﻿1
00:00:00,924 --> 00:00:04,032
‫توی یو.اس.جی و اردوی تمرینی...

2
00:00:04,956 --> 00:00:06,888
‫من کشوندمشون سمت خودمون.

3
00:00:08,148 --> 00:00:10,962
‫میدوریا-، من...

4
00:00:12,012 --> 00:00:13,902
‫یه شرور رقت‌انگیزم.

5
00:00:14,448 --> 00:00:16,086
‫اینجوری نیست، نه؟

6
00:00:17,010 --> 00:00:20,118
‫آئویاما- دستمو بگیر.

7
00:00:21,714 --> 00:00:26,418
‫چون هنوزم می‌تونی یه قهرمان بمونی!

8
00:01:54,702 --> 00:01:58,398
‫وضعیت الان اینه که آئویاما-سان

9
00:01:58,398 --> 00:02:01,254
‫ممکنه تنها کسی باشه که می‌تونه آل‌فوروان رو گول بزنه!

10
00:02:06,630 --> 00:02:07,680
چطوری؟

11
00:02:10,578 --> 00:02:11,712
چرا؟

12
00:02:15,156 --> 00:02:17,592
چرا با من این‌کارو می‌کنن...؟

13
00:02:19,440 --> 00:02:21,456
‫با یه شرور حقیر مثل من...

14
00:02:23,010 --> 00:02:25,656
‫صبر کنین... صبر کنین ببینم، بچه‌ها!

15
00:02:25,656 --> 00:02:27,084
‫اینقدر تند نرین!

16
00:02:27,084 --> 00:02:28,806
‫جرم، جرمه!

17
00:02:28,806 --> 00:02:31,452
دوست ندارم اینو بگم ولی می‌دونین...؟

18
00:02:31,452 --> 00:02:33,594
‫شماها قربانیای اصلی این ماجرایین.

19
00:02:34,224 --> 00:02:36,618
بازم می‌تونین باورش کنین؟

20
00:02:40,188 --> 00:02:43,464
‫اون داستان... مال گذشته‌ست!

21
00:02:44,388 --> 00:02:47,328
‫ما نتونستیم احساساتشو درک کنیم...

22
00:02:47,328 --> 00:02:49,470
‫پس بخشی از تقصیر به گردن خودمونه!

23
00:02:49,890 --> 00:02:54,300
‫برای همین، می‌خوایم دست همکلاسی‌ای که الان از
‫نااُمیدی داره گریه می‌کنه رو

24
00:02:55,182 --> 00:02:57,240
‫به‌عنوان دوستش بگیریم!

25
00:02:57,828 --> 00:02:59,844
‫باید کاری کنیم که اونم دستمونو بگیره!

26
00:03:00,264 --> 00:03:03,624
‫برای ما... این تنها راه ممکنه...

27
00:03:04,464 --> 00:03:08,706
‫تا بتونیم مساوی باشیم... تا بتونیم بی‌حساب باشیم!

28
00:03:09,630 --> 00:03:12,864
من تو کمپ تمرینی آسفالت شدم، حالیته؟

29
00:03:12,864 --> 00:03:15,720
‫پنج تا انفجار هوییتزر طلبت، فهمیدی؟!

30
00:03:15,720 --> 00:03:17,988
‫به نظرم زیادی بُریدی، تمومش کن!

31
00:03:18,198 --> 00:03:20,088
‫ولی الان اوضاع فرق می‌کنه!

32
00:03:20,088 --> 00:03:22,734
‫تو به بابا و مامانت گفتی که دیگه نمی‌خوای اون کارو بکنی!

33
00:03:22,776 --> 00:03:24,624
مگه کسی در مورد بی‌کوسه بودن حرف بدی زد؟

34
00:03:25,128 --> 00:03:27,816
‫مگه کسی از آدمی که اشکشو نگه داشته
‫بود و مخفی‌کاری می‌کرد، متنفر شد؟

35
00:03:28,614 --> 00:03:31,050
اون موقع... مگه همه اینو نگفتن...؟

36
00:03:31,344 --> 00:03:33,318
‫مگه نگفتیم بذار تو این مسئولیت سهیم شیم؟!

37
00:03:33,318 --> 00:03:35,166
‫مگه نگفتیم که تنها ولت نمی‌کنیم؟!

38
00:03:35,628 --> 00:03:39,156
‫اون دخالت نابجا، جوهره‌ی قهرمانیه!

39
00:03:39,156 --> 00:03:42,012
‫آئویاما! هنوز تموم نشده!

40
00:03:42,012 --> 00:03:44,700
‫بیا باهم ردش کنیم! همه‌مون!

41
00:03:44,700 --> 00:03:49,026
‫آئویاما!

