﻿1
00:00:01,334 --> 00:00:03,420
‫دومین نبرد سرنوشت‌سازمون با اشرار...

2
00:00:04,421 --> 00:00:06,548
‫در محل ویلای گونگا...

3
00:00:06,548 --> 00:00:10,552
‫نبرد مرگ و زندگی بین قهرمانا و آل‌فوروان، همچنان ادامه داشت.

4
00:00:11,636 --> 00:00:13,430
‫دارین می‌لرزینا...

5
00:00:13,805 --> 00:00:15,807
‫طفلکای بیچاره!

6
00:00:18,143 --> 00:00:24,524
‫با خیال خوش... پا شدین و اومدین اینجا...
‫فکر کردین اومدین اردو... آره؟

7
00:00:37,412 --> 00:00:42,417
‫این حجم برای اون تعداد پری که برات مونده، خیلی زیاد بود.

8
00:00:43,877 --> 00:00:45,336
‫هاکس.

9
00:00:45,920 --> 00:00:49,799
‫تو در حال حاضر... فقط یه آدم معمولی هستی.

10
00:00:51,676 --> 00:00:55,472
شمام کاراکترای پیشتیبان بودین به خیالتون؟

11
00:00:55,472 --> 00:00:59,517
‫ولی از بخت ناجورتون، اینجا با یه ابرقدرت طرفین.

12
00:01:00,268 --> 00:01:05,482
‫فکر کرده بودین می‌تونین با ارباب شیطانی روبرو شین؟!

13
00:01:06,483 --> 00:01:10,028
فکر کردین که خاصی-چیزی هستین؟

14
00:02:42,871 --> 00:02:44,414
‫تو...

15
00:02:46,791 --> 00:02:54,132
‫چیزایی که درباره‌ی ترس می‌گی... درباره قدرت می‌گی،
‫درباره‌ی ضعف می‌گی، درباره‌ی خاص‌بودن می‌گی...

16
00:02:56,426 --> 00:02:58,344
‫برام مهم نیستن!

17
00:02:59,137 --> 00:03:01,097
‫اصلاً برام مهم نیست!

18
00:03:01,514 --> 00:03:07,061
‫تقصیر تو بود که دوستام... گریه می‌کردن!

19
00:03:07,395 --> 00:03:09,480
‫هارتبیت ساروند...

20
00:03:09,480 --> 00:03:11,357
‫لگاتو!

21
00:03:12,734 --> 00:03:15,486
‫انگیزه، رفتار، قابلیت...

22
00:03:15,486 --> 00:03:18,239
‫ایناش در حدِ یه آدم ضعیفه.

23
00:03:19,157 --> 00:03:21,075
‫کافی نیست اصلاً!

24
00:03:21,075 --> 00:03:23,786
‫قدرتت... خیلی خیلی کم داره!

25
00:03:27,040 --> 00:03:30,627
این الان اراده‌ی کوسه‌هاییه که تا حالا دزدیدم؟

26
00:03:30,960 --> 00:03:32,170
‫امکان نداره...

27
00:03:32,795 --> 00:03:35,089
‫حتی جلوی نیواوردر هم نباید این‌طوری می‌شد...

28
00:03:36,049 --> 00:03:38,760
یعنی می‌گی که منو گیر انداختن؟

29
00:03:39,594 --> 00:03:42,805
اونم با ضعفِ یه آدم ضعیف؟

30
00:03:43,348 --> 00:03:44,849
‫هاکس!

31
00:03:46,059 --> 00:03:47,435
‫ضربه‌ی اول...

32
00:03:48,019 --> 00:03:49,938
‫دومی... سومی...

33
00:03:50,897 --> 00:03:56,277
‫مدام به یه‌جا ضربه زدم تا شکافو بزرگ کنم.

34
00:03:56,778 --> 00:03:58,780
‫ذره‌ به ذره!

35
00:03:59,614 --> 00:04:01,783
‫ارتعاش امواج صوتی تقویت‌شده...

36
00:04:03,618 --> 00:04:05,662
‫تیغِ پرِ پرواز!

