﻿1
00:00:05,964 --> 00:00:07,340
‫[آنچه گذشت]

2
00:00:07,340 --> 00:00:10,343
‫بچه‌ها الان تونستن ضاربِ دلگادو
رو شناسایی کنن، ادی واتسون

3
00:00:10,343 --> 00:00:11,511
‫لقب خیابونیـش، روانیـه

4
00:00:11,511 --> 00:00:14,556
‫ایست باریو یکی از خودشون رو
‫به خاطر کشتن دلگادو اعدام کرده؟

5
00:00:14,556 --> 00:00:16,599
‫- هرچیزی ممکنـه
‫- ‫روانی چی؟

6
00:00:16,599 --> 00:00:17,809
‫هنوز فراریه

7
00:00:17,809 --> 00:00:19,060
‫تازه‌کارت چطوره؟

8
00:00:19,060 --> 00:00:21,146
‫استعداد داره،
‫ولی باید با اولویت‌هاش کنار بیاد

9
00:00:21,146 --> 00:00:24,899
‫- بد آشغالیه این کارما، هان؟
‫- من بهترین کارآموزی بودم که داشتی

10
00:00:24,899 --> 00:00:26,735
‫هی، حالا که بحث هارمون شد
‫باید یه سوال بپرسم

11
00:00:26,735 --> 00:00:27,986
‫این رو پیدا کردیم

12
00:00:27,986 --> 00:00:29,320
‫دفعه بعدی که اینجا پیدامون بشه،

13
00:00:29,320 --> 00:00:31,114
‫به جای ماشین گشت
‫با آمبولانس از اینجا میری

14
00:00:31,114 --> 00:00:32,198
‫دیاز، منو نگاه کن

15
00:00:34,075 --> 00:00:35,827
‫تهدیدش کرد؟

16
00:00:43,293 --> 00:00:45,462
‫برو! برو! بجنب!

17
00:00:48,631 --> 00:00:50,508
‫از سر راه برو کنار!
‫تکون بخور!

18
00:00:51,760 --> 00:00:53,428
‫مسخرم کردینـا

19
00:00:55,597 --> 00:00:57,807
‫ایست!
‫تبر رو بنداز!

20
00:01:00,143 --> 00:01:01,978
‫بیا اینجا.
‫ایست!

21
00:01:04,647 --> 00:01:06,024
‫دیاز، موقعیتـت کجاست؟

22
00:01:06,024 --> 00:01:08,109
‫توی شهرک اداری، بخش بالاش.
‫در حال رصد مظنون.

23
00:01:11,654 --> 00:01:14,324
‫تکون بخور! حرکت کنید!
‫از سر راه برید کنار!

24
00:01:14,324 --> 00:01:16,451
‫تبر رو بنداز! ایست!

25
00:01:18,203 --> 00:01:21,247
‫چارلی94، درحال رصد مظنون و ریاز هستم.
‫درحال تعقیب‌شون هستم.

26
00:01:24,334 --> 00:01:25,877
‫محض رضای خدا

27
00:01:27,045 --> 00:01:28,129
‫لعنت بهش!

28
00:01:32,592 --> 00:01:34,385
‫لعنتی. ایست!

29
00:01:38,181 --> 00:01:39,641
‫دارمـت

30
00:01:41,309 --> 00:01:42,477
‫خاک بر سرم

31
00:02:02,705 --> 00:02:04,249
‫هی! ایست!

32
00:02:07,418 --> 00:02:08,962
‫ایست! ایست!

33
00:02:08,962 --> 00:02:10,588
‫جایی نمی‌تونی بری!

34
00:02:11,089 --> 00:02:12,549
‫نکن! ایست!
‫هی!

35
00:02:12,549 --> 00:02:15,718
‫نه، نه، نه، نه!
‫اینکار رو نکن! ایست!

36
00:02:15,718 --> 00:02:17,637
‫نکن، نکن، نکن.
‫نپریـا.

37
00:02:28,356 --> 00:02:29,274
‫وای لعنتی

38
00:02:32,110 --> 00:02:35,113
‫اوه

39
00:02:45,206 --> 00:02:46,291
‫لعنتی

40
00:02:47,041 --> 00:02:48,168
‫خاک عالم

41
00:02:54,424 --> 00:02:55,717
‫مثه سگ  میمونه

42
00:02:55,717 --> 00:02:57,802
‫می‌خواسته با یه تبر یکی از فروشگاه‌های
‫۷-ایلون رو خالی کنـه

43
00:02:57,802 --> 00:02:59,888
‫تمام مسیر رو از خیابان 22ام
‫تا روی سقف تعقیبـش کردم

44
00:02:59,888 --> 00:03:01,764
‫که خب بعدش از روش شیرجه زد

45
00:03:01,764 --> 00:03:03,308
‫چطوری پرید؟

46
00:03:04,726 --> 00:03:05,935
‫هی دیاز

47
00:03:09,856 --> 00:03:12,734
‫تو... اینو انداختیـش؟

48
00:03:14,485 --> 00:03:16,154
‫داداشمـی.
‫یکی طلبـت.

