﻿1
00:00:10,635 --> 00:00:11,636
‫آنچه گذشت...

2
00:00:11,636 --> 00:00:14,014
‫- دولورس، نوشیدنی می‌خوری؟
‫- یا عیسی مسیح، ماریان

3
00:00:14,097 --> 00:00:16,099
‫می‌دونی که لیموناد ـه

4
00:00:16,182 --> 00:00:17,183
‫برخی از افراد نگرانن...

5
00:00:17,308 --> 00:00:18,810
‫که با میانه‌روها نشست و برخاست داری

6
00:00:18,935 --> 00:00:21,771
‫چیزی که بهش دست یافتیم
‫محدودیت‌های خودشو داشت

7
00:00:21,771 --> 00:00:25,358
‫چند تا بمب؟ و هیچکس گوش نمیده،
‫هیچی عوض نشده

8
00:00:25,483 --> 00:00:26,776
‫پس باید برای کاری که
‫با مادرم کردن...

9
00:00:26,901 --> 00:00:28,069
‫یه حکمی وجود داشته باشه؟

10
00:00:28,153 --> 00:00:29,946
‫فرمانده تیپ بلفاست..

11
00:00:30,071 --> 00:00:31,656
‫در دسامبر 1972 کی بود؟

12
00:00:38,288 --> 00:00:40,790
‫هیچوقت انگیزه‌های واقعی
‫جری رو نمی‌فهمم

13
00:00:44,294 --> 00:00:46,796
‫اقدامی از روی عذاب وجدان بود؟

14
00:00:48,757 --> 00:00:51,634
‫یا فقط سعی داشت خودشو نجات بده؟

15
00:00:51,760 --> 00:00:53,094
‫کسی دید بیای تو؟

16
00:00:53,094 --> 00:00:54,596
‫متوهم شدی، جری

17
00:00:54,596 --> 00:00:56,514
‫یک چیز قطعیه

18
00:00:56,639 --> 00:00:58,558
‫هیچکدوم از دوستان جدیدش
‫رو تایید نکردم

19
00:00:58,641 --> 00:01:00,143
‫چطوری، پدر؟

20
00:01:01,144 --> 00:01:03,646
‫خب، بهتر از اینم بودم

21
00:01:11,279 --> 00:01:15,450
‫به نظرت پدر، به خاطر این منو می‌کشن؟

22
00:01:15,450 --> 00:01:18,828
‫تونستی این همه مدت
‫زنده بمونی، فرزندم

23
00:01:18,995 --> 00:01:20,163
‫یه بازمونده‌ای

24
00:01:20,246 --> 00:01:24,042
‫می‌دونی، برخی از بچه‌ها فکر می‌کنن
‫تمایلم برای مذاکره...

25
00:01:24,167 --> 00:01:27,253
‫معادل با خیانته

26
00:01:27,253 --> 00:01:28,546
‫برندن

27
00:01:33,176 --> 00:01:35,553
‫برندن خیلی رنج کشیده

28
00:01:36,846 --> 00:01:38,515
‫آره

29
00:01:44,229 --> 00:01:45,814
‫جری، ارتش جمهوری‌خواه ایرلند...

30
00:01:45,939 --> 00:01:48,233
‫به اون چیزی که فکر می‌کنه نمی‌رسه

31
00:01:48,358 --> 00:01:50,610
‫تا یه حدی باید اینو بدونن

32
00:01:53,780 --> 00:01:57,117
‫باید جلوی کشته شدن
‫مردم خودمونو بگیریم، جری

33
00:01:58,660 --> 00:02:01,162
‫راستش، پدر، تنها چیزی
‫که در این مرحله بهش می‌رسن...

34
00:02:01,246 --> 00:02:03,164
‫کشتن رای دهنده‌های منه

35
00:02:03,289 --> 00:02:05,500
‫تا یه حدی می‌تونم عذرخواهی کنم

36
00:02:07,043 --> 00:02:09,129
‫این باعث میشه دوستی...

37
00:02:09,129 --> 00:02:10,463
‫چند تا آدم عزیز رو از دست بدم

38
00:02:10,547 --> 00:02:14,634
‫صلح بدون هزینه بدست نمیاد

39
00:02:22,851 --> 00:02:24,811
‫پس همینه؟

40
00:02:24,936 --> 00:02:26,521
‫همینه

41
00:02:27,147 --> 00:02:29,607
‫موفق باشی، الک

42
00:02:30,775 --> 00:02:31,776
‫خدا خیرت بده

43
00:02:33,653 --> 00:02:36,156
‫جری واقعا مجبور بود محتاط باشه

44
00:02:36,281 --> 00:02:40,160
‫در اون پاکت اولین بذر
‫شکننده صلح قرار داشت...

45
00:02:40,243 --> 00:02:42,704
‫که از طریق کلیسای کاتولیک...

46
00:02:42,787 --> 00:02:46,583
‫به دست رقبای سیاسی جری رسید

47
00:02:46,583 --> 00:02:49,586
‫هدف شما از اومدن به ایالات متحده چیه؟

48
00:02:51,212 --> 00:02:53,590
‫برای مذاکرات صلح اومدم

49
00:02:54,048 --> 00:02:55,800
‫یه مذاکره‌کننده هستم

50
00:02:58,803 --> 00:02:59,804
‫[آدامز، جری]

51
00:03:03,808 --> 00:03:05,810
‫[لیست انحصاری]

52
00:03:06,603 --> 00:03:08,188
‫ازتون می‌خوام باهام بیاین

53
00:03:08,271 --> 00:03:09,898
‫امکانش هست اشتباهی شده باشه؟

54
00:03:09,981 --> 00:03:12,650
‫فکر کنم دستور عفو دارم از طرف...

55
00:03:12,775 --> 00:03:14,527
‫خب، از طرف رییس‌جمهور

56
00:03:21,534 --> 00:03:23,536
‫[برای ورود مجاز است]

57
00:03:27,290 --> 00:03:28,625
‫فرآیند صلح...

58
00:03:28,750 --> 00:03:31,461
‫جری آدامز رو به قله‌های
‫غیرقابل تصوری...

59
00:03:31,586 --> 00:03:35,924
‫برای یه پسر ساده از بالی‌مورفی رسوند

60
00:03:35,924 --> 00:03:38,051
‫اونو به آمریکا برد

61
00:03:38,134 --> 00:03:40,053
‫به ایالات متحده خوش اومدین، آقای آدامز

62
00:03:40,136 --> 00:03:41,804
‫در مذاکرات صلح موفق باشید

63
00:03:43,806 --> 00:03:44,807
‫ممنونم

64
00:03:48,811 --> 00:03:50,813
‫«هیچی نگو»

65
00:03:54,275 --> 00:03:58,112
‫و به شرکت‌کننده اچ برمی‌گردیم

66
00:04:01,991 --> 00:04:03,660
‫در چه سالی هستیم؟

67
00:04:03,743 --> 00:04:08,498
‫فکر کردم شاید بتونی ما رو
‫به آوریل 1994 برگردونی

68
00:04:08,998 --> 00:04:10,416
‫وای خدا

69
00:04:12,293 --> 00:04:13,670
‫اون موقع چه حسی داشتی؟

70
00:04:16,464 --> 00:04:18,758
‫مضطرب بودم

71
00:04:18,841 --> 00:04:21,636
‫به دوبلین اسباب‌کشی کرده بودم.
‫ازدواجم به آخر رسیده بود

72
00:04:21,719 --> 00:04:24,013
‫حس کردم دارم از پوستم میام بیرون

73
00:04:24,180 --> 00:04:25,014
‫خیلی ببخشید، خانم

74
00:04:25,223 --> 00:04:27,517
‫دو هفته پیش این نسخه رو تجدید کردیم

75
00:04:27,642 --> 00:04:31,771
‫می‌دونم. می‌دونم، ببخشید.
‫تقصیر منه

76
00:04:31,854 --> 00:04:34,649
‫خدایا، چقدر شرم‌آوره

77
00:04:34,774 --> 00:04:36,609
‫ببین، یه لیوان کوچیک
‫نوشیدنی خوردم، می‌دونی...

78
00:04:36,609 --> 00:04:40,196
‫تا عصر رو به آرومی بگذرونم و تصادفی...

79
00:04:40,280 --> 00:04:42,198
‫یه لحظه دست پاچه شدم

80
00:04:42,282 --> 00:04:44,534
‫دستم خورد و بطری افتاد
‫و ریخت توی ظرفشویی

81
00:04:44,617 --> 00:04:47,203
‫به هر حال، با دکتر حرف زدم.
‫واقعا یه فرشته‌س

82
00:04:47,328 --> 00:04:50,206
‫و خب، خیلی سریع حلش کرد، پس...

83
00:04:50,707 --> 00:04:52,834
‫متوجهم، خانم

84
00:04:52,917 --> 00:04:54,168
‫فقط اینکه...

85
00:04:54,252 --> 00:04:57,297
‫در نسخه جدید...

86
00:04:57,297 --> 00:04:59,007
‫امضای دکتر با قبلی تطابق نداره

87
00:04:59,132 --> 00:05:00,842
‫نداره؟

88
00:05:00,967 --> 00:05:02,635
‫می‌بینی، این امضای امروزه...

89
00:05:02,719 --> 00:05:04,554
‫و اون امضای دو هفته پیشه

90
00:05:04,554 --> 00:05:06,764
‫چقدر عجیب

91
00:05:06,889 --> 00:05:08,308
‫اگه چنین درخواستی وجود داره...

