﻿1
00:00:31,666 --> 00:00:35,625
‫"من تو ذهنم پنج تا کشو دارم.

2
00:00:35,750 --> 00:00:40,416
‫سه تا کشوی بالایی رو همیشه باز میکنم.
‫کشوی چهارمی رو کمتر.

3
00:00:40,500 --> 00:00:44,416
‫کشوی پایینی رو هشتم می ۱۹۴۵ بستم
‫و از اون موقع دیگه بازش نکردم."

4
00:01:15,750 --> 00:01:18,416
‫گزارش از "شماره ۲۴"

5
00:01:27,375 --> 00:01:29,083
‫- سلام. ما آماده‌ایم.
‫- سلام. بله.

6
00:01:29,125 --> 00:01:31,708
‫- میشه میکروفن رو وصل کنی؟
‫- آره. الان میایم بیرون.

7
00:01:31,750 --> 00:01:33,250
‫- عالیه، مرسی.
‫- آره.

8
00:01:35,041 --> 00:01:36,750
‫- گونار آماده‌ای؟
‫- آره، آره.

9
00:01:38,875 --> 00:01:39,875
‫من آماده‌ام.

10
00:01:45,416 --> 00:01:48,000
‫حالت خوبه؟

11
00:01:48,041 --> 00:01:50,375
‫آره، بهترم.

12
00:01:50,416 --> 00:01:52,041
‫یه مدت که بگذره خوب میشه.

13
00:01:52,125 --> 00:01:53,125
‫آره.

14
00:02:03,541 --> 00:02:05,000
‫- از آشناییت خوشحالم. خوش اومدی.
‫- بله.

15
00:02:05,000 --> 00:02:06,625
‫- ممنون، مرسی.
‫- سلام، من پیترم.

16
00:02:06,625 --> 00:02:08,500
‫- سلام، خوش اومدی.
‫- پیتر. سلام.

17
00:02:12,625 --> 00:02:14,291
‫هیس.

18
00:02:15,666 --> 00:02:19,375
‫آره، آره. فکر می‌کردین اینجا
‫پر از آدمای پیره، هان؟

19
00:02:26,541 --> 00:02:29,916
‫بیاین درباره... ارزش‌ها حرف بزنیم.

20
00:02:48,500 --> 00:02:49,666
‫هنوز خسته نشدی؟

21
00:03:08,666 --> 00:03:10,166
‫این باورنکردنیه.

22
00:03:12,250 --> 00:03:13,250
‫چی؟

23
00:03:14,166 --> 00:03:16,125
‫سوزوندن کتاب‌های نازی‌ها باعث نگرانی بین‌المللی شده

24
00:03:16,250 --> 00:03:17,291
‫کتاب سوزوندن؟

25
00:03:20,875 --> 00:03:22,541
‫من یه کتاب از بابام گرفتم.

26
00:03:23,750 --> 00:03:25,291
‫یه نفر به اسم لانگهوف،

27
00:03:25,375 --> 00:03:28,500
‫که درباره موندنش تو یه اردوگاه آلمانی نوشته.

28
00:03:28,541 --> 00:03:30,125
‫اینو فوری می‌سوزونن.

29
00:03:30,875 --> 00:03:32,250
‫اردوگاه؟

30
00:03:33,166 --> 00:03:36,666
‫آره. میگه اونا آدمایی که مخالف رژیمن رو بازداشت می‌کنن.

31
00:03:37,541 --> 00:03:38,625
‫کمونیست‌ها رو؟

32
00:03:39,125 --> 00:03:40,875
‫فکر کنم ترکیبی از آدما.

33
00:03:41,000 --> 00:03:43,000
‫اسمش سربازای باتلاقه.

34
00:03:43,500 --> 00:03:45,166
‫کوهن تو کتابفروشیش داره.

35
00:03:46,875 --> 00:03:48,166
‫یا می‌تونم مال خودمو بهت قرض بدم.

36
00:03:50,500 --> 00:03:54,041
‫من می‌فهمم که اونا این کارو می‌کنن، اوم،
‫واسه اینکه کمونیست‌ها رو کنترل کنن.

37
00:03:55,250 --> 00:03:56,625
‫اینجا هم همینطوره.

38
00:03:57,625 --> 00:04:00,000
‫وگرنه، یعنی، همه‌مون باید بریم مسکو.

39
00:04:01,750 --> 00:04:03,791
‫نمی‌فهمی داری چی میگی، نه؟

40
00:04:07,125 --> 00:04:09,000
‫مگه نباید مردم آزاد باشن هر چی می‌خوان بگن؟

41
00:04:09,000 --> 00:04:11,125
‫حتماً. حتماً.

42
00:04:12,041 --> 00:04:13,625
‫این به کمونیسم ربطی نداره.

43
00:04:14,250 --> 00:04:16,666
‫ما باید بتونیم حرف بزنیم و نریم زندان.

44
00:04:17,250 --> 00:04:19,125
‫آره، ولی منظورمو می‌فهمی، نه؟

45
00:04:22,250 --> 00:04:24,125
‫نه، نمی‌دونم منظورت چیه.

46
00:04:30,541 --> 00:04:31,750
‫بیا آب رو بجوشونیم.

47
00:04:32,875 --> 00:04:34,500
‫آره، بفرما.

48
00:04:37,125 --> 00:04:40,875
‫من هفتاد سال پیش با تو
‫تو یه مدرسه درس می‌خوندم.

49
00:04:43,125 --> 00:04:45,166
‫ما تو یه دموکراسی زندگی می‌کردیم.

50
00:04:47,750 --> 00:04:52,291
‫ولی... بعضی‌هامون حس می‌کردیم
‫داره دورمون تنگ میشه.

51
00:04:55,125 --> 00:04:57,875
‫همه اینجا احساس امنیت می‌کنن؟

52
00:05:01,416 --> 00:05:02,875
‫آره، خوبه.

53
00:05:03,000 --> 00:05:04,791
‫منم خیلی احساس امنیت می‌کردم.

54
00:05:05,875 --> 00:05:07,625
‫همه رفقام،

55
00:05:08,500 --> 00:05:09,916
‫اونا هم احساس امنیت می‌کردن،

56
00:05:10,541 --> 00:05:12,500
‫تا وقتی که دیگه نکردیم.

57
00:05:13,541 --> 00:05:16,500
‫چون، البته ما فکر می‌کردیم
‫تو یه دوره بعد از جنگیم،

58
00:05:16,625 --> 00:05:18,041
‫وقتی یهو فهمیدیم

59
00:05:19,125 --> 00:05:21,250
‫داشتیم تو دوره بین دو تا جنگ زندگی می‌کردیم.

60
00:05:22,875 --> 00:05:25,791
‫و آلمانی‌ها نهم آوریل ۱۹۴۰ اومدن تو.

61
00:05:26,500 --> 00:05:29,166
‫به زور ۸۰۰ تا سرباز نیاز داشتن که اسلو رو بگیرن.

62
00:05:29,791 --> 00:05:32,875
‫آره، حدود دو برابر آدمایی که اینجا نشستن.

63
00:05:35,791 --> 00:05:38,375
‫تو جنگ، باید تصمیم بگیری که می‌خوای

64
00:05:38,375 --> 00:05:41,166
‫وضعیتی که توش هستی رو
‫قبول کنی...

65
00:05:44,000 --> 00:05:47,125
‫و واقعیت جدیدی که قراره بشه
‫زندگیت رو بپذیری...

66
00:05:47,250 --> 00:05:49,666
‫یا جلوش وایسی و
‫همه چیزو به خطر بندازی.

67
00:05:51,750 --> 00:05:53,625
‫من به رفتن سر کار ادامه دادم.

68
00:05:56,500 --> 00:05:58,916
‫ولی تمرکز کردن برام سخت بود.

69
00:06:03,500 --> 00:06:04,666
‫همه برین بیرون!

70
00:06:06,000 --> 00:06:07,291
‫زود باشین، همه!

71
00:06:22,166 --> 00:06:24,041
‫تو که از این چیزا نمی‌ترسی، نه...

72
00:06:25,125 --> 00:06:26,125
‫سونستبی؟

73
00:06:27,041 --> 00:06:30,041
‫آدم بعضی وقتا یه کم سرکش میشه.

74
00:06:32,291 --> 00:06:34,375
‫و دقیقاً چقدر سرکش؟

75
00:06:37,041 --> 00:06:38,250
‫یه کم سرکش.

76
00:06:46,625 --> 00:06:50,500
‫چند نفری با هم حرف زدیم که
‫بریم یه سر مارکا.

77
00:06:52,375 --> 00:06:54,625
‫دوست داری باهامون بیای؟

78
00:07:06,625 --> 00:07:08,333
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونستیم بکنیم؟

79
00:07:10,000 --> 00:07:11,625
‫باید سعی می‌کردیم مبارزه کنیم.

80
00:07:14,250 --> 00:07:15,625
‫سونستبی. اینجا.

81
00:07:15,750 --> 00:07:16,750
‫آره.

82
00:07:19,000 --> 00:07:21,500
‫ولی آلمانی‌ها از قبل همه جا بودن.

83
00:07:23,416 --> 00:07:25,125
‫- بخواب پایین.
‫- اون چیه؟

84
00:07:26,625 --> 00:07:27,750
‫بمب!

85
00:07:27,791 --> 00:07:29,250
‫- بدو!
‫- برو!

86
00:07:29,916 --> 00:07:31,375
‫ادامه بدین!

87
00:07:31,416 --> 00:07:33,125
‫بی‌فایده بود.

88
00:07:35,666 --> 00:07:37,375
‫صف تشکیل بدین! صف تشکیل بدین!

89
00:07:40,041 --> 00:07:41,875
‫- عقب‌نشینی!
‫- عقب‌نشینی!

90
00:07:42,416 --> 00:07:43,666
‫مواظب باش!

91
00:07:45,125 --> 00:07:47,000
‫هیچ شانسی نداشتیم.

92
00:07:51,250 --> 00:07:52,250
‫اینجا!

93
00:08:06,916 --> 00:08:08,125
‫بجنب!

94
00:08:10,791 --> 00:08:12,875
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

95
00:08:13,375 --> 00:08:14,666
‫عقب‌نشینی!

96
00:08:18,750 --> 00:08:21,291
‫- وایسا!
‫- پوشش آتش میدیم!

97
00:08:22,916 --> 00:08:25,041
‫ما خیلی بی‌تجربه بودیم.

98
00:08:32,750 --> 00:08:34,666
‫و من به خودم قول دادم

99
00:08:34,750 --> 00:08:37,750
‫که دیگه هیچوقت واسه هیچ چیزی
‫اینقدر بی‌تجربه نباشم.

100
00:08:48,250 --> 00:08:51,375
‫خودم سینه‌پهلو گرفتم
‫و سینوزیت وحشتناک.

101
00:08:51,500 --> 00:08:54,125
‫در واقع، بهم گفتن تا دو سال کامل
‫نباید تکون می‌خوردم.

102
00:08:56,625 --> 00:08:58,625
‫مردم میگن سلامتی از همه چیز مهم‌تره.

103
00:08:58,666 --> 00:09:01,375
‫نخست وزیر کویزلینگ
‫برنامه‌های سیاسیش رو توضیح میده.

104
00:09:01,416 --> 00:09:02,875
‫ولی این درست نیست.

105
00:09:04,375 --> 00:09:06,750
‫صلح و آزادی از همه چیز مهم‌تره.

106
00:09:08,375 --> 00:09:10,791
‫و بعد از حدود دو ماه،

107
00:09:10,875 --> 00:09:13,875
‫با مردای دیگه‌ای آشنا شدم که
‫درست مثل خودم بودن.

108
00:09:14,375 --> 00:09:16,041
‫اینجا لندنه.

109
00:09:16,125 --> 00:09:18,625
‫تو روزایی مثل این، احتمالاً خیلی‌ها تو نروژ

110
00:09:18,666 --> 00:09:20,750
‫سعی می‌کنن روحیه‌شون رو حفظ کنن.

111
00:09:20,791 --> 00:09:23,000
‫یا دارن کم کم ناامید میشن؟

112
00:09:23,750 --> 00:09:27,666
‫و اونا کنوت هاوگلند بودن، که از ریوکان می‌شناختمش،

113
00:09:27,750 --> 00:09:28,875
‫و مکس مانوس،

114
00:09:29,750 --> 00:09:31,000
‫آندریاس آوبرت،

115
00:09:31,791 --> 00:09:33,125
‫گرگرس گرام،

116
00:09:33,750 --> 00:09:35,750
‫و تالاک، ادوارد تالاکسن.

117
00:09:36,250 --> 00:09:37,250
‫آه، اون یکی رو از دست دادم.

118
00:09:38,375 --> 00:09:41,791
‫اینجا سابقه حسابداریم خیلی به دردم خورد.

119
00:09:42,375 --> 00:09:44,125
‫من شدم ارلینگ فیلد،

120
00:09:45,250 --> 00:09:48,250
‫گونار لیر، هارالد سورنسن.

121
00:09:49,791 --> 00:09:51,375
‫نونوایی تو گرونلند،

122
00:09:51,500 --> 00:09:53,500
‫که ریدون آندرسن مسئولش بود،

123
00:09:53,625 --> 00:09:54,875
‫شد پاتوق ما.

124
00:09:58,791 --> 00:10:02,750
‫درسته که روزنامه درمی‌آوردیم، ولی می‌خواستیم بیشتر کار کنیم.

125
00:10:03,750 --> 00:10:06,416
‫دولت نروژ فرار کرده بود لندن.

126
00:10:07,875 --> 00:10:09,833
‫خبر رسید که یه نماینده دارن

127
00:10:09,875 --> 00:10:11,875
‫تو سفارت بریتانیا تو سوئد.

