﻿1
00:00:10,760 --> 00:00:12,762
‫واو! آره!
‫امروز روزشه!

2
00:00:12,762 --> 00:00:14,556
‫قراره بریم به معرکه‌ترین جای روی زمین

3
00:00:14,556 --> 00:00:16,558
‫هولولند، پارک تفریحی رسمی شبکه هولو!

4
00:00:16,558 --> 00:00:19,310
‫و اصلاً هم شبکه مجبورمون نکرده اینا رو بگیم!
‫هولــو!

5
00:00:19,310 --> 00:00:21,146
‫بوم بوم...
‫بوم بوم!

6
00:00:21,146 --> 00:00:23,398
‫اینطوری نرقص، تری!
‫دیگه هیچکس اینطوری نمی‌رقصه

7
00:00:23,398 --> 00:00:26,067
‫برو بابا! این حرکت همیشه خفن می‌مونه!
‫دابیتی داب داب!

8
00:00:26,067 --> 00:00:28,403
‫اعتراف می‌کنم که حتی من،
‫که یکی از ملال انگیزترین هام

9
00:00:28,403 --> 00:00:29,738
‫بدجوری منتظر این گردشم

10
00:00:29,738 --> 00:00:32,157
‫بعد از تمام سختی هایی که اخیراً
‫پشت سر گذاشتیم مزه می‌ده

11
00:00:32,157 --> 00:00:35,160
‫اون قطار ها.
اون صف ها

12
00:00:35,160 --> 00:00:36,453
‫می‌دونی، کلاً همون دوتا

13
00:00:36,453 --> 00:00:38,204
‫یه برنامه‌ ریختم که بتونیم قبل بسته شدن پارک

14
00:00:38,204 --> 00:00:40,248
‫یا خریده شدنش توسط شرکت ورایزن
‫بهترین قطار ها رو سوار بشیم

15
00:00:40,248 --> 00:00:42,625
‫کوروو، ببین، نقشه رو نگاه کن.
‫من دارم اشاره می‌کنم. لطفاً ببین به کجا دارم اشاره می‌کنم!

16
00:00:42,625 --> 00:00:44,753
‫باشه. من فقط یکم نگاه می‌کنم،
‫نه بیشتر

17
00:00:44,753 --> 00:00:47,255
‫اول میریم سراغ بخش سریال "سرگذشت ندیمه":
‫فرار از تودۀ آب گیلاد

18
00:00:47,255 --> 00:00:48,548
‫بعدش می‌ریم بخش کوه سریال پن15

19
00:00:48,548 --> 00:00:50,550
‫بعدش می‌ریم برای بخش هیجان انگیز اما
‫به شدت بی رحمانۀ

20
00:00:50,550 --> 00:00:51,676
‫ترور برجِ سریال برج بلند

21
00:00:51,676 --> 00:00:53,970
‫بعدش هم توی سالن تیکی پالم اسپرینگز
‫نوشیدنی می‌خوریم

22
00:00:53,970 --> 00:00:56,347
‫می‌دونی، می‌خوام برم بخش سریال بوش
‫رو هم ببینم، کجاست؟

23
00:00:56,347 --> 00:00:57,557
‫- اون سریال که برای شبکه هولو نیست
‫- چرا، هست

24
00:00:57,557 --> 00:00:58,892
‫- نه، نیست
‫- چرا، هست تری

25
00:00:58,892 --> 00:01:00,226
‫من همیشه سریال بوش رو می‌بینم

26
00:01:00,226 --> 00:01:02,270
‫اگه این سریال ما هولو نبود اصلاً
‫اجازه نداشتم اینجا اسمش رو بیارم

27
00:01:02,270 --> 00:01:03,730
‫نه، نیست داداش

28
00:01:03,730 --> 00:01:05,899
‫می‌دونی چیه تری، سر زندگیم شرط می‌بندم
‫که بوش مال هولو ـه!

29
00:01:05,899 --> 00:01:08,401
‫خب، پس آمادۀ مردن شو چون حتی
‫روی خود نقشه هم این رو نوشته

30
00:01:08,401 --> 00:01:10,320
‫گندش بزنن! پس مال کدوم شبکه‌ست؟
‫سی‌ان‌ان؟

31
00:01:10,320 --> 00:01:11,780
‫اوه خدای من، کوروو

32
00:01:11,780 --> 00:01:13,823
‫باورم نمیشه که سرویس پخش آنلاین کاملی

33
00:01:13,823 --> 00:01:14,949
‫که همه سریال ها توش پخش می‌شن رو نمی‌شناسی

34
00:01:14,949 --> 00:01:16,117
‫عجب اُملی هستی!

35
00:01:16,117 --> 00:01:17,619
‫لعنت، باید بریم!
‫کفش هات رو بپوش

36
00:01:17,619 --> 00:01:19,204
‫کلون‌ها، بیایید بیرون!

37
00:01:19,204 --> 00:01:21,498
‫اگه بخوایم به لیست رزرو شام برای
‫کلاب سریال ۱۱٫۲۲٫۶۳ برسیم

38
00:01:21,498 --> 00:01:23,500
‫باید همین حالا حرکت کنیم!

39
00:01:23,500 --> 00:01:25,543
‫یه سریالیِ که توش توی زمان سفر می‌کنن
‫تا جون جان اف کندی رو نجات بدن

40
00:01:25,543 --> 00:01:28,171
‫و توش هم یه رستوران کانکسی وجود داره
‫که توش گوشت بره سرو می‌کنن

41
00:01:28,171 --> 00:01:30,048
‫اوه، می‌دونم
‫و عاشقشم!

42
00:01:30,048 --> 00:01:33,134
‫مخالفان خورشیدی داره میره به هولولند!

43
00:01:33,134 --> 00:01:35,470
‫و همین اولش بگم، این قسمت قرار نیست مثل اون قسمت
‫سرزمین ايچي و اسکراچي

44
00:01:35,470 --> 00:01:37,055
‫توی سیمپسون‌ها باشه

45
00:01:37,055 --> 00:01:38,181
‫خواهیم دید

46
00:01:39,140 --> 00:01:41,184
‫سیاره شلورپ، سیاره‌ای آرمانی بود

47
00:01:41,643 --> 00:01:43,144
‫ولی بعدش سیارکه بهش برخورد کرد

48
00:01:44,479 --> 00:01:46,773
‫به صد فرد بالغ و کلون‌هاشون
‫یه شفیره دادن...

49
00:01:46,773 --> 00:01:48,858
‫و گفتن فرار کنین
‫و برین تو فضا...

