﻿1
00:00:09,125 --> 00:00:13,125
!پروفسور! پروفسور! پروفسور

2
00:00:13,250 --> 00:00:16,875
!پروفسور
!پروفسور

3
00:01:14,125 --> 00:01:15,750
بگو طلاها رو کجا بردی

4
00:01:18,916 --> 00:01:19,916
نمی‌دونم

5
00:01:21,250 --> 00:01:22,250
آشغال

6
00:01:23,166 --> 00:01:24,375
می‌دونستم همینو میگی

7
00:01:28,666 --> 00:01:30,000
نگاشون کن

8
00:01:31,666 --> 00:01:33,291
اینم از دستاوردت

9
00:01:40,000 --> 00:01:41,250
!تو چشم‌های این بچه نگاه کن

10
00:01:41,291 --> 00:01:44,291
و بهش بگو که
،به فهرست بی‌نهایت جرائمش

11
00:01:44,375 --> 00:01:46,625
حالا مرگ پنج‌تا سرباز هم اضافه شده

12
00:01:47,166 --> 00:01:48,666
حبس ابد. بهش بگو

13
00:01:49,250 --> 00:01:50,625
پسر، تو چند سالته؟

14
00:01:51,166 --> 00:01:52,000
بیست و سه

15
00:01:52,125 --> 00:01:55,791
،بیست و سه سال آزاد زندگی کردی
ولی دیگه نور آفتاب رو نمی‌بینی. بهش عادت کن

16
00:01:55,875 --> 00:01:57,291
همه‌ش به لطف این دوست‌مون

17
00:01:58,041 --> 00:02:00,250
استکهلم هم همین‌طور، خب؟
نگاش کن

18
00:02:00,375 --> 00:02:02,375
!نگاش کن، بی‌شرف

19
00:02:02,416 --> 00:02:06,500
،تا اون بخواد از زندان آزاد شه
پسرش یه مَرد 45 ساله شده

20
00:02:07,291 --> 00:02:11,666
حال می‌کنی این‌طوری همه رو
عذاب میدی، آشغال؟ لذت می‌بری؟

21
00:02:12,500 --> 00:02:15,125
حالا بریم سراغ دنور
به اون می‌خوای چی بگی؟

22
00:02:15,250 --> 00:02:17,666
بهش میگی پسرش رو هم
مثل پدرش از دست داده؟

23
00:02:17,750 --> 00:02:21,708
و مقصرِ هر دو مورد
!یه نفر بوده، جنابعالی

24
00:02:23,625 --> 00:02:25,041
واقعاً اونو دوست داری؟

25
00:02:25,125 --> 00:02:26,500
خب، نگاش کن

26
00:02:26,541 --> 00:02:30,125
چون می‌خوام تک‌تک روزهایی که تو زندانی
،این چهره تو خاطرت باشه

27
00:02:30,625 --> 00:02:32,916
و به این فکر کنی که
،اگه ازش دور می‌موندی

28
00:02:33,000 --> 00:02:38,125
،می‌تونست یه زندگی داشته باشه
یه مادر، یه دختر

29
00:02:38,166 --> 00:02:39,875
!ولی الان هیچی نداره

30
00:02:42,041 --> 00:02:45,375
و اصلاً هم برام مهم نیست
برنامه‌ت واسه اون طلاها چیه

31
00:02:47,041 --> 00:02:49,250
چون اصلاً دنبال‌شونم نمی‌رم

32
00:02:54,541 --> 00:02:57,500
بالأخره یکی‌شون جای طلاها رو بهم میگه

33
00:02:59,750 --> 00:03:01,125
می‌دونی چرا؟

34
00:03:01,750 --> 00:03:04,916
،چون هر کی اینو بهم بگه
یه زندگی جدید بهش تقدیم می‌کنم

35
00:03:06,916 --> 00:03:08,708
حبس ابد

36
00:03:09,000 --> 00:03:10,416
یا زندگی دوباره

37
00:03:12,791 --> 00:03:17,750
یکی‌تون قراره امروز رو
شادترین روز زندگیش کنه

38
00:03:19,333 --> 00:03:20,750
و همین‌طور شادترین روز من

39
00:03:24,541 --> 00:03:28,125
،واقعاً خوشحالم که الان انقدر سر کیفی
چون ابرهای طوفان‌زا تو راهن

40
00:03:29,666 --> 00:03:31,166
تو حالیت نیست، تامایو

41
00:03:32,500 --> 00:03:34,625
...چیزی که فکر می‌کنی پایان بازیـه

42
00:03:36,625 --> 00:03:38,416
تازه شروع ماجراست

43
00:03:41,125 --> 00:03:42,541
زانو بزنید

44
00:03:52,500 --> 00:03:56,041
پروفسور درگیر بزرگ‌ترین
بازی پوکر تاریخ شده بود

45
00:03:57,750 --> 00:04:00,125
،و هر چقدرم باورنکردنی به‌نظر برسه
اون بلوف نمی‌زد

46
00:04:00,375 --> 00:04:02,625
،با این‌که هیچ برگی دستش نبود

47
00:04:02,750 --> 00:04:07,625
و آلیسیا که دنبال‌شون بود هم
نمی‌دونست از کجا باید شروع کنه

48
00:05:10,166 --> 00:05:14,166
[ فیلیپین، پالاوان ]

49
00:05:14,250 --> 00:05:17,250
[ دو ماه پس از سرقت اول ]

50
00:05:35,000 --> 00:05:37,750
،بعد از سرقتِ ضرابخانه سلطنتی اسپانیا

51
00:05:37,791 --> 00:05:41,333
،عذاب‌وجدان مرگ برادر
برای پروفسور روز و شب نذاشته بود

52
00:05:43,416 --> 00:05:46,875
اون حس می‌کرد برلین رو
از سرقت بانک ملی اسپانیا بیرون کرد

53
00:05:47,000 --> 00:05:48,750
که سرقت خودشـو عملی کنه

54
00:05:49,333 --> 00:05:50,666
و حالا اون فوت شده بود

55
00:05:51,875 --> 00:05:53,958
،پس بعد از چند شب بی‌خوابی کشیدن

56
00:05:54,000 --> 00:05:56,041
،از یک جنون آرامش گرفته بود

57
00:05:57,041 --> 00:06:00,000
حلِ سرقت غیرممکن از بانک ملی اسپانیا

58
00:06:01,250 --> 00:06:04,458
شاید برلین و پالرمو می‌دونستن
که چطوری طلاها رو خارج کنن

59
00:06:05,541 --> 00:06:08,000
ولی چالش غیرممکن اصلی

60
00:06:09,375 --> 00:06:10,458
چیز دیگه‌ای بود

61
00:06:11,083 --> 00:06:12,875
ما بلدیم چطوری طلاها رو خارج کنیم

62
00:06:15,625 --> 00:06:17,166
ولی چطور می‌شه بدون دستگیر شدن

63
00:06:17,250 --> 00:06:19,000
از اونجا فرار کرد؟

64
00:06:19,500 --> 00:06:22,125
خیلی‌وقته که دارم برای
این مسئله تحقیق می‌کنم

65
00:06:22,166 --> 00:06:25,583
و نقطۀ شروع خیلی واضح‌ـه
...قدم اول

66
00:06:29,375 --> 00:06:31,083
راست‌شـو بهشون می‌گیم

67
00:06:31,291 --> 00:06:34,291
بهشون نشون می‌دیم
طلاها رو چطوری خارج کردیم، با فیلم

68
00:06:34,875 --> 00:06:36,791
و این‌کارو از پاکستان انجام می‌دیم

69
00:06:43,416 --> 00:06:44,500
شاکر

70
00:06:47,000 --> 00:06:48,000
هشت دقیقۀ دیگه

71
00:06:49,083 --> 00:06:50,291
پردۀ نمایش کنار میره

72
00:06:52,083 --> 00:06:53,791
[ اعلامیه‌ای از طرف گروه سرقت ]

73
00:06:55,500 --> 00:06:58,625
به تمامی دوستان پرشور
و علاقه‌مندان به ژانر سرقت

74
00:06:58,750 --> 00:07:02,000
،و همین‌طور دیگر تماشاچیان کنجکاو
خوش‌آمد می‌گم

75
00:07:02,041 --> 00:07:03,416
الان می‌خوایم بهتون توضیح بدیم

76
00:07:03,500 --> 00:07:05,916
که چطوری طلاها رو از
ذخایر ملی یه دولتی خارج کنید

77
00:07:06,000 --> 00:07:07,500
برای مثال، کشور اسپانیا

78
00:07:07,750 --> 00:07:11,750
پس از شما دعوت می‌کنیم که
در این سفر هیجان‌انگیز به ما بپیوندید

79
00:07:11,791 --> 00:07:14,000
سفری به قلب بزرگ‌ترین سرقت تمام دوران

80
00:07:14,125 --> 00:07:17,000
صدها سرور دارن به‌طور همزمان
این سیگنال رو ارسال می‌کنن

81
00:07:17,125 --> 00:07:20,250
وایرال شده. هنوز هیچی نشده
شبکه‌های تلویزیونی پخش زنده‌شـو گذاشتن

82
00:07:20,375 --> 00:07:21,375
خبر فوری

83
00:07:21,416 --> 00:07:24,000
سارقان می‌گویند که خزانۀ طلای
،بانک ملی اسپانیا را خالی کرده‌اند

84
00:07:24,125 --> 00:07:26,916
و الان می‌خوان پروسه‌ش رو
با پخش زنده بهمون نشون بدن

85
00:07:27,000 --> 00:07:29,041
این احتمال وجود داره که اسپانیا
،ذخایر ملی‌شـو از دست داده باشه

86
00:07:29,125 --> 00:07:31,291
...و این ممکنه عواقب غیرقابل‌تصوری داشته باشه

87
00:07:31,375 --> 00:07:34,291
که ممکنه گاوصندوق خزانه...
پر از آب بشه. راه‌حل چیه؟

88
00:07:34,375 --> 00:07:37,625
ما این لولۀ فلزی رو به گاوصندوق جوش دادیم
که یه غواص بتونه بره داخل

89
00:07:37,750 --> 00:07:40,750
دارن به زبان ساده توضیح میدن... که
همه‌ی مردم اسپانیا راحت متوجه شن

90
00:07:40,875 --> 00:07:43,875
یکی از بزرگ‌ترین قهرمانان این سرقت
بوگوتا، چطوری؟

91
00:07:43,916 --> 00:07:46,375
می‌دونی چندتا شمش طلا
کشیدی بیرون؟

92
00:07:46,416 --> 00:07:49,500
آره می‌دونم... 7258 تا

93
00:07:49,625 --> 00:07:52,416
دوازده و نیم کیلوگرم
هر کدوم به‌ارزش 600 هزار یورو

94
00:07:52,500 --> 00:07:55,375
که می‌شه حدود چهار میلیارد و 355 یورو

95
00:07:55,500 --> 00:07:58,083
پول زیادیـه -
حرف دیگه‌ای هم داری؟ -

96
00:07:58,125 --> 00:08:00,666
دوست دارم به بچه‌هام سلام کنم -
برو تو کارش، خوشتیپ -

97
00:08:00,750 --> 00:08:05,000
،بچه‌های قشنگم، امیلیو از ونزوئلا
،خولیان از مکزیکو سیتی

98
00:08:05,041 --> 00:08:08,208
اریک از ایسلند
...هانا از فنلاند

99
00:08:11,875 --> 00:08:13,625
الانم داره از سی‌ان‌ان پخش می‌شه

100
00:08:13,666 --> 00:08:17,250
آیوانا از اودسا...
بابایی همه‌تونـو می‌بوسه

101
00:08:17,375 --> 00:08:18,625
خیلی تأثیرگذار بود

102
00:08:18,750 --> 00:08:19,916
حالا، خانم‌ها و آقایون

103
00:08:20,000 --> 00:08:23,666
اگه دوست دارید بدونید ما چطوری
،نود تُن طلا رو از بانک ملی اسپانیا خارج کردیم

104
00:08:23,750 --> 00:08:27,375
به گیرندۀ خودتون دست نزنید
ویدئوی جدید به‌زودی پخش می‌شه

105
00:08:28,166 --> 00:08:29,291
[ اطلاعات جدید، به‌زودی ]

106
00:08:29,875 --> 00:08:31,250
این می‌تونه به ضررمون تموم شه

107
00:08:31,375 --> 00:08:34,500
اونا تونستن تمام لایه‌های امنیتی موجود
رو دور بزنن

108
00:08:34,541 --> 00:08:37,125
واسه چی دارن بهمون می‌گن
که چطوری این‌کارو کردن؟

109
00:08:37,250 --> 00:08:39,875
چرا الان؟
برای تحت فشار قرار دادن دولت اسپانیا؟

110
00:08:41,125 --> 00:08:42,875
فکر کردی نمی‌دونم داری چی‌کار می‌کنی؟

111
00:08:42,916 --> 00:08:44,875
،می‌خوای یه بحران اقتصادی راه بندازی

112
00:08:44,916 --> 00:08:48,041
،کشور رو تو تنگنا قرار بدی
و بعد با همه‌ی اینا از من باج بگیری

