﻿1
00:00:01,543 --> 00:00:05,296
...من هر چه در وجودم داشتم مصرف کردم

2
00:00:08,675 --> 00:00:11,177
.نفر بعدی... تویی

3
00:01:47,607 --> 00:01:50,610
اداره‌ی پلیس مادرشهر
نوموهایی که این سری گرفتیم هم
...مثل همون نوموهای بار قبلن

4
00:01:51,069 --> 00:01:52,904
،واکنش‌های انسانی ندارن

5
00:01:52,904 --> 00:01:55,156
.و بعید می‌دونم که اطلاعات جدیدی ازشون به دست بیاریم

6
00:01:55,907 --> 00:01:59,077
انباری هم که درش نگهداری می‌شدن
.با خاک یکسان شده

7
00:01:59,077 --> 00:02:03,248
.فقط می‌تونیم تحقیقاتمون رو روی نحوه‌ی ساختشون ادامه بدیم

8
00:02:03,957 --> 00:02:07,377
از توی میخونه هم اطلاعات شخصی‌ای چیزی ازشون دستگیرمون نشد؟

9
00:02:07,919 --> 00:02:09,295
.فعلاً داریم بررسی می‌کنیم

10
00:02:11,422 --> 00:02:13,383
،اگه بیشترشون رو هم دستگیر کنیم

11
00:02:13,383 --> 00:02:16,886
باز فرقی نمی‌کنه، چون گذاشتیم شریک جرم‌ها همه فرار کنن
.که شیگاراکی هم جزئشونه

12
00:02:17,428 --> 00:02:19,722
،هر چه قدر هم که خودمون رو دست بالا بگیریم

13
00:02:19,722 --> 00:02:21,683
.حقیقت اینه که با این آمار زخمی‌ها فقط تونستیم قضیه رو مساوی کنیم

14
00:02:21,683 --> 00:02:23,143
.چه قدر هالویین شما

15
00:02:23,768 --> 00:02:26,104
.ما مظهر صلح رو دو دستی تقدیمشون کردیم

16
00:02:26,980 --> 00:02:29,649
،بدن استخوانی و تحلیل‌رفته‌ی آلمایت رو همه‌ی دنیا دیدن

17
00:02:29,858 --> 00:02:34,070
و چه در ذهن مردم و چه در ذهن تبه‌کارها

18
00:02:34,070 --> 00:02:36,948
.و دیگه مظهر صلحِ شکست‌ناپذیر وجود نداره

19
00:02:37,323 --> 00:02:40,618
وقتی فقط به یه نفر تکیه کنیم
.همین میشه دیگه

20
00:02:40,618 --> 00:02:44,455
همه دیگه فهمیدن که اگه یه مشت احمق رو جمع کنن
.می‌تونن همین بلاها رو سرمون در بیارن

21
00:02:44,455 --> 00:02:45,874
.همینه که منو می‌ترسونه

22
00:02:46,666 --> 00:02:48,418
،توی گزارش‌های اولیه‌مون هم اومده که

23
00:02:48,418 --> 00:02:51,462
رئیس حمله‌کننده‌ها که شیگاراکی تومورا باشه
.سابقه‌ی پرخاشگری‌های کودکانه داره

24
00:02:51,462 --> 00:02:55,884
،هر چه‌قدر نقشه‌های جدید بکشه
.رفتار اونا هم همون‌قدر پیچیده‌تر و فریبکارانه‌تر میشه

25
00:02:56,384 --> 00:02:59,095
واسه‌ش میشن راهی که ببینه باهاشون
.چطور میتونه جامعه رو تحت تأثیر قرار بده

26
00:03:00,305 --> 00:03:02,974
.پروسه‌ی تفکرش پخته‌تر شده

27
00:03:02,974 --> 00:03:04,767
و حالا هم دیگه آلمایتی در کار نیست

28
00:03:04,767 --> 00:03:08,479
.و نسبت به قبل نظارت کمتری روی رفتار مردم هست

29
00:03:08,479 --> 00:03:11,316
،هر بار که لیگشون مغلوب بشه
.قوی‌تر میشن

30
00:03:11,983 --> 00:03:15,862
و شیگاراکی هر بار ابزارهای بیشتری برای
.گسترش حوزه‌ی تأثیرش میگیره

31
00:03:16,404 --> 00:03:19,240
یعنی میگین اینم بخشی از نقشه‌شون بوده؟

32
00:03:19,240 --> 00:03:20,783
یا صرفاً فرضیه‌ی خودتونه؟

33
00:03:21,367 --> 00:03:22,410
.نمیدونم

34
00:03:22,785 --> 00:03:25,288
تنها چیزی که می‌تونم با اعتماد کامل بگم اینه

35
00:03:25,288 --> 00:03:28,124
.که ما باید به هر قیمتی که شده دستگیرشون کنیم

36
00:03:28,124 --> 00:03:32,629
پلیس وقت نداره که دست روی دست بذاره و
.بشه «هتل تبه‌کارها» و هر وقت که اونا خواستن گیرشون بندازه

