﻿1
00:00:01,126 --> 00:00:02,711
‫که این‌طور...

2
00:00:03,128 --> 00:00:05,630
‫شیمورای دیوونه...

3
00:00:05,630 --> 00:00:10,552
با اینکه مرده، بازم داشت گریه می‌کرد؟

4
00:00:11,386 --> 00:00:15,265
‫من باید اون کسی می‌بودم که اونو می‌کشت.
‫مرد یا
پسر رو

5
00:00:15,265 --> 00:00:17,308
‫شرمنده.

6
00:00:17,934 --> 00:00:20,687
‫خیلی سماجت به خرج نده.

7
00:00:20,687 --> 00:00:24,149
‫وقتایی هست که باید برای نجات یه‌نفر، اونو بکشی.

8
00:00:24,149 --> 00:00:26,776
‫اینو فراموش نکن.

9
00:00:27,694 --> 00:00:30,697
‫مهم نیست چه تصمیمی بگیری...

10
00:00:30,697 --> 00:00:34,909
‫فقط برو و سنگاتو با لیگ اشرار وابکَن.

11
00:00:39,205 --> 00:00:43,585
‫اندوور، هاکس، بست‌جینیست،

12
00:00:43,752 --> 00:00:47,255
‫همین‌طور... آلمایت، با هم تیم شدن...

13
00:00:50,050 --> 00:00:53,136
‫تا به دنیامون قربانی بیشتری تحمیل نشه.

14
00:00:54,345 --> 00:00:56,806
‫برای متوقف کردن آل‌فوروان...

15
00:00:58,183 --> 00:00:59,976
‫من...

16
00:02:28,439 --> 00:02:30,817
‫باید سریع برم!

17
00:02:30,817 --> 00:02:32,360
‫عجله کن!

18
00:02:33,153 --> 00:02:34,946
‫پس تو بودی! هیولا!

19
00:02:37,740 --> 00:02:39,576
‫ا-اشتباه می‌کنین!

20
00:02:40,034 --> 00:02:41,035
‫بس کنین!

21
00:02:41,035 --> 00:02:42,120
‫من کار بدی نکردم!

22
00:02:42,704 --> 00:02:44,497
‫فقط... ترسیدم...

23
00:02:49,627 --> 00:02:52,589
‫بسه... لطفاً...

24
00:02:52,964 --> 00:02:55,466
‫می‌خوای گولمون بزنی که شل بگیریم؟!

25
00:02:55,466 --> 00:02:57,552
‫ما خوب این کلکا رو از بریم!

26
00:02:57,760 --> 00:03:00,430
‫یالا گورتو از این دنیا گم کن!

27
00:03:00,680 --> 00:03:02,015
‫بس کنین!

28
00:03:06,811 --> 00:03:09,063
‫آروم باشین لطفاً!

29
00:03:10,315 --> 00:03:15,153
‫متوجهم که این هوای بارونی دلیلی شده
‫که بیشتر در مورد اشرار بهم بریزین...

30
00:03:15,153 --> 00:03:16,529
‫ولی باید بیشتر دقت کنین.

31
00:03:17,113 --> 00:03:19,490
‫این دختر هیچ خصومتی با شما نداره.

32
00:03:21,242 --> 00:03:24,579
‫لطفاً از اینجا به بعدشو به من بسپارین.

33
00:03:26,623 --> 00:03:27,957
‫خواهش می‌کنم.

34
00:03:32,587 --> 00:03:35,423
‫تقصیر خودش بود که با این وضعیت،
‫نصفه شب زده بیرون!

35
00:03:35,423 --> 00:03:37,550
‫اینقدر بقیه رو گیج نکن!

36
00:03:42,847 --> 00:03:44,140
حالتون خوبه؟

37
00:03:47,977 --> 00:03:50,730
چی شده که تو این شب بارونی بیرونین؟

38
00:03:50,730 --> 00:03:52,523
‫برای تخلیه دیر اقدام کردم.

39
00:03:52,941 --> 00:03:56,361
‫اولاش این شهرک خیلی وضع خرابی نداشت.

40
00:03:56,361 --> 00:04:01,032
‫برای همین فکر کردم که اگه تو
‫خونه بمونم همه‌چی آروم میشه.

41
00:04:01,032 --> 00:04:04,702
‫ولی... بعدش اتفاقات وحشتناکی اینجا افتاد.

42
00:04:04,702 --> 00:04:09,290
‫منم ترسیدم و می‌خواستم فرار کنم.
‫فکر کردم که برم پناهگاه.

43
00:04:10,416 --> 00:04:14,295
‫ببخشید... واقعاً... باعث دردسر شدم.

44
00:04:16,214 --> 00:04:18,633
‫فکر کنم هرکسی که اینجاست، ترسیده.