49
00:03:16,988 --> 00:03:19,449
‫از من می‌شنوی این تیکه‌اش رو
‫داخل گزارش نیار

50
00:03:19,449 --> 00:03:21,034
‫حتی باوجود این که ضبط شده؟

51
00:03:21,034 --> 00:03:24,579
‫داش، نشنیدی درمورد هارمون چی میگن؟

52
00:03:27,248 --> 00:03:28,124
‫نمی‌تونیم بهش اعتماد کنیم

53
00:03:29,375 --> 00:03:30,376
‫مزخرف نگو

54
00:03:30,376 --> 00:03:33,504
‫باعث شده چندتا پلیس اخراج بشن،
‫از جمله همکار لاسمن

55
00:03:33,504 --> 00:03:34,631
‫بابت چی؟

56
00:03:35,506 --> 00:03:36,507
‫انجام دادن کارش

57
00:03:37,842 --> 00:03:39,677
‫دیاز! بیا ببینـم

58
00:04:05,203 --> 00:04:08,331
‫می‌دونی، یک دفعه داشتم یه یاروی
‫گنده‌ای رو آموزش می‌دادم

59
00:04:08,331 --> 00:04:12,168
‫ساموآیی بود، نزدیک دو متر قد داشت،
‫بد گولاخی بود

60
00:04:12,168 --> 00:04:16,172
‫و هفته اولـش یک نفر از بلدی پرید
‫و صاف افتاد جلوی اون

61
00:04:16,798 --> 00:04:18,216
‫بنده خدا غش کرد

62
00:04:18,216 --> 00:04:20,343
‫نقش پیاده‌رو شد و ضربه مغزی شد

63
00:04:20,343 --> 00:04:22,470
‫یه آمبولانس جدا برای اون خبر کردم

64
00:04:22,470 --> 00:04:25,807
‫حالا اون آدم گروهبان واحد تاکتیکی پلیسـه

65
00:04:27,475 --> 00:04:29,018
‫اعتمادم به واحد تاکتیکی قوی‌تر شد

66
00:04:29,018 --> 00:04:32,146
‫ببین، می‌خوام بگم که بهتر میشه

67
00:04:32,146 --> 00:04:33,064
‫خب؟

68
00:04:33,731 --> 00:04:36,317
‫اون مرتیکه انقد زهرماری زده بود
‫که بهرحال از پشت بوم می‌پرید

69
00:04:36,317 --> 00:04:38,486
‫در هر صورتی، گردن تو نیست

70
00:04:42,824 --> 00:04:44,242
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

71
00:04:45,410 --> 00:04:47,078
‫بستگی داره چی باشه

72
00:04:49,622 --> 00:04:51,624
‫دیشب موضوع بردارم که زندانی
‫شده رو مطرح کردی

73
00:04:52,667 --> 00:04:54,752
‫باید وظیفه‌ام رو انجام می‌دادم

74
00:04:54,752 --> 00:04:56,504
‫بیخیال، نه، نه. می‌دونی...

75
00:04:56,504 --> 00:04:58,673
‫حس می‌کنیم تو همه‌چی رو درمورد من می‌دونـی

76
00:04:58,673 --> 00:05:00,174
‫و من هیچی درمورد تو نمی‌دونم

77
00:05:00,883 --> 00:05:02,677
‫فکر کردی اینـی که توشیم چیـه؟
‫دوره آشنایی؟

78
00:05:07,890 --> 00:05:10,226
‫کار می‌کنم.
‫از سگـم نگهداری می‌کنم.

79
00:05:10,226 --> 00:05:11,853
‫اگه خوش شانس باشم، موج سواری می‌کنم

80
00:05:11,853 --> 00:05:14,105
‫دوش می‌گیرم و همین تکرار میشه.
‫زندگیـم همینـه.

81
00:05:15,773 --> 00:05:18,860
‫تاحالا درمورد کارت قبل از
‫اومدن من چیزی نگفتی

82
00:05:18,860 --> 00:05:20,987
‫منظورت چیـه؟ همین دو دقیقه پیش
‫درمورد بابایی که غش کرد بهت گفتم

83
00:05:20,987 --> 00:05:22,238
‫دیگه بیشتر چی می‌خوای؟

84
00:05:22,238 --> 00:05:23,573
‫خب باشه پس

85
00:05:23,573 --> 00:05:25,783
‫گفتی که توی غرب چندتا مشکل داشتی، درسته؟

86
00:05:25,783 --> 00:05:27,160
‫به خونـت تشنه‌ان

87
00:05:27,160 --> 00:05:28,077
‫چرا؟

88
00:05:31,289 --> 00:05:34,292
‫حاشیه‌های قدیمی.
‫چیزی نیست که لازم باشه نگرانـش باشی.

89
00:05:38,880 --> 00:05:41,382
‫- باعث اخراج کسی شدی؟
‫- وایسا

90
00:05:41,966 --> 00:05:42,800
‫چی؟

91
00:05:45,053 --> 00:05:47,013
‫- باعث اخراج کسی شدم؟
‫- فراموشـش کن

92
00:05:47,013 --> 00:05:48,806
‫- نباید می‌پرسیدم
‫- نه. از کجا این مزخرف رو شنیدی؟

93
00:05:48,806 --> 00:05:51,893
‫- کسی چیزی بهت گفته؟
‫- نه، نه، یهو برام سوال شده بود، خب؟

94
00:05:52,477 --> 00:05:54,520
‫لعنتی

95
00:05:54,604 --> 00:05:56,314
[مامان]

96
00:05:56,314 --> 00:05:57,398
‫ای خدا

97
00:05:57,982 --> 00:05:59,442
‫سلام مامان، خوبی؟

98
00:06:00,610 --> 00:06:02,362
‫نمی‌تونم.. نه

99
00:06:02,362 --> 00:06:03,654
‫لازم نیست برم دنبالـش

100
00:06:03,654 --> 00:06:05,615
‫چون هروقت چیزی لازم داشته باشه
‫خودش سر و کله‌اش پیدا میشه

101
00:06:05,615 --> 00:06:08,076
‫آره. بعداً بهت زنگ می‌زنم.
‫دوستـت دارم. خدافظ.

