﻿1
00:00:01,320 --> 00:00:04,640
این چیزها رو کجا نگه می‌دارین؟ بانک؟-
ما خزانه‌ی خودمون رو داریم-

2
00:00:04,680 --> 00:00:07,080
انبار 
و یه تونل زیر رودخونه-

3
00:00:07,120 --> 00:00:09,960
حدس من اینه که اونا
یکی از سرداب‌ها رو به اتاق امن، تبدیل کردن

4
00:00:10,000 --> 00:00:11,440
کسی رو پیدا کردی، آرتور؟

5
00:00:11,480 --> 00:00:13,280
استفن ردچوسکی

6
00:00:13,320 --> 00:00:14,760
و اون روسی صحبت می‌کنه؟-
آره-

7
00:00:14,800 --> 00:00:18,120
چهار هفته توی اون خونه کار کنه
و حواسش رو جمع نگه داره

8
00:00:18,160 --> 00:00:18,920
خیلی‌خب؟

9
00:00:20,200 --> 00:00:23,760
چرا یه نفر که کل روز رو
...کار دفتری انجام میده

10
00:00:23,800 --> 00:00:25,640
دلش می‌خواد با اسلحه شلیک کنه؟

11
00:00:25,680 --> 00:00:29,560
قراره توی شرکت انحصاری شلبی، یه جا خالی بشه

12
00:00:29,600 --> 00:00:30,880
همه‌چی قانونی‌ـه
و خبری هم از هفت‌تیر نیست

13
00:00:30,920 --> 00:00:34,160
برام یه ملاقات با یکی از
...اعضای کنسولگری شوروی، ترتیب بده

14
00:01:18,360 --> 00:01:21,520
اون توی جنگ بوده

15
00:01:21,560 --> 00:01:25,920
حین فرو ریختن یه تونل، اونجا بوده

16
00:01:25,960 --> 00:01:30,600
چندین مدال بُرده

17
00:01:30,640 --> 00:01:33,000
ازش مراقبت کنید

18
00:02:07,960 --> 00:02:10,120
ایشون اینجا هستن، آقای شلبی

19
00:02:12,000 --> 00:02:13,880
ممنون، پرستار

20
00:02:16,000 --> 00:02:17,400
...تامی

21
00:02:23,560 --> 00:02:26,560
باید راجع به اون کشیش، باهات صحبت کنم

22
00:02:30,720 --> 00:02:32,200
یه چیزهایی در موردش می‌دونم

23
00:02:35,800 --> 00:02:38,960
...مربوط به زمانی که
یه پسر بچه بودم

24
00:02:47,320 --> 00:02:50,120
خودم بهش شلیک می‌کنم، تامی

25
00:02:52,240 --> 00:02:54,640
فقط بهم یاد بده که چطور شلیک کنم

26
00:02:57,720 --> 00:02:59,720
کاری نداره، مایکل

27
00:03:01,080 --> 00:03:04,400
...فقط نشونه بگیر
و ماشه رو بکش

28
00:03:18,960 --> 00:03:22,480
« ســــه مـــاه بـــعــــد »

29
00:04:33,920 --> 00:04:36,960
...امروز سراغ من رو گرفت، مری

30
00:04:38,720 --> 00:04:40,800
...و سراغ مادرش رو نگرفت

31
00:04:41,680 --> 00:04:43,840
برای اولین بار

32
00:04:44,320 --> 00:04:46,080
دلش براتون تنگ شده

33
00:04:46,560 --> 00:04:48,520
کجاست؟ توی آشپزخونه‌ست؟

34
00:04:48,560 --> 00:04:51,520
آره، پیش دخترها و جانی‌ـه

35
00:04:56,320 --> 00:04:59,280
داروهاتون رو یادتون بود بخورین، قربان؟

36
00:05:01,040 --> 00:05:03,800
تا حالا انجیل رو خوندی، مری؟

37
00:05:04,680 --> 00:05:05,920
گاهی اوقات

38
00:05:05,960 --> 00:05:09,640
،تا حالا شده که با صدای بلند بخونیش
اون هم در حالی که کنار تخت من، ایستادی؟

39
00:05:12,320 --> 00:05:17,120
چون وقتی اون مورفینی رو که دکتر
بهم داده بود، خوردم؛ تو این‌کار رو کردی

40
00:05:17,160 --> 00:05:22,160
من کاملاً بیدار بودم، ولی تو اونجا
ایستاده بودی؛ مثل روز روشن

41
00:05:22,200 --> 00:05:25,560
و داشتی بخش «سفر لاویان» رو می‌خوندی
[ بخشی از انجیل عهد عتیق و مشتمل بر بیست و هفت فصل است ]

42
00:05:28,400 --> 00:05:31,400
می‌خوای بدونی بعدش چی شد؟

43
00:05:33,240 --> 00:05:36,840
نه، منم نمی‌خوام بدونم

44
00:05:37,880 --> 00:05:41,880
به همین خاطر، داروها رو ریختم دور

45
00:05:41,920 --> 00:05:44,200
برو جانی رو بیار، مری

46
00:06:18,120 --> 00:06:20,800
بدون سنجاق شلیک، اسلحه‌ها کار نمی‌کنن

47
00:06:20,880 --> 00:06:22,280
و جایگزینی وجود نداره؟

48
00:06:22,360 --> 00:06:26,160
دیگه از این‌ها نمی‌سازن
این‌ها هم آخری‌هاش بودن

49
00:06:26,240 --> 00:06:28,680
سرکارگر رو مجبور کردیم
که تمام قطعات رو در بیاره

50
00:06:28,760 --> 00:06:31,760
سنجاق رو در بیار
و دیگه نمی‌تونن شلیک کنن

51
00:06:31,840 --> 00:06:35,800
«تا وقتی که این لعنتی‌ها رو توی «تفلیس
تخلیه کنن؛ هیچکس نمی‌فهمه
[ پایتخت کشور گرجستان ]

52
00:06:35,880 --> 00:06:38,480
یا تا زمانی که با اسلحه‌های ما توی «کوتائیسی» روبرو بشن
[ شهری در کشور گرجستان ]

53
00:06:38,560 --> 00:06:40,520
همه‌شون رو در بیارین و به من تحویل بدین

54
00:06:40,600 --> 00:06:41,920
یالا بچه‌ها، بسه دیگه

55
00:06:42,000 --> 00:06:44,440
...من به سفیر شوروی میگم که دیگه

56
00:06:44,520 --> 00:06:45,760
نیازی به منفجر کردن قطار نیست

57
00:06:45,840 --> 00:06:48,920
منم به تامی میگم
که با نقشه‌اش موافقت کردی

58
00:06:53,600 --> 00:06:56,360
می‌دونی، بعضی صبح‌ها از خواب
بیدار میشم و فکر می‌کنم که مُرده‌ام

