﻿1
00:00:12,470 --> 00:00:13,680
‫همگی کمربندتون رو بستین؟

2
00:00:13,680 --> 00:00:15,140
‫- شک نکن!
‫- خفه خون بگیرین ببینم.

3
00:00:15,140 --> 00:00:16,933
‫می‌خوام سخنرانی کوتاه خفنی بکنم.

4
00:00:16,933 --> 00:00:19,102
‫اِهِم.
‫تعمیر سفینه‌مون مجددا تموم شده...

5
00:00:19,102 --> 00:00:22,814
‫و بالاخره می‌تونیم
‫از این خراب‌شده سطح پایین بریم!

6
00:00:22,814 --> 00:00:24,315
‫- ممنون.
‫- پارسال هم که همین کار رو کردیم.

7
00:00:24,315 --> 00:00:26,192
‫«ور ور ور، زمین خیلی داغونه،»

8
00:00:26,192 --> 00:00:27,819
‫«یه مشت حرف علمی‌تخیلی،
‫داریم می‌ریم.»

9
00:00:27,819 --> 00:00:29,988
‫- ایشه! حرف‌های جدید بزن! خیلی مزخرفه!
‫- کار کی بود؟ کار کی بود؟

10
00:00:29,988 --> 00:00:30,739
‫این دفعه می‌ریم بابا.

11
00:00:30,739 --> 00:00:32,949
‫عایشه، روند پیش از پروازت رو آغاز کن!

12
00:00:32,949 --> 00:00:36,161
‫اولا، خیال کردی کی هستی
‫که این شکلی باهام صحبت می‌کنی؟

13
00:00:36,161 --> 00:00:38,038
‫دوما، آغاز کردم.

14
00:00:38,038 --> 00:00:40,623
‫پوف، حالا شد عوضی خان.

15
00:00:40,623 --> 00:00:42,709
‫امروز واقعا واسه همگیمون خیلی مهمه،

16
00:00:42,709 --> 00:00:44,627
‫ولی واسه من مهم‌تره،
‫آخه من رهبر عملیاتمون هستم...

17
00:00:44,627 --> 00:00:46,588
‫و وقتی شما بدجوری ترسیده بودین،
‫کل زحمات رو متقبل شدم.

18
00:00:47,589 --> 00:00:50,133
‫پرواز لغو شد.
‫یه سری از اعضا حضور ندارن.

19
00:00:50,133 --> 00:00:52,635
‫منظورت چیه؟
‫همگیمون که کمربندمون رو بستیم و... وای!

20
00:00:53,511 --> 00:00:55,346
‫هورا کوروو!

21
00:00:55,346 --> 00:00:57,515
‫ای بابا، همیشه گول
‫ضبط صوت «تاک‌بوی» رو می‌خورم.

22
00:00:57,515 --> 00:01:01,352
‫هه! هم سرت «شاوشنک» بازی درآوردن،
‫هم «فریس بولر» بازی، هم «گلاگر» بازی!

23
00:01:05,732 --> 00:01:07,150
‫سرسره بی‌پایان درست کردین؟

24
00:01:07,150 --> 00:01:09,819
‫ای بابا! خودتون که می‌دونین اگه سوار نشین،
‫نمی‌تونم سفینه رو بلند کنم...

25
00:01:09,819 --> 00:01:12,572
‫وای! پام!
‫ذوب شده!

26
00:01:12,572 --> 00:01:14,199
‫چرا براتون مهم نیست؟
‫اینجا رو باشین!

27
00:01:14,199 --> 00:01:15,909
‫این‌قدر خوش نگذرونین!
‫دارم ذوب می‌شم!

28
00:01:15,909 --> 00:01:18,745
‫کار امروزمون حل کردن همین مشکله!
‫بس کنین!

29
00:01:19,704 --> 00:01:21,748
‫سیاره شلورپ، سیاره‌ای آرمانی بود،

30
00:01:21,748 --> 00:01:23,708
‫ولی بعدش سیارکه بهش برخورد کرد.

31
00:01:25,001 --> 00:01:27,295
‫به صد فرد بالغ و کلون‌هاشون
‫یه شفیره دادن...

32
00:01:27,295 --> 00:01:29,422
‫و گفتن فرار کنین
‫و برین تو فضا...

33
00:01:29,422 --> 00:01:31,758
‫سیاراتی متروکه پیدا کنین
‫که بتونیم توشون مستقر بشیم.

34
00:01:32,467 --> 00:01:35,428
‫ما رو زمین سقوط کردیم
‫که جمعیتش همین‌جوری هم خیلی زیاده.

35
00:01:35,428 --> 00:01:37,138
‫درسته. از اولش خودم داشتم صحبت می‌کردم.

36
00:01:37,138 --> 00:01:38,932
‫من همونی‌ام که شفیره دستشه.
‫اسمم کورووئه.

37
00:01:38,932 --> 00:01:39,933
‫دارین سریال خودم رو تماشا می‌کنین.

38
00:01:39,974 --> 00:01:41,351
‫همین الان شفیره‌مون رو انداختم.
‫من رو دیدین؟

39
00:01:41,351 --> 00:01:42,685
‫خیلی مسخره است.

40
00:01:42,685 --> 00:01:44,604
‫از زمین متنفرم.
‫محل زندگی وحشتناکیه.

41
00:01:44,604 --> 00:01:46,022
‫ملت احمقن و آدم رو گیج می‌کنن.

42
00:01:46,022 --> 00:01:48,233
‫همیشه قهوه‌های اجق وجقی سفارش می‌دن.

43
00:01:48,233 --> 00:01:50,485
‫آخه وقتی می‌تونن مخروط‌های مازویی
‫هم‌دمای اتاق «انرژون» رو...

44
00:01:50,485 --> 00:01:52,570
‫خیلی راحت هضم کنن،
‫قهوه به چه کارشون میاد؟

45
00:01:52,570 --> 00:01:54,447
‫تا مخروط مازوییم رو نخوردم،
‫باهام حرف نزنین.

46
00:01:54,447 --> 00:01:57,450
‫«مخالفان خورشیدی»

47
00:02:00,245 --> 00:02:01,663
‫[اورژانس بیمارستان سنت جو]

48
00:02:01,746 --> 00:02:03,081
‫می‌خوای سطلت رو خالی کنم؟

49
00:02:03,081 --> 00:02:04,457
‫نه‌خیر. اون مایعات هم خودم هستن.

50
00:02:04,457 --> 00:02:05,959
‫آره، خودم می‌دونم بوی گند می‌ده.

51
00:02:05,959 --> 00:02:07,210
‫سلام دوستان.
‫شرمنده که معطل شدین.

52
00:02:07,210 --> 00:02:08,253
‫فصل مراسمات رقص مدارسه...

53
00:02:08,253 --> 00:02:10,171
‫و امروز کلی عمل داشتیم.
‫سرمون خیلی شلوغه.

54
00:02:10,171 --> 00:02:11,965
‫خب، تا تشخیص خودم رو نگفتم،

55
00:02:11,965 --> 00:02:14,467
‫مطمئنین دستگاهی فضایی ندارین...