50
00:01:48,858 --> 00:01:51,194
‫سیاراتی متروکه پیدا کنین
‫که بتونیم توشون مستقر بشیم

51
00:01:51,945 --> 00:01:54,906
‫ما رو زمین سقوط کردیم
‫که جمعیتش همین‌جوری هم خیلی زیاده

52
00:01:54,906 --> 00:01:56,658
‫درسته. از اولش خودم داشتم صحبت می‌کردم

53
00:01:56,658 --> 00:01:58,409
‫من همونی‌ام که شفیره دستشه
‫اسمم کورووئه

54
00:01:58,409 --> 00:02:00,829
‫دارین سریال خودم رو تماشا می‌کنین.
‫همین الان شفیره‌مون رو انداختم. من رو دیدین؟

55
00:02:00,829 --> 00:02:02,163
‫خیلی مسخره است

56
00:02:02,163 --> 00:02:04,082
‫از زمین متنفرم.
‫محل زندگی وحشتناکیه

57
00:02:04,082 --> 00:02:05,458
‫ملت احمقن و آدم رو گیج می‌کنن

58
00:02:05,458 --> 00:02:08,044
‫چرا یه بیلیونر من رو با خودش نمی‌بره به...
‫دیگه کی می‌خوان برن فضا؟

59
00:02:08,044 --> 00:02:10,213
‫من راهبر خوبی هستم.
‫تازه اسنک هم میارم

60
00:02:10,213 --> 00:02:11,172
‫اسنکِ تاکیز دوست دارید؟

61
00:02:11,172 --> 00:02:12,924
‫اگه من رو با خودتون ببرید فضا،
‫من اسنک تاکیز میارم

62
00:02:12,924 --> 00:02:15,927
‫«مخالفان خورشیدی»

63
00:02:19,389 --> 00:02:23,226
‫اُه! نمی‌دونم آفتاب گیر سریال رامی رو بپوشم
‫یا عرقچین سریال دل‌فیس رو

64
00:02:23,226 --> 00:02:26,771
‫الان قراره کل روز همینطوری اسم سریال های
‫شبکه هولو رو بیاریم؟

65
00:02:26,771 --> 00:02:29,941
‫اوه آره، هم‌افزایی شرکتی خراب میشه

66
00:02:29,941 --> 00:02:31,276
‫یادت نره آخرین محفظۀ

67
00:02:31,276 --> 00:02:33,361
‫روزشمار رفتن به هولولند رو باز کنی

68
00:02:33,361 --> 00:02:36,447
‫بزار ببینیم آخرین قطعه کهنه چی قراره باشه

69
00:02:36,447 --> 00:02:39,826
‫اوه!
‫آب نبات خوشمزه طعم دار

70
00:02:39,826 --> 00:02:42,495
همیشه برام سوال بود "عالی" چه مزه‌ایه
‫[اشاره به یکی از سریال های هولو که در فارسی کبیر ترجمه شده]

71
00:02:42,495 --> 00:02:44,706
‫و حالا می‌دونم،
‫خون رو کتونی!

72
00:02:44,706 --> 00:02:46,833
‫خوشحالم که کوروو هزینه این فصل رو پرداخت کرده

73
00:02:46,833 --> 00:02:49,043
‫وگرنه وسط پارک هی تبلیغ میومد جلو چشمون

74
00:02:49,043 --> 00:02:52,338
‫البته از شر همه‌شون خلاص نشدیم،
‫به دلیل مشکلات حقوقی که قبلاً داشتیم

75
00:02:52,338 --> 00:02:55,008
‫باید اول و آخرش تبلیغ لکسوس بکنیم

76
00:02:55,008 --> 00:02:56,968
‫شنیدم بعضی وقتا بدون اینکه به مردم بگن

77
00:02:56,968 --> 00:02:59,053
‫تبلیغ ها رو وارد سریال ها می‎کنن

78
00:02:59,053 --> 00:03:00,597
‫البته معلومه که لکسوس رو نمیگم

79
00:03:00,597 --> 00:03:03,725
‫ماشین های اونا اوج لوکس بودن
‫و حس برتری رو به ارمغان میارن

80
00:03:03,725 --> 00:03:06,102
‫میشه تا وقتی کلافه نشدم
‫بیایید بریم؟

81
00:03:06,102 --> 00:03:09,397
‫- اوه، عجب! از وقتی قسمت دوم بازی
‫آخرین بازمانده از ما رو بازی کرده

82
00:03:09,397 --> 00:03:11,691
‫این "کلافه" از دهنش نمی‌افته

83
00:03:11,691 --> 00:03:13,109
‫خیلی شرم آوره

84
00:03:13,109 --> 00:03:14,652
‫اوه، بزار تلوزیون روشن باشه

85
00:03:14,652 --> 00:03:17,447
‫صداش باعث میشه وقتی نیستیم
‫دیوارنشن ها شاد بشن

86
00:03:17,447 --> 00:03:21,117
‫شاید تا برگردیم طول بکشه،
‫واسه همین بهتره بهشون غذا بدم

87
00:03:21,117 --> 00:03:23,369
‫از اسمارتیز ها لذت ببرید، رفیق کوچولو‌ها!

88
00:03:23,369 --> 00:03:26,206
‫خبر فوری! همین الان یک گوریل
‫از باغ وحش شهر فرار کرد

89
00:03:26,206 --> 00:03:29,042
‫از سال 1998 که یک فلامینگوی شیلیایی

90
00:03:29,042 --> 00:03:31,211
‫لباس مبدل پوشید و خودش رو جای یک نوجوان جا زد

91
00:03:31,211 --> 00:03:33,296
‫این اولین فرار از باغ وحش محسوب می‌شود...

92
00:03:33,296 --> 00:03:35,506
‫بیب... بیب...
‫بیب...

93
00:03:36,007 --> 00:03:38,593
‫هی بلین، بس کن دیگه.
‫ناسلامتی اینجا جلسه داریم

94
00:03:38,593 --> 00:03:40,094
‫اوه، خیلی شرمنده

95
00:03:40,094 --> 00:03:42,222
یادمه از وقتی که اینجا بیمارستان شد

96
00:03:42,222 --> 00:03:44,265
‫همیشه می‌خواستید وضعیت بیمار رو از بیب های من بفهمید

97
00:03:44,265 --> 00:03:46,851
‫اما فکر کنم الان بهتره برم پی کار خودم

98
00:03:47,435 --> 00:03:51,481
‫جدیش نگیر. بلین فقط این بیمارستان
‫بازیش رو زیادی جدی گرفته

99
00:03:51,481 --> 00:03:53,149
‫حالش چطوره؟

100
00:03:53,149 --> 00:03:54,817
‫یه مدتی حالش همچین چنگی به دل نمی‌گرفت

101
00:03:54,817 --> 00:03:57,654
‫بعدش می‌گرفت. بعد دیگه همینطوری
‫بگیر نگیر بود

102
00:03:57,654 --> 00:03:58,488
‫شل کن سفت کن راه انداخته بود...