128
00:10:11,916 --> 00:10:13,000
‫نروژ - سوئد

129
00:10:13,750 --> 00:10:15,250
‫می‌خواستم باهاش ملاقات کنم.

130
00:10:17,375 --> 00:10:18,666
‫سفارت بریتانیا - استکهلم

131
00:10:18,750 --> 00:10:21,125
‫باید یه شبکه تو اسلو راه بندازیم.

132
00:10:21,166 --> 00:10:22,250
‫باشه.

133
00:10:23,500 --> 00:10:27,375
‫ولی اگه ترجیح میدی بری انگلیس
‫واسه آموزش خرابکاری،

134
00:10:27,875 --> 00:10:30,000
‫مطمئنم می‌تونیم بفرستیمت اونجا.

135
00:10:31,041 --> 00:10:33,666
‫- ممنون، ولی من تو اسلو می‌مونم قربان.
‫- باشه.

136
00:10:35,791 --> 00:10:37,791
‫اسم رمزت میشه...

137
00:10:38,875 --> 00:10:40,000
‫شماره ۲۴.

138
00:10:44,166 --> 00:10:45,250
‫بفرما.

139
00:10:47,000 --> 00:10:48,250
‫اولین مأموریتت.

140
00:10:52,541 --> 00:10:55,541
‫بانک نروژ

141
00:11:22,750 --> 00:11:24,750
‫- فورفانگ.
‫- ارلینگ فیلد.

142
00:11:27,291 --> 00:11:30,000
‫ایوار تیدمانسن ازم خواسته باهاتون ملاقات کنم.

143
00:11:31,125 --> 00:11:32,125
‫بله.

144
00:11:39,125 --> 00:11:40,541
‫خب، پس چرا اینجایی؟

145
00:11:46,791 --> 00:11:49,250
‫دولت نروژ تو لندن منو استخدام کرده

146
00:11:49,375 --> 00:11:52,916
‫که بیام پیش شما و کلیشه‌های چاپ اسکناس رو قرض بگیرم.

147
00:11:58,666 --> 00:12:04,125
‫شما... می‌خواین کلیشه‌های چاپ
‫اسکناس‌های نروژی رو قرض بگیرین؟

148
00:12:05,041 --> 00:12:06,041
‫بله.

149
00:12:06,791 --> 00:12:09,416
‫کار مقاومت خرج داره،
‫همونطور که می‌تونین تصور کنین قربان.

150
00:12:10,750 --> 00:12:13,375
‫و یه نمونه از کاغذی که استفاده می‌کنین هم لازم داریم.

151
00:12:22,166 --> 00:12:23,291
‫سلام، خانم لوبرگ؟

152
00:12:29,250 --> 00:12:31,750
‫ممنون از... گفتگوی جالبتون.

153
00:12:38,375 --> 00:12:40,416
‫چیکار باید بکنم که بهم اعتماد کنین؟

154
00:12:40,500 --> 00:12:41,916
‫این جلسه تمومه.

155
00:12:43,291 --> 00:12:45,500
‫خانم لوبرگ راه خروج رو
‫بهتون نشون میده.

156
00:12:49,625 --> 00:12:51,541
‫آقای فیلد؟

157
00:12:54,750 --> 00:12:56,125
‫آقای فیلد؟

158
00:13:03,625 --> 00:13:05,791
‫نوه‌هاتون آلمانی حرف می‌زنن.

159
00:13:06,666 --> 00:13:07,875
‫چی گفتی؟

160
00:13:09,000 --> 00:13:11,625
‫می‌فهمین که اگه الان کاری نکنیم،

161
00:13:11,666 --> 00:13:14,125
‫نوه‌هاتون آلمانی حرف می‌زنن؟

162
00:13:14,250 --> 00:13:18,250
‫اینجا، شما فرصت دارین که
‫طرف درست تاریخ وایسین.

163
00:13:26,750 --> 00:13:30,250
‫از کجا بدونم که شما نماینده دولت هستین؟

164
00:13:31,041 --> 00:13:32,666
‫چطور مطمئن باشم؟

165
00:13:32,750 --> 00:13:34,625
‫- باید بهم اعتماد کنین.
‫- آه.

166
00:13:35,291 --> 00:13:36,666
‫گفتنش واسه شما راحته.

167
00:13:38,541 --> 00:13:41,041
‫اگه اشتباه پیش بره،
‫منو می‌کشن.

168
00:13:42,666 --> 00:13:45,000
‫و رئیس بانک و کل هیئت مدیره رو.

169
00:13:45,541 --> 00:13:47,125
‫این واسه همه‌مون صدق می‌کنه.

170
00:14:08,375 --> 00:14:09,875
‫اگه شما همونی هستین که میگین،

171
00:14:10,791 --> 00:14:14,375
‫پس کاری کنین که گوینده لندن
‫این رو تو رادیو بگه

172
00:14:14,416 --> 00:14:15,791
‫پس فردا.

173
00:14:17,250 --> 00:14:18,916
‫اونوقت به قضیه فکر می‌کنم.

174
00:14:19,000 --> 00:14:20,041
‫اشتیاق ابدی

175
00:14:39,500 --> 00:14:40,875
‫اینجا لندنه.

176
00:14:41,791 --> 00:14:46,166
‫تو روزایی مثل این، مهمه که
‫روحیه‌تون رو حفظ کنین.

177
00:14:46,750 --> 00:14:49,000
‫اینجا ۱۶ تا پیام ویژه داریم.

178
00:14:49,875 --> 00:14:52,166
‫یک. مردی که می‌تونی بهش اعتماد کنی.

179
00:14:53,875 --> 00:14:56,500
‫دو. یه نیزه بلند تو مشت.

180
00:14:58,000 --> 00:14:59,000
‫سه.

181
00:15:00,041 --> 00:15:01,500
‫اشتیاق ابدی.

182
00:15:03,875 --> 00:15:06,041
‫چهار. شبیه یه مدرسه‌ست.

183
00:15:08,125 --> 00:15:09,125
‫پنج...

184
00:15:33,500 --> 00:15:35,666
‫امیدوارم بدونین دارین چیکار می‌کنین.

185
00:15:46,625 --> 00:15:48,375
‫تا پنجشنبه شب وقت دارین.

186
00:16:09,625 --> 00:16:11,500
‫خب، اوم، امروز کجا می‌ریم؟

187
00:16:11,625 --> 00:16:13,416
‫لطفاً برین کونگسوینگر.

188
00:16:13,500 --> 00:16:15,625
‫- هوم.
‫- یه بسته دارم که باید بره سوئد.

189
00:16:28,875 --> 00:16:30,041
‫پس اونو بفرست.

190
00:16:36,500 --> 00:16:37,541
‫اینجاست.

191
00:16:49,541 --> 00:16:51,625
‫یه جلسه جشن تو تالار شهر.

192
00:16:51,666 --> 00:16:55,000
‫کمیسر ملی تربوون و نخست وزیر کویزلینگ

193
00:16:55,041 --> 00:16:58,000
‫به عنوان حامیان شرکت
‫با هم عکس گرفتن.

194
00:16:58,041 --> 00:17:00,000
‫تحت رهبری کاپیتان مکسویک،

195
00:17:00,125 --> 00:17:02,250
‫شرکت از خیابون‌های اسلو رژه رفت.

196
00:17:09,791 --> 00:17:11,750
‫مدرسه هیردن تو کونگسوینگر

197
00:17:11,791 --> 00:17:14,250
‫یه دوره آموزش سربازی رو تموم کرده.

198
00:17:14,791 --> 00:17:18,291
‫رئیس پلیس دولتی مارتینسن حکم‌های انتصاب رو

199
00:17:18,375 --> 00:17:20,750
‫به فرمانده‌های جدید و سرپرست‌ها داد.

200
00:17:20,875 --> 00:17:22,791
‫این مرد از کویزلینگ هم بدتره.

201
00:17:27,250 --> 00:17:29,875
‫بعدش یه شب اجتماعی ساده برگزار شد.

202
00:17:30,541 --> 00:17:32,916
‫مارتینسن رئیس پلیس دولتی بود

203
00:17:32,916 --> 00:17:35,250
‫و همینطور رهبر اعظم هیردن.

204
00:17:36,041 --> 00:17:38,916
‫به افرادش اجازه می‌داد نروژی‌ها رو شکنجه کنن.

205
00:17:40,625 --> 00:17:45,125
‫و نازی‌های نروژی اغلب از نازی‌های آلمانی بدتر بودن.

206
00:17:46,875 --> 00:17:49,125
‫نمی‌تونستم درک کنم چطور هموطنامون

207
00:17:49,250 --> 00:17:52,250
‫می‌تونن با کسایی که اشغالمون کردن همکاری کنن.

208
00:17:54,625 --> 00:17:57,250
‫تشخیص اینکه به کی می‌شه اعتماد کرد رو سخت می‌کرد.

209
00:18:02,500 --> 00:18:06,041
‫دولت تو لندن به چشم و گوش تو اسلو نیاز داشت.

210
00:18:10,250 --> 00:18:13,375
‫و من به عنوان رهبر سازمان کوچیکمون منصوب شدم.

211
00:18:22,250 --> 00:18:25,083
‫اطلاعات جمع‌آوری می‌شد و بعد قاچاقی می‌رفت سوئد.

212
00:18:28,875 --> 00:18:31,125
‫و از اونجا منتقل می‌شد به لندن.

213
00:18:37,375 --> 00:18:40,791
‫ولی گشتاپو حالا از جنبش مقاومتی که داشت شکل می‌گرفت

214
00:18:40,875 --> 00:18:42,125
‫آگاه شده بود.

215
00:18:43,875 --> 00:18:46,500
‫افرادمون تو سراسر کشور دستگیر می‌شدن.

216
00:18:48,750 --> 00:18:51,666
‫آلمانی‌ها می‌خواستن مسئولین رو دستگیر کنن.

217
00:18:55,000 --> 00:18:56,166
‫برش گردون.

218
00:19:05,500 --> 00:19:08,250
‫چرا هورنبک؟ چرا نمی‌تونه مستقیم بره کونگسوینگر؟

219
00:19:11,250 --> 00:19:13,000
‫آندریاس می‌خواد باهات حرف بزنه.

220
00:19:15,000 --> 00:19:16,166
‫اون گفت که...

221
00:19:18,916 --> 00:19:20,916
‫اون گفت...

222
00:19:31,750 --> 00:19:32,875
‫اون چی بود؟

223
00:19:36,500 --> 00:19:39,666
‫آلمانی‌ها روغن داغ ریختن روی کریستین.

224
00:19:40,166 --> 00:19:41,500
‫برادر آندریاس.

225
00:19:42,000 --> 00:19:43,541
‫از درون سوخت.

226
00:19:50,666 --> 00:19:51,750
‫آندریاس.

227
00:20:02,666 --> 00:20:04,375
‫تسلیت می‌گم برای کریستین.

228
00:20:06,541 --> 00:20:07,916
‫فوق‌العاده بود.

229
00:20:14,166 --> 00:20:15,416
‫آره، بود.

230
00:20:21,041 --> 00:20:24,000
‫چه جور آدمایی همچین کاری می‌کنن؟ هوم؟

231
00:20:26,125 --> 00:20:27,500
‫کی همچین کاری می‌کنه؟

232
00:20:32,125 --> 00:20:34,000
‫همه‌مون درک می‌کنیم اگه بخوای بری.

233
00:20:34,500 --> 00:20:36,625
‫برم؟ چی داری می‌گی؟

234
00:20:37,500 --> 00:20:40,541
‫من می‌خوام کارای سخت رو انجام بدم. می‌فهمی؟

235
00:20:49,125 --> 00:20:50,541
‫- سلام.
‫- سلام.

236
00:20:51,125 --> 00:20:52,125
‫اون اینجاست.

237
00:20:52,750 --> 00:20:54,625
‫باشه.

238
00:20:58,500 --> 00:20:59,500
‫سلام.

239
00:21:01,250 --> 00:21:02,250
‫کروگ.

240
00:21:02,375 --> 00:21:03,666
‫گودرون کولت.

241
00:21:03,750 --> 00:21:04,791
‫کروگ؟

242
00:21:05,291 --> 00:21:06,916
‫مگه فیلد نیست؟

243
00:21:07,000 --> 00:21:10,250
‫کروگ، فیلد، اوم... پنج جیب، یکی برای هر نفر.

244
00:21:11,041 --> 00:21:13,000
‫فقط باید مرتبشون کنی.

245
00:21:17,750 --> 00:21:18,750
‫کارا رو درست می‌کنی؟

246
00:21:18,791 --> 00:21:21,000
‫آره. خب، می‌شه اینطور گفت.

247
00:21:21,541 --> 00:21:24,541
‫- به آپارتمان‌های بیشتری نیاز داری؟
‫- آره.

248
00:21:26,041 --> 00:21:27,041
‫چرا اینقدر زیاد؟

249
00:21:28,041 --> 00:21:29,750
‫هیچوقت دو شب پشت سر هم یه جا نمی‌خوابم.

250
00:21:34,250 --> 00:21:38,416
‫از طریق خانم کولت، به یه شبکه از آپارتمان‌ها دسترسی پیدا کردم.

251
00:21:39,666 --> 00:21:42,375
‫فقط منطق آلمانی‌ها رو دنبال می‌کردم.

252
00:21:43,166 --> 00:21:46,625
‫چون کار اونا این بود که هر روز، تمام روز به طور منظم بگردن،

253
00:21:46,750 --> 00:21:49,500
‫سعی کنن پیش‌بینی کنن کجا می‌تونن پیدامون کنن و بگیرنمون.

254
00:21:52,375 --> 00:21:55,125
‫آلمانی‌ها معمولاً می‌اومدن سراغ مردم

255
00:21:55,166 --> 00:21:58,250
‫بین ساعت چهار تا شش صبح.

