﻿1
00:00:12,137 --> 00:00:14,222
‫مامانمون داره برمی‌گرده
‫برامون نامه نوشته

2
00:00:14,305 --> 00:00:16,307
‫ما که کسی رو تو
‫بلکپول نمی‌شناسیم

3
00:00:16,307 --> 00:00:17,851
‫این یه نشونه‌ست

4
00:00:19,853 --> 00:00:21,062
‫لطفاً به رئیس زندان بگید

5
00:00:21,062 --> 00:00:22,939
‫که ما رسماً اعتصاب غذا کردیم

6
00:00:23,857 --> 00:00:25,150
‫ما اسرای جنگی هستیم

7
00:00:25,150 --> 00:00:26,526
‫و باید دوران محکومیتمون رو

8
00:00:26,526 --> 00:00:28,987
‫تو یه زندان زنان
‫تو ایرلند بگذرونیم

9
00:00:28,987 --> 00:00:30,113
‫دولت کوتاه اومده

10
00:00:30,113 --> 00:00:31,406
‫دارن شما رو به
‫ایرلند برمی‌گردونن

11
00:00:31,406 --> 00:00:34,159
‫خبر خوب، عزیزم
‫داریم می‌ریم خونه

12
00:00:41,041 --> 00:00:44,502
‫می‌دونی، مسخره‌ش
‫اینه که ما بردیم

13
00:00:44,502 --> 00:00:46,296
‫ولی بازم مجبور
‫شدیم برگردیم زندان

14
00:00:47,380 --> 00:00:49,549
‫من تولد سی سالگیم رو

15
00:00:49,549 --> 00:00:54,137
‫تو زندان زنان آرما تو
‫شمال ایرلند گذروندم

16
00:00:54,137 --> 00:00:55,930
‫هنوز اونقدر حالم بد بود

17
00:00:56,014 --> 00:00:58,933
‫ببین، چیز جالب درباره
‫اعتصاب غذا اینه که

18
00:00:58,933 --> 00:01:02,187
‫باید مدام به خودت بگی

19
00:01:02,187 --> 00:01:05,023
‫که غذا چیز بدیه

20
00:01:07,192 --> 00:01:09,277
‫و بعدش واقعاً همین‌طور میشه

21
00:01:09,277 --> 00:01:10,945
‫همونطور که حتماً می‌دونید، دخترا،

22
00:01:10,945 --> 00:01:14,115
‫ممکنه شرایط آزادی
‫پزشکی رو داشته باشید

23
00:01:14,115 --> 00:01:15,950
‫می‌دونید این یعنی چی؟

24
00:01:15,950 --> 00:01:17,285
‫آره

25
00:01:17,285 --> 00:01:19,162
‫یعنی ما آسیب روحی دیدیم

26
00:01:19,162 --> 00:01:21,915
‫یعنی دکترا فکر
‫نمی‌کنن شما بتونید کاملاً

27
00:01:21,915 --> 00:01:24,084
‫تو محیط زندان بهبود پیدا کنید

28
00:01:24,834 --> 00:01:26,961
‫خب، شاید حق با اونا باشه

29
00:01:26,961 --> 00:01:29,047
‫فکر کنم سؤال اینه، خانم پرایس،

30
00:01:29,047 --> 00:01:31,257
‫اگه زودتر آزاد بشید،

31
00:01:31,257 --> 00:01:33,343
‫چطور وقتتون رو سپری می کنید؟

32
00:01:33,343 --> 00:01:35,386
‫چیکار می‌کنید؟

33
00:01:35,386 --> 00:01:38,515
‫زندگیم رو وقف عدم خشونت می‌کنم

34
00:01:38,515 --> 00:01:41,476
‫و این اصول رو به
‫جوونای کاتولیک یاد میدم

35
00:01:45,105 --> 00:01:48,066
‫من فقط می‌خوام
‫از بابام مراقبت کنم

36
00:01:48,066 --> 00:01:50,443
‫- پیش بابام زندگی می‌کنم
‫- و همدستاتون چی؟

37
00:01:50,443 --> 00:01:52,320
‫مردا و زنایی که باهاشون
‫همکاری می‌کردید؟

38
00:01:52,320 --> 00:01:54,239
‫خیلی راحت میشه
‫دوباره کشیده شد تو کار

39
00:01:54,239 --> 00:01:56,074
‫سرمون به کار خودمون
‫گرمه. مشکلی نیست

40
00:01:56,074 --> 00:01:57,992
‫ولی شما پیش پدرتون خواهید بود،

41
00:01:57,992 --> 00:02:00,328
‫- که سابقه...
‫- همه‌مون بازنشسته شدیم

42
00:02:03,414 --> 00:02:07,377
‫ببینید... اگه بخوام
‫رک باشم، خانم،

43
00:02:09,295 --> 00:02:11,923
‫من هشت سال از عمرم
‫رو اینجا از دست دادم

44
00:02:12,507 --> 00:02:14,175
‫می‌خوام مادر بشم

45
00:02:14,175 --> 00:02:16,553
‫می‌خوام خانواده خودم
‫رو تشکیل بدم و...

46
00:02:16,553 --> 00:02:19,722
‫نمی‌دونم دیگه برام
‫ممکنه یا نه، ولی...

47
00:02:20,265 --> 00:02:22,600
‫اگه می‌پرسید که می‌خوام
‫دوباره یه دادگاه رو منفجر کنم،

48
00:02:22,600 --> 00:02:24,185
‫جوابم نه‌ست

49
00:02:25,061 --> 00:02:27,522
‫ماریان، تو هم همین حس رو داری؟

50
00:02:28,606 --> 00:02:29,899
‫آره

51
00:02:30,358 --> 00:02:32,277
‫داشتن یه بچه کوچولو
‫عالی به نظر می‌رسه

52
00:02:54,132 --> 00:02:55,300
‫جالبه،

53
00:02:55,300 --> 00:02:57,260
‫سن و سال آدم رو از اشتیاق

54
00:02:57,260 --> 00:02:59,345
‫به انقلاب در خط مقدم می‌ندازه

55
00:02:59,345 --> 00:03:02,015
‫بعد از هشت سال تو زندان

56
00:03:02,015 --> 00:03:04,017
‫از خودم خسته شده بودم

57
00:03:04,058 --> 00:03:06,102
‫حتی یه کم از خواهرم هم خسته شدم

58
00:03:09,939 --> 00:03:11,274
‫بابا برامون یه مرقد
‫کوچیک درست کرده

59
00:03:11,274 --> 00:03:12,942
‫خیلی تأثیرگذاره، بابا

60
00:03:12,942 --> 00:03:15,236
‫آره، خب، فقط یادت باشه

61
00:03:15,236 --> 00:03:16,613
‫من قبل از شما بمب‌گذاری می‌کردم

62
00:03:17,447 --> 00:03:18,573
‫فقط گیر نیاُفتادم

63
00:03:20,074 --> 00:03:22,410
‫ولی بازم بهتون افتخار می‌کنم

64
00:03:22,410 --> 00:03:23,953
‫ممنون

65
00:03:23,953 --> 00:03:25,955
‫حتی اگه فداکاری نهایی رو نکردید

66
00:03:26,414 --> 00:03:27,957
‫بابا، بس کن

67
00:03:29,918 --> 00:03:32,170
‫بابا، دولورس میگه
‫همه‌مون بازنشسته شدیم

68
00:03:33,046 --> 00:03:35,465
‫- بازنشستگی چه شکلیه؟
‫- من بازنشسته نشدم

69
00:03:35,465 --> 00:03:37,592
‫- شدی، بابا
‫- آره، شدی

70
00:03:38,551 --> 00:03:40,220
‫آره، دوتس قراره
‫سفالگری یاد بگیره

71
00:03:40,220 --> 00:03:42,096
‫و برای بچه‌های کوچولو شال ببافه

72
00:03:42,972 --> 00:03:44,098
‫من همچین چیزی نگفتم

73
00:03:45,642 --> 00:03:47,936
‫گفتم می‌خوام آروم پیش برم

74
00:03:49,229 --> 00:03:50,980
‫فکر کنم حق دارم یه کم تنبلی کنم

75
00:03:52,190 --> 00:03:54,234
‫مادرتون موافقت می‌کرد

76
00:03:56,361 --> 00:03:59,280
‫همیشه نگران بود شما دخترا
‫زیادی به خودتون فشار میارید

77
00:03:59,280 --> 00:04:00,949
‫آه، بابا

78
00:04:02,033 --> 00:04:04,285
‫ولی اون به بازنشستگی
‫اعتقاد نداشت، پس...

