﻿1
00:00:02,419 --> 00:00:05,213
اگه دکو بخواد برگرده، امنیت بقیه‌ی پناهجوها چی می‌شه؟

2
00:00:05,547 --> 00:00:08,466
‫یه راهی پیدا می‌کنم تا اونا متوجه موقعیت بشن.

3
00:00:08,925 --> 00:00:11,970
‫برای تدارک جشنواره‌ی مدرسه،

4
00:00:11,970 --> 00:00:16,516
‫از حفاظ U.A به عنوان حفاظت مضاف استفاده کردیم،
‫اما به کارمون نیومد...

5
00:00:16,516 --> 00:00:18,476
‫پس حالا باید ببینیم می‌تونه ارزششو ثابت کنه یا نه.

6
00:00:19,269 --> 00:00:20,478
‫مشکلی پیش نمیاد.

7
00:00:20,478 --> 00:00:23,982
‫آلمایت هم تو همین مدرسه پرورش پیدا کرده.

8
00:00:24,357 --> 00:00:28,945
‫برین و با دستای خودتون... اونو هم برگردونین.

9
00:00:43,835 --> 00:00:46,337
تو دنیایی بدون سفیدی و سیاهی

10
00:00:46,337 --> 00:00:48,965
در اعماق نفرت همچنان ضجه برپاست

11
00:00:48,965 --> 00:00:52,260
قدرتی برای توقف هم وجود نداره

12
00:00:52,260 --> 00:00:54,054
فقط به سوی دوردست می‌تازیم

13
00:00:54,054 --> 00:00:56,056
تنها، بی‌حوصله و پرخاشگر

14
00:00:56,056 --> 00:00:57,807
گرفتار تقلا تو یه بن‌بست

15
00:00:57,807 --> 00:01:00,935
آیا هنوز هم راه رستگاری هست

16
00:01:00,935 --> 00:01:03,646
تو این راه پر مشقتی که داری طی می‌کنی

17
00:01:03,646 --> 00:01:08,610
وقتی که در آستانه‌ی تسلیمی و چاره نداری

18
00:01:08,610 --> 00:01:11,196
من اونجام تا دستتو بگیرم

19
00:01:12,113 --> 00:01:17,577
تک تکِ احساساتمون به ما چسبیدن و ول نمی‌کنن

20
00:01:17,577 --> 00:01:21,081
به هر قیمتی می‌خوام کنارت باشم، حتی اگه بیهوده باشم

21
00:01:21,081 --> 00:01:23,124
به این می‌گن قهرمان

22
00:01:23,124 --> 00:01:28,088
تک تک دعاهامون، دونه دونه همین‌جا معلقن و گم نمیشن

23
00:01:28,088 --> 00:01:31,966
برای همین هرچقدر بخورم زمین، دوباره پا میشم

24
00:01:31,966 --> 00:01:34,135
بذار قدرت زندگی شعله بکشه

25
00:01:34,135 --> 00:01:38,348
با فریاد، یه روح داره پاسخ احساساتتو می‌ده

26
00:01:38,348 --> 00:01:42,310
دیگه تردید بسه، باید بریم سمت جایگاه حقیقی

27
00:01:42,310 --> 00:01:44,104
یالا، راه بیفت

28
00:01:53,488 --> 00:01:59,285
‫مدیر-سنسه، چند لحظه پیش به
‫ارزش حفاظ یو.ای اشاره کردین.

29
00:01:59,619 --> 00:02:03,206
ایدا تِنیــــا
موتــور
‫ما اینجاییم چون احساسات میدوریا-کونو درک می‌کنیم.

30
00:02:03,206 --> 00:02:07,252
برای برگردوندنش، به مدرک موثق از ارزش حفاظ نیاز داریم

31
00:02:07,252 --> 00:02:11,339
‫و باید مطمئن شیم که اون حفاظ می‌تونه
‫امنیت و آسودگی خاطر رو به پناهجوها بده.

32
00:02:11,339 --> 00:02:14,968
‫برای همینم تصمیم گرفتیم که بریم دنبالش...

33
00:02:15,343 --> 00:02:22,517
‫البته، این کارتون فقط
‫بر پایه‌ی احساس نیست.
قهـــــــرمان
نــــِـــزو
های اسپک عندِ ذکاوت
‫میدوریا-کون، همین الانشم
‫یه یار باارزش برای قهرماناست.

34
00:02:22,517 --> 00:02:26,980
‫کلاً اگه نخوایم اونو تو یه مکان که هنرمندانه
‫ساخته شده، نگه داریم، خیلی ریسک کردیم.

35
00:02:27,897 --> 00:02:32,110
‫U.A تونسته آخرین فناوری‌های دفاعی
‫کشور رو به صورت عمده خریداری کنه.

36
00:02:32,443 --> 00:02:37,157
‫و اونا یه حفاظت در سطح تارتاروس به ما می‌دن.

37
00:02:37,282 --> 00:02:42,287
‫ولی تارتاروس که... خیلی راحت به
‫دست شیگاراکی مورد نفوذ قرار گرفت.
یائویوروزو   مومو
آفرینش

38
00:02:42,453 --> 00:02:44,789
‫پارسال... به U.A هم نفوذ شد.