92
00:05:08,391 --> 00:05:10,435
‫ازمون خواسته میشه امضاها رو بررسی کنیم

93
00:05:10,560 --> 00:05:11,602
‫البته

94
00:05:11,728 --> 00:05:14,397
‫خب، مجبوری.
‫خوبه این کار رو می‌کنی

95
00:05:14,522 --> 00:05:17,317
‫آخه چون یه ماده کنترل شده‌س

96
00:05:17,400 --> 00:05:20,320
‫قطعا. فقط اینکه، می‌دونی...

97
00:05:20,403 --> 00:05:21,487
‫با چشم خودم دیدم دکتر امضاش کرد...

98
00:05:21,571 --> 00:05:23,323
‫پس به نظرت چه اتفاقی افتاده؟

99
00:05:23,406 --> 00:05:25,575
‫خانم، گفتم شاید شما
‫بتونین بهم بگید

100
00:05:25,700 --> 00:05:28,494
‫یه معتاد خیابونی که نیستم

101
00:05:28,619 --> 00:05:30,663
‫- بیماری دارم
‫- من...

102
00:05:30,788 --> 00:05:33,458
‫هرگز امضای یه دکتر رو جعل نمی‌کنم

103
00:05:33,458 --> 00:05:36,461
‫باشه، بسیار خب، ولی بازم نمی‌تونم...

104
00:05:36,586 --> 00:05:39,172
‫خیلی ظالمانه‌س.
‫واقعا بی‌معناست

105
00:05:39,297 --> 00:05:40,548
‫بذارین با داروساز حرف بزنم

106
00:05:40,631 --> 00:05:42,133
‫مشکلی نداره؟

107
00:05:42,258 --> 00:05:44,344
‫اگه می‌خواین مثل یه
‫مجرم کوفتی باهام رفتار کنین...

108
00:05:44,469 --> 00:05:47,138
‫خیلی راحت میرم یه داروساز
‫دیگه برای خودم پیدا کنم

109
00:06:07,575 --> 00:06:09,869
‫- چه خبر؟
‫- امروز چی کار می‌کنی؟

110
00:06:09,952 --> 00:06:11,954
‫- هیچی
‫- خب، دوست ندارم گریه‌تو دربیارم...

111
00:06:12,121 --> 00:06:14,290
‫ولی باید به بلفاست بیای

112
00:06:14,415 --> 00:06:16,125
‫یه جلسه توی کلوب فلون برگزار میشه

113
00:06:16,292 --> 00:06:17,543
‫انگار انجامش داده

114
00:06:17,627 --> 00:06:19,379
‫- کی؟
‫- جری

115
00:06:19,462 --> 00:06:21,214
‫قراره یه اعلامیه بزرگ منتشر بشه

116
00:06:21,297 --> 00:06:23,633
‫دارن سر پایان جنگ حرف می‌زنن

117
00:06:23,800 --> 00:06:25,635
‫دوتس، باید خودتو برسونی اینجا

118
00:06:27,136 --> 00:06:28,471
‫زندگی در شمال...

119
00:06:28,638 --> 00:06:31,641
‫یعنی همیشه در آستانه پایان جنگ بودی

120
00:06:31,766 --> 00:06:34,811
‫یه نوع برزخ خاص ما بود

121
00:06:34,936 --> 00:06:38,981
‫اگه بهم می‌گفتی قراره 20 سال
‫آزگار طول بکشه...

122
00:06:39,148 --> 00:06:40,983
‫نمی‌دونم اصلا از اون اول اسلحه...

123
00:06:41,109 --> 00:06:42,527
‫به دست می‌گرفتم یا نه

124
00:06:45,488 --> 00:06:46,531
‫خوبی؟

125
00:06:48,574 --> 00:06:50,535
‫خوبی، مکرز؟
‫بچه چطوره؟

126
00:06:50,618 --> 00:06:53,121
‫تا نصف شب بیداره، ماریان

127
00:06:53,913 --> 00:06:54,664
‫لعنتی

128
00:06:54,664 --> 00:06:57,375
‫امتحان کردی یه ذره نوشیدنی
‫برام بریزی؟

129
00:06:58,000 --> 00:06:59,377
‫دولورس پرایس، مایه افتخاره

130
00:07:02,422 --> 00:07:03,756
‫سر به سرت میذارم

131
00:07:03,840 --> 00:07:05,383
‫واقعا که مجبور نیستی احترام بذاری

132
00:07:05,508 --> 00:07:06,759
‫دوتس، ببین

133
00:07:10,179 --> 00:07:11,222
‫اون؟

134
00:07:11,347 --> 00:07:13,349
‫آره. برندن هیوز ـه

135
00:07:13,349 --> 00:07:14,434
‫لاغر شده

136
00:07:14,559 --> 00:07:16,602
‫الان توی آپارتمان‌های دیویس زندگی می‌کنه

137
00:07:16,686 --> 00:07:18,855
‫یک، دو

138
00:07:20,523 --> 00:07:21,941
‫توجه کنید

139
00:07:27,530 --> 00:07:30,867
‫یه بیانیه دارم که مستقیم از
‫مرکز فرماندهی میاد

140
00:07:34,203 --> 00:07:35,455
‫باور داریم...

141
00:07:35,538 --> 00:07:38,541
‫که فرصت برای یه صلح
‫عادلانه و پایدار...

142
00:07:38,666 --> 00:07:40,585
‫بوجود اومده...

143
00:07:40,710 --> 00:07:43,421
‫جری کجاست؟ نباید اینجا باشه؟

144
00:07:43,546 --> 00:07:45,339
‫رهبری ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند تصمیم گرفته...

145
00:07:45,423 --> 00:07:47,091
‫که از نیمه‌شب امشب...

146
00:07:47,216 --> 00:07:51,304
‫تمام عملیات نظامی به توقف کامل برسه

147
00:07:54,432 --> 00:07:56,893
‫در عوض...

148
00:07:57,018 --> 00:07:58,102
‫انگلیسی‌ها قول دادن...

149
00:07:58,102 --> 00:08:02,106
‫با شین فین مثل هر حزب
‫سیاسی دیگه رفتار کنن

150
00:08:05,526 --> 00:08:07,612
‫دولت بریتانیا با تمام
‫وجود تعهد داده...

151
00:08:07,737 --> 00:08:10,573
‫با شین فین گفتگو کنه...

152
00:08:10,698 --> 00:08:13,493
‫و به بقیه مسائل دیگه رسیدگی کنه...

153
00:08:13,576 --> 00:08:16,746
‫از جمله کاهش حضور نظامی بریتانیا

154
00:08:16,871 --> 00:08:19,081
‫کاهش؟
‫در حال کاهش بودن

155
00:08:19,207 --> 00:08:21,083
‫این دیگه یعنی چی؟

156
00:08:21,167 --> 00:08:22,502
‫انگلیسی‌ها میرن یا نه؟

157
00:08:22,585 --> 00:08:25,588
‫با ادامه یافتن مذاکرات صلح...

158
00:08:25,755 --> 00:08:30,051
‫قدم اول حیاتی فرآیند انحلال خواهد بود

159
00:08:30,051 --> 00:08:33,262
‫- انحلال؟
‫- انحلال چه کوفتیه!

160
00:08:33,346 --> 00:08:34,764
‫حق نداری اسلحه‌هامونو بگیری

161
00:08:34,889 --> 00:08:36,432
‫تا وقتی انگلیسی‌ها نرفتن از
‫معامله خبری نیست

162
00:08:36,516 --> 00:08:38,893
‫- موقعیت همینه
‫- موقعیت همیشه این بوده

163
00:08:38,893 --> 00:08:41,229
‫وقتشه با حقایق روبه‌رو بشیم، جیمی.
‫جنگ فایده نداره

164
00:08:41,229 --> 00:08:44,524
‫- باید یه امتیازهایی بدیم
‫- این با تسلیم شدن فرقی نداره

165
00:08:44,524 --> 00:08:46,442
‫جری دخلمونو اورد و خودتم می‌دونی

166
00:08:46,567 --> 00:08:47,860
‫جری کدوم گوریه؟

167
00:08:47,860 --> 00:08:50,112
‫30 سال جنگیدیم
‫و برگشتیم سر خونه اول

168
00:08:50,238 --> 00:08:53,074
‫درخواست داریم تا به عنوان
‫هم‌رزم متحد بمونیم

169
00:08:53,157 --> 00:08:54,408
‫لعنت بهش

170
00:08:55,117 --> 00:08:57,662
‫رفقا، آروم باشین

171
00:08:57,787 --> 00:09:00,790
‫این اولین قدم در یه فرآیند طولانیه

172
00:09:06,379 --> 00:09:08,297
‫دارک

173
00:09:08,381 --> 00:09:09,799
‫نظر تو چیه؟

174
00:09:09,882 --> 00:09:11,801
‫به نظرم تمومه

175
00:09:11,926 --> 00:09:13,427
‫ما رو فروخت

176
00:09:26,857 --> 00:09:28,401
‫می‌دونی، شش سالم بود...

177
00:09:28,484 --> 00:09:30,987
‫وقتی پدرم بهم گفت برای اولین
‫بار یه نفر رو کشته

178
00:09:33,531 --> 00:09:35,116
‫یه بمبگذاری توی کاونتری بود

179
00:09:35,241 --> 00:09:36,534
‫بابایی

180
00:09:41,247 --> 00:09:42,957
‫وحشت کرده بودم

181
00:09:44,333 --> 00:09:46,419
‫یادمه گفت...

182
00:09:46,502 --> 00:09:49,297
‫نه، نه، نه، نه

183
00:09:49,380 --> 00:09:50,506
‫همه چی درست میشه...

184
00:09:50,506 --> 00:09:52,758
‫چون در جنگیم و...

185
00:09:53,718 --> 00:09:56,679
‫خب، وقتی که یه ایرلند متحد داشته باشیم...