103
00:03:58,488 --> 00:03:59,739
‫میشه به زبون آدمیزاد حرف بزنی؟

104
00:03:59,739 --> 00:04:02,575
‫به نظر می‌رسه بدنش به مایع لنز طبی

105
00:04:02,575 --> 00:04:04,244
‫که بهش تزریق کردیم واکنش نشون داده

106
00:04:04,244 --> 00:04:05,954
خیلی خوش شناسه که شما
وقتی کارتون تموم شد از اونجا آوردینش بیرون

107
00:04:05,954 --> 00:04:06,996
‫کی به هوش میاد؟

108
00:04:06,996 --> 00:04:10,291
‫با توجه به نظر متخصصانه من
‫هشت یا شاید 12 هفته دیگه

109
00:04:10,291 --> 00:04:11,334
‫شری؟

110
00:04:11,334 --> 00:04:13,211
‫- تیم!
‫- معلومه که به هوش اومد

111
00:04:13,211 --> 00:04:15,046
‫درست بعد از اینکه گفتم بین
‫هشت تا دوازده هفته

112
00:04:15,046 --> 00:04:16,422
‫حالا شبیه بی سوادا شدم

113
00:04:16,422 --> 00:04:19,259
‫تو زنده‌ای! شری، اوه خدا،
‫تمام این سال...

114
00:04:19,259 --> 00:04:20,760
‫چطوری از حیاط پشتی جون سالم به در بردی؟

115
00:04:20,760 --> 00:04:22,220
‫نگران اون نباش

116
00:04:22,220 --> 00:04:24,430
‫یادت نیست توی تالار شاه نشین
‫چی گفتی، مگه نه؟

117
00:04:24,430 --> 00:04:26,349
‫نه، چیزی یادم نمیاد

118
00:04:26,349 --> 00:04:28,309
‫نمی‌شد حالا حداقل پنج دقیقه بعد از

119
00:04:28,309 --> 00:04:29,644
‫تشخیص من به هوش بیای؟

120
00:04:29,644 --> 00:04:31,854
‫حالا قراره باقی عمرم رو به این فکر...

121
00:04:31,854 --> 00:04:32,772
‫تمومش کن

122
00:04:32,772 --> 00:04:35,191
‫چند ماه گذشته‌ام رو واضح به یاد نمیارم.
‫من کجام؟

123
00:04:35,191 --> 00:04:37,193
‫اتاق مخفی بیمارستان توی
‫کلیسای بوینیان

124
00:04:37,193 --> 00:04:39,237
‫بخاطر مسمومیت با سرب تحت درمان بودی

125
00:04:39,237 --> 00:04:41,364
‫چی؟ کی من رو مسموم کرده؟
‫من که آدم خوبیم!

126
00:04:41,364 --> 00:04:44,826
‫خودت این کار رو کردی، از توی اون
‫لیوان های ارزون قیمت برگر کینگ چیزی خوردی

127
00:04:44,826 --> 00:04:46,869
‫من هیچوقت توی لیوان های
‫برگر کینگ چیزی نخوردم

128
00:04:46,869 --> 00:04:48,621
‫چی؟ نه
‫خودم دیدم

129
00:04:48,621 --> 00:04:50,415
‫اون لیوان توی دفترم یه ماکته

130
00:04:50,415 --> 00:04:52,583
‫به بهترین لیوان ساز ها سفارش دادم اون رو بسازن

131
00:04:52,583 --> 00:04:54,294
‫که یه چیز نوستالژی طور باشه

132
00:04:54,294 --> 00:04:55,128
‫اون سرب نداره!

133
00:04:55,128 --> 00:04:56,379
‫نه، نمی‌تونه درست باشه

134
00:04:56,379 --> 00:04:58,464
‫هیچکدوم از لیوان ساز های ما سفارش نمی‌گیرن

135
00:04:58,464 --> 00:05:01,384
‫دیگه تمومه، تیم.
تو بخاطر جنایت هایی که کردی محکوم میشی

136
00:05:01,384 --> 00:05:03,594
‫وقتشه مردم دیوار حقیقت رو بدونن

137
00:05:03,594 --> 00:05:05,555
‫- وایسا. من چقد بیهوش بودم؟
‫- چهار روز

138
00:05:05,555 --> 00:05:07,348
‫اوه نه!
‫نه، دیر شده!

139
00:05:07,932 --> 00:05:10,435
‫ببینید، جسی همه محفظه ها رو باز کرده

140
00:05:10,435 --> 00:05:12,145
‫این معنیش اینه که بیگانه‌ها رفتن گردش!

141
00:05:12,145 --> 00:05:13,938
‫- کدوم گردش؟
‫- داره هذیون میگه

142
00:05:13,938 --> 00:05:16,774
‫ندیدین داروی ضد تهوع و
‫آبمیوه پرتقالی کوچیک بخرن؟

143
00:05:16,774 --> 00:05:18,693
‫- خب که چی؟
‫- خب اینا وسیله های گردشه دیگه!

144
00:05:18,693 --> 00:05:19,777
‫بیگانه ها رفتن

145
00:05:19,777 --> 00:05:22,280
‫این برای ما یه شانسه تا فرار کنیم
‫و دوباره بزرگ بشیم!

146
00:05:22,280 --> 00:05:23,740
‫این حقیقت داره؟

147
00:05:23,740 --> 00:05:25,783
‫این واقعاً شانس ما برای خلاص شدن
‫از دیواره؟

148
00:05:25,783 --> 00:05:27,744
‫به حرفش گوش نکن!
‫این یه حقه ست

149
00:05:27,744 --> 00:05:30,204
‫شاید، اما اگه راست بگه و اونا رفتن باشن خارج از شهر...

150
00:05:30,204 --> 00:05:32,665
‫و همه از دریچه

151
00:05:32,665 --> 00:05:36,377
‫بچه‌ها، کافیه! آخرین باری که تیم اعتماد کردم،
یه خلال دندون تو چشمم فرو کرد

152
00:05:36,377 --> 00:05:37,378
‫این آدم کاملاً...

153
00:05:37,378 --> 00:05:39,088
‫لعنت!
‫کجاست؟

154
00:05:45,970 --> 00:05:47,638
‫نــــه!

