﻿1
00:00:04,754 --> 00:00:11,636
‫یکم بعد از اینکه گزارش کمیته‌ی امنیت عمومی قهرمانان رو خوندم،

2
00:00:13,513 --> 00:00:18,309
‫تازه یه تصویر کلی از عمق فاجعه‌ای که این
‫مجموعه اتفاقات باعثش شدن، دستم اومد.

3
00:00:19,894 --> 00:00:23,314
‫درست قبل از شروع عملیات جستجو و نابودی اشرار،

4
00:00:23,314 --> 00:00:25,025
‫کمیته‌ی امنیت،

5
00:00:25,025 --> 00:00:31,614
‫یه فرد کلیدی و مرتبط با ماجرای دیکا رو به مقرشون دعوت کرده بود.

6
00:00:31,614 --> 00:00:34,325
‫تبریک می‌گم، رئیس.

7
00:00:34,325 --> 00:00:39,914
‫کی فکرشو می‌کرد که کمیته برای توسعه‌ی اقلام پشتیبانی،
یه پیشنهاد سرمایه‌گذاری مشترک بده؟

8
00:00:39,914 --> 00:00:42,083
‫ولی عجیبه‌ها...

9
00:00:43,626 --> 00:00:47,005
‫فکر می‌کردم دلیل کمیته برای نگاه ویژه به محصولات ما،

10
00:00:47,005 --> 00:00:50,133
‫به خاطر نقششون تو بالابردن تشویش اذهان عمومیه...

11
00:00:50,133 --> 00:00:54,846
‫فقط به خاطر اینه که دیگه نمی‌تونن محصولات ما رو انکار کنن.

12
00:00:54,846 --> 00:01:00,185
‫اگه اینجا موفق شیم، می‌تونیم رابطه‌مونو عمیق‌ کنیم.

13
00:01:00,185 --> 00:01:01,811
‫می‌تونیم جاسوس بفرستیم...

14
00:01:01,811 --> 00:01:06,441
‫یا اینکه با استفاده از این شراکت،
‫چند تا در مخفی برای فروش محصولاتمون باز کنیم.

15
00:01:06,441 --> 00:01:08,526
‫درضمن...

16
00:01:08,526 --> 00:01:14,365
‫می‌تونیم هویت عاملی رو که از بچگی آموزش دادن، بفهمیم.

17
00:01:14,365 --> 00:01:17,994
‫جبهه‌ی آزادی فراطبیعی، می‌تونی خیلی بیشتر از اینا پیشرفت کنه،

18
00:01:17,994 --> 00:01:23,166
‫البته اگه شیگاراکی تومورا به معنای واقعی آزاد بشه.

19
00:01:23,166 --> 00:01:25,585
‫آزادی قدرت‌های فراطبیعی...

20
00:01:25,585 --> 00:01:30,256
‫دنیایی که پدرم، دسترو، آرزوشو داشت
‫در آستانه‌ی تحققه.

21
00:01:30,256 --> 00:01:32,050
‫اون یکی «خودم» هم...

22
00:01:34,052 --> 00:01:36,429
‫خیلی خیلی خوشحال بود.

23
00:03:05,435 --> 00:03:07,729
‫ببخشید که معطلتون کردیم.

24
00:03:07,729 --> 00:03:10,023
نفرمائید، این چه حرفیه؟

25
00:03:10,023 --> 00:03:15,403
‫ما از شما برای ارائه چنین پیشنهاد
‫سودآوری به شرکتمون متشکریم.

26
00:03:15,403 --> 00:03:17,030
‫همچنین.

27
00:03:17,030 --> 00:03:21,993
‫برای کمیته‌ی امنیت، باعث افتخاره که با دترنات همکاری کنه،

28
00:03:21,993 --> 00:03:25,914
‫شرکتی که این همه محصول بی‌نظیر ساخته.

29
00:03:25,914 --> 00:03:29,250
‫اگرچه، در مورد این پیشنهاد...

30
00:03:31,336 --> 00:03:34,255
‫باید اجازه بدین که از اول تعریفش کنیم.

31
00:03:38,718 --> 00:03:42,722
جهنم جهنمی

32
00:03:44,974 --> 00:03:50,355
‫ما رو با پیشنهاد سرمایه‌گذاری مشترک روی محصولات فریب دادین...

33
00:03:50,355 --> 00:03:54,525
‫من می‌دونستم که شما، کمیته‌ی امنیت، ما رو تحت نظر دارین.

