﻿1
00:00:00,333 --> 00:00:02,627
‫تــ ــ تنفر من...

2
00:00:02,627 --> 00:00:05,171
‫ا ــ از بین نمی‌ره!

3
00:00:05,672 --> 00:00:07,007
‫نماینده!

4
00:00:07,590 --> 00:00:10,385
‫اگه قهرمانان اینجا برنده بشن،

5
00:00:10,385 --> 00:00:15,557
‫هیچ‌چیزی عوض نمی‌شه!

6
00:00:15,974 --> 00:00:17,350
‫فراخوان...

7
00:00:17,350 --> 00:00:19,060
‫اون‌ شبه!

8
00:00:19,394 --> 00:00:22,814
‫هم‌رزمان! فریاد بزنین!

9
00:00:23,106 --> 00:00:25,608
‫دنبال من بیاین!

10
00:00:30,447 --> 00:00:32,323
‫دارن شتاب می‌گیرن!

11
00:00:32,824 --> 00:00:34,325
‫تمومی ندارن!

12
00:00:34,659 --> 00:00:36,202
‫دیگه نمی‌تونیم دووم بیاریم!

13
00:00:36,536 --> 00:00:38,079
‫دارن پس‌مون می‌زنن!

14
00:00:39,330 --> 00:00:42,042
‫بــ ــ بیشتر از این دووم نمیاریم...

15
00:00:54,846 --> 00:00:58,475
‫کوروگیری به ساختمون تحقیقات منتقل شده.

16
00:00:59,476 --> 00:01:04,731
‫وقتی بهش رسیدی، کاری کن که به صدای
‫ضبط‌شده‌ی من یا تومورا گوش بده.

17
00:01:05,857 --> 00:01:10,028
‫کوسه‌ی کوروگیری سرنوشت این نبردو مشخص می‌کنه.

18
00:01:11,029 --> 00:01:15,325
‫تو هم قراره برای تومورا به یه قهرمان تبدیل شی.

19
00:01:32,550 --> 00:01:37,222
‫وقتی قهرمانان داشتن بیمارستان جاکو رو بررسی می‌کردن،

20
00:01:37,931 --> 00:01:39,682
‫اولین‌کاری که کردن...

21
00:01:40,183 --> 00:01:45,105
‫این بود که مطمئن بشن تمام بیمارها و کارکنان تخلیه شدن.

22
00:01:45,814 --> 00:01:49,150
خب... شما چی؟

23
00:01:50,944 --> 00:01:53,071
‫نقشه‌ای دارین؟!

24
00:01:54,656 --> 00:01:56,324
‫بگین که دارین!