45
00:04:20,677 --> 00:04:23,179
یعنی... همه‌چی به حالت قبل برمی‌گرده؟

46
00:04:24,430 --> 00:04:25,390
‫برش می‌گردونم.

47
00:04:28,768 --> 00:04:31,479
‫ببخشید... دیگه باید برم.

48
00:04:35,400 --> 00:04:36,192
خوبی تو؟

49
00:04:36,526 --> 00:04:37,610
‫آلمایت...

50
00:04:37,610 --> 00:04:39,279
آل... ها؟

51
00:04:39,279 --> 00:04:41,322
‫لطفاً این دخترخانومو ببر به پناهگاه.

52
00:04:41,322 --> 00:04:42,991
‫من نباید نزدیک کسی باشم.

53
00:04:42,991 --> 00:04:44,409
‫صبر کن!

54
00:04:44,409 --> 00:04:45,910
‫اینو با خودت ببر.

55
00:04:49,163 --> 00:04:52,208
‫یکم کتلت توشه،
‫بهت انرژی می‌ده.

56
00:04:54,085 --> 00:04:55,962
‫خیلی ممنونم.

57
00:05:00,008 --> 00:05:01,634
‫میدوریای جوان...

58
00:05:05,722 --> 00:05:08,433
‫با این وضع ویرونی...

59
00:05:08,433 --> 00:05:12,437
‫انگار تو زمان به عقب برگشتیم.

60
00:05:12,437 --> 00:05:15,023
‫«سعی کن تو نظر اشرار ظاهر نشی،»

61
00:05:15,023 --> 00:05:17,608
‫«هر روز تو خفا زندگی کن.»

62
00:05:17,608 --> 00:05:20,320
‫مثل زمانیه که ابرقدرتا تازه پدیدار شده بودن.

63
00:05:22,155 --> 00:05:24,741
‫شیگاراکی و آل‌فوروان...

64
00:05:24,741 --> 00:05:26,701
‫دابی، اون نوموها...

65
00:05:26,701 --> 00:05:28,286
‫لیگ اشرار...

66
00:05:28,286 --> 00:05:31,205
‫هیچ سرنخی از موقعیتشون نداریم.

67
00:05:31,205 --> 00:05:34,542
‫پلیس حسابی مشغول زندانیای فراریه،

68
00:05:34,542 --> 00:05:37,628
‫انگار تحقیقات به بن‌بست رسیده.

69
00:05:37,628 --> 00:05:40,381
‫هر غلطی که دلشون می‌خواد میکنن.

70
00:05:43,343 --> 00:05:47,055
‫شیگاراکی، با کوسه‌ی پیوندی آل‌فوروان...

71
00:05:47,055 --> 00:05:53,186
‫اینقدر قوی شده که نمی‌شه جلوشو گرفت،
‫حتی با کمک اندوور و آیزاوا-سنسه.

72
00:05:54,270 --> 00:05:57,899
‫باید تمام قدرت وان‌فورآلو بیرون بکشم.

73
00:05:57,899 --> 00:05:59,692
‫وگرنه هیچی به هیچی.

74
00:06:00,777 --> 00:06:02,403
‫شما دوتام بهتره کمک کنین.

75
00:06:02,904 --> 00:06:04,947
‫به همکاریتون نیاز داریم.

76
00:06:05,448 --> 00:06:10,661
‫برای بیرون کشیدن قدرت کامل وان‌فورآل باید کمک کنین.

77
00:06:11,329 --> 00:06:12,663
‫خواهش می‌کنم.

78
00:06:12,663 --> 00:06:13,998
‫قهرمانای من.

79
00:06:19,670 --> 00:06:23,716
‫برای اولین بار، بانجو قدرتشو آزاد کرد.

80
00:06:24,217 --> 00:06:25,968
‫بعد از اون شینوموری این کارو کرد.

81
00:06:26,427 --> 00:06:30,390
‫شیمورا و اِننم موافقت کردن.

82
00:06:30,598 --> 00:06:34,185
‫برای آزادکردن قدرت کامل کاربر نهم...

83
00:06:41,734 --> 00:06:43,027
‫بزغاله!

84
00:06:43,027 --> 00:06:45,822
‫از این فرصت استفاده کن تا به کوسه‌های دیگه عادت کنی!

85
00:06:46,406 --> 00:06:48,825
‫مخصوصاً به کوسه‌ی شینوموری-سان و اِن!

86
00:06:49,867 --> 00:06:53,246
‫این‌طوری وقتی بیدار شدی، راحت‌تر ازشون استفاده می‌کنی!

87
00:06:53,246 --> 00:06:54,997
‫فکر خوبیه.

88
00:06:56,582 --> 00:07:00,545
‫ماها تو ظلمانی‌ترین دوره زندگی می‌کردیم.