34
00:03:54,525 --> 00:03:59,572
‫ولی فکر می‌کردم که فقط قادر با انکار بیشتر محصولات ما نیستین...

35
00:04:00,531 --> 00:04:03,534
‫همینم باعث شده بود از شادی مقطعی لذت ببرم.

36
00:04:04,410 --> 00:04:07,205
‫این... کوسه‌ی بوبایگاواراست.

37
00:04:07,205 --> 00:04:09,249
‫پس قلابی بود؟!

38
00:04:09,249 --> 00:04:14,170
‫فکر نمی‌کردم همچین نقشه‌ی خوبی به ذهنتون برسه.

39
00:04:14,170 --> 00:04:18,925
این دستور همونیه که خودتون ساختینش؟

40
00:04:18,925 --> 00:04:22,428
‫مشکلی نیست... در واقع این لازمه‌ی کار بود.

41
00:04:22,428 --> 00:04:26,015
‫اگرچه، ما دنبال نظمی بدون‌نظم هستیم...

42
00:04:26,015 --> 00:04:28,434
‫رهایی کامل!

43
00:04:28,434 --> 00:04:30,645
‫آزادی!

44
00:04:30,645 --> 00:04:33,022
‫بذر آزادی رو هم کاشتیم!

45
00:04:34,899 --> 00:04:36,693
‫با مرگ خانوم رئیس...

46
00:04:36,693 --> 00:04:39,362
‫کمیته‌ی امنیت دچار هرج و مرج شد.

47
00:04:39,654 --> 00:04:43,783
‫تیمی که تحت رهبری اندوور بود به بیمارستان جاکو یورش برد.

48
00:04:43,783 --> 00:04:46,953
‫هدفشون هم، معتمد نزدیک آل‌فوروان بود...

49
00:04:46,953 --> 00:04:50,873
‫همون کسی که نوموهای بیولوژیکی رو ساخته بود، کاراگی کیودای.

50
00:04:50,873 --> 00:04:54,168
‫تمام اون آدمایی که بازیچه قرار دادی و رهاشون کردی...

51
00:04:54,168 --> 00:04:56,254
‫یه حرف دارن که بهت بگن...

52
00:04:59,007 --> 00:05:01,551
‫حالا وقتشه که ما از شما بگیریم.

53
00:05:03,469 --> 00:05:05,722
‫اگرچه، گاراکیِ دستگیرشده،

54
00:05:05,722 --> 00:05:11,102
‫یه همسان بود که بوبایگاوارا جین ساخته بود،
‫همونی که با اسم توایس میشناختیمش.

55
00:05:12,687 --> 00:05:18,109
‫قهرمانا درگیر یه جنگ تمام‌عیار شده بودن که نوموها یه ضدحمله ترتیب دادن.

56
00:05:18,109 --> 00:05:19,402
‫الان که به عقب نگاه می‌کنم،

57
00:05:19,402 --> 00:05:24,782
‫همزمان با تخلیه‌ی ساکنین شهر توسط ما اعضای گارد عقب،

58
00:05:24,782 --> 00:05:26,701
‫نبرد بزرگ شروع شده بود.

59
00:05:26,701 --> 00:05:27,368
‫3 دقیقه بعد از شروع یورش...

60
00:05:27,368 --> 00:05:30,413
‫میرکو، کاراگی اصلی رو گیر انداخت،

61
00:05:30,413 --> 00:05:33,666
‫اما گاراکی نوموهای رده‌بالاش به اسم های‌اندها رو فعال کرد.

62
00:05:36,711 --> 00:05:40,506
‫اگه قرار به مردنه، پس بعد از دستیابی به هدف بمیر، میرکو!

63
00:05:41,424 --> 00:05:44,552
‫با این حال، نتونست تجهیزات پروسه رو نابود کنه،

64
00:05:44,552 --> 00:05:46,387
‫و به همراه باقی قهرمانایی که به صحنه هجوم برده بودن،

65
00:05:51,976 --> 00:05:54,479
‫آخرش هم جنگیدن قهرمانا برای هیچ و پوچ بود،

66
00:05:54,479 --> 00:05:57,398
‫شیگاراکی، بیدار شد.

67
00:05:57,398 --> 00:05:59,817
‫با دستای شیگاراکی و کوسه‌ی ارتقایافته‌ش،

68
00:06:00,818 --> 00:06:03,946
‫اون موقع بود که... بهم الهام شد.

69
00:06:03,946 --> 00:06:06,115
‫الهام شد که شیگاراکی اونجاست.