56
00:02:14,467 --> 00:02:16,302
‫که ترجیح بدین با همون بررسی کنین؟

57
00:02:16,302 --> 00:02:17,720
‫تصمیم گرفتیم یه بار تنوع به خرج بدیم.

58
00:02:17,720 --> 00:02:19,347
‫به کرات مشکلاتمون رو
‫به سفینه‌مون می‌گیم.

59
00:02:19,347 --> 00:02:20,473
‫به کرات!

60
00:02:20,473 --> 00:02:23,434
‫خب، تو دانشکده پزشکی
‫«ذوب شدن فضایی‌ها» رو یاد نمی‌دن،

61
00:02:23,434 --> 00:02:26,688
‫ولی چند مقاله راجع به هرپس سگ‌ها پیدا کردم
‫که ظاهرا همخونی داره.

62
00:02:26,688 --> 00:02:29,399
‫کوروو، دچار مشکلی شدی
‫که ما «دی‌ان‌ای آلفا» خطابش می‌کنیم.

63
00:02:29,399 --> 00:02:33,069
‫ذرات تشکیل‌دهنده سلول‌هات
‫گیرنده‌هایی دارن که فقط در صورتی...

64
00:02:33,069 --> 00:02:34,821
‫که اعضای گله‌تون نقششون رو
‫ایفا کنن، فعال می‌شن.

65
00:02:34,821 --> 00:02:36,239
‫وایستین ببینم، اعضای گله‌اش ماییم؟

66
00:02:36,239 --> 00:02:37,907
‫- به نظرم اشتباهه.
‫- چه گله خوش‌تیپی هستیم!

67
00:02:37,907 --> 00:02:40,618
‫وقتی شکست خوردن گروهتون تداوم پیدا کنه،

68
00:02:40,618 --> 00:02:43,371
‫گیرنده‌هاشون می‌پوسن
‫و «روند ذوب شدن»ـت آغاز می‌شه...

69
00:02:43,371 --> 00:02:45,874
‫تا خودت بمیری
‫و سگ بعدی...

70
00:02:45,874 --> 00:02:47,876
‫یا فضایی بعدی
‫جات رو بگیره.

71
00:02:47,876 --> 00:02:48,626
‫بامزه نیست؟

72
00:02:48,626 --> 00:02:50,712
‫شما احمق‌های تنبل
‫دارین واقعا به کشتنم می‌دین!

73
00:02:50,712 --> 00:02:52,213
‫خب، خوشبختانه می‌شه
‫روندش رو معکوس کرد،

74
00:02:52,213 --> 00:02:55,133
‫ولی این خنگول‌ها
‫باید حتما کارشون رو...

75
00:02:55,133 --> 00:02:56,092
‫جدی بگیرن.

76
00:02:56,092 --> 00:02:57,510
‫چی؟ من که نمی‌تونم
‫بهشون تکیه کنم!

77
00:02:57,510 --> 00:02:59,470
‫به درک شیمی‌درمانیم کن.
‫می‌خوام شیمی‌درمانی کنم.

78
00:02:59,470 --> 00:03:02,724
‫اصلا خوششون نمیاد مشکلات خانوادگی رو
‫با شیمی‌درمانی حل کنیم.

79
00:03:03,183 --> 00:03:06,311
‫خیلی‌خب، مبل رو برات آماده کردم
‫و کلی مایعات برات آوردم.

80
00:03:06,311 --> 00:03:08,313
‫از نوشیدنی بگیر، تا آب پرتقال
‫«سانی دی»، تا قهوه

81
00:03:08,313 --> 00:03:10,607
‫قهوه اش داغه؟
‫قهوه داغ می‌خوام.

82
00:03:10,607 --> 00:03:12,817
‫این رو محکم می‌بندم...

83
00:03:12,817 --> 00:03:15,111
‫که مایعات بوگندوت بیرون نریزه.

84
00:03:15,111 --> 00:03:17,030
‫فرض نکن کیسه زباله است،

85
00:03:17,030 --> 00:03:18,573
‫در واقع پوشک کل بدنته.

86
00:03:18,573 --> 00:03:20,575
‫خودم می‌دونم واسه چی
‫باهام مهربون شدین کثافت‌ها.

87
00:03:20,575 --> 00:03:22,035
‫عذاب وجدان دارین.
‫خب، عذاب وجدانتون رو بکنین تو چشتون

88
00:03:22,035 --> 00:03:24,454
‫پام که با عذاب وجدانتون جامد نمی‌شه!

89
00:03:26,122 --> 00:03:28,208
‫خیلی‌خب، می‌دونم چنین اتفاقی خیلی نادره،

90
00:03:28,208 --> 00:03:30,627
‫ولی عذاب وجدان دارم
‫که کوروو رو با تنبلیم ذوب کردم.

91
00:03:30,627 --> 00:03:31,794
‫آره، من هم دارم.

92
00:03:31,794 --> 00:03:34,047
‫شاید بهتر باشه
‫در حدی که بهتر بشه...

93
00:03:34,047 --> 00:03:35,840
‫یه سری از وظایف مأموریتمون رو انجام بدیم.

94
00:03:35,840 --> 00:03:38,259
‫پیشنهادت رو می‌قاپم و کمی تغییرش می‌دم،

95
00:03:38,259 --> 00:03:40,970
‫نظرتون چیه بذاریم کوروو ذوب بشه
‫و خودمون هر کاری خواستیم بکنیم؟

96
00:03:40,970 --> 00:03:42,555
‫آها، در این صورت...

97
00:03:42,555 --> 00:03:44,432
‫مجبور نمی‌شیم کارمون رو انجام بدیم
‫و خیلی خوشم میاد.

98
00:03:44,432 --> 00:03:45,558
‫همکاریمون حرف نداشت تری.

99
00:03:45,558 --> 00:03:48,436
‫بچه‌ها! قرار نیست بذاریم
‫کوروو ذوب بشه.

100
00:03:48,436 --> 00:03:50,146
‫بهتره حداقل نذاریم عذاب بکشه.

101
00:03:50,146 --> 00:03:52,398
‫می‌شه لطفا یکی باز هم برام قهوه بیاره؟

102
00:03:53,191 --> 00:03:55,276
‫نمی‌شه کوروو رو بکشیم!
‫اون‌جوری کی تی‌شرت‌هام رو بشوره؟

103
00:03:55,276 --> 00:03:58,154
‫واقعا کل خریدهامون رو خودش می‌کنه
‫و جنازه ملت رو مخفی می‌کنه.

104
00:03:58,154 --> 00:04:00,198
‫ای بابا، اگه نباشه،
‫مجبور می‌شیم کارهای خونه رو بکنیم.

105
00:04:00,198 --> 00:04:01,991
‫خیلی‌خب، بیاین بیشتر
‫به وظایف مأموریتمون برسیم،

106
00:04:01,991 --> 00:04:03,868
‫ولی فقط در حدی باشه
‫که مجبور نشیم آشغال‌ها رو بذاریم دم در.

107
00:04:03,868 --> 00:04:05,662
‫- عین آب خوردنه.
‫- از پسش برمیایم!

108
00:04:06,704 --> 00:04:08,623
‫اصلا شما دوتا وظایف مأموریتتون رو بلدین؟

109
00:04:08,623 --> 00:04:10,124
‫- روحم هم خبر نداره.
‫- فکر نکنم بلد باشم.

