﻿1
00:00:12,053 --> 00:00:14,055
‫مامان، آبجی...

2
00:00:14,055 --> 00:00:15,432
‫از هم جدا نشین.

3
00:00:16,016 --> 00:00:18,435
‫شنیدم مونت لیدی و بقیه باختن!

4
00:00:18,435 --> 00:00:21,229
‫دروغه! این اخبار فیکن!

5
00:00:21,229 --> 00:00:23,273
چه خبره آخه؟

6
00:00:23,273 --> 00:00:26,568
‫باورشون کردیم و کارو سپردیم دستشون،
‫ولی آخرشم که اینجوری شد...

7
00:02:02,163 --> 00:02:03,873
‫هنوز در مورد خسارت کاملی که متحمل شدیم،
‫گزارش قطعی نداریم.

8
00:02:03,873 --> 00:02:06,584
‫آل‌فوروان داره می‌ره سمت شرق!

9
00:02:06,584 --> 00:02:09,003
آیبا! وضعیت از چه قراره؟

10
00:02:09,003 --> 00:02:11,881
‫سیستم تخلیه‌ی یو.ای رو تحت کنترل گرفتم.

11
00:02:12,132 --> 00:02:14,425
می‌بینین که بعضی از بلوکا دارن حرکت می‌کنن؟

12
00:02:14,801 --> 00:02:15,718
‫ولی...

13
00:02:16,177 --> 00:02:18,888
‫یه بلوک هست که از داخل متوقف شده.

14
00:02:19,222 --> 00:02:21,182
‫یکی اونو نگه داشته.

15
00:02:23,434 --> 00:02:27,188
‫آل‌فوروان به ما گفت که پیروِ اسکپتیک باشیم.

16
00:02:27,188 --> 00:02:30,483
‫ولی ارتباطمون از دست رفت!
‫چیکار کنیم حالا؟

17
00:02:30,483 --> 00:02:33,236
‫باید به آل‌فوروان نتیجه ارائه بدیم!

18
00:02:33,778 --> 00:02:37,365
‫وقتی امروز به آخر برسه، دنیا مال آل‌فوروان می‌شه!

19
00:02:37,365 --> 00:02:40,493
‫اگه بهش نتیجه ارائه ندیم،
‫زندگیامون...

20
00:02:41,119 --> 00:02:42,787
‫پیداش کردم!

21
00:02:47,917 --> 00:02:48,835
‫تتسوتتسو!

22
00:02:48,835 --> 00:02:49,919
‫دارمش!

23
00:02:57,468 --> 00:03:02,015
‫با اینکه می‌دونم بعدش چی می‌شه...

24
00:03:02,640 --> 00:03:09,480
‫با اینکه می‌دونم دوباره همون اتفاق میفته...!

25
00:03:10,648 --> 00:03:12,734
‫این چه حسیه؟!

26
00:03:13,860 --> 00:03:16,696
‫داره الکی خودشو به کشتن می‌ده! می‌خواد خودکشی کنه؟!

27
00:03:17,280 --> 00:03:18,948
‫بدنم...

28
00:03:19,449 --> 00:03:22,243
‫داره سرِ خود عمل می‌کنه!

29
00:03:23,161 --> 00:03:26,122
‫بلوک‌های 17 تا 32 دوباره راه افتادن!

30
00:03:26,122 --> 00:03:28,833
‫آل‌فوروان از آسمون شهرِ ایدو هم گذشت!

31
00:03:28,833 --> 00:03:30,710
‫کسی مونده که بجنگه؟!

32
00:03:30,960 --> 00:03:33,421
‫برای گروه‌های مختلف فراخوان فرستادیم...

33
00:03:33,421 --> 00:03:35,089
‫ولی همگی مجروحن!

34
00:03:36,591 --> 00:03:37,842
‫حالا چیکار کنیم؟!

35
00:03:38,259 --> 00:03:39,594
‫اوضاع خرابه!

36
00:03:39,928 --> 00:03:42,222
‫اون حرارت... تو گونگا...

