﻿1
00:00:08,440 --> 00:00:09,880
‫آقای فرانکلین؟

2
00:00:21,080 --> 00:00:23,080
‫سلام؟

3
00:00:23,120 --> 00:00:24,600
‫آقای فرانکلین؟

4
00:00:26,560 --> 00:00:28,240
‫آقای فرانکلین؟

5
00:00:28,280 --> 00:00:29,960
‫آقای فرانکلین!

6
00:01:39,320 --> 00:01:41,200
‫برو تو، صبحونه حاضره.

7
00:01:56,000 --> 00:01:57,360
‫تق تق.

8
00:01:57,400 --> 00:01:59,400
‫تادا!

9
00:01:59,440 --> 00:02:00,800
‫اوه، این واسه منه؟

10
00:02:00,840 --> 00:02:02,880
‫آره، فکر کنم.

11
00:02:02,920 --> 00:02:05,960
‫مگه اینکه اون دوست پولکیت اونجا
‫از عضویت پرایم تو استفاده کرده باشه

12
00:02:06,000 --> 00:02:08,840
‫تا دوباره ذخیره
حشرات خشک شدش رو ‫پر کنه.

13
00:02:16,480 --> 00:02:18,360
‫یه پازل دیگه؟

14
00:02:20,880 --> 00:02:23,600
‫می‌ترسم یه خبر خیلی بد داشته باشم، پیِیشنس.

15
00:02:25,080 --> 00:02:28,040
‫راجع به نویسنده مورد علاقت،
‫هری فرانکلین.

16
00:02:36,840 --> 00:02:39,560
‫ببخشید قربان، من داشتم...
‫می‌بینم.

17
00:02:39,600 --> 00:02:42,440
‫این اولین یکشنبه‌ایه که
‫تو بیشتر از یه ماه، تعطیل بودم.

18
00:02:42,480 --> 00:02:45,560
‫آره، خب، من تو زمین سوم گلف بودم.
‫اوه، گلف بازی می‌کردین؟

19
00:02:49,320 --> 00:02:52,080
‫اسم هری فرانکلین
‫چیزی به ذهنتون میاره؟

20
00:02:52,120 --> 00:02:55,000
‫نویسنده جنایی؟
‫آره. اونو تو آپارتمانش مرده پیدا کردن.

21
00:02:55,040 --> 00:02:57,640
‫درها از داخل قفل بودن.

22
00:02:57,680 --> 00:03:01,440
‫ببین، من می‌خوام این قضیه قبل از اینکه
‫یه جورایی، خب، گندش در بیاد، جمع بشه.

23
00:03:01,480 --> 00:03:04,840
‫"پلیس از مرگ مرموز
‫نویسنده پرفروش جنایی، گیج شده."

24
00:03:04,880 --> 00:03:07,160
‫دقیقا.
‫با پارسونز تماس گرفتین؟

25
00:03:07,200 --> 00:03:09,440
‫آره. یه ساعته اونجاست.

26
00:03:28,000 --> 00:03:31,160
‫اوم، هری فرانکلین مرده.

27
00:03:31,200 --> 00:03:33,720
‫آره. از کجا می‌دونی؟

28
00:03:33,760 --> 00:03:36,160
‫آقای گیلمور، اون، اون بهم گفت.

29
00:03:36,200 --> 00:03:40,520
‫کدوم خری به اون گفته؟ انگار
‫یه جور معمای اتاق در بسته است.

30
00:03:40,560 --> 00:03:42,560
‫هیچ معمایی نیست - خودکشی کرده.

31
00:03:42,600 --> 00:03:43,920
‫درسته، ولی تو کتابش، یه مرد کج

32
00:03:43,960 --> 00:03:45,960
‫نویسنده معروف
‫ظاهرا خودکشی کرده،

33
00:03:46,000 --> 00:03:48,360
‫و بعد...
‫می‌خوای خودت ببینی؟

34
00:03:48,400 --> 00:03:51,120
‫اِ... آره. آره. من...

35
00:04:30,120 --> 00:04:31,760
‫ببخشید...

36
00:04:31,800 --> 00:04:33,000
‫ببخشید.

37
00:05:13,360 --> 00:05:14,640
‫هنوز حلش نکردی؟

38
00:05:20,080 --> 00:05:21,640
‫این ممکنه یه چالش بزرگتر باشه.

39
00:05:43,280 --> 00:05:46,160
‫پیِیشنس. هوم؟ اینا رو بزن.

40
00:05:46,200 --> 00:05:47,480
‫اوه، ممنون.

41
00:05:48,960 --> 00:05:51,440
‫با چی طرفیم؟
اِ، خب، نشانه‌های اولیه

42
00:05:51,480 --> 00:05:53,880
‫نشون میده سیانید پتاسیم
‫علت مرگ بوده.

43
00:05:53,920 --> 00:05:55,440
‫یا سیانید هیدروژن.

44
00:05:55,480 --> 00:05:57,360
‫اِ، سیانید پتاسیم رایج‌تره.

45
00:05:57,400 --> 00:05:59,840
‫هوم. تو این مورد، اینطور نیست.

46
00:05:59,880 --> 00:06:02,440
‫خب، آزمایشگاه به هر حال
‫تایید می‌کنه.

47
00:06:04,720 --> 00:06:06,600
‫فقط بذار کارشو بکنه.

48
00:06:06,640 --> 00:06:09,440
‫آدما دوست ندارن
‫جلو جمع حرفشون رد بشه.

49
00:06:11,240 --> 00:06:13,000
‫رئیس؟

50
00:06:13,040 --> 00:06:14,480
‫یه دقیقه دیگه میام. باشه.

51
00:06:18,680 --> 00:06:22,200
‫آقای فرانکلین معمولا سریع
‫به پیام‌های تلفنی جواب می‌داد.

52
00:06:22,240 --> 00:06:24,760
‫وقتی سه روز بود زنگ نزده بود،
‫نگران شدم.

53
00:06:24,800 --> 00:06:26,120
‫شما؟

54
00:06:26,160 --> 00:06:28,480
‫کلوین فیتزوالتر،
‫انتشارات پاردونا.

55
00:06:28,520 --> 00:06:30,080
‫شما کتاب‌های آقای فرانکلین رو چاپ می‌کنین؟

56
00:06:30,120 --> 00:06:32,560
‫نه. امیدوار بودیم که این کارو بکنیم.

57
00:06:32,600 --> 00:06:34,600
‫باهاش قرارداد بستیم
‫که یه زندگی‌نامه بنویسه.

58
00:06:34,640 --> 00:06:36,560
‫خب، آخرین بار کی دیدینش؟

59
00:06:36,600 --> 00:06:38,560
‫امروز اولین باره که
‫چشمم بهش می‌افته.

60
00:06:38,600 --> 00:06:41,400
‫هیچوقت به دفترتون نیومد؟ اوه،
‫آقای فرانکلین هیچوقت از ساختمون بیرون نمی‌رفت.

61
00:06:41,440 --> 00:06:43,440
‫نه کامپیوتر داشت
‫نه موبایل.

62
00:06:43,480 --> 00:06:44,840
‫ما فقط با تلفن ثابتش
‫باهاش حرف می‌زدیم.

63
00:06:44,880 --> 00:06:47,280
‫شما بر اساس چند تا گپ تلفنی
‫بهش قرارداد دادین؟

64
00:06:47,320 --> 00:06:50,400
‫وقتی کسی مثل اون بهت پیشنهاد
‫نوشتن زندگی‌نامه‌اش رو میده، نمی‌تونی نه بگی.

65
00:06:50,440 --> 00:06:51,840
‫خب شما چی؟

66
00:06:51,880 --> 00:06:55,680
‫خب، من حدود سه روز پیش
باهاش حرف زدم.

67
00:06:55,720 --> 00:06:58,600
‫ازم خواست یه نامه رو پست کنم.
‫اتفاقا به آدرسش دقت کردین؟

68
00:06:58,640 --> 00:07:00,840
‫من به حریم خصوصی ساکنین احترام می‌ذارم.

69
00:07:00,880 --> 00:07:02,720
‫از اون موقع هیچ ملاقات کننده‌ای داشته؟

70
00:07:02,760 --> 00:07:06,000
‫هیچکس که من دیده باشم. و، اِ...

71
00:07:06,040 --> 00:07:08,240
‫...میز من دقیقا کنار در ورودی‌یه.

72
00:07:16,000 --> 00:07:17,640
‫خب، مطمئنین؟

73
00:07:17,680 --> 00:07:19,720
‫واقعا؟ قطعا؟

74
00:07:19,760 --> 00:07:22,840
‫اوه، خب، باشه. آره.
‫ممنون بابت این.

75
00:07:22,880 --> 00:07:25,640
‫آره، باشه، خداحافظ، خداحافظ.

76
00:07:25,680 --> 00:07:27,600
‫اِ، اون آزمایشگاه بود.

