﻿1
00:00:09,134 --> 00:00:14,139
‫وقتی که شاگردت روزگار سختی داره،
من اینجا
 نیـــــــستم
‫هیچ‌کاری از دستت بر نمیاد.

2
00:00:14,556 --> 00:00:16,766
‫با زندگی کردن و اینجا موندن.

3
00:00:16,766 --> 00:00:21,479
‫فقط همین کارو بکنی، می‌تونی به خیلیا انگیزه بدی.

4
00:00:22,772 --> 00:00:25,734
‫فعلاً که فقط وبال گردن شاگردت شدی...

5
00:00:26,359 --> 00:00:29,362
قهـــــــرمان
آلمــــــــــــــایت
وان فور آل
...آلمایت ...

6
00:00:36,161 --> 00:00:39,622
اون الان یه کفر تو راه قهرمانی بود؟

7
00:00:39,956 --> 00:00:43,126
شــــــــــرور
اســــــــــــــــتین
انعقادخون
‫حرفتو پس بگیر، احمق!

8
00:00:44,461 --> 00:00:47,380
‫قهرمان‌کش... استِین.

9
00:00:48,048 --> 00:00:53,136
‫وقتی یه قهرمان فعال بودم،
‫تو هیچ‌وقت خودتو نشون ندادی.

10
00:00:53,136 --> 00:00:58,850
‫اصلاً فکرشو نمی‌کردم که بعد از این‌همه مدت،
‫این‌طوری همدیگه رو ببینیم.

11
00:00:58,850 --> 00:01:00,602
چی داری می‌گی؟

12
00:01:00,602 --> 00:01:02,729
‫آها، که این‌طور...

13
00:01:02,729 --> 00:01:05,440
‫از وقتی گرفتنت، خیلی اتفاقا افتاده.

14
00:01:05,440 --> 00:01:06,316
‫من آلمایتم.

15
00:01:06,691 --> 00:01:09,861
‫نخیر... تو آلمایت نیستی!

16
00:01:10,445 --> 00:01:12,781
‫سرزنشت نمی‌کنم اگه باورت نمی‌شه.

17
00:01:16,993 --> 00:01:19,204
خب...؟ می‌خوای منو بکشی؟

18
00:01:19,204 --> 00:01:20,622
‫اگه آره...

19
00:01:20,955 --> 00:01:25,752
‫نخیر! تو آلمایت نیستی! تو قلابی‌ای!

20
00:01:27,670 --> 00:01:30,048
‫اینجا یه مکان مقدس برای قهرماناست.

21
00:01:30,048 --> 00:01:33,968
کی هستی که اومدی اینجا و ادای اون قهرمانو در میاری؟

22
00:01:34,094 --> 00:01:37,722
‫چرا وانمود می‌کنی که اونی؟ بگو!

23
00:01:38,640 --> 00:01:41,726
وانمود... ها؟

24
00:01:41,726 --> 00:01:44,354
‫درسته...

25
00:01:44,354 --> 00:01:48,316
‫همیشه یه حسی داشتم که باید یه‌کاری بکنم.

26
00:01:48,900 --> 00:01:50,860
‫نمی‌تونستم تحمل کنم.

27
00:01:50,860 --> 00:01:54,823
‫وقتی که جون مردم به ناحق گرفته می‌شد، جنون به دلشون می‌افتاد.

28
00:01:55,323 --> 00:01:58,993
‫بی‌قدرت بودم اما آروم و قرار نداشتم.

29
00:01:58,993 --> 00:02:01,329
‫می‌خواستم دنیا رو جای بهتری کنم.

30
00:02:02,789 --> 00:02:05,333
‫بعدش... دست از دویدن برداشتم.

31
00:02:05,834 --> 00:02:08,711
‫اینا نتیجه‌ی همونه.

32
00:02:08,711 --> 00:02:11,339
‫قرار بود زندگیمو برای حفاظت از شاگردم فدا کنم...

33
00:02:12,090 --> 00:02:14,801
‫ولی حتی نتونستم بهش بگم که استراحت کن.

34
00:02:15,051 --> 00:02:19,931
‫فقط من بودم که مدام از قهرمانی دور و دورتر شدم.

35
00:02:26,062 --> 00:02:30,191
چی شد؟ چرا یه مدته هیچ نیت مرگباری ازش حس نمی‌کنم؟

36
00:02:30,191 --> 00:02:32,694
‫خیلی زوده برای اینکه دست بندازیم دور گردن هم...

37
00:02:32,694 --> 00:02:33,695
‫عالی شد.

38
00:02:34,237 --> 00:02:35,321
‫ببین!

39
00:02:39,868 --> 00:02:42,328
‫دوباره اینو گذاشتن؟! ای بابا!

40
00:02:42,328 --> 00:02:45,165
‫باید دست بردارن از این کاراشون.

41
00:02:49,878 --> 00:02:55,884
‫هر روز خدا میاد اینجا و گندی که گروهای ضدقهرمان زدنو پاک می‌کنه.

42
00:02:55,884 --> 00:02:58,845
‫احتمالاً تو یکی از پناهگاهای اطراف ساکنه.

