﻿1
00:00:02,440 --> 00:00:08,200
با خارجي‌ها ارتباط برقرار نمي‌کني-
پسر من با هر زني که بخواد، توي اين شهر قدم مي‌زنه-

2
00:00:08,240 --> 00:00:12,320
براي پسرت سخت خواهد بود که با وجود يه ‌گلوله
توي هر زانوش، بخواد هر جايي قدم بزنه

3
00:00:13,960 --> 00:00:17,040
تو گفتي که مي‌خواي توی شهر خودمون، صلح برقرار باشه-
حالا ما در حالت تهاجمي قرار مي‌گيريم-

4
00:00:18,520 --> 00:00:20,400
من از زن‌هاي زيادي نگارگري کردم
براي شما هزينه‌اي نخواهد داشت

5
00:00:20,400 --> 00:00:23,040
اسمي که من شنيدم، «بخش دي» بوده

6
00:00:23,080 --> 00:00:25,040
اعضاي پارلمان، افسرهاي ارتش

7
00:00:25,080 --> 00:00:28,040
،تمام کاري که ما داريم مي‌کنيم
نجات کشور از وقوع يه انقلاب‌ـه

8
00:00:28,080 --> 00:00:30,040
اين، براي کشتن اون جاسوس‌ـه

9
00:00:30,080 --> 00:00:32,040
و خدمات بعدي‌اي
که در آينده انجام خواهيد داد

10
00:00:32,080 --> 00:00:35,040
...همسرت مي‌دونه که اون ياقوت کبودي که انداخته گردنش

11
00:00:35,080 --> 00:00:36,040
توسط يه کولي، نفرين شده؟

12
00:00:36,080 --> 00:00:38,040
هيچ چيزي باعث نميشه
که من مجبور بشم اون رو بندازم گردن خودم

13
00:00:38,080 --> 00:00:39,640
به‌خاطر آنجل

14
00:02:09,120 --> 00:02:10,640
اون برگشت

15
00:02:11,120 --> 00:02:14,040
تمام ‌شب رو اون‌بيرون بود؟

16
00:02:14,120 --> 00:02:16,040
هر شب، از زمان خاکسپاري

17
00:02:16,120 --> 00:02:19,040
صبح‌ها برمي‌گرده تا چارلي رو ببينه
و به اسب‌ها غذا بده

18
00:02:19,120 --> 00:02:22,040
و دوباره که هوا تاريک ميشه
برمي‌گرده همون‌جا

19
00:02:22,120 --> 00:02:26,040
وقتي بچه بود، عادت داشت بيرون بخوابه

20
00:02:26,120 --> 00:02:28,960
کرلي» اون رو توي بوته‌زار پيدا مي‌کرد»

21
00:02:30,120 --> 00:02:31,920
بچه چطوره؟

22
00:02:33,120 --> 00:02:35,720
شب که ميشه، سراغ مامانش رو مي‌گيره

23
00:02:37,120 --> 00:02:40,080
تامي يه ليست درست کرده
مي‌خواد که اول، شما دوتا ببينينش

24
00:02:40,120 --> 00:02:42,600
جان و آرتور چي؟

25
00:03:02,120 --> 00:03:04,120
حساب‌کتاب‌ها چطوره؟

26
00:03:07,120 --> 00:03:09,080
مثل هميشه

27
00:03:09,120 --> 00:03:10,800
رو به رشد

28
00:03:13,120 --> 00:03:16,080
يه رشد سه‌برابر هم
...توي اهدايي‌هايي

29
00:03:16,120 --> 00:03:19,080
که به «بنياد خيريه‌ي شلبي» بوده، داشتيم

30
00:03:19,120 --> 00:03:21,080
شورا پيشنهاد کردن
...که يه مدرسه‌ي جديد

31
00:03:21,120 --> 00:03:23,600
به نام «موسسه‌ي گريس شلبي» نام‌گذاري بشه

32
00:03:30,120 --> 00:03:32,080
... «به شورا بگو که اسم «موسسه‌ي گريس شلبي

33
00:03:32,120 --> 00:03:34,200
مورد قبول ماست

34
00:03:40,120 --> 00:03:43,800
اين ليسـتِ چيزهاي ديگه‌اي هست
که مي‌خوام انجام بشن

35
00:03:44,120 --> 00:03:45,720
همين

36
00:03:51,120 --> 00:03:55,120
تامي-
همين بود، پال-

37
00:04:05,120 --> 00:04:07,600
و هر دوي شما، کارـتون خوب بود

38
00:04:16,120 --> 00:04:18,080
خيلي‌خب، بريم

39
00:04:18,120 --> 00:04:20,680
ما اون رو ديديم

40
00:04:24,120 --> 00:04:27,120
اون مي‌خواست که اشخاص رو
با ترتيب خاصي ببينه

41
00:04:29,120 --> 00:04:33,080
معمولاً مي‌تونم بفهمم توي سرش، چي مي‌گذره
ولي الان، سخت ميشه اون رو فهميد

42
00:04:33,120 --> 00:04:35,080
...پس، مراقب باشيد

43
00:04:35,120 --> 00:04:38,080
فکر کردم که اين يه جلسه‌ي خونوادگي باشه-
آره-

44
00:04:38,120 --> 00:04:39,080
فکر کردم، همه‌مون با هم

45
00:04:39,120 --> 00:04:41,080
جان، اون عزاداره

46
00:04:41,120 --> 00:04:43,080
ديدن همه با هم، ممکنه براش مشکل باشه

47
00:04:43,120 --> 00:04:46,120
آره، خيلي‌خب
يالا، جان

48
00:04:48,120 --> 00:04:51,080
آرتور، ما نياز داريم که اون برگرده

49
00:04:51,120 --> 00:04:55,080
«سابيني» و «سالامونز»
دسته‌گل و نامه‌ي تسليت فرستادن

50
00:04:55,120 --> 00:04:59,080
پس خيلي طول نمي‌کشه
که مثل گرگ‌ها، شروع کنن به يکه‌تازي

51
00:04:59,120 --> 00:05:01,600
عجله کنين، وقت نيست

52
00:05:04,120 --> 00:05:06,080
فقط خبرهاي خوب بهش بدين

53
00:05:06,120 --> 00:05:09,080
فقط هم خبر خوب هست، پالي

54
00:05:09,120 --> 00:05:11,080
بالاخره اومدن

55
00:05:11,120 --> 00:05:14,120
ايناهاش

56
00:05:16,120 --> 00:05:18,080
خوبي تام؟

57
00:05:18,120 --> 00:05:20,080
حال‌ـتون خوبه، بچه‌ها؟

58
00:05:20,120 --> 00:05:21,680
...ما

59
00:05:22,120 --> 00:05:25,080
،بعد از مراسم خاکسپاري
وقت نشد که تو رو ببينيم

60
00:05:25,120 --> 00:05:28,120
...خب، تو ناپديد شدي، ولي

61
00:05:29,080 --> 00:05:30,080
خب، من و جان
...مي‌خواستيم بگيم که

62
00:05:30,120 --> 00:05:32,880
آرتور، خفه شو-
باشه-

63
00:05:33,120 --> 00:05:36,080
بسيار خب، حالا حرف بزنين

64
00:05:36,120 --> 00:05:38,080
ما رفتيم سراغ آنجل
توي بيمارستان

65
00:05:38,120 --> 00:05:42,120
جايي‌ که دراز کشيده بود، گلوش رو بُريديم
اون ديگه مُرده

66
00:05:43,120 --> 00:05:45,080
...توي خارج شهر هم

67
00:05:45,120 --> 00:05:46,080
حساب بقيه‌ي ايتاليايي‌ها رو رسيديم

68
00:05:46,120 --> 00:05:48,080
اونا اکثراً به «بلک‌کانتري» رفتن
[ ناحيه‌اي در نزديکي شهر بيرمنگهام ]

69
00:05:48,120 --> 00:05:50,080
ولي به «بتي کيتچن» گفتيم
کاري کنه که اونا در حرکت بمونن

70
00:05:50,120 --> 00:05:53,080
و بتي هم گفت که بهت تسليت بگيم-
اون پيرمرد چي؟-

71
00:05:53,120 --> 00:05:55,080
از افرادش بازجويي کرديم

72
00:05:55,120 --> 00:05:57,080
آره، اون رفته به ليورپول

73
00:05:57,120 --> 00:06:00,080
منتظر يه کشتي‌ـه که به نيويورک ميره-
کِي؟-

74
00:06:00,120 --> 00:06:02,520
اولين کشتي‌اي که شنبه حرکت مي‌کنه

75
00:06:03,120 --> 00:06:05,080
خيلي‌خب

76
00:06:05,120 --> 00:06:08,080
من در ليورپول، توي «کونارد» آشناهايي دارم
[ نام يک شرکت کشتي‌راني در انگلستان ]