186
00:09:56,679 --> 00:10:00,516
‫وقتی که به اون نتیجه باشکوه برسیم...

187
00:10:02,643 --> 00:10:04,895
‫اونوقت همه اینا ارزشش رو داشته

188
00:10:05,021 --> 00:10:06,856
‫ولی به چی دست پیدا کردیم؟

189
00:10:06,856 --> 00:10:10,901
‫می‌دونی، در چیزی که
‫جری آدامز اورده بود...

190
00:10:12,236 --> 00:10:14,864
‫پدرم به چی دست پیدا کرده بود؟

191
00:10:16,324 --> 00:10:17,950
‫به غیر از مرگ

192
00:10:21,746 --> 00:10:23,748
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

193
00:10:34,342 --> 00:10:36,761
‫- خب، به هیچی نرسیدیم
‫- به هیچ کوفتی نرسیدیم

194
00:10:36,886 --> 00:10:39,555
‫باورم نمیشه که نوچه‌شو فرستاد
‫تا خبر رو اعلام کنه

195
00:10:39,555 --> 00:10:41,265
‫کی جری خودش یه کاری کرده؟

196
00:10:41,390 --> 00:10:43,601
‫خب، کی از بانک دزدی کرده
‫و یه گروه رو اداره کرده؟

197
00:10:43,726 --> 00:10:46,103
‫فکر نکنم تا حالا یه بارم با
‫اسلحه شلیک کرده باشه

198
00:10:46,228 --> 00:10:47,938
‫همیشه قرار بود اینطوری تموم بشه...

199
00:10:48,064 --> 00:10:50,232
‫اون بالای قله کوفتی باشه

200
00:10:50,358 --> 00:10:51,817
‫بزدل کثافت

201
00:10:52,276 --> 00:10:54,320
‫خب...

202
00:10:54,445 --> 00:10:56,072
‫حداقل الان می‌تونیم انگلیسی باشیم

203
00:10:57,365 --> 00:10:58,783
‫تو یکی دیگه خفه شو

204
00:11:03,037 --> 00:11:06,332
‫تا حالا این حس بهت دست داده
‫که همه‌ش برای هیچ و پوچ بود؟

205
00:11:14,924 --> 00:11:17,885
‫آره، خیلی عالیه.
‫زحمتی نیست، فرانکی

206
00:11:19,512 --> 00:11:21,430
‫چطوری هضمش کردن؟

207
00:11:21,514 --> 00:11:24,767
‫اکثریت مردم مثل کریسمس
‫ازش استقبال کردن

208
00:11:25,893 --> 00:11:27,895
‫توی خیابونها دارن نوشیدنی میخورن

209
00:11:29,271 --> 00:11:30,773
‫می‌دونی...

210
00:11:31,982 --> 00:11:34,443
‫اگه بتونی به نتیجه برسونیش...

211
00:11:34,568 --> 00:11:36,779
‫حتما جایزه نوبل می‌گیری

212
00:11:36,946 --> 00:11:39,281
‫می‌تونی یه مجسمه کوچیک
‫نوبل رو بذاری بالای قفسه‌ت

213
00:11:39,407 --> 00:11:40,783
‫یه مداله

214
00:11:40,866 --> 00:11:43,369
‫جایزه نوبل، یه مداله که بهت میدن

215
00:11:43,744 --> 00:11:45,162
‫درسته

216
00:11:45,287 --> 00:11:48,249
‫خب، پس می‌تونی هر
‫جا دوست داری بذاریش

217
00:11:51,210 --> 00:11:54,088
‫و طرفدارهای دوآتیشه‌مون چی؟
‫چقدر باید نگران باشیم؟

218
00:11:55,339 --> 00:11:58,259
‫یه گروه کوچیک از افراد خاص هستن

219
00:11:58,259 --> 00:11:59,969
‫کوچیک ولی پر سر و صدا

220
00:12:00,970 --> 00:12:03,139
‫اونا کمتر خوشحال شدن

221
00:12:03,264 --> 00:12:05,141
‫داریم تیم امنیتی‌تو مجهزتر می‌کنیم

222
00:12:05,266 --> 00:12:06,434
‫محض احتیاط

223
00:12:08,102 --> 00:12:10,312
‫و برندن هیوز چی؟

224
00:12:12,231 --> 00:12:15,317
‫به ظاهر، از جلسه رفته بیرون...

225
00:12:15,401 --> 00:12:17,069
‫زیاد حرف نزده

226
00:12:19,780 --> 00:12:22,575
‫متاسفم. می‌دونم با هم صمیمی بودین

227
00:12:22,575 --> 00:12:24,744
‫خب، اینا آدم‌های کله‌شقی هستن

228
00:12:24,827 --> 00:12:28,205
‫کم و بیش همینو انتظار داشتم

229
00:12:30,708 --> 00:12:32,251
‫آقای آدامز؟

230
00:12:32,251 --> 00:12:33,544
‫خیلی متاسفم

231
00:12:33,669 --> 00:12:35,379
‫معاون رییس‌جمهور چند
‫دقیقه دیگه می‌رسن

232
00:12:35,504 --> 00:12:36,756
‫اصلا اشکالی نداره

233
00:12:36,839 --> 00:12:39,383
‫یویو ما در رزگاردن کنسرت داره

234
00:12:39,508 --> 00:12:41,302
‫یه ذره بیشتر طول کشیده

235
00:12:41,385 --> 00:12:43,429
‫خب، اگه...

236
00:12:43,512 --> 00:12:47,099
‫اگه یه موقع آقای ما رو دیدین
‫بگین از طرفداران دو آتیشه ایشونم

237
00:12:47,183 --> 00:12:48,809
‫البته

238
00:13:07,328 --> 00:13:09,914
‫به نظرت به خاطر این منو
‫میندازن توی یه سوراخی؟

239
00:13:11,373 --> 00:13:13,584
‫برای عقب کشیدن زیاد دیر نشده

240
00:13:13,709 --> 00:13:15,878
‫هر کاری بخوای بکنی ازت
‫حمایت می‌کنم

241
00:13:16,712 --> 00:13:18,798
‫لعنت بهشون. سر تا پا گناهکارن

242
00:13:24,553 --> 00:13:26,722
‫به برنامه رادیویی آلستر خوش اومدین

243
00:13:26,847 --> 00:13:29,225
‫با هلن مک‌کانویل روی آنتن هستیم

244
00:13:29,225 --> 00:13:33,312
‫ایشون دختر زنی هستن
‫که نزدیک به 25 سال پیش...

245
00:13:33,437 --> 00:13:35,481
‫بدون هیچ ردی ناپدید شد

246
00:13:35,564 --> 00:13:38,067
‫اسمش جین مک‌کانویل بود

247
00:13:39,151 --> 00:13:40,903
‫طوری یادمه که انگار همین دیروز بود

248
00:13:40,903 --> 00:13:43,823
‫ده تاشون به آپارتمان ما اومدن
‫و مادرمو بردن

249
00:13:43,906 --> 00:13:45,449
‫و می‌دونی کی بودن، هلن؟

250
00:13:45,574 --> 00:13:48,077
‫مردان و زنانی که مادرت رو بردن میگم

251
00:13:48,202 --> 00:13:52,581
‫می‌دونم. اونا اعضای ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند بودن

252
00:13:52,581 --> 00:13:53,791
‫و چرا تصمیم گرفتی...

253
00:13:53,916 --> 00:13:56,252
‫بالاخره سکوتت رو بشکنی، هلن...

254
00:13:56,252 --> 00:13:58,087
‫بعد از این همه سال؟

255
00:13:58,087 --> 00:14:01,590
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند می‌خواد
‫از یه صلح عادلانه و پایدار حرف بزنه

256
00:14:01,590 --> 00:14:03,968
‫نتونستم تحملش کنم

257
00:14:04,093 --> 00:14:06,595
‫کجای این عادلانه‌س؟

258
00:14:06,762 --> 00:14:08,889
‫عدالت برای مادرم کجاست؟

259
00:14:22,570 --> 00:14:24,280
‫امیدوارم اشتباه نبوده باشه

260
00:14:24,405 --> 00:14:27,908
‫نه، معرکه بودی، عزیزم
‫بهت افتخار می‌کنم

261
00:14:34,039 --> 00:14:34,915
‫الو؟

262
00:14:35,124 --> 00:14:36,542
‫جدی میگی، هلن؟ توی رادیو؟

263
00:14:36,625 --> 00:14:37,793
‫شاید خیلی راحت گلوله بخوری

264
00:14:37,960 --> 00:14:40,754
‫مایکل، نه، هیچکس
‫قرار نیست تیر بخوره

265
00:14:40,754 --> 00:14:43,299
‫هیچ غلطی نمی‌کنن.
‫آتش‌بس شده

266
00:14:43,424 --> 00:14:44,300
‫و اگه بهم بخوره چی؟

267
00:14:44,466 --> 00:14:45,593
‫این آدم‌ها درست بالای سرمونن

268
00:14:45,593 --> 00:14:47,970
‫یکی از آدم‌رباهای مادر
‫رو توی مکدونالد دیدم

269
00:14:48,095 --> 00:14:49,221
‫حرفی بهش زدی؟

270
00:14:49,221 --> 00:14:52,016
‫نه، نه، نه.
‫دهنمو بسته نگه داشتم

271
00:14:53,142 --> 00:14:54,977
‫هلن، کلی تلاش کردم تا تمام
‫اینا رو پشت‌سر بذارم...

