﻿1
00:00:12,178 --> 00:00:16,182
‫- میشه اینو برام یه جایی قایم کنی؟
‫- این مشکل من نیست

2
00:00:16,182 --> 00:00:19,102
‫حتماً این پیغامت رو می‌رسونم

3
00:00:19,102 --> 00:00:21,271
‫اگه فکر می‌کنی ما فقط به،
‫درد چایی آوردن می‌خوریم

4
00:00:21,271 --> 00:00:23,106
‫پس شاید دارین شانس‌تون رو
‫برای بردن این جنگ از دست میدین

5
00:00:23,106 --> 00:00:24,190
‫بهتره اینو به رئیس بزرگه بگی

6
00:00:24,190 --> 00:00:26,401
‫که میشه جری آدامز

7
00:00:26,401 --> 00:00:28,737
‫یه چهره جدید تو
‫پادگان پالاس اومده

8
00:00:28,737 --> 00:00:30,196
‫سرتیپ فرانک کیتسون

9
00:00:30,196 --> 00:00:32,490
‫همه چی متوقف میشه تا
‫وقتی که «دارک» رو پیدا کنیم

10
00:00:35,577 --> 00:00:36,911
‫بیا بیرون، برندن!

11
00:00:36,911 --> 00:00:39,039
‫اونا قیافه‌م رو می‌شناختن!
‫اسمم رو می‌دونستن!

12
00:00:39,039 --> 00:00:40,999
‫یکی دهن لقی کرده!

13
00:00:43,835 --> 00:00:46,129
‫♪ حرف فردا رو می‌زنیم ♪

14
00:00:46,129 --> 00:00:51,176
‫♪ و پول، عشق و وقتی
‫که باید خرج می‌کردیم ♪

15
00:00:55,805 --> 00:00:58,266
‫♪ دوست داشتنش آسون‌تر بود ♪

16
00:00:58,266 --> 00:01:03,813
‫♪ از هر کاری که
‫تا حالا کرده بودم ♪

17
00:01:03,813 --> 00:01:06,608
‫- این آهنگ رو بلدی ها
‫- شرط می‌بندم اصلاً نمی‌شناسه از کیه

18
00:01:06,608 --> 00:01:08,777
‫- این کیه؟
‫- قبلاً گفتی، جو

19
00:01:08,777 --> 00:01:10,236
‫- گفتم؟
‫- آره گفتی

20
00:01:10,236 --> 00:01:12,322
‫نزدیک سه بار گفتی، جو، خنگ خدا

21
00:01:12,322 --> 00:01:14,657
‫- گوردون لایت‌فوت.
‫- نه!

22
00:01:14,657 --> 00:01:16,451
‫- گوردون لایت‌فوت نیست؟
‫- نه!

23
00:01:16,451 --> 00:01:19,204
‫- کریس کریستوفرسون‌ـه!
‫- آها!

24
00:01:19,204 --> 00:01:20,830
‫درسته. بیاین، کی یه
‫بیسکویت کوچولو می‌خواد؟

25
00:01:20,830 --> 00:01:24,209
‫نه، و بهتره دیگه خرده‌هاش
‫رو تو این ماشین نریزی، جو

26
00:01:28,713 --> 00:01:30,465
‫خب. داریم می‌رسیم

27
00:01:33,843 --> 00:01:35,386
‫یادمه جو همونی بود که

28
00:01:35,386 --> 00:01:37,555
‫منو برای اولین بار برد حمله مرزی

29
00:01:40,683 --> 00:01:42,685
‫ببین، نقشه ساده بود

30
00:01:42,685 --> 00:01:44,813
‫برو جنوب به سمت مناطق مرزی

31
00:01:44,813 --> 00:01:48,858
‫ماشین رو تا جایی که
‫می‌تونی پر از مواد منفجره کن

32
00:01:48,858 --> 00:01:51,111
‫بعد قاچاقی برش گردون بلفاست

33
00:01:51,111 --> 00:01:53,530
‫بدون اینکه گیر
‫بیاُفتی یا تیر بخوری

34
00:01:57,742 --> 00:02:02,455
‫حالا، وقتی سوییچ رو
‫می‌چرخونم، نمی‌خواد، اوم...

35
00:02:02,455 --> 00:02:05,375
‫گرمای موتور، مشکلی
‫پیش نمیاد، درسته؟

36
00:02:05,375 --> 00:02:06,709
‫نظرت چیه، پیدر؟

37
00:02:06,709 --> 00:02:08,670
‫دخترا زنده از این
‫قضیه در میان یا نه؟

38
00:02:09,838 --> 00:02:11,673
‫از تجربه‌ای که من دارم،

39
00:02:11,673 --> 00:02:13,675
‫مشکلی پیش نمیاد

40
00:02:14,425 --> 00:02:18,221
‫خب، اون روز چقدر مواد
‫منفجره با خودتون حمل می‌کردین؟

41
00:02:18,888 --> 00:02:21,683
‫زیاد نبود. حدود 90 کیلو

42
00:02:21,683 --> 00:02:23,643
‫در حد یه ماشین انفجاری

43
00:02:23,643 --> 00:02:25,895
‫رفته بودیم جنوب
‫تا برندان رو ببینیم

44
00:02:27,814 --> 00:02:29,649
‫داشتیم مسیر اونو تحویل می‌گرفتیم

45
00:02:29,649 --> 00:02:31,818
‫حالا که دیگه از کار خارج شده بود

46
00:02:34,863 --> 00:02:36,573
‫جری

47
00:02:38,533 --> 00:02:40,201
‫قراره این عوضی دهن‌لق رو

48
00:02:40,201 --> 00:02:41,494
‫که منو به انگلیس‌ها
‫لو داد، پیدا کنیم یا نه؟

49
00:02:41,494 --> 00:02:42,787
‫درز اطلاعات رو پیدا می‌کنیم

50
00:02:42,787 --> 00:02:45,540
‫راستش، الان این
‫اولویت اصلی من نیست

51
00:02:45,540 --> 00:02:47,375
‫چی داری بلغور می‌کنی؟

52
00:02:47,375 --> 00:02:49,419
‫سوالی که باید از
‫خودمون بپرسیم اینه که

53
00:02:49,419 --> 00:02:52,672
‫چطور یه ارتش رو اداره کنیم
‫وقتی به افراد خودمون اعتماد نداریم

54
00:02:55,300 --> 00:02:56,801
‫جری! ما آماده‌ایم

55
00:02:56,801 --> 00:02:59,470
‫فعلاً صداش رو در نیار. باشه؟

56
00:03:01,222 --> 00:03:02,473
‫باشه

57
00:03:02,473 --> 00:03:03,683
‫بیا تو، بچه

58
00:03:04,976 --> 00:03:07,604
‫- جری
‫- همه چی آماده‌ست؟

59
00:03:07,604 --> 00:03:10,273
‫- باید جا تو پای بزرگا بذارین (کفش بزرگی بپوشین)
‫- آره. سایز 41ـه

60
00:03:10,273 --> 00:03:12,859
‫- دختره پررو حاضر جواب!
‫- اوهوم

61
00:03:12,859 --> 00:03:15,361
‫موفق باشی، بچه
‫مواظب جاده‌ها باشین

62
00:03:22,327 --> 00:03:23,620
‫خب، داستان پوششی‌مون چیه؟

63
00:03:23,620 --> 00:03:27,332
‫اوم، خب... ما باید خواهر باشیم

64
00:03:27,332 --> 00:03:33,796
‫و جو می‌تونه دوست مجرد،
‫و همیشه قدرنادیده‌مون باشه