89
00:07:01,045 --> 00:07:04,090
‫تو اوج قدرت فیزیکی آل‌فوروان،

90
00:07:04,090 --> 00:07:06,759
‫وقتی مثل یه دیکتاتور قدرتش رو جا مینداخت.

91
00:07:07,051 --> 00:07:11,514
‫اونایی که تحت کنترلش بودن، خبر نداشتن که تحت کنترلن.

92
00:07:11,514 --> 00:07:13,474
‫رهبر ما نگران آینده بود،

93
00:07:13,766 --> 00:07:16,227
‫و برای غلبه‌کردن به کنترل آل‌فوروان،

94
00:07:16,227 --> 00:07:19,397
‫یه گروهو رهبری می‌کرد تا بجنگیم.

95
00:07:19,397 --> 00:07:22,692
‫خودتم اونجا بودی و همه‌چی رو دیدی.

96
00:07:22,692 --> 00:07:23,943
‫درسته.

97
00:07:24,235 --> 00:07:26,112
‫برای جنگیدن با برادرت،

98
00:07:26,112 --> 00:07:29,282
‫خیلی از جون‌ها رو سنگِ بنای این راه کردیم.

99
00:07:29,282 --> 00:07:32,702
‫آخر نبردمون هم، مسئله فقط بردن و باختن بود.

100
00:07:33,077 --> 00:07:35,204
‫و اون برای ما معنای مرگ و زندگی داشت.

101
00:07:35,663 --> 00:07:39,000
‫حالا می‌گی قراره اون راهو به یه سری توهم مسخره بسپاریم،

102
00:07:39,000 --> 00:07:42,003
که می‌گه می‌خواد دشمن اصلیمونو نجات بده؟

103
00:07:42,003 --> 00:07:44,046
‫توهم مسخره...

104
00:07:44,046 --> 00:07:45,631
‫غمناکه.

105
00:07:47,425 --> 00:07:49,844
‫پس، چرا اون روز...

106
00:08:03,983 --> 00:08:05,026
‫اون روز...

107
00:08:06,486 --> 00:08:09,947
چرا دست کمک به سمتم دراز کردی؟

108
00:08:10,239 --> 00:08:13,159
‫اگه منو از اون دخمه بیرون نبرده بودی،

109
00:08:13,409 --> 00:08:16,704
‫هیچی شروع نمی‌شد.

110
00:08:17,038 --> 00:08:18,289
‫بعدشم...

111
00:08:18,289 --> 00:08:20,833
‫چاره‌ای نیست جز اینکه ادامه‌ی مسیرو به اون بسپاریم.

112
00:08:20,833 --> 00:08:24,712
خودتون متوجهین، برای همین ظاهر شدین، مگه نه؟

113
00:08:25,796 --> 00:08:29,133
یعنی فکر می‌کنی همه‌چی به اون پسر ختم می‌شه؟

114
00:08:29,342 --> 00:08:35,223
‫آره؛ اساس پیدایش وان‌فورآل،
‫میل من برای اسیرنشدن به دست برادرم بود.

115
00:08:35,223 --> 00:08:39,852
‫ولی چون اون موقع دستمو گرفتی،

116
00:08:39,852 --> 00:08:42,188
‫وان‌فورآل شروع شد.

117
00:08:52,240 --> 00:08:54,534
‫استیج آماده شده!

118
00:08:54,534 --> 00:08:56,786
‫برای نابودی آل‌فوروان!

119
00:08:56,786 --> 00:08:59,330
‫چیزی که ما بهم پیوند دادیم...

120
00:08:59,330 --> 00:09:01,332
‫اینجا جمع شده.

121
00:09:01,332 --> 00:09:03,626
‫قدرت وان‌فورآل...

122
00:09:03,626 --> 00:09:05,711
‫همه‌شو آزاد کن!

123
00:09:05,711 --> 00:09:09,757
‫گوش کن، جغله... از الان همه‌چی شتاب می‌گیره!

124
00:09:09,757 --> 00:09:11,175
‫بله!

125
00:09:11,384 --> 00:09:15,388
مزدور

126
00:09:18,099 --> 00:09:19,809
‫احمق، یالا فرار کن!

127
00:09:20,017 --> 00:09:21,894
‫حریفمون اندووره‌ها!

128
00:09:22,979 --> 00:09:25,648
یه ابزار حمایتی میخ‌کوب؟

129
00:09:25,648 --> 00:09:29,151
‫برای یه ساخت و ساز خالی بیش‌ازحد قویه.

130
00:09:29,151 --> 00:09:32,029
‫دتنرات لعنتی، همچین چیزایی ساخته.

131
00:09:35,783 --> 00:09:37,159
‫هاکس؟!

132
00:09:37,159 --> 00:09:41,289
‫بست‌جینیستم هست؟!