113
00:08:48,125 --> 00:08:49,916
خب، خواب دیدی خیره
چون

114
00:08:50,000 --> 00:08:53,500
،بانک مرکزی اروپا حامی‌مونـه. در صورت نیاز
پول تزریق می‌کنن یا بدهی‌مون رو میدن

115
00:08:53,541 --> 00:08:56,625
تازه من می‌تونم معاملات بازار بورس
رو هم کامل متوقف کنم

116
00:08:56,791 --> 00:08:58,083
اینو چی میگی؟

117
00:08:59,041 --> 00:09:02,500
می‌تونی طوفان اقتصادی‌تـو بکنی تو چشمت

118
00:09:03,666 --> 00:09:04,666
قدم دو چیه؟

119
00:09:10,500 --> 00:09:11,916
[ دو: کازینو ]

120
00:09:12,000 --> 00:09:15,291
خب بازارهای مالی تقریباً
مثل یه قمار خونۀ بزرگ‌ان

121
00:09:15,375 --> 00:09:16,666
توش می‌شه رو هر چیزی قمار کرد

122
00:09:16,750 --> 00:09:19,000
،روی افزایش ارزش بازار بورس نیویورک
،یا کاهش ارزش گندم

123
00:09:19,125 --> 00:09:21,750
یا روی ورشکستگی یه کشور

124
00:09:21,791 --> 00:09:25,000
،می‌تونی شرط ببندی و کلی پول ببری
و کاملاً هم قانونیـه

125
00:09:25,041 --> 00:09:28,250
و به اون همه پول و شرکت‌هایی که

126
00:09:28,291 --> 00:09:32,125
دربه‌در دنبال یه قربانی‌ان
که ازش سود ببرن، چی می‌دیم؟

127
00:09:38,125 --> 00:09:39,250
تضمین

128
00:09:40,125 --> 00:09:42,625
،وقتی بهشون بگیم طلا از بانک خارج شده

129
00:09:44,333 --> 00:09:47,166
شرط بستن رو باخت اسپانیا
می‌شه اسب برندۀ بازار

130
00:09:47,750 --> 00:09:50,750
و همزمان، این ترس و وحشت
باعث می‌شه سرمایه‌گذارها

131
00:09:50,791 --> 00:09:53,125
اوراق و سهام اسپانیایی‌شون
،رو دسته‌دسته بفروشن

132
00:09:53,166 --> 00:09:54,291
...که منجر به

133
00:09:55,375 --> 00:09:58,250
،سقوط بازار سهام می‌شه
و حتی به حد شدیدتری

134
00:09:59,500 --> 00:10:02,875
صرف ریسک 800 واحد بالا میره

135
00:10:04,166 --> 00:10:05,166
و این به چه معنیه؟

136
00:10:05,250 --> 00:10:08,625
،این‌که تنها در عرض چند ساعت
اسپانیا دیگه نمی‌تونه پولی از بازارها بگیره

137
00:10:08,666 --> 00:10:10,666
این‌طوری بدهی سنگینی بالا میارن
و در نتیجه ورشکسته می‌شن

138
00:10:10,750 --> 00:10:11,750
دقیقاً

139
00:10:12,166 --> 00:10:14,375
،مثل دومینو می‌مونه

140
00:10:14,416 --> 00:10:18,750
که فشار بسیار زیادی به دولت وارد می‌کنه

141
00:10:23,125 --> 00:10:25,500
و اون‌موقع ما تنها کسانی هستیم

142
00:10:25,625 --> 00:10:28,125
که می‌تونیم تنها با یک حرکت
...جلوی تمام این اتفاقات رو بگیریم

143
00:10:30,708 --> 00:10:32,083
با پس‌دادن طلاها

144
00:10:33,458 --> 00:10:34,458
چی؟

145
00:10:35,875 --> 00:10:38,375
بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه

146
00:10:38,875 --> 00:10:42,375
یعنی داری میگی زندگی من
وابسته به یه شرط‌بندی‌ـه، پروفسور؟

147
00:10:42,500 --> 00:10:44,791
به سقوط یا سقوط نکردن بازار؟
اگه نریزه، چی؟

148
00:10:44,791 --> 00:10:47,666
همیشه همین اتفاق میفته، دنور
مثل قضیۀ یونان

149
00:10:47,750 --> 00:10:52,250
ذات سیستم همینه
طوری طراحی شده که خودکار این‌کارو انجام بده

150
00:10:53,291 --> 00:10:54,375
و قابل پیش‌بینی‌ـه

151
00:10:54,500 --> 00:10:56,500
می‌دونی چی قابل پیش‌بینیـه؟
رد شدن از تونل

152
00:10:56,541 --> 00:10:58,916
چون از یه طرف واردش می‌شی
و از اون‌طرفش میای بیرون

153
00:10:59,000 --> 00:11:01,250
قابل پیش‌بینی اینه
ولی این دیگه از کنترل ما خارجـه

154
00:11:01,291 --> 00:11:03,375
دنور، بس کن -
نه، خودت بس کن -

155
00:11:03,500 --> 00:11:06,166
اون نمی‌تونه این‌طوری با زندگی‌مون بازی کنه
بذار یه چیزی بهت بگم

156
00:11:07,416 --> 00:11:09,000
این نقشه جواب نمی‌ده، خب؟

157
00:11:09,125 --> 00:11:11,666
تو اومدی اینجا که مطمئن شی
کسی حرفی نزنه

158
00:11:11,750 --> 00:11:13,875
که بتونی به اخاذیت از من ادامه بدی

159
00:11:14,541 --> 00:11:16,500
عالی، حالا که فهمیدیم

160
00:11:16,625 --> 00:11:20,125
این حربۀ اقتصادی
،کلاهبرداری‌ای بیش نبوده

161
00:11:20,166 --> 00:11:21,708
می‌دونی می‌خوام چی‌کار کنم؟

162
00:11:23,375 --> 00:11:26,125
می‌خوام یکی‌یکی ازتون بازجویی کنم

163
00:11:27,875 --> 00:11:29,750
،و هر کی حرف نزنه

164
00:11:29,791 --> 00:11:32,125
،وقتی از اون در کوفتی رفت بیرون

165
00:11:32,166 --> 00:11:34,541
یه‌راست میره سراغ زندگی جدیدش تو زندان

166
00:11:35,000 --> 00:11:36,000
،کاملاً آشکارا

167
00:11:36,125 --> 00:11:40,125
،با اون همه دوربین تلویزیونی روتون
راه برگشتی براتون نمی‌مونه

168
00:11:40,166 --> 00:11:41,791
،هر کدوم‌شون رو که ببری بیرون

169
00:11:41,875 --> 00:11:43,375
قسم می‌خورم، به ازای هر نفر

170
00:11:43,416 --> 00:11:46,416
ده تن طلا رو واسه همیشه از دست می‌دین

171
00:11:50,750 --> 00:11:52,375
عوضی

172
00:11:53,125 --> 00:11:55,375
بهت گفتم این بازی‌ای نیست
که بتونی ببریش

173
00:11:55,416 --> 00:11:57,916
دنور، خفه شو. بازی خیلی‌وقته شروع شده -
خفه شم؟ -

174
00:11:58,000 --> 00:11:59,666
دنور -
چیه؟ -

175
00:11:59,750 --> 00:12:00,750
خفه شو

176
00:12:00,875 --> 00:12:03,125
خفه شم؟ خفه شم؟

177
00:12:03,166 --> 00:12:05,500
،الان همه اینجا زانو زدیم

178
00:12:05,625 --> 00:12:08,625
!و اسلحه گرفتن رو گردن‌مون

179
00:12:08,666 --> 00:12:10,625
!چون به حرف‌های این روانی گوش کردیم -
!خفه شو -

180
00:12:10,666 --> 00:12:12,500
!خفه نمی‌شم -
!دنور، در دهنتو ببند -

181
00:12:18,541 --> 00:12:21,000
اون دوتا رو از بقیۀ گروه جدا کنید

182
00:12:26,500 --> 00:12:29,250
دنور، نفر اول تویی

183
00:12:30,250 --> 00:12:32,291
!دنور. یادت باشه چی بهت گفتم

184
00:12:33,083 --> 00:12:35,916
به جون پسرمون قسم
که از این وضعیت نجاتت می‌دم

185
00:12:35,958 --> 00:12:37,583
دنور، کاری نکن

186
00:12:38,583 --> 00:12:39,833
دنور، گوش بده

187
00:12:39,916 --> 00:12:42,958
!دنور، یادت باشه چی بهت گفتم

188
00:12:48,541 --> 00:12:50,791
...و در حالی که تیم تحت فشار بود

189
00:12:50,833 --> 00:12:53,416
با این پمپ از ته دریا
سنگدانه استخراج می‌کنن

190
00:12:54,041 --> 00:12:57,083
با این همه نیروی محرکه
می‌تونن تمام طلاها رو بفرستن بالارود

191
00:12:57,166 --> 00:13:00,166
آنخل حس کرده بود که بالأخره
فهمیده از کدوم در وارد شه

192
00:13:00,291 --> 00:13:02,333
تمام این مدت داشتیم
تو جهت اشتباهی حرکت می‌کردیم

193
00:13:02,375 --> 00:13:05,166
ولی این فقط بخشی از
نقشۀ شست تام بود

194
00:13:05,291 --> 00:13:08,458
،هشت نفر دم در می‌خوام
همین‌الان. بیاید بریم

195
00:13:09,666 --> 00:13:13,416
بنجامین، نود تن طلا رو
کدوم گوری می‌خوای قایم کنی؟

196
00:13:13,541 --> 00:13:15,166
تو... جنگل

197
00:13:15,708 --> 00:13:19,041
یا تو صحرا
یا جای متروکی که کسی ازش خبر نداره

198
00:13:19,541 --> 00:13:23,208
باید مثل خودشون فکر کنیم
مثل یه مهندس، فارغ‌التحصیل ام‌آی‌تی

199
00:13:24,666 --> 00:13:26,083
ریسکش رو کم کنیم

200
00:13:26,791 --> 00:13:30,083
،و برای کاهش ریسک
باید مطمئن شی یه گوسفندی

201
00:13:30,166 --> 00:13:33,458
یه‌روز نیاد با فلزیاب دنبال سکه و طلا بگرده

202
00:13:33,541 --> 00:13:35,291
،و این کار فقط یه راه داره

203
00:13:35,416 --> 00:13:36,666
...بستن دسترسی

204
00:13:37,416 --> 00:13:38,583
یه ملک شخصی

205
00:13:39,166 --> 00:13:40,166
دقیقاً

206
00:13:40,291 --> 00:13:43,916
یه ملک شخصی که در ضمن باید
به مخزن آب هم نزدیک باشه

207
00:13:44,458 --> 00:13:47,083
،این آدما دقیق نقشه رو می‌دونستن

208
00:13:47,166 --> 00:13:48,666
،ولی با مرگ برلین

209
00:13:48,791 --> 00:13:52,083
اصلاً فکرشـم نمی‌کردن
سرقت هیچ‌وقت انجام بشه

210
00:13:54,083 --> 00:13:55,083
!ای وای

211
00:13:55,791 --> 00:13:58,500
همون لحظه‌ای که سرقت شروع شد
دست به کار شدن

212
00:13:58,500 --> 00:14:01,541
باید دنبال تمام زمین‌هایی باشیم
که تو پنج روز گذشته خریداری شدن

213
00:14:01,666 --> 00:14:04,041
تمام راه‌ها به یه مکان منتهی می‌شه

214
00:14:05,791 --> 00:14:07,166
سوابق زمین و املاک

215
00:14:07,291 --> 00:14:09,458
پس باید تا دندون مسلح بریم

216
00:14:14,916 --> 00:14:17,166
این می‌تونه هویت جدیدت باشه، دنور

217
00:14:20,458 --> 00:14:21,458
تازه این همه‌ش نیست

218
00:14:22,708 --> 00:14:26,208
،سه میلیون یورو برای یه شروع دوباره
آزادی مالی

219
00:14:26,291 --> 00:14:29,791
،می‌تونی یه خونۀ جکوزی‌دار بگیری
...توش پارتی کنی

220
00:14:29,916 --> 00:14:31,708
تو کشور انتخابیِ خودت

221
00:14:32,291 --> 00:14:35,583
و همین‌طور کمک هزینۀ ماهانه 25 هزار یورو

222
00:14:35,666 --> 00:14:37,916
به خرج دولت اسپانیا

223
00:14:40,041 --> 00:14:42,541
حقوق بازنشستگی ویژه

224
00:14:43,416 --> 00:14:44,416
نظرت چیه؟

225
00:14:47,791 --> 00:14:50,333
و... خونواده‌ام چی می‌شه؟

226
00:14:53,583 --> 00:14:56,583
می‌تونیم برای تو استثنا قائل شیم
یکی بگیر، دوتا ببر