155
00:05:58,149 --> 00:05:59,442
‫ما بردیم

156
00:05:59,442 --> 00:06:01,027
‫اما چه بهای سنگینی داشت

157
00:06:01,027 --> 00:06:03,529
‫تکون نخور وگرنه تن استخونیت رو منگنه می‌کنم

158
00:06:03,529 --> 00:06:04,405
‫شری، بس کن

159
00:06:04,405 --> 00:06:06,449
‫ببین، می‌خوام جنایتی که کردم رو گردن بگیرم

160
00:06:06,449 --> 00:06:07,909
‫اما الان وقتش نیست

161
00:06:07,909 --> 00:06:09,118
‫باید همه‌مون رو نجات بدم!

162
00:06:09,118 --> 00:06:11,287
‫امکان نداره، تو دیگه دستور نمیدی

163
00:06:11,287 --> 00:06:12,705
‫نه بعد از اینکه تلاش کردی من رو بکشی!

164
00:06:12,705 --> 00:06:13,915
‫می‌دونم، راست میگی
‫اما...

165
00:06:13,915 --> 00:06:15,291
‫تو با من برمی‌گردی و...

166
00:06:17,293 --> 00:06:18,586
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

167
00:06:22,799 --> 00:06:24,550
‫کشو گیر کرده!
‫باید عجله کنیم

168
00:06:24,550 --> 00:06:27,512
‫یکپارچگی ساختاری اسمارتیز زیاد دووم نمیاره!

169
00:06:27,512 --> 00:06:28,513
‫تیم!

170
00:06:29,680 --> 00:06:30,890
‫لعنت بهش!

171
00:06:32,141 --> 00:06:33,017
‫اوه

172
00:06:49,283 --> 00:06:50,660
‫فرش جلوی سقوطمون رو گرفت

173
00:06:50,660 --> 00:06:53,079
‫باورم نمیشه توی این فضا میشه نفس کشید!

174
00:06:53,079 --> 00:06:54,664
‫- اینجا اتاق خوابه
‫- درسته، درسته

175
00:06:54,664 --> 00:06:56,916
‫دیگه از دستت سرسام گرفتم.
‫نمی‌تونی فرار کنی...

176
00:06:56,916 --> 00:06:57,875
‫چرا، می‌تونم!

177
00:07:01,629 --> 00:07:02,880
‫پرتاب!

178
00:07:05,258 --> 00:07:06,259
‫دیگه تمومه!

179
00:07:06,259 --> 00:07:07,927
‫باشه، باشه...

180
00:07:10,430 --> 00:07:14,183
‫تکون نخور
‫صدا هم نده

181
00:07:14,183 --> 00:07:16,060
‫نه، من قبلاً این رو دیدم.
‫رفتارش دوستانه ست

182
00:07:16,060 --> 00:07:16,853
‫سلام یارو گندهه!

183
00:07:22,150 --> 00:07:24,360
‫فکر می‌کردم گفتی بیگانه ها رفتن گردش

184
00:07:24,360 --> 00:07:26,863
‫فکر کنم... شاید اون یکی مونده خونه یا...

185
00:07:26,863 --> 00:07:27,989
‫اوه خدای من!

186
00:07:31,451 --> 00:07:32,702
‫تیم!
‫عوضی 

187
00:07:32,702 --> 00:07:34,036
‫نه!

188
00:07:42,420 --> 00:07:44,672
‫اون اشعه کوچیک کننده ست!
‫من معکوسش کردم!

189
00:07:44,672 --> 00:07:46,841
‫شرمنده، باید به جای هل دادنت

190
00:07:46,841 --> 00:07:48,009
‫و کشیدن ماشه، همین رو بهت می‌گفتم

191
00:07:48,009 --> 00:07:49,343
‫اما یهو بدجوری هیجانی شدم!

192
00:07:50,344 --> 00:07:53,431
‫وایسا، وایسا! قبل اینکه من رو بکشی،
‫می‌خوام یه چیزی بگم

193
00:07:53,431 --> 00:07:55,266
‫شری، من از دیوار متنفرم!

194
00:07:55,266 --> 00:07:58,060
‫دیوار من رو تبدیل به آدمی کرد
‫که کارای بد می‌کنه

195
00:07:58,060 --> 00:08:00,313
‫اما اگه می‌تونستم یه جوری توی زمان سفر کنم

196
00:08:00,313 --> 00:08:03,566
‫هنوزم دلم می‌خواست یومیلاک من رو
‫کوچیک کنه و بزاره توی دیوار

197
00:08:03,566 --> 00:08:05,943
‫چون این کار باعث شد با تو آشنا بشم

198
00:08:05,943 --> 00:08:09,447
‫اونجا زندگی شادتر و غنی تری دارم،
‫و بهتر از همه اینه که تو اونجایی

199
00:08:09,447 --> 00:08:11,991
‫و در عین حالی که از دیوار بیشتر از
‫هرچیز دیگه‌ای متنفرم

200
00:08:11,991 --> 00:08:15,077
‫یه جورایی دوستش هم دارم
‫چون تو رو بهم داد

201
00:08:15,077 --> 00:08:16,662
‫اما گند زدم.
‫می‌دونم که گند زدم

202
00:08:16,662 --> 00:08:18,915
‫و متاسفم.
‫ادامه بده

203
00:08:18,915 --> 00:08:21,250
‫من آماده‌ام انقد توی دست های تو
‫له بشم تا بمیرم

204
00:08:21,250 --> 00:08:23,127
‫لیاقتش رو داری.
‫انتقامت رو بگیر

205
00:08:23,127 --> 00:08:26,714
‫من قدرت بعد تاریکت که داره از
‫وجودت جاری میشه رو حس می‌کنم

206
00:08:34,013 --> 00:08:36,057
‫اوه تیم. چیزایی هست که باید بهت بگم

207
00:08:36,057 --> 00:08:37,767
‫وقتی بیرون از دیوار بودم، من...

208
00:08:37,767 --> 00:08:40,478
‫بسه. هیس، نه. الان برای افشاگری‌های
‫بزرگ وقت نداریم

209
00:08:40,478 --> 00:08:41,521
‫باید بقیه رو نجات بدیم

210
00:08:41,521 --> 00:08:43,231
‫بعدش تمام حرف هایی که باید زده بشن رو می‌زنیم

211
00:08:43,231 --> 00:08:44,899
‫مطمئنی؟
‫مهمه‌ها

212
00:08:44,899 --> 00:08:46,901
‫همون اندازه که مطمئنم روز جمعه مزخرفه 
‫از این هم مطمئنم

213
00:08:46,901 --> 00:08:48,611
‫واو، پس خیلی مطمئنی

214
00:08:48,611 --> 00:08:50,154
‫چطوری باید انجامش بدیم؟

215
00:08:50,154 --> 00:08:52,114
‫شاید همه باید از توی سوراخ
‫بپرن توی حیاط پشتی

216
00:08:52,114 --> 00:08:54,742
‫نه، اون خیلی طول می‌کشه
‫و حیاط پشتی هم خیلی خطرناکه

217
00:08:54,742 --> 00:08:57,828
‫یا بیگانه‌ها می‌بیننمون یا شاهد این خواهیم بود که کلی آدم کوچیک

218
00:08:57,828 --> 00:08:59,288
‫توسط سنجاب ها خورده می‌شن

219
00:08:59,330 --> 00:09:00,706
‫برای باز کردنش به دست یه بیگانه نیاز داریم

220
00:09:00,706 --> 00:09:01,499
‫پس چیکار می‌تونیم بکنیم؟

221
00:09:01,499 --> 00:09:03,876
‫شهروندان دیوار، به من گوش بدید!