133
00:09:43,416 --> 00:09:45,084
‫ایگنایتد آرو!
‫پیکان شعله‌ور

134
00:09:51,591 --> 00:09:56,345
‫سربه‌سرم نذار... اندوور...

135
00:09:56,345 --> 00:10:01,267
‫اومدی اینجا چیکار کنی...
‫مگه همه‌ش تقصیر تو نیست؟

136
00:10:01,267 --> 00:10:03,269
‫دقیقاً همینه.

137
00:10:03,936 --> 00:10:06,272
‫برای همین اینجام.

138
00:10:14,447 --> 00:10:16,282
‫اون زندانیای فراری...

139
00:10:16,282 --> 00:10:19,243
‫طبق معمول، با اونی که می‌دونیم ارتباطی ندارن.

140
00:10:19,243 --> 00:10:22,371
دوباره هیچ اطلاعات به‌دردبخوری گیرمون نمیاد، نه؟

141
00:10:22,371 --> 00:10:24,081
‫با این حال، بازم باید به این کار ادامه بدیم.

142
00:10:27,126 --> 00:10:29,170
‫گمشو برو! مردک نحس!

143
00:10:29,337 --> 00:10:31,339
‫اینجا رو به حال خودش بذار!

144
00:10:31,422 --> 00:10:34,467
‫اگه شیگاراکی و بقیه رو گرفته بودی...

145
00:10:34,467 --> 00:10:37,303
‫الان این زندانیای فراری همه‌چی رو خراب نمی‌کردن!

146
00:10:37,303 --> 00:10:40,389
‫شهر و زندگیای قبلیمونو پس بده!

147
00:10:40,848 --> 00:10:43,434
‫بهتره بریم، اندوور-سان.

148
00:10:43,434 --> 00:10:45,519
‫شنیدم که یکی از اصحاب رسانه چی می‌گفت...

149
00:10:45,561 --> 00:10:49,106
‫اون شیگاراکی دنبال یکی به غیر از توـه!

150
00:10:49,106 --> 00:10:52,568
‫گفت که اندوور و اینا دارن بازم یه چیزی رو مخفی می‌کنن!

151
00:10:52,568 --> 00:10:53,819
‫بزدل کثیف!

152
00:10:54,487 --> 00:10:58,324
‫خانواده‌هایی که دابی داغدار کرده
‫بود، تو تلویزیون بودن؛ دیدیشون؟!

153
00:10:58,324 --> 00:11:00,284
‫اون پسر کثیف خودته!

154
00:11:00,534 --> 00:11:01,869
‫گمشو از اینجا برو!

155
00:11:01,952 --> 00:11:04,955
‫هر وقت ریختتو می‌بینم از زندگی سیر می‌شم!

156
00:11:04,955 --> 00:11:05,956
‫قلابی!

157
00:11:05,956 --> 00:11:08,042
‫دیگه نمی‌خوایم اینجا ببینیمت!

158
00:11:10,753 --> 00:11:13,589
‫که این‌طور... متوجه شدم.

159
00:11:13,589 --> 00:11:15,716
‫آره، اطاعت.

160
00:11:15,716 --> 00:11:20,805
‫لطفاً به تحقیقات روی جبهه‌ی آزادی
‫فراطبیعی ادامه بدین، اج‌شات-سان.

161
00:11:20,805 --> 00:11:23,683
پیشرفتی در کار نیست؟

162
00:11:23,683 --> 00:11:27,353
بهتر نیست یکی‌-دو کیلومتر با آلمایت و اینا فاصله ایجاد کنیم؟

163
00:11:27,520 --> 00:11:30,231
‫اگه رسانه‌ها بفهمن که ما با همیم،

164
00:11:30,231 --> 00:11:32,817
‫اون‌وقت میدوریائم ذهنش درگیر این ماجراها میشه.

165
00:11:32,817 --> 00:11:33,859
‫آره...

166
00:11:34,568 --> 00:11:37,363
‫بیاین به این کاری که مشغولشیم، بیشتر ادامه بدیم.

167
00:11:38,072 --> 00:11:41,951
‫نمی‌تونیم بیش از این بار روی دوش دکو بذاریم.

168
00:11:41,951 --> 00:11:44,662
‫حتی اگه این، چیزی باشه که خودش می‌خواد،

169
00:11:44,662 --> 00:11:47,665
‫این ماییم که دکو رو طعمه‌ی وان‌فورآل کردیم...

170
00:11:47,665 --> 00:11:51,043
‫تا لیگ اشرارو بیرون بکشیم.

171
00:11:51,043 --> 00:11:54,422
ولی اونا هم خوب یه‌جا لم دادنا، مگه نه؟

172
00:11:54,672 --> 00:11:58,676
‫زندانیای فراری... مخصوصاً اون اَبَراشراری که از تارتاروس فرار کردن،

173
00:11:59,051 --> 00:12:02,555
‫انگار تحت یه مأموریت نامحسوس از طرف لیگ اشرار قرار دارن.

