﻿1
00:00:08,091 --> 00:00:10,385
‫وقتی از حد و حدود مختلفی بگذری...

2
00:00:10,385 --> 00:00:14,806
‫اوضاع یه جورایی وارونه می‌شه...

3
00:00:18,435 --> 00:00:20,562
‫اصل و نسب من...

4
00:00:21,855 --> 00:00:24,649
‫اگه فقط یه چیز ساده بود...

5
00:00:26,776 --> 00:00:29,988
‫اگه فقط زودتر از اینا باهاش رودررو شده بودم...

6
00:00:30,989 --> 00:00:35,326
‫هنوز خیلی چیزا هست که می‌خوام در موردشون بحث کنم و بگم!

7
00:00:38,455 --> 00:00:41,291
‫دایهیو کایشو!

8
00:02:16,886 --> 00:02:21,516
‫ محل ویلای گونگا

9
00:02:21,850 --> 00:02:26,646
‫چه بخندی یا گریه کنی، فردا بی برو و برگرد میاد.

10
00:02:26,980 --> 00:02:31,693
‫در اون صورت... بیا بخندیم، توگا هیمیکو.

11
00:02:32,986 --> 00:02:36,614
‫مردم... زندگی می‌کنن تا بخندن!

12
00:02:38,032 --> 00:02:39,284
‫تویا-گون...

13
00:02:41,202 --> 00:02:42,996
تو تونستی بخندی؟

14
00:02:55,550 --> 00:02:59,554
غرور یک دختر

15
00:03:04,893 --> 00:03:06,477
‫قهرمانا رو...

16
00:03:06,936 --> 00:03:08,897
‫نابود می‌کنم!

17
00:03:10,982 --> 00:03:13,818
‫رژه مرگ مرد غمگین!

18
00:03:15,570 --> 00:03:20,158
‫توگا بعد از تبدیل‌شدن به توایس،
‫بدلای زیادی از خودش می‌سازه.

19
00:03:21,034 --> 00:03:26,789
‫کوسه‌ی توگا یعنی تبدیل، بسته به مقدار
‫خونی که بلعیده، حد و مرزی داره.

20
00:03:27,582 --> 00:03:33,171
‫ولی قهرمانا راهی ندارن تا بفهمن که اون چقدر خون ذخیره کرده.

21
00:03:34,005 --> 00:03:37,050
‫در ضمن... این که سعی کنن اینو بفهمن یا نه مهم نیست.

22
00:03:37,467 --> 00:03:39,594
‫وقتی که اون بدلا بتونن عبور کنن،

23
00:03:39,928 --> 00:03:41,804
‫ با تعداد منکوب‌کننده‌ای که دارن،

24
00:03:41,804 --> 00:03:44,265
‫می‌تونن اطرافشونو تحت سلطه بگیرن،

25
00:03:44,265 --> 00:03:46,643
‫اونم در کسری از ثانیه.

26
00:03:51,648 --> 00:03:54,150
‫گم شین! قهرمانا!

27
00:03:58,988 --> 00:04:00,406
‫تویا-گون...

28
00:04:00,406 --> 00:04:01,491
چه بلایی سرت اومده؟

29
00:04:01,908 --> 00:04:03,451
یعنی مردی؟

30
00:04:04,702 --> 00:04:07,789
هنوزم از ما کسی هست که قرار باشه بمیره؟

31
00:04:10,333 --> 00:04:11,542
‫وایسا!

32
00:04:12,210 --> 00:04:13,503
‫گرانش صفر...

33
00:04:13,503 --> 00:04:15,213
‫پیاده‌روی فضایی!

34
00:04:16,673 --> 00:04:19,676
‫من تو رو از تابستون پارسال می‌شناسم،

35
00:04:20,510 --> 00:04:23,221
‫ولی تو کاری کردی که طرز فکرم عوض بشه!

36
00:04:23,596 --> 00:04:25,723
‫گفتم که دیگه دیره!

37
00:04:25,723 --> 00:04:27,725
‫ببخشید که دیر کردم!

38
00:04:27,725 --> 00:04:29,978
‫ولی... من دیدم!

39
00:04:30,853 --> 00:04:32,397
‫خفه شو!

40
00:04:33,147 --> 00:04:35,024
‫تو داشتی گریه می‌کردی!

41
00:04:35,984 --> 00:04:39,654
‫حتماً به خاطر این بوده که نتونستی توایس باشی...