227
00:14:56,833 --> 00:14:58,291
،اگه جای طلاها رو بهم بگی

228
00:14:58,416 --> 00:15:01,041
تو، استکهلم و بچه‌تون
که الان یه‌جایی اون بیرون قایم شده

229
00:15:01,166 --> 00:15:03,291
می‌تونید از نو شروع کنید

230
00:15:04,333 --> 00:15:06,291
باشه، ولی من نمی‌دونم طلاها کجان

231
00:15:11,250 --> 00:15:12,708
راست میگم. واقعاً نمی‌دونم

232
00:15:13,291 --> 00:15:15,666
ببین دنور، تو یه‌چیزایی می‌دونی
و منم یه خبرچین می‌خوام

233
00:15:15,708 --> 00:15:17,458
که بتونه جزئیات نقشه رو بهم بگه

234
00:15:17,541 --> 00:15:20,875
،من که بعداً طلاها رو پیدا می‌کنم
ولی تو حداقل آزاد میشی‌

235
00:15:22,916 --> 00:15:24,291
،می‌دونم خیلی سخته

236
00:15:24,416 --> 00:15:27,208
ولی اگه دلت نمی‌خواد
نیازی نیست به زبون بیاریش

237
00:15:30,166 --> 00:15:33,583
کافیه چیزی که راکل موریو
نمی‌خواد به زبون بیاری رو

238
00:15:33,666 --> 00:15:35,791
روی این برگه برام بنویسی

239
00:15:52,208 --> 00:15:53,916
یه جواب ساده

240
00:15:55,416 --> 00:15:57,291
در عوض یه زندگی آزاد

241
00:16:02,166 --> 00:16:05,083
هوم. یک زندگی آزاد

242
00:16:17,791 --> 00:16:21,416
...انگشت‌های دست و پات رو اضافه کن»

243
00:16:21,541 --> 00:16:24,041
،به سه تا از انگشتای من
«سر جمع می‌شه 23

244
00:16:24,166 --> 00:16:26,416
می‌تونی اینو بکنیش توی جی‌پی‌اس‌تون

245
00:16:26,458 --> 00:16:28,291
و یه‌راست می‌بردتون پیش طلاها

246
00:16:29,666 --> 00:16:31,666
گم‌شو بیرون -
خیلیم عالی -

247
00:16:32,291 --> 00:16:35,708
گفتی سه میلیون. حتماً نقد باشه
حال ندارم برم عابر بانک

248
00:16:35,791 --> 00:16:36,666
!ببریدش بیرون

249
00:16:36,791 --> 00:16:39,208
خونه‌ام هم می‌خوام تو
جمهوری دومینیکن باشه! حله!؟

250
00:17:39,541 --> 00:17:41,250
دوسِت دارم

251
00:18:22,041 --> 00:18:23,458
همچین سرنوشتی در انتظارتونـه

252
00:18:23,958 --> 00:18:27,791
یه لحظه میرم تا قشنگ تجسمش کنید
بعد میام سراغ نفر بعدی

253
00:18:40,916 --> 00:18:44,166
[ مادرید، پنج سال قبل ]

254
00:18:53,791 --> 00:18:56,291
نمی‌فهمم، سرجیو
چرا داری نقشۀ سرقت می‌ریزی؟

255
00:18:58,291 --> 00:19:00,666
بابام رو می‌فهمم، می‌دونی؟

256
00:19:00,708 --> 00:19:02,458
...ولی تو، با این همه دانش

257
00:19:07,416 --> 00:19:09,041
ممنونم -
خیلی ممنون -

258
00:19:09,083 --> 00:19:10,666
چرا به من میاد؟

259
00:19:10,708 --> 00:19:12,541
خب تو مشخصاً لذت‌گرایی

260
00:19:13,541 --> 00:19:18,083
می‌خوای تو عمرت
از هنر، عشق

261
00:19:18,916 --> 00:19:22,458
،و سفر لذت ببری.. این‌جور چیزا
وقتِ اشتغال نداری

262
00:19:22,541 --> 00:19:24,416
پس لذت‌بردن از زندگی به من نمیاد
حله

263
00:19:24,541 --> 00:19:27,916
صبر کن. صبر کن
کاری که ما می‌کنیم خیلی از شغل مهم‌تره

264
00:19:28,041 --> 00:19:31,291
رسم خانوادگی‌مونـه
میراث‌مونـه

265
00:19:32,916 --> 00:19:36,166
خیلی مهمه که
هیچ‌وقت اینو فراموش نکنی

266
00:19:37,791 --> 00:19:40,666
بعضی خونواده‌ها دکترن، خب؟
بعضی‌ها هم وکیل

267
00:19:40,791 --> 00:19:42,791
خانواده‌هایی که یه کسب‌وکار خاص
براشون اهمیت داره

268
00:19:44,208 --> 00:19:46,916
شجره‌نامۀ ما رو هم
پدربزرگت استارت زد

269
00:19:50,833 --> 00:19:52,166
دانمارک چطور بود؟

270
00:19:54,291 --> 00:19:55,666
مبادله عالی پیش رفت

271
00:19:56,208 --> 00:19:57,958
وقتی بابابزرگ کُشته شد
شما کجا بودین؟

272
00:20:03,166 --> 00:20:04,208
تو آشپزخونه

273
00:20:04,708 --> 00:20:08,583
اخبار رادیو اعلام کرد که
یه سارق تیر خورده

274
00:20:08,666 --> 00:20:10,208
مادربزرگت خشکش زد

275
00:20:10,916 --> 00:20:13,791
در یخچال رو کامل باز گذاشت

276
00:20:17,291 --> 00:20:18,291
بعد یهو

277
00:20:20,041 --> 00:20:21,458
اومد منو بغل کرد

278
00:20:24,416 --> 00:20:27,083
همون موقع بود که فهمیدم
اون سارق بابام بوده

279
00:20:31,541 --> 00:20:33,625
بعد صدای بوق‌بوق یخچال در اومد

280
00:20:36,791 --> 00:20:38,458
تو هم همین‌طوری فهمیدی؟

281
00:20:39,041 --> 00:20:40,083
نه

282
00:20:40,166 --> 00:20:42,583
چرا دیگه، سرجیو
تو هم اونجا بودی

283
00:20:42,666 --> 00:20:44,041
تازه مرخص شده بودی

284
00:20:44,166 --> 00:20:47,583
اتفاقاً اون موقع یکی از معدود
روزهایی بود که تو بیمارستان نبودی

285
00:20:50,916 --> 00:20:52,458
،آره اونجا بودم
ولی از قبلش خبر داشتم

286
00:20:53,041 --> 00:20:54,041
چی؟

287
00:20:55,583 --> 00:20:57,208
صبح زود با یه صدایی بیدار شدم

288
00:20:58,416 --> 00:21:00,416
با پیژامه از تخت پریدم بیرون

289
00:21:00,541 --> 00:21:04,166
،رفتم دم پنجره، پنجره‌ی رو به حیاط
و بابا رو دیدم

290
00:21:05,666 --> 00:21:08,458
داشت وانت رو بار می‌زد
با خودم گفتم حتماً ابزار ماهیگیریـه

291
00:21:10,041 --> 00:21:12,291
یادته که قول داده بود
،وقتی از بیمارستان مرخص شدم

292
00:21:12,333 --> 00:21:13,333
می‌ریم ماهیگیری؟

293
00:21:15,708 --> 00:21:18,791
واسه همین حاضر شدم
و رفتم دنبالش

294
00:21:18,833 --> 00:21:21,541
پله‌ها رو رفتم پایین

295
00:21:21,583 --> 00:21:22,583
!بابا

296
00:21:25,416 --> 00:21:27,166
فقط سه ثانیه دیرتر رسیدم

297
00:21:27,833 --> 00:21:29,166
!سه ثانیه

298
00:21:35,208 --> 00:21:37,041
بعدش دوچرخۀ تو رو برداشتم

299
00:21:43,958 --> 00:21:46,291
و با تمام سرعت
شروع کردم به پدال‌زدن

300
00:21:46,333 --> 00:21:47,333
!بابا

301
00:21:47,791 --> 00:21:50,333
ماشینش رو از دور می‌دیدم
داشتم بهش نزدیک می‌شدم

302
00:21:50,333 --> 00:21:53,916
،پشت یه چراغ قرمز وایستاد
ولی همین که داشتم بهش می‌رسیدم

303
00:21:55,041 --> 00:21:56,208
چراغ سبز شد

304
00:21:59,291 --> 00:22:00,416
!بابا

305
00:22:00,458 --> 00:22:01,958
همه‌ش از دستم قسر در می‌رفت

306
00:22:09,916 --> 00:22:11,416
بعد از دور دیدمش

307
00:22:12,958 --> 00:22:14,833
داشت ماشین عوض می‌کرد

308
00:22:22,166 --> 00:22:23,916
...و بعد از پنج، شش دقیقه

309
00:22:26,625 --> 00:22:29,333
اون ماشین رو دیدم که پارک شده بود
و اون داخلش نبود

310
00:22:30,083 --> 00:22:31,083
...بعدش

311
00:22:33,583 --> 00:22:35,208
...دوبار صدای شلیک اومد

312
00:22:37,833 --> 00:22:38,833
زهره‌ترک شده بودم

313
00:22:41,541 --> 00:22:44,541
بعد بابا رو دیدم که
داشت از بانک خارج می‌شد

314
00:22:44,791 --> 00:22:45,958
!تکون نخور -
!بی‌حرکت -

315
00:22:46,458 --> 00:22:47,958
!بخواب روی زمین، زودباش

316
00:22:48,458 --> 00:22:49,791
بعدش اون منو دید

317
00:22:59,541 --> 00:23:02,041
بعد داشتن سرش داد می‌کشیدن
«که: «زانو بزن

318
00:23:02,083 --> 00:23:04,208
!زانو بزن -
«زانو بزن» -

319
00:23:04,291 --> 00:23:06,791
!زانو بزن
!بدو بخواب روی زمین

320
00:23:06,916 --> 00:23:08,166
!سریع
!روی زمین

321
00:23:09,916 --> 00:23:11,416
ولی زانو نزد، آندرس

322
00:23:16,416 --> 00:23:17,833
چون داشت منو نگاه می‌کرد

323
00:23:22,791 --> 00:23:23,791
...و بعد

324
00:23:45,958 --> 00:23:51,041
[ بانک ملی اسپانیا ]

325
00:24:09,083 --> 00:24:10,291
من این‌طوری فهمیدم

326
00:24:12,708 --> 00:24:14,083
بعد چی‌کار کردی؟

327
00:24:14,666 --> 00:24:17,083
هیچی. از همون‌جا.. برگشتم خونه

328
00:24:18,083 --> 00:24:20,208
سرجیو، اون روز وقتی رسیدی خونه
من اونجا بودم

329
00:24:20,291 --> 00:24:21,291
آره

330
00:24:21,833 --> 00:24:23,541
چرا چیزی بهم نگفتی؟

331
00:24:25,541 --> 00:24:27,791
خب آخه برای من، مثل فیلم سینمایی بود

332
00:24:27,916 --> 00:24:32,791
بابا همیشه داستان‌های سرقت برامون تعریف می‌کرد
طوری که انگار فیلم سینمایی بودن

333
00:24:34,416 --> 00:24:35,416
و

334
00:24:36,208 --> 00:24:38,583
وقتی تو راه خونه بودم
:پیش خودم می‌گفتم

335
00:24:40,458 --> 00:24:41,666
اینم فیلم بود»

336
00:24:42,791 --> 00:24:44,291
،و اگه چیزی نگم

337
00:24:45,916 --> 00:24:46,916
«همیشه یه فیلم می‌مونه

338
00:24:50,416 --> 00:24:52,291
و جواب هم داد
،جواب داد

339
00:24:53,458 --> 00:24:54,916
تا وقتی که اخبار رادیو رو شنیدم

340
00:24:58,208 --> 00:25:00,666
پس در جواب این سؤالت که
،چرا تصمیم گرفتم طراح سرقت بشم

341
00:25:00,708 --> 00:25:01,791
جوابش ساده‌ست

342
00:25:02,541 --> 00:25:04,041
برای اینکه با اون حرف بزنم

343
00:25:08,041 --> 00:25:11,666
شب قبل از مرگش، داشت برام
از رؤیاش برای سرقت از ضرابخانۀ سلطنتی می‌گفت

344
00:25:11,791 --> 00:25:15,083
و جفت‌مون از خنده روده‌بُر شده بودیم

345
00:25:15,166 --> 00:25:19,291
باورت می‌شه؟»
«ماشینی که بتونه پول تولید کنه؟

346
00:25:23,958 --> 00:25:25,833
حالا من روایت‌گر اون فیلم‌ها شدم

347
00:25:25,916 --> 00:25:28,833
ازش می‌پرسم: «بابا، نظر تو چیه؟
این یا اون بخش از نقشه چطوره؟