59
00:06:56,440 --> 00:06:59,320
و اینجا هم بهشت‌ـه، تام

60
00:06:59,400 --> 00:07:02,880
یعنی همسران و بچه‌ها توی دهکده، چادر زدن

61
00:07:02,960 --> 00:07:04,320
و حرکت نمی‌کنن

62
00:07:04,400 --> 00:07:09,600
و من هم توسط، خدمتکارها و غذا و نوشیدنی ، احاطه شدم

63
00:07:12,360 --> 00:07:14,480
اون خط رو می‌بینی، اونجا؟

64
00:07:16,920 --> 00:07:18,520
نه

65
00:07:18,600 --> 00:07:20,840
اون لبه‌ی بهشت‌ـه

66
00:07:20,920 --> 00:07:24,920
مرز بین بیرمنگام و بهشت

67
00:07:27,120 --> 00:07:31,080
و دوست من، امروز تو قراره پات رو
...از اون خط، فراتر بذاری

68
00:07:32,360 --> 00:07:34,400
و به جهان برگردی

69
00:07:34,640 --> 00:07:38,120
منظورت اینه که یه کاری برای من داری، تام؟

70
00:07:39,120 --> 00:07:42,160
تا حالا چیزی درباره‌ی «کاخ همپتون کورت» شنیدی، جانی؟

71
00:07:43,160 --> 00:07:45,200
نه، نشنیدم

72
00:07:45,280 --> 00:07:48,160
،تو و سه‌ تا از خانواده‌های لـی
قراره اونجا اردو بزنین

73
00:07:48,240 --> 00:07:50,920
به فاصله‌ی صد یارد از دروازه‌ی قصر

74
00:07:51,000 --> 00:07:53,840
نیازی نیست جابه‌جا بشین
چون من همین‌تازگی‌ها، اون زمین رو خریدم

75
00:07:53,920 --> 00:07:55,920
چند تا از دوست‌های من
به شما ملحق میشن

76
00:07:55,960 --> 00:08:00,840
،که قراره زیر چادرها و کاروان‌های شما
گودال حفر کنن

77
00:08:00,880 --> 00:08:02,760
...می‌بینی، این ضربه‌ای که به سرت خورده، تام

78
00:08:02,800 --> 00:08:06,480
و برای این‌که اجازه دادی که گودال
حفر بشه، پنج هزار پوند بهت داده میشه

79
00:08:06,520 --> 00:08:10,240
که بین سه تا خانواده‌ی لـی، تقسیمش می‌کنی

80
00:08:11,600 --> 00:08:15,560
من این‌همه پول رو می‌گیرم
که کارم رو بکنم و هیچ سؤالی نپرسم، درسته تامی؟

81
00:08:17,640 --> 00:08:19,000
کاملاً درسته، جانی

82
00:08:19,040 --> 00:08:23,120
و وقتی که گودال دوباره پُر شد
تو می‌تونی دوباره به بهشت برگردی

83
00:08:28,080 --> 00:08:30,880
آقای شلبی، برادرهاتون اینجا هستن

84
00:08:32,200 --> 00:08:36,720
و یه نفر هم هست که خودش رو
یهودی سرگردان» توصیف کرد»

85
00:08:39,360 --> 00:08:45,280
می‌تونی این آقای یهودی رو
...به اتاق پذیرایی، راهنمایی کنی

86
00:08:45,320 --> 00:08:49,000
و برادرهام رو هم به آشپزخونه ببری
و بهشون چای بدی؟

87
00:08:49,040 --> 00:08:50,520
بله، قربان

88
00:09:00,720 --> 00:09:03,120
صبح بخیر، آقای سالامونز

89
00:09:03,360 --> 00:09:05,040
آره، صبح خوبی‌ـه

90
00:09:07,360 --> 00:09:10,680
اینجا جای جمع‌وجور خوبی برای خودت داری، توماس

91
00:09:10,720 --> 00:09:11,880
موضوع چیه؟

92
00:09:11,920 --> 00:09:15,600
حرف‌های یه لُرد بدبختی‌ـه
...که توی یکی از کازینوهای تو

93
00:09:15,640 --> 00:09:18,960
در حالی که نئشه بوده، به حرف اومده؟

94
00:09:19,000 --> 00:09:20,400
یا فقط یه دری‌وری بی‌خودی‌ـه؟

95
00:09:20,440 --> 00:09:22,800
نه، نوشیدنی؟

96
00:09:22,840 --> 00:09:24,360
نه، من بهش دست نمی‌زنم، رفیق

97
00:09:24,400 --> 00:09:28,960
خدمتکارت گفت که تو اجازه نداری
نوشیدنی بخوری، آره؟

98
00:09:30,160 --> 00:09:34,760
اون گفت از یه صدمه‌ای که
...مربوط به قدیم میشه، رنج می‌بری

99
00:09:34,800 --> 00:09:37,720
مربوط به دوران ورزشکاری‌ـت
...که از روی اسب افتادی

100
00:09:37,760 --> 00:09:41,920
و سرت مثل یه گلدون، خورد شده

101
00:09:45,280 --> 00:09:49,440
حالا، توی لندن حرف پیچیده
...که میشه پیدات کرد

102
00:09:49,480 --> 00:09:53,760
که توی خیابون‌های بیرمنگام لخت و سرگردون می‌گردی
...و پول می‌ریزی روی زمین

103
00:09:53,800 --> 00:09:55,920
و با مُرده‌ها حرف می‌زنی

104
00:09:55,960 --> 00:10:03,160
همین‌طور این‌که فکر می‌کنی
...اون‌قدر قدرتمند هستی

105
00:10:04,320 --> 00:10:11,280
که یه یهودی به‌خصوص رو
...به زمین‌های غیر خودی فرا بخونی

106
00:10:11,320 --> 00:10:15,680
تا اون رو دعوت به همکاری کنی، رفیق

107
00:10:15,720 --> 00:10:17,280
با این وجود، تو اومدی

108
00:10:17,320 --> 00:10:21,040
...آره، خب می‌دونی
داشتم از این اطراف، رد می‌شدم؛ مگه نه؟

109
00:10:24,240 --> 00:10:25,920
یه چیزی رو می‌دونی، الفی؟

110
00:10:25,960 --> 00:10:31,920
امروز صبح سعی کردم
...روزنامه بخونم و متوجه شدم

111
00:10:31,960 --> 00:10:36,520
که تنها پیامد حادثه‌ی وحشتناکی که برام پیش اومد
این بوده که به عینک نیاز دارم

