﻿1
00:00:01,710 --> 00:00:06,881
‫یه زندان ضدّکوسه‌ با سطح امنیتی بسیار بالا، زندان ویژه‌ی تارتاروس،

2
00:00:08,174 --> 00:00:13,346
‫یک بازداشتگاه ساخته شده در دریای آزاد
‫در حدود 5 کیلومتری بندر،

3
00:00:13,346 --> 00:00:15,974
‫همین‌جور لفظی بهش می‌گن زندان،

4
00:00:15,974 --> 00:00:22,272
‫وگرنه، در اصل یه مقر ویژه برای به بندکشیدن
‫یه عده‌ی خاص و نظارت روی اوناست...

5
00:00:22,272 --> 00:00:26,276
‫کسایی که در بالاترین سطح ممکن برای امنیت عمومی، خطر به شمار میان.

6
00:00:26,276 --> 00:00:29,446
‫عده‌ای با یه سری کوسه‌ی فوق‌العاده خطرناک در اینجا حبس شدن.

7
00:00:31,156 --> 00:00:33,742
‫بندهای این زندان به شش بخش تقسیم می‌شن.

8
00:00:33,742 --> 00:00:38,997
‫این تقسیم‌بندی بر اساس سطح خطر کوسه‌ی
‫هر زندانی و شدت جرمشون انجام شده.

9
00:00:38,997 --> 00:00:43,626
‫هرچی مجرم خطرناک‌تر، عمق سلولش بیشتر.

10
00:00:43,626 --> 00:00:47,672
‫شایعه شده که اگه بری داخلش، دیگه رنگ آفتابو نمی‌بینی،

11
00:00:47,672 --> 00:00:50,216
‫برای همینم بهش می‌گن، رویِ تاریک جامعه‌ی فراطبیعی.

12
00:00:52,427 --> 00:00:54,763
‫حسش می‌کنم...

13
00:00:54,763 --> 00:00:57,515
‫حتی اگه روزگار، مدتی بر وفق مرادم نچرخید،

14
00:00:57,515 --> 00:00:59,559
‫فکر کنم وقتش رسیده...

15
00:01:02,020 --> 00:01:07,067
چرا می‌گن، فردا یه روز دیگه‌ست، ها؟

16
00:01:07,067 --> 00:01:10,653
‫من که قرار نیست به کسی امون بدم.

17
00:01:10,653 --> 00:01:15,116
‫از الان... نوبت، نوبت منه.

18
00:01:15,116 --> 00:01:18,661
‫هی، نوموهای خستگی‌ناپذیر من...

19
00:01:18,661 --> 00:01:24,375
‫الان... می‌خوام که بدن واقعیمو آزاد کنین.

20
00:02:48,877 --> 00:02:54,299
دروازه برنزی (در اصطلاح به این نام مرسوم است)
آنیکی، گفتی اندوور گذاشته شیگاراکی تومورا فرار کنه؟

21
00:02:54,632 --> 00:02:59,846
‫آره... شیگاراکی و 132 نفر از اعضای جبهه‌ی آزادی فرا طبیعی،

22
00:02:59,846 --> 00:03:02,807
‫درضمن، 7 تا نومو هم متواری شدن.

23
00:03:03,391 --> 00:03:05,727
قهرمانا هم یه عالمه خسارت دیدن، نه؟

24
00:03:05,727 --> 00:03:08,771
‫145 نفر، شامل خود اندوور تو بیمارستانن.

25
00:03:08,771 --> 00:03:13,568
‫میدنایت، مجستیک و یه عالمه جون دیگه هم گرفته شده.

26
00:03:13,776 --> 00:03:17,071
‫گندش بزنن، اگه فقط می‌تونستیم اونجا باشیم...

27
00:03:17,071 --> 00:03:18,072
‫خودتو درگیرش نکن.

28
00:03:18,823 --> 00:03:21,868
‫وظیفه‌ی ما محافظت از همین تارتاروسه.

29
00:03:22,368 --> 00:03:25,538
‫فقط باید با تمام نیرومون، رو وظیفه‌ی خودمون تمرکز کنیم.

30
00:03:25,538 --> 00:03:26,831
‫می‌دونم بابا.

31
00:03:30,376 --> 00:03:31,377
‫فعال شدن؟!

32
00:03:31,377 --> 00:03:32,587
‫سیستم حفاظت بررسی شه!

33
00:03:33,463 --> 00:03:34,422
‫آنیکی!

