﻿1
00:00:33,250 --> 00:00:37,250
‫« مرحلۀ مخفی »

2
00:00:42,625 --> 00:00:45,125
‫« هجرت: دنیاگردی »

3
00:00:49,041 --> 00:00:51,541
‫برای کسانی که بین ستاره‌ها سفر می‌کنن

4
00:00:51,541 --> 00:00:54,500
‫چیزی ارزشمندتر از زمان وجود نداره

5
00:00:57,041 --> 00:00:59,916
‫در سفینه‌هایی که
‫با سرعتی نزدیک به نور درحرکتن

6
00:01:00,000 --> 00:01:02,541
‫زمان لاک‌پشتی می‌گذره

7
00:01:03,041 --> 00:01:07,250
‫چند روز برای یه مسافر،
اندازۀ سال‌ها ‫برای عزیزانش سپری میشه

8
00:01:10,000 --> 00:01:11,666
‫لایدِن یه سیارۀ مرزیه

9
00:01:12,375 --> 00:01:14,625
‫یه دنیای جدید که همیشه
‫برای ماری هانسن

10
00:01:14,625 --> 00:01:16,500
‫حکم قفس رو داشت

11
00:01:22,000 --> 00:01:24,291
‫زندگی اینجا سخت بود،

12
00:01:24,291 --> 00:01:28,291
‫مخصوصاً برای این نسلِ اول
‫که با ابَرسفینه‌‌های زمینی اومده بودن اینجا

13
00:01:28,291 --> 00:01:31,833
‫مادر ماری خیلی زود بعد از فرود سفینه‌شون
‫توی یه زمستان سخت از دنیا رفت

14
00:01:31,875 --> 00:01:35,166
‫پدرش، نیک،
‫هم براش پدری کرد و هم مادری

15
00:01:35,166 --> 00:01:37,875
‫بابا، راجع‌به کیلن شنیدی؟

16
00:01:37,916 --> 00:01:40,250
‫قراره عازم یه سفر برون‌سیاره‌ای بشه

17
00:01:40,291 --> 00:01:42,125
‫احتمالاً چند دهه نباشه

18
00:01:42,166 --> 00:01:44,875
‫آره، شنیدم. آچار رو بده من

19
00:01:46,041 --> 00:01:48,000
‫کیلن می‌گفت که هنوز یه جای خالی دارن

20
00:01:48,333 --> 00:01:50,333
‫تو این فکر بودم که من باهاشون برم…

21
00:01:50,416 --> 00:01:52,708
‫ماری، قبلاً درموردش بحث کردیم

22
00:01:52,791 --> 00:01:55,125
‫هم به سن قانونی سفر نرسیدی،
‫هم خیلی خطرناکه

23
00:01:55,250 --> 00:01:57,375
‫آخه، بابا، چند ماه دیگه
‫به سن قانونی می‌رسم

24
00:01:57,416 --> 00:01:59,000
‫تازه، کسی هم پرونده‌م رو نگاه نمی‌کنه

25
00:01:59,083 --> 00:02:01,541
‫حرف‌هات عین یه مسافر واقعیه

26
00:02:02,541 --> 00:02:05,291
‫قانون مال آدم‌هاییه که
‫بویی از خلاقیت نبردن

27
00:02:05,750 --> 00:02:08,208
‫ریف سابتین. تو باید…

28
00:02:08,291 --> 00:02:09,875
‫باید برگرده خونه

29
00:02:10,375 --> 00:02:12,583
‫پیشرانۀ سمت چپ
‫تا سه روز دیگه درست شه

30
00:02:12,625 --> 00:02:14,958
‫ولی سوپاپ تا اسکوشا دووم میاره

31
00:02:15,333 --> 00:02:17,708
‫اسکوشا؟ بندرگاهت اونجاست؟

32
00:02:18,000 --> 00:02:19,375
‫یا خدا، نه

33
00:02:19,625 --> 00:02:21,791
‫اسکوشا یه قبرستون کیهانیه

34
00:02:21,875 --> 00:02:25,708
‫منتها… شنیده‌م که هنوز هم
توی اون خرابه‌ها ‫عتیقه پیدا میشه