102
00:06:14,624 --> 00:06:15,583
‫همه‌چی مرتبه؟

103
00:06:16,167 --> 00:06:17,043
‫آره

104
00:06:18,378 --> 00:06:19,379
قضیه خواهرمـه

105
00:06:19,379 --> 00:06:21,756
‫خواهر داری؟
‫توی لانگ بیچ زندگی می‌کنـه؟

106
00:06:21,756 --> 00:06:23,591
‫نه. لس آنجلس.
‫قبلاً پلیس بوده.

107
00:06:23,591 --> 00:06:25,968
‫موضوع  رو عوض نکن.
‫از کجا شنیدی؟

108
00:06:25,968 --> 00:06:28,513
‫بهت که گفتم، همینطوری یهو
واسم سوال شده بود

109
00:06:28,513 --> 00:06:29,931
‫چارلی85، کد 459 درحال رخ دادنـه،

110
00:06:29,931 --> 00:06:32,266
‫مصدومین داخل خونه هستند.
.فوراً به اونجا برید

111
00:06:32,266 --> 00:06:34,394
‫30025 لیست تولدو

112
00:06:34,977 --> 00:06:37,647
‫چارلی85 پاسخ میده.
‫زمان رسیدن، سه دقیقه.

113
00:06:41,651 --> 00:06:43,569
‫این چیزی نیست که یهو برای آدم سوال بشه

114
00:06:50,284 --> 00:06:51,327
‫اینجاست

115
00:06:51,327 --> 00:06:53,579
‫اگه مظنون دیگه اینجا نبود،
تو رهبری رو به عهده می‌گیری

116
00:06:53,579 --> 00:06:54,997
‫- فهمیدی؟
‫- آره. گرفتم.

117
00:07:14,809 --> 00:07:16,185
‫پلیس لانگ بیچ!

118
00:07:24,152 --> 00:07:25,903
‫- واو، دستـا بالا!
‫- نه، نه، اونا رفتن

119
00:07:25,903 --> 00:07:28,906
‫اونا رفتن. ما اینجایـم.
‫وای، خداروشکر که اینجایید.

120
00:07:30,575 --> 00:07:31,826
‫چه اتفاقی افتاده؟

121
00:07:31,826 --> 00:07:34,579
‫- من بالا بودم و...
‫- شوهرم تنها خونه بوده

122
00:07:34,579 --> 00:07:37,039
‫اومدم خونه دیدم دست و پا بسته
افتاده روی زمین

123
00:07:37,039 --> 00:07:39,917
‫یه یارویی، به زور اومده داخل
‫و زده توی سرش

124
00:07:39,917 --> 00:07:41,794
‫احتمالاً شنیده که من دارم میام
‫چون وقتی که اومدم داخل

125
00:07:41,794 --> 00:07:42,712
‫درست از کنارم در رفت

126
00:07:42,712 --> 00:07:44,172
‫باشه، پس موقعی که اتفاق افتاد
‫اینجا نبودید؟

127
00:07:44,172 --> 00:07:45,965
‫نه، نه، شوهرم خونه تنها بوده

128
00:07:45,965 --> 00:07:48,426
‫- اما من اومدم داخل...
‫- خانم، می‌خوام خودش بگه

129
00:07:48,426 --> 00:07:49,760
‫اگه اشکالی نداشته باشه. جناب؟

130
00:07:49,760 --> 00:07:50,845
‫تقریباً همین بود

131
00:07:50,845 --> 00:07:53,014
‫طبقه بالا توی اتاق خواب داشتم
‫لباس‌ها رو جمع می‌کردم

132
00:07:53,014 --> 00:07:54,682
‫و بعدش فقط یادمـه یه چیزی خورد تو سرم

133
00:07:54,682 --> 00:07:56,976
‫روی زمین به هوش اومدم و شنیدم
‫همسرم داره جیغ می‌زنـه

134
00:07:56,976 --> 00:07:59,729
‫در محل نیاز به یک آمبولانس داریم

135
00:07:59,729 --> 00:08:01,314
‫- سر یک آقایی زخم شده
‫- هی، من خوبم

136
00:08:01,314 --> 00:08:03,399
‫جدی میگم. آمبولانس لازم ندارم.
‫ببین.

137
00:08:03,399 --> 00:08:06,027
‫عزیزم، عزیزم ممکنـه ضربه مغزی شده باشی

138
00:08:06,027 --> 00:08:07,236
‫گفتم که خوبم

139
00:08:09,405 --> 00:08:11,616
‫ایده‌ای دارید که چطور ممکنـه
‫اومده باشه داخل؟

140
00:08:11,616 --> 00:08:12,783
‫در قفل بوده؟

141
00:08:12,783 --> 00:08:15,828
‫آره. آره.
‫وقتی که رسیدم قفل بود.