348
00:25:28,833 --> 00:25:31,541
«نقاط ضعفی توش می‌بینی؟

349
00:25:35,541 --> 00:25:36,708
زیاد با هم حرف می‌زنیم

350
00:25:44,791 --> 00:25:47,166
بیشتر از وقتی که
با آدم‌های زنده صحبت می‌کنم

351
00:26:08,541 --> 00:26:11,083
بگو -
پایگاه پروفسور رو پیدا کردیم -

352
00:26:11,166 --> 00:26:14,583
خبری از طلاها نیست
قبل فرارشون همه‌چی رو سوزوندن

353
00:26:14,666 --> 00:26:16,583
خدا لعنتت کنه، آنخل
نمی‌تونی یه خبر خوب بهم بدی؟

354
00:26:16,666 --> 00:26:19,041
گویا دوباره طلاها رو تبدیل به شمش کردن

355
00:26:19,166 --> 00:26:21,291
که حملش آسون‌تر بشه

356
00:26:21,416 --> 00:26:24,541
،و راستی سرهنگ
احتمالاً می‌تونیم اون کامیون‌ها رو پیدا کنیم

357
00:26:24,666 --> 00:26:25,916
با پلیس اینترپل صحبت کن

358
00:26:25,958 --> 00:26:27,625
باید یه حکم بین‌المللی صادر کنیم

359
00:26:27,666 --> 00:26:29,916
که تمام اون ماهواره‌های اروپایی
دنبال‌شون بگردن

360
00:26:30,291 --> 00:26:31,916
پیداشون می‌کنیم آنخل

361
00:26:31,958 --> 00:26:32,958
باشه

362
00:26:33,208 --> 00:26:36,166
[ بندر پاساخه، ساعت 3:07 صبح  ]

363
00:26:36,666 --> 00:26:40,791
اون کامیون‌ها حکم خرده‌نون‌هایی رو داشتن
که مارسی از خودشون به جا می‌ذاشت

364
00:26:40,916 --> 00:26:44,333
.رد پاهایی تو راه که پاک نمی‌شدن
از پول‌هایی که اصلاً اونجا نبودن

365
00:26:44,791 --> 00:26:50,125
که تنها هدف ازشون
دیوانه‌کردن پلیس‌ها بود

366
00:27:14,166 --> 00:27:15,166
خب؟

367
00:27:22,166 --> 00:27:24,541
بانک مرکزی اروپا ازمون حمایت نمی‌کنه

368
00:27:26,416 --> 00:27:28,166
...خیلی شک دارن

369
00:27:30,291 --> 00:27:32,666
که چطوری می‌شه این بحران
رو مدیریت کرد

370
00:27:33,916 --> 00:27:35,958
خب این.. این یعنی چی؟

371
00:27:36,250 --> 00:27:37,250
آقای وزیر؟

372
00:27:41,833 --> 00:27:43,541
ول‌مون می‌کنن ورشکسته بشیم

373
00:27:44,416 --> 00:27:47,583
‫بازار سهام که امروز در عرض سه ساعت
‫14 درصد سقوط کرد

374
00:27:48,166 --> 00:27:49,416
هیچی نیست

375
00:27:50,291 --> 00:27:53,166
در مقایسه با اتفاقی که قراره
نُه صبح فردا

376
00:27:53,833 --> 00:27:55,375
با باز شدن بازار بیفته

377
00:27:56,791 --> 00:27:58,916
مغز متفکر این عملیات
،رو اون تو داری

378
00:27:58,958 --> 00:28:01,458
زانو زده، کتک‌خورده و دستبند به دست

379
00:28:01,541 --> 00:28:04,458
!بهم بگو داری چه کاری میکنی

380
00:28:12,833 --> 00:28:14,250
برو بیرون

381
00:28:17,708 --> 00:28:18,791
!ای عوضی

382
00:28:19,541 --> 00:28:20,541
!نه

383
00:28:21,333 --> 00:28:22,791
ببین، تو درمورد من اشتباه می‌کنی

384
00:28:22,833 --> 00:28:26,166
،تامایو، رد شدن از این خط قرمز
دیگه راه برگشتی نداره

385
00:28:26,291 --> 00:28:28,916
تو داری این حرفـو به من می‌زنی؟

386
00:28:29,041 --> 00:28:30,333
اینجا رو داشته باش

387
00:28:35,041 --> 00:28:38,291
می‌خوام یه‌چیزی رو بفهمی
و گرنه می‌زنم کله‌تـو خُرد می‌کنم

388
00:28:38,333 --> 00:28:40,166
کسی بدن‌تـو کالبدشکافی نمی‌کنه

389
00:28:40,208 --> 00:28:43,625
تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم و جلوی نامزدت
تا می‌خوری می‌زنمت

390
00:28:43,666 --> 00:28:47,166
و تا موقعی می‌زنمت که
یا جای طلاها رو بهم بگی یا بمیری

391
00:28:47,291 --> 00:28:49,166
چون یا من باید ببرم یا هیچکس

392
00:28:49,791 --> 00:28:51,458
!بس کن

393
00:28:57,291 --> 00:29:00,166
«اون‌وقت اگه درمورد معنیِ «بردن
اشتباه کرده باشی، چی؟

394
00:29:01,333 --> 00:29:05,166
،خودت رو تو چند ماه آینده فرض کن
نشستی تو خونه

395
00:29:05,583 --> 00:29:08,541
و داری به اخبار آمار افراد بیکار
و موعد پایان توافق‌ها گوش می‌دی

396
00:29:08,583 --> 00:29:10,083
کل کشور

397
00:29:10,916 --> 00:29:14,208
داره غرقِ ورشکستگی
،و بحران بی‌سابقه‌ای می‌شه

398
00:29:14,291 --> 00:29:15,916
هرج‌ومرج مطلق

399
00:29:16,416 --> 00:29:18,666
اون‌موقع کدوم تامایو بیشتر برد کرده؟

400
00:29:20,166 --> 00:29:23,666
اونی که ما رو دستگیر کرد؟
اونی که ما رو کشت و طلاها رو از دست داد؟

401
00:29:24,416 --> 00:29:28,791
یا اونی که طلاها رو برگردوند و جلوی
بزرگ‌ترین ورشکستگی اقتصادی تاریخ رو گرفت؟

402
00:29:32,416 --> 00:29:33,416
ببین چی میگم

403
00:29:35,083 --> 00:29:36,083
...تامایو

404
00:29:36,958 --> 00:29:39,583
می‌دونم درک این حرف برات سخته
جدی می‌دونم

405
00:29:41,541 --> 00:29:44,041
،ولی در حال حاضر
جفت‌مون فقط یه راه داریم

406
00:29:44,708 --> 00:29:45,708
فقط یکی

407
00:29:46,666 --> 00:29:48,041
...یا جفت‌مون می‌بریم

408
00:29:50,333 --> 00:29:51,333
یا جفت‌مون می‌بازیم

409
00:30:02,666 --> 00:30:05,083
من نمی‌دونم طلاها کجان
نمی‌دونم

410
00:30:06,791 --> 00:30:09,666
واقعاً میگم. لیبسون هم نمی‌دونه
هیچ‌کدوم از بچه‌های تیم نمی‌دونن

411
00:30:11,291 --> 00:30:12,458
چه توقعی داشتی؟

412
00:30:13,166 --> 00:30:14,958
فکر کردی من با این اطلاعات میام اینجا؟

413
00:30:15,041 --> 00:30:16,166
هرگز همچین حماقتی نمی‌کنم

414
00:30:16,291 --> 00:30:18,791
تامایو، تو آدما رو توی صحرا دفن می‌کنی

415
00:30:20,708 --> 00:30:24,250
دیر یا زود، از زیر زبون
یکی‌مون می‌کشیدیش بیرون

416
00:30:25,791 --> 00:30:29,416
نمی‌تونستم این اطلاعات رو به هیچ‌کدوم
از بچه‌های داخل بانک بدم، حتی خودم

417
00:30:33,333 --> 00:30:34,916
این فایروال‌مونـه

418
00:30:38,041 --> 00:30:39,541
طلاها خیلی‌وقته که خارج شدن

419
00:30:44,583 --> 00:30:45,708
الان در حال انتقال‌ان

420
00:30:54,041 --> 00:30:57,583
،پس این پایان بزرگ‌ـه
آخرین ورد جادویی، خب؟

421
00:30:58,958 --> 00:31:01,916
...نود تُن طلا الان یه‌جایی اون بیرونـه

422
00:31:04,041 --> 00:31:05,666
و رقصان در حرکتـه

423
00:31:12,333 --> 00:31:14,083
اما هنوز درمورد یه‌چیزی حق با توئه

424
00:31:21,791 --> 00:31:23,666
من واقعاً نمی‌دونم
چطور می‌تونم برنده شم

425
00:31:33,291 --> 00:31:35,208
پس شاید جفت‌مون باید ببازیم

426
00:31:38,666 --> 00:31:42,791
تامایو، من و تو نسبت به سونامی
اقتصادی‌ای که تو راهـه هیچی نیستیم

427
00:31:42,916 --> 00:31:44,416
هیچِ هیچ

428
00:31:45,666 --> 00:31:47,916
تامایو، خودتم می‌دونی که
فقط یه راه فرار از این ماجرا هست

429
00:31:48,041 --> 00:31:49,291
می‌دونم که می‌دونی

430
00:32:03,291 --> 00:32:06,416
[ دفتر ثبت زمین، ساعت 6:50 صبح ]

431
00:32:17,416 --> 00:32:18,416
صبح به‌خیر

432
00:32:19,166 --> 00:32:20,833
مزایده آغاز می‌شود

433
00:32:20,916 --> 00:32:21,791
[ دو ساعت دیگر برمی‌گردیم ]

434
00:32:21,833 --> 00:32:24,708
کی بیشتر از 15 سالـه
که داره اینجا کار می‌کنه؟

435
00:32:25,583 --> 00:32:26,666
بیشتر از 20 سال؟

436
00:32:27,083 --> 00:32:28,083
و فروخته شد

437
00:32:28,625 --> 00:32:29,708
با من میاید؟

438
00:32:30,208 --> 00:32:31,458
امروز می‌تونید از چیزی

439
00:32:31,583 --> 00:32:33,750
لذت ببرید که خبرش رو
،تو تمام رسانه‌ها شنیدید

440
00:32:33,833 --> 00:32:35,375
همکاری با یک گروه مسلح

441
00:32:35,458 --> 00:32:38,083
البته هزینه‌ای براتون نداره چون زوریـه

442
00:32:38,125 --> 00:32:39,208
هیجان‌انگیزه، ها؟

443
00:32:39,333 --> 00:32:40,333
بله خانم

444
00:32:40,791 --> 00:32:44,708
،همه افتاده بودن دنبال طلاها
مثل بازی شکار گنج

445
00:32:44,750 --> 00:32:49,083
سیرا می‌دونست که فقط در صورت
پیدا کردن طلاها زندان نمی‌ره

446
00:32:49,458 --> 00:32:50,333
اینجاست

447
00:32:50,375 --> 00:32:52,000
،و آنخل هول شده بود

448
00:32:52,083 --> 00:32:56,416
با چنان شدتی طعمه رو گرفت که
گیرۀ چوب ماهیگیری عملاً رفت تو شکمش

449
00:32:56,958 --> 00:32:57,958
!بگو ببینم

450
00:32:58,000 --> 00:33:01,250
سرهنگ، ردّ کامیون‌ها رو زدیم
دارن از «جادۀ یک» میرن به سمت شمال

451
00:33:01,333 --> 00:33:02,750
«رسیدن به بندر «پاساخه

452
00:33:02,833 --> 00:33:05,000
این پروفسور احمق  نم پس نمی‌ده، آنخل

453
00:33:05,083 --> 00:33:06,458
سریع خودتـو برسون اونجا

454
00:33:06,583 --> 00:33:09,708
دارم سوار هلی‌کوپتر می‌شم
!برو، برو، برو

455
00:33:17,250 --> 00:33:18,250
سرجیو

456
00:33:20,833 --> 00:33:21,833
سرجیو

457
00:33:23,458 --> 00:33:24,333
درد داره؟

458
00:33:24,458 --> 00:33:25,458
چی؟

459
00:33:26,333 --> 00:33:29,625
درد داری؟ آخه خون‌ریزی داری -
نه نه نه، من خوبم. اوکی‌ام -

460
00:33:30,125 --> 00:33:32,083
واقعاً حالم خوبه. ردیفم

461
00:33:32,125 --> 00:33:33,750
...چندتا مشت خوردم، ولی

462
00:33:35,125 --> 00:33:36,583
باید حال و روزِ طرفـو ببینی

463
00:33:38,083 --> 00:33:40,208
اگه دو دقیقه دیگه اینجا می‌موند
...یعنی

464
00:33:40,250 --> 00:33:42,541
لهش میکردی -
لهش میکردم -

465
00:33:45,333 --> 00:33:46,750
شکی درش ندارم

466
00:33:51,708 --> 00:33:53,083
با این حرفت خوشحالم کردی

467
00:33:54,833 --> 00:33:58,375
اگه اشتباه نکنم، آخرین باری که با هم
صحبت کردیم، بهم گفتی بزدلی چیزی هستم

468
00:34:01,250 --> 00:34:03,083
‫سرم داد زدی که خفه بشم

469
00:34:03,708 --> 00:34:04,708
‫آره، داد زدم

470
00:34:05,958 --> 00:34:07,583
‫ما حین سرقت زیاد باهم جر و بحث می‌کنیم

471
00:34:07,625 --> 00:34:09,208
‫اوهوم

472
00:34:09,958 --> 00:34:11,375
‫شاید بهتره بیخیالش بشیم

473
00:34:14,083 --> 00:34:16,958
‫نه. اینطوری نیست که حق عضویت
‫کتابخونه‌ت رو باطل کنی. نه، نه، نه.