42
00:03:49,026 --> 00:03:50,664
‫صبر کنین ببینم!

43
00:03:50,664 --> 00:03:52,974
‫ببخشید که حرفتونو قطع می‌کنم...

44
00:03:52,974 --> 00:03:56,670
‫ولی اول، باید از خانواده آئویاما بخوایم که تو تحقیقات کمکمون کنن.

45
00:03:57,090 --> 00:03:59,862
‫نمی‌شه به آل‌فوروان دروغ گفت.

46
00:03:59,862 --> 00:04:03,180
‫شنیدین که چی گفتن... اگه دروغ بگن، مجازات می‌شن.

47
00:04:03,474 --> 00:04:06,330
‫احساستونو خوب درک می‌کنم...
‫ولی باید خونسرد باشیم و...

48
00:04:06,876 --> 00:04:08,094
‫میدوریا...

49
00:04:09,102 --> 00:04:11,874
گفتی آل‌فوروانو به جایی می‌کشونی که ما می‌خوایم، درسته؟

50
00:04:12,966 --> 00:04:15,444
برای اون کار، نقشه‌ای به ذهنت رسیده؟

51
00:04:15,780 --> 00:04:18,174
‫نه، خب...

52
00:04:18,174 --> 00:04:20,484
‫حدس می‌زدم... ای بابا.

53
00:04:21,198 --> 00:04:22,500
‫سوکائوچی-سان...

54
00:04:22,500 --> 00:04:25,902
‫به عنوان معلمشون، مسئولیت بو نبردن از ماجرا رو می‌پذیرم.

55
00:04:25,902 --> 00:04:29,220
‫اگرچه... حس من با حسِ اونا یکیه.

56
00:04:29,220 --> 00:04:30,396
‫آیزاوا...

57
00:04:31,026 --> 00:04:34,050
‫آئویاما، من هنوز...

58
00:04:36,192 --> 00:04:38,838
‫قصد ندارم که تو رو اخراج کنم.

59
00:04:42,156 --> 00:04:45,432
‫به عنوان معلم مسئول کلاس اِی، یه ایده به ذهنم رسیده.

60
00:04:45,768 --> 00:04:47,112
ایده...؟

61
00:04:47,658 --> 00:04:51,270
سوکائوچی-سان، می‌شه ترتیبی اتخاذ کنین که آئویاما و والدینش

62
00:04:51,270 --> 00:04:53,832
حرفایی که الان می‌خوام بزنمو نشنون؟

63
00:04:53,832 --> 00:04:55,512
‫آره، گرفتم.

64
00:05:00,258 --> 00:05:02,778
‫ایده‌ای که به ذهنم رسیده...

65
00:05:06,306 --> 00:05:07,440
‫فهمیدم.

66
00:05:07,776 --> 00:05:10,380
‫تمام موقعیت‌ها باید بازرسی بشن...

67
00:05:10,758 --> 00:05:13,026
‫ولی به نظرم این نقشه جواب می‌ده!

68
00:05:13,320 --> 00:05:16,092
‫آره، البته همه‌ش به اون بستگی داره...

69
00:05:16,470 --> 00:05:18,990
‫فقط یه هفته وقت داریم.

70
00:05:18,990 --> 00:05:20,376
‫به جای دست روی دست گذاشتن...

71
00:05:21,258 --> 00:05:23,484
ارزش امتحان‌کردنو داره، نه؟

72
00:05:23,946 --> 00:05:27,054
‫قضیه رو با مرکز در میون می‌ذارم تا روی جزئیات کار کنیم.

73
00:05:31,758 --> 00:05:36,756
‫لطفاً از طرح کردن این موضوع پیش تمام کسانی
‫که اینجا حضور نداشتن، خودداری کنین.

74
00:05:37,890 --> 00:05:39,066
‫آئویاما-!

75
00:05:56,538 --> 00:05:58,806
‫در هر صورت باید آماده شیم.

76
00:05:58,806 --> 00:05:59,856
‫آره.

77
00:06:00,192 --> 00:06:02,922
‫قبل از اون باید یه فکری به حال این لباس بکنم.

78
00:06:02,922 --> 00:06:05,190
‫تیکه پاره شده دیگه.

79
00:06:05,190 --> 00:06:06,240
‫مالِ منم همینطور.

80
00:06:06,912 --> 00:06:08,004
‫بچه‌ها...

81
00:06:09,012 --> 00:06:10,818
حتماً باید شکستشون بدیم، باشه؟

82
00:06:11,616 --> 00:06:12,708
‫آره!

83
00:06:17,076 --> 00:06:19,512
‫برای آمادگی تو نبردِ پیش رو...

