﻿1
00:00:01,080 --> 00:00:04,600
‫برادرم عذرخواهی کرد
‫که نتونسته بیاد اینجا

2
00:00:04,640 --> 00:00:06,560
‫و مایله که همه‌تون رو
‫برای یه قرار به خونه‌اش دعوت کنه

3
00:00:06,600 --> 00:00:09,480
‫فقط کافیه کنار جک نیلسون بشینی

4
00:00:09,520 --> 00:00:11,000
‫و در مورد عصر جدید باهاش حرف بزنی

5
00:00:11,040 --> 00:00:13,560
‫- اگه قرار باشه کسی تامی شلبی رو بکشه...
‫- اون تویی

6
00:00:13,600 --> 00:00:15,800
‫آینده مال ماست

7
00:00:15,840 --> 00:00:18,000
‫دخترتون مرض سل داره

8
00:00:18,040 --> 00:00:20,000
‫مرض سل بیماری واگیر داریه

9
00:00:20,040 --> 00:00:22,160
‫وقتی از روبی عکس ایکس‌ری گرفتن
‫ما هم باید عکس ایکس‌ری بگیریم

10
00:00:22,200 --> 00:00:24,200
‫حدس می‌زنم مادر اون دختره
‫تو رو نفرین کرده باشه

11
00:00:24,240 --> 00:00:26,320
‫احتمالا صبر کرده
‫که دخترت هفت سالش بشه

12
00:00:26,360 --> 00:00:27,600
‫که حالش رو درک کنی

13
00:00:27,640 --> 00:00:30,240
‫الان که نوشیدنی نمی‌خورم،
‫صدای ارواح رو به وضوح می‌شنوم

14
00:00:30,280 --> 00:00:32,560
‫و دارن بهم میگن اگه اشتباهاتم رو جبران کنم،
‫روبی خوب می‌شه

15
00:00:32,600 --> 00:00:34,160
‫اون از دست رفت، تامی

16
00:03:25,000 --> 00:03:26,240
‫آرتور

17
00:03:28,800 --> 00:03:30,400
‫یه متن نوشتم

18
00:03:32,200 --> 00:03:33,360
‫نمی‌تونم بخونمش

19
00:03:36,320 --> 00:03:37,920
‫تو برادر بزرگتری

20
00:03:37,960 --> 00:03:39,880
‫برو به جام بخونش

21
00:03:48,760 --> 00:03:52,280
‫متأسفم، برادر.
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم

22
00:04:22,680 --> 00:04:24,920
‫می‌تونستیم یه کالسکه طلایی بخریم

23
00:04:29,600 --> 00:04:31,400
‫لیاقت یه کالسکه طلایی رو داشت

24
00:04:36,240 --> 00:04:38,560
‫ولی به خودمون اجازه ندادیم
‫همچین هزینه‌ای بکنیم

25
00:04:42,280 --> 00:04:43,800
‫چون طلا جواب نمیده

26
00:04:49,840 --> 00:04:52,280
‫این آخرین درسی بود
‫که روبی بهمون یاد داد

27
00:05:08,000 --> 00:05:12,640
‫اینجا، محبوب‌ترین جای اون بود

28
00:05:12,680 --> 00:05:14,360
‫و عادت داشت بگه...

29
00:05:15,720 --> 00:05:16,960
‫"بابا...

30
00:05:19,800 --> 00:05:22,280
‫"هیچوقت نمی‌دونی چی از رودخونه میاد"

31
00:05:24,360 --> 00:05:25,600
‫و حقیقت داره

32
00:05:27,920 --> 00:05:32,000
‫سرنوشت روبی خیلی زودتر از زمان موعود
‫سراغش اومد

33
00:05:36,720 --> 00:05:40,880
‫ولی به یاد اسم و خاطره اون
‫اوضاع تغییر می‌کنه

34
00:05:44,320 --> 00:05:48,800
‫از این به بعد هر چی از اون رودخونه بیاد

35
00:05:52,560 --> 00:05:54,920
‫رفتار خوب، شایسته
‫و صادقانه‌ای باهاش خواهیم داشت

36
00:05:54,960 --> 00:05:57,240
‫و بهتر از قبل اونو برمیگردونیم به رودخونه

37
00:05:57,280 --> 00:05:59,000
‫به یاد اون این‌کارو می‌کنیم

38
00:06:07,680 --> 00:06:13,720
‫ولی الان، می‌فرستیمش به هر جایی که قراره بره

39
00:06:16,040 --> 00:06:18,160
‫به امید اینکه به مقصدی برسه...

40
00:06:20,840 --> 00:06:23,080
‫که محوطه‌ای مثل اینجا داشته باشه

41
00:06:23,120 --> 00:06:26,800
‫با اسب‌ها و قایق‌هایی برای بازی

42
00:06:39,680 --> 00:06:42,680
‫تام، بنزین آوردم

43
00:06:44,520 --> 00:06:46,120
‫کی روشنش می‌کنه؟

44
00:06:51,520 --> 00:06:52,840
‫جریمایه؟

45
00:06:59,040 --> 00:07:02,680
‫جریمایه، تو اونو می‌خندوندی

46
00:07:02,720 --> 00:07:04,280
‫آتیش رو روشن کن

47
00:07:04,320 --> 00:07:07,400
‫- نه، نه! نه!
‫- لیزی...

48
00:07:07,440 --> 00:07:10,840
‫نه، اونو نسوزون!
‫نه!

49
00:07:10,880 --> 00:07:12,200
‫لیزی، آروم باش!

50
00:07:15,360 --> 00:07:17,600
‫فقط می‌خوام ببینمش

51
00:07:17,640 --> 00:07:20,640
‫- فقط می‌خوام صورتش رو ببینم
‫- بیا باهم بریم ببینیمش. یالا

52
00:07:20,680 --> 00:07:22,880
‫- باهم میریم می‌بینیمش
‫- آره

53
00:07:34,560 --> 00:07:35,880
‫عزیزکم

54
00:07:55,880 --> 00:07:58,120
‫شیطانی که این‌کارو کرده
‫تقاصش رو پس میده، روبی

55
00:08:02,360 --> 00:08:03,720
‫منظورت چیه؟

56
00:08:07,120 --> 00:08:08,480
‫منظورت چیه؟

57
00:08:10,240 --> 00:08:11,560
‫کجا میری؟

58
00:10:03,840 --> 00:10:06,920
‫رایلی، فکر کنم پلیس اومده

59
00:10:09,360 --> 00:10:10,680
‫وادنی بار‌وول؟

60
00:10:12,280 --> 00:10:14,880
‫بله.
‫شما؟

61
00:10:16,200 --> 00:10:18,040
‫واسه خاطر یاقوت آبی اومدم

62
00:10:28,400 --> 00:10:30,760
‫شلیک نکن!
‫اینا بچه‌ان!