256
00:21:59,750 --> 00:22:02,750
‫پس من هر روز ساعت چهار و نیم بیدار می‌شدم.

257
00:22:04,791 --> 00:22:07,375
‫ظرف چند دقیقه می‌رفتم تو خیابون،

258
00:22:08,625 --> 00:22:11,375
‫و بعد معمولاً می‌رفتم تو جنگل

259
00:22:11,875 --> 00:22:13,916
‫تا چند ساعت اضافه بخوابم

260
00:22:14,000 --> 00:22:16,000
‫قبل از اینکه برگردم شهر.

261
00:22:27,041 --> 00:22:28,541
‫صبح دوباره باز می‌کنیم.

262
00:22:30,500 --> 00:22:31,500
‫بسته‌ست.

263
00:22:32,125 --> 00:22:33,583
‫خیلی ممنون، خانم.

264
00:22:35,875 --> 00:22:36,875
‫آه...

265
00:22:38,250 --> 00:22:39,791
‫بوی دلپذیر نونوایی میاد.

266
00:22:46,375 --> 00:22:47,375
‫هوم.

267
00:22:48,041 --> 00:22:49,125
‫اجازه هست؟

268
00:22:50,416 --> 00:22:51,416
‫ریدون؟

269
00:23:13,291 --> 00:23:14,291
‫بفرمایید.

270
00:23:27,416 --> 00:23:28,541
‫زندانی‌ها رو بیارین.

271
00:23:29,750 --> 00:23:30,875
‫بعدی.

272
00:23:36,500 --> 00:23:38,000
‫می‌دونی این کیه؟

273
00:23:39,125 --> 00:23:40,291
‫نگاش کن.

274
00:23:45,875 --> 00:23:46,875
‫بعدی.

275
00:23:57,625 --> 00:23:58,750
‫این یکی چی؟

276
00:24:01,291 --> 00:24:02,416
‫نمی‌دونم.

277
00:24:05,375 --> 00:24:06,625
‫مطمئنی؟

278
00:24:07,500 --> 00:24:08,625
‫هوم.

279
00:24:37,750 --> 00:24:38,791
‫نه.

280
00:25:07,000 --> 00:25:09,000
‫- من چیزی نگفتم.
‫- اوه...

281
00:25:10,750 --> 00:25:11,750
‫هیچی.

282
00:25:14,250 --> 00:25:15,291
‫باشه.

283
00:25:16,375 --> 00:25:18,000
‫چند تا از افرادمون رو دیدم.

284
00:25:21,875 --> 00:25:23,166
‫سولنوردال رو دیدم.

285
00:25:26,375 --> 00:25:28,166
‫نمی‌دونم چقدر می‌تونه دووم بیاره.

286
00:25:33,541 --> 00:25:34,625
‫هر کاری می‌کنن

287
00:25:35,666 --> 00:25:37,291
‫تا هویت واقعیت رو بفهمن.

288
00:25:41,166 --> 00:25:42,166
‫باشه.

289
00:26:23,875 --> 00:26:24,875
‫هوم!

290
00:26:38,125 --> 00:26:39,666
‫این روزا چیکار می‌کنی؟

291
00:26:43,250 --> 00:26:44,750
‫نمی‌خوای بدونی.

292
00:26:47,125 --> 00:26:51,041
‫ولی، اوم... اجازه سفر به ریوکان رو گرفتی؟

293
00:27:05,000 --> 00:27:06,000
‫ببین...

294
00:27:09,000 --> 00:27:10,000
‫من...

295
00:27:11,166 --> 00:27:13,666
‫خیلی‌ها دنبال من می‌گردن.

296
00:27:17,625 --> 00:27:19,875
‫و به نظرم بیشتر هم می‌شن.

297
00:27:23,541 --> 00:27:26,875
‫و نمی‌تونم این فکر رو از سرم بیرون کنم که ممکنه بیان و...

298
00:27:28,875 --> 00:27:31,000
‫و ممکنه بیان اینجا دنبال تو.

299
00:27:45,916 --> 00:27:47,625
‫تو باید کارت رو انجام بدی.

300
00:27:50,125 --> 00:27:51,375
‫و ما هم کار خودمون رو می‌کنیم.

301
00:28:44,125 --> 00:28:45,500
‫- سلام، گونار.
‫- سلام.

302
00:29:01,291 --> 00:29:05,166
‫برای همکاری خوب بین
‫نیروهای انتظامی آلمان و نروژ،

303
00:29:06,500 --> 00:29:08,250
‫خیلی مهمه، آقای مارتینسن،

304
00:29:08,375 --> 00:29:10,375
‫که با هم این فعالیت‌های تروریستی رو سرکوب کنیم.

305
00:29:10,416 --> 00:29:11,750
‫هوم. بله.

306
00:29:13,875 --> 00:29:17,375
‫همه چیزی که می‌دونست رو گرفتی؟

307
00:29:18,125 --> 00:29:21,000
‫فهمیدنش غیرممکنه.

308
00:29:22,541 --> 00:29:26,791
‫نه، نیست. فقط باید تلاش کنی.

309
00:29:27,666 --> 00:29:29,000
‫مثل گنجشک آواز می‌خونن.

310
00:29:30,125 --> 00:29:32,750
‫- یه لحظه عذر می‌خوام.
‫- بله، حتماً.

311
00:29:32,875 --> 00:29:34,083
‫بیا اینجا.

312
00:29:54,000 --> 00:29:55,541
‫اینجا سرده، درسته؟

313
00:29:57,125 --> 00:29:58,125
‫چی؟

314
00:30:04,750 --> 00:30:06,500
‫اسم رئیست چیه؟

315
00:30:07,041 --> 00:30:08,500
‫رهبرت کیه؟

316
00:30:09,000 --> 00:30:10,416
‫اسم کاملش.

317
00:30:11,750 --> 00:30:13,375
‫گ... گو...

318
00:30:19,791 --> 00:30:20,875
‫گونار.

319
00:30:21,791 --> 00:30:22,916
‫گونار.

320
00:30:23,625 --> 00:30:25,875
‫به نام خانوادگی هم نیاز داریم.

321
00:30:30,875 --> 00:30:32,666
‫س... سونستبی.

322
00:30:35,916 --> 00:30:37,875
‫- گونار سونستبی؟
‫- آره.

323
00:30:41,125 --> 00:30:42,416
‫آفرین.

324
00:30:42,500 --> 00:30:44,125
‫اونقدرا هم سخت نبود.

325
00:30:50,500 --> 00:30:52,291
‫عذر می‌خوام بابت وقفه.

326
00:30:52,916 --> 00:30:53,916
‫اصلاً مهم نیست.

327
00:30:56,000 --> 00:31:02,000
‫ولی می‌گم ارزش صبر کردن رو داشت.

328
00:31:15,875 --> 00:31:21,875
‫گونار سونستبی
‫جایزه: 200,000 کرون

329
00:31:25,500 --> 00:31:26,625
‫وایسا.

330
00:31:28,291 --> 00:31:29,625
‫مدارک، لطفاً.

331
00:31:29,750 --> 00:31:30,750
‫اوه...

332
00:31:35,166 --> 00:31:36,791
‫باشه. برو.

333
00:32:52,625 --> 00:32:54,250
‫بفرمایید داخل، سونستبی.

334
00:32:57,125 --> 00:32:58,291
‫دنبالش برید!

335
00:33:05,000 --> 00:33:06,541
‫وایسا!

336
00:33:24,625 --> 00:33:26,125
‫لوچارز، اسکاتلند - 1943

337
00:33:26,250 --> 00:33:28,916
‫فقط برو داخل و بندازشون. اینا نیستن...

338
00:33:29,000 --> 00:33:32,250
‫احمق! می‌دونی چیه؟ ولش کن!

339
00:33:32,291 --> 00:33:33,625
‫کیاکابروتن.

340
00:33:34,791 --> 00:33:35,791
‫اینجایی.

341
00:33:36,541 --> 00:33:38,166
‫- سلام.
‫- خیلی خوشحالم می‌بینمت.

342
00:33:38,250 --> 00:33:39,375
‫منم خوشحالم می‌بینمت.

343
00:33:41,125 --> 00:33:43,041
‫وقتش بود که بیای اینجا.

344
00:33:43,666 --> 00:33:45,916
‫آره، ولی در اولین فرصت برمی‌گردم.

345
00:33:46,000 --> 00:33:48,875
‫البته. اول کارای مهم‌تر، گونار.

346
00:33:50,750 --> 00:33:51,916
‫ارلینگ فیلد.

347
00:33:53,291 --> 00:33:54,375
‫ارلینگ فیلد.

348
00:33:56,791 --> 00:33:58,750
‫بله، خواستن باهات صحبت کنن.

349
00:34:00,000 --> 00:34:01,125
‫واقعاً؟

350
00:34:01,166 --> 00:34:03,250
‫سعی کردم بهشون بگم تو یه شهروند درستکاری،

351
00:34:03,291 --> 00:34:05,125
‫ولی تسلیم نمی‌شن.

352
00:34:07,125 --> 00:34:08,250
‫آقای فیلد.

353
00:34:11,416 --> 00:34:13,416
‫یه بار دیگه به ما بگید، آقای فیلد،

354
00:34:14,041 --> 00:34:15,875
‫چرا شما زنده موندید

355
00:34:16,000 --> 00:34:17,750
‫وقتی خیلی از رابط‌هاتون نموندن؟

356
00:34:22,750 --> 00:34:25,625
‫بعضی از ما معتقدیم این تقریباً غیرممکنه.

357
00:34:26,416 --> 00:34:28,166
‫وقتی چیزی غیرممکنه،

358
00:34:29,000 --> 00:34:31,875
‫معمولاً چند توضیح واضح وجود داره.

359
00:34:33,500 --> 00:34:34,500
‫منظورتون چیه؟

360
00:34:34,625 --> 00:34:37,041
‫منظور خاصی ندارم، آقای فیلد. شما به ما بگید.

361
00:34:37,875 --> 00:34:39,250
‫من آدم دقیقی هستم.

362
00:34:39,375 --> 00:34:41,875
‫خیلی کم پیش میاد کسی بتونه در طول زمان اینقدر دقیق باشه.

363
00:34:41,916 --> 00:34:45,000
‫- چی باید بگم به این؟
‫- ولی شما می‌تونید؟

364
00:34:45,125 --> 00:34:48,125
‫خب، نمی‌گم از بقیه بهترم.

365
00:34:49,000 --> 00:34:53,000
‫ولی تمام ساعات بیداریم رو برنامه‌ریزی می‌کنم.

366
00:34:53,125 --> 00:34:55,000
‫- بقیه هم همینطور.
‫- بقیه هم همینطور.

367
00:34:55,125 --> 00:34:57,750
‫- کاش اینطور بود.
‫- پس هیچ عامل شانسی در کار نیست؟

368
00:34:57,791 --> 00:35:01,041
‫چرا، هست. شانس و برنامه‌ریزی خوب.

369
00:35:01,125 --> 00:35:02,000
‫نوشیدنی می‌خورید؟

370
00:35:02,125 --> 00:35:04,666
‫از وقتی جنگ شروع شده نه. فکر می‌کنم مضره.

371
00:35:04,750 --> 00:35:07,250
‫- برای آروم کردن اعصابتون بهش نیاز ندارید؟
‫- نه.

372
00:35:07,291 --> 00:35:09,125
‫- زن‌ها چی؟
‫- زن‌ها چی؟

373
00:35:09,250 --> 00:35:12,166
‫زن‌ها رو دوست دارید؟ بعضی مأمورها زن ها رو به کار ترجیح می‌دن.

374
00:35:12,250 --> 00:35:15,250
‫- هر چقدر هم که شوکه‌کننده باشه.
‫- اوه، بله، زن‌ها رو دوست دارم.

375
00:35:15,375 --> 00:35:17,750
‫با چند تا رابط زن ارتباط برقرار کردید؟

376
00:35:17,875 --> 00:35:18,750
‫می‌گم حدود پنج تا.

377
00:35:18,791 --> 00:35:21,125
‫و از اونا با چند نفر رابطه داشتید؟

378
00:35:21,875 --> 00:35:23,750
‫فکر می‌کنم سؤالاتتون خیلی شخصیه.

379
00:35:23,791 --> 00:35:24,791
‫فقط جواب بدید.

380
00:35:26,000 --> 00:35:28,541
‫ص... صفر نفر از وقتی جنگ شروع شده.

381
00:35:28,625 --> 00:35:31,500
‫باورش خیلی سخته، آقای فیلد.

382
00:35:31,541 --> 00:35:33,916
‫متأسفم، ولی فکر نمی‌کنم مسئولیتش با من باشه.

383
00:35:34,000 --> 00:35:36,291
‫اصلاً کاری برای آروم کردن اعصابتون می‌کنید؟

384
00:35:36,291 --> 00:35:37,375
‫بله.

385
00:35:38,041 --> 00:35:41,250
‫برنامه‌ریزی و آماده‌سازی، همونطور که قبلاً گفتم.

386
00:35:41,291 --> 00:35:43,541
‫این چیزیه که اعصابم رو آروم می‌کنه.

387
00:36:04,250 --> 00:36:06,083
‫مطمئنم از این اتاق خسته شدید.

388
00:36:07,375 --> 00:36:10,666
‫از طرف سازمانم عذرخواهی می‌کنم، ولی باید کاملاً مطمئن می‌شدیم.

389
00:36:11,666 --> 00:36:15,166
‫به نظر می‌رسه شما یکی از اون افراد نادر و درخشانی هستید

390
00:36:15,250 --> 00:36:17,541
‫که می‌تونه کارهایی انجام بده که دیگران نمی‌تونن.

391
00:36:19,500 --> 00:36:20,791
‫ما واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتیم.

392
00:36:22,500 --> 00:36:25,250
‫براتون در دوره آموزشی آرزوی موفقیت می‌کنم.