84
00:06:20,520 --> 00:06:22,494
‫برای اینکه کاملاً آماده باشم...

85
00:06:23,586 --> 00:06:26,232
‫یه قطعه هست که باید بدم تعمیرش کنن!

86
00:06:29,382 --> 00:06:30,558
‫دژاوو!

87
00:06:32,448 --> 00:06:33,876
‫آخ آخ آخ آخ...

88
00:06:37,446 --> 00:06:39,546
‫احساس خطرم کار نکرد!

89
00:06:39,546 --> 00:06:41,184
‫حتماً خیلی خسته شدم!

90
00:06:41,184 --> 00:06:43,074
‫آخه چه خطری از این بهتر؟!

91
00:06:43,074 --> 00:06:45,090
‫راستی، بگذریم... هاتسومه-کون...

92
00:06:45,090 --> 00:06:49,164
‫مزاحمت شدیم که ازت بخوایم لباسامونو تعمیر کنی.

93
00:06:50,046 --> 00:06:55,422
‫خب... الان که آژانس ابزار... یا هر آژانس دیگه‌ای، از کار افتادن.

94
00:06:55,422 --> 00:06:57,354
‫برای همین مزاحم رشته‌ی پشتیبانی شدیم...

95
00:06:57,354 --> 00:06:58,278
عه؟

96
00:06:59,580 --> 00:07:01,722
نگو که هاتسومه-سان... از اتفاقات بیرون هیچ خبری نداره؟

97
00:07:02,226 --> 00:07:05,208
شما اومدین تا لباساتونو تعمیر کنین، آره؟

98
00:07:05,208 --> 00:07:06,258
‫دم در بَده.

99
00:07:13,272 --> 00:07:15,456
‫اینجا خیلی متفاوته...

100
00:07:15,876 --> 00:07:18,774
‫پروژه‌ی حیوون خونگی مدیر...
‫حفاظ یو.اِی...

101
00:07:18,774 --> 00:07:21,630
‫مسئول توسعه‌ش منم...

102
00:07:21,630 --> 00:07:23,898
‫مسئول امور اجراییش هم هستم.

103
00:07:24,276 --> 00:07:26,628
‫کل رشته‌ی پشتیبانی درگیرشن.

104
00:07:27,006 --> 00:07:28,854
که اینطور...؟

105
00:07:30,828 --> 00:07:32,760
‫مید-گانتلت...

106
00:07:32,760 --> 00:07:35,616
از آخرین فناوری فشرده‌سازی استفاده می‌کنن، آره؟

107
00:07:35,616 --> 00:07:39,060
‫یه نمونه‌ی اولیه‌ی خارجیه، برای همین زاپاس نداره.

108
00:07:39,060 --> 00:07:40,866
‫اگه ممکنه تعمیرش کنین.

109
00:07:42,420 --> 00:07:44,142
عجله هم داری؟

110
00:07:44,604 --> 00:07:45,486
‫هوم.

111
00:07:45,990 --> 00:07:48,258
‫پس نمیشه... عذر می‌خوام.

112
00:07:48,594 --> 00:07:50,484
‫هاتسومه-... زره من چی؟!

113
00:07:50,484 --> 00:07:52,164
‫بدون مشخصاتش ممکن نیست!

114
00:07:52,164 --> 00:07:53,130
‫چقدر رک!

115
00:07:53,466 --> 00:07:55,776
‫نگران نباشین... ما ردیفشون می‌کنیم.

116
00:07:55,776 --> 00:07:57,372
‫همکلاسیِ هاتسومه‌ایم!

117
00:07:57,372 --> 00:07:59,808
‫خیلی ازتون ممنونیم! شرمنده می‌کنین!

118
00:07:59,808 --> 00:08:01,320
‫بیخیال، بیخیال!

119
00:08:01,656 --> 00:08:03,588
‫ولی، عجیب بود...

120
00:08:03,588 --> 00:08:09,006
‫فکر می‌کردم یه خوره‌ی تکنولوژی مثل
‫هاتسومه-کون، درجا به کمکمون بیاد.

121
00:08:10,014 --> 00:08:12,534
هاتسومه-سان... چی داری درست می‌کنی؟

122
00:08:15,978 --> 00:08:17,868
‫پرواز می‌کنن...؟ ای‌ول!

123
00:08:18,498 --> 00:08:23,160
‫تو پروژه‌ی حفاظ یو.ای، هاتسومه هم دخیله.

124
00:08:23,160 --> 00:08:27,234
‫برای داستان تخلیه فوری، داره روی ایده‌هایی
‫که پشت سر هم به ذهنش می‌رسه کار می‌کنه.

125
00:08:27,528 --> 00:08:29,040
‫قبلاً هم به این اشاره کردم...

