﻿1
00:00:00,672 --> 00:00:05,418
‫بعد از دریافت درخواستِ کمک ژاپن، قهرمان
‫شماره یک آمریکا، استار اند استرایپ...

2
00:00:05,418 --> 00:00:07,056
‫یک سفرِ اضطراری به ژاپن داشت.

3
00:00:07,434 --> 00:00:11,172
‫اون خانوم به محض رسیدن، با یه حمله وحشیانه
‫و سنگین از شیگاراکی تومورا روبرو شد.

4
00:00:11,760 --> 00:00:12,180
‫استار از کوسه‌ش، نیو اوردر، که می‌تونه
‫قواعد دنیا رو تغییر بده استفاده کرد...

5
00:00:12,180 --> 00:00:13,650
‫و با اینکه تونست شیگاراکی رو به گوشه‌ی رینگ ببره،

6
00:00:13,650 --> 00:00:14,070
‫و با اینکه تونست شیگاراکی رو به گوشه‌ی رینگ ببره،

7
00:00:14,070 --> 00:00:15,792
‫در نهایت با فاصله‌ی بسیار خفیفی از اون شکست خورد.

8
00:00:16,884 --> 00:00:21,840
‫ولی متوجه شدیم که استار با آخرین بارقه‌های زندگیش،

9
00:00:21,840 --> 00:00:25,242
‫تونسته به کوسه‌های شیگاراکی آسیب مهلکی وارد کنه.

10
00:00:26,544 --> 00:00:28,266
‫ولی الان، حداقل یه هفته‌ای نمی‌تونه تکون بخوره.

11
00:00:28,770 --> 00:00:32,802
‫ولی برای اینکه بتونین از خودتون و
‫عزیزاتون محافظت کنین،

12
00:01:56,550 --> 00:02:02,220
‫طوریت نمی‌شه، فاکتورـا فقط قاطی شدن و خارج از دستور.

13
00:02:02,808 --> 00:02:06,462
‫یکم زمان که بگذره، دوباره می‌تونی از کوسه‌هات استفاده کنی.

14
00:02:07,470 --> 00:02:09,192
‫می‌کشمت...!

15
00:02:09,192 --> 00:02:10,746
‫می‌کشمت...!

16
00:02:11,208 --> 00:02:12,426
‫ازت متنفرم!

17
00:02:13,056 --> 00:02:17,214
‫تا وقتی که کسی صورت آلمایتو به یاد بیاره...

18
00:02:17,214 --> 00:02:19,692
‫این نفرت از بین نمی‌ره!

19
00:02:19,986 --> 00:02:22,884
‫هشیاری‌هامون دارن تلفیق می‌شن...

20
00:02:23,388 --> 00:02:25,152
‫حسش می‌کنم.

21
00:02:25,572 --> 00:02:27,798
‫خشم شدیدشو حس می‌کنم.

22
00:02:27,798 --> 00:02:31,746
‫منم تو این نفرت با تومورا شریکم.

23
00:02:32,502 --> 00:02:35,862
‫طوریت نمی‌شه... اصلاً عالی شد.

24
00:02:36,450 --> 00:02:38,844
‫با اینکه نیو اوردرو نگرفتیم،

25
00:02:38,844 --> 00:02:42,834
‫می‌تونیم بگیم که بلندترین سد رو از سر راهمون برداشتیم.

26
00:02:43,212 --> 00:02:44,976
‫خیلی سخت نگیر.

27
00:02:44,976 --> 00:02:48,882
‫اصلاً، چسبیدن به یه نقشه‌ که فایده نداره.

28
00:02:50,142 --> 00:02:53,670
‫ببخشید که بعد از آماده‌سازیتون اینو می‌گم، ولی...

29
00:02:53,670 --> 00:02:55,518
‫یکم بیشتر صبر کنین.

30
00:02:55,812 --> 00:02:57,660
‫نمیشه... طاقت ندارم.

31
00:02:57,660 --> 00:03:00,054
‫بابام، امروزم با انرژی تو آسمون چرخ می‌زنه.

32
00:03:00,054 --> 00:03:01,524
‫تحملشو ندارم.

33
00:03:01,818 --> 00:03:07,236
‫تویا-... تو و من از یه قماشیم،
‫ولی یه تفاوتی بینمون هست...

34
00:03:07,236 --> 00:03:07,824
ها؟

35
00:03:08,496 --> 00:03:09,714
‫خوب گوش کن...

36
00:03:10,344 --> 00:03:18,702
‫یکی مثل من برای رسیدن به یه هدف، هزارتا راه ترسیم می‌کنه.

37
00:03:19,206 --> 00:03:27,312
‫دقیق‌تر بخوام بگم، راه‌های روز مبادامو، سال‌های
‫سال، حتی دهه‌ها جلوتر ترسیم می‌کنم...