25
00:02:32,610 --> 00:02:37,115
‫به سلامتی، در ازای درد، در ازای درد،

26
00:02:37,115 --> 00:02:39,409
‫به‌دنبال چی می‌گشتم؟

27
00:02:39,409 --> 00:02:42,537
‫ایول، اگه برنده نشی، عدالتی درکار نیست،

28
00:02:42,537 --> 00:02:43,913
‫عدالتی درکار نیست،

29
00:02:43,913 --> 00:02:46,166
‫فقط می‌خوام لبخند بزنم

30
00:02:46,166 --> 00:02:51,838
‫همه برای کسی می‌خونن،

31
00:02:52,922 --> 00:02:57,886
‫دارن همچین فردایی رو می‌دزدن،

32
00:02:58,678 --> 00:03:05,393
‫نغمه‌ای تسلیم‌ناپذیر، بر رویمان افتاده،

33
00:03:05,393 --> 00:03:11,608
‫تو هم برای مخالفت داری فریاد می‌زنی

34
00:03:12,609 --> 00:03:14,277
‫الان پرده‌ی آخره،

35
00:03:14,277 --> 00:03:16,029
‫بیا بجنگیم،

36
00:03:16,029 --> 00:03:19,407
‫راستمو از چپم تشخیص نمی‌دم، اما،

37
00:03:19,407 --> 00:03:21,117
‫همیشه پرده‌ی آخره،

38
00:03:21,117 --> 00:03:22,785
‫یه جادوی بی‌پایان،

39
00:03:22,785 --> 00:03:24,245
‫هرروز، بیا به جلو بریم،

40
00:03:24,245 --> 00:03:26,206
‫با تمام توانمون

41
00:03:26,331 --> 00:03:28,458
‫فرقی نداره چندصد یا چندهزار بار باشه،

42
00:03:28,458 --> 00:03:31,794
‫با تمام توانم برای نجاتت نجاتت

43
00:03:31,794 --> 00:03:33,087
‫می‌خونم

44
00:03:33,504 --> 00:03:36,883
‫در زندگی بعدی، نقطه‌ی مخالفِ مخالف،

45
00:03:36,883 --> 00:03:40,345
‫با هم می‌خندیم می‌خندیم و رویا می‌بینیم

46
00:03:52,732 --> 00:03:54,567
‫فکر می‌کردم که هیچ پخی نمی‌شم.

47
00:03:55,526 --> 00:03:59,656
‫فکر می‌کردم اگه دنبالت بیام، می‌تونم کسی بشم.

48
00:04:02,367 --> 00:04:05,286
‫شیگاراکی... خوب تماشا کن!

49
00:04:13,795 --> 00:04:17,924
‫این همه آدمو پشت سر من ببین!

50
00:04:30,687 --> 00:04:33,064
‫صدای شوجی بهشون رسید.

51
00:04:34,565 --> 00:04:38,069
‫اون رفیقمون هم... قرار نیست سلاح مخفی شما باشه.

52
00:04:40,029 --> 00:04:40,780
‫کوروگیری...!

53
00:04:40,780 --> 00:04:49,455
‫شیراکومو...!

54
00:04:51,916 --> 00:04:53,209
‫صداشون...!

55
00:04:54,919 --> 00:04:59,048
‫اگه صدای آل‌فوروان یا شیگاراکی رو نشنوه...

56
00:04:59,841 --> 00:05:02,176
‫... بیدار نمی‌شه اصلاً.

57
00:05:02,844 --> 00:05:10,268
اثر پروانه‌ای
چند دقیقه قبل

58
00:05:16,607 --> 00:05:19,068
‫من برم بیمارستان، اسپینر رفت اونجا!

59
00:05:19,694 --> 00:05:23,489
‫لطفاً هرکاری از دستتون برمیاد بکنین که باقیشون نیان تو!

60
00:05:29,203 --> 00:05:30,580
‫نمی‌شه که...

61
00:05:48,806 --> 00:05:51,476
‫من...

62
00:05:52,727 --> 00:05:56,689
‫شاید از خشمم در راه اشتباهی استفاده کردم...

63
00:05:57,106 --> 00:05:58,649
‫بهم نریزین!

64
00:05:58,649 --> 00:06:01,527
‫به حرکت ادامه بدین و دنبال نماینده برین!

65
00:06:01,819 --> 00:06:05,531
‫همه‌ی اینایی که اینجان به خاطر انکار
‫حقیقتی که در حال رخ دادن بود، مقصرن!

66
00:06:05,531 --> 00:06:07,575
‫وقتشه که یه درس حسابی بهشون بدیم!

67
00:06:07,575 --> 00:06:10,161
‫فقط به اون بدبختیایی که کشیدین فکر کنین!

68
00:06:10,411 --> 00:06:12,288
‫دارم فکر می‌کنم!

69
00:06:12,914 --> 00:06:16,084
‫با اینکه من کاری نکرده بودم، بقیه مشتشونو به سمتم بالا برده بودن!

70
00:06:16,417 --> 00:06:19,837
‫هروقت بهش فکر می‌کنم، خونم به جوش میاد!

71
00:06:20,713 --> 00:06:21,589
‫ولی...