393
00:36:42,875 --> 00:36:45,416
‫بعد از چند ماه آموزش در اسکاتلند،

394
00:36:45,416 --> 00:36:47,041
‫برگشتم اسلو.

395
00:36:51,000 --> 00:36:53,875
‫حالا احساس می‌کردم آماده‌ام مأموریت‌های بزرگتری رو قبول کنم.

396
00:36:59,166 --> 00:37:02,500
‫ولی اول، قرار بود با رهبر جدید جنبش مقاومت ملاقات کنم،

397
00:37:03,166 --> 00:37:04,791
‫ینس کریستین هاوگه.

398
00:37:05,541 --> 00:37:07,250
‫برای صبحانه تخم‌مرغ گیر آوردم.

399
00:37:22,416 --> 00:37:25,000
‫می‌تونی یه جرعه از اختراع شوهرم رو بچشی.

400
00:37:26,750 --> 00:37:27,750
‫هوم.

401
00:37:29,291 --> 00:37:31,125
‫میگفت واسه همه چی خوبه

402
00:37:31,166 --> 00:37:32,625
‫اینجوری فکر میکرد

403
00:37:33,750 --> 00:37:35,166
‫به جز تومور مغزی

404
00:37:36,000 --> 00:37:37,125
‫که اینم فهمیدیم بعداً

405
00:37:38,416 --> 00:37:40,250
‫اممم... تسلیت میگم

406
00:37:40,750 --> 00:37:41,875
‫ممنون

407
00:37:42,791 --> 00:37:45,375
‫ولی بیا تو غم و غصه غرق نشیم

408
00:37:48,791 --> 00:37:51,125
‫مهمه که گاهی خوش باشیم

409
00:37:53,416 --> 00:37:55,041
‫با وجود همه چیزایی که جلومونه

410
00:37:56,500 --> 00:37:58,166
‫کِی قراره برسه؟

411
00:37:58,875 --> 00:37:59,875
‫داره میاد

412
00:38:03,375 --> 00:38:04,416
‫رقص بلدی؟

413
00:38:05,625 --> 00:38:07,375
‫- نه
‫- هوم

414
00:38:08,041 --> 00:38:11,000
‫نباید یادت بره که یکم نفس بکشی، حتی تو جنگم که باشیم

415
00:38:12,041 --> 00:38:13,791
‫واسه اینا وقت و جای خودش هست

416
00:38:16,166 --> 00:38:17,166
‫هوم

417
00:38:24,125 --> 00:38:25,250
‫منظورت یه رقصه؟

418
00:38:25,291 --> 00:38:28,166
‫اگه نرقصی دیگه از من غذا نمیگیری

419
00:38:35,125 --> 00:38:36,125
‫باشه

420
00:38:42,916 --> 00:38:45,625
‫- قبلاً رقصیدی؟
‫- آره آره

421
00:38:47,291 --> 00:38:48,625
‫- اوکی
‫- صد در صد

422
00:38:48,666 --> 00:38:51,000
‫دست راستتو بذار رو شونم

423
00:38:51,125 --> 00:38:53,375
‫- اوهوم
‫- و اون یکی دستتم اینجا

424
00:38:54,250 --> 00:38:56,875
‫من اول هدایت میکنم. حالا

425
00:38:57,916 --> 00:38:59,000
‫هوم

426
00:39:01,541 --> 00:39:04,166
‫نمیتونی با من برقصی وقتی خشک وایسادی

427
00:39:04,250 --> 00:39:05,250
‫باید نفس بکشی

428
00:39:05,375 --> 00:39:07,625
‫از بینی
‫بکش داخل

429
00:39:07,750 --> 00:39:10,000
‫از دهن بده بیرون

430
00:39:10,041 --> 00:39:11,791
‫دوباره

431
00:39:14,916 --> 00:39:16,250
‫بیا یه بار دیگه امتحان کنیم

432
00:39:18,250 --> 00:39:19,666
‫لطفاً سعی کن

433
00:39:20,916 --> 00:39:22,000
‫باشه

434
00:39:24,666 --> 00:39:27,416
‫- یک، دو، سه. یک، دو
‫- هوم

435
00:39:28,000 --> 00:39:29,125
‫دیدی؟ گرفتی!

436
00:39:30,291 --> 00:39:32,166
‫یادت نره نفس بکشی

437
00:39:45,750 --> 00:39:47,791
‫اوهوم. هممم

438
00:39:54,625 --> 00:39:55,625
‫خوش اومدی

439
00:40:00,875 --> 00:40:01,875
‫آقای هاگه

440
00:40:09,041 --> 00:40:10,916
‫- قهوه؟
‫- آره ممنون

441
00:40:11,000 --> 00:40:13,125
‫دارم به شماره ۲۴ یاد میدم یکم نفس بکشه

442
00:40:20,750 --> 00:40:22,250
‫۲۵ سالت شده؟

443
00:40:23,416 --> 00:40:24,541
‫آره

444
00:40:25,916 --> 00:40:27,791
‫احتمالش هست که پیرتر نشی

445
00:40:31,875 --> 00:40:33,125
‫به این فکر کردی؟

446
00:40:39,500 --> 00:40:40,750
‫میتونم قبولش کنم

447
00:40:45,250 --> 00:40:47,375
‫فکر میکنی در برابر شکنجه چطور واکنش نشون میدی؟

448
00:40:50,375 --> 00:40:51,500
‫مطمئن نیستم

449
00:40:54,000 --> 00:40:55,500
‫تنها جواب درست همینه

450
00:40:57,250 --> 00:40:59,750
‫قراره با هم کار کنیم، من و تو

451
00:41:02,666 --> 00:41:04,000
‫یه کار فوری داریم

452
00:41:04,750 --> 00:41:05,750
‫باشه

453
00:41:06,250 --> 00:41:09,000
‫کوئیسلینگ و مارتینسن میخوان پسرای نروژی رو به زور

454
00:41:09,041 --> 00:41:12,875
‫بفرستن واسه آلمانیا بجنگن، میفرستنشون روسیه دم توپ

455
00:41:13,666 --> 00:41:16,375
‫فردا ۳۰۰۰ نفر تو اداره کار جمع میشن

456
00:41:18,250 --> 00:41:21,166
‫مطمئن شو تا طلوع آفتاب، اونجا شبیه یه گودال آتیش شده باشه

457
00:41:25,125 --> 00:41:28,375
‫آکرشگاتا ۵۵، اینجاست

458
00:41:29,375 --> 00:41:31,541
‫یه ساختمون خالی. شبا تعطیله

459
00:41:32,041 --> 00:41:34,500
‫میخوایم بایگانی رو منفجر کنیم، همین

460
00:41:36,000 --> 00:41:37,750
‫گرگرز، حدود هشت، ده کیلو؟

461
00:41:37,875 --> 00:41:39,291
‫آره. ده کیلو کافیه

462
00:41:39,875 --> 00:41:42,875
‫ماکس، با سلواگ حرف زدم. میتونه واسمون اسلحه جور کنه

463
00:41:43,000 --> 00:41:44,000
‫آره

464
00:41:44,125 --> 00:41:46,666
‫تالاک، تو مسئول شناسایی آکرشگاتا هستی

465
00:41:49,000 --> 00:41:50,500
‫ساعت هفت همینجا میبینمتون

466
00:41:57,250 --> 00:41:59,916
‫آره، انتخاب خوبی دارم. یه نگاه بنداز

467
00:42:09,375 --> 00:42:11,000
‫آکرشگاتا ۵۵، بفرما

468
00:42:13,500 --> 00:42:16,208
‫همه اینا باید قبل از اینکه ساعت هفت جمع شیم چک بشه

469
00:42:20,625 --> 00:42:21,916
‫آره. آره

470
00:42:23,625 --> 00:42:24,875
‫تکرارش کن

471
00:42:27,375 --> 00:42:30,625
‫گفتی که، اممم... تو و، اممم...

472
00:42:30,666 --> 00:42:33,000
‫تو و، اممم... ماکس...

473
00:42:36,875 --> 00:42:38,625
‫تالاک، اینجوری نمیشه

474
00:42:40,500 --> 00:42:41,916
‫این... نه

475
00:42:42,416 --> 00:42:45,875
‫من... من بهش لبخند زدم چون تو کافه‌ایم

476
00:42:46,000 --> 00:42:48,625
‫الان دیگه نمیشه به مردم لبخند زد؟ اینجوری شده؟

477
00:42:50,125 --> 00:42:52,000
‫بعضیامون احساس داریم، حتی اگه تو نداری

478
00:42:54,000 --> 00:42:56,750
‫باشه. کاملاً درکت میکنم. فقط یه لبخند بهش بزن

479
00:42:56,791 --> 00:42:59,875
‫بعد وقتی لبخند زدنت تموم شد، برگرد آکرشگاتا

480
00:43:01,375 --> 00:43:03,250
‫من... من همین الان اونجا بودم

481
00:43:05,416 --> 00:43:07,000
‫- کلیدی که بهت دادن...
‫- آره

482
00:43:11,166 --> 00:43:12,500
‫چک کردی به در میخوره؟

483
00:43:39,000 --> 00:43:40,000
‫آمادست

484
00:43:42,666 --> 00:43:43,666
‫باشه

485
00:43:49,375 --> 00:43:53,625
‫۱۸ مه ۱۹۴۴

486
00:43:57,916 --> 00:43:59,833
‫- کلیدا رو داری؟
‫- آره

487
00:44:09,875 --> 00:44:11,000
‫جای خوبیه

488
00:44:17,416 --> 00:44:18,500
‫اینجا آدم هست

489
00:44:22,916 --> 00:44:24,416
‫طبق برنامه
‫پیش میریم

490
00:44:46,416 --> 00:44:48,916
‫باید بگی... صبر کنیم...

491
00:44:51,916 --> 00:44:53,291
‫فقط باید اینو حل کنیم...

492
00:44:53,375 --> 00:44:55,041
‫سلام. چطور میتونم کمکتون کنم؟

493
00:44:55,541 --> 00:44:57,750
‫- اینجا چه خبره؟
‫- داریم اضافه کاری میکنیم

494
00:44:57,750 --> 00:45:00,625
‫فردا صبح خیلی شلوغ میشه، پس... شما چی؟

495
00:45:01,291 --> 00:45:03,125
‫دستور دادن تهویه رو چک کنیم

496
00:45:03,250 --> 00:45:06,250
‫آه، بله بله. چه خوب. اینجا خیلی دم میکنه، پس...

497
00:45:06,750 --> 00:45:08,500
‫- درستش میکنیم خانوم
‫- ممنون

498
00:45:09,875 --> 00:45:11,625
‫آره، بدش... بدش اینجا لطفاً

499
00:45:23,250 --> 00:45:24,416
‫میدونی چیه؟

500
00:45:25,416 --> 00:45:28,916
‫وقتی جوونایی مثل شما رو میبینم که تو همچین زمونه‌ای بیکار وایسادین

501
00:45:29,000 --> 00:45:30,666
‫میدونی دارم به چی فکر میکنم؟

502
00:45:31,625 --> 00:45:33,666
‫دارم فکر میکنم "چه خبره اینجا؟"

503
00:45:33,750 --> 00:45:35,500
‫اگه الان جوون بودم

504
00:45:35,541 --> 00:45:39,000
‫هر کاری میکردم تا این خوکای کثیفو بندازم بیرون

505
00:45:52,000 --> 00:45:55,750
‫راستشو بخوای، دلم میخواد یه لگد محکم بهت بزنم، جدی میگم

506
00:45:59,916 --> 00:46:01,791
‫- هوم؟
‫- ما سر کاریم، ولی ممنون

507
00:46:01,875 --> 00:46:03,625
‫ماکس

508
00:46:05,291 --> 00:46:06,416
‫باشه پس

509
00:46:07,875 --> 00:46:10,500
‫- یه قلپ میخورم
‫- راحت باش

510
00:46:10,625 --> 00:46:11,875
‫- مرسی بابت این
‫- آره

511
00:46:13,250 --> 00:46:14,666
‫اینجا چه خبره لعنتی؟

512
00:46:15,166 --> 00:46:16,250
‫نمیدونم

513
00:46:19,041 --> 00:46:20,416
‫سوال خوبیه

514
00:46:28,791 --> 00:46:32,416
‫یه چیز دیگه هم بگم، اگه میتونستم فرار میکردم

515
00:46:32,500 --> 00:46:34,750
‫اونوقت اون عوضیا واقعاً میترسیدن

516
00:46:34,875 --> 00:46:38,875
‫ببین، قدیما هیشکی نمیتونست تو دویدن ازم جلو بزنه

517
00:46:40,625 --> 00:46:43,291
‫- تازه خیلی هم قوی بودم
‫- آره حتماً

518
00:46:43,375 --> 00:46:46,791
‫سال ۱۹۰۵، تو یه شب رفتم درامن و برگشتم

519
00:46:47,375 --> 00:46:49,375
‫یه خانومی اونجا بود، میدونی که

520
00:46:50,500 --> 00:46:52,416
‫دیگه از این جور آدما پیدا نمیشه

521
00:46:53,750 --> 00:46:56,250
‫اون موقع ها بیشتر چیز واسه دوست داشتن بود

522
00:46:57,125 --> 00:46:58,750
‫اون موقع شیر میخوردن، میفهمی که

523
00:47:25,666 --> 00:47:26,875
‫سلام

524
00:47:28,500 --> 00:47:32,000
‫سلام! هی! این ساختمون تا چند دقیقه دیگه منفجر میشه!

525
00:47:32,625 --> 00:47:34,625
‫همه باید برن بیرون!

526
00:47:34,666 --> 00:47:36,375
‫- همین الان!
‫- اول من!

527
00:47:40,750 --> 00:47:43,000
‫تو جولای... جولای، سوم، چهارم...