70
00:06:07,909 --> 00:06:10,620
‫همزمان با یورش تیم اندوور به بیمارستان،

71
00:06:10,620 --> 00:06:13,164
‫80 کیلومتر دورتر از بیمارستان جاکو،

72
00:06:13,164 --> 00:06:16,876
‫پایگاه مخفی جبهه‌ی آزادی، عمارت گونگا،

73
00:06:16,876 --> 00:06:21,464
‫به محل عملیات تیم اج‌شات که از کلی قهرمان تشکیل شده بود، بدل شد.

74
00:06:22,673 --> 00:06:27,053
‫آره! از کارانداختن یکی از رهبراشون، تکمیل شد!

75
00:06:27,053 --> 00:06:28,513
‫قید و بند پیشگیرانه...

76
00:06:29,514 --> 00:06:31,307
‫زندان زنجیرلاکی!

77
00:06:31,599 --> 00:06:32,725
‫شبیخون قهرمانا موفقیت‌آمیز بود،

78
00:06:32,725 --> 00:06:35,603
‫و نبرد داشت به کام قهرمانانمون پیش می‌رفت...

79
00:06:37,563 --> 00:06:39,107
‫طبق گزارشاتی که اومده بود،

80
00:06:39,107 --> 00:06:41,150
‫مأمور مخفیمون در طی این عملیات، یعنی هاکس...

81
00:06:41,150 --> 00:06:44,695
‫دست به کار مأموریتش برای نابودی قابلیت توایس شده بود،

82
00:06:44,695 --> 00:06:47,990
‫کوسه‌ای که فکر می‌کردیم می‌تونه تو جهت‌دادن
‫به نتیجه‌ی نبرد تأثیرگذار باشه.

83
00:06:49,826 --> 00:06:52,787
‫تو فقط بدشانسی آوردی.

84
00:06:52,787 --> 00:06:54,705
‫تاوان گناهاتو بده و از اول شروع کن.

85
00:06:54,705 --> 00:06:56,416
‫من...

86
00:06:56,416 --> 00:07:00,169
‫خیلی وقته که دیگه به خودم اهمیت نمی‌دم!

87
00:07:05,925 --> 00:07:09,554
‫با اینکه هاکس مأموریتش رو به سرانجام رسوند، به شدت زخمی شد،

88
00:07:09,554 --> 00:07:12,223
‫و توسط کارآموزش سوکویومی از مهلکه نجات پیدا کرد

89
00:07:12,223 --> 00:07:16,185
‫و تونست به زحمت از صحنه دور شه.

90
00:07:16,185 --> 00:07:19,522
‫من باورت دارم! همه باورت دارن...

91
00:07:19,522 --> 00:07:21,482
‫کاری که کردی، کار درست بوده!

92
00:07:21,482 --> 00:07:23,151
‫پس نباید بمیری!

93
00:07:26,654 --> 00:07:29,949
‫با پدیدارشدن یکی از رهبران جبهه‌ی آزادی یعنی گِتِن،

94
00:07:29,949 --> 00:07:34,203
‫و دست راست آل‌فوروان، گیگانتوماکیا، در صحنه،

95
00:07:34,203 --> 00:07:38,416
‫ورق نبردی که داشت به سود قهرمانا پیش می‌رفت، برگشت.

96
00:07:39,584 --> 00:07:40,543
‫گیگانتوماکیا می‌خواست کنار شیگاراکی باشه، پس راه افتاد.

97
00:07:40,543 --> 00:07:41,711
‫گیگانتوماکیا می‌خواست کنار شیگاراکی باشه، پس راه افتاد.

98
00:07:42,336 --> 00:07:46,716
‫نمیشه اون غولو با زور خالی متوقف کرد.

99
00:07:46,716 --> 00:07:48,676
‫باید بخوابونیمش.

100
00:07:49,594 --> 00:07:51,179
‫همین‌جا باهاش رودررو می‌شیم!

101
00:07:52,763 --> 00:07:55,266
‫برای اینکه بتونن جلوی پیشروی گیگانتوماکیا رو بگیرن،

102
00:07:55,933 --> 00:07:58,144
‫طرحی برای تزریق داروی بیهوشی به اون غول ریختن.

103
00:07:59,437 --> 00:08:00,771
‫من...

104
00:08:00,771 --> 00:08:02,773
‫رد رایوت...

105
00:08:02,773 --> 00:08:06,235
‫نمی‌ذارم پشت سرم خون جاری شه!

106
00:08:10,198 --> 00:08:11,616
‫خب، دوستان!