37
00:03:42,222 --> 00:03:43,514
‫شعله‌های دابیه!

38
00:03:43,514 --> 00:03:44,891
حالا که چی؟

39
00:03:44,891 --> 00:03:46,142
‫گزارش بده!

40
00:03:46,142 --> 00:03:47,560
‫اندوور شکست خورده؟!

41
00:03:47,810 --> 00:03:49,562
‫نه... هنوز نه...

42
00:03:49,562 --> 00:03:54,234
‫ولی...! آنالیزمون نشون می‌ده که قراره ببازه!

43
00:03:55,068 --> 00:03:59,822
‫از وقتی دابی دستگیر شده،
‫داشته گرما ذخیره می‌کرده.

44
00:04:00,323 --> 00:04:04,035
‫حرارتو فشرده و ذخیره کرده!

45
00:04:04,702 --> 00:04:08,915
‫با این اوضاع... شاید تا ده دقیقه... شایدم کمتر...

46
00:04:09,832 --> 00:04:12,085
‫دست به خودنابودی می‌زنه!

47
00:04:12,961 --> 00:04:16,339
‫در ضمن، انرژی‌ای که به تبعِ اون آزاد می‌شه...

48
00:04:16,673 --> 00:04:20,551
‫باعث انفجار فشاربالایی می‌شه که همه‌چی رو خاکستر می‌کنه...

49
00:04:20,551 --> 00:04:23,012
‫اونم تا شعاع 5 کیلومتری!

50
00:04:26,307 --> 00:04:29,769
‫در حال حاضر... در موقعیت شعاع 5 کیلومتری دابی...

51
00:04:30,103 --> 00:04:34,357
‫... راه تخلیه‌ای قرار داره که یو.ای تو شرق رو
‫به شیکتسو تو غرب متصل کرده.

52
00:04:34,941 --> 00:04:37,235
دابی از این خبر داره؟

53
00:04:37,235 --> 00:04:40,071
‫نه... همچین چیزی محاله.

54
00:04:40,613 --> 00:04:47,078
‫ولی... اگه قبلاً اطلاعات مسیر تخلیه رو از اسکپتیک گرفته باشه...

55
00:04:47,954 --> 00:04:50,248
‫باهاشون تماس بگیرین! همین الان!

56
00:04:50,248 --> 00:04:52,208
‫هنوزم بلوکایی هستن که بشه متوقفشون کرد...

57
00:04:52,208 --> 00:04:54,544
‫نباید بذاریم وارد ناحیه‌ی پیش‌بینی شده برای انفجار بشن!

58
00:04:56,254 --> 00:04:57,922
‫دریچه‌ی اضطراری رو باز کنین!

59
00:04:58,172 --> 00:04:59,882
‫برین به سمت سطح زمین!

60
00:05:00,174 --> 00:05:03,219
‫سوکائوچی-سان! آل‌فوروان داره شتاب می‌گیره!

61
00:05:03,803 --> 00:05:07,223
‫تقریباً داره می‌رسه به ناحیه‌ی تخمینی مؤثرِ دروازه‌ی شلخته!

62
00:05:11,686 --> 00:05:14,647
‫اگه دوتا ارباب شیطانی تو یه مکان باشن،

63
00:05:15,481 --> 00:05:17,942
‫دیگه... کاری از ما ساخته نیست...

64
00:05:19,193 --> 00:05:20,236
از پشتیبانی چه خبر؟

65
00:05:20,236 --> 00:05:21,738
‫خبری نیست!

66
00:05:21,738 --> 00:05:26,117
‫حتی اگه قهرمان سالمی هم اون اطراف باشه،
‫هیچکس به موقع نمی‌رسه.

67
00:05:30,204 --> 00:05:31,205
‫سوکائوچی-گون...

68
00:05:34,000 --> 00:05:37,962
کاناگاوا     بخش کامینو
‫تودوروکی-گون، بعد از فسفر هنوز ریکاوری نکردی...