528
00:47:43,875 --> 00:47:46,000
‫شایدم ژوئن بود. ممکنه. آره

529
00:47:46,041 --> 00:47:50,875
‫رفتم درامن و برگشتم، همش تو یه شب

530
00:47:57,750 --> 00:47:59,875
‫جولای. پنجم جولای. نه

531
00:48:00,000 --> 00:48:01,625
‫آقا باید از اینجا دور شید

532
00:48:01,666 --> 00:48:03,875
‫- چی گفتی؟
‫- برید کنار!

533
00:48:05,625 --> 00:48:07,916
‫- برو کنار! برو!
‫- باشه

534
00:48:19,166 --> 00:48:22,625
‫فکر میکنی فرداش تو روزنامه‌ها چی نوشتن؟

535
00:48:28,125 --> 00:48:29,125
‫درسته

536
00:48:29,791 --> 00:48:30,875
‫هیچی

537
00:48:31,750 --> 00:48:35,000
‫همه این داستانایی که تو روزنامه‌ها چاپ میشه

538
00:48:35,041 --> 00:48:36,041
‫اونا میگن

539
00:48:36,125 --> 00:48:37,166
‫صاحباشون

540
00:48:37,250 --> 00:48:39,125
‫چی چاپ بشه چی نشه

541
00:48:39,250 --> 00:48:41,041
‫همیشه همینطوره

542
00:48:41,125 --> 00:48:45,541
‫پس موقع جنگ، این روزنامه‌ها باید آتیش زده بشن

543
00:48:45,625 --> 00:48:47,583
‫فقط به درد آتیش گیره کردن میخورن

544
00:48:48,291 --> 00:48:49,541
‫سلام، مارتینسن هستم

545
00:48:59,791 --> 00:49:02,916
‫به درک با این! دیگه خسته شدم!

546
00:49:24,375 --> 00:49:25,750
‫گوستاو سونستبی؟

547
00:49:27,750 --> 00:49:29,416
‫- بله
‫- با ما میای

548
00:49:38,291 --> 00:49:39,666
‫یه لحظه صبر کن

549
00:50:30,250 --> 00:50:32,000
‫فرستادنش گرینی

550
00:50:37,541 --> 00:50:38,875
‫اسمتو میدونن

551
00:50:39,875 --> 00:50:41,000
‫میدونن کی هستی

552
00:50:42,291 --> 00:50:44,416
‫میدونستیم ممکنه همچین اتفاقی بیفته

553
00:50:46,125 --> 00:50:49,375
‫اینارو با خودت ببر، همیشه همرات باشه، فهمیدی؟

554
00:50:49,916 --> 00:50:51,875
‫نباید بذاری زنده دستگیرت کنن

555
00:51:16,916 --> 00:51:19,750
‫آلمانیا این آپارتمانو میشناسن

556
00:51:25,375 --> 00:51:26,750
‫باشه، من میرم

557
00:51:31,250 --> 00:51:32,250
‫ممنون

558
00:51:37,750 --> 00:51:39,375
‫خیلی ممنون

559
00:51:44,500 --> 00:51:45,541
‫مدارک

560
00:51:53,000 --> 00:51:54,125
‫کوله پشتی رو هم

561
00:51:59,500 --> 00:52:00,500
‫چکش کن

562
00:52:02,041 --> 00:52:04,000
‫کجا میری، فیلد؟

563
00:52:04,916 --> 00:52:06,000
‫سر کار

564
00:52:06,125 --> 00:52:07,875
‫چه کاری میکنی؟

565
00:52:09,666 --> 00:52:10,791
‫بیمه

566
00:52:15,416 --> 00:52:17,500
‫چی فکر میکنی؟ بیمه؟

567
00:52:28,125 --> 00:52:29,250
‫روز خوبی داشته باشی

568
00:52:30,916 --> 00:52:31,916
‫ممنون

569
00:52:33,416 --> 00:52:34,625
‫برو

570
00:52:39,666 --> 00:52:41,500
‫پس نشناختنت؟

571
00:52:43,291 --> 00:52:45,000
‫خداروشکر قیافم معمولیه

572
00:52:45,666 --> 00:52:46,666
‫هه

573
00:52:47,000 --> 00:52:50,250
‫تو خیلی چیزا هستی گونار، ولی معمولی یکیش نیست

574
00:53:05,416 --> 00:53:09,416
‫هیچوقت به این فکر میکنی وقتی تموم شد میخوای چیکار کنی؟

575
00:53:11,500 --> 00:53:12,500
‫نه

576
00:53:13,791 --> 00:53:14,875
‫چرا؟

577
00:53:17,500 --> 00:53:19,125
‫الان نمیتونم به این فکر کنم

578
00:53:21,000 --> 00:53:23,916
‫من یه کشور آزاد میخوام، بقیه چیزا بعدش میاد

579
00:53:37,125 --> 00:53:39,500
‫- بهتره یه مدت آروم بگیریم
‫- چی؟

580
00:53:40,750 --> 00:53:44,375
‫فقط میگم فکر کنم بهتره یه مدت آروم بگیریم

581
00:53:45,166 --> 00:53:46,541
‫آره، شاید عاقلانه باشه

582
00:53:46,625 --> 00:53:48,000
‫هوا سرده...

583
00:53:50,166 --> 00:53:51,166
‫چی شده؟

584
00:53:55,375 --> 00:53:56,375
‫من باید...

585
00:53:59,875 --> 00:54:01,875
‫با یکی آشنا شدم، یه نفر جدید

586
00:54:03,791 --> 00:54:05,250
‫جدید؟ منظورت چیه؟

587
00:54:08,166 --> 00:54:09,166
‫یه زن؟

588
00:54:18,125 --> 00:54:20,125
‫میدونم خوشت نمیاد، ولی...

589
00:54:20,791 --> 00:54:23,500
‫میدونی، همینه که هست

590
00:54:35,791 --> 00:54:37,000
‫همه چی تحت کنترله

591
00:54:40,000 --> 00:54:41,500
‫چطوری همه چی تحت کنترله؟

592
00:54:45,875 --> 00:54:49,000
‫به این فکر کردم اگه گیر بیفتم باید چیکار کنم

593
00:54:52,125 --> 00:54:54,875
‫و... دقیقاً میدونم چیکار میکنم

594
00:55:11,750 --> 00:55:13,500
‫هیچکس گیر نمیفته، تالاک

595
00:55:21,291 --> 00:55:22,916
‫کارخونه اسلحه‌سازی کونگزبرگ

596
00:55:23,000 --> 00:55:27,416
‫۸۵۰ تا نروژی مجبورن واسه آلمانیا توپای بوفورس سوئدی بسازن

597
00:55:28,875 --> 00:55:31,875
‫متفقین بمبارون میکنن، حتی اگه غیرنظامیا کشته بشن

598
00:55:31,916 --> 00:55:34,625
‫مرکز کونگزبرگ کاملاً نابود میشه

599
00:55:34,666 --> 00:55:37,375
‫ما یه نقشه بهتر داریم. ولی ممکنه دردسر بشه

600
00:55:38,750 --> 00:55:40,500
‫باید بریم تو کارخونه

601
00:55:41,000 --> 00:55:43,000
‫درسته، آلمانیا اونجا نگهبان دارن

602
00:55:43,041 --> 00:55:46,041
‫ولی باید بشه بین دو گشت نگهبانا اینکارو کرد

603
00:55:48,625 --> 00:55:49,916
‫- سلام
‫- سلام

604
00:55:51,625 --> 00:55:53,916
‫- جنسا کجان؟
‫- کدوم جنسا؟

605
00:55:55,000 --> 00:55:57,125
‫- مواد منفجره
‫- اون تو هستن

606
00:55:58,041 --> 00:55:59,291
‫تو چی؟

607
00:56:00,000 --> 00:56:01,125
‫تو کارخونه

608
00:56:02,291 --> 00:56:05,125
‫آره، ۷۰ کیلو مواد منفجره رو قاچاقی بردم زیر میز کارم

609
00:56:07,250 --> 00:56:08,625
‫کی بهت این دستورو داد؟

610
00:56:09,250 --> 00:56:11,125
‫نه، ما... فکر کردیم ایده خوبیه

611
00:56:12,125 --> 00:56:14,500
‫یعنی باید از داخل سیم‌کشی کنیم؟

612
00:56:16,375 --> 00:56:17,375
‫درسته

613
00:56:19,916 --> 00:56:23,125
‫نقشه این بود که همه چیو سیم‌کشی کنیم تا قبل از اینکه بریم تو آماده باشه

614
00:56:24,125 --> 00:56:26,750
‫الان حداقل ده دقیقه بیشتر وقت میخوایم اون تو

615
00:56:27,500 --> 00:56:29,625
‫این همون مدتیه که نگهبانا واسه یه دور گشت میذارن

616
00:56:36,041 --> 00:56:38,666
‫خب، بریم سر کار؟

617
00:57:05,625 --> 00:57:06,875
‫ما کلید داریم

618
00:57:06,916 --> 00:57:09,250
‫آره، ولی نمیخوایم بفهمن

619
00:58:11,750 --> 00:58:13,625
‫ده دقیقه

620
00:59:10,000 --> 00:59:11,375
‫فقط پنج دقیقه دیگه

621
00:59:29,875 --> 00:59:31,250
‫زود باش. تمومش کن

622
00:59:35,500 --> 00:59:36,666
‫سه دقیقه

623
00:59:51,250 --> 00:59:53,500
‫- فیتیله رو بده به من. وقت نداریم
‫- باشه

624
01:00:02,750 --> 01:00:04,166
‫هیس، هیس، هیس

625
01:00:06,916 --> 01:00:09,500
‫- باید همین الان بریم بیرون!
‫- باید فیتیله رو بذاریم

626
01:00:11,625 --> 01:00:13,000
‫- بجنب!
‫- باشه!

627
01:00:41,375 --> 01:00:42,375
‫اینجا! اینجا!

628
01:01:04,166 --> 01:01:08,125
‫هوکسوند - ۲۰ کیلومتری کونگزبرگ

629
01:01:19,291 --> 01:01:20,750
‫مدارک، لطفاً

630
01:01:23,041 --> 01:01:24,125
‫و پیاده شید

631
01:02:41,125 --> 01:02:43,000
‫خوبه. همه چی مرتبه

632
01:02:46,041 --> 01:02:47,125
‫برو

633
01:03:13,000 --> 01:03:14,750
‫هی! هی! هی! هی!

634
01:03:14,791 --> 01:03:17,541
‫- واهی! هی! هی!
‫- بیا دیگه!

635
01:03:17,625 --> 01:03:19,541
‫- یه آهنگ بخون نشون بده چیکار میتونیم بکنیم!
‫- هوووو!

636
01:03:19,625 --> 01:03:20,875
‫بیا نشون بدیم چیکار میتونیم بکنیم، هان؟

637
01:03:20,916 --> 01:03:22,833
‫ولی اون... اونا زیاد خوششون نیومد

638
01:03:22,875 --> 01:03:24,500
‫- زیاد خوششون نیومد
‫- اوه!

639
01:03:24,500 --> 01:03:26,375
‫- قابل درکه!
‫- قوانین جدید!

640
01:03:29,375 --> 01:03:33,125
‫از این به بعد، نمیخوام یه قطره نوشیدنی ببینم

641
01:03:33,625 --> 01:03:36,000
‫قبل، حین یا بعد از ماموریت

642
01:03:36,750 --> 01:03:39,375
‫بعد از ماموریت، وقتی همه سر جاشونن

643
01:03:39,416 --> 01:03:40,916
‫اون موقع یه داستان دیگست

644
01:03:42,041 --> 01:03:43,500
‫منظورمو گرفتید؟

645
01:03:55,041 --> 01:03:56,166
‫داری میری؟

646
01:03:59,500 --> 01:04:01,000
‫میخوان برم لندن

647
01:04:03,500 --> 01:04:05,375
‫- میدونی چرا؟
‫- نه

648
01:04:08,291 --> 01:04:11,125
‫و وقتی نیستم با کسی نپلکید

649
01:04:13,250 --> 01:04:14,750
‫باید منضبط باشیم

650
01:04:20,250 --> 01:04:21,250
‫بله

651
01:04:26,750 --> 01:04:27,750
‫گونار؟

652
01:04:30,625 --> 01:04:31,625
‫ارلینگ

653
01:04:33,041 --> 01:04:35,250
‫- خیلی وقته ندیدمت
‫- اوه، آره، واقعاً

654
01:04:40,125 --> 01:04:42,500
‫- این آنلوگه
‫- بله، سلام

655
01:04:42,541 --> 01:04:44,125
‫- سلام. گونار
‫- آنلوگ

656
01:04:45,000 --> 01:04:45,791
‫حالت چطوره؟

657
01:04:45,875 --> 01:04:48,000
‫از بچگی همدیگرو میشناسیم

658
01:04:48,125 --> 01:04:50,125
‫با هم میرفتیم کوهنوردی قبل از...

659
01:04:50,666 --> 01:04:51,916
‫قبل از، اوم، خب...