77
00:06:08,120 --> 00:06:10,080
اونا ليست مسافرين رو دارن

78
00:06:10,120 --> 00:06:12,080
مي‌تونن شما رو به محل حرکت ببرن

79
00:06:12,120 --> 00:06:14,080
اون رو بگيرين و بيارينش پيش من

80
00:06:14,120 --> 00:06:16,080
کي همراهش سفر مي‌کنه؟

81
00:06:16,120 --> 00:06:18,080
زن‌ـش

82
00:06:18,120 --> 00:06:19,080
چي؟

83
00:06:19,120 --> 00:06:21,080
زن‌ـش

84
00:06:21,120 --> 00:06:24,000
خب، به زن‌ـش شليک کنين
و خودش رو بيارين پيش من

85
00:06:28,160 --> 00:06:32,080
تامي؟ خانم چنگرتا توي مدرسه‌ي ما، معلم بود

86
00:06:32,160 --> 00:06:35,160
اون زن خوبي‌ـه، تام
زن خوبي‌ـه

87
00:06:40,160 --> 00:06:43,160
خيلي‌خب، اگه زن خوبي‌ـه
پس ميره بهشت، درسته آرتور؟

88
00:06:45,160 --> 00:06:48,080
فقط کاري که توي ليست نوشتم رو انجام بدين
ديگه هيچي، بعد هم کاغذ رو بسوزونين

89
00:06:48,160 --> 00:06:53,160
و پشت تلفن هم صحبت نکنيد
سرويس مخفي» شنود مي‌کنه»
[ سازمان اطلاعاتي‌جاسوسي بريتانيا ]

90
00:06:55,160 --> 00:06:57,080
و اون پيرمرد رو زنده مي‌خوام

91
00:06:57,160 --> 00:06:59,400
مي‌خوام خودم بکشمش

92
00:07:06,160 --> 00:07:08,760
بسيار خب، همين
مي‌تونيد بريد

93
00:07:13,080 --> 00:07:14,080
بيا، جان

94
00:07:14,160 --> 00:07:17,080
...تامي، اگه تو اينجا نباشي

95
00:07:17,160 --> 00:07:19,080
بايد يه‌چيزي بهمون بگي

96
00:07:19,160 --> 00:07:22,080
از پالي بپرس

97
00:07:22,160 --> 00:07:24,080
مايکل نه؟

98
00:07:24,160 --> 00:07:25,080
چي؟

99
00:07:25,160 --> 00:07:27,080
مايکل نه، ها؟

100
00:07:27,160 --> 00:07:28,080
نه، مايکل نه

101
00:07:28,160 --> 00:07:31,080
چون مايکل با کسب و کار قانوني
سر و کار داره

102
00:07:31,160 --> 00:07:32,080
با اون، قبل از ما
ملاقات کردي

103
00:07:32,160 --> 00:07:35,080
جان، الان نه

104
00:07:35,160 --> 00:07:37,080
صبر کن، چي گفتي؟

105
00:07:37,160 --> 00:07:40,080
با مايکل، قبل از ما
ملاقات کردي

106
00:07:40,160 --> 00:07:42,360
محض رضاي خدا، جان

107
00:07:43,160 --> 00:07:47,160
چون کسب و کار قانوني
در اولويت قرار داره، جان

108
00:07:48,160 --> 00:07:51,120
...کسب و کار قانوني-
از کي تا حالا؟-

109
00:07:51,160 --> 00:07:56,160
از وقتي که زن لعنتي‌ـم
به‌خاطر من، گلوله خورد

110
00:08:01,160 --> 00:08:05,120
آره، باشه. همه‌چي درباره‌ي «سرويس مخفي» شده
سرويس مخفي» لعنتي»

111
00:08:05,160 --> 00:08:08,120
چرت و پرت، ولي تو ما رو
در جريان هيچ کوفتي نمي‌ذاري

112
00:08:08,160 --> 00:08:12,120
شديم دو تا سرباز اسباب‌بازي
اين‌کار رو بکن، جان

113
00:08:12,160 --> 00:08:15,160
اون‌کار رو بکن، جان
معلم لعنتي‌ـت رو بُکش، جان

114
00:08:25,160 --> 00:08:27,760
حالا ديگه اوضاع، اين‌طوري شده؟

115
00:08:29,120 --> 00:08:30,120
خيلي‌خب، گوش کنين

116
00:08:30,160 --> 00:08:32,120
قراره يه جنگ کوچيک اتفاق بيفته

117
00:08:32,160 --> 00:08:35,120
،توي يه جاي کوچيک
که هيچکس براش مهم نيست

118
00:08:35,160 --> 00:08:39,120
،و اون‌طرف از اين جنگ که قراره ببازن
به يه‌مقدار کمک نياز دارن

119
00:08:39,160 --> 00:08:41,120
و هزينه‌شو هم مي‌پردازن

120
00:08:41,160 --> 00:08:46,120
وقتي اون‌کار تموم شد
ديگه اولويت‌ـمون با کسب و کار قانوني ميشه

121
00:08:46,160 --> 00:08:49,160
حالا، کاري که توي ليست نوشتم رو
انجام بدين و گُم شين

122
00:09:03,160 --> 00:09:06,120
و کي قراره برگردي، ها؟
[ کي قراره از اين وضعي که توش هستي، در بياي؟ ]

123
00:09:06,160 --> 00:09:08,120
برگشتم، آرتور

124
00:09:21,160 --> 00:09:24,120
جالب اينجاست که همه‌مون
از روي غريزه، ميايم اينجا

125
00:09:24,160 --> 00:09:25,120
جايي که پيش‌خدمت‌ها غذا مي‌خورن

126
00:09:25,160 --> 00:09:27,120
ربطي به سياست نداره، آيدا

127
00:09:27,160 --> 00:09:29,120
توي اون اتاق بزرگ لعنتي، خيلي سرده

128
00:09:29,160 --> 00:09:31,120
جان، جلوي کارل حواس‌ـت
به حرف‌زدن‌ـت باشه

129
00:09:31,160 --> 00:09:33,120
آيدا، ما توي اتاق پيش‌خدمت‌ها هستيم

130
00:09:33,160 --> 00:09:36,120
چون نوشیدنی‌هاي کوفتي رو اينجا نگه مي‌دارن

131
00:09:36,160 --> 00:09:38,120
آرتور، از کلمات بهتري استفاده کن

132
00:09:38,160 --> 00:09:40,120
هي پال، فحش‌دادن به زبون کولي‌ها هم
حساب ميشه؟

133
00:09:40,160 --> 00:09:42,120
...دليلي نداره که ما

134
00:09:42,160 --> 00:09:45,120
به زبان ايرلندي يا رومانيايي صحبت کنيم

135
00:09:45,160 --> 00:09:48,120
هي، ميگم نيازي نيست

136
00:09:48,160 --> 00:09:50,120
زن‌ـم وقتي حالش بد ميشه
ديگه نمي‌تونه به‌زبون لعنتي انگليسي، صحبت کنه

137
00:09:50,160 --> 00:09:52,520
جان-
کاملاً درسته-

138
00:09:56,120 --> 00:09:57,120
راست و ريست‌ـش کردي؟

139
00:09:57,160 --> 00:10:00,120
انگيزه دادم، تهديد نکردم

140
00:10:00,160 --> 00:10:02,120
...عواقب ضمني رو بدون اشاره‌ي خاصي

141
00:10:02,160 --> 00:10:03,120
به صدمه‌ي فيزيکي
توضيح دادم

142
00:10:03,160 --> 00:10:07,120
به‌خاطر همين‌ـه که مايکل جوون، رئيس شده

143
00:10:07,160 --> 00:10:10,120
کلمه‌هاي بهتري بلده
درسته، پال؟

144
00:10:10,160 --> 00:10:12,120
از کي تا حالا من شدم رئيس تو، آرتور؟

145
00:10:12,160 --> 00:10:15,120
اول ملاقات مربوط به رئيس‌ها
بعد ملاقات مربوط به کارگرها، ها؟

146
00:10:15,160 --> 00:10:17,120
کِي شده که شما دو نفر
يه روز کار کرده باشيد؟

147
00:10:17,160 --> 00:10:20,120
...فين، قبلاً اين‌جوري بود که

148
00:10:20,160 --> 00:10:23,120
...توي جلسه‌هاي خونوادگي، همه بوديم

149
00:10:23,160 --> 00:10:26,040
با هم-
آرتور، خفه شو-

150
00:10:30,160 --> 00:10:32,160
...حالا، من و جان

151
00:10:33,160 --> 00:10:35,840
شديم مثل دو تا رُفتگر لعنتي

152
00:10:36,160 --> 00:10:39,160
که بايد از دستورات، اطاعت کنن

153
00:10:41,160 --> 00:10:42,320
ها؟

154
00:10:46,160 --> 00:10:47,960
خانم چنگرتا

155
00:10:51,160 --> 00:10:52,560
آرتور

156
00:10:53,160 --> 00:10:55,120
خفه شو

157
00:10:55,160 --> 00:10:57,120
فين، برو سيگارهاي اون رو بيار

158
00:10:57,160 --> 00:11:00,120
خب، تمام شب رو بايد چي‌کار کنيم، ها؟

159
00:11:00,160 --> 00:11:01,120
از درخت‌هاي لعنتي بريم بالا؟

160
00:11:01,160 --> 00:11:03,120
جان، اين‌قدر جلوي بچه‌ها
حرف زشت نزن

161
00:11:03,160 --> 00:11:05,120
آره و کي گفته که شما
قراره شب رو اينجا بمونين؟

162
00:11:05,160 --> 00:11:07,120
مي‌دونم چي‌کار مي‌تونيم بکنيم

163
00:11:07,160 --> 00:11:09,120
اسلحه‌ها رو مياريم بيرون، جان

164
00:11:09,160 --> 00:11:12,160
ميريم بيرون و به چندتا قرقاول لعنتي
شليک مي‌کنيم