272
00:14:55,102 --> 00:14:58,397
‫به جایی برسم که حس کنم عادیه

273
00:14:58,397 --> 00:15:00,858
‫راستش، میکی، باید بعدا
‫بهت زنگ بزنم

274
00:15:03,569 --> 00:15:05,821
‫هلن، برگرد داخل خونه

275
00:15:11,035 --> 00:15:12,119
‫تو هلن مک‌کانویل هستی؟

276
00:15:12,202 --> 00:15:13,454
‫آره

277
00:15:13,537 --> 00:15:15,331
‫شنیدم توی رادیو حرف زدی

278
00:15:15,414 --> 00:15:16,957
‫خوب حرف زدی

279
00:15:17,416 --> 00:15:18,792
‫مرسی

280
00:15:18,876 --> 00:15:22,713
‫پسرم، ایمون هم گم شده

281
00:15:22,713 --> 00:15:24,924
‫جولای 1975

282
00:15:26,008 --> 00:15:28,594
‫اسمش ایمو مالوی بود

283
00:15:28,677 --> 00:15:30,930
‫و فکر کنم تعدادمون بیشتر باشه

284
00:15:38,812 --> 00:15:40,189
‫یه چیزی داره توی تلویزیون
‫پخش میشه که باید ببینی

285
00:15:40,314 --> 00:15:42,942
‫ما خونواده افراد ناپدید شده هستیم

286
00:15:44,234 --> 00:15:45,527
‫نُه خونواده

287
00:15:45,611 --> 00:15:47,947
‫هر کدوم یه عزیزی داشتیم که
‫ربوده شده، به قتل رسیده...

288
00:15:48,030 --> 00:15:51,158
‫و مخفیانه توسط ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند دفن شده

289
00:15:51,241 --> 00:15:52,618
‫مادرم، جین مک‌کانویل...

290
00:15:52,701 --> 00:15:56,038
‫در هفتم دسامبر 1972 ربوده شد

291
00:15:57,915 --> 00:16:00,751
‫همه می‌دونن کی این دستورات
‫رو انجام داده

292
00:16:01,710 --> 00:16:04,588
‫ما می‌دونیم. شین فین هم می‌دونه

293
00:16:04,588 --> 00:16:07,216
‫سگهای توی خیابون هم می‌دونن

294
00:16:07,216 --> 00:16:10,386
‫پس یه سوال از رهبران شین فین دارم...

295
00:16:10,386 --> 00:16:12,471
‫و از آقای آدامز

296
00:16:13,514 --> 00:16:15,057
‫اجساد کجا دفن شدن؟

297
00:16:16,475 --> 00:16:18,310
‫مادرم کجاست؟

298
00:16:18,394 --> 00:16:19,812
‫برام یه جلسه بذار

299
00:16:34,284 --> 00:16:35,911
‫آقای آدامز

300
00:16:36,036 --> 00:16:38,205
‫آقای آدامز، معنای این اتفاق
‫برای مذاکرات صلح چیه؟

301
00:16:38,288 --> 00:16:39,915
‫لطفا عقب وایستین

302
00:16:39,999 --> 00:16:42,418
‫- مذاکرات ادامه داره؟
‫- داریم مرتب پیشرفت می‌کنیم

303
00:16:42,418 --> 00:16:44,086
‫به باور من معامله ممکنه

304
00:16:44,086 --> 00:16:47,214
‫الان، چیزی که مهمه اینه که
‫همگی تمام تلاش خودمونو بکنیم...

305
00:16:47,297 --> 00:16:48,966
‫تا این خونواده‌ها رو آروم کنیم

306
00:16:49,091 --> 00:16:51,802
‫- حالا اگه منو ببخشید...
‫- برای الان کافیه. ممنونم

307
00:16:57,725 --> 00:16:59,935
‫خونه خیلی قشنگی داری

308
00:17:06,025 --> 00:17:08,027
‫شیرینی می‌خوای؟

309
00:17:25,794 --> 00:17:27,463
‫مامان‌بزرگم همیشه با مویز...

310
00:17:27,629 --> 00:17:28,839
‫چنین شیرینی‌هایی درست می‌کرد

311
00:17:28,964 --> 00:17:31,300
‫بهشون می‌گفتیم پرواز
‫بر فراز گورستان‌ها

312
00:17:31,425 --> 00:17:33,093
‫باید مادرمو پیدا کنم

313
00:17:38,140 --> 00:17:40,142
‫بله

314
00:17:40,476 --> 00:17:42,644
‫بی‌عدالتی بزرگی شده

315
00:17:42,811 --> 00:17:45,147
‫هر کسی که اطلاعاتی داره
‫رو تشویق می‌کنم...

316
00:17:45,314 --> 00:17:46,940
‫تا همین پا پیش بذاره

317
00:17:48,233 --> 00:17:49,443
‫خب، باشه، ولی...

318
00:17:49,568 --> 00:17:51,904
‫با هم روش کار می‌کنیم

319
00:17:52,488 --> 00:17:53,947
‫اهل سیاست نیستم

320
00:17:54,490 --> 00:17:55,866
‫قابل درکه

321
00:17:59,495 --> 00:18:02,414
‫میشه بپرسم چرا به مادرم
‫می‌گفتین خیانتکار؟

322
00:18:06,794 --> 00:18:08,837
‫خب، هلن، من هیچوقت
‫چنین چیزی نگفتم

323
00:18:08,962 --> 00:18:10,130
‫ارتش جمهوری‌خواه اینو گفته

324
00:18:11,799 --> 00:18:14,426
‫و قبول دارم که شاید با
‫این حساب مخالف باشی...

325
00:18:14,551 --> 00:18:15,886
‫و این نتیجه رو رد کنی

326
00:18:15,886 --> 00:18:17,930
‫باید بهشون می‌گفتی اینقدر دروغ نگن

327
00:18:18,013 --> 00:18:19,807
‫می‌تونستی یه کاری بکنی

328
00:18:22,434 --> 00:18:25,979
‫مادرت ربوده شد در...

329
00:18:26,063 --> 00:18:28,649
‫دسامبر بود؟ سال 72

330
00:18:28,732 --> 00:18:30,859
‫هفتم دسامبر 1972. درسته

331
00:18:30,984 --> 00:18:34,321
‫هلن، دسامبر توی زندان بودم

332
00:18:34,404 --> 00:18:36,323
‫بازجویی شدم

333
00:18:36,448 --> 00:18:37,658
‫بهت قول میدم...

334
00:18:37,783 --> 00:18:40,953
‫هیچ ربطی به این ماجرا نداشتم

335
00:18:45,749 --> 00:18:48,794
‫آقای آدامز، به تازگی مادرتونو
‫از دست دادین، درسته؟

336
00:18:49,503 --> 00:18:51,588
‫درسته. خب، چند سال پیش بود

337
00:18:51,713 --> 00:18:53,715
‫سر قبرش رفتین...

338
00:18:53,715 --> 00:18:55,717
‫براش دعا خوندین؟

339
00:18:55,717 --> 00:18:57,803
‫درسته

340
00:18:57,928 --> 00:19:00,222
‫پس درک می‌کنین

341
00:19:00,305 --> 00:19:02,391
‫باید دفنش کنیم

342
00:19:02,474 --> 00:19:04,143
‫وگرنه هرگز تموم نمیشه

343
00:19:05,894 --> 00:19:07,563
‫ببین، می‌دونم چی کشیدی

344
00:19:07,563 --> 00:19:08,939
‫فکر نکنم بدونی

345
00:19:11,150 --> 00:19:14,486
‫خب، می‌دونی چرا هیچوقت
‫از بلفاست نرفتیم؟

346
00:19:14,570 --> 00:19:16,572
‫معلومه که می‌خواستیم.
‫شیموس هم می‌خواست

347
00:19:16,655 --> 00:19:18,782
‫ولی مدام پیش خودم فکر می‌کردم
‫اگه بشه چی؟

348
00:19:19,741 --> 00:19:21,869
‫اگه یه روزی مادرم برگرده چی؟

349
00:19:24,580 --> 00:19:26,456
‫می‌بینی، همین ندونستن عذاب‌آوره، آقای آدامز

350
00:19:26,582 --> 00:19:28,250
‫این ندونستن داغونت می‌کنه

351
00:19:28,375 --> 00:19:30,252
‫حتی وقتی...

352
00:19:30,252 --> 00:19:33,589
‫حتی وقتی یه پسربچه میاد
‫جلوی آپارتمان‌مون...

353
00:19:33,589 --> 00:19:37,342
‫حتی اون موقع با کیف مامانم
‫و حلقه ازدواجش...

354
00:19:38,427 --> 00:19:40,137
‫حتی اون موقع هم امیدوار بودم

355
00:19:41,263 --> 00:19:42,431
‫شما چنین کاری کردین

356
00:19:44,099 --> 00:19:46,101
‫هلن...

357
00:19:46,518 --> 00:19:48,437
‫می‌تونم بپذیرم که مادرم مُرده

358
00:19:49,229 --> 00:19:50,522
‫مُرده

359
00:19:52,900 --> 00:19:56,570
‫نمی‌تونم بپذیرم که جسدی نداشته باشم
‫که بر سرش سوگواری کنم

360
00:19:56,653 --> 00:19:58,864
‫باید ببینمش.
‫باید آخرش رو ببینم

361
00:20:03,452 --> 00:20:05,621
‫هلن، هر کاری در توانم باشه...

362
00:20:05,704 --> 00:20:08,290
‫برای پیدا کردن جسد مادرت انجام میدم

363
00:20:08,415 --> 00:20:11,877
‫چیزی که باید به یاد داشته باشیم
‫اینه که یه لحظه حساسه

364
00:20:11,877 --> 00:20:13,670
‫صلح یه چیز شکننده‌س

365
00:20:13,795 --> 00:20:15,797
‫همه‌مون باید خیلی مراقب حرف
‫زدن‌مون باشیم

366
00:20:15,923 --> 00:20:17,883
‫مراقب بودم. 20 سال
‫تمام مراقب بودم

367
00:20:17,966 --> 00:20:20,052
‫منظورم اینه که خیلی بد میشه...