112
00:10:40,880 --> 00:10:42,280
...خیلی‌خب

113
00:10:45,320 --> 00:10:49,120
...درسته، خب، من یه مردی رو می‌شناسم

114
00:10:50,640 --> 00:10:53,400
که می‌تونه یه جفت از این‌ها، برات درست کنه

115
00:10:53,440 --> 00:10:55,760
اون یه شعبده‌بازـه، رفیق

116
00:10:55,800 --> 00:10:57,680
شعبده‌بازـه

117
00:10:58,480 --> 00:11:02,600
...پس نه تنها می‌تونی روزنامه بخونی

118
00:11:02,640 --> 00:11:08,200
بلکه می‌تونی آینده رو هم ببینی

119
00:11:10,520 --> 00:11:15,000
حالا، من این رو می‌دونم، درسته
چون اون این عینک رو برام درست کرده

120
00:11:16,760 --> 00:11:18,800
...پس دلیلی نداره که

121
00:11:18,840 --> 00:11:22,880
نگران گفتن این چیزها به من باشی، مگه نه؟
چون من از قبل، دیدمـش

122
00:11:32,560 --> 00:11:36,640
با روس‌ها شاخ‌به‌شاخ شدی، ها؟
پسر احمق

123
00:11:36,680 --> 00:11:39,200
خب، دو تا راه داری، مایکل

124
00:11:39,240 --> 00:11:42,160
همراه آرتور فرار کنین و برید آمریکا
...و به آپاچی‌ها ملحق شین

125
00:11:42,200 --> 00:11:43,520
یا با اون دختر‌ـه ازدواج کنی

126
00:11:43,560 --> 00:11:45,240
این مسخره‌بازی نیست

127
00:11:45,280 --> 00:11:48,160
آرتور، تو واقعاً قراره
که با آپاچی‌ها زندگی کنی؟

128
00:11:48,200 --> 00:11:50,720
به پدرش گفتی؟-
نه-

129
00:11:50,760 --> 00:11:52,240
اون مغزت رو می‌پاشه روی دیوار، پسر

130
00:11:52,280 --> 00:11:53,560
مطمئنی اون بچه، مال توئه؟

131
00:11:53,600 --> 00:11:55,600
ای‌کاش به شما نگفته بودم

132
00:11:55,640 --> 00:11:59,120
...پس به ازدواج، به چشم یه جاده‌ی زیبا نگاه کن

133
00:11:59,160 --> 00:12:00,800
که سرتاسرش، پُر از گل‌ـه

134
00:12:00,840 --> 00:12:02,240
داره شوخی می‌کنه؟

135
00:12:02,280 --> 00:12:04,840
این‌روزها، سخت میشه حدس زد

136
00:12:07,000 --> 00:12:09,360
...تو

137
00:12:09,400 --> 00:12:11,560
تو اون زن رو دوست داری؟

138
00:12:13,160 --> 00:12:14,440
چی چی!؟

139
00:12:14,480 --> 00:12:16,080
برو باهاش ازدواج کن
مثل بقیه‌ی ما

140
00:12:16,120 --> 00:12:18,480
اون نمی‌خواد که خانواده‌اش بفهمن

141
00:12:18,520 --> 00:12:20,080
اون نمی‌خواد بچه رو نگه داره

142
00:12:20,120 --> 00:12:22,120
...ما یه زنی رو می‌شناسیم-
خفه شو، جان-

143
00:12:22,160 --> 00:12:24,200
همون زنی که دو بار، به خودت هم کمک کرد

144
00:12:24,240 --> 00:12:26,000
اون‌ها زن‌های من نبودن

145
00:12:26,040 --> 00:12:28,040
به خاطر همین مجبور شدی ترتیب‌‌شون رو بدی، آرتور

146
00:12:28,080 --> 00:12:29,560
شارلوت بهترین رو می‌خواد

147
00:12:29,600 --> 00:12:31,040
اون بهترین‌ـه-
بهترین-

148
00:12:31,080 --> 00:12:32,440
قبلاً پرستار بوده

149
00:12:32,480 --> 00:12:33,760
بیست دقیقه‌ای تمومه

150
00:12:33,800 --> 00:12:36,840
نیازی نیست اصلاً بری داخل
یا دم در، منتظر بمونی

151
00:12:36,880 --> 00:12:40,640
برو گریسون، یه نوشیدنی بخور، یه مقدار بخند

152
00:12:40,680 --> 00:12:42,680
یادته، جان؟

153
00:12:42,720 --> 00:12:47,160
بعد اون پسر بچه بدون کفش
«میاد داخل و میگه: «انجام شد

154
00:12:47,200 --> 00:12:48,760
...دومین باری که ما اونجا بودیم

155
00:12:48,800 --> 00:12:53,160
همون پسر بچه، این‌دفعه
کفش‌های نو براقی پوشیده بود

156
00:12:55,080 --> 00:12:57,480
«و داد می‌زنه: «انجام شد، آرتور

157
00:12:57,520 --> 00:12:59,000
که چی؟

158
00:13:02,000 --> 00:13:04,200
...اون زن‌ـه کفش‌های نو خریده بود

159
00:13:05,560 --> 00:13:08,120
با پول‌هایی که من بهش داده بودم

160
00:13:09,400 --> 00:13:11,240
برای نیت خوبی بوده

161
00:13:11,280 --> 00:13:14,560
...آرتور، اگه تو بخوای این‌طوری با آپاچی‌ها رفتار کنی

162
00:13:14,600 --> 00:13:17,200
پوست کله‌ات رو می‌کّنن

163
00:13:18,720 --> 00:13:22,200
تامی گفت وقتی اون زنگ، به صدا در اومد
همه بریم توی اتاق بزرگ‌ـه

164
00:13:28,120 --> 00:13:30,520
یالا، تامی یه نقشه داره

165
00:13:47,720 --> 00:13:49,200
آرتور

166
00:13:49,240 --> 00:13:50,240
آرتور

167
00:13:50,280 --> 00:13:52,240
آرتور، بیا اینجا

168
00:13:52,920 --> 00:13:55,720
درود بر تو
این واژه هنگام دیدار با دیگران، توسط یهودیان مورد استفاده ]
[ قرار می‌گیرد و معادل «سلام» یا «درود» در زبان فارسی می‌باشد

