﻿1
00:00:07,173 --> 00:00:09,259
‫اگه به خاطر این ماشین نبود،
‫هزار تیکه شده بودم!

2
00:00:11,344 --> 00:00:12,929
‫این کار یه دزد نیست.

3
00:00:13,138 --> 00:00:14,639
‫به قصد کشت اومدن.

4
00:00:14,639 --> 00:00:16,725
‫اگه این یه شوخی نبوده که جدی شده،

5
00:00:16,725 --> 00:00:18,518
‫هدفشون دورکردن من از جوانه!

6
00:00:20,020 --> 00:00:20,645
‫کار یه قاتله!

7
00:00:21,021 --> 00:00:22,605
‫جوان رو هدف قرار دادن!

8
00:00:31,990 --> 00:00:33,867
‫آ-آلمایت؟!

9
00:00:33,867 --> 00:00:34,826
‫نترس بابا!

10
00:00:34,826 --> 00:00:36,411
‫این چیزی رو عوض نمی‌کنه.

11
00:00:36,578 --> 00:00:41,958
‫یه نگاه به هیکل نحیفش بنداز!
‫اون آلمایتی که میشناختیم، دیگه مرده.

12
00:00:43,126 --> 00:00:44,085
‫راست می‌گی...

13
00:00:48,673 --> 00:00:49,841
‫برین کنار.

14
00:00:50,341 --> 00:00:51,593
ها؟

15
00:00:52,135 --> 00:00:56,264
‫ازش محافظت می‌کنم و پرورشش می‌دم،
‫حتی اگه مجبور باشم زندگیمو پاش بذارم!

16
00:00:58,683 --> 00:01:03,897
‫اون بچه، کل این مدت بار خیلی
‫سنگین‌تری رو از من تحمل کرده...

17
00:01:03,897 --> 00:01:05,190
‫خودم اون بارو بهش سپردم.

18
00:01:06,566 --> 00:01:11,571
‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته،
‫من با تو سرنوشتو تغییر می‌دم!

19
00:01:12,363 --> 00:01:15,950
‫تازه، اون بچه خودشو وقف من کرده.

20
00:01:20,121 --> 00:01:23,833
‫اگه روزی اتفاقی برای اون بیفته،

21
00:01:23,833 --> 00:01:26,336
‫حتماً قبلش جنازه‌م یه‌گوشه افتاده!

22
00:02:54,007 --> 00:02:58,011
لیدی ناگان دوست‌داشتنی

23
00:03:00,430 --> 00:03:04,851
‫زیگزاگی برو تا توی خط آتیشش قرار نگیری
‫و نذاری مسیر حرکتتو پیش‌بینی کنه،

24
00:03:04,851 --> 00:03:06,853
‫بعد از اون به سمتش خیز بردار!

25
00:03:06,853 --> 00:03:10,899
‫تا وقتی که لیدی ناگان نتونه راهی برای
‫سریع‌تر حرکت‌کردن از وان‌فورآل پیدا کنه،

26
00:03:10,899 --> 00:03:14,694
‫پس باید بتونی سریع‌تر از اون جایگیری کنی!

27
00:03:15,653 --> 00:03:20,992
‫مکان آل‌فوروان و... شیگاراکی رو
‫باید از زیر زبونش بکشم بیرون!
میدوریا  ایزوکو
وان‌فور‌آل

28
00:03:21,910 --> 00:03:23,203
‫گلوله...

29
00:03:24,704 --> 00:03:25,830
‫پشت سرمه؟!

30
00:03:27,749 --> 00:03:29,167
‫چه خبر شد؟!

31
00:03:29,167 --> 00:03:31,669
‫بدون پشتیبانی یه کوسه‌ی جستجو-محور،

32
00:03:31,669 --> 00:03:33,630
‫نباید بتونه این‌طوری تعقیبم کنه.

33
00:03:33,630 --> 00:03:35,215
‫یعنی همکار داره؟!

34
00:03:35,215 --> 00:03:38,134
‫نه، وگرنه باید یه حس مرگبار تو این اطراف حس می‌کردم.

35
00:03:41,888 --> 00:03:44,641
‫آها، فهمیدم! لعنتی!

36
00:03:44,641 --> 00:03:47,602
‫چرا این احتمالو در نظر نگرفته بودم؟!

37
00:03:47,602 --> 00:03:54,776
‫اگه مزدور آل‌فوروان باشه،
‫پس حتماً بهش کوسه داده!

38
00:03:54,776 --> 00:03:59,280
‫با این کوسه، بُرد حرکتت به طرز
‫فزاینده‌ای افزایش پیدا می‌کنه.

39
00:04:03,618 --> 00:04:07,497
‫اون باید سعی کنه که منو زنده دستگیر کنه.