107
00:08:11,616 --> 00:08:15,077
‫نباید همه‌ی کارو به دوش کارآموزا بندازیم!

108
00:08:16,787 --> 00:08:20,666
‫همزمان... تو ویرانه‌های بیمارستان جاکو...

109
00:08:20,666 --> 00:08:24,212
‫نبرد مرگ بین اندوور و شیگاراکی ادامه داشت.

110
00:08:25,463 --> 00:08:28,508
‫همه گوش کنن، اندوور صحبت می‌کنه!

111
00:08:28,508 --> 00:08:31,302
‫همین الان تو ویرونه‌های بیمارستان با شیگاراکی می‌جنگم.

112
00:08:31,302 --> 00:08:33,304
‫هرکسی که می‌تونه بدون لمس زمین حرکت کنه،

113
00:08:33,304 --> 00:08:35,806
‫باید بیاد و اینجا رو محاصره کنه!

114
00:08:35,806 --> 00:08:40,520
‫شیگاراکی که تحت پروسه‌ی اصلاح، قدرتی عجیب
‫و توانایی بازسازی خودش رو پیدا کرده بود،

115
00:08:40,520 --> 00:08:43,147
‫نبرد سنگینی رو به قهرمانا تحمیل کرد.

116
00:08:51,656 --> 00:08:54,575
‫فراتر از بینهایت...

117
00:08:54,575 --> 00:08:58,162
‫پرومیننس برن

118
00:09:08,381 --> 00:09:14,220
‫بعد از اون... گیگانتوماکیا هم به شیگاراکی ملحق شد.

119
00:09:14,220 --> 00:09:21,644
‫من، تودوروکی تویا، به عنوان پسر ارشد
‫تو خانواده‌ی اندوور متولد شدم.

120
00:09:21,644 --> 00:09:24,397
‫دابی، یکی از اعضای لیگ اشرار،

121
00:09:24,397 --> 00:09:33,614
‫تو تمام رسانه‌های کشور ادعا کرد که پسر واقعی اندووره.

122
00:09:33,614 --> 00:09:39,662
‫و از رسانه استفاده کرد تا تو دل مردم اعتماد به قهرمانا رو کور کنه.

123
00:09:39,662 --> 00:09:43,124
‫تیم قهرمانا، کاملاً در موضع ضعف قرار داشت، اما...

124
00:09:44,667 --> 00:09:45,835
‫ببخشید که معطل کردم!

125
00:09:50,423 --> 00:09:54,176
‫بست‌جینیست، از امروز دوباره برگشته سر کار!

126
00:09:56,012 --> 00:09:58,681
‫پاور!

127
00:10:00,224 --> 00:10:03,936
‫با بازگشت بست‌جینیست و لمیلیون به عرصه‌ی کار،

128
00:10:03,936 --> 00:10:07,523
‫و جواب‌دادن داروی بیهوشی که کارورزا به خوردش داده بودن،

129
00:10:07,523 --> 00:10:10,067
‫گیگانتوماکیا با موفقیت از هوش رفت.

130
00:10:12,612 --> 00:10:15,823
‫اگرچه شیگاراکی سعی کرد که فرار کنه...

131
00:10:15,823 --> 00:10:18,492
‫البته به کمک اون نوموهایی که از زیر آوار بیمارستان سربرآوردن.

132
00:10:19,994 --> 00:10:24,665
‫کار تمام کسایی که تخلیه رو انجام داده بودن،
‫مردم رو نجات داده بودن...

133
00:10:24,665 --> 00:10:28,753
‫و عملیات تعقیب اونایی که تو خط مقدم نبرد بودن، همه بی‌ثمر بود...

134
00:10:28,753 --> 00:10:33,007
‫شیگاراکی با هفت تا نومو، ناپدید شد...

135
00:10:37,386 --> 00:10:39,722
‫به‌علاوه... تو گزارشی که بعدش اومد...

136
00:10:39,722 --> 00:10:51,317
‫نوشته بود که تمام قهرمانای حاضر در صحنه‌ی نبرد، انکار کردن
‫که تعدادی کارآموز در تقابل با شیگاراکی شرکت داشتن.

137
00:10:52,234 --> 00:10:57,823
‫تمام چیزایی که در مورد من، کاچّان و تودوروکی-کن
‫تو گزارش اومده بود، به همین خلاصه می‌شد.

138
00:10:59,367 --> 00:11:01,786
‫ولی... من به یاد میارم...