63
00:13:00,520 --> 00:13:02,280
‫خاکستر طلاست

64
00:13:02,320 --> 00:13:05,920
‫کارمون تموم شد، ازمه.
‫از ماشین پیاده شو

65
00:13:05,960 --> 00:13:07,200
‫هنوز تموم نشده، تامی

66
00:13:08,360 --> 00:13:12,120
‫فکر کردم زمان خوبی باشه.
‫در حقیقت، همین الان وقتشه

67
00:13:13,320 --> 00:13:15,160
‫هنوز یه کار نیمه تمام مونده

68
00:13:17,280 --> 00:13:20,880
‫مسیحی‌ها میگن
‫"خدا میده و خودشم میگیره"

69
00:13:20,920 --> 00:13:22,920
‫ارواح هم همینطورن

70
00:13:22,960 --> 00:13:25,160
‫ارواحی که بچه‌ات رو بُردن

71
00:13:25,200 --> 00:13:27,120
‫پیاده شو، ازمه

72
00:13:27,160 --> 00:13:30,120
‫ولی اون ارواح میخوان
‫یه بچه دیگه بهت بدن، تامی

73
00:13:30,160 --> 00:13:33,200
‫کدوم بچه؟

74
00:13:34,840 --> 00:13:37,080
‫دخترت از دست رفت

75
00:13:37,120 --> 00:13:38,400
‫یه پسر پیدا شد

76
00:13:41,400 --> 00:13:43,040
‫قبل از اینکه بری فرانسه

77
00:13:43,080 --> 00:13:46,400
‫خیلی وقت پیش توی جشن اپلبی
‫با یه دختر بودی

78
00:13:46,440 --> 00:13:48,960
‫اسمش زیلدا بود.
‫من دیدمش

79
00:13:50,400 --> 00:13:54,240
‫گفت تو ماه می سال 1914
‫زیر یه درخت فندق باهاش آشنا شدی

80
00:13:55,920 --> 00:14:00,360
‫وقتی حس کرد حامله شده،
‫پدرش تهدید کرد که تو رو میکشه

81
00:14:00,400 --> 00:14:03,400
‫ولی تو عضو ارتش شده بودی
‫و رفته بودی فرانسه

82
00:14:07,000 --> 00:14:10,120
‫اون دختر زیر درخت فندق رو به یاد داری
‫مگه نه، تامی؟

83
00:14:14,000 --> 00:14:16,600
‫اون پسر هر کی هست، ازمه...

84
00:14:18,040 --> 00:14:20,000
‫هر کی هست، کار ما تموم شده

85
00:14:20,000 --> 00:14:23,840
‫تو و اونو واسه یه دلیل خاص
‫به این کمپ آوردم

86
00:14:23,880 --> 00:14:25,040
‫اون بچه توئه

87
00:14:26,440 --> 00:14:29,120
‫پسری با چشم‌های عسلی

88
00:14:29,160 --> 00:14:30,640
‫خودشو دوک صدا میزنه

89
00:14:32,920 --> 00:14:35,960
‫مادرش مُرده.
‫یه دزده

90
00:14:36,000 --> 00:14:37,520
‫توی سیرک کار می‌کنه،

91
00:14:37,560 --> 00:14:40,640
‫ولی دنبال
‫چیزهایی بیشتری از چرخ‌و‌فلک و گاریه

92
00:14:44,280 --> 00:14:46,760
‫اگه مرگ روبی قلبت رو خالی کرده

93
00:14:48,400 --> 00:14:50,280
‫اونو میفرستم پیشت

94
00:14:51,760 --> 00:14:53,440
‫اگه فقط یکم دیگه بهم طلا بدی...

95
00:14:55,360 --> 00:14:58,560
‫بهش میگم تامی شلبی یه کار داره

96
00:14:58,600 --> 00:15:01,160
‫که خیلی بهتر از کار با چرخ‌و‌فلک و گاریه

97
00:15:03,520 --> 00:15:05,360
‫کارمون تموم شده یا نه، تامی؟

98
00:15:33,320 --> 00:15:34,920
‫می‌دونم کجا رفتی

99
00:15:48,760 --> 00:15:50,880
‫می‌خوام با آقای چرچیل
‫چند ساعت بیشتر...

100
00:15:50,920 --> 00:15:52,000
‫توی انبازه کار کنم

101
00:15:52,040 --> 00:15:53,280
‫مشکل اون مشکل منم هست

102
00:15:53,320 --> 00:15:56,160
‫مثل یه سنگ نشستم و فکر کردم
‫قراره بخاطر اون یکی رو بکشی

103
00:15:56,200 --> 00:15:58,800
‫و شرکت شلبی گسترش داده میشه

104
00:16:00,120 --> 00:16:03,240
‫واسه تحقیق و پیدا کردن یه راه درمان
‫برای بیماری سل، یه سرمایه اختصاص میدم

105
00:16:03,280 --> 00:16:05,080
‫اون زنی که کُشتی بچه هم داشت؟

106
00:16:05,120 --> 00:16:08,440
‫- هر سال ده هزار بچه میمیرن، لیزی
‫- برو بخواب، تامی

107
00:16:08,480 --> 00:16:10,080
‫در مورد تحقیقات جدید مطالعه کردم

108
00:16:10,120 --> 00:16:12,680
‫- بس کن و برو بخواب
‫- من...

109
00:16:12,720 --> 00:16:14,320
‫من بس نمی‌کنم!