110
00:04:10,124 --> 00:04:13,044
‫عایشه، لطفا وظایف مأموریت کلون‌هامون رو
‫براشون توضیح بده.

111
00:04:13,044 --> 00:04:15,630
‫اصلا می‌دونی چیه؟ محض خنده
‫وظایف خودم رو هم شرح بده.

112
00:04:15,630 --> 00:04:16,673
‫لطفا دقیق شرح بده.

113
00:04:16,673 --> 00:04:18,758
‫می‌خواین کریستال‌های معارفه رو پخش کنم؟

114
00:04:18,758 --> 00:04:20,343
‫کریستال معارفه؟

115
00:04:20,343 --> 00:04:22,804
‫عه، به اسمش می‌خوره
‫که باید قبلا تماشاش می‌کردیم.

116
00:04:22,804 --> 00:04:24,597
‫قرار بود روزانه تماشاشون کنین.

117
00:04:24,597 --> 00:04:25,848
‫ای خنگول.

118
00:04:34,148 --> 00:04:36,067
‫در اولین لحظات مأموریتتون،

119
00:04:36,067 --> 00:04:37,652
‫یادتون باشه پای چی وسطه.

120
00:04:37,652 --> 00:04:39,153
‫شلورپ بهتون اعتماد کرده که...

121
00:04:39,153 --> 00:04:40,530
‫آخ. چه حوصله‌سربره.

122
00:04:41,364 --> 00:04:43,533
‫یامیولک محافظ گروه
‫و رئیس حراسته.

123
00:04:43,533 --> 00:04:45,285
‫باید خطرات مأموریتتون رو دفع کنی.

124
00:04:45,285 --> 00:04:48,579
‫باید قدرتمند و خشن باشی و حاضر باشی
‫در راه بقای گروهتون جون بدی.

125
00:04:48,579 --> 00:04:50,623
‫بیاین «جون دادن» رو حتمی حساب نکنیم.

126
00:04:50,623 --> 00:04:52,375
‫جسی وقایع‌نگاره
‫و همه‌چی رو مشاهده می‌کنه.

127
00:04:52,375 --> 00:04:55,837
‫ماجراجویی‌های موفقیت‌آمیز
‫و شکست خورده‌تون رو با شفافیت ثبت کن...

128
00:04:55,837 --> 00:04:58,589
‫که شلورپی‌های آینده
‫از اشتباهاتتون درس بگیرن.

129
00:04:58,589 --> 00:05:02,176
‫وای! من در حکم
‫جی کی رولینگ گله‌مونم! کروسیو!

130
00:05:02,176 --> 00:05:04,053
‫تری، کار تو از همه مهم‌تره.

131
00:05:04,053 --> 00:05:06,556
‫آخه شفیره بزرگ می‌شه
‫و سیاره جدیدتون رو قابل سکونت می‌کنه؛

132
00:05:06,556 --> 00:05:07,807
‫تو هم باید تربیتش کنی.

133
00:05:07,807 --> 00:05:10,351
‫چرا که متخصص شفیره هستی
‫و وظیفه‌ات...

134
00:05:10,351 --> 00:05:12,854
‫وایستین ببینم.
‫من باید مراقب شفیره باشم؟

135
00:05:12,854 --> 00:05:15,023
‫کوروو همیشه همین رو می‌گه دیگه تری!

136
00:05:15,023 --> 00:05:16,024
‫آره، از قبل می‌دونستیم.

137
00:05:16,024 --> 00:05:18,901
‫من که آمادگی بزرگ کردن شفیره ندارم!
‫هنوز نفهمیدم از زندگی چی می‌خوام!

138
00:05:18,901 --> 00:05:20,236
‫ای بابا، من می‌خوام برم کابو!

139
00:05:20,236 --> 00:05:22,530
‫می‌خوای کنار شرابت،
‫تردک هم سرو کنیم تری؟

140
00:05:22,530 --> 00:05:24,240
‫مسئولیت‌پذیری ترسناکه دیگه.

141
00:05:24,240 --> 00:05:27,368
‫ولی وقتشه بزرگ بشی
‫و به مأموریتمون برسی.

142
00:05:27,368 --> 00:05:29,537
‫- باید کوروو رو نجات بدیم!
‫- باید کوروو رو نجات بدیم!

143
00:05:31,748 --> 00:05:32,874
‫دارین چه غلطی می‌کنین؟

144
00:05:32,874 --> 00:05:35,293
‫وای، لعنتی جریان کوروو رو فراموش کردیم!

145
00:05:35,293 --> 00:05:36,878
‫حواسمون رو زمین خیلی پرت می‌شه.

146
00:05:36,878 --> 00:05:37,962
‫وقتی اینجا این همه خانم‌های...

147
00:05:37,962 --> 00:05:39,881
‫رپ‌باز هستن که باید تشویقشون کنیم،
‫نمی‌تونیم به کارمون برسیم.

148
00:05:39,881 --> 00:05:42,133
‫من هم باید اون کامیون «ماک» گنده رو
‫تو اون گاراژ کوچولو پارک کنم.

149
00:05:42,133 --> 00:05:45,386
‫خب، اگه بخوایم تمرکز کنیم،
‫باید بریم یه سیاره دیگه.

150
00:05:45,386 --> 00:05:48,723
‫خوبه، عایشه، تا این احمق‌ها
‫پشیمون نشدن، روند پیش از پرواز رو آغاز کن.

151
00:05:48,723 --> 00:05:50,767
‫باشه. روند چرتش رو آغاز کردم.

152
00:05:50,767 --> 00:05:52,560
‫ایول، پرواز می‌کنیم!

153
00:05:52,560 --> 00:05:54,145
‫کل اعضا حضور ندارن.

154
00:05:54,145 --> 00:05:55,271
‫ای عوضی‌ها!

155
00:05:55,271 --> 00:05:56,814
‫وایستا ببینم، ولی همه که حاضرن.

156
00:05:56,814 --> 00:05:59,525
‫نه‌خیر.
‫کل اعضا یعنی کل اعضای بدنتون...

157
00:05:59,525 --> 00:06:01,444
‫که قطع شده و یه گوشه افتاده
‫تو سفینه باشه.

158
00:06:01,444 --> 00:06:02,695
‫- وایستا ببینم، چی؟
‫- برو پاهات رو بیار.

159
00:06:02,695 --> 00:06:04,530
‫کسی اعضای بدنش رو
‫جایی ول کرده؟

160
00:06:04,530 --> 00:06:06,657
‫خب، آره.
‫من زندگی مفرحی دارم.

161
00:06:06,657 --> 00:06:09,118
‫خیال کردین این‌قدر وقت دارم
‫که می‌تونم شب تا صبح...

162
00:06:09,118 --> 00:06:10,661
‫اعضای بدنم رو جمع کنم؟

163
00:06:10,661 --> 00:06:11,454
‫نه‌خیر!

164
00:06:11,996 --> 00:06:13,498
‫به من نگاه نکن.
‫من همه‌چی رو نگه می‌دارم!

165
00:06:13,498 --> 00:06:16,084
‫اعضای بدن شلورپی یاب رو فعال کن.