368
00:20:20,135 --> 00:20:21,803
‫برای تو، برای من، برای همه...

369
00:20:21,929 --> 00:20:25,599
‫اگه چیزی روند صلح رو به خطر بندازه

370
00:20:25,682 --> 00:20:27,809
‫می‌خوای خفه بشم؟

371
00:20:28,310 --> 00:20:29,811
‫مادرمو پیدا کن

372
00:20:31,855 --> 00:20:34,775
‫الان تحقیقات در حال انجامه

373
00:20:35,442 --> 00:20:36,944
‫بهت قول میدم

374
00:20:52,125 --> 00:20:54,211
‫باید تحقیقات رو شروع کنیم

375
00:20:56,380 --> 00:20:57,631
‫تحقیقات واقعی؟

376
00:21:06,181 --> 00:21:07,808
‫لعنتی

377
00:21:17,317 --> 00:21:19,444
‫چطوری، فرانکی؟

378
00:21:19,444 --> 00:21:21,655
‫دولورس پرایس. تو چطوری؟

379
00:21:21,738 --> 00:21:25,575
‫- یه فنجون چای می‌خوای؟
‫- خب، خیلی خوشحال میشم

380
00:21:25,659 --> 00:21:27,661
‫عجب. نیمه دیگه چطوری زندگی می‌کنن

381
00:21:27,786 --> 00:21:30,539
‫خب...

382
00:21:30,664 --> 00:21:33,667
‫گمونم باید تبریک بگم

383
00:21:33,750 --> 00:21:36,336
‫شنیدم که خورد کردن زانو هم متوقف شده

384
00:21:36,420 --> 00:21:38,505
‫و شش گلوله هم همینطور

385
00:21:38,588 --> 00:21:40,424
‫و جری ما چطوره؟

386
00:21:40,507 --> 00:21:42,092
‫جری آدامز کوفتی

387
00:21:43,218 --> 00:21:45,512
‫حرف نداره

388
00:21:45,637 --> 00:21:49,599
‫جدی؟ شنیدم حتی قرارداد نوشتن
‫کتاب هم بسته

389
00:21:49,599 --> 00:21:51,810
‫و اون واقعا دیگه شورشو دراورده

390
00:21:53,145 --> 00:21:55,856
‫هنوزم بوی اون روزارو
‫میشه ازت حس کرد، فرانک

391
00:21:57,232 --> 00:21:58,942
‫خب، هیچکس کامل نیست

392
00:21:58,942 --> 00:22:02,362
‫خب، ببین، کاشف به عمل اومد...

393
00:22:02,446 --> 00:22:05,657
‫جری، جری به کمکت نیاز داره

394
00:22:06,742 --> 00:22:07,743
‫کمک من

395
00:22:09,745 --> 00:22:12,539
‫چرا باید به کمک من باید نیاز داشته باشه؟

396
00:22:12,998 --> 00:22:15,417
‫تحقیقاتی رو در مورد...

397
00:22:15,417 --> 00:22:16,501
‫ناپدید شده‌ها شروع می‌کنیم

398
00:22:17,461 --> 00:22:19,004
‫می‌خوایم ازت در مورد جین مک‌کانویل بپرسیم

399
00:22:20,380 --> 00:22:21,590
‫جین مک‌کانویل کیه؟

400
00:22:21,590 --> 00:22:22,507
‫ساکت!

401
00:22:22,883 --> 00:22:25,552
‫برید طبقه بالا

402
00:22:25,552 --> 00:22:29,056
‫- جری از من می‌پرسه؟
‫- زیاد شلوغش نکن

403
00:22:29,222 --> 00:22:31,141
‫از تمام افراد می‌پرسیم

404
00:22:31,224 --> 00:22:33,226
‫از هر کسی که اون موقع بوده

405
00:22:33,977 --> 00:22:35,896
‫پس، نمی‌دونی؟

406
00:22:36,021 --> 00:22:37,564
‫در مورد اینکه این بیوه
‫ممکنه کجا باشه

407
00:22:37,731 --> 00:22:39,274
‫می‌دونی که نمی‌دونم

408
00:22:39,399 --> 00:22:41,651
‫کسی به فکرت نمی‌رسه که
‫شاید بتونه کمک کنه؟

409
00:22:41,735 --> 00:22:43,236
‫راستشو بخوای...

410
00:22:43,236 --> 00:22:44,821
‫می‌دونم با کی باید حرف بزنی

411
00:22:44,905 --> 00:22:46,406
‫باشه. کی؟

412
00:22:47,157 --> 00:22:50,577
‫- جری آدامز کوفتی
‫- دولورس

413
00:22:50,660 --> 00:22:53,288
‫همه‌مون باید هم‌نوا و هم صدا باشیم

414
00:22:53,413 --> 00:22:56,750
‫می‌دونی، چیزی که متوجه نمیشم...

415
00:22:56,875 --> 00:22:58,585
‫اینه که چطور رییست...

416
00:22:58,752 --> 00:23:00,212
‫دوست من...

417
00:23:00,295 --> 00:23:04,341
‫دست تنها این کشور رو
‫تقدیم انگلیسی‌ها کرد...

418
00:23:04,341 --> 00:23:08,845
‫و بعد آدم‌های باهوشی مثل تو رو
‫راضی کرد که برنده شدین

419
00:23:14,643 --> 00:23:15,977
‫باشه

420
00:23:21,358 --> 00:23:24,277
‫دولورس، خیلی وقته داری حرف می‌زنی

421
00:23:24,403 --> 00:23:27,155
‫بهتره بیشتر مراقب حرف زدنت باشی

422
00:23:27,280 --> 00:23:30,409
‫و منو باش فکر می‌کردیم
‫دست از اسلحه کشیدیم

423
00:23:30,909 --> 00:23:32,285
‫خب...

424
00:23:33,620 --> 00:23:35,831
‫دست از بیشترشون

425
00:23:35,831 --> 00:23:38,917
‫به هر حال، بازم می‌گردم

426
00:23:40,377 --> 00:23:42,796
‫دور از دردسر بمون، خانم جوان

427
00:23:49,136 --> 00:23:51,263
‫جری خیلی منظورشو واضح رسوند

428
00:23:51,888 --> 00:23:53,765
‫به رسانه‌ها گفته بود

429
00:23:53,849 --> 00:23:55,809
‫به رفقا گفته بود

430
00:23:55,934 --> 00:23:58,478
‫حتی به قربانی‌ها گفته بود

431
00:23:58,603 --> 00:24:02,023
‫می‌دونی، اگه ایرلند قراره به صلح برسه...

432
00:24:02,149 --> 00:24:04,818
‫باید بهایی براش پرداخت بشه، می‌دونی...

433
00:24:04,901 --> 00:24:06,611
‫چه بهایی؟

434
00:24:06,736 --> 00:24:08,280
‫سکوت ما

435
00:24:16,329 --> 00:24:17,956
‫یه جسد پیدا کردن

436
00:24:18,874 --> 00:24:20,834
‫ایمون مالوی

437
00:24:20,959 --> 00:24:23,795
‫یه خبرچین دیگه بوده

438
00:24:23,879 --> 00:24:27,924
‫میگن اون باعث بازداشت
‫تو در سال 73 شده

439
00:24:35,765 --> 00:24:37,392
‫همسرش، کیت...

440
00:24:37,392 --> 00:24:40,687
‫حتما الان شرایط خیلی سختی داره

441
00:24:40,812 --> 00:24:41,938
‫کسی بهش سر زده؟

442
00:24:44,399 --> 00:24:46,276
‫بعدا بهش سر می‌زنم

443
00:24:50,864 --> 00:24:52,115
‫جین مک‌کانویل چی؟

444
00:24:52,199 --> 00:24:54,534
‫شایعه شده که اون توی
‫داندالک کنار دریاست

445
00:24:54,534 --> 00:24:56,036
‫تمام اون منطقه عوض شده

446
00:24:56,161 --> 00:24:59,122
‫نمی‌تونم برگردم پیش اون خونواده
‫و بهشون بگم نتونستیم پیداش کنیم

447
00:24:59,247 --> 00:25:00,790
‫بازم بگردین

448
00:25:21,394 --> 00:25:24,231
‫ببین. از ما هم اسم برده

449
00:25:24,898 --> 00:25:27,484
‫جدی؟ چی گفته؟

450
00:25:27,567 --> 00:25:30,237
‫که یه بار ما رسوندیمش خونه

451
00:25:31,404 --> 00:25:34,241
‫ببین، یه لطفی بهم بکن

452
00:25:35,242 --> 00:25:36,785
‫ولش کن

453
00:25:50,215 --> 00:25:51,925
‫یه سوال دارم

454
00:25:53,718 --> 00:25:56,471
‫نخواستی از بمبگذاری حرف بزنی؟

455
00:25:56,596 --> 00:25:57,681
‫ببخشید؟

456
00:25:58,598 --> 00:26:00,600
‫کار لندن

457
00:26:01,059 --> 00:26:03,478
‫با هم برنامه‌ریزیش کردیم

458
00:26:03,603 --> 00:26:05,146
‫روی دسته صندلی تو نشسته بودم

459
00:26:05,272 --> 00:26:07,607
‫الان نه وقتشه و نه جاش

460
00:26:07,774 --> 00:26:11,945
‫توصیه کردی با هواپیما برم

461
00:26:12,279 --> 00:26:14,489
‫یادته؟

462
00:26:14,614 --> 00:26:16,783
‫می‌دونی، پشیمون شدم

463
00:26:16,908 --> 00:26:18,702
‫تا حالا بهت گفتم؟

464
00:26:18,785 --> 00:26:21,079
‫واقعا همه رو عصبانی کرد

465
00:26:21,162 --> 00:26:24,666
‫خب، تو و من مشخصه که خاطرات
‫بسیار متفاوتی داریم

466
00:26:24,791 --> 00:26:26,251
‫برات کارهایی کردم

467
00:26:27,752 --> 00:26:29,838
‫نه فقط بمبگذاری

468
00:26:29,838 --> 00:26:32,799
‫چون فکر می‌کردم یه معنایی داره

469
00:26:34,968 --> 00:26:37,137
‫در ازای چیزی که بهش دست پیدا کردی...