65
00:03:33,796 --> 00:03:36,382
‫که با وجود بدشانسی در عشق،

66
00:03:36,382 --> 00:03:39,594
‫همیشه خودش رو وسط
‫زن‌های خوشگل پیدا می‌کنه

67
00:03:39,594 --> 00:03:41,804
‫قرار بود داستان
‫ساختگی باشه، دولورس

68
00:03:41,804 --> 00:03:43,848
‫علاوه بر این، ببین، شما،
‫نمی‌تونین خواهر باشین

69
00:03:43,848 --> 00:03:45,850
‫چون امروز از این
‫شناسنامه‌ها استفاده می‌کنیم

70
00:03:50,772 --> 00:03:52,357
‫اینجاست، داریم می‌رسیم

71
00:03:53,816 --> 00:03:56,986
‫- فقط عجیب غریب رفتار نکن، دوتس
‫- می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

72
00:03:56,986 --> 00:04:00,531
‫لطفاً آروم باشین، باشه؟ همه
‫چی کاملاً خوب پیش میره

73
00:04:10,708 --> 00:04:12,001
‫حال و احوال؟

74
00:04:17,757 --> 00:04:18,800
‫موهات رو دوست دارم

75
00:04:19,842 --> 00:04:22,720
‫ها؟ نه، کثیفه

76
00:04:22,720 --> 00:04:24,264
‫نیاز به شستن داره

77
00:04:24,973 --> 00:04:26,432
‫به رنگ پوستت میاد

78
00:04:30,353 --> 00:04:31,396
‫منم مال تو رو دوست دارم

79
00:04:33,982 --> 00:04:35,483
‫به نظرت خیلی کوتاه نیستش؟

80
00:04:35,483 --> 00:04:36,818
‫موی کوتاه رو واسه دخترا دوست دارم

81
00:04:39,529 --> 00:04:40,947
‫کجا می‌رین؟

82
00:04:40,947 --> 00:04:43,700
‫اوم، داریم از پیک‌نیک برمی‌گردیم

83
00:04:46,411 --> 00:04:47,787
‫هوای خوبی برای پیک‌نیکه، خانم...

84
00:04:48,871 --> 00:04:49,914
‫رزی

85
00:04:52,333 --> 00:04:54,961
‫اگه یه وقت اومدی
‫بلفاست، منو پیدا کن

86
00:04:54,961 --> 00:04:57,714
‫می‌برمت یه نوشیدنی
‫تو پینک ایگوانا بخوریم

87
00:04:59,465 --> 00:05:01,551
‫نیاز داریم شما سه
‫نفر از ماشین پیاده شین

88
00:05:03,469 --> 00:05:05,513
‫می خواد وزن در رو حس کنه

89
00:05:06,723 --> 00:05:08,683
‫آره، یه لحظه صبر کن رفیق

90
00:05:11,686 --> 00:05:13,313
‫به نظرم این سه تا مشکلی ندارن

91
00:05:28,578 --> 00:05:30,955
‫- امان از دستت، دوتس!
‫- چیه؟

92
00:05:31,080 --> 00:05:32,206
‫ببین، دفعه بعد،

93
00:05:32,206 --> 00:05:33,750
‫فقط مستقیم تو چشماشون نگاه کن

94
00:05:33,750 --> 00:05:35,001
‫- یا خدا!
‫- تو چشماشون نگاه کن

95
00:05:35,001 --> 00:05:36,419
‫و اونا راحت ردت می‌کنن بری

96
00:05:36,419 --> 00:05:37,670
‫آره

97
00:05:38,379 --> 00:05:40,631
‫- لعنتی!
‫- مشکلی نیست

98
00:05:40,673 --> 00:05:43,676
‫«هیچی نگو»

99
00:05:54,562 --> 00:05:59,108
‫ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند 150
‫تا بمب تو سال 1970 کار گذاشت

100
00:05:59,942 --> 00:06:01,986
‫تا سال 1972،

101
00:06:01,986 --> 00:06:04,280
‫هزار تا بمب کار گذاشته بودن

102
00:06:04,280 --> 00:06:07,367
‫حالا، من هنوز کار گذاشتن
‫بمب رو شروع نکرده بودم

103
00:06:07,367 --> 00:06:09,827
‫کار من این بود که
‫تجهیزات رو از مرز رد کنم

104
00:06:09,827 --> 00:06:11,788
‫فکر می‌کنی قصدشون
‫زدن مغازه‌دار بود؟

105
00:06:11,788 --> 00:06:13,831
‫نه، فکر می‌کنم قصدشون
‫زدن پادگان بود

106
00:06:14,874 --> 00:06:15,917
‫خب، خطا زدن

107
00:06:19,712 --> 00:06:22,298
‫ممکنه بود سعی کنیم پلیس‌ها
‫رو موقع ناهارشون هدف بگیریم

108
00:06:22,298 --> 00:06:24,467
‫ولی در عوض خانم‌های
‫بینگو باز رو بزنیم

109
00:06:24,467 --> 00:06:27,345
‫[پسری به وسیله گلوله
‫پلاستکی پلیس انگلیسی کشته شد]

110
00:06:27,387 --> 00:06:29,347
‫سال 1972

111
00:06:29,347 --> 00:06:32,767
‫آره، اون خشونت‌آمیزترین سال بود

112
00:06:36,145 --> 00:06:37,563
‫جری همیشه بهمون می‌گفت

113
00:06:37,563 --> 00:06:40,608
‫هر مرگی ما رو به پیروزی
‫در جنگ نزدیک‌تر می‌کنه

114
00:06:41,317 --> 00:06:43,194
‫و من باورش می‌کردم

115
00:06:44,821 --> 00:06:48,282
‫حالا دیگه جری کل بلفاست
‫غربی رو اداره می‌کرد

116
00:06:48,282 --> 00:06:49,659
‫حالت خوبه، پسر؟

117
00:06:49,659 --> 00:06:52,578
‫یعنی تحت تعقیب‌ترین
‫مرد ایرلند بود

118
00:06:53,871 --> 00:06:56,207
‫سر هر گوشه و
‫کناری یه بپا داشت

119
00:06:56,207 --> 00:07:00,253
‫و هیچ‌وقت دو شب پشت
‫سر هم تو یه خونه نمی‌خوابید

120
00:07:00,253 --> 00:07:02,797
‫البته به جز وقتایی
‫که می‌رفت پیش زنش

121
00:07:17,061 --> 00:07:18,646
‫جری! جری، یکی اینجاست

122
00:07:18,646 --> 00:07:19,981
‫یکی اومده!

123
00:07:19,981 --> 00:07:21,149
‫برو رو زمین لعنتی! بخواب!

124
00:07:21,149 --> 00:07:23,025
‫- حرکت کن!
‫- بخواب!

125
00:07:23,025 --> 00:07:24,569
‫- همونجا بمون!
‫- تکون نخور عوضی!

126
00:07:24,569 --> 00:07:27,029
‫نمی‌تونین با لباس
‫خواب ببرینش زندون!