35
00:02:25,916 --> 00:02:28,416
‫شاید بتونی عتیقه‌ای چیزی پیدا کنی

36
00:02:28,416 --> 00:02:30,916
‫که لایدن رو از این حالت…

37
00:02:31,375 --> 00:02:33,125
‫جهنم‌درۀ یخ‌زده دربیاره؟

38
00:02:40,750 --> 00:02:43,041
‫« چند روز بعد »

39
00:02:47,125 --> 00:02:49,666
‫بالاخره کار سفینۀ‌ سابتین تموم شد

40
00:02:49,916 --> 00:02:52,625
‫با چسب و آدامس سرهمش کردم،
‫ولی پرواز می‌کنه

41
00:02:52,625 --> 00:02:54,666
‫نه، نمی‌کنه

42
00:02:55,000 --> 00:02:57,958
‫از ملایو پیغام دادن که
‫سفینه‌ رو توقیف کنیم

43
00:02:58,250 --> 00:03:00,125
‫پدرش زیر بار هزینه‌هاش نمیره

44
00:03:00,125 --> 00:03:02,708
‫ظاهراً پسره سفینه رو کِش رفته

45
00:03:03,166 --> 00:03:06,416
‫هر مسافری دزد هست،
‫ولی دزدی از خانواده دیگه چه صیغه‌ایه؟

46
00:03:06,500 --> 00:03:08,666
‫آره، پسره مایۀ دردسره

47
00:03:09,416 --> 00:03:11,875
‫الان می‌فهمم چرا ماری این‌قدر خاطرخواهشه

48
00:03:13,541 --> 00:03:14,916
،‫بیخیال، نیک

49
00:03:15,041 --> 00:03:17,000
‫یعنی این‌قدر پخمه‌ای؟

50
00:03:21,750 --> 00:03:23,875
‫عوضی مارموز

51
00:03:39,041 --> 00:03:41,791
‫« بابا، واقعاً شرمنده‌ام که
‫این‌جوری میذارم میرم »

52
00:03:46,500 --> 00:03:48,416
‫ماری هنوز سنی نداره

53
00:03:48,916 --> 00:03:50,666
‫نیک آدم پولداری نبود،

54
00:03:50,750 --> 00:03:52,625
‫ولی دخترش کل داروندارش بود

55
00:03:52,708 --> 00:03:54,500
‫باید برش می‌گردوند

56
00:03:56,166 --> 00:03:58,500
‫این‌طور شد که تیدی واس به نیک پول قرض داد

57
00:03:58,500 --> 00:04:02,125
‫تا بتونه خدمۀ سفینۀ‌ ساوترن کراس بشه

58
00:04:03,291 --> 00:04:05,541
‫این سفینۀ‌ باری ‫آروم حرکت می‌کرد

59
00:04:05,916 --> 00:04:08,000
‫ولی یکی از بندرگاه‌هاش اسکوشا بود

60
00:04:08,750 --> 00:04:11,791
‫که دختر نیک هم راهی همون‌جا شده بود

61
00:04:13,791 --> 00:04:16,791
‫« اسکوشا »

62
00:04:17,291 --> 00:04:22,125
‫با سفر نزدیک به سرعت نور،
‫یک سال برای نیک گذشت

63
00:04:22,125 --> 00:04:26,041
‫در حالی که ماری توی اسکوشا
‫۸ سال رو سپری کرده بود

64
00:04:26,708 --> 00:04:29,291
‫اسکوشا که یه زمان جهان کیهانیِ پررونقی بود

65
00:04:29,500 --> 00:04:32,291
‫حالا یه جهنم‌درۀ رادیواکتیو شده بود

66
00:04:33,250 --> 00:04:35,083
‫گاهی عتیقه‌های گران‌بها

67
00:04:35,125 --> 00:04:37,375
‫عاید مسافران این سیارۀ بی‌رحم میشد،

68
00:04:37,500 --> 00:04:39,750
‫اما در اکثر مواقع مرگ.