166
00:06:18,044 --> 00:06:19,921
‫کل سیاره رو می‌گرده
‫و اعضای بدن شلورپی رو پیدا می‌کنه.

167
00:06:19,921 --> 00:06:21,714
‫دستگاه چندشیه، ولی خوراک الانه.

168
00:06:21,714 --> 00:06:23,466
‫من که مشکلی ندارم،
‫کل اعضام تو سفینه‌ان.

169
00:06:25,927 --> 00:06:28,429
‫وای! اعضای بدنت رو همه‌جا ول کردی‌ها!

170
00:06:28,429 --> 00:06:29,639
‫پنج‌تاشون رو تو «هوم دیپو» ول کردم؟

171
00:06:29,639 --> 00:06:32,141
‫حتما مال همون تابستونیه که سعی کرده بودم
‫تو برنامه «افسانه‌زدایان» مجری بشم.

172
00:06:32,141 --> 00:06:35,395
‫اون دوتا مومیایی موقرمز
‫همه افسانه‌ها رو شرح دادن.

173
00:06:35,395 --> 00:06:38,314
‫کار تو وقایع‌نگاریه،
‫افسانه‌زدایی نیست!

174
00:06:38,314 --> 00:06:39,565
‫آخ، این دستم رو بیشتر دوست داشتم!

175
00:06:39,565 --> 00:06:42,026
‫باید تا کوروو کاملا ذوب نشده
‫اعضای بدنمون رو پیدا کنیم،

176
00:06:42,026 --> 00:06:43,611
‫وگرنه مجبور می‌شیم
‫مالیات دادن رو یاد بگیریم!

177
00:06:43,611 --> 00:06:44,862
‫کار خیلی پیچیده‌ایه!

178
00:06:44,862 --> 00:06:46,656
‫عمرا اگه بتونین
‫سطح استهلاک کتونی...

179
00:06:46,656 --> 00:06:48,866
‫سفر در زمان مخصوص کارتون رو حساب کنین!

180
00:06:48,866 --> 00:06:51,744
‫اِم، می‌خوایم شفیره رو
‫همین‌جا ول کنیم تری؟

181
00:06:51,744 --> 00:06:52,995
‫شفیره که نمی‌تونه
‫از صندلی مخصوصش بلند بشه.

182
00:06:52,995 --> 00:06:55,289
‫تازه، اگه بتونه هم
‫بی‌خیال شیرینی‌های هزارلاش نمی‌شه.

183
00:06:57,875 --> 00:06:59,210
‫عه!

184
00:07:11,597 --> 00:07:13,808
‫گاوه می‌گه ما!

185
00:07:40,501 --> 00:07:41,461
‫سلام ادی!

186
00:07:41,461 --> 00:07:42,795
‫خیلی‌خب بچه‌ها،
‫ذوب شدنم تشدید شده،

187
00:07:42,795 --> 00:07:44,714
‫پس بیاین اعضای بدنتون رو جمع کنیم
‫برگردیم سراغ...

188
00:07:44,714 --> 00:07:46,424
‫ترک این سیاره خراب‌شده.

189
00:07:51,512 --> 00:07:52,680
‫یختون کثیفه!

190
00:07:52,680 --> 00:07:54,849
‫از من نپرسین
‫واسه چی اونجا بوده!

191
00:07:54,849 --> 00:07:57,351
‫از خودشون بپرسین
‫واسه چی تمیزش نکردن!

192
00:08:01,439 --> 00:08:03,941
‫عه، اون کمرخارون منه!

193
00:08:03,941 --> 00:08:05,234
‫- آخ!
خفه شو کوک!

194
00:08:11,699 --> 00:08:12,992
‫کار درستی کردی.

195
00:08:12,992 --> 00:08:14,702
‫یعنی همه اعضای بدنشون رو جمع کردن؟

196
00:08:14,702 --> 00:08:15,536
‫اِم، یه کم دیگه مونده.

197
00:08:15,536 --> 00:08:18,289
‫کافیه بریم شهر پرباد
‫که دو عضو آخرم رو هم برداریم.

198
00:08:18,289 --> 00:08:19,832
‫رفته بودی شیکاگو،
‫ولی دعوتم نکرده بودی؟

199
00:08:19,832 --> 00:08:21,626
‫خودت که می‌دونی چقد
‫از فروشگاه‌های شامبرگ خوشم میاد!

200
00:08:21,626 --> 00:08:23,794
‫آخرین دفعه که رفته بودیم،
‫کلا منتظر بودیم خرید جناب‌عالی...

201
00:08:23,794 --> 00:08:25,213
‫از فروشگاه «هاماکر اشلیمر» تموم بشه.

202
00:08:25,630 --> 00:08:28,049
‫چند وقته که من و یامیولک
‫به شیکاگو رفت و آمد می‌کنیم...

203
00:08:28,049 --> 00:08:30,218
‫تا با گروه «شیکاگو پرو تامبلرز» تمرین کنیم.

204
00:08:30,218 --> 00:08:31,427
‫بچه‌ها، جسی و یامیولک برگشتن!

205
00:08:33,137 --> 00:08:35,264
‫چه خبر امیلی؟
‫چطوری آلیسا؟

206
00:08:35,264 --> 00:08:38,434
‫وای نه، چی شده جاش و سوفیا؟

207
00:08:38,434 --> 00:08:40,853
‫موقع گرم کردن واسه اجرای بین دو نیمه
‫مسابقه قهرمانی محلی...

208
00:08:40,853 --> 00:08:42,230
‫مچ پامون شکست.

209
00:08:42,230 --> 00:08:43,689
‫- چی؟
‫- ولی مسابقه قهرمانی که امروزه!

210
00:08:43,689 --> 00:08:46,526
‫تو و یامی باید واسه اجرای آخرین حرکت
‫آکروباتیک گروهیمون جامون رو پر کنین.

211
00:08:46,526 --> 00:08:48,110
‫نه، مرسی، فرصت نداریم.

212
00:08:48,110 --> 00:08:50,446
‫«شیکاگو پرو تامبرلز» وارد زمین می‌شن.

213
00:08:50,446 --> 00:08:51,781
‫دارین چیـ...
‫حق نداری...

214
00:08:51,781 --> 00:08:53,574
‫حق نداری اون لباس آکروبات قشنگ رو بپوشی.

215
00:08:53,574 --> 00:08:55,368
‫جوراب ورزشیت رو بذار کنار ببینم.

216
00:08:55,368 --> 00:08:56,369
‫عه، جلوی چشمم لباس می‌پوشین.

217
00:08:56,369 --> 00:08:58,663
‫آدم نباید به وظایف آکروباتیکش نه بگه.

218
00:08:58,663 --> 00:08:59,997
‫آهای، برگردین اینجا ببینم!

219
00:08:59,997 --> 00:09:01,207
‫دلم می‌خواد اجراشون رو ببینم.

220
00:09:17,557 --> 00:09:20,434
‫این مسخره‌بازی احمقانه
‫واقعا خیلی براتون مهم بود، مگه نه؟

221
00:09:20,434 --> 00:09:23,312
‫به عمرم چنین کار رضایت‌بخشی نکردم.

222
00:09:23,312 --> 00:09:25,481
‫خیلی‌خب، پس گمون کنم
‫خوشحالم که چنین کاری کردیم.