37
00:04:08,957 --> 00:04:10,041
‫سوکویومی!

38
00:04:10,333 --> 00:04:12,961
‫دارک‌شدو! بهترین فرصته!

39
00:04:14,212 --> 00:04:16,547
‫خیله‌خب! دوباره می‌بینمت!

40
00:04:18,883 --> 00:04:23,471
‫قدرت فعلی هاکس اونقدر نیست که
‫بتونه یه‌ضربه‌ی کاری وارد کنه.

41
00:04:24,097 --> 00:04:25,181
‫در این صورت...

42
00:04:29,060 --> 00:04:30,728
‫پرتگاه سیاه!

43
00:04:37,110 --> 00:04:39,654
‫راگناروک: مشت سریع!

44
00:04:43,241 --> 00:04:46,077
فکر کردی که اون دوتا برای وقت‌خریدن اومدن؟

45
00:04:46,536 --> 00:04:48,413
‫ولی همون ریزه‌میزه‌ها...

46
00:04:48,413 --> 00:04:51,708
‫می‌تونن خیلی رو مخ باشن، نه؟!

47
00:04:52,834 --> 00:04:56,462
‫باید این‌یکی حمله رو جاخالی می‌دادم.

48
00:04:57,046 --> 00:04:59,924
‫ولی... انگار دیر فهمیدم.

49
00:05:01,759 --> 00:05:05,221
‫از وقتی که بیشترِ حواسمو از دست دادم،

50
00:05:05,221 --> 00:05:10,310
‫مدام دنبال کوسه‌های حسگری بودم که بتونن
‫ارتعاش یا امواج فروسرخو تشخیص بدن.

51
00:05:10,310 --> 00:05:15,064
‫با اونا، می‌تونستم خیلی بیشتر از یه آدم معمولی، وضعیتو درک کنم.

52
00:05:16,232 --> 00:05:22,155
‫اگه فقط به خاطر امواج ناپخته‌ی صدای اون دختر بود،
‫چنین مشکلی پیش‌ نمیومد.

53
00:05:22,822 --> 00:05:26,075
‫دلیلش شورشِ کوسه‌ها علیه خودم بود.

54
00:05:26,075 --> 00:05:28,286
‫این اولین باره که اتفاق میفته.

55
00:05:29,287 --> 00:05:32,832
یعنی این آسیب‌پذیری به خاطر استفاده از کپی‌ـه؟

56
00:05:32,832 --> 00:05:36,544
‫نسبت به زمانی که اصلشونو داشتم،
‫اختیاراتم خیلی کم‌تره!

57
00:05:37,337 --> 00:05:40,089
‫درست تا قبل از این، تنها کاری که از دستم برمیومد، حمله‌ی ناغافل بود.

58
00:05:40,089 --> 00:05:42,216
‫نمی‌تونستم یه ضربه‌ی مرگبار وارد کنم.

59
00:05:43,343 --> 00:05:45,887
‫ولی الان با یه‌ضربه کارشو می‌سازم!

60
00:05:55,063 --> 00:05:56,981
‫بیچاره‌ها!

61
00:06:05,365 --> 00:06:07,283
‫ای بابا...

62
00:06:10,745 --> 00:06:16,334
‫اون سماجت... باید عقل از سرت پرونده باشه...

63
00:06:19,921 --> 00:06:22,799
‫اندوور!

64
00:06:31,265 --> 00:06:33,184
‫الان که دیگه ضعیف‌ترم هستی.

65
00:06:33,893 --> 00:06:35,520
‫موقعیتت...

66
00:06:35,520 --> 00:06:37,313
‫کفاره‌ای که باید بدی...

67
00:06:37,313 --> 00:06:38,940
‫اشتباهاتت...

68
00:06:38,940 --> 00:06:40,525
‫مسئولیت‌هات...

69
00:06:40,983 --> 00:06:44,237
‫اونا ضعف درونیتو عیان کردن.

70
00:06:44,237 --> 00:06:47,532
‫تو رو تا حدی پایین کشیدن که حتی نمی‌تونم نگات کنم.