165
00:11:15,160 --> 00:11:17,120
رئيس‌ها از اين‌کارها مي‌کنن، مگه نه؟

166
00:11:17,160 --> 00:11:19,160
...خفه شو، آرتور

167
00:11:20,160 --> 00:11:22,920
الان چیکار کردی 

168
00:11:24,160 --> 00:11:27,160
من درخواست ملاقات‌هاي جداگانه رو ندادم، باشه؟

169
00:11:29,160 --> 00:11:32,120
الان چیکار کردی 

170
00:11:32,160 --> 00:11:34,960
چون درست نشنيدم

171
00:11:35,200 --> 00:11:40,120
من درخواست ملاقات‌هاي جداگانه رو ندادم، باشه؟

172
00:11:40,200 --> 00:11:42,120
قرقاول لعنتي

173
00:11:42,200 --> 00:11:48,120
کارل، تو نبايد اين‌جوري حرف بزني-
ببينيد چي‌کار کرديد-

174
00:11:50,200 --> 00:11:55,120
خيلي‌خب برادرها
اين حرف‌ها به‌خاطر نوشیدنی ای که خورديم

175
00:11:55,200 --> 00:11:57,120
من نخواستم که ازم محافظت بشه، خب؟

176
00:11:57,200 --> 00:11:59,120
باشه، خفه‌شين ديگه
جفت‌تون

177
00:11:59,200 --> 00:12:00,640
بشينيد

178
00:12:02,120 --> 00:12:03,120
بشينيد

179
00:12:03,200 --> 00:12:05,120
...آره آره آره

180
00:12:05,200 --> 00:12:07,120
يه نگاه به اطراف‌ـتون بندازين

181
00:12:07,200 --> 00:12:09,120
يه نگاه به اين خونه بندازين

182
00:12:09,200 --> 00:12:11,120
ببينيد کجا هستيم

183
00:12:11,200 --> 00:12:13,120
ببينيد به کجا رسيديم

184
00:12:13,200 --> 00:12:16,120
...فکر کنم وقتش شده که همه‌مون

185
00:12:16,200 --> 00:12:19,280
يه‌جوري رفتار کنيم
که مناسب جايگاه‌ـمون باشه

186
00:12:20,200 --> 00:12:23,200
...ما ديگه يه‌مشت رُفتگر نيستيم، آرتور

187
00:12:24,200 --> 00:12:26,720
تامي به همه‌مون نياز داره

188
00:12:27,200 --> 00:12:29,720
مي‌خوام يه‌ سلامتي بگم

189
00:12:37,200 --> 00:12:41,200
با اتحاد خونوادگي ـه که آدم
هرگز شکست نمی‌خوره

190
00:12:44,200 --> 00:12:47,200
تامي رفت، به خدا قسم
همراه «جاني داگز» نشسته توي يه کالسکه

191
00:12:50,120 --> 00:12:51,120
لعنتي

192
00:12:51,200 --> 00:12:53,520
حالا ديگه از اين‌کارها مي‌کنه

193
00:13:01,200 --> 00:13:03,160
تامي، صبر کن

194
00:13:03,200 --> 00:13:05,160
آرتور-
تامي-

195
00:13:05,200 --> 00:13:06,160
آرتور، بذار بره

196
00:13:06,200 --> 00:13:10,200
تامي، تامي، تامي

197
00:13:16,200 --> 00:13:18,120
حرکت کن، حرکت کن

198
00:13:19,200 --> 00:13:21,160
تامي؟
حرکت کن

199
00:13:21,200 --> 00:13:23,160
اونا اومدن بيرون، توي جاده

200
00:13:23,200 --> 00:13:26,160
نمي‌خواي بهشون بگي؟-
چي رو بهشون بگم؟-

201
00:13:26,200 --> 00:13:28,160
«که داريم ميريم به کشور «ولز

202
00:13:28,200 --> 00:13:29,920
يه يادداشت گذاشتم

203
00:13:31,200 --> 00:13:34,160
براشون نوشتي که چرا داريم به «ولز» ميريم؟-
نه-

204
00:13:34,200 --> 00:13:36,160
بالاخره مي‌خواي به من بگي
که چرا داريم به «ولز» ميريم؟

205
00:13:36,200 --> 00:13:39,160
آره، وقتي رسيديم اونجا

206
00:13:39,200 --> 00:13:40,160
حرکت کن

207
00:13:40,200 --> 00:13:42,160
بايد حداقل يه زن
همراه‌ خودمون مي‌آورديم، تامي

208
00:13:42,200 --> 00:13:45,160
جاني، قراره بريم يه زن رو ببينيم

209
00:13:45,200 --> 00:13:47,160
برو پسر، حرکت کن-
باشه-

210
00:13:47,200 --> 00:13:48,680
حرکت کن

211
00:13:51,200 --> 00:13:55,160
گفته سه‌ روز ديگه برمي‌گرده به بيرمنگام

212
00:13:55,200 --> 00:13:56,800
بذار بره

213
00:13:57,200 --> 00:13:59,160
نکته‌ي مهم اين‌ـه
...که اگه گفته برمي‌گرده

214
00:13:59,200 --> 00:14:01,160
پس برمي‌گرده

215
00:14:01,200 --> 00:14:04,160
يالا، بياين بريم توي اون اتاق بزرگ
يه آتيش روشن کنيم

216
00:14:04,200 --> 00:14:07,160
بريم نوشیدنی بنوشيم

217
00:14:07,200 --> 00:14:08,800
با آب

218
00:14:19,160 --> 00:14:20,160
برو به اسب‌ها يه سري بزن، جاني

219
00:14:20,200 --> 00:14:21,800
باشه، تام

220
00:14:37,200 --> 00:14:41,200
«خب، از راه «مريديان» ميريم به «رشته ‌کوه‌هاي سياه
[ مريديان: دهکده‌اي در انگلستان ]
[ رشته کوه‌هاي سياه: واقع در کشور ولز ]

221
00:14:44,160 --> 00:14:45,160
آره

222
00:14:45,200 --> 00:14:48,200
بيا، يه‌کم هم به من بده
پسر خوب

223
00:14:51,200 --> 00:14:52,880
خوبه

224
00:14:56,200 --> 00:15:00,200
حالا، ديشب رو يادته
که سراغ مامان رو گرفتي؟

225
00:15:02,200 --> 00:15:04,160
اون ديگه رفته، چارلي
...ولي يه‌سري چيزها هست

226
00:15:04,200 --> 00:15:07,160
که بايد حل‌ـشون کنيم

227
00:15:07,200 --> 00:15:10,200
عکس‌هاي اون هست
لباس‌هاش هست

228
00:15:14,200 --> 00:15:17,200
وسايل رو همون‌طوري که هستن
توي اتاق، نگه مي‌داريم

229
00:15:19,200 --> 00:15:23,200
دقیقاً همون‌طوري که هستن
نگه مي‌داريم

230
00:15:28,200 --> 00:15:30,200
بگيرش

231
00:15:32,200 --> 00:15:34,200
بيا، بگير

232
00:15:35,200 --> 00:15:37,680
من خيلي خوب نيستم، چارلي

233
00:15:39,200 --> 00:15:42,320
و اونا به‌زودي خواهند فهميد

234
00:15:44,200 --> 00:15:47,200
ولي مامانت ديگه برنمي‌گرده
پس فقط من و تو هستيم

