﻿1
00:00:01,501 --> 00:00:03,003
‫دو ماه...

2
00:00:04,462 --> 00:00:06,673
‫توی دو ماه...

3
00:00:06,673 --> 00:00:11,886
‫داخل یه عمارت... توی جنگ هایبوری...

4
00:00:11,886 --> 00:00:16,433
‫قرار بود... یه هدف رو ببرم اونجا...

5
00:00:20,353 --> 00:00:23,023
‫غیر از من...

6
00:00:23,023 --> 00:00:27,944
‫... به چند نفر دیگه هم... همینطور گفته شد...

7
00:00:29,612 --> 00:00:32,073
‫آل‌فوروان...

8
00:00:33,324 --> 00:00:36,453
جنگل هایبوری

9
00:00:36,453 --> 00:00:39,789
‫مخفیگاه سابق فرقه‌ی ضد موجودات عجیب‌الخلقه (CRC)

10
00:00:44,544 --> 00:00:45,628
‫دوستان...

11
00:00:46,046 --> 00:00:47,672
‫رو حمایتتون حساب کردم.

12
00:00:48,256 --> 00:00:49,424
‫مراقب باشین.

13
00:00:49,424 --> 00:00:52,427
‫حتماً، خودمونم نمی‌دونیم اونجا چه دامی پهن شده.

14
00:00:53,762 --> 00:00:55,388
‫وایسا دکو، اینقدر عجول نباش!

15
00:00:57,348 --> 00:00:59,684
‫آل‌فوروان و شیگاراکی، هنوز...

16
00:00:59,684 --> 00:01:02,395
‫هنوز در وضعیتی نیستن که وان‌فورآلو بدزدن.

17
00:01:10,653 --> 00:01:13,698
‫حدس می‌زدم... خالی خالیه...

18
00:01:13,698 --> 00:01:18,244
از جلسه‌ی پرسش و پاسخی که با لیدی ناگان داشتی، لذت بردی؟

19
00:01:18,244 --> 00:01:20,413
‫میدوریا ایزوکو.

20
00:01:21,664 --> 00:01:25,585
‫اگه این تصویر داره پخش می‌شه، پس اون اتفاق افتاده.

21
00:01:25,585 --> 00:01:28,254
من خیلی عشقِ پیش‌بینی دارم، می‌دونی؟

22
00:01:28,254 --> 00:01:34,302
‫آدمی مثل تو نمی‌تونه آدمی مثل اونو
‫به حال خودش رها کنه، درسته؟

23
00:01:35,011 --> 00:01:37,472
‫من اونو مجبور به کاری نکرده بودما...

24
00:01:37,472 --> 00:01:39,724
‫دختره به اراده‌ی خودش اومد.

25
00:01:39,724 --> 00:01:42,393
‫بیچاره‌هایی که تو مسیر زندگی سکندری می‌خورن...

26
00:01:42,393 --> 00:01:46,231
‫انگ شرور می‌خوره رو پیشونیشون.

27
00:01:46,231 --> 00:01:49,400
‫حتی اگه افرادی برای کوسه و فردگرایی ارج و قرب قائل باشن،

28
00:01:49,400 --> 00:01:51,653
‫آخرش افسار این جامعه دورِ گردنشونه.

29
00:01:51,653 --> 00:01:54,864
‫اگه تو چارچوب نگنجی، تطهیرت می‌کنن.

30
00:01:54,864 --> 00:01:56,950
‫هیچ استثنائی وجود نداره.

31
00:01:56,950 --> 00:02:01,037
‫دموکراسی و سوسیالیسم، هر دو یه ریشه دارن.

32
00:02:01,037 --> 00:02:03,206
‫این مشکلیه که روبروی جامعه قرار داره.

33
00:02:03,206 --> 00:02:06,334
‫ یکی از اصول زندگی جمعی همینه.

34
00:02:06,334 --> 00:02:09,295
‫راهی که انتخاب کردی، پر از خاره.

35
00:02:09,295 --> 00:02:11,798
‫هر دفعه که می‌جنگی، تعداد حفره‌های قلبت بیشتر می‌شه.

36
00:02:11,798 --> 00:02:13,591
‫تمومی ندارن...

37
00:02:14,676 --> 00:02:16,511
‫تو زندان که بودم...

38
00:02:16,511 --> 00:02:20,181
‫در مورد تو خیلی خوب فکر کردم.

39
00:02:20,181 --> 00:02:26,396
‫دیگه علاقه‌ای به اون گوریل قُلچماق... آلمایت ندارم.

40
00:02:27,772 --> 00:02:29,607
‫بعدی...

41
00:02:29,607 --> 00:02:31,317
‫تویی.

42
00:04:09,707 --> 00:04:12,085
‫به هر زحمتی بود از اون انفجار جون سالم به در بردیم،

43
00:04:12,085 --> 00:04:14,087
‫ولی تمام سرنخ‌ها همراه آتیش دود شد و رفت هوا.