72
00:06:24,926 --> 00:06:27,595
حالا که مسخره و پوچ به نظر میام، بهم می‌خندی؟

73
00:06:28,679 --> 00:06:33,142
‫اون موقع که شایعه‌ی فراخوان پخش شده بود، واقعاً روحیه گرفته بودم.

74
00:06:33,434 --> 00:06:35,895
‫وقتی شنیدم که سکوت یه عمل شیطانیه...

75
00:06:35,895 --> 00:06:41,234
‫و اینکه باید دنیایی که ما رو دور انداخته رو
‫زیر و رو کنیم، حالم خوب شد.

76
00:06:41,818 --> 00:06:44,195
‫همین‌طور وقتی که شنیدم یه نماینده داریم!

77
00:06:44,779 --> 00:06:47,448
‫ولی این روش درستی نیست!

78
00:06:48,741 --> 00:06:50,993
‫به من چه...

79
00:06:51,828 --> 00:06:55,748
‫نمی‌فهمم! اصلاً «همگی» یعنی چی؟!

80
00:06:56,666 --> 00:06:59,293
‫آدمایی که داخل بیمارستانن...

81
00:06:59,293 --> 00:07:02,338
‫دکترایی که سعی دارن از بیمارا محافظت کنن...

82
00:07:02,630 --> 00:07:04,298
‫من...

83
00:07:04,757 --> 00:07:07,427
‫نتونستم بزنمشون!

84
00:07:09,345 --> 00:07:10,763
‫بس کن! بس کن!

85
00:07:10,763 --> 00:07:12,515
‫آروم بهش فکر کن!

86
00:07:12,890 --> 00:07:15,184
‫اون اختاپوس داره به یه خار تو گلومون تبدیل می‌شه!

87
00:07:15,184 --> 00:07:20,690
‫جهش‌یافته‌ها بالاخره به حدی تعصبی شدن که به سپر گوشتی تبدیل شن!

88
00:07:20,690 --> 00:07:23,860
‫احساساتشون باید به ما برتری بده!

89
00:07:24,193 --> 00:07:25,862
چرا متوقف شدین؟

90
00:07:25,862 --> 00:07:27,613
‫این انقلابه!

91
00:07:27,613 --> 00:07:30,199
‫جلو برین و نابود کنین!

92
00:07:31,409 --> 00:07:33,035
یعنی اشتباه کردم...؟

93
00:07:33,661 --> 00:07:37,832
‫باید یه گوشه می‌نشستم و ساکت می‌موندم...؟

94
00:07:40,376 --> 00:07:46,966
‫احساساتی که باعث شده امروز اینجا بایستی، نه غلط بوده نه بیهوده.

95
00:07:48,009 --> 00:07:52,013
‫اونایی که ما رو اذیت کردن، بازم باید ارشاد بشن.

96
00:07:53,097 --> 00:07:55,725
‫تو بی‌خیال تفکر نشدی...

97
00:07:56,434 --> 00:07:59,812
‫و همین باعث شده جلوی چشمام بدرخشی.

98
00:08:00,771 --> 00:08:04,317
‫اون نور منتشر می‌شه.

99
00:08:04,692 --> 00:08:08,362
‫و با اون نور، بیا اونایی که به بقیه آسیب رسوندنو عوض کنیم.

100
00:08:09,238 --> 00:08:14,285
‫تا وقتی که اونا از ضربه‌های خودشون پشیمون شن.

101
00:08:19,624 --> 00:08:21,042
‫روحیه مردم...

102
00:08:27,256 --> 00:08:30,009
‫من صداتونو تو قلبم حک کردم.

103
00:08:30,551 --> 00:08:32,345
‫ببخشید که متوجه نبودم.

104
00:08:34,597 --> 00:08:38,434
‫اگه به خودمون بود، فقط با زور جلوشونو می‌گرفتیم.

105
00:08:41,771 --> 00:08:43,814
‫بیاین بریم کمک اونایی که تو بیمارستان می‌جنگن!