174
00:12:02,805 --> 00:12:06,434
‫اگه تو این هرج و مرج ایجادشده تو جامعه،

175
00:12:06,434 --> 00:12:09,645
‫یواشکی میومدن سراغ گرفتن وان‌فورآل، با عقل جور درمیومد.

176
00:12:09,645 --> 00:12:12,898
‫مخصوصاً با وجود اون همه قهرمان که سابیدن به کتون.

177
00:12:13,441 --> 00:12:16,944
‫اگه من آل‌فوروان بودم، هجومی کار می‌کردم.

178
00:12:16,944 --> 00:12:18,863
‫پس آخرشم حق با دکوـه...

179
00:12:18,863 --> 00:12:22,658
‫اولویت اون ناکس، تصاحب کامل شیگاراکیه.

180
00:12:22,658 --> 00:12:24,452
‫بعد از له‌شدن به دست آلمایت،

181
00:12:24,452 --> 00:12:27,913
‫بدون اتصال خودش به یه حامل نمی‌تونست دووم بیاره.

182
00:12:28,372 --> 00:12:30,708
‫ولی حالا شیگاراکی رو تا این حد بالا برده.

183
00:12:30,708 --> 00:12:34,003
‫پس به احتمال زیاد می‌خواد بدنشو تصاحب کنه.

184
00:12:34,295 --> 00:12:36,589
‫اون‌طور که اسیرمون گاراکی می‌گفت،

185
00:12:36,797 --> 00:12:41,594
‫انگار شیگاراکی رو قبل از تکامل استارت کردن.

186
00:12:42,052 --> 00:12:45,556
‫تنها چیزی که ازش سر درنمیارم، نقشه‌ی آل‌فوروان برای ادامه‌ی کاره...

187
00:12:45,556 --> 00:12:49,185
‫ولی انگار روشنه که برای ادامه
به بدن ‫تکامل‌یافته‌ی شیگاراکی نیاز داره.

188
00:12:49,393 --> 00:12:53,189
‫درضمن... وقتی به اون هدف دست پیدا کنه، هدف بعدیش...

189
00:12:53,189 --> 00:12:55,149
‫دزدیدن وان‌فورآله که خارج از دسترسش نیست.

190
00:12:55,900 --> 00:12:58,444
‫اون مورد خیلی درگیرم کرده...

191
00:12:58,444 --> 00:12:59,445
چی؟

192
00:13:00,070 --> 00:13:05,785
‫اون‌طور که میدوریا و آلمایت می‌گفتن،
‫برای استفاده از اون باید بدن قدرتمندی داشته باشی،

193
00:13:05,785 --> 00:13:09,580
‫پس قابل درکه که چرا به بدن جوون و سرحال شیگاراکی نیاز داره،

194
00:13:09,789 --> 00:13:14,835
‫ولی یه مورد دیگه هست،
‫نمی‌فهمم چرا به نفرت شیگاراکی نیاز داره.

195
00:13:14,835 --> 00:13:16,796
مگه قدرت احساسات مهم نیست؟

196
00:13:16,796 --> 00:13:20,466
‫الان 8 نفر دیگه تو وان‌فورآل هستن،

197
00:13:20,716 --> 00:13:23,260
‫پس باید احساست به احساس اونا غلبه کنه.

198
00:13:25,054 --> 00:13:30,059
‫ولی... آل‌فوروان همیشه دنبال وان‌فورآل بوده...

199
00:13:30,601 --> 00:13:32,853
‫چندین نسله که دنبال برادرشه.

200
00:13:33,354 --> 00:13:37,858
‫همین الانشم باید خودش حسابی
‫از بقیه‌ی کاربرا نفرت داشته باشه.

201
00:13:37,858 --> 00:13:43,072
‫به علاوه، خود آلمایت بوده که به اون حال و روز انداختتش.

202
00:13:43,364 --> 00:13:46,325
فکر می‌کنی اون نفرت کافی نیست؟

203
00:13:46,325 --> 00:13:49,245
‫یا شایدم... نفرتی نسبت به اونا حس نمی‌کنه.

204
00:13:49,620 --> 00:13:52,248
‫کافیه فقط یاد قیافه‌ش بیفتم...

205
00:13:53,040 --> 00:13:57,169
‫تا اون لبخند کریه روی صورتش به ذهنم خطور کنه.

206
00:13:57,962 --> 00:13:59,964
‫اون دیگه قلبی برای نفرت هم نداره.

207
00:14:00,548 --> 00:14:03,634
‫در هر صورت، اون اَبَراشرار هم چیزی نمی‌دونن.

208
00:14:04,093 --> 00:14:05,886
‫اونام هیچ حرکتی نمی‌کنن.