38
00:03:27,312 --> 00:03:32,604
‫و بهترین راهشون رو با دقت انتخاب می‌کنم تا به هدفم برسم.

39
00:03:32,982 --> 00:03:34,116
‫درسته...

40
00:03:34,578 --> 00:03:36,468
‫تعداد اون راها نهایت نداره.

41
00:03:37,728 --> 00:03:41,130
‫بدنِ کاملم زمان بیشتری می‌خواد...

42
00:03:41,130 --> 00:03:45,456
‫و میدوریا ایزوکو به U.A برگشته...

43
00:03:46,086 --> 00:03:49,362
‫ولی من برعکس 

44
00:03:49,362 --> 00:03:51,504
‫من دوستای زیادی دارم.

45
00:03:52,680 --> 00:03:56,670
شرور

46
00:03:59,274 --> 00:04:00,702
‫پرنده‌ها!

47
00:04:01,542 --> 00:04:03,012
‫بگیر که اومد!

48
00:04:03,012 --> 00:04:04,230
‫بلک ابیس!

49
00:04:05,574 --> 00:04:07,506
‫بیا جلو!

50
00:04:09,270 --> 00:04:11,202
‫اوکتوبلو!

51
00:04:11,202 --> 00:04:14,016
‫رقص دم چرخان!

52
00:04:16,074 --> 00:04:17,628
‫بگیر که اومدم!

53
00:04:20,274 --> 00:04:22,500
‫هورا هورا هورا هورا هورا!

54
00:04:24,768 --> 00:04:25,734
‫فلاپی!

55
00:04:26,028 --> 00:04:27,078
‫اوراویتی!

56
00:04:27,414 --> 00:04:28,422
‫متئور...

57
00:04:28,422 --> 00:04:29,556
‫فافروتسکیز!

58
00:04:32,202 --> 00:04:33,420
‫شلاق سیاه!

59
00:04:35,814 --> 00:04:36,864
‫بخورش!

60
00:04:40,182 --> 00:04:41,316
‫زدمش!

61
00:04:44,466 --> 00:04:45,978
‫بخور!

62
00:04:51,060 --> 00:04:54,966
‫عین همونی که اندوور یادم داد، «ذخیره کن و آتیش کن».

63
00:04:54,966 --> 00:04:57,108
‫فقطم یه انفجار نیست...

64
00:04:57,108 --> 00:05:00,216
‫تبدیلشون می‌کنم به قطره‌های عرق
‫کوچیک و یه‌جا منفجرشون می‌کنم.

65
00:05:00,216 --> 00:05:02,568
‫کلاستر جدید من این‌جوریه!

66
00:05:02,862 --> 00:05:06,810
‫از الان می‌خوام تمام حرکاتمو ارتقا بدم!

67
00:05:06,810 --> 00:05:09,162
‫ولی هنوز داغ‌کردن بدنم زمان‌بره.

68
00:05:09,162 --> 00:05:11,766
‫آه، برای همینه که لباس زمستونی پوشیدی؟

69
00:05:11,766 --> 00:05:15,000
‫اینقدر داغه که داره استقامتمو هدر می‌ده،
‫ولی یا باید اینو انتخاب کنم یا اون.

70
00:05:15,504 --> 00:05:20,082
‫تودوروکی-انگار با آدمی که می‌شناختم، فرق کرده.

71
00:05:20,712 --> 00:05:22,938
‫قلقش تازه داره دستم میاد...

72
00:05:23,358 --> 00:05:26,718
‫ولی حس می‌کنم میزانِ کنترلم رو سمت چپ داره
‫داره به میزان کنترلم رو سمت راست می‌رسه.

73
00:05:27,348 --> 00:05:29,910
‫باید بتونم بدنی بسازم که جلوی آتیش دابی دووم بیاره.

74
00:05:33,774 --> 00:05:36,756
‫چپ و راست، بدنِ من یکیه.

75
00:05:40,746 --> 00:05:43,728
‫آلمایت گفت که یه جنگ تمام‌عیار در پیشه، ولی می‌دونی...

76
00:05:43,728 --> 00:05:44,778
ها؟

77
00:05:44,778 --> 00:05:48,096
مگه دوتا سرکرده‌ی اشرار تو حالت ضعف نیستن؟

78
00:05:48,516 --> 00:05:52,044
گیگانتوماکیا رو هم گرفتیم و خوابوندیمش، مگه غیر از اینه؟

79
00:05:52,422 --> 00:05:55,782
‫پس اگه اون دوتا رئیسو پیدا کنیم،
‫کارمون راحت نیست؟

80
00:05:55,782 --> 00:05:57,630
‫سه تا چیزو به خاک فراموشی دادی!

81
00:05:57,630 --> 00:05:59,562
عه؟ سه تا چیزو؟

82
00:05:59,856 --> 00:06:02,712
‫اول، شماره یک... نمی‌تونیم پیداشون کنیم.