37
00:03:33,546 --> 00:03:35,423
.بعضی چیزها نیاز به تغییر داره

38
00:03:37,383 --> 00:03:39,886
.پاره‌آتیشی که درون من بود، دیگه خاموش شده

39
00:03:40,678 --> 00:03:43,097
.مظهر صلح مُرده

40
00:03:44,349 --> 00:03:44,766
...ولی

41
00:03:46,100 --> 00:03:49,103
.هنوز کاری هست که باید انجامش بدم

42
00:03:49,604 --> 00:03:51,314
.شیگاراکی تومورا

43
00:03:51,314 --> 00:03:53,608
که نوه‌ی شیموراست، هان...؟

44
00:03:53,900 --> 00:03:56,527
خب اینو فقط از زبون همه برای یکی شنیدی دیگه؟

45
00:03:56,527 --> 00:03:58,029
.خب از حرفای اون که چیز زیادی دستگیرمون نمیشه

46
00:03:58,446 --> 00:04:02,700
شما دو تا با خانواده‌ی شیمورا حشر و نشری نداشتین؟

47
00:04:02,700 --> 00:04:03,618
...نچ

48
00:04:03,618 --> 00:04:04,535
چرا خب؟

49
00:04:05,578 --> 00:04:08,414
،شوهر شیمورا رو کشتن

50
00:04:08,915 --> 00:04:13,753
واسه همین بچه‌ش رو گذاشت پیش پرستار تا
.اقلاً بچه‌ش از دنیای قهرمان‌ها دور باشه

51
00:04:14,128 --> 00:04:18,132
به من و توشینوری هم گفت که
...اگه بدترین اتفاق ممکن هم برای خودش افتاد

52
00:04:18,132 --> 00:04:20,843
.حق نداریم با بچه‌ش ارتباط برقرار کنیم

53
00:04:21,594 --> 00:04:23,805
...پس قولی که به اون مرحوم دادین، نتیجه‌ی عکس داد

54
00:04:24,138 --> 00:04:25,556
.افسوس

55
00:04:27,058 --> 00:04:31,104
پیوند خونی‌ای که استادم
!...به خاطر صلح قطع کرده بود

56
00:04:31,604 --> 00:04:34,023
...باید شیگاراکی رو پیدا کنم

57
00:04:34,607 --> 00:04:35,858
...پیداش کنم و

58
00:04:36,109 --> 00:04:38,569
حرفشم نزن، گیریم پیداش کردی
بعدش می‌خوای چیکار کنی؟

59
00:04:39,070 --> 00:04:42,198
.تو دیگه به چشم تبه‌کار بهش نگاه نمی‌کنی

60
00:04:42,198 --> 00:04:43,783
.تردید به دلت راه میدی

61
00:04:43,783 --> 00:04:46,953
.جد و آبادش هر کسی می‌خواد باشه باشه، الان مجرمه

62
00:04:48,454 --> 00:04:52,750
از الان به بعد من و سوکائوچی
.روی شیگاراکی تحقیق می‌کنیم

63
00:04:52,750 --> 00:04:56,045
تو هم میری یو.ای و کارهایی که
.باید بکنی رو می‌کنی

64
00:04:57,088 --> 00:05:00,008
،درسته که دیگه نمی‌تونی مظهر صلح باشی

65
00:05:00,717 --> 00:05:03,177
.ولی یادت باشه که آلمایت هنوز زنده‌ست

66
00:05:04,220 --> 00:05:05,805
ایمن و بی‌اضطراب
مقر امنیت منطقه‌ای
!بایستید

67
00:05:05,805 --> 00:05:08,808
بعد از اون حادثه، تودوروکی  و بچه‌ها رو دیدم
ایمن و بی‌اضطراب
مقر امنیت منطقه‌ای
!بایستید

68
00:05:09,684 --> 00:05:12,353
.و با کاچان رفتم اداره‌ی پلیس

69
00:05:13,313 --> 00:05:15,606
.کاچان لب از لب باز نمی‌کرد

70
00:05:19,068 --> 00:05:23,197
و یه چیزی از نصف روز گذشته بود
.که رفتیم سمت خونه‌هامون

71
00:05:24,949 --> 00:05:28,119
خبر شوکه‌کننده! قیافه‌ی حقیقی آلمایت

72
00:05:31,748 --> 00:05:32,999
!خوش اومـــــــــــدی

73
00:05:32,999 --> 00:05:35,877
.وای شوتو، نبودی که ببینی چه اتفاقای داغونی افتاد

74
00:05:35,877 --> 00:05:40,256
خیلی نگرانت شدم. آخه بعد از این که رفتی دیدن مامان
!دیگه جواب پیام‌هام رو نمی‌دادی

75
00:05:40,256 --> 00:05:42,383
.ببخشید آبجی

76
00:05:45,553 --> 00:05:49,599
،زیاد نیست اومده خونه
.ولی از وقتی اومده همینطوریه

77
00:05:51,768 --> 00:05:55,605
اگه آلمایت دیگه واقعاً نتونه
،توی خط مقدم وایسته

78
00:05:55,605 --> 00:05:56,189
اتاق تمرین

79
00:05:56,189 --> 00:05:58,107
...جایگاه قهرمان شماره‌ی یک میوفته روی دوشِ
اتاق تمرین

