﻿1
00:00:00,252 --> 00:00:04,914
‫اداره پلیس

2
00:00:11,466 --> 00:00:14,490
دیگه باید شروع شده باشه... نه؟

3
00:00:15,834 --> 00:00:17,262
‫حرف نزن.

4
00:00:17,262 --> 00:00:19,572
‫نگهبانای کمتری این اطراف موندن.

5
00:00:19,572 --> 00:00:21,756
به نظر خودت تابلو نیست؟

6
00:00:23,814 --> 00:00:28,476
‫به خاطر همین امروز بود
‫ که اون همه امید داشتم...

7
00:00:31,752 --> 00:00:35,490
‫... برای تولد بذرهای شکاف‌دار.

8
00:00:35,490 --> 00:00:39,732
‫بذرهای سرخورده‌ای که ارزش حامل‌بودن رو دارن...

9
00:00:55,062 --> 00:00:58,296
هی، بخند و نگاه کن

10
00:00:58,548 --> 00:01:01,488
رنگ امید در اون روزها

11
00:01:01,824 --> 00:01:07,536
رنگین کمونیه که قبل از انفجار ظاهر می‌شه

12
00:01:11,316 --> 00:01:14,802
نفس حبس می‌شه، خفه می‌شه و رها نمی‌شه

13
00:01:14,802 --> 00:01:18,288
اون، وقتی می‌افته، فقط یه کروکی می‌مونه و محو می‌شه

14
00:01:18,288 --> 00:01:21,732
آسمون و منو شفاف می‌کنه با نورش

15
00:01:21,732 --> 00:01:25,092
تو پرواز آشفته‌ش، چه رنگی به خودش می‌گیره؟

16
00:02:20,532 --> 00:02:23,052
‫شعله‌ها خاموش نمی‌شن.

17
00:02:26,328 --> 00:02:30,192
‫بابا! تو تعطیلی بعدیت بیا بریم قله‌ی سکوتو!

18
00:02:30,192 --> 00:02:33,174
‫خیلی جای خفنیه! حتماً بیایا!

19
00:02:33,174 --> 00:02:35,904
‫شاید بتونم به سطح شوتو برسم!

20
00:02:35,904 --> 00:02:38,256
‫تازه شاید به آلمایتم نبازم، می‌دونی؟

21
00:02:39,516 --> 00:02:43,926
‫بیرون نیاین، اشکای لعنتی!
‫من نمی‌خوام گریه کنم، لعنتیا!

22
00:02:45,018 --> 00:02:48,798
بابا... چرا نیومدی پس؟

23
00:02:48,798 --> 00:02:50,058
‫بابا...

24
00:02:51,108 --> 00:02:53,964
‫داغه! خاموش نمی‌شه!

25
00:02:53,964 --> 00:02:56,064
‫شعله‌ها!

26
00:03:00,684 --> 00:03:03,540
‫داغه! داغه!

27
00:03:03,834 --> 00:03:05,010
‫نمی‌خوام...

28
00:03:05,010 --> 00:03:07,110
‫نمی‌خوام بمیرم!

29
00:03:07,698 --> 00:03:09,336
‫من که هنوز...

30
00:03:09,882 --> 00:03:12,612
‫من که... هنوز...

31
00:03:13,410 --> 00:03:15,174
‫هیچی بهش نشون ندادم!

32
00:03:24,078 --> 00:03:30,000
‫اونم یه بچه بود که با شکاف زاده شده بود.

33
00:03:31,344 --> 00:03:32,394
‫نه...

34
00:03:33,192 --> 00:03:37,644
‫یه شکاف نبود... اون از همون اولش...

35
00:03:39,870 --> 00:03:41,718
‫کلاً...

36
00:03:43,146 --> 00:03:47,136
دو حریق ناگهانی

37
00:03:58,854 --> 00:04:00,408
اینجا کجاست؟

38
00:04:01,878 --> 00:04:03,978
‫خوابالو، زود باش پاشو!

39
00:04:04,398 --> 00:04:07,506
من... زنده‌م...؟

40
00:04:07,506 --> 00:04:08,976
چرا؟

41
00:04:12,462 --> 00:04:14,730
‫اوه! خوابالو بیدار شد!

42
00:04:15,486 --> 00:04:18,930
‫سنسه! خوابالو بیدار شده! سنسه!

43
00:04:18,930 --> 00:04:20,862
اینجا... کجاست؟

44
00:04:21,240 --> 00:04:23,760
این... صدای منه؟

45
00:04:23,760 --> 00:04:25,482
‫اینجا خونه‌ی ماست!