126
00:08:29,040 --> 00:08:32,316
‫اما ایده‌ها و سرزندگیش، کاملاً تو یه سطحِ دیگه‌ن!

127
00:08:33,198 --> 00:08:37,944
‫اگه می‌خوای پاهاتو سرد کنی...
‫چرا رو دستات راه نمی‌ری؟

128
00:08:38,574 --> 00:08:40,590
‫حتی اگه به وضعیت 100% رسیده باشه هم...

129
00:08:40,590 --> 00:08:43,278
‫یه لحظه بعد، ممکنه بشه 90%.

130
00:08:43,572 --> 00:08:45,798
‫وقتی یه نوزاد از ذهنم تراوش می‌کنه، باید بزرگش کنم!

131
00:08:45,798 --> 00:08:47,394
‫من اینجور آدمیم!

132
00:08:47,394 --> 00:08:49,242
‫این تکیه کلام هاتسومه-سانه!

133
00:08:49,578 --> 00:08:51,048
‫که اینطور...

134
00:08:51,048 --> 00:08:53,946
‫پس برای همین بود که خیلی به اتفاقات بیرون توجه نکرده...

135
00:08:53,946 --> 00:08:56,382
‫و خودشو فقط وقف اختراعاتی کرده که عاشقشونه.

136
00:08:56,886 --> 00:09:00,036
‫واقعاً خیلی محشره این هاتسومه-سان!

137
00:09:00,036 --> 00:09:02,346
‫خیلی ساده‌ای، میدوریا-...

138
00:09:02,346 --> 00:09:04,530
‫سادگیت مثل ساختار پلی‌اتیلنه!

139
00:09:04,530 --> 00:09:06,252
‫شرمنده... نفهمیدم چی گفتی...

140
00:09:06,252 --> 00:09:10,494
‫ حداقل می‌دونم که شما قهرمانا، اون بیرون چقدر تو تنگنا قرار گرفتین!

141
00:09:11,502 --> 00:09:13,770
‫ماها مالِ نبرد نیستیم.

142
00:09:13,770 --> 00:09:17,718
‫برای همین سعی داریم کارای دیگه بکنیم...

143
00:09:17,718 --> 00:09:19,608
‫تا مطمئن شیم که بتونیم از تعداد آدم بیشتری محافظت کنیم.

144
00:09:21,036 --> 00:09:23,472
‫دیدی؟ مثل همیم!

145
00:09:24,186 --> 00:09:28,218
‫اختراع‌کردن راه و روشِ رشته‌ی پشتیبانی برای قهرمان‌بودنه!

146
00:09:30,024 --> 00:09:31,032
‫هاتسومه-سان...

147
00:09:31,956 --> 00:09:34,014
‫بازم نشد که عین اصلش در بیارم.

148
00:09:34,350 --> 00:09:36,744
‫یه مقدار ضعیف‌تر از مید-گانتلت اصلی شده...

149
00:09:36,744 --> 00:09:40,230
‫ولی با نوزادای من کارو در میاری، پس ازشون استفاده کن!

150
00:09:40,230 --> 00:09:41,868
‫دستکشم دارن؟!

151
00:09:41,868 --> 00:09:44,766
وای! نکنه همین الان با دست چپت ساختیش؟

152
00:09:45,648 --> 00:09:49,092
‫ زرهِ ایدا-کونم که... دقیقاً مثلِ اصلش نشد...

153
00:09:49,092 --> 00:09:50,226
‫ولی اگه دوست داری...

154
00:09:50,226 --> 00:09:51,990
‫خیلیم عالی! تشکر!

155
00:09:52,326 --> 00:09:54,174
‫تازه می‌خواستیم شروع کنیم...

156
00:09:54,174 --> 00:09:55,812
‫که اندازه‌هاتونو بگیریم.

157
00:09:56,736 --> 00:09:59,298
‫اینو به بچه‌های رشته‌ی قهرمانی بگین لطفاً...

158
00:10:00,474 --> 00:10:01,776
‫باید ببریم!

159
00:10:02,616 --> 00:10:03,582
‫هوم!

160
00:10:06,690 --> 00:10:08,370
‫خوبه، به موقع رسیدیم!

161
00:10:08,370 --> 00:10:10,932
‫مگه نباید صورتشون درجا درست بشه؟

162
00:10:12,234 --> 00:10:15,300
‫شنیدم تو کلای اِی چی شده.

163
00:10:15,300 --> 00:10:18,954
‫ولی وقت نداریم که دست روی دست بذاریم.

164
00:10:19,332 --> 00:10:23,238
‫ردیابی به‌موقع جبهه آزادی فراطبیعی و لیگ اشرار

165
00:10:23,238 --> 00:10:26,010
‫و نابودی‌شون تو یه حرکت، هنوزم بهترین نقشه‌ست!