106
00:08:43,814 --> 00:08:45,149
‫آره!

107
00:09:01,249 --> 00:09:05,336
‫از اون موقع، آب از آبش تکون نخورده!

108
00:09:06,796 --> 00:09:10,341
‫شاید برای مدت زیادی درهم شکسته بوده.

109
00:09:12,677 --> 00:09:13,553
‫ذ...

110
00:09:14,095 --> 00:09:17,306
‫ذهنم خالیه...

111
00:09:17,765 --> 00:09:21,060
‫بدنم ازم فرمان نمی‌بره.

112
00:09:21,811 --> 00:09:23,604
‫اینجا آخر خطه...

113
00:09:24,105 --> 00:09:26,607
‫هیچ‌کس پشت سرم نیست...

114
00:09:26,607 --> 00:09:29,277
‫کوروگیری رو هم نمی‌تونم بیدار کنم.

115
00:09:29,944 --> 00:09:33,281
ای بابا... پس تو فقط یه کاسپلیر خالی‌ای؟

116
00:09:33,281 --> 00:09:36,617
‫درسته! من کاملاً از درون خالیم!

117
00:09:37,118 --> 00:09:41,038
‫تو قلب من... هیچ‌وقت چیزی نبوده.

118
00:09:41,872 --> 00:09:43,541
‫احساسات محض منو به حرکت درآوردن...

119
00:09:43,916 --> 00:09:45,459
‫و فاز گرفتم!

120
00:09:46,502 --> 00:09:48,796
‫فکر کن ببین چطوری داری از خشمت استفاده می‌کنی!

121
00:09:49,714 --> 00:09:51,507
‫بهش فکر کردم!

122
00:09:51,966 --> 00:09:55,803
‫تنها چیزی که بهش فکر می‌کردم این بود که می‌خوام دنبال اون برم.

123
00:09:57,471 --> 00:09:59,640
‫له و لورده‌شون می‌کنم.

124
00:10:00,641 --> 00:10:02,560
‫به جایی که اون...

125
00:10:04,020 --> 00:10:05,646
‫ایستاده بود...

126
00:10:08,107 --> 00:10:09,900
‫اسپینر متوقف شد.

127
00:10:11,986 --> 00:10:16,907
‫یامادا، به نظر میاد که بخوان کوروگیری رو پس بگیرن...

128
00:10:17,783 --> 00:10:22,079
‫از اونجایی که نقشه‌مون برای جداسازیشون
‫لازم بود، این آخرین راه حل بود.

129
00:10:23,956 --> 00:10:26,417
‫هی... شیراکومو...

130
00:10:27,501 --> 00:10:31,005
‫اون دیوونه تا همین الانشم یه چشم و یه پاشو از دست داده.

131
00:10:32,298 --> 00:10:35,593
‫کاری نکن که خاطرات خوشش رو هم از دست بده.

132
00:10:36,844 --> 00:10:41,307
‫اگه شیراکومو نیستی هم، پس فقط یه خاطره بمون و برو.

133
00:10:43,142 --> 00:10:49,649
‫ولی... اگه تو... هنوز دوست قدیمیمونی...

134
00:10:59,200 --> 00:11:03,329
‫خیلی بیشتر از انتظارم، نقطه‌ی مشترک داشتیم...
‫مثل بازی ویدئویی و اینا...

135
00:11:04,246 --> 00:11:07,208
‫فقط... گفتم اگه یادش بیاد...

136
00:11:12,421 --> 00:11:13,798
لول؟

137
00:11:13,798 --> 00:11:16,384
‫منم بازی کردم. البته سولو بازی کردم.

138
00:11:21,180 --> 00:11:24,350
‫برو شیگاراکی و اینا رو نجات بده!

139
00:11:24,350 --> 00:11:27,478
‫شیراکومو!

140
00:11:57,508 --> 00:12:02,763
‫من... اونیم که از شیگاراکی تومورا محافظت می‌کنم.