43
00:02:58,845 --> 00:03:02,432
‫مطمئنم که خیلی رو مخ بقیه‌ی آدمای تو پناهگاهه.

44
00:03:03,141 --> 00:03:06,728
‫داره خودشو تو خطر میندازه... اون دختره کیه؟!

45
00:03:06,728 --> 00:03:09,731
‫اون آخرین نفریه که آلمایت نجات داده!

46
00:03:11,691 --> 00:03:14,360
‫شکست... نخور...

47
00:03:15,778 --> 00:03:19,324
‫آلمایت... خواهش می‌کنم...

48
00:03:19,324 --> 00:03:21,034
‫نجاتم بده!

49
00:03:23,995 --> 00:03:28,458
‫مهم نیست چی بشه، آلمایت همیشه موقع
‫قربانی‌کردن خودش برای دیگران لبخند می‌زنه!

50
00:03:28,750 --> 00:03:31,252
‫هیچ‌وقت این مورد به قدرتش بستگی نداشته!

51
00:03:31,586 --> 00:03:35,757
‫فقط اونی که اسمش آلمایته
‫می‌تونه این‌طوری زندگی کنه!

52
00:03:36,049 --> 00:03:39,844
‫مردم اون اعتقادی که تو روحش حک شده رو می‌پرستیدن.

53
00:03:39,844 --> 00:03:42,597
‫یکی مثل تو حق نداره در مورد آلمایت حرف بزنه!

54
00:03:43,640 --> 00:03:44,891
‫اون زنو نگاه کن!

55
00:03:45,266 --> 00:03:48,061
‫گفتی نتیجه؟! این یه پروسه‌ست!

56
00:03:49,479 --> 00:03:52,273
‫اون بارقه‌های امیدی که از خودش جا گذاشته،
‫تو باد و بارون پابرجا می‌مونن،

57
00:03:52,273 --> 00:03:56,611
‫و دوباره تبدیل می‌شن به یه آتیش بزرگ و نو!

58
00:03:56,611 --> 00:04:00,406
‫برای همین، نمی‌تونیم اون آتیشو خاموش کنیم.

59
00:04:00,490 --> 00:04:04,077
‫تا زمانی که ما زنده‌ایم، حتی اگه تو راه نادرستی تقلّا کنیم...

60
00:04:04,077 --> 00:04:07,288
‫باید به شعله‌ورکردن اون آتیش ادامه بدیم!

61
00:04:07,288 --> 00:04:09,666
‫تو می‌تونی، موفق باشی!

62
00:04:09,666 --> 00:04:12,877
‫تو می‌تونی، موفق باشی!

63
00:04:12,877 --> 00:04:14,170
‫تو می‌تونی.

64
00:04:18,549 --> 00:04:23,721
‫روح یه قهرمان فقط محض خاطرِ بقیه وجود داره.

65
00:04:23,721 --> 00:04:24,889
‫اما...

66
00:04:24,889 --> 00:04:30,979
‫اگه یه خدا روی زمین سقوط کنه و روح شکننده‌ی
‫یه انسان فانی تو کالبدش دمیده شه... اون موقع...

67
00:04:30,979 --> 00:04:32,814
تو... تو از کجا می‌دونی؟

68
00:04:33,273 --> 00:04:34,565
‫نگو که کل این مدت...

69
00:04:34,565 --> 00:04:37,610
‫من تو رو نمیشناسم.

70
00:04:37,610 --> 00:04:40,989
‫ولی اگه تو یه قهرمان واقعی هستی...

71
00:04:43,032 --> 00:04:46,077
‫از اون اطلاعات مربوط به تارتاروس استفاده کن.

72
00:04:47,328 --> 00:04:49,497
‫درضمن، بعد از اون هم...

73
00:04:49,497 --> 00:04:55,962
‫بیا و کار منو تموم کن...
‫من همون استینم که 40 قهرمانو کشته.

74
00:04:56,254 --> 00:05:00,466
‫همه‌ش هم... به خاطر دنیایی عادلانه‌تر.

75
00:05:11,519 --> 00:05:14,605
‫بارون... بند اومد...

76
00:05:30,747 --> 00:05:33,291
تو دنیایی بدون سفیدی و سیاهی

77
00:05:33,291 --> 00:05:35,918
در اعماق نفرت همچنان ضجه برپاست

78
00:05:35,918 --> 00:05:39,213
قدرتی برای توقف هم وجود نداره

79
00:05:39,213 --> 00:05:40,965
فقط به سوی دوردست می‌تازیم

80
00:05:40,965 --> 00:05:42,967
تنها، بی‌حوصله و پرخاشگر

81
00:05:42,967 --> 00:05:44,761
گرفتار تقلا تو یه بن‌بست

82
00:05:44,761 --> 00:05:47,847
آیا هنوز هم راه رستگاری هست

83
00:05:47,847 --> 00:05:50,600
تو این راه پر مشقتی که داری طی می‌کنی

84
00:05:50,600 --> 00:05:55,563
وقتی که در آستانه‌ی تسلیمی و چاره نداری

85
00:05:55,563 --> 00:05:58,107
من اونجام تا دستتو بگیرم

86
00:05:59,025 --> 00:06:04,530
تک تکِ احساساتمون به ما چسبیدن و ول نمی‌کنن

87
00:06:04,530 --> 00:06:08,034
به هر قیمتی می‌خوام کنارت باشم، حتی اگه بیهوده باشم