79
00:04:07,956 --> 00:04:09,666
‫پس منم بازنشسته نشدم

80
00:04:15,046 --> 00:04:16,381
‫واقعاً فکر می‌کنی خیلی اشتباهه

81
00:04:16,381 --> 00:04:18,424
‫که گفتم ما دیگه کشیدیم کنار؟

82
00:04:19,175 --> 00:04:21,135
‫ما سهم خودمون رو ادا کردیم،
‫مار. حتی بیشتر از سهممون

83
00:04:21,135 --> 00:04:23,096
‫- ما تو تالار مشاهیریم لعنتی
‫- ما تو تالار مشاهیر نیستیم

84
00:04:23,096 --> 00:04:25,056
‫اونایی که تو تالار مشاهیرن مُردن

85
00:04:25,056 --> 00:04:26,266
‫آره، خب، همینه دیگه

86
00:04:26,266 --> 00:04:27,600
‫آره، یا مُردی یا
‫در حال مبارزه‌ای

87
00:04:27,600 --> 00:04:29,727
‫فقط دو تا گزینه هست

88
00:04:29,936 --> 00:04:33,523
‫- و ما نمردیم، پس...
‫- آره، خب،

89
00:04:33,523 --> 00:04:35,275
‫گمون نکنم دیگه بتونم
‫اینجوری فکر کنم

90
00:04:40,154 --> 00:04:41,572
‫باشه، برو سفالگریت رو بکن

91
00:04:57,630 --> 00:05:01,467
‫ببین، همه چیزی که میگم
‫اینه که ما یه وظیفه داشتیم

92
00:05:01,467 --> 00:05:03,970
‫مگه اینکه چیزی رو
‫از دست داده باشم

93
00:05:03,970 --> 00:05:06,014
‫و ما الان تو یه کشور
‫آزاد زندگی می‌کنیم

94
00:05:08,224 --> 00:05:09,600
‫آره

95
00:05:10,018 --> 00:05:13,438
‫وقتی یه کشور آزاد داشته
‫باشیم می‌دونی چیکار می‌کنن؟

96
00:05:13,688 --> 00:05:15,148
‫به گذشته نگاه می‌کنن و میگن،

97
00:05:15,481 --> 00:05:18,026
‫«اون دخترای کوچولو حسابی
‫زنگ خطر رو به صدا درآوردن»

98
00:05:18,026 --> 00:05:20,236
‫- آره، همین رو میگن
‫- آره، میگن

99
00:05:20,236 --> 00:05:21,821
‫پس، آروم باش

100
00:05:22,071 --> 00:05:23,614
‫از زندگیت لذت ببر

101
00:05:24,240 --> 00:05:26,451
‫تو کار خودت رو
‫کردی. تو یه قهرمانی

102
00:05:26,451 --> 00:05:28,077
‫قصه به سر رسید

103
00:05:33,166 --> 00:05:36,669
‫«هیچی نگو»

104
00:06:02,653 --> 00:06:04,447
‫مسئله‌ای که درباره دهه
‫سی زندگی هست اینه که،

105
00:06:04,447 --> 00:06:06,115
‫همه رفتن پی زندگیشون

106
00:06:06,115 --> 00:06:08,242
‫کار پیدا می‌کنن، سر
‫و سامون می‌گیرن

107
00:06:08,242 --> 00:06:10,495
‫آدما محترم میشن

108
00:06:10,536 --> 00:06:13,664
‫[به شین فین رای بدید]
‫[جری آدامز]

109
00:06:13,706 --> 00:06:16,334
‫[قاتل آشغال ارتش جمهوری‌خواه]

110
00:06:16,376 --> 00:06:18,628
‫راستش، هیچ‌وقت فکر
‫نمی‌کردم اونقدر عمر کنم

111
00:06:18,628 --> 00:06:20,713
‫که مجبور بشم باهاش سر و کله بزنم

112
00:06:36,646 --> 00:06:39,690
‫اوم... یه نوشیدنی 
‫می‌خوام. خالص، لطفاً

113
00:06:39,690 --> 00:06:42,610
‫- چه نوعی دوست دارید؟
‫- هر نوعی

114
00:06:50,618 --> 00:06:53,371
‫راستش، میشه دوبلش کنید، لطفاً؟

115
00:06:59,794 --> 00:07:01,671
‫دولورس پرایس؟

116
00:07:04,382 --> 00:07:05,883
‫چطوری؟

117
00:07:05,883 --> 00:07:08,136
‫هیچ‌وقت نتونستم وادارت
‫کنم باهام حرف بزنی

118
00:07:08,553 --> 00:07:10,221
‫ببخشید؟

119
00:07:10,221 --> 00:07:13,224
‫چند بار با هم راهپیمایی
‫کردیم. انتظار ندارم یادت بیاد

120
00:07:14,725 --> 00:07:16,561
‫صبر کن

121
00:07:16,561 --> 00:07:19,814
‫فکر کنم می‌شناسمت
‫اسمت چی بود دوباره؟

122
00:07:19,814 --> 00:07:21,190
‫ممنون، بری

123
00:07:21,190 --> 00:07:23,734
‫اوم، این استیون ری‌ـه

124
00:07:28,406 --> 00:07:29,449
‫تو بازیگری

125
00:07:31,159 --> 00:07:33,744
‫معمولاً، خانم‌ها از شنیدن
‫این خوشحال نمیشن

126
00:07:33,744 --> 00:07:35,705
‫آه، نگو که امشب تو نمایش هستی؟

127
00:07:37,623 --> 00:07:39,375
‫خوشحالم که اینقدر هیجان‌زده‌ای

128
00:07:39,375 --> 00:07:40,835
‫نه

129
00:07:40,877 --> 00:07:43,087
‫نه، نه، نه. من فقط، اوم...

130
00:07:43,880 --> 00:07:45,923
‫من فقط یه طرفدارم

131
00:07:45,923 --> 00:07:47,758
‫من اونجا وایسادم

132
00:07:47,758 --> 00:07:49,635
‫و اون یکی مرده میاد تو اتاق

133
00:07:49,635 --> 00:07:51,512
‫و یهو همه چی یادم میاد

134
00:07:51,512 --> 00:07:53,473
‫من قبلاً تو این آشپزخونه بودم

135
00:07:54,515 --> 00:07:56,601
‫خب، اوم، نظرت
‫درباره نمایش چی بود؟

136
00:07:56,809 --> 00:07:58,895
‫خب، ببین، معمولاً
‫خیلی انتقادی‌ام،

137
00:07:58,895 --> 00:08:00,771
‫ولی، می‌دونی...

138
00:08:00,771 --> 00:08:02,190
‫ولی فکر کردم همه‌تون
‫فوق‌العاده بودید

139
00:08:02,190 --> 00:08:04,901
‫یعنی، واقعاً، تو به خصوص...

140
00:08:04,901 --> 00:08:07,945
‫استیون همیشه
‫عالیه. آزاردهنده‌ست

141
00:08:07,945 --> 00:08:09,280
‫آره، ولی همه...

142
00:08:09,280 --> 00:08:11,991
‫یعنی، واقعاً، همه، همه، همه

143
00:08:11,991 --> 00:08:13,826
‫جدی

144
00:08:13,826 --> 00:08:15,620
‫هر لحظه‌ش رو دوست داشتم

145
00:08:23,169 --> 00:08:24,837
‫استیون

146
00:08:25,338 --> 00:08:27,340
‫باید یه چیزی بهت بگم

147
00:08:29,091 --> 00:08:30,885
‫من قبلاً تو رو دیدم

148
00:08:31,177 --> 00:08:33,846
‫نه فقط تو راهپیمایی‌ها،
‫بلکه، اوم...

149
00:08:35,014 --> 00:08:36,766
‫...تو لندن

150
00:08:36,766 --> 00:08:38,935
‫شب قبل از بمب‌گذاری

151
00:08:39,185 --> 00:08:40,686
‫بمب‌گذاری من

152
00:08:40,937 --> 00:08:42,063
‫اوم...

153
00:08:42,104 --> 00:08:44,232
‫رفتم تئاتر

154
00:08:44,482 --> 00:08:45,983
‫آره؟

155
00:08:46,275 --> 00:08:47,985
‫نمایشت رو دیدم

156
00:08:49,237 --> 00:08:50,988
‫فوق‌العاده بودی

157
00:08:52,490 --> 00:08:54,200
‫منو به گریه انداختی

158
00:08:57,745 --> 00:08:59,330
‫لطفاً به خاطر گفتن
‫این قضاوتم نکن

159
00:08:59,330 --> 00:09:03,459
‫فقط... فکر کردم
‫خیلی عجیبه که نگم

160
00:09:06,337 --> 00:09:08,297
‫چیزی برای قضاوت نیست

161
00:09:09,006 --> 00:09:10,758
‫ماریان؟

162
00:09:10,758 --> 00:09:13,427
‫- همین الان یه تجربه فوق‌العاده...
‫- کدوم گوری بودی؟

163
00:09:14,679 --> 00:09:17,348
‫متأسفم. نمی‌خواستم مزاحم بشم

164
00:09:18,808 --> 00:09:20,851
‫اون می‌خواد با تو هم حرف بزنه

165
00:09:24,355 --> 00:09:25,856
‫صبح بخیر، بچه

166
00:09:29,819 --> 00:09:32,280
‫ناراحت شدم درباره مامانت شنیدم

167
00:09:32,280 --> 00:09:35,366
‫واقعاً حیفه که نذاشتن تو
‫مراسم تشییع شرکت کنی

168
00:09:35,366 --> 00:09:36,867
‫همین‌طوره

169
00:09:38,494 --> 00:09:40,454
‫برندن چطوره؟

170
00:09:40,496 --> 00:09:42,331
‫شنیدم شش سال دیگه حکم گرفته

171
00:09:42,331 --> 00:09:44,834
‫ما در واقع یه سلول رو
‫شریک بودیم، خودمون دو تا

172
00:09:45,293 --> 00:09:47,962
‫ولی چیزی نداشتن که
‫به من بچسبونن، پس...