44
00:04:14,754 --> 00:04:17,298
هیچ اطلاعات دیگه‌ای از ناگان گیرمون نیومده؟

45
00:04:17,298 --> 00:04:18,341
‫اون کار غیرممکنه.

46
00:04:18,758 --> 00:04:24,973
‫طبق گزارش دکتر بیمارستان مرکزی،
‫اینقدر آسیبش جدیه که حتی
‫زنده‌موندنش هم معجزه‌ست.

47
00:04:25,431 --> 00:04:34,983
پس یه آدمه که دلسردی و ناامیدی
اونو به آستانه‌ی مرگ کشونده، ها؟
اندوور، فکر نمی‌کنی وقتشه
که از فرصت استفاده کنیم؟

48
00:04:35,650 --> 00:04:40,780
‫باید این راز که فقط بین تعدادی قهرمان
‫جریان داره رو با افراد بیشتری در میون بذاریم،

49
00:04:40,989 --> 00:04:45,118
و یه شبکه‌ی جستجوی عظیم
ایجاد کنیم تا دنبال اون بگردیم؟
   

50
00:04:45,118 --> 00:04:48,413
‫چیزی که تو ماجرای لیدی ناگان مشخص بود،

51
00:04:48,788 --> 00:04:50,957
‫اینه که هرچی بیشتر سراغ لیگ اشرارو بگیریم،

52
00:04:50,957 --> 00:04:54,043
‫بار بیشتر و سنگین‌تری روی دوش میدوریا میفته.

53
00:04:54,544 --> 00:04:57,714
‫پلیسا همین الانشم حسابی درگیر پرونده‌های خودشونن،

54
00:04:57,714 --> 00:05:00,300
‫یه گزارش از شاهد عینی هم نداشتیم.

55
00:05:00,300 --> 00:05:02,593
‫قبل از اینکه تنها امیدمون خاکستر شه،

56
00:05:02,593 --> 00:05:04,012
‫باید یه سازمان حمایتی ایجاد کنیم.

57
00:05:04,762 --> 00:05:07,682
‫پریرزو، دث آرمز استعفا داد.

58
00:05:09,392 --> 00:05:16,691
‫بدون مرخصی، سگ‌دو زدم و 
آخرش...
‫از مردم هزار تا انگ خوردم
‫و فقط خشمشون نصیبم شد.

59
00:05:16,691 --> 00:05:17,942
‫آره، خودم می‌دونم...

60
00:05:17,942 --> 00:05:19,986
‫صدای حمایتاشونو هم شنیدم.

61
00:05:19,986 --> 00:05:25,366
‫ولی می‌دونی؟ یه بار که هو شی، طعم 10 تا آفرین، زهر مار می‌شه.

62
00:05:25,366 --> 00:05:27,160
‫اولین باره که چنین حسی دارم.

63
00:05:27,160 --> 00:05:30,580
‫فکر می‌کردم فرق داشته باشم.

64
00:05:30,580 --> 00:05:33,958
‫ولی مطمئنم که بقیه‌ هم چنین حسی دارن.

65
00:05:33,958 --> 00:05:35,960
‫انگار از اول قهرمان نبودم...

66
00:05:35,960 --> 00:05:38,046
‫حس یه آدم معمولی رو دارم.

67
00:05:39,797 --> 00:05:41,841
‫تو آخرین نبرد،

68
00:05:41,841 --> 00:05:46,262
‫اون پیشقدم شد که جاسوسای ارتش آزادی فراطبیعی رو گیر بندازه.

69
00:05:46,262 --> 00:05:48,931
‫یه قهرمان قرص و محکم بود.

70
00:05:49,390 --> 00:05:52,643
‫تار و پود کتون هر کسی
‫ممکنه از هم پاره شه.

71
00:05:52,685 --> 00:05:56,272
‫تعداد اونایی که دارن رخت قهرمانیشونو در میارن رو به افزایشه.

72
00:05:56,564 --> 00:06:00,068
‫رسانه‌ها دارن به دکو نزدیک و نزدیک‌تر می‌شن.

73
00:06:00,068 --> 00:06:02,320
‫اونایی که استعفا دادن دارن اطلاعات نشت می‌دن.

74
00:06:02,695 --> 00:06:06,199
‫وقتی نظم از بین می‌ره،
‫قدرت و زور حاکم می‌شه.

75
00:06:06,199 --> 00:06:08,868
‫اگه واقعیت وان‌فورآل برای همه آشکار بشه،

76
00:06:08,868 --> 00:06:12,288
‫ توجهات به صورت معکوس روی دکو زیاد میشه.

77
00:06:12,705 --> 00:06:15,625
‫نمیشه اتفاقات بد احتمالی رو از ذهن دور کرد.

