﻿1
00:00:04,170 --> 00:00:09,801
بیمارستان مرکزی      بعد از ظهور کوروگیری
‫مجروحا رو بیارین تو!
‫آره! یار باشن یا دشمن فرقی نداره!

2
00:00:09,801 --> 00:00:12,345
‫یالا! بارون داره شدیدتر می‌شه!

3
00:00:12,804 --> 00:00:15,890
‫صبر کنین! نباید تکون بخورین!

4
00:00:15,890 --> 00:00:17,892
‫اگه زخماتون باز شه، جونتون واقعاً به خطر میفته!

5
00:00:18,893 --> 00:00:20,729
‫ساکت باش!

6
00:00:22,147 --> 00:00:24,524
‫فقط بگو دشمن کدوم گوریه؟

7
00:00:25,734 --> 00:00:27,152
‫نذار بهت گوشزد کنم!

8
00:00:27,485 --> 00:00:29,446
‫تو یه زندانی فراری هستی!

9
00:00:30,071 --> 00:00:31,781
‫میدوریا ایزوکو...

10
00:00:32,741 --> 00:00:34,242
‫ازم خواهش کرده...

11
00:00:35,118 --> 00:00:37,662
‫لطفاً کنار ما بجنگ!

12
00:00:38,163 --> 00:00:42,292
‫تو هنوز قلب یه قهرمانو داری!

13
00:00:42,834 --> 00:00:45,086
‫گفت کنار ما بجنگ...

14
00:00:45,712 --> 00:00:47,422
‫ازم خواهش کرد!

15
00:00:48,923 --> 00:00:50,175
‫بذار بره.

16
00:00:51,134 --> 00:00:52,385
‫ولی...

17
00:00:53,094 --> 00:00:55,180
‫مسئولیتشو خودم می‌پذیرم.

18
00:00:56,639 --> 00:00:59,142
‫با این می‌تونی از موقعیت نبرد باخبر شی.

19
00:00:59,601 --> 00:01:02,353
‫موقعیت یو.ای و دشمن و غیره رو بهت نشون می‌ده.

20
00:01:03,897 --> 00:01:07,275
‫لیدی ناگان، آخرِ این نبرد لعنتی...

21
00:01:07,275 --> 00:01:10,779
‫باید به میدوریا ایزوکو اعتماد کنیم.

22
00:01:11,529 --> 00:01:14,908
‫اگه تو به خاطر اون وارد عمل شدی،

23
00:01:16,201 --> 00:01:18,286
‫پس منم به تو اعتماد دارم.

24
00:01:30,673 --> 00:01:32,092
‫هنوز مونده...

25
00:01:32,092 --> 00:01:33,927
‫یه تیر دیگه!

26
00:01:33,927 --> 00:01:36,054
‫تا توان دارم باید گلوله میل کنی!

27
00:01:38,348 --> 00:01:40,100
‫آسمون خاکستری...

28
00:01:41,059 --> 00:01:45,021
‫وقتی سرتاپامو سیاهی گرفته بود و دیگه به نور اعتقادی نداشتم...

29
00:01:45,647 --> 00:01:48,441
‫تو و جانشینم، کمکم کردین که به یاد بیارم...

30
00:01:52,278 --> 00:01:54,280
‫ناگان!

31
00:02:03,748 --> 00:02:04,874
‫میدوریا-گون!

32
00:02:05,208 --> 00:02:09,003
‫اگه شیگاراکی بتونه آزادانه از کوسه‌هاش استفاده کنه،

33
00:02:09,003 --> 00:02:11,297
‫اون‌جوری دیگه نمی‌شه تو تابوت باهاش جنگید.

34
00:02:11,297 --> 00:02:13,133
‫در این صورت...

35
00:03:36,841 --> 00:03:39,636
‫ای آشغال یه‌بارمصرف!

36
00:03:39,636 --> 00:03:41,763
‫زدی هم‌وطنای خودتو کشتی و الان ادای قربانیا رو در میاری...

37
00:03:41,763 --> 00:03:43,556
وانمود می‌کنی که قهرمانی؟

38
00:03:43,556 --> 00:03:45,892
‫تو یه ضعیفه‌ای که دنبال راه آسونی!