223
00:09:25,481 --> 00:09:27,233
‫ولی کاش در حال ذوب شدن نبودم.

224
00:09:27,233 --> 00:09:28,651
‫- تری. نوبت توئه.
‫- نوبت کدومه؟

225
00:09:28,651 --> 00:09:30,319
‫من که گفتم همه‌چیم رو نگه می‌دارم.

226
00:09:30,319 --> 00:09:32,154
‫بهم توهین نکن.
‫من که کلون نیستم.

227
00:09:32,154 --> 00:09:33,781
‫وای، آره، کلی دست ول کردم.

228
00:09:33,781 --> 00:09:35,616
‫چند ده دستت
‫کنار همدیگه تو اقیانوسن.

229
00:09:35,616 --> 00:09:37,201
‫ای تری کثافت.

230
00:09:37,201 --> 00:09:39,579
‫- دستت رو دادی نهنگ بخوره؟
‫- نه!

231
00:09:39,579 --> 00:09:42,331
‫نه. واقعا چیکار کرده بودم؟

232
00:09:42,331 --> 00:09:43,833
‫گلادول!

233
00:09:43,833 --> 00:09:45,126
‫گلادول دیگه چیه؟

234
00:09:45,126 --> 00:09:47,587
‫مالکم کلادول جامعه‌شناس عامه است.

235
00:09:47,587 --> 00:09:49,964
‫الان چند وقتی می‌شه
‫که دائما باهم وقت میگذرونیم،

236
00:09:49,964 --> 00:09:52,675
‫دست‌هام تو کشتی تفریحی واقعیش
‫به نام «محل کشتی‌سواری» هستن.

237
00:09:52,675 --> 00:09:55,011
‫طرفدارانش رو با کشتی تفریحیش
‫به سفری روشن‌فکرانه می‌بره.

238
00:09:55,011 --> 00:09:57,638
‫واقعا چی شد که یه «گلادول» گفتی
‫و بعدش این همه اطلاعات دادی؟

239
00:09:57,638 --> 00:09:59,223
‫حسودی نکن کوروو.
‫جلوه خوبی نداره.

240
00:09:59,223 --> 00:10:00,016
‫حسودی نمی‌کنم!

241
00:10:00,016 --> 00:10:01,809
‫بزرگ‌ترین افتخار من اینه
‫که دو مسئول حفظ نام اسب‌های...

242
00:10:01,809 --> 00:10:04,395
‫داستان‌های جرج آر آر مارتین
‫برام کتاب خوندن

243
00:10:06,480 --> 00:10:08,274
‫[پلک زدن
‫به قلم مالک گلادول]

244
00:10:11,569 --> 00:10:14,030
‫ببخشید. ما از مهمانان گلادول هستیم.

245
00:10:14,030 --> 00:10:15,740
‫تری هستم.
‫باید اسممون رو نوشته باشه.

246
00:10:15,740 --> 00:10:17,158
‫سلام ترنس! چه خوش‌تیپ شدی.

247
00:10:17,158 --> 00:10:19,035
‫چه لباس قشنگی.
‫از جنس پشم گوسفنده؟

248
00:10:19,035 --> 00:10:19,702
‫سلام گلادی.

249
00:10:19,702 --> 00:10:22,246
‫می‌شه اشعه ده هزار ساعته‌ام رو
‫امضا کن گلادول؟

250
00:10:22,246 --> 00:10:24,290
‫ده هزار ساعت درس خوندن رو
‫شبیه‌سازی می‌کنه.

251
00:10:24,290 --> 00:10:25,916
‫کتاب «داده‌های پرت»ـت
‫برام الهام‌بخش بود.

252
00:10:25,916 --> 00:10:29,045
‫بینش اصلیم موقع نوشتن اون کتاب
‫این بود که اگه آدم واسه کاری کل وقت بذاره،

253
00:10:29,045 --> 00:10:29,962
‫مهارتش رو به دست میاره.

254
00:10:29,962 --> 00:10:33,633
‫انگار الان همه این موضوع رو می‌دونن،
‫ولی اون موقع هیچ‌کس بلد نبود.

255
00:10:33,633 --> 00:10:34,967
‫آره، خیلی نابغه‌ای گلادول.

256
00:10:34,967 --> 00:10:37,261
‫خب، ببین، بی‌جهت نیومدیم اینجا.

257
00:10:37,261 --> 00:10:39,388
‫بذارین خودم حدس بزنم،
‫ترنس می‌خواد دست‌هاش رو پس بگیره.

258
00:10:39,388 --> 00:10:40,264
‫وای، کارش درسته‌ها.

259
00:10:40,264 --> 00:10:42,308
‫بیا بریم پنت‌هاوسم
‫که بهت بدمشون.

260
00:10:42,308 --> 00:10:44,727
‫شما می‌خواین بتون بلیت وی‌آی‌پی بدم
‫که تا برگردیم،

261
00:10:44,727 --> 00:10:46,604
‫برنامه «مالکم زن‌پوش» رو
‫تو کشتیم ببینین؟

262
00:10:46,604 --> 00:10:49,065
‫یه سری زن‌پوش با کتاب‌های صوتیم
‫لب‌خونی می‌کنن.

263
00:10:49,065 --> 00:10:52,401
‫اِم، ایول. شما برین برنامه رو ببینین.
‫من هم دست‌هام رو برمی‌دارم و میام.

264
00:10:52,401 --> 00:10:53,277
‫بهتون خوش بگذره.

265
00:10:54,153 --> 00:10:56,781
‫خیلی بابت آشنایی با مالکم زن‌پوش‌ها مضطربم.

266
00:10:56,781 --> 00:10:58,741
‫وای. لباسم مناسب آشنایی
‫با اشخاص مهم نیست.

267
00:10:58,741 --> 00:11:00,826
‫باورم نمی‌شه
‫گلادول این‌قدر طرفدار داشته باشه...

268
00:11:00,826 --> 00:11:02,578
‫که این همه کارهای مختلف بکنن.

269
00:11:02,578 --> 00:11:04,205
‫امیدوارم تو برنامه‌شون
‫از «پلک زدن» هم لب‌خونی کنن.

270
00:11:04,205 --> 00:11:05,164
‫عاشق اون کتابم.

271
00:11:05,164 --> 00:11:07,083
‫راجع به اینه که آدم گاهی اوقات
‫بدون فکر کردن...

272
00:11:07,083 --> 00:11:08,376
‫یا یاد گرفتن، یه سری چیزها رو بلده.

273
00:11:08,376 --> 00:11:09,752
‫من که دائما چنین حسی دارم.

274
00:11:09,752 --> 00:11:11,420
‫موهات این دفعه بامزه‌تر شده.

275
00:11:11,420 --> 00:11:13,130
‫مدل موت رو عوض کردی؟
‫خیلی ناز شده.

276
00:11:13,130 --> 00:11:16,092
‫هنوز هم بعد از حموم
‫بادکنک به موهام می‌مالم.

277
00:11:16,092 --> 00:11:18,678
‫چـ... این که مو نیست!
‫دست‌های خودمه.