83
00:06:03,090 --> 00:06:08,760
‫تا الان، با اینکه آشیونه‌ی نومو، مخفیگاه شیگاراکی
‫و آزمایشگاه تحقیقاتیشونو پیدا کردیم،

84
00:06:08,760 --> 00:06:13,800
‫از وقتی آلمایت شکستش داده،
‫یه‌بارم آل‌فوروانو پیدا نکردیم.

85
00:06:14,136 --> 00:06:16,740
‫اون تو کل دنیا، از نظر اختفا و فرار، شماره یکه.

86
00:06:17,160 --> 00:06:22,410
شیگاراکی‌ای که سری پیش باهاش جنگیدیم، ناقص بود، درسته؟

87
00:06:22,872 --> 00:06:26,232
‫با توجه به اینکه از اون موقع چقدر آدم از دست دادیم...

88
00:06:26,232 --> 00:06:29,004
‫سخت بشه گفت که الان براشون حریف محسوب می‌شیم یا نه؟

89
00:06:29,004 --> 00:06:29,928
‫همین...

90
00:06:30,600 --> 00:06:31,902
‫و سومیش...

91
00:06:32,364 --> 00:06:35,598
‫تصمیم با اوناست که کی جنگ شروع شه.

92
00:06:36,018 --> 00:06:41,016
‫کوسه‌ای که از رگدال دزدیده شده یعنی سرچ،
‫می‌تونه دورترین کوسه‌ها رو هم پیدا کنه،

93
00:06:41,436 --> 00:06:44,418
‫حتی اگه اون کوسه تو جنگ با آمریکا از دست رفته باشه هم،

94
00:06:44,754 --> 00:06:46,854
‫گیر افتادن تو دومین اتفاق مشابه، یعنی کارمون خلاصه.

95
00:06:48,492 --> 00:06:50,466
‫برای همینم باید اول...

96
00:06:50,466 --> 00:06:54,582
‫برای اینکه شیگاراکی و اینا رو بکشونم به
‫جایی که می‌خوایم، باید عجله کنم و...

97
00:06:54,960 --> 00:06:57,354
عجله «کنیم» و... درسته؟

98
00:06:59,328 --> 00:07:01,176
‫راست می‌گه، میدوریا!

99
00:07:08,106 --> 00:07:08,862
‫آره.

100
00:07:11,256 --> 00:07:13,986
‫راستی... حالا که بحثش شد...

101
00:07:13,986 --> 00:07:15,918
اینجا ول‌گشتن، مشکلی نداره، نه؟

102
00:07:15,918 --> 00:07:19,782
‫فکر کنم اوضاع یکم بهتره...
‫البته به لطف سخنرانی اوراراکا...

103
00:07:19,782 --> 00:07:23,436
ارتباط بین رشته‌ی قهرمانی و اونایی که تخلیه شدن، هم بهتر شده، نه؟

104
00:07:24,864 --> 00:07:29,694
‫ولی آخرشم... هر چندبارم که آل‌فوروانو گوشه‌گیر کنیم...

105
00:07:30,954 --> 00:07:32,508
‫اون می‌خنده.

106
00:07:35,406 --> 00:07:37,968
‫از زمان گونگا و جاکو...

107
00:07:38,430 --> 00:07:39,900
‫انگار حالش خوب نیست.

108
00:07:40,698 --> 00:07:43,134
‫این مورد برای همه صادقه، ولی...

109
00:07:43,722 --> 00:07:45,780
‫چاره‌ای به جز انجامش نداریم.

110
00:07:45,780 --> 00:07:48,762
‫از اون مرد، دستورالعملای بیشتری گرفتیم.

111
00:07:48,762 --> 00:07:49,938
‫نگران نباش.

112
00:07:49,938 --> 00:07:53,760
‫پیاما جوری طراحی شدن که مثل پیامای معمولی به نظر بیان،

113
00:07:53,760 --> 00:07:55,566
‫تا مبادا یه‌وقت دستِ کسی بیفتن.

114
00:07:55,566 --> 00:07:58,506
‫ اینجا هم یه نقطه‌ی کور برای دوربینای
‫نظارتی محسوب می‌شه، درسته؟

115
00:07:58,926 --> 00:08:00,606
‫طوری نمی‌شه!

116
00:08:00,606 --> 00:08:03,252
‫حتی بعد از برگشتن میدوریا-...

117
00:08:03,630 --> 00:08:06,864
‫من نگران بودم، چون تو لبخند نزدی...

118
00:08:07,242 --> 00:08:11,652
‫تا زمان کامینو، همه‌چی طبق حرفای آل‌فوروان پیش رفت!

119
00:08:11,652 --> 00:08:14,592
‫اگه این‌کارو نکنی، همه‌مون کشته می‌شیم!