110
00:16:14,360 --> 00:16:16,680
‫نتیجه‌اش چه فایده‌ای داره؟

111
00:16:26,880 --> 00:16:28,600
‫یه زن رو کُشتم

112
00:16:29,720 --> 00:16:31,680
‫یه زن و سه مرد رو کُشتم

113
00:16:31,720 --> 00:16:34,200
‫و جسدشون قراره از یه کشتی پرت بشه تو دریا

114
00:16:34,240 --> 00:16:35,640
‫مثل بقیه جسدها،

115
00:16:35,680 --> 00:16:38,400
‫ولی من از اون قایق میرم تو یه قایق دیگه

116
00:16:40,240 --> 00:16:41,520
‫متوجه‌ای؟

117
00:16:44,560 --> 00:16:45,840
‫آره

118
00:16:57,200 --> 00:16:59,640
‫دکتر بیمارستان کودکان زنگ زد

119
00:16:59,680 --> 00:17:01,640
‫و گفت لازمه فوراً باهات صحبت کنه

120
00:17:03,800 --> 00:17:06,920
‫- ولی فکر نکنم الان به کمک دکترها نیاز داشته باشی
‫- لیزی

121
00:17:10,480 --> 00:17:12,160
‫فرانسیس گفت آرتور اومده اینجا

122
00:17:44,880 --> 00:17:46,000
‫تامی؟

123
00:17:47,920 --> 00:17:49,520
‫- تام؟
‫- آره، منم

124
00:17:51,040 --> 00:17:52,160
‫لعنتی

125
00:18:11,760 --> 00:18:13,400
‫آرتور، بهم فندک میدی؟

126
00:18:14,440 --> 00:18:15,800
‫نمی‌تونم مال خودمو پیدا کنم

127
00:18:28,240 --> 00:18:30,640
‫متأسفم که نتونستم پیش واگن سخنرانی کنم، تام

128
00:18:41,120 --> 00:18:42,360
‫متأسفم نباش

129
00:18:45,520 --> 00:18:46,960
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

130
00:18:50,320 --> 00:18:53,000
‫منتظر این لیوان کوفتی‌ام تا پُر بشه

131
00:18:57,080 --> 00:18:58,640
‫این بشکه تقریباً خالیه

132
00:19:00,360 --> 00:19:01,920
‫کلی بشکه دیگه اینجا هست، آرتور

133
00:19:03,400 --> 00:19:05,440
‫از یکی دیگه بریز

134
00:19:05,480 --> 00:19:08,000
‫فکر کردم ممکنه توش خون باشه

135
00:19:12,000 --> 00:19:13,600
‫مواد، تام...

136
00:19:15,560 --> 00:19:17,160
‫مغزت رو بفنا میده

137
00:19:21,560 --> 00:19:22,960
‫می‌دونی، آرتور

138
00:19:25,400 --> 00:19:27,200
‫تو قبلاً هم مغزت به فنا رفته بود

139
00:19:29,600 --> 00:19:32,520
‫از وقتی بچه بودی
‫مغزت به فنا رفته بود

140
00:19:34,520 --> 00:19:35,880
‫این نظر منه

141
00:19:39,840 --> 00:19:41,560
‫مال وقتی بود که کتکت زدم...

142
00:19:41,600 --> 00:19:44,080
‫و تو 12 ساله‌ت بود و من 9 سالم

143
00:19:45,520 --> 00:19:47,320
‫سر سیگار دعوا می‌کردیم

144
00:19:49,880 --> 00:19:54,800
‫شاید وقتی زدمت زمین،

145
00:19:54,840 --> 00:19:57,920
‫یه مشت زده باشم تو سرت

146
00:19:57,960 --> 00:20:00,720
‫زورمون مساوی بود، تام

147
00:20:00,760 --> 00:20:03,760
‫نه، من کتکت زدم

148
00:20:05,200 --> 00:20:08,320
‫- شکستت دادم
‫- نه، ندادی

149
00:20:10,360 --> 00:20:14,320
‫- هر دومون قبول داریم
‫- تو داغونی، یادت نمیاد، برادر

150
00:20:16,280 --> 00:20:19,640
‫چرا، خاطرات کوچیک رو یادم میاد

151
00:20:19,680 --> 00:20:21,240
‫می‌دونم یادت میاد

152
00:20:22,400 --> 00:20:23,680
‫منم یادم میاد

153
00:20:24,880 --> 00:20:26,680
‫مه و بخار همه‌جا رو تمیز کرده بود، نه؟

154
00:21:18,960 --> 00:21:21,280
‫لیوان تقریباً پُر شده
‫بدش به من

155
00:21:25,560 --> 00:21:26,720
‫این...

156
00:21:29,560 --> 00:21:31,480
‫تامی دیگه از این‌کارها نمی‌کنی

157
00:21:33,840 --> 00:21:35,920
‫تو دیگه نوشیدنی نمیخوری، تام

158
00:21:59,440 --> 00:22:01,880
‫وقتی پالی مُرد، آرتور...

159
00:22:03,200 --> 00:22:05,160
‫فکر کردم می‌تونم رژه برم

160
00:22:06,560 --> 00:22:08,320
‫همینجوری ادامه میدادم،

161
00:22:08,360 --> 00:22:10,960
‫چپ، راست، چپ، راست، چپ، راست.
‫ریتم لعنتی

162
00:22:12,240 --> 00:22:13,720
‫لازم نبود وایسم

163
00:22:16,440 --> 00:22:17,960
‫و بعد روبی مُرد

164
00:22:21,880 --> 00:22:23,360
‫سُر خوردم و افتادم

165
00:22:29,120 --> 00:22:30,720
‫حالا اینجام...

166
00:22:32,440 --> 00:22:37,200
‫روی زمین نشستم...

167
00:22:37,240 --> 00:22:39,440
‫مثل یه تونل ساز لعنتی...

168
00:22:41,640 --> 00:22:43,800
‫کنار هم‌رزمم، آرتور

169
00:22:48,640 --> 00:22:50,280
‫ماه ژانویه رو یادت میاد، آرتور؟

170
00:22:52,920 --> 00:22:54,160
‫قایق خانوادگی؟

171
00:22:55,920 --> 00:22:57,680
‫تمام خانواده روی یه چیزی...

172
00:22:57,720 --> 00:23:00,000
‫که ده برابر این بشکه بود،
‫زندگی می‌کردن

173
00:23:03,720 --> 00:23:07,960
‫اون شب رو توی «تایل کراس» یادته

174
00:23:08,000 --> 00:23:11,440
‫که 16 نفرمون روی قایق خوابیده بودن
‫و پلیس‌ها اومدن؟

175
00:23:12,760 --> 00:23:14,240
‫همه‌مون مثل موش شروع به شنا کردیم

176
00:23:15,240 --> 00:23:17,040
‫به جز آرتور

177
00:23:17,080 --> 00:23:21,840
‫آرتور جلوشونو با یه قلاب ماهیگیری گرفته بود

178
00:23:23,800 --> 00:23:25,840
‫و یادمه،

179
00:23:25,880 --> 00:23:28,440
‫وقتی از آب در اومدم
‫و عقب رو نگاه کردم

180
00:23:28,480 --> 00:23:31,560
‫تو رو دیدم که با اون قلاب ماهیگیری
‫واسم دست تکون میدی

181
00:23:31,600 --> 00:23:34,600
‫اونم جلو پلیس‌ها

182
00:23:34,640 --> 00:23:35,880
‫خودت تنها

183
00:23:37,240 --> 00:23:38,760
‫اون موقع بود که فهمیدم

184
00:23:40,640 --> 00:23:45,160
‫وقتی تو رو پیشم داشته باشم،
‫این همه سال...