39
00:02:45,415 --> 00:02:49,586
‫منم تهدید شیگاراکی رو در نظر گرفتم.

40
00:02:49,669 --> 00:02:52,213
‫برای همین وقتی حفاظ U.A رو درست می‌کردیم...

41
00:02:52,213 --> 00:02:55,383
‫خودم شخصاً سیستمشو یکم توسعه دادم.

42
00:02:55,717 --> 00:02:57,927
یعنی همچین‌چیزی امکان داره؟

43
00:02:57,927 --> 00:02:59,220
‫سرش خیلی بحث بود.

44
00:02:59,929 --> 00:03:04,767
‫اساساً اگه اشرار بخوان که همین الان به U.A نفوذ کنن،

45
00:03:05,143 --> 00:03:08,688
‫هیچ آسیبی به دانش‌آموزا یا پناهجوها وارد نمی‌شه،

46
00:03:08,688 --> 00:03:11,274
‫حتی قادر نیستن که وارد اینجا شن.

47
00:03:11,691 --> 00:03:16,279
‫در حال حاضر، حفاظ U.A... نه‌تنها یه دیوار دفاعیه...

48
00:03:16,279 --> 00:03:17,280
‫بلکه U.A...

49
00:03:17,864 --> 00:03:18,573
‫حرکت می‌کنه.

50
00:03:19,782 --> 00:03:21,910
‫زمین‌های مجموعه شبکه‌شبکه شدن،

51
00:03:21,910 --> 00:03:24,996
‫و هر بخش مربعی مکانیزم محرکه‌ی خودش رو داره.

52
00:03:24,996 --> 00:03:29,334
‫موقع اضطرار و ضرورت، هر بخش می‌تونه
‫بره زیر خودش و به پناهگاه بدل شه.

53
00:03:29,334 --> 00:03:32,754
‫و پناهگاهی که ذکر کردم می‌تونه
‫با سیستم خطیِ مغناطیسی حرکت کنه.

54
00:03:32,754 --> 00:03:36,049
‫و برای اون کار مسیر‌های متنوعی رو می‌شه در نظر گرفت.

55
00:03:36,257 --> 00:03:38,009
‫شبیه روباتای انیمه‌ای!

56
00:03:38,301 --> 00:03:42,639
‫ولی اگه اون سیستم خراب شه،
‫به درد لای جرزم نمی‌خوره.

57
00:03:42,639 --> 00:03:47,018
‫برای همین تو زیرزمینِ نزدیک سیستم،
‫3هزار لایه ورقه‌ی قدرتمند قرار گرفته.

58
00:03:47,018 --> 00:03:50,855
‫اگه اونا هر مورد مشکوکی رو تشخیص بدن،
‫سیستم مقابله رو فعال می‌کنن.

59
00:03:50,855 --> 00:03:52,690
‫ابزارهای حمایتی از قفل خارج می‌شن.

60
00:03:52,690 --> 00:03:54,609
‫دیوارهای دفاعی هم می‌تونن جداگونه حرکت کنن،

61
00:03:54,609 --> 00:03:58,655
‫همینم باعث می‌شه که هر حمله‌ای به تأخیر بیفته.

62
00:03:58,655 --> 00:04:05,078
‫همزمان با همه‌ی اینا، پناهگاهای بخش‌بندی‌شده تو مسیر درست
‫هدایت می‌شن و به جایی می‌رن که از نظر امینت، مثل U.A هستش،

63
00:04:05,078 --> 00:04:10,416
‫جایی مثل آکادمی شیکتسو، که بعد از اون قضیه دفاعش رو تقویت کرده،

64
00:04:10,416 --> 00:04:13,419
‫یا بقیه‌ی دبیرستان‌هایی که رشته‌ی قهرمانی دارن.

65
00:04:13,586 --> 00:04:14,754
‫شیکتسو؟!

66
00:04:14,754 --> 00:04:16,464
‫اونجا که خیلی دوره!!

67
00:04:17,131 --> 00:04:19,926
‫U.A شرقی و شیکتسوی غربی...

68
00:04:20,426 --> 00:04:22,720
‫راستی... یه همچین مثلی هم بود.

69
00:04:22,971 --> 00:04:28,059
‫در برابر کوسه‌ی فساد شیگاراکی،
توکویامی فومیکاگه
سایه‌ی تاریک
‫این یه عمل متقابل به نظر میاد،

70
00:04:28,059 --> 00:04:29,894
‫ولی موقع جشنواره‌ی مدرسه،

71
00:04:29,894 --> 00:04:32,480
ما در مورد اون کوسه چیزی نمی‌دونستیم، درسته؟

72
00:04:32,730 --> 00:04:36,859
‫درسته که چیزی نمی‌دونستیم و مدرکی در کار نبود،
‫اما من فقط احساس کردم که نیازه.

73
00:04:36,859 --> 00:04:39,612
‫برای همین از جیب خودم پولشو دادم.