173
00:09:47,962 --> 00:09:50,214
‫تو همیشه از اون محتاط‌تر بودی

174
00:09:51,549 --> 00:09:53,968
‫حدس می‌زنم این یه
‫دیدار دوستانه نیست

175
00:09:53,968 --> 00:09:56,470
‫دولورس، می‌خواستم
‫شخصاً باهات حرف بزنم

176
00:09:57,888 --> 00:09:59,724
‫تصمیم گرفتم برای
‫پارلمان کاندید بشم

177
00:10:00,433 --> 00:10:01,809
‫می‌دونم

178
00:10:02,310 --> 00:10:04,395
‫پوسترها رو دیدم

179
00:10:04,395 --> 00:10:05,896
‫موهات فوق‌العاده شده

180
00:10:08,983 --> 00:10:12,320
‫ببین، مردم از جنگ خسته شدن

181
00:10:12,320 --> 00:10:14,697
‫یه کاتولیک معمولی شاید از
‫کمپین بمب‌گذاری حمایت نکنه

182
00:10:14,697 --> 00:10:16,782
‫ولی به کاندیدایی رأی میده

183
00:10:16,782 --> 00:10:18,367
‫که بهش اعتقاد داره

184
00:10:18,826 --> 00:10:21,370
‫و فکر می‌کنی اون تویی؟

185
00:10:21,370 --> 00:10:23,331
‫نظری داری؟

186
00:10:23,789 --> 00:10:25,916
‫نمی‌خوام بی‌ادب به نظر برسم

187
00:10:25,916 --> 00:10:27,585
‫نمی‌دونستم می‌تونی
‫جور دیگه‌ای حرف بزنی

188
00:10:27,585 --> 00:10:30,546
‫ببین، سیاست همش
‫درباره محبوبیته، جر،

189
00:10:30,588 --> 00:10:32,298
‫و تو، عزیزم...

190
00:10:32,298 --> 00:10:34,550
‫یعنی، می‌خوای تو
‫رزومه‌ت چی بنویسی؟

191
00:10:34,550 --> 00:10:36,802
‫«به من رأی بدید، من کمپین
‫بمب‌گذاری رو برنامه‌ریزی کردم؟»

192
00:10:36,802 --> 00:10:38,763
‫خب، ظاهر قضیه یه کم مشکل‌سازه

193
00:10:38,763 --> 00:10:40,097
‫هوم

194
00:10:40,640 --> 00:10:42,308
‫مطمئنم عالی میشی،

195
00:10:42,308 --> 00:10:44,560
‫وقتی از همه اون
‫تروریسم ادعایی بگذرن

196
00:10:44,852 --> 00:10:46,562
‫در واقع، به همین
‫خاطر اومدم اینجا

197
00:10:48,648 --> 00:10:51,359
‫امیدوار بودم بتونی بیای
‫و تو کمپین کمک کنی

198
00:10:51,734 --> 00:10:54,737
‫- اولین مصاحبه‌م هفته بعده
‫- که اینطور

199
00:10:54,737 --> 00:10:57,531
‫این یه مسیر کاملاً
‫جدید برای ماست

200
00:10:57,531 --> 00:11:02,036
‫سیاست و مبارزه مسلحانه در کنار هم

201
00:11:02,036 --> 00:11:04,497
‫اسلحه و صندوق رأی

202
00:11:06,332 --> 00:11:08,000
‫خوبه

203
00:11:08,459 --> 00:11:10,961
‫- شعار خوبیه
‫- می‌تونم رأی بیارم، دولورس

204
00:11:11,629 --> 00:11:13,381
‫می‌تونم برنده بشم

205
00:11:13,714 --> 00:11:16,300
‫تا وقتی که پیام‌رسانی
‫درست انجام بشه

206
00:11:16,967 --> 00:11:18,761
‫مطمئنم می‌تونی، جر

207
00:11:19,720 --> 00:11:21,681
‫سیاست، فقط...

208
00:11:22,014 --> 00:11:23,641
‫راست کار من نیستش

209
00:11:25,810 --> 00:11:27,019
‫قابل درکه

210
00:11:27,311 --> 00:11:29,689
‫ولی خوشحال میشم تراکت پخش کنم

211
00:11:29,730 --> 00:11:31,816
‫- حرفت یادم میمونه
‫- هوم

212
00:11:34,860 --> 00:11:36,862
‫بابات اینجاست؟

213
00:11:36,862 --> 00:11:39,573
‫شاید برم یه لحظه
‫بهش ادای احترام کنم

214
00:11:46,497 --> 00:11:47,873
‫خب...

215
00:11:50,668 --> 00:11:53,504
‫یه سری محموله تازه تو بندر رسیده

216
00:11:53,504 --> 00:11:54,797
‫و بچه‌ها می‌خواستن بدونن نظرت

217
00:11:54,797 --> 00:11:56,799
‫درباره قاچاق کردن یه کم سمتکس چیه؟

218
00:12:02,388 --> 00:12:04,598
‫می‌دونم دیوونگیه، ولی دارم
‫برمی‌گردم برای اجرای بعدازظهر

219
00:12:05,683 --> 00:12:08,060
‫به نظرم نمایش تئاتری
‫همیشه پرباد و فیس بوده

220
00:12:08,060 --> 00:12:09,812
‫خب، می‌خواستم بپرسم
‫می‌خوای بیای، ولی...

221
00:12:09,812 --> 00:12:11,021
‫نه، ممنون

222
00:12:13,065 --> 00:12:14,817
‫امروز دارم به بابا کمک می‌کنم

223
00:12:14,817 --> 00:12:17,403
‫می‌خوایم برای بچه‌ها
‫تو زندان شکلات ببریم

224
00:12:19,947 --> 00:12:21,532
‫خب، به جری چی گفتی؟

225
00:12:22,992 --> 00:12:24,827
‫خودت به گری چی گفتی؟

226
00:12:24,827 --> 00:12:27,705
‫نمی‌دونم. سیاست؟

227
00:12:27,705 --> 00:12:30,666
‫مگه از اول همینجوری این
‫کشور رو از دست ندادیم؟

228
00:12:32,710 --> 00:12:35,045
‫ازت خواستن مواد
‫منفجره قاچاق کنی؟

229
00:12:36,797 --> 00:12:38,924
‫بهش گفتم یه هفته
‫نیاز دارم فکر کنم

230
00:12:40,217 --> 00:12:41,677
‫تو چی؟

231
00:12:44,472 --> 00:12:46,682
‫نمی‌خوام بدون تو انجامش بدم

232
00:12:47,808 --> 00:12:49,101
‫خب...

233
00:12:51,103 --> 00:12:52,980
‫بهش گفتم بره گمشه

234
00:12:53,814 --> 00:12:55,149
‫هوم؟

235
00:12:55,149 --> 00:12:58,486
‫بهش گفتم بره گمشه
‫و پشت سرشم نگاه نکنه

236
00:13:01,655 --> 00:13:03,532
‫فنجون چاییم کو؟

237
00:13:06,243 --> 00:13:07,828
‫خیلی متأسفم. بفرما

238
00:13:07,828 --> 00:13:08,996
‫- ببخشید
‫- باشه

239
00:13:11,582 --> 00:13:14,710
‫صبر کن، قرار بود
‫ازت بپرسم، اوم...

240
00:13:14,710 --> 00:13:16,545
‫ظاهراً لیرا تو یه
‫نمایش نقش گرفته

241
00:13:16,545 --> 00:13:18,172
‫فکر کنم شخصیتش بر اساس توئه

242
00:13:18,172 --> 00:13:20,090
‫اشکالی نداره اگه باهات حرف بزنه؟

243
00:13:20,090 --> 00:13:22,718
‫فکر کنم دوست داره
‫از نظرت استفاده کنه

244
00:13:22,718 --> 00:13:24,595
‫نه، نه، حتماً. حتماً، آره

245
00:13:24,595 --> 00:13:26,096
‫عزیزی تو. ممنون

246
00:13:28,557 --> 00:13:30,559
‫خب، می‌خواستم چند
‫تا سؤال ازت بپرسم،

247
00:13:30,559 --> 00:13:33,103
‫فقط برای اینکه، شخصیت
‫رو بهتر بفهمم، می‌دونی؟

248
00:13:33,103 --> 00:13:35,815
‫مثل، روانشناسیش و اینا

249
00:13:35,815 --> 00:13:38,025
‫هر چی می‌خوای بپرس. آماده‌ام

250
00:13:38,025 --> 00:13:42,863
‫اوم، خب... تا حالا مجبور
‫شدی به کسی خیانت کنی؟

251
00:13:42,863 --> 00:13:44,114
‫مثلاً، کاری کنی

252
00:13:44,114 --> 00:13:46,742
‫که یکی احساس کنه بهش خیانت شده

253
00:13:46,742 --> 00:13:47,868
‫اوم...

254
00:13:48,869 --> 00:13:51,872
‫فکر کنم همه‌مون همش
‫به آدما خیانت می‌کنیم، نه؟

255
00:13:51,872 --> 00:13:54,750
‫یه جورایی فقط،
‫اوم... اجتناب‌ناپذیره

256
00:13:54,750 --> 00:13:57,127
‫ولی تو یه مأموریت، تا
‫حالا، مثلاً، دستوری داشتی

257
00:13:57,127 --> 00:13:59,213
‫و مجبور شدی کاری کنی
‫که نمی‌خواستی انجام بدی؟

258
00:13:59,213 --> 00:14:01,173
‫می‌دونی که واقعاً نمی‌تونم درباره

259
00:14:01,173 --> 00:14:03,843
‫نه، البته، البته. من فقط، اوم

260
00:14:03,843 --> 00:14:05,803
‫بذار بهت بگم. چرا داستان
‫نمایش رو برام نمیگی؟

261
00:14:05,803 --> 00:14:08,264
‫- و بعد من می‌تونم نظرم رو...
‫- درسته، آره، باشه

262
00:14:08,264 --> 00:14:11,934
‫اوم... خب، داوطلبای
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند

263
00:14:11,934 --> 00:14:14,728
‫یه سرباز رو دزدیدن

264
00:14:14,728 --> 00:14:17,606
‫یا بهتره بگم، عضو زن
‫گروه اون رو به اونجا کشونده

265
00:14:17,606 --> 00:14:19,024
‫- که اون تویی

266
00:14:19,024 --> 00:14:20,985
‫- من هیچ‌وقت این کار رو نکردم
‫- نمیگم تو بودی

267
00:14:20,985 --> 00:14:22,820
‫بیشتر شبیه شخصیت اونه

268
00:14:22,820 --> 00:14:24,822
‫- و مدل موی تو رو کپی کردن
‫- بس کن، رایان

269
00:14:24,822 --> 00:14:26,574
‫دقیقاً تو متن نمایشنامه هست

270
00:14:26,574 --> 00:14:28,409
‫خدایا، رایان، خفه شو

271
00:14:31,161 --> 00:14:33,122
‫به هر حال، اوم...