142
00:08:15,828 --> 00:08:18,915
‫خیلی خب. بیرون رو یه نگاه بنداز.
‫ببین جای دیگه‌ای برای ورود وجود داره یا نه.

143
00:08:18,915 --> 00:08:20,458
‫دیدی چه شکلی بود؟

144
00:08:20,458 --> 00:08:21,709
‫آره، اون...

145
00:08:22,418 --> 00:08:25,046
‫قد کوتاه بود، جوان...

146
00:08:25,796 --> 00:08:27,173
‫مکزیکی بود. فک کنم.

147
00:08:27,173 --> 00:08:28,341
‫چی باعث شده اینطوری فکر کنی؟

148
00:08:29,091 --> 00:08:30,718
‫اون...

149
00:08:31,469 --> 00:08:32,678
‫اون سبزه بود

150
00:08:33,221 --> 00:08:34,347
‫سبزه؟

151
00:08:42,730 --> 00:08:43,856
‫هی! پلیس!

152
00:08:43,856 --> 00:08:46,859
‫چارلی85، پیاده درحال تعقیب هستم،
‫مظنون 459،

153
00:08:46,859 --> 00:08:49,153
‫حیاط اصلی 30027 تولدو

154
00:08:53,157 --> 00:08:55,117
‫هی! پلیس لانگ بیچ!
‫بیا بیرون!

155
00:08:55,868 --> 00:08:58,079
‫- رفته اون داخل؟
‫- آره فکر کنم

156
00:08:58,079 --> 00:09:00,373
‫- پس منتظر چی هستی؟
‫- نیاز به حکم ورود نداریم؟

157
00:09:01,165 --> 00:09:02,375
‫پلیس لانگ بیچ!

158
00:09:03,292 --> 00:09:05,378
‫اداره‌ی پلیس لانگ بیچ!

159
00:09:10,925 --> 00:09:12,552
‫- شلیک نکن
‫- واو! پلیس!

160
00:09:12,552 --> 00:09:14,595
‫- پاشو، آروم آروم
‫- شلیک نکنید

161
00:09:14,595 --> 00:09:16,305
‫- دستات رو بیار بالا
‫- شلیک نکنید!

162
00:09:16,305 --> 00:09:18,891
‫- آروم
‫- شلیک نکنید. هیچی ندارم.

163
00:09:19,809 --> 00:09:20,851
‫- چیکار می‌کنـی؟
‫- بچرخ

164
00:09:20,851 --> 00:09:22,395
‫چیکار می‌کنی؟ من کاری نکردم

165
00:09:22,395 --> 00:09:23,980
‫- پس چرا فرار کردی؟
‫- چون ترسیدم

166
00:09:23,980 --> 00:09:26,107
‫- آره، بزن بریم، یالا.
‫- رفیق

167
00:09:29,402 --> 00:09:31,320
‫واو، واو، واو.
‫چی؟

168
00:09:31,320 --> 00:09:33,698
‫رفیق

169
00:09:34,740 --> 00:09:35,741
‫ترجمه کن

170
00:09:38,828 --> 00:09:40,121
‫میشه بیایید بیرون

171
00:09:41,289 --> 00:09:42,206
‫آروم باش

172
00:09:42,206 --> 00:09:44,250
‫خیلی خب.
‫کار احمقانه‌ای نکن!

173
00:09:44,250 --> 00:09:45,793
‫- باید بری سرت رو بررسی کنن
‫- نگران نباش...

174
00:09:45,793 --> 00:09:48,671
‫اگه ضربه مغزی شده باشی چی،
‫واقعاً نگران این مسئله‌ام

175
00:09:48,671 --> 00:09:50,047
‫اوه، اوه خودش بود

176
00:09:50,047 --> 00:09:51,465
‫این همونی هست که توی خونه‌مون بود

177
00:09:51,465 --> 00:09:52,967
‫باید بهم پول بدی

178
00:09:52,967 --> 00:09:55,511
‫- این بچه رو می‌شناسید؟
‫- نه، معلومه نه

179
00:09:56,095 --> 00:09:58,598
‫- کل هفته داشت بهم پیام می‌داد
‫- یه دروغگوئه

180
00:10:00,141 --> 00:10:01,809
‫می‌خوای بهمون بگی واقعاً
‫چه اتفاقی افتاده؟

181
00:10:01,809 --> 00:10:05,354
‫الان داری منو بازجویی می‌کنـی؟
‫من اونیـم که بهش حمله شده‌ها

182
00:10:07,481 --> 00:10:10,109
‫- اهل کجایی؟
‫- سن پدرو

183
00:10:10,109 --> 00:10:11,902
‫نه بابا، کدوم بخشـش؟

184
00:10:11,902 --> 00:10:14,530
‫- ویلمینگتون
‫- واو، من توی خیابون کابریلو بزرگ شدم

185
00:10:14,530 --> 00:10:16,198
‫- نه بابا
‫- آره، نزدیک گاتون

186
00:10:16,198 --> 00:10:17,408
‫هنوز اونجا زندگی می‌کنـی؟

187
00:10:18,868 --> 00:10:20,661
‫نه، نه.
‫از اونجا رفتم.

188
00:10:21,245 --> 00:10:22,121
که اینطور

189
00:10:23,331 --> 00:10:24,665
‫می‌خواید دستگیرم کنید؟

190
00:10:24,665 --> 00:10:25,583
‫نه

191
00:10:26,083 --> 00:10:28,252
‫خودت رو جمع و جور کن.
‫این کارا کار نیست.