120
00:08:15,180 --> 00:08:16,566
‫یوگا...!

121
00:08:17,826 --> 00:08:22,194
‫درست بعد از شروع مدرسه، تو می‌تونستی
‫کارایی که می‌خوادو انجام بدی، مگه نه؟

122
00:08:22,194 --> 00:08:26,688
‫تو کمپ تمرینی هم، بدون اینکه کسی بفهمه،
‫بهمون می‌گفتی که کجایی، مگه نه؟

123
00:08:27,738 --> 00:08:30,594
‫اون اشراری که یهویی تو USJ پیداشون شد...

124
00:08:31,350 --> 00:08:33,240
‫همینطور اونایی که تو کمپ تمرینی پیداشون شد،

125
00:08:33,240 --> 00:08:36,306
‫با وجودِ تمام مخفی‌کاریا و تمهیدات سری مدرسه، اومدن...

126
00:08:37,272 --> 00:08:38,322
‫نکنه...

127
00:08:38,952 --> 00:08:43,530
‫ما که هیچ‌وقت این‌کارو به خواستِ خودمون نکردیم!

128
00:08:43,530 --> 00:08:46,134
‫ولی دیگه... خیلی دیر شده...

129
00:08:46,134 --> 00:08:47,730
‫خیلی خیلی دیر شده!

130
00:08:48,528 --> 00:08:50,418
‫مامان... بابا...

131
00:08:51,048 --> 00:08:53,568
‫ولی... من...

132
00:08:54,156 --> 00:08:56,760
‫نه... این دروغه...

133
00:08:56,760 --> 00:09:00,372
‫دروغه... آئویاما-... آئویاما-...

134
00:09:01,086 --> 00:09:06,168
‫ما فقط می‌خواستیم که تو خوشحال باشی.

135
00:09:06,546 --> 00:09:09,192
یوگا... دوست داری مثل بقیه باشی؟

136
00:09:09,192 --> 00:09:14,610
‫هوم... آخه... اگه فرق کنم، ترسناکه!

137
00:09:15,156 --> 00:09:19,692
‫تو بدون کوسه به دنیا اومده بودی،
‫پس برای اینکه جا نمونی...

138
00:09:20,238 --> 00:09:23,052
‫برای اینکه مثل بقیه بری دنبال رویاهات...

139
00:09:23,724 --> 00:09:25,908
‫همه‌ش به خاطر خودت بوده.

140
00:09:28,344 --> 00:09:30,696
‫اگه می‌دونستم اینجوری می‌شه،

141
00:09:30,696 --> 00:09:33,090
‫اون‌کارو نمی‌کردم! به هیچ‌وجه!

142
00:09:33,090 --> 00:09:35,988
‫از آل‌فوروان درخواستِ کوسه نمی‌کردم.

143
00:09:36,408 --> 00:09:38,466
‫ولی... ما دیگه...

144
00:09:39,600 --> 00:09:42,036
‫تو کارای اون دخیل شدیم...

145
00:09:42,036 --> 00:09:44,766
‫نمی‌تونیم از آل‌فوروان فرار کنیم!

146
00:09:47,034 --> 00:09:48,168
یکی نیست...؟

147
00:09:48,168 --> 00:09:49,596
‫یه معلمی... کسی...

148
00:09:50,940 --> 00:09:53,334
‫خیلی... برام سخت بود...

149
00:09:54,006 --> 00:09:57,576
‫همیشه جوری رفتار کردم که گیر نیفتم.

150
00:09:58,038 --> 00:10:00,306
‫زیر بار گناه، له می‌شدم...

151
00:10:01,566 --> 00:10:04,170
‫برای همین خودمو مجبور می‌کردم که سرسخت باشم.

152
00:10:05,556 --> 00:10:08,748
‫وقتی آل‌فوروان تو کامینو گرفتار شد...

153
00:10:09,294 --> 00:10:12,738
‫به اشتباه فکر کردم که...

154
00:10:13,704 --> 00:10:16,644
‫بالاخره می‌تونم مثل بقیه باشم!

155
00:10:16,644 --> 00:10:18,198
‫آه، یوگا!

156
00:10:18,198 --> 00:10:19,794
‫لطفاً ما رو ببخش!

157
00:10:19,794 --> 00:10:21,894
‫لطفاً حماقت پدر و مادرتو ببخش!

158
00:10:21,894 --> 00:10:25,170
‫ولی من می‌خوام از مامان و بابا هم محافظت کنم!

159
00:10:25,716 --> 00:10:27,816
‫دوست ندارم بمیرین!

160
00:10:28,446 --> 00:10:31,092
‫یوگا... لطفاً...!

161
00:10:31,092 --> 00:10:33,864
‫ما رو نجات بده!

162
00:10:33,864 --> 00:10:34,956
‫یوگا!

163
00:10:44,826 --> 00:10:49,026
‫می‌گم... از هاگاکوره-سان شنیدم...