272
00:14:33,122 --> 00:14:36,584
‫اون یه شخصیت اصلی غیرمنتظره‌ست

273
00:14:36,584 --> 00:14:37,668
‫پس من شخصیت منفی‌ام؟

274
00:14:37,668 --> 00:14:40,004
‫از نظر خود من، یعنی، تقریباً منفی

275
00:14:42,131 --> 00:14:43,841
‫فکر نمی‌کنم همه اعضای ارتش
‫جمهوری‌خواه آدمای بدی باشن

276
00:14:43,841 --> 00:14:46,427
‫نه آدمای بد، فقط بمب‌سازای بد

277
00:14:46,427 --> 00:14:47,761
‫راستش یه سری بمب‌سازای
‫خیلی خوبی هم بودن،

278
00:14:47,761 --> 00:14:48,888
‫اگه بخوای حقیقت رو بدونی

279
00:14:48,888 --> 00:14:50,598
‫خب، پس کجا نگهشون می‌دارید؟

280
00:14:50,598 --> 00:14:53,601
‫ببین، من نمی‌شینم با تو بحث کنم

281
00:14:53,642 --> 00:14:55,811
‫که آیا ما اشتباهاتی
‫کردیم یا نه، باشه؟

282
00:14:56,145 --> 00:14:57,730
‫باشه

283
00:14:58,480 --> 00:15:00,190
‫مهم اینه که،

284
00:15:00,190 --> 00:15:03,152
‫همه چیز با یه اصول اخلاق
‫شدید اداره می‌شد،

285
00:15:03,152 --> 00:15:06,030
‫و اگه کسی پاشو کج می‌ذاشت
‫یا غیراخلاقی رفتار می‌کرد،

286
00:15:06,030 --> 00:15:07,698
‫حتی اگه اون آدم یه دوست بود...

287
00:15:07,698 --> 00:15:09,408
‫می‌کشتیدش

288
00:15:10,492 --> 00:15:13,037
‫هیچ‌وقت احساس گناه کردی؟

289
00:15:13,037 --> 00:15:14,955
‫کسی بود که خوب می‌شناختیش؟

290
00:15:16,081 --> 00:15:18,751
‫ببخشید. دارم
‫فضولی می‌کنم. فقط...

291
00:15:18,751 --> 00:15:20,794
‫یه وضعیت کابوس‌واره،
‫می‌دونی، تو...

292
00:15:20,794 --> 00:15:23,756
‫همه این کارای دیوونه‌وار
‫رو کردی و همین‌طور، یعنی...

293
00:15:23,797 --> 00:15:25,841
‫همدیگه رو می‌کشتید

294
00:15:28,719 --> 00:15:30,596
‫- این...
‫- اوم...

295
00:15:32,514 --> 00:15:33,766
‫من راستش... متأسفم

296
00:15:33,766 --> 00:15:36,143
‫راستش فکر نمی‌کنم بتونم کمکت کنم

297
00:15:37,186 --> 00:15:38,562
‫ولی به یه نوششیدنی دیگه نیاز دارم

298
00:15:38,562 --> 00:15:40,022
‫استیون، میشه لطفاً
‫برام یه نوشیدنی بگیری؟

299
00:15:40,022 --> 00:15:41,607
‫دوستت خوب نیست، مرد، اون قطعاً...

300
00:15:41,607 --> 00:15:42,775
لعنت بهت

301
00:15:44,068 --> 00:15:45,611
‫نگو من خوب نیستم. یه بار دیگه بگو،

302
00:15:45,611 --> 00:15:47,071
‫می‌زنم تو صورت زشتتو!

303
00:15:47,071 --> 00:15:48,906
‫- دولورس
‫- نه، نه

304
00:15:49,782 --> 00:15:51,492
من خوبم

305
00:16:06,131 --> 00:16:07,216
‫لعنتی

306
00:16:10,052 --> 00:16:12,221
‫نه

307
00:16:12,221 --> 00:16:14,723
‫- خیلی خجالت‌زده‌ام
‫- اشکالی نداره

308
00:16:14,723 --> 00:16:17,977
‫نه. داره

309
00:16:17,977 --> 00:16:20,604
‫این اتفاقی که میاُفته
‫وقتی نوشیدنی می‌خورم

310
00:16:20,604 --> 00:16:22,815
‫و بعدش یه نوشیدنی دیگه

311
00:16:22,815 --> 00:16:25,567
‫مخصوصاً اگه چیزی
‫نخورده باشم، عصبی میشم

312
00:16:26,819 --> 00:16:29,238
‫استیون، من معمولاً اینجوری نیستم

313
00:16:31,699 --> 00:16:32,992
‫لیرا ناراحتت کرد؟

314
00:16:34,868 --> 00:16:36,662
‫نمی‌تونم بگم

315
00:16:39,039 --> 00:16:40,749
‫حس می‌کنم...

316
00:16:40,749 --> 00:16:42,001
‫من...

317
00:16:43,002 --> 00:16:44,962
‫مطمئن نیستم چه اتفاقی اُفتاد

318
00:16:45,337 --> 00:16:46,922
‫سر تو؟

319
00:16:47,923 --> 00:16:49,633
‫آره، سر من، و...

320
00:16:50,634 --> 00:16:52,928
‫کار‌هایی که... انجام دادم

321
00:16:55,889 --> 00:16:57,099
‫من کار‌هایی کردم، استیون،

322
00:16:57,099 --> 00:16:59,059
‫و حتی نمی‌دونم
‫درباره‌شون چه فکری می‌کنم

323
00:16:59,935 --> 00:17:02,563
‫و حس می‌کنم دارم...

324
00:17:02,563 --> 00:17:04,231
‫تو ذهنم چیزایی رو می‌سازم

325
00:17:04,231 --> 00:17:07,026
‫چه مرگم شده آخه؟

326
00:17:07,026 --> 00:17:09,695
‫هیچیت نشده، دولورس

327
00:17:11,071 --> 00:17:14,742
‫تو کسی هستی که می‌تونه
‫خیلی چیزا رو تحمل کنه

328
00:17:14,742 --> 00:17:16,118
‫خب...

329
00:17:17,828 --> 00:17:19,872
‫شاید بهتر بود اگه نمی‌تونستم

330
00:17:22,291 --> 00:17:24,752
‫- همه ازم متنفرن؟
‫- آه، نه

331
00:17:26,795 --> 00:17:28,130
‫نه

332
00:17:28,130 --> 00:17:30,049
‫اگه ازم متنفر باشن احمقن

333
00:17:38,807 --> 00:17:42,269
‫همه مجذوب تو شدن، دولورس

334
00:17:42,311 --> 00:17:44,646
‫- و تو؟
‫- که من مجذوب شدم؟

335
00:17:44,646 --> 00:17:46,065
‫نه

336
00:17:47,816 --> 00:17:49,777
‫از من متنفری؟

337
00:17:50,360 --> 00:17:51,904
‫نه

338
00:17:53,197 --> 00:17:54,907
‫دولورس...

339
00:18:09,588 --> 00:18:11,507
‫- پنج دقیقه دیگه شروع می‌کنیم
‫- عالیه

340
00:18:16,845 --> 00:18:22,476
‫امشب به بلفاست سفر می‌کنیم
‫جایی که کاندیدای جنجالی
‫جری آدامز اعلام کرده

341
00:18:22,476 --> 00:18:24,394
‫بچه‌ها... بچه‌ها،
‫همه‌تون خفه شید

342
00:18:24,394 --> 00:18:26,146
‫خب، ساکت

343
00:18:26,146 --> 00:18:29,525
‫ساکت لعنتی، بچه‌ها
‫بشینید و خفه شید

344
00:18:32,694 --> 00:18:34,530
‫خب، این واقعاً چیز عجیبیه

345
00:18:34,530 --> 00:18:36,156
‫که رأی‌دهنده‌ها باید درکش کنن

346
00:18:36,156 --> 00:18:38,700
‫- چطور؟
‫- هر روز که نیست

347
00:18:38,700 --> 00:18:40,119
‫یه کاندیدای پارلمان داشته باشیم

348
00:18:40,119 --> 00:18:42,788
‫که از قتل سربازای
‫بریتانیایی هم حمایت می‌کنه

349
00:18:42,788 --> 00:18:44,623
‫من از قتل سربازای
‫بریتانیایی حمایت نمی‌کنم

350
00:18:44,623 --> 00:18:45,791
‫نمی‌کنی؟

351
00:18:45,791 --> 00:18:47,042
‫من از قتل هیچ‌کس حمایت نمی‌کنم

352
00:18:47,042 --> 00:18:48,293
‫شما از مبارزه مسلحانه ار...