71
00:06:48,783 --> 00:06:52,078
‫تو نمی‌تونستی یه ابرانسان باشی.

72
00:06:53,538 --> 00:06:55,540
‫به اصل خودت برگرد.

73
00:07:01,754 --> 00:07:04,674
‫به یاد بیار که دشمن اصلیت چی بود.

74
00:07:07,260 --> 00:07:10,221
‫پدرتو به یاد بیار که رفت یه دخترو از دست یه شیطان نجات بده.

75
00:07:10,221 --> 00:07:14,308
‫آخرشم... با همون دختر به یه تیکه گوشت تبدیل شدن.

76
00:07:17,019 --> 00:07:20,982
‫حقارت و حسادتت نسبت به ابرقهرمان واقعی رو به یاد بیار.

77
00:07:21,023 --> 00:07:23,526
تودوروکی انجی
اندوور
‫اندوور...

78
00:07:24,110 --> 00:07:27,029
‫این اسمو از روی تلاش بی‌پایان و ذاتِ مطیعت انتخاب کردی.

79
00:07:28,114 --> 00:07:32,201
‫نمی‌تونستی قلب کریهتو یکپارچه
‫نگه داری، مگه اینکه خودتو می‌گرفتی.

80
00:07:33,744 --> 00:07:35,246
‫درسته...

81
00:07:35,246 --> 00:07:38,541
‫تو نمی‌تونی آلمایت یا حتی دکو باشی.

82
00:07:40,334 --> 00:07:44,755
‫تو همیشه فقط با ضعفای خودت جنگیدی.

83
00:07:46,257 --> 00:07:47,467
‫برای همین...

84
00:07:48,593 --> 00:07:51,596
‫نمی‌تونی خیال کنی که به عنوان یه شخص دیگه احیا می‌شی!

85
00:07:51,596 --> 00:07:54,515
‫همین‌طور به نفرین ضعفای خودت ادامه بده!

86
00:07:54,515 --> 00:08:00,313
‫این‌ تنها چیزی بوده که تو رو زنده نگه داشته!

87
00:08:23,127 --> 00:08:24,378
‫درسته!

88
00:08:24,754 --> 00:08:27,298
‫من... خیلی سمجم...

89
00:08:28,382 --> 00:08:29,675
‫برای همین...

90
00:08:29,675 --> 00:08:31,844
‫برای باقی عمرم...

91
00:08:31,844 --> 00:08:33,471
‫یه روزم نخواهد بود که...

92
00:08:33,471 --> 00:08:36,516
‫به خودم دلداری بدم و بگم «کارت خوب بوده»!

93
00:08:37,475 --> 00:08:39,977
‫تموم‌کردن این جنگ مکافات...

94
00:08:41,521 --> 00:08:43,439
‫تنها وظیفه‌ی منه!

95
00:08:45,024 --> 00:08:48,027
‫این‌یکی از بیخ گوشم رد شد...

96
00:08:49,529 --> 00:08:54,450
‫بیخ گوشم؟ می‌دونستم این‌طوری می‌شه اما...

97
00:08:55,117 --> 00:08:57,870
‫اصلاً فکرشم نمی‌کردم که یکی مثل تو...

98
00:08:57,870 --> 00:09:02,208
‫بخواد درد اون روز کذایی رو برام زنده کنه!

99
00:09:04,126 --> 00:09:08,005
‫ترسناک‌تر از قهرمانای زخم‌خورده وجود نداره.

100
00:09:14,345 --> 00:09:15,930
‫خیلی کندی.

101
00:09:18,224 --> 00:09:20,560
محوکُن
‫ونیشینگ...

102
00:09:20,560 --> 00:09:23,354
‫جت‌برن!

103
00:09:27,024 --> 00:09:28,776
‫لعنتی... داغه!

104
00:09:28,776 --> 00:09:31,320
‫اندوور؟ این که جزو نقشه نبود!

105
00:09:31,320 --> 00:09:33,239
‫مگه قرار نبود همون بالا ضربه‌ی نهایی رو بزنه؟!