141
00:12:25,536 --> 00:12:31,959
‫ابرهای کومولونیمبوسی که ناگهان ژاپن رو پوشونده
‫بودن هنوز در حال گسترش هستن.

142
00:12:31,959 --> 00:12:37,214
‫احتمالش هست که بر موج جت استریم سوار شن
‫و آب و هوای آمریکای شمالی رو هم تحت تأثیر قرار بدن.

143
00:12:38,215 --> 00:12:41,260
‫طبق گزارش اداره‌ی هواشناسی،

144
00:12:41,260 --> 00:12:44,555
یک جریان همرفتی ناشی از افزایش همزمان دما

145
00:12:44,555 --> 00:12:50,269
‫و یک طوفان استوایی از جنوب غربی، ظاهراً با هم ترکیب شدن...

146
00:12:50,269 --> 00:12:54,231
‫تا به صورت بی‌سابقه‌ای یک توده‌ی عظیم پیروکولونیمبوس رو شکل بدن.

147
00:12:55,691 --> 00:12:58,444
‫دنیا می‌تونه با قدرت یه شخص تغییر کنه.

148
00:12:58,819 --> 00:13:01,781
کاناگاوا       بخش کامینو

149
00:13:02,907 --> 00:13:05,201
‫این قدرت آتیش چیه دیگه!؟

150
00:13:05,201 --> 00:13:07,745
‫تودوروکی-کن، خودتم می‌سوزی!

151
00:13:07,745 --> 00:13:09,371
‫نمی‌تونی دوباره باهاش بجنگی.

152
00:13:09,371 --> 00:13:11,624
‫فسفر محدودیت بدنت بود!

153
00:13:11,624 --> 00:13:13,250
‫همه به حدشون رسیدن!

154
00:13:13,626 --> 00:13:16,378
‫و همه دارن تلاش می‌کنن تا از اون حد فراتر برن!

155
00:13:16,378 --> 00:13:20,758
‫ولی فقط اونه که داره تکون می‌خوره!

156
00:13:21,342 --> 00:13:25,471
‫منم خون بابامو دارم.

157
00:13:25,471 --> 00:13:28,349
‫پس چرا فقط تویا-نی می‌تونه تکون بخوره؟!

158
00:13:29,683 --> 00:13:32,269
‫پس بابا تو گونگا‌ست؟

159
00:13:32,937 --> 00:13:34,647
‫خیلی دوره.

160
00:13:34,647 --> 00:13:37,316
‫دروازه واقعاً دردسره.

161
00:13:38,526 --> 00:13:41,529
‫اگه اینطوری بخوام با شوتو مبارزه کنم

162
00:13:41,529 --> 00:13:43,614
‫تا بتونم برای بابا هدیه ببرم،

163
00:13:45,241 --> 00:13:47,785
‫بدنم دووم نمیاره.

164
00:13:51,038 --> 00:13:53,290
‫می‌خواد بره جایی که بابا هست؟

165
00:13:54,208 --> 00:13:57,294
‫این دیگه فراتر از چیزیه که با اراده
‫و خون می‌شه انجام داد.

166
00:13:58,045 --> 00:13:59,505
‫عجیبه...

167
00:13:59,505 --> 00:14:01,882
‫فکر می‌کردم بدنش با آتیش سازگار نیست.

168
00:14:01,882 --> 00:14:04,301
‫پس چرا هنوز می‌تونه شکلشو حفظ کنه؟

169
00:14:04,760 --> 00:14:05,886
‫صبر کن!

170
00:14:05,886 --> 00:14:08,764
‫الان تو شدی خام و نیمه‌پخته!

171
00:14:09,682 --> 00:14:11,058
‫جناب پدر خراب...

172
00:14:11,433 --> 00:14:14,728
‫می‌دونم بهت گفتم باهام حرف نزن، ولی خبرای خوبی دارم.

173
00:14:19,692 --> 00:14:22,069
‫به‌نظر میاد خرج سفرت جور شده.