169
00:13:55,760 --> 00:13:57,560
آرتور، درود بر تو

170
00:13:58,480 --> 00:13:59,640
الفی

171
00:13:59,680 --> 00:14:02,920
درود بر تو، بیا اینجا
...یالا، گوش کن

172
00:14:02,960 --> 00:14:04,760
من یه مقدار به تو بدهکارم، مگه نه؟

173
00:14:04,800 --> 00:14:08,280
آره، یالا، بشین

174
00:14:08,360 --> 00:14:10,000
یالا، بشین اینجا

175
00:14:10,080 --> 00:14:12,040
آفرین

176
00:14:12,120 --> 00:14:14,640
...خب

177
00:14:14,720 --> 00:14:16,200
...گوش کن

178
00:14:16,280 --> 00:14:17,720
...آرتور

179
00:14:19,120 --> 00:14:20,360
می‌خوام این رو بدونی، خب؟

180
00:14:20,440 --> 00:14:22,880
که هر اتفاقی که بین ما افتاده، خب؟

181
00:14:22,960 --> 00:14:26,240
...اون‌موقع
مربوط به کسب‌ و کار بوده

182
00:14:26,320 --> 00:14:28,960
فقط مربوط به کسب و کار بوده، خیلی‌خب؟

183
00:14:29,400 --> 00:14:34,280
و همچنین می‌خوام بدونی
....که از خداوند معذرت خواستم

184
00:14:34,360 --> 00:14:41,120
که از یه روز خیلی مقدس
سوءاستفاده کردم تا برای تو، پاپوش بدوزم

185
00:14:41,200 --> 00:14:43,640
و همه‌چی رو خراب کردم، که واقعاً هم همین‌طور بود

186
00:14:43,720 --> 00:14:49,280
و حالا می‌خوام از تو هم شخصاً عذرخواهی کنم

187
00:14:58,680 --> 00:15:00,200
خیلی‌خب؟

188
00:15:02,320 --> 00:15:06,720
شنیدم که اجازه دادی
مسیح وارد زندگی‌ـت بشه

189
00:15:07,880 --> 00:15:09,200
پس شنیدی؟

190
00:15:09,280 --> 00:15:11,120
آره، خیلی زیباست، فوق‌العاده‌ست

191
00:15:11,200 --> 00:15:14,640
حالا، این خیلی دوست‌داشتنی‌ـه، مگه نه؟
خیلی دوست‌داشتنی‌ـه

192
00:15:14,720 --> 00:15:17,640
ولی برام سؤال‌ـه که
...با توجه به کاری که انجام میدی

193
00:15:17,720 --> 00:15:21,320
چطور برات جواب میده، رفیق؟

194
00:15:25,120 --> 00:15:27,360
عذرخواهی‌ـت رو قبول می‌کنم

195
00:15:29,880 --> 00:15:33,680
چون شنیدم که این، برات مایه عذاب‌ـه

196
00:15:35,440 --> 00:15:36,840
...سلام

197
00:15:37,760 --> 00:15:41,720
می‌بینی، کل حرف من اینه که
هر آدمی نیاز به یقین داره

198
00:15:41,800 --> 00:15:44,400
درست نیست؟ نیاز به یقین داره

199
00:15:44,480 --> 00:15:48,080
حتی اگه اون یقین
یقینِ از خودت باشه، درسته؟

200
00:15:48,160 --> 00:15:52,880
...خب، یعنی
این لعنتی، خیلی عجیب و غریبـه؛ مگه نه رفیق؟

201
00:16:08,480 --> 00:16:12,160
من پیرو انجیل عهد عتیق هستم

202
00:16:14,160 --> 00:16:17,160
...لعنتی، این رو ببین، حالا ، اون

203
00:16:18,240 --> 00:16:21,440
این خیلی بیشتر من رو می‌ترسونه، آره

204
00:16:22,600 --> 00:16:24,240
تبریک میگم، تامی

205
00:16:24,280 --> 00:16:27,600
تو دیگه اینجا اصل جنس رو داری، مگه نه؟

206
00:16:27,640 --> 00:16:31,320
می‌بینی، اون مرد، خب
...چون خدا رو طرف خودش داره

207
00:16:31,360 --> 00:16:33,480
به خاطر تو آدم هم می‌کُشه

208
00:16:34,560 --> 00:16:36,160
آره

209
00:16:39,280 --> 00:16:41,800
نباید بذاری از دستت بره

210
00:16:42,680 --> 00:16:47,120
اگه قراره با این عوضی
همکاری کنیم، می‌خوام دلیلش رو بدونم

211
00:16:51,720 --> 00:16:53,480
...درسته

212
00:16:53,520 --> 00:16:57,560
زمانی که توی بیمارستان بودم
یه نقشه توی ذهنم پروروندم

213
00:17:00,960 --> 00:17:03,880
...و قراره این‌طوری عملی بشه

214
00:17:03,920 --> 00:17:07,520
خب، به روس‌ها نمیشه اعتماد کرد
که پول ما رو میدن یا نه

215
00:17:07,560 --> 00:17:10,360
ما هم قراره چیزی رو که حق ماست، بگیریم

216
00:17:11,120 --> 00:17:14,120
باید ببینیم که چی، توی خزانه‌ی اونا هست

217
00:17:14,400 --> 00:17:17,560
و به این خاطر، به آقای سالامونز نیاز داریم

218
00:17:38,840 --> 00:17:45,160
خب پسرها، فقط یادتون باشه
...که اونا خیلی دیوونه هستن

219
00:17:45,200 --> 00:17:47,320
و خطرناک

220
00:17:47,360 --> 00:17:50,160
و چیزهایی نوشیدن که
ما تا حالا اسم‌شون هم نشنیدیم

221
00:17:50,200 --> 00:17:53,880
و خیلی بدتر از ما
به ارواح و شبح اعتقاد دارن

222
00:17:55,960 --> 00:17:58,880
و امروز قراره ما رو آزمایش کنن

223
00:18:00,600 --> 00:18:02,400
کون لق‌ـشون

224
00:18:09,240 --> 00:18:13,240
روس‌ها همه تغییر موضع دادن و فرار کردن

225
00:18:13,280 --> 00:18:15,960
قزاق‌ها فرار نکردن، آرتور
[ مردمی که تا اواخر قرن نوزدهم به طور خودمختار
در اوکراین زندگی می‌کردند و در مقابل پول در سواره‌نظامِ
روسیه‌ی تزاری می‌جنگیدند ]

226
00:18:27,720 --> 00:18:30,280
آقای شلبی، خوش اومدین

227
00:18:30,320 --> 00:18:31,600
ماشین‌ـم چطوره؟

228
00:18:31,640 --> 00:18:33,600
فکر کنم دارم عاشقش میشم

229
00:18:33,640 --> 00:18:37,640
و منم عاشق ماشین شما شدم
پس بهتره چیزی که عاشقش هستیم رو نگه داریم، آره؟

230
00:18:37,680 --> 00:18:40,120
به خاطر این برخورد، معذرت می‌خوام
...هر وقت خزانه رو باز می‌کنیم