106
00:09:33,239 --> 00:09:36,284
‫مگه الان نباید پرومیننس‌برن می‌زدی؟!

107
00:09:36,284 --> 00:09:39,662
‫مگه ندیدی، لحظه‌ی آخر رفت تو حالت دفاع؟!

108
00:09:43,416 --> 00:09:46,043
‫اون حرکت، چیزی نیست که بتونم پشت سر هم بزنم.

109
00:09:46,043 --> 00:09:48,254
‫باید دفاع فیزیکیشو کنار بزنم...

110
00:09:48,254 --> 00:09:50,172
‫و مطمئن باشم که همون یه‌بار می‌شینه روش!

111
00:09:51,382 --> 00:09:53,009
داری با خونسردی پیش می‌ری؟

112
00:09:53,467 --> 00:09:55,678
‫نه... اعصابم بدجوری داغونه!

113
00:09:59,390 --> 00:10:01,309
‫آل‌فوروان...

114
00:10:02,184 --> 00:10:03,394
‫رفقا... بکشین عقب!

115
00:10:03,394 --> 00:10:06,564
‫عه، چرا؟ الان باید بهش فشار بیاریم!

116
00:10:08,482 --> 00:10:10,234
‫زهر مار و چرا!

117
00:10:10,568 --> 00:10:12,862
‫اندوور پشت داستانه!

118
00:10:26,459 --> 00:10:29,795
‫به خاطر اون حشره‌ها، ماسکم شکست...

119
00:10:30,671 --> 00:10:33,591
‫بدنم به اختیار خودم نیست.

120
00:10:34,091 --> 00:10:37,637
‫ولی... حالا که اینقدر نزدیکی...

121
00:10:40,556 --> 00:10:44,977
‫دستای تویِ عوضی... آینده‌ی خیلیا رو نابود کرده!

122
00:10:45,269 --> 00:10:47,438
تو مگه بهتر از من بودی؟

123
00:10:47,438 --> 00:10:49,649
‫آره... راست می‌گی!

124
00:10:50,566 --> 00:10:53,527
‫اشتباهات من، تویا رو اون‌طوری کرد...

125
00:10:53,986 --> 00:10:56,238
‫همونم باعث شد آینده‌ی خیلیا تباه شه.

126
00:10:59,241 --> 00:11:01,744
‫گذشته... پاک نمی‌شه.

127
00:11:03,162 --> 00:11:05,998
‫هم خشم... هم کینه... هم مکافات...

128
00:11:06,791 --> 00:11:09,168
‫باید بهم برسن تا آینده خلق شه.

129
00:11:10,836 --> 00:11:14,965
‫آینده... یه راهه تا جوونا روش قدم بردارن.

130
00:11:15,633 --> 00:11:17,677
‫یه راه با کلی حق انتخاب.

131
00:11:19,470 --> 00:11:20,513
‫برای همین...

132
00:11:21,055 --> 00:11:23,057
‫باید برنده شم!

133
00:11:24,308 --> 00:11:27,061
‫تا وقتی که جوونا پا تو اون راه می‌ذارن...

134
00:11:27,061 --> 00:11:29,897
‫اشتباهاتی که بزرگسالا تو گذشته مرتکب شدن، سدِ راهشون نشه!

135
00:11:29,897 --> 00:11:32,316
‫خشمی که دارمو، خرج خودم می‌کنم.

136
00:11:35,778 --> 00:11:40,157
‫هم خشم... هم کینه... هم مکافات...

137
00:11:41,158 --> 00:11:43,411
‫همه‌شو واسه‌ خودم نگه می‌دارم!

138
00:11:45,162 --> 00:11:48,082
‫برنده می‌شم و می‌رم که حواسم به تویا باشه!

139
00:11:48,582 --> 00:11:49,500
‫بس کن...!

140
00:11:49,959 --> 00:11:53,671
!پرومیننس برن

141
00:12:12,565 --> 00:12:16,110
‫تأیید شده که قدرت اَبَرترمیمشو نداره.