470
00:26:37,304 --> 00:26:38,972
‫حتی بیخیال یه صبحونه خوبم نمی‌شدم

471
00:26:39,097 --> 00:26:40,432
‫- باشه، دولورس
‫- خب...

472
00:26:40,515 --> 00:26:41,975
‫همه‌ش برای اینه؟

473
00:26:42,058 --> 00:26:44,811
‫چاپ یه کتاب و یه خونه بزرگ؟

474
00:26:44,936 --> 00:26:48,273
‫برای همین هشت سال افتادی زندان؟

475
00:26:48,273 --> 00:26:51,985
‫برای همین خاله‌م جفت
‫چشم‌هاشو از دست داد؟

476
00:26:52,110 --> 00:26:54,404
‫- امضاش کن.
‫- دولورس، کافیه دیگه

477
00:26:55,780 --> 00:26:57,282
‫می‌خوام امضاش کنی

478
00:26:59,576 --> 00:27:02,495
‫به یاد خاله برایدی‌م امضاش کن

479
00:27:11,546 --> 00:27:13,548
‫دولورس...

480
00:27:13,798 --> 00:27:14,799
‫همه چی مرتبه؟

481
00:27:18,803 --> 00:27:19,929
‫کتابم رو امضا نمی‌کنه

482
00:27:21,931 --> 00:27:25,685
‫برای خیلی‌ها دوران بسیار، بسیار سختیه

483
00:27:26,561 --> 00:27:29,689
‫تغییر می‌تونه خیلی دردآور باشه

484
00:27:29,814 --> 00:27:32,942
‫اگه شرایطت سخته، افرادی داریم
‫که می‌تونی باهاشون حرف بزنی

485
00:27:35,195 --> 00:27:36,738
‫گم شو

486
00:27:40,367 --> 00:27:42,369
‫تغییر می‌تونه دردآور باشه؟

487
00:27:42,369 --> 00:27:44,079
‫اون دستورات کوفتی رو داد!

488
00:27:44,079 --> 00:27:46,247
‫تو کثافت باعث درد و رنجم شدی

489
00:27:46,373 --> 00:27:49,250
‫باید همینو می‌گفتم. لعنت خدا بهت!

490
00:27:52,921 --> 00:27:54,714
‫خب، یا عیسی مسیح، دوتس

491
00:27:54,714 --> 00:27:56,216
‫امیدوار بودی به چی برسی؟

492
00:27:56,216 --> 00:27:58,635
‫اعصابمو خورد می‌کنه.
‫از صلح و عدالت حرف می‌زنه

493
00:27:58,718 --> 00:28:00,553
‫و حتی نمی‌تونه حقیقت کوفتی رو بگه

494
00:28:00,637 --> 00:28:02,472
‫می‌خوای اوقات تلخی کنی یا...

495
00:28:02,639 --> 00:28:04,474
‫می‌خوام حسابی اوقات تلخی کنم

496
00:28:04,599 --> 00:28:06,267
‫گندش بزنن

497
00:28:07,727 --> 00:28:09,104
‫خب...

498
00:28:09,229 --> 00:28:12,649
‫بعضی‌هامون دارن استراتژی می‌ریزن...

499
00:28:12,774 --> 00:28:14,401
‫و به قدم‌های بعدی فکر می‌کنن

500
00:28:15,485 --> 00:28:17,404
‫اگه می‌خوایم پیامی بفرستیم...

501
00:28:17,529 --> 00:28:20,907
‫باید صدامون بلندتر باشه

502
00:28:22,242 --> 00:28:24,911
‫بعضی از بچه‌ها دارن سازماندهی میشن

503
00:28:24,994 --> 00:28:26,871
‫امروز بعد از ظهر یه جلسه برگزار میشه

504
00:28:26,955 --> 00:28:28,248
‫باید بیای

505
00:28:29,332 --> 00:28:31,918
‫پس به عملیات برمی‌گردیم، آره؟

506
00:28:32,627 --> 00:28:34,337
‫خب...

507
00:28:34,462 --> 00:28:36,256
‫با حرف زدن به هیچ جا نمی‌رسیم

508
00:28:39,592 --> 00:28:41,511
‫دوستت دارم...

509
00:28:41,594 --> 00:28:44,889
‫ولی برای این کار زیادی پیر شدی

510
00:28:50,562 --> 00:28:51,938
‫تصمیمش با خودته

511
00:28:53,690 --> 00:28:54,941
‫موفق باشی

512
00:29:14,043 --> 00:29:16,296
‫همیشه آدم حساسی بودم

513
00:29:16,421 --> 00:29:21,217
‫می‌دونی، به گذشته که نگاه می‌کنم،
‫متوجه میشم که ازم خواسته شده...

514
00:29:21,301 --> 00:29:24,137
‫برخلاف ذاتم عمل کنم

515
00:29:24,220 --> 00:29:27,515
‫از دستوراتم پیروی کردم.
‫همیشه اطاعت کردم

516
00:29:27,515 --> 00:29:30,894
‫هر کاری که بهم دستور داده بودن رو کردم

517
00:29:37,150 --> 00:29:38,526
‫لعنتی

518
00:29:40,111 --> 00:29:41,279
‫ای کثافت

519
00:29:47,702 --> 00:29:49,871
‫و سالها بعد...

520
00:29:49,871 --> 00:29:53,917
‫فرصت داری تا بشینی
‫و بهش فکر کنی...

521
00:29:54,000 --> 00:29:56,836
‫که باید تمام سوالات مهم رو از خودت بپرسی...

522
00:29:56,961 --> 00:29:58,630
‫که هیچوقت اون موقع از خودت نپرسیدی

523
00:30:20,109 --> 00:30:22,028
‫الو؟

524
00:30:22,028 --> 00:30:23,863
‫آره، درسته

525
00:30:26,241 --> 00:30:27,867
‫یه لحظه وایستا

526
00:30:29,619 --> 00:30:31,788
‫فکر می‌کنن یه چیزی پیدا کردن

527
00:30:33,373 --> 00:30:35,625
‫ببخشید، بگو

528
00:30:36,042 --> 00:30:37,752
‫بله

529
00:30:41,589 --> 00:30:42,841
‫باشه

530
00:30:52,433 --> 00:30:54,644
‫- خوبی، آرچی؟
‫- خوبی؟

531
00:30:55,144 --> 00:30:57,146
‫شیموس

532
00:31:12,829 --> 00:31:14,914
‫هنوزم توی شرکتی، آرچی؟

533
00:31:14,998 --> 00:31:17,417
‫آره، هستم

534
00:31:17,500 --> 00:31:19,002
‫یه کوچولو هم ترفیع گرفتم

535
00:31:19,127 --> 00:31:20,837
‫خوبه

536
00:31:21,838 --> 00:31:24,173
‫روزی که مامان برنده بینگو شد چی؟

537
00:31:24,340 --> 00:31:26,342
‫- شما اونو یادتونه؟
‫- یادم نمیاد

538
00:31:26,467 --> 00:31:28,344
‫برنده شد. مگه نه، هلن؟

539
00:31:28,428 --> 00:31:29,470
‫مامان هیچی برنده نشد

540
00:31:29,470 --> 00:31:30,930
‫تو یادت نمیاد

541
00:31:33,266 --> 00:31:35,602
‫پالتوی پشمی‌ش...

542
00:31:35,685 --> 00:31:37,353
‫یادمه

543
00:31:38,313 --> 00:31:39,063
‫زیر سنجاقش

544
00:31:39,272 --> 00:31:42,066
‫- سنجاق کوچیکش رو یادمه
‫- آره

545
00:31:42,191 --> 00:31:43,568
‫روی یقه‌ش

546
00:31:45,194 --> 00:31:46,195
‫چه رنگی بود؟

547
00:31:46,279 --> 00:31:48,197
‫- آبی
‫- آره

548
00:31:48,323 --> 00:31:50,033
‫آبی کم‌رنگ

549
00:31:50,158 --> 00:31:52,869
‫حداقل اینو همه‌مون یادمونه

550
00:31:56,915 --> 00:31:58,750
‫مدام با خودم میگم...