192
00:10:29,920 --> 00:10:30,755
‫بله آقا

193
00:10:34,967 --> 00:10:37,386
هی، مرده متهم به چیزی نیست؟

194
00:10:37,386 --> 00:10:38,596
‫گزارش الکی دادن؟

195
00:10:38,596 --> 00:10:41,599
‫نه، مربوط به ما نیست.
‫باید بدیمـش به بخش فساد.

196
00:10:41,599 --> 00:10:45,186
‫اگه خوش شانس باشیم باهاش صحبت می‌کنن،
‫تحقیقات رو تکمیل می‌کنن اما...

197
00:10:45,186 --> 00:10:46,771
‫نمیره زندان

198
00:10:47,521 --> 00:10:50,024
دیدی چطور سریع همه‌چی رو انداخت
گردن پسره؟

199
00:10:50,024 --> 00:10:52,193
‫خب اون که عواقبـش رو می‌بینـه.
‫ولی صورت زنـه رو دیدی

200
00:10:52,193 --> 00:10:54,278
‫- وقتی که گوشی زنگ خورد؟
‫- آره

201
00:10:54,987 --> 00:10:56,322
‫سفید پوست‌های لعنتی

202
00:10:57,073 --> 00:10:59,492
‫هی، نمی‌خوای بهم بگی اونجا چی شد؟

203
00:11:00,534 --> 00:11:02,370
‫- با اون بچه؟
‫- آره، داخل خونه

204
00:11:02,370 --> 00:11:03,621
‫چرا خشکت زده بود؟

205
00:11:03,621 --> 00:11:05,247
‫بخاطر شرایط اضطراری می‌تونستی
بدون حکم بری داخل

206
00:11:06,916 --> 00:11:08,626
‫مطمئن نبودم که داخلـه

207
00:11:08,626 --> 00:11:10,461
‫داشتم طبق قوانین عمل می‌کردم

208
00:11:10,461 --> 00:11:13,339
‫چند روز پیش داشتی قهرمان بازی در می‌آوردی،
‫میرفتی دنبال روانی،

209
00:11:13,339 --> 00:11:15,966
‫یهو انقد بزدل شدی که برای تعقیب
یک ‫مظنون نمیری داخل خونه؟

210
00:11:16,550 --> 00:11:18,844
‫- من بزدل نیستم
‫- خب، پس چی؟

211
00:11:21,389 --> 00:11:23,516
‫زود باش دیگه. فکر می‌کردیم به جایی رسیدیم
‫که دیگه رک و پوست کنده می‌تونیم حرف بزنیم

212
00:11:23,516 --> 00:11:25,142
‫- همینطوره. من...
‫- آیا هیچ ربطی

213
00:11:25,142 --> 00:11:28,396
‫به سوالی که امروز ازم پرسیدی داره؟
‫این که من باعث اخراج پلیس‌ها میشم؟

214
00:11:28,979 --> 00:11:30,815
‫فقط دارم سعی می‌کنم از قانون پیروی کنم

215
00:11:35,695 --> 00:11:37,196
[گروهبان کوی]

216
00:11:38,155 --> 00:11:39,949
‫باید قانون رو بدونی تا بتونی ازش پیروی کنی

217
00:11:42,576 --> 00:11:45,329
‫- سلام
‫- شاگرد، پیامـم رو گرفتی؟

218
00:11:45,329 --> 00:11:47,748
‫نه، یه مورد 459 داشتم.
‫چی شده؟

219
00:11:47,748 --> 00:11:49,959
‫یکی از افرادم ماه آینده به بخش
‫مواد مخدر منتقل میشه

220
00:11:49,959 --> 00:11:51,877
می‌خوام تو رو به جای اون معرفی کنم

221
00:11:51,877 --> 00:11:53,045
‫جداً؟

222
00:11:53,045 --> 00:11:55,256
‫آره، جداً. تو پر تلاشی.

223
00:11:55,256 --> 00:11:56,465
‫به کارم میای

224
00:11:57,299 --> 00:11:59,969
‫خب، فرماندهی عمراً اجازه بده
‫من از گشت بیام بیرون

225
00:11:59,969 --> 00:12:02,638
‫گور بابای اونا. تا ابد که نمی‌تونن
‫توی دوزخ نگهـت دارن

226
00:12:02,638 --> 00:12:04,390
‫خیلی دوست دارم باور کنم، اما...

227
00:12:04,390 --> 00:12:06,559
‫توی برای کارای گنده‌تری ساخته شدی.
‫بهم اعتماد کن.

228
00:12:06,559 --> 00:12:07,476
‫اهمم

229
00:12:17,194 --> 00:12:19,363
‫هیچ‌کس اطلاعاتی از قاتل ‫دلگادو به دست آورده؟

230
00:12:19,363 --> 00:12:21,115
‫کاراگاه‌ها فکر می‌کنـن اون طرف مرزه

231
00:12:21,115 --> 00:12:22,658
‫مکزیک؟

232
00:12:22,658 --> 00:12:25,035
‫با عقل که جور در میاد.
‫مامورهای فدرال پیداش می‌کنـن.

