﻿1
00:00:15,015 --> 00:00:17,642
‫«فقط می‌توانم شرمسار باشم،
‫و همین‌گونه هستم»

2
00:00:51,217 --> 00:00:53,386
‫ولی متأسفانه هنوز هم از ته دل نمی‌گی

3
00:01:25,085 --> 00:01:26,711
‫صبح دوباره امتحان می‌کنیم

4
00:02:06,668 --> 00:02:07,961
‫فردا می‌بینمت، هلی

5
00:02:22,142 --> 00:02:23,434
‫گندش بزنن

6
00:02:28,523 --> 00:02:30,567
‫دیروز 300 بار خوندمش

7
00:02:31,985 --> 00:02:36,698
‫259. دوباره، لطفاً. حالا

8
00:02:40,160 --> 00:02:41,661
‫اون صدا دیگه چیه؟

9
00:02:59,512 --> 00:03:03,183
‫«من را به‌خاطر ضررهایی که
‫به این دنیا رسانده‌ام، ببخشید

10
00:03:05,101 --> 00:03:07,478
‫هیچ‌کس جز من کفارۀ اعمالم را نمی‌دهد

11
00:03:15,153 --> 00:03:17,780
‫و لکۀ آن‌ها تنها در من باقی خواهد ماند»

12
00:03:30,293 --> 00:03:32,086
‫واقعاً متأسف و پشیمونم، باشه؟

13
00:03:35,173 --> 00:03:36,341
‫متأسفم

14
00:03:38,593 --> 00:03:41,596
‫تغییر جمله نداریم. دوباره

15
00:05:09,058 --> 00:05:11,060
«تفکیک»

16
00:06:35,561 --> 00:06:36,562
‫- مارک؟
‫- چی؟

17
00:06:36,646 --> 00:06:41,275
‫ساعت از 11 گذشته، و هلی از دیروز توی اتاق استراحته

18
00:06:41,359 --> 00:06:43,736
‫- خب؟
‫- برام سؤاله، به‌عنوان رئیس بخش،

19
00:06:43,820 --> 00:06:46,406
‫احساس نمی‌کنی باید ببینی اوضاعش از چه قراره؟

20
00:06:46,489 --> 00:06:47,949
‫- مارک...
‫- مارک همچین قدرتی نداره

21
00:06:48,032 --> 00:06:49,742
‫- خب، می‌تونه بپرسه
‫- این کارو نمی‌کنه

22
00:06:49,826 --> 00:06:50,827
‫- شاید بکنه
‫- باشه...

23
00:06:50,910 --> 00:06:52,328
‫سلام

24
00:06:55,248 --> 00:06:57,166
‫واقعاً عذر می‌خوام مزاحم شدم

25
00:06:58,292 --> 00:07:02,130
‫اون روز همدیگه رو دیدیم.
‫من برت هستم از بخش اپتیک و طراحی

26
00:07:02,213 --> 00:07:05,883
‫- سلام، اروینگ
‫- سلام، برت. اینجا چی‌کار می‌کنی؟

27
00:07:05,967 --> 00:07:07,218
‫دقیقاً از کدوم گوری فهمیدی

28
00:07:07,301 --> 00:07:08,386
‫- دفترمون کجاست؟
‫- دیلن!

29
00:07:08,469 --> 00:07:12,640
‫مسئول قبلی‌م، آلیس کی، وقتی هنوز
‫نشست‌ها رو انجام می‌دادن اینجا اومده بود،

30
00:07:12,723 --> 00:07:15,017
‫- و آدرس رو برامون گذاشته بود
‫- پسشون بده

31
00:07:15,101 --> 00:07:16,227
‫خیلی‌خب. طوری نیست

32
00:07:16,310 --> 00:07:17,770
‫چه کاری از دستمون برمیاد، برت؟

33
00:07:17,854 --> 00:07:19,063
‫ممنون. خب...

34
00:07:19,856 --> 00:07:21,858
‫اروینگ، به حرفی که زدی مدام داشتم فکر می‌کردم

35
00:07:21,941 --> 00:07:25,445
‫که برای ساک‌های جدید کتاب راهنما هیجان‌زده‌ای،

36
00:07:25,528 --> 00:07:27,488
‫و شاید داشتی شوخی و مسخره می‌کردی

37
00:07:27,572 --> 00:07:29,365
‫نه، به‌هیچ‌وجه

38
00:07:29,449 --> 00:07:32,702
‫باشه، خوبه. ولی نگران بودم، چون گفتی

39
00:07:32,785 --> 00:07:36,038
‫انتظار ممکنه نذاره روی کار تمرکز کنید،

40
00:07:36,122 --> 00:07:37,707
‫که اصلاً قصدم این نبود

41
00:07:37,790 --> 00:07:40,960
‫منم گفتم جهنم و ضرر،
‫بذار همین الآن بیارمشون

42
00:07:41,043 --> 00:07:43,504
‫این‌طوری فکرتون رو درگیر نمی‌کنه

43
00:07:43,588 --> 00:07:48,593
‫تو ساک‌های اولیۀ کتاب راهنما رو برای ما آوردی؟

44
00:07:48,676 --> 00:07:51,637
‫به‌نظر کار درستی می‌رسید.
‫می‌دونم وقتتون ارزشمنده

45
00:07:51,721 --> 00:07:54,891
‫خب باشه، می‌تونی بذاریشون روی میز.
‫حالا برگرد به اپتیک و طراحی

46
00:07:55,600 --> 00:07:56,684
‫درسته

47
00:07:56,767 --> 00:07:59,562
‫همچنین می‌خواستم شما رو دعوت کنم

48
00:07:59,645 --> 00:08:02,315
‫بازم می‌گم، می‌دونم سخت کار می‌کنید، پس...