88
00:06:08,034 --> 00:06:10,036
به این می‌گن قهرمان

89
00:06:10,036 --> 00:06:15,041
تک تک دعاهامون، دونه دونه همین‌جا معلقن و گم نمیشن

90
00:06:15,041 --> 00:06:18,920
برای همین هرچقدر بخورم زمین، دوباره پا میشم

91
00:06:18,920 --> 00:06:21,047
بذار قدرت زندگی شعله بکشه

92
00:06:21,047 --> 00:06:25,301
با فریاد، یه روح داره پاسخ احساساتتو می‌ده

93
00:06:25,301 --> 00:06:29,263
دیگه تردید بسه، باید بریم سمت جایگاه حقیقی

94
00:06:29,263 --> 00:06:31,015
یالا، راه بیفت

95
00:06:44,570 --> 00:06:46,280
‫آب باید 42 درجه باشه!

96
00:06:46,572 --> 00:06:48,074
‫گرمش کن!

97
00:06:48,074 --> 00:06:51,577
‫با اینکه برای اولین بار عذرخواهیشو دیدم، ولی عوض نشده.
‫عوض شو دیگه!

98
00:06:53,955 --> 00:06:55,540
‫عوض شو تو رو خدا!

99
00:06:56,040 --> 00:06:58,876
‫فکر نکنین از اول‌شدن دست کشیدم.

100
00:06:58,876 --> 00:07:01,504
‫همه‌تون رقیب منین و چیزی عوض نشده!

101
00:07:01,838 --> 00:07:05,758
‫عوضی تو هم شاملشونی... دِ... ایزوکو!
باکوگو کاتسوکی
انفجار

102
00:07:07,635 --> 00:07:10,680
میدوریا  ایزوکو
وان فور آل
‫اگه نمی‌تونی...
‫همون «دکو» هم بگی خوبه، کاچّان.

103
00:07:10,805 --> 00:07:13,641
‫تو دایره‌المعارف من «نمی‌تونی» وجود نداره!

104
00:07:13,641 --> 00:07:15,977
‫خب، جاه‌طلب‌بودن، چیز خوبیه...

105
00:07:15,977 --> 00:07:17,103
مگه نه؟

106
00:07:17,103 --> 00:07:19,814
‫بیاین از این موقعیت استفاده کنیم و یکم آب به خورد باکوگو بدیم!

107
00:07:19,814 --> 00:07:21,858
‫کدوم موقعیت، عوضی؟!

108
00:07:23,359 --> 00:07:24,735
اوراراکا-سان کجاست؟

109
00:07:24,944 --> 00:07:28,823
اوراراکا  اوچاکو
گرانش صفر
‫انگار بعد از اینکه نگرانیاش تموم شد، وا رفت.

110
00:07:28,823 --> 00:07:30,575
‫بقیه‌ی دخترا هم همینطور.

111
00:07:30,575 --> 00:07:31,742
‫که این‌طور.

112
00:07:34,454 --> 00:07:36,539
‫بچه‌ها... ممنون.

113
00:07:36,956 --> 00:07:39,292
‫درضمن... ببخشید که اذیتتون کردم.

114
00:07:39,417 --> 00:07:43,504
‫درسته! وان‌فورآلو می‌گی، نه؟
‫باید بهمون می‌گفتی.

115
00:07:43,796 --> 00:07:47,592
‫البته به لطف نامه‌ی تو، دیگه قرار
‫نیست چیزی منو سورپرایز کنه.
یائویوروزو   مومو
آفرینش

116
00:07:49,051 --> 00:07:52,013
‫ای کاش به هاکس گفته بودی که گوشیشو جواب بده.

117
00:07:52,221 --> 00:07:53,306
‫شرمنده.

118
00:07:53,306 --> 00:07:58,478
‫ولی خودمونیم، از بی‌کوسه‌بودن تا داشتن قوی‌ترین کوسه...
‫باید سخت بوده باشه.

119
00:07:58,478 --> 00:08:00,271
‫هرکی بود، چپ و راست دست و بالش می‌شکست.

120
00:08:00,271 --> 00:08:02,773
‫آخه این‌همه قدرت یهویی، ستمه.

121
00:08:03,024 --> 00:08:05,818
وان‌فورآل... چه حسی داره؟

122
00:08:05,818 --> 00:08:07,987
‫خب... خوبه، بد نیست...

123
00:08:08,237 --> 00:08:12,158
‫میدوریا از همه بیشتر خوابش میاد.
تودوروکی شوتو
نیمه‌یخ و آتش
‫بذارین بخوابه.

124
00:08:12,158 --> 00:08:13,993
برای چی برداشتین آوردینش؟

125
00:08:14,202 --> 00:08:17,747
همیشه با این ژست وارد یه اتاق می‌شی؟

126
00:08:18,122 --> 00:08:19,373
چطورم؟ چند امتیاز؟

127
00:08:19,373 --> 00:08:20,917
‫صفر از 10.