164
00:10:49,656 --> 00:10:52,638
‫جاسوس‌مون...

165
00:10:52,638 --> 00:10:54,150
‫چی داری می‌گی؟

166
00:10:54,150 --> 00:10:56,418
‫حتماً سوءتفاهمی پیش اومده!

167
00:10:57,762 --> 00:10:59,064
‫میدوریا-...

168
00:11:00,408 --> 00:11:01,878
‫میدوریا-...

169
00:11:02,928 --> 00:11:07,338
‫اون‌موقع، فقط من نتونستم بهت چیزی بگم...

170
00:11:08,598 --> 00:11:12,504
‫با اینکه همه‌ی بچه‌ها باهات حرف زدن...

171
00:11:13,386 --> 00:11:16,620
‫وقتی همه نااُمیدانه داشتن تلاش می‌کردن بهت برسن...

172
00:11:17,502 --> 00:11:20,274
‫اون‌موقع، فقط من...

173
00:11:22,164 --> 00:11:24,600
‫آئویاما- منــــــ

174
00:11:24,600 --> 00:11:25,482
‫نکن.

175
00:11:26,280 --> 00:11:32,202
‫«قدرت من یه قدرت خاص‌ـه که از آلمایت بهم رسیده»...

176
00:11:32,790 --> 00:11:33,924
‫تو...

177
00:11:34,386 --> 00:11:37,662
‫همیشه می‌خواستم برابر بشیم...

178
00:11:38,040 --> 00:11:39,258
‫تو...

179
00:11:39,762 --> 00:11:40,350
‫من...

180
00:11:41,316 --> 00:11:47,574
‫چون فقط تو بودی که بازم ناراحت بود،
حس ‫می‌کردم یه‌چیزی اشتباهه،

181
00:11:47,574 --> 00:11:48,960
‫برای همین اومدم دنبالت.

182
00:11:51,438 --> 00:11:55,176
‫آره، فقط من بودم...

183
00:11:59,460 --> 00:12:02,064
‫توی یو.اس.جی و اردوی تمرینی...

184
00:12:02,064 --> 00:12:03,072
‫یوگا!

185
00:12:03,450 --> 00:12:05,382
‫من کشوندم‌شون سمت خودمون.

186
00:12:06,642 --> 00:12:09,414
‫میدوریا-کن، من...

187
00:12:10,422 --> 00:12:12,312
‫یه شرور رقت‌انگیزم.

188
00:12:25,500 --> 00:12:27,810
‫... تویا-، برخلاف تو...

189
00:12:27,810 --> 00:12:29,826
‫من کلی رفیق دارم.

190
00:12:29,826 --> 00:12:31,338
‫رفیق، نه؟

191
00:12:31,842 --> 00:12:35,622
‫اگه بفهمن، برامون بد نمی‌شه؟

192
00:12:35,622 --> 00:12:37,050
‫نه بابا.

193
00:12:37,596 --> 00:12:42,300
‫اگه یه فندک صد ینی خراب بشه، چیکار می‌کنی؟

194
00:12:43,182 --> 00:12:45,912
‫اگه موفق بشن که خوشحال می‌شم.

195
00:12:45,912 --> 00:12:47,256
‫ولی اگه فایده نداشت،

196
00:12:47,256 --> 00:12:49,944
‫صرفاً ناراحت می‌شم و می‌گم «عه، فایده نداشت،»

197
00:12:49,944 --> 00:12:52,884
‫و می‌رم سراغ مسیر بعدی.

198
00:12:53,556 --> 00:12:56,916
‫اونا چیزی جز یه‌مشت ابزار یه‌بار مصرف نیستن.

199
00:12:57,546 --> 00:13:02,586
‫اگه قراره باعث شن یکم خوش بگذرونم، همین کافیه.

200
00:13:02,586 --> 00:13:03,426
‫یوگا!

201
00:13:03,426 --> 00:13:04,182
‫فرار کن!

202
00:13:04,182 --> 00:13:05,022
‫صبر کنید!

203
00:13:06,744 --> 00:13:11,448
‫مامان و بابا به‌شدت بابت بی‌کوسه بودنم ناامید بودن.

204
00:13:12,246 --> 00:13:15,102
‫دوتاشون خیلی مایه‌دار بودن،

205
00:13:15,102 --> 00:13:18,210
‫و بدون هیچ حسِ نیازی بزرگ شدن.

206
00:13:18,630 --> 00:13:24,258
‫مطمئنم نسبت به خودم، بابت اینکه با بقیه
‫فرق دارم، بیشتر نگرانم بودن.

207
00:13:24,762 --> 00:13:30,768
‫برای همین احتمالاً از روی نااُمیدی دنبال شاد کردنم بودن

208
00:13:31,524 --> 00:13:36,480
‫و دنبال شایعات کسی رفتن که آزادانه
‫به بقیه کوسه می‌ده.