233
00:12:26,245 --> 00:12:27,246
‫لعنتی

234
00:12:31,375 --> 00:12:32,334
‫هارمون؟

235
00:12:32,334 --> 00:12:33,294
‫بله

236
00:12:35,004 --> 00:12:36,380
‫می‌خوام کاری کنم که بشه

237
00:12:36,380 --> 00:12:38,424
‫در این حین کار احمقانه‌ای نکن

238
00:12:52,146 --> 00:12:53,105
‫بازم مامانـت بود؟

239
00:12:54,857 --> 00:12:55,691
‫نه

240
00:13:01,822 --> 00:13:04,700
‫کاراگاه‌ها فکر می‌کنن که روانی
‫رفته به سمت جنوب

241
00:13:05,993 --> 00:13:06,994
‫به مکزیک؟

242
00:13:09,288 --> 00:13:10,414
‫فکر می‌کنی درست میگن؟

243
00:13:18,631 --> 00:13:20,049
‫باید یه نفر رو ببینم

244
00:13:36,190 --> 00:13:39,401
‫نه، همینجا بمون.
‫کاغذ بازی‌هات رو انجام بده.

245
00:14:09,557 --> 00:14:10,432
‫هی.

246
00:14:12,935 --> 00:14:14,186
‫هیچکس به پلیس زنگ نزده

247
00:14:15,729 --> 00:14:16,856
‫اسموکی اینجاست؟

248
00:14:33,789 --> 00:14:35,291
‫کیـه؟

249
00:14:36,876 --> 00:14:37,751
‫پلیس‌ها اینجان

250
00:15:00,190 --> 00:15:01,775
‫یعنی چی؟

251
00:15:02,943 --> 00:15:05,154
‫ترجیح میدی وقتی که بازی بیام؟

252
00:15:06,822 --> 00:15:09,033
‫ترجیح میدم اصلاً نیای

253
00:15:11,744 --> 00:15:12,828
‫خانواده‌ات چطورن؟

254
00:15:13,704 --> 00:15:16,248
‫دخترت... الان چند سالشه؟

255
00:15:18,792 --> 00:15:19,919
‫چی می‌خوای؟

256
00:15:25,591 --> 00:15:26,967
‫یه بچه به اسم روانی

257
00:15:27,718 --> 00:15:29,303
‫یه افسر پلیس رو کشته

258
00:15:30,262 --> 00:15:31,263
‫شنیدم

259
00:15:32,264 --> 00:15:33,265
‫شنیدی؟

260
00:15:35,643 --> 00:15:37,519
‫واقعاً می‌خوای این بازیو شروع کنـی؟

261
00:15:50,407 --> 00:15:51,533
‫واضح نگفتم؟

262
00:15:53,702 --> 00:15:54,870
‫برید

263
00:15:59,583 --> 00:16:00,793
‫خودتم برو کابرون

264
00:16:20,104 --> 00:16:23,232
‫هیچکس بابت اتفاقی که برای اون
‫پلیس افتاده خوشحال نیست

265
00:16:23,232 --> 00:16:26,110
‫افسر دلگادو

266
00:16:26,110 --> 00:16:28,570
‫من و تو، یه احترام متقابل داریم.
‫اینو می‌دونی

267
00:16:28,570 --> 00:16:29,571
‫خودتـم می‌دونی

268
00:16:30,781 --> 00:16:31,865
‫حلـش کردیم

269
00:16:31,865 --> 00:16:33,701
‫کورتز قبلاً اینطوری بود؟

270
00:16:34,868 --> 00:16:36,412
‫یکی که پیشنهاد صلح میده؟

271
00:16:38,998 --> 00:16:40,499
‫تو اینطوری در نظرش بگیر

272
00:16:43,502 --> 00:16:45,796
پس چرا روانی به همون سرنوشت
دچار نشده؟

273
00:16:46,630 --> 00:16:48,132
‫اون یه تیر اندازه

274
00:16:54,888 --> 00:16:57,891
‫پدر طرف یه شخصیت مهم توی زندان کوئینتین هست

275
00:16:59,143 --> 00:17:00,436
‫روانی دست نیافتنیـه

276
00:17:03,731 --> 00:17:05,858
‫اون ارزشـش رو داره که همه‌چی رو
بخاطرش خراب کنـی؟

277
00:17:09,570 --> 00:17:11,238
‫فقط همین رو می‌تونم بهت بگم

278
00:17:12,990 --> 00:17:15,951
‫دیگه هم هیچوقت اینطوری نیا اینجا

279
00:17:18,412 --> 00:17:20,581
‫شوخی نمی‌کنم، خب؟

280
00:17:20,581 --> 00:17:23,125
‫می‌دونی که می‌تونم از بازی بذارمت کنار

281
00:17:28,505 --> 00:17:31,383
‫منم می‌تونم اینطوری بازی کنم، دوست من

282
00:17:31,383 --> 00:17:32,634
‫فقط بهم بگو

283
00:17:34,470 --> 00:17:36,221
‫روانی توی مکزیک هست؟

284
00:17:37,014 --> 00:17:38,182
‫برات ساده‌اش می‌کنم

285
00:17:40,392 --> 00:17:41,769
دیگه دنبالش نگرد

286
00:17:42,728 --> 00:17:45,105
‫وگرنه میوفتن دنبالت

287
00:17:52,863 --> 00:17:54,490
‫بهت که گفتم عزیزم، نمی‌دونم

288
00:17:54,990 --> 00:17:56,283
‫یه موقعی بعد از نیمه شب

289
00:17:57,534 --> 00:18:00,621
‫نه، نه، نه، نه. نکن.
‫منتظرم بیدار نمون، خب؟

290
00:18:02,790 --> 00:18:04,333
‫چون ممکنـه بیشتر طول بکشه

291
00:18:04,333 --> 00:18:06,919
‫اوه. باید برم. خدافظ.
‫آره.