185
00:23:45,200 --> 00:23:47,360
‫فقط بخاطر تو بُرنده شدم

186
00:23:50,920 --> 00:23:52,720
‫تو باعث شدی ببرم

187
00:23:56,600 --> 00:23:58,800
‫از اون موقع باعث شدی ببرم

188
00:24:01,080 --> 00:24:07,720
‫چقدر شانس دارم...
‫اگه دوباره کارت رو شروع کنی؟

189
00:24:09,680 --> 00:24:11,880
‫تو ترک می‌کنی

190
00:24:11,920 --> 00:24:15,000
‫تو ترک می‌کنی
‫چون خانواده بهت نیاز داره

191
00:24:16,400 --> 00:24:18,760
‫مثل تونل دراز خط دادلی می‌مونه

192
00:24:19,920 --> 00:24:21,760
‫کانال دادلی رو یادت میاد،
‫خط شماره یک؟

193
00:24:21,800 --> 00:24:26,720
‫3,172متر زمین تاریک
‫که پُر از موش بود

194
00:24:26,760 --> 00:24:29,280
‫- آره
‫- و بعد می‌رفتیم گوشه تونل

195
00:24:29,320 --> 00:24:33,280
‫و یه نور می‌دیدیم.
‫و بعد می‌فهمیدیم

196
00:24:33,760 --> 00:24:36,720
‫- آره
‫- و من و تو می‌دونستم که تقریباً تموم شده

197
00:24:40,440 --> 00:24:42,040
‫الان اونجاییم، آرتور

198
00:24:44,360 --> 00:24:46,040
‫فقط چند متر دیگه مونده

199
00:24:48,680 --> 00:24:50,280
‫بعد تو خودتو عوض می‌کنی

200
00:24:53,840 --> 00:24:56,080
‫و منم این دنیا رو

201
00:26:13,320 --> 00:26:16,080
‫گمان کنم در این زمان
‫شام خورده باشین

202
00:26:16,120 --> 00:26:19,920
‫- اگه میل دارین، نوشیدنی و ساندویچ هست
‫- ما واسه خوردن نیومدیم اینجا

203
00:26:19,960 --> 00:26:22,040
‫آقای شلبی بزودی میان پایین

204
00:26:22,080 --> 00:26:24,360
‫لطفاً از طرف همه‌ی ما
‫به آقای شلبی بگو

205
00:26:24,400 --> 00:26:26,320
‫که تغییر دنیا می‌تونه منتظر بمونه

206
00:26:26,360 --> 00:26:27,960
‫ایشون از انتظار خوششون نمیاد

207
00:26:28,000 --> 00:26:29,480
‫نوشیدنی هم هست

208
00:26:29,520 --> 00:26:30,840
‫اوه، چه خوب

209
00:26:41,520 --> 00:26:42,680
‫چارلز؟

210
00:26:45,240 --> 00:26:46,560
‫صدای ماشین شنیدم

211
00:26:51,160 --> 00:26:52,480
‫آقای شلبی، مهمان‌ها...

212
00:26:52,520 --> 00:26:53,720
‫می‌دونم

213
00:26:55,320 --> 00:26:58,800
‫بابا، یه بنتلی و رولز رویس اینجاست

214
00:27:01,760 --> 00:27:02,800
‫آره

215
00:27:04,960 --> 00:27:06,320
‫برو بخواب، چارلز

216
00:27:14,280 --> 00:27:15,800
‫نمی‌تونم بخوابم

217
00:27:19,240 --> 00:27:21,080
‫وقتی چشمام رو می‌بندم اونو می‌بینم

218
00:27:22,840 --> 00:27:24,760
‫برو پیش مامانت

219
00:27:24,800 --> 00:27:26,840
‫باید بیدار باشه

220
00:27:26,880 --> 00:27:28,800
‫منو بغل می‌کنه

221
00:27:28,840 --> 00:27:30,360
‫بذار بغلت کنه

222
00:27:31,800 --> 00:27:33,640
‫شنیدی چی گفتم؟

223
00:27:33,680 --> 00:27:35,160
‫همیشه بذار بغلت کنه

224
00:27:36,400 --> 00:27:37,640
‫برو

225
00:27:42,480 --> 00:27:45,160
‫آقای شلبی، مهمان‌ها گفتن درک می‌کنن اگه...

226
00:27:45,200 --> 00:27:47,240
‫- براشون نوشیدنی بردی؟
‫- بله

227
00:27:47,280 --> 00:27:48,520
‫آره

228
00:28:01,120 --> 00:28:02,560
‫من خوبم، فرانسیس

229
00:28:08,120 --> 00:28:09,640
‫جمله‌ها تو ذهنمه

230
00:28:11,000 --> 00:28:12,960
‫جمله‌ها تو ذهنمه

231
00:28:13,960 --> 00:28:15,200
‫من خوبم

232
00:28:16,560 --> 00:28:17,880
‫خوب بنظر میام؟

233
00:28:21,560 --> 00:28:23,800
‫اگه کسی لمست کنه، چیزیت نمیشه

234
00:28:29,040 --> 00:28:32,840
‫راستش، تو برلین تو جلسه‌ای مشابه
‫شرکت کرده بودم

235
00:28:32,840 --> 00:28:35,600
‫خود جناب صدراعظم، گورینگ...

236
00:28:35,600 --> 00:28:37,840
‫و هیملر هم حضور داشتن

237
00:28:39,520 --> 00:28:42,000
‫تا سپیده‌دم ادامه داشت

238
00:28:42,000 --> 00:28:45,560
‫راجع به آینده دنیا
‫صحبتی جدی داشتیم

239
00:28:47,560 --> 00:28:49,840
‫اولین اشعه‌های آفتاب که تو اتاق تابیدن،

240
00:28:49,840 --> 00:28:51,280
‫همگی وایستادیم
‫و به اون صحنه زل زدیم،

241
00:28:51,280 --> 00:28:52,760
‫انگار داشتیم دنیای آینده رو می‌دیدیم

242
00:28:54,360 --> 00:28:56,760
‫نه آواز می‌خوندیم، نه می‌خندیدیم

243
00:28:59,840 --> 00:29:01,080
‫وقتی هم صبحانه رو...