78
00:06:15,625 --> 00:06:17,627
‫یعنی همین الانم یه سری اتفاق بد در جریانه.

79
00:06:18,002 --> 00:06:19,670
‫من یکم فکر کردم...

80
00:06:19,670 --> 00:06:22,590
موندم چرا آل‌فوروان اینو لو نمی‌ده؟

81
00:06:22,590 --> 00:06:25,551
‫هم میدوریارو... هم وان‌فورآلو...

82
00:06:25,551 --> 00:06:27,303
‫من جای اون بودم سریع لو می‌دادم.

83
00:06:27,595 --> 00:06:32,225
‫اگه لو بده، ما همه رو بسیج می‌کنیم و دکو رو ایزوله می‌کنیم.

84
00:06:32,225 --> 00:06:36,396
‫از اونجایی که چیزی نگفته،
‫اونم می‌خواد از این اتفاق پیشگیری کنه.

85
00:06:36,396 --> 00:06:39,107
‫اگرچه، اگه دکو رو یه جا قرنطینه کنیم...

86
00:06:39,107 --> 00:06:41,901
‫عملاً راهی برای بیرون‌کشیدن اونا نداریم.

87
00:06:41,901 --> 00:06:45,780
‫اون موقع تمام پلیسا و قهرمانا هم
‫جمع شن، نمیشه پیداشون کرد.

88
00:06:50,410 --> 00:06:52,578
‫اشکت که بند اومد، پاشو...

89
00:06:52,578 --> 00:06:55,498
‫همه با هم جلوی تویا رو می‌گیریم.

90
00:06:56,582 --> 00:06:58,251
‫شرمنده، شوتو...

91
00:06:58,251 --> 00:07:00,878
‫یکم دیگه هم صبر کن، الان...

92
00:07:01,629 --> 00:07:02,964
‫آه، گوشی من بود.

93
00:07:02,964 --> 00:07:05,049
‫آلمایته انگار...

94
00:07:05,049 --> 00:07:07,718
‫میدوریا... انگار خورده به پست مزدور دوم.

95
00:07:08,803 --> 00:07:10,555
‫بعدشم...

96
00:07:10,555 --> 00:07:12,098
‫درجا شکستش داده!

97
00:07:16,102 --> 00:07:19,772
‫جوان...
‫هیچ اطلاعاتی نداشت.

98
00:07:20,148 --> 00:07:22,233
‫احتمالش هست اینم منفجر شه.

99
00:07:22,233 --> 00:07:23,025
‫مراقب باشین.

100
00:07:23,484 --> 00:07:24,235
‫صبر کن لطفاً!

101
00:07:26,362 --> 00:07:29,115
‫غذا! غذا نخوردی، مگه نه؟!

102
00:07:29,657 --> 00:07:31,492
‫آلمایت...

103
00:07:32,285 --> 00:07:34,162
‫دیگه چیزیم نمیشه.

104
00:07:34,162 --> 00:07:35,288
‫نیازی نیست دنبالم بیای.

105
00:07:37,874 --> 00:07:39,792
‫من... واقعاً دیگه...

106
00:07:40,501 --> 00:07:43,671
‫بعدی...
‫تویی.

107
00:07:44,797 --> 00:07:46,591
‫آخه حالم خوبه.

108
00:07:46,883 --> 00:07:48,009
‫همچین چیزی...

109
00:07:48,217 --> 00:07:54,432
‫بدون اینکه کوسه پس بزنه، می‌تونم همسطح 100%ِ تو حرکت کنم!

110
00:07:54,432 --> 00:07:55,558
‫برای همین...

111
00:07:58,978 --> 00:08:00,062
‫اگه اینطوری ادامه بدی...

112
00:08:00,062 --> 00:08:01,898
با یه شرور رودررو می‌شی

113
00:08:01,898 --> 00:08:07,028
‫و به طرز فجیعی می‌میری!

114
00:08:07,028 --> 00:08:09,155
‫برای همین...

115
00:08:10,156 --> 00:08:13,284
می‌خوای منو درگیر این ماجرا نکنی؟

116
00:08:13,284 --> 00:08:16,662
به عنوان یه کاربر وان‌فورآل این حسو داری؟

117
00:08:18,122 --> 00:08:23,211
‫می‌خوام به تمام دنیا بگی که من هنوز اینجام!

118
00:08:26,506 --> 00:08:30,843
تو دیگه پشت سرتو نگاه نمی‌کنی تا منو ببینی؟

119
00:08:33,262 --> 00:08:35,973
‫برای همین، خودتو نگران من نکن.

120
00:08:39,435 --> 00:08:43,731
‫اگه درست یادم باشه...
‫قول دادم ازت مراقبت کنم.

121
00:08:44,857 --> 00:08:46,692
‫ولی...

122
00:08:46,859 --> 00:08:47,693
‫وایسا لطفاً!

123
00:08:49,654 --> 00:08:51,239
‫خودم اینو می‌دونم!