166
00:10:26,766 --> 00:10:30,420
‫نمی‌تونیم از کوتاه‌ترین مسیر برای دستیابی
‫به پیروزی قاطعانه دست بکشیم!

167
00:10:30,420 --> 00:10:33,990
‫تردید و دو دل شدن دقیقاً چیزیه که دشمن می‌خواد!

168
00:10:35,082 --> 00:10:39,534
‫آئویاما... موندم، دستمون رو می‌گیره...

169
00:10:40,374 --> 00:10:41,928
‫بهش باور دارم.

170
00:10:42,726 --> 00:10:45,960
‫آئویاما-کون بدون شک برمی‌گرده پیشمون.

171
00:10:47,472 --> 00:10:49,950
‫البته امیدوارم نفرین نشه.

172
00:10:51,420 --> 00:10:53,184
‫به‌نظرم مشکلی نیست.

173
00:10:54,192 --> 00:10:55,788
‫مطمئنم که اون...

174
00:10:57,636 --> 00:11:01,458
‫بیش از هرکس دیگه‌ای می‌دونه می‌خواد چی بشه.

175
00:11:06,120 --> 00:11:08,010
‫تجهیزاتتون رو عوض کنین!

176
00:11:08,262 --> 00:11:10,740
‫میدوریا-کون، باکوگو-کون و تودوروکی-کون،

177
00:11:10,740 --> 00:11:13,806
‫حول محور این سه‌نفر تیم می‌سازیم و پخش می‌شیم!

178
00:11:18,678 --> 00:11:22,248
‫نــ ــ نه... نجیره...

179
00:11:22,248 --> 00:11:24,180
‫ممنون! ممنون!

180
00:11:24,180 --> 00:11:26,448
‫اشرار تو حومه‌ی شهر هم دارن رئیس‌بازی در میارن،

181
00:11:26,448 --> 00:11:27,708
‫برای همین با عجله اومدیم اینجا...

182
00:11:27,708 --> 00:11:30,816
‫نگران نباش، دیگه در امانین.

183
00:11:30,816 --> 00:11:32,790
‫می‌بریمتون تو دبیرستان شیکتسو.

184
00:11:32,790 --> 00:11:35,100
‫از نظر امنیتی با یو.اِی برابره!

185
00:11:35,100 --> 00:11:37,410
‫ممنون! می‌شه حداقل صورتتو ببینیم...؟

186
00:11:37,410 --> 00:11:40,476
‫نه... نمی‌شه... نکنید...

187
00:11:41,106 --> 00:11:43,878
‫درسته که می‌خوایم از پناهنده‌ها محافظت کنیم،

188
00:11:43,878 --> 00:11:46,356
‫ولی هرچقدر شهر خالی‌تر بشه،

189
00:11:46,356 --> 00:11:49,044
‫اطلاعات کم‌تری از اشرار گیرمون میاد...

190
00:11:49,464 --> 00:11:50,892
‫سخته.

191
00:11:50,976 --> 00:11:52,992
‫دیگه نمی‌تونیم حمله‌ی غافل‌گیرانه انجام بدیم.

192
00:12:00,930 --> 00:12:03,786
‫بیمارستان مرکزی...

193
00:12:03,828 --> 00:12:07,314
‫جهت محفوظ نگه داشتن هماهنگی این تسهیلات حیاتی،

194
00:12:07,650 --> 00:12:12,102
‫تعداد زیادی ایستگاه پلیس منطقه‌ی عملیاتی
خودشون‫ رو به مجاورت هم بردن.

195
00:12:12,480 --> 00:12:18,360
‫برای نقشه‌ی دوم،
‫بخش‌های مهمی که برای مبارزه‌ی قطعی دوم‌مون
‫نیازه رو خلاصه کردم.

196
00:12:18,696 --> 00:12:22,434
‫آئویامای جوان درحال‌حاضر منتظر جواب آزمایشاتشه.

197
00:12:22,896 --> 00:12:27,894
‫به‌خاطر آئویاما، الان حرکاتمون محدود شدن.

198
00:12:28,230 --> 00:12:31,296
‫هرکسی که اینجاست بنابر شواهد و کارهای مختلفش

199
00:12:31,296 --> 00:12:34,278
‫قابل‌اعتماد درنظر گرفته شده و ما هم آماده‌ی پیشروی هستیم.

200
00:12:35,034 --> 00:12:38,478
‫نیروی اصلی‌ قهرمانان‌مون که
‫ اندوور-سان و جینیست-سان رو شامل میشن،

201
00:12:38,478 --> 00:12:40,326
‫حین عملیات و منتظر دستوراتن.