69
00:04:40,416 --> 00:04:42,416
‫ولی نیک امیدش رو از دست نداد

70
00:04:43,458 --> 00:04:46,625
‫ریف و ماری عضو یه گروه اکتشافی شده بودن
‫که تجهیزاتشون تعریفی نداشت

71
00:04:46,708 --> 00:04:49,000
‫قماری که نزدیک بود به قیمت جونشون تموم بشه

72
00:04:49,041 --> 00:04:50,125
‫ولی ماری ریف رو

73
00:04:50,125 --> 00:04:52,666
‫از دست بازماندگان محافظ خرابه‌ها نجات داد

74
00:04:53,166 --> 00:04:56,750
‫نیک فقط چند ماه ‫توی اون سفینۀ‌ باری بود

75
00:04:56,791 --> 00:04:58,041
‫اما در اثر لغزش زمانی،

76
00:04:58,625 --> 00:05:02,000
‫ماری و ریف سال‌های طولانی و سختی رو
‫توی اسکوشا گذرونده بودن

77
00:05:03,041 --> 00:05:05,083
‫نیک تا ملایو دنبالشون رفت،

78
00:05:05,333 --> 00:05:07,625
‫سیارۀ اجدادی خاندان سابتین
‫« ملایو »

79
00:05:08,791 --> 00:05:11,791
‫« ۳ سال برای نیک گذشت »

80
00:05:13,125 --> 00:05:15,416
‫« و ۲۶ سال برای ماری »

81
00:05:15,500 --> 00:05:17,000
‫متأسفم، نیک

82
00:05:17,000 --> 00:05:20,000
‫بعد از این سفر دور و دراز،
‫باید خبر بدی رو بهت بدم

83
00:05:20,541 --> 00:05:24,166
‫ریف و ماری ۱۲ سال پیش
‫از اینجا راهی هِوِلیس شدن

84
00:05:24,750 --> 00:05:28,291
‫دنبال یه نقشه از دنیاهای گمشدۀ دِتِنیر بودن

85
00:05:28,791 --> 00:05:30,708
‫ولی یه اتفاق ناگوار افتاد

86
00:05:35,208 --> 00:05:36,041
‫ریف!

87
00:05:36,291 --> 00:05:37,666
‫خودت رو برسون به سفینه‌

88
00:05:39,250 --> 00:05:41,041
‫مطمئنیم پرواز کردن

89
00:05:41,041 --> 00:05:45,000
‫ولی به محض خروج سفینه‌شون از منظومه،
‫ارتباطمون قطع شد

90
00:05:45,250 --> 00:05:48,875
‫کیهانی‌ها ردشون رو می‌گیرن

91
00:05:48,875 --> 00:05:50,875
‫و گیرشون میارن

92
00:05:51,916 --> 00:05:53,875
‫من از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنم، ولی…

93
00:05:59,791 --> 00:06:01,416
‫یه سفینه‌

94
00:06:03,500 --> 00:06:05,166
‫فقط یه سفینه‌ بهم بده

95
00:06:05,791 --> 00:06:08,041
‫«هِوِلیس»

96
00:06:09,041 --> 00:06:11,541
‫« ۸ سال برای نیک گذشت »

97
00:06:12,875 --> 00:06:14,416
‫« و ۳۲ سال برای ماری »

98
00:06:14,500 --> 00:06:16,583
‫نیک می‌دونست اگه ریف و ماری گیر بیفتن

99
00:06:16,666 --> 00:06:18,541
‫به‌جرم دزدی اعدام میشن

100
00:06:18,875 --> 00:06:22,708
‫برای همین از سر ناچاری،
خودش رو ‫تسلیم کیهانی‌ها کرد