74
00:04:39,612 --> 00:04:41,990
‫مگه پولش بیشتر از چند صد میلیون نیست؟!
کامیناری دنکی
برق‌رسانی

75
00:04:42,198 --> 00:04:46,369
‫ مدیر به آموزش جنبه‌ی اخلاقی
‫کوسه‌ها کمک زیادی کرده،
قهـــــــرمان
انـــــــدوور
آتش جهنمی

76
00:04:46,369 --> 00:04:48,830
‫و تو کل جهان مورد احترامه.

77
00:04:48,830 --> 00:04:51,165
‫حتی الان هم تلاشهاش ادامه داره.

78
00:04:52,583 --> 00:04:55,128
‫عدم درک... عدم تحمل...

79
00:04:55,503 --> 00:04:59,966
‫هر دو، موقعی به وجود میان که افراد نمی‌تونن اون
‫قدم اضافی رو برای نزدیکی به همدیگه بردارن،

80
00:04:59,966 --> 00:05:02,635
‫یا به صورت جمعی حرکت کنن یا وارد عمل شن.

81
00:05:02,635 --> 00:05:06,472
‫برداشتن اون قدم اضافی کار خیلی سختیه.

82
00:05:06,597 --> 00:05:11,352
‫در هرصورت، قابل درک و منطقیه که اون پسر اینجا باشه.

83
00:05:11,352 --> 00:05:15,523
‫شماهام باید برین اونجا و هرچی توان دارین برای برگشتنش صرف کنین.

84
00:05:19,861 --> 00:05:22,113
‫نذارین اون بچه بیاد اینجا!

85
00:05:22,280 --> 00:05:23,573
‫شیگاراکی میاد دنبالش!

86
00:05:23,573 --> 00:05:26,868
‫مگه U.A قرار نبود امنیت و آرامش خاطر ما رو فراهم کنه؟

87
00:05:26,993 --> 00:05:28,244
‫نذارین بیاد تو!

88
00:05:28,244 --> 00:05:29,120
‫از اینجا برو لطفاً!

89
00:05:29,120 --> 00:05:33,624
‫مگه داشتن وان‌فورآل از اون
‫یه نومو نمی‌سازه؟!
میدوریا  ایزوکو
وان فور آل

90
00:05:33,791 --> 00:05:36,127
‫ایزوکو!
میدوریا  اِنکـــو
‫خطرناکه!

91
00:05:36,294 --> 00:05:37,837
‫هی... خیلی ترسناکه!

92
00:05:37,837 --> 00:05:39,797
‫اگه می‌خوای بجنگی، برو یه جای دیگه!

93
00:05:41,007 --> 00:05:43,384
‫بازم می‌خواین مثل قبل قضیه رو ماستمالی کنین؟!

94
00:05:43,384 --> 00:05:44,427
‫راست می‌گه، راست می‌گه!

95
00:05:44,427 --> 00:05:47,388
‫دیگه نمی‌تونین ما رو گول بزنین!
سـِـــــرو  هانتا
نــــــــــــوار
نتونسته قانعشون کنه؟

96
00:05:47,764 --> 00:05:57,190
‫کسایی بودن که نشون دادن
‫تفکر ما رو درک می‌کنن.
‫ولی حدس و گمان کارو به ناراحتی می‌کشونه،
‫و تا اینجا نتونستیم اون ناراحتی رو از بین ببریم.

97
00:05:57,315 --> 00:05:59,942
قهـــــــرمان
پـــــــــــــــرزنت مایک
صـــــدا
‫دوستان، آروم بگیرین!

98
00:06:00,693 --> 00:06:04,906
‫مردم نمی‌تونن باور کنن، مخصوصاً
‫وقتی یکی از معلما بخواد حرف بزنه.
قهـــــــرمان
بــــــــــست‌جینیــــــست
فایبر مستر

99
00:06:04,906 --> 00:06:06,866
‫من بودم که اینو پیشنهاد دادم.

100
00:06:06,866 --> 00:06:07,867
جینی-سان؟

101
00:06:07,867 --> 00:06:08,951
‫جینیست!

102
00:06:08,951 --> 00:06:11,913
‫ما اومدیم اینجا چون حرف شماها رو باور کردیم.

103
00:06:12,205 --> 00:06:15,750
‫درسته، همون‌طور که جناب مدیر فرمودن،

104
00:06:15,750 --> 00:06:18,544
‫اینجا امن‌ترین جای ممکنه...

105
00:06:18,544 --> 00:06:21,339
‫و ما هم برای جون شما بالاترین اولویت رو قائلیم.

106
00:06:21,756 --> 00:06:23,841
‫برای اینکه بتونیم قدم اولو برداریم،

107
00:06:23,841 --> 00:06:28,388
‫نقشه‌ی ما این بود که از میدوریا ایزوکو به عنوان
‫طعمه برای بیرون‌کشیدن اشرار استفاده کنیم.

108
00:06:28,721 --> 00:06:31,265
‫اگرچه، نتونستیم منطقه‌ی وسیعی رو برای جستجو پوشش بدیم،

109
00:06:31,265 --> 00:06:33,893
‫و حرفی برای گفتن نداشتیم تا اینجا.