202
00:12:40,620 --> 00:12:43,602
‫از اونجایی که این یه جلسه‌ی اضطراری و مخفیه،

203
00:12:43,602 --> 00:12:46,920
‫امنیت رو در اولویت گذاشتیم و می‌خوایم
‫با تعداد کم شروع کنیم.

204
00:12:48,306 --> 00:12:51,498
‫درک می‌کنم، اما...

205
00:12:51,960 --> 00:12:53,598
‫وایلد وایلد پوسیکتس!

206
00:12:53,850 --> 00:12:54,438
‫میو.

207
00:12:54,438 --> 00:12:55,404
‫میو.

208
00:12:56,454 --> 00:13:00,234
‫شیگاراکی و اینا دارن از کوسه‌ی سرچ من
‫برای کارهای بد استفاده می‌کنن، میو؟

209
00:13:00,234 --> 00:13:02,124
‫تمام تلاشمو می‌کنم تا کمک کنم.

210
00:13:02,124 --> 00:13:04,938
‫این «بخش‌های مهم» رو بهمون بگو.

211
00:13:10,482 --> 00:13:15,816
‫این‌ کار چیزیه که چه نقشه‌ی اول باشه چه دوم، باید انجام بشه.

212
00:13:17,832 --> 00:13:19,218
‫باید از هم جداشون کنیم.

213
00:13:20,814 --> 00:13:24,048
‫طبق داده‌های مبارزه با استار اند استرایپ.

214
00:13:24,048 --> 00:13:28,206
‫شیگاراکی تومورایِ فعلی از آل‌فوروان هم قوی‌تره.

215
00:13:29,004 --> 00:13:32,028
‫درضمن... در مورد قدرت آل‌فوروان هم...

216
00:13:32,028 --> 00:13:34,926
‫اونایی که مبارزه‌ی کامینو رو دیدن، باید بدونن که چقدر قویه.

217
00:13:35,640 --> 00:13:38,622
‫به‌اضافه‌ی ارتباط‌شون با امواج رادیویی،

218
00:13:38,622 --> 00:13:42,318
‫هوشیاری مشترک‌شون هم هست که حین
‫حمله به تارتاروس شاهدش بودیم،

219
00:13:42,318 --> 00:13:44,586
‫ولی نمی‌دونیم تا چه حد مشترکه.

220
00:13:45,468 --> 00:13:49,458
‫برای همین اگه هم‌زمان بیان بیرون، شانس
‫بردمون از بین می‌ره.

221
00:13:49,836 --> 00:13:54,204
‫پس چرا موقع مبارزه با استار اون‌کارو نکردن؟

222
00:13:54,204 --> 00:13:57,060
‫احتمالاً نمی‌خواسته اسمش صدا زده بشه.

223
00:13:57,060 --> 00:14:02,478
‫چون با قوانین نیو اوردر و گفتن «آل‌فوروان»،
‫احتمالاً کلکش کنده می‌شده.

224
00:14:03,780 --> 00:14:05,880
‫برای این مبارزه‌ی قطعی دوم

225
00:14:06,258 --> 00:14:09,954
‫باید حداقل ۱۰ کیلومتر از هم دور نگه‌شون داریم.

226
00:14:09,954 --> 00:14:13,608
‫این حداقل شرط موردنیاز برای برنده‌ شدن‌مونه.

227
00:14:13,608 --> 00:14:18,186
‫البته اونا هم جوری از مهره‌هاشون استفاده
‫می‌کنن که همچین اتفاقی نیفته.

228
00:14:18,522 --> 00:14:20,538
‫دقیقاً همینطوره، سوکائوچی-.

229
00:14:22,050 --> 00:14:25,326
‫آتش هولناکی که پشخ می‌شه و همه‌چی رو می‌سوزونه...

230
00:14:26,376 --> 00:14:30,114
‫خطری که حین اردوی تمرینی و ویلای کوهستانی
‫باهاش مواجه شدیم.

231
00:14:31,374 --> 00:14:36,078
‫همین که دابی رو بذارن توی نیروهای پیشتازشون،
‫نمی‌تونیم حرکتی بزنیم.

232
00:14:36,078 --> 00:14:40,698
‫پس، برای جدا کردن شیگاراکی و آل‌فوروان،

233
00:14:40,698 --> 00:14:42,420
‫باید دابی رو هم جدا کنیم،

234
00:14:42,420 --> 00:14:44,142
‫فقط دابی نیست.

235
00:14:44,646 --> 00:14:47,376
‫درسته. همه‌شونو!