292
00:18:06,919 --> 00:18:07,920
‫چی؟

293
00:18:09,046 --> 00:18:11,465
‫باشه، باشه خامه هم می‌گیرم.
‫خدافظ.

294
00:18:12,758 --> 00:18:14,426
‫- روابط خانوادگی خوب؟
‫- شرمنده

295
00:18:14,426 --> 00:18:16,428
‫دوست دخترم هنوز به دیر رفتنـم عادت نکرده

296
00:18:18,931 --> 00:18:20,474
‫نمی‌دونستم رقص کومبیا دوست داری

297
00:18:22,017 --> 00:18:25,229
‫صاحب اینجا یه شخصیت مهم
‫توی ایست بارریو هست

298
00:18:27,981 --> 00:18:29,316
‫خیلی هم خوب.
‫چی گفت؟

299
00:18:29,316 --> 00:18:31,610
‫گفت بیخیال گشتن دنبال روانی بشم

300
00:18:34,154 --> 00:18:35,364
‫بهش فکر کن

301
00:18:36,281 --> 00:18:37,866
‫اگه واقعاً توی مکزیک بود...

302
00:18:40,452 --> 00:18:41,662
دیگه چیزی نبود که دنبالـش بگردیم

303
00:18:44,581 --> 00:18:46,208
‫پس هنوز توی لانگ بیچ هست

304
00:18:46,208 --> 00:18:48,877
‫452، مظنون اونجاست

305
00:18:48,877 --> 00:18:50,921
خیابان ساحلی در تقاطع با خیابان ششم غربی

306
00:18:50,921 --> 00:18:54,424
‫یک خانم داره ماشین‌ها رو آتیش می‌زنـه.
.فوراً به محل برید و شناساییـش کنید

307
00:18:55,384 --> 00:18:56,301
‫جوابـش رو بده

308
00:18:57,636 --> 00:18:59,763
‫چارلی 85.
.داریم سریعاً به اونجا می‌ریم

309
00:19:28,667 --> 00:19:32,129
‫کارتون رو انجام بدید.
.شر اون کمپ بی‌خانمان‌ها رو کم کنید

310
00:19:32,129 --> 00:19:34,089
‫قبلا خودشون رو از بقیه جدا می‌کردن،
‫اما حالا همه جا هستن

311
00:19:34,089 --> 00:19:35,799
‫هفته گذشته، یه بلوک پایین‌تر
‫وارد یه خونه شدن

312
00:19:35,799 --> 00:19:38,802
‫چند روز پیش هم توی حیاط همسایه ریدن.
‫حالا هم این.

313
00:19:38,802 --> 00:19:40,596
‫- چه شکلی بود؟
‫- وحشی

314
00:19:41,847 --> 00:19:43,056
‫میشه دقیق‌تر بگی؟

315
00:19:43,056 --> 00:19:44,808
‫فکر کنم شلوار ورزشی بنفش پوشیده بود

316
00:19:45,976 --> 00:19:47,436
‫کدوم طرفی رفت؟

317
00:19:48,353 --> 00:19:50,355
‫اون طرف، عین بنشی‌ها جیغ میزد

318
00:19:51,440 --> 00:19:52,649
‫صحیح. برو بررسیـش کن.

319
00:19:52,649 --> 00:19:53,609
‫- بله قربان
‫- خیلی خب

320
00:19:53,609 --> 00:19:55,903
‫هی هارمون، میشه یه لحظه بمونی؟

321
00:20:01,658 --> 00:20:04,703
‫خب فکر کنم که نشنیدی

322
00:20:05,329 --> 00:20:06,163
‫چی رو؟

323
00:20:06,163 --> 00:20:08,498
‫بخاطر سد معبر اون شب
‫از اداره شکایت شده

324
00:20:08,498 --> 00:20:09,541
‫کی شکایت کرده؟

325
00:20:09,541 --> 00:20:10,709
‫یه مغازه دار

326
00:20:11,585 --> 00:20:14,379
‫وقتی رفتیم، اوباش مغازه‌اش رو داغون کردن

327
00:20:16,548 --> 00:20:19,676
‫- تصمیم فرمانده نگهبانی بود
‫- نه، نه، نه تصمیم تو بود

328
00:20:19,676 --> 00:20:21,553
‫بر اساس طوری که وضعیت رو
توصیف کردی انجام شده

329
00:20:22,596 --> 00:20:24,640
‫خودمون از نقطه خطر آوردم بیرون

330
00:20:24,640 --> 00:20:26,099
‫مگه خطر جزئی از کار ما نیست؟

331
00:20:26,099 --> 00:20:27,267
‫کارآموزم رو در امان نگه داشتم

332
00:20:27,267 --> 00:20:28,185
‫داشتی دنبال خودت می‌کشوندیـش

333
00:20:28,185 --> 00:20:29,770
‫چون فکر نمی‌کردی بتونه
‫از پس خودش بر بیاد

334
00:20:29,770 --> 00:20:32,898
‫و به همین خاطر گذاشتی مردم
‫خودشون از پس خودشون بر بیان

335
00:20:32,898 --> 00:20:33,815
‫می‌دونی...

