﻿1
00:00:01,480 --> 00:00:03,920
هر دوی شما قبلاً مردهای بد دیدین

2
00:00:03,960 --> 00:00:06,440
مردی که قراره باهاش
ملاقات کنیم، خود شیطان‌ـه

3
00:00:06,480 --> 00:00:08,000
مایکل گِری

4
00:00:08,040 --> 00:00:11,120
تو تمام پول پسرخاله‌ت رو با
احمق‌بازی در آمریکا به باد دادی

5
00:00:11,160 --> 00:00:16,120
و آرتور شلبیِ عزیز بیچاره... نگران
اینه که همسرش هیچ‌وقت برنگرده

6
00:00:16,160 --> 00:00:18,800
وقت این هم فرا می‌رسه

7
00:00:18,800 --> 00:00:22,640
یه گلوله هست، و روـش
اسم مک‌کاورن حک شده

8
00:00:26,320 --> 00:00:30,040
...خواستار جنگ‌ـی
جنگ هم گیرت میاد

9
00:00:30,080 --> 00:00:31,760
من با «دوستان» صحبت کردم

10
00:00:31,800 --> 00:00:33,560
یکی از «دوستان» یه مَرده

11
00:00:33,600 --> 00:00:36,640
بدون چشم‌ـهاش می‌میره

12
00:00:36,680 --> 00:00:39,120
این دست‌ها متعلق به شیطان‌ـه

13
00:00:39,160 --> 00:00:43,120
به محض این‌که بچه‌ام اولین نفس‌ـش رو
بکشه... من و تو دیگه کاری با هم نداریم

14
00:00:44,280 --> 00:00:46,160
و تو پادشاه می‌شی

15
00:01:12,560 --> 00:01:14,000
شاد یا غمگین، تامی؟

16
00:01:40,040 --> 00:01:41,320
آقای شلبی

17
00:01:43,560 --> 00:01:47,600
گلوله‌های من بی‌قرار این هستن
که وارد سرِ کولیانه‌ت بشن

18
00:02:34,160 --> 00:02:36,240
می‌دونید، باعث افسوس‌ـه

19
00:02:36,280 --> 00:02:38,560
من دنبال این بودم که شما رو بکُشم

20
00:02:39,600 --> 00:02:42,280
پشت یه صف خیلی طولانی ایستادید
[ خیلی‌ها هستن که می‌خوان من رو بکُشن ]

21
00:02:43,720 --> 00:02:45,960
پرچم سفید من، پرچم آتش‌بس‌ـه

22
00:02:47,080 --> 00:02:49,080
ولی پرچم شما بیشتر پرچم تسلیم‌شدن‌ـه

23
00:02:50,840 --> 00:02:56,000
،هر چی که شما بگی، آقای مک‌کاورن
رنگ‌ها یکسان هستن، نتیجه هم یکسان‌ـه

24
00:02:56,040 --> 00:02:58,200
معتقدم که ما دوستان مشترکی داریم

25
00:02:58,240 --> 00:02:59,760
بهتره جنگ‌ـمون رو موکول کنیم به بعد

26
00:02:59,800 --> 00:03:02,280
برادرتون یه نارنجک دستی برای من به‌جا گذاشت

27
00:03:02,320 --> 00:03:03,720
گفت از جانب‌ـش عذرخواهی کنم

28
00:03:03,760 --> 00:03:06,720
شما برای من مین‌های زمینی گذاشتید

29
00:03:06,760 --> 00:03:09,640
که من هم به‌خاطرش عذر می‌خوام

30
00:03:09,680 --> 00:03:11,800
پس آتش‌بس

31
00:03:11,840 --> 00:03:16,640
پیام‌تون می‌گفت که شما می‌خواید
آتش‌بس بین‌ـمون رو با یه تجارت تضمین کنید

32
00:03:16,680 --> 00:03:20,280
از اون‌جایی که من و شما مردانی با منافع
،و شبکه‌های توزیع مشابه هستیم

33
00:03:20,320 --> 00:03:25,160
پیش خودم گفتم شاید بتونیم از توافق موقت‌ـمون
در جهت سود مشترک استفاده کنیم

34
00:03:25,200 --> 00:03:30,120
شما در یه محوطۀ پُر از ضایعات فلزی و کالاهای دزدی
ایستادید و مثل یه سیاست‌مدار صحبت می‌کنید

35
00:03:30,160 --> 00:03:33,040
نه، هیچ چیزی این‌جا دزدی نیست، آقای مک‌کاورن

36
00:03:33,080 --> 00:03:35,520
چارلی صرفاً وسایل رو قبل از
این که گُم بشن، پیدا می‌کنه

37
00:03:38,040 --> 00:03:41,800
ماهیت معامله در پیشنهادم توضیح داده شده

38
00:03:41,840 --> 00:03:49,000
من براتون یه سوئیت در هتل «میدلند» رزرو کردم. اگر
هر چیزی توی این شهر نیاز داشتید، فقط اسم من رو بیارید

39
00:03:49,040 --> 00:03:51,200
پس می‌خواید من رو تحت تأثیر
قرار بدید، آقای شلبی؟

40
00:03:52,440 --> 00:03:54,200
عسایا

41
00:03:57,000 --> 00:04:05,560
.همچنین توی پاکت یه چک 500 پوندی هست؛ برای همسرتون
،می‌تونه ازش برای خرید یه لباس مشکی استفاده کنه

42
00:04:05,600 --> 00:04:11,640
یک اسب مشکی با یال‌های مشکی کرایه کنه، تا یه
گاری مشکی که جنازه‌تون داخل‌ـش هست رو بکشه

43
00:04:11,680 --> 00:04:14,600
در صورتی که مفاد آتش‌بس رو نقض کنید

44
00:04:15,880 --> 00:04:19,960
حالا، لطفاً، توی شهری که مفتخر به
نمایندگی‌ـش هستم، خوش بگذرونید

45
00:04:41,960 --> 00:04:44,080
درست، یالا، یالا، عجله نکن

46
00:04:44,120 --> 00:04:46,840
همم

47
00:04:46,880 --> 00:04:49,400
.با دروازه‌بان‌هاشون ارتباط برقرار کردم
همه‌شون گفتن 5 پوند کافی‌ـه

48
00:04:49,440 --> 00:04:51,400
...من

49
00:04:53,400 --> 00:04:59,600
به اعضای تیم «ترانمره راورز» نامه نوشتم، چون
تلفنی که توی خونۀ من گذاشتین، دیگه کار نمی‌کنه

50
00:04:59,640 --> 00:05:02,720
پس من به یه تلفن دیگه نیاز دارم -
باشه -

51
00:05:02,760 --> 00:05:11,800
به محض این‌که درست‌ـش کردیم، بعد همۀ اسامی
و شماره‌های داورهای لیگ دستۀ اول رو خواهیم داشت

52
00:05:11,840 --> 00:05:14,360
لیگ دستۀ اول؟ -
آره -

53
00:05:14,400 --> 00:05:17,240
لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی

54
00:05:17,280 --> 00:05:19,200
یالا، یالا، یالا

55
00:05:19,240 --> 00:05:22,080
گوش کن، گوش کن چی می‌گم. بیخیال

56
00:05:22,120 --> 00:05:23,840
نیازی به اون نیست، همم؟

57
00:05:23,880 --> 00:05:25,120
آره

58
00:05:25,160 --> 00:05:27,760
ما بهت نیاز داریم تا بفهمی
اونا از چی خوش‌ـشون میاد

59
00:05:27,800 --> 00:05:29,880
می‌دونی، چی به هیجان‌شون میاره

60
00:05:30,960 --> 00:05:34,400
چون خیلی‌هاشون مرفه‌ان. یه
پنج پوندی براشون هیچی نیست