46
00:04:25,818 --> 00:04:28,212
‫چقدر خوابیدی... بذار ببینم...

47
00:04:28,212 --> 00:04:31,362
‫سه سال؟! سه سال تموم خوابیده بودیا!

48
00:04:31,362 --> 00:04:35,646
‫منم تازه رسیدم، خیلی نمی‌دونم...
‫ولی سنسه اینو گفته بهمون!

49
00:04:36,108 --> 00:04:41,904
سه سال؟ چرا؟ چه اتفاقی افتاده؟! چی شده؟

50
00:04:41,904 --> 00:04:45,012
‫من تو سکوتو سوختم... بعدش...

51
00:04:45,012 --> 00:04:46,062
‫بعدش...

52
00:04:47,826 --> 00:04:48,960
‫باید برم خونه!

53
00:04:49,632 --> 00:04:51,270
‫نمی‌شه بری!

54
00:04:51,606 --> 00:04:52,656
‫چرا؟!

55
00:04:52,656 --> 00:04:55,596
‫تو دیگه قراره با بقیه، اینجا زندگی کنی!

56
00:04:55,596 --> 00:04:58,116
‫خانواده‌ی جدیدت همینان!

57
00:04:58,116 --> 00:05:00,342
‫مطمئنم خیلی زود عادت می‌کنی!

58
00:05:00,342 --> 00:05:02,736
‫وایسا ببینم! باید برم خونه!

59
00:05:03,366 --> 00:05:04,332
‫بابام...

60
00:05:06,054 --> 00:05:09,456
‫احتمالاً فقط کار داشته و نتونسته بیاد اونجا!

61
00:05:09,456 --> 00:05:11,640
‫مطمئنم... اون نگرانمه!

62
00:05:12,102 --> 00:05:15,084
‫من کار بدی کردم... حرفای بدی زدم!

63
00:05:16,554 --> 00:05:18,570
‫باید از مامانم و اینا عذرخواهی کنم!

64
00:05:19,662 --> 00:05:23,064
‫باید به بابام بگم که چیکار می‌تونم بکنم...

65
00:05:23,610 --> 00:05:25,584
‫من... باید قهرمان...

66
00:05:25,584 --> 00:05:30,456
‫حیف شد... فکر نکنم دیگه همچین‌چیزی ممکن باشه.

67
00:05:31,044 --> 00:05:35,328
‫بدنِ سوخته‌ت برای ترمیم، کار خیلی خیلی سختی داره.

68
00:05:35,664 --> 00:05:39,570
‫قسمتای ازدست‌رفته با بافت احیاشونده پر شدن.

69
00:05:40,032 --> 00:05:44,610
‫با اون صورت، انگار یه آدم دیگه‌ای...
‫ولی بازم نجات پیدا کردی.

70
00:05:44,610 --> 00:05:47,802
‫چی داری می‌گی؟ نمی‌فهمم...

71
00:05:48,222 --> 00:05:49,608
یه آدم دیگه...؟

72
00:05:50,112 --> 00:05:53,304
‫نمی‌تونی مثل قبل از قدرتت استفاده کنی.

73
00:05:53,304 --> 00:05:55,488
‫به ارگانای داخلیت آسیب رسیده.

74
00:05:55,488 --> 00:05:58,638
‫حواست که شامل حس درد می‌شه، مختل شدن.

75
00:05:58,638 --> 00:06:00,654
‫بدنت خیلی ضعیف شده.

76
00:06:00,654 --> 00:06:03,006
‫دیگه نمی‌شه به قبل برگشت.

77
00:06:03,468 --> 00:06:07,164
‫ما هم دوست داشتیم که تو رو در سلامت کامل به دست بیاریم.

78
00:06:07,164 --> 00:06:11,868
‫تمام تلاشمونو کردیم ولی...
‫متأسفانه شکست خوردیم.

79
00:06:19,344 --> 00:06:22,578
‫دردناکه، نه؟ طفلک بیچاره...

80
00:06:22,578 --> 00:06:27,912
‫ولی شاید ما بتونیم شعله‌هاتو به حالت عادی برگردونیم!

81
00:06:27,912 --> 00:06:29,004
نظرت چیه؟

82
00:06:29,004 --> 00:06:33,624
‫می‌خوای به خانواده‌ی ما بپیوندی
‫و همراه ما یاد بگیری؟

83
00:06:34,254 --> 00:06:35,766
‫خفه شو.

84
00:06:35,766 --> 00:06:37,026
هممم؟

85
00:06:37,656 --> 00:06:42,360
‫من... دوست ندارم از کسِ دیگه‌ای یاد بگیرم.