244
00:29:01,120 --> 00:29:03,640
‫روی تراس مشرف به کوهستان
‫سرو کرده بودن،

245
00:29:03,640 --> 00:29:05,320
‫یه سری یهودی آوردن بالا

246
00:29:07,080 --> 00:29:08,720
‫ما که داشتیم تخم‌مرغمون رو می‌خوردیم،

247
00:29:08,720 --> 00:29:09,880
‫مجبورشون کردن علف بخورن

248
00:29:11,840 --> 00:29:14,880
‫ما هم قهوه‌مون رو خوردیم
‫و تماشاشون کردیم

249
00:29:20,800 --> 00:29:23,280
‫همگی باید یادمون باشه
‫که بحث جدیه

250
00:29:32,840 --> 00:29:34,160
‫وای دایانا

251
00:29:36,400 --> 00:29:39,080
‫ببین چیکار کردی. اشتیاقمون رو کور کردی

252
00:30:05,280 --> 00:30:06,800
‫خراب شد؟

253
00:30:06,800 --> 00:30:08,440
‫مامان برات درستش می‌کنه

254
00:30:22,840 --> 00:30:27,560
‫[همسایه سیاه‌پوست نمی‌خوایم
‫بیا بیرون خانم]

255
00:32:15,640 --> 00:32:18,040
‫دیگه اینجا نیست

256
00:32:35,800 --> 00:32:38,840
‫- سلام آقای شلبی
‫- نه، بفرمایین، تسلیت نگین

257
00:32:38,840 --> 00:32:40,240
‫از همگی ممنونم که تشریف آوردین

258
00:32:41,800 --> 00:32:43,240
‫حالا بیاین سعی کنیم...

259
00:32:43,240 --> 00:32:45,600
‫شکل و شمایل دنیای جدیدمون رو
‫ترسیم کنیم، خب؟

260
00:32:52,440 --> 00:32:53,720
‫شاید بهتر باشه خودم و خودت...

261
00:32:53,720 --> 00:32:55,000
‫کارهای عملیمون رو پیش ببریم...

262
00:32:55,000 --> 00:32:57,240
‫و آقای نلسون هم
‫تا تو کشورمون حضور دارن،

263
00:32:57,280 --> 00:32:59,360
‫افراد بیشتری رو
‫با هدفمون همراه کنن

264
00:32:59,360 --> 00:33:02,880
‫رئیس‌جمهور ایالات متحده
‫به حرف من گوش می‌ده

265
00:33:02,880 --> 00:33:05,800
‫می‌شه گفت واسه همین
‫اینجا حضور دارم دیگه، نه؟

266
00:33:05,800 --> 00:33:07,840
‫قطعا می‌خوایم یه سری مسائل رو...

267
00:33:07,840 --> 00:33:09,640
‫به گوش رئیس‌جمهورتون برسونین

268
00:33:11,320 --> 00:33:13,320
‫بهشون بگین ما و انگلستان فرقی نداریم

269
00:33:13,320 --> 00:33:15,840
‫حال انگلستان هم با حال ما فرقی نداره

270
00:33:15,840 --> 00:33:18,080
‫تو ایرلند هم شاهد تعداد زیادی...

271
00:33:18,080 --> 00:33:20,320
‫از مماشات‌گران
‫انگلستانی‌ها هستیم،

272
00:33:20,320 --> 00:33:24,520
‫ولی ما نماینده روحیه آزاده کشوری هستیم...

273
00:33:24,520 --> 00:33:25,880
‫که جمعیت کشور خودتون رو افزایش داد

274
00:33:28,160 --> 00:33:31,040
‫شنیدم کمونیست‌ها تو جفت کشورها حضور دارن

275
00:33:31,040 --> 00:33:33,160
‫ما در حکم سنگر مقابلشونیم دیگه

276
00:33:34,360 --> 00:33:37,240
‫پای طبقه کارگر که وسط باشه،

277
00:33:37,240 --> 00:33:40,600
‫می‌تونیم ملتمون رو با یه اشاره...

278
00:33:40,600 --> 00:33:42,640
‫از جمهوری‌خواهی به فاشیسم سوق بدیم

279
00:33:44,000 --> 00:33:45,080
‫بهمون اعتماد دارن

280
00:33:46,480 --> 00:33:49,160
‫شما کلی سگ شکاری دارین آقای موزلی

281
00:33:49,160 --> 00:33:51,080
‫کمونیست‌ها رو شکار می‌کنین؟

282
00:33:51,080 --> 00:33:53,920
‫سگ‌های شکاریم بدجوری پارس می‌کنن

283
00:33:53,920 --> 00:33:55,760
‫شلبی،

284
00:33:55,760 --> 00:33:57,440
‫تو که موقع انتخابات، سوسیالیستی

285
00:34:04,920 --> 00:34:06,600
‫یکی از بزرگ‌ترین
‫گروه‌های اکثریتی...

286
00:34:06,600 --> 00:34:08,520
‫مجلس عوام انگلستان
‫در اختیار آقای شلبیه

287
00:34:09,760 --> 00:34:12,960
‫چنین گروهی تو قلب انگلستان در اختیارشونه

288
00:34:12,960 --> 00:34:15,520
‫وقتش که برسه،
‫از حزبشون جدا می‌شن...

289
00:34:15,520 --> 00:34:17,200
‫و مستقل تو انتخابات شرکت می‌کنن

290
00:34:21,280 --> 00:34:24,680
‫ولی جدای از این حرف‌ها،
‫واقعا به هدفمون باور دارین آقای شلبی؟

291
00:34:35,880 --> 00:34:37,720
‫اومدم اینجا دیگه

292
00:34:37,720 --> 00:34:39,920
‫آقای نلسون، چهار شب بعد از...