49
00:08:02,982 --> 00:08:06,903
‫اگه یه تور غیررسمی از اپتیک و طراحی
‫براتون نیروبخش بود،

50
00:08:06,986 --> 00:08:10,990
‫خوشحال می‌شم شخصاً این پیشنهاد رو
‫به اروینگ و هرکدوم از شما بکنم

51
00:08:11,782 --> 00:08:14,494
‫آدرس توی ساک‌دستی جلوییه، معکوس

52
00:08:14,577 --> 00:08:15,661
‫پیشنهادت قبول نشد

53
00:08:18,539 --> 00:08:19,624
‫خیلی‌خب

54
00:08:21,000 --> 00:08:22,710
‫ممنونم، برت

55
00:08:23,836 --> 00:08:24,837
‫ممنون

56
00:08:32,512 --> 00:08:35,598
‫به‌نظرم خیلی زوده که پیشنهادش رو قبول کنی

57
00:08:35,681 --> 00:08:38,643
‫واقعاً مسخره‌ست که تا حالا به دیدنشون نرفتیم

58
00:08:39,143 --> 00:08:43,564
‫چشم‌انداز اصلی کی‌یر این بود
که همه با هم کار کنیم

59
00:08:43,648 --> 00:08:46,817
‫اون مال قبل این بود که اپتیک و طراحی
‫دل‌ورودۀ مردم رو دربیاره

60
00:08:46,901 --> 00:08:49,237
‫چرنده. تا ساعت 1 برمی‌گردم

61
00:08:50,947 --> 00:08:51,989
‫اون می‌میره

62
00:08:54,075 --> 00:08:55,076
‫ارو...

63
00:09:04,168 --> 00:09:05,294
‫چند بار؟

64
00:09:08,506 --> 00:09:10,383
‫1072

65
00:09:40,329 --> 00:09:41,914
‫اون صدای پشت در چی؟

66
00:09:42,540 --> 00:09:43,666
‫منظورت بچۀ گریانه؟

67
00:09:44,959 --> 00:09:47,837
‫نه. اون یارو که عصبانیه و نامفهومه صداش

68
00:09:47,920 --> 00:09:51,674
‫بچه‌ها؟ ما نباید درمورد اتاق استراحت حرف بزنیم

69
00:09:52,216 --> 00:09:53,926
‫می‌دونی، مهم اینه که،

70
00:09:54,010 --> 00:09:56,887
‫درست عذرخواهی کردی و الآنم بیرونی

71
00:09:57,930 --> 00:09:59,432
‫تو باید دستگاه رو گول بزنی

72
00:09:59,515 --> 00:10:01,559
‫با فکرکردن به کاری که واقعاً بابتش متأسفی،

73
00:10:01,642 --> 00:10:05,438
‫پس من دوست دارم تصور کنم که
‫نسخۀ بیرونی‌م با یکی‌دو تا زن میان‌سال خوابیده،

74
00:10:05,521 --> 00:10:08,608
‫که مشخصه خیلی خفنه،
‫ولی دلم به حال شوهرهاشون می‌سوزه

75
00:10:29,629 --> 00:10:30,713
‫هی

76
00:10:32,256 --> 00:10:33,758
‫اتاق استراحت افتضاحه

77
00:10:33,841 --> 00:10:38,179
‫اما برای همین یه‌سری دستورالعمل و رویه داریم
‫که کارمون به اونجا نکشه

78
00:10:39,180 --> 00:10:40,931
‫یاد می‌گیری. قول می‌دم

79
00:10:54,028 --> 00:10:55,029
‫سلام؟

80
00:10:56,906 --> 00:10:58,199
‫شما؟

81
00:10:58,282 --> 00:10:59,492
‫سلام

82
00:11:00,076 --> 00:11:03,829
‫اروینگ بی هستم از پالایش کلان‌داده‌ها

83
00:11:03,913 --> 00:11:05,998
‫اون روز توی راهرو همدیگه رو دیدیم

84
00:11:09,251 --> 00:11:11,337
‫برت اونجاست کنار قفسۀ شش

85
00:11:12,296 --> 00:11:13,756
‫به چیزی دست نزنی

86
00:11:16,884 --> 00:11:20,721
‫پاکت‌های بزرگ حاوی لوازم‌جانبی چاپ مجدد هستن

87
00:11:20,805 --> 00:11:26,310
‫اما طبعاً، ما تمام آثار هنریِ سالن رو
‫با قابش ارسال می‌کنیم

88
00:11:28,729 --> 00:11:30,064
‫خیلی چیزها رو باید به خاطر بسپارید

89
00:11:31,774 --> 00:11:33,442
‫من و فلیشیا با این شرایط کنار میایم

90
00:11:34,026 --> 00:11:38,739
‫مطمئنم از کاری که شما بچه‌های پالایش کلان‌داده‌ها
‫انجام می‌دید، آسون‌تره

91
00:11:39,657 --> 00:11:43,285
‫همه‌ش با خودم تصور می‌کنم
‫وقتی یه اثر هنری جدید میاد چه حسی داره

92
00:11:43,369 --> 00:11:45,579
‫یعنی، قبل از همه می‌تونی ببینیش

93
00:11:46,539 --> 00:11:51,085
‫خیلی احمقانه‌ست، ولی راستش

94
00:11:51,168 --> 00:11:54,046
‫وقتی شما متن «دوران نقاهت جوانی کی‌یر»
‫رو گذاشتید، گریه کردم

95
00:11:54,130 --> 00:11:55,631
‫- نه
‫- چرا

96
00:11:55,715 --> 00:11:59,385
‫هرگز فکر نمی‌کردم متن کتاب راهنما رو
‫تا این حد بصری ببینم

97
00:11:59,468 --> 00:12:05,850
‫فقط حدود یک ماه آویزون بود،
‫ولی، پسر. عجب ماهی بود

98
00:12:11,522 --> 00:12:12,523
‫بیا اینجا

99
00:12:14,275 --> 00:12:18,988
‫زمانی که تابلوهای راهرو در تمام بخش‌ها بچرخه،

100
00:12:19,071 --> 00:12:21,282
‫آخرش برمی‌گرده اینجا

101
00:12:21,365 --> 00:12:22,366
‫واو!