42
00:04:40,113 --> 00:04:41,656
‫نتونستی کامل تبدیل شی...

43
00:04:42,532 --> 00:04:47,662
‫شاید به این معنی باشه که شیگاراکی و بقیه رو تا اون
‫حد دوست نداره که از کوسه‌هاشون استفاده کنه.

44
00:04:48,288 --> 00:04:51,708
‫سو-چان که داشت اینطوری می‌گفت...

45
00:04:52,208 --> 00:04:55,837
‫ولی بعد از اینکه اشکای توگا هیمیکو رو دیدم، فکر کنم فهمیده باشم!

46
00:04:56,963 --> 00:04:58,589
‫قهرمانا رو...

47
00:04:59,007 --> 00:05:01,134
‫نابود می‌کنم.

48
00:05:01,968 --> 00:05:04,762
‫چو تو هم درونت یه نیت مرگبار داری...

49
00:05:04,762 --> 00:05:07,640
‫برای همینه که حسی که داری دوست‌داشتن خالص نیست!

50
00:05:12,562 --> 00:05:15,606
‫خفه شو دیگه، اوراراکا اوچاکو!

51
00:05:16,107 --> 00:05:19,736
تو فکر کردی در مورد من چی می‌دونی؟

52
00:05:25,450 --> 00:05:26,617
‫فراپی!

53
00:05:27,827 --> 00:05:29,954
‫به خاطر آسیبایی که تو جزیره‌ی اوکوتو دیدم،

54
00:05:30,663 --> 00:05:32,623
‫نتونستم درست مبارزه کنم...!

55
00:05:34,292 --> 00:05:37,503
‫با اینکه شما بدون هیچ خواسته‌ای بزرگ شدین!

56
00:05:37,837 --> 00:05:40,590
‫با اینکه شما فقط با عرف جامعه هماهنگ شدین!

57
00:05:40,590 --> 00:05:43,134
‫با اینکه شما فقط تو پر قو بزرگ شدین!

58
00:05:53,811 --> 00:05:56,189
‫اون گنجشگو کشتی و خونشو خوردی!

59
00:05:56,731 --> 00:05:58,399
‫اونم با خنده و شادی؟!

60
00:05:59,776 --> 00:06:03,488
‫نخیرم... خودش افتاد تو باغچه!

61
00:06:08,159 --> 00:06:10,995
‫خب... بیا این رفتارو اصلاح کنیم...

62
00:06:10,995 --> 00:06:12,538
‫باید عادی بشی.

63
00:06:15,291 --> 00:06:17,377
که اینطور...؟

64
00:06:17,377 --> 00:06:21,172
‫این انحراف فقط تو بچه‌هایی که
‫کوسه‌ی خیلی قدرتمندی دارن، دیده می‌شه.

65
00:06:21,172 --> 00:06:23,341
‫تو این جامعه، مورد نادری نیست.

66
00:06:24,008 --> 00:06:26,010
‫باید اصلاحش کنیم و از شر اون رفتار خلاصش کنیم.

67
00:06:27,136 --> 00:06:28,763
‫از دست تو...!

68
00:06:29,639 --> 00:06:31,265
‫آفرین پسر خوب!

69
00:06:34,519 --> 00:06:37,230
‫صورت هیمیکو-چان ترسناکه!

70
00:06:37,897 --> 00:06:39,107
‫تمومش کن!

71
00:06:39,107 --> 00:06:40,441
‫چیکار می‌کنی؟!

72
00:06:40,733 --> 00:06:42,693
‫مثل احمقا می‌مونی!

73
00:06:42,693 --> 00:06:45,947
‫اصلاً نمی‌خواد در مورد چیزایی که ما می‌گیم حرف بزنه.

74
00:06:45,947 --> 00:06:47,698
‫عادی باش دیگه!

75
00:06:47,698 --> 00:06:50,034
‫آخه چرا نمی‌تونی عادی باشی؟!

76
00:06:52,912 --> 00:06:55,957
‫هیمیکو! راست می‌گن که خون دوستتو خوردی؟!

77
00:06:56,332 --> 00:07:00,253
‫نخیرم! من فقط جای زخمشو میک زدم، چون خون میومد!

78
00:07:00,628 --> 00:07:02,046
‫این کار عادی نیست!

79
00:07:02,046 --> 00:07:03,965
‫نمی‌خوای یه زندگی سالم داشته باشی؟!