353
00:18:48,293 --> 00:18:50,796
‫من از حق مردم برای دفاع
‫از خودشون حمایت می‌کنم

354
00:18:50,796 --> 00:18:52,965
‫ولی آیا بعضی از
‫اتفاقاتی که اُفتاده

355
00:18:52,965 --> 00:18:54,967
‫روی وجدانتون سنگینی نمی‌کنه؟

356
00:18:54,967 --> 00:18:57,386
‫قربانیان بی‌گناه ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند؟

357
00:18:57,386 --> 00:18:59,763
‫خب، من متأسفم، مثل هر کس
‫دیگه‌ای، از کشته شدن هر کسی

358
00:18:59,763 --> 00:19:01,557
‫حتی، شاید تعجب کنید،

359
00:19:01,557 --> 00:19:03,058
‫از کشته شدن سربازای
‫بریتانیایی هم متأسفم

360
00:19:03,058 --> 00:19:04,977
‫ولی این اتفاقات روی
‫وجدان من سنگینی نمی‌کنه

361
00:19:04,977 --> 00:19:08,105
‫دقیقاً همینه، جری
‫دقیقاً همینه، مرد بزرگ

362
00:19:08,105 --> 00:19:10,774
‫آروم، آروم

363
00:19:10,774 --> 00:19:11,984
‫من به اندازه کافی خوشحالم

364
00:19:11,984 --> 00:19:14,111
‫که سعی کردم طبق
‫معیارهای خودم زندگی کنم

365
00:19:14,111 --> 00:19:15,988
‫ولی چطور رأی‌دهنده‌ها
‫می‌تونن به حرفاتون اعتماد کنن؟

366
00:19:15,988 --> 00:19:17,531
‫خب، وضعیت...

367
00:19:17,531 --> 00:19:19,867
‫منظورم اینه که، شما کل
‫زندگی بزرگسالیتون رو

368
00:19:19,867 --> 00:19:21,785
‫صرف اداره یه سازمان
‫تروریستی کردید

369
00:19:22,995 --> 00:19:24,830
‫آقای آدامز، ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند

370
00:19:30,627 --> 00:19:33,297
‫من هیچ‌وقت عضو ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند نبودم

371
00:19:37,134 --> 00:19:38,802
‫الان چه زری زد؟

372
00:20:38,528 --> 00:20:40,656
‫پوست خیلی قشنگی داری

373
00:20:40,656 --> 00:20:42,658
‫ممنون

374
00:20:43,825 --> 00:20:46,912
‫دنی، کفشات رو بپوش

375
00:20:46,912 --> 00:20:48,038
‫هان؟

376
00:20:49,706 --> 00:20:52,918
‫می‌خوام برای
‫نمایش بابا آماده باشی

377
00:20:52,918 --> 00:20:57,589
‫دنی اینجا میمونه، دولورس
‫یادته؟ با پرستار بچه

378
00:20:57,589 --> 00:21:01,051
‫- و به بالا نگاه کن
‫- هان؟ آه

379
00:21:01,051 --> 00:21:02,594
‫و تو می‌خوای چیکار کنی،

380
00:21:02,594 --> 00:21:04,680
‫تمام شب تو این
‫اتاق هتل گیر اُفتادی

381
00:21:04,680 --> 00:21:07,808
‫در حالی که من و خاله
‫ماریانت کلی خوش می‌گذرونیم؟

382
00:21:07,808 --> 00:21:09,935
‫شاید برای شما خوش بگذره

383
00:21:09,935 --> 00:21:12,646
‫من از این آدمای پف کرده،

384
00:21:12,646 --> 00:21:14,690
‫که از خودشون تعریف
‫می‌کنن خوشم نمیاد،

385
00:21:14,690 --> 00:21:16,692
‫و مخصوصاً از
‫مهمونی‌ها هم خوشم نمیاد

386
00:21:16,692 --> 00:21:19,569
‫این مهمونی نیست، یه فرش قرمزه

387
00:21:19,569 --> 00:21:21,238
‫آره

388
00:21:21,238 --> 00:21:23,115
‫برای یه فیلم کسل‌کننده

389
00:21:23,115 --> 00:21:24,950
‫خب، به استیون اینو نگو

390
00:21:26,618 --> 00:21:28,328
‫اون خیلی حساسه

391
00:21:28,328 --> 00:21:31,623
‫این اولین باره که لندن اومدی؟

392
00:21:31,623 --> 00:21:32,666
‫نه

393
00:21:33,583 --> 00:21:35,252
‫ولی چند سالی میشه که نیومدم

394
00:21:40,882 --> 00:21:43,260
‫یه کم هیجان‌انگیزه، نه؟

395
00:21:43,552 --> 00:21:45,262
‫برگشتن به اینجا

396
00:21:45,262 --> 00:21:47,597
‫- یه حس خاصی داره
‫- آره

397
00:21:47,597 --> 00:21:49,224
‫یه همچین چیزی

398
00:21:49,224 --> 00:21:52,853
‫می‌دونی، دادگاه فقط
‫چند تا خیابون اون‌ورتره

399
00:21:52,853 --> 00:21:56,023
‫چی تو دادگاهه؟

400
00:21:56,023 --> 00:22:01,111
‫فساد در قلب کل این هلوی کپک‌زده

401
00:22:01,111 --> 00:22:04,239
‫مرکز سیستم قضایی
‫فاسد بریتانیاییشونه

402
00:22:06,325 --> 00:22:08,118
‫و مامان منفجرش کرد

403
00:22:11,330 --> 00:22:12,831
‫ما، اوم...

404
00:22:12,831 --> 00:22:14,916
‫تقریباً آماده‌ایم

405
00:22:16,793 --> 00:22:18,628
‫دولورس، داری می‌خوری؟

406
00:22:18,628 --> 00:22:20,881
‫- منظورت چیه؟ امشب؟
‫- منظورم الانه

407
00:22:20,922 --> 00:22:23,592
‫یا خدا، ماریان
‫می‌دونی که لیموناده‌ست

408
00:22:27,804 --> 00:22:29,806
‫برو تو آینه دستشویی نگاه کن

409
00:22:29,806 --> 00:22:31,683
‫- نورش بهتره
‫- باشه

410
00:22:35,062 --> 00:22:36,188
‫لعنتی

411
00:23:07,052 --> 00:23:08,678
‫خب، دوتس

412
00:23:08,678 --> 00:23:10,931
‫فکر کنم من دیگه برم
‫فردا باید درس بدم

413
00:23:13,016 --> 00:23:16,061
‫هیچ‌وقت فکر می‌کنی کارایی
‫بوده که نباید می‌کردیم؟

414
00:23:16,061 --> 00:23:17,938
‫چه جور کارایی؟

415
00:23:17,938 --> 00:23:21,817
‫خب، می‌دونی، مثل هر
‫هنرمندی تو دوران کاریش

416
00:23:21,817 --> 00:23:24,152
‫اگه خوش‌شانس باشی،
‫موفقیت‌هایی داری،

417
00:23:24,152 --> 00:23:27,656
‫و بعد چیزای دیگه‌ای که ترجیح
‫میدی درباره‌شون حرف نزنی

418
00:23:29,157 --> 00:23:32,119
‫و گاهی فکر می‌کنم که...

419
00:23:32,702 --> 00:23:35,372
‫آیا اونا، صراحتاً، همه‌ش درست بودن؟‌

420
00:23:35,372 --> 00:23:37,916
‫بهش فکر نمی‌کنم

421
00:23:37,916 --> 00:23:39,793
‫به قضاوت خودم اطمینان دارم

422
00:23:39,793 --> 00:23:42,921
‫به قضاوت تو هم اطمینان
‫دارم، یا معمولاً دارم

423
00:23:43,880 --> 00:23:46,133
‫- داری؟
‫- آره

424
00:23:46,133 --> 00:23:48,760
‫چرا؟ دوتس، امشب
‫نمی‌تونم این بحث رو ادامه بدم

425
00:23:50,429 --> 00:23:52,722
‫تو جنگ اتفاقایی میاُفته

426
00:23:52,722 --> 00:23:56,226
‫فکر نمی‌کنم وسواس
‫داشتن به کسی کمکی بکنه

427
00:23:57,727 --> 00:23:59,104
‫راستش، عزیزم،

428
00:23:59,104 --> 00:24:01,731
‫اگه مادرمون الان تو رو میدید،

429
00:24:01,731 --> 00:24:03,984
‫با این لباس مخمل قرمز، نوشیدنی 
‫خوردن مخفیانه تو دستشویی،

430
00:24:03,984 --> 00:24:07,070
‫با همه این فرصت‌ها برای
‫جمع و جور کردن خودت

431
00:24:07,070 --> 00:24:08,905
‫و شکست خوردن،

432
00:24:08,905 --> 00:24:11,408
‫خب، فکر کنم یه کم
‫خجالت‌زده میشد

433
00:24:12,409 --> 00:24:13,452
‫باشه

434
00:24:14,453 --> 00:24:15,996
‫این بی‌رحمانه بود

435
00:24:33,305 --> 00:24:35,140
‫چرا برای کلیسا رژ لب زدی

436
00:24:35,140 --> 00:24:37,225
‫وقتی عیسی اهمیتی
‫به ظاهرت نمیده؟

437
00:24:37,225 --> 00:24:40,061
‫چون مراسم فقط درباره
‫عیسی نیست، عزیزم

438
00:24:40,061 --> 00:24:42,439
‫من برای دعا کردن رژ لب نمی‌زنم

439
00:24:42,439 --> 00:24:44,983
‫پس هدفش چیه؟

440
00:24:44,983 --> 00:24:47,777
‫هدفش اینه که برای همه
‫مادربزرگای پیر خوشگل به نظر بیام