235
00:15:49,200 --> 00:15:52,160
ولي هميشه توي قلب‌‌ـمون
باقي مي‌مونه

236
00:15:52,200 --> 00:15:54,160
چون عاشقش هستيم

237
00:15:54,200 --> 00:15:55,160
تامي؟-
بله؟-

238
00:15:55,200 --> 00:15:58,160
اين اسب لعنتي‌ـت پيش من نمياد، يالا-
خيلي‌خب-

239
00:15:58,200 --> 00:16:01,160
خيلي‌خب، الان ميام
خيلي‌خب

240
00:16:01,200 --> 00:16:05,160
اون، اسب مورد علاقه‌ي مامانت بود، چارلي

241
00:16:05,200 --> 00:16:09,160
و از وقتي که مامانت رفته
ديگه يه‌جا بند نميشه

242
00:16:09,200 --> 00:16:10,160
تام؟-
باشه، حواس‌ـت بهش باشه-

243
00:16:10,200 --> 00:16:13,200
باشه، آره، ها؟

244
00:16:24,200 --> 00:16:26,160
خيلي‌خب

245
00:16:26,200 --> 00:16:28,800
،حالا، با انگشت شست‌
اون رو آماده‌ي شليک کن

246
00:16:35,200 --> 00:16:37,160
آفرين

247
00:16:37,200 --> 00:16:39,160
حالا، آماده‌ي شليک شده

248
00:16:39,200 --> 00:16:41,160
توي دست تو، زنده‌ست

249
00:16:41,200 --> 00:16:43,160
وقتي ماشه رو مي‌کشي
مثل اين‌ـه که يه دختر رو بيدار کردي

250
00:16:43,200 --> 00:16:44,160
آره

251
00:16:44,240 --> 00:16:50,240
:با اون چشم‌ها  بلند میشه میگه
«. . . مایکل . . . مایکل»

252
00:16:53,240 --> 00:16:56,160
« می‌خوای مجبورم کنی چی کار کنم، مایکل؟ »

253
00:16:56,240 --> 00:16:58,880
شما پسرا عقل ندارین، پسر

254
00:16:59,240 --> 00:17:02,160
آره. ولی حسـش می‌کنی، درسته؟

255
00:17:02,240 --> 00:17:03,160
حسـش می‌کنی

256
00:17:03,240 --> 00:17:06,160
آره. می‌تونی قدرت رو حس کنی

257
00:17:06,240 --> 00:17:08,160
... حالا

258
00:17:08,240 --> 00:17:09,840
ماشه رو بچکون

259
00:17:15,240 --> 00:17:17,160
. . . اه، تـُف

260
00:17:17,240 --> 00:17:19,160
وامونده‌ی بی‌عرضه

261
00:17:19,240 --> 00:17:20,160
گمشو، جان

262
00:17:20,240 --> 00:17:25,160
مایکل، چرا یه نفر که کار دفتری می‌کنه
و تمام روز از جاش بلند نمیشه

263
00:17:25,240 --> 00:17:28,240
دلش می‌خواد با اسلحه، شلیک کنه؟ هم؟ هان؟

264
00:17:29,240 --> 00:17:31,240
دوباره آماده‌ی شلیکـش کن

265
00:17:32,240 --> 00:17:34,160
!دوباره آماده‌ی شلیکـش کن

266
00:17:34,240 --> 00:17:36,840
دوباره آماده‌ی شلیکـش کن -
دور دوم -

267
00:17:38,240 --> 00:17:40,160
اوه

268
00:17:40,240 --> 00:17:43,160
اون قیافه‌ی وامونده رو ببین، جان

269
00:17:43,240 --> 00:17:46,160
اون قیافه رو ببین

270
00:17:46,240 --> 00:17:48,080
حالا حسـش می‌کنه

271
00:17:48,240 --> 00:17:51,160
ولی تا با اون، یه آدم رو نشونه نگیری

272
00:17:51,240 --> 00:17:56,240
هیچی احساس نمی‌کنی

273
00:17:58,240 --> 00:18:00,240
پس انجامـش بده

274
00:18:08,240 --> 00:18:10,560
بفرما، رئیس جوان

275
00:18:12,240 --> 00:18:15,200
بفرما
حالا احساسـش می‌کنی

276
00:18:15,240 --> 00:18:18,200
حالا چیزی که ما حس می‌کنیم رو حس می‌کنی

277
00:18:18,240 --> 00:18:20,520
این حس رو داره

278
00:18:22,240 --> 00:18:26,200
مایکل، اون یه وبله ـست
هفت‌تیر وبله، هفت‌تیر رایج نیروهای مسلح ]
[ امپراطوری بریتانیا بود

279
00:18:26,240 --> 00:18:28,200
خودبه‌خود شلیک می‌کنه

280
00:18:28,240 --> 00:18:30,920
چه حسی داره، مایکل، هان؟

281
00:18:31,240 --> 00:18:34,200
بهتر از حسی ـه که یه قلم بگیری دست ـت، نه؟

282
00:18:34,240 --> 00:18:39,200
بیشتر حس اینو داره که

283
00:18:39,240 --> 00:18:41,200
آره، همینطوره

284
00:18:41,240 --> 00:18:42,200
آره

285
00:18:42,240 --> 00:18:44,240
. . . یه فشار

286
00:18:47,240 --> 00:18:48,920
و من مرده ـم

287
00:18:50,200 --> 00:18:51,200
میشم یه جسد

288
00:18:51,240 --> 00:18:55,200
مایکل، حواست به اون وبله‌ی وامونده باشه
خودبه‌خود شلیک نکنه

289
00:18:55,240 --> 00:18:59,200
وقتی اون ماشه‌ی وامونده رو کشیدی

290
00:18:59,240 --> 00:19:04,240
و جسد اون یارو می‌پیچه دور قوزک پاهات

291
00:19:06,240 --> 00:19:07,960
جنازه‌ها روی هم تلنبار میشن

292
00:19:09,240 --> 00:19:13,200
به جایی می‌رسه که نمی‌تونی بدون یه اسلحه‌ی پر

293
00:19:13,240 --> 00:19:16,240
وارد یه اتاق بشی

294
00:19:21,240 --> 00:19:23,120
چه خبر شده؟

295
00:19:31,200 --> 00:19:32,200
چه خبر شده؟

296
00:19:32,240 --> 00:19:39,240
پالی، ما داریم به این رئیس ـمون که اینجاست
نحوه‌ی کسب و کارـمون رو آموزش می‌دیم

297
00:19:42,240 --> 00:19:45,240
. . . مایکل، برو داخل خونه

298
00:20:02,240 --> 00:20:05,200
من دیگه بچه نیستم

299
00:21:32,240 --> 00:21:35,200
اومدین بهم بگین لغو شده -
نه. چرا باید لغو بشه؟ -

300
00:21:35,240 --> 00:21:37,200
برگه‌ها رو خوندم -
این کسب و کارـه -

301
00:21:37,240 --> 00:21:39,200
جواب نمیده

302
00:21:39,240 --> 00:21:41,200
به برادرتون گفتم

303
00:21:41,240 --> 00:21:42,200
کل این نقشه‌ی وامونده، جواب نمیده

304
00:21:42,240 --> 00:21:44,200
و اگه تامی می‌خواد این قضیه یه راز
باقی بمونه

305
00:21:44,240 --> 00:21:47,200
بهش بگید یه زن با لباس خزدار، توی روز روشن

306
00:21:47,240 --> 00:21:49,200
داشت مثل ملکه‌ی سبا، اینجا قدم می‌زد

307
00:21:49,240 --> 00:21:50,200
در مورد ماشین‌های زره‌پوش، پرس‌وجـو می‌کرد
ماشین‌هایی که پوشش فلزی سختی دارند ]
و در مقابل شلیک گلوله و یا توپ، از خود مقاومت
[ نشان می‌دهند

308
00:21:50,240 --> 00:21:54,200
در حین دوره‌ی عزاداری
میشد در مورد بعضی مسائل، اشتباه بشه

309
00:21:54,280 --> 00:21:58,200
ما اون زن رو می‌شناسیم
خودمون بهش رسیدگی می‌کنیم

310
00:21:58,280 --> 00:22:01,200
حالا، یه نگاه به این لیست بنداز

311
00:22:01,280 --> 00:22:04,200
این لیست تمام افرادی ـه که شیفت شب
کار می‌کنن

312
00:22:04,280 --> 00:22:06,200
که عضو حزب کمونیست جنوب بیرمنگام ـن

313
00:22:06,280 --> 00:22:09,200
شش هفته وقت داری

314
00:22:09,280 --> 00:22:11,000
همه ـشونو اخراج کن

315
00:22:21,280 --> 00:22:23,200
عقل کوفتی ـتونو از دست دادین؟

316
00:22:23,280 --> 00:22:25,200
اون آره

317
00:22:25,280 --> 00:22:26,200
آره

318
00:22:26,280 --> 00:22:28,200
. . . تمام کارخونه‌های شهر، اعتصاب می‌کنن

319
00:22:28,280 --> 00:22:30,200
خب؟

320
00:22:30,280 --> 00:22:32,200
دلیل پیدا کن

321
00:22:33,280 --> 00:22:35,120
براشون پاپوش درست کن

322
00:22:36,200 --> 00:22:37,200
اخراج ـشون کن

323
00:22:37,280 --> 00:22:39,200
دوباره به لیست نگاه کن

324
00:22:39,280 --> 00:22:42,280
کمونیستی توی شیفت ـت هست که
اسمـش توی این لیست نباشه؟