80
00:07:03,965 --> 00:07:07,051
‫بابا... مامان... من نمی‌فهمم!

81
00:07:07,051 --> 00:07:08,928
‫من فقط نمی‌فهمم.

82
00:07:08,928 --> 00:07:12,098
‫وقتی بقیه این کارو دوست دارن، جلوی خودشونو می‌گیرن؟

83
00:07:12,390 --> 00:07:16,018
آخه چرا بقیه خون نمی‌مکن؟

84
00:07:17,979 --> 00:07:21,274
‫ای وای... این دیگه از درون نابود شده!

85
00:07:21,274 --> 00:07:24,735
‫بچه‌ای که به دنیا آوردم اصلاً آدم نیست!

86
00:07:26,988 --> 00:07:29,949
‫برای همینم روش سرپوش گذاشتی...

87
00:07:30,658 --> 00:07:33,828
‫خودتو سرکوب کردی، نقاب به چهره زدی.

88
00:07:34,745 --> 00:07:38,166
‫دیگه خودت نیستی... یکی دیگه شدی.

89
00:07:43,171 --> 00:07:44,714
‫اوراراکا!

90
00:07:48,968 --> 00:07:50,094
‫سو-چان!

91
00:07:50,678 --> 00:07:52,680
‫نه! اون نیست!

92
00:07:52,680 --> 00:07:53,806
‫گیرو.

93
00:07:56,184 --> 00:07:57,018
‫توگاست!

94
00:07:58,186 --> 00:08:00,813
‫قهرمانا رو نابود می‌کنم.

95
00:08:01,272 --> 00:08:02,940
‫حتی بدل منو هم ساخته...

96
00:08:03,524 --> 00:08:09,030
‫برای اینکه بتونیم با این تعداد بجنگیم باید به عنوان یه تیم عمل کنیم!

97
00:08:09,447 --> 00:08:12,909
‫ولی اگه جدا شیم و گول بخوریم...

98
00:08:13,576 --> 00:08:16,704
‫یالا بکشش! همین الان!

99
00:08:17,121 --> 00:08:19,665
‫اون وقت... دیگه نمی‌شه متوقفشون کرد...

100
00:08:25,087 --> 00:08:26,839
‫نابود می‌کنم...

101
00:08:27,423 --> 00:08:31,093
‫توگا هیمیکو-چان! گوش کن!

102
00:08:31,469 --> 00:08:37,141
‫فکر می‌کردم قهرمان‌بودن یعنی اینکه تابع قوانین باشی.

103
00:08:37,808 --> 00:08:41,979
‫و اونایی که از قانون تابعیت نمی‌کنن شرورن!

104
00:08:41,979 --> 00:08:44,440
ولی می‌دونی... توگا هیمیکو-چان؟

105
00:08:44,774 --> 00:08:49,278
‫در حال حاضر، دوست من اصلاً نگران قانون و این حرفا نیست...

106
00:08:49,278 --> 00:08:51,781
‫اون فقط می‌خواد با تو حرف بزنه.

107
00:08:52,073 --> 00:08:55,076
‫فکر کنم این کار خیلی سخت‌تر از کشتن یه نفره...

108
00:08:55,076 --> 00:08:59,080
‫یا دستگیرکردن یه نفر. خیلی سخت‌تره!

109
00:08:59,288 --> 00:09:04,502
‫برای همین... با اینکه اوچاکو-چان یکم دیر کرده،

110
00:09:04,835 --> 00:09:06,629
‫امکانش هست که لطفاً...

111
00:09:06,629 --> 00:09:08,881
‫فقط به حرفش گوش بدی؟!

112
00:09:26,691 --> 00:09:28,776
‫چارچوباتون فرق داره!

113
00:09:28,776 --> 00:09:32,029
‫اون برکت و لذتی که شما ازش حرف می‌زنین...

114
00:09:32,029 --> 00:09:34,657
‫اون احساساتو به من نمی‌دن!

115
00:09:36,033 --> 00:09:40,371
‫منو تبدیل به کسی نکن که براساس قوانین خودت...

116
00:09:40,371 --> 00:09:41,539
‫دلت به حالش می‌سوزه!

117
00:09:43,583 --> 00:09:48,296
‫راستی توگا-چان، تو نمی‌خوای یه اسم شرورانه برای خودت بسازی؟

118
00:09:48,296 --> 00:09:49,589
‫راست می‌گه.