139
00:11:04,205 --> 00:11:05,956
که ‫شیگاراکی...

140
00:11:05,956 --> 00:11:08,876
‫نه، که آل‌فوروان...

141
00:11:08,876 --> 00:11:12,421
‫دنبال وان‌فورآل بود.

142
00:11:12,421 --> 00:11:15,716
‫ما نمی‌ریم اونجا.

143
00:11:15,716 --> 00:11:19,261
‫ما تصمیم داریم داخل همین پسر بمونیم.

144
00:11:20,596 --> 00:11:22,973
‫به یاد میارم...

145
00:11:22,973 --> 00:11:25,476
‫تمام حرفایی که کاربر اول وان‌فورآل می‌زد رو.

146
00:11:26,936 --> 00:11:29,730
‫همین‌طور... شیگاراکی رو...

147
00:11:32,274 --> 00:11:35,695
‫دیدم که عاجزانه... درخواست کمک داشت.

148
00:11:46,747 --> 00:11:49,125
‫گزارشی که بعد از گریز شیگاراکی نوشته شد،

149
00:11:49,125 --> 00:11:50,876
‫خیلی ساده بود،

150
00:11:50,876 --> 00:11:54,004
‫فقط یه حقیقت روی کاغذ اومده بود:

151
00:11:54,004 --> 00:11:58,134
‫رئیس بیمارستان مرکزی جاکو، گاراکی کیودای،

152
00:11:58,134 --> 00:12:02,221
‫به خاطر قتل و مشارکت در قتل، دستکاری اجساد،

153
00:12:02,221 --> 00:12:07,476
‫ساخت و ساز غیرقانونی، کاربرد بدون مجوز کوسه
‫و اختلاس بودجۀ بیمارستان و غیره، دستگیر شد.

154
00:12:08,853 --> 00:12:11,147
‫گیگانتوماکیا، دستگیر شد.

155
00:12:11,147 --> 00:12:14,817
‫دو هلیکوپتر، نامبرده را به زندان منتقل کردند.

156
00:12:14,817 --> 00:12:17,570
‫عضو لیگ اشرار، ساکو آتسوهیرو...

157
00:12:17,570 --> 00:12:19,822
‫با اسم شرارتِ مستر کمپرس،

158
00:12:19,822 --> 00:12:21,365
‫دستگیر شد.

159
00:12:21,365 --> 00:12:26,162
‫نامبرده بنا به جراحات شدیدِ وارده از هوش رفته
‫و به بیمارستان منتقل شده است.

160
00:12:26,162 --> 00:12:29,707
‫نوموهای ناتوان و از کارافتاده تحت حفاظت مِیدِن،

161
00:12:29,707 --> 00:12:32,460
‫به پزشکی قانونی انتقال یافتند.

162
00:12:32,460 --> 00:12:34,712
‫تجهیزاتِ به‌جای‌مانده از بیمارستان جاکو نیز،

163
00:12:34,712 --> 00:12:39,425
‫به‌سبب استعمال توسط لیگ اشرار برای تحقیق و بررسی ضبط شد.

164
00:12:39,967 --> 00:12:42,511
ویلای کوهستانی گونگا

165
00:12:43,721 --> 00:12:46,932
‫کار جبهه‌ی ما تموم نشده.

166
00:12:46,932 --> 00:12:51,187
‫درسته... تازه کارمونو شروع کردیم!

167
00:12:52,104 --> 00:12:54,356
نینپو: شکافنده‌ی هزار ورق

168
00:13:04,366 --> 00:13:07,495
‫من شکست نمی‌خورم! به خاطر ری-دسترو!

169
00:13:07,495 --> 00:13:10,790
‫ما هم برای شکست‌نخوردن دلیل داریم!

170
00:13:10,790 --> 00:13:11,874
چی داری می‌گی؟

171
00:13:11,874 --> 00:13:14,585
‫تو فقط یه سگی که برای دولت دم تکون می‌دی!

172
00:13:14,585 --> 00:13:18,464
‫اگه برای امنیت باید سگ بشم، می‌شم!

173
00:13:24,887 --> 00:13:29,225
‫خیلی عذر می‌خوام، ری-دسترو.

174
00:13:33,103 --> 00:13:36,732
‫رهبر جبهه‌ی آزادی،
‫ری-دسترو...

175
00:13:36,857 --> 00:13:40,361
‫با نام اصلی یوتسوباشی
‫ریکیا، دستگیر شد.

176
00:13:40,361 --> 00:13:44,865
‫رهبر جبهه‌ی آزادی،
‫گتن، دستگیر شد.