86
00:06:43,326 --> 00:06:45,804
‫تنها کسی که می‌تونه بهم آموزش بده...

87
00:06:46,812 --> 00:06:48,534
‫بابامه و بس!

88
00:06:48,534 --> 00:06:50,844
‫نباید از این کارا بکنی!

89
00:06:50,844 --> 00:06:51,684
‫خفه شو!

90
00:06:51,684 --> 00:06:52,860
‫ببند!

91
00:06:53,322 --> 00:06:55,086
‫ببند!

92
00:06:58,320 --> 00:07:01,680
‫برای اینکه اونو به سمت آرمان خودمون هدایت کنیم، دیر شده بود.

93
00:07:01,680 --> 00:07:03,738
‫همون‌جوریشم خیلی آتیشی بود.

94
00:07:04,074 --> 00:07:07,392
‫حتی مردی که به همه‌چی حکم می‌روند...

95
00:07:07,392 --> 00:07:12,264
‫نمی‌تونست به وسواسی که اون بچه روی پدرش داشت، فائق بیاد.

96
00:07:12,978 --> 00:07:16,800
‫در صورتی که برای شیگاراکی تومورا اتفاقی میفتاد،

97
00:07:16,800 --> 00:07:19,446
‫یه بسترِ کاشت برای بذر نفرتِ شدید فراهم کرده بودیم.

98
00:07:19,446 --> 00:07:21,588
‫حاملایی برای ارباب اهریمن.

99
00:07:22,008 --> 00:07:25,242
‫دابی... یکی از اون زاپاسا بود.

100
00:07:25,788 --> 00:07:28,014
‫و همزمان یه شکست محسوب می‌شد.

101
00:07:28,854 --> 00:07:31,920
تا کجا... صبر کن، چی؟

102
00:07:31,920 --> 00:07:33,600
چی می‌خوای بگی؟

103
00:07:33,600 --> 00:07:37,380
یعنی تمام اینا رو آل‌فوروان برنامه‌ریزی کرده بوده؟

104
00:07:37,758 --> 00:07:40,824
‫فقط می‌خوام بگم که محتاط باشی.

105
00:07:41,370 --> 00:07:46,662
‫اون فراتر از بصیرت ما زندگی می‌کنه.

106
00:07:47,250 --> 00:07:48,804
‫باید برگردم...

107
00:07:49,392 --> 00:07:51,408
‫باید برگردم خونه...

108
00:07:52,206 --> 00:07:54,600
‫ما تنهاش گذاشتیم.

109
00:07:54,600 --> 00:07:56,028
می‌پرسی چرا؟

110
00:07:56,028 --> 00:08:03,294
‫برای اینکه قرار نبود بدن دابی بیشتر از
‫یک‌ماه بعد از بهوش‌اومدنش دووم بیاره.

111
00:08:03,294 --> 00:08:04,638
‫برای همین...

112
00:08:05,058 --> 00:08:07,494
‫فعلاً بهم بگین دابی.

113
00:08:08,124 --> 00:08:12,366
‫وقتی که دلال آوردش پیش ما، غافلگیر شدم.

114
00:08:13,584 --> 00:08:15,768
می‌پرسی، چرا برگشت؟

115
00:08:15,768 --> 00:08:17,868
می‌پرسی چرا زنده بود؟

116
00:08:17,868 --> 00:08:23,958
‫می‌خواستم انگیزه‌ی اصلی دابی رو بپرسم،
‫برای همین کاری کردم که تنها شیم.

117
00:08:24,672 --> 00:08:25,890
‫اوجیکو-سان.

118
00:08:26,688 --> 00:08:27,948
کار تو بود، نه؟

119
00:08:27,948 --> 00:08:29,418
تو منو زنده نگه داشتی؟

120
00:08:29,754 --> 00:08:33,114
‫پس فهمیدی؟ خوشحالم.

121
00:08:33,114 --> 00:08:35,718
چطوری از اون موقع به بعد، زنده موندی؟

122
00:08:36,306 --> 00:08:38,868
‫وقتی به اون جسد متحرک نگاه می‌کنم...

123
00:08:39,498 --> 00:08:44,244
‫یه سرنخایی از اینکه می‌خواین با من چیکار کنین، دستم میاد.

124
00:08:45,168 --> 00:08:46,974
‫من برگشتم، چون...

125
00:08:46,974 --> 00:08:50,166
‫اینجا بهترین مکان برای مراسم تدفینه.

126
00:08:51,048 --> 00:08:55,920
‫همون نگاه کافی بود که تا تهِ قضیه رو بخونم.