124
00:08:51,239 --> 00:08:54,575
‫می‌دونم اون باری که رو دوشت حس می‌کنی چقدر بزرگه!

125
00:08:55,284 --> 00:08:56,994
‫خیلی زور نزن!

126
00:08:56,994 --> 00:08:59,413
‫استراحت‌کردن خوبه.

127
00:08:59,413 --> 00:09:01,499
‫باید اینا رو بهت بگم!

128
00:09:05,086 --> 00:09:06,003
‫جوان...

129
00:09:07,421 --> 00:09:09,507
‫من...

130
00:09:24,438 --> 00:09:26,732
‫بدون صدا ظاهر شد...

131
00:09:28,651 --> 00:09:31,279
‫شنیدم چندتا کوسه باهم داره.

132
00:09:33,322 --> 00:09:37,076
اون مگه فقط از آل‌فوروان برنمیاد؟

133
00:09:37,076 --> 00:09:38,244
نکنه نومو باشه؟

134
00:09:40,288 --> 00:09:42,748
‫ولی شنیدم مردمو نجات می‌ده.

135
00:09:43,416 --> 00:09:46,836
‫تازه شنیدم همه‌ش آسیب می‌بینه و
‫لباساش خاکی و خونیه...

136
00:09:46,836 --> 00:09:49,714
‫شنیدم اصلاً شبیه قهرمانا نیست.

137
00:09:52,466 --> 00:09:54,468
‫نقشه عوض شده... دکو.

138
00:09:55,511 --> 00:09:58,639
‫با این وضعیت بدنت دووم نمیاره.

139
00:09:58,639 --> 00:10:02,101
‫انگار به زودی قراره یه تاریخ برای اعزام قهرمانای خارجی اعلام کنن.

140
00:10:02,518 --> 00:10:06,022
‫اگه تعدادمون بیشتر باشه، دستمون خیلی بازتر میشه.

141
00:10:06,022 --> 00:10:07,607
‫ولی تو کلیدی هستی.

142
00:10:07,607 --> 00:10:09,942
‫نباید الان خودتو خسته کنی.

143
00:10:09,942 --> 00:10:11,277
‫هنوز توان دارم.

144
00:10:11,277 --> 00:10:12,153
‫من خوبم.

145
00:10:13,237 --> 00:10:16,616
‫نباید به اشرار اجازه بدیم که آماده شن.

146
00:10:19,035 --> 00:10:23,497
‫کاربر نهم... هنوز زخمات بهبود پیدا نکردن.

147
00:10:23,497 --> 00:10:24,999
‫هنوز زمانش نرسیده که به خودت فشار بیاری.

148
00:10:34,467 --> 00:10:37,303
‫احساسات من یه بار سنگین شدن روی دوشش.

149
00:10:37,511 --> 00:10:38,554
‫نه...

150
00:10:38,554 --> 00:10:41,557
‫اون بزغاله... همه‌چی رو یکسان می‌بینه.

151
00:10:41,724 --> 00:10:43,309
‫بد باشه یا خوب...

152
00:10:43,309 --> 00:10:45,603
‫تجلی کوسه‌های ما...

153
00:10:45,603 --> 00:10:48,814
‫به اون اجازه می‌ده که در حین عمل روی اصول هم تمرین کنه.

154
00:10:49,315 --> 00:10:53,319
‫و این برای یه ابرقهرمان که مردمو نجات می‌ده ضرورت داره.

155
00:10:54,195 --> 00:10:56,322
‫درواقع راهی که می‌ره درسته.

156
00:10:56,322 --> 00:10:57,239
‫لیدر...

157
00:10:57,823 --> 00:11:00,159
‫نمی‌تونه یه جا بایسته و تماشا کنه.

158
00:11:00,159 --> 00:11:03,162
‫مخصوصاً تو این شرایط که همه‌چی داغونه.

159
00:11:03,162 --> 00:11:08,417
‫معنای داشتن وان‌فورآل و ما... اینه.

160
00:11:08,417 --> 00:11:14,882
‫اما... اگه یه چیز باشه که میدوریا ایزوکو
‫الان بهش نیاز داشته باشه، اون...

161
00:11:24,433 --> 00:11:25,226
آسیب دیدین؟

162
00:11:27,895 --> 00:11:31,816
‫چندتا کوسه... تو برای آل‌فوروان کار می‌کنی...؟!

163
00:11:32,942 --> 00:11:33,693
‫اشتباه می‌کنین.

164
00:11:34,068 --> 00:11:35,611
‫باشه اصلاً...! تو خوبی!

165
00:11:35,945 --> 00:11:39,490
‫ما دیگه خوبیم! واقعاً دیگه چیزیمون نیست!

166
00:11:42,410 --> 00:11:44,120
‫آل‌فوروان...