69
00:05:38,296 --> 00:05:40,673
‫گفتم که حالم خوبه.

70
00:05:41,257 --> 00:05:44,802
‫آل‌فوروان داره می‌ره سراغ میدوریا.

71
00:05:45,553 --> 00:05:47,430
‫منم هنوز می‌تونم تکون بخورم.

72
00:05:48,056 --> 00:05:50,558
‫همین‌جوریشم ذهنت مشغول حالِ برادرت هست!

73
00:05:51,517 --> 00:05:54,812
‫باید یه کاری بکنم... اگه از دستم برمیاد...

74
00:05:55,730 --> 00:05:59,942
‫حتماً برات سخت بوده که اونطوری باهاش روبرو شی...

75
00:05:59,942 --> 00:06:01,611
‫حتماً برات غمناک بوده...

76
00:06:02,028 --> 00:06:03,363
‫وایسا!

77
00:06:03,363 --> 00:06:05,448
‫من هنوز جون دارم!

78
00:06:05,448 --> 00:06:07,241
‫مگه نمی‌خواستی منو بکشی؟!

79
00:06:07,241 --> 00:06:10,286
‫اونی که جزغاله شده، تویی!

80
00:06:11,079 --> 00:06:15,333
‫تو بودی که با مهربونی به من گفتی به
‫کسی که می‌خوام باشم، چشم بدوزم.

81
00:06:16,042 --> 00:06:19,337
اصلاً چرا باید اینجوری زجر بکشی؟

82
00:06:20,546 --> 00:06:23,216
‫آه... وصل شد!

83
00:06:24,092 --> 00:06:26,886
شما دوتا حالتون خوبه؟

84
00:06:26,886 --> 00:06:28,137
‫آلمایت؟!

85
00:06:28,513 --> 00:06:31,349
‫زمان نداریم... خلاصه می‌گم.

86
00:06:32,141 --> 00:06:34,394
‫شما باید همین الان برین گونگا.

87
00:06:35,186 --> 00:06:39,941
‫دابی داره منفجر می‌شه، یه بلوک تخلیه هم تو ناحیه‌ی انفجاره.

88
00:06:40,400 --> 00:06:43,319
‫الانم... حواس اندوور به دابیه...

89
00:06:43,319 --> 00:06:46,864
‫ولی نمی‌تونه با کوسه‌ش جلوی انفجار اونو بگیره.

90
00:06:47,657 --> 00:06:50,993
‫ایدای جوان، می‌دونم که می‌تونی بدویی.

91
00:06:52,912 --> 00:06:57,125
‫تودوروکی جوان، جسم و ذهن از یه واحدن.

92
00:06:57,500 --> 00:07:00,795
‫با چیزایی که از سر گذروندی باید متوجه شده باشی.

93
00:07:00,795 --> 00:07:03,840
‫آلمایت، ولی آل‌فوروان...

94
00:07:03,840 --> 00:07:07,677
‫مشکلی نیست، هنوز یه آدم قوی تو جناحمون داریم.

95
00:07:08,970 --> 00:07:11,139
‫اگه بخوای با شک و تردید بجنگی...

96
00:07:11,139 --> 00:07:12,557
‫نمی‌تونی جلوش پیروز شی.

97
00:07:12,932 --> 00:07:19,939
‫بعد از اون همه نگرانی و تردید،
‫نمی‌شه رو تصمیم قلبیتون قیمت گذاشت.

98
00:07:21,065 --> 00:07:24,569
‫جلوی تویا رو بگیر و خیال همه‌ رو راحت کن.

99
00:07:25,027 --> 00:07:26,988
‫تا بتونی خودت بشی.

100
00:07:27,363 --> 00:07:31,826
‫الان، تنها چیزی که می‌تونه کاری در رابطه با
‫وضعیت فاجعه‌بار گونگا کنه...

101
00:07:31,826 --> 00:07:33,661
‫موتور و نیمه‌یخ نیمه‌آتش‌ـه.