77
00:07:27,640 --> 00:07:30,280
‫نمونه‌های گرفته شده از لیوان
‫نشانه‌هایی از HCN نشون میده.

78
00:07:30,320 --> 00:07:32,040
‫هوم. سیانید هیدروژن.

79
00:07:32,080 --> 00:07:35,040
‫حق با شما بود.
‫بله، حق با من بود.

80
00:07:35,080 --> 00:07:38,720
‫بوی بادوم میده
‫و لیکور مورد علاقه هری...

81
00:07:38,760 --> 00:07:40,600
‫قاتل حتما اینو می‌دونسته.

82
00:07:40,640 --> 00:07:43,800
‫به جز اینکه ما فکر نمی‌کنیم کشته شده باشه.
‫و چرا داری پچ پچ می‌کنی؟

83
00:07:43,840 --> 00:07:47,600
‫خب، کاراگاه متکالف گفت که
‫اگه قرار باشه حرفتو رد کنم،

84
00:07:47,640 --> 00:07:49,320
‫نباید این کارو جلو جمع انجام بدم.

85
00:07:49,360 --> 00:07:53,320
‫خب، آیا شما بطری آمارِتو
‫نشانه‌هایی از HCN بود؟

86
00:07:53,360 --> 00:07:54,760
‫کلی کار دارم که باید انجام بدم.

87
00:08:29,800 --> 00:08:31,360
‫لطفا به چیزی دست نزنین.

88
00:08:37,920 --> 00:08:39,080
‫پیِیشنس؟

89
00:09:06,400 --> 00:09:07,720
‫چی شده؟

90
00:09:14,080 --> 00:09:15,560
‫چیزی شده؟

91
00:09:48,880 --> 00:09:50,480
‫حرف زدن راجع بهش کمکی می‌کنه؟

92
00:10:03,240 --> 00:10:05,320
‫"برای ساختن الگوهای درست، بازیکن باید بتونه

93
00:10:05,360 --> 00:10:08,480
‫"که چیزها رو
‫از دیدگاه‌های مختلف ببینه."

94
00:10:10,320 --> 00:10:11,760
‫پیِیشنس.

95
00:10:14,920 --> 00:10:16,360
‫من تو صحنه جرم جوگیر شدم

96
00:10:16,400 --> 00:10:18,720
‫و به چیزی دست زدم
‫که نباید می‌زدم.

97
00:10:20,160 --> 00:10:21,480
‫اوه، وای.

98
00:10:22,840 --> 00:10:26,280
‫حالا کارآگاه بِیا دیگه منو
‫به عنوان دستیار تحقیقاتیش نمی‌خواد.

99
00:10:28,640 --> 00:10:30,200
‫همه ما اشتباه می‌کنیم.

100
00:10:58,920 --> 00:11:01,640
‫می‌دونم، ۱۹ دقیقه دیر کردم.

101
00:11:01,680 --> 00:11:03,240
‫فکر نمی‌کردم
‫امروز ببینیمت.

102
00:11:03,280 --> 00:11:06,400
‫اوم، آیا در بطری آمارِتو
‫نشانه‌هایی از HCN پیدا شده؟

103
00:11:06,440 --> 00:11:09,440
‫یا نشانه‌هایی از HCN تو هر ظرف دیگه‌ای
‫تو آپارتمان پیدا شده؟

104
00:11:09,480 --> 00:11:12,320
‫یواش‌تر. باشه.
‫آیا نشانه‌هایی از HCN

105
00:11:12,360 --> 00:11:14,520
‫تو ظرفی پیدا شده
‫که می‌تونسته از پنجره

106
00:11:14,560 --> 00:11:16,560
‫آپارتمانش پرت شده باشه بیرون؟

107
00:11:16,600 --> 00:11:18,440
‫با پزشکی قانونی چک می‌کنم، باشه؟

108
00:11:18,480 --> 00:11:20,080
‫باشه.

109
00:11:20,120 --> 00:11:25,000
‫اوم، من...
‫من می‌خواستم معذرت‌خواهی هم بکنم.

110
00:11:25,040 --> 00:11:27,960
‫این هر چیزیه که تونستم
‫راجع به هری فرانکلین پیدا کنم.

111
00:11:28,000 --> 00:11:29,840
‫تقریبا تمام شب بیدار بودم.

112
00:11:29,880 --> 00:11:31,880
‫واسه همین از خودکار قرمز
استفاده کردم چون حس کردم

113
00:11:31,920 --> 00:11:34,880
‫رنگ مناسبیه
‫برای اون سوالا. این...

114
00:11:36,760 --> 00:11:38,520
‫خیلی مفیده. ممنون.

115
00:11:46,000 --> 00:11:48,200
‫باورت میشه؟

116
00:11:48,240 --> 00:11:49,920
‫بیشتر از ۹۰ تا کامنت.

117
00:11:49,960 --> 00:11:52,800
‫اکثرشون فکر می‌کنن به قتل رسیده.
‫رسیده.

118
00:11:52,840 --> 00:11:54,880
‫پیِیشنس سوال کرده
‫که چطور سیانید

119
00:11:54,920 --> 00:11:57,640
‫وارد لیوان هری فرانکلین شده
‫اگه خودش، خودکشی کرده.

120
00:11:57,680 --> 00:12:00,320
‫هیچ اثری از سم
‫تو بطری آمارِتو نیست

121
00:12:00,360 --> 00:12:04,320
‫یا تو هیچ ظرف دیگه‌ای که تو
‫آپارتمانش پیدا شده، به جز تو لیوانش.

122
00:12:04,360 --> 00:12:06,400
‫ولی اون یه نویسنده جناییه.

123
00:12:06,440 --> 00:12:09,000
‫اون...اونو از پنجره پرت کرده بیرون
‫تا ما رو گیج کنه.

124
00:12:09,040 --> 00:12:10,680
‫نگهبان اطراف رو گشته.

125
00:12:10,720 --> 00:12:12,400
‫یکی اونو گذاشته توش و رفته.

126
00:12:12,440 --> 00:12:14,120
‫ولی در از داخل قفل بوده.

127
00:12:14,160 --> 00:12:15,240
‫خب، شاید اونا رو بیرون کرده.

128
00:12:15,280 --> 00:12:17,840
‫این سم خیلی سریع عمل می‌کنه.
‫و به علاوه،

129
00:12:17,880 --> 00:12:19,800
‫سرایدار مطمئن بود
‫هیچ ملاقات کننده‌ای نبوده.

130
00:12:19,840 --> 00:12:22,760
‫پس اون اونو تو لیوان نگه داشته
‫تا لحظه مناسب.

131
00:12:22,800 --> 00:12:24,240
‫اون تبخیر می‌شد.

132
00:12:26,200 --> 00:12:28,440
‫انگار یه معمای اتاق در بسته است.

133
00:12:38,240 --> 00:12:42,320
‫اگه نتونیم توضیح بدیم که چطور هری
‫سیانید رو وارد نوشیدنی خودش کرده

134
00:12:42,360 --> 00:12:45,880
‫پس باید یه نوع دخالت
‫شخص ثالث رو فرض کنیم.

135
00:12:45,920 --> 00:12:49,000
‫بیایید تصاویر دوربین مداربسته
‫بیرون آپارتمان رو بررسی کنیم.

136
00:12:49,040 --> 00:12:51,720
‫کار مورد علاقه همه. می‌دونم.
‫تو خیلی توش خوبی.

137
00:12:51,760 --> 00:12:54,600
‫ببینیم کی اومده و رفته. کی و چرا.

138
00:12:54,640 --> 00:12:57,360
‫پیگیر اون مدارکی که تو آپارتمان
هری پیدا کردیم شدی؟

139
00:12:57,400 --> 00:12:58,600
‫آره، بانک خارجیه

140
00:12:58,640 --> 00:13:00,840
‫و بدون دستور دادگاه
‫همکاری نمی‌کنن.

141
00:13:00,880 --> 00:13:02,640
‫چه چیز عجیبی. بیایید یه دونه بگیریم.

142
00:13:02,680 --> 00:13:05,040
‫البته اینو پیدا کردیم.

143
00:13:05,080 --> 00:13:08,680
‫دو ماه پیش، هری اولین حساب داخلیش رو
‫تو ۲۰ سال باز می‌کنه.

144
00:13:08,720 --> 00:13:10,320
‫یه بانک کاملا متفاوت.

145
00:13:10,360 --> 00:13:13,240
‫اون واریز شش رقمی
‫که توسط انتشارات پاردونا پرداخت شده

146
00:13:13,280 --> 00:13:16,280
‫همون روز،
‫احتمالا برای زندگی‌نامه‌اش.

147
00:13:16,320 --> 00:13:19,120
‫به جز اینکه هیچ چیزی شبیه
‫زندگی‌نامه یا یادداشتی برای زندگی‌نامه

148
00:13:19,160 --> 00:13:21,920
‫تو اون چیزایی که تو آپارتمانش پیدا کردیم نبود.
‫شاید تازه شروع نکرده بود.