236
00:14:51,114 --> 00:14:52,920
‫باید تمام نیروهای اصلی دشمن رو از هم جدا کنیم

237
00:14:52,920 --> 00:14:54,390
‫و تک تک‌شون رو از بین ببریم.

238
00:14:54,726 --> 00:14:58,842
‫و برای انجامش، باید دشمن رو بیرون بکشیم!

239
00:14:59,304 --> 00:15:02,664
‫زیادی خوشبینانه نیست؟

240
00:15:02,664 --> 00:15:04,428
‫اگه می‌تونستیم که انقدر سرویس نمی‌شدیم.

241
00:15:04,722 --> 00:15:10,350
‫آره. برای رسیدن به این اهداف، نیاز به یه نقشه داریم.

242
00:15:11,442 --> 00:15:12,870
‫آئویاما، نه؟

243
00:15:13,626 --> 00:15:15,600
‫هنوز وحشت‌زده‌ست...

244
00:15:16,104 --> 00:15:20,178
جوونی که بی‌کوسه به دنیا اومده و تمام
‫زندگیش مورد استفاده واقع شده...

245
00:15:20,598 --> 00:15:22,404
‫دلم براش می‌سوزه،

246
00:15:22,404 --> 00:15:25,344
‫ولی نمی‌تونیم احساسات خودمون رو نسبت
‫به دنیا تو اولویت بذاریم.

247
00:15:25,344 --> 00:15:27,654
‫این مسئله که جامعه رو ول کرده، تغییری نمی‌کنه.

248
00:15:28,158 --> 00:15:31,770
‫تو جایگاه من، نیازه که مواظب باشم.

249
00:15:32,190 --> 00:15:34,794
‫من... می‌خوام باور داشته باشم...

250
00:15:35,424 --> 00:15:37,272
‫به آئویامای جوان.

251
00:15:38,238 --> 00:15:41,430
‫درضمن... باور دارم...

252
00:15:42,354 --> 00:15:46,218
‫به معلمش... آیزاوا شوتا.

253
00:15:47,562 --> 00:15:51,426
‫نتایج آزمایش اومده، چیز غیرعادی‌ای مشاهده نشد.

254
00:15:51,426 --> 00:15:54,996
‫سیستم عصبی و امواج مغزیش هم عادی بود.

255
00:15:57,348 --> 00:16:00,582
‫پس کوسه‌ای که بهش اجازه داد
‫ لیدی ناگان رو منفجر کنه

256
00:16:00,582 --> 00:16:04,572
‫حتماً بعد از باختن به آلمایت گیرش اومده.

257
00:16:05,496 --> 00:16:11,964
‫الان که بهش فکر می‌کنم، اگه می‌تونست کاری کنه
‫که خائنین منفجر بشن،

258
00:16:11,964 --> 00:16:15,786
‫نیازی نداشت با کشتن‌شون درس عبرت بسازه

259
00:16:15,786 --> 00:16:18,852
‫یا تهدید کنه و بگه «اگه بهم دروغ بگین می‌کشمتون.»

260
00:16:19,776 --> 00:16:22,632
‫برای همین آل‌فوروان...

261
00:16:23,976 --> 00:16:28,596
‫بذر وحشت رو داخل این بچه و پدر و مادرش کاشته.

262
00:16:30,696 --> 00:16:31,830
‫ترسیدی؟

263
00:16:33,174 --> 00:16:38,340
‫تو کل زندگیت کم پیش میاد دوستایی پیدا
‫کنی که از اون حرفا بزنن.

264
00:16:39,138 --> 00:16:42,036
‫... می‌خوایم دست همکلاسی‌ای که الان از
‫نااُمیدی داره گریه می‌کنه رو

265
00:16:42,750 --> 00:16:44,892
‫به‌عنوان دوستش بگیریم!

266
00:16:46,236 --> 00:16:48,042
‫از چی می‌ترسی؟

267
00:16:48,042 --> 00:16:49,932
‫از آل‌فوروان؟

268
00:16:50,772 --> 00:16:51,612
‫بله...

269
00:16:52,620 --> 00:16:54,972
‫بعدشم... من...

270
00:16:55,644 --> 00:16:57,576
‫نمی‌تونم مثل اونا چشمک بزنم...

271
00:16:59,130 --> 00:17:00,516
‫از اونم می‌ترسم.

272
00:17:02,154 --> 00:17:05,094
‫هرچقدر بیشتر بهم باور داشته باشن،

273
00:17:06,018 --> 00:17:09,000
‫باورم نسبت به خودم کم‌تر می‌شه.

274
00:17:10,806 --> 00:17:12,780
‫حتی اگه می‌تونستم دستاشون رو بگیرم،

275
00:17:13,662 --> 00:17:16,014
‫اگه دوباره آل‌فوروان جلوم پیدا بشه...