174
00:14:23,487 --> 00:14:29,702
‫اینطور شاید نتونم دقیق آب رو کنترل کنم...

175
00:14:29,702 --> 00:14:31,662
‫مونوما، خوبی؟

176
00:14:31,662 --> 00:14:35,165
‫بدون شک این مبارزه داخل کتابای درسی ثبت می‌شه، نه؟

177
00:14:35,457 --> 00:14:39,295
‫مطمئن می‌شم وزارت فرهنگ بنویسه به‌خاطر
‫من برنده شدیم!

178
00:14:40,045 --> 00:14:47,928
‫اون تو، اج‌شات، لمیلیون، جینیست و میدوریا
‫دارن از جون مایه می‌ذارن!

179
00:14:48,262 --> 00:14:51,515
‫و من فقط نیازه پلک نزنم!

180
00:14:51,515 --> 00:14:54,143
‫عمراً بشینم راجع بهش غر بزنم!

181
00:14:57,062 --> 00:15:02,359
‫تجربیات جوونی یه فرد، کل زندگیش رو شکل می‌ده.

182
00:15:06,196 --> 00:15:10,576
‫و بیش از هرچیزی، به احساسات بقیه اعتماد دارم.

183
00:15:12,411 --> 00:15:17,625
‫احساساتی که بعد از زندگی‌ای تاریک
‫نسبت به دوستانش داره...

184
00:15:18,459 --> 00:15:23,797
‫برای اینکه بتونیم بذاریم کوروگیری‌ای که از همه‌جا
‫بی‌خبره درجا عمل کنه،

185
00:15:23,797 --> 00:15:27,676
‫یه دستگاه ریز تو دست شیمورا کاشته شده.

186
00:15:28,969 --> 00:15:31,472
‫ایگوچی-کن، کارت تموم شده!

187
00:15:36,644 --> 00:15:38,395
‫بابا جون...

188
00:15:41,231 --> 00:15:42,942
‫در ضمن...

189
00:15:45,569 --> 00:15:48,739
‫هاوکس...!

190
00:15:50,115 --> 00:15:56,455
‫مرگ مرد غمگین باعث به‌وجود اومدن
‫دشمنی‌ای در قلب دختر جوانی شد.

191
00:15:57,247 --> 00:16:01,502
‫مردی که می‌خواست برای پاک کردن کینه‌ش،
‫همه‌چی رو قاطی کنه،

192
00:16:01,502 --> 00:16:05,631
‫به دخترک چیزی که برای نابودی کشور نیاز بود رو داد.

193
00:16:06,632 --> 00:16:09,635
‫خب، تاکامی-کن. نظاره‌گر باش.

194
00:16:10,552 --> 00:16:15,432
‫اگه اون‌موقع نابودیش رو تو اولویتت نمی‌ذاشتی،

195
00:16:15,432 --> 00:16:17,351
‫به‌نظرت چه اتفاقی میوفتاد؟

196
00:16:19,103 --> 00:16:22,356
‫بکشینش! زود باشین!

197
00:16:24,400 --> 00:16:27,403
چند دقیقه قبل

198
00:16:27,403 --> 00:16:30,364


199
00:16:35,786 --> 00:16:36,870
‫فراپی!

200
00:16:39,832 --> 00:16:43,794
‫چیزی که باهاش خودشو مخفی می‌کنه، یه‌نوع حواس‌پرتیه.

201
00:16:44,503 --> 00:16:47,089
‫احتمالاً یه‌چیز به‌شدت پیچیده ظریفه.

202
00:16:47,423 --> 00:16:51,844
‫که یعنی ممکنه تعداد کسایی که می‌تونه
‫هم‌زمان ازش روشون استفاده کنه، محدوده.

203
00:16:54,013 --> 00:16:56,056
‫همراه یه قهرمان نوع «حسی»...