102
00:12:25,995 --> 00:12:27,496
‫فلیشیا کجا رفت؟

103
00:12:27,580 --> 00:12:28,581
‫دریافت لوازم

104
00:12:32,585 --> 00:12:33,586
‫اینم از این

105
00:12:39,592 --> 00:12:41,719
‫«نگذارید ضعف و ناتوانی در رگ‌هایتان بماند

106
00:12:42,303 --> 00:12:44,889
‫کارمندان گرامی، آن را در درونتان غرق کنید»

107
00:12:45,389 --> 00:12:48,434
‫«از بستر مرگ برخیزید و رهسپار شوید،

108
00:12:48,976 --> 00:12:53,189
‫عالی‌تر برای نبرد»

109
00:12:54,440 --> 00:12:55,441
‫دقیقاً

110
00:12:55,983 --> 00:12:56,984
‫من...

111
00:12:58,110 --> 00:12:59,361
‫باورم نمی‌شه که...

112
00:13:01,030 --> 00:13:02,281
‫این رو داری

113
00:13:17,713 --> 00:13:20,216
‫ببخشید. ساعت چنده؟

114
00:13:20,841 --> 00:13:21,842
‫باید برم

115
00:13:38,943 --> 00:13:40,319
‫هی، هلی

116
00:13:41,237 --> 00:13:43,322
‫- تا 4درصد رسیدم
‫- آره!

117
00:13:43,405 --> 00:13:44,490
‫حس خوبی داره، نه؟

118
00:13:46,158 --> 00:13:48,744
‫- گمونم
‫- عالیه. خوشحالم موافقی

119
00:13:52,289 --> 00:13:53,290
‫کارِت حرف نداشت

120
00:15:02,776 --> 00:15:04,778
[ خودی که هستی ]

121
00:15:25,966 --> 00:15:26,967
‫این چیه؟

122
00:15:27,760 --> 00:15:29,178
‫اونو می‌ذاری سرِ جاش؟

123
00:15:31,013 --> 00:15:33,223
‫- چی رو بذاره سر جاش؟
‫- نقشۀ راهروهاست

124
00:15:33,307 --> 00:15:34,725
‫نه، نیست

125
00:15:34,808 --> 00:15:36,852
‫فکر می‌کردم نباید نقشه درست کنیم

126
00:15:37,603 --> 00:15:39,813
‫درست نمی‌کنیم. من درستش نکردم.
‫فقط پیداش کردم

127
00:15:39,897 --> 00:15:40,898
‫فکر کنم کار پیتی باشه

128
00:15:40,981 --> 00:15:42,775
‫ای‌وای. تحویلش ندادی؟

129
00:15:44,193 --> 00:15:45,527
‫چه آدم دورویی هستی،

130
00:15:45,611 --> 00:15:47,655
‫درباره پیروی از قانون برام سخنرانی می‌کنی

131
00:15:47,738 --> 00:15:50,449
‫برات سخنرانی نمی‌کردم.
‫فقط نمی‌خوام ببرنت اتاق استراحت

132
00:15:50,532 --> 00:15:52,576
‫باورم نمی‌شه پیتی نقشه طراحی می‌کرده.
‫بده ببینم

133
00:15:53,369 --> 00:15:58,540
‫بخش سلامت، مدیریت، ابدیت رو کشیده...
‫جاهایی که خودمون می‌دونیم

134
00:15:58,624 --> 00:16:00,209
‫حتماً چند هفته طول کشیده

135
00:16:00,292 --> 00:16:01,961
‫چرا نباید نقشۀ دفتر رو بکشیم؟

136
00:16:02,044 --> 00:16:05,381
‫یک قانون از ایگانه.
‫«خلقت من را به‌صورت مینیاتوری نکِشید»

137
00:16:05,464 --> 00:16:06,465
‫چرا؟

138
00:16:07,383 --> 00:16:08,884
‫این دیگه چه کوفتیه؟

139
00:16:08,968 --> 00:16:11,303
‫شبیه خونه هستن، نه؟
‫خونه‌ها این‌شکلی‌ان

140
00:16:11,387 --> 00:16:14,932
‫آره، دقیقاً، چون این‌ها طرح‌های تصادفی
‫و از روی خستگی هستن

141
00:16:15,015 --> 00:16:17,768
‫خب، شاید اون بیرون هستن
‫و پیتی یه راهی برای رسیدن به اونا پیدا کرده

142
00:16:17,851 --> 00:16:20,312
‫پس چرا باید روی یه نقشۀ طبقۀ تفکیک‌شده باشن؟

143
00:16:20,396 --> 00:16:21,897
‫ممکنه واقعی باشه. معلوم نیست

144
00:16:21,981 --> 00:16:23,148
‫واقعی نیست

145
00:16:23,232 --> 00:16:25,109
‫واضحه که می‌خواسته یه چیزی بهت بگه

146
00:16:25,192 --> 00:16:26,443
‫نه

147
00:16:26,944 --> 00:16:28,654
‫برو پاچه‌خواری‌تو بکن، مارک

148
00:16:30,030 --> 00:16:32,199
‫تو به اینجا وفادارتری تا به دوستت

149
00:16:32,866 --> 00:16:36,704
‫من به چیزی که قبل از اومدن تو، اینجا بود وفادارم

150
00:16:36,787 --> 00:16:38,038
‫منظورت وقتیه که پیتی اینجا بود؟

151
00:16:38,122 --> 00:16:40,082
‫آره، چون تعادل وجود داشت

152
00:16:40,165 --> 00:16:44,753
‫می‌تونستیم بدون اینکه کل این بخش کوفتی
‫از هم بپاشه، در کنار کار تفریح هم بکنیم

153
00:16:44,837 --> 00:16:46,296
‫کار مزخرفه

154
00:16:46,380 --> 00:16:49,633
‫کارْ رمزآلود و مهمه

155
00:16:49,717 --> 00:16:52,720
‫و به‌روشی که کی‌یر می‌خواست

156
00:16:52,803 --> 00:16:55,431
‫با تردیدی که همراه خودش داره، باهاش برخورد می‌کنیم

157
00:16:56,390 --> 00:16:59,018
‫در کنار هم، به‌عنوان یک خانواده

158
00:17:00,519 --> 00:17:04,106
‫من نمی‌تونم، حتی اگه روی گلوم تیغ بذارن،

159
00:17:04,732 --> 00:17:07,276
‫اصلاً دوست ندارم که عضو خانواده‌ت باشم

160
00:17:13,240 --> 00:17:16,744
‫بهترین دوستت اینو برات گذاشته،
‫و تو به یه ورت هم نیست

161
00:17:34,261 --> 00:17:36,680
‫حق با توئه. به یه ورمم نیست

162
00:17:36,764 --> 00:17:37,765
‫مارک...