551
00:32:00,335 --> 00:32:01,920
‫اگه خیلی بهش آسیب زده باشن چی

552
00:32:03,296 --> 00:32:04,714
‫قبل از اینکه اتفاق بیافته

553
00:32:04,839 --> 00:32:07,300
‫گفتن بازجویی شده

554
00:32:07,300 --> 00:32:08,801
‫در این حالت به هر چیزی اعتراف می‌کنی

555
00:32:08,801 --> 00:32:10,053
‫آره

556
00:32:10,178 --> 00:32:12,555
‫تمام این مزخرفات

557
00:32:12,680 --> 00:32:14,807
‫- مزخرف گفتن که خود فروخته‌س
‫- همه‌ش دروغه

558
00:32:14,891 --> 00:32:17,852
‫معلومه، هر ثانیه از روز کنارش بودم

559
00:32:17,977 --> 00:32:21,397
‫اصلا چی می‌تونست بهشون بگه؟
‫به انگلیسی‌ها

560
00:32:21,522 --> 00:32:22,732
‫هیچوقت از اون آپارتمان خوشش نمی‌اومد

561
00:32:22,732 --> 00:32:25,777
‫به شما یه چیزو بگم

562
00:32:25,777 --> 00:32:29,280
‫قبل از اینکه بمیره در چند لحظه
‫به همه‌مون فکر کرده

563
00:32:37,622 --> 00:32:40,208
‫قسم می‌خورم می‌تونم همینجا حسش کنم

564
00:33:46,816 --> 00:33:47,942
‫هلن

565
00:33:57,326 --> 00:34:00,329
‫- چیه؟
‫- جمجمه یه سگه

566
00:34:06,627 --> 00:34:08,629
‫پس همین؟ تموم شد؟

567
00:34:08,629 --> 00:34:10,673
‫نصف ساحل رو کندن، آرچی

568
00:34:10,798 --> 00:34:13,009
‫کل این ماجرای کوفتی...

569
00:34:14,761 --> 00:34:18,181
‫اون موقع ما رو مسخره و دست انداختن

570
00:34:18,264 --> 00:34:20,850
‫الانم دارن مسخره‌مون می‌کنن

571
00:34:23,853 --> 00:34:25,980
‫الان باید چه غلطی بکنیم؟

572
00:34:27,315 --> 00:34:28,816
‫گمون باید صبر کنیم

573
00:34:31,319 --> 00:34:34,363
‫به نظرت کی می‌تونی
‫دوباره مامانت رو ببینی؟

574
00:34:35,823 --> 00:34:37,950
‫فقط امیدوار می‌مونیم...

575
00:34:37,950 --> 00:34:42,497
‫و حسابی دعا می‌کنیم تا برگرده

576
00:34:42,622 --> 00:34:43,873
‫دولت ایرلند...

577
00:34:43,956 --> 00:34:44,999
‫الان قول مصونیت...

578
00:34:45,083 --> 00:34:46,876
‫به هر کسی که با اطلاعاتی...

579
00:34:47,001 --> 00:34:49,337
‫در مورد جسد گم شده
‫پا پیش بذاره میده...

580
00:34:57,220 --> 00:34:59,222
‫الو؟

581
00:35:04,435 --> 00:35:05,686
‫مامان؟

582
00:35:05,812 --> 00:35:07,730
‫میشه یه کم بستنی بخورم؟

583
00:35:07,730 --> 00:35:10,566
‫خدایا، دنی.
‫حسابی منو ترسوندی

584
00:35:10,691 --> 00:35:12,026
‫ببخشید

585
00:35:12,110 --> 00:35:14,904
‫اشکالی نداره. چیزی نشده. بیا بغلم

586
00:35:43,599 --> 00:35:45,601
‫خب؟ تو چی؟
‫بیا تو

587
00:35:45,768 --> 00:35:47,895
‫- مرسی که قبول کردی بیای دیدنم
‫- زحمتی نیست

588
00:35:47,979 --> 00:35:49,272
‫بفرما تو

589
00:35:53,776 --> 00:35:55,653
‫ببخشید که اینجا یه کم بهم‌ریخته‌س

590
00:35:55,778 --> 00:35:59,240
‫- دارم لباس می‌شورم
‫- مشکلی نیست

591
00:35:59,240 --> 00:36:00,283
‫نوشیدنی می‌خوای؟

592
00:36:00,449 --> 00:36:02,410
‫آره. چرا نه؟

593
00:36:02,493 --> 00:36:04,203
‫لیوانی یا شیشه‌ای؟

594
00:36:04,287 --> 00:36:05,955
‫یه لیوان می‌خورم

595
00:36:06,122 --> 00:36:07,957
‫الان توی دوبلین زندگی می‌کنم

596
00:36:08,916 --> 00:36:12,295
‫- حال و روزت چطوره؟
‫- خوبم، آره

597
00:36:12,420 --> 00:36:16,966
‫می‌دونی، به خاطر این ماجراها
‫یه جوری بودم، می‌دونی؟

598
00:36:17,049 --> 00:36:18,718
‫صلح و این حرفها

599
00:36:19,218 --> 00:36:21,262
‫آره، خیلی سخته

600
00:36:21,345 --> 00:36:23,306
‫خیلی هم سخته

601
00:36:24,640 --> 00:36:27,476
‫می‌دونی، خوشحالم که کشتار تموم شد

602
00:36:27,560 --> 00:36:30,396
‫خب، عالیه...

603
00:36:30,479 --> 00:36:32,315
‫همه چی عالیه. فقط اینکه...

604
00:36:32,440 --> 00:36:34,483
‫خب، گندیده‌س

605
00:36:34,609 --> 00:36:36,986
‫از پایه و بن گندیده‌س، دارک

606
00:36:39,906 --> 00:36:41,908
‫می‌دونی...

607
00:36:41,991 --> 00:36:44,327
‫مدام به گذشته برمی‌گردم...

608
00:36:44,410 --> 00:36:46,078
‫به عملیات فکر می‌کنم

609
00:36:46,078 --> 00:36:47,288
‫خواب دیدی؟

610
00:36:48,331 --> 00:36:49,749
‫هر از گاهی

611
00:36:50,666 --> 00:36:52,919
‫بیشتر شبها...

612
00:36:53,002 --> 00:36:56,255
‫دراز می‌کشم و با خودم میگم
‫تموم اون کارها برای چی بود؟

613
00:36:56,255 --> 00:36:57,965
‫برای هیچی بود، دولورس

614
00:36:58,090 --> 00:37:00,885
‫هیچی نبود. حتی مرگ یه
‫نفر هم ارزشش رو نداشت

615
00:37:01,219 --> 00:37:02,762
‫ممنونم

616
00:37:02,845 --> 00:37:06,849
‫بالاخره یکی جرات داره اینو بگه

617
00:37:06,933 --> 00:37:08,851
‫می‌دونی، حتی اون مرد
‫آب زیرکاه کثافت رو سرزنش نمی‌کنم...

618
00:37:08,935 --> 00:37:10,353
‫که جنگ رو تموم کرد، خب؟

619
00:37:10,436 --> 00:37:11,604
‫فقط از روش شیطانی...

620
00:37:11,687 --> 00:37:13,814
‫که این کار رو کرده متنفرم، همین

621
00:37:14,899 --> 00:37:16,275
‫خب...

622
00:37:17,526 --> 00:37:18,903
‫یه عملیاتی رو اجرا کردم، خب؟

623
00:37:19,028 --> 00:37:23,032
‫و یه فاجعه تمام عیار کوفتی بود، خب؟

624
00:37:23,032 --> 00:37:27,119
‫یه جورایی این فکر به ذهن‌مون رسید
‫که بیا 20 تا بمب توی شهر بذاریم

625
00:37:27,245 --> 00:37:28,788
‫جمعه خونین

626
00:37:28,871 --> 00:37:30,581
‫درسته، جمعه خونین

627
00:37:30,581 --> 00:37:33,334
‫خب، بمب‌ها کار گذاشته شد.
‫هشدار دادیم

628
00:37:33,417 --> 00:37:35,419
‫با بچه‌ها توی ماشین نشستم...

629
00:37:35,419 --> 00:37:37,672
‫و یواش یواش صدای
‫انفجارها رو شنیدیم، درسته؟

630
00:37:38,297 --> 00:37:42,510
‫بوم، بوم، بوم

631
00:37:42,593 --> 00:37:44,512
‫و همه خیلی خوشحال بودن

632
00:37:44,637 --> 00:37:46,889
‫ولی اونجا نشسته بودم
‫و پیش خودم می‌گفتم...

633
00:37:46,973 --> 00:37:49,850
‫زیادی بهم نزدیکن

634
00:37:49,934 --> 00:37:53,813
‫می‌دونی؟ انفجارها زیادی بهم نزدیکن

635
00:37:55,064 --> 00:37:56,732
‫و می‌دونستم...

636
00:37:57,775 --> 00:38:01,904
‫می‌دونستم اون روز کلی آدم می‌میرن

637
00:38:02,822 --> 00:38:04,240
‫هفت تا؟

638
00:38:04,323 --> 00:38:05,825
‫نُه تا بود

639
00:38:06,993 --> 00:38:09,036
‫نُه تا

640
00:38:09,120 --> 00:38:12,665
‫و جری، اون نقشه‌شو نکشیده بود
‫ولی فرمانده عملیاتی بود

641
00:38:12,790 --> 00:38:14,750
‫و می‌تونست جلوی شلیک شدن
‫هر گلوله رو بگیره

642
00:38:14,834 --> 00:38:16,669
‫و حالا رفته میگه هیچوقت در
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند نبوده

643
00:38:16,752 --> 00:38:20,881
‫- تهوع‌آوره
‫- خب، خودخواهانه‌س، دولورس

644
00:38:21,632 --> 00:38:23,259
‫خودخواهانه‌س

645
00:38:23,384 --> 00:38:28,639
‫چون یعنی تو، من،
‫باید همه‌شو به دوش بکشیم

646
00:38:29,598 --> 00:38:31,976
‫تنهایی تمام مسئولیت رو قبول کنیم

647
00:38:32,101 --> 00:38:32,935
‫دقیقا

648
00:38:33,144 --> 00:38:36,564
‫اونجا نبوده، کاری نکرده، پس تقصیر ما بوده

649
00:38:36,564 --> 00:38:40,651
‫تمام اون مرگ‌ها گردن ماست

650
00:38:40,776 --> 00:38:42,737
‫گمونم جری اونجا نشسته بوده...