61
00:05:34,440 --> 00:05:36,760
ما بهت نیاز داریم که بفهمی اونا
واقعاً دوست دارن چه بازی‌ای کنن

62
00:05:36,800 --> 00:05:38,080
بله

63
00:05:38,120 --> 00:05:40,280
ببین، چون می‌تونیم همون رو بهشون عرضه کنیم

64
00:05:40,320 --> 00:05:42,000
...اوه، آره. شرکت انحصاری شلبی

65
00:05:42,040 --> 00:05:46,800
ما می‌تونیم همۀ چیزهای دوست‌داشتنی‌ای
که آدم‌ها دوست دارن رو بهشون عرضه کنیم

66
00:05:46,840 --> 00:05:48,280
هممم؟

67
00:05:48,320 --> 00:05:53,640
ما همچنین می‌تونیم محافظت از چیزهایی
که دوست ندارن رو بهشون عرضه کنیم

68
00:05:54,800 --> 00:05:59,960
اگر یه وقت دست‌تون به
...خانوادۀ من بخوره... هر وقتی

69
00:06:02,600 --> 00:06:04,840
یورک

70
00:06:04,880 --> 00:06:06,720
لینکلن

71
00:06:10,160 --> 00:06:12,600
ترانمره راورز، همم؟

72
00:06:12,640 --> 00:06:14,160
اوهوم

73
00:06:16,040 --> 00:06:18,240
خداحافظ، فین -
خداحافظ، برادر -

74
00:06:20,600 --> 00:06:22,240
لعنت بهش

75
00:06:40,600 --> 00:06:45,520
.چیزی نیست، خانم کانرز
می‌تونین ادامه بدین. برادرم‌ـه

76
00:06:47,160 --> 00:06:49,880
خب بهم بگین چطور اتفاق افتاد؟

77
00:06:49,920 --> 00:06:52,800
اونا طبقۀ پایین خوابیده بودن

78
00:06:52,840 --> 00:07:00,040
،و بعد شوهرم با حال بد...از مِی‌خونۀ «مارکویس» اومد خونه
با این‌که تازه هم شغل‌ـش رو از دست داده. ما هیچ پولی نداریم

79
00:07:01,200 --> 00:07:03,600
بگذریم، اون اومد توی تخت‌خواب

80
00:07:04,680 --> 00:07:07,880
ولی طبقۀ پایین، اونا حتماً یه
صدایی شنیدن. بیدار شدن

81
00:07:07,920 --> 00:07:09,800
شروع کردن به سروصداکردن

82
00:07:11,080 --> 00:07:15,880
...اونا شوهرم رو بیدار کردن، و
وقتی اون حالش خوب نیست، نباید بیدارش کنی

83
00:07:17,440 --> 00:07:19,720
و بعدش چی شد، خانم کانرز؟

84
00:07:21,400 --> 00:07:22,880
...اون

85
00:07:22,920 --> 00:07:24,720
...اون

86
00:07:24,760 --> 00:07:26,200
اون رفت طبقۀ پایین

87
00:07:28,720 --> 00:07:31,600
اونا رو کُشت

88
00:07:31,640 --> 00:07:34,320
خفه‌شون کرد، هر 3‌تاشون رو

89
00:07:36,000 --> 00:07:42,720
و شما... شما، شما امروز جنازه‌شون
رو با خودتون آوردین این‌جا؟

90
00:07:42,760 --> 00:07:44,840
به‌عنوان مدرک، آقای شلبی

91
00:07:58,360 --> 00:08:01,800
آوازخوندن اونا تنها چیز قشنگ توی زندگی من بود

92
00:08:03,560 --> 00:08:06,360
...برام مهم نیست که شوهرم کتک‌ـم می‌زنه

93
00:08:07,800 --> 00:08:09,320
ولی این نه

94
00:08:11,640 --> 00:08:13,000
خانم کانرز

95
00:08:13,040 --> 00:08:15,280
ما آدرس شما رو داریم

96
00:08:15,320 --> 00:08:18,360
با شوهرـتون صحبت خواهیم کرد

97
00:08:18,400 --> 00:08:24,320
«این برادرم که این‌جاست امروز به بازار «بول رینگ
می‌ره، و برای شما سه تا سحرۀ طلایی جدید می‌خره

98
00:08:24,360 --> 00:08:30,240
و دم درب خونه‌تون بهتون تحویل می‌ده -
با همون رنگ و... می‌دونین، همون پرها -

99
00:08:30,280 --> 00:08:33,240
:اسم 3تای جدید رو می‌ذارم
توماس، آرتور و فین

100
00:08:34,520 --> 00:08:36,320
این باعث می‌شه شوهرم درنگ کنه

101
00:08:36,360 --> 00:08:38,120
حتی وقتی خسته باشه

102
00:08:39,240 --> 00:08:40,600
روز به‌خیر، آقای شلبی

103
00:08:41,760 --> 00:08:43,240
مراقب خودتون باشین، خانم کانرز

104
00:08:43,280 --> 00:08:44,440
خداحافظ

105
00:08:48,320 --> 00:08:52,680
من نمی‌دونم چطور این کار رو
!می‌کنی، تام. واقعاً نمی‌دونم

106
00:08:52,720 --> 00:08:55,240
یاد می‌گیری، آرتور

107
00:08:56,440 --> 00:09:03,400
.اون زن، طبقۀ پایین خونه‌ش فقط دو تا اتاق داره
شوهرش شغل‌ـش رو از دست داده و اون رو کتک می‌زنه

108
00:09:03,440 --> 00:09:09,800
و با این وجود، چیزی که اون رو وادار به ملاقات
با نمایندۀ مجلس‌ـش می‌کنه، فنچ‌هاش هستن

109
00:09:11,720 --> 00:09:13,800
حالا، به اون می‌گن سیاست، آرتور

110
00:09:13,840 --> 00:09:15,560
باب علاقۀ من نیست

111
00:09:15,600 --> 00:09:16,840
بگذریم، ببین

112
00:09:16,880 --> 00:09:18,400
لیست بازنده‌ها

113
00:09:18,440 --> 00:09:20,480
چقدر از فوتبال به دست آوردیم؟

114
00:09:20,520 --> 00:09:23,960
.این هفته ده هزار پوند
فین آینده‌دار نشون می‌ده، تام

115
00:09:24,000 --> 00:09:27,680
شاید بهتر باشه بذاریم‌ـش روی
مسابقات اسب‌دوانی. فقط یه ایده‌ست

116
00:09:30,520 --> 00:09:31,920
فین؟ -
بله؟ -

117
00:09:31,960 --> 00:09:34,400
سفارش وقت نهارـت -
بیارش داخل -

118
00:09:41,560 --> 00:09:44,480
تامی، نفر بعدی می‌خواد هر دوی شما رو ببینه

119
00:09:46,200 --> 00:09:48,840
چهره‌ش رو می‌شناسی؟ -
نه، چینی‌ـه -

120
00:09:50,200 --> 00:09:52,000
یه چینی توی مِی‌خونۀ ما؟

121
00:09:55,680 --> 00:09:56,800
...تام

122
00:09:58,080 --> 00:09:59,320
خیلی‌خب

123
00:10:00,800 --> 00:10:02,240
به آرومی، میکی، بذار بیاد داخل

124
00:10:05,680 --> 00:10:10,440
سه‌تا پرندۀ کوچولو، هان؟
تامی، فین و آرتور

125
00:10:17,640 --> 00:10:19,920
آقای توماس

126
00:10:22,280 --> 00:10:24,920
آقای آرتور

127
00:10:31,680 --> 00:10:33,760
اسم من «برلیانت چانگ»ـه
[ چانگِ زیرک ]