163
00:17:41,477 --> 00:17:45,647
‫بیا. نیست‌ونابود شد. ممنون، هلی.
‫حالا می‌تونیم برگردیم سر کار

164
00:17:50,903 --> 00:17:51,904
‫مارک!

165
00:17:54,531 --> 00:17:55,991
‫وضعیت اضطراریه

166
00:17:56,867 --> 00:17:57,659
‫می‌خواستم آقای میلچیک رو بیارم،

167
00:17:57,743 --> 00:17:59,870
‫ولی گفتم بهتره سلسله‌مراتب رو رعایت کنم

168
00:17:59,953 --> 00:18:02,331
‫امروز از زمین و زمان داره کالای قاچاقی میاد

169
00:18:02,414 --> 00:18:03,916
‫- منظورت چیه؟
‫- مهم نیست

170
00:18:04,458 --> 00:18:07,169
‫کسی تا حالا همچین چیزی دیده؟

171
00:18:07,252 --> 00:18:08,921
‫متن 31، صفحه 110

172
00:18:09,004 --> 00:18:14,760
‫«به سخنان من قانع باشید، و وقت خود را
‫در مکتب مردان پست‌تر به بطالت نگذرانید»

173
00:18:14,843 --> 00:18:16,762
‫به‌جز کتاب راهنما کتابی ندیدیم. می‌دونم

174
00:18:18,555 --> 00:18:19,556
‫نفْسش کفری شده چون هلی بهش گفت پاچه‌خوار

175
00:18:19,640 --> 00:18:22,935
‫- نفْسم خوبه. فقط می‌خوام...
‫- اوه‌اوه

176
00:18:23,727 --> 00:18:25,604
‫مارک، این چیه؟
[ تقدیم به مارک، طراح دلیرِ ذهن ]

177
00:18:25,687 --> 00:18:28,607
‫شاید یه پیغام دیگه از پیتیه.
‫ورق بزن. ببین اسم من توش نیست

178
00:18:29,399 --> 00:18:31,193
‫شرط می‌بندم آزمون وفاداریه

179
00:18:32,111 --> 00:18:33,529
‫اون شکلات تند رو یادته؟

180
00:18:33,612 --> 00:18:35,072
‫اینو به میلچیک تحویل می‌دم

181
00:18:35,155 --> 00:18:38,033
‫چی؟ چرا؟ این غنیمته.
‫غنیمتیه که اسمت روشه

182
00:18:38,117 --> 00:18:39,243
‫بهترین تصمیم رو گرفتی، مارک

183
00:18:39,326 --> 00:18:42,371
‫این یه متن بت‌پرستیه که فوراً باید به دستش برسه

184
00:19:08,814 --> 00:19:11,191
‫خب فضاشون چه‌جوریه؟
‫گلفهشنگ و این‌چیزا؟

185
00:19:11,275 --> 00:19:14,570
‫نه، خیلی قشنگه. برت یه فضای واقعاً دوستانه ساخته

186
00:19:14,653 --> 00:19:17,239
‫اون روحیۀ لومن رو خوب می‌شناسه

187
00:19:18,782 --> 00:19:19,783
‫هلی؟

188
00:19:22,119 --> 00:19:23,162
‫ببخشید! هلی!

189
00:19:23,245 --> 00:19:24,371
‫وای خدا، هلی!

190
00:19:24,454 --> 00:19:25,706
‫یه دوربین می‌خوام!

191
00:19:25,789 --> 00:19:29,126
‫- واقعاً عذر می‌خوام، خانم کوبل. من...
‫- داستان چیه؟

192
00:19:29,209 --> 00:19:32,045
‫داستان اینه که باید یه دوربین فیلم‌برداری بهم بدی

193
00:19:32,129 --> 00:19:36,842
‫که بتونم یه ویدئوی استعفا برای نسخۀ بیرونی‌م
‫همین الآن ضبط کنم،

194
00:19:36,925 --> 00:19:40,220
‫وگرنه مجبوری بهش توضیح بدی
‫که چرا چهار تا از انگشتاش قطع شده

195
00:19:40,304 --> 00:19:43,265
‫باشه. بیا فقط...

196
00:19:43,849 --> 00:19:45,684
‫اسمت کوبله، درسته؟

197
00:19:46,268 --> 00:19:47,269
‫بله

198
00:19:48,270 --> 00:19:52,316
‫کوبل، به قیافه‌م می‌خوره که دارم مسخره‌بازی می‌کنم؟

199
00:19:52,399 --> 00:19:55,444
‫نه. نه، اصلاً

200
00:19:55,527 --> 00:19:56,528
‫هلی!

201
00:19:57,946 --> 00:20:02,451
‫سلام، مارک. دارم با کارآموزت صحبت می‌کنم

202
00:20:05,537 --> 00:20:07,164
‫آقای میلچیک،

203
00:20:08,081 --> 00:20:10,500
‫می‌شه لطفاً دوربین فیلم‌برداری رو بیاری؟

204
00:20:36,568 --> 00:20:37,861
‫سلام

205
00:21:10,560 --> 00:21:14,982
‫خب، رئیس. گمونم اینجاست که
باید بهت بگم بری به جهنم

206
00:21:16,817 --> 00:21:18,235
‫ولی الآن هم توش هستی

207
00:21:26,910 --> 00:21:28,203
‫من هیچ‌وقت متأسف نبودم

208
00:21:50,392 --> 00:21:51,685
‫هلی،

209
00:21:52,686 --> 00:21:55,564
‫ویدئوت که خواستی استعفا بدم رو تماشا کردم

210
00:21:56,148 --> 00:21:59,776
‫همچنین درخواست قبلی‌ت رو هم
‫دریافت کردم و جواب دادم