101
00:06:22,750 --> 00:06:26,541
‫تا به‌عنوان خدمۀ انسانی
‫مجبور به خدمت بشه

102
00:06:26,750 --> 00:06:28,625
‫به امید اینکه اگه ماری رو گیر آوردن

103
00:06:28,625 --> 00:06:30,875
‫بتونه به‌نحوی…

104
00:06:32,250 --> 00:06:34,125
‫…نجاتش بده

105
00:06:35,000 --> 00:06:37,250
‫« آنافی »

106
00:06:38,291 --> 00:06:41,041
‫« ۱۱ سال برای نیک گذشت »

107
00:06:42,375 --> 00:06:45,166
‫« و ۵۳ سال برای ماری »

108
00:07:14,875 --> 00:07:16,750
‫ریف، اون دریچه‌های کوفتی رو ببند

109
00:07:17,333 --> 00:07:18,875
‫فقط چندتا دیگه مونده، ماری!

110
00:07:19,041 --> 00:07:21,000
‫نمی‌تونم بذارم زحمت‌هام دود بشه بره هوا

111
00:07:21,000 --> 00:07:23,333
‫کیهانی‌‌ها! باید فرار کنیم!

112
00:07:23,375 --> 00:07:25,041
‫- خیلی زیادن!
‫- محاصره‌مون کردن!

113
00:07:25,125 --> 00:07:27,750
‫فرار کنید!
‫تکرار می‌کنم، فرار کنید!

114
00:07:27,791 --> 00:07:29,833
‫گند توش! دخلمون رو میارن!

115
00:07:29,875 --> 00:07:31,875
‫کمربندت رو ببند! بلند میشم!

116
00:07:47,250 --> 00:07:49,250
‫برید سمت دروازه!
‫حتماً نزدیکمونن!

117
00:07:49,458 --> 00:07:51,625
‫دارن میان سراغمون!

118
00:07:51,625 --> 00:07:54,041
‫یکی از سفینه‌ها رو زدن!
‫تکرار می‌کنم، یه سفینه رو زدن!

119
00:07:54,125 --> 00:07:57,250
‫سفینه‌های کیهانی‌ جلومونن.
‫راه دروازه رو بستن

120
00:08:02,625 --> 00:08:04,625
‫دارم برای لا کاستلا پیام ارسال می‌کنم

121
00:08:05,250 --> 00:08:06,500
‫ماری، اگه صدام رو می‌شنوی

122
00:08:06,500 --> 00:08:08,625
‫مو‌به‌مو طبق حرف‌هام عمل کن

123
00:08:09,041 --> 00:08:11,583
‫- این صدا…
‫- با کمترین فاصلۀ ممکن

124
00:08:11,625 --> 00:08:13,708
‫نسبت‌به سفینۀ جنگی
‫برو سمت دروازه

125
00:08:13,750 --> 00:08:16,541
‫ماری، ارتفاع بگیر!
‫ماری… ماری! ارتفاع بگیر!

126
00:08:17,041 --> 00:08:20,041
‫- باید عقب‌نشینی کنیم!
‫- قفل کردن روم! راه فراری ندارم!

127
00:08:22,541 --> 00:08:23,333
‫بابا!

128
00:08:23,416 --> 00:08:24,375
‫کجایی؟

129
00:08:24,375 --> 00:08:27,416
‫ماری، من سوار یه شاتل‌ام،
‫توی سفینۀ کیهانی‌‌ها

130
00:08:27,500 --> 00:08:29,416
‫رآکتورشون رو منفجر می‌کنم تا

131
00:08:29,416 --> 00:08:30,625
‫سه…

132
00:08:30,708 --> 00:08:32,708
‫« آمادۀ شلیک »

133
00:08:32,875 --> 00:08:34,875
‫…دو…

134
00:08:53,166 --> 00:08:54,875
‫ماری، جنگنده‌هاشون افتادن دنبالت

135
00:08:54,916 --> 00:08:56,125
‫می‌بینمشون!