40
00:04:07,497 --> 00:04:11,668
‫ولی تا من مشغول جا‌خالی دادن شلیکاش بودم،
‫اونم فاصله‌ی بینمونو میون‌بر زده.

41
00:04:11,668 --> 00:04:15,588
‫اون گلوله‌ای که خورد بهم از شلیکای فوق‌خم‌شونده
‫بود که از کنار شلیک شده بود.

42
00:04:15,588 --> 00:04:16,965
‫هرچی نزدیک‌تر بشه،

43
00:04:16,965 --> 00:04:20,677
‫خیلی براش راحت‌تر می‌شه که غریزی بهم شلیک کنه
‫تا اینکه بخواد موقعیتمو پیش‌بینی کنه.

44
00:04:20,677 --> 00:04:26,349
‫هرچی هم که بهم نزدیک‌تر باشیم،
‫کار برای کوسه‌ی احساس خطر در مواجهه با شلیکای متوالی سخت‌تره.

45
00:04:26,349 --> 00:04:27,475
‫در این‌صورت...

46
00:04:27,475 --> 00:04:29,811
‫کوسه‌ی ششم، انفجار دود!

47
00:04:33,523 --> 00:04:37,443
یه کوسه‌ی دیگه؟ اونم چند تا کوسه داره پس؟

48
00:04:37,443 --> 00:04:39,112
‫اینم پر از رمز و رازه...

49
00:04:42,365 --> 00:04:44,742
‫هی هی هی، کاربر نهم!

50
00:04:44,742 --> 00:04:47,161
چرا به این‌زودی یادت رفت، چی گفتم؟

51
00:04:47,161 --> 00:04:50,206
مگه نگفتم این‌همه دود ریسکیه؟

52
00:04:50,206 --> 00:04:53,835
‫حریفت عملاً یه توپ‌خونه‌ی فوق‌سریعِ دوربُرده.

53
00:04:53,835 --> 00:04:56,087
‫تا از دود بزنی بیرون، دخلتو آورده.

54
00:04:56,087 --> 00:04:57,839
‫الان دیگه راه فرار نداری.

55
00:04:57,839 --> 00:04:59,257
‫نیازی به فرار نیست.

56
00:04:59,257 --> 00:05:01,843
‫فقط وقت لازم داشتم.

57
00:05:03,011 --> 00:05:05,221
‫اوی، وایسا... نکنه...

58
00:05:05,221 --> 00:05:06,264
‫اون خطریه!

59
00:05:06,264 --> 00:05:07,974
‫پیشنهادش نمی‌کنم.

60
00:05:09,142 --> 00:05:11,853
‫می‌دونم که می‌خوای چیکار کنی.

61
00:05:11,853 --> 00:05:15,648
‫ولی، تو با این وضعیت، آماده نیستی.

62
00:05:15,648 --> 00:05:18,443
‫خودتم اینو گفته بودی.

63
00:05:18,443 --> 00:05:21,863
‫اول باید بتونین دو تا کارو به صورت
‫همزمان و بدون‌فکر انجام بدین.

64
00:05:21,863 --> 00:05:25,658
‫وقتی به اون‌کار مسلط شدین، یکی دیگه بهش اضافه کنین.

65
00:05:25,658 --> 00:05:28,286
‫تو تا الان کوسه‌ی منو امتحان نکردی.

66
00:05:28,286 --> 00:05:30,079
‫برای انجامش به صورت همزمان، باید بهش عادت کنی...

67
00:05:30,079 --> 00:05:31,456
‫دیگه دیره برای اون کار...

68
00:05:32,540 --> 00:05:34,917
‫اگه بتونم از لیدی ناگان اطلاعات بگیرم...

69
00:05:34,917 --> 00:05:38,087
‫بعد از اون باید برم سراغ آل‌فوروان و شیگاراکی.

70
00:05:38,463 --> 00:05:40,214
‫همین الان باید طرز استفاده‌شو یاد بگیرم.

71
00:05:42,008 --> 00:05:43,676
‫کوسه‌ی سوم...

72
00:05:43,676 --> 00:05:45,219
‫فا جین!
‫میشه شارژ آپ هم تعبیرش کرد.

73
00:05:52,268 --> 00:05:53,227
طعمه؟

74
00:05:53,644 --> 00:05:55,688
اون دیگه چی بود؟

75
00:05:57,398 --> 00:05:59,192
‫بچه‌ی تخس!

76
00:06:01,027 --> 00:06:05,114
‫اگه بخوای تو دود مخفی‌ شی، راهی برای فرار نداری.

77
00:06:10,328 --> 00:06:12,747
‫اگه بخوام اونجا مخفی شم؛ آره!

78
00:06:12,997 --> 00:06:14,916
‫خیلی سریع‌تر از قبل شده!