660
01:04:52,416 --> 01:04:53,500
‫آره، همه اینا

661
01:04:55,250 --> 01:04:56,750
‫پدرت چطور سر میکنه؟

662
01:05:00,000 --> 01:05:01,291
‫خوبه، ممنون

663
01:05:04,875 --> 01:05:07,750
‫تو چطوری؟ مگه پیش بابات کار نمیکردی؟

664
01:05:09,000 --> 01:05:10,875
‫خب، یه کم قاراشمیش شد اونجا

665
01:05:13,000 --> 01:05:15,416
‫الان بین دوتا کارم، همینجوری بگم

666
01:05:16,541 --> 01:05:18,875
‫آره، زندگی همینه دیگه

667
01:05:21,000 --> 01:05:23,000
‫- زمونه سختیه
‫- هوم

668
01:05:24,666 --> 01:05:25,875
‫داری میری بیرون؟

669
01:05:25,916 --> 01:05:27,625
‫نه، فقط چندتا کار دارم

670
01:05:30,666 --> 01:05:31,750
‫سرت شلوغه؟

671
01:05:31,791 --> 01:05:34,125
‫آره، میشه گفت

672
01:05:35,750 --> 01:05:38,041
‫- خوشحال شدم دیدمت
‫- منم همینطور

673
01:05:40,416 --> 01:05:42,416
‫- خب، میبینمت
‫- میبینمت

674
01:06:12,416 --> 01:06:14,125
‫آره، خیلی خوبه

675
01:06:18,375 --> 01:06:19,500
‫ممنون

676
01:06:31,500 --> 01:06:32,500
‫روز بخیر

677
01:06:33,375 --> 01:06:34,625
‫اوم... اعلیحضرت

678
01:06:36,375 --> 01:06:38,125
‫و امروز اسمت چیه؟

679
01:06:39,000 --> 01:06:40,916
‫- اوم...
‫- ارلینگ فیلد؟

680
01:06:42,375 --> 01:06:43,750
‫هارولد سورنسن

681
01:06:44,500 --> 01:06:46,291
‫یه برقکار از گرفسن

682
01:06:48,500 --> 01:06:49,916
‫والاحضرت

683
01:06:50,000 --> 01:06:51,916
‫خب، مشتاق این فرصت بودم

684
01:06:52,875 --> 01:06:54,375
‫متأسفانه باید ترکتون کنم

685
01:06:55,000 --> 01:06:57,000
‫هوم. باعث افتخاره

686
01:06:57,500 --> 01:06:58,625
‫متقابلاً

687
01:07:00,250 --> 01:07:01,416
‫نوش جان

688
01:07:03,041 --> 01:07:04,041
‫بریم؟

689
01:07:13,250 --> 01:07:16,375
‫اجازه گرفتم برای هر دومون سفارش بدم

690
01:07:16,500 --> 01:07:18,291
‫آه. آه

691
01:07:18,791 --> 01:07:21,375
‫ممنون اعلیحضرت. به نظر عالی میاد

692
01:07:22,916 --> 01:07:24,291
‫نوش جان

693
01:07:33,000 --> 01:07:38,041
‫شنیدم که کارای بزرگی تو اسلو انجام میدی

694
01:07:38,125 --> 01:07:40,916
‫ممنون. دوست دارم برگردم و بیشتر انجام بدم

695
01:07:51,000 --> 01:07:52,250
‫آه، میدونی چیه

696
01:07:53,791 --> 01:07:56,500
‫فکر کنم تو بیشتر از من بهش نیاز داری، پسرم

697
01:07:57,000 --> 01:07:58,291
‫لطف دارید، ممنون

698
01:07:58,375 --> 01:08:00,291
‫و البته که میری

699
01:08:01,375 --> 01:08:02,875
‫دوباره میری خونه

700
01:08:07,375 --> 01:08:11,666
‫و، لعنتی، باید تا جایی که میتونی به خرابکاری ادامه بدی

701
01:08:20,375 --> 01:08:22,541
‫هیچوقت اون ملاقات رو فراموش نمیکنم

702
01:08:24,000 --> 01:08:29,250
‫انگار خود پادشاه بهم دستور داد که اون عوضیا رو از کشور بیرون کنم

703
01:08:30,750 --> 01:08:35,375
‫ولی قبل از اینکه برگردم خونه، یه پیام دیگه دریافت کردم

704
01:08:43,750 --> 01:08:46,000
‫اوم...

705
01:08:47,750 --> 01:08:50,375
‫اون موقع بود که تالاک و گرگرز...

706
01:08:50,500 --> 01:08:56,500
‫با دوتا فراری آلمانی از لوفت‌وافه تماس گرفته بودن

707
01:08:59,000 --> 01:09:02,041
‫یا حداقل، کسایی که فکر میکردن دوتا فراری آلمانی هستن

708
01:09:15,000 --> 01:09:18,000
‫گرگرز... همونجا مرد

709
01:09:19,291 --> 01:09:21,375
‫تالاک درست تو صورتش تیر خورده بود

710
01:09:23,166 --> 01:09:25,625
‫و بردنش به کریگزلازارته

711
01:09:30,416 --> 01:09:33,541
‫اگه من تو اسلو بودم، اون ملاقات انجام نمیشد

712
01:09:33,625 --> 01:09:36,125
‫اجازه نمیدادم. کشته نمیشدن

713
01:09:36,875 --> 01:09:38,375
‫ولی من اونجا نبودم

714
01:10:07,875 --> 01:10:11,375
‫واقعاً نمیدونیم چطور ممکنه به شکنجه واکنش نشون بدیم

715
01:10:18,291 --> 01:10:19,375
‫میشکنی

716
01:10:20,666 --> 01:10:23,125
‫و نمیتونی همه اطرافیانت رو مخفی کنی؟

717
01:10:28,625 --> 01:10:32,000
‫هیچکس نمیخواد تو اون موقعیت باشه، اگه بشه ازش اجتناب کرد

718
01:10:35,416 --> 01:10:37,541
‫هیچکس نمیتونه واقعاً قضاوتت کنه اگه مجبور بشی

719
01:10:54,250 --> 01:10:55,500
‫ولی هزینه داره

720
01:11:46,625 --> 01:11:47,750
‫دستورات جدیدت

721
01:12:10,416 --> 01:12:14,291
‫آره، اوم، شنیدم که جنبش مقاومت

722
01:12:14,375 --> 01:12:18,125
‫گاهی اوقات باید درباره جون مردای نروژی دیگه تصمیم میگرفت

723
01:12:21,250 --> 01:12:22,250
‫اوم...

724
01:12:23,916 --> 01:12:24,916
‫بله

725
01:12:26,250 --> 01:12:28,416
‫اوم، تو انجامش دادی؟

726
01:12:31,416 --> 01:12:33,750
‫اوم، تو جنگ رو تجربه کردی؟

727
01:12:35,291 --> 01:12:37,041
‫نه، نکردم

728
01:12:38,041 --> 01:12:40,250
‫ولی، اوم، والدینم کردن

729
01:12:41,666 --> 01:12:47,666
‫پس فکر میکنم والدینت خیلی احتمالاً میفهمن من درباره چی حرف میزنم

730
01:12:48,791 --> 01:12:49,666
‫هوم

731
01:12:49,750 --> 01:12:52,250
‫و به همه شما میخوام بگم

732
01:12:52,291 --> 01:12:54,791
‫که امیدوارم هیچوقت مجبور نشید بفهمید

733
01:12:56,000 --> 01:12:57,166
‫تا وقتی زنده‌اید

734
01:13:00,125 --> 01:13:04,041
‫چون اتفاقی که تو جنگ میفته اینه که تفاوت‌های ظریف از بین میرن

735
01:13:04,125 --> 01:13:06,000
‫و همه چیز سیاه و سفید میشه

736
01:13:06,916 --> 01:13:11,041
‫و یهو، قوانین کاملاً متفاوتی حاکم میشن

737
01:13:16,625 --> 01:13:21,000
‫من هشت تا از دوستای عزیزم رو تو مقاومت از دست دادم

738
01:13:21,125 --> 01:13:23,791
‫و اون به دستور آلمانیا بود

739
01:13:26,500 --> 01:13:28,250
‫ولی شما چطور واکنش نشون میدادید

740
01:13:29,375 --> 01:13:31,625
‫اگه بهترین دوستاتون خائن میشدن؟

741
01:13:33,916 --> 01:13:35,416
‫خوشم نمیومد

742
01:13:39,166 --> 01:13:40,166
‫نه

743
01:13:42,500 --> 01:13:43,875
‫ولی انجامش دادی؟

744
01:13:52,791 --> 01:13:54,250
‫سوال دیگه‌ای برام دارید؟

745
01:13:58,625 --> 01:14:00,125
‫اینا بدترینشونن

746
01:14:02,541 --> 01:14:04,625
‫همشون نروژین

747
01:14:08,000 --> 01:14:10,916
‫مارتینسن متعصب‌ترین نازی کشوره

748
01:14:11,000 --> 01:14:12,791
‫ولی به زمان بیشتری برای برنامه‌ریزی نیاز داریم

749
01:14:12,875 --> 01:14:16,416
‫فکر میکنم باید با این یکی شروع کنیم. هدف راحت‌تریه

750
01:14:18,000 --> 01:14:21,750
‫مستقیماً مسئول مرگ چندین نفر از افراد ماست

751
01:14:24,250 --> 01:14:25,750
‫نشانه بگیرید!

752
01:14:27,041 --> 01:14:28,041
‫آتش!

753
01:14:40,500 --> 01:14:44,125
‫میتونم از یکی دیگه بخوام، گونار، اگه فکر میکنی خیلی ناراحت کننده‌ست

754
01:14:45,500 --> 01:14:48,750
‫نمیتونیم از مردامون بخوایم انجامش بدن مگه اینکه بدونن ما هم حاضریم همین کارو بکنیم

755
01:14:52,041 --> 01:14:53,125
‫من میگیرمش

756
01:14:58,791 --> 01:15:00,041
‫یکی رو با خودت ببر

757
01:15:05,875 --> 01:15:09,291
‫و، اوم... یه چیزی که باید روش توافق کنیم

758
01:15:10,750 --> 01:15:14,625
‫همه اینا بین من و تو میمونه

759
01:15:15,250 --> 01:15:16,750
‫با خودمون میبریم تو گور

760
01:15:17,750 --> 01:15:21,291
‫کی کیو گرفته، کی، کجا، اینا اطلاعات حیاتی‌ان که من و تو باهاشون میمیریم

761
01:15:21,375 --> 01:15:22,500
‫میشنوی چی میگم؟

762
01:16:27,916 --> 01:16:29,041
‫ببخشید

763
01:16:30,291 --> 01:16:32,291
‫دیدم از شماره یک اومدی بیرون

764
01:16:34,791 --> 01:16:35,875
‫اونجا زندگی میکنی؟

765
01:16:38,125 --> 01:16:39,125
‫آره

766
01:16:40,500 --> 01:16:41,666
‫اونجا رو دوست داری؟

767
01:16:43,916 --> 01:16:45,375
‫چرا میپرسی؟

768
01:16:45,416 --> 01:16:48,125
‫میشه بگی این... محله خوبیه؟

769
01:16:50,000 --> 01:16:51,041
‫قطعاً

770
01:16:52,000 --> 01:16:53,375
‫همسایه‌های خوب؟

771
01:16:57,791 --> 01:16:59,250
‫اینجا متفاوته

772
01:17:01,000 --> 01:17:02,500
‫مخصوصاً این روزا

773
01:17:03,000 --> 01:17:05,125
‫اوه. منظورت از این چیه؟

774
01:17:09,875 --> 01:17:12,125
‫یه همسایه داری که خیلی خوب نیست؟

775
01:17:14,416 --> 01:17:15,750
‫میشه اینطور گفت

776
01:17:18,000 --> 01:17:19,750
‫و چقدر نزدیک بهش زندگی میکنی؟

777
01:17:36,875 --> 01:17:39,375
‫گونار. خودشه

778
01:18:23,000 --> 01:18:24,041
‫یکی دیگه میگیرم

779
01:18:25,625 --> 01:18:27,166
‫نمیتونی فقط یه کارت بازی کنی؟

780
01:18:30,000 --> 01:18:31,166
‫عجله نکن

781
01:18:32,000 --> 01:18:33,125
‫زرنگ

782
01:18:34,625 --> 01:18:35,791
‫اوه

783
01:18:39,750 --> 01:18:40,875
‫خیلی ممنون

784
01:18:42,250 --> 01:18:43,375
‫خواهش میکنم

785
01:20:17,666 --> 01:20:18,666
‫صبر کن!

786
01:20:22,875 --> 01:20:23,875
‫این مال توئه!

787
01:20:39,125 --> 01:20:40,125
‫آره

788
01:20:42,500 --> 01:20:43,500
‫هوم

789
01:20:45,291 --> 01:20:49,375
‫اوم... چیزایی که تو جنگ اتفاق افتاد بعداً اذیتت کردن؟

790
01:20:50,000 --> 01:20:53,166
‫نه، چون تو جنگ یه زندگی داشتم...

791
01:20:53,875 --> 01:20:56,500
‫یه زندگی به شدت افراطی

792
01:20:56,541 --> 01:20:59,000
‫پس ذهنم هیچوقت آروم نگرفت

793
01:20:59,125 --> 01:21:02,041
‫و اجازه دادم خیلی کم بهم تأثیر بذاره

794
01:21:02,750 --> 01:21:05,291
‫چون اگه این کارو میکردم، تموم میشدم

795
01:21:05,375 --> 01:21:07,625
‫اوم، خب، من... من بیشتر به این فکر میکردم که، اوم...

796
01:21:07,750 --> 01:21:10,750
‫جنبش مقاومت و خودت بعضی از هموطنامون رو کشتید

797
01:21:12,375 --> 01:21:15,500
‫بله، ولی مگه قبلاً درباره این صحبت نکردیم؟

798
01:21:15,541 --> 01:21:18,125
‫آره، ولی از نظر من جواب واضحی ندادی

799
01:21:20,000 --> 01:21:21,541
‫ظاهراً، این اتفاق افتاد تو...