211
00:22:00,319 --> 00:22:01,862
‫با خودم گفتم با اون
‫حتماً مشکل حل می‌شه،

212
00:22:01,945 --> 00:22:07,159
‫اما الآن خانم کوبل می‌گه که
‫تهدید به قطع‌کردنِ انگشت‌هات کردی؟

213
00:22:11,663 --> 00:22:16,418
‫درک می‌کنم که از زندگی‌ای که
‫بهت داده شده راضی نیستی

214
00:22:17,753 --> 00:22:20,756
‫ولی می‌دونی چیه؟ نهایتاً، همه باید واقعیت رو قبول کنیم

215
00:22:21,798 --> 00:22:24,801
‫پس واقعیت اینه

216
00:22:27,262 --> 00:22:29,014
‫من یک آدم هستم

217
00:22:30,724 --> 00:22:32,100
‫تو نیستی

218
00:22:33,810 --> 00:22:35,604
‫تصمیم‌ها رو من می‌گیرم

219
00:22:37,022 --> 00:22:38,315
‫تو نمی‌گیری

220
00:22:39,399 --> 00:22:43,236
‫و اگه یه وقت بلایی سر انگشت‌هام بیاری،

221
00:22:43,820 --> 00:22:47,282
‫بدون که اون‌قدر زنده نگهت می‌دارم
‫که مثل چی پشیمون بشی

222
00:22:49,993 --> 00:22:52,204
درخواست استعفات رد میشه

223
00:22:53,413 --> 00:22:54,414
خاموشش کن

224
00:23:11,431 --> 00:23:15,268
فرزندت رو به دنیایی دعوت کن»
«که با طبیعت احاطه شده

225
00:23:15,977 --> 00:23:17,270
نه، ممنون

226
00:23:18,814 --> 00:23:23,360
به پایین صفحه بروید تا با»
«کابین‌های روستایی محل زایمان آشنا شوید

227
00:23:24,986 --> 00:23:26,029
...نمی‌دونم. آخه

228
00:23:26,822 --> 00:23:32,160
بیشتر به نظر میاد یه پیست اسکی مزخرف باشه
...تا مرکز زایمان، ولی

229
00:23:32,702 --> 00:23:33,745
باشه، حتما. خیلی‌خب

230
00:23:33,829 --> 00:23:36,039
.ولی قراره معرکه باشه
بعداً خوشت میاد

231
00:23:36,123 --> 00:23:39,918
ریکن چقدر توی این ایده نقش داشت؟
سیصد درصد یا 400 درصد؟

232
00:23:40,001 --> 00:23:41,211
...فقط

233
00:23:41,294 --> 00:23:44,297
تمام تیکه‌هات رو الان بنداز تا تموم بشه
وگرنه هیچ‌وقت نشان افتخار دایی بودن رو بهت نمیدم

234
00:23:44,381 --> 00:23:48,385
.می‌دونی چیه؟ فکر کنم هنوزم تیکه‌هام تموم نشده
یه‌جورایی خسته‌ام

235
00:23:48,468 --> 00:23:50,679
فردا بهت زنگ بزنم؟ -
باشه، خداحافظ -

236
00:24:04,860 --> 00:24:09,865
کارمند تفکیک‌شدۀ لومن، به‌علت»
«بیماری ناشناخته، بیهوش شد و درگذشت

237
00:24:50,238 --> 00:24:51,865
از هیئت‌مدیره خبری شنیدی؟

238
00:24:55,076 --> 00:24:56,411
نه

239
00:24:57,496 --> 00:25:00,207
،ماجرای کیلمر تقصیر تو نبود
و قطعا تقصیر منم نبود

240
00:25:00,290 --> 00:25:01,583
حتما درک می‌کنن

241
00:25:06,588 --> 00:25:08,173
تقصیر تو نبود، هارمونی

242
00:25:11,009 --> 00:25:14,346
اگه بغل می‌خوای، برو به جهنم
و مادرت رو پیدا کن تا بغلت کنه

243
00:25:14,429 --> 00:25:15,514
یا عیسی مسیح

244
00:25:15,597 --> 00:25:16,765
...از بعد از بازترکیبیِ پیتی

245
00:25:16,848 --> 00:25:18,850
هیئت‌مدیره هیچ‌وقت بازترکیبی رو تأیید نکرد

246
00:25:18,934 --> 00:25:21,686
باید تراشه‌ش رو به دست بیاریم

247
00:25:24,481 --> 00:25:27,526
...قراره یکشنبه بعد از مراسم تشییع‌جنازه‌ش‌

248
00:25:27,609 --> 00:25:29,694
جسدش رو بسوزونن

249
00:25:30,487 --> 00:25:31,571
محض اطلاعت میگم

250
00:25:48,797 --> 00:25:49,798
بصیرت

251
00:25:50,882 --> 00:25:51,967
ذوق

252
00:25:53,051 --> 00:25:54,052
لطافت طبع

253
00:25:55,303 --> 00:25:56,513
شادی

254
00:25:57,556 --> 00:25:58,723
تواضع

255
00:25:59,516 --> 00:26:01,142
خیرخواهی

256
00:26:01,726 --> 00:26:03,520
چابکی

257
00:26:05,647 --> 00:26:06,856
صداقت

258
00:26:08,066 --> 00:26:09,651
فریفتن

259
00:26:11,945 --> 00:26:13,321
فریفتن

260
00:26:45,520 --> 00:26:46,646
مارک

261
00:26:46,730 --> 00:26:47,939
خانم سلویگ؟

262
00:26:48,023 --> 00:26:49,566
تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟ -
...چی -

263
00:26:50,859 --> 00:26:56,364
می‌دونین، توی گزارش خبری‌ش نوشته بود
...توی شرکت لومن کار می‌کرده

264
00:26:56,448 --> 00:27:00,118
.پس فکر کردم شاید بشناسمش
شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟

265
00:27:00,201 --> 00:27:04,122
.زیاد می‌اومد مغازه‌م
عاشق بسته‌های گل ختمی‌م بود

266
00:27:04,205 --> 00:27:07,917
خدای من. دنیا چقدر کوچیکه

267
00:27:08,001 --> 00:27:09,961
مرد بیچارۀ بینوا

268
00:27:10,754 --> 00:27:13,423
خب، حداقل نکته مثبتش اینجاست
که حالا با هم قرار داریم

269
00:27:16,843 --> 00:27:18,178
اوناهاشش

270
00:27:18,261 --> 00:27:20,263
اگه می‌خوای بری داخل
...و بهش ادای احترام کنی

271
00:27:20,347 --> 00:27:21,598
من همین‌جا منتظرت می‌مونم

272
00:27:21,681 --> 00:27:24,726
،به نظرم یه سر برم دستشویی
ولی زود می‌بینمتون

273
00:27:25,769 --> 00:27:27,896
مراسم به‌زودی شروع میشه -
آره -

274
00:28:11,564 --> 00:28:13,566
سلام. شما از دوستانشون هستین؟

275
00:28:16,486 --> 00:28:17,779
پدرم بود

276
00:28:18,488 --> 00:28:21,032
واقعاً عمیقاً متأسفم

277
00:28:25,954 --> 00:28:28,289
گمونم با هم صمیمی بودین

278
00:28:38,633 --> 00:28:40,760
ببخشید، من شما رو نمی‌شناسم. نینا هستم

279
00:28:41,511 --> 00:28:42,512
مارک اسکاوت

280
00:28:43,888 --> 00:28:45,473
من همسر سابق پیترم

281
00:28:46,933 --> 00:28:49,394
اوه، بله. البته. ببخشید

282
00:28:54,315 --> 00:28:55,859
تو از لومن اومدی

283
00:29:05,702 --> 00:29:07,704
پس درواقع اصلا نمی‌شناختیش

284
00:29:10,623 --> 00:29:12,584
...با خودم فکر کردم که می‌شناختم برای همین -
مامان -

285
00:29:12,667 --> 00:29:13,793
می‌خوان شروع کنن

286
00:29:14,377 --> 00:29:15,378
باشه عزیزم

287
00:29:16,004 --> 00:29:18,840
سلام. تو... تو «جون» هستی؟

288
00:29:20,008 --> 00:29:21,301
آره

289
00:29:21,968 --> 00:29:23,094
از آشنایی‌ت خوشحال شدم

290
00:29:51,414 --> 00:29:52,791
پس پدرم رو می‌شناختی؟

291
00:29:55,502 --> 00:29:56,503
آره

292
00:30:00,256 --> 00:30:01,257
همکار بودیم

293
00:30:02,759 --> 00:30:03,885
پس تو هم یکی از اونایی

294
00:30:05,428 --> 00:30:06,721
...تاحالا با خودت فکر کردی که شاید

295
00:30:06,805 --> 00:30:09,098
بهترین روش برای مقابله با
...یک مشکل داغون توی زندگی‌ت

296
00:30:09,182 --> 00:30:11,434
این نیست که مغزت رو نصف روز خاموش کنی؟

297
00:30:14,896 --> 00:30:16,606
راستش دقیقا مطمئن نیستم

298
00:30:20,443 --> 00:30:21,528
ببخشید

299
00:30:22,070 --> 00:30:23,947
می‌خوایم یه چیزی برات اجرا کنیم

300
00:30:26,241 --> 00:30:28,076
خوشحالم که اینجایی، عزیزم

301
00:30:28,159 --> 00:30:30,703
می‌خوایم یه جوری بزنیم
که فکت بیفته

302
00:30:30,787 --> 00:30:33,039
می‌خوایم باهاش بترکونیم -
قراره راک‌ اند رول بزنیم -

303
00:30:33,623 --> 00:30:35,250
!وقت نمایش راکه

304
00:30:40,755 --> 00:30:42,841
...دعاهات رو بخون، کوچولو

305
00:30:42,924 --> 00:30:44,634
...پسرم فراموش نکن

306
00:30:44,717 --> 00:30:46,928
که واسه همه دعا کنی

307
00:30:48,805 --> 00:30:51,057
پتو رو می‌ندازم روت تا گرم بمونی

308
00:30:51,140 --> 00:30:52,684
این‌طوری به گناه آلوده نمی‌شی

309
00:30:52,767 --> 00:30:54,352
تا وقتی که مرد شنی از راه می‌رسه

310
00:30:56,938 --> 00:31:00,149
پس موقع خواب یک چشمت باز باشه

311
00:31:00,984 --> 00:31:03,862
بالشت رو محکم بگیر

312
00:31:03,945 --> 00:31:06,531
نور تموم میشه

313
00:31:07,782 --> 00:31:11,744
و شب شروع میشه

314
00:31:11,828 --> 00:31:14,455
ذرات شن از راه می‌رسن

315
00:31:15,456 --> 00:31:18,126
داریم می‌ریم سرزمین ناکجاآباد

316
00:31:25,550 --> 00:31:27,677
،یه جای کار می‌لنگه
نور رو خاموش کن

317
00:31:27,760 --> 00:31:31,598
امشب افکار سنگینی به ذهنمون می‌رسه
که از جنس سفیدبرفی نیستن