204
00:16:56,056 --> 00:16:59,476
‫و حداقل چهار نفر که می‌تونن پیداش
‫کنن و همدیگه رو پشتیبانی کنن...

205
00:17:03,605 --> 00:17:04,440
‫سمت چپه!

206
00:17:04,440 --> 00:17:06,734
‫توگا هیمیکو، بس کن!

207
00:17:21,123 --> 00:17:22,666
‫این یارو...

208
00:17:22,666 --> 00:17:24,877
‫اَبر ترمیم نداره!

209
00:17:25,294 --> 00:17:27,546
‫تعداد اشرار داره کم می‌شه!

210
00:17:27,546 --> 00:17:30,382
‫اگه بتونیم شبه‌ های‌اند رو مهار کنیم، از پسش بر میایم!

211
00:17:30,382 --> 00:17:35,512
‫ماموریت ما مهار کردن اینا تو این جزیره‌ست!

212
00:17:40,434 --> 00:17:44,313
‫با توجه به مقداری که از خون جین-کن دارم،
‫ حدم ۳۰ یا ۴۰ دقیقه‌ست.

213
00:17:45,981 --> 00:17:48,776
‫حتی اگه الان بخورمش و با تعداد بیشتر
‫ورق رو برگردونم،

214
00:17:49,610 --> 00:17:52,571
‫رژه‌ی مرد غمگین تو این جزیره‌ی دورافتاده تموم می‌شه.

215
00:17:53,447 --> 00:17:56,033
‫اصلاً، حتی اگه اینجا بتونیم برتری پیدا کنیم،

216
00:17:56,033 --> 00:17:59,703
‫فکر نمی‌کنم بذارن یه کشتی بیاد دنبالمون تا برگردیم.

217
00:18:00,704 --> 00:18:02,289
‫از هم جدامون کردن...

218
00:18:02,289 --> 00:18:05,334
‫نکنه قهرمانا راجع به خون جین-کن خبر دارن؟

219
00:18:05,334 --> 00:18:08,670
‫درهرصورت، با این وضع، بدون اینکه
‫بتونم کاری کنم تموم می‌شه.

220
00:18:09,379 --> 00:18:10,631
‫پس...

221
00:18:12,091 --> 00:18:14,301
‫همه‌چیو رو اسپینر-کن شرط می‌بندم!

222
00:18:14,301 --> 00:18:17,304
‫من کاری که باید رو انجام می‌دم!

223
00:18:17,596 --> 00:18:19,389
‫شروع شد! خون ذخیره شده!

224
00:18:20,099 --> 00:18:22,392
‫مال آل‌فوروانه، یا شیگاراکی؟

225
00:18:22,392 --> 00:18:24,019
‫مال کیه؟

226
00:18:24,353 --> 00:18:26,105
‫عمراً منتظر بمونیم تا بفهمیم!

227
00:18:27,147 --> 00:18:29,108
‫سویو-چان همیشه خونسردانه فکر می‌کنه.

228
00:18:29,942 --> 00:18:31,944
‫برای همین اون تقلبی بود!

229
00:18:33,195 --> 00:18:37,407
‫یه ماده‌ی شیمیایی برای جذب نومو‌ـیه که آل‌فوروان بهم داده.

230
00:18:40,285 --> 00:18:41,495
‫فراپی!

231
00:18:43,247 --> 00:18:45,082
‫باید در لحظه تصمیم بگیرم!

232
00:18:45,541 --> 00:18:46,750
‫قورت دادن.

233
00:18:53,757 --> 00:18:55,008
‫و سپس،

234
00:18:55,384 --> 00:18:58,804
‫دشمنیش، معجزه‌ای به‌ بار آورد.

235
00:19:01,223 --> 00:19:04,852
‫باید شیگاراکی اینا رو نجات بدم...

236
00:19:06,103 --> 00:19:10,858
‫توگا هیمیکو، تو می‌خوای چیکار کنی؟

237
00:19:13,152 --> 00:19:17,614
‫می‌خوام تمام قهرمانا رو نابود کنم،
‫و اولیش هم هاوکسه.