222
00:09:03,876 --> 00:09:08,256
‫شری و من درحال رفتنیم، اما عهد می‌بندم
‫که برای نجات شما باز خواهیم گشت

223
00:09:08,256 --> 00:09:11,217
‫کابوس ما درحال پایان یافتن است.
‫قوی بمانید!

224
00:09:11,634 --> 00:09:13,094
‫برای دیوار!

225
00:09:17,598 --> 00:09:19,892
‫خب پس، بزارید ببینم درست فهمیدم

226
00:09:19,892 --> 00:09:22,311
‫یعنی دارید می‌گید که یک بیگانه نوجون
‫شما رو کوچیک کرده

227
00:09:22,311 --> 00:09:24,647
‫و شما رو توی یه محوطه که شبیه
‫زیستگاه مورچه‌هاست شما رو

228
00:09:24,647 --> 00:09:26,148
‫توی دیوار اتاق خوابش پنهان کرده

229
00:09:26,148 --> 00:09:28,859
بعد جنگی انقلابی رخ داد که عین ترکیب اسنوپیرسر
و اسکیپ فرام نیویورک بود

230
00:09:28,859 --> 00:09:31,946
و دوک رو سرنگون شد

231
00:09:31,946 --> 00:09:34,949
‫که بعدش تو بهش خلال دندون زدی 
‫تا فروانروای جدید بشی

232
00:09:34,949 --> 00:09:36,075
‫اما اون زنده موند

233
00:09:36,075 --> 00:09:37,326
‫بعد دشمن ها متحد شدن

234
00:09:37,326 --> 00:09:39,870
‫و حالا برای آزادی کل آدم کوچیک ها با هم تیم شدید؟

235
00:09:39,870 --> 00:09:41,205
‫آره، دقیقاً درسته

236
00:09:41,205 --> 00:09:43,541
‫واو، کی همه اینا رو نوشتی،
‫نگران بودم یادت بره

237
00:09:43,541 --> 00:09:44,333
‫منم!

238
00:09:44,333 --> 00:09:46,586
‫دوربین مخفی‌ای چیزیه؟

239
00:09:46,586 --> 00:09:48,296
‫دوربین ها کجان؟
‫آدم معروف هم اینجا داریم؟

240
00:09:48,296 --> 00:09:50,840
‫باور کن که من از خدام بود

241
00:09:50,840 --> 00:09:52,800
‫که یه دوربین مخفی باشه، اما واقعی ـه

242
00:09:52,800 --> 00:09:53,759
‫این رو ببین!

243
00:09:54,343 --> 00:09:56,929
‫زدی کیک‌های گردم رو کوچیک کردی!

244
00:09:56,929 --> 00:09:58,681
‫شرمنده، اما باید واقعیت داستانمون رو برات ثابت می‌کردم

245
00:09:58,681 --> 00:10:00,349
‫در ضمن، به اونا می‌گن دونات

246
00:10:00,349 --> 00:10:01,767
‫خب، ببین من الان ناراحتم

247
00:10:01,767 --> 00:10:04,895
‫و نه اینکه فکر کنی بخاطر کیک گرد ها باشه

248
00:10:04,895 --> 00:10:06,689
‫- دوناتن...
‫- بخاطر اینه ناراحتم که این هفته نوبت من بود

249
00:10:06,689 --> 00:10:08,274
‫که برای کل بچه‌ها از اینا بخرم

250
00:10:08,274 --> 00:10:11,527
‫حالا فکر می‌کنن من به شوخی رفتم
‫یه جعبه کیک کوچیک گرفتم

251
00:10:11,527 --> 00:10:13,779
‫و بعد میوفتن تو این فکر که من

252
00:10:13,779 --> 00:10:16,324
‫به اونا که همیشه جعبه بزرگ می‌گیرن
‫احترامی نمی‌زارم

253
00:10:16,324 --> 00:10:19,243
‫ببخشید، نمی‌دونستم سیاست اینجا اینطوریه

254
00:10:19,243 --> 00:10:21,912
‫هرچند این حقه کوچیک کردن
داستان شما رو ثابت می‌کنه

255
00:10:21,912 --> 00:10:24,081
‫که داستان مهم تریه

256
00:10:24,081 --> 00:10:26,334
‫و من به عنوان یک افسر پلیس پاک

257
00:10:26,334 --> 00:10:27,835
‫نمی‌تونم نادیده بگیرمش

258
00:10:27,835 --> 00:10:29,545
‫پس بهمون کمک می‌کنی؟

259
00:10:29,545 --> 00:10:32,131
‫معلومه که می‌کنم.
‫بزار این رو به عنوان مدرک بردارم

260
00:10:33,382 --> 00:10:35,217
‫بعد چندتا از این گردالی ها بخورم

261
00:10:35,217 --> 00:10:37,261
‫و به گروه ضربت زنگ بزنم

262
00:10:37,261 --> 00:10:40,431
‫حالا این بیگانه‌های روانی رو
‫کجا میشه پیدا کرد؟

263
00:10:43,559 --> 00:10:46,354
‫خب، این ترن هوایی سریال شریل که کاملاً
‫انتظار من رو برآورده کرد!

264
00:10:46,354 --> 00:10:48,939
‫و همینطور این کوکتل‌های سریالِ
‫آتش‌های کوچک در همه جا

265
00:10:49,982 --> 00:10:51,359
‫یومیلاک، تو خوبی؟

266
00:10:51,359 --> 00:10:53,361
‫بعد از هر سواری که رفتیم
‫بالا آوردی

267
00:10:53,361 --> 00:10:54,528
‫شرط می‌بندم همش بخاطر اون آبگوشت خرچنگ

268
00:10:54,528 --> 00:10:56,530
‫سریال کسل راک که از روی داستان استیون کینگ
‫ساخته شده، و کلی خوردی اینطوری شدی

269
00:10:56,530 --> 00:10:58,991
‫- بهت که گفتم یواش بخور
‫- هیچکس حق نداره بهم بگه چطوری آبگوشت بخورم

270
00:11:02,620 --> 00:11:04,372
‫هی آشغالا، بخوابید روی زمین، حالا!