441
00:24:47,777 --> 00:24:49,446
‫یالا، کفشات رو بپوش

442
00:24:54,367 --> 00:24:56,328
‫خداوند با شما باشد

443
00:24:56,328 --> 00:24:57,954
‫و همچنین با شما

444
00:24:57,954 --> 00:25:01,166
‫ما از خداوند خدای
‫خود سپاسگزاری می‌کنیم

445
00:25:01,166 --> 00:25:05,295
‫سپاس و ستایش به جاست

446
00:25:05,295 --> 00:25:11,092
‫♪ من در این قلب
‫اسیر زندگی می‌کنم ♪

447
00:25:11,092 --> 00:25:13,011
‫♪ مشتعل با... ♪

448
00:25:13,011 --> 00:25:15,096
‫این‌ها برای
‫بازدیدکننده‌هاست. نکن

449
00:25:17,015 --> 00:25:23,021
‫♪ اینجا من تنها در
‫صلح زندگی می‌کنم ♪

450
00:25:23,021 --> 00:25:28,151
‫♪ و شادی دائمی مال من است ♪

451
00:25:28,151 --> 00:25:30,862
‫♪ این قلب ♪

452
00:25:30,862 --> 00:25:33,532
‫♪ پسر خداوند ♪

453
00:25:33,532 --> 00:25:37,410
‫♪ در بشریت او... ♪

454
00:25:39,496 --> 00:25:41,039
‫لعنت به همه‌تون

455
00:25:50,340 --> 00:25:55,971
‫♪ اینجا مثل کبوتر
‫درون کشتی نوح ♪

456
00:25:55,971 --> 00:26:00,809
‫♪ با خیال راحت آرام می‌گیرم... ♪

457
00:26:06,231 --> 00:26:09,276
‫پدر... یه لحظه وقت دارید؟

458
00:26:09,276 --> 00:26:11,236
‫هلن

459
00:26:11,236 --> 00:26:12,445
‫اوه، بفرمایید

460
00:26:17,450 --> 00:26:19,244
‫خانواده چطورن؟

461
00:26:19,244 --> 00:26:20,870
‫برادرت، میکی، چطوره؟

462
00:26:20,870 --> 00:26:22,330
‫مدتیه این اطراف ندیدمش

463
00:26:22,330 --> 00:26:25,041
‫راستش، ما زیاد
‫همدیگه رو نمی‌بینیم

464
00:26:25,041 --> 00:26:27,002
‫پدر

465
00:26:27,002 --> 00:26:29,004
‫مطمئنم حالش خوبه. اوم...

466
00:26:30,964 --> 00:26:34,092
‫می‌دونید که گاهی تو
‫کلیسا کسایی رو می‌بینم

467
00:26:34,092 --> 00:26:35,260
‫که مادرم رو بردن

468
00:26:35,260 --> 00:26:37,637
‫اونا عضو این کلیسا هستن

469
00:26:37,637 --> 00:26:40,015
‫قبلاً هم درباره‌ش حرف زدیم

470
00:26:40,015 --> 00:26:41,975
‫یحتمل خیلی زیاد

471
00:26:41,975 --> 00:26:44,019
‫می‌دونم چی یادت میاد، هلن

472
00:26:44,019 --> 00:26:47,188
‫بله، خب... خواننده تکی
‫امروز، یکی از اونا بود

473
00:26:47,188 --> 00:26:49,524
‫- هلن
‫- فکر نمی‌کنم درست باشه

474
00:26:49,524 --> 00:26:51,568
‫که بهش تو کلیسا
‫نقش رهبری داده بشه

475
00:26:51,568 --> 00:26:53,236
‫این نقش رهبری نیست

476
00:26:53,236 --> 00:26:54,904
‫اینکه جلوی همه وایسته

477
00:26:54,904 --> 00:26:56,281
‫وقتی کارایی که کرده رو کرده

478
00:26:56,281 --> 00:26:57,616
‫اون صدای خوبی داره، هلن

479
00:26:57,616 --> 00:26:59,576
‫و این مال سال‌ها پیشه

480
00:26:59,618 --> 00:27:01,328
‫اگه قراره تو گروه کُرتون بخونه،

481
00:27:01,328 --> 00:27:02,621
‫فکر می‌کنم حداقل
‫کاری که می‌تونید بکنید

482
00:27:02,621 --> 00:27:05,290
‫اینه که بهم بگید اگه
‫تا حالا چیزی گفته یا نه

483
00:27:05,290 --> 00:27:06,958
‫- چیزی گفته؟
‫- درباره مادرم

484
00:27:08,460 --> 00:27:10,462
‫فکر می‌کنم حداقل حقمه که بدونم

485
00:27:10,462 --> 00:27:12,505
‫چیزی که اعضای
‫کلیسا به من میگن، هلن،

486
00:27:12,505 --> 00:27:14,341
‫محرمانه‌ست

487
00:27:14,341 --> 00:27:16,968
‫نه تو تمرین گروه کُر

488
00:27:16,968 --> 00:27:19,179
‫- هلن
‫- اون تو خونه مادرم بود

489
00:27:19,179 --> 00:27:21,014
‫پدر، برادرم قسم
‫می‌خوره که دیدتش،

490
00:27:21,014 --> 00:27:22,557
‫و ببخشید که اینجوری حرف می‌زنم،

491
00:27:22,557 --> 00:27:26,353
‫- ولی اون میدونه
‫- این وسواسه، هلن

492
00:27:26,353 --> 00:27:28,605
‫یه رگه وسواسی تو مغزته

493
00:27:29,689 --> 00:27:32,275
‫کلیسا بخشش رو یاد میده

494
00:27:32,275 --> 00:27:35,028
‫و تو داری می‌پوسی، عفونت می‌کنی

495
00:27:35,028 --> 00:27:38,156
‫باید این وسواس رو رها کنی

496
00:27:38,156 --> 00:27:41,660
‫هیچ‌کس چیزی رو ازت پنهون نمی‌کنه

497
00:27:41,660 --> 00:27:44,079
‫هیچ‌کس جواب‌ها رو نمی‌دونه

498
00:27:45,330 --> 00:27:47,624
‫شما می‌دونید، پدر؟

499
00:27:47,624 --> 00:27:50,710
‫من به فکر امنیت تو هستم

500
00:27:50,710 --> 00:27:53,588
‫اینا آدمایی نیستن که
‫بشه باهاشون شوخی کرد

501
00:28:08,645 --> 00:28:13,983
‫[آدامز را دوباره انتخاب کنید]

502
00:28:20,323 --> 00:28:22,033
‫بله؟

503
00:28:30,458 --> 00:28:32,252
‫برندن

504
00:28:32,252 --> 00:28:34,170
‫خوش اومدی رفیق

505
00:28:37,132 --> 00:28:39,509
‫این کت و شلوار رو ببین،
‫جری، آشغال متظاهر فسقلی

506
00:28:48,768 --> 00:28:50,729
‫ببخشید، نمی‌خوام
‫زیاد وقتت رو بگیرم

507
00:28:50,729 --> 00:28:52,647
‫فقط می‌خواستم تشکر کنم

508
00:28:52,647 --> 00:28:54,649
‫می‌دونی، برای پیشنهاد کار

509
00:28:54,649 --> 00:28:58,737
‫می‌دونم یه مقام
‫سیاسی یه چیز متفاوته

510
00:28:58,737 --> 00:29:01,156
‫می‌دونی کی رو واقعاً باید
‫استخدام کنی؟ عمه‌م رو

511
00:29:01,156 --> 00:29:02,741
‫اون 36 بار بهت رأی داد

512
00:29:04,117 --> 00:29:06,244
‫وانمود می‌کنم نشنیدم

513
00:29:06,244 --> 00:29:08,872
‫- آقای آدامز؟
‫- هوم؟

514
00:29:09,164 --> 00:29:11,750
‫باید تا پنج دقیقه دیگه
‫برای مصاحبه بریم

515
00:29:11,750 --> 00:29:14,043
‫فقط دو دقیقه بهم وقت بده، باشه؟

516
00:29:19,424 --> 00:29:23,595
‫من، اوم... بعضی از
‫برنامه‌های تلویزیونی رو دیدم

517
00:29:23,595 --> 00:29:25,805
‫فقط، می‌دونی...

518
00:29:26,055 --> 00:29:28,099
‫کلی نقش بازی کردنه دیگه

519
00:29:28,099 --> 00:29:31,686
‫خب، تشخیص اینکه چی
‫واقعیه و چی نه سخته، می‌دونی

520
00:29:33,521 --> 00:29:35,440
‫می‌دونی، برندن...