39
00:03:47,727 --> 00:03:51,147
‫فکر کردی از احساسات و ارتباطاتش داری استفاده می‌کنی،

40
00:03:51,147 --> 00:03:52,649
‫ولی خیلی حقیرانه‌ست!

41
00:03:52,982 --> 00:03:55,860
‫دیگه دستتو بکش.

42
00:03:56,694 --> 00:03:59,530
‫عین همون موقع که منو بزرگ می‌کردی.

43
00:04:00,114 --> 00:04:04,994
‫از ارتباطم با شیمورا و آلمایت به عنوان مورد آزار و اذیت استفاده کردی.

44
00:04:06,621 --> 00:04:12,210
‫به برنامه‌هات برای تسلط به ذهن و بدنم ادامه دادی.

45
00:04:13,336 --> 00:04:18,925
‫سوار نفرتِ من شدی و سعی کردی وان‌فورآل رو از آن خودت کنی.

46
00:04:20,009 --> 00:04:24,389
‫من باهات ادغام شدم و بخشی از تو شدم.

47
00:04:26,015 --> 00:04:27,934
ولی می‌دونی چیه، سنسه؟

48
00:04:27,934 --> 00:04:33,356
‫من خوشم نیومد، برای همینم هسته‌مو تو اعماق قلبم مخفی کردم.

49
00:04:34,315 --> 00:04:36,859
‫جوری حرکت کردم که توجهت جلب نشه،

50
00:04:36,859 --> 00:04:40,571
‫و اون هسته از درون شروع کرد که بخشای وجودمو پس بگیره.

51
00:04:42,407 --> 00:04:45,368
‫اون عمقی بود که من توش قدم می‌زدم.

52
00:04:45,994 --> 00:04:48,121
‫کوروگیری!

53
00:04:48,997 --> 00:04:51,207
‫نمی‌تونم بدنمو جوری که می‌خوام حرکت بدم!

54
00:04:51,541 --> 00:04:54,752
‫منو از دروازه بفرست پیش آل‌فوروان!

55
00:04:56,546 --> 00:04:57,588
‫شی... شی...

56
00:04:57,922 --> 00:05:00,133
‫من... محافظت...

57
00:05:00,133 --> 00:05:03,594
‫نه، شیگاراکی... من...

58
00:05:03,886 --> 00:05:05,972
‫کی...؟ کجا...؟!

59
00:05:06,472 --> 00:05:09,726
‫شی... دوستاش...

60
00:05:10,977 --> 00:05:14,272
‫من به وان‌فورآل نیازی ندارم.

61
00:05:15,189 --> 00:05:17,358
‫من بازیچه‌ی تو نمی‌شم.

62
00:05:18,067 --> 00:05:21,070
فکر کردی می‌تونی همه‌چی رو کنترل کنی؟

63
00:05:22,405 --> 00:05:27,535
‫برعکس اونا... احساسات من تغییر نمی‌کنن.

64
00:05:28,286 --> 00:05:31,039
‫هرچیزی که می‌شه تو این دنیا دید...

65
00:05:31,706 --> 00:05:33,916
‫دلیلیه برای اون خونه!

66
00:05:36,961 --> 00:05:39,756
‫من فقط یه‌چیز می‌خوام!

67
00:05:41,424 --> 00:05:45,219
‫نابودیِ هرچیزی که به اون خونه متصله!

68
00:05:47,305 --> 00:05:51,100
‫اون تنها چیزیه که منو نجات می‌ده...

69
00:05:51,100 --> 00:05:52,643
‫قهرمان!

70
00:05:53,978 --> 00:05:55,063
‫جوون!

71
00:05:59,275 --> 00:06:02,695
‫عمراً اجازه بدم... ولی...

72
00:06:04,197 --> 00:06:08,117
‫من وانمود نمی‌کنم که گریه‌تو ندیدم!

73
00:06:17,710 --> 00:06:19,962
‫قابلیت ارتجاعیم بیش‌ از این دووم نمیاره!

74
00:06:21,089 --> 00:06:24,842
‫این تقصیر عشق نیست، من به حد خودم رسیدم!

75
00:06:25,218 --> 00:06:26,928
‫فقط یکم دیگه تلاش کن!