102
00:07:33,661 --> 00:07:35,204
‫شماها تنها امیدمونین!

103
00:07:35,204 --> 00:07:36,330
‫روتون حساب می‌کنیم.

104
00:07:40,126 --> 00:07:46,924
‫می‌خوای بدویی؟ ولی موتورت از کار افتاده،
‫و گونگا هم خیلی دوره...

105
00:07:49,010 --> 00:07:51,679
‫بارون خوب پاهامو خنک کرده.

106
00:07:52,180 --> 00:07:54,474
‫می‌تونم بدووم. می‌تونم!

107
00:07:56,225 --> 00:08:03,608
‫تودوروکی-گون، پاهای من برای راهنمایی بچه‌های
‫گم‌شده وجود دارن.

108
00:08:08,529 --> 00:08:10,531
‫به‌خاطر بقیه...

109
00:08:12,283 --> 00:08:14,327
‫سفت بچسب!

110
00:08:28,007 --> 00:08:29,967
‫با تمام سرعت به پیش!

111
00:08:31,135 --> 00:08:35,515
‫می‌سپریمش به خودتون، ایدای جوان و تودوروکی جوان.

112
00:08:36,682 --> 00:08:39,060
‫حالا... نوبت منه...

113
00:08:42,104 --> 00:08:42,772
‫سوکائوچی-گون...

114
00:08:42,772 --> 00:08:43,606
‫احمق!

115
00:08:43,606 --> 00:08:45,608
‫با خودت چه فکری کردی؟!

116
00:08:46,275 --> 00:08:48,903
‫اشکال نداره، سوکائوچی-گون.

117
00:08:49,862 --> 00:08:53,324
‫از اولشم این مبارزه‌ی من بوده.

118
00:08:56,160 --> 00:09:00,915
‫منو یاد مبارزه‌های طولانی‌مون میندازه...

119
00:09:01,958 --> 00:09:07,838
‫شنیدم تنفر شیگاراکی روت تأثیر گذاشته.

120
00:09:09,048 --> 00:09:13,302
‫پس نمی‌تونی بهم بی‌توجهی کنی، نه؟

121
00:09:13,302 --> 00:09:15,054
‫چطوری می‌خوای بجنگی؟

122
00:09:15,054 --> 00:09:17,098
‫یادت رفته کوسه نداری؟!

123
00:09:17,974 --> 00:09:21,561
‫حتی اگه کوسه هم نداشته باشم، می‌تونم قهرمان بشم؟

124
00:09:21,936 --> 00:09:25,147
‫درسته. نمی‌تونی ازم چشم‌پوشی کنی.

125
00:09:25,940 --> 00:09:27,316
می‌پرسی چرا؟

126
00:09:28,859 --> 00:09:35,783
‫چون من اینجا هستم!

127
00:09:40,037 --> 00:09:45,668
‫2 کیلومتر آن‌سوتر از محل ویلای گونگا
‫مضنونین رو دستگیر کردم.

128
00:09:45,960 --> 00:09:49,171
‫ولی دخل سیستم بخش تخلیه رو آوردن.

129
00:09:49,171 --> 00:09:51,299
‫بیخیال بازیابیش می‌شم!

130
00:09:51,799 --> 00:09:55,052
بلوک تخلیه
‫ربات‌های یو.اِی شما رو به خارج محوطه‌ی انفجار می‌برن.

131
00:09:55,052 --> 00:09:57,013
‫لطفاً عقبو نگاه نکنین!

132
00:09:59,140 --> 00:10:01,309
‫دابی رو نبینین!

133
00:10:02,727 --> 00:10:03,811
‫تویا...

134
00:10:10,359 --> 00:10:12,153
‫فقط بخش تخلیه نیست...

135
00:10:12,653 --> 00:10:14,322
‫پیکسی‌باب و بقیه الان جلوی توگا و کپی‌هاش رو گرفتن...

136
00:10:14,530 --> 00:10:18,492
‫بد شد، دارم آسیب مبارزه‌م با آل‌فوروان رو
‫توی پام حس می‌کنم.