34
00:03:36,799 --> 00:03:37,800
‫نومو؟!

35
00:03:38,051 --> 00:03:39,052
‫شلیک!

36
00:03:53,566 --> 00:03:54,400
‫جواب بدین!

37
00:03:54,776 --> 00:03:56,277
‫بریارئوس! گیگِس!

38
00:03:56,277 --> 00:03:57,570
‫واحد کنترل صحبت می‌کنه!

39
00:03:57,570 --> 00:03:58,738
‫سریعاً وضعیتتونو گزارش کنین!

40
00:03:59,197 --> 00:04:00,657
‫بریارئوس! گیگِس!

41
00:04:00,657 --> 00:04:01,616
‫جواب بدین!

42
00:04:01,616 --> 00:04:02,867
‫گیگس صحبت می‌کنه...

43
00:04:03,660 --> 00:04:05,495
‫مهاجما، نومو هستن...

44
00:04:06,120 --> 00:04:09,540
‫آنیکیم... بریارئوسو کشتن...

45
00:04:10,333 --> 00:04:12,043
‫کد امنیتی قرمز.

46
00:04:12,043 --> 00:04:14,212
‫اعلام وضعیت قرمز کنین!

47
00:04:14,212 --> 00:04:15,713
‫یالا زود باشین!

48
00:04:19,592 --> 00:04:21,803
‫خیلی ناامید شدم.

49
00:04:26,641 --> 00:04:30,603
تارتاروس

50
00:04:33,648 --> 00:04:38,987
‫انگار اون غولتشنو فردا میارن اینجا.

51
00:04:39,445 --> 00:04:41,155
‫گیگانتوماکیا...

52
00:04:41,155 --> 00:04:43,533
نوکر کله‌پوک اربابش، ها؟

53
00:04:43,783 --> 00:04:46,202
‫دارن با هلی‌کوپتر میارنش.

54
00:04:46,202 --> 00:04:48,121
نتونستن همون‌جا بکشنش؟

55
00:04:48,121 --> 00:04:51,040
‫خب... طرف خیلی غوله... احتمالاً اسلحه روش جواب نمی‌ده.

56
00:04:51,040 --> 00:04:54,210
‫تازه چون آدمیزادم هست، اجازه ندارن با موشک بکشنش.

57
00:04:54,877 --> 00:04:57,088
‫من به همچین چیزی نمی‌گم آدمیزاد.

58
00:04:57,088 --> 00:04:59,757
‫اون یه بلای متحرکه... یه جونور غول‌آساست.

59
00:05:00,133 --> 00:05:03,636
‫هرکسی که اینجاست، از یه حیوون بیشتر نیست.

60
00:05:03,636 --> 00:05:05,722
‫بس کن... اینجا همه‌چی ضبط می‌شه.

61
00:05:05,722 --> 00:05:07,890
‫درسته که انجمن قلب و ذهن از هم پاشیده،

62
00:05:07,890 --> 00:05:11,602
‫ولی نباید دست بقیه با این حرفا بهونه بدیم.

63
00:05:11,602 --> 00:05:15,773
‫همین الانشم سر حقوق بشر و اعمال خشونت کلی حرف پشت سرمونه.

64
00:05:15,773 --> 00:05:18,359
‫آدم، این روزا نمی‌دونه حرف از کجا نشت می‌کنه.

65
00:05:18,359 --> 00:05:18,985
‫مراقب باش.

66
00:05:19,485 --> 00:05:21,654
‫ولی حقیقته.

67
00:05:21,654 --> 00:05:25,033
‫اینا فقط قیافه‌هاشون شبیه آدمیزاده.

68
00:05:25,033 --> 00:05:28,870
‫الان فقط به خاطر پیداشدن کوسه‌ها و تغییر رویه، اینام آدم حساب می‌شن.

69
00:05:28,870 --> 00:05:31,039
‫وگرنه، در کل حال‌بهم‌زنن...

70
00:05:31,956 --> 00:05:35,460
‫از اصل و اساس با ماها فرق دارن.

71
00:05:39,505 --> 00:05:42,216
‫وضعیت قرمز... ورود متجاوز تأیید می‌شه.

72
00:05:42,216 --> 00:05:45,803
‫وضعیت قرمز... ورود متجاوز تأیید می‌شه.

73
00:05:45,803 --> 00:05:49,265
‫تمامی کارمندان در وضعیت هشدار.

74
00:05:49,265 --> 00:05:51,351
‫چند تا مهاجم داریم، انگار نومو هستن.