318
00:31:33,474 --> 00:31:35,435
،خواب جنگ رو می‌بینیم
خواب دروغگوها رو

319
00:31:35,518 --> 00:31:37,395
خواب آتش اژدها

320
00:31:37,478 --> 00:31:39,480
و خواب موجوداتی که گاز می‌گیرن

321
00:31:41,774 --> 00:31:44,736
پس موقع خواب یک چشمت باز باشه

322
00:31:45,904 --> 00:31:48,615
بالشت رو محکم بگیر

323
00:31:48,698 --> 00:31:51,117
نور تموم میشه

324
00:31:52,243 --> 00:31:56,372
و شب شروع میشه

325
00:31:56,456 --> 00:31:59,000
دستم رو بگیر

326
00:32:00,251 --> 00:32:02,045
داریم می‌ریم سرزمین ناکجاآباد

327
00:32:04,547 --> 00:32:06,174
از خدا می‌خوام که روحم رو حفظ کنه

328
00:32:06,257 --> 00:32:08,635
از خدا می‌خوام که روحم رو حفظ کنه

329
00:32:08,718 --> 00:32:10,386
...و اگه قبل از بیدار شدن، بمیرم

330
00:32:10,470 --> 00:32:11,888
...و اگه قبل از بیدار شدن، بمیرم

331
00:32:12,472 --> 00:32:14,265
از خدا می‌خوام که روحم رو بگیره

332
00:32:14,349 --> 00:32:16,476
از خدا می‌خوام که روحم رو بگیره

333
00:32:16,559 --> 00:32:19,896
هیس، بچه کوچولو، چیزی نگو

334
00:32:20,480 --> 00:32:23,983
و به اون صدایی که نشیدی توجه نکن

335
00:32:24,567 --> 00:32:28,154
فقط صدای هیولاییه که زیر تخته

336
00:32:28,237 --> 00:32:31,908
توی کمدته، و توی ذهنته -
توی ذهنته -

337
00:32:31,991 --> 00:32:34,452
نور تموم میشه

338
00:32:35,912 --> 00:32:39,540
و شب شروع میشه

339
00:32:39,624 --> 00:32:42,251
ذرات شن از راه می‌رسن

340
00:32:52,178 --> 00:32:53,388
!نه

341
00:32:55,640 --> 00:32:56,599
!نه

342
00:32:58,726 --> 00:33:02,105
چی میشه اگه این‌قدر سریع
...سیگار بکشی

343
00:33:02,188 --> 00:33:03,189
که دودش از گوش‌هات بزنه بیرون؟

344
00:33:23,126 --> 00:33:25,628
مارک، عزیزم، حالت خوبه؟
خیلی متأسفم

345
00:33:25,712 --> 00:33:27,588
آره -
...فکر کنم عفونت مثانه دارم -

346
00:33:27,672 --> 00:33:29,507
.اشتباه کردم اومدم
باید برم

347
00:33:29,590 --> 00:33:31,676
خیلی‌خب، پس بذار منم باهات بیام -
نه لزومی نداره -

348
00:33:31,759 --> 00:33:33,803
نه، منم ادای احترام کردم. بیا بریم -
بیاید دعا کنیم -

349
00:33:33,886 --> 00:33:35,388
...پدر ما، که در آسمان‌ها هستی

350
00:33:37,140 --> 00:33:40,226
چون مراسم خیلی غم‌انگیز بود
...روت فشار اومد، یا

351
00:33:42,603 --> 00:33:44,439
یه چیزی توی همین مایه‌ها

352
00:33:44,522 --> 00:33:46,024
...اگه یه وقتی خواستی حرف بزنی

353
00:33:46,107 --> 00:33:49,986
.نه، ممنون
من فقط... من خوبم

354
00:33:51,821 --> 00:33:54,907
ولی ممنون که امروز
توی تشییع‌جنازه همراهم بودین

355
00:33:56,492 --> 00:33:57,577
شب به‌خیر

356
00:33:58,119 --> 00:33:59,120
شب به‌خیر

357
00:36:57,215 --> 00:36:58,424
مال پیتی‌یه؟

358
00:37:00,676 --> 00:37:02,428
مال پیتی‌یه

359
00:37:04,555 --> 00:37:05,556
...چطوری تونستی

360
00:37:05,640 --> 00:37:08,893
میشه لطفا اینو ببری آزمایشگاه؟

361
00:37:15,816 --> 00:37:16,859
بله؟

362
00:37:22,823 --> 00:37:24,700
می‌خواستین من رو ببینین، خانم کوبل؟

363
00:37:25,284 --> 00:37:31,040
خانم کیسی، می‌خوام یه جلسۀ ویژۀ
بهبود سلامت با مارک اس داشته باشی

364
00:37:31,707 --> 00:37:32,708
مارک اس؟

365
00:37:33,584 --> 00:37:35,002
چه مشکلی پیش اومده؟

366
00:37:38,381 --> 00:37:41,217
.فقط بهش نیاز داره
بهم اعتماد کن

367
00:37:55,898 --> 00:37:58,943
«کی‌یر دعوتت می‌کنه که از آبش بنوشی»

368
00:38:00,069 --> 00:38:02,321
اروینگ -
فلیشیا گفت اینجایی -

369
00:38:05,408 --> 00:38:09,370
خیلی بده که بگم از این نقاشی خوشم نمیاد؟

370
00:38:09,870 --> 00:38:10,871
نه

371
00:38:11,622 --> 00:38:14,250
راستش منم عصبی می‌کنه

372
00:38:16,585 --> 00:38:19,588
،چشم‌انداز خیلی قشنگیه
...ولی همه‌ش با خودم فکر می‌کنم

373
00:38:19,672 --> 00:38:20,881
ممکنه سُر بخوره

374
00:38:24,719 --> 00:38:29,515
خیلی هیجان‌انگیز بود که یه نفر
...از بخش پالایش کلان‌داده‌ها بیاد دیدن ما

375
00:38:29,598 --> 00:38:32,184
...که مثل تو علاقه نشون بده

376
00:38:33,311 --> 00:38:34,562
پس اگه یه وقت یه چیزی گفتم
...که مایه آبروریزی بوده

377
00:38:34,645 --> 00:38:35,646
همچین چیزی نگفتی

378
00:38:36,939 --> 00:38:39,108
مگه اینه... گفته باشی؟

379
00:38:40,109 --> 00:38:41,402
احساس شرمندگی می‌کنی؟

380
00:38:44,238 --> 00:38:45,239
نه

381
00:38:47,575 --> 00:38:48,576
خوبه

382
00:38:51,287 --> 00:38:52,955
چهار قسمت دیگه هم باید برم

383
00:38:56,584 --> 00:38:58,836
پالایش کلان‌داده‌ها هم به من ملحق میشه؟

384
00:39:01,547 --> 00:39:02,631
بله

385
00:39:04,800 --> 00:39:05,801
تو دیوانه‌ای

386
00:39:06,385 --> 00:39:08,137
من آرزومه بتونم چرت بزنم

387
00:39:08,888 --> 00:39:11,349
فکر کنم اون بالا، شبی 15 ساعت می‌خوابم

388
00:39:11,432 --> 00:39:12,683
به نظر خودم که این یه عیب شخصیتیه

389
00:39:12,767 --> 00:39:14,977
،فقط معنی‌ش اینه تو اهل مهمونی هستی
سلطان دیسکو