278
00:11:18,678 --> 00:11:19,595
‫چیکار کردی؟

279
00:11:19,595 --> 00:11:22,932
‫تو ولشون کردی که بپوسن!
‫من بهشون هدف دادم. بهشون زندگی دادم!

280
00:11:22,932 --> 00:11:24,600
‫چند وقته که دست‌هات
‫کتاب‌هام رو می‌نویسن.

281
00:11:24,600 --> 00:11:26,769
‫متأسفانه این‌قدر برام نوشتن...

282
00:11:26,769 --> 00:11:29,188
‫که عین شاه موش با هم ترکیب شدن.

283
00:11:29,188 --> 00:11:30,189
‫خیلی چندشه.

284
00:11:30,189 --> 00:11:32,566
‫الان از قبل هم خلاق‌تر شدن!

285
00:11:32,566 --> 00:11:35,236
‫آخرین کتاب پرفروشم
‫که «هر آن که آگاه است، مسئول است» رو...

286
00:11:35,236 --> 00:11:36,779
‫خودشون پیشنهاد داده بودن.

287
00:11:36,779 --> 00:11:38,781
‫نمی‌شه که دست‌هام رو مجبور کنی
‫پیشنهادات مسخره‌شون رو بنویسن.

288
00:11:38,781 --> 00:11:40,366
‫کردم دیگه.

289
00:11:40,366 --> 00:11:42,702
‫دیوید رمنیک همین یه ساعت پیش
‫باهام مصاحبه کرد!

290
00:11:42,702 --> 00:11:43,703
‫بگیرینش!

291
00:11:45,996 --> 00:11:47,665
‫بخش وی‌آی‌پی از این طرفه؟

292
00:11:47,665 --> 00:11:49,750
‫لطفا فعلا برام رام و نوشابه رژیمی بیارین.

293
00:11:50,751 --> 00:11:52,420
‫وای، لعنتی می‌خوان بندازنمون تو اقیانوس.

294
00:11:52,420 --> 00:11:55,548
‫من رقیق می‌شم و یه میلیون
‫هشت‌پای چندش دفعم می‌کنن!

295
00:11:55,548 --> 00:11:57,466
‫گلادول اجازه داده چنین کاری بکنین؟

296
00:12:05,891 --> 00:12:08,811
‫تو شیکاگو این شکلی
‫تمرین می‌کنیم عوضی خان!

297
00:12:19,196 --> 00:12:21,991
‫ایول عوضی خان! رو مایعات بدنم
‫سر بخور و بیفت پایین و بمیر.

298
00:12:22,491 --> 00:12:24,285
‫حالا بریزینم تو کوله‌پشتیه.

299
00:12:25,453 --> 00:12:27,955
‫همیشه می‌فروشیم!
‫کلی پیشرفت می‌کنیم!

300
00:12:27,955 --> 00:12:30,332
‫سودمون افزایش پیدا می‌کنه!
‫کلی پول به جیب می‌زنیم!

301
00:12:33,627 --> 00:12:36,172
‫ایول ادی.
‫چطوری هیچ‌وقت نمیای سر کار،

302
00:12:36,172 --> 00:12:38,674
‫ولی همین الان رکورد
‫فروش فصل دومم رو شکوندی؟

303
00:12:38,674 --> 00:12:40,676
‫باید به سطح من برسی داداش.

304
00:12:40,676 --> 00:12:42,553
‫خیلی‌خب بچه‌ها، برگردین سر کارتون.

305
00:12:42,553 --> 00:12:44,305
‫ادی، یه لحظه وایستا.

306
00:12:45,639 --> 00:12:47,308
‫ببین چی می‌گم آشغال عوضی.

307
00:12:47,308 --> 00:12:48,851
‫شاید بقیه رو گول زده باشی،

308
00:12:48,851 --> 00:12:51,145
‫ولی من از همون اول
‫قصدت رو فهمیده بودم.

309
00:12:51,145 --> 00:12:52,897
‫می‌دونستم یه جای کارت می‌لنگه.

310
00:12:52,897 --> 00:12:54,440
‫نمی‌دونستم کجات می‌لنگه.

311
00:12:54,440 --> 00:12:56,984
‫ولی وقتی خواستی دل دخترم رو
‫به دست بیاری، گند زدی.

312
00:12:56,984 --> 00:12:59,320
‫من سوابقت رو بررسی کردم «ادی».

313
00:12:59,320 --> 00:13:00,863
‫می‌دونی چی دستگیرم شد؟

314
00:13:00,863 --> 00:13:03,073
‫هیچی دستگیرم نشد.
‫هویتت رو دروغ نگفتی.

315
00:13:03,073 --> 00:13:05,284
‫ولی باز هم حسم عوض نشده.

316
00:13:05,284 --> 00:13:07,828
‫تنها چیزی هم که بیشتر از سود دوست دارم،

317
00:13:07,828 --> 00:13:09,330
‫دخترک عزیزمه.

318
00:13:09,330 --> 00:13:12,333
‫واسه همین ده میلیون دلار
‫برات چک می‌نویسم.

319
00:13:12,333 --> 00:13:14,335
‫دارم بهت رشوه می‌دم.
‫پات رو از زندگی کیت بکش بیرون.

320
00:13:15,753 --> 00:13:18,172
‫پس چی می‌خوای؟
‫چقدر می‌خوای؟

321
00:13:22,510 --> 00:13:24,470
‫مگه دیوانه شدی؟

322
00:13:33,896 --> 00:13:35,272
‫[کیتی]

323
00:13:45,866 --> 00:13:48,369
‫این‌قدر خودت رو نزن تری.

324
00:13:48,369 --> 00:13:49,745
‫آخ! شوخی بی‌مزه‌ای بود گلادول.

325
00:13:49,745 --> 00:13:52,915
‫آره، ولی به جا بود
‫و گمون کنم منظورم رو رسوندم.

326
00:13:52,915 --> 00:13:54,416
‫دست‌هات الان دیگه مطیع من هستن.

327
00:13:54,416 --> 00:13:56,210
‫- اگه بگم بزننت، می‌زننت.
‫- آخ!

328
00:13:56,210 --> 00:13:59,046
‫اگه بگم کتاب بنویسن،
‫حکایاتی گلچین‌شده در راستای...

329
00:13:59,046 --> 00:14:01,131
‫تأیید دانشم راجع به مهدکودک می‌نویسن.

330
00:14:01,131 --> 00:14:02,675
‫برای آخرین بار بهت فرصت می‌دم.

331
00:14:02,675 --> 00:14:04,468
‫باهام وسط دریا زندگی کن.

332
00:14:04,468 --> 00:14:06,554
‫ما همکاری می‌کنیم و دست‌هات
‫سخنرانی‌های «تد»م رو می‌نویسن.

333
00:14:06,554 --> 00:14:07,638
‫زندگی بی‌نقصی می‌شه!

334
00:14:07,638 --> 00:14:10,057
‫اگه دست خودم بود،
‫صبح تا شب کنارت بودم

335
00:14:10,057 --> 00:14:11,433
‫ولی خودم گروه دارم.

336
00:14:11,433 --> 00:14:14,311
‫چه حیف.
‫منظورت رو رسوندی.

337
00:14:15,479 --> 00:14:17,731
‫وای نه! دست‌های تری
‫عین شاه موش ترکیب شدن...