76
00:06:26,928 --> 00:06:30,515
‫خیلی زود برنامه‌ی معلق‌سازی رو می‌فرستم!

77
00:06:31,849 --> 00:06:34,143
‫خیلی سریع از کنارم رد شد و خوب ندیدم،

78
00:06:34,769 --> 00:06:37,438
‫ولی مطمئنم که همون جوون بود.

79
00:06:37,855 --> 00:06:40,525
‫اگه اون اینجا رو ترک کرده،

80
00:06:40,525 --> 00:06:43,069
پس معنیش اینه که کارو سپرده به من؟

81
00:06:43,569 --> 00:06:47,615
‫نه، اصلاً امکان نداره که اون حتی بدونه من اینجام.

82
00:06:48,282 --> 00:06:51,619
‫نه دوربینی هست، نه تماشاگری.

83
00:06:51,619 --> 00:06:56,207
‫مهم نیست من اینجا چیکار کنم، نه نقدی در کاره نه تشویقی.

84
00:06:58,793 --> 00:07:03,256
‫فقط لذت زندگی تو قلبم جاریه!

85
00:07:08,386 --> 00:07:11,472
‫انگار دوربین و تماشاگر هست.

86
00:07:11,472 --> 00:07:12,557
‫خطرناکه!

87
00:07:12,932 --> 00:07:14,517
‫یالا برگرد داخل!

88
00:07:14,517 --> 00:07:17,645
‫فکر کنم اون یه شرور زندانیه.

89
00:07:17,645 --> 00:07:18,604
‫ولی الان...

90
00:07:18,604 --> 00:07:21,524
‫بدون شک تنها کسیه که اینجا رو سرپا داره!

91
00:07:21,524 --> 00:07:22,733
نشنیدی چی گفتم؟

92
00:07:23,025 --> 00:07:24,777
‫من دارم از جون مایه می‌ذارم!

93
00:07:24,777 --> 00:07:26,487
‫برگرد داخل!

94
00:07:26,863 --> 00:07:28,865
‫خفه شو! بذار فیلمتو بگیرم!

95
00:07:28,865 --> 00:07:29,866
‫چه وحشی!

96
00:07:30,199 --> 00:07:32,160
‫ما هم داریم زورمونو می‌زنیم!

97
00:07:32,785 --> 00:07:34,412
‫ژاپن به این حال افتاد...

98
00:07:35,037 --> 00:07:38,040
‫و کل مسئولیت افتاد رو دوش اندوور!

99
00:07:38,499 --> 00:07:41,085
‫ما باید اونو ضبط می‌کردیم!

100
00:07:41,419 --> 00:07:45,590
‫اون روز، ما باید کسایی می‌بودیم که قهرمانا رو به جامعه وصل می‌کردیم!

101
00:07:45,590 --> 00:07:47,091
‫نتونستیم!

102
00:07:47,508 --> 00:07:50,511
‫ولی این بار، فیلمشو می‌گیریم و به دنیا نشونش می‌دیم!

103
00:07:50,511 --> 00:07:55,391
‫نشون می‌دیم که کار قهرمانیِ رشته‌ی تجارت یعنی چی!

104
00:07:58,394 --> 00:08:00,771
‫پس این یو.ایه...

105
00:08:01,731 --> 00:08:06,068
آخه من به کجا می خواستم نفوذ کنم؟

106
00:08:12,116 --> 00:08:14,368
‫خیلی خفنین!

107
00:08:14,368 --> 00:08:16,662
‫گوشیم داره حرف می‌زنه؟

108
00:08:16,662 --> 00:08:19,373
‫نه وایسا! هنگ کرده!

109
00:08:19,373 --> 00:08:20,458
‫هکت کردن؟!

110
00:08:20,458 --> 00:08:21,292
‫کار یه شروره؟!

111
00:08:21,292 --> 00:08:24,295
‫ حفاظ الکترومغناطیسی یو.ای ضعیف‌تر شده!

112
00:08:24,295 --> 00:08:25,630
‫برای همین وارد شدم!

113
00:08:25,922 --> 00:08:27,590
‫آیبا، چیکار می‌کنی؟

114
00:08:27,590 --> 00:08:28,633
‫زودباش یو.ای رو...