474
00:34:17,000 --> 00:34:19,500
‫پول لازم داری

475
00:34:20,333 --> 00:34:22,958
‫اینکه توی 130 تا کشور داخل
‫لیست تحت تعقیب‌ترین افراد نباشی...

476
00:34:23,083 --> 00:34:24,500
‫و یه هویت جدید لازم داری

477
00:34:25,708 --> 00:34:27,333
‫و الان، چهره‌ی من

478
00:34:27,958 --> 00:34:30,458
‫واسه عکس پاسپورت اصلاً شرایط مناسبی نداره

479
00:34:33,333 --> 00:34:35,583
‫مهم‌تر از همه، نمی‌خوای دست برداری

480
00:34:38,708 --> 00:34:39,750
‫بذار ازت بپرسم...

481
00:34:41,083 --> 00:34:43,000
‫بعد از سرقت ضرابخانه سلطنتی اسپانیا،

482
00:34:43,083 --> 00:34:45,833
‫چقدر طول کشید به فکر این یکی بیوفتی؟

483
00:34:52,958 --> 00:34:54,083
‫48 ساعت

484
00:34:57,875 --> 00:34:59,208
‫شایدم 24 ساعت

485
00:35:03,333 --> 00:35:04,750
‫اینو به برادرم مدیون بودم

486
00:35:06,333 --> 00:35:07,875
‫البته، البته، همینطوره، آره

487
00:35:07,958 --> 00:35:09,833
‫ادای احترامت به بستگان فوت شده

488
00:35:10,875 --> 00:35:13,833
‫بعضیا خاکستر می‌ریزن داخل دریا،

489
00:35:14,458 --> 00:35:16,875
‫یا گل میارن سر مزار...

490
00:35:18,833 --> 00:35:20,833
‫تو هم از ذخایر پشتوانۀ
‫پول ملّی سرقت می‌کنی

491
00:35:22,250 --> 00:35:23,333
‫ولی می‌دونی چیه؟

492
00:35:24,125 --> 00:35:25,958
‫تو این کار رو برای پدرت نمی‌کنی

493
00:35:27,708 --> 00:35:28,833
‫یا برای برادرت

494
00:35:31,000 --> 00:35:32,333
‫برای خودت انجامشون میدی

495
00:35:44,000 --> 00:35:47,500
‫نه، من به این روش باهاشون ارتباط می‌گیرم

496
00:35:49,375 --> 00:35:50,708
‫یعنی، چطور؟ مثل تخته‌ی «ویجا»؟
‫[برای احضار ارواح استفاده میشه]

497
00:35:51,333 --> 00:35:52,708
‫نه

498
00:35:55,458 --> 00:35:57,125
‫این چیزیه که به خودت میگی

499
00:35:57,708 --> 00:36:00,333
‫گفتنش آسون‌تره تا برداشتن ماسکت

500
00:36:01,875 --> 00:36:03,875
‫چون می‌دونم که تو عاشق ماسکی

501
00:36:07,833 --> 00:36:09,500
‫تو همیشه...

502
00:36:10,083 --> 00:36:12,375
‫نقش خوره و همه‌دون رو بازی می‌کنی،

503
00:36:13,208 --> 00:36:16,583
‫با اون عینکت، اوریگامی...

504
00:36:17,625 --> 00:36:18,958
‫ولی در واقعیت...

505
00:36:20,000 --> 00:36:21,583
‫در واقعیت، تو...

506
00:36:22,250 --> 00:36:24,458
‫با اعتماد به نفس وارد بانک شدی

507
00:36:24,583 --> 00:36:27,708
‫کسی که آماده بود با حکومت مُچ بندازه.

508
00:36:30,833 --> 00:36:34,333
‫حقه‌ی جادویی خودت هستی، سرجیو

509
00:36:36,208 --> 00:36:38,208
‫مثل «کلارک کنت» هم لباس پوشیدی
‫[نام واقعی سوپرمن در داستان‌های مصور]

510
00:36:41,083 --> 00:36:43,250
‫ولی دیگه وقتشه که درش بیاری

511
00:36:44,708 --> 00:36:46,625
‫و بپذیری واقعاً کی هستی

512
00:36:46,708 --> 00:36:48,083
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

513
00:36:52,583 --> 00:36:54,083
‫این دفعه خواستگاری بهتری بود؟

514
00:36:54,208 --> 00:36:55,708
‫- لعنتی. بازم اینطوری کردم، من...
‫- نه...

515
00:36:55,750 --> 00:36:57,583
‫یهویی زبونم به لکنت افتاد

516
00:36:57,583 --> 00:36:59,833
‫- من فقط... باورم نمیشه...
‫- نه. نه.

517
00:36:59,958 --> 00:37:01,333
‫خوب بود. آره.

518
00:37:07,125 --> 00:37:08,125
‫و؟

519
00:37:11,208 --> 00:37:12,208
‫آره

520
00:37:12,625 --> 00:37:13,625
‫ازدواج می‌کنم

521
00:37:16,833 --> 00:37:18,000
‫بیا برنده‌ی این بازی بشیم

522
00:37:23,375 --> 00:37:26,333
‫مهم نیست شرایط چقدر سخت بشه،
‫اونا بازم همدیگه رو دوست دارن.

523
00:37:30,208 --> 00:37:33,000
‫طی 5 روز گذشته مجموعاً 612 تا خرید انجام شده

524
00:37:33,000 --> 00:37:37,333
‫آقای «آنسلمو بوئنو گوتیرز»...
‫یه قطعه زمین اطراف شهر فروخته...

525
00:37:37,458 --> 00:37:40,083
‫وایستا، یه لحظه صبر کن. بیا کوتاهش کنیم.

526
00:37:41,000 --> 00:37:43,875
‫فقط اونایی رو بهم بده که با پول نقد
‫خریده شده، نه با رهن و گرو گذاشتن

527
00:37:43,958 --> 00:37:45,958
‫آره این محدوده‌ی جستجو رو کوچیک می‌کنه

528
00:37:46,000 --> 00:37:47,583
‫ولی میشه لطفاً...

529
00:37:47,708 --> 00:37:50,083
‫میشه اینقدر اسلحه رو سمتم نگیری؟

530
00:37:50,208 --> 00:37:52,375
‫- بنجامین...
‫- آخ، ببخشید

531
00:37:55,458 --> 00:38:00,875
‫ایناهاش، خانم «ماریا فلورس گنزالس»
‫یه زمین توی «روبلیدو د چاولا» خریده.

532
00:38:00,958 --> 00:38:05,750
‫فروشنده «روساریو پیندا هرناندز»،
‫مساحت این قطعه زمین 3189 مترمربعـه

533
00:38:05,833 --> 00:38:10,208
‫درحالی که آلیسیا سیرا فهمید که
‫زمانش برای پیدا کردن طلا داره تموم میشه،

534
00:38:10,333 --> 00:38:12,833
‫پلیس دیگه داشت حقیقت رو می‌فهمید

535
00:38:12,958 --> 00:38:14,458
‫« نقشه‌ی شست تام »

536
00:38:14,500 --> 00:38:18,458
‫آدم مرموزمون توی مسیرش
‫کلی خرده نون می‌ریزه

537
00:38:18,500 --> 00:38:22,833
‫مارسی، برو به مخزن آب. وقتی رسیدی
‫اونجا، نقشه‌ی شست تام رو اجرا کن.

538
00:38:24,333 --> 00:38:26,958
‫در ساعت 23:07 شب گذشته،

539
00:38:27,000 --> 00:38:29,833
‫اونا یه صحنه‌ی جرمی رو تدارک دیدن
‫که لایق جایزه‌ی اسکار بود

540
00:38:30,833 --> 00:38:33,583
‫کامیون‌های قرمز و بعدم غنایم
‫تقلبی‌شون رو منتقل کردن

541
00:38:34,833 --> 00:38:36,708
‫و ساعت 8:10 صبح

542
00:38:36,833 --> 00:38:39,583
‫آنجل فکر کرد که یه چیز غیرعادی پیدا کرده

543
00:38:39,625 --> 00:38:41,958
‫سرهنگ، چندتا فیلم از یه سری افراد پیدا کردم

544
00:38:42,083 --> 00:38:44,083
‫که دارن تخته‌های محموله رو از
‫کامیون بار می‌زنن توی کشتی ماهیگیری

545
00:38:44,125 --> 00:38:46,625
‫- چی؟ قایق ماهیگیری؟
‫- خرده نون‌ها توی دریا

546
00:38:46,708 --> 00:38:49,083
‫برای دنبال کردنشون، اونا به ماهواره نیاز دارن

547
00:38:49,208 --> 00:38:51,625
‫پس برای کمک میرن سراغ
‫«ناتو» و پلیس بین‌الملل

548
00:38:51,708 --> 00:38:54,708
‫اونا تمام دوربین‌های ترافیکی اسپانیا
‫رو بررسی می‌کنن. و تمام اونا...

549
00:38:56,458 --> 00:38:57,500
‫باعث میشه مطمئن بشن

550
00:38:57,583 --> 00:38:59,083
‫میشه زوم کنی روش؟

551
00:38:59,125 --> 00:39:01,083
‫اینجا رو زوم کن، روی صفحه اصلی

552
00:39:01,958 --> 00:39:02,750
‫حروم زاده ها

553
00:39:02,833 --> 00:39:06,333
‫دارن طلاها رو توی یه قایق بار می‌زنن

554
00:39:06,375 --> 00:39:08,625
‫چون دنبال کردن چیزی سخت‌تره

555
00:39:08,708 --> 00:39:10,458
‫و هرچقدر بیشتر طول بکشه که بهش برسی،

556
00:39:10,500 --> 00:39:14,125
‫بیشتر باور می‌کنی که چیزی که
‫داری دنبالش میری واقعیـه

557
00:39:24,250 --> 00:39:26,333
‫واسه همین بود که تامایو تردید نکرد

558
00:39:26,375 --> 00:39:29,875
‫سنگ بنای اون تحقیقات
‫«ویرجین دل کارمن چهارم» بود

559
00:39:30,708 --> 00:39:34,000
‫یه کشتی که برای صید ماهی آنچووی
‫توی دریای کانتابریا استفاده میشد

560
00:39:35,375 --> 00:39:37,583
‫آنجل، اون کشتی کدوم گوری رفت؟

561
00:39:37,708 --> 00:39:40,458
‫نمی‌دونم، سرهنگ.
‫سیگنال جی‌پی‌اس‌شون رو گم کردیم.

562
00:39:40,583 --> 00:39:43,625
‫همینکه اونا نتونن ردمون رو پیدا کنن،

563
00:39:43,708 --> 00:39:46,125
‫متوجه اتفاقات عجیب دیگه‌ای میشن.

564
00:39:47,708 --> 00:39:49,208
‫یه آدم‌ربایی تصادفی توی دریا

565
00:39:50,458 --> 00:39:53,625
‫سرهنگ، کشتی توی کانتابریا
‫دیده شده. 100 مایل فاصله داره.

566
00:39:53,708 --> 00:39:56,000
‫دست و پای ناخدای کشتی و
‫افرادش رو داخل کابین بسته بودن

567
00:39:56,083 --> 00:39:57,625
‫دارم سوار بالگرد میشم برم اونجا

568
00:39:57,708 --> 00:39:59,833
‫چی؟ منظورت چیه دست و پاشونو بسته بودن؟

569
00:39:59,958 --> 00:40:02,833
‫چون باید مطمئن بشیم که اتفاقات
‫زیادی در حال رخ دادن باشه

570
00:40:02,875 --> 00:40:05,000
‫تا اونا زمانی برای فکر کردن نداشته باشن

571
00:40:06,958 --> 00:40:08,583
‫خیلی‌خب، بگو چه اتفاقی افتاد

572
00:40:08,625 --> 00:40:12,333
‫خب، ما سه چهار ساعت بود که
‫داشتیم توی دریا حرکت می‌کردیم

573
00:40:12,458 --> 00:40:15,500
‫بعدش، یه صداهایی از عرشه شنیدیم

574
00:40:16,000 --> 00:40:17,750
‫انگار یکی داشت کار می‌کرد

575
00:40:17,833 --> 00:40:18,708
‫چه جور صداهایی؟

576
00:40:18,750 --> 00:40:20,333
‫جرثقیل صید

577
00:40:20,458 --> 00:40:22,750
‫انگار محموله داشت تخلیه میشد

578
00:40:23,333 --> 00:40:24,458
‫کجا خالیش کردن؟

579
00:40:24,583 --> 00:40:27,833
‫اقیانوس. اونا داشتن یه چیزی
‫رو داخل اقیانوس مینداختن

580
00:40:29,083 --> 00:40:30,750
‫خفه شو، آنجل. با عقل جور در نمیاد.