128
00:08:20,917 --> 00:08:22,502
حالت خوبه؟

129
00:08:22,502 --> 00:08:23,961
‫خوبم...

130
00:08:23,961 --> 00:08:26,214
‫بعدشم، نمی‌تونم الان بخوابم.

131
00:08:26,214 --> 00:08:28,633
چرا؟

132
00:08:28,633 --> 00:08:30,426
‫خیلی با آلمایت بدرفتاری کردم.

133
00:08:31,761 --> 00:08:33,846
‫هنوز معذرت‌خواهی نکردم.

134
00:08:34,555 --> 00:08:39,393
‫فکر کردم باید این‌کارو بکنم، ولی نتونستم تماس بگیرم.

135
00:08:42,146 --> 00:08:44,524
‫از کی تا حالا اینجاست؟!

136
00:08:44,899 --> 00:08:49,529
‫منم عذر می‌خوام، برای اینکه کمکی از دستم برنمیاد، میدوریای جوان!

137
00:08:49,695 --> 00:08:53,074
‫این درست نیست!
‫شما خیلی به من کمک کردی!

138
00:08:53,324 --> 00:08:57,245
‫اگه می‌خوای عذرخواهی کنی، از ما هم عذرخواهی کن، آلمایت!

139
00:08:57,245 --> 00:08:58,955
‫چرا بی‌خبر می‌ذاری می‌ری؟!

140
00:09:01,791 --> 00:09:03,584
‫ روز نبرد پایانی...

141
00:09:03,584 --> 00:09:05,670
‫احتمالاً به زودی سر می‌رسه.

142
00:09:06,295 --> 00:09:09,757
‫ببخشید که نگرانتون کردم.

143
00:09:09,757 --> 00:09:16,055
‫من تصمیمو گرفته بودم که دیگه یه قهرمان فعال نباشم.

144
00:09:17,348 --> 00:09:19,517
‫استین...

145
00:09:19,517 --> 00:09:23,229
‫حتی اگه قرار باشه رو زمین بخزم به جنگیدن ادامه می‌دم.

146
00:09:23,229 --> 00:09:29,026
‫می‌خوام شعله‌هایی که تو وجود شما جوانان زبونه می‌کشه رو ببینم.

147
00:09:29,485 --> 00:09:32,863
‫نمی‌خوام وارد جزئیات شم، ولی یه سری اطلاعات به دست آوردیم.

148
00:09:32,863 --> 00:09:34,865
‫به زودی یه سری جواب به دستمون می‌رسه.

149
00:09:35,324 --> 00:09:38,703
‫به تمام افراد نیاز داریم... حتی خودم...

150
00:09:39,245 --> 00:09:43,291
‫با اینکه تو این بدن نحیف خیلی محدودیت دارم، ولی بازم...

151
00:09:43,291 --> 00:09:44,917
‫آلمایت!

152
00:09:45,126 --> 00:09:48,754
‫اون کتلتایی که بهم دادی خیلی بهم قدرت داد!

153
00:09:48,754 --> 00:09:53,801
‫مطمئنم اون‌طوری شده بودم چون
‫سعی می‌کردم از شما فاصله بگیرم...

154
00:09:53,801 --> 00:09:55,761
‫برای همین، باهم...

155
00:09:55,761 --> 00:09:57,138
‫از همه محافظت می‌کنیم!

156
00:09:59,348 --> 00:10:01,767
‫ممنون.

157
00:10:01,767 --> 00:10:04,353
‫نشون می‌دم که می‌تونم پابه‌پای این جوانان حرکت کنم.

158
00:10:06,314 --> 00:10:07,898
‫خب دیگه... من باید برم.

159
00:10:07,898 --> 00:10:10,067
به این‌زودی؟ کجا می‌ری؟

160
00:10:10,067 --> 00:10:13,779
‫پیش اندوور و اینا.
‫یه سری کار هست که باید انجام شه.

161
00:10:13,779 --> 00:10:16,449
‫لطفاً به هاکس بگو یه پیامی به من بده.

162
00:10:16,449 --> 00:10:17,241
‫باشه.

163
00:10:17,575 --> 00:10:19,201
‫بهش می‌گم حتماً.

164
00:10:20,494 --> 00:10:21,329
اعصاب نداری؟

165
00:10:21,329 --> 00:10:22,580
عصبیامی شدی؟

166
00:10:22,580 --> 00:10:24,290
‫نگرانم فقط.

167
00:10:24,290 --> 00:10:27,168
‫اندوور و اینا نمیان U.A؟

168
00:10:27,418 --> 00:10:29,879
‫بدون دلیل نمی‌تونن خودشونو نشون بدن.

169
00:10:30,546 --> 00:10:34,759
‫دیدن بابام، دابی رو تو ذهن بقیه مجسم می‌کنه.

170
00:10:35,051 --> 00:10:39,013
‫با وجود تمام این اتفاقات،
‫هنوزم پناهجوهایی که اینجان...