800
01:21:26,750 --> 01:21:30,416
‫...82 مورد در طول عملیات

801
01:21:32,250 --> 01:21:35,625
‫خب، راستش نشمردم، ولی احتمالاً درسته

802
01:21:45,791 --> 01:21:50,166
‫ما افراد خاصی رو که نازی‌های متعهد بودن گرفتیم

803
01:21:52,250 --> 01:21:53,875
‫و اونایی که میخواستن کاری کنن

804
01:21:54,000 --> 01:21:56,916
‫که مطمئن میشد نروژ دیگه نمیتونه آزاد باشه

805
01:21:57,000 --> 01:21:59,375
‫اوم، پس هیچ رحمی در کار نبود؟

806
01:22:02,750 --> 01:22:03,750
‫نه

807
01:22:08,250 --> 01:22:09,375
‫میتونی بری شماره دو

808
01:22:11,250 --> 01:22:12,250
‫آره

809
01:22:14,000 --> 01:22:15,375
‫نه. نه

810
01:22:18,375 --> 01:22:20,541
‫احتمالاً این دو تا رو عوض میکردم

811
01:22:21,125 --> 01:22:23,500
‫آستروپ و فین کاس، نمیدونم

812
01:22:35,000 --> 01:22:37,875
‫- این جوون‌ترینه، پس نهایتاً...
‫- باشه

813
01:22:46,375 --> 01:22:49,250
‫پس عدم خشونت هیچوقت چیزی نبود که بهش فکر کنید؟

814
01:22:52,250 --> 01:22:53,291
‫عدم خشونت؟

815
01:22:54,000 --> 01:22:55,000
‫بله

816
01:22:55,416 --> 01:22:56,791
‫اوم، گاندی؟

817
01:22:58,125 --> 01:22:59,500
‫اگه درباره‌ش شنیدید؟

818
01:22:59,541 --> 01:23:01,791
‫گاندی با هیچ نازی‌ای نجنگید

819
01:23:03,750 --> 01:23:07,750
‫عدم خشونت خیلی خوبه... در تئوری

820
01:23:08,500 --> 01:23:09,875
‫ولی نمیشه انجامش داد

821
01:23:10,416 --> 01:23:12,000
‫اگه به کشورت حمله شده

822
01:23:12,791 --> 01:23:15,750
‫توسط کسایی که به انسانیت بی‌احترامی میکنن

823
01:23:16,875 --> 01:23:18,625
‫فکر میکنم اون موقع‌ست که مهمه

824
01:23:19,166 --> 01:23:23,750
‫هوم. پس میتونیم با جزئیات بحث کنیم، اگه جنگ دیگه‌ای باشه

825
01:23:24,625 --> 01:23:26,291
‫و ما دو نفر هنوز زنده باشیم

826
01:23:26,916 --> 01:23:30,250
‫باشه، دوباره بحث میکنیم اگه جنگی دربگیره

827
01:23:30,291 --> 01:23:31,541
‫بله

828
01:23:32,250 --> 01:23:38,250
‫خب، بریم سراغ، اوم، کاپیتان لینگه و گروهش

829
01:23:38,416 --> 01:23:43,625
‫چون تو... گروه لینگه، افراد زیادی از ریوکان بودن

830
01:23:45,875 --> 01:23:46,875
‫اوم...

831
01:23:47,625 --> 01:23:48,625
‫بله؟

832
01:23:51,916 --> 01:23:55,125
‫ولی همه شهروندای اعدام شده کارای نابخشودنی کرده بودن؟

833
01:23:58,125 --> 01:23:59,291
‫بله

834
01:23:59,375 --> 01:24:02,625
‫و این گاهی عواقب بزرگی داشت؟

835
01:24:04,750 --> 01:24:07,041
‫مثلاً، کارل مارتینسن؟

836
01:24:11,750 --> 01:24:16,541
‫خب، در مورد مارتینسن، کاملاً واضح بود

837
01:24:17,791 --> 01:24:19,625
‫پس، فقط میریم پایین بلیندرنوین

838
01:24:19,666 --> 01:24:21,166
‫معمولاً تمام مسیر رو میره

839
01:24:22,125 --> 01:24:23,375
‫اینجا میتونیم نگاه کنیم

840
01:24:23,875 --> 01:24:25,250
‫و میتونیم اینجا قایم شیم

841
01:24:25,916 --> 01:24:27,916
‫سلواگ، بیا کمکم کن

842
01:24:32,125 --> 01:24:35,750
‫اون مسئول هولوکاست در نروژ بود

843
01:24:35,791 --> 01:24:38,750
‫یهودی‌های نروژی رو به اردوگاه‌های مرگ فرستاد

844
01:24:43,500 --> 01:24:45,250
‫احتمالاً میشه بهش گفت

845
01:24:45,375 --> 01:24:48,750
‫بزرگترین قاتل زنجیره‌ای تاریخ اخیر نروژ

846
01:24:50,166 --> 01:24:52,875
‫پس باید به حسابش رسیدگی میشد

847
01:24:54,500 --> 01:24:57,000
‫8 فوریه 1945

848
01:25:05,500 --> 01:25:08,500
‫پسرت چطوره؟ اون مسابقه اسکی رو برد؟

849
01:25:10,000 --> 01:25:12,375
‫ممنون که یادت موند. در واقع امروزه

850
01:25:12,500 --> 01:25:14,375
‫آه، امروزه، آره؟

851
01:25:15,541 --> 01:25:17,250
‫خب، از طرف من بهش آرزوی موفقیت کن

852
01:25:17,291 --> 01:25:18,375
‫ممنون

853
01:25:21,125 --> 01:25:23,125
‫امروز خیلی سرده، نه؟

854
01:25:45,375 --> 01:25:48,750
‫فکر میکنی ارزش داشت چند نفر قربانی بشن

855
01:25:49,291 --> 01:25:52,916
‫فقط برای اینکه جون مارتینسن رو بگیرید؟

856
01:25:55,250 --> 01:25:58,041
‫بعد از اینکه مارتینسن رو زدیم

857
01:25:59,375 --> 01:26:02,250
‫آلمانی‌ها انتقام گرفتن، همینطور بود

858
01:26:03,250 --> 01:26:05,125
‫خب، تلافی‌ها اونقدر شدید بود

859
01:26:05,166 --> 01:26:08,750
‫که کشتن نفرات بعدی تو لیست رو متوقف کردیم

860
01:26:09,916 --> 01:26:12,375
‫ولی تو دو شب اونا، اوم...

861
01:26:12,416 --> 01:26:17,125
‫28 نفر از ما، مردای نروژی رو، تو پادگان اعدام کردن

862
01:26:18,125 --> 01:26:20,625
‫خیلی از اعضای خوب مقاومت...

863
01:26:22,625 --> 01:26:24,750
‫و بعضی بدبخت‌ها که کاری نکرده بودن

864
01:26:28,791 --> 01:26:30,000
‫ارزشش رو داشت؟

865
01:26:39,250 --> 01:26:40,875
‫راهی برای جواب دادن به این نیست

866
01:26:43,416 --> 01:26:45,125
‫آزادی چقدر می‌ارزه؟

867
01:26:53,375 --> 01:26:56,125
‫یکی از اعضای خانواده من توسط جنبش مقاومت کشته شد

868
01:26:57,250 --> 01:26:58,250
‫هوم؟

869
01:26:59,000 --> 01:27:02,291
‫گفتم یکی از اعضای خانواده من توسط جنبش مقاومت کشته شد

870
01:27:03,500 --> 01:27:05,375
‫می‌بینم. متأسفم که می‌شنوم

871
01:27:07,666 --> 01:27:09,250
‫میدونی چیکار کرده بود؟

872
01:27:10,000 --> 01:27:12,541
‫اوم، اون... اون مشخص نیست

873
01:27:12,625 --> 01:27:16,166
‫اوم، درباره خبرچینی... خبرچینی درباره یکی

874
01:27:16,916 --> 01:27:21,500
‫بله. در طول جنگ، خیلی از این اتفاقا می‌افتاد

875
01:27:22,625 --> 01:27:27,500
‫امیدوار بودم شاید یکم بیشتر درباره‌ش بدونید؟

876
01:27:28,541 --> 01:27:31,875
‫اوه، بله؟ چی... اسمش چی بود؟

877
01:27:33,625 --> 01:27:34,750
‫ارلینگ سولهایم

878
01:27:41,375 --> 01:27:43,000
‫یه نامه دریافت کردیم

879
01:27:45,750 --> 01:27:47,750
‫معنیش اینه که، افراد ما تو اداره پست

880
01:27:47,791 --> 01:27:50,500
‫تونستن این نامه رو که به پلیس دولتی فرستاده شده رهگیری کنن

881
01:27:51,750 --> 01:27:55,750
‫فرستنده اطلاعاتی ارائه میده که میتونه به دستگیری تو و بقیه منجر بشه

882
01:27:56,375 --> 01:27:59,416
‫نامه اسم تو و چند نفر دیگه مرتبط با تو رو میگه

883
01:28:00,875 --> 01:28:02,750
‫پیشنهاد میده شما رو شناسایی کنه

884
01:28:18,375 --> 01:28:22,041
‫نه، متأسفانه با این اسم چیزی یادم نمیاد

885
01:28:27,500 --> 01:28:29,875
‫"به کمیسر پلیس دولتی، اسلو"

886
01:28:31,000 --> 01:28:33,250
‫"اخیراً، با افرادی در تماس بودم

887
01:28:33,375 --> 01:28:37,416
‫که در خرابکاری و فعالیت‌های غیرقانونی دیگه دست دارن"

888
01:28:41,250 --> 01:28:43,250
‫ولی حالا باید بریم جلو

889
01:28:43,375 --> 01:28:45,875
‫اوم، یا ببینیم نمیتونیم

890
01:28:46,000 --> 01:28:48,000
‫خیلی ممنون بابت سؤالاتتون امروز

891
01:28:57,041 --> 01:29:00,500
‫"من خیلی درباره اعمال وحشیانه‌ای شنیدم و خوندم

892
01:29:00,625 --> 01:29:03,500
‫که به اصطلاح جبهه داخلی انجام داده"

893
01:29:06,000 --> 01:29:07,750
‫این سولهایم باید ناپدید بشه

894
01:29:07,875 --> 01:29:10,166
‫قبل از اینکه دوباره سعی کنه با گشتاپو تماس بگیره

895
01:29:12,416 --> 01:29:13,750
‫تو رسیدگی میکنی؟

896
01:29:20,625 --> 01:29:21,625
‫بله

897
01:29:24,875 --> 01:29:28,500
‫من معتقدم آزادی تقریباً ارزش هر چیزی رو داره

898
01:29:32,125 --> 01:29:35,500
‫و به همین دلیله که جنگ اینقدر غیرقابل تحمل میشه

899
01:29:36,166 --> 01:29:39,500
‫که جبهه‌ها غیرقابل غلبه میشن

900
01:29:42,125 --> 01:29:43,500
‫چون یا آزادی هست

901
01:29:44,750 --> 01:29:45,791
‫یا مرگ

902
01:29:55,041 --> 01:29:58,250
‫"ترجیح میدم اطلاعات زیادی کتبی ندم

903
01:29:59,000 --> 01:30:02,375
‫ولی میتونم بگم که درباره سونستبی اطلاعاتی دارم

904
01:30:03,291 --> 01:30:05,625
‫هاوگلند، و هایبرگ

905
01:30:06,500 --> 01:30:08,750
‫که میدونم خیلی بهشون علاقه دارید"

906
01:30:10,500 --> 01:30:13,750
‫"همچنین نمیخوام پلیس معمولی رو درگیر این قضیه کنم

907
01:30:13,791 --> 01:30:15,250
‫چون نمیشه بهشون اعتماد کرد"

908
01:30:17,125 --> 01:30:20,250
‫"اگه بتونید یه مجوز سفر به اسلو ترتیب بدید

909
01:30:21,250 --> 01:30:23,041
‫من فوراً میام"

910
01:30:27,541 --> 01:30:31,625
‫"با احترام فراوان، ارلینگ سولهایم"

911
01:30:36,750 --> 01:30:38,166
‫میتونم با شما دو نفر صحبت کنم؟

912
01:30:42,000 --> 01:30:43,375
‫میتونم یه فنجون چای بگیرم؟

913
01:30:45,166 --> 01:30:47,125
‫به این نگاه کنید

914
01:30:50,875 --> 01:30:52,000
‫از ریوکان

915
01:30:53,166 --> 01:30:54,500
‫میدونید کی هست؟

916
01:30:58,000 --> 01:30:59,000
‫یه ماشین استاپو با خودتون ببرید

917
01:31:00,875 --> 01:31:02,041
‫با لباس غیرنظامی سفر کنید

918
01:31:03,000 --> 01:31:04,375
‫یه گواهی خدمت

919
01:31:05,791 --> 01:31:07,375
‫سولهایم در حال حاضر بیکاره

920
01:31:07,500 --> 01:31:10,166
‫- تو این آدرس زندگی میکنه
‫- سام آیدس گیت

921
01:31:10,666 --> 01:31:13,125
‫- اوهوم
‫- هوم. مؤدبانه بابت نامه ازش تشکر کنید

922
01:31:14,000 --> 01:31:16,166
‫بعد ازش بخواید برای مصاحبه بیاد اسلو

923
01:31:17,166 --> 01:31:19,833
‫بهش بگید استاپو خیلی ممنونه که زحمت کشیده

924
01:31:19,875 --> 01:31:23,500
‫و پاداش 200,000 تایی تو اسلو منتظرشه

925
01:31:23,541 --> 01:31:24,791
‫200,000؟

926
01:31:27,625 --> 01:31:29,250
‫احتمالاً به همین خاطر داره اینکارو میکنه

927
01:31:35,416 --> 01:31:36,875
‫از شهر میبریدش بیرون...

928
01:31:39,375 --> 01:31:40,500
‫بعد میکشیدش

929
01:32:02,291 --> 01:32:03,791
‫♪ بیدار شو ♪

930
01:32:05,125 --> 01:32:07,250
‫♪ از خوابت ♪

931
01:32:10,041 --> 01:32:13,041
‫♪ خشک شدن ♪

932
01:32:13,791 --> 01:32:17,041
‫♪ اشک‌هات ♪

933
01:32:18,000 --> 01:32:19,541
‫♪ امروز ♪

934
01:32:21,166 --> 01:32:23,500
‫- ♪ ما فرار میکنیم... ♪
‫- اسلحه‌ت رو بنداز! بیا پایین!