79
00:06:14,916 --> 00:06:17,335
‫این بچه تو اون دود یه‌کاری کرده!

80
00:06:17,710 --> 00:06:20,004
‫ پرده‌ی دودی که تو بارون پخش نمی‌شه.

81
00:06:20,004 --> 00:06:25,426
‫چندتا طعمه پخش می‌کنم و با توجه به زمانبندی
‫شلیکای ناگان موقعیتشو تو آسمون پیدا می‌کنم.

82
00:06:25,426 --> 00:06:28,888
‫تا نفهمیدم که اون دقیقاً کجاست،
‫نمی‌تونم برم سراغش.

83
00:06:28,888 --> 00:06:32,433
‫بعد باید از نقطه‌ی کور اون ساختمون استفاده کنم تا برم سراغش

84
00:06:32,433 --> 00:06:35,853
‫و بعد از موقیت‌یابیش با کوسه‌ی فا جین بگیرمش!

85
00:06:35,853 --> 00:06:38,731
‫ می‌دونستم یه تک‌تیرانداز خیلی نزدیک نمی‌شه!

86
00:06:38,731 --> 00:06:41,275
‫باید هرچی از آل‌فوروان می‌دونی بهم بگی لطفاً!

87
00:06:41,526 --> 00:06:43,653
فکر کردی بردی؟

88
00:06:43,653 --> 00:06:44,737
‫امکان نداره!

89
00:06:48,116 --> 00:06:50,243
‫کمیته‌ی امنیت همه‌چی رو بهم یاد داده.

90
00:06:52,745 --> 00:06:55,164
‫چرا طرف آل‌فوروانو گرفتی؟!

91
00:06:55,790 --> 00:06:58,418
‫اون می‌خواد همه‌چی رو کنترل کنه!

92
00:06:58,918 --> 00:07:03,506
‫چرا؟ تو مگه قهرمان نبودی؟!

93
00:07:03,506 --> 00:07:06,259
‫تو فقط عدالتی رو می‌بینی که جلوت گذاشتن.

94
00:07:06,926 --> 00:07:10,721
‫کسی که با اون جماعت همرنگ شده، حرف منو نمی‌فهمه.

95
00:07:11,013 --> 00:07:12,181
رنگ؟

96
00:07:13,391 --> 00:07:16,853
‫لعنتی! گرفته بودمشا!

97
00:07:16,853 --> 00:07:21,941
‫همون‌طور که کاربر سوم گفت،
‫با استفاده‌ی همزمان کوسه‌ها گند زدم.

98
00:07:24,819 --> 00:07:26,320
‫پشت سر؟!

99
00:07:26,320 --> 00:07:27,822
‫دیگه خسته شده بودم.

100
00:07:28,948 --> 00:07:30,408
‫از قتل خسته شده بودم.

101
00:07:32,493 --> 00:07:35,079
‫خسته شدم از بس برای این جامعه‌ی ریاکار آدم کشتم.

102
00:07:37,623 --> 00:07:42,086
‫یه گروه بودن که علیه قهرمانا، توطئه‌ی تروریستی می‌چیدن.

103
00:07:42,086 --> 00:07:43,921
با سازمان‌های شرارت دست‌به‌یکی کرده بودن و

104
00:07:43,921 --> 00:07:47,592
‫به عنوان یه تیم قهرمان شهرت و پول کسب کرده بودن.

105
00:07:47,592 --> 00:07:51,596
‫مردمی که احتمال می‌رفت بتونن پایه‌های جامعه رو به لرزه در بیارن،

106
00:07:51,596 --> 00:07:55,391
‫همه با گناهاشون، بدون اینکه قانون قضاوتشون کنه، از بین رفتن.

107
00:07:55,391 --> 00:07:58,019
‫همه‌ی این کارا به دستور کمیته‌ی امنیت انجام می‌شد.

108
00:08:00,771 --> 00:08:05,776
‫یه زمان... یه گروه انتقام‌جو که از اهداف خودشون
‫دفاع می‌کردن، به عنوان قهرمان شناخته شدن...

109
00:08:05,776 --> 00:08:08,696
‫و به عنوان قهرمان اعتماد جامعه رو کسب کردن.

110
00:08:08,696 --> 00:08:11,824
‫کشور برای فعالیتاشون به اونا تضمین داده بوده.

111
00:08:11,824 --> 00:08:17,163
‫ولی آخرشم، اصل و اساس یه جامعه فراانسانی
‫تو اعتماد به قهرمانا نهفته‌ست.

112
00:08:17,163 --> 00:08:21,209
‫من یه چرخ‌دنده از دستگاهی بودم
‫که از این اعتماد حفاظت می‌کرد.

113
00:08:21,334 --> 00:08:24,212
‫صبر کن! ما که هنوز کاری نکردیم...