171
00:10:39,013 --> 00:10:42,099
‫نظرشون عوض نشده و یار ما نیستن.

172
00:10:43,768 --> 00:10:47,355
‫انگار بالاخره تونست آروم بگیره.

173
00:10:47,355 --> 00:10:50,316
‫به عنوان برادر دابی و پسر اندوور...

174
00:10:50,316 --> 00:10:54,153
‫احتمالاً مردم نسبت به منم موضع دارن.

175
00:10:54,862 --> 00:10:58,157
‫فقط به خاطر خانواده... این نامردیه...

176
00:10:58,157 --> 00:11:00,993
‫خود تو که اشتباهی نکردی.

177
00:11:01,285 --> 00:11:02,662
‫کردم.

178
00:11:02,662 --> 00:11:06,248
‫اینقدر درگیر اصل و نسبم شدم که
‫ریشه‌هامو گم کردم.

179
00:11:06,248 --> 00:11:08,334
‫ولی الان داستان فرق داره.

180
00:11:08,793 --> 00:11:10,795
‫اثبات می‌کنم که اون‌طوری نیست.

181
00:11:12,755 --> 00:11:15,466
‫پس خیال همه‌تون راحت باشه.

182
00:11:18,135 --> 00:11:19,804
‫چقدر مردی، پسر!

183
00:11:19,804 --> 00:11:22,473
‫ببین... اشکای این مردو درآوردی!

184
00:11:23,015 --> 00:11:28,688
جیرو   کیوکا
سوکت هدفون
هنوز تمام پناهجوها با ما یار نیستن، آره؟

185
00:11:28,688 --> 00:11:31,440
همینو گفت... درست شنیدم؟

186
00:11:31,440 --> 00:11:33,984
‫ها؟ چی شد، بس کن!

187
00:11:34,985 --> 00:11:36,278
‫جیرو...

188
00:11:36,737 --> 00:11:39,907
‫عجیبه که همه رو یه‌جور نگاه کنیم...

189
00:11:40,241 --> 00:11:44,745
ولی تو جشنواره‌ی مدرسه هم یه‌سریا جلوی ما راحت نبودن، درسته؟

190
00:11:46,455 --> 00:11:47,832
‫ما می‌خواستیم به اونا آرامش بدیم...

191
00:11:48,124 --> 00:11:49,709
‫می‌خواستیم بخندونیمشون.

192
00:11:50,543 --> 00:11:52,461
‫پس به کارایی که می‌تونستیم بکنیم، فکر کردیم.

193
00:11:56,090 --> 00:11:57,925
‫مثل همون موقع،

194
00:11:57,925 --> 00:12:01,554
‫بیاین برای بقیه، هرکاری از دستمون برمیاد بکنیم.

195
00:12:01,971 --> 00:12:04,014
‫ما یه بار این کارو کردیم.

196
00:12:05,808 --> 00:12:07,643
‫درسته...

197
00:12:08,102 --> 00:12:09,979
‫بیاین عقب نکشیم...

198
00:12:09,979 --> 00:12:11,939
‫بیاین اوضاعو بهتر از قبل کنیم.

199
00:12:13,149 --> 00:12:15,025
‫بیاین دست به دست هم بدیم.

200
00:12:15,609 --> 00:12:17,445
‫بیاین فراتر بریم!

201
00:12:26,871 --> 00:12:33,961
‫با مقایسه‌ی اطلاعات به‌دست‌اومده از دروغ‌سنجیِ گاراکی
‫در مورد سرعت رشد شیگاراکی و اطلاعات مرکز از نوموها،

202
00:12:34,462 --> 00:12:44,138
‫حتی با وجود اینکه پیش‌بینی مدت‌زمان
‫تکمیل اون قدرت تو موجود زنده سخت بود،
‫نتیجه گرفتیم که احتمالاً باید یه 2 ماهی
‫استراحت کنه تا تکمیل شه.

203
00:12:44,138 --> 00:12:47,391
‫جوابای گاراکی و مرکز هم همینو می‌گفتن...

204
00:12:47,391 --> 00:12:50,186
‫اقراری که از قاتلای دستگیرشده توسط دکو گرفتیم هم مؤید همینن.

205
00:12:50,978 --> 00:12:58,235
‫آل‌فوروان می‌خواد قبل از تکمیل اون بدن، وان‌فورآلو بگیره.

206
00:12:58,235 --> 00:13:00,029
‫فارغ از اینکه چه نقشه‌ای تو سرشه،

207
00:13:00,029 --> 00:13:02,531
‫اگه دو ماه فرصت از زمان حمله به تارتاروس رو در نظر می‌گرفتیم،

208
00:13:02,531 --> 00:13:07,077
‫معنیش این بود که الان فقط یه ماه برای اولین
‫اقدام علیه آل‌فوروان و شیگاراکی وقت داشتیم.

209
00:13:07,661 --> 00:13:09,371
‫این‌طوری فکر می‌کردیم.

210
00:13:10,498 --> 00:13:15,711
‫ولی الان اطلاعاتی که استین از تارتاروس به آلمایت داده رو داریم،

211
00:13:15,711 --> 00:13:19,256
‫اونا رو همراه نطق عاشقانه‌ش به آلمایت داده.