521
00:29:37,859 --> 00:29:40,361
‫نمی‌تونم کاملاً صادق باشم

522
00:29:40,361 --> 00:29:42,405
‫دوباره می‌ندازنم زندان

523
00:29:42,405 --> 00:29:44,157
‫آره، ولی بعضی از مردا مشکوکن

524
00:29:44,157 --> 00:29:48,328
‫اونا... نگرانن که داری با
‫میانه‌روها دست به یکی می‌کنی

525
00:29:48,328 --> 00:29:51,247
‫خب، از طرف من خیالشون
‫رو راحت می‌کنی، مگه نه؟

526
00:29:53,333 --> 00:29:56,127
‫مردا همیشه تو رو بیشتر
‫از من دوست داشتن

527
00:29:58,588 --> 00:30:00,715
‫می‌دونی، اوم... یه بار بهم گفتی

528
00:30:00,715 --> 00:30:04,344
‫که ممکنه زیادی نرم باشم

529
00:30:04,344 --> 00:30:07,555
‫خب، نگرانم، جری...
‫نگرانم که در واقع این تو باشی

530
00:30:07,555 --> 00:30:11,684
‫برندن، هر کاری می‌کنم، برای بردن جنگه

531
00:30:11,684 --> 00:30:13,645
‫هر مصاحبه،

532
00:30:13,645 --> 00:30:15,814
‫هر بار که با کسایی
‫که ازم متنفرن می‌شینم...

533
00:30:15,814 --> 00:30:17,565
‫آره، ولی صندلی‌ای که روش نشستی

534
00:30:17,565 --> 00:30:19,150
‫- بذار حرفم تموم شه
‫- صندلی‌ای که روش نشستی،

535
00:30:19,150 --> 00:30:20,568
‫به خاطر آدمایی مثل
‫ماست که روش نشستی

536
00:30:20,568 --> 00:30:22,612
‫منظورم همینه، درسته؟

537
00:30:22,612 --> 00:30:23,655
‫اون آدمایی که هنوز تو زندانن،

538
00:30:23,655 --> 00:30:25,406
‫کسایی که مردن

539
00:30:25,406 --> 00:30:26,825
‫تو یه سیاستمدار معمولی نیستی

540
00:30:26,825 --> 00:30:29,202
‫تو خونه‌ت رو رو پشت اونا ساختی،

541
00:30:29,202 --> 00:30:30,370
‫رو چیزی که اونا به دست آوردن

542
00:30:30,370 --> 00:30:33,122
‫چی به دست آوردن، دارک؟

543
00:30:33,122 --> 00:30:35,750
‫چیزی که ما به دست
‫آوردیم محدود بود

544
00:30:36,084 --> 00:30:39,462
‫چند تا بمب؟ و هیچ‌کس گوش
‫نمیده، هیچی عوض نشده

545
00:30:39,462 --> 00:30:42,173
‫می‌دونی چرا الان دارن به
‫حرفت گوش میدن، جری؟

546
00:30:42,173 --> 00:30:43,633
‫الان بهت گوش میدن
‫چون ازت می‌ترسن

547
00:30:43,633 --> 00:30:45,552
‫و می‌دونی چرا ازت می‌ترسن؟

548
00:30:45,552 --> 00:30:48,179
‫ازت می‌ترسن چون
‫آدمایی مثل من پشتتن

549
00:30:48,179 --> 00:30:50,807
‫و این تو سیاست عادی نیست

550
00:30:50,807 --> 00:30:53,601
‫مطمئن باش، برندن، من بسیار خوب

551
00:30:53,601 --> 00:30:56,229
‫ماهیت اعتبار سیاسی
‫خودم رو می‌دونم

552
00:30:56,229 --> 00:30:57,689
‫خوبه

553
00:30:57,689 --> 00:30:59,357
‫پس می‌دونی که به ما نیاز داری

554
00:31:00,441 --> 00:31:01,484
‫برندن،

555
00:31:02,443 --> 00:31:04,153
‫می‌خوام بهم اعتماد کنی

556
00:31:04,571 --> 00:31:06,489
‫من دارم این کار
‫رو برای تو می‌کنم

557
00:31:21,045 --> 00:31:26,718
‫خدایا به من آرامش بده تا چیزهایی
‫رو که نمی‌تونم تغییر بدم بپذیرم،

558
00:31:26,718 --> 00:31:30,346
‫شجاعت تغییر چیزهایی که می‌تونم،

559
00:31:30,346 --> 00:31:33,224
‫و خرد تشخیص تفاوت بین این دو رو

560
00:31:35,226 --> 00:31:37,478
‫خب. صبح بخیر

561
00:31:39,355 --> 00:31:43,234
‫موضوع امروز ما پشیمونیه

562
00:31:44,360 --> 00:31:45,904
‫کسی می‌خواد چیزی بگه؟

563
00:31:47,822 --> 00:31:50,783
‫بله، دولورس

564
00:31:53,745 --> 00:31:56,205
‫خب، این... این...

565
00:31:56,205 --> 00:31:59,292
‫خب، برام عجیبه که تو این گروهم

566
00:31:59,542 --> 00:32:03,755
‫چون چیزایی که ازشون پشیمونم،

567
00:32:03,755 --> 00:32:06,466
‫وقتی هوشیار بودم انجامشون دادم

568
00:32:07,926 --> 00:32:11,763
‫پس این دلیلی نیست
‫که می‌خوام بخورم

569
00:32:11,763 --> 00:32:14,682
‫می‌خوام بخورم چون
‫کشورمون تحت اشغاله

570
00:32:14,682 --> 00:32:16,851
‫اوه، ما... می‌دونم،
‫می‌دونم. ببخشید

571
00:32:17,518 --> 00:32:18,853
‫منو ببخشید

572
00:32:18,853 --> 00:32:21,105
‫بحث سیاسی نکنیم

573
00:32:21,981 --> 00:32:25,485
‫این هفته به خصوص
‫می‌خوام بخورم...

574
00:32:27,570 --> 00:32:29,405
‫به خاطر دوستم جو

575
00:32:30,573 --> 00:32:32,241
‫می‌دونید، خیلی متأسفم

576
00:32:32,241 --> 00:32:34,702
‫که همه‌تون طلاق گرفتید، و...

577
00:32:34,994 --> 00:32:37,497
‫می‌دونید، حتماً براتون
‫سخت بوده، و...

578
00:32:37,497 --> 00:32:38,790
‫می‌دونید، واقعاً متأسفم،

579
00:32:38,790 --> 00:32:41,000
‫ولی کارایی که من کردم،

580
00:32:41,751 --> 00:32:44,212
‫بیشترتون حتی نمی‌تونید
‫تصورش رو بکنید

581
00:32:46,255 --> 00:32:49,342
‫دوستم... دوستم جو،
‫اون مُرد. من نکشتمش

582
00:32:51,010 --> 00:32:52,929
‫ولی شاید مرگش رو تسهیل کرده باشم

583
00:32:52,929 --> 00:32:54,555
‫- اوه...
‫- آه، باشه

584
00:32:54,555 --> 00:32:55,890
‫آره

585
00:32:57,392 --> 00:32:58,810
‫ببخشید، شما...
‫نیازی نیست بدونید

586
00:32:58,810 --> 00:33:00,436
‫بله

587
00:33:00,436 --> 00:33:02,689
‫فقط خانواده‌ش...

588
00:33:02,689 --> 00:33:04,774
‫خب، اونا هیچ ایده‌ای
‫ندارن چه اتفاقی براش اُفتاده

589
00:33:04,774 --> 00:33:07,443
‫تا جایی که می‌دونن،
‫اون فقط ناپدید شده

590
00:33:08,861 --> 00:33:11,322
‫و این روی دوشم سنگینی می‌کنه

591
00:33:12,323 --> 00:33:14,367
‫و باعث میشه بخوام بخورم

592
00:33:16,285 --> 00:33:18,705
‫و این هفته خیلی بهش فکر کردم

593
00:33:20,957 --> 00:33:23,334
‫می‌تونستم کارا رو
‫جور دیگه‌ای انجام بدم؟

594
00:33:25,586 --> 00:33:28,506
‫و قبلاً فکر می‌کردم قطعاً نه

595
00:33:30,466 --> 00:33:31,801
‫ولی حالا...

596
00:33:40,351 --> 00:33:41,936
‫به هر حال، ببخشید

597
00:33:43,021 --> 00:33:44,731
‫من حرفم تموم شد

598
00:33:53,406 --> 00:33:56,451
‫هی، دولورس، یه لحظه وقت داری؟

599
00:33:56,451 --> 00:33:57,827
‫اوهوم

600
00:34:02,790 --> 00:34:05,334
‫فقط می‌خواستم یه
‫چیزی بگم. اوم...

601
00:34:05,334 --> 00:34:07,462
‫می‌دونی، ما اینجاییم
‫تا ازت حمایت کنیم،

602
00:34:07,462 --> 00:34:13,009
‫ولی باید بهت بگم که هر
‫اطلاعاتی که به اشتراک می‌ذاری،

603
00:34:13,009 --> 00:34:15,762
‫اگه شبیه یه جرم باشه،

604
00:34:15,762 --> 00:34:18,765
‫حمایت قانونی نداری

605
00:34:18,765 --> 00:34:20,349
‫- اگه کسی...
‫- ولی فکر می‌کردم

606
00:34:20,349 --> 00:34:21,726
‫همه چی اینجا ناشناسه

607
00:34:21,726 --> 00:34:24,937
‫آره، ولی از نظر
‫قانونی پیچیده‌ست

608
00:34:24,937 --> 00:34:26,981
‫- ولی من...
‫- نمی‌خوام توضیح بدی

609
00:34:26,981 --> 00:34:28,274
‫فقط...