231
00:18:40,160 --> 00:18:42,560
قزاق‌ها نگهبان می‌ایستن

232
00:18:50,280 --> 00:18:51,280
...توی روسیه

233
00:18:51,320 --> 00:18:56,040
مردهایی که خلاف قانون عمل می‌کنن
بدن‌شون رو خالکوبی می‌کنن

234
00:18:56,080 --> 00:18:57,440
درسته-
درسته-

235
00:18:57,480 --> 00:19:01,480
حالا، بعضی از این خالکوبی‌ها
...نشونه‌ی تبعیت از تشکیلات زیرزمینی‌ای هست

236
00:19:01,520 --> 00:19:07,560
که دشمنان قسم‌خورده‌ی خاندان سلطنتی هستن

237
00:19:07,600 --> 00:19:13,480
پس برای خاندان سلطنتی روسیه
...این یه رسم‌ـه

238
00:19:13,520 --> 00:19:16,200
،که قبل از داد وستد با یه مرد
بدنش بررسی بشه که از این خالکوبی‌ها نداشته باشه

239
00:19:16,240 --> 00:19:19,240
و چون داریم به اون روز معین، نزدیک میشیم
...این خانم‌ها اینجا

240
00:19:19,280 --> 00:19:22,960
می‌خوان مطمئن بشن که شما
...آدم‍کش‌ها یا عوامل نفوذیِ

241
00:19:23,000 --> 00:19:24,320
نه، ما مشکلی نداریم

242
00:19:24,360 --> 00:19:28,080
خب، اونا می‌خوان پوست شما رو بررسی کنن

243
00:19:28,120 --> 00:19:30,600
می‌خوان پوست ما رو بررسی کنن؟

244
00:19:31,240 --> 00:19:33,880
آره، بدن من قبلاً بررسی شده

245
00:19:33,920 --> 00:19:37,000
هر چند اون‌موقع نمی‌دونستم
که دلیل اون‌کار، این بوده

246
00:19:37,040 --> 00:19:39,640
و حالا نوبت شماست

247
00:19:39,680 --> 00:19:41,760
یالا، پسرها

248
00:19:41,800 --> 00:19:43,960
لباس‌هاتون رو در بیارین

249
00:19:44,520 --> 00:19:45,880
خفه شو

250
00:19:51,400 --> 00:19:53,040
پنج دقیقه

251
00:19:55,840 --> 00:20:00,000
مایکل رو آوردم، چون اون
به عنوان مسئول حسابداری؛ باید شاهد باشه

252
00:20:00,080 --> 00:20:01,880
آیدا، می‌تونم از تلفن‌ـت استفاده کنم؟

253
00:20:01,960 --> 00:20:06,040
مایکل، اول کار

254
00:20:23,040 --> 00:20:25,960
مایکل، این‌قدر به ساعتت نگاه نکن

255
00:20:28,800 --> 00:20:33,160
آیدا، تا تو داری این رو مطالعه می‌کنی
من می‌تونم برم و یه تلفن بزنم؟

256
00:20:33,240 --> 00:20:34,760
اون دختر خوش‌بخت کیه، مایکل؟

257
00:20:34,840 --> 00:20:37,480
اسمش شارلوت‌ـه
...و مایکل اگه دو ساعت یک‌بار

258
00:20:37,560 --> 00:20:40,120
باهاش حرف نزنه
نمی‌تونه نفس بکشه

259
00:20:40,200 --> 00:20:42,360
...آیدا، خواهش می‌کنم

260
00:20:42,440 --> 00:20:44,520
تلفن توی سالن‌ـه
برای وصل شدن، عدد صفر رو بگیر

261
00:20:44,600 --> 00:20:45,600
ممنون

262
00:20:45,680 --> 00:20:47,440
و سریع هم تمومش کن
پول قبضـشو من میدم

263
00:20:47,520 --> 00:20:48,480
باشه

264
00:20:48,560 --> 00:20:50,200
و نه برای مدت زیادی

265
00:21:08,480 --> 00:21:11,560
بهش فکر کن، پال
با هم می‌تونیم کنترل رو به دست بگیریم

266
00:21:11,640 --> 00:21:14,360
با دو نفر از ما توی این شرکت
می‌تونیم همه‌چی رو راست و ریست کنیم

267
00:21:14,440 --> 00:21:15,640
پس سیاست چی؟

268
00:21:15,720 --> 00:21:19,640
من و تو همراه هم می‌جنگیم
و برنده میشیم، همین سیاست‌ـه

269
00:21:19,720 --> 00:21:22,320
نوع جدیدی از سیاست‌ـه

270
00:21:22,440 --> 00:21:26,360
همین‌طوری‌ـه، من حقوق می‌گیرم
و کارل هم یه کریسمس خوب گیرش میاد

271
00:21:27,560 --> 00:21:30,280
خوبه، به طبقه‌ی سرمایه‌داری خوش اومدی

272
00:21:34,040 --> 00:21:35,920
اسم من اسمیت‌ـه

273
00:21:37,360 --> 00:21:40,040
 حامله‌ست

274
00:21:40,840 --> 00:21:44,360
و می‌خوایم که شما بهمون کمک کنید

275
00:21:48,400 --> 00:21:50,520
باید یه تاریخ مشخص کنیم

276
00:21:56,200 --> 00:21:59,000
به شرکت انحصاری شلبی خوش اومدی

277
00:21:59,480 --> 00:22:01,760
شرکت انحصاری شلبی

278
00:22:01,800 --> 00:22:05,320
انحصاری و بدون سلاح

279
00:22:05,360 --> 00:22:09,800
مایکل، به آیدا خوش‌آمد بگو
...مسئول جدید دارایی‌ها

280
00:22:09,840 --> 00:22:11,120
و املاک ما

281
00:22:11,160 --> 00:22:13,880
تبریک میگم، کجا رو باید امضا کنم؟

282
00:22:20,160 --> 00:22:23,680
آیدا، نوشیدنی داری؟

283
00:22:23,720 --> 00:22:25,400
آره، تامی

284
00:22:30,040 --> 00:22:31,880
قبلاً همین رو بهش گفتم

285
00:22:31,920 --> 00:22:33,520
داره خیلی شبیه به پسرخاله‌‌ـش میشه

286
00:22:33,560 --> 00:22:35,000
فکر کردم هدف هم همین بوده

287
00:22:35,040 --> 00:22:38,360
آره، مثل تامی هستی
ولی با یه مقدار دلـربایی و کلاس بیشتر