110
00:06:34,477 --> 00:06:37,605
‫درحالی که میدوریا ایزوکو هدف اشرار به شمار میاد،

111
00:06:37,605 --> 00:06:39,982
‫همزمان ارزشمندترین یار ما هم هست.

112
00:06:40,358 --> 00:06:44,153
‫خسته‌کردن اون بیش از این براش مرگبار خواهد بود.

113
00:06:44,153 --> 00:06:46,155
‫در واقع این بهترین راه‌حل ممکن نیست.

114
00:06:46,155 --> 00:06:47,490
‫اما نزدیک‌ترین گزینه به بهترین گزینه‌ست.

115
00:06:47,949 --> 00:06:51,494
‫ما متوجهیم که تعدادی از این تصمیم ناراحت هستن،

116
00:06:51,828 --> 00:06:55,832
‫ولی مایلیم که تو امن‌ترین جا استراحت کنه.

117
00:06:55,832 --> 00:06:57,625
‫اگه بخواد هرلحظه وارد نبرد بشه،

118
00:06:57,667 --> 00:07:00,586
‫باید اونو صحیح و سلامت و آماده نگه داریم.

119
00:07:06,759 --> 00:07:10,263
چی داری می‌گی؟

120
00:07:10,596 --> 00:07:12,723
‫شماها گند زدین تا اینجا...

121
00:07:12,723 --> 00:07:16,102
‫بعدشم، به خاطر شما الان ژاپن یه کشور بی‌قانون شده.

122
00:07:19,188 --> 00:07:21,232
دوباره می‌خواین گند بزنین؟

123
00:07:21,232 --> 00:07:23,526
چرا این بارو میندازین رو دوش ما؟

124
00:07:23,526 --> 00:07:26,112
‫مخلص کلامت همینه دیگه؟!

125
00:07:26,112 --> 00:07:27,029
‫سربه‌سرم نذار!

126
00:07:28,739 --> 00:07:30,366
‫راست می‌گه، سربه‌سرمون نذار!

127
00:07:30,366 --> 00:07:32,994
‫سربه‌سرمون نذارین!

128
00:07:33,619 --> 00:07:35,705
‫با چه رویی به خودتون می‌گین قهرمان؟!

129
00:07:36,038 --> 00:07:39,167
‫با چه رویی به خودتون می‌گین قهرمان؟!

130
00:07:43,171 --> 00:07:44,213
‫ایزوکو...

131
00:07:44,380 --> 00:07:45,840
‫دست از سرمون بردارین!

132
00:07:45,840 --> 00:07:48,134
‫ما فقط می‌خوایم شب با خیال راحت سر رو بالش بذاریم!

133
00:07:48,134 --> 00:07:49,135
‫فایده نداره.

134
00:07:54,599 --> 00:07:57,560
‫دارن عصبی‌تر می‌شن.

135
00:07:57,560 --> 00:07:58,769
‫منفجر می‌شن!

136
00:08:12,283 --> 00:08:13,242
‫او...

137
00:08:13,242 --> 00:08:14,577
‫اوچاکو؟!

138
00:08:19,790 --> 00:08:24,670
‫مـ... میدوریا ایزوکو یه قدرت خاص داره.

139
00:08:24,879 --> 00:08:27,673
‫برای همین می‌گیم همچین آدمی نباید بیاد اینجا!

140
00:08:27,673 --> 00:08:29,842
‫اونم فقط به خاطر اینکه می‌خواد استراحت کنه!

141
00:08:30,051 --> 00:08:33,846
‫نخیر! اون از اولش از اینجا رفت چون نمی‌خواست سربار کسی باشه!

142
00:08:34,138 --> 00:08:35,973
‫این ما بودیم که به زور برش گردوندیم!

143
00:08:37,683 --> 00:08:39,310
‫اوراراکا-سان!

144
00:08:39,560 --> 00:08:43,648
‫قدرت اون... چیزه... خیلی خاصه!

145
00:08:43,648 --> 00:08:46,776
‫قدرتش برای شکست‌دادن آل‌فوروانه!

146
00:08:46,776 --> 00:08:48,569
‫برای همینه که دنبالشن!

147
00:08:48,569 --> 00:08:50,613
‫برای همین بود که باید می‌رفت!

148
00:08:50,863 --> 00:08:55,368
‫اون رفت ولی هیچ‌کدومتون دیدین که الان چه حالی شده؟!

149
00:08:57,662 --> 00:09:00,706
‫اون از همه بیشتر می‌خواد این وضعیتو سروسامون بده!

150
00:09:00,706 --> 00:09:04,961
‫و تا الان خودشو هرجا که تونسته در معرض خطر قرار داده!

151
00:09:04,961 --> 00:09:07,380
‫چرا یه نگاه بهش نمیندازین؟!

152
00:09:10,675 --> 00:09:12,802
‫حتی اگه قدرتش خاص باشه هم...

153
00:09:12,802 --> 00:09:15,888
‫معنیش این نیست که با ماها فرق داره!

154
00:09:24,355 --> 00:09:27,692
‫بقیه‌شو به من بسپارین لطفاً!

155
00:09:28,693 --> 00:09:31,904
‫همونیه که منو نجات داد...