293
00:34:47,040 --> 00:34:48,760
‫چهار شب گذشته،
‫ولی من اومدم اینجا،

294
00:34:51,040 --> 00:34:54,120
‫اومدم تو این اتاق، تو این جلسه
‫شرکت کردم و شوخی ندارم

295
00:34:56,800 --> 00:34:58,280
‫بهشون ثابت کنین

296
00:35:02,400 --> 00:35:04,280
‫با حرکتی جسمانی ثابت کنین

297
00:35:16,160 --> 00:35:17,400
‫مرگ بر یهودا

298
00:35:25,960 --> 00:35:27,320
‫مرگ بر یهودا

299
00:35:34,160 --> 00:35:36,120
‫همگیمون رو به کشتن می‌ده‌ها

300
00:35:39,280 --> 00:35:40,680
‫برو بخواب

301
00:35:42,200 --> 00:35:45,040
‫دیگه تو مدرسه باهام صحبت نمی‌کنن

302
00:35:49,240 --> 00:35:50,880
‫می‌گن ما رو هم سیاه می‌کنی

303
00:35:53,920 --> 00:35:57,120
‫به قدرت که برسن، ازت می‌گیرنش

304
00:35:58,800 --> 00:36:00,640
‫همگیمون رو از هم جدا می‌کنن

305
00:36:02,720 --> 00:36:04,280
‫می‌فرستنش آفریقا

306
00:36:06,480 --> 00:36:08,320
‫جدی؟

307
00:36:08,320 --> 00:36:10,120
‫اون‌وقت خودت رو کجا می‌فرستن؟

308
00:36:11,600 --> 00:36:13,120
‫خودت رو کجا می‌فرستن کارل؟

309
00:36:14,280 --> 00:36:17,080
‫تو هم نیمه کولی هستی، پس...

310
00:36:17,080 --> 00:36:18,480
‫شاید بفرستنت مصر؟

311
00:36:23,440 --> 00:36:26,280
‫تا حالا یه موضوعی رو بهت نگفته بودم،

312
00:36:26,280 --> 00:36:28,040
‫آخه موضوع مهمی نبود

313
00:36:29,640 --> 00:36:30,880
‫ولی شاید الان مهم شده باشه

314
00:36:32,560 --> 00:36:34,040
‫بابات یهودی بوده

315
00:36:36,240 --> 00:36:39,400
‫پسر یکی از خیاطان استچفورد بود

316
00:36:39,400 --> 00:36:40,960
‫فامیلیشون رو عوض کردن
‫و تورن گذاشتن...

317
00:36:40,960 --> 00:36:43,280
‫که دیگه پنجره‌شون رو با آجر نشکنن

318
00:36:45,520 --> 00:36:47,360
‫خب، خودت رو کجا می‌فرستن کارل؟

319
00:36:50,760 --> 00:36:53,880
‫آقای نلسون، به رئیس‌جمهورتون بگین...

320
00:36:53,880 --> 00:36:57,280
‫جفت نخبه‌سالاران و شایسته‌سالاران موافقن...

321
00:36:57,280 --> 00:37:00,320
‫که حتما حزب جدیدی تشکیل می‌شه

322
00:37:02,360 --> 00:37:06,920
‫ضمنا، فعلا از آلمان
‫سلاح تهیه می‌کنیم آقای نلسون

323
00:37:06,920 --> 00:37:09,360
‫انگلستانی‌ها تدارکاتمون رو قطع کردن

324
00:37:09,360 --> 00:37:11,480
‫اگه از بوستون برامون تدارکات بفرستن،
‫خیلی ممنون می‌شیم

325
00:37:13,120 --> 00:37:16,600
‫اگه هدف خوبی داشته باشین،
‫می‌تونم براتون سلاح تهیه کنم

326
00:37:16,600 --> 00:37:19,600
‫ضمنا، حالا که بحث واردات و صادرات شد،

327
00:37:19,600 --> 00:37:23,240
‫آقای شلبی، از اون‌جایی
‫که رابطه جدیدی پیدا کردیم...

328
00:37:23,240 --> 00:37:25,400
‫و به طرز خارق‌العاده‌ای ثابت کردین...

329
00:37:25,400 --> 00:37:27,840
‫که در این راه مصمم هستین،

330
00:37:27,840 --> 00:37:31,960
‫رسما می‌تونین کالاهاتون رو
‫به بوستون صادر کنین

331
00:37:38,320 --> 00:37:39,520
‫خوبه

332
00:38:20,640 --> 00:38:23,480
‫شاید بهتر باشه
‫اگه به نتیجه مد نظرمون رسیدیم،

333
00:38:23,480 --> 00:38:25,280
‫خداحافظی کنیم

334
00:38:25,280 --> 00:38:26,520
‫کاملا درسته.

335
00:39:14,120 --> 00:39:18,360
‫این ماشین تحریره رو
‫چندین سال پیش برام خریده بودی...

336
00:39:18,360 --> 00:39:20,200
‫که این‌جوری بیشتر بهم احترام بذارن

337
00:39:21,480 --> 00:39:22,720
‫یادت میاد؟

338
00:39:24,440 --> 00:39:25,640
‫آره

339
00:39:32,800 --> 00:39:34,280
‫این رسیده

340
00:39:35,280 --> 00:39:36,760
‫از بیمارستان مسلولین فرستادن

341
00:39:38,360 --> 00:39:41,600
‫من که قبض درمان روبی رو پرداخت کردم

342
00:39:41,600 --> 00:39:43,560
‫گمون نکنم قبض باشه

343
00:39:43,560 --> 00:39:46,280
‫نوشته فوریه. مشاور ارشدشون نوشته

344
00:40:05,400 --> 00:40:07,120
‫چرا نیومده بودی بخوابیم؟

345
00:40:12,560 --> 00:40:14,520
‫چرا نیومده بودی بخوابیم؟

346
00:40:20,200 --> 00:40:22,520
‫دارم خاطراتم از جلسه‌مون رو تایپ می‌کنم

347
00:40:24,080 --> 00:40:29,040
‫اگه... درجا تایپ کنم، می‌تونم
‫حرف‌هاشون رو دقیق بنویسم

348
00:40:30,720 --> 00:40:32,800
‫اگه دقیق بنویسم،

349
00:40:32,800 --> 00:40:35,240
‫بیشتر به درد آقای چرچیل می‌خوره

350
00:41:03,160 --> 00:41:04,520
‫صندلیش رو سوزوندم

351
00:41:06,720 --> 00:41:10,000
‫بوی رنگ چوبش تو اتاق مونده

352
00:41:10,000 --> 00:41:11,760
‫پنجره رو باز نکردم

353
00:41:14,440 --> 00:41:16,040
‫از بوش خوشم میاد

354
00:41:41,800 --> 00:41:43,360
‫هنوز زوده

355
00:41:46,000 --> 00:41:47,400
‫هنوز زوده

356
00:41:49,920 --> 00:41:53,000
‫از اون‌جایی که الان دیگه می‌دونم عوض می‌شم،

357
00:41:53,000 --> 00:41:54,120
‫باید به کارهام برسم

358
00:41:56,640 --> 00:41:58,120
‫مجبورم عوض بشم

359
00:41:59,880 --> 00:42:02,680
‫مجبورم کلا عوض بشم لیزی

360
00:42:08,160 --> 00:42:09,440
‫ولی هنوز زوده

361
00:42:41,160 --> 00:42:42,280
‫الو؟

362
00:42:46,640 --> 00:42:47,560
‫عجب

363
00:43:41,120 --> 00:43:43,480
‫من از یه سری چیزها خبر دارم دیگه

364
00:43:43,480 --> 00:43:45,840
‫راستش، ذهن ملت رو می‌خونم

365
00:43:48,520 --> 00:43:51,840
‫نگاه‌هاشون رو از پشت میز می‌خونم
‫یه پا موهبته دیگه

366
00:43:51,840 --> 00:43:54,040
‫کل اعضای خانواده‌تون...