127
00:08:56,256 --> 00:08:58,188
‫بدنش داشت به سمت مرگ می‌رفت...

128
00:08:58,188 --> 00:09:03,018
‫ تا همونجا هم بدنشو فقط با شعله‌های
‫نفرت خالص سرِ هم نگه داشته بود.

129
00:09:04,614 --> 00:09:06,420
‫هی، شوتو!

130
00:09:06,420 --> 00:09:10,788
‫می‌دونی، راستش... من یه بار اومدم خونه.

131
00:09:11,544 --> 00:09:14,736
‫با اینکه فکر می‌کردم ضعیف‌تر از قبلم.

132
00:09:14,736 --> 00:09:17,676
‫حتی دلیل یا امیدی هم نداشتم.

133
00:09:18,474 --> 00:09:21,246
‫فقط می‌خواستم دوباره منو ببینه...

134
00:09:22,170 --> 00:09:26,580
‫شاید امیدوار بودم که اون چیز تغییر کرده باشه...

135
00:09:26,580 --> 00:09:28,554
‫می‌خواستم ببینم...

136
00:09:29,142 --> 00:09:31,452
‫دلیل زاده‌شدنمو...

137
00:09:33,426 --> 00:09:39,306
‫ولی صحنه‌ای که سه سال عوض نشده بود،
‫همه‌چی رو برام روشن کرد.

138
00:09:39,306 --> 00:09:43,002
‫فهمیدم که من یه شکستم و دلیلی برای زندگی ندارم.

139
00:09:43,002 --> 00:09:46,236
‫فهمیدم که اون خانواده از من عبور کرده و گذشته.

140
00:09:48,798 --> 00:09:51,234
‫وقتی از حدت فراتر بری...

141
00:09:51,234 --> 00:09:55,266
‫مثل این می‌مونه که هرچی ساختی، معکوس می‌شه.

142
00:09:56,022 --> 00:09:59,760
‫بعد از اون، فقط به شعله‌هام تمرین دادم.

143
00:10:00,264 --> 00:10:02,868
‫نمی‌خواستم تا وقتی که ضعیفم، اونو ببینم.

144
00:10:03,624 --> 00:10:05,850
‫حتی وقتی که این بدن شروع به فرسودگی و ازهم‌پاشیدن کرد...

145
00:10:05,850 --> 00:10:07,950
‫هیچ حسی نداشتم.

146
00:10:09,630 --> 00:10:12,570
‫تا می‌خواستم، می‌تونستم فیلماشو نگاه کنم.

147
00:10:14,082 --> 00:10:16,140
‫شوتو-کون... اون یارو...

148
00:10:16,560 --> 00:10:19,962
‫از اولش... توقع داشتی بمیری!

149
00:10:20,928 --> 00:10:23,280
‫هر موقع که از شهر محافظت می‌کرد،

150
00:10:23,280 --> 00:10:25,422
‫هر موقع که مشهورتر می‌شد،

151
00:10:25,884 --> 00:10:28,530
‫تپش قلبم بیشتر می‌شد.

152
00:10:29,454 --> 00:10:34,704
‫از وقتی مردم و دابی متولد شد، من...

153
00:10:36,048 --> 00:10:37,308
‫گرما...

154
00:10:37,686 --> 00:10:42,306
‫انرژی‌ایه که از جنبش تمام موجودات ناشی می‌شه.

155
00:10:42,726 --> 00:10:46,926
‫آل‌فوروان با عطشش برای زندگی ابدی...

156
00:10:46,926 --> 00:10:50,454
‫نمی‌تونست این گرما رو داشته باشه،
‫گرمایی که فقط به سمت مرگ حرکت می‌کنه.

157
00:10:50,958 --> 00:10:56,418
‫شعله‌های مرگِ یه زنجیریِ تک‌بعدی که
‫حتی پادشاه اهریمنی هم رهاش کرده بوده.

158
00:10:57,258 --> 00:11:02,088
‫هرچی که دوست داره رو... می‌سوزونم و خاکستر می‌کنم.

159
00:11:02,088 --> 00:11:05,658
‫این چیزیه که برای اثبات تولدم، نیاز دارم!

160
00:11:06,204 --> 00:11:10,488
‫نمی‌ذارم... مگه نگفتم بهت؟
‫داداش احمق!

161
00:11:21,786 --> 00:11:24,558
‫حرکت نهایی، مشت رعد آتشین!

162
00:11:25,398 --> 00:11:31,572
‫رسوندن دمات به بالاترین حد ممکن،
‫ذخیره و ‌آزاد کردنش.