167
00:11:44,120 --> 00:11:46,414
چی تو سرت می‌گذره؟

168
00:11:46,414 --> 00:11:48,541
کدوم قبرستونی هستی؟

169
00:11:48,541 --> 00:11:50,876
‫باید جلوی شیگاراکی رو بگیرم.

170
00:11:50,876 --> 00:11:53,629
‫باید جلوی لیگ اشرارو بگیرم.

171
00:11:53,629 --> 00:11:56,465
‫دیگه اجازه نمی‌دم به کسی آسیب بزنین.

172
00:11:56,465 --> 00:11:57,883
‫بعدی...

173
00:11:57,883 --> 00:11:59,176
‫تویی.

174
00:11:59,885 --> 00:12:02,805
‫باید وان‌فورآلو کامل کنم.

175
00:12:03,389 --> 00:12:05,057
‫بعدی...

176
00:12:05,057 --> 00:12:05,975
‫تویی.

177
00:12:08,144 --> 00:12:11,313
‫برای اینکه دوباره همه تو صلح باشن...

178
00:12:13,983 --> 00:12:18,028
‫برای اینکه دوباره همه عادی زندگی کنن...

179
00:12:20,990 --> 00:12:25,244
‫برای اینکه دوباره کنار بقیه لبخند بزنم...

180
00:12:33,753 --> 00:12:35,296
‫برای همه...

181
00:12:36,714 --> 00:12:38,466
به خاطر بی‌قراری رم کردی؟

182
00:12:38,966 --> 00:12:42,595
‫دوست داری تنها باشی... تنها و خسته!

183
00:12:42,595 --> 00:12:46,182
‫درست همون‌طور که اون آدم گفت.

184
00:12:46,724 --> 00:12:48,601
‫قدرت تو تعداده.

185
00:12:48,601 --> 00:12:51,520
‫اگه تو رو هم به دست بیارم، دیگه محفوظم!

186
00:12:52,772 --> 00:12:54,648
‫دیکتاتور...

187
00:12:54,648 --> 00:12:57,151
‫یه فراری از زندان تارتاروس...

188
00:12:57,151 --> 00:12:58,486
‫یه مزدور...

189
00:12:59,528 --> 00:13:04,158
‫کاش تو یکی بتونی منو از مکان آل‌فوروان باخبر کنی.

190
00:13:04,366 --> 00:13:06,160
هاها... می‌خوای بجنگی؟

191
00:13:06,160 --> 00:13:08,454
‫خوبه... بجنگ بجنگ!

192
00:13:08,996 --> 00:13:11,957
‫پس با این احمقای نادون بجنگ!

193
00:13:11,957 --> 00:13:13,417
‫بدنم، خودبه‌خود حرکت می‌کنه.

194
00:13:13,751 --> 00:13:14,960
‫تمومش کن! این کارو نکن!

195
00:13:17,338 --> 00:13:18,756
‫دیکتاتور...

196
00:13:19,673 --> 00:13:21,801
‫کراست کسی بود که اونو تحویل داد.

197
00:13:21,801 --> 00:13:24,011
‫فکر کنم قضیه مال 5 سال پیش بوده...

198
00:13:24,011 --> 00:13:26,388
‫5 سال پیش، تو پرونده‌ی تسلیمِ بدون خونریزی.

199
00:13:26,722 --> 00:13:28,390
‫کوسه‌ش، استبداده...

200
00:13:28,390 --> 00:13:33,604
‫و می‌شه با یه ضربه‌ی محکم به قربانیاش یا خودش اونا رو از بندش آزاد کرد.

201
00:13:34,188 --> 00:13:38,275
‫آه، ولی بدون شک برای اون یه ضدحمله داره.

202
00:13:38,275 --> 00:13:40,152
‫از مردم به عنوان سپر بلا استفاده می‌کنه.

203
00:13:40,820 --> 00:13:42,822
‫نمی‌تونم حمله‌ی درست و درمونی بکنم.

204
00:13:42,822 --> 00:13:44,031
ایرفورس

205
00:13:44,323 --> 00:13:46,742
‫ولی دستکشامو ندارم...

206
00:13:46,742 --> 00:13:47,993
‫شلاق سیاه...

207
00:13:48,577 --> 00:13:50,329
‫وای! بدنامون خودبخود حرکت می‌کنن!

208
00:13:50,329 --> 00:13:50,371
‫وای! بدنامون خودبخود حرکت می‌کنن!

209
00:13:50,371 --> 00:13:50,412
‫وای! بدنامون خودبخود حرکت می‌کنن!

210
00:13:50,663 --> 00:13:51,997
‫از خودمون اختیاری نداریم!

211
00:13:54,124 --> 00:13:57,336
‫می‌دونم... مشکلی نیست.

212
00:13:57,336 --> 00:13:59,797
‫طلسمشو از روتون برمی‌دارم.

213
00:13:59,797 --> 00:14:02,091
‫مشکلی نیست.