80
00:06:08,743 --> 00:06:11,037
...من قبول ندارم... اینطوری قبول ندارم

81
00:06:11,037 --> 00:06:12,038
...من قبول ندارم... اینطوری قبول ندارم

82
00:06:12,580 --> 00:06:13,998
!عمراً اگه اینطوری قبولش کنم

83
00:06:14,457 --> 00:06:16,376
!نمیتونم اصلاً

84
00:06:18,127 --> 00:06:19,128
.رسیدن به خیر

85
00:06:19,587 --> 00:06:20,004
میدوریا اینـــــکو

86
00:06:20,004 --> 00:06:22,548
انگاری آلمایت خیلی اذیت شده، نه؟
میدوریا اینـــــکو

87
00:06:22,548 --> 00:06:23,049
انگاری آلمایت خیلی اذیت شده، نه؟

88
00:06:23,049 --> 00:06:23,549
میدوریا

89
00:06:23,549 --> 00:06:26,094
.لابد خودت هم تا به خونه رسیدی حسابی اذیت شدی ایزوکو
میدوریا

90
00:06:27,136 --> 00:06:28,096
...آره

91
00:06:32,266 --> 00:06:34,268
!خبر لایــــــــد

92
00:06:35,144 --> 00:06:36,854
حالا چی میشه؟

93
00:06:37,647 --> 00:06:40,900
یعنی کارهایی که کردم درست بود؟

94
00:06:42,068 --> 00:06:43,194
...آلمایت

95
00:06:57,875 --> 00:07:00,378
ای بابا! باز داری کجا میری؟
!غذا دیگه آماده‌ست

96
00:07:00,420 --> 00:07:01,295
!بااجازه

97
00:07:02,463 --> 00:07:04,465
پارک ساحلی داگوبا

98
00:07:08,678 --> 00:07:10,221
!آلمایـــــــت

99
00:07:10,763 --> 00:07:12,348
.خب، پس بالاخره اومدی

100
00:07:12,849 --> 00:07:14,267
!آلمایـــــــت

101
00:07:14,517 --> 00:07:16,018
!چه قدر معطل کـــــــردی

102
00:07:16,519 --> 00:07:18,229
!آلمایـــــــت

103
00:07:18,229 --> 00:07:19,772
...مشتِ

104
00:07:20,064 --> 00:07:21,566
!تگزاســـــــــــی

105
00:07:23,818 --> 00:07:27,155
اصلاً پای حرفت نمی‌مونی مگه نه؟

106
00:07:27,530 --> 00:07:30,324
.همه‌چیز داشت از بین می‌رفت، حواست هست

107
00:07:30,324 --> 00:07:32,535
واقعاً که! معلوم هست دنباله‌رو کی هستی؟

108
00:07:35,079 --> 00:07:37,415
...میدوریای جوان، من

109
00:07:38,207 --> 00:07:40,209
.عملاً بازنشست شدم...

110
00:07:40,877 --> 00:07:43,629
.بدنم دیگه توانایی مبارزه نداره

111
00:07:50,678 --> 00:07:53,598
،آخرین پاره‌های آتش یکی برای همه‌م خاموش شد

112
00:07:53,598 --> 00:07:57,310
.و دیگه نمی‌تونم توی حالت عضلانیم برم

113
00:07:58,394 --> 00:08:03,399
،ولی هر چه قدر که به گوشت می‌خونم
!تو باز هر بار یه علم‌شنگه‌ای راه میندازی

114
00:08:03,399 --> 00:08:06,235
هر چه قدر هم که به گوشت بخونم
!تو باز کار خودت رو می‌کنی و بدنت رو داغون می‌کنی

115
00:08:06,486 --> 00:08:08,571
!...برای همین،‌ این بار

116
00:08:10,990 --> 00:08:14,327
که دیدم بدون زخمی کردن خودت...
،از مهلکه بیرون اومدی

117
00:08:15,203 --> 00:08:16,746
.بال در آوردم

118
00:08:18,706 --> 00:08:22,627
از الان به بعد
.تمام همّ‌وغمّم رو میذارم روی آموزش تو

119
00:08:22,627 --> 00:08:26,255
.از الان به بعد... باید پابه‌پای هم و حسابی تلاش کنیم

120
00:08:27,798 --> 00:08:32,553
...آ... آلمایت

121
00:08:32,553 --> 00:08:37,183
اصلاً پای حرفت نمی‌مونی ها، نه؟

122
00:08:37,183 --> 00:08:39,769
مگه بهت نگفتم دیگه اشکت دم مشکت نباشه و گریه نکنی؟

123
00:08:44,106 --> 00:08:47,109
اندک‌دردی که روی گونه‌م سلانه‌سلانه جاری شده بود

124
00:08:47,109 --> 00:08:49,946
.بهم می‌گفت که این پایان دوران آلمایته

125
00:08:49,946 --> 00:08:52,949
پایان شروع و شروع پایان
.بهم می‌گفت که این پایان دوران آلمایته

126
00:08:52,949 --> 00:08:53,824
پایان شروع و شروع پایان

127
00:08:57,828 --> 00:09:01,832
پس از دزدیده شدن دیگر نتوانست از کوسه‌ش استفاده کند
.و تا آخر عمر از فعالیت‌های قهرمانی معلق شد

128
00:09:02,458 --> 00:09:04,126
.ممنونم آلمایت

129
00:09:05,002 --> 00:09:09,215
مدت‌های مدید بدنت رو فدا کردی
.تا جون هزاران نفر رو نجات بدی

130
00:09:10,299 --> 00:09:15,388
به عنوان شهروند، قهرمان و مدیر
.با هیچ جمله‌ای نمی‌تونم تمام و کمال قدردان زحمت‌هات باشم