136
00:09:06,125 --> 00:09:07,916
‫نمی‌تونم ازشون فرار کنم!

137
00:09:11,125 --> 00:09:12,375
‫طاقت بیار!

138
00:09:12,416 --> 00:09:13,791
‫دارم میام، ماری!

139
00:09:21,875 --> 00:09:22,916
‫ریف…

140
00:09:24,833 --> 00:09:26,000
‫متأسفم

141
00:09:31,791 --> 00:09:33,166
‫ماری…

142
00:09:33,625 --> 00:09:35,125
‫ماری!

143
00:10:17,041 --> 00:10:18,791
‫ماری به لطف یه معجزه

144
00:10:19,125 --> 00:10:20,708
‫جون سالم به‌در برد

145
00:10:27,500 --> 00:10:29,750
‫اما زخم‌های مهلکی برداشته بود

146
00:10:31,791 --> 00:10:35,375
‫ما به فناوری‌ای برخوردیم
‫که هزار سال قدمت داشت

147
00:10:35,416 --> 00:10:37,625
‫و از فناوری خودمون پیشرفته‌تر بود

148
00:10:39,500 --> 00:10:43,000
‫کیهانی‌‌ها توی سرتاسر کهکشان
‫امپراتوری‌هایی ساختن

149
00:10:43,000 --> 00:10:44,166
‫که بیشترشون…

150
00:10:47,291 --> 00:10:49,041
‫…هنوز کشف نشده‌ن

151
00:10:49,375 --> 00:10:52,250
‫نیک تمام تلاشش رو کرد
‫تا لحظات بیشتری در کنار هم باشن

152
00:10:53,625 --> 00:10:55,208
‫اما آخرسر…

153
00:10:56,333 --> 00:10:57,916
‫…از دستش داد

154
00:10:58,875 --> 00:11:00,916
‫تنها دلخوشیش این بود که زندگی دخترش

155
00:11:00,916 --> 00:11:03,000
‫پر از ماجراجویی بود و شگفتی

156
00:11:04,166 --> 00:11:07,000
‫یه زندگی به سبک مسافران

157
00:11:09,125 --> 00:11:11,583
‫« لایدن »

158
00:11:11,666 --> 00:11:12,500
‫درسته

159
00:11:12,625 --> 00:11:15,875
‫« ۱۵ سال برای نیک گذشت »
‫موتورها باید تا ساعت هشت آماده باشن

160
00:11:15,916 --> 00:11:16,875
‫دریافت شد

161
00:11:16,875 --> 00:11:19,666
‫موتورها سر ساعت هشت آماده‌ن
‫« ۸۳ سال در لایدن سپری شد »

162
00:11:25,791 --> 00:11:26,916
‫کارا واس؟

163
00:11:27,291 --> 00:11:28,416
‫بله، خودمم

164
00:11:28,500 --> 00:11:30,375
‫یه‌کم سرم شلوغه

165
00:11:31,500 --> 00:11:34,500
‫من دوست صمیمیِ مامان‌بزرگت، تیدی، بودم

166
00:11:35,541 --> 00:11:37,166
‫یه دِینی بهش داشتم

167
00:11:37,916 --> 00:11:39,250
‫حالا که از دنیا رفته،

168
00:11:40,666 --> 00:11:43,041
‫…به‌نظرم اینو باید بدم به تو

169
00:11:44,833 --> 00:11:47,375
‫یه هدیۀ کوچیک که
‫کمک می‌کنه اینجا رو گرم کنی

170
00:11:49,666 --> 00:11:51,000
‫وایسا

171
00:11:52,250 --> 00:11:54,416
‫این ارزشش از تمام سفینه‌های اینجا بیشتره

172
00:11:55,041 --> 00:11:56,666
‫حتی از بندرگاه بیرینگ

173
00:11:57,500 --> 00:11:59,916
‫گمونم باید سودش رو هم می‌دادم