142
00:12:16,110 --> 00:12:18,612
‫حتی اگه کوسه‌ای هم داشته باشه که راجع بهش بی‌اطلاع باشیم،

143
00:12:18,988 --> 00:12:22,116
‫بدون داشتن بدنی مثل شیگاراکی،

144
00:12:22,491 --> 00:12:24,076
‫دیگه باید مرده با-

145
00:12:24,076 --> 00:12:26,036
‫اندوور-سان، ازش دور شو!

146
00:12:27,413 --> 00:12:29,749
‫واقعاً فکر کردی بدون داشتن برگ برنده‌ای،

147
00:12:30,458 --> 00:12:35,463
‫تو این جنگ نهایی شرکت کردم؟

148
00:12:36,672 --> 00:12:42,762
‫کارم با این بدن تموم شده، آماده‌م بندازمش دور.

149
00:12:43,554 --> 00:12:48,684
‫برای همینم می‌تونم از این استفاده کنم...

150
00:12:49,268 --> 00:12:53,189
‫فکر کردی فقط قهرمانا جون‌شونو وسط می‌ذارن؟

151
00:12:55,232 --> 00:13:00,070
‫اشرار هم وقتی زخمی شدن، ترسناک‌ترین افرادن.

152
00:13:02,948 --> 00:13:06,952
قهرمان زخمی، درخشان می‌سوزد

153
00:13:12,208 --> 00:13:14,710
تابوت آسمانی

154
00:13:27,306 --> 00:13:28,682
‫چی شده؟

155
00:13:28,682 --> 00:13:30,100
‫فقط می‌تونین فرار کنین؟

156
00:13:32,478 --> 00:13:33,687
‫سان‌ایتر!

157
00:13:38,484 --> 00:13:40,027
‫به حرکت ادامه بدین!

158
00:13:40,027 --> 00:13:41,487
‫نباید وایسین!

159
00:13:41,487 --> 00:13:43,489
‫اگه وایسین، درجا بلعیده می‌شین!

160
00:13:43,489 --> 00:13:46,033
‫در حین اینکه می‌رین سراغ بدن اصلیش،
‫جاخالی هم بدین!

161
00:13:46,367 --> 00:13:48,160
‫درسته تعدادشون خیلیه،

162
00:13:48,160 --> 00:13:53,040
‫ولی در عوض بیخیال حرکاتش که درحد آلمایت بودن شده.

163
00:13:54,333 --> 00:13:55,584
‫نینپو...

164
00:13:56,335 --> 00:13:57,878
‫رشته‌های کاغذی سرکوب‌گر!

165
00:14:01,048 --> 00:14:05,719
‫نمی‌تونم باور کنم این صرفاً حاصل رشد
‫و پیشرفت، جای یه کوسه‌ی جدیده.

166
00:14:05,719 --> 00:14:09,890
‫هرچقدر بیشتر کوسه‌ی آل‌فوروان جاگیر بشه،

167
00:14:09,890 --> 00:14:15,145
‫بدنم با توجه به کوسه‌هایی که داخلم ذخیره شدن،
‫و شرایط محیطی،

168
00:14:15,145 --> 00:14:18,691
‫هی سعی می‌کنه به بهترین شکل خودش برسه.

169
00:14:19,066 --> 00:14:20,818
‫کامی‌هارا شینیا.

170
00:14:21,569 --> 00:14:23,821
‫با وجود این بدن و قدرت،

171
00:14:23,821 --> 00:14:27,116
‫همه‌چی در کف دست من خواهد بود.

172
00:14:28,409 --> 00:14:32,621
‫دنیایی از من، یا از چیزی جز من، متولد می‌شه.

173
00:14:33,038 --> 00:14:35,666
‫دنیایی که از نظر ظاهری،

174
00:14:35,666 --> 00:14:39,169
‫شکلی و قدرتی تقسیم شده و تمام استاندارهاش رو از دست داده.

175
00:14:39,628 --> 00:14:44,049
‫فقط به سوی انقراض و نابودیش داره می‌ره...

176
00:14:44,049 --> 00:14:47,136
‫وقتی اختلافات خیلی شدید باشن، سوءتفاهم پیش میارن.