288
00:22:38,400 --> 00:22:41,040
آره-
خیلی کمک می‌کنه-

289
00:22:41,080 --> 00:22:42,880
آره، من کجا بخوابم، آیدا؟

290
00:22:42,920 --> 00:22:45,080
...مایکل -
اتاق بغلی کارل -

291
00:22:45,120 --> 00:22:48,080
...مایکل -
!شب‌بخیر -

292
00:22:48,120 --> 00:22:50,520
اوه، قلبـش شکسته، بی‌نوا

293
00:22:52,080 --> 00:22:53,720
پس چطور جشن بگیریم؟

294
00:22:53,760 --> 00:22:56,800
خب، حالا که مایکل رفته بخوابه
...گفتم شاید

295
00:22:58,320 --> 00:23:00,240
برم یه سواری‌ای بکنم

296
00:23:00,280 --> 00:23:03,360
سواری؟ به کجا؟

297
00:23:03,400 --> 00:23:04,560
پالی؟

298
00:23:04,600 --> 00:23:07,720
مسائل با اون مردی که از من نگارگری می‌کنه
گسترش پیدا کرده

299
00:23:07,760 --> 00:23:09,080
پالی؟

300
00:23:10,800 --> 00:23:13,840
...وقتی با اون لباس اونجا می‌ایستی

301
00:23:15,280 --> 00:23:18,360
شروع می‌کنی به حرف زدن
در مورد همه‌چیز

302
00:23:18,400 --> 00:23:21,280
و با هم ...؟  -
نه -

303
00:23:21,320 --> 00:23:23,240
نه هنوز

304
00:23:23,280 --> 00:23:27,000
ولی اون دو شب پیش با من تماس گرفت
تا بگه نگارگری به پایان رسیده و

305
00:23:27,040 --> 00:23:29,320
منم بهش گفتم صبح میام اونجا

306
00:23:29,360 --> 00:23:32,680
ولی اون گفت نه، ازم می‌خواد همین امشب برم

307
00:23:39,080 --> 00:23:42,160
آیدا، یک کلمه هم از این قضیه
به پسرا نمیگی

308
00:23:42,200 --> 00:23:44,840
خیلی‌خب، ولی اون خوب باهات رفتار می‌کنه؟ -
نه. نه. جدی میگم، آیدا -

309
00:23:44,880 --> 00:23:46,320
ثروتمنده؟

310
00:23:46,360 --> 00:23:49,520
دوستانش روزنامه می‌نویسن، آیدا

311
00:23:49,560 --> 00:23:52,000
تامی سعی می‌کنه کارشو تعطیل کنه

312
00:23:52,040 --> 00:23:54,040
پس برو

313
00:23:54,080 --> 00:23:57,200
اون داره مثل یه پرنده‌ی کوچولو
...رفتار میکنه

314
00:23:59,240 --> 00:24:02,120
و من فکر می‌کنم اون داره بیخیال من میشه

315
00:24:03,800 --> 00:24:05,480
پس پاشو برو

316
00:24:11,960 --> 00:24:14,920
چرا فقط پسرا باید خوش بگذرونن؟

317
00:24:22,480 --> 00:24:25,080
تقریباً رسیدیم، از این طرف

318
00:24:38,000 --> 00:24:40,480
فکر نکنم به من اعتماد داشته باشن، تامی

319
00:24:40,520 --> 00:24:43,200
آقای سالامونز، تنها جواهرفروش مورداعتماد من
در لندنـه

320
00:24:44,720 --> 00:24:45,880
ممنون. ممنون

321
00:24:45,880 --> 00:24:51,240
نظر به این‌که توافق کردیم، جواهرفروش ـتون حالا
اقلامی رو به ارزش کلی 70000

322
00:24:53,240 --> 00:24:57,520
میشه سریع از همینجا با گفتن این شروع کنم که
من ترجیح میدم همینجا بمونم

323
00:24:57,600 --> 00:25:01,080
و تا حد مرگ، گرسنگی بکشم و با یاقوت‌های کبود
خودمو خفه کنم

324
00:25:01,160 --> 00:25:05,040
تا اینکه دوباره برگردم به اون دنیای وامونده؟

325
00:25:05,640 --> 00:25:08,200
[ این یهودیه بوی نوشیدنی میده [ به زبان روسی -
آره، خب، دلیل خوبی براش هست -
می‌دونی، مرد کوچک

326
00:25:08,200 --> 00:25:09,760
برای انتخاب

327
00:25:10,920 --> 00:25:13,360
...پس، حالا

328
00:25:14,200 --> 00:25:16,120
...سلام

329
00:25:16,200 --> 00:25:19,880
صحیح. فکر کنم منصفانه ـست که بگم
آره، هزار و پونصد تا

330
00:25:19,960 --> 00:25:21,040
هزار و پونصد تا؟

331
00:25:21,120 --> 00:25:23,560
بسیارخب، هزار و هشتصد تا بهتون میدم

332
00:25:23,640 --> 00:25:26,920
ارزش بازار کنونی رو می‌دونم
هزار و هشتصده

333
00:25:27,000 --> 00:25:28,960
از سر لطفـتونـه

334
00:25:29,040 --> 00:25:33,160
خب، پس. چطوره که بگم یه نگاه به این بندازیم

335
00:25:33,240 --> 00:25:35,760
چیز خیلی قشنگی اونجاست، مگه نه؟

336
00:25:35,840 --> 00:25:38,920
اوه، ولی اون یه هدیه از طرف «تزار نیکولاس» بوده
[ نیکولاس دوم، بزرگ‌ترین پسر امپراتور الکساندر سوم ]

337
00:25:39,000 --> 00:25:41,880
گر چه ازت درخواست نمی‌کنم، می‌کنم؟
ازت درخواست نمی‌کنم

338
00:25:41,960 --> 00:25:45,440
بسیارخب. من برای کسب و کار اومدم به اینجا

339
00:25:45,520 --> 00:25:48,520
تا خدمات حرفه‌ایم رو عرضه کنم

340
00:25:48,600 --> 00:25:50,800
اگه هـی دخالت کنید، نمی‌تونم هم تمرکز کنم
و هم کارم رو انجام بدم، متوجه‌اید؟

341
00:25:50,880 --> 00:25:53,960
آقای رومانوف، بذارید بهتون یادآوری کنم
به ما گفته شده بیایم اینجا

342
00:25:54,040 --> 00:25:55,920
...و چیزی که دلـمون می‌خواد رو انتخاب کنیم

343
00:25:56,080 --> 00:25:59,000
تزار نیکولاس اونو به شما داده؟
من چهار تا بهتون میدم

344
00:25:59,080 --> 00:26:01,880
پنج‌... با منشاء شاهانه

345
00:26:04,480 --> 00:26:05,560
تمومه

346
00:26:05,600 --> 00:26:07,680
صحیح، «رامپل استیلتسکین» بیا بریم اینجا
[ یکی از شخصیت‌های یک داستان افسانه‌ای آلمانی ]