128
00:10:35,880 --> 00:10:39,760
برلیانت چانگ که مُرده

129
00:10:39,800 --> 00:10:41,520
شاید

130
00:10:42,880 --> 00:10:45,920
بعضی وقت‌ها برام سؤال می‌شه
که: «آیا این‌جا بهشت‌ـه»؟

131
00:10:48,880 --> 00:10:51,400
...بوـش که به بهشت نمی‌خوره

132
00:10:51,440 --> 00:10:54,120
پس باید بگم که زنده مونده‌ام

133
00:10:59,800 --> 00:11:03,080
بهتره جواب تلفن رو بدین، آقای شلبی

134
00:11:07,200 --> 00:11:09,280
میکی، اون تلفن رو همین‌الآن بیار این‌جا

135
00:11:12,120 --> 00:11:13,280
الو؟

136
00:11:13,320 --> 00:11:15,160
آرتور، آرتور

137
00:11:17,000 --> 00:11:20,920
من یه خانم رو همراه یه اسلحه
به دفتر برادر کوچیکه‌تون فرستادم

138
00:11:20,960 --> 00:11:22,960
روبه‌راهی، فین -
روبه‌راه‌ـم، روبه‌راه‌ـم -

139
00:11:25,560 --> 00:11:27,400
چه کوفتی داره اتفاق می‌اُفته؟

140
00:11:31,400 --> 00:11:33,920
می‌خوای دوباره بمیری، چانگ؟ ها؟

141
00:11:36,000 --> 00:11:37,240
خوبه

142
00:11:37,280 --> 00:11:39,240
اسلحه‌ها نشونه گرفته شدن

143
00:11:39,280 --> 00:11:41,800
حالا همۀ ما متمرکزـیم

144
00:11:41,840 --> 00:11:43,720
لحظه، الآن خالص‌ـه

145
00:11:43,760 --> 00:11:46,080
خلوص ضرورتی نداره

146
00:11:46,120 --> 00:11:48,800
خودنمایی ضرورتی نداره

147
00:11:48,840 --> 00:11:51,040
...اونا گفتن: «تامی شلبی

148
00:11:52,120 --> 00:11:54,360
«اون در به کوبیده‌شدن نیاز پیدا می‌کنه

149
00:11:56,360 --> 00:11:58,960
وقتی از اون در اومدی داخل، باز بود

150
00:12:00,280 --> 00:12:05,760
نیازی نیست برای جلب توجه من، کاری
انجام بدی. حالا، دقیقاً چی می‌خوای؟

151
00:12:11,200 --> 00:12:13,840
آتیش داری، آقای شلبی؟

152
00:12:18,280 --> 00:12:22,120
...اگر اتفاقی برای برادرم بی‌اُفته، چانگ

153
00:12:22,160 --> 00:12:24,400
تو می‌میری

154
00:12:38,040 --> 00:12:41,960
اگر امروز این‌جا بمیری، ما جنازه‌ـت رو دمر با دست‌های
قطع‌شده چال می‌کنیم. مستقیم می‌ری جهنم

155
00:12:41,960 --> 00:12:46,800
.آئین و تشریفات برام اهمیتی نداره
من آدم خرد‌گرایی هستم، آقای شلبی

156
00:12:47,960 --> 00:12:53,320
خب، به دوست‌ـت پشت تلفن بگو اسلحه‌اش
رو بذاره زمین تا ما بتونیم صحبت کنیم

157
00:12:59,720 --> 00:13:01,840
شلیک نکن، برادر

158
00:13:01,880 --> 00:13:03,640
شلیک نکن

159
00:13:07,680 --> 00:13:09,000
من روبه‌راه‌ـم

160
00:13:09,040 --> 00:13:10,680
اون به سقف شلیک کرد

161
00:13:10,720 --> 00:13:12,680
فین روبه‌راه‌ـه

162
00:13:12,720 --> 00:13:14,040
فین سالم‌ـه

163
00:13:21,600 --> 00:13:24,320
!دستورت رو بهم بگو

164
00:13:24,360 --> 00:13:27,120
!دستورت رو بهم بگو، تامی
آره یا نه؟

165
00:13:27,160 --> 00:13:29,080
آروم باش

166
00:13:31,480 --> 00:13:33,880
گفتم، آروم باش

167
00:13:48,200 --> 00:13:52,040
می‌تونم یه چیزی از جیب‌ـم در بیارم، آقای شلبی؟

168
00:14:24,680 --> 00:14:29,320
این خالص‌ترین موادیه 
که تا حالا وارد اروپا شده

169
00:14:29,360 --> 00:14:33,440
نه نمکی، نه آردی، نه دروغی

170
00:14:33,480 --> 00:14:35,520
حقیقت خالص

171
00:14:36,560 --> 00:14:41,200
از یه کشتی به اسم «کپیتال» اومده، از شانگهای

172
00:14:41,240 --> 00:14:43,680
یک هفته پیش در «پاپلار» پهلو گرفت
[ ناحیه‌ای در لندن ]

173
00:14:43,720 --> 00:14:49,880
.کارگرهای بارانداز به زور اسلحه نگه داشته شده بودن
چینی‌ها زیر نور فانوس‌ها، بار کشتی رو خالی کردن

174
00:14:51,240 --> 00:14:56,160
یه سرکارگر در اسکله تخمین زد
که حدود 7 تُن جنس بوده

175
00:14:56,200 --> 00:14:59,240
من همون موقع یه یادداشت برداشتم

176
00:15:03,000 --> 00:15:05,160
با همون سرکارگر صحبت کردم

177
00:15:05,200 --> 00:15:07,680
...و به این نتیجه رسیدم که

178
00:15:07,720 --> 00:15:11,000
...هفت تُن مواد خالص، ارزشی

179
00:15:13,080 --> 00:15:21,160
حدود یک میلیون و 190 هزار پوند
در بازارهای بین‌المللی داره

180
00:15:25,040 --> 00:15:26,960
رکود بزرگ، همم؟

181
00:15:28,320 --> 00:15:30,120
وال‌استریت

182
00:15:30,160 --> 00:15:32,920
حالا همه‌ـمون گوش‌به‌زنگِ فرصت‌ها هستیم

183
00:15:38,680 --> 00:15:41,840
چه کوفتی داره اتفاق می‌اُفته؟ -
چه بازی‌ای داری در میاری؟ -

184
00:15:41,840 --> 00:15:45,400
فین، ما در حال پیش‌بُرد یک تجارت هستیم

185
00:15:45,440 --> 00:15:47,360
!اون زن یه اسلحه روی سرِ وامونده‌ام گذاشت

186
00:15:47,600 --> 00:15:51,040
تو یه مشاجره با یه خانم داشتی
و خودتو کثیف نکردی

187
00:15:51,080 --> 00:15:54,560
و این آرتور که این‌جاست بهم می‌گه که باید
تو رو بذاریم روی مسابقات اسب‌دوانی

188
00:15:54,600 --> 00:15:57,320
در نهایت امروز داره به یه روز خوب برای -
!تو تبدیل می‌شه، فین      - اون رو بده بهم

189
00:15:57,360 --> 00:15:59,000
!هی

190
00:15:59,040 --> 00:16:02,560
همیشه‌ کسایی که میاری رو دم در تفتیش کن

191
00:16:02,600 --> 00:16:04,800
اگر اون رو توی خیابون
ببینم، زخمی‌ـش می‌کنم

192
00:16:04,840 --> 00:16:07,160
آره، خیلی‌خب، باشه، یالا

193
00:16:12,960 --> 00:16:14,880
این یه هدیه‌ست، آقای شلبی

194
00:16:17,840 --> 00:16:19,880
نشانه‌ای از حسن نیت

195
00:16:30,000 --> 00:16:32,160
می‌ندازم‌ـش توی کانال آب

196
00:16:34,520 --> 00:16:37,400
هدف کانال‌ها هستن. درسته، چانگ؟

197
00:16:59,480 --> 00:17:02,800
ببخشید که جلسه رو این‌جا برگزار کردم. اما
موقعیت مکانی هم بخشی از معامله‌ـست