325
00:22:44,280 --> 00:22:45,400
نه

326
00:22:47,280 --> 00:22:49,200
لطفاً بهمون دروغ نگو

327
00:22:49,280 --> 00:22:50,200
کی رو جا انداختیم؟

328
00:22:50,280 --> 00:22:52,000
نمی‌دونم

329
00:22:55,280 --> 00:22:57,120
امانوئل هانتر

330
00:22:58,280 --> 00:22:59,400
هم؟

331
00:23:01,280 --> 00:23:02,720
گردآورنده
شخصی که افراد را برای یک جلسه و یا یک دیدار ]
[ دور یکدیگر جمع می‌کند

332
00:23:03,280 --> 00:23:07,200
معاون گنجور حزب کمونیست اسپارک

333
00:23:07,280 --> 00:23:09,200
متصدی ماشین‌تراش تو

334
00:23:09,280 --> 00:23:11,200
نمی‌دونستم اون یه کمونیست ـه

335
00:23:11,280 --> 00:23:15,240
ما از قصد اون اسم رو نیاوردیم توی لیست

336
00:23:15,280 --> 00:23:17,960
تا ببینیم میشه به تو اعتماد کرد یا نه

337
00:23:19,280 --> 00:23:21,240
و نمیشه بهت اعتماد کرد

338
00:23:21,280 --> 00:23:23,240
ببینید، من فقط یه کارگرـم

339
00:23:23,280 --> 00:23:25,960
تو رو تحت نظر می‌گیریم

340
00:23:26,280 --> 00:23:28,240
خونه‌ی وامونده ـتو تحت نظر می‌گیریم -
من بچه دارم -

341
00:23:28,280 --> 00:23:29,400
هوم

342
00:23:31,280 --> 00:23:33,000
ادنا و جان

343
00:23:37,280 --> 00:23:39,400
فقط اونا رو اخراج کن

344
00:23:40,280 --> 00:23:42,240
به همون ترتیبی که توی لیست ـه

345
00:23:42,280 --> 00:23:44,240
هفته‌ای دو نفر

346
00:23:44,280 --> 00:23:47,480
اولین نفر هم کمتر از یک ساعت دیگه

347
00:23:49,280 --> 00:23:51,480
این یعنی آره یا نه؟

348
00:23:52,280 --> 00:23:54,360
آره -
ممنون -

349
00:24:11,280 --> 00:24:13,280
خوبه
خوبه

350
00:24:42,120 --> 00:24:43,560
و نگه دار

351
00:24:48,120 --> 00:24:51,040
و نگفت که چی می‌خواد؟

352
00:24:51,120 --> 00:24:53,040
«وقتی مست بود، گفت: «آمرزش

353
00:24:53,120 --> 00:24:55,440
به غیر از اون، هیچی

354
00:25:16,120 --> 00:25:19,040
ممنون از وقتی که گذاشتید، خانم بازول

355
00:25:19,120 --> 00:25:21,760
شنیدم یک نفر به همسرت شلیک کرده

356
00:25:26,120 --> 00:25:29,040
اگه دنبال سرباز هستی
تمام افرادمون رفتن به اپلبی
اپلبی: شهرکی در بخش كامبريا در شمال انگليس ]
[ و هم‌مرز اسكاتلند

357
00:25:29,120 --> 00:25:33,120
من نیازی به سرباز ندارم
به این دلیل نیومدم اینجا

358
00:25:46,040 --> 00:25:47,040
نظرت چیه؟

359
00:25:47,120 --> 00:25:48,080
می‌فروشیـش؟

360
00:25:48,120 --> 00:25:49,520
اهدا می‌کنمـش

361
00:25:51,120 --> 00:25:53,640
چرا؟ -
قبولـش می‌کنی؟ -

362
00:25:55,120 --> 00:25:56,800
قبولـش می‌کنم

363
00:25:57,120 --> 00:25:59,080
می‌ندازی گردنـت؟ -
چرا نباید بندازم؟ -

364
00:25:59,120 --> 00:26:01,120
سؤال منم همینه

365
00:26:07,120 --> 00:26:10,120
همسرم شبی که بهش شلیک شد
اینو انداخته بود گردنـش

366
00:26:13,120 --> 00:26:15,080
. . . و

367
00:26:15,120 --> 00:26:17,080
من اون شب بیدار موندم

368
00:26:17,120 --> 00:26:21,120
تا چهار صبح، و خودم رو برای مرگـش مقصر دونستم

369
00:26:23,120 --> 00:26:25,720
به یه سری از افراد
خیلی فشار آوردم

370
00:26:26,120 --> 00:26:29,120
می‌خوای بهت بگم که این جواهر، طلسم شده یا نه

371
00:26:31,120 --> 00:26:34,520
و در اونصورت، مرگـش تماماً تقصیر تو نیست

372
00:26:41,120 --> 00:26:44,080
اگه به کشیش‌ها اعتقاد داشتم

373
00:26:44,120 --> 00:26:48,080
پیشـشون اعتراف می‌کردم و طلب بخشش می‌کردم

374
00:26:48,120 --> 00:26:51,120
ولی فقط تو رو دارم، خانم بازول

375
00:26:52,120 --> 00:26:53,840
من یه پسر دارم

376
00:26:56,120 --> 00:26:58,080
یه کسب و کار دارم

377
00:26:58,120 --> 00:27:00,440
باید یه مقدار بخوابم

378
00:27:03,120 --> 00:27:05,120
طلسم شده ـست

379
00:27:07,120 --> 00:27:10,120
طلسم ـشو از طریق سوزونده شدن دست ـم
حس می‌کنم

380
00:27:17,120 --> 00:27:19,480
خدا حفظت کنه، تامی شلبی

381
00:27:20,120 --> 00:27:22,080
از حالا به بعد، بخت خوبی خواهی داشت

382
00:27:22,120 --> 00:27:26,080
کار، تموم شد؟ -
تموم شد -

383
00:27:26,120 --> 00:27:29,080
نمی‌خوای هیچی در مورد اینکه
اون قضیه در مورد چی بود، بهم بگی؟

384
00:27:29,120 --> 00:27:33,080
کل مذهب‌، یه جواب احمقانه به یه سؤال احمقانه ـست

385
00:27:33,120 --> 00:27:34,080
یعنی چی؟

386
00:27:34,120 --> 00:27:36,080
میریم و چارلی رو از اردوگاه برمی‌داریم

387
00:27:36,120 --> 00:27:39,080
تا حالا باید به قدر کافی، عادت‌های بد، یاد گرفته باشه

388
00:27:39,120 --> 00:27:42,080
بعدش می‌تونی ما رو برسونی به ایستگاه قطار

389
00:27:42,120 --> 00:27:48,080
و، جانی، اگه من جای تو بودم
امشب برمی‌گشتم اینجا

390
00:27:48,120 --> 00:27:50,120
. . . چون از این پس

391
00:27:51,120 --> 00:27:54,120
قراره مهمونی خفنی راه بیوفته

392
00:27:57,120 --> 00:28:01,080
تاریخ روی بلیطـتون رو چک کنید

393
00:28:01,120 --> 00:28:06,080
اگه سواد خوندن ندارید
یه نفر رو پیدا کنید که براتون بخونه

394
00:28:06,120 --> 00:28:09,080
بلیط‌هایی به غیر از بلیط‌های حرکت با کشتی
از بین میرن

395
00:28:09,120 --> 00:28:12,080
اون در سرتاسر لنگرگاه، آدم داره

396
00:28:12,120 --> 00:28:14,080
اگه قراره انجام بشه
همین الان انجام میشه

397
00:28:14,120 --> 00:28:15,080
مشکلی برامون پیش نمیاد

398
00:28:15,120 --> 00:28:18,080
چرا این ایرلندی‌ها بلیطـشون رو از قبل، چک نمی‌‍کنن؟

399
00:28:18,120 --> 00:28:20,080
به خیابون مـات، فکر کن

400
00:28:20,120 --> 00:28:23,120
اون کافه. بوی قهوه

401
00:28:23,120 --> 00:28:26,120
پروردگارا، لطفاً اجازه‌ی گذشتن رو به ما بده

402
00:29:10,120 --> 00:29:13,120
!پلیس! کمک! پلیس

403
00:29:16,120 --> 00:29:19,080
سرکار، چندتا مرد هستن
قصد دارن به ما آسیب بزنن

404
00:29:19,120 --> 00:29:23,120
ما اینجا در خطرـیم
می‌تونی ما رو تا لنگرگاه، همراهی کنی؟