137
00:10:19,160 --> 00:10:23,247
‫نمی‌تونم تویا رو بیشتر از این دور کنم...

138
00:10:29,420 --> 00:10:32,381
‫بــابـــا جون...

139
00:10:32,381 --> 00:10:34,634
‫بـــــبــــیــن...

140
00:10:35,801 --> 00:10:38,471
‫بابا، ببین!

141
00:10:38,471 --> 00:10:41,098
‫الان می‌تونم این‌کارو بکنم!

142
00:10:53,069 --> 00:10:55,863
‫تویا، شعله‌تو خاموش کن!

143
00:10:56,197 --> 00:10:58,908
‫ببـــیـــن...

144
00:10:59,867 --> 00:11:02,078
‫نمی‌خوام... بذارم بمیری...!

145
00:11:02,453 --> 00:11:06,582
‫ناتسو-گون، بیا بازی کنیم!

146
00:11:06,582 --> 00:11:08,959
‫هوشیاریش...

147
00:11:10,670 --> 00:11:14,173
‫چطوری تونسته تا الان دووم بیاره...

148
00:11:14,173 --> 00:11:17,134
‫اونم با حرارتی که حتی می‌تونه منو بسوزونه...؟

149
00:11:20,805 --> 00:11:22,264
‫تویا...

150
00:11:22,807 --> 00:11:24,308
‫تو...

151
00:11:27,186 --> 00:11:29,021
‫خطری که در مقابله با مرگ قطعی حس می‌کنی...

152
00:11:29,522 --> 00:11:33,442
‫گفته شده لب‌مرگ بودن باعث بیداری کوسه‌ها می‌شه.

153
00:11:34,402 --> 00:11:39,407
‫از طرفی، آدما یه حالت حمله یا گریز دارن...

154
00:11:39,949 --> 00:11:42,326
‫و اون با بیداری فرق داره.

155
00:11:42,326 --> 00:11:45,705
‫قدرتیه که وقتی کسی لب‌ مرگ باشه به‌وجود میاد.

156
00:11:57,466 --> 00:12:00,052
‫کوسه‌ی... ری...!

157
00:12:06,684 --> 00:12:09,603
‫من برنده می‌شم، و تویا رو می‌بینم!

158
00:12:12,815 --> 00:12:13,941
‫همه‌ش...

159
00:12:14,900 --> 00:12:17,194
‫... مسئولیت منه.

160
00:12:20,656 --> 00:12:25,077
‫فکر می‌کردم باید همه‌شو به‌دوش بکشم و زندگیمو
‫صرف تاوان پس‌دادن کنم.

161
00:12:26,287 --> 00:12:30,332
‫ولی همیشه چشمت بهم بوده، نه؟

162
00:12:33,961 --> 00:12:36,380
‫نتونستم طوری که می‌خواستی ببینمت...

163
00:12:37,590 --> 00:12:40,384
‫و باید برات جبران هم می‌کردم.

164
00:12:42,178 --> 00:12:43,888
‫هنوزم همون رویا رو می‌بینم...

165
00:12:44,472 --> 00:12:46,974
‫رویایی که خانواده‌م با هم نشستن و من پیششون نیستم.

166
00:12:51,562 --> 00:12:53,856
‫نمی‌ذارم تنها بمیری.

167
00:12:56,233 --> 00:12:57,276
‫اما...

168
00:12:58,652 --> 00:13:00,112
‫نمی‌ذارم...

169
00:13:01,071 --> 00:13:03,282
‫... کس دیگه‌ای هم قاطی بشه!

170
00:13:06,368 --> 00:13:08,746
‫رو زمین نمی‌تونم به‌اندازه‌ی کافی دور شم.

171
00:13:09,121 --> 00:13:12,833
‫تویا، از قدرت شعله‌هات استفاده می‌کنم تا برم تو هوا!

172
00:13:14,794 --> 00:13:16,587
‫صبر کن! لطفاً صبر کن!