156
00:09:33,948 --> 00:09:40,913
‫یه سیستم خفن داره از اینا حفاظت می‌کنه،
باکوگو کاتسوکی
انفجار
‫ولی بازم ناراحتن کثافتا.

157
00:09:41,122 --> 00:09:44,417
‫ما گندایی رو جمع می‌کنیم که شما عوضیا نمی‌تونین.

158
00:09:46,669 --> 00:09:49,922
‫برداشتن قدم اضافی کار خیلی سختیه.

159
00:09:50,965 --> 00:09:56,637
‫فکر می‌کنم وقتی که یکی بتونه اون قدمو برداره،

160
00:09:56,637 --> 00:10:03,519
‫همونیه که به بزرگترین قهرمان تبدیل
‫میشه و از آلمایت هم پیشی می‌گیره.

161
00:10:04,395 --> 00:10:08,399
بیانیۀ یک خانم جوان

162
00:10:11,152 --> 00:10:14,780
‫من عاشق دیدن روی خندون مردمم هستم.

163
00:10:14,780 --> 00:10:19,201
‫پدر و مادرم همیشه خسته به نظر میان و این به من درد می‌ده.

164
00:10:20,536 --> 00:10:23,998
‫اولین باری که دیدم یکی کار قهرمانی می‌کنه،

165
00:10:23,998 --> 00:10:27,627
‫چشمم به چهره‌ی اطرافیانم معطوف شد.

166
00:10:27,627 --> 00:10:31,756
‫دوست داشتم چهره‌های خندونشونو ببینم.

167
00:10:34,884 --> 00:10:36,844
‫درب و داغونه...

168
00:10:36,844 --> 00:10:39,305
‫طفلکی بیچاره...

169
00:10:39,305 --> 00:10:41,432
‫پس داشته می‌جنگیده...

170
00:10:41,807 --> 00:10:45,770
‫حتی بعد از اینکه منو نجات داد، بازم رفته جنگیده.

171
00:10:47,229 --> 00:10:50,024
خب... حالا که چی؟

172
00:10:50,024 --> 00:10:53,819
نکنه... می‌خواین ما هم مثل اون بشیم؟

173
00:10:54,195 --> 00:10:56,572
‫می‌خواین ما هم خاکی و گلی شیم؟!

174
00:10:56,614 --> 00:10:58,824
‫اونایی که خاکی و گلی می‌شن فقط قهرمانان!

175
00:10:59,575 --> 00:11:02,078
‫فقط یکم به ما وقت بدین که اون گل و خاکو بشوریم!

176
00:11:02,078 --> 00:11:04,705
آسوئی   سویو
وزغ
‫اوچاکو-چان!

177
00:11:06,999 --> 00:11:11,587
‫میدوریا-کون، اوراراکا-کون الان داره می‌جنگه.

178
00:11:12,046 --> 00:11:16,884
‫برای اینکه رو لب همه خنده بیاد و تو هم شاملشونی!

179
00:11:24,100 --> 00:11:26,310
‫اوراراکا-سان!

180
00:11:26,602 --> 00:11:29,980
‫الان... می‌تونم خیالتونو راحت کنم؟!

181
00:11:29,980 --> 00:11:32,525
‫معذرت می‌خوام، نمی‌تونم!

182
00:11:32,775 --> 00:11:35,319
‫چون ما هم عصبی شدیم!

183
00:11:35,528 --> 00:11:39,240
‫چون ما هم همینجاییم، درست مثل شما!

184
00:11:40,991 --> 00:11:46,997
‫ می‌دیدمش که خودشو به آب
‫و آتیش می‌زد تا بقیه رو نجات بده...

185
00:11:46,997 --> 00:11:49,709
‫وقتی یه قهرمان داره زجر می‌کشه...

186
00:11:49,709 --> 00:11:52,878
‫وقتی قهرمانا تحت فشارن...

187
00:11:52,878 --> 00:11:56,090
‫اونایی که باید از قهرمانا محافظت کنن...

188
00:11:56,924 --> 00:11:59,093
اوچاکو، کجا رو نگاه می‌کنی؟

189
00:11:59,093 --> 00:12:01,262
‫قهرمان اونجاست!

190
00:12:04,140 --> 00:12:06,976
‫اوی، ایل‌بوی!

191
00:12:08,018 --> 00:12:10,020
‫خیلی ممنون!

192
00:12:10,020 --> 00:12:15,818
‫ایل‌بوی!

193
00:12:17,361 --> 00:12:20,573
‫اونایی که از قهرمان حفاظت می‌کنن...

194
00:12:20,573 --> 00:12:22,032
‫بدون شک...

195
00:12:23,701 --> 00:12:26,746
‫برای همین... باید قدرتتونو بهش قرض برین!

196
00:12:26,746 --> 00:12:29,665
‫تا همگی بتونیم تو آینده لبخند بزنیم!

197
00:12:32,460 --> 00:12:34,378
‫با قدرت شما مردم...

198
00:12:34,378 --> 00:12:37,089
‫لطفاً... بذارین اینجا استراحت کنه!

199
00:12:37,089 --> 00:12:41,594
‫بهش اجازه می‌دین که برای جنگیدن برای خودتون آماده شه؟!