405
00:29:25,080 --> 00:29:26,080
خواهش می‌کنم

406
00:29:26,120 --> 00:29:27,920
. . . با من بیاید

407
00:29:29,120 --> 00:29:32,240
ببخشید، برادر، کبریت داری؟

408
00:30:18,800 --> 00:30:21,720
این همون پسریه که قبلاً بهش درس می‌دادم؟

409
00:30:21,800 --> 00:30:24,600
جان شلبی، من تو رو کتک می‌زدم

410
00:30:24,800 --> 00:30:26,400
ولش کن

411
00:30:27,240 --> 00:30:27,560
خواهش می‌کنم . . . خواهش می‌کنم، بذارید اون بره

412
00:30:27,640 --> 00:30:30,560
آرتور، چند بار به خاطر اون لبخند قشنگت

413
00:30:30,640 --> 00:30:32,560
بیخیالـت شدم؟

414
00:30:32,640 --> 00:30:35,640
گفتم ولش کن
اون همراه ما میاد

415
00:30:36,640 --> 00:30:39,440
نه تا زمانی‌که مطمئن بشم همسرم در امنیتـه

416
00:30:40,560 --> 00:30:41,560
اون در امنیتـه

417
00:30:41,640 --> 00:30:43,560
قرار نیست بهش آسیب بزنیم

418
00:30:43,640 --> 00:30:45,560
فقط بیا بریم

419
00:30:45,640 --> 00:30:48,640
ببین، ما حتی با حرف زدن با شما
داریم از فرمان تامی، سرپیچی می‌کنیم

420
00:30:50,600 --> 00:30:51,600
مقاومت نکنید

421
00:30:51,640 --> 00:30:55,600
لطفاً، با ما بیا
ولش کن

422
00:30:55,640 --> 00:30:58,600
شما هم اونو ول کنید
بگید کارشو تموم کردید

423
00:30:58,640 --> 00:30:59,600
بگید اون توی لنگرگاه ـه

424
00:30:59,640 --> 00:31:01,600
اون از نیویورک نمی‌تونه ضرری بهتون برسونه

425
00:31:01,640 --> 00:31:04,600
نمی‌تونم این‌کارو بکنم، خانم چنگرتا

426
00:31:04,640 --> 00:31:07,600
نمی‌تونم این‌کارو بکنم، متأسفم -
خیلی‌خب. چیزی نیست، آدری. گوش کن -

427
00:31:07,640 --> 00:31:09,840
!نه -
!گوش کن چی میگم -

428
00:31:10,640 --> 00:31:12,600
برو به اون کافه توی خیابون مـات

429
00:31:12,640 --> 00:31:14,600
بنیتو ازت مراقبت می‌کنه

430
00:31:14,640 --> 00:31:18,600
!ولـش کنید! اون یه پیرمرد ـه

431
00:31:18,640 --> 00:31:19,600
من بهتون کیک و شیرینی دادم

432
00:31:19,640 --> 00:31:22,600
خانم چنگرتا، قوانینی وجود داره

433
00:31:22,640 --> 00:31:25,240
شوهرتون، قوانین رو می‌دونه

434
00:31:25,640 --> 00:31:28,040
بیا بریم، پیرمرد -
!نه -

435
00:31:28,640 --> 00:31:29,960
متأسفم

436
00:31:31,640 --> 00:31:34,600
!ما اینجا داریم از دستورات، سرپیچی می‌کنیم

437
00:31:34,760 --> 00:31:36,880
ده ثانیه فرصت داری
وگرنه دستور تامی، اجرا میشه

438
00:31:36,920 --> 00:31:38,880
دستوراتـش اجرا میشه

439
00:31:38,920 --> 00:31:40,440
. . . یک، دو

440
00:31:52,040 --> 00:31:52,200
!نه! نه! نه

441
00:31:52,680 --> 00:31:55,640
نه. نه. نه

442
00:31:55,680 --> 00:31:57,280
یه زندگی نو

443
00:33:29,680 --> 00:33:32,680
می‌دونی ساعت چنده، پیرمرد؟

444
00:33:35,680 --> 00:33:37,440
من بهت میگم

445
00:33:41,680 --> 00:33:44,440
ساعت هفت بعد از ظهرـه

446
00:33:46,680 --> 00:33:51,680
و میخوام تا وقتی که هوا روشن میشه
.زنده نگه ـت دارم

447
00:33:56,680 --> 00:33:59,480
ضربه آخر رو بهت نمیزنم

448
00:34:00,680 --> 00:34:03,680
تا وقتی که جفتمون صدای
.توکا رو از بیرون بشنویم

449
00:34:09,680 --> 00:34:11,960
.صدای قشنگی داره

450
00:34:14,680 --> 00:34:18,640
.که زنم دیگه این صدا رو نمیتونه بشنوه

451
00:34:31,720 --> 00:34:39,640
حالا ازت میخوام با دقت انتخاب کنی
که اول میخوای

452
00:34:39,720 --> 00:34:41,640
.کدوم عضوت رو ببُرم

453
00:34:44,720 --> 00:34:46,520
.چشمهات رو بازکن

454
00:34:47,720 --> 00:34:51,720
چشمهات رو باز کن
.یا اول پلک‌هات رو از جا درمیارم

455
00:34:55,720 --> 00:34:58,640
.منو نگاه کن

456
00:34:58,720 --> 00:35:00,320
.منو نگاه کن

457
00:35:02,720 --> 00:35:04,560
.این آخر خطه

458
00:35:05,720 --> 00:35:07,560
.آخر خطه

459
00:35:14,720 --> 00:35:17,720
.با همین زبون، اون دستور رو دادی

460
00:35:20,720 --> 00:35:23,240
.اول زبونت رو از جا درمیارم

461
00:35:25,720 --> 00:35:28,040
.بعدش نوبت گوشهات میرسه

462
00:35:29,720 --> 00:35:32,640
بعد انگشت‌هات رو میبرم

463
00:35:32,720 --> 00:35:34,920
.و انگشت‌های پای بی صاحابت

464
00:35:36,720 --> 00:35:39,680
اول چشاتو رو از جا درمیارم
.تا خیلی سریع خون بدن ـت، خالی بشه

465
00:35:39,720 --> 00:35:41,800
.مثل همون کاری که شما ها انجام میدین

466
00:35:43,720 --> 00:35:45,840
.فکر کنم اول زبون بهتر باشه

467
00:35:51,720 --> 00:35:53,440
.اول زبون

468
00:35:59,720 --> 00:36:03,680
.اگه اول زبونت رو بکنم که نمیتونی توضیح بدی

469
00:36:03,720 --> 00:36:06,680
.و میخوام برام توضیح بدی

470
00:36:06,720 --> 00:36:09,320
.میخوام برام توضیح بدی لعنتی

471
00:36:41,720 --> 00:36:43,520
.یالا باش تامی

472
00:36:44,720 --> 00:36:46,720
.من فراموش کردم کی هستم

473
00:36:47,720 --> 00:36:50,680
.فراموش کردم کی هستم

474
00:36:50,720 --> 00:36:51,680
.من یک "بلایندر" هستم

475
00:36:51,720 --> 00:36:54,600
.اول چشم‌های وامونده ـتو درمیارم

476
00:37:00,720 --> 00:37:03,200
.من صدای توکا رو شنیدم

477
00:37:15,720 --> 00:37:19,680
و ما اجازه دادیم که زنش با کشتی
.به نیویورک مهاجرت کنه

478
00:37:19,720 --> 00:37:22,320
.خانم چنگرتا رو نکشتیم

479
00:37:23,720 --> 00:37:25,720
.امشب

480
00:37:28,720 --> 00:37:31,280
.ما از اون مدل آدم‌ها نیستیم

481
00:38:01,720 --> 00:38:04,320
.شر جسد رو از سرمون کم کن جان

482
00:38:05,720 --> 00:38:07,680
.و از شر اونها هم خلاص شو

483
00:38:07,720 --> 00:38:09,680
.برای همیشه

484
00:39:47,760 --> 00:39:50,680
کاری که توی لیست بود رو انجام دادی آیدا؟

485
00:39:50,760 --> 00:39:52,680
.از دست تو و اون لیستِ کوفتی

486
00:39:52,760 --> 00:39:54,200
انجام دادی؟

487
00:39:56,760 --> 00:39:59,680
.با یکی از دوستهای قدیمی فردی صحبت کردم

488
00:40:02,760 --> 00:40:03,680
ازش درباره‌ی سندیکای ملی

489
00:40:03,760 --> 00:40:07,680
.بیرمنگام پرسیدم

490
00:40:07,760 --> 00:40:09,680
گفت که از بقیه شنیده که از طرف سفارت شوروی

491
00:40:09,760 --> 00:40:11,680
.اومدن و دارن اطلاعات کسب میکنن

492
00:40:11,760 --> 00:40:14,760
و اسمی هم بهت گفت؟

493
00:40:15,760 --> 00:40:16,960
.آره

494
00:40:19,760 --> 00:40:21,680
فقط بهم قول بده که
.کسی کشته نمیشه

495
00:40:21,760 --> 00:40:26,680
،آیدا؛ اگه اون اسم رو بهم نگی
من یا جان یا آرتور