198
00:17:02,840 --> 00:17:05,880
چه معاملۀ وامونده‌ای؟

199
00:17:05,920 --> 00:17:08,840
چه حسی داره که دوباره
توی لجن پابرهنه باشی، پال؟

200
00:17:08,880 --> 00:17:11,600
.حس جوونی بهم می‌ده
چه معاملۀ وامونده‌ای؟

201
00:17:11,640 --> 00:17:14,840
چهار قایق. چهار روز

202
00:17:14,880 --> 00:17:23,600
از کانال «گرند یونیون» از «پاپلار» تا این‌جا. نیمی از محموله
زغال‌سنگ‌ـه و در زیر زغال‌سنگ‌ها، مواد خالص

203
00:17:23,640 --> 00:17:25,800
مواد؟

204
00:17:25,840 --> 00:17:28,160
من علیه‌ـش رأی می‌دم

205
00:17:28,200 --> 00:17:32,440
اونا نمی‌تونن از جاده‌ها برن، چون راننده‌های
چینی توسط پلیس متوقف می‌شن

206
00:17:32,480 --> 00:17:36,240
اونا نیاز دارن که از لندن خارج‌ـشون کنن، چون
تمام انبارها توسط گمرک، تجسس می‌شن

207
00:17:36,280 --> 00:17:39,680
هفت تُن برای سن‌فرانسیسکو‌ئه

208
00:17:39,720 --> 00:17:42,760
ولی کشتی‌ای که قراره از لیورپول به
اون‌جا بره تا هفت روز دیگه حرکت نمی‌کنه

209
00:17:42,800 --> 00:17:44,920
اونا به یه جای امن برای نگه‌داشتن‌ـشون نیاز دارن

210
00:17:44,960 --> 00:17:48,760
تنها کاری که ما باید انجام بدیم اینه که از طریق
کانال بیاریم‌ـشون و یه هفته این‌جا نگه‌ـشون داریم

211
00:17:48,800 --> 00:17:52,120
،اما ما با چینی‌ها سروکله نمی‌زنیم
تام. بابا همیشه این رو می‌گفت

212
00:17:52,160 --> 00:17:58,320
،از خودت بپرس، اون در عوضِ روندن چهار قایق توی کانال
بدون این‌که هیچ ایست بازرسی‌ای جلوـش رو بگیره

213
00:17:58,360 --> 00:18:00,320
بیخیال 250هزار پوند می‌شد؟

214
00:18:02,160 --> 00:18:04,560
من علیه‌ـش رأی می‌دم، تام. هوم؟

215
00:18:04,600 --> 00:18:06,160
پالی؟

216
00:18:06,200 --> 00:18:08,800
‏‏‏250هزار پوند

217
00:18:08,840 --> 00:18:12,520
این نصف اون پولی‌ـه که
مایکل در شیکاگو از دست داد

218
00:18:12,560 --> 00:18:15,680
من ازش درخواست می‌کنم که
مسئولیت این کار رو برعهده بگیره

219
00:18:15,720 --> 00:18:18,920
جایگاه مایکل دوباره در شرکت تثبیت می‌شه؟

220
00:18:18,960 --> 00:18:21,240
زمان قرنطینه‌ـش تمام می‌شه

221
00:18:26,680 --> 00:18:28,120
درباره‌ـش فکر کن، برادر

222
00:18:28,160 --> 00:18:33,080
چهار قایق که از شکاف این‌جا راهی
می‌شن، با بوی دود زغال و گوشت کبابی

223
00:18:34,960 --> 00:18:42,040
و تو به کدوم یکی از رفیق‌های کولی چارلی برای یه
محموله به ارزش یک میلیون پوند اعتماد داری، تام؟

224
00:18:42,080 --> 00:18:45,680
من قبلاً تدارک کار رو دیدم. باید به
یه جلسه برم. بیاید رأی‌گیری کنیم

225
00:18:47,200 --> 00:18:49,560
افراد موافق

226
00:18:59,160 --> 00:19:06,160
پیشنهاد تصویب شد. آرتور، به چارلی بگو قبل از تاریک
شدن هوا، 4تا قایق و 4 تُن زغال سنگ لازم داریم

227
00:19:06,200 --> 00:19:07,680
اونا امشب به سمت جنوب حرکت می‌کنن

228
00:19:09,160 --> 00:19:13,720
«و یادت نره بری بازار «بول رینگ
و اون سه‌تا فنچ رو بگیری، آرتور

229
00:19:13,760 --> 00:19:14,960
بله، تامی

230
00:19:15,960 --> 00:19:17,240
لعنت بهش

231
00:19:32,000 --> 00:19:34,200
چی شنیدی، پال؟

232
00:19:35,600 --> 00:19:37,920
...مردی که ناکارش کردی، رفت پیش پلیس

233
00:19:39,760 --> 00:19:41,160
ولی ما قضیه رو فیصله دادیم

234
00:19:44,480 --> 00:19:45,560
لیندا باهاش بود؟

235
00:19:47,160 --> 00:19:50,280
اگر بوده، تقصیر توئه، آرتور

236
00:19:50,320 --> 00:19:54,080
اما اونا گفتن صورت‌ـش ان‌قدر بد بریده
شده بوده که سخته بهش نگاه کنی

237
00:19:54,120 --> 00:19:56,600
پس من که می‌گم نه

238
00:19:57,600 --> 00:20:02,920
این رو هم می‌گم که وقت‌ـش
رسیده که بیخیال لیندا بشی

239
00:20:02,960 --> 00:20:05,080
...یکی دیگه رو پیدا کن

240
00:20:06,200 --> 00:20:08,680
که شاید بتونه آتش درونی‌ـت رو خاموش کنه

241
00:20:20,680 --> 00:20:22,480
ولی نمی‌تونم، پال

242
00:20:24,960 --> 00:20:26,800
!منِ وامونده نمی‌تونم

243
00:20:30,360 --> 00:20:31,960
و موضوع همین‌ـه

244
00:20:33,360 --> 00:20:35,800
موضوع همین‌ـه

245
00:20:49,800 --> 00:20:51,480
نوشیدنی؟

246
00:20:51,520 --> 00:20:52,800
ممنون، نه

247
00:21:04,160 --> 00:21:08,640
بنا به دلایلی که نمی‌تونم فاش کنم، من
باید جیمی مک‌کاورن رو زنده نگه دارم

248
00:21:08,680 --> 00:21:11,880
ولی من دیگه یه زمان و مکان
برای قتل‌ـش در نظر گرفتم

249
00:21:11,920 --> 00:21:14,240
می‌دونی؟

250
00:21:14,280 --> 00:21:17,760
یه کوچۀ باریک کنار یه رستوران ساحلی

251
00:21:17,800 --> 00:21:21,120
یه دختر به اسم کارن، که از جیمی
متنفرـه، لوـش خواهد داد

252
00:21:21,160 --> 00:21:26,000
صدای جرثقیل‌ها و بالاکِش‌ها هم هست
که پیچیدن صدای شلیک رو پوشش بده

253
00:21:26,040 --> 00:21:28,480
یه بنتلی هم دارم که باهاش فرار کنم

254
00:21:28,520 --> 00:21:30,680
جنگ با «پسران بیلی» به بعد موکول شده

255
00:21:30,720 --> 00:21:37,040
.ما آتش‌بس اعلام کردیم. قراره با هم تجارت کنیم
وقتی اون تجارت به پایان رسید، اون مال توئه