581
00:40:30,833 --> 00:40:33,208
‫چرا باید محموله رو به یه کشتی دیگه انتقال بدن؟

582
00:40:33,250 --> 00:40:36,750
‫- چرا باید پرتش کنن داخل دریا؟
‫- نمی‌دونم. حتماً دلیل داشته.

583
00:40:36,833 --> 00:40:38,458
‫و اون سوال...

584
00:40:40,833 --> 00:40:42,000
‫مهم‌ترین سوال...

585
00:40:43,708 --> 00:40:45,458
‫توسط مأموران بررسی
‫صحنه‌ی جرم پاسخ داده میشه

586
00:40:48,833 --> 00:40:50,083
‫اونا همه چی رو سوزوندن

587
00:40:50,708 --> 00:40:54,833
‫چندتا چیزی که تونستیم بدست بیاریم
‫تیکه‌هایی از یه نقشه‌ی دریایی‌ـه

588
00:40:56,250 --> 00:40:58,750
‫اونا «خلیج بیسکای» رو نشون میدن،
‫و شعاعش خیلی وسیعـه.

589
00:40:58,833 --> 00:41:01,375
‫- چقدر وسیع؟
‫- 30، 40 مایل

590
00:41:02,458 --> 00:41:05,083
‫- ولی یه چیز دیگه هم هست
‫- چی؟

591
00:41:05,208 --> 00:41:06,708
‫نمودار شناور‌ هواشناسی

592
00:41:07,333 --> 00:41:10,083
‫عمق 70 متری زیر سطح آب علامت‌گذاری شده

593
00:41:11,958 --> 00:41:14,958
‫ممکنه یه نشونه‌گذاری واسه چیزی
‫باشه که ته دریا لنگر انداخته

594
00:41:22,458 --> 00:41:23,333
‫و بعدش،

595
00:41:23,375 --> 00:41:26,208
‫وقتی تمام اون اطلاعات روی میز پخش بشن

596
00:41:26,250 --> 00:41:29,000
‫یهویی چیزی که به‌نظر احمقانه می‌اومد،
‫با عقل جور در میاد.

597
00:41:30,458 --> 00:41:32,583
‫چون، تنها جایی که میشه

598
00:41:32,708 --> 00:41:35,750
‫چندین تُن طلا رو تا قرن‌ها
‫اونجا گذاشت، بدون اینکه

599
00:41:35,833 --> 00:41:37,375
‫کسی پیداشون کنه، کجاست؟

600
00:41:38,333 --> 00:41:43,958
‫کجا میشه تمام گنجینه‌ گم‌شده‌ی
‫گالئون‌های اسپانیایی رو پیدا کرد؟
‫[نوعی کشتی بادبانی]

601
00:41:44,458 --> 00:41:46,000
‫کف اقیانوس

602
00:41:48,208 --> 00:41:49,583
‫کف اقیانوس

603
00:41:50,125 --> 00:41:51,333
‫اینم از اون شناور لعنتی

604
00:41:52,208 --> 00:41:53,500
‫باید نیروی دریایی رو بسیج کنیم

605
00:41:53,583 --> 00:41:55,625
‫ناوچه‌ها و کشتی‌های جنگی
‫و ناو هواپیمابر می‌خوام

606
00:41:55,708 --> 00:41:57,583
‫هر چیز کوفتی که باشه!

607
00:41:58,083 --> 00:42:00,458
‫وجب به وجب دریای کانتابریا رو می‌گردیم

608
00:42:00,583 --> 00:42:01,833
‫« دریای کانتابریا - 11:54 »

609
00:42:01,875 --> 00:42:03,333
‫داریم تغییر مسیر میدیم

610
00:42:03,375 --> 00:42:06,083
‫مسیر جدید، خلیج بیسکای. آغاز ردیابی.

611
00:42:06,208 --> 00:42:10,583
‫تامایو به هر دری میزد که خارج شدن
‫طلا از بانک رو مخفی کنه

612
00:42:11,250 --> 00:42:15,458
‫فکر می‌کرد بهترین کار واسه مخفی کردنش
‫اینه که وانمود کنه جنگ هنوز تموم نشده

613
00:42:15,500 --> 00:42:16,708
‫آتش به اختیار!

614
00:42:24,625 --> 00:42:27,500
‫صدای تیراندازی رو به طور متعدد
‫از بانک اسپانیا می‌شنویم

615
00:42:27,583 --> 00:42:29,375
‫ظاهراً درگیری‌ها هنوز ادامه داره،

616
00:42:29,458 --> 00:42:31,625
‫هرچند ما هنوز اطلاعات بیشتری نداریم

617
00:42:34,250 --> 00:42:35,250
‫تیراندازی؟

618
00:42:39,500 --> 00:42:41,458
‫آره، لعنتی. آره!

619
00:42:41,500 --> 00:42:43,333
‫- آهای، شنیدید؟
‫- خفه شو!

620
00:42:43,333 --> 00:42:45,458
‫- می‌دونید معنیش چیه؟
‫- بشین زمین!

621
00:42:49,208 --> 00:42:50,875
‫فقط رد گم کُنی‌ـه واسه فریب دادن!

622
00:42:51,833 --> 00:42:54,958
‫رد گم کنی یا هم که پروفسور رو اعدام کردن

623
00:42:56,708 --> 00:42:58,208
‫باید امیدوار باشیم

624
00:42:58,333 --> 00:43:00,583
‫اگه پروفسور اینجا باشه،
‫اون وقت می‌تونیم بریم.

625
00:43:01,583 --> 00:43:03,708
‫شایدم زیادی پروفسور رو دست بالا گرفتی

626
00:43:03,833 --> 00:43:05,208
‫باید مثبت فکر کنی

627
00:43:05,833 --> 00:43:08,708
‫باز شروع شد، مثبت‌نگری کودن‌ها

628
00:43:08,750 --> 00:43:10,333
‫یه نگاه به اطرافت بنداز، ریو

629
00:43:11,708 --> 00:43:13,375
‫شما پسرا چندتا خشاب دارید؟

630
00:43:14,083 --> 00:43:16,250
‫یعنی، اگه بخوای مثبت فکر کنی

631
00:43:16,333 --> 00:43:19,625
‫گمونم بشه با کونگ‌فو از پا درشون آورد

632
00:43:19,708 --> 00:43:22,333
‫بعدش فرار می‌کنیم و
‫سوار قطار میشیم میریم خونه

633
00:43:24,083 --> 00:43:26,958
‫تفکر و گمان مثبت باعث زوال تمدنـه

634
00:43:27,083 --> 00:43:30,083
‫حتی می‌تونم همین الان دهنت رو صاف کنم.
‫در این حد خوش‌بین هستم.

635
00:43:30,625 --> 00:43:31,958
‫و می‌دونی چرا؟

636
00:43:32,000 --> 00:43:34,125
‫چون من توی الجزایر داخل یه قبر بودم

637
00:43:34,208 --> 00:43:37,958
‫و تمام فکر و ذکرم خارج شدن از اونجا بود،
‫و حالا اینجام.

638
00:43:38,000 --> 00:43:40,833
‫اینجا هستی چون من درگیر این بازی شدم

639
00:43:42,083 --> 00:43:43,083
‫و این یارو که اینجاست

640
00:43:44,125 --> 00:43:45,458
‫و اون یارویی که اونجاست

641
00:43:46,000 --> 00:43:47,000
‫فهمیدی؟

642
00:43:47,083 --> 00:43:48,583
‫خب، منم با ریوـَم

643
00:43:49,083 --> 00:43:51,583
‫تمام زندگیم توی جنگ‌های کوفتی بودم

644
00:43:52,333 --> 00:43:53,583
‫حالا صلح می‌خوام

645
00:43:54,083 --> 00:43:56,083
‫پس به آینده فکر می‌کنم،

646
00:43:56,833 --> 00:43:57,958
‫یه آینده‌ی مثبت

647
00:43:59,583 --> 00:44:00,625
‫من...

648
00:44:01,625 --> 00:44:03,083
‫هیچکس تابحال منو دوست نداشته

649
00:44:03,750 --> 00:44:06,000
‫هیچوقت یه رابطه‌ی جدی نداشتم

650
00:44:07,208 --> 00:44:09,208
‫گمونم بالاخره نوبت من شده

651
00:44:09,333 --> 00:44:12,333
‫احیاناً توی زندان هستیم؟ رسماً بازداشت شدیم؟

652
00:44:12,375 --> 00:44:13,875
‫منتظر محاکمه‌ایم؟

653
00:44:14,958 --> 00:44:17,875
‫یا جسدمون داخل یه کیسه‌ی پلاستیکی‌ـه؟
‫نه، درسته؟

654
00:44:19,083 --> 00:44:20,375
‫و چرا اینطور نیست؟

655
00:44:23,500 --> 00:44:25,208
‫چی می‌دونی که من نمی‌دونم؟

656
00:44:28,958 --> 00:44:31,500
‫فقط دارم به نشونه‌ها توجه می‌کنم، دوست من

657
00:44:32,333 --> 00:44:35,125
‫24 ساعته که دستگیرمون کردن و هنوز زنده‌ایم

658
00:44:36,208 --> 00:44:37,333
‫دنور اون بیرونـه

659
00:44:37,958 --> 00:44:39,083
‫بازداشتش کردن

660
00:44:40,083 --> 00:44:41,458
‫این نشونه‌ای‌ـه که من می‌بینم

661
00:44:43,833 --> 00:44:45,000
‫و غیر قابل تغییره

662
00:44:46,833 --> 00:44:47,958
‫این بابا یه چیزی می‌دونه

663
00:44:51,125 --> 00:44:53,875
‫باید یه مقدار مثبت اندیش باشید، دوستان من

664
00:44:57,208 --> 00:44:59,083
‫چیزی که اصلا تامایو دلش نمی‌خواست

665
00:44:59,125 --> 00:45:02,458
‫یه ویدیو بود که چیزی رو به تموم دنیا
‫نشون بده که اون سعی داشت مخفی کنه

666
00:45:02,500 --> 00:45:04,500
‫خانم‌ها و آقایون،
‫طبق وعده‌ای که داده شده بود،

667
00:45:04,583 --> 00:45:07,208
‫جواب سوال «چطور طلا
‫رو از اینجا خارج کردیم؟»

668
00:45:07,250 --> 00:45:08,958
‫به لطف این جیگر بود

669
00:45:09,458 --> 00:45:13,833
‫این پمپ استخراج، طلا رو
‫به مسافت 18 کیلومتر به حرکت درآورد

670
00:45:13,958 --> 00:45:17,333
‫به مکانی که تیم ما اون بیرون
‫قطعاتش رو جمع‌آوری کرد

671
00:45:17,375 --> 00:45:18,458
‫دوباره اونا رو ذوب کردن،

672
00:45:18,583 --> 00:45:20,083
‫و اونا رو به شمش طلا تبدیل کردن

673
00:45:20,125 --> 00:45:21,750
‫حالا این یه مدرک مستدلـه

674
00:45:22,958 --> 00:45:24,708
‫که طلاها دست ما نیست

675
00:45:25,333 --> 00:45:27,708
طلاها از بانک ملی خارج شده‌اند...

676
00:45:27,833 --> 00:45:29,583
‫توی مزایدۀ امروز خزانه،

677
00:45:29,708 --> 00:45:32,333
‫میلیاردها دلار ضرر می‌کنیم،

678
00:45:33,958 --> 00:45:35,125
‫هر هفته

679
00:45:35,208 --> 00:45:37,833
‫تا موقعی که کاملاً نتونیم
‫هیچ بودجه‌ای دریافت کنیم

680
00:45:37,875 --> 00:45:41,958
‫و بعدش، کشور ورشکست میشه

681
00:45:42,958 --> 00:45:44,708
‫گفتم مبادلات ارزی و بورسی رو متوقف کنید!

682
00:45:44,833 --> 00:45:47,708
‫برام مهم نیست که سه دقیقه‌ست باز شده.
‫جلوی مبادلات رو بگیرید!

683
00:45:47,750 --> 00:45:49,208
‫حق با پروفسور بود

684
00:45:50,333 --> 00:45:52,250
‫اوضاع کاملاً قاراشمیشـه

685
00:45:53,333 --> 00:45:56,083
‫و درست همون موقع که همه
‫فکر می‌کردن اقتصاد اسپانیا

686
00:45:56,208 --> 00:45:57,958
‫دیگه بدتر و بی‌اعتبارتر از این نمیشه...