114
00:08:24,212 --> 00:08:25,087
‫فقط داشتیم نقشه می‌کشیدیم.

115
00:08:27,340 --> 00:08:29,884
‫یه وجهه عمومی در کاره و یه وجهه‌ی مخفی.

116
00:08:29,884 --> 00:08:33,054
‫باید هر دو وجهه در تکاپو باشن.

117
00:08:33,054 --> 00:08:34,764
‫من اطاعت کردم.

118
00:08:35,556 --> 00:08:37,016
‫اطاعت کردم...

119
00:08:37,517 --> 00:08:38,976
‫اطاعت کردم...

120
00:08:40,686 --> 00:08:42,188
‫لیدی!

121
00:08:42,188 --> 00:08:44,357
‫من طرفدارتم! تو رو خدا باهام دست بده!

122
00:08:44,357 --> 00:08:46,192
‫منم!

123
00:08:46,192 --> 00:08:48,861
‫باشه، ولی فقط همین یه بار...

124
00:08:55,326 --> 00:08:58,204
‫اون شکنندگی بهم سرگیجه داده بود...

125
00:09:03,668 --> 00:09:08,506
‫این دو تا مردمو تحریک می‌کنن و به عنوان مجرم معرفی می‌کنن،

126
00:09:08,506 --> 00:09:11,592
‫بعدشم خودشون می‌رن سراغشون و با دستگیریشون، جایزه می‌گیرن.

127
00:09:11,592 --> 00:09:15,096
‫این قهرمانا توسط جامعه مجازات نمی‌شن،

128
00:09:15,096 --> 00:09:17,181
‫فقط باید ناپدید شن.

129
00:09:17,181 --> 00:09:20,643
اگه من بکشمشون، جامعه وضعیت بهتری پیدا می‌کنه؟

130
00:09:23,521 --> 00:09:26,023
‫اگه فقط روی خوش جامعه رو نشون مردم بدیم،

131
00:09:26,023 --> 00:09:29,360
مثل این نیست که داریم مغزشونو شستشو می‌دیم؟

132
00:09:29,360 --> 00:09:31,153
‫ناگان.

133
00:09:31,153 --> 00:09:35,658
‫برای کسی که حافظ امیده،
‫اون چیزی که باید اهمیت داشته باشه...

134
00:09:35,658 --> 00:09:38,744
‫حفظ وجهه عمومی قهرماناست.

135
00:09:39,370 --> 00:09:41,956
‫اگه اون وجهه حفظ بشه...

136
00:09:41,956 --> 00:09:44,458
بعدش چی قراره بشه؟

137
00:09:46,460 --> 00:09:51,132
‫مطمئناً می‌دونی که...
انصراف تو این‌کار چه معنایی داره؟

138
00:09:53,426 --> 00:09:55,386
‫رئیس.

139
00:09:55,386 --> 00:09:57,388
تو قدرتمندی، نه؟

140
00:09:59,765 --> 00:10:02,685
یعنی اون اعضای کمیته امنیت و رئیسشون رو کشته؟

141
00:10:03,311 --> 00:10:04,145
‫نمی‌شه که...

142
00:10:04,145 --> 00:10:09,108
قهرمان شلیک کرد و قهرمانان دیگر را کشت
‫تو روزنامه‌ها...
‫نوشته بودن که اونا تو عملیاتی که با یه قهرمان داشتن کشته شدن.

143
00:10:09,400 --> 00:10:10,568
‫درسته...

144
00:10:10,568 --> 00:10:13,112
‫حتی اون موقع هم سعی داشتن اون وجهه رو حفظ کنن.

145
00:10:13,613 --> 00:10:15,114
‫قرار نبود حرفی به میون بیاد.

146
00:10:15,239 --> 00:10:17,491
بگن شورشی داریم؟ یا یه دلیل دیگه پشت پرده بوده؟

147
00:10:18,743 --> 00:10:20,369
نمی‌دونستی، نه؟

148
00:10:22,663 --> 00:10:26,167
‫یه جامعه‌ی ابرقهرمانی که همه رویاشو دارن و تحسین می‌کننش،

149
00:10:26,167 --> 00:10:28,461
‫یه پرده‌ی نمایش نازک و شکننده‌ست.

150
00:10:29,003 --> 00:10:31,839
فکر کردی اگه اون جامعه رو دوباره حاکم کنی چی می‌شه؟

151
00:10:32,632 --> 00:10:35,176
‫دوباره آش همون و کاسه همون.

152
00:10:35,176 --> 00:10:38,512
‫فقط گل و بلبل نشون مردم می‌دن،

153
00:10:38,512 --> 00:10:42,558
‫ولی اون پشت دارن یکی رو قصابی می‌کنن.