200
00:12:41,594 --> 00:12:46,974
‫میدوریا ایزوکو سعی داره تمام بار قدرتشو خودش به دوش بکشه،

201
00:12:46,974 --> 00:12:49,685
‫ولی حالاحالاها کار داره تا به اون سطح برسه!

202
00:12:49,685 --> 00:12:52,563
‫اون فقط یه دبیرستانی معمولیه!

203
00:12:53,522 --> 00:12:54,815
‫ولی...

204
00:12:56,233 --> 00:12:59,528
‫خواهش می‌کنم...

205
00:12:59,528 --> 00:13:01,781
‫بذارین که اینجا...

206
00:13:06,577 --> 00:13:09,872
‫آکادمی قهرمانی اون بمونه!

207
00:13:25,596 --> 00:13:27,973
‫فقط یه قدم دیگه...

208
00:13:27,973 --> 00:13:31,811
‫اونایی که اون قدم اضافی رو برای نزدیک‌شدن به بقیه برمیدارن...

209
00:13:31,811 --> 00:13:33,103
‫صبر کن!

210
00:13:34,480 --> 00:13:37,316
هی، کدوم کفشو می‌خوای؟

211
00:13:37,316 --> 00:13:39,860
‫اونا! حتماً اونا رو می‌خوام!

212
00:13:41,320 --> 00:13:42,780
‫کفش قرمز!

213
00:13:47,284 --> 00:13:54,166
‫این... داستان تبدیل‌شدن من به بزرگترین قهرمانه.

214
00:13:54,166 --> 00:13:56,335
‫درضمن...

215
00:13:56,335 --> 00:14:00,089
‫داستان کساییه که تبدیل به بزرگترین قهرمان‌ها شدن.

216
00:14:13,561 --> 00:14:16,438
مینتا   مینورو
خوشه‌چین
‫میدوریا...

217
00:14:16,438 --> 00:14:17,898
‫چرا آخه، ایدا؟!

218
00:14:17,898 --> 00:14:20,109
‫نباید ما باشیم.

219
00:14:21,861 --> 00:14:22,695
‫مگه نه؟

220
00:14:23,487 --> 00:14:25,322
‫اوراراکا-کون.

221
00:14:27,700 --> 00:14:28,993
‫میدوریا-نی‌چان!

222
00:14:30,202 --> 00:14:35,332
‫ببخشید!
ایزومی    کوتا
تفنگ آبی
‫من... خیلی ترسیدم که حرکت کنم...!

223
00:14:35,332 --> 00:14:37,793
‫ببخشید! ببخشید!

224
00:14:38,836 --> 00:14:39,879
‫ولی...

225
00:14:39,879 --> 00:14:42,214
‫اون دختر سخت تلاش می‌کرد تا حرف بزنه،

226
00:14:42,214 --> 00:14:44,800
‫منم... فکر کردم باید بیام!

227
00:14:44,800 --> 00:14:48,178
‫فکر کردم باید مثل تو باشم!

228
00:14:48,178 --> 00:14:50,055
‫واسه همین من...

229
00:14:50,389 --> 00:14:52,182
‫ اومدم!

230
00:14:52,182 --> 00:14:55,978
‫پس دیگه نمی‌خواد گریه کنی! مشکلی نیست!

231
00:14:58,147 --> 00:15:00,357
‫کو... تا-کون...

232
00:15:02,776 --> 00:15:05,070
‫دانش‌آموز U.A بودی، آره؟

233
00:15:05,070 --> 00:15:06,697
‫آبجی...

234
00:15:06,697 --> 00:15:12,286
‫تعدادی از پناهگاه‌ها منو از خودشون روندن و گفتن
‫نمی‌تونن به دونژاده‌ها اجازه‌ی ورود بدن.

235
00:15:12,286 --> 00:15:15,205
‫آخرش، U.A گفت مشکلی نداره.

236
00:15:16,040 --> 00:15:19,668
‫ولی خوشحالم چون باعث شد بتونم دوباره ببینمت.

237
00:15:21,211 --> 00:15:24,673
‫ممنون برای کاری که اون‌موقع کردی، نی‌نی قهرمان-سان.

238
00:15:36,393 --> 00:15:38,812
‫قبل از اینکه دیوانه‌وار سرزنشش کنیم،

239
00:15:38,812 --> 00:15:41,607
‫نمی‌تونیم به حرفاش گوش کنیم؟

240
00:15:42,107 --> 00:15:46,570
‫اینطوری نیست که اون بچه قصد
‫داشته باشه برای همیشه اینجا بمونه.

241
00:15:46,570 --> 00:15:48,948
‫الان، ما با کمبود منابع و پرسنل مواجهیم.

242
00:15:48,948 --> 00:15:53,827
‫پس اینجا تنها جاییه که اون می‌تونه بدون
‫نگرانیِ زیاد استراحت کنه، درسته؟

243
00:15:54,244 --> 00:15:57,706
‫این چیزیه که شما قهرمانا سعی داشتین توضیح بدین، درسته؟

244
00:15:57,706 --> 00:15:58,540
‫آره.