119
00:09:49,589 --> 00:09:53,843
‫فقط تو و رئیس اسم درست‌حسابی ندارین، نه؟

120
00:09:53,843 --> 00:09:55,219
‫باید یکی بسازی!

121
00:09:55,219 --> 00:09:56,554
‫نیازی نداری!

122
00:09:56,846 --> 00:09:57,888
‫نمی‌خوام!

123
00:09:57,930 --> 00:09:59,348
‫چه مسخره.

124
00:09:59,348 --> 00:10:02,268
‫این چیزا صرفاً یه عتیقه از زمان قبل از ساخت سیستم ثبت کوسه‌ن.

125
00:10:02,268 --> 00:10:04,186
‫صرفاً برای راضی کردن مردم وجود داشته.

126
00:10:04,186 --> 00:10:06,105
‫«دابی» تو یکی این حرفو نزن.

127
00:10:06,105 --> 00:10:09,150
‫هنوزم اسم واقعیتو نمی‌دونم.

128
00:10:09,442 --> 00:10:13,779
‫در گذشته، قهرمانان و اشرار فرقی نداشتن.

129
00:10:14,572 --> 00:10:18,618
‫یه توضیحی بود که می‌گفت فقط یه روش

130
00:10:18,618 --> 00:10:20,870
‫برای نام‌گذاری چیزاییه که درک نمی‌کنیم.

131
00:10:20,870 --> 00:10:25,958
‫بعد مردم برای مخفی کردن هویت واقعی‌شون ازشون استفاده کردن.

132
00:10:26,500 --> 00:10:29,587
‫پوست‌های تقلبی‌ای بودن که برای بقاء استفاده می‌شدن،

133
00:10:29,587 --> 00:10:33,007
‫ولی در آخر مثل کمیک‌ها، یه اسم رمز شدن.

134
00:10:33,007 --> 00:10:36,469
‫یه تئوری هست که می‌گه به‌خاطر همچین القابی دنیا
‫تبدیل به یه کمیک شده.

135
00:10:37,428 --> 00:10:39,180
‫نیازی بهش ندارم.

136
00:10:39,180 --> 00:10:41,140
‫البته به‌نظرم خفن هست.

137
00:10:43,893 --> 00:10:45,478
‫زندگی سخته!

138
00:10:47,063 --> 00:10:51,150
‫به‌عنوان «توگا هیمیکو» زندگی می‌کنم!

139
00:10:52,485 --> 00:10:54,236
‫انقدر برام دلسوزی نکن!

140
00:10:55,488 --> 00:10:58,282
‫دلسوزی نیست!

141
00:11:00,201 --> 00:11:01,535
‫لمسم کرد...

142
00:11:03,037 --> 00:11:06,082
‫ولی اگه الان هم معلق بشم مهم نیست.

143
00:11:06,874 --> 00:11:09,710
‫حرفای قشنگی می‌زنی، ولی در آخر،

144
00:11:09,710 --> 00:11:12,213
‫می‌خوای پرتم کنی تو یه قفس و اعدامم کنی، مگه نه؟

145
00:11:13,130 --> 00:11:15,508
‫اگه اینطور نیست، می‌خوای مثل جین-گون...

146
00:11:16,384 --> 00:11:18,177
‫منو بکشی!

147
00:11:18,928 --> 00:11:25,476
‫برنده شدن یا باختن، زنده موندن یا مردن،
‫این یه مبارزه سر بقاست!

148
00:11:28,270 --> 00:11:32,858
‫اینی که می‌گی... برای دوتامون... «عادی» حساب می‌شه... نه؟

149
00:11:34,026 --> 00:11:37,363
‫اگه دلسوزی نیست، پس صرفاً غرورته!

150
00:11:38,114 --> 00:11:40,366
‫اگه دوتامون همینیم...

151
00:11:41,325 --> 00:11:43,494
‫پس بمیر، قهرمان!

152
00:11:45,287 --> 00:11:48,958
‫تعداد ماها زیادتره...

153
00:11:50,000 --> 00:11:52,503
‫لشگر مرد غمگین!

154
00:12:15,484 --> 00:12:16,944
‫این...

155
00:12:17,778 --> 00:12:19,655
‫غیرممکنه!

156
00:12:20,740 --> 00:12:23,492
‫«هر نسل قوی‌تر می‌شن.»

157
00:12:23,492 --> 00:12:26,454
‫«و کسی توان کنترل کردن‌شون رو نخواهد داشت...»