154
00:10:43,059 --> 00:10:46,187
‫آینده‌ای که آل‌فوروان زمام‌دارش باشه،

155
00:10:46,187 --> 00:10:48,731
‫خیلی بیشتر از اون با عقل من جور درمیاد.

156
00:10:49,023 --> 00:10:50,316
‫اونجا!

157
00:10:50,316 --> 00:10:51,942
‫کوسه‌ی پنجم! تمرکز نقطه‌زن!

158
00:10:53,861 --> 00:10:54,779
‫این بچه...

159
00:10:54,779 --> 00:10:57,782
نکنه از روی مسیر گلوله‌ها الگوی حرکتیمو پیدا کرده؟

160
00:10:58,908 --> 00:11:00,201
‫نمی‌دونستم!

161
00:11:00,576 --> 00:11:01,202
‫خیلی سریعه!

162
00:11:01,702 --> 00:11:05,706
‫ولی... فکر کنم کم‌کم دارم می‌فهمم.

163
00:11:05,706 --> 00:11:07,833
‫دیگه یه پرده‌ی سیاه و سفید نمی‌بینم.

164
00:11:07,833 --> 00:11:10,127
‫کل دنیای روبروم، خاکستریه.

165
00:11:10,127 --> 00:11:12,588
‫دنیایی که تو گرداب خشم و ناراحتی می‌چرخه.

166
00:11:14,173 --> 00:11:18,302
‫درداشونو جارو می‌کنن زیر فرش...

167
00:11:18,302 --> 00:11:24,266
‫در حالی که... فرش از درون کرم زده...

168
00:11:24,266 --> 00:11:26,310
‫برای همین...

169
00:11:26,310 --> 00:11:30,064
‫باید دستمو برای کمک به چنین دنیایی دراز کنم.

170
00:11:31,565 --> 00:11:33,734
‫تو هم نتیجه‌ی آموزشای ریاکارانه‌ای!

171
00:11:35,361 --> 00:11:39,031
‫حتی وسط هوا، سعی می‌کنه از
‫آسیب به مفاصلش جلوگیری کنه.

172
00:11:39,031 --> 00:11:42,326
‫با اینکه تمرکزش روی پیش‌بینی حرکات منه.

173
00:11:42,576 --> 00:11:43,244
‫در این صورت...

174
00:11:44,161 --> 00:11:46,038
‫یه چیز دیگه برای فکرکردن بهت می‌دم!

175
00:11:49,834 --> 00:11:50,918
‫چیساکی؟!

176
00:11:54,964 --> 00:11:57,800
‫پس چی فکر کردی؟!

177
00:12:08,436 --> 00:12:10,604
‫اون بچه رو میشناسم.

178
00:12:10,604 --> 00:12:11,814
ها؟

179
00:12:11,814 --> 00:12:14,400
‫اون گند زد به نقشه‌هام...

180
00:12:14,400 --> 00:12:18,195
‫یه سندروم قهرمانی عجیب و غریب تو وجودشه.

181
00:12:18,195 --> 00:12:22,533
‫نه تنها هیچ استفاده‌ای نمیشه از این مرد کرد،
‫بلکه سرنوشتم براش سفره پهن کرده.

182
00:12:22,533 --> 00:12:26,162
‫
‫آوردمت اینجا تا هدفو برام تأیید کنی.

183
00:12:26,162 --> 00:12:27,955
‫یه شرطی دارم...

184
00:12:27,955 --> 00:12:31,792
‫من برای گرفتن انتقام تو نیومدم.
‫انتقام نمی‌خوام.

185
00:12:31,792 --> 00:12:34,170
‫اون برام مهم نیست.

186
00:12:34,170 --> 00:12:38,215
‫من همه‌چیمو باختم...

187
00:12:38,215 --> 00:12:41,343
‫فقط یه چیز برام مونده...

188
00:12:46,974 --> 00:12:49,518
‫بذار بابامو ببینم.

189
00:12:50,853 --> 00:12:53,147
‫بابا...

190
00:12:53,147 --> 00:12:56,108
‫ببخشید، بابا...

191
00:12:58,903 --> 00:13:01,363
‫من خیلی وقت پیش نقشمو ایفا کردم!

192
00:13:01,864 --> 00:13:04,366
‫زود باش منو ببر پیش بابا!

193
00:13:04,575 --> 00:13:05,493
‫چیساکی!!

194
00:13:06,285 --> 00:13:11,415
‫ممکنه تفنگم جام کنه، ولی باید این ریسکو برای افزایش سرعت گلوله بکنم.

195
00:13:11,415 --> 00:13:15,753
‫کسایی که برای قهرمانی آموزش دیدن،
‫از این کار بیشتر از هر چیزی بدشون میاد.