209
00:14:05,886 --> 00:14:10,182
‫اگه اونا بخوان از درگیری اجتناب کنن، باید از فرصت استفاده کنیم.

210
00:14:10,182 --> 00:14:13,143
‫حتی اگه آدمای کمتری به امنیت عمومی رسیدگی کنن هم،

211
00:14:13,143 --> 00:14:15,771
‫بهتره که افراد بیشتری درگیر جستجو باشن.

212
00:14:15,771 --> 00:14:17,815
وضعیت داغونیه، مگه نه؟

213
00:14:18,023 --> 00:14:22,653
‫اگه امنیت عمومی بیشتر از این مختل شه،
‫خیلی بیشتر از اینا مورد انتقاد قرار می‌گیریم.

214
00:14:22,653 --> 00:14:24,613
‫اون‌وقت دیگه جذب پشتیبانی کار سختیه.

215
00:14:24,613 --> 00:14:28,117
منظورت اینه که چاکِ کُت رو تا یه حدی می‌شه بالا گرفت؟

216
00:14:31,996 --> 00:14:33,873
‫هنوز تو حرکته.

217
00:14:34,081 --> 00:14:37,877
جوان... نتونستی درست و حسابی بخوابی، مگه نه؟

218
00:14:38,294 --> 00:14:41,338
‫دیگه می‌تونی رو یه تخت راحت، خروپف کنی.

219
00:14:43,048 --> 00:14:44,508
‫نایت‌آی...

220
00:14:46,302 --> 00:14:47,636
‫من...

221
00:14:54,226 --> 00:14:54,852
‫چی شد؟!

222
00:14:55,352 --> 00:14:56,270
‫نکنه...

223
00:14:56,270 --> 00:14:58,689
‫سیگنال جی‌پی‌اس جوان از بین رفت؟!

224
00:14:58,772 --> 00:15:00,065
‫لعنتی!

225
00:15:02,735 --> 00:15:03,444
‫وای...

226
00:15:07,948 --> 00:15:10,200
‫جوونک سبزپوش...

227
00:15:11,785 --> 00:15:13,996
‫باید با من بیای.

228
00:15:14,121 --> 00:15:18,250
‫باهات بیام؟ تصادفی به پست این شرور نخوردم.

229
00:15:18,250 --> 00:15:20,002
‫من هدف اونم.

230
00:15:20,002 --> 00:15:21,211
‫خودشه...

231
00:15:21,211 --> 00:15:22,463
‫خودشه!

232
00:15:22,463 --> 00:15:25,424
‫یه فراریِ مربوط به اون!

233
00:15:25,925 --> 00:15:29,053
‫تکون نخور تا دست و پات قطع نشن.

234
00:15:30,095 --> 00:15:33,432
‫مزدوری که آل‌فوروان اجیر کرده!

235
00:15:42,232 --> 00:15:45,611
‫جوونک سبزپوش...

236
00:15:45,611 --> 00:15:48,072
‫اگه از جات جم نخوری...

237
00:15:49,865 --> 00:15:52,618
‫...اجازه می‌دم دست‌وپاتو نگه داری.

238
00:15:52,618 --> 00:15:55,955
‫یه مزدور از طرف آل‌فوروان!

239
00:15:55,955 --> 00:16:01,794
‫قدرت تو، وان‌فورآل، نباید مشکلی داشته باشه،

240
00:16:01,794 --> 00:16:04,088
‫ولی یه‌چیزی هست که نگرانم می‌کنه.

241
00:16:04,088 --> 00:16:09,343
‫آل‌فوروان و شیگاراکی هنوز نمی‌تونن وان‌فورآل رو بدزدن.

242
00:16:09,343 --> 00:16:14,515
‫و بدون گاراکی، اونا هیچ راهی برای پایدار نگه‌داشتن عامل ندارن.

243
00:16:14,515 --> 00:16:19,436
‫توی نبرد آخر، همه‌ی تجهیزات گاراکی رو هم از بین بردیم.

244
00:16:19,436 --> 00:16:24,358
‫بنابراین، بهترین انتخاب برای اشرار اینه که تو رو زنده بگیرن.

245
00:16:24,358 --> 00:16:27,903
‫اما اکثر فراری‌ها قادر به انجام این کار نیستن.

246
00:16:27,903 --> 00:16:32,199
‫تنها کسی که می‌تونه، زنیه که تو تارتاروس بود...

247
00:16:32,199 --> 00:16:33,659
‫اون...

248
00:16:33,659 --> 00:16:36,954
‫ اون به‌عنوان سنپای، با من توی یه خط کاری بود.

249
00:16:36,954 --> 00:16:40,249
‫البته، ما هم جستجوشو توی اولویت گذاشتیم،

250
00:16:40,249 --> 00:16:43,669
‫ولی اگه بهت نزدیک شد...