149
00:13:21,960 --> 00:13:23,480
‫یا شاید یکی همه‌اش رو جمع کرده برده.

150
00:13:23,520 --> 00:13:26,400
‫می‌دونیم یه سری از مدارکش گم شدن.

151
00:13:26,440 --> 00:13:29,080
‫"لوتی عزیز، ممنون بابت جوابت به نامه‌ام."

152
00:13:29,120 --> 00:13:31,440
‫جوابش کجاست؟
‫مامورای بررسی صحنه جرم پیداش نکردن.

153
00:13:31,480 --> 00:13:35,480
‫خب، کی از منتشر نشدن
‫زندگی‌نامه‌اش نفع می‌بره ؟

154
00:13:35,520 --> 00:13:37,080
‫ناشر قبلیش چطور؟

155
00:13:37,120 --> 00:13:41,560
‫اِ... پیپا جونور.
‫انتشارات هاف‌پنی.

156
00:13:41,600 --> 00:13:43,720
‫تقریبا یه عملیات
‫تک نفره‌ست.

157
00:13:43,760 --> 00:13:46,160
‫که همین الان دیده کاسه‌اش
‫از دستش رفته.

158
00:13:46,200 --> 00:13:49,120
‫هوم، باید صداش کنیم
‫برای یه گپ.

159
00:13:49,160 --> 00:13:51,280
‫هری خیلی اهل عادت بود.

160
00:13:51,320 --> 00:13:53,440
‫همون حساب بانکی خارجی
‫برای ۲۰ سال.

161
00:13:53,480 --> 00:13:55,200
‫می‌خوام بدونم چرا، الان عوضش کرده؟

162
00:13:58,640 --> 00:14:00,440
‫شاید به مشتری‌ها عروسک جایزه میدن؟

163
00:14:04,160 --> 00:14:06,480
‫شما پول خوبی
‫برای زندگی‌نامه‌اش دادین.

164
00:14:06,520 --> 00:14:08,080
‫اون فقط پیش پرداخت بود.

165
00:14:08,120 --> 00:14:10,960
‫فکر می‌کنین ارزشش رو داشتن؟

166
00:14:11,000 --> 00:14:14,120
‫ببین، کتاب‌هاش
‫۱۸ میلیون نسخه فروش داشتن.

167
00:14:14,160 --> 00:14:17,080
‫هر سال هزاران نفر رو
‫به یورک می‌کشن.

168
00:14:17,120 --> 00:14:19,760
‫اسم آخرهفته‌های معمایی فورتنام
‫به گوشتون نخورده؟

169
00:14:19,800 --> 00:14:22,560
‫هوم. می‌تونم ببینمشون؟
‫این زندگی‌نامه‌های افسانه‌ای رو.

170
00:14:22,600 --> 00:14:24,840
‫اون هیچی تحویل نداده بود. اوه.

171
00:14:24,880 --> 00:14:26,880
‫خب، هیچی تو آپارتمانش نیست.

172
00:14:28,480 --> 00:14:31,520
‫فکر می‌کنی سرِ کارتون گذاشته؟
‫نه، اصلا.

173
00:14:31,560 --> 00:14:33,720
‫نه خانواده درجه یک داره،
‫نه دوست واقعی،

174
00:14:33,760 --> 00:14:36,240
‫به زور از خونه بیرون میره.

175
00:14:36,280 --> 00:14:39,000
‫به نظر نمیاد زندگی چندان جالبی
‫برای نوشتن داشته باشه.

176
00:14:39,040 --> 00:14:43,000
‫قرار بود یه بخش راجع به
‫آتش‌سوزی که نزدیک بود بکشتش باشه.

177
00:14:43,040 --> 00:14:46,480
‫به علاوه، یه افشاگری رو قول داده بود
‫که مردم

178
00:14:46,520 --> 00:14:49,960
‫و دنیای ادبیات
‫اونو کاملا تکون بده.

179
00:14:50,000 --> 00:14:54,120
‫آره - خلوتگاه نویسنده،
‫آتشی که منو نابود کرد،

180
00:14:54,160 --> 00:14:57,680
‫زندگی من به عنوان یه شبح،
‫بالاخره نقاب از چهره برداشته شد.

181
00:14:57,720 --> 00:14:59,640
‫آره، اون ماه‌ها داشت تحقیق می‌کرد.

182
00:14:59,680 --> 00:15:01,560
‫باید مدرکی ازش باشه.
‫به زور یه ذره.

183
00:15:07,160 --> 00:15:10,200
‫دارم سعی می‌کنم این آدم‌ها رو
‫که با هری بودن، شناسایی کنم.

184
00:15:14,240 --> 00:15:16,400
‫خب، من هیچ ایده‌ای ندارم
‫اون زن کیه،

185
00:15:16,440 --> 00:15:18,760
‫ولی، اِ، اون ادموند لنوکسِ.

186
00:15:18,800 --> 00:15:21,240
‫اون یکی از نویسنده‌های ستاره ماست.

187
00:15:23,160 --> 00:15:25,480
‫خب، اون، اِ،
‫از اون موقع یکم موهاش سفیدتر شده.

188
00:15:46,960 --> 00:15:48,840
‫روز بهتریه؟

189
00:15:48,880 --> 00:15:50,920
‫اِ، آره. آره.

190
00:15:50,960 --> 00:15:54,360
‫لیموناد میل دارین؟
‫خونگیه.

191
00:15:54,400 --> 00:15:56,360
‫اِ، باشه.

192
00:16:01,040 --> 00:16:02,840
‫بفرمایید. ممنون.

193
00:16:24,440 --> 00:16:25,680
‫پیِیشنس، ما تقریبا...

194
00:16:25,720 --> 00:16:27,840
‫هفت نوع معمای اتاق در بسته وجود داره،

195
00:16:27,880 --> 00:16:30,640
‫شامل تیر یخی، که توش
‫سلاح قتل ناپدید میشه.

196
00:16:30,680 --> 00:16:33,600
‫ما تو یه آخر هفته معمایی فورتنامیم؟
‫ما فقط داریم میریم به...

197
00:16:33,640 --> 00:16:36,240
‫قاتل سیانید و آب رو مخلوط کرده

198
00:16:36,280 --> 00:16:38,080
‫و تو قالب یخ گذاشته،

199
00:16:38,120 --> 00:16:41,320
‫و بعد هری فرانکلین
‫یخ زده رو تو نوشیدنی‌اش انداخته.

200
00:16:41,360 --> 00:16:43,560
‫خیلی عالیه.
‫میشه با پارسونز تماس بگیری؟

201
00:16:43,600 --> 00:16:44,960
‫بهش بگو قالب یخ رو تست کنه.

202
00:16:45,000 --> 00:16:47,960
‫آره، مصاحبه با جونور چی؟
‫پیِیشنس می‌تونه مشاهده کنه.

203
00:16:57,840 --> 00:17:00,600
‫آخرین بار کی باهاش حرف زدین؟

204
00:17:00,640 --> 00:17:01,920
‫یه ماه پیش.

205
00:17:01,960 --> 00:17:03,480
‫راجع به چی حرف زدین؟

206
00:17:03,520 --> 00:17:04,800
‫یه قرارداد جدید.

207
00:17:04,840 --> 00:17:08,720
‫اِ، هری فورتنام رو کشته بود.

208
00:17:08,760 --> 00:17:10,720
‫من یه راه برای
‫برگردوندنش پیدا کردم.

209
00:17:10,760 --> 00:17:12,640
‫واکنش اون چی بود؟

210
00:17:12,680 --> 00:17:14,040
‫طفره می‌رفت.

211
00:17:14,080 --> 00:17:16,880
‫بعد فهمیدم با پاردونا
‫یه قرارداد امضا کرده.

212
00:17:16,920 --> 00:17:18,800
‫آخرین بار کی دیدینش؟

213
00:17:18,840 --> 00:17:21,240
‫حضوری؟ شاید یه سال پیش.

214
00:17:21,280 --> 00:17:23,160
‫بعد از اینکه دست‌نویس نهایی
فورتنام رو برام فرستاد،

215
00:17:23,200 --> 00:17:24,560
‫اومدم تا منصرفش کنم.

216
00:17:24,600 --> 00:17:28,560
‫دوربین مداربسته نشون میده شما شنبه پیش

217
00:17:28,600 --> 00:17:30,760
‫‫بعد از رفتن سرایدار، به آپارتمانش رفتین.

218
00:17:30,800 --> 00:17:32,520
‫در زدم. جوابی نگرفتم.

219
00:17:32,560 --> 00:17:35,520
‫خیلی عصبانی به نظر می‌رسیدین. واقعا؟

220
00:17:38,800 --> 00:17:41,160
‫فورتنام تخم طلای شما بود.
‫تو دفتر من،

221
00:17:41,200 --> 00:17:43,960
‫دست‌نویس
‫اولین رمان فورتنام رو دارم.

222
00:17:44,000 --> 00:17:45,880
‫پیش نویس اول هری.