177
00:14:47,511 --> 00:14:50,890
‫و سوءتفاهم هم ترس و عدم پذیرش به‌وجود میاره.

178
00:14:50,890 --> 00:14:53,809
‫نتیجه‌ش هم دنیاییه که الان توشیم، نه؟

179
00:14:53,809 --> 00:14:55,811
‫اگه من بتونم کنترلش کنم،

180
00:14:55,811 --> 00:14:58,731
‫اون‌موقع همه به‌طور یک‌سانی باهاشون برخورد می‌شه!

181
00:14:58,731 --> 00:15:04,570
‫به‌نظرت اونطوری به دنیای صلح‌آمیزی که
‫ قهرمانا می‌خوان، نزدیک‌تر نمی‌شیم؟

182
00:15:06,780 --> 00:15:11,869
‫نمی‌دونم الان شیگاراکی‌ای یا آل‌فوروان،

183
00:15:11,869 --> 00:15:13,871
‫ولی خوشم نمیاد به حرفات گوش بدم.

184
00:15:13,871 --> 00:15:16,749
‫از همون کامینو، همه‌ش داری زر می‌زنی.

185
00:15:18,250 --> 00:15:21,420
‫بعد از اون همه تحرک کلی عرق جمع کردم.

186
00:15:21,879 --> 00:15:25,174
‫با اینی که رشته‌ی پشتیبانی برام ساخته...

187
00:15:26,216 --> 00:15:30,512
‫واحد سرکوب‌گر سیار سنگین: استرف پانزر!

188
00:15:31,055 --> 00:15:34,600
‫خودم از وسطت سوراخ باز می‌کنم!

189
00:15:39,229 --> 00:15:41,148
‫بدن اصلیتو له می‌کنم!

190
00:15:41,565 --> 00:15:43,275
‫همه‌مون با هم می‌کنیم!

191
00:15:49,448 --> 00:15:50,824
‫پس تیمیم؟

192
00:15:53,410 --> 00:15:55,412
‫تا مونوما و سنسه؛

193
00:15:55,412 --> 00:15:59,249
‫دارن با پاکسازی کوسه‌هاشو خنثی می‌کنن...

194
00:15:59,667 --> 00:16:03,337
‫وای!
‫تا وقتی که کامیناری اینا؛
‫دارن این صحنه رو تکون می‌دن...

195
00:16:04,463 --> 00:16:07,841
‫و سوءتفاهم هم ترس و عدم پذیرش به‌وجود میاره.

196
00:16:11,095 --> 00:16:15,349
‫یه‌جوری بود انگار کمک می‌خواستی...

197
00:16:16,266 --> 00:16:18,727
‫اختلافی که انقدر بزرگه...

198
00:16:19,979 --> 00:16:24,900
‫نگو اشکالی نداره ببازی!

199
00:16:25,609 --> 00:16:27,277
‫و سوءتفاهم...

200
00:16:27,987 --> 00:16:29,279
‫چرا من...

201
00:16:30,781 --> 00:16:34,076
‫چرا من بودم که کار آلمایتو تموم کرد؟!

202
00:16:34,743 --> 00:16:36,370
‫و ترس...

203
00:16:38,205 --> 00:16:39,748
‫بابت همه‌چی معذرت می‌خوام.

204
00:16:40,833 --> 00:16:44,003
‫خیلی وقت پیش همه‌شونو قبول کردم!

205
00:16:45,212 --> 00:16:46,338
‫باکوگو!

206
00:16:46,630 --> 00:16:52,553
‫و همه‌شونو دیدم، و قدمی به جلو برداشتم.

207
00:16:53,512 --> 00:16:57,266
‫پس نیازی نیست دخالت کنی، نوکرآشغالی!

208
00:16:57,266 --> 00:17:00,811
‫قدرت الله... انفجار پور!

209
00:17:03,480 --> 00:17:07,401
‫هوویتزر ایمپکت...

210
00:17:07,860 --> 00:17:10,946
‫کلاستر!