256
00:21:37,080 --> 00:21:41,720
می‌تونی انتقام مرگ پسرت رو به هر
روشی که صلاح می‌دونی، بگیری

257
00:21:41,760 --> 00:21:43,760
منظورت اینه هر وقت که «تــو» بگی

258
00:21:43,800 --> 00:21:48,920
،وقتی اون ثانیه‌شمار کوچیکی که داری رو چک کنی
همون که باهاش چرخش زمین رو هم کنترل می‌کنی

259
00:21:49,960 --> 00:21:52,120
آره

260
00:21:52,160 --> 00:21:54,160
و بعدش تو ازدواج می‌کنی
و سروسامون می‌گیری

261
00:21:54,200 --> 00:21:56,480
ازدواج؟ ازدواج با کی، آقای شلبی؟

262
00:21:58,960 --> 00:22:01,160
فقط اجازه بده متوجه صحبت‌ـت بشم

263
00:22:01,200 --> 00:22:04,320
منظورت اینه که پالی بخشی از این توافق‌ـه؟

264
00:22:05,600 --> 00:22:07,360
آره

265
00:22:11,000 --> 00:22:14,920
خب، یا خداوند آسمانی، تامی
شلبیِ صاحب نشان لیاقت

266
00:22:14,960 --> 00:22:17,360
خودشیفتگی تو حدی نداره؟

267
00:22:17,400 --> 00:22:20,720
به گمون‌ـم این روزها بهش می‌گن
عزت نفس». من کتاب می‌خونم»

268
00:22:20,720 --> 00:22:29,240
روی تخت پادشاهی‌ـت می‌شینی و به پالی گِری، کسی که ازت
بسیار سَرتره فرمان می‌دی که کِی می‌تونه ازدواج کنه و کِی نمی‌تونه

269
00:22:29,280 --> 00:22:31,640
اوه، نه، اون تحت فرمان خودشه

270
00:22:31,680 --> 00:22:33,800
اون راهبردهای خاص خودش رو داره

271
00:22:33,840 --> 00:22:35,600
و ما هم‌خون هستیم

272
00:22:35,640 --> 00:22:40,440
اون با تو ازدواج خواهد کرد، ولی فقط اگر قبول کنی
که هر گونه حمله به مک‌کاورن رو به بعد موکول کنی

273
00:22:40,480 --> 00:22:42,240
تا این تجارت به پایان برسه

274
00:22:42,280 --> 00:22:46,680
پس اون یه عروس کولی جوون‌ متعلق به
توئه که می‌خوای دودستی تقدیم‌ـش کنی

275
00:22:46,720 --> 00:22:50,480
البته که جوون‌ـه، وقتی پابرهنه
روی سنگ‌فرش‌ها باشه

276
00:22:50,520 --> 00:22:57,040
پس جهیزیه چی می‌شه، آقای شلبی؟ اگر قراره همه‌چی طبق رسم و رسوم
...انجام بشه، خب، می‌دونی، چندتا کُرّه اسب رنگارنگ هم اضافه کن یا

277
00:22:57,040 --> 00:22:59,280
یه مراسم توی خونۀ من برگزار می‌شه

278
00:22:59,320 --> 00:23:00,920
تو هم دعوتی

279
00:23:00,960 --> 00:23:03,880
پالی هم اون‌جا خواهد بود

280
00:23:03,920 --> 00:23:08,560
شمع و ویولن و رقص هم هست

281
00:23:08,600 --> 00:23:14,040
پالی می‌خواد که به روش درست‌ـش ازش خواستگاری
کنی، و بعد اون بهت شرایط پذیرفتن درخواست رو می‌گه

282
00:23:14,080 --> 00:23:17,200
دعوت از تو برای این منظور، ایدۀ پالی بود

283
00:23:23,880 --> 00:23:26,960
نمی‌تونی بخونی؟ -
نمی‌خونم -

284
00:23:27,000 --> 00:23:30,080
دریاچۀ قو»ـه» -
رقص باله؟    - آره -

285
00:23:30,120 --> 00:23:32,400
ظاهراً در مورد عشق‌ـه

286
00:23:32,440 --> 00:23:34,800
...پالی می‌گه که، فعلاً

287
00:23:34,840 --> 00:23:36,360
عشق باید بتونه خون‌خواهی رو مغلوب کنه

288
00:23:42,000 --> 00:23:45,520
توماس شلبیِ صاحب نشان لیاقت، نمایندۀ مجلس »
« شما را به اجرای خصوصی «دریاچۀ قو» دعوت می‌نماید

289
00:23:59,680 --> 00:24:07,280
در نتیجۀ طمع و زیاده‌خواهیِ تعداد کمی از
بانک‌داران، سرمایه‌گذاران و دیگر قماربازان سُست‌عنصر

290
00:24:07,320 --> 00:24:14,040
این سند جامع، استدعای مداخلۀ حکومت
،در تمامی نواحی زندگی اقتصادی داره

291
00:24:14,080 --> 00:24:21,200
به منزلۀ نه‌تنها جامعه‌گرایی، بلکه
پروراندن جامعه‌گرایی ملی نوین هست

292
00:24:22,760 --> 00:24:29,640
و من معتقدم... معتقدم که رهبران حزب
خودم بسیار نابخرد بودن که ردّش کردن

293
00:25:12,800 --> 00:25:17,560
آخه چجوری یه گروه باله رو متقاعد
کردید که بیان به خونۀ کوفتی‌تون؟

294
00:25:17,600 --> 00:25:23,000
یه گروه رقص مستقله که تعهد داره
باله رو برای مردم به ارمغان بیاره

295
00:25:23,040 --> 00:25:24,840
فلسفه‌مون یکیه

296
00:25:24,880 --> 00:25:26,120
من یه حامی‌ام

297
00:25:27,720 --> 00:25:30,320
کُلی هم پول بهشون دادم

298
00:25:31,480 --> 00:25:32,680
اوه

299
00:25:34,760 --> 00:25:38,400
و این تاریخ، روز تولد همسرتونه

300
00:25:40,320 --> 00:25:42,240
آره

301
00:25:42,280 --> 00:25:44,360
جشن واسه اونه

302
00:25:46,800 --> 00:25:49,000
و باله دوست داره، همسرتون؟

303
00:25:56,080 --> 00:25:58,720
چرا نداشته باشه؟

304
00:25:58,760 --> 00:26:00,240
...آخه

305
00:26:00,280 --> 00:26:02,920
خب، می‌دونید، من یه
تحقیقاتی درباره‌ش کردم

306
00:26:04,560 --> 00:26:06,240
دربارۀ گذشته‌ش

307
00:26:06,280 --> 00:26:09,400
اگه می‌خواید یه کادو براش
بخرید، الماس دوست داره

308
00:26:14,600 --> 00:26:19,560
حالا که قراره با همدیگه دنیا رو فتح
کنیم، باید رمز و رازی بین‌مون نباشه

309
00:26:19,600 --> 00:26:22,040
باید از نقاط ضعف همدیگه باخبر باشیم

310
00:26:24,240 --> 00:26:26,800
زن‌تون زندگی جالب توجه‌ای داشته

311
00:26:28,880 --> 00:26:33,800
شاید حتی ممکن باشه که، زمانی که مرد جوانی در
بیرمنگام بودم، اتفاقی باهاش ملاقات کرده باشم

312
00:26:35,800 --> 00:26:39,320
من و دوست‌هام بعضی وقت‌ها
می‌رفتیم به بارهای جنوب شهر

313
00:26:40,320 --> 00:26:44,080
خب، اگه بجاش میارید، شاید بتونید
راجع به گذشته‌ها حرف بزنید، هان؟