367
00:43:54,040 --> 00:43:55,840
‫جادوگر و ساحره‌ان

368
00:44:11,280 --> 00:44:13,920
‫موزلی که بره برلین،

369
00:44:13,920 --> 00:44:15,320
‫همراهش می‌ری

370
00:44:16,480 --> 00:44:17,640
‫در حین جلسه‌اش...

371
00:44:17,640 --> 00:44:20,480
‫با اعضای ارشد دولت آلمان کنارشی

372
00:44:20,480 --> 00:44:23,840
‫می‌خوام بدونم چه حرف‌هایی می‌زنن...

373
00:44:23,840 --> 00:44:25,680
‫و چه تصمیمی می‌گیرن

374
00:44:28,360 --> 00:44:29,440
‫خب، اگه دروغ بگم چی؟

375
00:44:31,760 --> 00:44:33,200
‫می‌فهمم

376
00:45:01,560 --> 00:45:06,440
‫[نامه اضطراری]

377
00:45:11,640 --> 00:45:16,160
‫[دکتر ای هالفورد]

378
00:45:28,360 --> 00:45:33,560
‫[بیماری: توبرکولوما
‫باید سریعا با دکتر صحبت کنین]

379
00:45:33,600 --> 00:45:38,160
‫[شرایط بیماریتون خیلی وخیم شده
‫از طرف دکتر هالفورد]

380
00:45:57,800 --> 00:45:59,040
‫بیا تو

381
00:46:01,440 --> 00:46:03,280
‫سلام آقای شلبی، دکتر هالفورد اومدن

382
00:46:06,400 --> 00:46:07,600
‫بگو بیاد تو

383
00:46:15,160 --> 00:46:17,200
‫گفته بودی باید حضوری صحبت کنیم

384
00:46:17,200 --> 00:46:18,440
‫من در خدمتم

385
00:46:20,320 --> 00:46:21,960
‫شاید بهتر باشه بشینین

386
00:46:29,320 --> 00:46:30,880
‫آقای شلبی، خودم می‌دونم...

387
00:46:30,920 --> 00:46:32,480
‫هنوز سوگوار دخترتون هستین،

388
00:46:34,080 --> 00:46:35,880
‫ولی نمی‌شه چنین خبری رو به تعویق انداخت

389
00:46:41,000 --> 00:46:43,160
‫ده روز پیش که تو بیمارستان مسلولین...

390
00:46:43,200 --> 00:46:46,160
‫معاینه‌تون کردن و با پرتو ایکس
‫ازتون عکس گرفتن،

391
00:46:48,360 --> 00:46:51,440
‫سل تو ریه‌تون رؤیت نشده بود

392
00:46:53,680 --> 00:46:56,800
‫ولی متأسفانه چیز دیگه‌ای رؤیت شده

393
00:46:56,800 --> 00:46:59,240
که ‫به بیماری دخترتون مربوط می‌شه

394
00:47:03,080 --> 00:47:06,120
‫سعی کرده بودن تو بیمارستان
‫باهاتون صحبت کنن،

395
00:47:06,120 --> 00:47:07,760
‫ولی باهاشون همکاری نمی‌کردین

396
00:47:09,280 --> 00:47:12,080
‫بعد از مرگ دخترتون،

397
00:47:12,080 --> 00:47:15,920
‫نتونستن پیداتون کنن
‫که شخصا به اطلاعتون برسونن

398
00:47:15,920 --> 00:47:19,200
‫در نهایت، با من که دکتر
‫شخصیتون هستم تماس گرفتن

399
00:47:22,560 --> 00:47:25,520
‫بهت چای تعارف نکردم
‫انگار خیلی خسته‌ای. چای میل داری؟

400
00:47:27,360 --> 00:47:28,520
‫نه

401
00:47:30,240 --> 00:47:32,840
‫تو بیمارستان مسلولین
‫ازتون آزمایش خون گرفته بودن

402
00:47:35,000 --> 00:47:38,720
‫نتایج آزمایشاتشون
‫نشون داد سایه‌ای...

403
00:47:38,720 --> 00:47:40,880
‫که زیر جمجمه‌تون افتاده...

404
00:47:40,880 --> 00:47:42,320
‫سرطان نیست

405
00:47:43,680 --> 00:47:45,240
‫توبرکولوماست

406
00:47:47,800 --> 00:47:51,280
‫عامل رشدش همون باکتری سله

407
00:47:54,880 --> 00:47:57,120
‫احتمالش هست که از دخترتون گرفته باشین

408
00:47:58,920 --> 00:48:01,720
‫یکی از اعضای خانواده
‫که بهش مبتلا می‌شه،

409
00:48:01,760 --> 00:48:03,120
‫خیلی راحت پخش می‌شه

410
00:48:03,120 --> 00:48:05,720
‫ممکنه با یه ماچ ساده
‫هم منتقل بشه

411
00:48:09,880 --> 00:48:12,480
‫ظاهرا خانواده شلبی هم
‫از این قاعده مستثنی نیست

412
00:48:16,560 --> 00:48:20,600
‫آقای شلبی، همون‌طور که گفتم،
‫خودم می‌دونم هنوز سوگوارین،

413
00:48:22,000 --> 00:48:24,440
‫ولی باید وخامت شرایطتون رو درک کنین

414
00:48:26,680 --> 00:48:29,920
‫با توجه به اندازه تومورتون،
‫حتما خیلی سریع رشد کرده

415
00:48:31,360 --> 00:48:35,120
‫شک ندارم همین الانش هم
‫علائمش رو تجربه کرده باشین

416
00:48:36,800 --> 00:48:38,800
‫اخیرا بهتون حمله دست نداده؟

417
00:48:40,200 --> 00:48:45,760
‫یهویی ضعف نکردین؟ حواستون پرت نشده؟
‫دچار توهم نشدین؟

418
00:48:53,800 --> 00:48:55,400
‫چرا نیومده بودین پیشم؟

419
00:48:58,120 --> 00:48:59,320
‫باید به کارهام برسم

420
00:49:03,280 --> 00:49:04,760
‫واسه دیگران خطرناک محسوب می‌شم؟

421
00:49:06,560 --> 00:49:08,240
‫نه

422
00:49:08,240 --> 00:49:11,880
‫توبرکولوما، برخلاف سل، مسری نیست

423
00:49:11,880 --> 00:49:16,040
‫آقای شلبی، مسری نیست،

424
00:49:16,040 --> 00:49:18,400
‫ولی متأسفانه نمی‌شه...