127
00:07:28,489 --> 00:07:33,369
‫[ناحیه فالز پایین، آدامز، جری. دستگیر شده]

128
00:07:58,352 --> 00:07:59,896
‫سلام

129
00:08:02,023 --> 00:08:04,066
‫- آقای آدامز
‫- آقای آدامز

130
00:08:04,066 --> 00:08:05,485
‫قبل از اینکه شروع کنیم، متوجه شدیم که

131
00:08:05,485 --> 00:08:07,695
‫خانواده‌تون اوضاع
‫سختی داشتن، درسته؟

132
00:08:07,695 --> 00:08:10,531
‫مادرتون سال پیش موقع ‫بازداشت
جمعی خونه‌ش رو از دست داد

133
00:08:10,531 --> 00:08:12,283
‫- و چند تا بچه؟
‫- 13 تا

134
00:08:12,283 --> 00:08:14,494
‫نه. فکر کنم سه تاشون
‫مرده به دنیا اومدن

135
00:08:14,494 --> 00:08:17,163
‫آه، آره، درسته

136
00:08:22,418 --> 00:08:24,462
‫فکر کردیم شاید
‫علاقه‌مند باشین در مورد

137
00:08:24,462 --> 00:08:26,631
‫یه جور توافق برای
‫آینده صحبت کنیم

138
00:08:26,631 --> 00:08:30,009
‫آره، برای آینده خانواده‌تون

139
00:08:35,223 --> 00:08:37,016
‫من جری آدامز نیستم

140
00:08:43,147 --> 00:08:44,398
‫جانم؟

141
00:08:44,857 --> 00:08:47,068
‫اشتباهی شده. اسم
‫من جو مک‌گویگن‌ـه

142
00:08:47,318 --> 00:08:48,736
‫جو مک‌گویگن؟

143
00:08:48,736 --> 00:08:51,239
‫- جو مک‌گویگن دیگه کدوم خریه؟
‫- منم

144
00:08:51,989 --> 00:08:53,366
‫- جری...
‫- نه

145
00:08:56,035 --> 00:08:57,286
‫جو

146
00:08:58,246 --> 00:08:59,372
‫اسم من جوئه

147
00:09:03,167 --> 00:09:05,211
‫من جری آدامز نیستم

148
00:09:05,211 --> 00:09:07,380
‫ببینید، من جری...
‫من جری آدامز نیستم

149
00:09:11,217 --> 00:09:12,301
‫من جری آدامز نیستم

150
00:09:16,347 --> 00:09:18,099
‫من جری آدامز نیستم

151
00:09:26,232 --> 00:09:28,192
‫من جری آدامز نیستم

152
00:09:30,361 --> 00:09:32,029
‫من جری آدامز نیستم

153
00:09:36,242 --> 00:09:39,203
‫- بلندش کن!
‫- من جری آدامز نیستم

154
00:09:39,203 --> 00:09:40,955
‫و مطمئنیم که خودشه؟

155
00:09:43,249 --> 00:09:46,085
‫- من جری آدامز نیستم
‫- صد در صد خود لعنتی‌شه

156
00:09:50,214 --> 00:09:53,634
‫خب، آقای آدامز، می‌تونیم
‫با اسمتون شروع کنیم لطفاً؟

157
00:09:53,634 --> 00:09:55,636
‫بعد می‌ریم سراغ اعضای رهبری

158
00:09:58,806 --> 00:10:00,725
‫مک‌گویگن

159
00:10:00,725 --> 00:10:02,435
‫این یارو یه دیوونه‌ی
‫به تمام معناست

160
00:10:02,435 --> 00:10:04,312
‫هیچ‌وقت رهبری رو ول نمی‌کنه

161
00:10:04,312 --> 00:10:06,105
‫اصلاً براش مهم نیست
‫چقدر پول بهش بدیم

162
00:10:06,105 --> 00:10:08,065
‫میگی از هویج استفاده
‫کنیم، استفاده کردیم

163
00:10:08,065 --> 00:10:12,111
‫میگی چماق رو امتحان کنیم قربان،
‫چماق لعنتی رو هم امتحان کردیم!

164
00:10:16,115 --> 00:10:18,159
‫خب، امتحان کردین
‫بذارین برنده بشه؟

165
00:10:20,620 --> 00:10:22,538
‫آقای مک‌گویگن، حالتون چطوره؟

166
00:10:22,872 --> 00:10:24,081
‫میشه لطفاً کمکش کنی؟

167
00:10:35,718 --> 00:10:37,553
‫می‌خوام یه شکایت رسمی ثبت کنم

168
00:10:37,553 --> 00:10:40,306
‫بله، به اون هم
‫می‌رسیم، ولی اول...

169
00:10:40,306 --> 00:10:42,391
‫یه سوءتفاهم وحشتناک پیش اومده

170
00:10:42,391 --> 00:10:45,436
‫ما فکر می‌کردیم که،
‫شما، آقای مک‌گویگن

171
00:10:45,436 --> 00:10:47,480
‫همون تروریست
‫معروف جری آدامز هستین

172
00:10:47,480 --> 00:10:50,149
‫صمیمانه بابت این
‫موضوع عذرخواهی می‌کنم

173
00:10:51,525 --> 00:10:54,403
‫مطمئن میشم که شما رو

174
00:10:54,403 --> 00:10:56,822
‫با اسم درستتون، جوزف
‫مک‌گویگن، بازداشت کنن

175
00:10:56,822 --> 00:11:00,618
‫البته هر کدوم از اعضای خانواده
‫مک‌گویگن می‌تونن به ملاقاتتون بیان

176
00:11:00,618 --> 00:11:03,788
‫با این حال، افرادی که،
‫با جری آدامز در ارتباطن

177
00:11:03,788 --> 00:11:07,333
‫مثلاً همسرش، کولت مک‌آردل،

178
00:11:07,333 --> 00:11:09,251
‫هیچ ربطی به آقای مک‌گویگن ندارن

179
00:11:09,251 --> 00:11:11,128
‫و البته اجازه ندارن شما رو

180
00:11:11,128 --> 00:11:13,714
‫در طول مدت بازداشتتون، ببینن، که...

181
00:11:14,882 --> 00:11:17,426
‫میشه مطمئن بود
‫چندین سال طول می‌کشه

182
00:11:30,856 --> 00:11:33,693
‫آقایون، ببخشید مزاحم
‫شدم. یه لحظه صبر کنید

183
00:11:41,283 --> 00:11:42,618
‫این یه شوخی مسخره‌ست؟

184
00:11:42,660 --> 00:11:45,204
‫سه بار تلکس رو چک کردم

185
00:11:45,204 --> 00:11:46,580
‫دوباره پیام رو برام بخون

186
00:11:46,580 --> 00:11:49,291
‫«ساعت 11:43 صبح
‫وزارت کشور بریتانیا

187
00:11:49,291 --> 00:11:52,294
‫زندانی جری آدامز
‫برای مذاکرات آزاد شود»

188
00:12:30,458 --> 00:12:31,500
‫برو، برو، برو!

189
00:12:40,926 --> 00:12:42,678
‫خب، وایت‌لا با کارگر دیدار کرد
‫(حزب سوسیال دمکراتیک و کارگری)

190
00:12:42,678 --> 00:12:45,473
‫و اونا گفتن فکر می‌کنن ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند ممکنه پای میز مذاکره بیاد

191
00:12:45,473 --> 00:12:46,807
‫اگه تو رو آزاد کنن

192
00:12:46,807 --> 00:12:48,684
‫وایت‌لا؟

193
00:12:48,684 --> 00:12:50,352
‫یکم آب میوه بخور

194
00:12:50,352 --> 00:12:52,688
‫جری، مسئله اینه که
‫بریتانیایی‌ها به آخر خط رسیدن

195
00:12:52,688 --> 00:12:54,482
‫و آماده‌ن یه معامله انجام بدن

196
00:12:54,482 --> 00:12:55,858
‫چه جور معامله‌ای؟

197
00:12:55,858 --> 00:12:57,943
‫یه معامله واقعی. می‌خوان
‫با رهبری دیدار کنن

198
00:12:57,943 --> 00:13:00,404
‫و، مار، بهش بگو رهبری چی گفت

199
00:13:00,404 --> 00:13:01,822
‫مشت کوبیدن رو میز

200
00:13:01,822 --> 00:13:03,616
‫مشت کوبیدن رو میز و گفتن،

201
00:13:03,616 --> 00:13:05,785
‫«بدون جری آدامز هیچ
‫مذاکره‌ای در کار نیست»

202
00:13:05,785 --> 00:13:07,703
‫و بریتانیایی‌ها گفتن باشه، جری!