131
00:09:16,138 --> 00:09:16,597
.ولی خیلی‌ها هستن که میگن تو دیگه نباید معلم یو.ای باشی

132
00:09:16,597 --> 00:09:22,353
آلمایت، مظهر صلح و قهرمان شماره یک
!!!خودش را بازنشست کرد
.ولی خیلی‌ها هستن که میگن تو دیگه نباید معلم یو.ای باشی

133
00:09:22,728 --> 00:09:26,732
میگن «همه‌ش از وقتی شروع شد
«.که آلمایت اومد توی یو.ای کار کرد

134
00:09:26,732 --> 00:09:31,862
حالا که دیگه نمی‌تونه مبارزه کنه»
«نمیان دوباره بچه‌ها رو بگیرن؟

135
00:09:32,989 --> 00:09:34,699
.همه آشفته‌ن

136
00:09:35,283 --> 00:09:40,037
برای همین این بار، باید ایمانمون به قهرمان‌هایی

137
00:09:40,037 --> 00:09:43,457
.که تو مشعل رو بهشون سپردی، محکم‌تر کنیم

138
00:09:43,958 --> 00:09:46,669
،کتمان نمی‌کنم که خطر هنوز در کمینه

139
00:09:46,669 --> 00:09:50,339
ولی ما باید با قوت بیشتری ازشون محافظت کنیم
.و آموزششون بدیم

140
00:09:50,840 --> 00:09:55,052
برای همین روی اجرای طرحی که
.مدتیه توی ذهنم دارم کار می‌کنیم

141
00:09:55,636 --> 00:09:56,554
اطلاعیه‌ی معرفی سیستم خوابگاه‌محور یو.ای

142
00:09:56,554 --> 00:09:59,223
.روتون حساب کردم که برین خانواده‌هاشون رو ببینین
اطلاعیه‌ی معرفی سیستم خوابگاه‌محور یو.ای

143
00:09:59,223 --> 00:09:59,599
اطلاعیه‌ی معرفی سیستم خوابگاه‌محور یو.ای

144
00:10:01,642 --> 00:10:04,478
.به نظر نمیاد همچین راک‌طور باشه

145
00:10:04,895 --> 00:10:06,897
گیریم اتفاق جدی‌ای هم نیوفتاده باشه

146
00:10:06,897 --> 00:10:09,609
،صحیح نیست یهو بیاین بگین سیستمتون رو می‌خواین خوابگاه‌محور کنین
...یه جوری هم میگین انگار هیچی نیست

147
00:10:09,609 --> 00:10:11,319
!اونم بعد این که دخترم رو زخم‌وزیلی تحویلم دادین...

148
00:10:11,777 --> 00:10:14,572
.فرمایش شما متینه

149
00:10:14,572 --> 00:10:18,451
ولی نگاهی به غرور و قصوری انداختیم

150
00:10:18,451 --> 00:10:19,910
که در اثر بی‌توجهی‌مون رشد کرده بود

151
00:10:19,910 --> 00:10:21,662
.و به کارهایی که می‌تونیم انجام بدیم فکر کردیم

152
00:10:22,705 --> 00:10:26,334
میشه فقط همین یک بار هم بهمون اطمینان کنین و اوضاع رو بسپرید به ما؟

153
00:10:26,334 --> 00:10:30,630
حتم بدونین کیوکا سان رو جوری تربیت می‌کنیم
.که قهرمان زبده‌ای بشن

154
00:10:30,630 --> 00:10:34,175
!ای بابا سنسی، نمیخواد تعظیم کنین

155
00:10:34,675 --> 00:10:38,554
همون موقع که ایمیل اطلاعیه رو زدین
.ما تصمیمون رو گرفتیم

156
00:10:38,554 --> 00:10:41,307
خودم با گوشای خودم شنیدم
...که این حاج آقا موقع دیدن مبارزه‌ی آلمایت گفت

157
00:10:41,599 --> 00:10:43,809
.باورم نمیشه که دخترم زیر دست همچین آدم راک‌طوری آموزش می‌بینه

158
00:10:43,809 --> 00:10:47,229
!الحق که عین ذهن خورشیده

159
00:10:47,438 --> 00:10:49,273
!بعد هم های‌های گریه کرد ...

160
00:10:49,273 --> 00:10:50,566
!د بسه دیگه کیوکا

161
00:10:50,566 --> 00:10:54,070
!خیر سرم داشتم ادای این پدرهای سختگیر رو در میاوردم
!جمع کن دیگه خودتو پیرمرد

162
00:10:54,070 --> 00:10:57,156
.شما دو تا هم دیگه تمومش کنین
!کنسرت پانک‌راک که نیومدیم

163
00:10:59,158 --> 00:11:02,578
.من که آماده‌ی انتقادهای سخت‌تر از این بودم

164
00:11:03,829 --> 00:11:06,457
.نوشیدنی مهمون من

165
00:11:07,958 --> 00:11:10,252
.ول کن مرد، بهت نمیاد

166
00:11:10,252 --> 00:11:13,798
...منم که اهل این چیزا نیستم، خانواده‌ی بعدی هم

167
00:11:13,798 --> 00:11:15,966
.احتمالاً به راحتی این یکی نیستن ...