347
00:26:07,680 --> 00:26:09,440
و ببینیم چی توی این جعبه‌هاست

348
00:26:10,240 --> 00:26:13,440
اون‌یکی قطعاً پنج ـه

349
00:26:13,480 --> 00:26:14,680
حواسـت به شمارش هست؟

350
00:26:14,720 --> 00:26:17,200
بله، همینطوره -
یه پنج‌ دیگه -

351
00:26:17,200 --> 00:26:18,720
نگاش کن چه قشنگه -
قشنگه، مگه نه؟ -

352
00:26:18,760 --> 00:26:22,320
چشمگیرـه -
بله، چشمگیرـه -
قشنگـه، مگه نه؟ -
همینطوره -

353
00:26:22,360 --> 00:26:25,800
شاهکارـه. این اثر رو می‌شناسی -
بلافاصله -

354
00:26:25,840 --> 00:26:29,680
گمون می‌کنم، که تمام ایده‌های بد اینجا، مال توئه

355
00:26:29,720 --> 00:26:32,760
مال توئه، مگه نه؟ هان؟

356
00:26:32,800 --> 00:26:34,000
منظورتون چیه؟

357
00:26:34,040 --> 00:26:38,400
آره. تامی، اینو می‌بینی، درسته؟
بدلیـه. بدلیـه

358
00:26:38,440 --> 00:26:39,560
بذار یه چیزی رو بهت بگم، پسرم

359
00:26:39,560 --> 00:26:41,560
کسی با یه اثر بدلی مثل این بیاد توی مغازه‌ی من

360
00:26:41,600 --> 00:26:45,360
معمولاً کاری که مجبورش می‌کنم بکنه، اینه که

361
00:26:45,400 --> 00:26:47,480
قورتـش بده

362
00:26:47,520 --> 00:26:49,840
هان؟ چه بازی‌ای داری انجام میدی؟

363
00:26:51,080 --> 00:26:53,280
هان؟ -
...آقای سالامونز -

364
00:26:54,640 --> 00:26:56,640
برو به جهنم

365
00:26:57,640 --> 00:27:01,640
جمع... جمع و جورش کنیم؟ -
مراقب باشید -

366
00:27:03,320 --> 00:27:04,960
هوم؟

367
00:27:05,000 --> 00:27:07,360
آره. آره

368
00:27:07,360 --> 00:27:08,800
سی و هفت‌هزار و ششصد

369
00:27:11,680 --> 00:27:13,080
...خب

370
00:27:19,520 --> 00:27:21,640
تخم مرغ دارید؟

371
00:27:22,360 --> 00:27:24,520
...فقط دارم می‌پرسم

372
00:27:24,520 --> 00:27:25,920
ما تخم مرغ فبرج به شما پیشنهاد ندادیم

373
00:27:25,960 --> 00:27:28,600
آقای رومانوف، این جواهرفروش من

374
00:27:28,640 --> 00:27:31,520
...بهم توصیه می‌کنه که روی تخم مرغ فبرج

375
00:27:31,560 --> 00:27:32,920
پافشاری کنم

376
00:27:32,960 --> 00:27:35,360
اینطوری معامله ـمون لغوـه، تامی

377
00:27:46,560 --> 00:27:50,440
...با منشاء زیبا و ظریفی که اونجا قرار داره

378
00:27:50,600 --> 00:27:54,520
اون قطعاً قیمت هفتادهزار پوند رو تکمیل می‌کنه

379
00:28:06,280 --> 00:28:10,040
مرد خوب -
و حالا، آقای شلبی، شما به برادرانـتون ملحق می‌شید -

380
00:28:10,080 --> 00:28:12,760
آقای سالامونز هم، اینجا رو ترک می‌کنه

381
00:28:14,000 --> 00:28:16,640
ازتون می‌خوام که کاملاً صادق باشید

382
00:28:35,360 --> 00:28:38,240
اوه، ببخشید. میشه ...؟ -
خواهش می‌کنم -

383
00:28:47,040 --> 00:28:48,400
اوناها

384
00:28:49,600 --> 00:28:51,480
زنی با وقار و ثروتمند

385
00:28:51,720 --> 00:28:55,440
من در سکوت، مهارتی ندارم
این سکوت از نوع خوبـه یا بد؟

386
00:28:56,480 --> 00:28:58,040
خوبـه

387
00:29:01,240 --> 00:29:02,800
خوبـه

388
00:29:08,640 --> 00:29:11,640
خیلی خوبـه -
نه، هنوز تـَرـه -

389
00:29:15,000 --> 00:29:19,200
می‌دونم خیلی بی‌نقص به‌نظر نمی‌رسه، ولی

390
00:29:19,240 --> 00:29:22,200
این بهترین کاریـه که تابحال
به سرانجام رسونده ـم

391
00:29:29,480 --> 00:29:31,440
دلـم برای یکشنبه‌ها، تنگ میشه

392
00:29:34,480 --> 00:29:36,880
یکشنبه‌های دیگری در راهـه

393
00:30:32,960 --> 00:30:35,360
اون همه‌چی رو به لیندا میگه

394
00:30:36,560 --> 00:30:37,840
تک‌تک اتفاقات رو

395
00:30:37,920 --> 00:30:40,320
آره، خب، خواهیم دید

396
00:30:46,240 --> 00:30:49,280
وقتی بری، دلمـون برات تنگ میشه، آرتور

397
00:30:52,040 --> 00:30:54,440
فقط اون ماشین وامونده رو برون

398
00:31:23,560 --> 00:31:27,640
سرباز وظیفه لتسو
گزارش مأموریت رو میدم، استوار

399
00:31:27,720 --> 00:31:29,560
آزاد باش، سرباز وظیفه

400
00:31:32,440 --> 00:31:34,280
از دیدنـت خوشحالم

401
00:31:37,720 --> 00:31:39,240
...هفت‌نفر از جنگ باقی موندن

402
00:31:39,320 --> 00:31:41,080
از پنجاه‌نفر

403
00:31:41,160 --> 00:31:43,160
باید براشون چای بیارم؟

404
00:31:43,240 --> 00:31:44,560
نوشیدنی براشون بیار، کرلی

405
00:31:44,640 --> 00:31:47,240
قبلاً جوری نوشیدنی می‌خوردن که
انگار بدون نوشیدنی زنده نمی‌مونن

406
00:31:47,320 --> 00:31:49,080
از اون نوشیدنی های «بلک‌کانتری» بهشون بده

407
00:31:49,120 --> 00:31:51,920
توی یه بشکه ـست که میخ‌کوبی شده

408
00:31:51,960 --> 00:31:54,240
قراره منو بی‌پول کنن

409
00:31:54,280 --> 00:31:57,680
هرچیزی که استفاده کنن، برش می‌گردونن
اونا آدمای خوبی هستن