211
00:17:20,789 --> 00:17:23,834
‫فیوز موتور شماره ۶ خراب شد. باید سریع جایگزین بشه!

212
00:17:23,834 --> 00:17:25,419
‫میله‌ش داره تاب می‌خوره!

213
00:17:25,419 --> 00:17:27,755
‫سریع یه یدکی بیارید!

214
00:17:28,380 --> 00:17:31,258
‫ارتفاع‌مون داره کم می‌شه! اینطوری سقوط می‌کنیم!

215
00:17:31,258 --> 00:17:34,428
‫انگار شیگاراکی گنده‌تر شده... سنگینم شده!

216
00:17:34,762 --> 00:17:37,389
‫واحد ارتباطی هم گفت داره می‌ره بالا!

217
00:17:37,389 --> 00:17:39,183
‫خروجیا رو افزایش بدین!

218
00:17:40,059 --> 00:17:42,978
‫درون دبیرستان یو.ای، بر فراز آسمان هستیم.

219
00:17:43,562 --> 00:17:47,566
‫به‌خاطر حفاظ الکترومغناطیسی‌ای که برای
‫گیر انداختن شیگاراکی کار گذاشتن،

220
00:17:47,566 --> 00:17:49,985
‫کسایی که داخلن ارتباطشون با کسایی که بیرونن
‫رو از دست دادن.

221
00:17:50,402 --> 00:17:52,404
‫جای فیلم گرفتن کار کنین!

222
00:17:52,404 --> 00:17:55,407
‫صبر کن ببینم، دانش‌آموزای رشته‌ی تجاری چرا اینجان؟!

223
00:17:55,407 --> 00:17:59,536
‫تلپاتی ماندالی تنها روششون برای ارتباط با دنیای بیرونه.

224
00:17:59,536 --> 00:18:01,830
‫درسته، اینجا یه تابوته.

225
00:18:01,830 --> 00:18:05,167
‫و ما هم قراره شیگاراکی رو در سفر مرگش، همراهی‌ کنیم...

226
00:18:05,167 --> 00:18:07,503
‫ای وای، داره مستند می‌گیره!

227
00:18:07,503 --> 00:18:09,129
‫الان که به این چیزا نیازی نیست!

228
00:18:10,130 --> 00:18:11,090
‫چرا هست!

229
00:18:11,090 --> 00:18:13,175
‫نخیر نیست!

230
00:18:13,175 --> 00:18:17,763
‫خب پس! عکسا و ویدئوهای جنگای تاریخی چی؟

231
00:18:17,763 --> 00:18:21,141
‫به‌نظرت کی اونا رو و به چه دلیلی ذخیره کرده؟

232
00:18:22,392 --> 00:18:27,231
‫وظیفه‌ی ما رشته‌ی تجاری، تبلیغ قهرمانانه...

233
00:18:27,231 --> 00:18:31,110
‫در نتیجه، بهمون یاد دادن چطوری قهرمانانو
‫به جامعه وصل کنیم.

234
00:18:31,527 --> 00:18:35,572
‫با تمام چیزایی که تو این سه‌سال یاد گرفتیم،
‫اینو ضبط می‌کنیم.

235
00:18:36,073 --> 00:18:41,120
‫چطوری اونا... نه، ما، برنده شدیم.

236
00:18:43,914 --> 00:18:46,708
‫هوویتزر ایمپکت...

237
00:18:46,708 --> 00:18:49,086
‫کلاستر!

238
00:19:01,098 --> 00:19:03,392
‫مونوما! چشماتو نبند!

239
00:19:04,852 --> 00:19:07,229
‫این لرزش و سروصدا...

240
00:19:07,229 --> 00:19:09,148
‫حتماً باکوگو-سانه!

241
00:19:09,481 --> 00:19:13,318
‫هوی هوی هوی!‍ تیرکای برق حفاظ که نشکسته؟!

242
00:19:13,777 --> 00:19:16,738
‫اون باکوگو، حالش خوبه؟

243
00:19:17,030 --> 00:19:19,074
‫اصلاً اهمیت می‌ده کجاییم؟

244
00:19:19,074 --> 00:19:23,120
‫اگه بازم موهای زیبای نجیره بسوزه و کوتاه‌تر بشه چی؟

245
00:19:23,120 --> 00:19:25,581
‫مشکلی نیست هایا-سنپای!