271
00:11:04,372 --> 00:11:06,248
دارید بهمون نشون میدید فیلم بازی کردن چطوریه؟

272
00:11:06,248 --> 00:11:08,000
‫مال کدوم سریال هستید؟
‫از اخبارید؟

273
00:11:09,835 --> 00:11:12,213
‫باورم نمیشه.
‫اونا افتادن توی چنگال عدالت

274
00:11:12,213 --> 00:11:13,506
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم این اتفاق بیوفته!

275
00:11:13,506 --> 00:11:15,508
‫دیوار آزاد خواهد شد!

276
00:11:19,637 --> 00:11:20,888
‫دارن ولشون می‌کنن برن؟

277
00:11:20,888 --> 00:11:23,099
‫نه، نه، نه، نه.
‫هی افسر، قضیه چیه؟

278
00:11:23,099 --> 00:11:25,351
‫ظاهراً بیگانه ها سالهات که به

279
00:11:25,351 --> 00:11:27,520
‫مامور های فدرال تکنولوژی علمی تخیلی مخفی می‌دن

280
00:11:27,520 --> 00:11:31,816
‫و می‌تونن هر جنایتی که می‌خوان بکنن

281
00:11:31,816 --> 00:11:34,610
‫از جمله استفاده از کوچیک کننده
‫و حبس دیواری

282
00:11:34,610 --> 00:11:36,195
‫بهشون دست هم نمیشه زد

283
00:11:36,195 --> 00:11:38,322
‫نه!
‫نه، این اتفاق نمی‌تونه بیوفته!

284
00:11:38,322 --> 00:11:39,240
‫فعلاً که داره می‌افته

285
00:11:39,240 --> 00:11:41,867
‫اون آهن ربا ها رو دیدین پشت آیفون ها؟

286
00:11:41,867 --> 00:11:44,829
‫ظاهراً کار همینا بوده.
‫واقعاً مزخرفه

287
00:11:44,829 --> 00:11:46,872
‫کی به آهن ربا اهمیت می‌ده؟
‫فقط یه آهن ربا کوفتیه دیگه!

288
00:11:46,872 --> 00:11:48,249
‫من حتی روی یخچال کوفتیم هم از اونا دارم!

289
00:11:48,249 --> 00:11:50,126
‫من که از اینا که دم به دقیقه میرن آیفون می‌خرن نیستم

290
00:11:50,126 --> 00:11:51,043
‫برو به مصرف کننده هاش اینا رو بگو

291
00:11:51,043 --> 00:11:53,337
‫نمی‌تونی بزاری این اتفاق بیوفته!
‫این عادلانه نیست!

292
00:11:53,337 --> 00:11:54,422
‫فراموشش کن، تیم

293
00:11:54,964 --> 00:11:56,048
‫اینجا هولولند ـه

294
00:11:59,176 --> 00:12:01,053
‫خیلی خب، این بده،
‫اما نمی‌تونیم تسلیم بشیم

295
00:12:01,053 --> 00:12:03,305
‫شاید بتونیم با چندتا وکیل
‫و رسانه‌ها صحبت کنیم

296
00:12:03,305 --> 00:12:06,517
‫می‌تونم برم تو صفحه "الکسندریا اوکاسیو کورتز"
‫توییت بزنم بعد شاید اونم با ما یه استریم بزاره
‫[جوان‌ترین نماینده زن کنگره آمریکا]

297
00:12:06,517 --> 00:12:09,186
‫باید به مردم آگاهی بدیم.
‫جوخه بهمون کمک می‌کنه!

298
00:12:09,186 --> 00:12:11,981
‫من دو سال گذشته زندگیم رو برای بقا تلاش کردم

299
00:12:11,981 --> 00:12:15,693
‫و از این بیگانه‌ها و دیوار خسته شدم

300
00:12:15,693 --> 00:12:16,569
‫من دیگه نیستم

301
00:12:16,569 --> 00:12:19,947
‫فقط دلم می‌خواد برم شنبه ها توی بنی‌هانا کار کنم

302
00:12:19,947 --> 00:12:22,700
‫و توی ساحل چهارم بشینم روی یه صخره
‫و غروب آفتاب رو ببینم

303
00:12:22,700 --> 00:12:24,493
‫من باید زندگی کنم، تیم

304
00:12:24,493 --> 00:12:26,495
‫فکر می‌کنم توام همین کار رو باید بکنی

305
00:12:26,495 --> 00:12:28,497
‫نه، نه، شری،
‫نمی‌تونه اینطوری تموم بشه

306
00:12:28,497 --> 00:12:29,582
‫باید باز هم تلاش کنیم

307
00:12:30,082 --> 00:12:31,000
‫نه

308
00:12:31,417 --> 00:12:32,418
‫خدانگهدار

309
00:13:01,405 --> 00:13:03,616
‫خبر‌های بیشتر از گوریل فرار کرده

310
00:13:03,616 --> 00:13:06,076
‫ما اومدیم خونه و متوجه شدم که گوریل وارد خونه ما شده

311
00:13:06,076 --> 00:13:07,912
‫و همه سیگار های ما رو خورده!

312
00:13:07,912 --> 00:13:09,288
‫- خورده؟
‫- خورده!

313
00:13:27,848 --> 00:13:29,391
‫شما مشکلی ندارید، آقا؟

314
00:13:29,391 --> 00:13:31,727
‫چرا دارم، فقط یکی هست
‫که می‌تونه بهم کمک کنه

315
00:13:32,728 --> 00:13:34,772
‫من سوالم درمورد خرید بود،
‫اما حالا هرچی

316
00:13:35,731 --> 00:13:37,441
‫آره، شری برگشت اینجا سرکار

317
00:13:37,441 --> 00:13:39,068
‫اما دیروز دوباره رفت

318
00:13:42,571 --> 00:13:44,240
‫[ساحل چهارم]