223
00:17:45,920 --> 00:17:48,640
‫خیلی پرطمطراق، متظاهرانه، یه افتضاح.

224
00:17:48,680 --> 00:17:50,120
‫هر ناشر دیگه‌ای
‫ردش کرده بود،

225
00:17:50,160 --> 00:17:51,920
‫ولی من یه طرح هوشمندانه دیدم،
‫تا تهش خط زدم،

226
00:17:51,960 --> 00:17:53,920
‫برگردوندمش بهش،
‫گفتم منتشرش می‌کنم،

227
00:17:53,960 --> 00:17:55,840
‫ولی فقط به این شکل.

228
00:17:55,880 --> 00:17:58,960
‫اون قبول کرد. شش ماه بعد،
‫یه کتاب پرفروش شد.

229
00:18:00,520 --> 00:18:01,880
‫من اونو ساختم.

230
00:18:01,920 --> 00:18:04,720
‫من تحمل کردم امتناعش رو
‫از تبلیغ کارش،

231
00:18:04,760 --> 00:18:06,160
‫دست‌نویس‌هاش، بی‌ادبیش،

232
00:18:06,200 --> 00:18:08,320
‫و بعد یهویی،
‫من دیگه تاریخ مصرف گذشته شدم.

233
00:18:10,680 --> 00:18:13,120
‫بهت میگم چرا
‫نمی‌خواستم دیده بشم.

234
00:18:13,160 --> 00:18:14,960
‫اگه هری اون در رو باز می‌کرد
‫و باهام طوری رفتار می‌کرد

235
00:18:15,000 --> 00:18:17,360
‫با اون لحن لعنتی متکبرانه و بی‌اعتناش،

236
00:18:17,400 --> 00:18:19,320
‫نمی‌دونم چیکار می‌کردم.

237
00:18:37,880 --> 00:18:39,000
‫پیِیشنس؟

238
00:18:44,120 --> 00:18:45,400
‫بله؟

239
00:18:48,760 --> 00:18:51,040
‫کجا... کجایی؟

240
00:18:51,080 --> 00:18:53,000
‫اِ، من...

241
00:18:53,040 --> 00:18:55,320
‫هیچکس اینجا نمیاد.

242
00:19:01,640 --> 00:19:04,280
‫می‌خوای بیای بیرون؟
‫نه، نمی‌خوام.

243
00:19:05,560 --> 00:19:07,600
‫پس از پشت جعبه داد بزنیم؟

244
00:19:08,840 --> 00:19:11,440
‫نه.

245
00:19:15,480 --> 00:19:18,120
‫به چیزی دست نزن، باشه؟

246
00:19:30,920 --> 00:19:33,120
‫چرا اینجایی؟

247
00:19:33,160 --> 00:19:37,400
‫راجع به قالب‌های یخ حق با تو بود.

248
00:19:37,440 --> 00:19:39,840
‫نظرت راجع به حرف زدن با بکستر چیه،

249
00:19:39,880 --> 00:19:43,200
‫و رسمی کردن نقشت با ما؟
‫اِ، من اونها رو پیدا کردم.

250
00:19:44,360 --> 00:19:45,840
‫آدم‌های توی عکس رو.

251
00:19:48,840 --> 00:19:52,120
‫"آتش جان لیزا نیومن، ۲۳ ساله را گرفت.

252
00:19:52,160 --> 00:19:55,480
‫"هری فرانکلین، ۲۴ ساله،
‫به بیمارستان منتقل شد

253
00:19:55,520 --> 00:20:00,600
‫"با سوختگی درجه دو.
‫مرد دومی، ادموند لنوکس، ۲۴ ساله،

254
00:20:00,640 --> 00:20:02,480
‫"هم اونجا بود
‫ولی بعدا مرخص شد.

255
00:20:02,520 --> 00:20:06,280
‫"آلدوس تیت، که صاحب کلبه‌ای بود
‫که تو آتیش نابود شد

256
00:20:06,320 --> 00:20:08,200
‫"و خلوتگاه نویسندگان
ساندند رو اداره می‌کنه،

257
00:20:08,240 --> 00:20:10,720
‫"گفت از مرگ خانم نیومن
‫خیلی ناراحت شده."

258
00:20:10,760 --> 00:20:12,520
‫آره، این گزارش حادثه‌ست

259
00:20:12,560 --> 00:20:16,440
‫که هری فرانکلین
‫دو هفته پیش یه کپی ازش درخواست کرده بود.

260
00:20:16,480 --> 00:20:19,400
‫برای تحقیق برای زندگی‌نامه‌اش. آره.

261
00:20:19,440 --> 00:20:23,240
‫اون همچنین درخواست دسترسی
‫به کالبدشکافی لیزا نیومن رو داده بود.

262
00:20:24,440 --> 00:20:27,000
‫یعنی، یافته‌ها
‫قطعی نبودن، ولی...

263
00:20:27,040 --> 00:20:29,720
‫ممکنه عمدا شروع شده باشه؟
احتمالا.

264
00:20:31,920 --> 00:20:33,360
‫پاردونا می‌تونه ما رو مرتبط کنه

265
00:20:33,400 --> 00:20:35,840
‫با مرد دیگه تو عکس،
‫ادموند لنوکس.

266
00:20:44,720 --> 00:20:47,800
‫باید شوک بزرگی بوده باشه، آقای لنوکس. هوم.

267
00:20:47,840 --> 00:20:50,040
‫این یه دست کم گرفتنه.

268
00:20:50,080 --> 00:20:53,280
‫من هری رو از ۱۷ سالگی می‌شناسم.

269
00:20:53,320 --> 00:20:55,440
‫شما دو تا مدل مشابه دارین.

270
00:20:55,480 --> 00:21:00,280
‫اِ، آره، همدیگه رو به خریدن اونا
‫با پول دانشجویی‌مون تشویق می‌کردیم.

271
00:21:00,320 --> 00:21:03,320
‫متعهد به نویسنده بودن.

272
00:21:03,360 --> 00:21:06,920
‫هری عاشق صدای برخورد کلیدها بود،
‫همه‌ی رمان‌هاش رو با اون نوشت،

273
00:21:06,960 --> 00:21:10,720
‫و مال من فقط اونجا نشسته بود و بهم زل زده بود،
‫بهم می‌گفت تسلیم نشم.

274
00:21:10,760 --> 00:21:15,200
‫هیچوقت وسوسه نشدی؟
‫که داستان جنایی بنویسی؟ خدایا، نه.

275
00:21:17,160 --> 00:21:19,440
‫نه، من... جاه‌طلبی‌هام
‫تو سطح بالاتری بودن.

276
00:21:20,800 --> 00:21:22,720
‫راجع به لیزا نیومن بهم بگو.

277
00:21:22,760 --> 00:21:25,000
‫لیزا، اِ...

278
00:21:27,000 --> 00:21:31,120
‫...چی می‌تونم بگم؟
‫اِ، مرگش هری رو داغون کرد،

279
00:21:31,160 --> 00:21:34,720
‫اونو تبدیل به یه گوشه‌گیر کرد،
‫اِ، و یه نویسنده،

280
00:21:34,760 --> 00:21:38,680
‫هرچند پنج سال دیگه طول کشید
‫تا فورتنام رو خلق کنه.

281
00:21:38,720 --> 00:21:40,760
‫هوم. این تو خلوتگاه گرفته شده؟

282
00:21:44,440 --> 00:21:46,040
‫آره.

283
00:21:46,080 --> 00:21:49,520
‫آلدوس تیت گرفته. اون یارو چندش.

284
00:21:49,560 --> 00:21:53,120
‫چرا اینطوری صداش کردی؟ اِ،
‫هری بهم گفت که اون، اوه، آلدوس،

285
00:21:53,160 --> 00:21:57,280
‫می‌خواسته با لیزا حرف بزنه.
‫لیزا یه کم ازش می‌ترسید.

286
00:21:57,320 --> 00:21:59,760
‫لیزا خواهر دوقلو داشت؟

287
00:22:01,760 --> 00:22:05,120
‫فکر کنم داشت، آره.

288
00:22:05,160 --> 00:22:07,600
‫اِ، لطفا اونو بذار.

289
00:22:07,640 --> 00:22:11,200
‫اگه مجبوری به کتاب‌هام دست بزنی، بیا اینا.

290
00:22:13,040 --> 00:22:14,360
‫یکی از اینا رو بردار.

291
00:22:19,280 --> 00:22:21,440
‫آخرین بار کی به هری سر زدی؟

292
00:22:21,480 --> 00:22:25,000
‫اِ، باید خیلی وقت پیش بوده باشه. اوم...

293
00:22:25,040 --> 00:22:26,800
‫شما مرگ اونو
‫مشکوک می‌دونین؟

294
00:22:26,840 --> 00:22:30,720
‫می‌دونستین داشت
‫یه زندگی‌نامه می‌نوشت؟ نه، نمی‌دونستم.