390
00:39:15,061 --> 00:39:17,313
من نمی‌تونم بذارم خوابم ببره، برت

391
00:39:17,396 --> 00:39:19,774
کی اهمیت میده؟ -
کتاب راهنما اهمیت میده -

392
00:39:19,857 --> 00:39:23,694
هیچ محل‌کاری نباید به محلی»
«برای چرت‌زنی تبدیل شود

393
00:39:23,778 --> 00:39:28,240
.خودم کتاب رو بلدم، پیرمرد
شخصاً طرفدار نسخۀ اولشم

394
00:39:29,700 --> 00:39:36,374
،حرف اصلیِ کی‌یر: «و من طی سال‌ها
در گوش شما مردم وظیفه‌شناس، زمزمه خواهم کرد

395
00:39:36,457 --> 00:39:40,294
صدای من را در شرافتمندانه‌ترین افکار
و وحی‌های خود، خواهید شنید

396
00:39:40,378 --> 00:39:42,797
...شما دهان من هستید

397
00:39:43,381 --> 00:39:46,884
،و از طریق شما
...من 10 قرن پس از مرگم هم

398
00:39:46,967 --> 00:39:49,595
«زمزمه خواهم کرد

399
00:39:52,473 --> 00:39:54,058
معنی‌ش رو نمی‌فهمم

400
00:39:54,141 --> 00:39:58,604
اون فقط از طریق نقاشی‌ها
یا کتاب راهنما با ما حرف نمی‌زنه

401
00:39:59,397 --> 00:40:01,023
راه‌های دیگه‌ای هم پیدا می‌کنه

402
00:40:04,235 --> 00:40:06,028
شما فکر می‌کنید به شغلتون نیاز دارید»

403
00:40:07,696 --> 00:40:10,074
ولی من خارج از کشور
...مدتی به‌عنوان یک ولگرد زندگی کردم

404
00:40:10,157 --> 00:40:14,954
پول خودم رو خرج نمی‌کردم و به‌جاش
به نیکوکاریِ غریبه‌ها دل خوش کرده بودم

405
00:40:15,538 --> 00:40:19,458
،بیشترشون خودشون هم گدا بودن
ولی بااین‌حال خوشحال بودن

406
00:40:20,209 --> 00:40:23,129
،و در طی اون تابستون
من هم خوشحال بودم

407
00:40:25,089 --> 00:40:27,425
...این شغلتونه که به شما نیاز داره

408
00:40:28,801 --> 00:40:30,970
«نه شما به اون

409
00:40:36,725 --> 00:40:39,061
سفر به‌خیر، پ.ک.د

410
00:40:40,020 --> 00:40:42,231
ممنونم، ا.ط

411
00:41:00,583 --> 00:41:01,792
مارک؟

412
00:41:03,461 --> 00:41:04,712
من می‌خوام برم

413
00:41:04,795 --> 00:41:05,963
برو

414
00:41:06,046 --> 00:41:09,175
.من تا وقتی زنگ رو بزنن، کار می‌کنم
فکر کنم بتونم امشب کارِ این رو بسازم

415
00:41:10,509 --> 00:41:11,594
امیدوارم موفق بشی

416
00:41:14,930 --> 00:41:15,931
به‌زودی می‌بینمت

417
00:42:18,244 --> 00:42:19,245
می‌دونستم

418
00:42:25,167 --> 00:42:30,256
گاهی وقت‌ها از مردم می‌خوام که احساساتشون رو
به‌شکل مجسمۀ سفالی دربیارن

419
00:42:31,173 --> 00:42:33,175
دوست داری این کار رو بکنی؟

420
00:42:37,555 --> 00:42:38,556
خیلی‌خب

421
00:43:10,004 --> 00:43:15,509
سرنوشت. تجربۀ یک شعر موشح»
«نوشتۀ ریکن هیل
(DESTINY)

422
00:43:36,905 --> 00:43:41,243
،یعنی رؤیاپردازی D
همه‌چیز با رؤیاپردازی آغاز میشه

423
00:43:46,790 --> 00:43:48,917
...یعنی انرژی E

424
00:43:50,919 --> 00:43:52,838
برای اینکه دیوارها را بشکنیم

425
00:43:54,131 --> 00:43:56,383
...یعنی نظارت S

426
00:43:57,843 --> 00:44:00,054
بر خانه و بر زمین

427
00:44:03,891 --> 00:44:08,103
،یعنی وحشت T
که به ما ارزش می‌بخشد

428
00:44:12,024 --> 00:44:13,942
...یعنی چشم‌ها I

429
00:44:15,402 --> 00:44:17,404
که با عشق به ما می‌نگرند

430
00:44:19,907 --> 00:44:22,451
...یعنی اتفاقات جدید ،N تا وقتی که

431
00:44:23,410 --> 00:44:25,704
از بالا بر سرمان ببارد

432
00:44:28,290 --> 00:44:29,291
...Y و

433
00:44:30,292 --> 00:44:33,003
این سؤالی‌ست که اکنون نیاز نیست
در آن اندیشه کنیم

434
00:44:34,254 --> 00:44:39,551
چرا که دوستان، سرنوشت همۀ ما را
«به آنجا خواهد کشاند

435
00:44:41,720 --> 00:44:43,514
سلام. حالت چطوره؟

436
00:44:43,597 --> 00:44:44,890
خوبم

437
00:44:44,973 --> 00:44:47,142
واقعا؟ انگار قلق کار داره دستت میاد

438
00:44:49,895 --> 00:44:51,105
عالیه