245
00:15:58,874 --> 00:16:00,584
‫نمی‌تونه بره شیکتسو؟

246
00:16:00,584 --> 00:16:02,586
‫امکانات در یه سطحن، نه؟

247
00:16:02,586 --> 00:16:06,298
‫ولی بعدش همین اتفاق توی شیکتسو می‌افته...

248
00:16:08,634 --> 00:16:13,222
‫می‌دونی، تا وقتی که قضیه اینطوری پیش نرفته بود، متوجه نشدم.

249
00:16:13,222 --> 00:16:19,311
‫حس می‌کردم بین تماشاگرام و قهرمانا،
‫اجراکننده‌های روی صحنه‌ن.

250
00:16:19,311 --> 00:16:24,191
‫یه‌روز، یه قهرمان خارق‌العاده به‌اسم آلمایت
‫نشون داد که قهرمان‌ها چطورین.

251
00:16:24,191 --> 00:16:27,861
‫همه دوست داشتن مثل اون باشن! همه تشویقش می‌کردن!

252
00:16:27,861 --> 00:16:34,451
‫و قبل از اینکه بفهمیم، روحی که پشت
‫اون مرد بود رو فراموش کرده بودیم.

253
00:16:35,285 --> 00:16:38,205
‫ولی صحنه از بین رفته.

254
00:16:38,205 --> 00:16:41,709
‫با شکست پشتِ شکست، دیگه امیدی به پول و شهرت نیست.

255
00:16:41,709 --> 00:16:45,212
‫خیلی از کسایی که قهرمان نامیده می‌شدن، استعفاء دادن.

256
00:16:45,337 --> 00:16:51,093
‫این وسط، اونایی که موندن برای چی می‌جنگن؟!

257
00:16:51,093 --> 00:16:53,804
‫اگه حتی اونایی رو که الان دارن می‌جنگن رد کنیم،

258
00:16:53,804 --> 00:16:55,973
‫پس چی برامون می‌مونه؟

259
00:16:55,973 --> 00:16:58,225
‫چطور می‌تونیم مثل گذشته زندگی کنیم؟

260
00:16:58,559 --> 00:17:00,060
‫می‌دونم سخته.

261
00:17:00,060 --> 00:17:02,187
‫ولی با آرامش بهش فکر کنین!

262
00:17:02,187 --> 00:17:04,648
‫تا کی قراره تماشاگر بمونیم؟

263
00:17:12,364 --> 00:17:18,537
‫شـ ــ شایعاتی از یه جوونِ خرقه‌پوش
‫با چندتا کوسه وجود داشت...

264
00:17:19,121 --> 00:17:23,542
‫بعضی‌ها ‌گفتن اون اشرار رو تحریک می‌کنه
‫و بعضی‌ها گفتن اون یه قهرمان واقعیه.

265
00:17:25,419 --> 00:17:26,712
‫جواب بده...

266
00:17:27,713 --> 00:17:29,840
‫اگه تو اینجا استراحت کنی،

267
00:17:30,132 --> 00:17:34,219
‫همه‌چیِ ما به حالت قبل برمی‌گرده؟

268
00:17:36,430 --> 00:17:38,974
‫ برش ‌می‌گردونم.

269
00:17:39,767 --> 00:17:43,228
‫چون همه اینجا با منن...

270
00:17:46,398 --> 00:17:49,777
‫همه‌شو... برمی‌گردونیم.

271
00:18:01,914 --> 00:18:07,836
قهـــــــرمان
اِکتــــوپلاســـــــم
بدل
‫شنیدین؟ سخنرانی اوراویتی بود.

272
00:18:08,712 --> 00:18:10,964
‫باید سعی کنین وارد بشین.

273
00:18:11,965 --> 00:18:14,676
‫مشکلی نیست. حداقل فعلاً.

274
00:18:25,938 --> 00:18:31,401
‫آخرش هم، ما فقط دکو رو زجر دادیم.

275
00:18:31,401 --> 00:18:35,823
‫بدون هیچ پیشرفتی، فقط مجبورش کردیم
‫مسیر دوربرگردون رو طی کنه.

276
00:18:36,198 --> 00:18:40,327
‫پیشرفت داشتیم. دقیقاً اینجا!

277
00:18:41,495 --> 00:18:46,458
‫وان‌فورآل تبلور قدرتیه که قلب‌های مردم رو به همدیگه پیوند می‌ده.

278
00:18:47,334 --> 00:18:50,838
‫آلمایت به میدوریا-کون وصل شد.

279
00:18:51,588 --> 00:18:55,092
‫میدوریا-کون به کلاس A وصل شد،

280
00:18:55,717 --> 00:19:00,097
‫اوراویتی همه رو به میدوریا-کون وصل کرد.

281
00:19:01,140 --> 00:19:03,725
‫درضمن... همه هم...

282
00:19:04,726 --> 00:19:11,358
‫اگه همه‌شون بتونن یه‌کم بیشتر به «همه» فکر کنن،

283
00:19:11,358 --> 00:19:13,902
‫اون‌وقت آینده‌‌ی روشنی رقم می‌خوره که
‫توی اون، هیچکس نمی‌تونه لبخند نزنه

284
00:19:17,865 --> 00:19:18,490
‫بابا...