319
00:13:53,999 --> 00:13:56,001
‫متوجه شدی همون اندازه قبلیت نیستی؟

320
00:13:56,001 --> 00:13:56,669
‫منظورت چیه؟

321
00:13:56,669 --> 00:13:58,504
‫قبل از اینکه کوچیک بشم،
‫پنج پا و هفت بودم

322
00:13:58,504 --> 00:14:00,297
‫اما الان فقط 5 و نیم هستم

323
00:14:00,297 --> 00:14:03,092
‫حتی بعد از بزرگ شدنم اما بازم بزرگ نشدم

324
00:14:03,092 --> 00:14:05,386
‫آره، منم اندازه پام کوچیک شده

325
00:14:06,428 --> 00:14:07,930
‫قسمتی از ما هنوز اونجاست

326
00:14:08,514 --> 00:14:09,598
‫توی دیوار

327
00:14:10,724 --> 00:14:13,060
‫فکر می‌کردم می‌تونم به زندگی قبلیم برگردم

328
00:14:13,060 --> 00:14:15,563
‫اما هنوزم وقتی آب نبات می‌بینم

329
00:14:15,563 --> 00:14:17,815
‫یا وقتی بچه کوچولو ها با آدم
‫کوچیک ها بازی می‌کنن حالم بد میشه

330
00:14:17,815 --> 00:14:18,524
‫می‌دونم چه حسیه

331
00:14:18,524 --> 00:14:21,235
‫دیروز یکی توی اتوبوس داشت آب نبات می‌خورد

332
00:14:21,235 --> 00:14:22,403
‫و کم مونده بود سرم رو بزنم تو دیوار

333
00:14:22,403 --> 00:14:24,196
‫من اشتباه کردم که تسلیم شدم

334
00:14:24,196 --> 00:14:25,573
‫باید برگردیم

335
00:14:25,573 --> 00:14:28,284
‫باید برگردیم و دیوار رو نجات بدیم

336
00:14:28,284 --> 00:14:30,578
‫من به خودمون ایمان دارم

337
00:14:32,204 --> 00:14:33,372
‫ریشت رو کوتاه کردی

338
00:14:33,372 --> 00:14:35,833
‫آره، کلی حشره و اینا توش گیر کرده بود

339
00:14:35,833 --> 00:14:37,084
‫ازش خوشم میاد

340
00:14:37,084 --> 00:14:39,587
‫چطوری باید انجامش بدیم؟
‫ما دیگه حتی اشعه کوچیک کننده هم نداریم

341
00:14:39,587 --> 00:14:42,047
‫نگران نباش.
‫بابایی یه نقشه‌ای داره

342
00:14:46,969 --> 00:14:49,054
‫نباید یه کاری بکنی که صدات تغییر کنه؟

343
00:14:49,054 --> 00:14:50,890
‫- قبل تو فکرش رو کردم
‫- یه تغییر دهنده صدا!

344
00:14:50,890 --> 00:14:52,057
‫فکر میکردم اینا فقط مال فیلم هاست

345
00:14:52,057 --> 00:14:53,183
‫کاملاً مطمئنم که واقعی هستن

346
00:14:54,727 --> 00:14:58,147
‫- اداره پلیس
‫- گوریل فرار کرده‌ام

347
00:14:58,147 --> 00:15:00,149
‫من توی پارکینگ مورد نظر هستم

348
00:15:00,149 --> 00:15:02,234
‫فقط پلیس کم دارم!

349
00:15:02,234 --> 00:15:04,987
‫اوه لعنتی!
‫بچه، گوریله توی جای مورد نظر ـه

350
00:15:08,240 --> 00:15:09,408
‫نوبت توئه

351
00:15:14,121 --> 00:15:15,080
‫آسون بود

352
00:15:15,080 --> 00:15:16,582
‫پلیس ها حتی در هیچی رو قفل هم نمی‌کنن

353
00:15:16,582 --> 00:15:19,168
‫تیم، نقشه‌ات خیلی آسون و درخشان بود!

354
00:15:19,168 --> 00:15:21,253
‫یه چیزی دم دستی بود، تازه کجاشو دیدی

355
00:15:21,253 --> 00:15:23,797
‫جفتشون رو آوردم.
‫اما شاتگان برای چیه؟

356
00:15:23,797 --> 00:15:25,841
‫بجز اینکه باعث میشه عین روانی ها به نظر برسیم!

357
00:15:25,841 --> 00:15:26,800
‫خواهی دید

358
00:15:27,760 --> 00:15:31,221
‫خب انتظارش رو نداشتم، اما لابستر بل
‫غذاش خوب بود

359
00:15:31,221 --> 00:15:33,098
‫که میشه ترکیب "رد لابستر" و "تاکوبل"
‫[دو رستوران رنجیره‌ای]

360
00:15:33,098 --> 00:15:35,851
‫دفعه بعد هم بهم گوش بده.
‫من جاهای ترکیبی خوب رو می‌شناسم

361
00:15:35,851 --> 00:15:38,646
‫خب، به نظر من رستوران دل لابستر لوکو بهتره

362
00:15:38,646 --> 00:15:40,105
‫یا خدا

363
00:15:40,105 --> 00:15:41,273
‫- شما آدما دیگه کی هستید؟
‫- خفه

364
00:15:41,273 --> 00:15:45,027
‫هرکار می‌کنم رو بکن وگرنه مغز این
‫حباب آبی رو می‌ترکونم، فهمیدی؟

365
00:15:45,027 --> 00:15:47,488
‫ادامه بده! شلیک کن!
‫اون برای ما مهم نیست!

366
00:15:47,488 --> 00:15:49,698
‫اوه خدایا، نه!
‫داشتم لاف می‌زدم

367
00:15:49,698 --> 00:15:51,659
‫لطفاً به پوپا شلیک نکن!
‫لاف رقت انگیزی زدم!

368
00:15:51,659 --> 00:15:53,452
‫اوه لعنت بهش!
‫آدمای دیواری

369
00:15:53,452 --> 00:15:54,870
‫آدم های دیواری چین دیگه؟

370
00:15:54,870 --> 00:15:56,497
‫طبقه بالا. همه.
‫حالا!

371
00:15:57,039 --> 00:15:57,998
‫این چیه؟

372
00:15:57,998 --> 00:16:00,125
‫شما آدم ها رو کوچیک می‌کردید و می‌کردنشون توی دیوار؟

373
00:16:00,125 --> 00:16:01,418
‫اوه، قانون ها رو می‌گی!

374
00:16:01,418 --> 00:16:03,087
‫منظورم اینه، نه، بد ـه.
‫شما نباید این کار رو بکنید

375
00:16:03,087 --> 00:16:05,881
‫ساکت. شما دوتا دیوار رو باز می‌کنید
‫و همه رو آزاد می‌کنید

376
00:16:05,881 --> 00:16:07,675
‫- این کار رو نکن، تیم
‫- تو...