203
00:13:07,703 --> 00:13:10,664
‫فردا پرواز می‌کنی
‫لندن برای مذاکرات صلح

204
00:13:10,664 --> 00:13:13,751
‫اونا می‌خوان مذاکره کنن
‫قراره آتش‌بس اعلام بشه

205
00:13:13,751 --> 00:13:15,336
‫ این یعنی که داریم می‌بریم؟

206
00:13:33,813 --> 00:13:34,897
‫آتش‌بس!

207
00:13:35,314 --> 00:13:37,650
‫آتش‌بس!

208
00:13:38,526 --> 00:13:39,860
‫آتش‌بس!

209
00:13:39,860 --> 00:13:41,403
‫تیراندازی در شهر

210
00:13:41,403 --> 00:13:43,531
‫در طول روز به
‫تدریج کاهش پیدا کرده

211
00:13:43,531 --> 00:13:45,908
‫ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند قسم خورده به قولش

212
00:13:45,908 --> 00:13:47,618
‫برای حفظ آتش‌بس عمل کنه

213
00:13:47,618 --> 00:13:49,537
‫که قراره از ظهر
‫امروز شروع بشه...

214
00:13:49,578 --> 00:13:51,789
‫مامان، تیراندازی قطع شده

215
00:13:51,789 --> 00:13:53,958
‫مشخص نیست آتش‌بس،
‫قراره چقدر طول بکشه

216
00:13:53,958 --> 00:13:55,417
‫اما این خبر باید
‫باعث آسودگی خاطر

217
00:13:55,417 --> 00:13:56,669
‫نیروهای امنیتی بریتانیا بشه...

218
00:13:56,669 --> 00:13:58,921
‫یعنی الان می‌تونیم بریم بیرون؟

219
00:14:31,996 --> 00:14:34,707
‫خب، حالا که دوران صلحه
‫همه‌مون عاشق می‌شیم؟

220
00:14:34,707 --> 00:14:36,834
‫نه! مردم تو جنگ ازدواج می‌کنن

221
00:14:36,834 --> 00:14:38,085
‫تو صلح حسابی فکراشون رو می‌کنن

222
00:14:38,127 --> 00:14:39,962
‫یا طلاق می‌گیرن

223
00:14:39,962 --> 00:14:41,839
‫جو عاشق شده

224
00:14:41,839 --> 00:14:43,716
‫- دولورس!
‫- ببخشید، هیجان‌زده‌م

225
00:14:43,716 --> 00:14:44,967
‫- عاشق کی؟
‫- عاشق کی؟

226
00:14:44,967 --> 00:14:47,136
‫عاشق ریچل. اوه، خیلی زن نازیه

227
00:14:47,136 --> 00:14:50,014
‫واسه همدیگه شعر
‫حفظ می‌کنن و این چیزا

228
00:14:50,014 --> 00:14:52,016
‫آره، خیلی اهل ادبیاته، می‌دونی

229
00:14:52,016 --> 00:14:55,269
‫- هنوز باهاش حرف نزدی، جو؟
‫- نه، جو با هیچکی حرف نمی‌زنه

230
00:14:55,269 --> 00:14:57,187
‫جو رو نباید از دست داد. آدم حساسیه

231
00:14:57,187 --> 00:14:59,148
‫- این جذابه؟
‫- و با تجربه‌ست

232
00:14:59,148 --> 00:15:01,817
‫و تو فقط حسودیت میشه
‫که جو عاشق شده و تو نه

233
00:15:01,817 --> 00:15:03,152
‫عاشق ریچل!

234
00:15:03,152 --> 00:15:06,238
‫ریچل مرموز که هیچ‌کس نمی‌شناسدش

235
00:15:06,238 --> 00:15:08,157
‫امشب تو پینک ایگوانا
‫باهاش قرار دارم

236
00:15:09,325 --> 00:15:11,785
‫- می‌خواستم ببرمش برقصیم.
‫- رقص!

237
00:15:11,785 --> 00:15:14,038
‫- ما هم می‌تونیم بیایم، جو؟
‫- آره، ما هم می‌تونیم بیایم، جو؟

238
00:15:14,038 --> 00:15:16,081
‫وقتی بزرگ شدین،
‫می‌تونین باهام بیاین برقصین

239
00:15:20,210 --> 00:15:22,129
‫فکر کنم ازش خوشت بیاد

240
00:15:22,129 --> 00:15:24,840
‫- استرس داری؟
‫- نه

241
00:15:24,840 --> 00:15:27,092
‫فقط تمرکز کن رو خندوندنش، جو

242
00:15:27,092 --> 00:15:29,261
‫لازم نیست تو یه شب
‫دلش رو به دست بیاری

243
00:15:29,261 --> 00:15:32,139
‫آره. مواظب باش کت و
‫شلوار خوبم رو روغنی نکنی

244
00:15:32,139 --> 00:15:34,099
‫واقعاً که!

245
00:15:37,853 --> 00:15:40,481
‫نمیاد

246
00:15:40,481 --> 00:15:44,693
‫اکثر زن‌های شیک‌پوش دیر
‫می‌کنن. ریچل داره وقت می‌گیره

247
00:15:44,693 --> 00:15:48,030
‫- یه ساعت دیگه اینجا می‌بنده
‫- باشه. خب، لعنت به ریچل

248
00:15:48,030 --> 00:15:49,490
‫می‌دونی؟

249
00:15:49,490 --> 00:15:52,743
‫نگاه کن. یه خانم خوشگل اون طرفه

250
00:15:55,162 --> 00:15:56,288
‫- ببخشید، رفقا.
‫- گمشو!

251
00:15:57,331 --> 00:15:59,124
‫بریتانیایی‌ها برن گم بشن،
‫رفیق. باید بری بیرون

252
00:16:00,250 --> 00:16:02,670
‫رزی؟ هی، رزی!

253
00:16:03,796 --> 00:16:04,838
‫سلام عزیزم

254
00:16:06,173 --> 00:16:08,300
‫سلام!

255
00:16:08,300 --> 00:16:10,886
‫این همون دوستت از مرز نیست؟

256
00:16:10,886 --> 00:16:12,262
لعنتی 

257
00:16:20,062 --> 00:16:21,939
‫خب، چرا این جا رو پیشنهاد دادی؟

258
00:16:21,939 --> 00:16:23,399
‫نوشیدنی‌هاش

259
00:16:24,483 --> 00:16:25,859
‫آره، نوشیدنی‌هاش رو دوست داریم

260
00:16:29,822 --> 00:16:31,156
‫- به نظر دوستانه میاد
‫- آره

261
00:16:31,156 --> 00:16:34,118
‫شاید من، می‌دونی،
‫فکر نمی‌کردم...