410
00:31:57,720 --> 00:31:59,600
جان، آرتور

411
00:31:59,640 --> 00:32:01,920
این پسرها رو به یاد دارین؟

412
00:32:02,960 --> 00:32:07,160
خب، مگه میشه «کلی‌کیکرهای» «تیپتون» رو
به یاد نداشته باشم؟
تیپتون: شهرکی در شهر سندول ]
[ در میدلند غربی انگلستان
کلی‌کیکرها: اعضای جوخه‌ی مهندسی تونل‌کـنی ]
[ در جنگ جهانی اول

413
00:32:07,200 --> 00:32:10,000
کلی‌کیکرها -
بیا اینجا ببینم -

414
00:32:16,320 --> 00:32:20,080
این ویلیام لتسوئه، از سپاه حزب کارگر
زاده‌ی آفریقای جنوبی

415
00:32:20,120 --> 00:32:23,680
از معدن‌های الماس «بلوم‌فانتاین» فرستاده شده
«به «فلاندر
بلوم‌فانتیاین: شهری در جنوب ]
[  جمهوری افریقای جنوبی  مرکز ایالت اورنج
فلاندر: نام ناحیه‌ای که در قرون وسطی ]
که بخشی از شمال باختری فرانسه و جنوب
[ بلژیک امروزی را در بر می‌گرفت

416
00:32:23,720 --> 00:32:26,400
بهترین نقب‌زنی که تابحال دیدم

417
00:32:26,440 --> 00:32:28,720
پس سه‌تا سردابه زیر این خونه ـست

418
00:32:28,760 --> 00:32:30,840
انبار آشپزخونه، انبار فاضلاب

419
00:32:30,880 --> 00:32:33,960
یه تونل اینجا هست که از زیر رود
...به سمت اتاق امـنِ

420
00:32:34,000 --> 00:32:36,280
زیرزمینی خونه، رد میشه

421
00:32:36,320 --> 00:32:39,000
حالا اینجا قبلاً خزانه‌داری کاخ بوده

422
00:32:39,040 --> 00:32:42,560
این تونل مستقیماً از غرب رد میشه و
توسط سه در آهنی

423
00:32:42,600 --> 00:32:44,160
از خونه، مجزا میشه

424
00:32:44,200 --> 00:32:46,160
با قفل‌هایی که نمی‌تونیم بازشون کنیم

425
00:32:46,200 --> 00:32:50,680
ما تونلی می‌خوایم که از اینجا رد بشه
و مستقیماً به اتاق امن، راه پیدا کنه

426
00:33:31,320 --> 00:33:33,920
تپه‌ی پریمرز، 23. آیدا تورن

427
00:33:36,120 --> 00:33:37,760
آیدا؟

428
00:33:37,800 --> 00:33:40,000
مایکل هنوز اونجاست؟

429
00:33:43,240 --> 00:33:46,040
صحیح، بهش میگی که من ماشین رو بردم؟

430
00:33:46,080 --> 00:33:48,560
اون می‌تونه با قطار بیاد

431
00:33:48,600 --> 00:33:52,600
سعی کن سردربیاری که چرا اخیراً
انقدر کج‌خلق بوده

432
00:35:33,000 --> 00:35:36,520
نباید توی وسائل شخصی بقیه
سرک کشید

433
00:35:36,560 --> 00:35:38,240
اون پسر منـه

434
00:35:39,600 --> 00:35:42,280
اون گلوله برای من بود
هرگز فرصت شلیک کردنـش، گیرم نیومد

435
00:35:42,320 --> 00:35:45,920
و مقررات کولی‌ها میگه که باید دست به دست
منتقل بشه

436
00:35:45,960 --> 00:35:47,760
قضیه در مورد مقررات نیست، پالی

437
00:35:47,800 --> 00:35:50,000
قضیه در مورد اینه که اون ازم درخواست کرد

438
00:35:51,280 --> 00:35:53,000
قضیه اینه که اون بهم گفت که

439
00:35:53,040 --> 00:35:55,240
چرا می‌خواد انجامـش بده

440
00:35:55,520 --> 00:35:57,680
حالا، اگه بهت بگم

441
00:35:57,720 --> 00:36:00,400
[ دیگه نمیشه کاری کرد [ تا فراموشـش کنی

442
00:36:02,120 --> 00:36:04,280
بهتره که ندونی

443
00:36:08,240 --> 00:36:10,160
پس این واسه موقعیـه که پیش اعضای کلیسا بود

444
00:36:10,200 --> 00:36:12,600
ندونی بهتره، پالی

445
00:36:23,720 --> 00:36:26,640
...این واسه موقعیـه که پیش کشیش‌ها بود

446
00:36:26,680 --> 00:36:30,600
واسه موقعیـه که تحت سرپرستی پاپ‌های اعظم بود

447
00:36:31,120 --> 00:36:34,000
مایکل می‌خواست تو ندونی

448
00:36:43,640 --> 00:36:46,960
...اون کشیش -
...اون کشیش -

449
00:36:47,000 --> 00:36:48,680
...اونجا بود

450
00:36:48,720 --> 00:36:51,000
...وقتی مایکل تحت سرپرستی کلیسا بود

451
00:36:51,040 --> 00:36:53,520
و هنوزم داره راست‌راست، راه میره

452
00:36:53,560 --> 00:36:54,840
تـُف

453
00:37:03,760 --> 00:37:04,760
تـُف

454
00:37:04,800 --> 00:37:06,280
...اون ازم درخواست کرد، پال

455
00:37:06,320 --> 00:37:08,120
و منم گفتم باشه

456
00:37:12,880 --> 00:37:14,760
و گفتم

457
00:37:14,800 --> 00:37:18,520
...یه گلوله بکّار توی مغز وامونده ـش »

458
00:37:20,880 --> 00:37:23,840
« به‌فرمان پیکی بلایندرها

459
00:37:35,280 --> 00:37:36,520
نه

460
00:37:38,600 --> 00:37:40,200
پسرم نه

461
00:37:43,320 --> 00:37:45,440
و اگه آرتور این‌کارو بکنه، اون نابود میشه

462
00:37:45,480 --> 00:37:48,480
و بخشی از وجودش همیشه مرده باقی می‌مونه

463
00:37:51,320 --> 00:37:52,520
...به خدا قسم

464
00:37:52,560 --> 00:37:53,960
اونجایی که این اتفاق افتاد رو می‌شناسم

465
00:37:54,000 --> 00:37:56,760
...اگه پسر من ماشه رو بکشه

466
00:37:57,640 --> 00:38:02,000
کل این تشکیلات رو جلوی چشمات
نابود می‌کنم