115
00:08:28,633 --> 00:08:30,676
‫همین‌الانشم تموم شده!

116
00:08:30,676 --> 00:08:32,929
‫دارم می‌رم سراغ قدم بعدی!

117
00:08:33,179 --> 00:08:35,139
‫قهرمانان، همینطوری فیلم بگیرین!

118
00:08:37,475 --> 00:08:41,812
‫نمی‌تونم بذارم همچین جنتل بی‌نظیری
‫از چشمان دنیا ناشناخته بمونه!

119
00:08:41,812 --> 00:08:45,441
‫حتی اگه خودشم راضی باشه، من نیستم!

120
00:08:48,903 --> 00:08:50,196
‫سبکت‌تر شد؟

121
00:08:51,239 --> 00:08:53,407
‫تونستی، لابراوا!

122
00:08:56,327 --> 00:09:00,748
‫من دارم... از کی محافظت می‌کنم...؟

123
00:09:01,874 --> 00:09:03,709
‫تمام...

124
00:09:04,210 --> 00:09:06,504
‫... قهرمانان رو از بین می‌برم.

125
00:09:09,549 --> 00:09:12,718
‫سنسه!

126
00:09:14,637 --> 00:09:18,558
‫نـــــه...!

127
00:09:22,895 --> 00:09:25,940
‫نجات‌شون... داد؟

128
00:09:26,399 --> 00:09:29,151
‫یا ممکنه صرفاً از شر پاکسازی خلاص شده باشه.

129
00:09:29,151 --> 00:09:32,321
‫این بهترین کمک به شیگاراکیه.

130
00:09:32,822 --> 00:09:36,659
‫درهرصورت الان فقط باید باور داشته باشیم و بجنگیم...

131
00:09:37,285 --> 00:09:39,078
‫باور داشته باشیم همه سالمن...

132
00:09:39,078 --> 00:09:41,122
‫و اینکه می‌تونیم برنده بشیم!

133
00:09:45,501 --> 00:09:47,044
‫و به میدوریا-گون اعتماد کنیم...

134
00:09:56,512 --> 00:09:59,515
محل ویلای گونگا

135
00:10:02,268 --> 00:10:07,231
‫اصلاً قرار بود کاملاً تبدیل به من بشه.

136
00:10:07,815 --> 00:10:13,779
‫ترکیب شدن با تومورا و تبدیل شدن
‫به یه شخصیت جدید مناسب نبود.

137
00:10:13,779 --> 00:10:18,367
‫موج نابودی تومورا فراتر از چیزیه که می‌تونستم تصور کنم.

138
00:10:19,118 --> 00:10:21,746
‫با این‌حال چیز بیهوده‌ایه.

139
00:10:21,746 --> 00:10:28,336
‫اگه این عامل کوسه‌ای که کارم
‫باهاش تموم شده رو جذب کنه، قلمروم وسیع‌تر می‌شه،

140
00:10:28,336 --> 00:10:30,171
‫و می‌تونم تومورا رو تحت‌کنترل نگه دارم!

141
00:10:30,630 --> 00:10:33,090
‫تکمیل ارباب شیاطین...

142
00:10:34,216 --> 00:10:37,970
‫این داستان منه.

143
00:10:38,554 --> 00:10:40,723
‫نمی‌ذارم بری پیش شیگاراکی!

144
00:10:41,390 --> 00:10:44,977
‫این داستان ماست!

145
00:10:45,811 --> 00:10:47,146
‫برای...

146
00:10:47,813 --> 00:10:49,023
‫آینده‌مون...

147
00:10:49,607 --> 00:10:51,942
‫برای اون بچه‌ها...

148
00:10:52,318 --> 00:10:56,364
‫نمی‌ذارم بیوفته دست تویی که فقط
‫هدفت بلعیدن بقیه‌ست!

149
00:10:56,989 --> 00:10:59,158
‫آینده‌ای که فراتر از اونه...

150
00:11:00,951 --> 00:11:04,580
‫آینده‌ی درخشانی که باعث می‌شه به خنده بیوفتی.

151
00:11:05,414 --> 00:11:08,918
‫ولی شرایط داره به نفع من پیش می‌ره.