314
00:26:45,960 --> 00:26:51,440
شاید، اگه قبلاً با هم آشنا شده باشیم، من و
زن‌تون حتی بتونیم آشنایی‌مون رو از سر بگیریم

315
00:26:53,520 --> 00:26:55,680
من دعوت‌ـم که شب رو بمونم، درسته؟

316
00:26:57,680 --> 00:27:01,120
من هم تحقیقاتی کردم، جناب آزوالد

317
00:27:02,840 --> 00:27:03,960
آره

318
00:27:04,000 --> 00:27:12,560
دربارۀ زن و خواهر کوچیکۀ زن‌تون، و
،نامادری زن‌تون، بانو کورزون تحقیق کردم

319
00:27:12,600 --> 00:27:15,240
که همه‌شون رو دوست دارید

320
00:27:15,280 --> 00:27:19,520
اگر چنین چیزهایی روی یک قایق باریک اتفاق
میوفتاد، پای کلیسا به ماجرا باز می‌شد

321
00:27:21,200 --> 00:27:23,120
...اما

322
00:27:23,160 --> 00:27:25,400
روی یه قایق باریک اتفاق نمیوفته

323
00:27:26,840 --> 00:27:32,160
نه. توی آپارتمان‌تون صورت
،می‌گیره، توی عمارت اربابی‌تون

324
00:27:32,200 --> 00:27:37,560
،بعضی وقت‌ها حتی در دفترتون
این‌جا در مجلس عوام

325
00:27:38,560 --> 00:27:41,040
،پس خبری از رمز و راز نیست. و، بله

326
00:27:41,080 --> 00:27:47,920
بله، شما دعوت‌ـید که شب رو به همراه هرکس از
اعضای خانواده‌تون که عنایت‌تون رو جلب می‌کنه بمونید

327
00:27:47,960 --> 00:27:52,240
حالا، اگه موردی نداره، من داشتم
می‌رفتم، باید درِ دفترم رو قفل کنم

328
00:28:02,880 --> 00:28:04,520
راست‌ـش، تنها میام

329
00:28:06,080 --> 00:28:08,960
آدم در جامعه، طبق مهمان‌نوازی‌ـش قضاوت می‌شه

330
00:28:09,000 --> 00:28:10,840
من توقع ماجراجویی دارم

331
00:28:21,680 --> 00:28:25,600
چه عیاش‌هایی هستیم، مگه نه؟

332
00:28:25,640 --> 00:28:28,280
به‌مانند پرنده‌های آوازخوان
در مجلس چَهچَه می‌زنیم

333
00:28:28,320 --> 00:28:33,080
و بعد، بعد از اون، خودمون رو در جسم
هرکس که ترجیح می‌دیم، تسکین می‌دیم

334
00:28:36,200 --> 00:28:39,360
دو مردی که برای آن‌ها منع، ممنوع‌ـه

335
00:28:41,200 --> 00:28:43,480
باید جشن جذابی بشه

336
00:29:24,440 --> 00:29:27,920
باید به نداهایی که
می‌شنوی، گوش بدی

337
00:29:27,960 --> 00:29:29,640
کاری که بهت می‌گن رو انجام بدی

338
00:29:32,400 --> 00:29:35,560
دیگه حتی مجبور نیستی چراغ رو
برای احضار غول چراغ جادو بمالی

339
00:29:38,040 --> 00:29:39,960
به‌خاطر سنگ آبی نبود، تامی

340
00:29:41,400 --> 00:29:43,520
به‌خاطر تو بود

341
00:29:44,840 --> 00:29:47,760
به‌خاطر تو بود

342
00:31:00,920 --> 00:31:02,320
کیه؟

343
00:31:02,360 --> 00:31:05,880
.ماشین تامی‌ـه بیرون
خودشه. من می‌رم در رو باز کنم

344
00:31:13,760 --> 00:31:15,240
چی شده؟

345
00:31:15,280 --> 00:31:17,560
چیزی نشده. روبه‌راه‌ـم

346
00:31:17,600 --> 00:31:19,880
بیا تو

347
00:31:21,840 --> 00:31:23,240
نوشیدنی می‌خوای؟

348
00:31:23,280 --> 00:31:25,400
نه -
نه؟ -

349
00:31:25,440 --> 00:31:31,720
نه. واسه مأمور اطلاعاتی، دربارۀ
گفت‌وگوها با موزلی اطلاعات دارم

350
00:31:31,760 --> 00:31:35,280
قصد داره پیشنهاداتی در خصوص
کارهای ساختمان‌سازی مطرح کنه

351
00:31:35,320 --> 00:31:37,440
...اون

352
00:31:37,480 --> 00:31:40,520
می‌خواد کمونیست‌ها حزب
،جدیدش رو برادرانه در نظر بگیرن

353
00:31:40,560 --> 00:31:44,120
که یعنی فعالیت‌هاش حالا بخشی
از اختیارات رسمی‌ـته؟ آره؟

354
00:31:44,160 --> 00:31:47,080
آقای شلبی، ساعت 2 نصف شبه. شما
هر زمانی می‌تونید گزارش‌تون رو بدید

355
00:31:47,120 --> 00:31:49,720
چرا امشب رو نمی‌مونی؟ -
نه -

356
00:31:53,640 --> 00:31:55,560
...شما دو نفر رو تنها

357
00:31:55,600 --> 00:31:57,280
بله، شب‌بخیر

358
00:32:11,960 --> 00:32:15,720
من امشب روی یه پل ایستادم، ایدا

359
00:32:15,760 --> 00:32:17,080
و به پایین نگاه کردم

360
00:32:18,800 --> 00:32:23,480
و گریس اون‌جا بود... اما هنوز زنده بود

361
00:32:23,520 --> 00:32:25,440
تام، همچنان مخلوط افیون مصرف می‌کنی؟

362
00:32:25,480 --> 00:32:27,600
اسم قایقه «ژانویه» بود

363
00:32:29,800 --> 00:32:31,480
قایق بابامون

364
00:32:31,520 --> 00:32:34,240
.قایقی که من روـش به دنیا اومدم
ما هیچ‌وقت هیچی نداشتیم

365
00:32:34,280 --> 00:32:36,600
.ما هیچ‌وقت هیچی نداشتیم
و هیچ‌وقت نخواهیم داشت

366
00:32:40,320 --> 00:32:43,400
دکتر بروک گفت که تو اصلاً سر
قرار ملاقات‌ـت حاضر نشدی، تام

367
00:32:43,440 --> 00:32:44,960
نه

368
00:32:45,000 --> 00:32:47,760
چیزی توی دفتر‌ودستک‌ـش وجود
نداره که به درد مردی مثل من بخوره

369
00:32:47,800 --> 00:32:50,640
اونا از گناه حرف می‌زنن. خب؟

370
00:32:50,680 --> 00:32:52,680
گناه! کدوم گناه؟

371
00:32:52,720 --> 00:32:55,480
قایق مشکیه -
نه. نه، قضیه اون نیست -

372
00:32:55,520 --> 00:33:01,720
قضیه اون نیست. اون درست گفت. موزلی
.درست گفت. اون گفت: «منع برای ما ممنوع‌ـه

373
00:33:01,760 --> 00:33:05,640
.ما می‌تونیم هر کاری بکنیم
«هیچی نمی‌تونه جلومون رو بگیره