158
00:12:26,829 --> 00:12:31,625
‫این تئوری روز رستاخیزه که سال‌ها راجع بهش می‌شنیدم...

159
00:12:33,169 --> 00:12:34,754
‫نگو که امروز بود...؟

160
00:12:34,754 --> 00:12:36,630
‫پس امروز بوده؟!

161
00:12:38,007 --> 00:12:39,467
‫بر اساس احساسات تنها یک دختر

162
00:12:39,467 --> 00:12:43,888
‫دنیا تغییر می‌کنه.

163
00:12:44,597 --> 00:12:46,974
‫له‌شون کنین!

164
00:12:49,101 --> 00:12:50,603
‫هنر رزمی...

165
00:12:50,603 --> 00:12:52,438
‫گان‌هد!

166
00:12:58,110 --> 00:12:59,737
‫صرفاً معلق کردی!

167
00:12:59,737 --> 00:13:01,614
‫هیچ آسیبی ندیدیم.

168
00:13:01,614 --> 00:13:02,865
‫آره...

169
00:13:04,450 --> 00:13:10,664
‫گرانش صفر قدرتی نیست که برای
‫آسیب زدن به بقیه باشه!

170
00:13:14,043 --> 00:13:18,839
‫اگه بخوام یکیو از بالا بندازم عمراً حس خوبی بگیرم!

171
00:13:22,134 --> 00:13:25,346
‫اگه دلسوزی نیست، پس صرفاً غرورته!

172
00:13:26,555 --> 00:13:28,140
‫شاید همینطور باشه.

173
00:13:28,557 --> 00:13:33,312
‫نمی‌تونم از اینکه عمداً آدم کشتی چشم‌پوشی کنم.

174
00:13:33,896 --> 00:13:36,816
‫ولی دیدن چهره‌ت...

175
00:13:36,816 --> 00:13:40,611
‫باعث می‌شه فکر کنم حتماً براش
‫ دلیلی داشتی و مجبور بودی!

176
00:13:41,445 --> 00:13:45,157
‫اون‌روز، وقتی که دنیا درهم‌برهم شد،

177
00:13:45,157 --> 00:13:48,452
‫نگاه غم‌انگیزی رو صورتت بود!

178
00:13:49,286 --> 00:13:50,996
‫اونکه خودت بودی!

179
00:13:50,996 --> 00:13:52,623
‫منم ناراحت بودم!

180
00:13:53,332 --> 00:13:55,459
‫گوش بده، توگا هیمیکو!

181
00:13:55,960 --> 00:13:58,712
‫وقتی اولین‌بار همو دیدیم، ازت ترسیده بودم!

182
00:13:59,046 --> 00:14:01,090
‫چون نمی‌فهمیدم...

183
00:14:01,090 --> 00:14:06,512
‫چطوری می‌تونی تو اون موقعیت بخندی!

184
00:14:08,097 --> 00:14:09,431
‫خفه‌شو!

185
00:14:10,641 --> 00:14:13,686
‫به‌عنوان توگا هیمیکو زندگی می‌کنی؟

186
00:14:13,686 --> 00:14:16,105
‫پس هرچقدر دلت می‌خواد آدم بکش،

187
00:14:16,105 --> 00:14:17,940
‫و هرچی که خواستی بشو.

188
00:14:19,692 --> 00:14:21,652
‫همچین قیافه‌ای نگیر!

189
00:14:21,652 --> 00:14:24,822
‫بمیر! چرا نمی‌میری؟!

190
00:14:24,822 --> 00:14:27,032
‫شاید تونسته باشی یه‌بار پسش بزنی!

191
00:14:27,491 --> 00:14:31,287
‫شاید این دنیا چیزی نباشه که بتونی راحت توش زندگی کنی!

192
00:14:31,787 --> 00:14:33,038
‫... غرورت!

193
00:14:33,914 --> 00:14:35,374
‫می‌دونم!

194
00:14:35,749 --> 00:14:37,668
‫ولی بازم،

195
00:14:38,502 --> 00:14:43,591
‫انقدر چهره‌ی شاد دیدم که می‌دونم...

196
00:14:53,642 --> 00:14:57,062
‫عاشقتم. از اولین‌‌بار که دیدمت همین حسو داشتم.

197
00:14:58,480 --> 00:15:02,109
‫وقتی گفتی عاشق یکی هستی، چهره‌ت...