75
00:05:51,351 --> 00:05:53,770
‫دروازه‌ی برنزی رو شکستن و دارن وارد می‌شن!

76
00:05:53,853 --> 00:05:57,982
نومو؟! چرا الان باید بیان تارتاروس؟

77
00:05:57,982 --> 00:05:59,442
‫نه... نکنه...

78
00:05:59,525 --> 00:06:03,529
از نبرد آخرشون مستقیم اومدن اینجا؟

79
00:06:03,529 --> 00:06:05,323
‫خودمونو از بندر جدا می‌کنیم.

80
00:06:05,656 --> 00:06:08,701
‫از بخش A-01 شروع به جداسازی کنین.

81
00:06:18,211 --> 00:06:20,546
گرفتار شدین، نه؟

82
00:06:20,546 --> 00:06:23,758
‫یگان کوتوس، آزاد جهت آتش.

83
00:06:23,758 --> 00:06:25,593
‫هدف رو زنده یا مرده دستگیر کنین.

84
00:06:25,760 --> 00:06:28,137
‫تکرار می‌کنم، آتش به اختیار.

85
00:06:28,137 --> 00:06:29,972
‫هدف رو زنده یا مرده دستگیر کنین.

86
00:06:42,110 --> 00:06:48,157
این بدن منه... مگه نگفتم، سنسه؟

87
00:06:48,157 --> 00:06:51,869
‫بیدار شدی پس؟ یکم دیگه استراحت کن.

88
00:06:51,869 --> 00:06:57,792
‫هنوز کوسه‌ی بازسازی بدنت، درست کار نمی‌کنه.

89
00:06:57,792 --> 00:07:00,211
‫من به بدن تو برای بهبود نیاز دارم.

90
00:07:00,211 --> 00:07:02,713
تو همین الان به من نگفتی که استراحت کنم؟

91
00:07:02,713 --> 00:07:06,092
‫منظورم بعد از انجام کاری بود که براش اینجایی.

92
00:07:06,092 --> 00:07:09,512
‫بدن منو... پس بده...

93
00:07:09,512 --> 00:07:13,391
مگه خودت نبودی که قدرت منو می‌خواستی؟

94
00:07:13,391 --> 00:07:18,187
‫کاری که تو می‌کنی، زدن سیلی به دنیاییه
‫که دستشو سمتت دراز نکرد.

95
00:07:18,187 --> 00:07:22,775
مگه قدرت نمی‌خواستی که نفرتت رو ارضا کنی؟

96
00:07:22,775 --> 00:07:26,362
‫این نتیجه‌ی اراده‌ی قویت در همون راهه.

97
00:07:26,362 --> 00:07:29,615
‫این چیزیه که اهمیت داره.

98
00:07:31,284 --> 00:07:33,911
‫من مهره‌ی تو نمی‌شم.

99
00:07:33,911 --> 00:07:37,331
‫اشتباه برداشت نکن، تومورا.

100
00:07:37,331 --> 00:07:41,961
‫تو خیلی عزیزی... خیلی عزیز...

101
00:07:41,961 --> 00:07:43,921
‫تو خودِ بَعدیِ منی.

102
00:08:03,608 --> 00:08:05,026
‫برج دیده‌بانی 2 سقوط کرد!

103
00:08:05,026 --> 00:08:06,736
‫کار شیگاراکی و نوموهاست!

104
00:08:06,736 --> 00:08:09,572
‫فساد داره پخش می‌شه... درست عین گزارشی که بهمون رسیده!

105
00:08:09,572 --> 00:08:12,158
‫تمامی کارمندا باید تخلیه کنن!

106
00:08:12,158 --> 00:08:14,368
‫هممم...

107
00:08:14,368 --> 00:08:18,414
‫با کوسه‌ی جستجو، تونستم جای بدنمو تشخیص بدم.

108
00:08:18,414 --> 00:08:22,460
آخرین طبقه... تو عمق 500 متری، ها؟

109
00:08:22,460 --> 00:08:26,547
‫حتی اگه با دورموندن از بدن من بخوای از فساد استفاده کنی،

110
00:08:26,547 --> 00:08:28,966
‫نمی‌تونی جلوی فشار آبو بگیری.

111
00:08:28,966 --> 00:08:33,429
‫درضمن، این بدن ناقص دووم نمیاره.

112
00:08:34,096 --> 00:08:38,226
‫اشرار بیشتری تحت کنترل خودم می‌خوام.