285
00:19:20,367 --> 00:19:21,994
‫ما توی این قضیه باهمیم.

286
00:19:24,371 --> 00:19:25,455
‫آره.

287
00:19:27,875 --> 00:19:30,043
‫من نمی‌تونستم انجامش بدم.

288
00:19:30,586 --> 00:19:33,463
‫ولی کلاست برام انجامش داد،

289
00:19:34,006 --> 00:19:35,465
‫آیزاوا-کون.

290
00:19:35,924 --> 00:19:39,720
‫لطفاً به نماینده‌ی کلاس
‫بگین که کارش خوب بود.
قهـــــــرمان
آیزاوا شــــوتو
پاکسازی

291
00:19:40,179 --> 00:19:41,847
‫پات چطوره؟

292
00:19:41,847 --> 00:19:44,641
‫نمی‌تونم مثل میرکو بپرم.

293
00:19:45,475 --> 00:19:47,311
‫کوروگیری چطور؟

294
00:19:47,311 --> 00:19:49,646
‫هرروز سعی می‌کنم باهاش حرف بزنم،

295
00:19:50,022 --> 00:19:52,649
‫ولی متأسفانه، پیشرفتی حاصل نشده.

296
00:19:53,066 --> 00:19:56,778
‫بعد از اینکه به تو و مایک که صداش زدین جواب داد،

297
00:19:56,778 --> 00:20:00,490
‫مخفیانه برای تحقیقات ترمیم به بیمارستان مرکزی منتقل شد.

298
00:20:00,490 --> 00:20:03,619
‫نومو، کوروگیری.

299
00:20:03,619 --> 00:20:06,538
‫میرکو کپی کوسه‌شو له کرد.

300
00:20:07,247 --> 00:20:10,709
‫اگه اون‌موقع نمی‌تونستیم ذهن شیراکومو-کون رو برگردونیم،

301
00:20:10,709 --> 00:20:14,546
‫دستمون به جایی بند نمی‌شد.

302
00:20:14,838 --> 00:20:17,216
‫ضعیف و شکننده بود،

303
00:20:17,216 --> 00:20:21,136
‫ولی تونستیم برنامه‌ای پیاده کنیم که ورق رو برگردونه.

304
00:20:21,887 --> 00:20:24,264
‫به اقدامات متقابل برای توگا ادامه می‌دیم؟

305
00:20:24,264 --> 00:20:25,265
‫آره.

306
00:20:25,807 --> 00:20:30,896
‫ما مقدار خونی که باید بخوره و محدودیت
‫زمانی تغییر شکلشو به‌دست آوردیم.

307
00:20:30,896 --> 00:20:32,064
‫افراد تخلیه‌شده بعد از قرنطینه‌شدن
‫برای مدت مشخصی وارد U.A می‌شن.

308
00:20:32,731 --> 00:20:34,524
‫U.A یه سنگره.

309
00:20:35,692 --> 00:20:37,486
‫حالا وقتشه دوباره امتحان کنیم.

310
00:20:38,237 --> 00:20:40,989
‫آره، البته.

311
00:20:43,283 --> 00:20:45,118
‫کجا می‌ری؟

312
00:20:45,118 --> 00:20:50,958
‫می‌خوام حال اون گروه‌های ضدقهرمانی که هنوز
‫از تخلیه امتناع می‌کننو بررسی کنم.
قهـــــــرمان
آلمــــــــــــــایت
وان فور آل

313
00:20:58,006 --> 00:21:01,885
‫حتی اگه بخوام متوقفت کنم، قراره بری، درسته؟

314
00:21:03,095 --> 00:21:08,725
‫پس حتی اگه نخوای، من هم میام!

315
00:21:08,725 --> 00:21:09,685
‫واسه همین...

316
00:21:09,685 --> 00:21:11,520
‫نباید نگران باشی.

317
00:21:13,105 --> 00:21:14,815
‫یه لحظه صبر کن!

318
00:22:48,909 --> 00:22:50,994
‫آنچه خواهید دید...

319
00:22:50,994 --> 00:22:53,121
‫بعد از برگشتن به U.A،

320
00:22:53,121 --> 00:22:57,626
‫من با دوستام توی کلاس A عهد جدیدی بستم.

321
00:22:57,626 --> 00:23:00,295
‫قسم خوردیم چیزی رو که از دست داده بودیم پس بگیریم.

322
00:23:00,295 --> 00:23:03,840
‫درسته. همه باهم حرکت می‌کنیم،

323
00:23:03,840 --> 00:23:06,676
‫و اون لبخندها رو پس می‌گیریم.

324
00:23:06,676 --> 00:23:10,639
‫قسمت بعد، بنی‌آدم اعضای یکدیگرند.

325
00:23:10,639 --> 00:23:13,934
‫قهرمان‌ها متصل می‌شن و گسترش پیدا می‌کنن.

326
00:23:13,934 --> 00:23:17,979
‫فراتر برو!
:قسمت بعدی
بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
‫فراتر از بینهایت!