295
00:22:30,760 --> 00:22:32,280
‫اِ، ولی تعجب نکردم.

296
00:22:32,320 --> 00:22:34,800
‫یعنی، هر نویسنده‌ای
‫بالاخره یه دونه از اینا رو مینویسه.

297
00:22:34,840 --> 00:22:36,360
‫اگه به اندازه کافی عمر کنه.

298
00:22:43,080 --> 00:22:44,440
‫اوه، یه کپی خریدین؟

299
00:22:44,480 --> 00:22:47,360
‫یه هدیه. اون اصرار داشت امضاش کنه.

300
00:22:47,400 --> 00:22:49,240
‫خب، ما هم یه هدیه براتون داریم،

301
00:22:49,280 --> 00:22:53,320
‫و فکر کنم از این یکی خوشتون بیاد.
‫ولی اول، خبر بد. ویل؟

302
00:22:54,720 --> 00:22:57,200
‫یه ورودی دیگه هم
‫به ساختمون آپارتمان هست، خانم،

303
00:22:57,240 --> 00:22:59,880
‫از طریق پارکینگ، ولی اونجا تحت
پوشش دوربین مداربسته نیست.

304
00:22:59,920 --> 00:23:01,960
‫خب.
حالا خبر خوب.

305
00:23:04,760 --> 00:23:06,680
‫تشخیص چهره پیداش کرد.

306
00:23:11,360 --> 00:23:15,240
‫محکوم به حمله، ۲۰۱۵.
‫آلدوس تیت. تیت.

307
00:23:15,280 --> 00:23:18,320
‫آره. اون تو پوشش خبری
‫راجع به آتیش‌سوزی هم بوده.

308
00:23:18,360 --> 00:23:19,840
‫خلوتگاه نویسندگان ساندند رو اداره می‌کرد،

309
00:23:19,880 --> 00:23:22,160
‫صاحب کلبه چوبی بود که
‫سوخت و لیزا نیومن رو کشت،

310
00:23:22,200 --> 00:23:24,000
‫و هری فرانکلین رو
‫برای همیشه زخمی کرد.

311
00:23:24,040 --> 00:23:26,960
‫و PNC میگه تیت به دوست 

312
00:23:27,000 --> 00:23:29,960
‫‫یه دانشجویی که اونو متهم به
آزار کرده بود، حمله کرده.

313
00:23:30,000 --> 00:23:33,040
‫یه سری زن دیگه هم اومدن جلو،
‫و دانشگاه مجبور شد اخراجش کنه.

314
00:23:33,080 --> 00:23:35,320
‫لنوکس گفت تیت

315
00:23:35,360 --> 00:23:37,280
‫به لیزا نیومن هم پیشنهادهای ناخواسته داده.

316
00:23:38,400 --> 00:23:40,560
‫و پیِیشنس گزارش اصلی آتیش‌سوزی رو پیدا کرد -

317
00:23:40,600 --> 00:23:42,440
‫ممکنه عمدی شروع شده باشه.

318
00:23:42,480 --> 00:23:44,560
‫من سوابق تلفن هری فرانکلین رو چک کردم.

319
00:23:44,600 --> 00:23:47,640
‫اون تو دو هفته‌ی گذشته چهار بار
به آلدوس تیت زنگ زده بود.

320
00:24:27,000 --> 00:24:28,880
‫سلام.

321
00:24:28,920 --> 00:24:32,040
‫ما دنبال آلدوس تیت می‌گردیم.
‫اون یه جایی این اطرافه.

322
00:24:32,080 --> 00:24:33,400
‫شما دخترش هستین؟

323
00:24:33,440 --> 00:24:35,240
‫من زنش هستم.

324
00:24:35,280 --> 00:24:37,200
‫ببخشید.

325
00:24:37,240 --> 00:24:39,000
‫عزیزم.

326
00:24:39,040 --> 00:24:41,480
‫شما آلدوس تیت هستین؟
‫چی می‌خواین؟

327
00:25:01,680 --> 00:25:02,960
‫این تحقیرآمیزه.

328
00:25:03,000 --> 00:25:05,040
‫آره، خب، ما باید
‫لباس‌هاتون رو تست کنیم.

329
00:25:06,560 --> 00:25:08,240
‫چرا به آپارتمان هری سر زدی؟

330
00:25:08,280 --> 00:25:09,760
‫اون می‌خواست حرف بزنه.

331
00:25:10,960 --> 00:25:12,480
‫راجع به آتیش‌سوزی.

332
00:25:13,720 --> 00:25:16,000
‫راجع به لیزا نیومن،
‫به طور مشخص‌تر؟

333
00:25:18,280 --> 00:25:20,240
‫اون یه زن جوون جذاب بود.

334
00:25:20,280 --> 00:25:23,720
‫من هر چی قرار بوده راجع
به لیزا نیومن بگم، گفتم.

335
00:25:25,040 --> 00:25:26,760
‫شما اون عکس رو گرفتین

336
00:25:26,800 --> 00:25:29,000
‫از ادموند لنوکس، لیزا،
‫و هری فرانکلین.

337
00:25:30,560 --> 00:25:31,880
‫بدون نظر.

338
00:25:35,360 --> 00:25:36,720
‫وکیلم رو می‌خوام.

339
00:26:02,720 --> 00:26:03,920
‫اوم، تمومش کردم.

340
00:26:03,960 --> 00:26:05,600
‫من از صفحه‌ی ۲۰ جلوتر نرفتم.

341
00:26:05,640 --> 00:26:09,520
‫خب، من تندخونم.
‫هایپرلکسیا اصطلاح پزشکی‌شه.

342
00:26:09,560 --> 00:26:12,760
‫خب. اولش فکر کردم،
‫"این افتضاحه.

343
00:26:12,800 --> 00:26:16,240
‫"هیچ معمایی نیست."
‫ولی بعد فهمیدم یه دونه هست.

344
00:26:16,280 --> 00:26:18,000
‫لنوکس اینو ننوشته.

345
00:26:18,040 --> 00:26:21,000
‫چی؟
‫اون توسط هری فرانکلین نوشته شده.

346
00:26:21,040 --> 00:26:24,680
‫چی باعث میشه اینطوری فکر کنی؟
‫خب، همون آهنگ‌ها رو داره،

347
00:26:24,720 --> 00:26:26,520
‫همون ساختارهای نحوی،

348
00:26:26,560 --> 00:26:29,000
‫همون صدای راوی
‫مثل همه‌ی رمان‌های فورتنام.

349
00:26:29,040 --> 00:26:31,080
‫فکر کنم به چیزی بیشتر از
‫نوشته‌ی مشابه نیاز داریم.

350
00:26:31,120 --> 00:26:32,640
‫نوشته‌ی یکسان.

351
00:26:32,680 --> 00:26:34,560
‫و شاخص ژاکارد اونو ثابت می‌کنه.

352
00:26:34,600 --> 00:26:35,840
‫من هیچ ایده‌ای ندارم اون چیه.

353
00:26:35,880 --> 00:26:38,760
‫اِ، اون یه ضریب شباهته.

354
00:26:38,800 --> 00:26:40,920
‫باورم نمیشه اینو نمی‌دونستی.

355
00:26:40,960 --> 00:26:42,680
‫ببینیم لنوکس چی میگه.

356
00:26:50,360 --> 00:26:53,760
‫خب، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

357
00:26:53,800 --> 00:26:55,360
‫همکارم کتابت رو خونده.

358
00:26:57,400 --> 00:26:59,000
‫اون هایپرلکسیک داره.

359
00:27:01,360 --> 00:27:02,560
‫ازش لذت بردین؟

360
00:27:03,960 --> 00:27:06,400
‫اوه، نه، ازش خوشم نیومد.

361
00:27:06,440 --> 00:27:07,880
‫به کی اهمیت میده؟

362
00:27:07,920 --> 00:27:09,440
‫تو ننوشتیش.

363
00:27:11,240 --> 00:27:13,880
‫اوه؟ من مطمئن بودم که خودم نوشتم.

364
00:27:13,920 --> 00:27:15,160
‫اِ، بذار ببینم.

365
00:27:18,800 --> 00:27:21,480
‫نه، اون... اون قطعا منم.

366
00:27:21,520 --> 00:27:23,200
‫هوم. هری فرانکلین نوشته.

367
00:27:23,240 --> 00:27:25,120
‫شاخص ژاکارد اونو ثابت می‌کنه.

368
00:27:25,160 --> 00:27:27,560
‫چرا باید از اسم شما استفاده کنه
آقای لنوکس؟

369
00:27:29,760 --> 00:27:31,360
‫اِ، اون...

370
00:27:35,360 --> 00:27:37,200
‫جرم نیست.

371
00:27:37,240 --> 00:27:38,520
‫ما در این مورد قضاوت می‌کنیم.

372
00:27:47,680 --> 00:27:50,920
‫هری فکر می‌کرد منتقدا
‫اونو جدی نمی‌گیرن.