152
00:11:25,643 --> 00:11:28,979
‫آخ، ای‌بابا، زیادی سریع رفتم!

153
00:11:28,979 --> 00:11:30,898
‫اگه خیلی دلم می‌خواست ببینمـ-

154
00:11:32,942 --> 00:11:39,365
‫ماها برای محافظت از مردمی که داخل یو.اِی
‫تخلیه کردن فرستاده شدیم،

155
00:11:39,365 --> 00:11:41,200
‫ولی اونا هنوز نرسیدن.

156
00:11:41,784 --> 00:11:45,204
‫به‌جاش به این نتیجه رسیدیم خطر بهمون نزدیکه،

157
00:11:45,204 --> 00:11:47,164
‫و سرخود...

158
00:11:48,416 --> 00:11:51,711
‫رشته‌ی قهرمانی دبیرستان شیکتسو رو...

159
00:11:52,002 --> 00:11:53,087
‫عجب!

160
00:11:53,087 --> 00:11:55,131
‫...جمع کردیم و اومدیم کمک!

161
00:11:55,923 --> 00:11:58,134
‫باد چیزی نیست که خودش بوزه،

162
00:11:58,134 --> 00:12:00,302
‫بلکه چیزیه که من می‌سازمش!

163
00:12:02,179 --> 00:12:05,141
‫چیزی که پدرم به‌عنوان نگهبان زندان ازش محافظت کرد،

164
00:12:05,141 --> 00:12:07,143
‫چیزیه که منم ازش محافظت می‌کنم!

165
00:12:07,685 --> 00:12:09,103
‫شیشی‌کراس!

166
00:12:09,103 --> 00:12:11,105
‫دانش‌آموزای فارغ‌التحصیلم اومدن!

167
00:12:11,105 --> 00:12:13,649
‫انگار شیگاراکی و دکو از یو.اِی خارج شدن!

168
00:12:16,026 --> 00:12:19,697
‫قبل از اینکه دیر بشه، باید جلوی حرکات توگا رو بگیریم،

169
00:12:20,072 --> 00:12:21,949
‫و از حملات دوربرد استفاده کنیم!

170
00:12:22,658 --> 00:12:25,286
‫هرچی تو توانتون دارینو پرت کنین سمت آل‌فوروان!

171
00:12:28,789 --> 00:12:30,499
‫هاوکس، خوبی؟!

172
00:12:30,499 --> 00:12:34,336
‫سوکائوچی-سان، پشتیبانی به‌موقع رسید.

173
00:12:34,336 --> 00:12:36,213
‫جدی جونمو نجات دادن.

174
00:12:36,505 --> 00:12:41,260
‫نه راستش، قبل از اینکه درخواست بدیم، راه افتادن.

175
00:12:41,844 --> 00:12:45,514
‫شنیدیم بدن آل‌فوروان برگشته،

176
00:12:45,514 --> 00:12:49,560
‫ولی اینکه تو گونگا نگهش داریم تأثیر
‫بسزایی داخل شکست و یا بُردمون داره.

177
00:12:49,935 --> 00:12:53,063
‫هرطور شده جلوشو بگیر!

178
00:12:55,858 --> 00:12:59,361
‫با لمس کردن بدن یه فرد، می‌تونم کوسه‌شو بدزدم.

179
00:13:00,446 --> 00:13:04,992
‫فکر کردم نمی‌خواین با تعداد زیاد بهم
‫حمله کنین و ریسک کنین.

180
00:13:05,451 --> 00:13:09,872
‫ولی انگار حتی اگه به‌معنی دست‌کشیدن از
‫تمام ریسکای مهار شده باشه، می‌خواین جلومو بگیرین.

181
00:13:09,872 --> 00:13:11,916
‫صحیح، صحیح.

182
00:13:22,218 --> 00:13:25,262
‫داره هم‌زمان از کوسه‌های بیشتری استفاده می‌کنه!

183
00:13:27,014 --> 00:13:29,558
‫کسایی که هنوز وایسادن، بی‌دقتی نکنین!

184
00:13:29,558 --> 00:13:31,602
‫کسایی که دفاع دارن هم سعی کنین
‫عقب رونده نشین!