177
00:13:44,865 --> 00:13:47,326
‫رهبرجبهه‌ی آزادی،

178
00:13:47,326 --> 00:13:51,497
‫و رئیس انجمن قلب و ذهن،
‫هاناباتا کوکو، دستگیر شد.

179
00:13:52,581 --> 00:13:56,961
‫اعضای جبهه‌ی آزادی که برای اجلاس در عمارت گونگا گرد هم آمده بودند؛

180
00:13:56,961 --> 00:14:00,881
‫مجموعاً 16،929 نفر دستگیر شدند.

181
00:14:01,924 --> 00:14:12,101
‫همراه با گیگانتو ماکیا، 132 نفر که شامل رهبران جبهه‌ی آزادی بودند،
‫عمارت را ترک کرده و هم‌اکنون متواری هستند.

182
00:14:12,101 --> 00:14:25,322
‫همزمان با اجرای عملیات، باقی شعب جبهه‌ی آزادی در سراسر کشور نیز مورد تجسس
‫قرار گرفته و بدون متواری‌شدن هیچکدام اعضای مستقر در آنها، عملیات به پایان رسید.

183
00:14:25,739 --> 00:14:32,246
‫عملیات با دستگیری و سرکوب تعدادی از حامیان جبهه‌ی آزادی همراه بود.

184
00:14:33,664 --> 00:14:38,294
‫با این جمله، گزارش رو تموم کردن.

185
00:14:38,294 --> 00:14:41,463
‫از اونجایی که گزارشی از عملیات جستجو و نابودی اشرار بود،

186
00:14:41,463 --> 00:14:45,175
‫احتمالاً دلیلی برای درج‌کردن اطلاعات بیشتر نداشتن.

187
00:14:46,844 --> 00:14:53,017
‫با این حال، پس‌لرزه‌های عملیات، این خسارت مهیب...

188
00:14:57,229 --> 00:15:00,024
‫این یه گزارش از کارآموزانِ آژانس ریوکیوئه...

189
00:15:00,024 --> 00:15:03,736
‫توگا هیمیکو داره فرار می‌کنه و هنوز نزدیکه!

190
00:15:03,736 --> 00:15:06,196
‫اون بچه‌ی لعنتی! توی همچین زمانی...

191
00:15:06,196 --> 00:15:09,283
‫توی همچین زمانــــــــی...!

192
00:15:09,283 --> 00:15:12,453
‫درد می‌کنه. درد می‌کنه، مامانی!

193
00:15:12,453 --> 00:15:14,038
‫یکی لطفاً کمک کـــــــنـــــــــــه!

194
00:15:14,038 --> 00:15:15,664
‫مهم نیست کی، فقط یکی کمک کـــــنـــــه!

195
00:15:15,664 --> 00:15:18,375
‫داره می‌ریزه... دیوار داره می‌ریزه!

196
00:15:18,375 --> 00:15:19,627
‫عجله کنین!

197
00:15:19,627 --> 00:15:22,713
‫درد می‌کنه... نمی‌تونم پامو حرکت بدم!

198
00:15:22,713 --> 00:15:25,132
‫نجات جون مردم رو توی اولویت قرار بدین!

199
00:15:25,132 --> 00:15:27,176
‫یه آمبولانس... نه، یه پناهگاه!

200
00:15:27,176 --> 00:15:29,303
‫یه پناهگاه دیگه اینجا اضافه کنین!

201
00:15:29,303 --> 00:15:32,056
‫و هر دکتری که می‌تونین پیدا کنین رو بیارین!

202
00:15:33,682 --> 00:15:38,771
‫نـــمـــی‌شـــــه...! داداشـــــی... داداشــــی...!

203
00:15:38,771 --> 00:15:42,524
‫مـ ــ میکا، درد می‌کنه...

204
00:15:42,524 --> 00:15:44,068
‫از اینجا دور شو، میکا!

205
00:15:44,068 --> 00:15:45,736
‫داره می‌ریزه.

206
00:15:45,736 --> 00:15:48,906
‫گفتم دور شو! خطرناکه!

207
00:15:48,906 --> 00:15:52,117
‫اگه بری، بهت...

208
00:15:52,117 --> 00:15:54,745
‫... اون کیف پول اندوورم که دوست داشتی رو می‌دم...

209
00:15:54,745 --> 00:15:57,915
‫نمی‌خوام...!

210
00:15:57,915 --> 00:16:00,084
‫من کیف پولو نمی‌خوام...