338
00:14:17,731 --> 00:14:19,233
‫و طرف گلادول رو گرفتن!

339
00:14:19,233 --> 00:14:20,526
‫چطوری این‌قدر سریع فهمیدی چه خبره؟

340
00:14:20,526 --> 00:14:24,113
‫آخه کم سن و سالم و بزرگسالی
‫موجب نشده قوه تخیلم از بین بره!

341
00:14:25,865 --> 00:14:27,408
لعنتی

342
00:14:28,450 --> 00:14:30,744
‫بس کنین! بس کنین!
‫بس کنین دست‌های تری!

343
00:14:31,245 --> 00:14:33,455
‫کوروو، دست‌هاش به حرفت گوش می‌دن!

344
00:14:33,455 --> 00:14:35,833
‫رهبر مأموریتشون منم دیگه،
‫ساختار بیولوژیکیشون اطاعت از منه.

345
00:14:35,833 --> 00:14:37,084
‫دست‌های تری!
‫این‌قدر عوضی نباشین!

346
00:14:37,084 --> 00:14:39,295
‫نه‌خیر دست‌های تری!
‫الان دیگه من رهبرتونم.

347
00:14:39,295 --> 00:14:41,589
‫منم که می‌ذارم قبل از خواب
‫بهم روغن بمالین.

348
00:14:41,589 --> 00:14:44,008
‫شما به عمرتون کار خاصی نکردین.

349
00:14:44,008 --> 00:14:46,468
‫به هیچ دردی نمی‌خورین!
‫ولی الان می‌تونین شرایط رو تغییر بدین.

350
00:14:46,468 --> 00:14:48,804
‫بیاین بریم خونه دست‌های تری.
‫بیاین بریم خونه.

351
00:14:48,804 --> 00:14:50,639
‫نه! اون‌جوری از کار بیکار می‌شم.

352
00:14:50,639 --> 00:14:52,850
‫اگه دست‌های تری نباشن،
‫نمی‌تونم به جز داستان تخیلی

353
00:14:52,850 --> 00:14:56,395
‫غیررسمی بازی «عمارت لوئیجی»
‫که خیلی راحت به ذهنم می‌رسه، چیزی بنویسم.

354
00:14:56,395 --> 00:14:57,688
‫نباید باز هم به اون وضع بیفتم!

355
00:14:57,688 --> 00:14:59,690
‫حاضر نیستم باز هم به اون وضع بیفتم!

356
00:15:00,482 --> 00:15:02,818
‫- ببین گلادول. بنده یامیولک هستم.
‫- که چی؟

357
00:15:02,818 --> 00:15:04,153
‫رئیس حراست مأموریتمون منم،

358
00:15:04,153 --> 00:15:06,655
‫پس الان حراستت می‌کنم.

359
00:15:09,074 --> 00:15:11,702
‫- چیکارش کردی؟
‫- ده هزار ساعت احمق‌تر شد.

360
00:15:11,702 --> 00:15:14,997
‫می‌رم راجع به بازی‌های ویدیویی
‫و فیلم‌های دهه هشتاد رمان بنویسم!

361
00:15:14,997 --> 00:15:16,165
‫بالاخره سرپا می‌شه.

362
00:15:16,165 --> 00:15:18,083
‫وای پسر، کاش پا داشتم.

363
00:15:18,083 --> 00:15:20,252
‫- حالم بدجور خرابه.
‫- کوروو!

364
00:15:24,173 --> 00:15:26,550
‫داریم می‌رسیم خونه رفیق.
‫فکر بد نکن، جامد بمون.

365
00:15:32,640 --> 00:15:35,225
‫اون روانی کی بود؟

366
00:15:50,032 --> 00:15:52,409
‫[بستنی]

367
00:15:52,409 --> 00:15:53,494
‫سلام.

368
00:15:53,494 --> 00:15:54,453
‫وای.

369
00:16:04,296 --> 00:16:06,006
‫عایشه! سفینه رو بلند کن!

370
00:16:06,006 --> 00:16:07,341
‫کل اعضا حاضر هستن.

371
00:16:07,341 --> 00:16:09,134
‫کشتی بلند شد.

372
00:16:11,220 --> 00:16:12,513
‫داریم موفق می‌شیم!

373
00:16:12,513 --> 00:16:13,597
‫واقعا داریم می‌ریم.

374
00:16:16,266 --> 00:16:18,102
‫نه، نه، نه، نه.
‫نه، نه، اوه خدایا

375
00:16:18,102 --> 00:16:19,645
‫نه، نه، نه، نه. نه!

376
00:16:21,939 --> 00:16:23,107
‫نه! چی شد؟

377
00:16:23,107 --> 00:16:25,150
‫آهن زیادی که تو این شیرینی‌های
‫هزارلا بود...

378
00:16:25,150 --> 00:16:27,403
‫باعث شد کل سامانه‌های سفینه از کار بیفتن.

379
00:16:27,403 --> 00:16:28,946
‫این همه شیرینی از کجا اومد؟

380
00:16:30,197 --> 00:16:32,491
‫گمون کنم کار من بود؟

381
00:16:32,491 --> 00:16:33,993
‫یادمه دو سه بسته برداشته بودم...

382
00:16:33,993 --> 00:16:35,911
‫که شفیره بتونه
‫در حین سفرمون خوراکی بخوره.

383
00:16:35,911 --> 00:16:38,122
‫داشتی سعی می‌کردی
‫متخصص شفیره بهتری باشی.

384
00:16:38,122 --> 00:16:39,581
‫می‌تونیم تمیزش کنیم کوروو.

385
00:16:39,581 --> 00:16:42,084
‫می‌تونیم بهمون بگی
‫چطوری تعمیرش کنیم.

386
00:16:42,084 --> 00:16:43,961
‫خواهش می‌کنم،
‫تازه دارم وقایع‌نگاری می‌کنم...

387
00:16:43,961 --> 00:16:46,880
‫و نمی‌خوام اولین وقایع‌نگاریم
‫این شکلی تموم بشه.

388
00:16:46,880 --> 00:16:48,173
‫آره، هنوز هم می‌تونیم
‫نجاتت بدیم.

389
00:16:48,173 --> 00:16:50,092
‫نه، شیرینی‌های هزارلایه
‫مدارهامون رو نابود کردن.

390
00:16:50,092 --> 00:16:52,886
‫خسارت شدیدی وارد شده.
‫مجبورین تا ابد رو زمین بمونین.

391
00:16:52,886 --> 00:16:53,804
‫ولی خودت چی می‌شی؟

392
00:16:53,804 --> 00:16:55,597
‫متأسفانه دیگه باید ذوب بشم.

393
00:16:55,597 --> 00:16:57,516
‫شرمنده‌ام که رهبر خوبی نبودم.

394
00:16:57,516 --> 00:17:00,436
‫امروز متوجه شدم چون خودم
‫محیطی ایجاد نکرده بودم که اعضای گروهم...

395
00:17:00,436 --> 00:17:01,395
‫بتونن پیشرفت کنن،

396
00:17:01,395 --> 00:17:04,690
‫داشتین وظایفتون رو
‫به شکل پیچیده‌ای انجام می‌دادین.