163
00:11:32,286 --> 00:11:35,856
‫حرکت آتشین نهایی که اندوور در جوانی بهش رسید.

164
00:11:36,276 --> 00:11:41,568
‫وقتی که اندوور حین مامورت قدرت‌طلبی‌ـش
‫درحال استاد شدن رو این حرکت بود، متوجه محدودیتش شد.

165
00:11:41,568 --> 00:11:43,164
‫درضمن، اون آتش...

166
00:11:43,878 --> 00:11:48,918
‫سرابی به‌وجود میاره و باعث می‌شه
‫منظره‌ای که بهش چشم دوخته، تاب بخوره.

167
00:11:49,548 --> 00:11:51,480
‫اوکی اوکی.

168
00:11:51,480 --> 00:11:54,336
‫حالا که حرف زدم، روحیه‌م رو پس گرفتم!

169
00:11:54,714 --> 00:11:57,066
‫ممنون که گوش دادی!

170
00:11:57,654 --> 00:12:00,468
‫هی سریع‌تر داره داغ می‌شه!

171
00:12:00,468 --> 00:12:02,232
‫اصلاً تردید نداره!

172
00:12:02,568 --> 00:12:07,860
‫حتی اگه بابا اینجا نباشه و مجبور
‫باشم باهات بجنگم، خوب هیزمیه!

173
00:12:08,280 --> 00:12:11,262
‫خودم جلوتو می‌گیرم!

174
00:12:11,640 --> 00:12:13,698
‫اشتباه برداشت نکن.

175
00:12:13,698 --> 00:12:17,268
‫برات کلی برنامه دارم!

176
00:12:18,234 --> 00:12:22,014
‫با پس گرفتن آتیش ضعیف‌شده‌م شروع کردم.

177
00:12:22,014 --> 00:12:24,702
‫حداقل می‌دونستم چطوری قدرت
‫آتیشمو بیشتر کنم.

178
00:12:25,374 --> 00:12:27,558
‫بهم گفته بود آتیشم از مال اون قوی‌تره.

179
00:12:27,558 --> 00:12:30,204
‫و همونم بهم روحیه داد.

180
00:12:31,044 --> 00:12:34,908
‫حواس کرخت شده‌م محدودیتام رو برداشتن.

181
00:12:34,908 --> 00:12:37,722
‫با نگاه کردن یاد گرفتم چطوری‌ آتیش بزنم.

182
00:12:38,268 --> 00:12:40,200
‫مشت رعد آتشین!

183
00:12:41,964 --> 00:12:45,030
‫شوتو، از آلمایت خوشت میاد؟!

184
00:12:45,408 --> 00:12:46,500
‫داره میاد!

185
00:12:46,500 --> 00:12:48,642
‫عنکبوت جهنمی!

186
00:12:49,104 --> 00:12:50,532
‫خیلی داغه!

187
00:12:50,952 --> 00:12:52,758
‫این حرکت اندووره؟!

188
00:12:54,774 --> 00:12:57,672
‫ولی خیلی بزرگ‌تر و نامرتب‌تره!

189
00:12:58,260 --> 00:13:01,914
‫نمی‌دونم تویا-نی از چی خوشش میاد.

190
00:13:02,964 --> 00:13:04,392
‫تودوروکی-کون!

191
00:13:11,238 --> 00:13:13,128
‫شوتو-کون! آماده‌ای؟

192
00:13:13,548 --> 00:13:14,514
‫آماده‌م!

193
00:13:17,790 --> 00:13:18,588
‫سریعه!

194
00:13:18,588 --> 00:13:20,436
‫عنکبوت جهنمی حواس‌پرتی بود؟

195
00:13:20,940 --> 00:13:23,964
‫شوتو، ازت یه سوال دارم...

196
00:13:23,964 --> 00:13:26,946
تو ‫با چه قیافه‌ای...

197
00:13:29,676 --> 00:13:34,128
‫... با اون شهروندای وحشت‌زده توی
‫یو.اِی مخفی شدی؟!

198
00:13:34,128 --> 00:13:38,034
‫به‌عنوان پسر اندوور و برادر دابی!

199
00:13:38,370 --> 00:13:41,982
‫تو تجسم فلاکت متراکم شده در اندازه‌ی یه پسری!

200
00:13:42,486 --> 00:13:47,862
‫خیلی بی‌شرمانه‌ست، شوتو!

201
00:13:47,862 --> 00:13:49,038
‫شوتو-کون!

202
00:13:49,038 --> 00:13:51,264
‫از نظر قدرت آتیش، از اندوور هم قوی‌تره!

203
00:13:51,852 --> 00:13:54,330
‫ولی اگه اونجوری بخواد تکون بخوره...