173
00:13:17,004 --> 00:13:18,631
‫فقط یکم دیگه...!

174
00:13:26,388 --> 00:13:27,223
‫ری؟!

175
00:13:28,349 --> 00:13:29,850
‫چرا اینجایی؟!

176
00:13:33,854 --> 00:13:34,897
‫تویا...

177
00:13:38,526 --> 00:13:39,485
‫خوش اومدید.

178
00:13:39,485 --> 00:13:40,736
‫مامان؟!

179
00:13:42,238 --> 00:13:45,574
‫ناتسو-گون، حواست به خواهرت باشه.

180
00:13:46,700 --> 00:13:49,411
‫لطفاً منو ببر اون وسط!!

181
00:13:50,538 --> 00:13:55,709
‫ماها به‌وجود اومدیم تا درخواست مردم رو برآورده کنیم!

182
00:14:04,718 --> 00:14:05,845
‫تویا!

183
00:14:06,971 --> 00:14:09,640
‫ری، می‌خوای سردش کنی؟

184
00:14:10,057 --> 00:14:13,394
‫می‌خوای سردش کنی و انقدر بهش نزدیک شدی...

185
00:14:14,061 --> 00:14:15,688
‫نه! دور شو!

186
00:14:15,980 --> 00:14:17,982
‫اینطوری تا حد مرگ می‌سوزی!

187
00:14:18,566 --> 00:14:21,735
‫خودت و تویا هم همینطور، نه؟

188
00:14:23,070 --> 00:14:25,281
‫مامان...

189
00:14:25,614 --> 00:14:26,824
‫تویا...

190
00:14:27,658 --> 00:14:29,034
‫ببخشید!

191
00:14:31,036 --> 00:14:35,666
‫ناتسو-گون... فویومی-چان...

192
00:14:39,670 --> 00:14:40,838
‫بس کنین!

193
00:14:40,838 --> 00:14:44,341
‫نه! دیگه نمی‌خوام کسی رو از دست بدم!

194
00:14:44,341 --> 00:14:47,094
‫تویا-نی! همه‌ رو با خودت نبر!

195
00:14:47,094 --> 00:14:51,140
‫داداش احمق، دیگه برای بقیه دردسر درست نکن!

196
00:14:53,142 --> 00:14:57,521
‫اگه با حرکاتم بخوام گرمامو ببرم بالا، بدن تویا...

197
00:14:58,939 --> 00:15:01,358
‫لطفاً، التماس می‌کنم...

198
00:15:02,359 --> 00:15:04,445
‫بذار بقیه برن!

199
00:15:12,161 --> 00:15:14,955
‫همه... دارن می‌بینن...

200
00:15:18,042 --> 00:15:19,919
‫همه‌ش همین بود؟

201
00:15:20,502 --> 00:15:23,464
‫چیزی به این سادگی؟

202
00:15:24,757 --> 00:15:27,801
‫ایکاش زودتر می‌فهمیدم...

203
00:15:41,440 --> 00:15:43,943
‫افزایش دمای مرکز داره کندتر می‌شه!

204
00:15:44,276 --> 00:15:46,320
‫محاسبه داره آپدیت می‌شه!

205
00:15:46,320 --> 00:15:47,696
‫پس، با این وضع...

206
00:15:47,988 --> 00:15:49,865
‫نه، داره کم‌تر می‌شه!

207
00:15:49,865 --> 00:15:51,825
‫نمی‌تونیم از انفجارش فرار کنیم!

208
00:15:52,368 --> 00:15:53,911
‫عقب‌نشینی کنین!

209
00:15:53,911 --> 00:15:55,204
‫همه‌تون قاطی انفجار می‌شین!

210
00:15:55,204 --> 00:15:56,080
‫برین عقب!

211
00:15:58,374 --> 00:16:00,793
‫کندو! فرار کن!

212
00:16:01,043 --> 00:16:03,295
‫نگران نباش! چیزی نیست!