687
00:45:58,458 --> 00:46:00,833
‫- اینو نگاه کنید!
‫- گل بود به سبزه نیز آراسته شد

688
00:46:01,375 --> 00:46:03,375
‫ممکن بود بگید دارید دروغ می‌گید

689
00:46:03,458 --> 00:46:06,708
‫ولی دیدن نیروی دریایی درحال جستجوی طلا

690
00:46:06,750 --> 00:46:09,583
‫مدرک غیرقابل بحث موفقیت سرقت ما بود.

691
00:46:09,708 --> 00:46:11,708
‫بیخیال، کدوم آشغالی به مطبوعات خبر داده؟

692
00:46:11,833 --> 00:46:14,583
‫همۀ چیزایی که بهت گفتم
‫رو ضرب در 10 کن!

693
00:46:17,625 --> 00:46:20,500
‫اینطوری نقشه‌ی شست تام رو می‌بندیم

694
00:46:21,958 --> 00:46:23,208
‫و بعدش بالاخره...

695
00:46:24,208 --> 00:46:26,833
‫بالاخره تو موقعیتی قرار می‌گیریم
‫که بتونیم مذاکره کنیم

696
00:46:31,333 --> 00:46:34,875
‫مدتی میشه که چیزی جا به جا نشده.
‫وضعیت ظاهری باغ خوبه.

697
00:46:36,208 --> 00:46:37,333
‫چندتا دیگه مونده؟

698
00:46:38,458 --> 00:46:40,500
‫یکی. 7 کیلومتر با اینجا فاصله داره

699
00:46:40,583 --> 00:46:41,458
‫بزنید بریم

700
00:46:41,500 --> 00:46:44,708
‫یه خونۀ سنگی که
‫در سال 1926 ساخته شده. روستایی‌ـه.

701
00:46:50,250 --> 00:46:52,833
‫این یکی پیش‌ساخته‌ست، درسته؟

702
00:47:14,583 --> 00:47:16,000
‫چمن رو بررسی کن

703
00:48:06,458 --> 00:48:07,541
‫حالا چیکار کنیم؟

704
00:48:08,291 --> 00:48:12,041
‫یک دو سه بشمریم بعدش همدیگه رو بکشیم؟

705
00:48:33,791 --> 00:48:34,916
‫خیلی خب

706
00:48:35,541 --> 00:48:36,791
‫هیچکس صدامونو نمی‌شنوه

707
00:48:37,916 --> 00:48:41,666
‫- گمونم یه نقشه‌ای داری
‫- قراره یه کنفرانس مطبوعاتی داشته باشی

708
00:48:42,541 --> 00:48:44,958
‫میگی که بعد از تحقیقات، پلیس...

709
00:48:46,416 --> 00:48:47,666
‫طلا رو پیدا کرده

710
00:48:51,833 --> 00:48:54,916
‫اگه این کار رو بکنم، دستم رو
‫میذاری توی پوست گردو

711
00:48:55,041 --> 00:48:57,958
‫اگه بهت خیانت کنم، دیگه بهم اعتماد نمی‌کنی

712
00:48:59,333 --> 00:49:01,916
‫- و این خوب نیست
‫- مسأله اعتماد مطرح نیست

713
00:49:02,041 --> 00:49:04,208
‫مسأله مرگ و زندگیـه

714
00:49:04,291 --> 00:49:06,083
‫سوارز، کانیزو، شروع کنید

715
00:49:06,791 --> 00:49:07,791
‫بلند شید!

716
00:49:17,291 --> 00:49:18,791
‫چه خبر شده پالرمو؟

717
00:49:18,916 --> 00:49:20,166
‫روحمم خبر نداره، مانیل

718
00:49:21,416 --> 00:49:23,541
‫اگه گولم بزنی، پروفسور

719
00:49:23,666 --> 00:49:25,791
‫مرگ دوستانت رو تماشا می‌کنی

720
00:49:26,291 --> 00:49:28,166
‫- صدامو داری، سوارز؟
‫- بله، سرهنگ

721
00:49:29,541 --> 00:49:31,708
‫حالا که می‌دونی مشغول
‫چه‌جور بازی‌ای هستیم،

722
00:49:31,791 --> 00:49:35,416
‫واقعاً می‌خوای برم اون بیرون
‫و با مطبوعات حرف بزنم؟

723
00:49:37,083 --> 00:49:39,041
‫بهت که گفتم، «یا هر دو برنده میشیم...

724
00:49:41,291 --> 00:49:42,416
‫یا هر دو می‌بازیم.»

725
00:49:43,916 --> 00:49:46,791
‫من نقشه‌ی روش دزدیدن طلا
‫از بانک اسپانیا رو می‌دونم

726
00:49:47,416 --> 00:49:49,416
‫اون مقدار کمی رو که نمی‌دونستم، خودم فهمیدم

727
00:49:49,541 --> 00:49:52,791
‫می‌خوای طلا رو پس بدی و ازش به عنوان
‫برگ برندۀ مذاکره استفاده کنی، مگه نه؟

728
00:49:52,916 --> 00:49:54,666
‫ولی من اجازه نمیدم این اتفاق بیوفته

729
00:49:55,583 --> 00:49:58,208
‫چون معجزۀ واقعی بیرون آوردنش بود

730
00:49:58,708 --> 00:50:00,416
‫و اون قسمت دیگه تمومـه

731
00:50:01,041 --> 00:50:03,166
‫تو باید برادرزاده‌ش باشی، درسته؟

732
00:50:05,291 --> 00:50:06,291
‫رافائل

733
00:50:10,125 --> 00:50:11,833
‫عموت اینو برات نوشته

734
00:50:21,958 --> 00:50:22,958
‫صبح بخیر

735
00:50:23,375 --> 00:50:25,833
‫متأسفم که خواستم اینقدر سریع بیاید اینجا،

736
00:50:25,958 --> 00:50:27,833
‫ولی یه بیانیۀ مهم دارم

737
00:50:30,625 --> 00:50:33,083
‫تحقیقات پلیس یه قدم به جلوتر رفته

738
00:50:33,208 --> 00:50:36,833
‫ما دو تا کامیون رو که داشتن طلای
‫بانک اسپانیا رو حمل می‌کردن توقیف کردیم

739
00:50:36,875 --> 00:50:38,708
‫خواهش می‌کنم

740
00:50:38,750 --> 00:50:40,458
‫و یه چیز دیگه هم بهشون میگی

741
00:50:40,500 --> 00:50:41,833
‫که من اومدم داخل بانک

742
00:50:42,750 --> 00:50:46,583
‫تا برای تسلیم شدن گروه مذاکره کنم
‫تا مانع از صدمات بیشتر بشم.

743
00:50:46,625 --> 00:50:49,083
‫در این مورد، اون به
‫زیرزمین بانک اسپانیا رفت،

744
00:50:49,208 --> 00:50:50,458
‫عمق 48 متری

745
00:50:50,500 --> 00:50:53,125
‫جایی که هنوز بقیۀ سارقان سنگر گرفتن

746
00:50:53,208 --> 00:50:56,333
‫و دارن حملات نیروهای
‫امنیتی کشور رو دفع می‌کنن

747
00:50:56,458 --> 00:50:59,958
‫سخنرانی‌ت رو با پیامی مبنی بر
‫اطمینان و شفافیت به پایان می‌رسونی

748
00:51:00,083 --> 00:51:03,708
‫به محض اینکه بری روی آنتن، اون
‫کامیون‌ها به بانک نزدیک میشن

749
00:51:03,750 --> 00:51:06,083
‫می‌تونید در امتداد بزرگراه شمالی
‫اسکورت‌شون کنید

750
00:51:06,208 --> 00:51:09,083
‫و دقیقاً چطوری قراره این دستور رو بدی درحالی
‫که بازداشت شدی و بهت دست‌بند زدن؟

751
00:51:09,125 --> 00:51:10,333
‫من دستورش رو نمیدم

752
00:51:12,708 --> 00:51:13,833
‫تو میدی

753
00:51:13,875 --> 00:51:15,958
‫بیانیه‌ت توی تلوزیون علامتشـه

754
00:51:16,083 --> 00:51:18,833
‫همگی بخشی از نقشه‌ست

755
00:51:18,875 --> 00:51:21,875
‫شما برنده می‌شید، و کل دنیا اینو می‌بینه

756
00:51:47,208 --> 00:51:48,833
‫وقایع مهیجی رو شاهد هستید

757
00:51:48,875 --> 00:51:50,875
‫طلا به بانک اسپانیا بازگشته

758
00:51:50,958 --> 00:51:53,208
‫همینطور نوسان بازار سرمایه کمتر شده

759
00:51:53,250 --> 00:51:58,625
‫دولت و اقتصاددان‌ها هم‌رأی هستن
‫که بحران بدهی تحت کنترلـه

760
00:51:58,708 --> 00:52:01,625
‫و میشه به همون سرعتی که
‫ریزش کرد بهبود پیدا کنه

761
00:52:01,708 --> 00:52:04,083
‫در همین لحظه، کارمندان بانک اسپانیا

762
00:52:04,208 --> 00:52:06,708
‫و نیروهای امنیتی درحال تخلیه‌ی طلاها از

763
00:52:06,750 --> 00:52:09,500
‫کامیون‌ها هستن تا اونا رو
‫به گاوصندوق بانک برگردونن

764
00:52:10,958 --> 00:52:12,833
‫اونا دیگه چه کامیون‌هایی هستن؟

765
00:52:14,375 --> 00:52:15,833
‫بخشی از نقشه‌ست

766
00:52:15,875 --> 00:52:17,458
‫بخشی از نقشه‌ای که من نمی‌دونم؟

767
00:52:17,583 --> 00:52:21,583
‫همه‌ی رازها رو که قبل خواب  نمیگن

768
00:52:21,625 --> 00:52:23,583
‫- چی داری میگی لعنتی؟
‫- آروم باش

769
00:52:23,708 --> 00:52:26,583
‫نمی‌تونم آروم باشم چون نمی‌دونم الان قضیه چیه

770
00:52:27,958 --> 00:52:29,083
‫لازم بود

771
00:52:32,333 --> 00:52:35,083
‫شاید بتونی همه رو گول بزنی،
‫ولی منو نه، سرجیو

772
00:52:37,875 --> 00:52:38,875
‫نمی‌فهمم

773
00:52:39,583 --> 00:52:44,958
‫تو هرگز وارد بانک اسپانیا نمیشی که
‫بعداً بخوای طلاها رو پس بدی. هرگز.

774
00:52:45,500 --> 00:52:47,583
‫البته که نه. این کار رو برای نجات ریو می‌کنم.

775
00:52:47,625 --> 00:52:49,708
‫آره، آره، درسته.
‫اون پسر فوق‌العاده‌ایه.

776
00:52:49,833 --> 00:52:52,333
‫چرا آخرین قسمت از نقشه رو بهم نمیگی؟

777
00:52:55,208 --> 00:52:58,250
‫هیچکدوم از افرادی که دارن وارد بانک میشن
‫نباید آخرین قسمت از نقشه رو بدونن

778
00:52:58,333 --> 00:52:59,833
‫خب، می‌تونم درک کنم

779
00:53:01,208 --> 00:53:03,250
‫به‌هرحال، در این صورت، من نیستم

780
00:53:09,125 --> 00:53:10,125
‫مارتین

781
00:53:16,708 --> 00:53:17,875
‫طلای یه کشور چیه؟

782
00:53:19,583 --> 00:53:20,625
‫ثروتش؟

783
00:53:20,708 --> 00:53:21,708
‫نه

784
00:53:23,833 --> 00:53:26,375
‫این... یه توهمـه

785
00:53:29,583 --> 00:53:31,083
‫یه توهمـه

786
00:53:33,208 --> 00:53:34,500
‫به درد نخوره

787
00:53:34,583 --> 00:53:37,250
‫اسپانیا با اون طلا پول هیچی رو نمیده

788
00:53:37,333 --> 00:53:39,250
‫هیچ تراکنشی ندارن. هیچی.

789
00:53:39,333 --> 00:53:41,250
‫اونا...

790
00:53:41,333 --> 00:53:43,125
‫صرفاً جنبۀ روانی داره

791
00:53:54,958 --> 00:53:56,333
‫طلا به جای فلز برنج

792
00:53:58,750 --> 00:54:02,500
‫پس با بانک اسپانیا همون کاری رو می‌کنی
‫که برلین با گنج وایکینگ‌ها کرد؟

793
00:54:03,875 --> 00:54:06,500
‫- دانمارک چطور بود؟
‫- معاوضه عالی پیش رفت

794
00:54:23,708 --> 00:54:24,708
‫برید بیرون!

795
00:54:31,458 --> 00:54:34,750
‫شمش‌هایی که داخل اون کامیون اومدن،
‫برنج با روکش طلا هستن

796
00:54:34,833 --> 00:54:36,583
‫فقط برنج با روکش طلا

797
00:54:37,583 --> 00:54:39,083
‫بهت هشدار داده بودم

798
00:54:39,708 --> 00:54:41,750
‫- سوارز، کانیزو، دست به اسلحه بشید‌!
‫- اسلحه‌ها در حالت آماده!