168
00:11:15,966 --> 00:11:18,552
!حتما! چهارچشمی حواستون بهش باشه

169
00:11:18,552 --> 00:11:20,846
!د چرا میزنی! میزنم می‌کشمتا

170
00:11:20,846 --> 00:11:23,599
!خفه‌خون بگیر ببینم! تقصیر تو نفله‌ست که یه جو زور نداری

171
00:11:23,599 --> 00:11:25,768
!اول که گروگانت گرفتن الانم که عالم و آدم رو انداختی تو هچل

172
00:11:25,768 --> 00:11:27,853
...بچه‌ها یه‌کم مراعات کنین

173
00:11:27,853 --> 00:11:30,147
...آقایون معلم رو می‌ترسونین

174
00:11:30,147 --> 00:11:32,149
!تو دیگه ساکت باش پیرمرد! دخالت نکن

175
00:11:32,149 --> 00:11:33,734
!تویی که باید ساکت باشی چش‌سفید

176
00:11:33,734 --> 00:11:37,238
!تو هم اگه می‌خوای حرف بزنی عین آدم قشنگ حرف بزن معلوم بشه

177
00:11:37,238 --> 00:11:39,949
چرا این خانواده همچین جو تاریکی داره...؟

178
00:11:40,199 --> 00:11:43,369
ببخشید، به نظرتون واقعاً اشکالی نداره؟

179
00:11:43,369 --> 00:11:44,078
چی؟

180
00:11:44,078 --> 00:11:45,413
آها، ماجرای خوابگاه رو میگی؟

181
00:11:45,413 --> 00:11:46,956
.خوشحال هم میشیم

182
00:11:47,707 --> 00:11:49,792
.کاتسوکی بی‌توجه خطر می‌کنه و تو همه چی هم خوبه

183
00:11:49,792 --> 00:11:52,336
،و کوسه‌ی خوبی هم بهش رسیده

184
00:11:52,336 --> 00:11:55,297
،برای همین بقیه همش میوفتادن دنبالش و چاپلوسیش رو می‌کردن
.و آخرعاقبتش این شد

185
00:11:55,840 --> 00:11:58,259
.همینطور برای چیزهای الکی تشویقش می‌کردن

186
00:11:58,926 --> 00:12:02,346
.برای همین از حرفی که توی کنفرانس خبری زدی خیلی خوشحال شدم

187
00:12:02,805 --> 00:12:06,267
.برای «برترین قهرمان» شدن، بیشتر از همه تلاش می‌کنه

188
00:12:06,809 --> 00:12:09,854
اگه تبه‌کارها با دیدن اون
،خیال باطل کردن که می‌تونن رخنه‌ای درش پیدا کنن

189
00:12:09,854 --> 00:12:13,232
.پس فوق‌العاده افراد کوته‌نظری هستن

190
00:12:13,357 --> 00:12:16,694
!آره، فهمیدم که این مدرسه‌ قشنگ حواسش بهش هست

191
00:12:17,194 --> 00:12:20,030
،یه مدتی نگران بودم و نمی‌دونستم چطور میشه

192
00:12:20,531 --> 00:12:23,743
...ولی صحیح‌وسالم برگشته و خوب به نظر میرسه، پس

193
00:12:24,493 --> 00:12:27,204
،شاید یه چند وقتی رو با انتقادهای تند و تیز روبه‌رو بشین

194
00:12:27,621 --> 00:12:29,582
.ولی من بهتون اعتماد می‌کنم و می‌پسرمش به شما

195
00:12:30,040 --> 00:12:30,916
مگه نه؟

196
00:12:30,916 --> 00:12:31,751
.آره

197
00:12:33,210 --> 00:12:38,591
به تغییرش امیدی نیست، ولی اگه میشه سخت تمرینش بدین
.و ازش قهرمان خوبی بسازین

198
00:12:42,303 --> 00:12:43,804
برات نوشیدنی بخرم؟

199
00:12:46,140 --> 00:12:47,433
...نفر بعدی

200
00:12:47,892 --> 00:12:49,894
خونه‌ی میدوریا اینا نزدیکه، نه؟

201
00:12:50,186 --> 00:12:51,312
.آلمایت

202
00:12:51,562 --> 00:12:52,104
همم؟

203
00:12:54,940 --> 00:12:57,526
.نفر بعدی تویی

204
00:13:00,863 --> 00:13:04,158
دکو برای تو چه حکمی داره؟

205
00:13:07,328 --> 00:13:08,788
.شاگردمه

206
00:13:09,246 --> 00:13:12,875
.مثل خودت
.یکی از قهرمان‌های آینده، که آینده‌ی روشنی هم داره

207
00:13:14,752 --> 00:13:17,004
..شرمنده‌ام باکوگوی جوان

208
00:13:17,004 --> 00:13:19,048
.بیشتر از این نمی‌تونم بهت بگم

209
00:13:20,132 --> 00:13:24,428
آهای کاتسوکی مگه پلیس نگفت بیرون نری؟

210
00:13:25,012 --> 00:13:25,971
.که اینطور

211
00:13:26,472 --> 00:13:28,933
.اگه نمی‌خوای بگی اشکالی نداره

212
00:13:30,559 --> 00:13:31,519
.ممنون

213
00:13:32,603 --> 00:13:33,312
!کاتسوکی

214
00:13:33,312 --> 00:13:34,980
!د حواسم هست دیگه

215
00:13:38,692 --> 00:13:40,653
مطمئنی تنهایی مشکلی پیش نمیاد؟

216
00:13:40,986 --> 00:13:44,824
آره، امروز باید خونه‌ی همه‌ی بچه‌های کلاس بریم دیگه؟