211
00:16:00,084 --> 00:16:04,088
‫من می‌خوام باهات بمونم!

212
00:16:09,802 --> 00:16:11,971
‫نزدیک بود!

213
00:16:14,056 --> 00:16:15,182
‫این پسر...

214
00:16:15,182 --> 00:16:18,894
‫ پاش آسیب دیده. باید ببریمش پناهگاه.
‫ کیف پول اندوور...!

215
00:16:18,894 --> 00:16:21,355
‫یکی کمک کنه، اینجا! یه‌نفر این زیر مونده!

216
00:16:21,355 --> 00:16:22,815
‫من می‌رم!

217
00:16:26,276 --> 00:16:29,822
‫بـ ــ ببخشید!

218
00:16:29,822 --> 00:16:33,325
‫همسرم...

219
00:16:33,325 --> 00:16:35,077
‫شماره‌ی آپارتمان چنده؟

220
00:16:35,077 --> 00:16:37,746
‫403...

221
00:16:37,746 --> 00:16:39,707
‫نجاتشون می‌دم.

222
00:16:39,707 --> 00:16:42,209
‫به‌تعدادی که بتونم.

223
00:16:42,209 --> 00:16:43,627
‫همه رو!

224
00:16:47,631 --> 00:16:51,927
‫ببخشید، ولی از اونجایی که می‌تونین راه
‫برین، لطفاً خودتون برین به پناهگاه.

225
00:16:51,927 --> 00:16:53,595
‫خانوم، اینجا!

226
00:16:54,930 --> 00:16:57,057
‫اینجا ‫هنوز زندگی‌هایی هست که می‌تونه...

227
00:16:58,350 --> 00:17:00,185
‫... نجات داده بشه!

228
00:17:01,562 --> 00:17:03,981
‫واسه همین، از جون مایه می‌ذارم!

229
00:17:08,986 --> 00:17:10,195
‫اونجا روی سقف،

230
00:17:10,195 --> 00:17:12,489
‫یه زوج مسن جا موندن!

231
00:17:12,489 --> 00:17:14,283
‫فهمیدم!

232
00:17:14,283 --> 00:17:16,452
‫توی طبقه‌ی پنجم اون آپارتمان هم همینطور!

233
00:17:16,452 --> 00:17:17,745
‫بسپارش به من!

234
00:17:17,745 --> 00:17:19,580
‫واسه تزریق به خون نیاز دارم!
‫گروه O بدید!

235
00:17:19,580 --> 00:17:21,915
‫دکتر، فقط 4 بسته مونده!

236
00:17:21,915 --> 00:17:23,834
‫کافی نیست!

237
00:17:23,834 --> 00:17:25,753
‫دکتر، هوشیاری نداره!

238
00:17:25,753 --> 00:17:27,171
‫بخوابونش همون‌جا!

239
00:17:27,171 --> 00:17:28,380
‫ولی...

240
00:17:28,380 --> 00:17:30,549
‫من نمی‌تونم همه رو نجات بدم.

241
00:17:30,549 --> 00:17:33,260
‫باید بیمارهای قابل درمانو اولویت بدم!

242
00:17:34,011 --> 00:17:35,054
‫آب...

243
00:17:35,054 --> 00:17:36,722
‫چیزی نیست. آروم باش.

244
00:17:36,722 --> 00:17:38,140
‫فوراً برات میارم.

245
00:17:38,140 --> 00:17:39,933
‫از تشنگی می‌میرم!

246
00:17:42,811 --> 00:17:44,146
‫ناامید می‌شم...

247
00:17:51,987 --> 00:17:55,407
‫وضعیت، ناامیدکننده‌ست...

248
00:18:05,959 --> 00:18:09,797
‫باید یه کار دیگه پیدا کنم...

249
00:18:11,673 --> 00:18:14,885
‫ا ــ امکان نداره...

250
00:18:14,885 --> 00:18:16,220
‫نمی‌تونه...

251
00:18:16,220 --> 00:18:19,389
‫چرا؟ چطوری...؟

252
00:18:19,389 --> 00:18:22,559
‫چند دقیقه پیش بیسیم زد...

253
00:18:22,559 --> 00:18:25,395
‫صداشو می‌شنیدی، آره...؟

254
00:18:25,395 --> 00:18:28,357
‫سنسه! میدنایت-سنسه!

255
00:18:28,357 --> 00:18:29,316
‫امکان نداره!

256
00:18:29,316 --> 00:18:31,318
‫چشماتو باز کن، سنسه!