212
00:13:19,256 --> 00:13:23,886
‫استین قصد نداشته به جز آلمایت، این اطلاعاتو به کسی بده.

213
00:13:24,428 --> 00:13:28,933
‫باورم نمی‌شه اون قهرمان‌کش داره از قهرمانا حمایت می‌کنه...

214
00:13:29,683 --> 00:13:31,685
حوالی یک ماه پیش

215
00:13:31,685 --> 00:13:35,564
تارتــــاروس
زندان ویژه ضد کوسه با بالاترین درجه حفاظت

216
00:13:37,316 --> 00:13:40,110
‫زن! زن، زن، زن!

217
00:13:40,110 --> 00:13:42,279
‫باورم نمی‌شه دوباره می‌تونم زنا رو دور خودم جمعـ...

218
00:13:48,953 --> 00:13:51,121
‫چه خبره؟

219
00:13:51,121 --> 00:13:55,751
‫اگه اینجا سقوط کرده باشه، پس بیرونم باید...

220
00:13:55,751 --> 00:13:58,712
‫اطلاعات. اطلاعات می‌خوام.

221
00:14:02,299 --> 00:14:04,218
‫اینجا هیچی نیست.

222
00:14:06,470 --> 00:14:09,306
‫وقتی همه موقع مرگ تفنگاشون رو در دست داشتن،

223
00:14:09,306 --> 00:14:14,436
‫یه نفر چیزی رو نگه داشته بود که انگار بچه‌شه.

224
00:14:17,398 --> 00:14:18,816
‫چرا...

225
00:14:18,816 --> 00:14:22,778
‫... می‌خوای اینو بگیری و نه یه سلاح...؟

226
00:14:22,778 --> 00:14:24,446
‫اطلاعات می‌خوام.

227
00:14:25,489 --> 00:14:29,243
‫آکاگورو... چیزومه...

228
00:14:29,243 --> 00:14:31,871
‫تو... طرف شیگاراکی بودی...

229
00:14:32,705 --> 00:14:34,373
‫اینو بهت نمی‌دم...

230
00:14:35,374 --> 00:14:37,209
‫یعنی چیز مهمیه؟

231
00:14:44,258 --> 00:14:46,010
‫دستگاه ذخیره‌سازی...

232
00:14:47,678 --> 00:14:51,098
‫آدمکش پست...

233
00:14:51,891 --> 00:14:53,517
‫پسش بده!

234
00:14:53,517 --> 00:14:58,814
‫اون باید بره... پیش کسی عادل باشه...

235
00:14:58,814 --> 00:15:01,400
‫اوضاع خیلی درب و داغونه.

236
00:15:01,400 --> 00:15:06,280
‫نگران نباش، اعتقاد راسختو به کسی می‌رسونم که عادل باشه...

237
00:15:06,947 --> 00:15:09,533
‫آکاگورو... تو...

238
00:15:10,659 --> 00:15:14,538
‫... آدمی... یا هیولا...؟

239
00:15:14,538 --> 00:15:19,293
‫من هیولایی‌ام که... طرف یه دنیای عادلانه‌ست...

240
00:15:20,753 --> 00:15:22,379
‫من نمی‌دونم...

241
00:15:22,379 --> 00:15:27,176
‫که اون مرد گمنام با آخرین نفس‌هاش سعی می‌کرد از چی محافظت کنه،

242
00:15:27,176 --> 00:15:29,803
‫یا اینکه چقدر ارزش داره.</b>

243
00:15:29,803 --> 00:15:31,931
‫من نمی‌دونم.

244
00:15:31,931 --> 00:15:37,478
‫واسه همین اونو به تنها کسی که بهش اعتماد دارم می‌سپرم.

245
00:15:37,478 --> 00:15:42,316
‫تو باید این اعتقاد کوچیک رو که یه مرد
‫تا زمان مرگ حفظش کرد بگیری.

246
00:15:42,316 --> 00:15:58,207
‫چون تو کسی هستی که همه‌چیزو شروع کردی.
‫گشت معمول انجام شد.
‫خسته نباشید.
‫خب، تونستی با میدوریا-کون آشتی کنی؟

247
00:15:58,207 --> 00:15:59,708
‫آره.

248
00:15:59,708 --> 00:16:03,712
‫ولی مرد، یه قاتل اینجوری داره به ما کمک می‌کنه...
‫دیگه آبرو برامون نمونده.

249
00:16:04,213 --> 00:16:06,882
‫یه‌چیزی هست که آزارم می‌ده.

250
00:16:07,800 --> 00:16:11,595
‫قطع سیستم برق تارتاروس از دنیای بیرون از اونجا نامحتمله،

251
00:16:11,595 --> 00:16:14,014
‫چون کاملاً یه سیستم مستقل داره.

252
00:16:14,014 --> 00:16:18,143
‫ما نباید می‌تونستیم این داده‌ها رو ببینیم.

253
00:16:18,143 --> 00:16:21,105
‫اطلاعات، شامل دلیل خرابی سیستمه.