496
00:40:26,760 --> 00:40:28,680
.کشته میشیم

497
00:40:28,760 --> 00:40:31,760
.یکی دنبال ماست و من باید دلیلش رو بدونم

498
00:40:33,760 --> 00:40:35,760
.جیمز مانکلند

499
00:40:36,760 --> 00:40:39,680
.اون بیمه‌گر لویده. توی خیابون کورزون دفتر داره

500
00:40:39,760 --> 00:40:42,680
تامی، بهم بگو کی دنبالتونه؟

501
00:40:42,760 --> 00:40:44,680
.میدونستم که میتونم روت حساب کنم آیدا

502
00:40:44,760 --> 00:40:47,760
.نه، نمیتونی و من الان ازت یک سوال پرسیدم

503
00:40:52,760 --> 00:40:55,760
و منم متوجه شدم که تو دوباره داری
.رژ لب میزنی

504
00:40:57,760 --> 00:40:59,760
که چی؟

505
00:41:03,720 --> 00:41:04,720
...خسته شدم

506
00:41:04,760 --> 00:41:08,760
کاری که میکنی رو میشه عوض کرد
.ولی چیزی که میخوای رو نمیشه

507
00:41:10,760 --> 00:41:13,240
و من چی میخوام؟

508
00:41:19,760 --> 00:41:24,760
.توی شرکت انحصاری شلبی قراره یک جا خالی بشه

509
00:41:28,760 --> 00:41:30,720
.دفتر بوستون

510
00:41:30,760 --> 00:41:32,640
بوستون؛ آمریکا؟

511
00:41:33,760 --> 00:41:36,360
رژ لب، لباس‌های پاریسی

512
00:41:37,760 --> 00:41:40,080
.همه چیز قانونیه و خبری از هفت‌تیر نیست

513
00:41:40,760 --> 00:41:44,160
فقط یک اشاره بکن
.تا کار گذرنامه رو عملی کنم

514
00:41:53,760 --> 00:41:55,960
جیمز ماکلند دیگه، آره؟

515
00:41:58,760 --> 00:42:00,720
.شب بخیر آیدا

516
00:42:11,760 --> 00:42:15,760
.جیمز ماکلند -
.مالِ شماست قربان -

517
00:42:41,760 --> 00:42:44,720
تو دیگه کدوم خری هستی؟

518
00:42:44,760 --> 00:42:45,720
با من چیکار داری؟

519
00:42:45,760 --> 00:42:48,720
تو درباره‌ی یک دزدی از کارخونه‌ی لنچستر توی اسپارک‌بروک

520
00:42:48,760 --> 00:42:51,720
.داشتی اطلاعات جمع میکردی

521
00:42:51,760 --> 00:42:54,720
...تو

522
00:42:54,760 --> 00:42:55,720
تامی شلبی هستی؟

523
00:42:55,760 --> 00:42:58,720
اسم کسی که از داخل سازمان داره بهت

524
00:42:58,760 --> 00:43:01,360
.اطلاعات میده رو لازم دارم

525
00:43:02,760 --> 00:43:04,760
کدوم سازمان؟

526
00:43:05,760 --> 00:43:08,720
اتحادیه‌ی اقتصادی؛ کمیته‌ی حراست شهروندان
.اون رفقای عجیبمون

527
00:43:08,760 --> 00:43:10,720
«بخش دي»

528
00:43:10,760 --> 00:43:11,720
.اسم زیاد دارن

529
00:43:11,760 --> 00:43:13,720
...لعنتی، لعنت بهش

530
00:43:13,760 --> 00:43:16,640
.اسم مخبر رو بهم بگو

531
00:43:22,760 --> 00:43:24,760
.آقای شلبی

532
00:43:26,760 --> 00:43:28,720
.اونها آدم‌های خیلی خطرناکی هستند

533
00:43:28,760 --> 00:43:30,760
!اوه! اوه

534
00:43:33,760 --> 00:43:36,760
.خب، متأسفانه ما هم خطرناکیم

535
00:43:38,760 --> 00:43:41,720
.باید انتخاب کنی که از کی بیشتر میترسی

536
00:43:41,760 --> 00:43:43,720
پیکی بلایندرز، در ساعت 11:43 دقیقه

537
00:43:43,760 --> 00:43:48,760
.یا «بخش دي» در هر زمانی در آینده

538
00:43:52,760 --> 00:43:55,760
اگه اشتباه انتخاب کنی دیگه
.برات ساعت 11:44 وجود نداره

539
00:44:04,120 --> 00:44:05,120
خدا لعنتت کنه آرتور، چی شده؟

540
00:44:05,160 --> 00:44:08,160
.نه. منتظر تامی بمونین

541
00:44:10,160 --> 00:44:13,120
من یک مجسمه دزدیده شده برام اومده

542
00:44:13,160 --> 00:44:15,120
.و منتظر اینه که ذوبش کنیم

543
00:44:15,160 --> 00:44:17,120
...به ما بگو. بعدا به تامی میگی

544
00:44:17,160 --> 00:44:21,120
.آره، اون اینجا نیست
.نمیاد؛ من که رفتم

545
00:44:21,160 --> 00:44:23,120
.صبرکنین -
.بیاین بریم -

546
00:44:23,160 --> 00:44:24,120
.اوناهاش -
خب، چی شده؟ -

547
00:44:24,160 --> 00:44:26,120
.ما رو مچل خودش کرده

548
00:44:26,160 --> 00:44:28,760
.بیا، بیا

549
00:44:31,160 --> 00:44:33,120
.آرتور، روی چوب‌پنبه ـش، سیم داره
.بده من

550
00:44:35,160 --> 00:44:37,160
!خب، آقایون

551
00:44:43,160 --> 00:44:44,640
... لیندا

552
00:44:46,160 --> 00:44:49,120
.شکمش بالا اومده، من قراره بابا بشم

553
00:44:49,160 --> 00:44:50,640
!گم شو

554
00:44:52,160 --> 00:44:53,640
!آره رفیق

555
00:44:55,160 --> 00:44:57,960
.آرتور، میدونستم از پسش برمیای

556
00:44:59,120 --> 00:45:00,120
.میدونستم از پسش برمیاد

557
00:45:00,160 --> 00:45:04,120
از سپتامبر حامله ـست. سینه‌هاش
.داره تغییر حالت میده

558
00:45:04,160 --> 00:45:06,120
.فقط همین یه مورد قرار نیست تغییر پیدا کنه داداش

559
00:45:06,160 --> 00:45:08,120
 مرتیکه

560
00:45:10,160 --> 00:45:13,120
.نه، چیزی عوض نمیشه جان

561
00:45:14,160 --> 00:45:16,040
.خدافظ آرتور

562
00:45:17,160 --> 00:45:19,120
.باید به قرار ملاقاتم برسم

563
00:45:19,160 --> 00:45:22,160
.آره! باید به اون برسی

564
00:45:26,160 --> 00:45:28,160
...آره. تو

565
00:45:29,160 --> 00:45:31,440
.به همون قرار ملاقاتت برو

566
00:45:32,160 --> 00:45:34,120
.تبریک میگم

567
00:45:34,160 --> 00:45:37,120
.قراره بابا بشم -
.بهت افتخار میکنم -

568
00:46:07,040 --> 00:46:09,800
.اعلیحضرت؛ آقای توماس شلبی

569
00:46:14,040 --> 00:46:19,000
،خوش آمدید آقای شلبی
فکر میکنم به جز همسرم با بقیه‌ی

570
00:46:19,040 --> 00:46:21,000
.افراد آشنایی قبلی دارید

571
00:46:21,040 --> 00:46:23,800
.دوشس اعظم ایزابلا پترونا

572
00:46:25,040 --> 00:46:27,120
.خواهش میکنم بشینید

573
00:46:32,040 --> 00:46:36,000
قبل از اینکه شروع کنی آقای شلبی
تسلیت صمیمانه‌ی ما رو

574
00:46:36,040 --> 00:46:38,920
...بخاطر فقدان اخیرت، پذیرا باش

575
00:46:39,040 --> 00:46:41,640
.که برخی از ما شاهدش بودیم

576
00:46:45,040 --> 00:46:48,000
با ماشین خودتون اومدید، آقای شلبی؟ -
.بله -

577
00:46:53,040 --> 00:46:56,000
.میگن که حرفه‌ی خاصی توی ماشین دارید -
.بله همینطوره -

578
00:46:56,040 --> 00:47:01,000
کنجکاو شدم که حرفه‌ی پدرتون چی بوده؟ -
...خب اون -

579
00:47:01,040 --> 00:47:03,000
.اون آینده رو پیش‌بینی میکرده و اسب میفروخته

580
00:47:03,040 --> 00:47:06,000
برخی اوقات به بقیه میگفت که اسبشون دزدیده میشه

581
00:47:06,040 --> 00:47:10,040
و وقتی اینطور میشد، ملت
.از قدرتی که توی پیش‌بینی داشته تعجب میکردن