196
00:13:15,753 --> 00:13:18,672
‫مهم نیست هدف کی باشه،

197
00:13:18,672 --> 00:13:21,008
‫اگه به خاطر اشتباه شما بمیره،

198
00:13:21,008 --> 00:13:23,010
وجدانتون ول‌کن ماجرا نمی‌شه، مگه نه؟

199
00:13:24,470 --> 00:13:25,554
‫اگه ذهنتون درگیر شه،

200
00:13:25,554 --> 00:13:28,057
‫تمرکزتونو از دست می‌دین
‫و سرعتتون کم می‌شه.

201
00:13:28,057 --> 00:13:29,892
‫اون موقع دخلتون اومده!

202
00:13:32,895 --> 00:13:35,439
‫کوسه: فا جین!

203
00:13:35,439 --> 00:13:37,858
‫با تکرار یه عمل مداوم،

204
00:13:37,858 --> 00:13:41,987
‫موقتاً انرژی جنبشی ایجاد می‌کنه و آزادش می‌کنه.

205
00:13:41,987 --> 00:13:43,447
‫وقتی بهم شلیک می‌شد،

206
00:13:43,447 --> 00:13:47,243
‫برای محافظت از خودم، خم شدم و مدام
‫پاهامو کش آوردم تا انرژی ذخیره کنم.

207
00:13:47,243 --> 00:13:50,496
‫پلاس! وان‌فورآل 45%!

208
00:13:50,830 --> 00:13:53,999
‫پلاس! نیروی گریز از مرکز!

209
00:13:53,999 --> 00:13:56,877
‫همه‌ی هم‌نسلای من می‌دونن...

210
00:13:56,877 --> 00:14:02,550
‫که آلمایت سریع‌تر از هر گلوله‌ای برای کمک فرا می‌رسه.

211
00:14:03,968 --> 00:14:06,387
‫100% بدلی!

212
00:14:07,346 --> 00:14:10,683
‫امکان نداره.
‫از گلوله جلو زد!

213
00:14:10,683 --> 00:14:12,726
‫نه، خیلی سریع‌تره!

214
00:14:12,726 --> 00:14:14,854
‫وقتی من سر اسلحه رو تابوندم،

215
00:14:14,854 --> 00:14:18,357
‫اون تصمیمشو برای تغییر جهت گرفته بود!

216
00:14:19,483 --> 00:14:20,818
‫این بچه...

217
00:14:22,403 --> 00:14:23,988
‫بعداً حرف می‌زنیم، چیساکی!

218
00:14:26,073 --> 00:14:36,792
‫یکم قبل‌تر، از وان‌فورآل 45%، کوسه‌ی احساس خطر، پرده‌ی دود،
‫شلاق سیاه، فاجین و شناوری پشت سرهم استفاده کرد.

219
00:14:36,792 --> 00:14:40,671
‫نتیجه این بود که نتونست از همه‌شون سریع بهره ببره،

220
00:14:40,671 --> 00:14:43,007
‫و از حرکت بازایستاد.

221
00:14:43,007 --> 00:14:44,967
‫الان به وان‌فورآل و فا جین،

222
00:14:44,967 --> 00:14:47,011
‫و شلاق سیاه تقلیلشون داد.

223
00:14:47,011 --> 00:14:48,304
‫دوباره امتحان می‌کنم.

224
00:14:48,888 --> 00:14:54,685
‫درضمن، هنوز فا جین رو تو یه پاش ذخیره داره.

225
00:14:54,685 --> 00:14:58,772
‫100% بدلی!

226
00:14:58,772 --> 00:15:00,774
منچستر

227
00:15:00,774 --> 00:15:04,028
‫اسمش!

228
00:15:05,613 --> 00:15:07,156
‫لوله‌ی تفنگ شکسته!

229
00:15:07,156 --> 00:15:09,158
‫تموم شد، لیدی ناگان!

230
00:15:10,910 --> 00:15:13,370
‫بدون درنگ،

231
00:15:13,370 --> 00:15:15,915
‫وقتی کسی رو به‌عنوان دشمن تشخیص بدم،

232
00:15:15,915 --> 00:15:20,127
‫اون‌وقت اتفاقی که بعدش می‌افته، قابل انتظاره.

233
00:15:22,296 --> 00:15:24,089
‫کی شروع شد...؟

234
00:15:25,758 --> 00:15:29,720
‫بیا با دست راستت جامعه رو بهتر کنیم.

235
00:15:31,513 --> 00:15:35,267
‫از کی با چاپلوسی بهم حس استفراغ داد؟

236
00:15:40,856 --> 00:15:43,901
‫مسیر گلوله‌ی شلیک‌شده به چیساکی مطمئن نبود.

237
00:15:44,068 --> 00:15:47,321
‫اگه واقعاً طرف آل‌فوروان بودی،

238
00:15:47,321 --> 00:15:50,741
‫شلیک اولت به کمرم می‌خورد و همه‌چی تموم می‌شد.