209
00:13:39,294 --> 00:13:43,158
‫کوسه‌ای که گرفتم مناسب بدنم نبود، برای همین سخت می‌گذشت.

210
00:13:43,200 --> 00:13:44,796
‫سورپرایز!

211
00:13:45,300 --> 00:13:50,466
‫ولی مامان و بابا کلی سختی کشیدن تا منو بزرگ کنن.

212
00:13:51,558 --> 00:13:54,120
‫چون می‌ترسیدم با بقیه فرق کنم.

213
00:13:54,792 --> 00:13:57,648
‫آرزوی من، که از خواسته‌ی وفق پیدا کردن با بقیه زاده شد،

214
00:13:58,320 --> 00:14:01,974
‫اینه که بتونم روزی کارای مامان بابام رو جبران کنم...

215
00:14:03,654 --> 00:14:06,888
‫انگار آلمایت قراره یه معلم بشه.

216
00:14:06,888 --> 00:14:09,198
‫بفرستینش یو.ای.

217
00:14:09,198 --> 00:14:10,710
‫برای بقیه...

218
00:14:11,088 --> 00:14:15,036
‫بگو کِی کسی حواسش به کلاستون نیست.

219
00:14:15,036 --> 00:14:16,884
‫تا بتونم خوشحالشون کنم...

220
00:14:17,220 --> 00:14:19,866
‫بگو اردوی تمرینی رو کجا برگزار می‌کنن.

221
00:14:19,866 --> 00:14:22,050
‫به‌خاطر همه، من...

222
00:14:22,050 --> 00:14:28,098
‫وقتی میدوریا ایزوکو به یو.ای برگشت،
‫یه‌کاری کن تنها بشه.

223
00:14:29,106 --> 00:14:33,684
‫وقتی به‌خاطر اون نامه فهمیدم تو هم بی‌کوسه بودی،

224
00:14:34,860 --> 00:14:35,532
‫من...

225
00:14:36,792 --> 00:14:38,052
‫... از همه‌چی...

226
00:14:38,052 --> 00:14:41,202
‫بس کن، آئویاما-!

227
00:14:41,958 --> 00:14:43,008
‫لیزر...

228
00:14:44,016 --> 00:14:45,654
‫وان‌فورآل...

229
00:14:45,654 --> 00:14:46,830
‫... نافی!

230
00:14:51,870 --> 00:14:56,322
‫بدن من نور رو منعکس می‌کنه.

231
00:14:58,170 --> 00:15:00,816
‫ممکن بود همه‌مون بمیریم.

232
00:15:01,866 --> 00:15:04,512
‫کل ژاپن تو دردسر افتاده.

233
00:15:06,150 --> 00:15:08,922
‫وقتی میومدی سر کلاس با خودت چه‌فکری می‌کردی؟!

234
00:15:09,300 --> 00:15:12,492
‫یا توی خوابگاه! وقتی که کنار همه‌مون داشتی زندگی می‌کردی!

235
00:15:12,492 --> 00:15:14,340
‫بگو دیگه، آئویاما!

236
00:15:14,340 --> 00:15:15,306
‫اونطوری نیست!

237
00:15:15,306 --> 00:15:16,146
‫یوگا...

238
00:15:21,522 --> 00:15:22,656
‫آئویاما-...

239
00:15:23,244 --> 00:15:30,132
‫هاگاکوره-سان کاری کرد مجبور نباشی دیگه
‫به کسی آسیب بزنی.

240
00:15:30,846 --> 00:15:33,114
‫پس، تمومش کن.

241
00:15:33,576 --> 00:15:38,406
‫دیگه کافیه...

242
00:15:45,210 --> 00:15:46,764
‫که اینطور.

243
00:15:47,100 --> 00:15:52,056
‫پس از آل‌فوروان یه کوسه گرفته و بعدش
‫تحت کنترلش بوده...؟

244
00:15:52,560 --> 00:15:55,290
‫احتمالاً ده سال پیش کوسه رو گرفته.

245
00:15:55,920 --> 00:15:57,810
‫اینکه هنوز سالمه،

246
00:15:57,810 --> 00:16:01,800
‫یعنی مثل ناگان چیزی نداره که وقتی
‫خیانت کرد، منفجر بشه.

247
00:16:01,800 --> 00:16:04,488
‫به‌طور قطعی می‌شه گفت...

248
00:16:04,824 --> 00:16:07,344
‫بین‌مون یه خائن هست، نه؟

249
00:16:07,932 --> 00:16:10,410
‫باورم نمی‌شه یه دانش‌آموز بود.

250
00:16:12,426 --> 00:16:15,996
‫ترجیحاً، می‌خوام شماها برید...

251
00:16:16,290 --> 00:16:18,264
‫نمی‌خوایم بریم.