217
00:13:45,282 --> 00:13:50,204
...اینجا با من. گمونم تو هم باید زودتر بری

218
00:13:50,621 --> 00:13:52,498
میدوریا

219
00:13:52,873 --> 00:13:55,876
!بـ...بفرمایین داخل

220
00:13:55,876 --> 00:13:56,794
.ببخشید

221
00:13:57,169 --> 00:13:59,338
!آ...آ...آلمایت اومده خونه‌مون

222
00:13:59,338 --> 00:14:01,090
!مامان خونسرد باش

223
00:14:06,887 --> 00:14:10,933
،بله، قبلاً اطلاعیه‌ش رو خدمتتون فرستادیم

224
00:14:10,933 --> 00:14:13,227
...اما خب، اومدم که در مورد سیستم خوابگاهی یو.ای حرف بزنم

225
00:14:13,227 --> 00:14:15,813
...آها، خب در اون مورد

226
00:14:17,523 --> 00:14:18,983
.من مخالفم

227
00:14:19,817 --> 00:14:20,943
!مامان؟

228
00:14:21,193 --> 00:14:22,403
!تو که دیروز گفتی اشکالی نداره

229
00:14:22,403 --> 00:14:25,489
!در موردش فکر کردم! ولی خوشم نمیاد

230
00:14:26,407 --> 00:14:28,492
،از کوسه‌ی ایزوکو هیچ نشونه‌ای دیده نشد

231
00:14:28,492 --> 00:14:30,995
.ولی بازم مدت خیلی زیادی شما رو پرستید

232
00:14:31,453 --> 00:14:34,748
...ولی از وقتی که کوسه‌ش خیلی معجزه‌وار ظاهر شد

233
00:14:35,332 --> 00:14:37,418
...از وقتی که وارد یو.ای شد، ایزوکو

234
00:14:37,418 --> 00:14:39,545
.فقط بیشتر و بیشتر داغون میشه

235
00:14:40,504 --> 00:14:42,882
در مورد بازوهاش می‌دونستین؟

236
00:14:43,424 --> 00:14:47,386
،اگه بازم مجروحشون کنه
!دیگه شاید نتونه تکونشون بده

237
00:14:48,220 --> 00:14:51,515
.اون روز مبارزه‌تون توی تلوزیون رو دیدم

238
00:14:52,182 --> 00:14:55,269
.به عنوان یک شهروند عادی، خیلی خیلی ممنونم

239
00:14:56,061 --> 00:14:58,689
.ولی به عنوان یک مادر، ترسیده بودم

240
00:14:59,440 --> 00:15:01,567
.ایزوکو جا پای شما می‌ذاره

241
00:15:02,443 --> 00:15:07,406
...اگه قراره مسیر پیش روش به آینده‌ای اون مدلی، با کلی خون ختم بشه، پس من

242
00:15:07,781 --> 00:15:09,199
!کمک

243
00:15:09,199 --> 00:15:10,618
!من کنارتم

244
00:15:11,660 --> 00:15:12,870
...من

245
00:15:13,537 --> 00:15:14,538
!ببخشید ایزوکو

246
00:15:15,289 --> 00:15:16,123
.مامان رو ببخش

247
00:15:16,874 --> 00:15:17,791
...من

248
00:15:21,211 --> 00:15:26,717
به نظرم اگه بی‌کوسه می‌موند و با خوشحالی
قهرمان‌بازی‌ها رو نگاه می‌کرد

249
00:15:26,717 --> 00:15:28,844
.الان شادتر بود

250
00:15:29,678 --> 00:15:31,138
.نتونستم کاری کنم

251
00:15:31,472 --> 00:15:32,598
!مامان

252
00:15:32,598 --> 00:15:37,853
،ایزوکو بهت که گفتم، ازت حمایت می‌کنم
ولی از نگرانی هم دست بر نمی‌دارم، نگفتم؟

253
00:15:40,064 --> 00:15:43,150
می‌خوای بری یو.ای، درست میگم؟

254
00:15:43,734 --> 00:15:44,693
...ولی

255
00:15:46,070 --> 00:15:47,529
...ببخشید ایزوکو

256
00:15:50,282 --> 00:15:54,745
این اتفاق بدون شک نتیجه‌ی ندیده گرفتن احساسات
.مادرم تا به الان بود

257
00:15:56,622 --> 00:15:58,582
.رُک میگم

258
00:15:58,582 --> 00:16:00,209
،به عنوان مادر ایزوکو

259
00:16:01,126 --> 00:16:07,007
.قوت قلبی ندارم که پسرم رو به دست یو.ایِ فعلی بسپرم

260
00:16:09,218 --> 00:16:13,347
.ربطی به این نداره که شما چه قهرمان معرکه‌ای هستین

261
00:16:13,347 --> 00:16:16,642
،وقتی تبه‌کارها حمله کردن
،نتونستین کلاس‌ها رو ادامه بدین