373
00:27:50,960 --> 00:27:54,080
‫می‌خواست یه چیز ادبی بنویسه.

374
00:27:54,120 --> 00:27:56,440
‫اشتباهشون رو ثابت کنه.

375
00:27:56,480 --> 00:28:01,760
‫نقشه‌مون این بود که همه‌چیو فاش کنیم،
‫ولی فقط بعد از اینکه نقدها منتشر شدن

376
00:28:01,800 --> 00:28:05,920
‫و بر اساس ارزش‌هاش قضاوت شده بود،
‫نه بر اساس اسمش.

377
00:28:05,960 --> 00:28:11,560
‫بعد جزیره آدام
‫نامزد شد

378
00:28:11,600 --> 00:28:15,000
‫برای یکی از جوایز
‫بهتر ادبی. قبول کردیم که

379
00:28:15,040 --> 00:28:17,960
‫افشاگری بزرگ رو تا وقتی بفهمیم
برنده شده یا نه، عقب بندازیم.

380
00:28:21,000 --> 00:28:25,920
‫از وقتی راجع به مرگش شنیدم،
‫اعتراف می‌کنم که داشتم فکر می‌کردم

381
00:28:25,960 --> 00:28:29,160
‫شاید بهتر نباشه که...

382
00:28:29,200 --> 00:28:32,560
‫...فقط بذاریم رازمون
‫باهاش دفن بشه.

383
00:28:32,600 --> 00:28:33,840
‫متکالف.

384
00:28:35,280 --> 00:28:37,200
‫عالیه. تو راهم.

385
00:28:37,240 --> 00:28:39,880
‫نشانه‌هایی از سیانید
‫روی لباس‌های تیت.

386
00:28:39,920 --> 00:28:41,360
‫گرفتیمش.

387
00:29:10,920 --> 00:29:15,160
‫آقای تیت. موکلم دیگه
‫به هیچ سوالی جواب نمیده.

388
00:29:15,200 --> 00:29:17,480
‫آزادش کنین یا متهمش کنین.

389
00:29:22,040 --> 00:29:26,360
‫آلدوس تیت، شما متهم هستین
‫به قتل هری فرانکلین.

390
00:29:26,400 --> 00:29:28,080
‫مجبور نیستین چیزی بگین،

391
00:29:28,120 --> 00:29:31,240
‫ولی ممکنه به دفاعتون ضربه بزنه اگه
‫وقتی ازتون سوال میشه چیزی رو نگین

392
00:29:31,280 --> 00:29:34,040
‫که بعدا تو دادگاه
‫بهش تکیه می‌کنین.

393
00:29:34,080 --> 00:29:36,800
‫هر چیزی که بگین
‫ممکنه به عنوان مدرک استفاده بشه.

394
00:29:54,280 --> 00:29:56,040
‫بیا تو.

395
00:29:59,960 --> 00:30:01,240
‫بفرمایید.

396
00:30:02,880 --> 00:30:04,200
‫من...

397
00:30:06,400 --> 00:30:07,720
‫نمی‌دونم، من...

398
00:30:09,920 --> 00:30:14,720
‫من فقط از یه دیدگاه
‫به این نگاه کردم، و من...

399
00:30:14,760 --> 00:30:18,240
‫دارم فکر می‌کنم
‫ممکنه عکسش هم درست باشه.

400
00:30:18,280 --> 00:30:20,680
‫نمی‌فهمم. خب...

401
00:30:22,120 --> 00:30:24,200
‫...چرا کسی با یه دست به شدت آسیب دیده

402
00:30:24,240 --> 00:30:25,680
‫باید از یه ماشین تحریر دستی استفاده کنه؟

403
00:30:25,720 --> 00:30:27,960
‫می‌خوای بگی که
‫فکر نمی‌کنی هری فرانکلین

404
00:30:28,000 --> 00:30:29,720
‫رمان‌های فورتنام رو نوشته؟

405
00:30:31,160 --> 00:30:33,800
‫نمی‌دونم چی دارم میگم.

406
00:30:33,840 --> 00:30:39,840
‫می‌خوام بگم من به عنوان
یه نویسنده تحسینش می‌کردم و،

407
00:30:39,880 --> 00:30:42,480
‫خب، گذاشتم این موضوع رو
قضاوت من تاثیر بذاره.

408
00:30:59,840 --> 00:31:01,920
‫صبح بخیر.
‫صبح بخیر.

409
00:31:01,960 --> 00:31:05,120
‫اِ، بازرس ارشد بکستر فعلا
‫کسی رو نمی‌پذیره...

410
00:31:05,160 --> 00:31:06,520
‫ببخشید.

411
00:31:08,800 --> 00:31:11,000
‫کالوین. ماریسا.

412
00:31:14,680 --> 00:31:20,360
‫طبق این، هیدروژن سیانید
‫به طور طبیعی تو یه سری گیاها وجود داره.

413
00:31:20,400 --> 00:31:25,160
‫ارزن، جوانه، ریشه کاساوا،
‫لوبیا لیما

414
00:31:25,200 --> 00:31:28,040
‫همه‌شون توسط زن آلدوس تیت کاشته میشن.

415
00:31:28,080 --> 00:31:30,000
‫بازرس متکالف هم
‫تو گلخونه بود.

416
00:31:30,040 --> 00:31:32,480
‫اونم باید نشانه‌هایی از HCN
‫روی لباسش داشته باشه.

417
00:31:32,520 --> 00:31:34,120
‫می‌خواین اونو هم متهم کنین؟

418
00:31:36,120 --> 00:31:39,800
‫موکل منو فورا آزاد کنین وگرنه
‫به خاطر بازداشت غیرقانونی ازتون شکایت می‌کنم.

419
00:31:56,760 --> 00:31:58,160
‫آقای تیت.

420
00:32:01,360 --> 00:32:05,240
‫ما یه مظنون تو اتاقی داشتیم
‫که اون یارو اون روز مرده.

421
00:32:05,280 --> 00:32:08,240
‫نشانه‌هایی از سیانید روی لباس‌هاش.

422
00:32:08,280 --> 00:32:10,120
‫دیگه چی می‌خوان؟

423
00:32:12,720 --> 00:32:13,800
‫رئیس.

424
00:32:29,400 --> 00:32:31,960
‫یه دیدگاه متفاوت بهش میده.

425
00:32:50,040 --> 00:32:52,400
‫پیِیشنس، کارآگاه بی هستم.

426
00:32:59,040 --> 00:33:02,560
‫بفرمایید.
‫اولین دست‌نویس فورتنام هری.

427
00:33:02,600 --> 00:33:04,560
‫میشه...؟ چیز مقدسی نیست.

428
00:33:14,160 --> 00:33:17,800
‫خب، هری فرانکلین
‫رمان‌های فورتنام رو ننوشته.

429
00:33:19,800 --> 00:33:22,000
‫تو نامه‌ی "لوتی عزیز"ش،
‫تو ماشین تحریرش،

430
00:33:22,040 --> 00:33:24,480
‫که فرض می‌کنیم خودش نوشته،

431
00:33:24,520 --> 00:33:27,320
‫فرورفتگی‌های روی
‫کلیدهای سمت چپ خیلی ضعیف‌ترن.

432
00:33:27,360 --> 00:33:30,040
‫و خب...

433
00:33:30,080 --> 00:33:32,640
‫...تو این صفحات
‫هیچ تفاوت محسوسی نیست

434
00:33:32,680 --> 00:33:35,160
‫بین کلیدهایی که
‫با دست چپت می‌زنی،

435
00:33:35,200 --> 00:33:37,600
‫و اونایی که با دست راستت می‌زنی.

436
00:33:39,880 --> 00:33:44,200
‫متاسفم، من بهت مشورت بدی دادم.
چرا لنوکس باید راجع بهش دروغ بگه؟

437
00:33:44,240 --> 00:33:48,320
‫من نمی‌دونم... من... نظرت چیه؟
‫من نمی‌دونم... من...

438
00:33:49,520 --> 00:33:52,840
‫فکر کنم من مناسب
‫دستیار تحقیقاتی شما نیستم.

439
00:33:52,880 --> 00:33:55,080
‫من...
‫فکر کنم فقط می‌خوام برم خونه.

440
00:33:55,120 --> 00:33:56,560
‫پیِیشنس؟

441
00:34:13,640 --> 00:34:15,160
‫ها.

442
00:34:22,400 --> 00:34:24,680
‫فقط، حس می‌کنم من...

443
00:34:24,720 --> 00:34:29,280
‫هیچ کاری رو درست انجام نمیدم،
‫و... نمی‌دونم.

444
00:34:29,320 --> 00:34:33,960
‫آره. خودباوری پایین،
‫همونطوری که پیِیشنس داره توصیفش می‌کنه،

445
00:34:34,000 --> 00:34:35,960
‫رایج هست.

446
00:34:36,000 --> 00:34:38,880
‫ولی شاید برای ما،
‫به خاطر تجربه‌های تلخ گذشته،

447
00:34:38,920 --> 00:34:40,240
‫می‌تونه خیلی شدید باشه.