185
00:13:31,602 --> 00:13:32,394
‫ببینین!

186
00:13:32,853 --> 00:13:36,649
‫وایساده! به حمله ادامه بدین!

187
00:13:37,691 --> 00:13:42,029
‫این‌همه مبارزه کردیم، و بازم فکر می‌کنین شانسی دارین؟

188
00:13:43,197 --> 00:13:47,451
‫تازه اونم بدون تنها مردی که می‌تونست بهم برسه؟

189
00:13:48,786 --> 00:13:50,788
‫این شجاعت نیست.

190
00:13:51,455 --> 00:13:55,084
‫صرفاً به‌خاطر اینه که منو تو دوران اوجم نمی‌شناسین.

191
00:13:56,293 --> 00:14:01,257
‫نسلی که قبل از پیدایش آل‌مایت رو یادش نیست...

192
00:14:02,216 --> 00:14:07,179
‫نسلی که بعد از پدیدار شدن آلمایت به‌دنیا اومد...

193
00:14:09,807 --> 00:14:12,601
‫عصری که میان تاریکی رسوخ‌ناپذیر،

194
00:14:12,601 --> 00:14:17,147
‫همه از «چیزی» که اون توئه می‌ترسن.

195
00:14:17,940 --> 00:14:20,234
‫تاریکی طلایی...

196
00:14:20,234 --> 00:14:24,947
‫پوشیده شده در بدگمانی و رنجش،
‫سوءاستفاده و تبعیض!

197
00:14:26,115 --> 00:14:28,534
‫نه، خوبم می‌شناسمش!

198
00:14:28,534 --> 00:14:30,327
‫البته راجع به تو یکی نمی‌دونم!

199
00:14:30,661 --> 00:14:34,123
‫ولی تو تاریخ معاصر حسابی راجع به این‌چیزا خوندیم!

200
00:14:34,915 --> 00:14:39,628
‫من دوستم، تودوروکی، و باباش، اندوور رو دیدم...

201
00:14:39,628 --> 00:14:41,881
‫و تصمیم گرفتم حامی‌شون باشم!

202
00:14:42,172 --> 00:14:46,302
‫صرفاً این احساسات پرشور دارن به ترسم غلبه می‌کنن!

203
00:14:52,016 --> 00:14:55,352
‫تو زندان بادی یه حمله انجام بدم...

204
00:14:56,562 --> 00:14:59,565
‫و شروع به دزدیدن کنم...؟

205
00:15:03,193 --> 00:15:04,194
‫ایناسا!

206
00:15:04,194 --> 00:15:05,404
‫شل نگیر!

207
00:15:05,404 --> 00:15:08,240
‫درحالی که داری توگا رو می‌بری، همینطوری باد بفرست!

208
00:15:08,240 --> 00:15:09,742
‫باش!

209
00:15:09,742 --> 00:15:14,830
‫هرچقدر باد شدیدتر باشه، کوسه‌ی منم قوی‌تر می‌شه!

210
00:15:15,873 --> 00:15:18,208
‫به‌جای شکوه قدیمی تو...

211
00:15:18,584 --> 00:15:24,131
‫می‌خوام آینده‌ی کسایی که تشویق می‌کنمو ببینم!

212
00:15:24,965 --> 00:15:26,342
‫اندوور-سان!

213
00:15:27,176 --> 00:15:31,805
‫پیشرفت داشتیم. همینجا!

214
00:15:33,140 --> 00:15:38,228
‫وان‌فورآل تبلور قدرتیه که تو قلب مردم چرخیده!

215
00:15:38,896 --> 00:15:40,940
‫و فقطم وان‌فورآل نیست.

216
00:15:41,398 --> 00:15:43,692
‫تو هم همه رو به هم وصل می‌کنی!

217
00:15:46,070 --> 00:15:47,905
‫از چشماش خوشم نمیاد.

218
00:15:48,906 --> 00:15:51,075
‫نگاه‌شون به من نیست.

219
00:15:51,075 --> 00:15:53,285
‫هنوز نور اُمیدشونو از دست ندادن.

220
00:15:54,411 --> 00:15:56,872
‫نه، اون نور از بین رفته.