262
00:16:34,118 --> 00:16:36,328
‫واقعاً فکر نمی‌کردم بیای

263
00:16:36,328 --> 00:16:39,164
‫- آه، اشکالی نداره
‫- یه شوخی کوچولو بود

264
00:16:39,957 --> 00:16:41,709
‫خوشم اومدش

265
00:16:44,920 --> 00:16:46,422
‫اوم، پس، فردا اعزام میشی، آره؟

266
00:16:46,422 --> 00:16:47,506
‫ببخشید

267
00:16:52,261 --> 00:16:55,139
‫- حالش خوبه؟
‫- آره. بهش توجه نکن

268
00:16:57,099 --> 00:16:58,434
‫صرفاً از امپریالیست‌ها متنفره

269
00:16:58,434 --> 00:17:00,519
‫هی، خب...

270
00:17:00,519 --> 00:17:02,938
‫من امپریالیست نیستم، صلح‌بانم

271
00:17:04,189 --> 00:17:06,275
‫این چیزیه که بهتون میگن، آره؟

272
00:17:06,275 --> 00:17:09,028
‫یکی باید از مردمی که
‫اینجا زندگی می‌کنن دفاع کنه

273
00:17:09,028 --> 00:17:10,279
‫مردم؟

274
00:17:11,030 --> 00:17:12,823
‫فکر می‌کنی نماینده مردمی؟

275
00:17:12,823 --> 00:17:15,325
‫اکثریتشون. آره، هستم

276
00:17:17,411 --> 00:17:18,454
‫آره، خب...

277
00:17:19,496 --> 00:17:21,206
‫هر کسی می‌تونه اکثریت باشه

278
00:17:22,082 --> 00:17:23,959
‫فقط بستگی داره خط رو کجا بکشی

279
00:17:28,881 --> 00:17:30,215
‫دارم معذبت می‌کنم؟

280
00:17:30,215 --> 00:17:31,467
‫نه

281
00:17:34,178 --> 00:17:36,388
‫راستش، فقط...

282
00:17:36,388 --> 00:17:39,349
‫خوبه که اینجا با یه دختر
‫باهوش و خوشگل نشستم

283
00:17:39,349 --> 00:17:41,435
‫و فقط گپ می‌زنیم

284
00:17:42,352 --> 00:17:44,229
‫داری چیکار می‌کنی؟

285
00:17:46,231 --> 00:17:47,232
‫می‌خوای برقصیم؟

286
00:17:48,567 --> 00:17:51,278
‫اوم... بیا بریم بیرون

287
00:17:51,278 --> 00:17:52,362
‫بیا

288
00:17:56,992 --> 00:17:59,286
‫- می‌خوای کتم رو بهت بدم؟
‫- نه

289
00:17:59,286 --> 00:18:01,371
‫این تنبیه منه برای اینکه
‫مثل یه دختر احمق رفتار کردم

290
00:18:01,371 --> 00:18:03,040
‫بگیرش دیگه. داری یخ می‌زنی

291
00:18:08,212 --> 00:18:10,964
‫خب، فکر می‌کنی
‫آتش‌بس چقدر طول بکشه؟

292
00:18:11,632 --> 00:18:14,259
‫هیچ ایده‌ای ندارم. چطور؟

293
00:18:14,259 --> 00:18:17,513
‫داشتم فکر می‌کردم، جنگ می‌تونه
‫تا کریسمس تموم بشه، نه؟

294
00:18:20,182 --> 00:18:21,266
‫ممکنه

295
00:18:25,187 --> 00:18:27,523
‫خوب میشد دوباره برگردم اینجا،

296
00:18:27,523 --> 00:18:29,858
‫تو رو ببرم یه نوشیدنی
‫درست و حسابی بخوریم

297
00:18:31,568 --> 00:18:33,403
‫به نظر ترسناک میاد

298
00:18:42,621 --> 00:18:45,124
‫چرا اینجوری نگاهم می‌کنی؟

299
00:18:47,209 --> 00:18:49,128
‫بند کفشت باز شده

300
00:18:59,388 --> 00:19:01,431
‫برمی‌گردی بالا؟

301
00:19:01,431 --> 00:19:03,183
‫نمی‌دونم باید برگردم یا نه

302
00:19:06,603 --> 00:19:08,605
‫می‌تونیم یه جایی بریم

303
00:19:09,606 --> 00:19:12,317
‫البته اگه تو بخوای. هیچ
‫انتظاری نیست، فقط...

304
00:19:13,068 --> 00:19:14,319
‫من یه اتاق دارم

305
00:19:28,667 --> 00:19:29,877
‫باید برم تو

306
00:19:36,800 --> 00:19:38,969
‫ببخشید. حالت خوبه؟

307
00:19:41,180 --> 00:19:43,891
‫شما زن‌ها از اینکه مردها بهتون
‫احترام نمی‌ذارن غر می‌زنین

308
00:19:43,891 --> 00:19:47,477
‫در حالی که خودتون هیچ،
‫احترامی برای خودتون قائل نیستین

309
00:19:47,477 --> 00:19:50,439
‫خودتون رو میندازین رو
‫هر احمقی که جلوی چشمتونه

310
00:19:51,607 --> 00:19:52,941
‫باشه، جو

311
00:19:52,941 --> 00:19:56,153
‫اگه بابات امشب می‌دیدت،

312
00:19:57,404 --> 00:19:59,448
‫تف می‌نداخت تو صورتت

313
00:20:03,118 --> 00:20:06,288
‫- باشه. خب، من میرم
‫- ببخشید، منظوری نداشتم

314
00:20:06,288 --> 00:20:07,581
‫نمی‌تونم... براش نامه نوشتم!

315
00:20:07,623 --> 00:20:09,208
‫جو!

316
00:20:09,208 --> 00:20:12,961
‫دولورس، برای ریچل نامه،
‫نوشتم و همه چیز رو بهش گفتم

317
00:20:12,961 --> 00:20:14,338
‫همه احساساتم رو،

318
00:20:14,338 --> 00:20:16,298
‫- و برنامه‌هام،
‫- فکرهام درباره آینده

319
00:20:16,298 --> 00:20:18,467
‫باشه، خب، مشخصه که
‫اون همین احساس رو نداره

320
00:20:21,011 --> 00:20:22,012
‫عوضی!

321
00:20:27,017 --> 00:20:29,019
‫چرا، داره

322
00:20:38,278 --> 00:20:39,738
‫مذاکرات صلح

323
00:20:39,738 --> 00:20:42,324
‫یه راز سر به مهر بود،

324
00:20:42,324 --> 00:20:43,617
‫پس کسی متوجه نشد

325
00:20:43,617 --> 00:20:46,662
‫وقتی شش عضو ژولیده رهبری
‫ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند

326
00:20:46,662 --> 00:20:50,332
‫از مخفیگاهشون بیرون اومدن
‫و تو مرکز لندن ظاهر شدن

327
00:21:00,509 --> 00:21:03,136
‫شورشیان ایرلندی از سال 1921

328
00:21:03,136 --> 00:21:05,013
‫فرصت نداشتن رو در رو

329
00:21:05,013 --> 00:21:07,975
‫با دشمن قسم خورده‌شون ملاقات کنن

330
00:21:09,142 --> 00:21:11,270
‫انگار اومدیم عروسی

331
00:21:11,270 --> 00:21:12,771
‫آدامز، جات رو با من عوض کن

332
00:21:12,771 --> 00:21:14,523
‫می‌خوام حواسم به در باشه

333
00:21:20,487 --> 00:21:23,407
‫رئیس ستاد ارتش موقت جمهوری‌خواه،
‫ایرلند، شان مک‌استیوفین