214
00:14:02,091 --> 00:14:05,219
‫الان... دارم به راه‌حل فکر می‌کنم.

215
00:14:07,638 --> 00:14:08,931
‫الان...

216
00:14:12,309 --> 00:14:13,435
‫لعنتیِ کثافت!

217
00:14:13,978 --> 00:14:15,521
‫AP شات!

218
00:14:21,819 --> 00:14:25,865
‫... اگه یه چیز باشه که میدوریا ایزوکو
‫الان بهش نیاز داشته باشه، اون...

219
00:14:29,410 --> 00:14:34,957
‫پیداش کردم، عوضیا!

220
00:14:42,923 --> 00:14:46,427
بعد از اینکه میدوریا دبیرستان یو.اِی را ترک کرد

221
00:14:48,304 --> 00:14:51,223
‫این، حقیقت داره؟

222
00:14:51,557 --> 00:14:54,226
‫آره، فقط یه حدسه البته.

223
00:14:54,476 --> 00:14:58,981
‫شرط می‌بندم با اندوور و بقیه‌ست. نفله‌ی کثافت!

224
00:14:59,106 --> 00:15:02,735
‫حدس؟ زنگ نزدین چک کنین؟

225
00:15:03,319 --> 00:15:07,364
‫هر سه‌تا مربیتون...
‫خیلی زنگ زدیم.

226
00:15:07,865 --> 00:15:10,242
‫با این‌حال، هاکس جواب نداد.

227
00:15:10,451 --> 00:15:11,619
‫کله‌کتونی هم همینطور.

228
00:15:12,119 --> 00:15:13,412
‫بابای منم همینطور.

229
00:15:13,871 --> 00:15:16,332
‫حتی اگه سرش شلوغ باشه، بازم عجیبه.

230
00:15:16,332 --> 00:15:19,209
‫تنها چیزی که به فکر می‌رسه اینه که
‫دارن یه‌چیزی رو ازمون پنهان می‌کنن.

231
00:15:19,376 --> 00:15:22,922
‫انگار آلمایت هم برنگشته، درسته؟

232
00:15:22,922 --> 00:15:24,173
‫آره.

233
00:15:24,173 --> 00:15:25,674
‫کلاس‌ها معلق مونده،

234
00:15:26,216 --> 00:15:28,552
‫و حتی نمی‌تونیم به پایه‌ی بعدی ارتقاء پیدا کنیم.

235
00:15:28,886 --> 00:15:30,596
‫فقط به دانش‌آموزای رشته‌ی قهرمانی گفته می‌شه

236
00:15:30,596 --> 00:15:33,057
‫که تو خوابگاه‌ها آماده باشن یا تو ایمن‌سازی منطقه کمک کنن.

237
00:15:33,432 --> 00:15:36,018
‫به دست‌آوردن همچین جزئیاتی سخته.

238
00:15:36,435 --> 00:15:37,895
کله‌کتونی و منقارچی

239
00:15:37,937 --> 00:15:40,272
کله‌کتونی
منقارچی
‫هردوشون توی بیمارستان به دکو نزدیک شدن.

240
00:15:40,606 --> 00:15:42,983
‫و همینطور آلمایت.

241
00:15:43,275 --> 00:15:44,652
‫این نامه‌ها...

242
00:15:44,652 --> 00:15:47,571
‫اگه از نزدیک‌شدن به U.A می‌ترسه،

243
00:15:47,738 --> 00:15:50,574
‫پس کی اینا رو نصفه‌شبی پشت درهای ما گذاشته؟

244
00:15:50,574 --> 00:15:52,952
‫باید آلمایت بوده باشه!

245
00:15:52,952 --> 00:15:55,371
‫همه‌شون دستشون تو یه کاسه‌ست!

246
00:15:55,829 --> 00:16:00,000
‫اگه با بزرگ‌ترهاست، پس باید حالش خوب باشه، نه؟

247
00:16:00,000 --> 00:16:02,795
‫اخبار فقط گفتن تاپ‌ثری باهم تیم شدن.
سه قهرمان برتر

248
00:16:02,795 --> 00:16:04,213
‫آلمایت در نظر گرفته نشده بود...

249
00:16:04,546 --> 00:16:06,340
‫همینو می‌گم!

250
00:16:06,340 --> 00:16:09,343
‫من اندوور و اون یاروها رو خیلی خوب نمی‌شناسم،

251
00:16:09,343 --> 00:16:11,929
‫ولی دکو و آلمایتو می‌شناسم.

252
00:16:12,554 --> 00:16:16,600
‫احتمالاً این بدترین سناریوی ممکنه.

253
00:16:16,725 --> 00:16:20,646
‫پس، باید بفهمیم چطوری با میدوریا ارتباط بگیریم! ها؟

254
00:16:24,358 --> 00:16:26,151
‫اندوور از U.A فارق‌التحصیل شده، درسته؟

255
00:16:27,736 --> 00:16:28,779
‫اوراراکا...؟

256
00:16:30,114 --> 00:16:31,824
‫با زور راهمونو باز می‌کنیم.