213
00:16:03,587 --> 00:16:04,463
‫آره.

214
00:16:18,435 --> 00:16:20,479
‫نگران نباش.

215
00:16:21,438 --> 00:16:22,731
‫چون ما...

216
00:16:24,608 --> 00:16:26,485
‫5 شگفت‌انگیزو کنار خودمون داریم!

217
00:16:28,112 --> 00:16:29,905
‫باورم نمی‌شه...

218
00:16:29,905 --> 00:16:31,073
‫سرعت فراصوت...

219
00:16:31,407 --> 00:16:33,701
‫سرعتش به اندازه‌ی یه جنگنده‌ست!

220
00:16:34,243 --> 00:16:40,749
‫استفاده‌ی متوالی از تولید یخ برای کاهش مقاومت،
‫و ساخت یه لایه‌ی هوای نازک با گرما برای کاهش اصطکاک.

221
00:16:41,041 --> 00:16:44,920
‫الان، تنها چیزی که می‌تونه کاری دررابطه با
‫وضعیت فاجعه‌بار گونگا کنه...

222
00:16:44,920 --> 00:16:47,006
‫موتور، و نیمه‌یخ نیمه‌یخ نیمه‌آتش‌ـه.

223
00:16:47,006 --> 00:16:48,465
‫شماها تنها امیدمونین!

224
00:16:48,924 --> 00:16:50,217
‫آلمایت...

225
00:16:51,427 --> 00:16:54,096
‫واقعاً داشتی بهشون یاد می‌دادی...

226
00:17:03,313 --> 00:17:05,983
‫فقط می‌تونم تا اینجا بیارمت!

227
00:17:06,358 --> 00:17:07,943
‫ممنون، ایدا.

228
00:17:08,610 --> 00:17:10,237
‫مشت رعد آتشین...

229
00:17:10,237 --> 00:17:11,155
‫فسفر!

230
00:17:23,417 --> 00:17:24,918
‫تودوروکی-گون!

231
00:17:24,918 --> 00:17:29,256
‫به‌لطف تو، دارم کسی که می‌خوام می‌شم!

232
00:17:29,923 --> 00:17:33,802
‫پس تو هم باید کسی بشی که دلت می‌خواد!

233
00:17:38,307 --> 00:17:40,851
‫«مادر عزیز،

234
00:17:43,145 --> 00:17:46,607
‫هرروز سعی می‌کنم سر کلاس حرف بزنم، و با بقیه‌ی
‫دانش‌آموزان هم‌صحبت بشم،

235
00:17:46,607 --> 00:17:50,652
‫تا بتونم در جایگاه برابری با بقیه‌ی کلاس باشم.

236
00:17:51,904 --> 00:17:55,532
‫از اونجایی که راجع‌ به چیزهای زیادی حرف می‌زنیم،
‫بعضی وقتا هم به اختلاف می‌خوریم.

237
00:17:55,991 --> 00:17:57,785
‫ولی بعد از بحث،

238
00:17:57,785 --> 00:18:00,412
‫بعضی اوقات بهتر هم‌دیگه رو درک می‌کنیم.

239
00:18:01,538 --> 00:18:07,878
‫دوستام فقط به‌خاطر خودشون عصبانی نمی‌شن،
‫یا گریه نمی‌کنن... بلکه به‌خاطر بقیه‌ست.

240
00:18:08,921 --> 00:18:11,465
‫منم می‌خوام اونطوری باشم.

241
00:18:12,508 --> 00:18:15,594
‫سخته، ولی تمام تلاشم رو می‌کنم.»

242
00:18:31,985 --> 00:18:34,321
‫وقتی از محدودیت‌های زیادی پیشی می‌گیری...

243
00:18:34,321 --> 00:18:38,784
‫اوضاع برعکس می‌شه...

244
00:18:42,454 --> 00:18:44,540
‫اصل‌ونسب من...

245
00:18:45,541 --> 00:18:48,585
‫اگه همینقدر ساده بود...