246
00:19:25,831 --> 00:19:28,375
‫برخلاف چیزی که به‌نظر میاد، خیلی به اطرافش اهمیت می‌ده!

247
00:19:28,375 --> 00:19:32,921
‫وقتی داریم غذا می‌خوریم، همیشه می‌گه دست‌ چپمو
‫بذارم رو میز بمونه!

248
00:19:32,921 --> 00:19:34,882
‫ربطش به وضعیت الان چیه؟!

249
00:19:35,924 --> 00:19:37,176
‫منظورم اینه،

250
00:19:37,593 --> 00:19:42,306
‫کسی نیست که بدون توجه به اطرافیانش مبارزه کنه.

251
00:19:44,474 --> 00:19:49,563
‫انفجارتو متراکم می‌کنی تا به اطرافیانت آسیب نزنه،

252
00:19:49,563 --> 00:19:52,399
‫و اونطوری قدرتت به یه سطح دیگه‌ای می‌رسه.

253
00:19:52,816 --> 00:19:55,527
‫خیلی خفنه... برای همین...

254
00:19:56,862 --> 00:19:58,238
‫می‌شکنمش.

255
00:20:02,910 --> 00:20:11,001
‫ببخشید، ولی هنوز علاقه‌ای به مسیر و رشدت ندارم.

256
00:20:12,252 --> 00:20:13,378
‫قدرت‌الله!

257
00:20:14,630 --> 00:20:16,715
‫می‌گم، کی بود گفت...

258
00:20:16,715 --> 00:20:19,384
‫«اگه بتونیم به بدن اصلیش نزدیک بشیم کافیه.»؟

259
00:20:20,052 --> 00:20:23,013
‫نزدیک شدن بهم، یعنی...

260
00:20:24,056 --> 00:20:30,520
‫مجبورین با اون بدن‌تون، قدرتی هم‌سطح با
‫مال آلمایتو تجربه کنین.

261
00:20:41,490 --> 00:20:45,077
‫اون بزرگ‌ترین حمله‌م بود...

262
00:20:47,704 --> 00:20:50,958
‫واقعاً انقدر ازم دوره؟

263
00:20:52,584 --> 00:20:55,963
‫به چی فکر می‌کنی؟ هدفت چیه؟

264
00:20:56,338 --> 00:20:58,340
‫باکوگو کاتسوکی.

265
00:20:59,424 --> 00:21:03,679
‫اگه فقط یه‌چیزت برام جالب باشه...

266
00:21:04,721 --> 00:21:09,768
‫اینه که تو الان نزدیک‌ترین فرد به میدوریا ایزوکویی...

267
00:21:10,644 --> 00:21:14,856
‫که یعنی، در آخر برمی‌گرده اینجا.

268
00:21:16,191 --> 00:21:18,568
‫میدوریا ایزوکو...

269
00:21:19,861 --> 00:21:22,322
‫و وان‌فورآل...

270
00:22:44,279 --> 00:22:46,907
پیـــــــــــــــــــــــش‌نمایش
‫آنچه خواهید دید...

271
00:22:47,574 --> 00:22:52,204
‫حتی کلاستری که کاچّان با تمام توانش شلیک کرد،
‫رو شیگاراکی تأثیر نداشت.

272
00:22:53,538 --> 00:22:54,873
‫ولی بازم...

273
00:22:55,290 --> 00:22:57,167
‫هنوزم...

274
00:22:58,585 --> 00:23:01,338
‫قست بعدی، «نور در باران محو می‌شود.»

275
00:23:01,922 --> 00:23:07,511
‫وسط اون وضعیت، غرور یو.ای، سه بزرگ... بالأخره برخاستن.

276
00:23:07,511 --> 00:23:11,473
قسمت بعدی
نور در باران محو می‌شود
‫فراتر برو!
‫فراتر از بینهایت!