239
00:15:51,408 --> 00:15:53,702
‫از اونجایی که می‌دونی چه تاریکی‌ای وجود داره،

240
00:15:53,702 --> 00:15:56,246
‫پس می‌دونی که از این به بعد چه‌چیزی باید روشن بشه.

241
00:15:56,914 --> 00:16:00,000
‫لطفاً کنارمون بجنگ.

242
00:16:00,000 --> 00:16:04,296
‫شما هنوز قلب یه قهرمان رو داری!

243
00:16:06,632 --> 00:16:08,801
‫دیگه یه پرده‌ی سیاه و سفید نمی‌بینم.

244
00:16:08,801 --> 00:16:11,178
‫کل دنیای روبروم، خاکستریه.

245
00:16:11,178 --> 00:16:14,181
‫دنیایی که تو گرداب خشم و ناراحتی می‌چرخه.

246
00:16:14,181 --> 00:16:15,933
‫برای همین...

247
00:16:15,933 --> 00:16:18,644
‫باید دستمو برای کمک به چنین دنیایی دراز کنم.

248
00:16:22,648 --> 00:16:24,900
‫باورنکردنیه...

249
00:16:25,818 --> 00:16:28,278
‫میدوریا ایزوکو.

250
00:16:28,278 --> 00:16:31,407
‫تو... اصل جنسی.

251
00:16:36,829 --> 00:16:41,291
‫قلب متزلزله.

252
00:16:41,291 --> 00:16:48,298
‫به‌خاطر همین، در صورت نقض قرارداد، تمهیداتی رو سنجیدم.

253
00:16:56,265 --> 00:17:01,311
‫آخرش هم، تو فقط تا آخرش توسط بقیه مورد استفاده قرار گرفتی.

254
00:17:01,311 --> 00:17:06,191
‫اگه می‌خوای چیزی رو نفرین کنی، اون کوسه‌ای
‫ که بهت بخشیده شده بود رو نفرین کن.

255
00:17:06,191 --> 00:17:10,654
‫چه پراحساس و غم‌انگیز، لیدی ناگان.

256
00:17:11,280 --> 00:17:12,656
‫ناگان!

257
00:17:17,077 --> 00:17:19,872
‫نمی‌شه بمیری، سنپای!

258
00:17:20,247 --> 00:17:21,665
‫هاکس!

259
00:17:21,665 --> 00:17:22,958
‫دکو!

260
00:17:23,292 --> 00:17:28,172
‫یه گزارش از آلمایت دریافت کردیم!
‫شرمنده دیر کردیم. تو بارون وضعم خوب نیست
.

261
00:17:28,172 --> 00:17:29,214
‫وضعیت چیه؟

262
00:17:29,673 --> 00:17:31,341
‫دشمن دیگه‌ای به‌جز ناگان هست؟

263
00:17:31,884 --> 00:17:34,261
‫چیساکی روی پشت بوم اون ساختمونه!

264
00:17:34,344 --> 00:17:35,512
‫چی؟!

265
00:17:36,221 --> 00:17:38,057
‫اندوور-سان!

266
00:17:38,557 --> 00:17:41,477
‫هنوز برام خیلی زوده که پرواز کنم!

267
00:17:45,230 --> 00:17:47,066
‫دیگه قدرتی برام نمونده.

268
00:17:47,066 --> 00:17:49,526
‫نمی‌تونم بکشمش بالا.

269
00:17:49,526 --> 00:17:50,277
‫هاکس!

270
00:17:51,236 --> 00:17:54,448
‫تو زمانی منفجر شد که فکر نمی‌کنم می‌خواست.

271
00:17:54,448 --> 00:17:57,951
‫ناگان یه کوسه از آل‌فوروان دریافت کرده.

272
00:17:57,951 --> 00:18:00,120
‫احتمالاً یه تله توش گذاشته...

273
00:18:00,662 --> 00:18:03,248
‫این بچه...

274
00:18:03,248 --> 00:18:07,086
‫من هاکسم. جانشین شما بودم.

275
00:18:07,086 --> 00:18:09,755
‫همه‌ی اینا واسه اینه که شما تو دام آل‌فوروان افتادی!

276
00:18:10,047 --> 00:18:12,174
‫من شما رو می‌شناسم!

277
00:18:12,174 --> 00:18:14,760
‫اگه با اون بچه جنگیدی، پس باید شما هم فهمیده باشی!

278
00:18:15,010 --> 00:18:18,514
‫فهمیدی که برای ناامیدی خیلی زوده!

279
00:18:18,972 --> 00:18:21,225
‫لطفاً بهم بگو چی می‌دونی!

280
00:18:21,225 --> 00:18:23,393
‫امیدهاتو به آینده پیوند بزن!