251
00:16:43,669 --> 00:16:46,171
‫لطفاً هرچه سریع‌تر فرار کن.

252
00:16:47,214 --> 00:16:51,260
‫گلوله‌های بافته‌شده با الیاف آبی تیره و صورتی...

253
00:16:53,429 --> 00:16:55,305
‫جم خوردی انگار...

254
00:17:01,228 --> 00:17:03,105
‫شکی توش نیست!

255
00:17:03,105 --> 00:17:04,481
‫خودِ زنه‌ست!

256
00:17:04,481 --> 00:17:06,942
‫قهرمان سابق کمیسیون امنیت عمومی...

257
00:17:08,027 --> 00:17:10,654
‫ارتباط امنمو از بین برد!

258
00:17:10,654 --> 00:17:14,450
‫آلمایت، هاکس و بقیه باید بفهمن که یه‌چیزی اشتباهه،

259
00:17:14,450 --> 00:17:17,703
‫ولی نتونستم بهشون بگم که اون لیدی ناگانه.

260
00:17:17,703 --> 00:17:20,914
‫ممکنه وقتی با عجله میان اینجا اون بره دنبالشون.

261
00:17:20,914 --> 00:17:21,999
‫چیکار کنم؟

262
00:17:21,999 --> 00:17:24,043
‫باید فعلاً همونطور که بهم گفته شده فرار کنم؟

263
00:17:24,043 --> 00:17:27,046
‫تو دیگه انتخابی نداری.

264
00:17:30,007 --> 00:17:31,592
شلیک شکننده؟

265
00:17:31,592 --> 00:17:33,886
‫با همچین مسیری...

266
00:17:35,137 --> 00:17:36,680
‫که اینطور.

267
00:17:36,847 --> 00:17:39,975
‫تعجبی نداره که آل‌فوروان می‌خوادت.

268
00:17:46,565 --> 00:18:03,332
‫اون دیوونه‌ست.
‫اگه اون نبود، من بهترین تیرانداز از راه دور ژاپن بودم.
‫کوسه‌ی من، هومینگ، به من این اجازه رو می‌ده
‫تا بتونم اهدافی رو که تو 600 متری می‌بینم بزنم.
‫نمی‌تونم انتخاب کنم کجا بزنمشون،
‫و شلیکام قدرت زیادی هم نداره،
‫ولی عالیه، نه؟

269
00:18:03,332 --> 00:18:07,044
‫ولی اون فقط با تکنیک می‌تونه انجامش بده.

270
00:18:07,044 --> 00:18:09,963
‫و از یه‌جایی تو سه کیلومتری!

271
00:18:09,963 --> 00:18:13,008
‫این گند می‌زنه تو کاسه‌کوزه‌ی من.

272
00:18:13,008 --> 00:18:14,885
‫رازش توی گلوله‌هاشه.

273
00:18:14,885 --> 00:18:18,388
‫می‌تونه گلوله‌ها رو به هر شکلی که می‌خواد دربیاره.

274
00:18:18,388 --> 00:18:21,350
‫موهای دورنگش رو مثل بتونه‌ی اپوکسی مخلوط می‌کنه،
‫چسب پلاستیکی

275
00:18:21,350 --> 00:18:24,728
‫و بعد از تموم‌شدن کار، سفت می‌شن و به گلوله‌هاش تبدیل می‌شن.

276
00:18:24,728 --> 00:18:29,274
‫از گلوله‌های شکننده گرفته تا گلوله‌های سرسوراخ، همه‌چی داره.
‫گلوله‌های سرسوراخ موقع اصابت می‌ترکن و حالت انفجاری پیدا می‌کنن البته نفوذ زیادی ندارن

277
00:18:29,274 --> 00:18:31,693
‫اون یه تک‌تیرـه در شکل انسان.

278
00:18:31,693 --> 00:18:33,362
‫کوسه‌ش رایفل‌ـه.

279
00:18:33,362 --> 00:18:37,699
‫همه‌ی دارندگان کوسه‌های دوربرد،
‫به دست راست اون حسودی می‌کنن.

280
00:18:37,699 --> 00:18:40,702
‫حتی اسنایپ-سنسه هم بهش حسودی می‌کرد.

281
00:18:40,702 --> 00:18:42,913
‫رگباری هم می‌تونه شلیک کنه؟

282
00:18:42,913 --> 00:18:46,166
‫بدون کوسه‌ی چهارم، کارم خیلی وقت پیش تموم شده بود!

283
00:18:46,166 --> 00:18:49,920
‫ولی با ضربه‌ی اول و اونی که الان زد، می‌تونم بگم کجاست!

284
00:18:49,920 --> 00:18:51,839
‫حدود یک کیلومتر اونورتر!

285
00:18:51,839 --> 00:18:53,090
‫بُردش سه کیلومتره!