651
00:38:42,737 --> 00:38:45,906
‫داشته گردگیری می‌کرده و
‫سعی داشته جلوی ما رو بگیره؟

652
00:38:51,454 --> 00:38:53,789
‫- تا حالا به این فکر کردی که...
‫- چی؟

653
00:38:56,709 --> 00:38:58,461
‫همه چیزو علنی کنی

654
00:38:58,586 --> 00:39:01,714
‫می‌دونی، به مردم بگی واقعا چه اتفاقی افتاد

655
00:39:01,797 --> 00:39:02,923
‫نه

656
00:39:04,300 --> 00:39:06,177
‫نه. نه، نمی‌تونم

657
00:39:06,302 --> 00:39:07,970
‫منم نمی‌تونم

658
00:39:23,486 --> 00:39:26,072
‫یکی رو می‌شناسم

659
00:39:26,072 --> 00:39:28,657
‫آدمی که باهاش حرف می‌زنم،
‫آدمی که باهاش توی یه زندان بودم

660
00:39:28,783 --> 00:39:32,578
‫راستش یه بار دیدیش،
‫مکرز، توی میخونه فلون

661
00:39:32,578 --> 00:39:35,331
‫داره روی یه پروژه تاریخ شفاهی کار می‌کنه

662
00:39:35,414 --> 00:39:38,376
‫محرمانه‌س. همه‌ش روی نواره

663
00:39:38,501 --> 00:39:39,794
‫و چی بهش میگی؟

664
00:39:45,424 --> 00:39:47,385
‫همه چیزو بهش میگم

665
00:39:47,385 --> 00:39:50,388
‫- همه چیز همه چیز؟
‫- آره

666
00:39:50,513 --> 00:39:51,889
‫شبیه یه اعترافه

667
00:39:52,014 --> 00:39:54,266
‫خب، فقط اینکه می‌تونی نوشیدنی بخوری

668
00:39:54,266 --> 00:39:55,476
‫لعنت بهش، برندن

669
00:39:55,601 --> 00:39:57,478
‫- امنه؟
‫- خیلی هم امنه

670
00:39:57,603 --> 00:39:59,980
‫هیچکس تا وقتی بمیری
‫نوارها رو نمی‌شنوه

671
00:40:00,106 --> 00:40:01,190
‫خوبیش همینه

672
00:40:05,152 --> 00:40:07,780
‫و در مورد جری ما حرف می‌زنی؟

673
00:40:08,572 --> 00:40:10,783
‫شاید از چیزهای عجیب
‫حرفی نزنم

674
00:40:12,326 --> 00:40:13,869
‫حتما حس خوبی داره

675
00:40:15,413 --> 00:40:17,873
‫خیلی حس معرکه‌ای داره

676
00:40:27,508 --> 00:40:29,427
‫و مطمئنی تعقیب نشدی؟

677
00:40:29,427 --> 00:40:31,846
‫نه، نه. خیلی مراقب بودم

678
00:40:37,601 --> 00:40:41,397
‫و به خاطر چیزی که بهت میگم
‫ممکنه بازداشت بشم؟

679
00:40:41,480 --> 00:40:42,898
‫می‌دونی، ترجیح میدم به زندان برنگردم

680
00:40:43,941 --> 00:40:45,609
‫محافظت کامل داری

681
00:40:45,734 --> 00:40:48,571
‫یه پروژه خصوصی در دانشگاه بوستون هستیم

682
00:40:48,571 --> 00:40:53,909
‫نوارها در یه گاوصندوق
‫در محوطه دانشگاه مخفی میشن

683
00:40:55,536 --> 00:40:58,080
‫هیچکس به جز من قرار نیست
‫اونا رو بشنوه

684
00:40:58,164 --> 00:41:00,207
‫منظورت تا وقتیه که من بمیرم؟

685
00:41:00,291 --> 00:41:02,626
‫درسته

686
00:41:02,751 --> 00:41:04,211
‫و هنوز خانم جوانی هستی

687
00:41:26,942 --> 00:41:30,613
‫داری کار بسیار شجاعانه‌ای می‌کنی، دولورس

688
00:41:30,738 --> 00:41:35,451
‫داری به مردم دسترسی به
‫تاریخ واقعی ما رو میدی

689
00:41:35,451 --> 00:41:39,246
‫نسل‌های آینده متوجه میشن
‫واقعا چی شده...

690
00:41:39,246 --> 00:41:40,623
‫فقط به خاطر تو

691
00:41:41,248 --> 00:41:43,125
‫خوبه

692
00:41:43,250 --> 00:41:44,793
‫خیلی قشنگه

693
00:42:03,479 --> 00:42:05,981
‫چیه؟ چی پیدا کردی؟

694
00:42:25,543 --> 00:42:26,794
‫یا خدا!

695
00:42:31,423 --> 00:42:34,677
‫بقایای یه زن شناسایی شده

696
00:42:49,608 --> 00:42:52,528
‫- اصلا ژاکت پشمی می‎پوشیده؟
‫- نه. نمی‌پوشید

697
00:42:52,528 --> 00:42:54,822
‫یه سنجاق داشته؟

698
00:42:55,781 --> 00:42:57,283
‫یه سنجاق داشته؟

699
00:42:57,408 --> 00:42:59,076
‫سنجاق؟

700
00:42:59,201 --> 00:43:00,995
‫مثل یه...

701
00:43:01,120 --> 00:43:02,538
‫شبیه یه سنجاق سینه

702
00:43:02,621 --> 00:43:04,748
‫زیر یقه‌ش باید باشه

703
00:43:34,320 --> 00:43:36,447
‫اشکالی نداره

704
00:43:36,572 --> 00:43:39,575
‫پیداش کردیم. پیداش کردیم

705
00:43:44,330 --> 00:43:46,582
‫می‌دونستم توی اون ساحله

706
00:44:15,402 --> 00:44:16,945
‫خوبین، بچه‌ها؟

707
00:44:17,071 --> 00:44:19,823
‫یه گلوله پیدا کردیم که توی
‫جمجمه گیر کرده بود

708
00:44:19,823 --> 00:44:22,826
‫و دو تا دیگه هم نزدیک به
‫جایی که افتاده بود

709
00:44:22,826 --> 00:44:25,329
‫خب، دوست داریم شکایت کنیم...

710
00:44:25,329 --> 00:44:28,499
‫ولی اونایی که انجامش دادن،
‫مصونیت می‌گیرن، نه؟

711
00:44:28,582 --> 00:44:29,792
‫معامله همین بوده

712
00:44:30,000 --> 00:44:31,168
‫خب، می‌گرفتن...

713
00:44:31,251 --> 00:44:34,254
‫اگه حرف می‌زدن و ما
‫رو به جسد می‌رسوندن

714
00:44:34,421 --> 00:44:36,757
‫مادرتون توسط یه شهروند پیدا شده

715
00:44:36,882 --> 00:44:39,760
‫الان یه پرونده قتل بازه

716
00:44:40,844 --> 00:44:42,012
‫نزدیک به 31 سال شده

717
00:44:42,096 --> 00:44:45,015
‫تحمل ندارم دوباره امید واهی به خودم بدم

718
00:44:45,099 --> 00:44:47,768
‫چقدر احتمال داره بتونین
‫کسی که اونو کشته پیدا کنین؟

719
00:44:47,851 --> 00:44:49,269
‫بستگی داره

720
00:44:49,353 --> 00:44:53,315
‫جرم‌شناسی در این پرونده‌های قدیمی
‫واقعا فایده چندانی نداره

721
00:44:53,440 --> 00:44:54,817
‫یکی باید حرف بزنه

722
00:45:05,327 --> 00:45:06,704
‫یه راننده بودم

723
00:45:06,787 --> 00:45:08,747
‫از مرز رد شدم

724
00:45:08,831 --> 00:45:11,125
‫ولی خودت می‌دونی

725
00:45:11,834 --> 00:45:14,753
‫مواد منفجره حمل می‌کردم

726
00:45:14,878 --> 00:45:16,088
‫سلاح

727
00:45:17,589 --> 00:45:19,174
‫آدم هم جابه‌جا می‌کردم

728
00:45:20,509 --> 00:45:23,011
‫سوارشون می‌کردم

729
00:45:23,011 --> 00:45:25,556
‫گاهی می‌دونستن دارن کجا میرن

730
00:45:27,933 --> 00:45:29,226
‫گاهی هم نه

731
00:45:31,895 --> 00:45:33,689
‫ولی کارم تحویل اونا...

732
00:45:33,814 --> 00:45:36,066
‫به افراد اونطرف بود

733
00:45:38,569 --> 00:45:40,070
‫جایی که اعدام می‌شدن

734
00:45:41,280 --> 00:45:43,323
‫و هرگز به خونواده‌ها گفته نمی‌شد

735
00:45:45,159 --> 00:45:47,244
‫از ناپدید شده‌ها حرف می‌زنی؟

736
00:45:47,828 --> 00:45:49,079
‫بله

737
00:45:49,413 --> 00:45:50,873
‫دولورس...

738
00:45:51,874 --> 00:45:53,292
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

739
00:45:53,917 --> 00:45:55,502
‫البته

740
00:45:55,502 --> 00:45:58,172
‫در مورد جین مک‌کانویل حرف می‌زنیم؟

741
00:46:08,140 --> 00:46:11,143
‫[جری آدامز همواره عضویت در ارتش موقت
‫جمهوری‌خواه ایرلند...]

742
00:46:11,143 --> 00:46:15,147
‫و دست داشتن در هرگونه فعالیت
‫و یا خشونت این ارتش را انکار کرده است]

743
00:46:15,147 --> 00:46:19,151
‫[همچنین هرگونه دخالت در قتل]
‫[جین مک‌کانویل را انکار می‌کند]