262
00:16:16,642 --> 00:16:18,727
...و جلوی جراحت‌های جدی شاگردها رو هم نگرفتین

263
00:16:19,311 --> 00:16:22,982
.دلم نمی‌خواد پسرم دیگه همچین مدرسه‌ای بره

264
00:16:23,607 --> 00:16:24,942
...من

265
00:16:25,401 --> 00:16:25,943
...خانوم میدوریا

266
00:16:25,943 --> 00:16:27,569
!هیچم اینطور نیست مامان

267
00:16:27,569 --> 00:16:29,613
!تقصیر خودم بود که زخمی شدم

268
00:16:29,613 --> 00:16:32,199
...همه‌ی معلم‌ها بهم صد بار گفتن

269
00:16:32,199 --> 00:16:33,450
...من بودم که گوش نکردم

270
00:16:33,450 --> 00:16:35,119
،خب اگه اینطوری بوده

271
00:16:35,119 --> 00:16:37,246
به نظرت این مسئولیت مدرسه نیست؟

272
00:16:39,248 --> 00:16:41,125
.مرد جوان، بشین

273
00:16:42,001 --> 00:16:44,211
.شاید به عنوان مادر رفتار هیولاواری دارم

274
00:16:44,211 --> 00:16:46,213
.ولی با هیولا بودن مشکلی ندارم

275
00:16:46,213 --> 00:16:49,008
.نمی‌خوام رویای ایزوکو رو ازش بدزدم

276
00:16:49,883 --> 00:16:52,511
.اگه واقعاً دلش می‌خواد قهرمان بشه، می‌تونه بره یک مدرسه‌ی دیگه

277
00:16:53,220 --> 00:16:56,306
مدرسه‌های زیادی هستن که رشته‌ی قهرمانی دارن، مگه نه؟

278
00:17:01,687 --> 00:17:02,271
!ایزوکو

279
00:17:04,857 --> 00:17:06,483
.حتماً دلت شکسته

280
00:17:06,483 --> 00:17:10,112
،برای تویی که من رو پرستیدی و جا پای من گذاشتی

281
00:17:10,112 --> 00:17:13,782
.درس خوندن در یو.ای معنای بزرگی داره

282
00:17:14,116 --> 00:17:16,243
...مجبور شدن به گذشتن از اون رویا

283
00:17:16,702 --> 00:17:19,079
.ببخشید، میرم صداش بزنم

284
00:17:20,831 --> 00:17:22,416
.اشکالی نداره. یو.ای نباشه هم مشکلی نیست

285
00:17:24,209 --> 00:17:26,712
.مامان، آلمایت، ببینین

286
00:17:27,212 --> 00:17:28,922
.یه نامه گرفتم

287
00:17:28,922 --> 00:17:30,883
.از پسری که توی اردوی تمرینی نجاتش دادم

288
00:17:32,051 --> 00:17:37,181
،پسربچه‌ای که از قهرمان‌ها و حتی کوسه‌ها متنفر بود
!ازم تشکر کرده

289
00:17:37,181 --> 00:17:37,639
،آقا میدوریای عزیز»
.ببخشید که کوبیدم توی پات
ممنونم که با این که نمیشناختیم
.اومدی نجاتم دادی

290
00:17:37,639 --> 00:17:40,768
،هنوزم امیدی به تغییرم نیست و در آینده بازم نگرانت می‌کنم
،آقا میدوریای عزیز»
.ببخشید که کوبیدم توی پات
ممنونم که با این که نمیشناختیم
.اومدی نجاتم دادی

291
00:17:40,768 --> 00:17:43,812
،ولی بازم، برای یک لحظه
،آقا میدوریای عزیز»
.ببخشید که کوبیدم توی پات
ممنونم که با این که نمیشناختیم
.اومدی نجاتم دادی

292
00:17:43,812 --> 00:17:48,442
.این نامه، و این پسر، از من قهرمان ساختن
،آقا میدوریای عزیز»
.ببخشید که کوبیدم توی پات
ممنونم که با این که نمیشناختیم
.اومدی نجاتم دادی

293
00:17:49,526 --> 00:17:50,527
!خیلی خوشحال بودم

294
00:17:53,197 --> 00:17:54,323
.آهان

295
00:17:56,033 --> 00:17:58,702
!لازم نیست حتماً یو.ای باشه. هر جایی بود بود

296
00:17:59,536 --> 00:18:02,122
!چون حتماً قهرمان میشم

297
00:18:03,540 --> 00:18:05,000
...تو همین الانش هم

298
00:18:09,338 --> 00:18:13,801
تو همین الانش هم بیشتر از کسی که فقط
.پا جای پای من می‌ذاره پیش رفتی

299
00:18:14,676 --> 00:18:17,763
.پس اگه اینطوره، در مسند معلمت، من باید ازت حمایت کنم

300
00:18:18,472 --> 00:18:20,682
.از تو و مسیری که در پیش گرفتی

301
00:18:22,392 --> 00:18:26,271
.معذرت می‌خوام که کارها رو به ترتیب نادرستی پیش بردم

302
00:18:26,730 --> 00:18:31,276
به نظرم ایزوکوی جوان فرد مناسبیه
...که پا جای پای من بذاره و موفق بشه

303
00:18:31,276 --> 00:18:35,531
حرفم اینه که، به عقیده‌ی من اون فردیه
.که باید مظهر صلح بشه