286
00:18:53,090 --> 00:18:57,094
‫به‌جای جاخالی‌دادن گلوله‌هاش و بیرون‌رفتن از محدوده،

287
00:18:57,094 --> 00:18:58,428
‫نزدیک‌تر می‌شم!

288
00:19:01,557 --> 00:19:04,351
‫این اولین باریه که یه‌نفر بیشتر از یه گلوله رو جاخالی داده.

289
00:19:04,852 --> 00:19:10,691
‫بابا...
‫باید سریع برم پیشش...

290
00:19:10,732 --> 00:19:13,569
‫باشه، باشه، بذار تمومش کنم بعد.

291
00:19:17,739 --> 00:19:19,366
‫بابا...

292
00:19:19,658 --> 00:19:21,451
‫یه کوچولو اینجا بمون.

293
00:19:23,954 --> 00:19:28,000
‫شاید باید قبلاً از شرش خلاص می‌شدم.

294
00:19:28,917 --> 00:19:30,794
‫سریع‌تر راه برو!

295
00:19:30,794 --> 00:19:32,963
‫می‌خوای دوباره حبس بکشی؟

296
00:19:35,883 --> 00:19:36,967
‫بابا...

297
00:19:36,967 --> 00:19:39,928
‫این یارو چشه؟

298
00:19:39,928 --> 00:19:43,724
‫قهرمان خائن...

299
00:19:43,724 --> 00:19:46,560
‫لیدی ناگان دوست‌داشتنی.

300
00:19:46,560 --> 00:19:48,395
‫از آشنایی باهات مفتخرم.

301
00:19:48,770 --> 00:19:53,108
‫آل‌فوروان...

302
00:19:53,108 --> 00:19:56,278
‫یه وقتی هم بود که من دنبالت بودم...

303
00:19:56,278 --> 00:19:58,155
‫می‌خوام یه لطفی بهم بکنی.

304
00:19:59,489 --> 00:20:03,035
‫تو با بقیه فرق داری.

305
00:20:03,035 --> 00:20:06,914
‫بعد از این، یه پسر خاص، یه دانش‌آموز از U.A،

306
00:20:06,914 --> 00:20:11,043
‫مدرسه رو ترک می‌کنه و تنهایی کار می‌کنه.

307
00:20:11,043 --> 00:20:16,590
‫می‌خوام اون پسرو واسه من بیاری.

308
00:20:16,590 --> 00:20:21,678
‫احتمالاً تعدادی از افراد قدرتمند از دور حواسشون به اون باشه،

309
00:20:21,678 --> 00:20:26,141
‫پس قبل از شروع مبارزه، اونا رو جدا کن.

310
00:20:26,141 --> 00:20:29,895
‫مثلاً، می‌تونی منتظر بارون بمونی...

311
00:20:29,895 --> 00:20:32,356
‫صبر کن، صبر کن. کی گفت انجامش می‌دم؟

312
00:20:32,356 --> 00:20:36,902
‫بقیه رو ول می‌کنی و بهشون می‌گی وحشی بشن،

313
00:20:36,902 --> 00:20:40,614
‫پس چرا من تنها کسی‌ام که باید همچین کاری انجام بدم؟

314
00:20:40,614 --> 00:20:45,244
‫تو قهرمانی رو کشتی که متحدتون بود.

315
00:20:45,244 --> 00:20:51,500
‫نابودی جامعه‌ی قهرمانی که آرزوشو داری،

316
00:20:51,500 --> 00:20:55,003
‫با وجود اون پسر به‌وقوع نمی‌پیونده.

317
00:20:55,003 --> 00:20:58,632
دوباره ‫امید واهی، ها؟

318
00:20:58,632 --> 00:21:00,968
‫بابا...

319
00:21:00,968 --> 00:21:04,221
‫رئیس جوان شیه هاسایکای.

320
00:21:04,221 --> 00:21:05,681
رفیقین؟

321
00:21:05,681 --> 00:21:06,682
‫نه.

322
00:21:06,682 --> 00:21:11,186
‫آسیب روحی دیده، فکر کردم بتونم ازش واسه یه کاری استفاده کنم.

323
00:21:11,186 --> 00:21:16,358
‫اون هم قربانی‌ایه که توسط جامعه‌ی شیطانی قهرمانی له شد.

324
00:21:17,442 --> 00:21:21,196
‫یه ضربه‌ی تموم‌کننده به اون قهرمانای نفرت‌انگیز وارد کن.

325
00:21:21,196 --> 00:21:22,823
‫خب...

326
00:21:22,823 --> 00:21:24,950
‫برای این کار استخدام می‌شی.

327
00:21:27,869 --> 00:21:30,205
‫کوسه: اِیر واک.
قدم‌زدن در هوا

328
00:21:31,498 --> 00:21:33,500
‫من مأموریتمو انجام می‌دم.