336
00:20:35,817 --> 00:20:37,236
‫شاید تو با این مشکل نداشته باشی

337
00:20:37,736 --> 00:20:38,654
‫من دارم

338
00:20:49,248 --> 00:20:50,916
‫این کار رو بدون تجهیزات ایمنی انجام میدیم؟

339
00:20:51,959 --> 00:20:54,461
‫می‌خوای به سرهنگ بگی که نمی‌خوای
‫کفشات کثیف بشن؟

340
00:20:54,461 --> 00:20:56,129
‫خیلی خب پس، بزن بریم پس

341
00:20:59,299 --> 00:21:01,468
‫خیلی خب، شما دو نفر برید اون بالا،
‫من اینجا رو بررسی می‌کنم

342
00:21:01,468 --> 00:21:02,511
‫- باشه
‫- باشه

343
00:21:26,201 --> 00:21:27,494
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

344
00:21:28,412 --> 00:21:30,956
‫- فکر می‌کنم از اون طرف بود
‫- خیلی خب، بیا بریم

345
00:21:39,548 --> 00:21:42,092
‫- چیزی دیدی؟
‫- نه

346
00:21:44,845 --> 00:21:46,346
‫هی! هی!

347
00:21:46,346 --> 00:21:48,140
‫- هی!
‫- گمشو!

348
00:21:48,140 --> 00:21:50,475
‫- آشغال نه.
‫- پایین بمون

349
00:21:50,475 --> 00:21:52,019
‫پایین بمون، عوضی!

350
00:21:53,687 --> 00:21:56,815
‫- لعنتی
‫- هی، نه، هی هولت کافیـه

351
00:21:56,815 --> 00:21:58,567
‫خب؟ کافیـه؟

352
00:22:00,360 --> 00:22:02,529
‫- تو خوبی؟
‫- آره، آره، خوبم

353
00:22:03,697 --> 00:22:04,573
‫اوه لعنتی

354
00:22:05,073 --> 00:22:06,408
‫چیـه؟

355
00:22:06,992 --> 00:22:08,118
‫تکون نخور، خب؟

356
00:22:08,118 --> 00:22:09,578
‫- فقط...
‫- چی شده؟

357
00:22:09,578 --> 00:22:10,829
‫تکون نخور

358
00:22:10,829 --> 00:22:12,331
‫- چیـه؟
‫- فقط تکون نخور

359
00:22:12,331 --> 00:22:13,957
‫هی، هی، هی

360
00:22:13,957 --> 00:22:16,168
‫هی، هی، هی!

361
00:22:16,168 --> 00:22:18,045
‫هولت! هولت! هولت!

362
00:22:18,670 --> 00:22:20,047
‫لعنتی.
‫هولت، دووم بیار.

363
00:22:21,840 --> 00:22:22,674
‫لعنت بهش

364
00:22:25,427 --> 00:22:26,386
‫کمک!

365
00:22:29,264 --> 00:22:30,557
‫هی، هی، هی

366
00:22:30,557 --> 00:22:32,893
‫هی، هی، منو نگاه کن.
‫هی، منو نگاه کن.

367
00:22:32,893 --> 00:22:34,227
‫- چی شده؟
‫- دارمت

368
00:22:34,227 --> 00:22:36,063
‫- چی شده؟
‫- چارلی 89...

369
00:22:36,063 --> 00:22:39,024
‫طرف...
‫طرف یه آمپول کرد توی گردنـش

370
00:22:39,024 --> 00:22:40,859
‫منم با ضد اوردوز نجاتـش دادم

371
00:22:40,859 --> 00:22:43,695
‫خیلی خب. بشین.
‫بشین.

372
00:22:43,695 --> 00:22:46,239
‫- یالا هولت. زود باش
‫- نفس بکش

373
00:22:46,239 --> 00:22:48,867
‫با ضد اوردوز نجاتـش دادم.
‫با ضد اوردوز نجاتـش دادم.

374
00:22:48,867 --> 00:22:49,910
‫خیلی خب، خیلی خب

375
00:22:49,910 --> 00:22:51,953
‫بهش... بهش سوزن زدن

376
00:22:51,953 --> 00:22:53,997
‫- و...
‫- باشه، باشه. آروم باش.

377
00:22:53,997 --> 00:22:56,041
‫تو خوبی. تو خوبی.
‫نفس بکش. نفس بکش.

378
00:23:04,216 --> 00:23:06,301
‫تو خوبی. مشکلی نداری.
‫خوبی.

379
00:23:06,802 --> 00:23:07,677
‫من خوبـم

380
00:23:13,975 --> 00:23:15,519
‫[آنچه خواهید دید...]

381
00:23:15,519 --> 00:23:17,145
‫- بهش دستبند بزن
‫- یه چیزی دارم که می‌خواید بشنوید

382
00:23:17,145 --> 00:23:18,355
‫- جدا!
‫- دارمـش

383
00:23:18,814 --> 00:23:20,690
‫- ایست باریو؟
‫- پلیسـه رو کشتن، درسته؟

384
00:23:21,691 --> 00:23:22,901
‫اسمش روانیه

385
00:23:22,901 --> 00:23:24,778
‫موتل اوشن‌ساید

386
00:23:24,778 --> 00:23:26,446
‫- کنار من باش
‫- باشه. باشه.