257
00:16:39,832 --> 00:16:42,835
‫مدیر... برام دام پهن کردی، نه؟

258
00:16:43,168 --> 00:16:47,673
‫بهشون گوش کردم و به این نتیجه رسیدم
‫که با تو صحبت‌کردن ارزششو داره، می‌دونی؟

259
00:16:47,965 --> 00:16:50,884
‫من همیشه تصمیمامو آپدیت می‌کنم.

260
00:16:52,636 --> 00:16:55,347
‫چرا منو نادیده می‌گرفتی؟

261
00:16:55,347 --> 00:16:58,308
‫درباره‌ی اینکه باهم جلوی تویا رو بگیریم صحبت نکردیم؟

262
00:16:58,934 --> 00:17:02,688
‫شوتو، من فقط با همین احساسات نجات پیدا کردم.

263
00:17:02,688 --> 00:17:04,648
‫خب، من نکردم.

264
00:17:04,648 --> 00:17:06,025
‫میدوریا استثناست یعنی؟

265
00:17:06,775 --> 00:17:10,529
‫اندوور، دکو و آلمایتو باهم تنها گذاشتی، درسته؟

266
00:17:13,198 --> 00:17:14,533
‫می‌دونستم.

267
00:17:14,825 --> 00:17:19,455
‫آره، منطقی به‌نظر میاد. در کل کار درست همینه.

268
00:17:22,082 --> 00:17:25,377
‫ولی تو هیچی از دکو نمی‌دونی.

269
00:17:26,628 --> 00:17:30,632
‫دکو... اون دیوونه بالاخونه‌ش اجاره‌ست.

270
00:17:31,258 --> 00:17:33,510
‫اون خودشو در نظر نمی‌گیره.

271
00:17:33,510 --> 00:17:34,887
‫فقط می‌گه «خوبم.»

272
00:17:35,345 --> 00:17:39,099
‫آلمایت هم همینطوری به نماد صلح تبدیل شد.

273
00:17:39,099 --> 00:17:41,393
‫پس وقتی خودش اینطوریه، نمی‌تونه جلوی دکو رو بگیره.

274
00:17:42,061 --> 00:17:43,312
‫اندوور!

275
00:17:43,312 --> 00:17:46,273
‫اون دوتا نباید باهم تنها باشن!

276
00:17:48,400 --> 00:17:51,361
‫انگار اون، همین الانش هم از زیر پر و بال آلمایت خارج شده.

277
00:17:51,361 --> 00:17:53,155
‫میدوریا...

278
00:17:53,155 --> 00:17:55,657
‫اگه ما هم مثل اون سریع بودیم...

279
00:17:55,657 --> 00:17:58,327
‫اگه می‌تونستیم کنارش باشیم...

280
00:18:00,746 --> 00:18:04,708
‫ولی...
‫اون جی‌پی‌اسه؟

281
00:18:10,380 --> 00:18:12,174
‫مـ ــ می‌شه قرضش بگیریم؟

282
00:18:12,508 --> 00:18:17,179
‫می‌گم، من فقط یکی‌ام که تصادفی توی کلاس میدوریا افتادم.

283
00:18:17,262 --> 00:18:21,100
‫منم... اتفاقی امسالو باهاش گذروندم.

284
00:18:21,100 --> 00:18:22,017
‫منم...

285
00:18:22,017 --> 00:18:23,560
‫منم!

286
00:18:24,228 --> 00:18:28,273
‫باورم نمی‌شه چیزی از نگرانی‌هاش درباره‌ی وان‌فورآل به من نگفت،

287
00:18:28,273 --> 00:18:32,194
‫و از اینکه فکر کرده با همچین نامه‌ای متقاعد می‌شم شوکه شدم، ولی...

288
00:18:33,070 --> 00:18:38,450
‫ما افراد کلاس A، دنبالش می‌کنیم و باهاش همراه می‌شیم.

289
00:18:38,951 --> 00:18:43,247
‫مهم نیست چقدر مسئولیت همراه وان‌فورآل منتقل میشه،

290
00:18:43,247 --> 00:18:45,958
‫میدوریا دوست ماست.

291
00:18:46,416 --> 00:18:49,878
‫با دونستن اینکه رفیقمون داره تو یه مسیر پر از خار قدم برمی‌داره...

292
00:18:49,878 --> 00:18:52,714
‫نمی‌تونیم به آینده لبخند بزنیم.

293
00:18:56,343 --> 00:18:58,011
‫بیرون خطرناکه.

294
00:18:58,011 --> 00:18:59,388
‫هیچ نظمی در کار نیست.

295
00:18:59,388 --> 00:19:00,806
‫واسه شما بچه‌ها...

