38:27,541 --> 00:38:28,541
‫هی، منو ببین

515
00:38:29,916 --> 00:38:31,458
‫چون وقتی اعتراف کنی،

516
00:38:31,541 --> 00:38:34,958
‫دیگه حقیقی میشه،
‫انگار که واسه پلیس اعتراف نوشتی

517
00:38:35,583 --> 00:38:37,583
‫و هیچکس، دوست من،

518
00:38:39,041 --> 00:38:40,416
‫هیچکس نمیتونه اونو درست کنه

519
00:38:47,166 --> 00:38:48,041
‫چی کار میکنی؟

520
00:38:48,125 --> 00:38:51,291
‫یه گوشی پیدا کردم. داشتم شارژ میکردم.
‫دو خطش پُر شده

521
00:38:52,166 --> 00:38:54,166
‫یه خورده قدیمی‌ـه ولی جواب میده

522
00:39:04,625 --> 00:39:06,875
‫تماس دریافتی

523
00:39:21,125 --> 00:39:22,250
‫ سلام؟ 

524
00:39:23,500 --> 00:39:25,916
‫- آه.. کی هستی؟
‫- من شکیرم

525
00:39:26,000 --> 00:39:27,666
‫پشتیبانِ پرفسور توی آسیا

526
00:39:27,750 --> 00:39:30,875
‫اُه. لعنت، باشه. من بنجامین هستم

527
00:39:30,916 --> 00:39:33,500
‫- به پرفسور وصلت میکنم
‫- حتماً، البته

528
00:39:39,041 --> 00:39:40,541
‫- پرفسور
‫- بنجامین، گوش بده

529
00:39:40,625 --> 00:39:42,916
‫وقت نداریم.
‫باید به صربستانی‌ها زنگ بزنی

530
00:39:43,000 --> 00:39:44,291
‫الانش هم اینجان

531
00:39:44,791 --> 00:39:48,125
‫هستن. آوردمشون اینجا تا از
‫محوطه‌ی بیرون نگهبانی بدن

532
00:39:48,166 --> 00:39:50,000
‫فهمیدم. عالیه، بنجامین. عالیه

533
00:39:50,125 --> 00:39:51,500
‫خب، مسئولیت رو به من دادی،

534
00:39:52,166 --> 00:39:54,625
‫و منم سعی میکنم تمام تلاشم رو بکنم

535
00:39:54,750 --> 00:39:57,375
‫در اون صورت، یه مأموریت جدید داری

536
00:40:01,041 --> 00:40:02,416
‫مارسی، باید بریم

537
00:40:02,916 --> 00:40:05,041
‫یه مأموریت داریم. به صربستانی‌ها بگو

538
00:40:05,166 --> 00:40:07,083
‫بوریس، با ما بیا.
‫چند تا اَره برقی‌،

539
00:40:07,166 --> 00:40:09,666
‫سنگ فِرز، دستگاه جوش‌ و چند تا تِی بردار

540
00:40:09,708 --> 00:40:11,291
‫چند تا هم اسلحه

541
00:40:12,541 --> 00:40:16,666
‫بچه‌ها، جوری اون شمش‌ها رو
‫درست کنید که انگار فردایی در کار نیست!

542
00:40:16,791 --> 00:40:18,458
‫آره!

543
00:40:19,041 --> 00:40:20,041
‫یالا

544
00:40:40,291 --> 00:40:43,541
‫از کامیون بیاین بیرون و لباس‌هاتون رو بدین من

545
00:41:11,666 --> 00:41:14,666
‫ در اعماق وجودشون، 
‫ برلین و پرفسور خیلی شبیه به هم بودن 

546
00:41:14,791 --> 00:41:17,916
‫ هر دوشون نقشه‌هاشون 
‫ رو بر اساس یه احساس قوی ریختن... 

547
00:41:20,083 --> 00:41:20,916
‫ هیجان 

548
00:41:21,041 --> 00:41:21,833
‫وایسا

549
00:41:21,916 --> 00:41:25,166
‫ هیجانِ پرفسور تو این بود که 
‫ به طرز فوق‌العاده‌ای مخفی بشه 

550
00:41:25,291 --> 00:41:27,291
‫ به کمک یه چیز کاملاً عادی. 

551
00:41:29,166 --> 00:41:30,791
‫ مثل یه کامیون آشغالی 

552
00:41:34,666 --> 00:41:38,541
‫ هیجان برلین تو این بود که باور داشته باشه غیرممکن ممکنه 

553
00:41:39,041 --> 00:41:41,666
‫ از این لحاظ پرفسور مثل برادرش می‌موند، 

554
00:41:41,791 --> 00:41:43,458
‫ حتی با اینکه خودش اینطور فکر نمیکرد 

555
00:41:44,291 --> 00:41:46,166
‫ چون فقط با تفکر بچگانه 

556
00:41:46,208 --> 00:41:49,916
‫ میشه توی خیابونی که توسط سربازها 
‫ محاصره شده قایم موشک بازی کرد 

557
00:41:49,958 --> 00:41:53,958
‫یه کامیون آشغالی اجازه ورود
‫از ایست بازرسی 6 - 2 - 1 رو میخواد