374
00:33:05,680 --> 00:33:08,360
ولی بخشی ازم هست
که با خودم غریبه‌ست

375
00:33:10,200 --> 00:33:11,800
و هی خودم رو اون‌جا پیدا می‌کنم

376
00:33:13,760 --> 00:33:15,880
و فقط «ژانویه» می‌تونه من رو دور کنه

377
00:33:19,760 --> 00:33:22,040
دست‌کم بازم دکترها رو امتحان می‌کنی، تام؟

378
00:33:26,160 --> 00:33:28,400
خب، پس حداقل داروت رو بنداز دور

379
00:33:28,440 --> 00:33:30,040
اونه که باعث خیالات‌ـت می‌شه

380
00:33:30,080 --> 00:33:31,800
فقط... بندازش دور

381
00:33:31,840 --> 00:33:34,480
موقعی که باشه، عامل وسوسه‌ست. باشه؟

382
00:33:34,480 --> 00:33:36,240
چقدر برات مونده؟

383
00:33:37,440 --> 00:33:38,840
هفت تُن

384
00:33:38,880 --> 00:33:42,160
هفت تُن؟ -
آره -

385
00:33:47,600 --> 00:33:49,320
متنفرم که ته بکشه، ایدا

386
00:34:01,080 --> 00:34:03,000
یه لطفی در حق‌ـم می‌کنی؟

387
00:34:05,440 --> 00:34:08,200
،زمانی که اون بچه‌ت به دنیا اومد

388
00:34:08,240 --> 00:34:10,800
از من دور نگه‌ش دار

389
00:34:25,840 --> 00:34:27,680
بالۀ وامونده

390
00:34:27,720 --> 00:34:30,520
می‌خواد یه نفر رو تحت تأثیر قرار بده

391
00:34:30,560 --> 00:34:32,280
و من دعوت‌ـم؟

392
00:34:32,320 --> 00:34:33,560
تو و جینا

393
00:34:35,360 --> 00:34:38,120
چرا؟

394
00:34:38,160 --> 00:34:41,480
چون می‌خواد این فرصت رو
بهت بده که درست برگردی

395
00:34:53,160 --> 00:34:55,680
ترابری زغال‌سنگ؟ -
آره -

396
00:34:55,720 --> 00:34:59,800
تامی می‌خواد اون حساب‌وکتاب‌ها
رو از سر بگیری و مدیرعامل بشی

397
00:35:00,800 --> 00:35:04,360
پس از دیترویت برگشتم
که زغال بدم دست مردم؟

398
00:35:05,880 --> 00:35:11,920
،اولین تحویل عازم سن‌فرانسیسکوئه
...ولی اگه نتیجه‌بخش باشه

399
00:35:11,960 --> 00:35:14,680
تامی فکر می‌کنه می‌تونه
همین‌جا براش توزیع پیدا کنه

400
00:35:17,000 --> 00:35:19,920
...و این... این زغال

401
00:35:21,080 --> 00:35:23,000
سفید یک‌دست‌ـه؟ -
نه -

402
00:35:24,240 --> 00:35:25,640
قهوه‌ای طلایی‌ـه

403
00:35:28,280 --> 00:35:29,320
لعنت

404
00:35:32,480 --> 00:35:34,840
این فرصت‌ـته، مایکل

405
00:35:34,880 --> 00:35:42,440
توی این بیشتر از تمام بخش‌های
دیگۀ کارمون روی همدیگه، پوله

406
00:35:55,760 --> 00:35:57,960
تامی می‌دونه با آدم چی می‌کنه

407
00:35:58,000 --> 00:36:00,560
تامی می‌دونه با آدم چی می‌کنه

408
00:36:00,600 --> 00:36:02,720
واسه فروش‌ـش یه نشان لیاقت گرفت

409
00:36:06,240 --> 00:36:07,800
با جینا صحبت می‌کنم

410
00:36:09,160 --> 00:36:11,720
چی می‌کنی؟

411
00:36:11,760 --> 00:36:13,680
با همسرم مشورت می‌کنم

412
00:36:15,040 --> 00:36:17,640
پدرت یه مدت کوتاه این کار رو اداره کرد

413
00:36:17,680 --> 00:36:19,560
سال 1901

414
00:36:19,600 --> 00:36:21,440
و زغال حمل می‌کرد. زغال واقعی

415
00:36:21,480 --> 00:36:23,200
فقط زغال

416
00:36:23,240 --> 00:36:29,560
و ناخن‌هاش و پلک‌هاش و گوش‌هاش
باهاش سیاه شده بودن

417
00:36:29,600 --> 00:36:34,240
و کاسب‌کارها یه قیمت بهشون پیشنهاد
،می‌دادن و بعد نصف اون قیمت رو می‌دادن

418
00:36:34,280 --> 00:36:36,160
چون زورشون می‌رسید

419
00:36:36,200 --> 00:36:38,880
و اون اشتباه بود، مایکل

420
00:37:02,520 --> 00:37:07,040
...دست‌هات رو ببر لاش، کاری کن بره لای پوست‌ـت

421
00:37:08,640 --> 00:37:12,160
و بعد ببین جینا می‌ذاره دست بهش بزنی یا نه

422
00:37:20,000 --> 00:37:24,120
به نظرم قهوه‌ای طلایی بیشتر به سلیقه‌ش می‌خوره

423
00:37:26,280 --> 00:37:29,480
مخصوصاً وقتی بهش بگی چقدر قراره در بیاری

424
00:37:51,280 --> 00:37:57,000
حالا که با هم بده‌بستون داریم، باید بپرسم، با
کدوم پا توپ رو شوت می‌کنید، آقای شلبی؟

425
00:37:57,040 --> 00:37:59,400
من دینی ندارم

426
00:37:59,440 --> 00:38:01,000
بعضی شب‌ها، آرزو می‌کنم که داشتم

427
00:38:02,200 --> 00:38:04,320
از قوم‌وخویش‌ـه؟

428
00:38:04,360 --> 00:38:06,800
آره

429
00:38:06,840 --> 00:38:09,360
و اون مرد ساده؟

430
00:38:09,400 --> 00:38:11,920
اون خیلی کم‌تر از اونی که در ابتدا
ممکنه فکر کنی، ساده‌ست

431
00:38:13,800 --> 00:38:15,840
بهشون اعتماد دارید؟

432
00:38:21,160 --> 00:38:24,000
صحیح. پس من به اندازۀ یه قایق برمی‌دارم

433
00:38:24,040 --> 00:38:25,400
نه

434
00:38:25,440 --> 00:38:29,240
واسه شروع 10 کیسه، تا
بتونی بازار رو محک بزنی

435
00:38:29,280 --> 00:38:31,440
بعدش به اندازۀ یه قایق معامله می‌کنیم

436
00:38:31,480 --> 00:38:34,120
هزینۀ بارگیری هم نقدی حساب می‌شه

437
00:38:34,160 --> 00:38:36,800
ده هزار پوند

438
00:38:36,840 --> 00:38:39,240
برای اون مبلغ، باید چک بدم

439
00:38:39,280 --> 00:38:40,880
من چک قبول نمی‌کنم

440
00:38:44,080 --> 00:38:45,480
چک می‌دم

441
00:38:49,080 --> 00:38:54,480
،اگه مورد ضمانت دوست‌مون در لندن
آقای موزلی باشه، چک قبول می‌کنم

442
00:39:06,800 --> 00:39:12,160
خب، کی فکرش رو می‌کرد من با نخاله‌های
کاتولیک کولی وامونده دادوستد کنم؟

443
00:39:14,480 --> 00:39:17,800
آره، کی فکرش رو می‌کرد، هان، چارلی؟

444
00:39:17,840 --> 00:39:20,000
کی فکرش رو می‌کرد؟

445
00:39:20,040 --> 00:39:21,840
آره، ولی روال‌ـید

446
00:39:21,880 --> 00:39:26,240
آره، تا وقتی روال‌ـم که دیگه روال نباشم

447
00:39:26,280 --> 00:39:28,400
بعدش دیگه واقعاً روال نیستم

448
00:39:29,960 --> 00:39:32,240
تحویل واسه هفت روز دیگه‌ست

449
00:39:34,600 --> 00:39:35,960
اگه چک تضمین بشه

450
00:39:36,000 --> 00:39:42,360
دوست‌های چینی‌تون توقع ندارن 7 تُنی که از لندن
خارج می‌شه، وقتی می‌رسه لیورپول، هنوز 7 تُن باشه؟