799
00:54:46,250 --> 00:54:47,250
‫تامایو، یه لحظه صبر کن

800
00:54:47,333 --> 00:54:51,500
‫اون شمش‌ها جلوی بحران بدهی رو گرفتن

801
00:54:56,083 --> 00:54:58,333
‫نکنه فکر کردی رابین‌هود هستی؟

802
00:54:58,833 --> 00:55:01,208
‫حالا می‌خوای طلای یه کشور رو بدزدی؟

803
00:55:12,333 --> 00:55:13,458
‫من یه دزدم

804
00:55:14,958 --> 00:55:16,208
‫پسر یه دزد

805
00:55:18,333 --> 00:55:19,458
‫برادر یه دزد

806
00:55:27,208 --> 00:55:29,125
‫امیدوارم یه روز پدر یه دزد هم بشم!

807
00:55:33,208 --> 00:55:35,375
‫هیچکس نمی‌تونه ذاتش رو پس بزنه، تامایو

808
00:55:36,208 --> 00:55:38,083
‫یه راه خروج آبرومندانه برات میذارم

809
00:55:39,625 --> 00:55:41,083
‫بهش فکر کن، سرهنگ

810
00:55:44,333 --> 00:55:45,333
‫تقریباً خنده‌داره

811
00:55:45,833 --> 00:55:48,625
‫خوب می‌دونی که با رسوم اسپانیایی جور در میاد

812
00:55:49,125 --> 00:55:52,750
‫کدوم کشور دیگه‌ای می‌تونه ذخایر
‫طلای پشتوانه تقلبی داشته باشه

813
00:55:54,375 --> 00:55:57,958
‫و هنوزم یکی از مهم‌ترین اقتصادهای دنیا باشه؟

814
00:55:59,250 --> 00:56:01,458
‫این همون رندنامه‌ی اسپانیایی‌ـه
‫[رندنامه نوعی از آثار ادبی است که
‫قهرمان داستان فردی نادرست می‌باشد]

815
00:56:01,958 --> 00:56:05,458
‫داستان «لازاریو د تورمس»
‫به انگلیسی نوشته نشده

816
00:56:06,000 --> 00:56:07,083
‫اینطور نیست؟

817
00:56:07,625 --> 00:56:08,625
‫تامایو

818
00:56:09,708 --> 00:56:11,250
‫تو یه قهرمان میشی

819
00:56:12,375 --> 00:56:13,375
‫یه قهرمان

820
00:56:13,708 --> 00:56:15,708
‫و این تفاوت کوچیک بین فلزات

821
00:56:16,958 --> 00:56:18,750
‫میشه یکی دیگه از اسرار کشور

822
00:56:19,583 --> 00:56:23,125
‫طی 50 60 70 سال آینده
‫از یه رئیس‌جمهور به دیگری

823
00:56:23,958 --> 00:56:26,000
‫منتقل میشه، ولی در اعماقش...

824
00:56:28,583 --> 00:56:30,458
‫هیچی تغییر نمی‌کنه

825
00:56:32,375 --> 00:56:33,958
‫- مسلح‌شون کنید
‫- مسلح کنید!

826
00:56:35,333 --> 00:56:37,083
‫نه، تامایو، نه!

827
00:56:38,583 --> 00:56:41,083
‫واقعاً فکر کردی به همین سادگی
‫از اینجا خارج میشید

828
00:56:41,208 --> 00:56:44,083
‫و ذخایر پشتوانه‌ی برنجی برای من میذارید؟

829
00:56:44,125 --> 00:56:45,958
‫بهم بگید طلا رو کجا می‌تونم پیدا کنم

830
00:56:46,000 --> 00:56:47,125
‫- 10
‫- 10!

831
00:56:49,583 --> 00:56:52,333
‫درحال حاضر ذخایر برنجی
‫بهترین گزینه‌ت هستش، تامایو

832
00:56:52,375 --> 00:56:54,375
‫- 9!
‫- نمی‌تونی این کارو بکنی، سرهنگ

833
00:56:54,458 --> 00:56:55,708
‫نمی‌تونی این کارو بکنی

834
00:56:55,833 --> 00:56:56,958
‫- 8!
‫- 8!

835
00:56:57,958 --> 00:57:01,208
‫اگه شلیک کنن، اثبات می‌کنم که کل چیزی
‫که اون بیرون داری فقط آشغالـه!

836
00:57:02,083 --> 00:57:04,250
‫- 7
‫- من فیلم دارم، اسناد دارم

837
00:57:04,333 --> 00:57:06,333
‫- همه چی به یک باره منتشر میشه
‫- 6

838
00:57:06,375 --> 00:57:08,958
‫می‌دونی این یعنی چی؟
‫بدهی سر به فلک میذاره

839
00:57:09,000 --> 00:57:10,375
‫بازار سهام سرنگون میشه

840
00:57:10,458 --> 00:57:11,958
‫- کشور ورشکست میشه
‫- 5!

841
00:57:12,000 --> 00:57:14,083
‫ورشکستگی کامل.
‫هیچ گزینۀ دومی نخواهی داشت!

842
00:57:14,125 --> 00:57:15,333
‫- 4!
‫- 4!

843
00:57:15,458 --> 00:57:17,458
‫اون برنج‌ها بهترین انتخاب
‫برای هردومونـه! تامایو!

844
00:57:17,583 --> 00:57:18,833
‫- 3!
‫- 3!

845
00:57:18,875 --> 00:57:19,875
‫سرجیو!

846
00:57:22,375 --> 00:57:24,208
‫قبول کن. تمام بازارها قبولش کردن.

847
00:57:24,333 --> 00:57:27,083
‫تمام دنیا قبولش کردن.
‫فقط تو باید قبولش کنی.

848
00:57:27,125 --> 00:57:28,333
‫- این تنها راه چاره‌ی توئـه
‫- 2

849
00:57:28,458 --> 00:57:29,583
‫2!

850
00:57:30,958 --> 00:57:32,625
‫هیچوقت اون طلاها رو بدست نمیاری، می‌‌شنوی؟

851
00:57:32,708 --> 00:57:35,000
‫حتی کنترلش دست من هم نیست.
‫نقشه روالش رو طی می‌کنه.

852
00:57:35,083 --> 00:57:38,958
‫طلا سوپاپ اطمینان ماست،
‫برای اونایی که داخل هستن و اونایی که بیرونن.

853
00:57:39,000 --> 00:57:40,833
‫- هیچوقت برگردونده نمیشن
‫- 1!

854
00:57:41,833 --> 00:57:44,833
‫اگه شلیک کنید، هم جسد رو
‫دستت می‌مونه هم ورشکستگی

855
00:57:44,958 --> 00:57:46,958
‫بهت گفتم و یه بارم میگم

856
00:57:47,000 --> 00:57:49,583
‫یا هر دو برنده میشیم یا هر دو می‌بازیم!

857
00:57:53,583 --> 00:57:54,583
‫سرهنگ،

858
00:57:56,208 --> 00:57:57,750
‫وقتشه باهاش رو در رو بشی

859
00:57:59,458 --> 00:58:01,250
‫این کیش و ماتـه

860
00:58:17,250 --> 00:58:18,375
‫صبح بخیر

861
00:58:21,833 --> 00:58:23,583
‫سرقت رسماً تموم شده

862
00:58:24,708 --> 00:58:27,583
‫نیروهای ویژه ارتش موفق شدن با استفاده از

863
00:58:27,625 --> 00:58:30,125
‫مواد منفجره به زیرزمین
‫بانک دسترسی پیدا کنن،

864
00:58:30,208 --> 00:58:32,250
‫و آخرین گروگان‌ها رو آزاد کردن

865
00:58:40,083 --> 00:58:42,458
‫« گروگان‌ها از بانک اسپانیا آزاد شدند »

866
00:58:53,791 --> 00:58:56,541
‫این اعضای گروه سارقین کشته شدند:

867
00:58:59,833 --> 00:59:01,916
‫آنیبال کورتز، با نام مستعار ریو

868
00:59:04,541 --> 00:59:06,791
‫سانتیاگو لوپز، با نام مستعار بوگوتا

869
00:59:08,791 --> 00:59:10,708
‫خولیا مارتینز، با نام مستعار مانیل

870
00:59:12,916 --> 00:59:14,208
‫« پلیس سارقان را از پا در آورد »

871
00:59:14,291 --> 00:59:16,916
‫ماتیاس کانیو، با نام مستعار پامپلونا

872
00:59:19,583 --> 00:59:21,791
‫میرکو دراگیک، با نام مستعار هلسینکی

873
00:59:25,166 --> 00:59:27,458
‫مونیکا گازتمبیده، با نام مستعار استکهلم

874
00:59:33,916 --> 00:59:35,916
‫مارتین بروتی، با نام مستعار پالرمو

875
00:59:41,208 --> 00:59:43,166
‫راکل موریو، با نام مستعار لیسبون

876
00:59:47,541 --> 00:59:50,666
‫و سرجیو مارکینا، با نام مستعار پروفسور

877
01:00:16,916 --> 01:00:20,833
‫تحقیقات پلیس که منجر به بازپس‌گیری
‫ذخایر طلای ملی شد

878
01:00:20,916 --> 01:00:26,166
‫با همکاری قاطعانۀ دنیل راموس،
‫با نام مستعار دنور بود

879
01:00:26,208 --> 01:00:29,291
‫که از حالا تحت برنامۀ حفاظت
‫از شاهدین ما قرار می‌گیره

880
01:00:29,416 --> 01:00:32,083
‫تا پایان تمامی مراحل قانونی.

881
01:01:23,166 --> 01:01:25,208
‫هیچکس دنبال یه آدم مُرده نمی‌گرده

882
01:01:25,833 --> 01:01:27,666
‫طلای واقعی گروگان ماست

883
01:01:28,791 --> 01:01:31,666
‫اگه نمی‌خواید بزرگترین
‫راز حکومتی برملا بشه،

884
01:01:32,541 --> 01:01:34,833
‫این تعقیب و گریز همینجا تموم میشه.

885
01:01:36,166 --> 01:01:37,166
‫برای همیشه

886
01:02:14,416 --> 01:02:16,583
‫« رویا تموم نشده »

887
01:02:42,666 --> 01:02:44,916
‫حالا، واقعاً براتون سواله که

888
01:02:44,958 --> 01:02:46,916
‫«چه بلایی سر طلای واقعی اومد؟»

889
01:02:50,458 --> 01:02:52,041
‫اگه اون بود همینو می‌خواست

890
01:02:52,666 --> 01:02:54,791
‫مطمئنی سهمت رو بهت میده؟

891
01:02:55,291 --> 01:02:56,291
‫آره

892
01:02:57,166 --> 01:02:58,708
‫یه مسأله خانوادگی‌ـه

893
01:03:08,416 --> 01:03:11,583
‫« 24 ساعت بعد »

894
01:04:15,666 --> 01:04:16,666
‫جدی جدی موفق شدیم

895
01:04:29,666 --> 01:04:32,166
‫- باید باور داشته باشی، برادر
‫- همیشه

896
01:04:47,125 --> 01:04:48,291
‫ممنون

897
01:05:08,875 --> 01:05:10,000
‫چیزی نمونده بود گند بزنم، نه؟

898
01:05:20,291 --> 01:05:22,250
‫این مرد همیشه یه نقشه‌ی دیگه داره، نه؟

899
01:05:23,375 --> 01:05:24,375
عوضیا

900
01:05:24,916 --> 01:05:27,041
‫راستی، یه کلمه هم حرف نزدی

901
01:05:36,125 --> 01:05:39,375
‫همه چی هم همونطوری که می‌خواستیم نشد

902
01:05:44,875 --> 01:05:46,000
‫همه‌مون اینجا نیستیم

903
01:05:49,250 --> 01:05:50,250
‫ولی...

904
01:05:53,250 --> 01:05:55,125
‫ولی، بازم به یه چیزی رسیدیم

905
01:05:59,625 --> 01:06:01,500
‫- یالا
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب

906
01:06:43,750 --> 01:06:45,708
‫پروفسور، یه چیزی برام داری

907
01:06:54,958 --> 01:06:55,958
‫لوسیا؟

908
01:06:58,958 --> 01:07:00,125
‫و ویکتوریا

909
01:07:22,458 --> 01:07:23,458
‫و طلا؟

910
01:07:26,208 --> 01:07:27,750
‫طلا همین الانشم توی پرتغال‌ـه

911
01:07:28,833 --> 01:07:30,083
‫داخل یه خونۀ کوچیکـه

912
01:07:31,250 --> 01:07:32,625
‫خونۀ کوچیک گنج

913
01:11:33,000 --> 01:11:38,625
‫« به لطف شما، میراث ما
‫ادامه خواهد یافت. مقاومت حقیقی »