198
00:15:02,109 --> 00:15:07,615
‫و لبخندت انقدر زیبا بود که باعث شد حسودی کنم!

199
00:15:08,198 --> 00:15:09,783
‫شبیه یه احمق شدی!

200
00:15:10,367 --> 00:15:15,581
‫نمی‌خوام تظاهر کنم هرگز اون لبخندت رو ندیدم!

201
00:15:28,677 --> 00:15:31,639
‫نمی‌تونم کاری کنم گناهات از بین برن!

202
00:15:31,639 --> 00:15:34,224
‫نمی‌تونمم همه‌چیزتو قبول کنم!

203
00:15:34,475 --> 00:15:41,065
‫ولی بازم، اگه حتی یکم حس می‌کنی می‌خوای باهام صحبت کنی،

204
00:15:41,065 --> 00:15:43,734
‫پس هرچقدر دلت بخواد بهت خونمو می‌دم!

205
00:15:43,734 --> 00:15:47,947
‫هیمیکو-چان، می‌خوام باهات حرف بزنم

206
00:15:54,286 --> 00:15:55,746
‫معلق شدن؟

207
00:15:55,746 --> 00:15:57,957
‫با اینکه اوراراکا بهشون دست نزد؟

208
00:15:58,540 --> 00:16:02,336
‫چون همه‌شون داشتن همو لمس می‌کردن... بین‌شون پخش شد...؟

209
00:16:10,719 --> 00:16:13,722
‫اون دختره... تنهایی..؟!

210
00:16:15,307 --> 00:16:16,266
‫چی شد؟!

211
00:16:18,560 --> 00:16:20,771
‫مثل یه‌مشت مهره‌ی متصل معلق شدن!

212
00:16:21,230 --> 00:16:24,692
‫فقط کافیه بازم کپی بسازم!

213
00:16:27,069 --> 00:16:28,320
‫باز همونه...

214
00:16:29,363 --> 00:16:31,073
‫مثل همونه که قبلاً برام اتفاق افتاد!

215
00:16:31,991 --> 00:16:34,493
‫وقتی کم مونده بود بمیرم!

216
00:16:36,286 --> 00:16:37,621
‫ببر-سان...

217
00:16:37,621 --> 00:16:39,289
‫کامویی جنگل...

218
00:16:39,289 --> 00:16:40,916
‫تو واقعی‌ای؟

219
00:16:40,916 --> 00:16:43,961
‫اگه الکی بودم که این زخمه باعث می‌شد غیب شم...

220
00:16:45,087 --> 00:16:49,800
‫مگه کوسه‌ی اون دختره نمی‌تونست زیر ۳ تُن رو معلق کنه؟

221
00:16:50,175 --> 00:16:54,555
‫از اردوی تمرینی پارسال خیلی رشد کردن!

222
00:16:56,306 --> 00:16:59,560
‫بدنم داره سرد می‌شه...

223
00:16:59,935 --> 00:17:01,812
‫و مهم‌تر از اون،

224
00:17:03,355 --> 00:17:05,149
‫الان، من فقط...

225
00:17:05,691 --> 00:17:07,276
‫می‌خوام لمست کنم!

226
00:17:14,575 --> 00:17:20,205
‫خانواده‌ی من فقیره و پدرمادرم معمولاً ناراحت بودن...

227
00:17:20,956 --> 00:17:23,751
‫می‌خواستم کاری کنم که بتونن در آرامش و خوشحال باشن،

228
00:17:23,751 --> 00:17:26,670
‫و برای همینم می‌خواستم یه قهرمان بشم!

229
00:17:27,087 --> 00:17:29,882
‫ولی هرچی بزرگ‌تر شدم، بیشتر فهمیدم...

230
00:17:29,882 --> 00:17:33,218
‫این دنیا فقط پدرمادرم و خونه‌مون نیست...

231
00:17:33,218 --> 00:17:35,387
‫فهمیدم بقیه‌ی آدما هم وجود دارن!

232
00:17:36,597 --> 00:17:40,184
‫و بعد، عاشق میدوریا ایزوکو شدم،

233
00:17:40,184 --> 00:17:42,352
‫و الانم می‌خوام جلوتو بگیرم!

234
00:17:42,644 --> 00:17:44,396
‫من همچین کسی‌ام!

235
00:17:44,396 --> 00:17:47,524
‫برای همین الان اینجام!

236
00:17:50,152 --> 00:17:51,445
‫بهم بگو!