252
00:16:18,264 --> 00:16:19,944
‫منطقی نیست.

253
00:16:20,784 --> 00:16:24,816
‫اگه هاگاکوره-سان نمی‌فهمید، می‌خواستی چیکار کنی؟

254
00:16:25,278 --> 00:16:26,664
‫آئویاما-سان...

255
00:16:26,664 --> 00:16:28,806
‫آئویاما! بگو الکیه!

256
00:16:29,100 --> 00:16:30,654
‫گولت زدن، نه؟

257
00:16:31,242 --> 00:16:33,930
‫کی فکرشو می‌کرد تو هم قبلاً بی‌کوسه بودی...

258
00:16:33,930 --> 00:16:35,946
‫عجب دنیای کوچیکیه.

259
00:16:37,122 --> 00:16:40,944
‫متاسفانه هنوز داریم سعی می‌کنیم نظم رو برقرار کنیم.

260
00:16:41,322 --> 00:16:45,270
‫هرچیزی که راجع به آل‌فوروان می‌دونین رو بگین.

261
00:16:45,942 --> 00:16:48,294
‫هیچی نمی‌دونیم.

262
00:16:48,882 --> 00:16:52,872
‫فقط وقتی بهمون دستوری داده می‌شد، انجامش می‌دادیم.

263
00:16:53,460 --> 00:16:55,476
‫اگه شکست می‌خوردیم، می‌مردیم.

264
00:16:55,476 --> 00:16:57,786
‫و اگه دروغ می‌گفتیم، باز می‌مردیم.

265
00:16:58,248 --> 00:16:59,382
‫چطوری؟

266
00:17:00,096 --> 00:17:01,944
‫بهمون نشون دادن...

267
00:17:01,944 --> 00:17:04,968
‫که چه بلایی سر کسایی اومد که اون‌کار رو کردن...

268
00:17:05,808 --> 00:17:10,512
‫اونایی که رفتن پیش پلیس... بعدش کشته شدن.

269
00:17:10,512 --> 00:17:12,150
‫راه فراری نبود.

270
00:17:12,822 --> 00:17:15,762
‫مهم نبود کجا برن، همیشه پیداشون می‌کرد.

271
00:17:15,762 --> 00:17:18,912
‫هرجور شده مرگ به سراغ‌شون می‌ره.

272
00:17:19,626 --> 00:17:23,406
‫یوگا نمی‌دونست اگه کارهایی که بهمون گفته شده
‫رو انجام بدیم چی می‌شه.

273
00:17:23,406 --> 00:17:26,850
‫فقط بهش گفتیم نذاره کسی بفهمه.

274
00:17:27,312 --> 00:17:29,412
‫مقصر ماییم.

275
00:17:29,916 --> 00:17:32,352
‫وقتی میومدی سر کلاس با خودت چه‌فکری می‌کردی؟!

276
00:17:34,158 --> 00:17:38,316
‫با وجود تمام کسایی که ممکن بود بکشم...

277
00:17:39,366 --> 00:17:42,516
‫یه‌جوری کنارتون می‌خندیدم انگار دوستیم.

278
00:17:43,440 --> 00:17:45,582
‫نمی‌تونستم کاریش کنم.

279
00:17:46,338 --> 00:17:48,438
‫وقتی فهمیدم اونم قبلاً مثل من بی‌کوسه بوده،

280
00:17:48,438 --> 00:17:52,092
‫ولی بار جنگیدن با آل‌فوروان رو به دوش می‌کشه،

281
00:17:53,352 --> 00:17:56,250
‫از بدبختی خودم نااُمید شدم.

282
00:17:56,796 --> 00:17:59,022
‫از خودم نااُمید شدم،

283
00:17:59,736 --> 00:18:04,020
‫چون قبل از اینکه نگرانت بشم، نااُمید شدم.

284
00:18:05,112 --> 00:18:08,052
‫از درون فاسدم...

285
00:18:08,640 --> 00:18:12,420
‫آئویاما یوگا از اول تا آخرشم یه شروری بیش نیست.

286
00:18:12,420 --> 00:18:17,964
‫پس چرا تو اردو سعی کردی کاچّان و توکویامی-
‫رو نجات بدی؟!

287
00:18:20,652 --> 00:18:25,062
‫به‌خاطر دستور آل‌فور‌وان بود؟

288
00:18:25,818 --> 00:18:27,792
‫اگه همه‌ش با چیزای دردناک روبه‌رو بشی،

289
00:18:28,128 --> 00:18:29,934
‫دیگه نمی‌تونی چشمک بزنی!

290
00:18:29,934 --> 00:18:31,656
‫اینجوری نیست، نه؟

291
00:18:32,790 --> 00:18:38,712
‫اون یه درخواست کمک از طرفت بود
‫و من متوجه‌ش نشدم...

292
00:18:39,468 --> 00:18:40,602
‫چون...