935
01:32:25,166 --> 01:32:29,291
‫♪ ما فرار میکنیم ♪

936
01:32:33,041 --> 01:32:38,125
‫- ♪ نفس بکش... ♪
‫- برو تو قسمت پذیرش

937
01:32:38,625 --> 01:32:41,625
‫- ♪ به نفس کشیدن ادامه بده... ♪
‫- برو تو قسمت پذیرش. ساکت!

938
01:32:42,625 --> 01:32:47,000
‫♪ از دست نده ♪

939
01:32:47,875 --> 01:32:50,875
‫- ♪ اعصابت رو... ♪
‫- برو!

940
01:32:56,750 --> 01:33:02,125
‫♪ نفس بکش ♪

941
01:33:02,166 --> 01:33:05,166
‫♪ به نفس کشیدن ادامه بده... ♪

942
01:33:05,250 --> 01:33:06,500
‫ارلینگ سولهایم؟

943
01:33:06,625 --> 01:33:08,625
‫♪ نمیتونم این کارو تنهایی انجام بدم... ♪

944
01:33:08,666 --> 01:33:10,333
‫سلام. ممنون از مکاتبه‌تون

945
01:33:11,541 --> 01:33:14,875
‫♪ تنها ♪

946
01:33:23,250 --> 01:33:26,250
‫- هشدار! هشدار!
‫- ♪ بخون ♪

947
01:33:27,541 --> 01:33:28,750
‫♪ برامون یه آهنگ... ♪

948
01:33:28,791 --> 01:33:30,625
‫داری چیکار میکنی؟

949
01:33:32,000 --> 01:33:33,791
‫♪ یه آهنگ ♪

950
01:33:33,875 --> 01:33:35,875
‫- ♪ که گرممون نگه داره... ♪
‫- میخوای چیکار کنی؟

951
01:33:35,875 --> 01:33:39,291
‫♪ گرممون نگه داره ♪

952
01:33:40,541 --> 01:33:42,375
‫- ♪ یه... ♪
‫- برو بیرون!

953
01:33:43,416 --> 01:33:45,250
‫♪ سرمای عجیبی هست... ♪

954
01:33:45,875 --> 01:33:47,500
‫بیرون! برو، برو بیرون!

955
01:33:47,541 --> 01:33:50,500
‫- ♪ سرمای عجیبی ♪
‫- بیرون!

956
01:33:50,541 --> 01:33:51,541
‫بیا!

957
01:33:54,291 --> 01:33:56,250
‫بیرون! بیرون!

958
01:33:56,375 --> 01:34:01,625
‫♪ و میتونی بخندی ♪

959
01:34:04,125 --> 01:34:10,000
‫♪ یه خنده بی‌مهره ♪

960
01:34:12,000 --> 01:34:18,000
‫♪ امیدواریم قوانینت ♪

961
01:34:18,500 --> 01:34:23,875
‫♪ و حکمتت ♪

962
01:34:23,916 --> 01:34:27,541
‫♪ خفه‌ت کنه ♪

963
01:34:27,625 --> 01:34:30,750
‫♪ حالا ♪

964
01:34:30,791 --> 01:34:34,416
‫♪ ما یکی هستیم ♪

965
01:34:35,625 --> 01:34:40,625
‫♪ در صلح ابدی... ♪

966
01:34:40,666 --> 01:34:43,500
‫نمیدونم شما دو نفر چطورید، ولی من باید برم دستشویی

967
01:34:43,541 --> 01:34:44,875
‫♪ امیدواریم ♪

968
01:34:46,375 --> 01:34:48,875
‫♪ که خفه شی... ♪

969
01:34:49,750 --> 01:34:50,750
‫27 فوریه 1945

970
01:34:50,791 --> 01:34:54,666
‫♪ که خفه شی ♪

971
01:34:58,625 --> 01:35:00,375
‫♪ امیدواریم ♪

972
01:35:02,041 --> 01:35:04,291
‫♪ که خفه شی ♪

973
01:35:06,000 --> 01:35:10,750
‫♪ که خفه شی ♪

974
01:35:14,250 --> 01:35:15,666
‫♪ امیدواریم ♪

975
01:35:17,625 --> 01:35:19,750
‫♪ که خفه شی ♪

976
01:35:21,750 --> 01:35:26,000
‫♪ که خفه شی ♪

977
01:36:38,416 --> 01:36:39,625
‫فهمید؟

978
01:36:40,291 --> 01:36:42,041
‫نه

979
01:36:46,000 --> 01:36:47,000
‫خوبه

980
01:36:47,541 --> 01:36:48,541
‫درسته

981
01:37:20,791 --> 01:37:23,000
‫ما آزادیم! صلح شده!

982
01:37:23,625 --> 01:37:27,750
‫نروژ با شادی درخشان آزادی دوباره متولد شده‌ش رو

983
01:37:27,791 --> 01:37:29,500
‫تو این روزهای پرهیجان جشن گرفته

984
01:37:30,125 --> 01:37:34,625
‫ما در بهار نوظهور تمام آرزوها و امیدهایی رو فریاد زدیم

985
01:37:34,750 --> 01:37:38,791
‫که هر زن و مرد نروژی در قلبشون داشتن

986
01:37:39,291 --> 01:37:41,041
‫عدالت اجرا خواهد شد

987
01:37:41,916 --> 01:37:44,750
‫مشتی خائن پست

988
01:37:44,791 --> 01:37:47,125
‫که به هموطنان خودشون خیانت کردن...

989
01:38:02,750 --> 01:38:05,291
‫آقای کویسلینگ، این هالوور ریورود هست

990
01:38:06,375 --> 01:38:08,250
‫اون تو داخائو و ماوتهاوزن بوده

991
01:38:09,875 --> 01:38:11,500
‫فکر میکنم باید به حرفش گوش کنی

992
01:38:12,375 --> 01:38:13,875
‫بهتره ساکت بمونی

993
01:39:25,125 --> 01:39:26,750
‫ممنون. ممنون

994
01:39:37,125 --> 01:39:38,125
‫سلام

995
01:39:39,666 --> 01:39:42,875
‫میخواستم بدونم میتونید این کتاب رو برام امضا کنید؟

996
01:39:43,000 --> 01:39:44,166
‫بله، حتماً

997
01:39:45,041 --> 01:39:46,041
‫اوم...

998
01:39:47,000 --> 01:39:48,041
‫با کمال میل

999
01:39:49,666 --> 01:39:51,291
‫وای خدای من. خب

1000
01:39:52,625 --> 01:39:54,916
‫واقعاً به همه اینا علاقه داری، نه؟

1001
01:39:55,416 --> 01:39:56,500
‫بله

1002
01:40:02,916 --> 01:40:03,791
‫بله

1003
01:40:03,875 --> 01:40:07,750
‫خب، امیدوار بودم چیزی درباره برادر پدربزرگم میدونستید

1004
01:40:09,166 --> 01:40:10,750
‫نه، عزیزم

1005
01:40:12,791 --> 01:40:15,291
‫اون موقع اتفاقات زیادی داشت می‌افتاد، پس...

1006
01:40:18,000 --> 01:40:19,000
‫بله

1007
01:40:21,125 --> 01:40:22,416
‫منو ببخش

1008
01:40:26,625 --> 01:40:27,625
‫متوجهم

1009
01:40:32,416 --> 01:40:34,000
‫با این حال ممنون

1010
01:40:35,125 --> 01:40:36,125
‫ممنون

1011
01:41:04,875 --> 01:41:07,500
‫من پنج تا کشو تو سرم دارم

1012
01:41:09,541 --> 01:41:11,916
‫سه تا کشوی بالایی رو همیشه باز میکنم

1013
01:41:13,625 --> 01:41:16,666
‫کشوی شماره چهار رو کمتر باز میکنم

1014
01:41:17,916 --> 01:41:22,625
‫کشوی پایینی رو هشتم می 1945 بستم

1015
01:41:23,500 --> 01:41:25,125
‫و از اون موقع بازش نکردم

1016
01:41:27,875 --> 01:41:30,791
‫اینجوری تونستم همه این سال‌ها دووم بیارم

1017
01:41:32,916 --> 01:41:35,250
‫برای تعداد زیادی از ما خوب پیش رفت

1018
01:41:39,750 --> 01:41:40,916
‫گردهمایی شرکت لینگه 1949

1019
01:41:41,000 --> 01:41:43,750
‫ولی برای بعضی‌ها، خیلی سنگین بود

1020
01:41:47,000 --> 01:41:50,000
‫آندریاس روز آزادی شروع کرد به نوشیدن

1021
01:41:50,625 --> 01:41:52,250
‫همه می‌شناختنش

1022
01:41:53,250 --> 01:41:55,500
‫هیچ باری تو اسلو پولش رو قبول نمی‌کرد

1023
01:41:56,250 --> 01:41:59,000
‫و دوازده سال از این بار به اون بار می‌رفت

1024
01:42:00,875 --> 01:42:03,750
‫آندریاس سال 1965 خودش رو کشت

1025
01:42:05,500 --> 01:42:07,416
‫آره، حس می‌کردم حالش خوب نیست

1026
01:42:07,500 --> 01:42:11,166
‫ولی اون موقع نمی‌دونستم چقدر وضعش بده

1027
01:42:13,750 --> 01:42:16,791
‫و پنجاه سال منو آزار داده

1028
01:42:19,666 --> 01:42:22,125
‫اولین باری که گونار رو دیدم سال 1998 بود...

1029
01:43:33,416 --> 01:43:36,375
‫گونار سونستبی هرگز توسط آلمانی‌ها دستگیر نشد

1030
01:43:36,500 --> 01:43:39,250
‫او بیش از 20 عملیات خرابکاری در طول جنگ انجام داد

1031
01:43:39,291 --> 01:43:41,291
‫او بالاترین نشان افتخار شهروندی نروژ را دارد

1032
01:43:41,375 --> 01:43:44,125
‫و تنها کسی است که صلیب جنگی با سه شمشیر دریافت کرده

1033
01:43:45,000 --> 01:43:50,375
‫گونار در سال 1953 با دوستش آنه-کارین ازدواج کرد

1034
01:43:51,791 --> 01:43:54,541
‫علیرغم سلامتی رو به زوالش، تا کمی قبل از مرگش

1035
01:43:54,625 --> 01:43:56,291
‫به سخنرانی‌های گسترده ادامه داد

1036
01:43:56,375 --> 01:43:59,250
‫او 70 سال از عمرش را صرف کمک به کسانی کرد

1037
01:43:59,291 --> 01:44:00,625
‫که با اثرات جنگ دست و پنجه نرم می‌کردند

1038
01:44:06,000 --> 01:44:10,875
‫♪ احساس می‌کنم دارم سقوط می‌کنم ♪

1039
01:44:12,875 --> 01:44:17,625
‫♪ نمی‌دونی چه چیزی لازمه ♪

1040
01:44:19,541 --> 01:44:24,375
‫♪ یه روزی خواهی فهمید ♪

1041
01:44:27,125 --> 01:44:31,041
‫♪ نشانه... ♪

1042
01:44:31,125 --> 01:44:34,291
‫وقتی 94 ساله بود، گونار با تاکسی به دیاکونیمت در اسلو رفت

1043
01:44:34,375 --> 01:44:36,416
‫و روی تختی دراز کشید

1044
01:44:36,500 --> 01:44:38,250
‫او کاری که می‌خواست انجام بده رو انجام داده بود

1045
01:44:40,000 --> 01:44:44,791
‫♪ آیا هرگز فراموش خواهیم کرد ♪

1046
01:44:46,416 --> 01:44:51,125
‫♪ یه روزی خواهیم کرد ♪

1047
01:44:54,125 --> 01:44:58,666
‫♪ بغلم کن ♪

1048
01:45:00,125 --> 01:45:05,500
‫♪ کسی می‌تونه بغلم کنه؟ ♪

1049
01:45:06,916 --> 01:45:09,416
‫موزه جبهه داخلی نروژ یک نسخه

1050
01:45:09,500 --> 01:45:11,375
‫از نامه‌ای که ارلینگ سولهایم به استاپو فرستاد دارد

1051
01:45:11,416 --> 01:45:14,916
‫گونار سونستبی همیشه تأکید می‌کرد که دیگر اعضای خانواده سولهایم

1052
01:45:15,000 --> 01:45:17,750
‫ضد نازی و "نروژی‌های خوبی" شناخته می‌شدند

1053
01:46:15,125 --> 01:46:20,500
‫♪ سقوط ♪

1054
01:46:21,041 --> 01:46:26,750
‫♪ احساس می‌کنم دارم سقوط می‌کنم ♪

1055
01:46:27,750 --> 01:46:33,000
‫♪ تو نمی‌دونی چه چیزی لازمه ♪

1056
01:46:34,541 --> 01:46:39,916
‫♪ یه روزی خواهی فهمید ♪

1057
01:46:41,875 --> 01:46:44,875
‫♪ خیلی دیره ♪

1058
01:46:48,041 --> 01:46:52,625
‫♪ احساس می‌کنم دارم سقوط می‌کنم ♪

1059
01:46:54,875 --> 01:46:58,666
‫♪ تو نمی‌دونی چه چیزی لازمه ♪

1060
01:47:01,416 --> 01:47:05,500
‫♪ یه روزی خواهی فهمید ♪

1061
01:47:22,000 --> 01:47:26,000
‫♪ تو نمی‌دونی چه چیزی لازمه ♪

1062
01:47:28,500 --> 01:47:33,000
‫♪ یه روزی خواهم فهمید ♪