221
00:15:57,581 --> 00:16:01,335
‫ولی انگار سوختی به آتیش اضافه شده
‫تا اون نور بتونه بیشتر بدرخشه.

222
00:16:03,879 --> 00:16:08,384
‫ولی هنوزم می‌ترسه کوسه‌ش دزدیده بشه
‫برای همین نمی‌تونه نزدیک بشه.

223
00:16:09,093 --> 00:16:12,554
‫کافیه!

224
00:16:15,349 --> 00:16:16,892
‫این احساس...

225
00:16:19,728 --> 00:16:21,897
‫پس جریان اینه.

226
00:16:23,023 --> 00:16:26,235
‫حتی تاریکی هم، انواع مختلفی داره.

227
00:16:28,278 --> 00:16:30,364
‫تو حق نداری راجع به تاریکی حرف بزنی.

228
00:16:32,282 --> 00:16:35,327
‫اگه می‌خوای راجع به تاریکی لجنی که ازش بیرون خزیدی حرف بزنی...

229
00:16:36,245 --> 00:16:39,123
‫... همین‌الانشم همه‌مون اونو بلعیدیم.

230
00:16:41,417 --> 00:16:43,919
‫ابرهای سیاهی که به‌خاطر حمله‌ی ناگهانیت جمع شدن،

231
00:16:43,919 --> 00:16:48,048
‫جلوی نور رو گرفتن و گذاشتن بیشتر
‫از قدرتم استفاده کنم.

232
00:16:48,882 --> 00:16:53,387
‫به‌خاطر باد درخت‌ها هی اینور اونور پرت
‫می‌شن و شعله‌ها رو کوچیک‌تر کردن.

233
00:16:55,431 --> 00:16:57,349
‫آلمایت بهمون گفت...

234
00:16:58,058 --> 00:17:02,021
‫برای همینم من برای پشتیبانی از
‫اندوور و هاوکس انتخاب شدم!

235
00:17:03,355 --> 00:17:04,565
‫دارک شدو...

236
00:17:04,982 --> 00:17:06,233
‫آزادسازی مطلق!

237
00:17:07,359 --> 00:17:12,489
‫توکویامی-کون، تا پشتیبانی از شیکتسو رسید، آماده‌ی این شدی؟

238
00:17:13,198 --> 00:17:15,159
‫ادامه بدین!

239
00:17:15,492 --> 00:17:18,078
‫اینم یه باد هم‌جهت!

240
00:17:24,043 --> 00:17:28,172
‫اگه تونستم حتی کمی باهات متصل بشم...

241
00:17:28,172 --> 00:17:31,008
‫پس خوشحالم این بال‌های پاره‌پوره رو دارم!

242
00:17:38,849 --> 00:17:40,559
‫ژرف سیاه...

243
00:17:40,559 --> 00:17:41,685
‫نور بالدور!

244
00:18:56,802 --> 00:19:00,556
چند دقیقه قبل
‫کمی به قبل برگردیم،

245
00:19:00,806 --> 00:19:02,432
‫در اون لحظه...

246
00:19:04,017 --> 00:19:08,605
‫مردی که می‌خواست برای پاک کردن کینه‌ش،
‫همه‌چی رو قاطی کنه،

247
00:19:09,022 --> 00:19:12,609
‫به دخترک چیزی که برای نابودی کشور نیاز بود رو داد.

248
00:19:14,945 --> 00:19:16,321
‫دروغ‌گو.

249
00:19:17,781 --> 00:19:20,534
‫اون دو مرد متوجه شدن...

250
00:19:22,744 --> 00:19:26,081
‫که وضعیت هنوز در بهترین حالتش نیست...

251
00:19:26,081 --> 00:19:30,377
‫... و اینکه هنوز حتی در بدترین حالت هم نیست.

252
00:19:45,267 --> 00:19:47,644
‫این صرفاً نظرم براساس چیزیه که دلم می‌خواد بگم.

253
00:19:47,644 --> 00:19:50,606
‫وضعیت بده، ولی هنوز در بدترین حالت نیست.