304
00:18:36,532 --> 00:18:40,702
هان؟ چی؟ وایستین یه لحظه. یعنی چی؟ این کارا چیه؟

305
00:18:41,537 --> 00:18:45,582
.معذرت‌خواهیه... معذرت‌خواهی کسی که قبلاً مظهر صلح بود

306
00:18:45,582 --> 00:18:49,253
نسبت به مقداری که می‌پرستیدم،من فرد ضعیفی بودم
.و در آموزش‌هام کوتاهی کردم

307
00:18:49,253 --> 00:18:50,712
!عمیقاً عذرخواهم

308
00:18:53,298 --> 00:18:57,302
...و این تمنای من در مسند معلمی در یو.ایه

309
00:18:57,302 --> 00:19:01,223
.حقیقت داره که مسیر من، پر از خون بود

310
00:19:01,223 --> 00:19:04,601
ولی به همین منظور، برای این که جلوش رو بگیرم
،تا وارد این مسیر نشه

311
00:19:04,601 --> 00:19:08,480
.می‌خوام کنارش بایستم و باهاش قدم بردارم

312
00:19:09,606 --> 00:19:11,150
!...آلمایت

313
00:19:11,692 --> 00:19:14,319
...چه قهرمان خفنیه

314
00:19:14,319 --> 00:19:18,031
منم... می‌تونم قهرمان بشم؟

315
00:19:18,657 --> 00:19:22,411
،نمیگم تقصیر شماست که به یو.ای کنونی بدبین هستین

316
00:19:22,411 --> 00:19:26,623
اما قهرمان‌های یو.ای هم متوجه هستن
که نباید اینطور ادامه بدن

317
00:19:26,623 --> 00:19:28,041
!و دنبال تغییر هستن

318
00:19:28,667 --> 00:19:34,298
،امکانش هست که چشمتون رو به روی یو.ایِ کنونی ببندین
و به یو.ایِ آینده نگاه کنین؟

319
00:19:34,923 --> 00:19:39,553
اجازه می‌دین که هر چی دارم، به ایزوکوی جوان منتقل کنم؟

320
00:19:40,137 --> 00:19:43,849
،حتماً مراقبش هستم و بزرگش می‌کنم
!شده به قیمت از دست دادن زندگیم باشه

321
00:19:46,351 --> 00:19:47,769
!مـ...مامان

322
00:19:52,983 --> 00:19:55,319
...اینطوری بازم خوشم نمیاد

323
00:19:59,406 --> 00:20:01,575
.اینطور نیست که از یو.ای بدم بیاد

324
00:20:01,575 --> 00:20:07,497
.فقط می‌خوام ایزوکو خوشحال باشه

325
00:20:08,248 --> 00:20:10,667
.پس از زندگیتون نگذرین

326
00:20:11,460 --> 00:20:14,630
.خوب زندگی کنین تا ازش محافظت کنین و بزرگش کنین

327
00:20:15,672 --> 00:20:19,676
.اگه همچین قولی بهم بدین اجازه‌ش رو میدم

328
00:20:21,386 --> 00:20:22,429
!...مامان

329
00:20:25,557 --> 00:20:27,851
.قول میدم

330
00:20:30,187 --> 00:20:35,484
ایزوکو، اگه قراره بری توی یو.ای زندگی کنی، خودت که متوجه هستی دیگه؟

331
00:20:37,486 --> 00:20:40,405
!هیچ رقمه نگرانت نمی‌کنم

332
00:20:41,490 --> 00:20:47,204
.آلمایت سنسی، تمنا دارم مراقب پسرم باشین

333
00:22:10,495 --> 00:22:13,123
.من باختم آلمایت

334
00:22:13,123 --> 00:22:16,126
.تقلای رقت‌باری بود

335
00:22:16,835 --> 00:22:19,171
.ولی تو در اشتباه بودی

336
00:22:19,713 --> 00:22:23,425
آخر مبارزه، راهی رو انتخاب کردی
.که بتونی به شاگردهات نزدیک‌تر بشی

337
00:22:24,051 --> 00:22:26,094
.فرصت رفتن رو از دست دادی

338
00:22:26,970 --> 00:22:29,181
.فرصت مردن رو از دست دادی

339
00:22:30,098 --> 00:22:34,311
.وظیفه‌ی معلم اینه که کاری کنه شاگردهاش مستقل بشن

340
00:22:35,020 --> 00:22:38,648
،معلمی که به این نتیجه رسیده باید بهش تکیه کنه
،به جایی میره که از دسترسش دوره

341
00:22:38,899 --> 00:22:41,360
،و نفرتش بیشتر میشه

342
00:22:41,860 --> 00:22:44,654
.و باعث میشه قدم در راه یک فرمانده‌ی واقعی بذاره

343
00:22:44,946 --> 00:22:46,573
.دوستانی هم داره

344
00:22:46,573 --> 00:22:49,910
.یاد گرفته چطور تعدادشون رو بیشتر کنه

345
00:22:50,994 --> 00:22:52,913
.مشکلی برات پیش نمیاد شیگاراکی تومورا

346
00:22:53,538 --> 00:22:58,794
تجربه، نفرت و حسرت، همه‌شون رو جمع کن
.و ازشون برای حرکت به جلو استفاده کن

347
00:22:59,878 --> 00:23:02,047
.نفر بعدی تویی