334
00:21:23,407 --> 00:21:25,659
‫کاملاً مطمئن بود که
‫کل این قضیه یه تله‌ست

335
00:21:25,659 --> 00:21:27,035
‫به هر حال،

336
00:21:27,035 --> 00:21:31,039
‫این یه فرصت تکرار
‫نشدنی برای جری بود

337
00:21:31,039 --> 00:21:33,292
‫شانسش برای پایان دادن به جنگ بود

338
00:21:33,292 --> 00:21:35,711
‫خیلی خوشحالیم که،
‫به لندن خوش اومدین

339
00:21:35,711 --> 00:21:39,172
‫و امیدوارم سفرتون
‫بدون مشکل بوده باشه

340
00:21:41,508 --> 00:21:44,136
‫و من خیلی خوش‌بینم که می‌تونیم

341
00:21:44,136 --> 00:21:46,138
‫امروز به یه جور توافق برسیم

342
00:21:46,138 --> 00:21:49,474
‫اوم، خب، با چی
‫شروع کنیم، اوم، چی؟

343
00:21:49,474 --> 00:21:52,561
‫وضعیت سیاسی زندانیان

344
00:21:52,561 --> 00:21:53,770
‫در واقع...

345
00:21:54,771 --> 00:21:56,106
‫من یه بیانیه دارم

346
00:22:01,445 --> 00:22:03,739
‫ممنون آقای وزیر کشور،

347
00:22:04,239 --> 00:22:05,741
‫برای خوشامدگوییتون

348
00:22:05,741 --> 00:22:07,701
‫اما می‌خوام واضح بگم

349
00:22:07,701 --> 00:22:10,329
‫ما امروز برای یک چیز اینجاییم:

350
00:22:10,329 --> 00:22:14,041
‫برای درخواست خروج
‫فوری نیروهای بریتانیایی

351
00:22:14,041 --> 00:22:16,209
‫از ایرلند اشغال شده

352
00:22:16,209 --> 00:22:18,170
‫و اصرار بر این

353
00:22:18,170 --> 00:22:21,298
‫که دولت بریتانیا به طور
‫عمومی عذرخواهی کنه

354
00:22:21,298 --> 00:22:26,136
‫تا دوشنبه، 10 ژوئیه 1972

355
00:22:26,136 --> 00:22:27,637
‫که سه روز دیگه‌ست

356
00:22:31,141 --> 00:22:32,476
‫و همین بود

357
00:22:32,476 --> 00:22:36,730
‫دوران جری به عنوان
‫مذاکره‌کننده قبل از شروع تموم شد

358
00:22:41,568 --> 00:22:44,071
‫و کشتار از روز بعد از سر گرفته شد

359
00:22:55,707 --> 00:22:57,626
‫...تعداد کشته‌ها رو
‫به هفت نفر رسونده

360
00:22:57,667 --> 00:23:01,505
‫از زمانی که ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند پایان آتش‌بس رو اعلام کرد

361
00:23:01,505 --> 00:23:03,173
‫نیروهای امنیتی بریتانیا...

362
00:23:05,342 --> 00:23:07,427
‫تاکر، لطفاً از پنجره فاصله بگیر

363
00:23:09,638 --> 00:23:12,265
‫تاکر، بیا پسرم

364
00:23:12,265 --> 00:23:14,309
‫امشب رو زمین می‌خوابیم

365
00:23:17,771 --> 00:23:21,358
‫اون ملافه رو زیر بالش بذار

366
00:23:21,358 --> 00:23:23,944
‫مامان، می‌تونیم قلعه درست کنیم؟

367
00:23:25,445 --> 00:23:27,197
‫حتماً، ایده خوبیه میک

368
00:23:27,197 --> 00:23:29,866
‫تا وقتی که دور از پنجره‌ها باشه

369
00:23:33,787 --> 00:23:34,913
‫مامان؟

370
00:23:34,913 --> 00:23:36,873
‫اون صدا رو شنیدی؟

371
00:23:37,791 --> 00:23:39,835
‫یه... یه سگه

372
00:23:42,337 --> 00:23:43,797
‫نه

373
00:23:44,297 --> 00:23:47,843
‫- یا شاید یه گربه
‫- ما صداش رو شنیدیم، مامان

374
00:23:47,843 --> 00:23:51,430
‫لطفاً! لطفاً، کسی
‫اونجاست؟ کمکم کنید!

375
00:23:51,555 --> 00:23:53,181
‫آهای!

376
00:23:57,352 --> 00:23:58,228
‫همونجا بمونید

377
00:23:58,228 --> 00:23:58,937
‫همونجا بمونید

378
00:24:23,420 --> 00:24:25,380
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- یه سرباز زخمی اونجاست

379
00:24:25,380 --> 00:24:26,506
‫باهاش حرف نزن. نه!

380
00:24:26,506 --> 00:24:28,842
‫- لطفاً ولش کن، مامان!
‫- هلن!

381
00:24:28,842 --> 00:24:30,927
‫- فقط نادیده‌ش بگیر، خواهش می‌کنم.
‫- واقعاً که!

382
00:24:47,402 --> 00:24:49,196
‫اشکالی نداره

383
00:24:49,863 --> 00:24:52,282
‫- اشکالی نداره، اشکالی نداره
‫- تنهام نذار

384
00:24:53,700 --> 00:24:55,785
‫- لطفاً تنهام نذار
‫- میان

385
00:25:48,588 --> 00:25:53,051
‫[عاشق انگلیسی]

386
00:26:09,150 --> 00:26:10,860
‫باورم نمیشه دارم اینو میگم،

387
00:26:10,860 --> 00:26:13,780
‫ولی فکر کنم قیافه‌ت حتی
‫از آخرین باری که دیدمت

388
00:26:13,780 --> 00:26:15,115
‫بدتر شده

389
00:26:17,450 --> 00:26:19,452
‫- یه نوشیدنی می‌خوای؟
‫- بریز

390
00:26:24,165 --> 00:26:26,626
‫خب، لندن چطور بود؟

391
00:26:27,586 --> 00:26:29,546
‫- موفقیت بزرگ؟
‫- ببین...

392
00:26:30,422 --> 00:26:33,800
‫راستش می‌خواستم درباره یه
‫چیز خاص باهات حرف بزنم

393
00:26:35,093 --> 00:26:36,761
‫دارم یه واحد جدید تشکیل میدم

394
00:26:36,761 --> 00:26:39,097
‫تازه نفس، آدم‌هایی
‫که بهشون اعتماد داریم

395
00:26:39,097 --> 00:26:40,890
‫اینقدر بد بود؟

396
00:26:40,890 --> 00:26:42,809
‫البته، شاید کار‌ها
‫باب میلت نباشه

397
00:26:44,144 --> 00:26:45,937
‫لباس مبدل در کار نیست

398
00:26:45,937 --> 00:26:47,772
‫کسی ازت عکس نمی‌گیره

399
00:26:47,772 --> 00:26:49,024
‫برام مهم نیست لباس مبدل داره یا نه

400
00:26:49,024 --> 00:26:51,067
‫واقعاً؟

401
00:26:51,067 --> 00:26:53,945
‫از لباس مبدل بدم نمیاد، ولی
‫می‌تونم بدون اونا هم سر کنم