113
00:08:38,226 --> 00:08:41,604
‫مکافات شدی... تارتاروس...

114
00:08:41,604 --> 00:08:44,607
‫حتی اگه ماکیا رو هم می‌تونستم بیارم،

115
00:08:44,607 --> 00:08:48,444
‫با این ابزار و تسلیحاتی که اینا دارن،
‫دست بالاترو دارن.

116
00:08:48,444 --> 00:08:51,531
‫حتی اگه کار بدنت تموم شده بود هم،

117
00:08:51,531 --> 00:08:55,952
‫نفوذ از بیرون به داخلش سخت بود.

118
00:08:55,952 --> 00:08:57,370
اگرچه می‌دونی؟

119
00:08:57,370 --> 00:08:59,705
‫یه راهی براش دارم.

120
00:09:04,919 --> 00:09:06,504
‫سیستم الکتریکی از کار افتاد!

121
00:09:06,504 --> 00:09:08,256
‫کل سیستم نظارت از کار افتاده!

122
00:09:08,256 --> 00:09:10,299
‫انگار حمله‌ی EMP انجام دادن!

123
00:09:10,424 --> 00:09:12,301
‫هنوز سیستم حفاظتی کار می‌کنه!

124
00:09:12,301 --> 00:09:15,429
‫باید قبل از اینکه زندانیا بفهمن،
‫سیستم پشتیبان نظارتی رو فعال کنیم!

125
00:09:15,429 --> 00:09:18,057
‫روشن می‌شه... 3... 2...

126
00:09:22,937 --> 00:09:24,939
‫داخل ساختمونم EMP زدن!

127
00:09:24,939 --> 00:09:27,024
‫نمی‌شه دوربینا رو روشن کرد!

128
00:09:27,024 --> 00:09:28,568
‫سیستم حفاظتی از کار افتاد!

129
00:09:28,568 --> 00:09:29,610
‫چی گفتی؟!

130
00:09:29,610 --> 00:09:32,071
‫یه زندانی، داخل همین مقر از کوسه استفاده کرده!

131
00:09:32,071 --> 00:09:33,072
‫مسخره‌ست!

132
00:09:33,072 --> 00:09:37,118
‫زندانیا که نمی‌دونن سیستم نظارت از کار افتاده!

133
00:09:44,000 --> 00:09:47,795
‫...و در اون هر چیز ناهنجار به طور کامل حذف می‌شه.

134
00:09:47,795 --> 00:09:52,758
‫دنیا اینجا رو به اساطیر یونان تشبیه می‌کنه و بهش می‌گه تارتاروس.

135
00:09:52,758 --> 00:09:55,678
‫این اسم به آخرین طبقه‌ی دنیای مردگانِ هادِس اشاره داره.

136
00:09:55,678 --> 00:10:00,850
‫حتی منم در برابر یه خدا کمی به مشکل می‌خورم.

137
00:10:00,850 --> 00:10:04,061
‫نه... راه دررویی نداری.

138
00:10:04,061 --> 00:10:08,524
‫آره... درسته... راه دررویی نیست.

139
00:10:08,524 --> 00:10:12,403
‫دقیقاً همون‌طوره که تو می‌گی، آلمایت.

140
00:10:13,362 --> 00:10:20,661
‫نمی‌تونم بدون یه مقارنه‌ی کامل و بدون همگام‌شدن
‫در سطح هشیاری مشترک درون و بیرون، این‌کارو انجام بدم.

141
00:10:20,661 --> 00:10:22,663
‫نمیشه سیستم حفاظتی رو دوباره فعال کرد!

142
00:10:22,663 --> 00:10:24,665
‫در سلولا باز شدن!

143
00:10:24,665 --> 00:10:26,167
‫از داخل!

144
00:10:26,167 --> 00:10:27,543
‫واحد سرکوب کجان؟!

145
00:10:27,543 --> 00:10:30,046
‫واحد سرکوب به پایین‌ترین طبقه رسیدن!

146
00:10:30,046 --> 00:10:32,840
‫خیله‌خب... کنترل تمام بندها رو دوباره به دست بگیرین!

147
00:10:32,840 --> 00:10:34,008
‫اطاعت!

148
00:10:34,550 --> 00:10:35,801
‫مطابق آیین‌نامه...

149
00:10:35,801 --> 00:10:39,680
‫اگه زندانی پاشو از دروازه بیرون بذاره،
‫باید بهش شلیک شه!