254
00:19:51,565 --> 00:19:54,443
‫اگه از اول با تبدیل شدن به آل‌فوروان
‫یا دابی می‌خواست شروع کنه،

255
00:19:54,443 --> 00:19:56,695
‫و یا ازشون کپی می‌ساخت، کارمون تموم بود.

256
00:19:57,571 --> 00:20:00,240
‫ولی هنوز اون اتفاق نیوفتاده.

257
00:20:00,240 --> 00:20:01,408
‫که یعنی...

258
00:20:01,408 --> 00:20:03,702
‫فقط باید دنبال فرصتی برای برنده شدن تو اون وضعیت باشیم.

259
00:20:04,620 --> 00:20:08,582
‫کپی‌هایی که با کوسه‌ی توایس ساخته
‫می‌شه می‌تونن از کوسه استفاده کنن.

260
00:20:09,875 --> 00:20:12,669
‫ولی طبق حرف اوراویتی،

261
00:20:12,669 --> 00:20:16,715
‫هیمیکو-چان فقط می‌تونه از کوسه‌ی
‫کسایی که دوست‌شون داره و بهشون تبدیل می‌شه استفاده کنه.

262
00:20:18,383 --> 00:20:20,385
‫ممکنه مسئله‌ی سازگاری باشه.

263
00:20:20,385 --> 00:20:26,600
‫اگه کپی‌هایی که بعد از تبدیل شدن
‫می‌سازه هم اون محدودیت رو دارن،

264
00:20:27,100 --> 00:20:30,771
‫پس به این معنیه شیگاراکی اینا رو دوست نداره،

265
00:20:30,771 --> 00:20:32,147
‫و نمی‌تونه از کوسه‌شون استفاده کنه.

266
00:20:33,273 --> 00:20:35,734
‫ممکنه کاملاً اشتباه بگم.

267
00:20:36,276 --> 00:20:38,612
‫ولی تو این وضعیت وخیم،

268
00:20:39,112 --> 00:20:43,617
‫عجیب نیست به‌خاطر احساسات تو یه لحظه ورق کامل برگرده.

269
00:20:44,076 --> 00:20:45,702
‫و برای اینکه جلوی اون اتفاق رو بگیریم،

270
00:20:45,702 --> 00:20:47,663
‫باید سریع‌تر اصلیه رو پیدا کنیم.

271
00:20:49,414 --> 00:20:50,666
‫اگه اونطوره...

272
00:20:53,543 --> 00:20:56,004
‫پس الان، توگا هیمیکو...

273
00:20:58,757 --> 00:21:01,760
‫چرا...؟ چرا...؟

274
00:21:03,345 --> 00:21:05,264
‫رژه‌ی مرد غمگین.

275
00:21:06,139 --> 00:21:09,309
‫بیا رژه‌ی غمش رو ادامه بدیم.

276
00:21:10,227 --> 00:21:11,645
‫تمام...

277
00:21:11,645 --> 00:21:13,230
‫... قهرمانان رو از بین می‌برم.

278
00:21:13,939 --> 00:21:15,190
‫چرا...؟

279
00:21:15,524 --> 00:21:17,067
‫تمام...

280
00:21:17,067 --> 00:21:18,402
‫... قهرمانان رو از بین می‌برم.

281
00:21:18,485 --> 00:21:21,363
‫تمام قهرمانان رو از بین می‌برم.

282
00:21:22,948 --> 00:21:25,659
‫با اینکه جین-گون می‌تونست...

283
00:21:26,994 --> 00:21:34,001
‫تمام قهرمانان رو از بین می‌برم.

284
00:21:36,420 --> 00:21:40,632
‫چرا نمی‌تونم جین-گون بشم؟

285
00:21:43,719 --> 00:21:46,263
پیـــــــــــــــــــــــش‌نمایش
‫آنچه خواهید دید...

286
00:21:46,972 --> 00:21:50,809
‫در مقابل قهرمانان، «بدترین» از راه می‌رسه.

287
00:21:51,143 --> 00:21:54,563
‫کسی که به قلب‌های زیادی آسیب وارد کرده...

288
00:21:55,188 --> 00:21:57,691
‫درسته، اون مرد!
‫درسته، اون مرد!

289
00:21:59,067 --> 00:22:01,945
‫قست بعدی، «دنیای کوچیکیه.»