237
00:17:51,737 --> 00:17:53,405
‫چه فکری می‌کنی؟

238
00:17:56,492 --> 00:17:58,911
‫بگو تا الان چه فکری می‌کردی!

239
00:17:58,911 --> 00:18:00,412
‫همه‌چیو بگو!

240
00:18:26,480 --> 00:18:29,024
‫من راحت عاشق می‌شم.

241
00:18:30,442 --> 00:18:37,574
‫عاشق حیوانات، اشرار، قهرمانان، زندگی ادمها 

242
00:18:38,033 --> 00:18:41,537
‫چون همه‌شون خون زیبایی درون‌شون جریان داره.

243
00:18:44,414 --> 00:18:45,415
‫آره...

244
00:18:46,041 --> 00:18:48,252
‫بهم می‌گفتن لبخند نزنم...

245
00:18:48,752 --> 00:18:50,921
‫حسودی می‌کردم...

246
00:18:51,672 --> 00:18:53,090
‫که اینطور...

247
00:18:54,508 --> 00:18:58,137
‫ایزوکو-گون شبیه پسری بود که عاشقش بودم.

248
00:18:58,554 --> 00:19:00,305
‫اسمش سایتو بود.

249
00:19:03,100 --> 00:19:05,727
‫نمی‌تونستم ازش بخوام بهم خونشو بده.

250
00:19:06,603 --> 00:19:09,857
‫چون اون‌موقع می‌گفت من آدم نیستم...

251
00:19:10,607 --> 00:19:14,111
‫چون فکر می‌کرد ناز نیستم...

252
00:19:15,028 --> 00:19:17,573
‫چون مثل اوچاکو-چان و ایزوکو-گون،

253
00:19:17,948 --> 00:19:20,993
‫برمی‌گشت بهم می‌گفت روش صحیح زندگی کردن چیه،
‫و همه‌ش همین.

254
00:19:21,743 --> 00:19:24,413
‫برای همین عضو لیگ اشرار شدم.

255
00:19:25,247 --> 00:19:28,667
‫چون جایی بود که می‌تونستم هرطوری می‌خوام داخلش زندگی کنم!

256
00:19:33,672 --> 00:19:36,758
‫تمام مدت داشتی بهم علامت می‌دادی...

257
00:19:37,467 --> 00:19:39,970
‫ولی خیلی طول کشید بفهمم...

258
00:19:42,139 --> 00:19:43,223
‫عا، وقت تمومه...

259
00:19:51,899 --> 00:19:53,442
‫اوراراکا!

260
00:19:58,197 --> 00:20:01,283
‫نمی‌تونم جای لیگ اشرار رو بگیرم،

261
00:20:02,075 --> 00:20:06,246
‫ولی به‌نظرم نیاز بود بهت بگم لبخندت چقدر خوشگله.

262
00:20:09,374 --> 00:20:10,584
‫من...

263
00:20:12,044 --> 00:20:15,380
‫من عاشق ایزوکو-گون و اوچاکو-چانم، ولی...

264
00:20:17,299 --> 00:20:18,425
‫به‌نظرت...

265
00:20:20,385 --> 00:20:21,803
‫... نازم؟

266
00:20:24,014 --> 00:20:25,766
‫نازترین کل جهانی.

267
00:21:46,722 --> 00:21:49,141
پیـــــــــــــــــــــــش‌نمایش
‫آنچه خواهید دید...

268
00:21:49,975 --> 00:21:51,810
‫بالأخره زمان دیدارشون رسیده...

269
00:21:52,185 --> 00:21:54,855
‫ارباب شیاطینی که کوسه می‌دزده

270
00:21:54,855 --> 00:21:57,399
‫و مظهر صلحی که کوسه نداره.

271
00:21:58,233 --> 00:22:00,610
‫آل‌فوروان و آلمایت.

272
00:22:01,111 --> 00:22:03,113
‫زمان مبارزه‌ی سرنوشت‌سازشون شده!

273
00:22:04,156 --> 00:22:06,366
‫قسمت بعدی: «نبرد بدون کوسه».

274
00:22:07,326 --> 00:22:12,372
‫جهت جلوگیری از تبدیل شدن گردآب ناراحتی به نفرت...

275
00:22:12,706 --> 00:22:16,668
قسمت بعدی
نبرد بدون کوسه
‫فراتر برو!
‫فراتر از بینهایت!