204
00:13:55,086 --> 00:13:59,538
‫با اینکه تو بهترین محیط و با بدن
‫مناسب آتیش بزرگ شدی،

205
00:13:59,538 --> 00:14:01,008
‫به بقیه تکیه می‌کنی!

206
00:14:01,302 --> 00:14:03,402
‫حتی با اینکه با همه‌چی به‌دنیا اومدی،

207
00:14:03,402 --> 00:14:05,502
‫سعی نکردی به بهترین حدت برسی!

208
00:14:05,838 --> 00:14:09,786
‫اگه کسی نمی‌خواد بهت بگه، پس خودم می‌گم!

209
00:14:11,130 --> 00:14:13,524
‫تو فقط یه عروسک خام و بی‌اراده‌ای!

210
00:14:14,910 --> 00:14:17,934
‫تو زندگیت هیچی نمی‌شی!

211
00:14:18,312 --> 00:14:21,672
‫جت‌برن!

212
00:14:29,820 --> 00:14:31,374
‫آره...

213
00:14:31,374 --> 00:14:33,138
‫درست می‌گی.

214
00:14:33,768 --> 00:14:37,926
‫یه احمق بودم که... دنبال میون‌بر بودم...
‫و نمی‌تونستم تصمیمی بگیرم...

215
00:14:38,598 --> 00:14:40,530
‫من همینم.

216
00:14:43,554 --> 00:14:46,200
‫گرمام خنثی شد؟

217
00:14:46,620 --> 00:14:50,106
‫فکر می‌کردم فقط چشمت به باباست.

218
00:14:51,408 --> 00:14:55,230
‫ولی خوشحالم حواست به منم بوده.

219
00:14:56,574 --> 00:14:58,632
‫با خواسته‌ی رسیدن به بقیه،

220
00:14:59,052 --> 00:15:01,908
‫اینو حین تمرین پیدا کردم...

221
00:15:03,756 --> 00:15:05,142
‫رعد آتشین...

222
00:15:06,990 --> 00:15:09,930
‫این حرکتیه که خودم ساختم.

223
00:15:10,392 --> 00:15:12,954
‫حرکتیه که برای جلوگیری از تو ساخته شده.

224
00:15:13,920 --> 00:15:17,658
‫شوتو، مطمئنی نمی‌خوای جات رو عوض کنی؟

225
00:15:17,658 --> 00:15:19,842
‫آل‌فوروان چی؟

226
00:15:20,430 --> 00:15:22,362
‫مثلاً بین تمام قهرمانای‌ باقی‌مونده،

227
00:15:22,362 --> 00:15:25,890
‫فقط خودت می‌تونی باهاش بجنگی،

228
00:15:26,352 --> 00:15:28,746
‫و میدوریا باید جلوی شیگاراکی رو بگیره...

229
00:15:29,460 --> 00:15:32,568
‫قدرت من بهترین گزینه برای روبه‌رویی
‫با تویا-نی هستش.

230
00:15:32,568 --> 00:15:33,954
‫و اینم چیزیه که خودم می‌خوام.

231
00:15:34,668 --> 00:15:36,432
‫وظیفه‌مه.

232
00:15:37,020 --> 00:15:38,574
‫وظیفه‌ی همه‌مونه.

233
00:15:38,952 --> 00:15:41,304
‫همه‌مون باید کاری که می‌شه رو بکنیم.

234
00:15:41,934 --> 00:15:45,924
‫و با هم، جلوی تویا-نی و بقیه‌ی اشرار رو بگیریم.

235
00:15:47,982 --> 00:15:51,342
‫به‌عنوان برادر خامت اینو می‌گم...

236
00:15:51,888 --> 00:15:55,584
‫بابامون دیوونه بود! وضعیت خانواده‌مون هم داغون بود!

237
00:15:56,214 --> 00:16:00,582
‫ولی بازم، خودت تصمیم گرفتی مردم رو بسوزونی!

238
00:16:01,464 --> 00:16:04,908
‫می‌خوای با دابی بجنگی...؟

239
00:16:04,908 --> 00:16:07,848
‫بچه‌ها، نیم‌ساعت دیگه بیاین بیرونا!

240
00:16:08,184 --> 00:16:09,864
‫همینو می‌خوام.

241
00:16:09,864 --> 00:16:11,292
‫نگران نباش.

242
00:16:11,796 --> 00:16:15,450
‫البته بابام قراره سر اینکه نتونست قولشو نگه
‫داره حسابی غر بزنه.