402
00:26:53,945 --> 00:26:56,156
‫- از دستت، جری
‫- خب، خوبه

403
00:26:56,156 --> 00:26:58,033
‫کاملاً ناشناس خواهی بود

404
00:26:58,033 --> 00:27:01,453
‫حتی داخل سازمان. کار‌ها
‫همه غیررسمی خواهد بود

405
00:27:02,495 --> 00:27:04,664
‫پس، حتی بچه‌ها هم نمی‌دونن؟

406
00:27:04,664 --> 00:27:05,999
‫من می‌دونم

407
00:27:07,500 --> 00:27:10,795
‫خب، دقیقاً قراره چیکار کنیم؟

408
00:27:10,795 --> 00:27:12,964
‫آره، می‌تونیم به اون هم برسیم

409
00:27:12,964 --> 00:27:16,051
‫- به کی گزارش میدم؟
‫- خب، یه نفر به اسم پت هست

410
00:27:16,051 --> 00:27:18,470
‫اون فرمانده عملیاتیت میشه

411
00:27:18,470 --> 00:27:20,472
‫ولی تو به پت گزارش
‫میدی. پت به من گزارش میده

412
00:27:20,472 --> 00:27:22,849
‫- این گروه منه.
‫- جری! آقا رو باش!

413
00:27:22,849 --> 00:27:25,727
‫- واقعاً، این گروه منه!
‫- «این گروه منه»

414
00:27:25,727 --> 00:27:27,062
‫چه خبر، دولورس؟

415
00:27:27,062 --> 00:27:29,564
‫- سلام، دارک. خوش برگشتی!
‫- اینجا چه خبره؟

416
00:27:29,564 --> 00:27:32,817
‫رئیس بزرگ داره سعی می‌کنه
‫تو رو به گروه مخفیش دعوت کنه؟

417
00:27:33,943 --> 00:27:35,153
‫به چند نفر گفتی؟

418
00:27:35,153 --> 00:27:37,113
‫لعنتی، دارم خودمو
‫تو دردسر میندازم

419
00:27:38,823 --> 00:27:40,742
‫این گروه، این واحد،

420
00:27:40,742 --> 00:27:41,910
‫اسمی داشت؟

421
00:27:41,910 --> 00:27:42,952
‫آره

422
00:27:44,663 --> 00:27:47,457
‫بهمون می‌گفتن «ناشناس‌ها»

423
00:27:53,129 --> 00:27:55,465
‫- پایه‌ام
‫- خوبه

424
00:27:56,216 --> 00:27:58,093
‫یه شرط داره

425
00:27:58,093 --> 00:28:00,595
‫ماریان چی؟

426
00:28:00,595 --> 00:28:02,764
‫بدون خواهرم این کار رو نمی‌کنم

427
00:28:02,764 --> 00:28:04,683
‫دختر، همین الانشم ازش خواستم

428
00:28:29,082 --> 00:28:31,042
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

429
00:28:32,585 --> 00:28:33,920
‫برمی‌گرده و میگه،

430
00:28:33,920 --> 00:28:36,589
‫«چرا منو نگاه
‫می‌کنی؟ من چیم»

431
00:28:41,720 --> 00:28:43,221
‫الان بهت نیاز دارم
‫همین الان بهت نیاز دارم

432
00:28:43,221 --> 00:28:44,597
‫همین الان آوردیمش

433
00:28:47,684 --> 00:28:48,935
‫لعنتی!

434
00:28:48,935 --> 00:28:50,895
‫مواظب باش. گلوله هنوز تو شکمشه

435
00:28:53,273 --> 00:28:55,275
‫مواظب باش، رفیق!
‫گلوله هنوز تو شکمشه

436
00:28:55,275 --> 00:28:57,193
‫باشه. حالت خوبه. خوبی

437
00:28:57,193 --> 00:28:59,028
‫تیرانداز جلوی در
‫خونه‌ش منتظر بود

438
00:28:59,028 --> 00:29:01,030
‫فقط در رو باز می‌کنه
‫فقط در رو باز می‌کنه

439
00:29:01,030 --> 00:29:03,700
‫- و بنگ!
‫- بچه‌م بغلم بود

440
00:29:03,700 --> 00:29:05,785
‫می‌دونیم کی بود؟
‫باز کار کیتسون بود؟

441
00:29:05,785 --> 00:29:07,662
‫میگه یکی از خودمون بود

442
00:29:24,304 --> 00:29:28,099
‫- ببخشید ترسوندمت
‫- اشکالی نداره

443
00:29:28,099 --> 00:29:31,019
‫- من پتم. جری منو فرستاده
‫- سلام، پت

444
00:29:35,315 --> 00:29:37,817
‫اولین مأموریتت رو دارم

445
00:29:37,817 --> 00:29:39,986
‫درباره اون یارویی که
‫کشیدنش تو میخونه شنیدی؟

446
00:29:39,986 --> 00:29:41,738
‫همونی که تیر خورد تو شکمش

447
00:29:41,738 --> 00:29:44,032
‫آره، اونجا بودم. چرا، چی شده؟

448
00:29:44,032 --> 00:29:46,284
‫برندن پیگیریش کرد

449
00:29:46,284 --> 00:29:48,328
‫معلوم شد یکی از افراد
‫خودمون بهش شلیک کرده

450
00:29:48,328 --> 00:29:49,996
‫ظاهراً با زن یارو صحبتی داشته

451
00:29:49,996 --> 00:29:51,164
‫می‌خواسته شوهرش
‫رو از سر راه برداره

452
00:29:51,164 --> 00:29:52,916
‫پس به یکی از زیردست‌هاش
‫دستور داده بهش شلیک کنه

453
00:29:53,917 --> 00:29:55,335
‫خب، این رقت انگیزه

454
00:29:55,335 --> 00:29:57,295
‫آره، خب، باید ببرنش
‫جنوب و اعدامش کنن

455
00:29:58,213 --> 00:30:00,048
‫و جری می‌خواد من...؟

456
00:30:00,215 --> 00:30:01,341
‫نه

457
00:30:02,926 --> 00:30:04,135
‫تو فقط راننده‌ای

458
00:30:04,969 --> 00:30:06,054
‫عه

459
00:30:08,807 --> 00:30:10,350
‫ببین...

460
00:30:10,350 --> 00:30:12,268
‫وقتی جری از عملیات مخفی حرف زد،

461
00:30:12,268 --> 00:30:14,813
‫این دقیقاً چیزی نبود که، می‌دونی،
‫فکر می‌کردم منظورش باشه

462
00:30:14,813 --> 00:30:17,857
‫خب، کل این قضیه یه کم آبروریزیه

463
00:30:17,857 --> 00:30:19,609
‫جری میگه باید
‫خونه‌مون رو مرتب کنیم

464
00:30:23,947 --> 00:30:26,282
‫پس، این یارو رو سوار
‫می‌کنی، می‌بریش جنوب

465
00:30:26,282 --> 00:30:28,785
‫- میدونه داره کجا میره؟
‫- فقط سرش رو گرم کن

466
00:30:28,785 --> 00:30:30,328
‫یکم موسیقی، یکم گپ و گفت

467
00:30:31,246 --> 00:30:32,831
‫بهترین لبخندم رو هم بهش می‌ز‌نم

468
00:30:32,831 --> 00:30:33,915
‫آره

469
00:30:35,333 --> 00:30:36,626
‫دولورس...