257
00:18:31,318 --> 00:18:33,946
‫لطفاً، شوخیشم باحال نیست!

258
00:18:33,946 --> 00:18:37,282
‫بلند شو، لطفاً، سنسه!

259
00:18:37,282 --> 00:18:38,575
‫نه...!

260
00:18:38,575 --> 00:18:40,994
‫بیدار شو! لطفاً، بیدار شو!

261
00:18:40,994 --> 00:18:43,539
‫یائویوروزو.

262
00:18:43,539 --> 00:18:45,457
‫مجستیک...

263
00:18:48,001 --> 00:18:49,753
‫باورم نمی‌شه.

264
00:18:49,753 --> 00:18:53,674
‫نمی‌تونم باور کنم.

265
00:18:53,674 --> 00:18:57,469
‫امکان نداره واقعی باشه!

266
00:18:59,304 --> 00:19:03,559
‫با توجه به اظهارات گاراکی توی تحقیقات پلیس،

267
00:19:03,559 --> 00:19:08,689
‫اون موقع، شیگاراکی قطعاً مرده بود.

268
00:19:08,689 --> 00:19:13,402
‫وقتی تجهیزات شکسته شد، اون نمی‌تونسته احیا بشه.

269
00:19:13,402 --> 00:19:15,362
‫شوک الکتریکی اون موقع

270
00:19:15,362 --> 00:19:19,408
‫اونقدر ضعیف بوده که حتی ایکس‌لس که کنارش بود هم حسش نمی‌کرده...

271
00:19:19,408 --> 00:19:22,661
‫و برای احیاش کافی نبوده.

272
00:19:22,661 --> 00:19:25,497
‫چیزی که شیگاراکی رو احیا کرده...

273
00:19:25,497 --> 00:19:28,458
‫رؤیاها و نفرتش بودن.

274
00:19:28,458 --> 00:19:31,128
‫تنها چیزی که درباره‌ش مطمئنیم،

275
00:19:31,128 --> 00:19:37,134
‫اینه که خیلی از مردم به‌خاطر سرسختی شیگاراکی مُردن.

276
00:19:37,134 --> 00:19:38,927
‫درضمن...

277
00:19:38,927 --> 00:19:41,638
‫پسر، همه‌ش تموم شد.

278
00:19:41,638 --> 00:19:45,767
‫دابی خیلی دردسره. ولی اندی حالا می‌خواد چیکار کنه؟

279
00:19:45,767 --> 00:19:48,145
‫این خبرا واقعیه؟

280
00:19:48,145 --> 00:19:50,355
‫اگه باشه بد می‌شه.

281
00:19:50,355 --> 00:19:53,692
‫حتی وقتی که شماره‌ 2 بود، فکر می‌کردم یه انگیزه‌ی پنهانی داره.

282
00:19:53,692 --> 00:19:57,029
‫مگه ‫وظیفه‌ی اون محافظت از ما نیست؟ چه‌خبره؟

283
00:19:57,029 --> 00:19:58,989
‫باید هرچه زودتر توضیح بده!

284
00:19:58,989 --> 00:20:02,159
‫شاید این‌بار واقعاً تموم شده. شاید وقت سفر به خارجه.

285
00:20:02,159 --> 00:20:04,286
‫فکر می‌کنی چیزیمون نمی‌شه؟

286
00:20:04,286 --> 00:20:05,913
‫هیچیمون نمی‌شه!

287
00:20:05,913 --> 00:20:09,958
‫آخه گوچیکو و اینا طرف مان!

288
00:20:15,756 --> 00:20:18,383
‫حسش می‌کنم...

289
00:20:18,383 --> 00:20:21,803
‫اگرچه با اینکه اوضاع از چیزی که انتظار داشتم کمی متفاوت پیش رفت،

290
00:20:21,803 --> 00:20:23,513
‫ولی فکر کنم وقتشه...

291
00:20:25,015 --> 00:20:30,229
‫چرا اونا فکر می‌کنن
‫«فردا، یه روز دیگه‌ست»؟

292
00:20:30,229 --> 00:20:33,774
‫قرار نیست بهشون وقت استراحت بدم.

293
00:20:33,774 --> 00:20:38,278
‫از این به بعد، نوبت منه.

294
00:20:38,278 --> 00:20:41,823
‫همه‌ی شما نوموهای خستگی‌ناپذیر...

295
00:20:41,823 --> 00:20:47,454
‫الان، ازتون می‌خوام تا بدن واقعیمو آزاد کنین.