150
00:10:39,680 --> 00:10:41,057
‫همه سلاحاشونو بردارن!

151
00:10:41,057 --> 00:10:43,684
‫باید بریم کمک واحد سرکوب!

152
00:10:47,229 --> 00:10:49,398
‫شلیک کنین! شلیک کنین!

153
00:10:54,945 --> 00:10:58,115
‫این چیزا منو نمی‌کشن.

154
00:10:58,949 --> 00:11:00,660
‫جواب بدین...

155
00:11:00,951 --> 00:11:04,955
‫در ورودی بهشت کدوم سمته؟!

156
00:11:04,955 --> 00:11:05,873
‫ای‌ول!

157
00:11:05,873 --> 00:11:07,875
‫آزاد شدیم! آزاد!

158
00:11:08,000 --> 00:11:08,876
‫ایست!

159
00:11:10,044 --> 00:11:11,671
‫همه برگردن تو سلولاشون!

160
00:11:11,754 --> 00:11:14,548
‫سرپیچی کنین تا بدون رحم بهتون شلیک شه!

161
00:11:14,548 --> 00:11:15,549
‫لعنتی!

162
00:11:15,549 --> 00:11:17,885
‫بالاخره می‌تونیم از این جهنم‌دره فرار کنیم!

163
00:11:23,891 --> 00:11:26,644
‫عوضی... این نامردیه...

164
00:11:27,103 --> 00:11:29,772
‫گوشت.

165
00:11:29,814 --> 00:11:33,484
‫هاهاها! تا دلمون بخواد می‌تونیم
‫از کوسه‌هامون استفاده کنیم!

166
00:11:33,484 --> 00:11:36,779
‫باید از زندان‌بانا تشکر کنیم!

167
00:11:38,239 --> 00:11:41,909
‫حتی اگه از کوسه استفاده کنیم،
‫سیستم امنیتی فعال نمی‌شه!

168
00:11:41,909 --> 00:11:44,495
‫ای بابا، کار از کارِ این دنیا گذشته.

169
00:11:59,009 --> 00:12:02,012
‫بابا...

170
00:12:08,602 --> 00:12:09,687
‫اوی اوی، وایسا!

171
00:12:09,687 --> 00:12:12,022
‫پلی در کار نیست! نمی‌تونیم بریم!

172
00:12:12,064 --> 00:12:13,357
‫سر به سرم نذارین!

173
00:12:13,357 --> 00:12:15,735
‫دلم می‌خواد خیلی زود برسم به زمین آزاد!

174
00:12:15,735 --> 00:12:21,699
‫اگه می‌خواین برین... دنبال من بیاین، دوستان.

175
00:12:21,699 --> 00:12:23,576
شیگاراکی؟

176
00:12:24,660 --> 00:12:26,620
‫درضمن...

177
00:12:26,620 --> 00:12:29,832
‫می‌خوام شما رو کنار خودم ببینم...

178
00:12:29,832 --> 00:12:33,127
‫تو این عصر تهی که در شرف آغازش هستیم.

179
00:12:33,127 --> 00:12:37,631
‫یه ارباب اهریمنی کامل‌تر متولد شده.

180
00:12:37,631 --> 00:12:43,596
‫این داستان تبدیل‌شدن به بزرگترین ارباب اهریمنیه.

181
00:12:57,318 --> 00:12:59,570
‫شش ساعت بعد از حمله به تارتاروس...

182
00:13:00,571 --> 00:13:02,573


183
00:13:02,573 --> 00:13:04,325


184
00:13:04,325 --> 00:13:06,452


185
00:13:12,041 --> 00:13:17,338
‫یه هواپیمای اضطراری که فقط با آی‌دی
‫بیومتریک کارمندای تارتاروس کار می‌کرد...

186
00:13:17,338 --> 00:13:20,299
‫آل‌فوروان رو فراری داد.

187
00:13:21,801 --> 00:13:25,346
نوموهای شبه‌های‌اند و شورشیای تارتاروس

188
00:13:25,346 --> 00:13:28,015
‫به هفت زندان هجوم بردن؛

189
00:13:28,015 --> 00:13:31,769
‫که از 6 تای اون‌ها تعداد زیادی زندانی آزاد شدن.

190
00:13:34,855 --> 00:13:37,775
‫با این کار، تدارک لازم انجام شد.

191
00:13:37,775 --> 00:13:40,736
‫روز خیلی هیجان‌انگیزی بود!