246
00:18:50,712 --> 00:18:53,966
‫اگه می‌تونستم زودتر باهاشون روبه‌رو بشم...

247
00:18:54,925 --> 00:19:01,140
‫هنوزم چیزایی هستن که می‌خوام بگم، یا روشون بحث کنم!

248
00:19:02,349 --> 00:19:05,227
‫دایهیو کایشو!

249
00:19:39,469 --> 00:19:42,264
‫همه‌تون... اینجا بودین...؟

250
00:19:45,267 --> 00:19:46,852
‫که اینطور...

251
00:19:46,852 --> 00:19:50,522
‫خوب نیست، ولی خوشحالم...

252
00:19:51,148 --> 00:19:56,862
‫احتمالاً نمی‌تونستم فقط با ‫دایهیو کایشو جلوشو بگیرم...

253
00:19:57,321 --> 00:20:04,328
‫چون تویا-نی قدرت آتیششو نسبت به وقتی که با هم
‫مبارزه کردیم، بالاترم برده بود...

254
00:20:05,078 --> 00:20:06,496
‫شوتو...

255
00:20:07,998 --> 00:20:10,417
‫شـ ـ شماها...

256
00:20:11,543 --> 00:20:14,838
‫بمیر... بابای آشغال...

257
00:20:14,838 --> 00:20:17,883
‫همه‌تون... بمیرین...

258
00:20:17,883 --> 00:20:21,011
‫منم... می‌میرم...

259
00:20:21,720 --> 00:20:23,764
‫از داخل داره منجمد می‌شه؟

260
00:20:24,264 --> 00:20:25,432
‫تویا-نی...

261
00:20:26,600 --> 00:20:28,936
‫وایسا، باید چیکار کنیم؟

262
00:20:29,353 --> 00:20:31,939
‫از این به‌بعد قراره جهنم باشه...

263
00:20:33,649 --> 00:20:35,317
‫تویا...

264
00:20:35,317 --> 00:20:36,443
‫ببخشید...

265
00:20:41,573 --> 00:20:47,913
‫ببخشید که نیومدم قله‌ی سکوتو...

266
00:20:56,296 --> 00:21:00,634
‫بابا... ازت متنفرم...

267
00:21:01,343 --> 00:21:03,845
‫از همه‌تون...

268
00:21:04,638 --> 00:21:08,183
‫باشه... بگو...!

269
00:21:09,309 --> 00:21:10,435
‫بیشتر...!

270
00:21:13,563 --> 00:21:15,148
‫ری...

271
00:21:15,148 --> 00:21:16,984
‫ببخشید انقدر بهت فشار آوردم...

272
00:21:18,777 --> 00:21:21,863
‫ببخشید انقدر بهت بی‌توجهی کردم...

273
00:21:26,034 --> 00:21:27,327
‫شوتو...!

274
00:21:28,829 --> 00:21:30,497
‫ببخشید...!

275
00:22:47,532 --> 00:22:50,702
پیـــــــــــــــــــــــش‌نمایش
‫آنچه خواهید دید...

276
00:22:50,786 --> 00:22:54,790
‫رژه‌ی مرگ مرد غمناک محوطه‌ی ویلای گونگا رو به مخاطره انداخته.

277
00:22:55,624 --> 00:22:59,044
‫در اون مابین، اوراراکا-سان بدن اصلی توگا رو پیدا کرده

278
00:22:59,336 --> 00:23:01,338
‫و سعی می‌کنه نیت حقیقیش رو دریابه.

279
00:23:02,297 --> 00:23:04,883
‫در میان غم دخترک...

280
00:23:04,883 --> 00:23:05,884
‫خواسته‌ها...

281
00:23:06,676 --> 00:23:08,678
‫و احساسات تاب‌خورده...

282
00:23:09,763 --> 00:23:12,182
‫قسمت بعدی، «غرور یک دختر!»

283
00:23:12,182 --> 00:23:16,144
قسمت بعدی
غرور یک دختر
‫فراتر برو!
‫فراتر از بینهایت!