558
00:41:57,958 --> 00:42:00,458
‫ اون تلاش برای فرار، 
‫ مهم‌ترین فرار تاریخ، 

559
00:42:00,541 --> 00:42:03,041
‫ چیزی بود که برلین و پیتر پن عاشقش میشدن 

560
00:42:03,083 --> 00:42:04,166
‫اینجا مشکلی نداریم

561
00:42:04,208 --> 00:42:07,916
‫ یا همه چیز یا هیچی چیز، 
‫ و تمامش با یک لحظه‌ی جادویی مشخص میشد 

562
00:42:08,416 --> 00:42:12,041
‫ درست مثل لحظه‌ای که متوجه شدن 
‫ سرقت از لحاظ فنی امکان‌پذیره 

563
00:42:12,541 --> 00:42:16,333
‫ مثل این بود که بلد باشی بری روی مریخ، 
‫ ولی ندونی چطوری برگردی 

564
00:42:17,708 --> 00:42:20,833
‫ با اینحال، این موضوع باعث نشد 
‫ که با ذوق و شوقی که فقط بچه‌ها دارن 

565
00:42:20,916 --> 00:42:22,166
‫ جشن نگیرن 

566
00:42:39,458 --> 00:42:41,166
‫ یک، دو، سه... 

567
00:42:41,791 --> 00:42:42,916
‫ آماده باشی یا نه، اومدم 

568
00:42:44,166 --> 00:42:45,583
‫ همه‌ش همینطوری اتفاق افتاد 

569
00:42:45,666 --> 00:42:47,791
‫ یک لحظه‌ی خیلی عادی 

570
00:42:50,833 --> 00:42:53,333
‫ کامیونِ آشغالی که زباله رو می‌بلعه 

571
00:42:53,958 --> 00:42:56,041
‫ ولی ماجرا خیلی بیشتر از این بود 

572
00:42:58,666 --> 00:42:59,541
‫پرفسور

573
00:42:59,583 --> 00:43:03,541
‫ اینطور شد که مغز متفکر 
‫ پشتِ سرقت با ذهنی جدید، 

574
00:43:03,666 --> 00:43:05,416
‫ به جایی که بهش تعلق داشت برگشت 

575
00:43:05,458 --> 00:43:08,041
‫ و مهم‌تر از همه چیز... 

576
00:43:11,916 --> 00:43:15,833
‫ پرفسور فهمید که اشتیاق برادرش برای نقشه 

577
00:43:16,541 --> 00:43:19,041
‫ الان تمام تیمش رو تحت‌تأثیر قرار داده 

578
00:43:20,208 --> 00:43:24,541
‫ فهمید در مدتی که ضربه فنی شده بود، 
‫ درازکش رو کفِ رینگ... 

579
00:43:24,666 --> 00:43:25,958
‫می‌بینی، پرفسور

580
00:43:26,041 --> 00:43:28,333
‫تمام تلاشمون رو کردیم

581
00:43:28,416 --> 00:43:29,666
‫خوبه

582
00:43:29,708 --> 00:43:31,583
‫ دستگاه و تشکیلات به کارشون ادامه دادن 

583
00:43:33,041 --> 00:43:34,333
‫طلا بیرون آورده شده بود،

584
00:43:35,416 --> 00:43:38,166
‫و ریخته‌گری داخل
‫مخزن آب با تمام ظریفت کار میکرد

585
00:43:39,583 --> 00:43:41,916
‫رویاش بیشتر از همیشه زنده شده بود

586
00:44:05,916 --> 00:44:06,916
‫تونستن

587
00:44:16,041 --> 00:44:17,041
‫تونستن

588
00:44:17,958 --> 00:44:19,791
‫پالرمو، تو تونستی

589
00:44:21,041 --> 00:44:23,208
‫یه ریخته‌گری توی مخزن آب ساختن

590
00:44:23,291 --> 00:44:25,541
‫معلومه که ساخته شده، برادر!

591
00:44:25,583 --> 00:44:27,958
‫خوشگل‌ترین چیزی نیست که تو عمرت دیدی؟

592
00:44:28,041 --> 00:44:29,416
‫طلا داره خارج میشه

593
00:44:37,583 --> 00:44:39,041
‫طلا داره خارج میشه!

594
00:44:43,958 --> 00:44:45,333
‫این یکی به خاطر توـه، آندریاس

595
00:44:45,416 --> 00:44:48,416
‫با پُمپی به این قدرت،
‫صدای مکیده یا پمپ شدن رو می‌شنون،

596
00:44:48,541 --> 00:44:51,833
‫خیلی راحت میتونن بفهمن
‫که داریم از لوله‌کشی ردش می‌کنیم

597
00:44:55,458 --> 00:44:57,291
‫چرا پلیس نباید منتظرمون باشه؟

598
00:44:57,833 --> 00:45:02,166
‫سوال خیلی خوبیه، سرجیو،
‫و جوابش رو هم داریم

599
00:45:02,291 --> 00:45:05,416
‫و جوابش فرق بین یه سارق ساده

600
00:45:05,541 --> 00:45:06,708
‫و ماست

601
00:45:06,791 --> 00:45:09,541
‫فرق بین کار بلد بودن و نابغه بودن

602
00:45:09,666 --> 00:45:11,291
‫و ما فقط نبوغ محض رو میخوایم