192
00:13:40,736 --> 00:13:43,280
‫آزادکردن اون همه شرور و شرارتی که انجام می‌دن،

193
00:13:43,280 --> 00:13:49,286
‫تحقیقاتی که برای پیداکردن من صورت گرفته رو دچار اختلال می‌کنه.

194
00:13:49,286 --> 00:13:51,205
‫عذر می‌خوام از شما ولی...

195
00:13:51,205 --> 00:13:55,459
‫دوست دارم تا وقتی که استراحت می‌کنم از بدنم محافظت کنین.

196
00:13:57,336 --> 00:14:01,465
‫نقاط مشترکمون بیشتر از اونی بود که انتظار داشتم...
‫چیزایی مثل بازی کامپیوتری و اینا...

197
00:14:04,927 --> 00:14:08,806
‫برای اصلاح جامعه‌ای تلاش می‌کردیم که قهرمانای قلابی اداره‌ش می‌کردن.

198
00:14:08,806 --> 00:14:13,227
‫من با ایدئولوژی استین همزادپنداری می‌کردم
‫و برای همین به لیگ اشرار ملحق شدم.

199
00:14:15,271 --> 00:14:17,773
‫می‌گفتیم باید جامعه‌ی قهرمانی رو نابود کنیم!

200
00:14:17,773 --> 00:14:19,859
‫حداقل انرژیِ اون حرفا عالی بود!

201
00:14:19,859 --> 00:14:22,278
‫اگرچه وضعیت لیگ اشرار داغون بود.

202
00:14:22,278 --> 00:14:26,198
‫عین یه باند سرقت کوچیک بدبخت بودیم.

203
00:14:26,198 --> 00:14:28,534
‫عین خودم.

204
00:14:28,534 --> 00:14:33,706
‫ولی می‌دونی؟ اون منو شعله‌ور کرد.

205
00:14:33,706 --> 00:14:37,835
‫پس بیاین یه بار برای همیشه درب و داغونش کنیم!

206
00:14:38,085 --> 00:14:46,969
‫یه‌جوری بود که دلم می‌خواست دنیایی که شیگاراکی می‌سازه رو ببینم.

207
00:14:46,969 --> 00:14:49,847
‫تو اونی نیستی که من ازش پیروی می‌کردم.

208
00:14:49,847 --> 00:14:53,475
‫اونی که من دنبالش افتادم، شیگاراکی تومورا بود.

209
00:14:53,475 --> 00:14:55,728
‫مشکلی نیست.

210
00:14:55,728 --> 00:14:59,023
‫نگران نباش، ایگوچی-کن.

211
00:14:59,023 --> 00:15:05,571
‫من به احساسات تومورا، بیش از هرچیزی بها می‌دم.

212
00:15:05,571 --> 00:15:10,075
‫ازش خواستم استراحت کنه تا کامل شه.

213
00:15:10,075 --> 00:15:15,998
‫وقتی که کامل شد،
‫رویاهامون به حقیقت می‌پیوندن.

214
00:15:15,998 --> 00:15:22,630
‫هم گرفتن وان‌فورآل و هم تصاحب دنیا.

215
00:15:22,630 --> 00:15:27,635
‫یه حاکم مطلق... ارباب اهریمنی.

216
00:15:28,385 --> 00:15:32,348
2 روز بعد

217
00:15:35,267 --> 00:15:38,646
باکوگو کاتسوکی
انفجار

218
00:15:48,030 --> 00:15:48,948
‫دکو...

219
00:15:49,406 --> 00:15:52,660
‫اوه، بیدار شد!
‫خفه شو! اینجا کجاست؟!

220
00:15:52,660 --> 00:15:55,788
‫خدا رو شکر، عصبیه!
‫برگشت به حالت سابقش!

221
00:15:55,788 --> 00:15:57,706
‫عین گاو نیاین پیش آدم!

222
00:15:57,706 --> 00:15:58,958
‫اینجا کدوم قبرستونه؟!

223
00:15:58,999 --> 00:16:00,918
‫بیمارستان مرکزیه!

224
00:16:00,918 --> 00:16:04,630
‫یه بیمارستان با آخرین و پیشرفته‌ترین روشای درمان!

225
00:16:04,755 --> 00:16:07,091
‫ولی ناموساً خیلی خوشحالم!

226
00:16:07,091 --> 00:16:09,718
‫من... برم پرستارو خبر کنم!

227
00:16:09,718 --> 00:16:11,512
‫ممنون.