293
00:18:41,904 --> 00:18:45,138
‫اینکه الان داری بدون اهمیت دادن به چیزی گریه می‌کنی

294
00:18:45,138 --> 00:18:49,506
‫به‌خاطر این نیست که برات مهمه نتونستی درخواست
‫آل‌فوروان رو تموم کنی، درسته؟

295
00:18:49,884 --> 00:18:53,118
‫یه قهرمان می‌شناسم که با وجود
‫اینکه آل‌فوروان داشت ازش استفاده می‌کرد

296
00:18:53,118 --> 00:18:56,436
‫مقابلش، همه‌چیزش رو نباخت!

297
00:18:57,192 --> 00:18:59,334
‫فقط روحیه‌ش نابود شده بود.

298
00:19:00,216 --> 00:19:01,896
‫میدوریای جوان...

299
00:19:01,896 --> 00:19:06,306
‫فقط چون یه گناه مرتکب شدی به این معنی
‫نیست تا ابد یه شروری!

300
00:19:07,062 --> 00:19:10,002
‫آئویاما-، دستمو بگیر.

301
00:19:10,338 --> 00:19:11,766
‫درسته، دکو!

302
00:19:12,438 --> 00:19:16,680
‫چون هنوزم می‌تونی یه قهرمان بمونی!

303
00:19:17,436 --> 00:19:19,074
‫صبرکن، میدوریا-.

304
00:19:19,074 --> 00:19:23,148
‫سانسا، دهن آئویاما رو ببند. هنوز تحت حفاظته.

305
00:19:23,148 --> 00:19:24,408
‫نمی‌تونه دستتو بگیره.

306
00:19:24,702 --> 00:19:28,860
‫وضعیت هرچی باشه هم این حقیقت
‫که به آل‌فوروان کمک کرده عوض نمی‌شه.

307
00:19:29,238 --> 00:19:32,766
‫بعدشم، صرفاً به‌خاطر وضعیت الان می‌شه گفت
‫چیزیش نمی‌شه،

308
00:19:32,766 --> 00:19:35,664
‫با این‌حال تضمینی نیست بلایی که سر
‫ناگان اومد، سرش نیاد.

309
00:19:36,252 --> 00:19:41,334
‫تا وقتی نتایج رو از بیمارستان مرکزی نگیریم
‫نباید بذاریم بیشتر حرف بزنه.

310
00:19:45,954 --> 00:19:47,760
‫مادر و پدرش.

311
00:19:48,264 --> 00:19:52,338
‫چرا اینکه می‌خوایم به کامینو حمله کنیم رو گزارش ندادین؟

312
00:19:52,926 --> 00:19:55,698
‫ماها نمی‌تونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم.

313
00:19:55,698 --> 00:19:57,798
‫فقط وقتی خودش بخواد

314
00:19:57,798 --> 00:20:03,258
‫اطلاعات تماس بهمون می‌ده، که یه‌بار مصرف هستن.

315
00:20:03,258 --> 00:20:06,282
‫پس اگه دستگیرم بشین نمی‌تونیم ازتون
‫استفاده کنیم و بهش برسیم، نه؟

316
00:20:06,282 --> 00:20:07,080
‫پس...

317
00:20:07,080 --> 00:20:08,004
‫سوکائوچی-سان.

318
00:20:10,020 --> 00:20:12,792
‫آل‌فوروان رو نمی‌شه پیدا کرد.

319
00:20:12,792 --> 00:20:15,690
‫اینجوری هم می‌شه به شرایط الان نگاه کرد، نه؟

320
00:20:17,622 --> 00:20:20,058
‫گیر افتادن تو دومین اتفاق مشابه، یعنی کارمون خلاصه.

321
00:20:20,058 --> 00:20:23,250
‫برای همینه که الان، یه لشگر آدمو فرستادن سراغ این مشکل.

322
00:20:25,686 --> 00:20:27,240
‫برای همین، حداقل...

323
00:20:27,702 --> 00:20:32,028
‫حداقل برای اولین حرکت، می‌تونیم کاری کنیم
‫شیگاراکی و اینا... جوری که می‌خوایم عمل کنن!

324
00:20:33,078 --> 00:20:34,002
‫فهمیدم!

325
00:20:34,296 --> 00:20:35,724
‫اگه از یه زاویه‌ی دیگه ببینیم،

326
00:20:35,724 --> 00:20:39,042
‫وضعیت الان اینه که آئویاما-سان

327
00:20:39,042 --> 00:20:42,276
‫ممکنه تنها کسی باشه که می‌تونه آل‌فوروان رو گول بزنه!

328
00:20:44,964 --> 00:20:48,114
‫آئویاما-، بازم می‌گم.

329
00:20:48,954 --> 00:20:52,860
‫هنوزم می‌تونی یه قهرمان بمونی!