610
00:34:29,817 --> 00:34:31,778
‫هر کسی اینجا نظر خودش رو داره

611
00:34:31,778 --> 00:34:33,321
‫اینو یادت باشه

612
00:34:33,321 --> 00:34:35,907
‫و ما مسئول امنیت همه هستیم،

613
00:34:35,907 --> 00:34:37,533
‫از جمله تو

614
00:34:38,409 --> 00:34:39,494
‫باشه؟

615
00:34:39,494 --> 00:34:41,788
‫البته، آره

616
00:34:41,788 --> 00:34:44,707
‫پس... اگه به این
‫جور کمک نیاز داری،

617
00:34:44,749 --> 00:34:48,503
‫پیشنهاد می‌کنم یه
‫راه دیگه پیدا کنی

618
00:34:51,089 --> 00:34:52,715
‫متأسفم

619
00:34:59,013 --> 00:35:00,598
‫بچه‌ها، بچه‌ها

620
00:35:00,598 --> 00:35:02,642
‫یه کم توجه کنید لطفاً

621
00:35:02,642 --> 00:35:05,937
‫امروز صبح یه برنامه
‫ویژه براتون دارم

622
00:35:05,937 --> 00:35:10,525
‫یه سخنران مهمون که لطف
‫کرده و اومده با ما صحبت کنه

623
00:35:10,525 --> 00:35:13,194
‫همتون با کار‌هاش آشنا هستین

624
00:35:13,528 --> 00:35:17,698
‫حالا، اومدن درباره نحوه
‫دفع امن نیتروبنزن بهتون بگن،

625
00:35:17,698 --> 00:35:20,535
‫بچه‌ها، ماریان پرایس

626
00:35:37,718 --> 00:35:39,178
‫اون اینجاست؟

627
00:35:39,178 --> 00:35:42,056
‫آره، همونه اون گوشه

628
00:35:49,021 --> 00:35:51,440
‫چه خبر کولمن؟ اوضاع چطوره؟

629
00:35:56,863 --> 00:35:59,615
‫مرسی که... حاضر
‫شدی با ما حرف بزنی

630
00:35:59,615 --> 00:36:03,119
‫آدم‌های معقول پیدا
‫کردن کار راحتی نیست

631
00:36:03,119 --> 00:36:05,705
‫آره، خب، من خیلی
‫وقته کاری نکردم،

632
00:36:05,705 --> 00:36:08,166
‫پس نمی‌دونم چقدر
‫می‌تونم کمک کنم...

633
00:36:09,876 --> 00:36:11,544
‫من بودم اونو می نداختمش کنار

634
00:36:11,586 --> 00:36:13,671
‫عکس مادرم رو جایی نمی‌ندازم

635
00:36:14,630 --> 00:36:15,882
‫هر جور راحتی

636
00:36:15,882 --> 00:36:19,135
‫فقط می‌خوام بدونم
‫باهاش چیکار کردن

637
00:36:19,135 --> 00:36:22,430
‫عذاب کشید؟ زود کشتنش؟

638
00:36:23,264 --> 00:36:26,517
‫یعنی، یه کارت پستال گرفتیم،

639
00:36:26,767 --> 00:36:29,187
‫سال‌ها پیش وقتی بچه بودیم

640
00:36:29,187 --> 00:36:31,022
‫خواهرم فکر می‌کنه
‫شاید فرستادنش انگلیس،

641
00:36:31,022 --> 00:36:33,149
‫شاید هنوز اونجا زندگی کنه

642
00:36:35,193 --> 00:36:37,028
‫احتمالاً نه

643
00:36:37,028 --> 00:36:39,530
‫چرا باید با یه مشت بچه
‫همچین کاری می‌کردن؟

644
00:36:40,740 --> 00:36:43,075
‫برامون کارت پستال
‫فرستادن که انگار زنده‌ست

645
00:36:43,743 --> 00:36:44,827
‫ببین،

646
00:36:44,827 --> 00:36:49,790
‫من چیزی بیشتر از اونچه
‫که می‌دونی نمی‌تونم بگم

647
00:36:49,790 --> 00:36:52,919
‫همه اینا یه زنجیره دستورات داشت

648
00:36:52,919 --> 00:36:54,462
‫من جوون بودم،

649
00:36:54,462 --> 00:36:58,674
‫پایین‌ترین سطح تو اون سیستم

650
00:36:58,674 --> 00:37:00,635
‫ببخشید وقتتون رو گرفتم

651
00:37:04,180 --> 00:37:06,891
‫دیگه از این وضع خیلی خسته شدم

652
00:37:06,891 --> 00:37:08,142
‫خیلی پافشاری کردی

653
00:37:08,142 --> 00:37:10,019
‫- پافشاری نکردم
‫- صدات رو بیار پایین

654
00:37:10,019 --> 00:37:12,647
‫فقط می‌خواستم یه چیزی
‫بگم که بتونه واکنش نشون بده

655
00:37:12,647 --> 00:37:15,650
‫- اون چیزی نمی‌دونست
‫- یه چیزی می‌دونست

656
00:37:15,650 --> 00:37:17,026
‫همه یه چیزی می‌دونن

657
00:37:19,570 --> 00:37:21,781
‫همه‌شون همدستن

658
00:37:24,700 --> 00:37:27,787
‫- می‌خوای بریم بیرون؟
‫- نه، یه نوشیدنی می‌خوام

659
00:37:31,040 --> 00:37:34,085
‫مهمون بعدی ما
‫نیازی به معرفی نداره

660
00:37:34,085 --> 00:37:36,170
‫رئیس شین فین،

661
00:37:36,170 --> 00:37:38,923
‫دو بار عضو پارلمان
‫بریتانیا انتخاب شده

662
00:37:38,923 --> 00:37:41,259
‫ببخشید، یه دابل و یه
‫نوشیدنی لطفاً

663
00:37:41,259 --> 00:37:43,135
‫ایشون الان تو تلاش برای پیدا کردن

664
00:37:43,135 --> 00:37:45,012
‫صلح در ایرلند شمالی هستن

665
00:37:45,012 --> 00:37:47,807
‫خانم‌ها و آقایان، جری آدامز

666
00:37:50,017 --> 00:37:52,687
‫آقای آدامز، واکنش
‫شما به این موضوع چیه

667
00:37:52,687 --> 00:37:56,857
‫که تعداد زیادی از
‫مردم یه حس نفرت شدید

668
00:37:56,857 --> 00:38:01,904
‫نسبت به شما شخصاً به خاطر
‫نقش شما در ۲۵ سال اخیر دارن؟

669
00:38:01,946 --> 00:38:04,073
‫خب، متاسفم که اینو می‌شنوم

670
00:38:04,532 --> 00:38:07,410
‫خودم که فکر می‌کنم آدم خوبی‌ام

671
00:38:08,786 --> 00:38:10,621
‫کاری که باید انجام بدیم اینه که

672
00:38:10,663 --> 00:38:13,666
‫شرایطی فراهم کنیم که بتونیم
‫همه اینا رو پشت سر بذاریم

673
00:38:14,083 --> 00:38:15,876
‫من حاضرم با هرکسی بشینم

674
00:38:15,876 --> 00:38:17,503
‫با دولت بریتانیاچطور؟

675
00:38:17,545 --> 00:38:19,130
‫حاضرم

676
00:38:19,422 --> 00:38:21,507
‫این دولت بریتانیا بود
‫که منو شکنجه کرد،

677
00:38:21,549 --> 00:38:23,259
‫سعی کرد منو بکشه

678
00:38:23,259 --> 00:38:25,553
‫خب اگه من حاضر
‫به این کار باشم، پس...

679
00:38:25,553 --> 00:38:26,929
‫یه دابل برات آوردم

680
00:38:26,929 --> 00:38:30,016
‫...می‌تونم از کسایی که از من
‫متنفرن بخوام که، می‌دونی، بشینن...

681
00:38:30,016 --> 00:38:31,100
‫حالت چطوره؟

682
00:38:31,100 --> 00:38:33,811
‫...و دست دوستی دراز کنن

683
00:38:35,730 --> 00:38:39,900
‫فکر کنم هممون موافقیم
‫که صحبت کردن، نه کشتن،

684
00:38:39,900 --> 00:38:43,321
‫تنها راهیه که می‌تونیم به
‫صلح تو این کشور برسیم

685
00:38:44,655 --> 00:38:47,325
‫گفت یه زنجیره دستورات وجود داشت

686
00:38:47,325 --> 00:38:50,036
‫آره، درسته. مثل یه ارتش بود

687
00:38:50,036 --> 00:38:51,287
‫پس حتماً یه دستوری بوده، درسته،

688
00:38:51,287 --> 00:38:53,497
‫برای کاری که با مادرم کردن؟

689
00:38:53,748 --> 00:38:57,251
‫یعنی، اون یه غیرنظامی بود

690
00:38:57,251 --> 00:39:00,755
‫باید یه چیزی شبیه دادگاه
‫نظامی بوده باشه، ولی...

691
00:39:00,755 --> 00:39:03,174
‫فکر می‌کنی ممکنه
‫چقدر بالا رفته باشه؟

692
00:39:03,174 --> 00:39:04,717
‫احتمالاً خیلی بالا

693
00:39:05,384 --> 00:39:09,638
‫شاید نه تا ستاد کل
‫دوبلین، ولی تیپ بلفاست

694
00:39:09,680 --> 00:39:11,807
‫و فرمانده تیپ بلفاست

695
00:39:11,807 --> 00:39:14,018
‫در دسامبر 1972 کی بود؟

696
00:39:27,198 --> 00:39:30,951
‫جری آدامز همواره عضویت در
ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند

697
00:39:30,951 --> 00:39:35,039
‫و دست ‫داشتن در هرگونه فعالیت و یا
خشونت این ارتش را انکار کرده است

698
00:39:35,039 --> 00:39:38,084
‫او همچنین هرگونه دخالت در آدم
‫ربایی جین مک‌کانویل را نیز انکار نمود