228
00:16:11,512 --> 00:16:12,721
‫وقتی شنیدم که تو خطری... فقط... فقط...
دکو و تودوروکی چی شدن؟

229
00:16:12,721 --> 00:16:16,225
سنسه چی شد؟ سنپایا چی شدن؟ اندوور چی شد؟

230
00:16:16,225 --> 00:16:18,185
چه اتفاقی افتاد؟

231
00:16:18,435 --> 00:16:23,816
‫برات تعریف می‌کنیم، فقط قول بده که آروم باشی.

232
00:16:30,239 --> 00:16:34,243
من شجره‌نامه خانواده رو دستکاری کردم تا نتونن به من ارتباطش بدن

233
00:16:34,243 --> 00:16:38,622
‫اگه اون عوضی بفهمه که کوتارو وجود داره، از اونم استفاده می‌کنه.

234
00:16:43,502 --> 00:16:45,421
‫شیمورا...

235
00:16:47,256 --> 00:16:49,550
‫گران‌تورینو هم همین‌طوره...

236
00:16:49,550 --> 00:16:54,096
‫اگه دیرتر رسیده بودین اینجا،
‫اوضاعتون خیلی بدتر بود.

237
00:16:54,596 --> 00:17:04,231
‫باید از لاک‌لاک و بقیه ممنون باشین که به حفظ جونتون اولویت دادن.
‫فعلاً نیازی نیست نگران چیزی باشین.
‫فقط رو درمانتون تمرکز کنین.

238
00:17:10,237 --> 00:17:16,952
ما گذاشتیم شیگاراکی فرار کنه که زندانیا از 6 تا زندان فرار کردن، نه؟

239
00:17:16,952 --> 00:17:20,706
‫اون شورشیای فراری همه‌جا دارن مرتکب جرم و جنایت می‌شن.

240
00:17:20,706 --> 00:17:23,625
‫ملتم با نیش و کنایه‌هاشون افتادن به جون ما.

241
00:17:23,625 --> 00:17:24,585
لعنتی

242
00:17:26,503 --> 00:17:28,756
‫ما کارمونو کردیم...

243
00:17:29,423 --> 00:17:31,800
‫براش از جونمون مایه گذاشتیم.

244
00:17:32,176 --> 00:17:34,219
‫جونمونو گذاشتیم وسط و جنگیدیم!

245
00:17:35,846 --> 00:17:38,932
اینه جواب ما؟

246
00:17:38,932 --> 00:17:41,185
کایاما-سنپای دیگه چرا؟

247
00:17:41,226 --> 00:17:42,895
‫این حرفو نزن، یامادا.

248
00:17:44,480 --> 00:17:46,648
گذشته از اینا، بچه‌ها چطورن؟

249
00:17:49,902 --> 00:17:52,613
‫ببین چه جمعیتی اون بیرونن...

250
00:17:52,613 --> 00:17:57,117
‫اگرچه به نظر نمیاد برای قدردانی از ما اومده باشن...

251
00:17:57,117 --> 00:18:03,373
‫بیست و چهاری دارن از جرم و جنایت زندانیای شورشی حرف می‌زنن.

252
00:18:03,373 --> 00:18:05,000
‫همه بهم ریختن...

253
00:18:05,209 --> 00:18:08,212
‫رقت‌انگیزه.

254
00:18:14,468 --> 00:18:20,641
‫غصه نخور.
‫مشکلی پیش نمیاد.

255
00:18:20,641 --> 00:18:26,146
‫ما که می‌دونیم چی می‌خواستی، تودوروکی-سان.
‫مشکلی نیست.

256
00:18:26,146 --> 00:18:28,649


257
00:18:28,732 --> 00:18:30,109
شما تو این وضعیت دخیلین؟

258
00:18:30,109 --> 00:18:33,195
می‌شه از وضعیت فعلی اندوور بهمون بگین؟

259
00:18:33,195 --> 00:18:36,490
‫اون اندوور می‌دونه که چه بلایی به سر ژاپن اومده؟!

260
00:18:36,490 --> 00:18:39,952
‫هرکسی که اینجاست می‌خواد حقیقت رابطه‌ی اندوور و دابی رو بدونه!
در حین عمل جراحی

261
00:18:39,952 --> 00:18:41,620
اندوور کی کنفرانس خبری می‌ذاره؟

262
00:18:41,620 --> 00:18:44,790
‫همه‌ی ما نگرانیم! باید بدونیم چه خبره!

263
00:18:44,790 --> 00:18:46,208
‫نوری که ساطع می‌کنه...