296
00:19:00,806 --> 00:19:04,309
‫خیلی بزرگ شدی، نه؟ تودوروکی.

297
00:19:04,309 --> 00:19:09,731
‫با اینکه می‌دونستم اون نمی‌خواد به U.A
‫برگرده با تیم‌شدن موافقت کردم.

298
00:19:09,731 --> 00:19:11,984
‫چون اون مورد هدف اشرار بود.

299
00:19:12,818 --> 00:19:15,737
‫ولی اگه برگرده مشکلی نیست.

300
00:19:16,071 --> 00:19:17,406
‫ها؟!

301
00:19:17,406 --> 00:19:22,828
‫از وقتی که قبولش کردیم، اون دانش‌آموز تحت محافظت ما بوده.

302
00:19:25,581 --> 00:19:29,585
‫به ما بپیوندین! این آکادمی قهرمانی شماست!

303
00:19:31,378 --> 00:19:35,215
‫آکادمی... قهرمانی...

304
00:19:36,925 --> 00:19:40,888
‫ولی اگه دکو برگرده اینجا، پس امنیت تخلیه‌شده‌ها چی؟

305
00:19:40,888 --> 00:19:45,058
‫علاوه بر اون، بازم کسایی هستن که باهامون دشمنی می‌کنن...

306
00:19:45,434 --> 00:19:50,355
‫من فقط به‌خاطر اندازه‌مون، وضعیتمونو
‫به‌عنوان یه پناهگاه تعیین‌شده قبول نکردم.

307
00:19:50,355 --> 00:19:53,317
‫یه راهی پیدا می‌کنم که درک کنن.

308
00:19:53,650 --> 00:19:56,653
‫همچنین، برای آمادگی برای جشنواره‌ی مدرسه‌ای،

309
00:19:56,653 --> 00:20:01,408
‫ما برای امنیت بیشتر، موانع U.A رو بیشتر کردیم،
‫ولی در نهایت ازشون استفاده‌ای نشد،

310
00:20:01,408 --> 00:20:03,327
‫پس حالا فرصت داریم تا ارزش واقعیشو ببینیم.

311
00:20:04,119 --> 00:20:05,329
‫مشکلی نیست.

312
00:20:05,329 --> 00:20:09,333
‫آلمایت هم توی همین مدرسه بزرگ شد.

313
00:20:09,333 --> 00:20:12,836
‫با دستای خودتون... برش‌گردونین!

314
00:20:23,055 --> 00:20:24,264
‫فراری بازداشت شد!

315
00:20:24,264 --> 00:20:25,807
‫انجامش دادیم، باکوگو-سان!

316
00:20:26,225 --> 00:20:28,310
‫قدرت الله انفجارپور ملقب به دینامیت!

317
00:20:28,560 --> 00:20:30,062
‫لطفاً خطای منو ببخشین!

318
00:20:30,562 --> 00:20:31,563
‫بدنم برگشته!

319
00:20:33,565 --> 00:20:34,816
‫قهرمانا!

320
00:20:36,360 --> 00:20:37,819
‫بچه‌ها...

321
00:20:37,819 --> 00:20:39,071
‫چرا؟

322
00:20:40,155 --> 00:20:42,282
‫چون نگرانتیم.

323
00:20:43,825 --> 00:20:45,911
‫من خوبم.

324
00:20:45,911 --> 00:20:47,120
‫واسه همین...

325
00:20:47,746 --> 00:20:49,665
‫نباید نگران باشین.

326
00:20:49,665 --> 00:20:50,958
‫برین کنار...

327
00:20:52,668 --> 00:20:54,419
‫اوه، عالیه واقعاً!

328
00:20:54,419 --> 00:20:57,256
‫همون چیزی که از جانشین بزرگ وان‌فورآل می‌خوایم!

329
00:20:59,216 --> 00:21:00,259
‫پس...

330
00:21:00,884 --> 00:21:04,429
‫عوضی، الان می‌تونی نیشتو تا بناگوش باز کنی؟!

331
00:21:07,015 --> 00:21:08,934
‫برای خندیدن...

332
00:21:10,143 --> 00:21:12,771
‫برای زندگی‌کردن همه توی صلح...

333
00:21:13,897 --> 00:21:16,108
‫باید برم...

334
00:21:16,108 --> 00:21:17,359
‫واسه همین...

335
00:21:23,115 --> 00:21:25,617
‫از سر راه برین کنار، بچه‌ها!

336
00:21:25,951 --> 00:21:29,788
‫مجبورمون کن، عزیزدردونه‌ی آلمایت!

337
00:21:30,080 --> 00:21:34,251
‫میدوریا، می‌دونم که تغییری نکردی.

338
00:21:34,251 --> 00:21:35,961
‫همگی بریم تو کارش!

339
00:21:35,961 --> 00:21:37,296
‫هوم!