254
00:16:21,814 --> 00:16:26,193
‫امواج رادیویی، که شیگاراکی توی آخرین نبرد آزادانه ازش استفاده کرد،

255
00:16:26,193 --> 00:16:29,113
‫هم توی حملات خارج و هم توی حملات داخل استفاده شده.

256
00:16:29,905 --> 00:16:35,953
‫پس یعنی آل‌فوروان و آگاهی و هشیاریش
داخل‫ شیگاراکی تومورا هماهنگ شده بودن؟

257
00:16:36,286 --> 00:16:38,622
‫این آزارم می‌ده، سانسا-کون.

258
00:16:39,790 --> 00:16:44,837
‫اون افکار خودش رو از طریق آگاهیِ
‫درون کوسه‌ش به اشتراک گذاشته.

259
00:16:44,837 --> 00:16:49,883
‫منم همچین تجربه‌ای رو با وان‌فورآل داشتم.

260
00:16:50,134 --> 00:16:54,013
‫مشکل اینه که این دوطرفه نیست.

261
00:16:55,305 --> 00:16:56,473
‫یعنی چی؟

262
00:16:56,974 --> 00:17:02,271
‫افکار من با آگاهیم توی وان‌فورآل هماهنگ می‌شن،

263
00:17:02,271 --> 00:17:07,943
‫ولی من هیچوقت تجربه نکردم که برعکس کار کنه.

264
00:17:08,444 --> 00:17:10,988
‫فقط یه بار بود که متفاوت بود.

265
00:17:12,197 --> 00:17:14,074
‫وقتی مرد جوان رو لمس کردم...

266
00:17:14,074 --> 00:17:18,620
‫نه، وقتی که نزدیک شدم تا لمسش کنم،

267
00:17:18,620 --> 00:17:22,708
‫احساسات از آگاهیم به من سرازیر شد.

268
00:17:22,708 --> 00:17:28,213
‫حتی اگه آل‌فوروان نرخ همگام‌سازی
‫بالاتری نسبت به وان‌فورآل داشته باشه،

269
00:17:29,631 --> 00:17:33,761
‫آیا بدن می‌تونه تو عمق 500 متری زیر سطح دریا

270
00:17:33,761 --> 00:17:39,308
‫با افکار ملموس، به شیگاراکی روی سطح زمین برسه؟

271
00:17:39,725 --> 00:17:43,103
‫مگه این یه پدیده طبیعی نیست؟
‫مثل تله‌پاتی بین دوقلوها...

272
00:17:43,312 --> 00:17:45,314
‫ممکنه اینطور باشه،

273
00:17:46,023 --> 00:17:49,818
‫ولی این‌بار، اونا با امواج رادیویی ارتباط برقرار کردن.

274
00:17:49,985 --> 00:17:52,488
‫اگه کسی کوسه‌ی امواج رادیویی داشته باشه،

275
00:17:52,488 --> 00:17:54,698
‫اون‌وقت ممکنه که اونا هم بتونن پیام دریافت کنن.

276
00:17:55,449 --> 00:18:00,329
‫در واقع، شکل امواج رادیویی ضبط‌شده شبیه به مکالمه بود.

277
00:18:00,704 --> 00:18:02,706
‫تجزیه و تحلیلشو تموم کردیم، درسته؟

278
00:18:02,706 --> 00:18:04,583
‫درباره‌ی چی حرف می‌زدن؟

279
00:18:05,667 --> 00:18:08,921
‫ظرف 38 روز تکمیل می‌شه.

280
00:18:09,963 --> 00:18:11,423
‫ها؟

281
00:18:11,882 --> 00:18:17,888
‫حـ ــ حتی تحقیقات توی مرکز هم گفت دو ماه...

282
00:18:17,888 --> 00:18:22,142
‫اگه تحقیقات و نتایجش همه‌ش بلوف باشه

283
00:18:22,142 --> 00:18:25,979
‫و این ارتباطات که فقط بدن و آگاهی می‌تونن رمزگشایی کنن

284
00:18:25,979 --> 00:18:28,774
‫برنامه‌ی واقعی باشه...

285
00:18:31,360 --> 00:18:34,196
‫... پس حامل یعنی شیگاراکی،

286
00:18:34,196 --> 00:18:37,491
‫ظرف تقریباً سه روز آینده تکمیل می‌شه.

287
00:18:38,075 --> 00:18:41,120
‫فـ ــ فقط سه روز...؟

288
00:18:41,120 --> 00:18:44,248
‫درسته، ما به زمان نیاز داریم.

289
00:18:44,832 --> 00:18:48,168
‫به زمان نیاز داریم که بفهمیم چطوری
‫می‌تونیم جلوی لیگ اشرار قرار بگیریم.

290
00:18:49,086 --> 00:18:50,754
‫واسه همین...

291
00:18:51,296 --> 00:18:54,800
مقر سازمان ملل
‫یه درخواست مستقیم از طرف آلمایت؟

292
00:18:54,925 --> 00:18:58,303
‫ولی درخواست برای اینکه فردا اعزام بشن غیرممکنه!