448
00:34:40,280 --> 00:34:44,160
‫ممکنه به سمت فکر کردن
به صورت مطلق کشیده بشیم.

449
00:34:44,200 --> 00:34:46,360
‫همه‌چی یا همه یا هیچ. آره.

450
00:34:49,080 --> 00:34:51,600
‫پدرت یه افسر پلیس بود، پیِیشنس،

451
00:34:51,640 --> 00:34:53,280
‫اونم یه افسر عالی‌رتبه.

452
00:34:54,480 --> 00:34:55,560
‫آره.

453
00:34:55,600 --> 00:34:57,400
‫این خیلی زیاده که بخوای بهش برسی.

454
00:35:36,600 --> 00:35:38,720
‫سلام. سلام. سلام.

455
00:36:03,800 --> 00:36:06,240
‫بادوم؟ سیانید.

456
00:36:09,400 --> 00:36:11,000
‫تو صندوق عقب پیدا شد.

457
00:36:12,760 --> 00:36:14,440
‫به نظر یادداشت میاد.

458
00:36:16,280 --> 00:36:18,480
‫از زندگی‌نامه گمشده هری فرانکلین.

459
00:36:28,400 --> 00:36:32,800
‫ها. باورم نمیشه ما قاتل
‫هری فرانکلین رو تو بازداشت داشتیم،

460
00:36:32,840 --> 00:36:34,280
‫و گذاشتیم بره.

461
00:36:34,320 --> 00:36:36,040
‫خب، علت مرگ تیت، قربان،

462
00:36:36,080 --> 00:36:39,080
‫دقیقا همون روشیه که
‫برای کشتن هری فرانکلین استفاده شد.

463
00:36:39,120 --> 00:36:40,480
‫هیدروژن سیانید.

464
00:36:40,520 --> 00:36:43,600
‫آره. پزشکی قانونی نشون نمیده
‫هیچ دخالت شخص سومی وجود داشته.

465
00:36:43,640 --> 00:36:46,320
‫دوربین مداربسته تیت رو
‫تو صحنه قتل

466
00:36:46,360 --> 00:36:48,280
‫تو روزی که هری مرد، نشون میده.

467
00:36:48,320 --> 00:36:50,560
‫باید فرض کنیم که اون یادداشت‌ها رو
‫برای زندگی‌نامه هری

468
00:36:50,600 --> 00:36:53,280
‫که تو ماشین پیدا کردیم، دزدیده.

469
00:36:53,320 --> 00:36:56,000
‫"از تیت خواستم بیاد، گفتم برای تحقیق
‫راجع به چیزی که واقعا با آتیش‌سوزی اتفاق افتاد، به کمک نیاز دارم

470
00:36:56,040 --> 00:37:01,040
‫اون درخواست پول کرد. با ۲۰۰۰ پوند توافق شد.

471
00:37:01,080 --> 00:37:05,040
‫"ارزشش رو داشت که قیافه‌اش رو ببینم وقتی
‫بهش میگم می‌دونم اون لیزا رو کشته."

472
00:37:05,080 --> 00:37:06,880
‫این شبیه حدس و گمان میاد.

473
00:37:06,920 --> 00:37:10,720
‫من تصاویر کالبدشکافی لیزا نیومن رو
‫دیجیتالی کردم.

474
00:37:10,760 --> 00:37:15,440
‫همونایی که هری فرانکلین
‫به عنوان بخشی از تحقیقاتش درخواست کرده بود.

475
00:37:15,480 --> 00:37:19,320
‫خب، این یه ضایعه ناشی از گرما نیست.

476
00:37:19,360 --> 00:37:22,280
‫این یه زخم چاقوئه.
‫به خط تمیزش نگاه کن.

477
00:37:22,320 --> 00:37:24,480
‫خب، چرا اون موقع متوجهش نشدن؟

478
00:37:24,520 --> 00:37:27,080
‫خب، تکنیک‌های توپوگرافی مدرن
‫می‌تونن اونو تشخیص بدن،

479
00:37:27,120 --> 00:37:29,160
‫ولی، اِ، نه تو دهه ۹۰.

480
00:37:30,440 --> 00:37:33,040
‫خیلی خب، پس شما به من
‫یه انگیزه احتمالی دادین

481
00:37:33,080 --> 00:37:35,720
‫برای قتل هری فرانکلین توسط تیت،
‫برای جلوگیری از افشاگریش

482
00:37:35,760 --> 00:37:39,560
‫راجع به قتل لیزا نیومن
‫بیش از ۲۰ سال پیش.

483
00:37:39,600 --> 00:37:42,840
‫ولی انگیزه تیت برای
‫خودکشی چی بود؟

484
00:37:42,880 --> 00:37:45,160
‫اون یادداشت‌ها رو داشت، هری مرده بود.

485
00:37:45,200 --> 00:37:47,880
‫زندگی‌نامه قرار نبود
‫منتشر بشه.

486
00:37:52,920 --> 00:37:56,000
‫مایلین ما رو با یه بینش
‫افتخار بدین؟

487
00:37:56,040 --> 00:37:57,600
‫نه تا وقتی اینا رو

488
00:37:57,640 --> 00:38:00,080
‫به یه همکار تو سوابق جنایی نشون بدم، قربان.

489
00:38:09,480 --> 00:38:11,880
‫آره، این توسط همون کسی تایپ شده

490
00:38:11,920 --> 00:38:13,520
‫که نامه "لوتی عزیز" رو نوشته.

491
00:38:13,560 --> 00:38:17,480
‫ظاهرا روی همون ماشین تحریر. مطمئنین؟

492
00:38:17,520 --> 00:38:18,760
‫آره.

493
00:38:18,800 --> 00:38:23,480
‫خوبه. چیزی که دارین بهش نگاه می‌کنین
‫نامه‌ایه که هری به لوتی فرستاده

494
00:38:23,520 --> 00:38:25,920
‫که درخواست اطلاعات
‫راجع به خواهرش لیزا رو می‌کرد،

495
00:38:25,960 --> 00:38:27,760
‫درست قبل از اینکه کشته بشه.

496
00:38:27,800 --> 00:38:29,960
‫حالا، به این نگاه کن.

497
00:38:34,600 --> 00:38:39,000
‫خب، این توسط یه آدم
‫کاملا متفاوت تایپ شده،

498
00:38:39,040 --> 00:38:42,400
‫روی یه ماشین متفاوت.

499
00:38:42,440 --> 00:38:46,600
‫همونیه که برای تایپ دست‌نویس
فورتنام که دیدیم، استفاده شده.

500
00:38:48,280 --> 00:38:50,280
‫من مطمئنم.

501
00:38:52,120 --> 00:38:55,480
‫این یکی از صفحه‌های یادداشت‌های هریه
‫که تو ماشین تیت پیدا کردیم.

502
00:38:55,520 --> 00:38:57,200
‫ولی ادموند لنوکس اونا رو نوشته.

503
00:38:57,240 --> 00:38:59,720
‫گرفتیمش. ممنون از تو.

504
00:39:11,400 --> 00:39:14,080
‫تو رمان‌های فورتنام رو نوشتی، ادموند.

505
00:39:14,120 --> 00:39:17,080
‫شما مدرکی برای این دارین؟
‫ما می‌تونیم ثابت کنیم هری فرانکلین ننوشته.

506
00:39:17,120 --> 00:39:21,200
‫ما یه متخصص داشتیم که صفحه‌های
‫اولین دست‌نویس فورتنام رو آنالیز کرد.

507
00:39:21,240 --> 00:39:23,120
‫نباید خیلی سخت باشه که اونا رو
‫با ماشین تحریر اولیوتی

508
00:39:23,160 --> 00:39:25,240
‫روی میز موکلتون تطبیق بدیم.

509
00:39:26,840 --> 00:39:29,520
‫من اونو تایپ کردن می‌نامم، نه نوشتن،

510
00:39:29,560 --> 00:39:33,760
‫ولی آره، فورتنام ساخته‌ی من بود.

511
00:39:33,800 --> 00:39:37,320
‫خب که چی؟

512
00:39:37,360 --> 00:39:39,200
‫ولی تو از داستان جنایی متنفری.

513
00:39:39,240 --> 00:39:41,440
‫خب، همونطور که ساموئل جانسون تقریبا گفت،

514
00:39:41,480 --> 00:39:43,480
‫فقط یه احمق
‫داستان جنایی می‌نویسه

515
00:39:43,520 --> 00:39:46,280
‫به جز برای پول.
‫تو قطعا کلی ازش پول درآوردی.

516
00:39:46,320 --> 00:39:51,240
‫برای ضبط، من دارم یه نامه
‫از بانک ملی تورتوگا

517
00:39:51,280 --> 00:39:55,520
‫تو جزایر کیمن نشون میدم،
‫به تاریخ اکتبر ۲۰۰۴.