425
00:49:18,400 --> 00:49:20,520
‫شما رو عمل کرد

426
00:49:22,320 --> 00:49:24,280
‫تو ساقه مغزتون رشد کرده

427
00:49:24,280 --> 00:49:25,680
‫اگه بخوایم برداریمش،

428
00:49:25,680 --> 00:49:28,120
‫قطعا به آسیب و خون‌ریزی مغزی منجر می‌شه

429
00:49:32,840 --> 00:49:34,680
‫در همین حین که جوابم رو نمی‌دادین،

430
00:49:34,680 --> 00:49:36,000
‫عکس‌های پرتو ایکستون رو...

431
00:49:36,000 --> 00:49:38,040
‫به سه تن از برترین
‫جراحان کشور نشون دادم

432
00:49:41,960 --> 00:49:45,200
‫همگیشون گفتن
‫حاضر نیستن عملتون کنن،

433
00:49:45,200 --> 00:49:46,560
‫آخه فایده‌ای نداره

434
00:49:48,240 --> 00:49:52,520
‫مسلما خودتون هم می‌خواین
‫نظر دیگران رو بپرسین

435
00:49:53,720 --> 00:49:56,920
‫این شماره دکتر هلن رادرفورد
‫تو بیمارستان سنت توماسه

436
00:49:56,920 --> 00:49:58,240
‫از دوستانمه

437
00:50:09,520 --> 00:50:10,960
‫وخامت این بیماری...

438
00:50:12,800 --> 00:50:14,160
‫به چه حد می‌رسه؟

439
00:50:20,560 --> 00:50:22,800
‫با رشد تومورتون،

440
00:50:22,800 --> 00:50:26,640
‫زوال جسمانی و روانیتون
‫هم افزایش پیدا می‌کنه

441
00:50:31,280 --> 00:50:36,000
‫در نهایت، باید افرادی
‫که خیلی براشون عزیزین،

442
00:50:36,000 --> 00:50:37,720
‫دائما کنارتون باشن

443
00:50:41,040 --> 00:50:42,280
‫چقدر فرصت دارم؟

444
00:50:45,920 --> 00:50:47,840
‫درک می‌کنم که شما
‫دشمنان متعددی رو...

445
00:50:47,880 --> 00:50:49,000
‫شکست دادین آقای شلبی

446
00:50:50,440 --> 00:50:52,680
‫الان هم دشمن جدیدی...

447
00:50:52,680 --> 00:50:53,960
‫درون بدنتون شکل گرفته

448
00:50:55,440 --> 00:50:56,880
‫نمی‌تونین شکستش بدین،

449
00:50:58,320 --> 00:51:01,040
‫ولی می‌تونین یه مدتی جلوش رو بگیرین

450
00:51:01,040 --> 00:51:03,280
‫اگه زندگی سالمی داشته باشین،

451
00:51:03,280 --> 00:51:05,280
‫مصمم باشین و تقلا کنین...

452
00:51:05,280 --> 00:51:07,240
‫ازت سوال پرسیدم‌ها

453
00:51:07,240 --> 00:51:08,880
‫می‌خوام جوابم رو بدی

454
00:51:08,880 --> 00:51:11,720
‫نمی‌خوام بیخود بهم
‫ درس زندگی بدی

455
00:51:11,720 --> 00:51:13,520
‫چند وقت دیگه باید افرادی...

456
00:51:13,560 --> 00:51:16,200
‫که خیلی براشون عزیزم،
‫دائما کنارم باشن؟

457
00:51:21,120 --> 00:51:23,000
‫- ببخشید
‫- اشکالی نداره لیزی

458
00:51:23,000 --> 00:51:24,880
‫حسابدارم داشت می‌رفت

459
00:51:30,560 --> 00:51:33,080
‫وقتی رسیدم لندن،
‫باهاتون تماس می‌گیرم

460
00:51:33,080 --> 00:51:34,560
‫نه، فرصت ندارم

461
00:51:34,560 --> 00:51:37,240
‫حسابداری دیگه،
‫همین الان بگو چقدر مونده

462
00:51:38,560 --> 00:51:41,080
‫یه سال

463
00:51:41,080 --> 00:51:43,320
‫شاید هم هجده ماه

464
00:51:43,320 --> 00:51:45,840
‫خوبه. می‌خواستم همین رو بدونم

465
00:51:45,840 --> 00:51:49,120
‫کارهای مالیم رو
‫در همین راستا پیش می‌برم. ممنون

466
00:51:51,200 --> 00:51:54,840
‫- نتایج کامل رو در نامه‌ای براتون می‌فرستم
‫- باشه، ممنون

467
00:51:58,680 --> 00:52:00,360
‫روزتون به خیر

468
00:52:08,600 --> 00:52:11,160
‫قضیه جدیه؟

469
00:52:11,160 --> 00:52:13,400
‫نه، نه، صرفا...

470
00:52:13,400 --> 00:52:17,600
‫قبضی اومده که منتظرش بودم و...

471
00:52:17,600 --> 00:52:19,200
‫باید پرداختش کنم

472
00:52:29,080 --> 00:52:31,200
‫می‌شه یه دقیقه تنهام بذاری لیزی؟

473
00:52:35,040 --> 00:52:36,400
‫باشه

474
00:52:52,120 --> 00:52:53,440
‫شیطان نیستم،

475
00:52:56,520 --> 00:52:58,440
‫انسانی عادی و فانی‌ام

476
00:53:04,960 --> 00:53:07,240
‫تو این خانواده جنگی رخ می‌ده...

477
00:53:09,480 --> 00:53:11,320
‫و یکی‌تون می‌میره

478
00:53:13,720 --> 00:53:15,240
‫پالی

479
00:53:17,040 --> 00:53:19,640
‫فقط بهم فرصت بده
‫به کارهام برسم

480
00:53:21,800 --> 00:53:23,240
‫بکش

481
00:53:23,240 --> 00:53:25,000
‫بکش