243
00:16:16,038 --> 00:16:19,944
‫ولی اگه اینکه نمی‌تونه با دابی بجنگه بخشی ‫از مجازاتشه،

244
00:16:19,944 --> 00:16:22,338
‫هاکس و بقیه تصمیم درستی گرفتن.

245
00:16:25,404 --> 00:16:27,462
‫دابی گناه خانواده‌ی ماست.

246
00:16:28,092 --> 00:16:33,468
‫بعدشم، برای رسیدن به جایی که می‌خوام،
‫باید این‌کارو بکنم.

247
00:16:35,694 --> 00:16:39,600
‫برای همینم از این حرکت استفاده می‌کنم
‫تا از اون دیوار رد بشم.

248
00:16:40,104 --> 00:16:42,624
‫اینو می‌گفتی تقریباً بهش مسلط شدی؟

249
00:16:43,632 --> 00:16:47,748
‫با مشت رعد آتشین یکم فرق داره!

250
00:16:47,748 --> 00:16:51,108
‫راستی، چون نبودی نمی‌دونی.

251
00:16:51,108 --> 00:16:54,048
‫اینجاشو دست بزنی هم داغ نیست.

252
00:16:54,048 --> 00:16:55,980
‫ببین؟ خیلی خداستا!

253
00:16:55,980 --> 00:16:59,298
‫هرچند نگه داشتنش سخته.
‫سریع خاموش می‌شه.

254
00:16:59,298 --> 00:17:01,818
‫و بنده تو مبارزه‌ی واقعی کارم هنوزم بهتره!

255
00:17:01,818 --> 00:17:03,036
‫ هیچ پخی نیستی!

256
00:17:06,102 --> 00:17:08,118
‫جوهره‌ی رعد آتشینو گرفتم

257
00:17:08,958 --> 00:17:13,830
‫و با قرار دادن قلبم تو مرکز، قسمت راست و چپمو باهم فعال کردم.

258
00:17:14,376 --> 00:17:17,610
‫خون گرم و سرد تو بدنم جریان پیدا می‌کنه

259
00:17:17,610 --> 00:17:19,752
‫و هر دو طرفو متعادل می‌کنه.

260
00:17:22,314 --> 00:17:24,918
‫گرم و سرد باهم ترکیب می‌شن...

261
00:17:24,918 --> 00:17:28,404
‫مثل شعله‌های سردن!

262
00:17:29,496 --> 00:17:33,234
‫بابام می‌خواست با یخ دمای
‫بدنشو کم کنه.

263
00:17:33,948 --> 00:17:35,712
‫ولی من می‌خوام برعکسشو انجام بدم.

264
00:17:36,342 --> 00:17:38,820
‫این‌کارو می‌کنم تا شخصاً

265
00:17:39,450 --> 00:17:41,928
‫دلیل متولد شدنم تو این خانواده رو قبول کنم.

266
00:17:42,684 --> 00:17:45,960
‫مگه قدرت خودت نیست؟!

267
00:17:47,472 --> 00:17:50,496
‫میدوریا، قدرت خودمه.

268
00:17:51,168 --> 00:17:52,260
‫ممنونم.

269
00:17:55,158 --> 00:17:59,820
‫دیگه جون افراد بی‌گناهو نگیر!

270
00:18:01,248 --> 00:18:02,970
‫مشت رعد آتشین...

271
00:18:03,684 --> 00:18:04,776
‫فسفر!

272
00:18:08,010 --> 00:18:10,236
‫کوبش یخ‌بند...

273
00:18:10,236 --> 00:18:12,000
‫تیغه‌ی بی‌نور شعله‌ی سرد!

274
00:18:12,798 --> 00:18:16,578
‫اگه می‌خوای خشمتو خالی کنی، کلشو
‫رو ما خالی کن!

275
00:18:16,998 --> 00:18:20,778
‫شاید اونطوری یکم آروم شی!

276
00:18:24,768 --> 00:18:30,186
‫بدنی که مقابل این گرمای شدید دووم میاره
‫و می‌تونه شعله‌هام رو خنک کنه.

277
00:18:30,984 --> 00:18:34,428
‫پس بهترین فرد برای مقابله باهام تویی، نه؟

278
00:18:34,764 --> 00:18:38,460
‫و داری راجع به تصمیمات درست و غلط حرف می‌زنی...

279
00:18:38,460 --> 00:18:41,064
‫می‌دونستم!

280
00:18:41,064 --> 00:18:45,012
‫حتی با اینکه برادر و هم‌خونیم،
‫انقدر باهم فرق داریم!

281
00:18:47,826 --> 00:18:50,094
‫خاموش شد! باید دوباره شروع کنم!