518
00:39:55,560 --> 00:39:57,680
‫یه حساب خارجی،
‫که توسط تو باز و بسته شده،

519
00:39:57,720 --> 00:40:00,160
‫ولی به اسم ادموند لنوکس
‫و هری فرانکلین.

520
00:40:00,200 --> 00:40:02,200
‫ما حکم دادگاه گرفتیم، ادموند.

521
00:40:02,240 --> 00:40:05,160
‫تو پول خیلی زیادی
‫به هری دادی.

522
00:40:09,600 --> 00:40:11,560
‫برای تحقیق.

523
00:40:11,600 --> 00:40:14,600
‫برای ضبط،
‫ما سه مورد رو نشون میدیم.

524
00:40:14,640 --> 00:40:18,840
‫یه نامه که توسط هری فرانکلین
‫برای خواهر لیزا نیومن تایپ شده،

525
00:40:18,880 --> 00:40:24,400
‫یه صفحه از تایپ
‫اولین رمان فورتنام.

526
00:40:24,440 --> 00:40:28,320
‫و یادداشت‌هایی برای
‫زندگی‌نامه هری فرانکلین،

527
00:40:28,360 --> 00:40:30,320
‫که از ماشین آلدوس تیت پیدا شد.

528
00:40:31,920 --> 00:40:34,920
‫به خاطر سوختگی‌های
‫دست چپش، وقتی هری تایپ می‌کرد،

529
00:40:34,960 --> 00:40:36,920
‫کلیدهای سمت چپ
‫ماشین تحریر

530
00:40:36,960 --> 00:40:39,320
‫یه فرورفتگی ضعیف‌تر از اونایی که
سمت راست بودن، ایجاد می‌کردن.

531
00:40:39,360 --> 00:40:41,840
‫نامه هری به لوتی
‫خیلی مشخصه

532
00:40:41,880 --> 00:40:44,200
‫از یادداشت‌هایی که تو ماشین تیت پیدا شد.

533
00:40:44,240 --> 00:40:47,720
‫این توسط هری تایپ شده.
‫اینا توسط تو تایپ شدن.

534
00:40:49,960 --> 00:40:51,400
‫تو بهش برای تحقیق پول ندادی.

535
00:40:51,440 --> 00:40:53,520
‫اون پول خون بود،
‫که از روی عذاب وجدان پرداخت شد.

536
00:40:56,280 --> 00:40:57,880
‫هری دوست من بود.

537
00:41:00,040 --> 00:41:01,400
‫اون رنج کشید.

538
00:41:03,320 --> 00:41:05,880
‫اوه، تو هیچ ایده‌ای نداری.

539
00:41:07,560 --> 00:41:12,000
‫سوختگی‌ها، از دست دادن دختری
‫که عاشقش بود. اون...

540
00:41:15,640 --> 00:41:17,520
‫من هر کاری از دستم برمیومد
برای حمایت ازش کردم.

541
00:41:20,440 --> 00:41:23,760
‫مطمئنم تو تو این سال‌ها سعی کردی
‫خودت رو به این قانع کنی،

542
00:41:23,800 --> 00:41:27,200
‫ولی بعد می‌فهمی هری داره
یه زندگی‌نامه می‌نویسه.
‫خدای من.

543
00:41:27,240 --> 00:41:29,400
‫بهتون گفتم، من هیچ ایده‌ای نداشتم.

544
00:41:29,440 --> 00:41:31,560
‫تو دروغ میگی، ادموند.

545
00:41:31,600 --> 00:41:34,760
‫ما دوباره با کالوین فیتزواتر صحبت کردیم.

546
00:41:34,800 --> 00:41:39,360
‫اون سر شام بهت گفت
که پاردونا با هری قرارداد بسته،

547
00:41:39,400 --> 00:41:43,240
‫راجع به تحقیقات هری
‫و افشاگری تکان‌دهنده.

548
00:41:45,320 --> 00:41:47,160
‫تو فهمیدی اون قراره به همه بگه

549
00:41:47,200 --> 00:41:48,600
‫که تو نامزدشو کشتی.

550
00:41:51,960 --> 00:41:54,080
‫این کاملا چرنده.

551
00:41:55,440 --> 00:41:57,280
‫ما با خواهر لیزا صحبت کردیم.

552
00:41:58,600 --> 00:42:02,080
‫اون از تیت نمی‌ترسید،
‫از تو می‌ترسید.

553
00:42:02,120 --> 00:42:04,840
‫لیزا نیومن بر اثر یه زخم چاقو مرد.

554
00:42:06,280 --> 00:42:09,800
‫تو کلبه رو آتیش زدی
‫تا ردپات رو پاک کنی.

555
00:42:09,840 --> 00:42:12,640
‫تو مرگ هری رو صحنه‌سازی کردی
‫که شبیه خودکشی به نظر بیاد.

556
00:42:12,680 --> 00:42:15,720
‫وقتی اون ماجرا لو رفت،
‫سعی کردی تیت رو مقصر جلوه بدی.

557
00:42:15,760 --> 00:42:18,280
‫اونو با وعده پول کشوندی،
‫مسمومش کردی،

558
00:42:18,320 --> 00:42:19,880
‫یادداشت‌های هری رو تو ماشینش گذاشتی.

559
00:42:19,920 --> 00:42:22,280
‫به جز اینکه اونا یادداشت‌های هری نبودن -
‫خودت درستشون کردی.

560
00:42:32,880 --> 00:42:36,640
‫موفقیتی که من
‫با جزیره آدام داشتم،

561
00:42:36,680 --> 00:42:39,400
‫اونو به عنوان یه نشونه در نظر گرفتم...

562
00:42:39,440 --> 00:42:44,400
‫...دیگه لازم نبود
‫استعدادم رو صرف فورتنام کنم.

563
00:42:47,160 --> 00:42:49,560
‫من به اندازه کافی به هری غرامت داده بودم.

564
00:42:52,120 --> 00:42:54,920
‫بعد فهمیدم ‫اون نه تنها داره از شهرتی

565
00:42:54,960 --> 00:42:57,840
‫که بهش داده بودم، پول درمیاره

566
00:42:57,880 --> 00:43:00,920
‫بلکه داره منو هم لو میده.

567
00:43:05,280 --> 00:43:07,040
‫پس تو هری فرانکلین رو کشتی.

568
00:43:14,840 --> 00:43:16,080
‫من چاره‌ای نداشتم.

569
00:43:16,120 --> 00:43:17,640
‫و آلدوس تیت.

570
00:43:17,680 --> 00:43:19,320
‫اوه، خب، چیزی از دست نرفت.

571
00:43:19,360 --> 00:43:20,840
‫و لیزا نیومن.

572
00:43:25,000 --> 00:43:26,520
‫یه جنایت از روی عشق.

573
00:43:29,720 --> 00:43:32,520
‫وقتی بهم گفت
‫که هری رو ترجیح میده،

574
00:43:32,560 --> 00:43:38,880
‫من یه لحظه... کور...

575
00:43:41,600 --> 00:43:44,240
‫...خشم سیاه و بی‌انتها داشتم.

576
00:43:50,320 --> 00:43:52,760
‫مصاحبه متوقف شد، ساعت ۱۷:۴۰.

577
00:43:56,920 --> 00:44:00,000
‫این یه نامه از هری فرانکلینه

578
00:44:00,040 --> 00:44:03,360
‫که انتشارات پاردونا
‫امروز صبح تو اتاق پستشون پیدا کردن.

579
00:44:03,400 --> 00:44:05,840
‫افشاگری تکان‌دهنده‌ای که
‫اون قصدش رو داشت...

580
00:44:07,600 --> 00:44:09,240
‫اون رمان‌های فورتنام رو ننوشته.

581
00:44:09,280 --> 00:44:12,000
‫اون آلدوس تیت رو
‫به خاطر مرگ لیزا مقصر می‌دونست، نه تو رو.

582
00:44:32,160 --> 00:44:33,880
‫تو هیچ دلیلی برای کشتنش نداشتی.

583
00:45:17,840 --> 00:45:19,360
‫این یه جعبه معماییه.

584
00:45:19,400 --> 00:45:23,520
‫اوه. باز کردنش... راحته؟

585
00:45:26,520 --> 00:45:30,040
‫اِ، نمی‌دونم، هیچوقت امتحان نکردم.

586
00:45:30,080 --> 00:45:32,200
‫یه معمای حل نشده گذاشتی؟

587
00:45:36,560 --> 00:45:39,400
‫ماتیلد هندریکس کیه؟

588
00:45:43,560 --> 00:45:45,000
‫اون مادرمه.

589
00:45:47,760 --> 00:45:50,800
‫اون تنها چیزیه که قبل از رفتنش
‫با خودش نبرد.

590
00:45:58,000 --> 00:45:59,760
‫تا حالا سعی کردی باهاش تماس بگیری؟

591
00:46:01,560 --> 00:46:03,000
‫چرا باید بخوام این کارو کنم؟