397
00:17:04,690 --> 00:17:08,110
‫بهتر بود جای این که همیشه
‫مشغول تعمیر این سفینه رو اعصاب باشم،

398
00:17:08,110 --> 00:17:10,195
‫رو زمین مستقر می‌شدم
‫و حد وسط رو بین کار و زندگیم رعایت می‌کرم.

399
00:17:10,195 --> 00:17:11,447
‫- وای...
‫- کوروو...

400
00:17:11,447 --> 00:17:12,406
‫خداحافظ خفن خان.

401
00:17:12,406 --> 00:17:14,158
‫خیلی‌خب، برین سرسره‌سواری کنین...

402
00:17:14,158 --> 00:17:15,617
‫و بذارین من ذوب بشم.

403
00:17:15,617 --> 00:17:17,745
‫آخرین دستورم در مقام
‫رهبر مأموریت همینه.

404
00:17:20,372 --> 00:17:24,251
‫ایول کوروو، چقدر از نظر احساسی رشد کردی.

405
00:17:24,251 --> 00:17:27,671
‫ضمنا، خودت که می‌دونی می‌تونم دو دقیقه‌ای
‫کل این شیرینی‌های هزارلا رو جارو کنم.

406
00:17:27,671 --> 00:17:30,340
‫- آره، خودم می‌دونم.
‫- پس چرا دروغ گفتی؟

407
00:17:30,340 --> 00:17:32,718
‫زندگی رو زمین به صلاح اعضای گروهمونه.

408
00:17:32,718 --> 00:17:34,344
‫حتی اگه واسه خودم خیلی بد باشه.

409
00:17:34,344 --> 00:17:35,971
‫- ایشه.
‫- تو هم دیدی؟

410
00:17:35,971 --> 00:17:38,474
‫پا درآوردم.
‫اوه باز هم پا درآوردم!

411
00:17:38,474 --> 00:17:39,475
‫جان‌فشانی کردم!

412
00:17:39,475 --> 00:17:41,560
‫رهبر گروه بودم
‫و اعضای گروهم همکاری کردن!

413
00:17:41,560 --> 00:17:42,686
‫دارم عین سابق می‌شم!

414
00:17:42,686 --> 00:17:44,855
‫خیلی چندشه.
‫نمی‌شه جای دیگه‌ای عین سابق بشی؟

415
00:17:44,855 --> 00:17:46,565
‫بچه‌ها! بچه‌ها!
‫بیاین اینجا و کمکم کنین!

416
00:17:46,565 --> 00:17:47,691
‫بدنم داره عین سابق می‌شه!

417
00:17:47,691 --> 00:17:49,651
‫یه کوچولو کمکم کنین!

418
00:17:49,651 --> 00:17:50,903
‫آهای؟

419
00:17:50,903 --> 00:17:53,030
‫دیگه ولم نکنین که بمیرم.
‫دیگه رو به موت نیستم!

420
00:17:53,030 --> 00:17:54,156
‫تشنه قهوه ام

421
00:17:54,698 --> 00:17:55,991
‫وای، بالاخره عین سابق شدم.

422
00:17:55,991 --> 00:17:57,618
‫مایع نبودن حس خوبی داره.

423
00:17:57,618 --> 00:17:58,911
‫خب، جدی گفته بودی کوروو؟

424
00:17:58,911 --> 00:18:00,621
‫امسال واقعا می‌خوای اینجا مستقر بشی؟

425
00:18:00,621 --> 00:18:02,998
‫آره، اگه مجبور باشم یا ذوب بشم،

426
00:18:02,998 --> 00:18:06,001
‫یا یاد بگیرم از زمین خوشم بیاد،
‫لابد مجبورم امتحانش کنم دیگه.

427
00:18:06,001 --> 00:18:07,669
‫ظاهرا «مخالفان خورشیدی» قراره امسال...

428
00:18:07,669 --> 00:18:08,921
‫عشق و حال کنن!

429
00:18:08,921 --> 00:18:10,339
‫عشق و حالمون هم از الان شروع می‌شه،

430
00:18:10,339 --> 00:18:12,299
‫آخه می‌خوایم کل فیلم‌های تام کلنسی رو
‫به ترتیب تماشا کنیم...

431
00:18:12,299 --> 00:18:13,634
‫و اول از همه
‫«شکار برای اکتبر سرخ» رو می‌بینیم!

432
00:18:13,634 --> 00:18:16,178
‫چی؟ نه، اون فیلم‌ها که مال آدم بزرگ‌هان.
‫نمی‌شه «جان ویک» تماشا کنیم؟

433
00:18:16,178 --> 00:18:17,805
‫نه‌خیر! طبق سلیقه خودم مستقر می‌شم،

434
00:18:17,805 --> 00:18:20,057
‫یعنی باید «جک رایان»
‫و درام‌های دادگاهی تماشا کنم.

435
00:18:20,057 --> 00:18:23,143
‫ببخشید، وایستین.
‫می‌خوایم کدوم فیلم «جان ویک» رو تماشا کنیم؟

436
00:18:23,143 --> 00:18:24,520
‫«جک رایان» تماشا می‌کنیم خنگول.
‫حواست باشه دیگه.

437
00:18:24,520 --> 00:18:26,522
‫قراره از این به بعد
‫همیشه وقایع‌نگاری کنی جسی؟

438
00:18:26,522 --> 00:18:28,315
‫خودت که می‌دونی
‫از تکرار حرفم متنفرم!

439
00:18:29,608 --> 00:18:30,692
‫دستم چنگه افتاد!

440
00:18:30,692 --> 00:18:33,403
‫خب، چرا با همون «تاک‌بوی»
‫که این‌قدر باهام گولش می‌زنی ضبط نمی‌کنی...

441
00:18:33,403 --> 00:18:34,738
‫که بعدا وقایع‌نگاری کنی؟

442
00:18:40,911 --> 00:18:44,039
‫هوم، باید اعتراف کنم که هیچی
‫شیرینی هزارلای ارغوانی نمی‌شه.

443
00:18:44,039 --> 00:18:46,458
‫پس باباش طبق انتظارمون
‫پیشنهادت رو قبول کرد.

444
00:18:46,458 --> 00:18:47,626
‫هوم، به‌به!

445
00:18:47,626 --> 00:18:49,795
‫واقعا خیلی عوضی و سنگدلی شفیره.

446
00:18:49,795 --> 00:18:51,046
‫بعدش می‌ریم سراغ کی؟

447
00:18:51,046 --> 00:18:52,923
‫وارث ثروت «پاپ‌چیپس»؟

448
00:18:52,923 --> 00:18:55,008
‫ایول بابا، بریم تو کارش.

449
00:18:57,219 --> 00:19:00,055
‫وای خانم، آخرین پراوزمون بود.
‫باید در رو ببندم.

450
00:19:00,055 --> 00:19:01,723
‫نه‌خیر! نمی‌شه!

451
00:19:01,723 --> 00:19:03,267
‫نامزدم تو راهه.

452
00:19:03,267 --> 00:19:05,727
‫- مطمئنم تو راهه.
‫- هوم، باشه.

453
00:19:05,727 --> 00:19:08,438
‫بذارین ببرمتون بخش افرادی
‫که عزیزانشون قالشون گذاشتن.