582
00:47:15,040 --> 00:47:18,000
قبل از غذا خوردن میشه دعا بکنیم؟

583
00:47:22,040 --> 00:47:25,000
برای چیزی که قراره به ما برسه

584
00:47:25,040 --> 00:47:29,000
.باشد که ما صادقانه از خدا سپاسگزار باشیم

585
00:47:29,080 --> 00:47:33,000
.آمین -
.من برای غذا خوردن به اینجا نیومدم، برای کار اومدم -

586
00:47:33,080 --> 00:47:36,000
.قبل از غذا خوردن هم میشه حرفم رو بزنم

587
00:47:36,080 --> 00:47:38,000
.بعدش همه ـتون رو تنها میذارم

588
00:47:38,080 --> 00:47:44,000
دوشس اعظم، من بابت رفتار ناشایست
.هم وطنم از شما عذرخواهی میکنم

589
00:47:44,080 --> 00:47:47,000
فقط میخوام از وضعیت
.پیشرفت ماموریت بهتون اطلاع رسانی کنم

590
00:47:47,080 --> 00:47:50,080
.محض اطمینان فقط یک نسخه تهیه کردم

591
00:47:51,080 --> 00:47:53,000
اینو باید به کی بدم؟

592
00:47:53,080 --> 00:47:56,000
.همسرم مسئول این ماموریته

593
00:47:56,080 --> 00:48:01,000
اما از اونجایی که بدون شک
بعدا قراره نوشیدنی بخورین

594
00:48:01,080 --> 00:48:04,880
.شاید بهتر باشه اونو به من بدی تا ازش مراقبت کنم

595
00:48:06,080 --> 00:48:09,080
.تا ما داریم غذا میخوریم حرفت رو بزن آقای شلبی

596
00:48:13,080 --> 00:48:16,000
پنج کارخونه‌ای که حقوقشون رو ما پرداخت میکنیم

597
00:48:16,080 --> 00:48:19,000
در برابر پنج کارخونه‌ی کمونیستی در اطراف بیرمنگام

598
00:48:19,080 --> 00:48:21,000
.وارد مبارزه شدن

599
00:48:21,080 --> 00:48:24,000
.خشم کارگرها زیاد میشه ولی کنترلش میکنیم

600
00:48:24,080 --> 00:48:28,000
شب 21 ژوئن، یک اعتصاب کلی به تمام شهر

601
00:48:28,080 --> 00:48:29,000
.خبر داده میشه

602
00:48:29,080 --> 00:48:33,000
.معترضان شروع به آشوب کردن میکنن

603
00:48:33,080 --> 00:48:37,000
و پلیس‌هایی که تحت کنترل ما نیستند هم
.مشغول کار دیگه‌ای هستند

604
00:48:37,080 --> 00:48:40,000
.شهر قراره فلج بشه -
قطار رو قراره چطور به حرکت بندازی؟ -

605
00:48:40,080 --> 00:48:44,000
دوتا لوکوموتیوران داریم که مسئول این هستند که
قطار باری نیمه شب

606
00:48:44,080 --> 00:48:46,000
.به سمت لندن رو برونن

607
00:48:46,080 --> 00:48:48,040
ماشین‌های زرهی هم روی
.بارگیر کامیون منتظر هستند

608
00:48:48,080 --> 00:48:50,040
و مهمات؟ -
...مهمات -

609
00:48:50,080 --> 00:48:53,080
.باید بگم که این سوپ معرکه ـست

610
00:48:56,080 --> 00:48:59,040
.واقعا خوشمزه ـست

611
00:48:59,080 --> 00:49:02,040
مهمات و آتشزاها همین الان هم از استانبول

612
00:49:02,080 --> 00:49:04,040
.بارگیری شدن و آماده‌ی ارسال هستند‎

613
00:49:04,080 --> 00:49:07,040
و کی به لندن میرسن؟

614
00:49:07,080 --> 00:49:08,040
.قرار نیست به لندن برسن

615
00:49:08,080 --> 00:49:11,040
همه‌ی جنس‌ها در یک زمین ذغال سنگ

616
00:49:11,080 --> 00:49:14,040
در «سنت آلبانس» تخلیه میشن و
.وارد کامیون‌های شرکت شلبی میشن

617
00:49:14,080 --> 00:49:16,040
.و از اونجا مستقیما به سمت اسکله‌ها میرن

618
00:49:16,080 --> 00:49:19,040
اعلیحضرت، اگه شما مشکلی با لهجه‌ی اون دارین

619
00:49:19,080 --> 00:49:23,040
.من میتونم بعدا بصورت کامل براتون توضیح بدم

620
00:49:23,080 --> 00:49:25,040
اگه برای آدم‌های من کشتی حاضر نشده باشه

621
00:49:25,080 --> 00:49:29,040
تمام جنس‌ها قبل از اولین روشنایی صبح
.توی دریا ریخته میشن

622
00:49:29,080 --> 00:49:31,040
وقتی متوجه بشن که
ماشین‌های مسلح گم شدن چی میشه؟

623
00:49:31,080 --> 00:49:35,040
.در حین آشوب، کارخونه‌ی لنچستر منفجر میشه‎‌

624
00:49:35,080 --> 00:49:38,040
یکی از آشناهای من که آهن قراضه میفروشه

625
00:49:38,080 --> 00:49:40,040
بهمون اعلام میکنه که
ماشین‌های زرهی ـمون، لاشه شدن

626
00:49:40,080 --> 00:49:42,040
.و باید به فکر بازیافت کردنشون باشیم

627
00:49:42,080 --> 00:49:45,040
.کسی خبردار نمیشه که اونها جزء دارایی شماست

628
00:49:45,080 --> 00:49:48,080
ما وقتی که همدیگه رو توی بیرمنگام دیدیم
.این برنامه رو به‌طور دقیق، مشخص کردیم

629
00:49:49,080 --> 00:49:52,080
.مطمئنم که از چیزی چشم پوشی نشده

630
00:49:54,080 --> 00:49:56,040
...خب

631
00:49:56,080 --> 00:49:59,040
این هزینه‌ی اضافی‌ای هست که

632
00:49:59,080 --> 00:50:01,040
من بابت کامیون و سوخت

633
00:50:01,080 --> 00:50:03,200
.باید خرج کنم

634
00:50:04,080 --> 00:50:06,880
.مطمئنم که جواب درست رو براش دارین

635
00:50:07,080 --> 00:50:09,440
.البته آقای شلبی

636
00:50:12,080 --> 00:50:18,040
قبل از اینکه برم، دوست دارم بدونین که

637
00:50:18,080 --> 00:50:22,080
توی اتاقی که این کشیش با من نشسته
غذا از گلوم پایین نمیره

638
00:50:26,080 --> 00:50:28,080
.عصربخیر

639
00:50:36,080 --> 00:50:40,040
.تاتیانا. آقای شلبی رو تا ماشینـش، همراهی کن

640
00:50:40,080 --> 00:50:41,280
.بله

641
00:50:50,080 --> 00:50:52,080
ببین چی برای گفتن داره

642
00:51:09,080 --> 00:51:10,840
.با من بیا

643
00:51:34,080 --> 00:51:36,040
اون کشیش داره اطلاعات سرقت رو

644
00:51:36,080 --> 00:51:38,040
.به یکی از بیمه‌گذارهای لوید به اسم مانکلند خبر میده

645
00:51:38,080 --> 00:51:42,040
و اون هم داره این اطلاعات رو
.به سفارت شوروی اطلاع‌رسانی میکنه

646
00:51:42,080 --> 00:51:45,080
.اگه میخوای اون بمیره، من بدون هیچ هزینه‌ای، اونو میکشم

647
00:51:46,080 --> 00:51:49,080
چرا کشيش مي‌خواد اطلاعات رو
با دشمنان‌مون در ميون بذاره؟

648
00:51:55,080 --> 00:52:00,040
به من پول دادن تا مثل یک سرباز
.رفتار و مشاهده کنم

649
00:52:00,080 --> 00:52:03,040
.پیچیدگی‌ها، کار توئه

650
00:52:03,080 --> 00:52:06,080
.برو و با ایزابلا حرف بزن
.من به تصمیم اون اعتماد دارم

651
00:52:10,080 --> 00:52:12,040
بعد از اتفاقی که افتاده، تو هنوز هم میتونی

652
00:52:12,080 --> 00:52:14,440
.به کسب و کارـت ادامه بدی

653
00:52:15,080 --> 00:52:17,640
شاید عاشق گریس نبودی

654
00:52:25,080 --> 00:52:26,680
.اون اینجاست

655
00:52:27,080 --> 00:52:28,680
.کنار من

656
00:52:30,080 --> 00:52:33,080
«و بهم میگه: «به این افراد اعتماد نکن

657
00:52:37,120 --> 00:52:41,080
.حالا، اجازه‌ی کشتن اون کشیش رو برام بگیر