293
00:18:58,303 --> 00:19:02,266
‫برای اعزام قهرمانا به خارج، کلی کاغذبازی لازمه...

294
00:19:02,266 --> 00:19:05,936
‫و قدرت قهرمان‌ها به‌طور مستقیم با قدرت داخلی رابطه داره.

295
00:19:05,936 --> 00:19:07,312
‫اگه اونا کشور رو ترک کنن،

296
00:19:07,312 --> 00:19:10,816
‫اون‌وقت بازدارنده‌های کمتری وجود داره و تعادل به‌هم می‌خوره.

297
00:19:11,024 --> 00:19:15,612
‫وقتی قهرمان‌های زیادی اعزام بشن، سندیکاهای جنایی فعال می‌شن،

298
00:19:15,612 --> 00:19:17,489
‫اما این‌دفعه با شدت بیشتر.

299
00:19:17,489 --> 00:19:19,741
‫کشورا از درون بهم می‌ریزن...

300
00:19:19,741 --> 00:19:22,286
‫انگار همه‌ی اون سندیکاها یه‌جا باهم توطئه کرده باشن.

301
00:19:22,286 --> 00:19:23,996
‫براساس اطلاعات اینترپل،

302
00:19:23,996 --> 00:19:28,500
‫آل‌فوروان در هر کشوری افراد آماده به خدمت داره.

303
00:19:28,500 --> 00:19:33,589
‫ولی این یه درخواست از هاکس، اندوور، و بالاتر از همه‌، آلمایته.

304
00:19:33,589 --> 00:19:35,591
‫نمی‌تونیم نادیده‌ش بگیریم.

305
00:19:36,133 --> 00:19:39,011
‫سلام‌مون دیگه طاقت نداره.

306
00:19:39,011 --> 00:19:41,722
‫با جوش و خروش می‌گه که آل‌فوروانو می‌گیره.

307
00:19:42,556 --> 00:19:45,142
‫بیگ‌ رد داتِ ما هم همین حسو داره،

308
00:19:46,101 --> 00:19:49,730
‫می‌گه «چرا برای کمک به دوستم کاغذبازی لازمه؟»

309
00:19:50,439 --> 00:19:52,107
‫در اون مورد...

310
00:19:53,609 --> 00:19:55,194
‫مال ما رفته...

311
00:19:56,570 --> 00:19:59,781
‫اون... دیگه نتونست دووم بیاره

312
00:19:59,781 --> 00:20:03,243
‫ پرواز کرد و همه‌چی رو پشت سر گذاشت...

313
00:20:04,953 --> 00:20:07,623
‫اگه تو دردسر افتادی سرزنشمون نکن، استار!

314
00:20:07,998 --> 00:20:10,751
‫در هرصورت باید برم.

315
00:20:10,751 --> 00:20:13,170
‫دیر و زود داشت ولی سوخت و سوز نه.

316
00:20:13,170 --> 00:20:16,506
‫علاوه بر این، این یه درخواست مستقیم از آلمایته.

317
00:20:17,216 --> 00:20:23,430
‫استادم تو دردسره!
‫دلیلی نداره دو بار فکر کنم!

318
00:20:33,857 --> 00:20:35,984
‫بعدی...

319
00:20:35,984 --> 00:20:37,361
‫تویی.

320
00:20:41,615 --> 00:20:43,283
‫دکو-کون، صبح بخیر.

321
00:20:45,327 --> 00:20:46,703
‫اوراراکا-سان...

322
00:20:46,703 --> 00:20:49,289
‫هوی، هوی، هنوز تو خوابی، میدوریا.

323
00:20:49,581 --> 00:20:52,251
‫الان جات امنه.

324
00:20:52,251 --> 00:20:54,503
‫زود باش اون چیز سیاهو جمعش کن.

325
00:20:54,503 --> 00:20:56,463
‫اوه، بـ ــ ببخشید!

326
00:20:56,463 --> 00:20:58,715
‫نگران نباش، میدوریا-کون.

327
00:20:58,715 --> 00:21:01,426
‫از این به بعد ما باهاتیم.

328
00:21:01,426 --> 00:21:04,179
‫آره، همه باهم می‌جنگیم.

329
00:21:05,514 --> 00:21:06,765
‫هوم.

330
00:21:11,561 --> 00:21:13,897
‫نبرد نهایی نزدیکه.

331
00:21:13,897 --> 00:21:17,276
‫ولی عجیبه، نمی‌ترسم.

332
00:21:17,276 --> 00:21:20,195
‫چون همه از کلاس A با منن.

333
00:21:20,195 --> 00:21:22,739
‫چون دوستام با منن.

334
00:21:22,739 --> 00:21:25,284
‫همه‌شو باهم برمی‌گردونیم...

335
00:21:25,284 --> 00:21:28,578
‫لبخند مردم... همه‌چی.

336
00:21:32,082 --> 00:21:33,625
‫به جلو حرکت می‌کنیم.

337
00:21:37,004 --> 00:21:39,214
‫به ناامیدی غلبه می‌کنیم،

338
00:21:39,214 --> 00:21:41,049
‫و فراتر می‌ریم!