282
00:18:50,472 --> 00:18:54,294
‫میله‌های تاب خورده هیچوقت نمی‌تونن
‫از یه مسیر صاف رد بشن!

283
00:18:54,294 --> 00:18:56,688
‫محدودیت جامعه‌ی ابرانسانی همینه!

284
00:18:57,150 --> 00:19:00,510
‫یعنی ما!

285
00:19:01,140 --> 00:19:03,240
‫الان دیگه تو مسیر موازی‌ایم!

286
00:19:03,618 --> 00:19:06,894
‫بسوز و بمیر! به‌خاطر ما!

287
00:19:11,346 --> 00:19:12,690
‫شوتو-کون...

288
00:19:13,278 --> 00:19:16,344
‫... خودت گفتی!

289
00:19:19,998 --> 00:19:22,812
‫این گرما حتی منو هم می‌سوزونه...

290
00:19:23,526 --> 00:19:25,038
‫ببخشید...!

291
00:19:26,046 --> 00:19:27,516
‫گفتم که...

292
00:19:28,062 --> 00:19:30,330
‫هدر دادن انرژیه...

293
00:19:31,002 --> 00:19:32,766
‫ازتون ممنونم!

294
00:19:33,648 --> 00:19:36,756
‫حتی جمله‌ای به این سادگی هم...

295
00:19:38,688 --> 00:19:41,922
‫تو این مسیر بارها باید به عقب
‫برمی‌گشتم و چیزی رو برمی‌داشتم...

296
00:19:44,148 --> 00:19:47,466
‫خون و گذشته‌ای که با طمع ساخته شده بود...

297
00:19:48,642 --> 00:19:50,868
‫اشکالی نداره تو باشی.

298
00:19:51,792 --> 00:19:54,186
‫نیازی نیست بذاری خونت به زنجیر بکشتت.

299
00:19:55,152 --> 00:19:57,000
‫اشکال نداره اگه بخوای

300
00:19:57,000 --> 00:19:58,470
‫به هر کسی که می خوای تبدیل شی.

301
00:19:59,940 --> 00:20:02,292
‫از وقتی اونو فهمیدم،

302
00:20:02,292 --> 00:20:04,896
‫به‌نظر میومد برخلاف منی که خشکم زده،

303
00:20:05,316 --> 00:20:07,920
‫همه دارن رو به جلو می‌رن.

304
00:20:10,230 --> 00:20:14,430
‫ولی همیشه همونجا بودن.

305
00:20:21,444 --> 00:20:23,922
‫همیشه بهم احساس آسودگی می‌دادن.

306
00:20:24,510 --> 00:20:27,030
‫بذارین مردم از رو حرکاتتون بفهمم
‫می‌تونین چیکار کنین.

307
00:20:27,576 --> 00:20:31,356
‫ذخیره‌ش کن و بریزش بیرون.
‫قدرتتو متراکم کن.

308
00:20:31,944 --> 00:20:33,246
‫ذخیره‌ش کن و...

309
00:20:53,028 --> 00:20:55,968
‫حتی اگه زورکی باشه، مسیرمون به هم افتاده.

310
00:20:57,774 --> 00:20:58,866
‫برای همین...

311
00:20:59,748 --> 00:21:01,050
‫لطفاً بس کن.

312
00:21:03,234 --> 00:21:05,334
‫دایهیو کایشو!

313
00:23:10,074 --> 00:23:12,636
پیـــــــــــــــــــــــش‌نمایش
‫آنچه خواهید دید...

314
00:23:13,056 --> 00:23:15,198
‫تودوروکی-کون جلوی دابی رو گرفت!

315
00:23:15,618 --> 00:23:18,432
‫این خبر خوب به بقیه‌ی قهرمانان هم رسید،

316
00:23:18,432 --> 00:23:20,700
‫بعد از اون، نیرویی برای رسیدن به پیروزی جمع کردن.

317
00:23:21,372 --> 00:23:23,808
‫به‌علاوه، توی ویلای گونگا،

318
00:23:24,144 --> 00:23:28,890
‫اندوور و هاوکس درحال مبارزه تا پای
‫مرگ با آل‌فوروان بودن.

319
00:23:29,940 --> 00:23:31,998
‫قست بعدی، «سیاهی لشگر.»

320
00:23:32,586 --> 00:23:36,030
‫شعله‌های اندووری که به گذشته غلبه کردن،
‫خروشان می‌شن.

321
00:23:36,072 --> 00:23:40,062
قسمت بعدی
سیاهی‌لشگر
‫فراتر برو!
‫فراتر از بینهایت!