276
00:17:16,896 --> 00:17:19,836
‫ممکنه دوباره همون کارا رو تکرار کنم.

277
00:17:20,634 --> 00:17:23,112
‫از همین... می‌ترسم...

278
00:17:24,456 --> 00:17:26,304
‫برای همین می‌خوام تسلیم بشم...

279
00:17:27,228 --> 00:17:30,672
‫می‌خوام برم جایی که هیچ نوری نیست...

280
00:17:31,344 --> 00:17:33,906
‫و منتظر مرگ بمونم...

281
00:17:35,082 --> 00:17:37,980
‫احتمالاً تخفیف دادن رو هم در نظر بگیرن.

282
00:17:37,980 --> 00:17:40,458
‫ولی... گناهت پاک نمی‌شه.

283
00:17:41,508 --> 00:17:47,514
‫آئویاما، حتی وقتی این جنگ تموم شد هم،
‫احتمالاً نتونی برگردی تو یو.اِی.

284
00:17:48,438 --> 00:17:51,714
‫اونا دوستاتن، برای همین خیلی مهربون بودن،

285
00:17:51,714 --> 00:17:53,352
‫ولی من مثل اونا نیستم.

286
00:17:53,352 --> 00:17:55,116
‫صادقانه می‌گم.

287
00:17:55,788 --> 00:17:58,014
‫وحشتی که داخلش کاشته شده رو...

288
00:17:58,014 --> 00:18:00,030
‫حتی اگه شده، به‌زور می‌کشم بیرون.

289
00:18:00,954 --> 00:18:02,508
‫مبارزه کن.

290
00:18:02,508 --> 00:18:05,532
‫الان فقط می‌تونی مبارزه کنی...

291
00:18:05,910 --> 00:18:07,422
‫می‌دونم.

292
00:18:07,422 --> 00:18:09,858
‫می‌دونم باید ببریم.

293
00:18:10,236 --> 00:18:13,512
‫باید تبدیل به مهره‌ای بشم که کمک می‌کنه
‫برنده بشیم... اینطوری برابر می‌شیم...

294
00:18:13,512 --> 00:18:15,654
‫می‌دونم، ولی...

295
00:18:15,654 --> 00:18:16,788
‫در واقع درسته...

296
00:18:18,048 --> 00:18:24,432
‫و شاید اگه ازت استفاده کنیم، فرقی با
‫آل‌فوروان نداشته باشیم.

297
00:18:25,314 --> 00:18:29,388
‫ولی نمی‌ذارم همینجوری درحالی که به‌خاطر
‫گناهانت داری عذاب می‌کشی،

298
00:18:29,388 --> 00:18:32,832
‫تسلیم بشی و بمیری.

299
00:18:34,512 --> 00:18:36,696
‫نه تا وقتی که من معلم رشته‌ی قهرمانیتم،

300
00:18:37,158 --> 00:18:39,300
‫و تو دانش‌آموز منی.

301
00:18:40,392 --> 00:18:41,694
‫من هنوز...

302
00:18:42,282 --> 00:18:44,802
‫نمی‌خوام اخراجت کنم.

303
00:18:46,272 --> 00:18:51,858
‫قرار نیست به دانش‌آموزا یاد بدم جوری
‫زندگی کنن که همیشه مدیون بقیه باشن.

304
00:18:52,404 --> 00:18:54,546
‫حتی اگه بیچاره و بدبختی،

305
00:18:54,546 --> 00:18:58,578
‫برو کنار دوستات که دستتو گرفتن، قدم بردار.

306
00:19:00,384 --> 00:19:01,854
‫ما ازت محافظت می‌کنیم.

307
00:19:02,652 --> 00:19:03,996
‫بهت قول می‌دم،

308
00:19:05,088 --> 00:19:08,868
‫اگه باهاشون باشی، چیزیت نمی‌شه.

309
00:19:13,614 --> 00:19:18,654
‫ولی، یه مجرم تنها مثل من می‌تونه چیکار کنه؟

310
00:19:19,872 --> 00:19:22,140
‫ممکن نیست نترسیده باشه.

311
00:19:22,140 --> 00:19:23,652
‫هرکسی باشه می‌ترسه.

312
00:19:24,492 --> 00:19:25,458
‫برای همین...

313
00:19:26,592 --> 00:19:29,532
‫قرار نیست تنها باشی.

314
00:19:31,044 --> 00:19:32,682
‫این مسیر...

315
00:19:33,102 --> 00:19:35,076
‫... مسیریه که همه با هم ازش رد می‌شیم.

316
00:19:35,160 --> 00:19:39,192
داستان قهرمان‌شدن همگی ما