264
00:18:46,208 --> 00:18:50,587
‫تاریکی میاره! نابودی به همراه داره!

265
00:18:52,756 --> 00:18:54,800
‫خیلی نامردی...

266
00:18:54,800 --> 00:18:58,387
‫منو با همچین اسمی صدا نزن.

267
00:18:58,387 --> 00:19:02,266
‫بگو تویا... اسم به این قشنگی دارم.

268
00:19:03,267 --> 00:19:07,271
‫خب... بیا باهم سقوط کنیم، تودوروکی انجی...

269
00:19:07,271 --> 00:19:09,982
‫بیا تو جهنم با من برقص!

270
00:19:11,733 --> 00:19:15,863
‫شعله‌هاش از مال بابامم قوی‌تر بود.

271
00:19:15,863 --> 00:19:18,782
‫نتونستم با قدرت آتیشش رقابت کنم.

272
00:19:18,782 --> 00:19:22,619
‫قوی بود... از نفرت شعله می‌کشید.

273
00:19:23,787 --> 00:19:27,291
‫اون... کل مدت تماشا می‌کرده.

274
00:19:27,291 --> 00:19:29,793
‫تا فقط بتونه بابا رو ساقط کنه.

275
00:19:29,793 --> 00:19:32,045
‫بدن خودشو داغون کرده...

276
00:19:32,045 --> 00:19:35,090
‫جون بقیه‌ی مردمو هم بازیچه‌ی این ماجرا کرده...

277
00:19:39,720 --> 00:19:42,222
‫اون... منم.

278
00:19:43,473 --> 00:19:46,810
‫من با تو دعوا راه انداختم تا نشون بدم چه کاری از دستم برمیاد،

279
00:19:46,810 --> 00:19:50,397
‫اونم بدون اینکه از کوسه‌ی اون بابای کثافتم استفاده کنم.

280
00:19:50,397 --> 00:19:52,357
‫نه...

281
00:19:52,357 --> 00:19:58,238
‫نه... بدون اون کوسه، جایگاه اولو به دست میارم.

282
00:19:58,238 --> 00:20:02,367
‫تا اون روز داشتم بدن خودمو می‌سوزوندم.

283
00:20:04,578 --> 00:20:06,914
‫بابام از پسش برنمیاد...

284
00:20:06,914 --> 00:20:10,000
‫من باید مسئولیت برادرم، تویا رو قبول کنم.

285
00:20:10,834 --> 00:20:12,085
‫شوتو.

286
00:20:12,920 --> 00:20:13,670
‫سلام!

287
00:20:14,755 --> 00:20:17,633
‫برادر و خواهر تودوروکی!

288
00:20:19,092 --> 00:20:20,344
ها؟

289
00:20:20,385 --> 00:20:22,804
‫گفتم تکون نخور! می‌میریا!

290
00:20:22,804 --> 00:20:25,766
‫تکون نخور! وایسا دیگه!

291
00:20:25,766 --> 00:20:27,893
مگه نگفتن از جات بلند نشی؟

292
00:20:27,893 --> 00:20:31,813
‫خفه شین! اگه شما نفله‌ها منو بکشین عقب
‫که بیشتر زور می‌زنم و زودتر سقط می‌شم!

293
00:20:31,813 --> 00:20:34,358
تو اصلاً با چه‌ احساسی داری همچین حرفی می‌زنی؟

294
00:20:34,358 --> 00:20:36,526
‫الان که بری هم فایده نداره!

295
00:20:36,526 --> 00:20:38,654
‫مگه نشنیدی سِرو چی گفت؟!

296
00:20:40,239 --> 00:20:43,158
‫برات تعریف می‌کنیم، فقط قول بده که آروم باشی.

297
00:20:43,158 --> 00:20:45,077
‫تودوروکی بدجوری سوخته...

298
00:20:45,077 --> 00:20:47,663
‫آیزاوا-سنسه هم بدجوری داغون شده، ولی...

299
00:20:47,663 --> 00:20:50,249
‫هر دو زنده‌ن.

300
00:20:50,249 --> 00:20:52,918
‫بقیه هم هشیاریشونو به دست آوردن...

301
00:20:55,796 --> 00:21:00,384
‫ولی این‌طور که شنیدم، انگار میدوریا هیچ نشونی از هشیاری نداره.

302
00:21:01,176 --> 00:21:03,637
‫کثافت...

303
00:21:03,637 --> 00:21:05,973
‫بمیری... کشتمت!