470
00:30:37,877 --> 00:30:39,671
‫باید بهت هشدار بدم

471
00:30:40,380 --> 00:30:42,006
‫یارو رو می‌شناسی

472
00:30:58,982 --> 00:31:00,316
‫سلام، دولورس

473
00:31:01,985 --> 00:31:03,361
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت

474
00:31:06,739 --> 00:31:08,241
‫جو...

475
00:31:08,241 --> 00:31:11,160
‫- کیه؟
‫- دوستمه، مامان

476
00:31:11,744 --> 00:31:15,415
‫درباره قضیه جو لینسکی بهم بگو

477
00:31:15,415 --> 00:31:17,667
‫جو آدم ملایمی بود

478
00:31:18,877 --> 00:31:21,212
‫فکر می‌کردم آدم ملایمیه

479
00:31:23,965 --> 00:31:25,216
‫می‌دونی، اشتباه کرده بود

480
00:31:25,216 --> 00:31:28,094
‫و عاشق زن یکی دیگه
‫از داوطلب‌ها شده بود

481
00:31:28,094 --> 00:31:29,679
‫ریچل

482
00:31:31,431 --> 00:31:33,224
‫و بعد آدم اجیر کرده بود
‫که شوهرش رو بکشن

483
00:31:38,938 --> 00:31:42,609
‫وقتی معلوم شد چیکار کرده،

484
00:31:43,026 --> 00:31:46,404
‫خب، جو، محاکمه نظامی می‌شد و...

485
00:31:47,447 --> 00:31:49,741
‫حکمش مرگ می‌بود

486
00:31:51,284 --> 00:31:53,536
‫- نیاز به وقت داری؟
‫- نه، نه، من...

487
00:31:54,120 --> 00:31:55,955
‫نه، خوبم

488
00:31:55,955 --> 00:31:57,832
‫ادامه بده

489
00:32:01,044 --> 00:32:03,755
‫جو می‌دونست اون روز

490
00:32:03,755 --> 00:32:06,007
‫اون طرف مرز چی
‫انتظارش رو می‌کشه؟

491
00:32:14,766 --> 00:32:16,267
‫می‌خوای یه آهنگی بذارم؟

492
00:32:17,226 --> 00:32:19,145
‫آره، هر چی دوست داری

493
00:32:25,485 --> 00:32:26,736
‫- بی جیز؟
‫- هی!

494
00:32:26,736 --> 00:32:27,987
‫شناختی‌شون ها!

495
00:32:31,324 --> 00:32:32,909
‫آخ، این درست نیست، نه؟

496
00:32:32,909 --> 00:32:34,994
‫نه. نه

497
00:32:38,206 --> 00:32:39,832
‫- این پنجره خرابه
‫- چی؟

498
00:32:39,832 --> 00:32:41,417
‫میگم، این پنجره خرابه

499
00:32:41,417 --> 00:32:43,878
‫آه، آره، خرابه. باید یه
‫ضربه کوچولو بهش بزنی

500
00:32:44,462 --> 00:32:46,798
‫- اینجوری؟
‫- آره

501
00:32:46,798 --> 00:32:47,882
‫صحیح

502
00:32:55,807 --> 00:32:57,308
‫- حداقل الان می‌تونم صدات رو بشنوم
‫- اوهوم

503
00:33:00,478 --> 00:33:02,188
‫راستش می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم

504
00:33:02,188 --> 00:33:03,356
‫- جو...،
‫- اون شب

505
00:33:03,356 --> 00:33:05,066
‫می‌دونی، وقتی دیدمت،

506
00:33:05,066 --> 00:33:07,193
‫نباید اونجوری باهات حرف می‌زدم

507
00:33:07,193 --> 00:33:08,945
‫اشکالی نداره، جو. لازم نیست

508
00:33:15,410 --> 00:33:17,912
‫تو آدم خوبی هستی، دولورس پرایس

509
00:33:23,376 --> 00:33:25,128
‫قلب مهربونی داری

510
00:33:41,561 --> 00:33:43,521
‫خب، ایناهش، داریم می‌رسیم

511
00:33:43,521 --> 00:33:44,856
‫فقط یادت باشه،

512
00:33:44,856 --> 00:33:47,108
‫مستقیم تو چشماشون نگاه کن

513
00:34:00,038 --> 00:34:01,539
‫دیدی؟

514
00:34:07,295 --> 00:34:08,880
‫حالا از مرز رد شدیم

515
00:34:21,350 --> 00:34:23,144
‫من میرم دستشویی

516
00:34:23,144 --> 00:34:24,270
‫باشه

517
00:34:34,822 --> 00:34:37,158
‫- الو؟
‫- مار، منم

518
00:34:38,117 --> 00:34:39,535
‫چرا به من زنگ زدی؟

519
00:34:39,535 --> 00:34:41,079
‫نمی‌دونم می‌تونم
‫این کار رو بکنم یا نه

520
00:34:41,079 --> 00:34:42,955
‫- دوتس، بس کن
‫- مار...

521
00:34:42,955 --> 00:34:44,624
‫الان کجایی؟

522
00:34:44,624 --> 00:34:46,667
‫تو یه کافه

523
00:34:46,667 --> 00:34:48,669
‫- و اون کجاست؟
‫- تو ماشینه

524
00:34:48,669 --> 00:34:51,005
‫- تنها ولش کردی؟
‫- آخه، می‌دونم، دارم خرابش می‌کنم

525
00:34:51,005 --> 00:34:52,548
‫دولورس، به خدا قسم...

526
00:34:52,548 --> 00:34:54,509
‫فقط رانندگی کن، باشه؟

527
00:34:55,885 --> 00:34:57,512
‫تنها کاری که باید بکنی رانندگیه

528
00:35:07,730 --> 00:35:09,023
‫آماده‌ای بریم؟

529
00:35:34,298 --> 00:35:35,508
‫دولورس...

530
00:35:41,514 --> 00:35:44,600
‫نباید اون کار رو می‌کردم،
‫ولی می‌خوام بدونی

531
00:35:44,600 --> 00:35:46,102
‫جو... نه!

532
00:35:46,102 --> 00:35:47,520
‫اونا میگن من یه،
‫پیرمرد احمق بودم

533
00:35:47,520 --> 00:35:48,646
‫ولی می‌خوام باور کنی

534
00:35:48,646 --> 00:35:50,064
‫لطفاً، نمی‌خوام بدونم

535
00:35:50,064 --> 00:35:51,566
‫توی ذهنم نبود

536
00:35:53,192 --> 00:35:56,988
‫چیزی که بین ما بود،
‫ریچل و من، واقعی بود

537
00:35:56,988 --> 00:36:01,284
‫و من اینو می‌دونستم
‫و... و اون هم می‌دونست

538
00:36:01,993 --> 00:36:05,079
‫می‌تونی خیلی چیزای بد
‫درباره من بگی، ولی این...

539
00:36:06,539 --> 00:36:08,332
‫من دیوونه نبودم که فکر کنم...

540
00:36:10,251 --> 00:36:11,878
‫توی ذهنم نبود

541
00:36:30,188 --> 00:36:31,981
‫خب، ممنون که منو رسوندی

542
00:36:34,483 --> 00:36:36,110
‫می‌بینمت، جو

543
00:36:43,117 --> 00:36:44,452
‫صحیح

544
00:37:26,160 --> 00:37:29,038
‫حالتون چطوره امشب،
‫خانم؟ کجا میرین؟

545
00:37:37,922 --> 00:37:44,804
‫[جری آدامز همواره عضویت در ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند و دست
‫داشتن در هرگونه فعالیت و یا خشونت این ارتش را انکار کرده است]