281
00:18:23,894 --> 00:18:26,146
‫نذار فقط با سوءاستفاده‌شدن ازت تموم بشه!

282
00:18:26,146 --> 00:18:29,942
‫تو مگه قهرمان، لیدی ناگان نیستی؟

283
00:18:32,152 --> 00:18:34,279
‫جانشین...

284
00:18:34,279 --> 00:18:36,657
‫کمیسیون امنیت، ها؟

285
00:18:36,657 --> 00:18:42,246
‫تو هم احتمالاً مجبور شدی کارهای وحشتناک زیادی انجام بدی...

286
00:18:44,331 --> 00:18:50,963
‫چطور هنوز می‌تونی... همچین چشمای درخشانی داشته باشی؟

287
00:18:50,963 --> 00:18:56,510
‫وسط این هرج‌ومرج، بی‌خبر از چیزی که در انتظاره،

288
00:18:56,510 --> 00:18:58,679
‫چطور می‌تونین...؟

289
00:19:07,855 --> 00:19:10,774
‫دو ماه...

290
00:19:10,774 --> 00:19:12,943
‫توی دو ماه...

291
00:19:12,943 --> 00:19:18,240
‫داخل یه عمارت... توی جنگل...

292
00:19:18,240 --> 00:19:22,744
‫قرار بود... یه هدف رو ببرم اونجا...

293
00:19:26,498 --> 00:19:29,334
‫غیر از من...

294
00:19:29,334 --> 00:19:35,674
‫... به چند نفر دیگه هم... همینطور گفته شد...

295
00:19:35,674 --> 00:19:39,511
‫آقای جانشین...

296
00:19:39,511 --> 00:19:45,601
‫من... دیگه طاقت نداشتم...

297
00:19:45,601 --> 00:19:50,814
‫تو... چطور می‌تونی هنوز خوب باشی؟

298
00:19:53,775 --> 00:19:57,613
‫چون یکی بود که حمایتم کرد.

299
00:19:57,613 --> 00:20:01,158
‫من، یه آدمِ خوش‌بینم.

300
00:20:03,452 --> 00:20:06,455
‫پس... اینطوری بوده...؟

301
00:20:09,625 --> 00:20:10,500
‫دکو!

302
00:20:11,210 --> 00:20:12,544
‫فقط همین یارو بود، آره؟

303
00:20:13,295 --> 00:20:13,921
‫اوی...

304
00:20:14,630 --> 00:20:16,131
‫قرارمون این نبود.

305
00:20:16,131 --> 00:20:18,217
‫منو گرفتن.

306
00:20:18,217 --> 00:20:19,927
‫بذار بابا رو ببینم.

307
00:20:21,136 --> 00:20:25,724
‫اون همه‌ی چیزیه... که برام مونده.

308
00:20:26,266 --> 00:20:29,228
‫می‌خوام از بابا... عذرخواهی کنم!

309
00:20:31,897 --> 00:20:34,691
‫نـ ــ نرو...

310
00:20:35,609 --> 00:20:36,443
‫چیساکی.

311
00:20:36,443 --> 00:20:39,279
‫خفه شو ببینم! داشتم با اون زن حرف می‌زدم!

312
00:20:39,529 --> 00:20:42,532
‫یادته با اری-چان چیکار کردی؟

313
00:20:43,450 --> 00:20:45,327
‫اری؟

314
00:20:45,327 --> 00:20:46,870
‫آه، درسته...

315
00:20:47,663 --> 00:20:50,582
‫اگه اری رو داشتم، می‌تونست بابا رو به عقب برگردونه...

316
00:20:50,582 --> 00:20:52,876
‫یکی هست که می‌خوای ازش عذرخواهی کنی، درسته؟

317
00:20:53,627 --> 00:20:58,632
‫اگه بتونی اون احساسات رو به اری-چان برگردونی،

318
00:20:58,632 --> 00:21:02,469
‫اون‌وقت من هم کاری که لیدی ناگان قول داده رو انجام می‌دم.

319
00:21:10,185 --> 00:21:11,603
‫جوان! خوبی؟!

320
00:21:11,979 --> 00:21:13,939
‫آل... مایت...

321
00:21:13,939 --> 00:21:16,400
‫لیدی ناگان و چیساکی کای رو دستگیر کردیم!

322
00:21:16,400 --> 00:21:17,609
‫به پلیس زنگ بزن!

323
00:21:17,985 --> 00:21:20,237
‫ناگان به کمک‌های اولیه نیاز داره!

324
00:21:20,487 --> 00:21:22,572
‫میدوریا هم بدجور آسیب دیده!

325
00:21:22,864 --> 00:21:24,616
‫تو هم باید بری بیمارستان!

326
00:21:33,417 --> 00:21:35,377
‫آل‌فوروان...