451
00:39:42,400 --> 00:39:44,800
اون رو بسپرید به من، آقای مک‌کاورن

452
00:39:44,840 --> 00:39:47,640
اوه، منظورتون اینه به قدری جسورید
که از چینی‌ها دزدی کنید؟

453
00:39:50,720 --> 00:39:53,880
یه‌جور آرزوی مرگ دارید، آقای شلبی؟

454
00:40:12,160 --> 00:40:14,880
شبی با قبیله‌ای از کولی‌ها

455
00:40:17,800 --> 00:40:20,480
وقتی باروبُنه رو باز کردی، باید یه
دختر برات تدارک دیده شده باشه

456
00:40:21,880 --> 00:40:26,360
آقای شلبی یک جامعه‌گراست، و به
برابری خدمات برای تمام طبقات اعتقاد داره

457
00:40:31,160 --> 00:40:34,120
اصلاً اون رو یادته؟

458
00:40:34,160 --> 00:40:35,880
اون تو رو یادشه؟

459
00:40:37,800 --> 00:40:40,840
،تنها چیزی که یادمه اینه که
زیادی نوشیدم

460
00:40:40,880 --> 00:40:42,560
و پول نقد نمی‌گرفتم

461
00:40:45,800 --> 00:40:47,680
...لیزی

462
00:40:49,920 --> 00:40:54,720
یه کپه جنازه هست... که شناوره

463
00:40:54,760 --> 00:40:57,720
بذار برن، لیزی

464
00:40:57,760 --> 00:40:59,760
ول‌شون کن برن

465
00:41:03,000 --> 00:41:05,000
پس واسه همین من رو آوردی این‌جا

466
00:41:05,040 --> 00:41:06,760
تا ادعای مالکیت کنی

467
00:41:08,680 --> 00:41:10,880
آره

468
00:41:17,960 --> 00:41:19,840
زمانی که رسیدم، بی‌رغبت بودید

469
00:41:27,800 --> 00:41:32,440
در جامعه، به پیشواز مهمان
...می‌رن، معطل‌ـش نمی‌ذارن

470
00:41:32,480 --> 00:41:34,720
که مثل یه سگ بی‌صحاب چرخ بزنه

471
00:41:36,280 --> 00:41:41,080
،قبل از این‌که به دیگران ملحق بشیم
یه خرده کار دارم. یه امضا لازم دارم

472
00:41:41,120 --> 00:41:46,640
ضمناً، قضیۀ برندی‌تون قبل از شام موجب تفریح و
سرگرمی منه، اما هیچ‌کدوم از دوشیزه‌ها جذاب نیستن

473
00:41:46,680 --> 00:41:48,880
و من از مصرف مواد بیزارـم

474
00:41:50,760 --> 00:41:52,960
راهبردهاتون خیلی واضح‌ـن

475
00:41:54,240 --> 00:42:00,000
من درگیر یک معامله با جیمی
مک‌کاورن‌ـم، آشناتون از شمال

476
00:42:00,040 --> 00:42:02,040
روح‌ـمم خبر نداره کی رو می‌گید

477
00:42:02,080 --> 00:42:04,920
بهش اعتماد ندارم. می‌خواد چک بده

478
00:42:04,960 --> 00:42:09,880
امضاتون رو به‌عنوان ضامن اون معامله، در صورت
این‌که چک‌ـش نتونه محترم شمرده بشه لازم دارم

479
00:42:09,920 --> 00:42:12,400
مبلغ معامله ده هزار پونده

480
00:42:12,440 --> 00:42:14,200
و چی داره ازتون می‌خره؟

481
00:42:14,240 --> 00:42:15,640
یه کارخونۀ 

482
00:42:15,680 --> 00:42:18,480
.داره یه قدیمی‌ـش رو ازم می‌خره
من هم یه جدیدش رو می‌خرم

483
00:42:18,520 --> 00:42:19,960
هوم

484
00:42:23,120 --> 00:42:27,480
پس، نه‌تنها آتش‌بس برقراره، بلکه
عملاً دارید با هم بده‌بستون می‌کنید

485
00:42:27,520 --> 00:42:30,160
آره. اما همچنان به چک‌هاش اعتماد ندارم

486
00:42:32,960 --> 00:42:37,880
اگه واسه ضمانت چکِ این مرد امضا
بدم، اثباتی بر ارتباط بین من و اونه

487
00:42:37,920 --> 00:42:40,200
یه چیزیه که بعداً می‌تونید
ازش بر علیه‌ام استفاده کنید

488
00:42:42,200 --> 00:42:44,600
چرا باید بخوام علیه‌تون اقدامی بکنم؟

489
00:43:01,200 --> 00:43:03,320
نسبت به نقاط ضعف من کنجکاوید

490
00:43:05,440 --> 00:43:10,400
و پی بردید که مواد
نیست، دوشیزه‌ها نیستن

491
00:43:19,680 --> 00:43:26,040
ولی حالا پی می‌برید که نقطه‌ضعف من، تمایل به
اعتماد به آدم‌هاست. خودکار خدمت‌تون هست؟

492
00:43:42,080 --> 00:43:45,240
آقای شلبی

493
00:43:45,280 --> 00:43:47,760
،می‌دونم که تحصیلات کلاسیک نداشتید

494
00:43:47,800 --> 00:43:52,520
ولی الآن متوجه شدم که شما تعادل بی‌نقصی
بین خدایان «دیونیسوس» و «آپولو» هستید

495
00:43:52,560 --> 00:43:56,320
جنون نامعقولی که تحت
کنترل منطق و خودکاوی‌ـه

496
00:43:59,800 --> 00:44:02,760
با کار فردریک نیچه آشنایی دارید؟

497
00:44:02,800 --> 00:44:04,720
نه -
فروید؟ -

498
00:44:04,760 --> 00:44:07,000
بله -
اه -

499
00:44:12,640 --> 00:44:14,800
بفرمایید

500
00:44:14,840 --> 00:44:16,760
ضمانت اعتمادتون

501
00:44:17,960 --> 00:44:21,280
حالا، شاید بتونید من رو با
همسر شگفت‌انگیزتون آشنا کنید

502
00:44:26,200 --> 00:44:29,400
،پالی گِری، ملکۀ کولی

503
00:44:29,440 --> 00:44:33,800
با منِ رعیتِ بی‌بضاعت ازدواج می‌کنی؟

504
00:44:48,400 --> 00:44:50,800
شنیدم مناسبتی خانوادگی بود

505
00:44:52,200 --> 00:44:54,680
ببین، متأسفم، لیندا

506
00:44:54,720 --> 00:44:59,320
حیوونِ درون‌ـم... بیرون میاد
و من نمی‌تونم جلوش رو بگیرم

507
00:44:59,920 --> 00:45:01,320
لعنت لیندا

508
00:45:01,360 --> 00:45:03,160
...بدون تو، نمی

509
00:45:03,200 --> 00:45:05,040
بیا داخل، لطفاً

510
00:45:05,200 --> 00:45:08,720
اون همون‌قدر که تو باطناً زشتی، ظاهراً زشته

511
00:45:11,600 --> 00:45:13,440
الهی که شما پیکی بلایندرها
همه‌تون توی جهنم وامونده بپوسید

512
00:45:13,440 --> 00:45:15,120
الهی که شما پیکی بلایندرها
همه‌تون توی جهنم وامونده بپوسید

513
00:45:22,440 --> 00:45:25,160
...آرتور