238
00:19:20,325 --> 00:19:23,579
‫کوروگیری-سان، منو همه‌جا پخش کن!

239
00:19:24,788 --> 00:19:25,998
‫هنوز!

240
00:19:31,253 --> 00:19:34,798
‫هنوز باهات صحبتای عاشقانه نکردم!

241
00:19:35,757 --> 00:19:37,134
‫اوچاکو-چان...

242
00:19:39,678 --> 00:19:42,931
‫ای‌کاش... می‌تونستیم...

243
00:19:45,017 --> 00:19:47,978
حال حاضر

244
00:19:48,645 --> 00:19:49,897
‫توگاست!

245
00:19:50,564 --> 00:19:53,233
‫یکم از خون بوبایگاوارا رو ذخیره کرده بود؟

246
00:19:54,318 --> 00:19:58,405
‫فکر می‌کردم وقتی نفوذ کرده بودم، از شر همه‌ش خلاص شدم.

247
00:19:58,405 --> 00:20:00,574
‫حتی بعد از مبارزه، لکه‌های خون رو هم پاک کردم!

248
00:20:03,118 --> 00:20:05,329
‫کار دابی بود؟!

249
00:20:06,330 --> 00:20:07,998
‫دیگه دیره!

250
00:20:09,416 --> 00:20:14,588
‫چه بخوای چه نخوای، فردا بی‌طرفانه سر می‌رسه.

251
00:20:14,588 --> 00:20:18,800
‫و اگه اینطوریه، بیا بخندیم. توگا هیمیکو.

252
00:20:19,843 --> 00:20:23,347
‫بیا رژه‌ی غمش رو ادامه بدیم.

253
00:20:24,723 --> 00:20:26,350
‫کپی‌های بی‌نهایت...

254
00:20:26,350 --> 00:20:29,269
‫رژه‌ی مرگ مرد غمگین!

255
00:20:29,937 --> 00:20:32,481
‫و بعد، ما کسایی می‌شیم که...

256
00:20:33,857 --> 00:20:35,525
‫... آخر کار می‌خندن.

257
00:20:55,295 --> 00:20:57,923
‫از ترس لرزیدم

258
00:20:57,923 --> 00:21:00,926
‫مکانی که شبیه خانه بود،

259
00:21:00,926 --> 00:21:02,427
‫همو ندیدیم که

260
00:21:02,761 --> 00:21:03,804
‫صدا و کلمات،

261
00:21:03,804 --> 00:21:05,472
‫قلبم رو روشن می‌کنه

262
00:21:05,472 --> 00:21:08,100
‫وقتی حس ناپدید شدن می‌ده،

263
00:21:08,350 --> 00:21:11,186
‫زندگی کافی نیست

264
00:21:11,436 --> 00:21:13,021
‫اگه نمی‌تونم درخشانت کنم،

265
00:21:13,021 --> 00:21:15,315
‫پس نور هیچ معنی‌ای نداره

266
00:21:15,315 --> 00:21:16,650
‫مانند سو سو زدن

267
00:21:16,650 --> 00:21:19,319
‫نور ستاره‌ی شش‌درخشانی،

268
00:21:19,319 --> 00:21:23,240
‫چیزی که حتی روشن‌ترین ستاره‌ هم خاموش می‌کنه،

269
00:21:23,240 --> 00:21:27,536
‫به دنبال صدات می‌گردم،

270
00:21:27,536 --> 00:21:30,289
‫حتی اگه زندگی انقدر کوچیک باشه

271
00:21:30,289 --> 00:21:33,166
‫که هرلحظه امکان ناپدیدیش باشه،

272
00:21:33,166 --> 00:21:38,088
‫چیزی که حتی روشن‌ترین ستاره‌ هم خاموش می‌کنه،

273
00:21:38,088 --> 00:21:39,798
‫به دنبال صدات می‌گردم