377
00:16:07,675 --> 00:16:09,551
‫- تو اسم من رو می‌دونی؟
‫- معلومه که می‌دونم

378
00:16:09,551 --> 00:16:11,470
‫من و جسی همه چیز رو درمورد تو می‌دونیم.
‫تو انسان مورد علاقه مایی

379
00:16:11,470 --> 00:16:12,554
‫من اینجام ها

380
00:16:12,554 --> 00:16:13,722
‫دفعه اول کوچیکت کردم

381
00:16:13,722 --> 00:16:15,724
‫فقط واسه اینکه توی لولو برگر یه
‫لباس قرمز پوشیده بودی

382
00:16:15,724 --> 00:16:17,851
‫دیدم که چطور از هیچی
‫تبدیل به قهرمان شدی

383
00:16:17,851 --> 00:16:19,895
‫دیدم دوک چطوری تو رو زندونی
‫و شکنجه کرد

384
00:16:19,895 --> 00:16:22,189
‫دیدیم چطوری نوشته های تو
‫الهام بخش یک انقلاب شد

385
00:16:22,189 --> 00:16:25,484
‫ما دیدیم تو چطوری از دیوار در مقابل
‫حقیقت اتان دفاع کردی

386
00:16:25,484 --> 00:16:28,112
‫ما تمام چیزایی که تو تحمل کردی
‫و به پایان رسوندیشون رو دیدیم

387
00:16:28,112 --> 00:16:30,739
‫دیدین که من و ژان پیر به هم پشت کردیم

388
00:16:30,739 --> 00:16:32,616
اما توی زندان زیر چشی هوای هم رو داشتیم؟

389
00:16:32,616 --> 00:16:33,158
‫اوه آره

390
00:16:33,158 --> 00:16:35,285
‫تیم، می‌دونی که ممکنه باز کردن دیوار اشتباه باشه

391
00:16:35,285 --> 00:16:38,122
‫چون اگه با خودت صادق باشی،
‫می‌بینی که هرکی که توی دیواره

392
00:16:38,122 --> 00:16:40,165
‫دقیقاً باید همونجا بمونه

393
00:16:40,165 --> 00:16:42,084
‫- حتی تو
‫- و تو

394
00:16:43,669 --> 00:16:45,170
‫گمشو  بابا گریدو کوچولو

395
00:16:58,267 --> 00:17:00,978
‫تاحالا تو زندگیم انقد حالی به حالی نشده بودم

396
00:17:11,488 --> 00:17:13,574
‫خیلی خب همگی، یکی یکی

397
00:17:29,506 --> 00:17:30,758
‫همه بزرگ شدن

398
00:17:30,758 --> 00:17:32,843
‫- بلاخره تموم شد
‫- تقریباً

399
00:17:32,843 --> 00:17:34,553
‫یه چیز دیگه هم هست

400
00:17:35,012 --> 00:17:36,472
‫برو بیرون، شری

401
00:17:36,472 --> 00:17:38,474
‫- نمی‌خوای این رو ببینی
‫- متوجه‌ام

402
00:17:40,309 --> 00:17:43,479
‫فکر می‌کنید می‌تونید با آدم ها جوری رفتار کنید
‫که انگار فقط یه نقش کوچولو توی یه نمایش هستن؟

403
00:17:43,479 --> 00:17:45,814
‫جوری که انگار ما زندگی نداریم، هان؟

404
00:17:45,814 --> 00:17:47,191
‫بزار ببینم خودتون خوشتون میاد

405
00:17:50,611 --> 00:17:52,613
‫اوه

406
00:17:52,613 --> 00:17:55,074
‫نمی‌تونی ما رو اینجا ول کنی!
‫چطوری زنده بمونیم؟

407
00:17:55,074 --> 00:17:56,033
‫بیا اینم یه آب نبات

408
00:17:56,033 --> 00:17:58,535
‫اگه صرفه جویی کنید، ممکنه
‫تا یک ماه هم بره

409
00:18:06,418 --> 00:18:08,003
‫حالا دیگه تموم شد

410
00:18:08,003 --> 00:18:10,422
‫یادته وقتی از دیوار اومدیم بیرون
‫بهم چی گفتی؟

411
00:18:10,422 --> 00:18:12,549
‫همه اینا باید اتفاق می‌افتاد
‫تا ما رو به هم برسونه

412
00:18:13,759 --> 00:18:16,220
‫گوریل فراری که سوار کاراکتر ماموت
‫از سریال تاندرکتز شده؟

413
00:18:16,220 --> 00:18:19,348
‫درسته، تیم. اومدم برای یه
‫ماموریت جدید استخدامت کنم

414
00:18:19,348 --> 00:18:22,309
‫هر دوی ما باید برای حمله به مقبره
‫به آمریکای مرکزی بریم

415
00:18:22,309 --> 00:18:24,103
‫ما فقط تا موقع هم تراز شدن سیاره ها وقت داریم

416
00:18:24,103 --> 00:18:26,438
‫و من یک دفترچه از پدرم بهم رسیده
‫که پر از راز ـه!

417
00:18:26,438 --> 00:18:28,982
‫خیلی پیچیده ست و همین حالا باید بریم!

418
00:18:28,982 --> 00:18:30,234
‫حالا؟
‫نمی‌دونم...

419
00:18:30,234 --> 00:18:32,027
‫نمی‌دونم چرا درنگ می‌کنی

420
00:18:32,027 --> 00:18:34,071
‫نکنه فکر کردی ماجراجویی هات تموم شده

421
00:18:34,071 --> 00:18:35,155
‫شدن دیگه، مگه نه؟

422
00:18:35,155 --> 00:18:37,324
‫نه، تازه شروع شدن

423
00:18:37,324 --> 00:18:38,742
‫واو!
‫شری هم می‌تونه بیاد؟

424
00:18:38,742 --> 00:18:39,743
‫پس روی من حساب کن، گوریل!

425
00:18:40,452 --> 00:18:42,287
‫بیا، یکم سیگار بخور

426
00:18:42,287 --> 00:18:43,664
‫برای پرواز نیاز به انرژی داری

427
00:18:44,748 --> 00:18:46,625
‫واوووو!

428
00:18:49,795 --> 00:18:51,797
‫- واوووو!
‫- داریم از دستش می‌دیم

429
00:18:53,215 --> 00:18:55,551
‫- داریم از دستش می‌دیم
‫- چی؟ کی رو؟

430
00:18:55,551 --> 00:18:56,969
‫این آسمون چش شده؟

431
00:18:56,969 --> 00:18:59,179
‫این همون نوره ست که آخر فیلم
‫یادآوری مطق بود؟

432
00:18:59,179 --> 00:19:01,682
‫فکرش رو نکن!
‫خوش بگذرون!

433
00:19:02,975 --> 00:19:04,768
‫داریم از دستش می‌دیم!

434
00:19:05,394 --> 00:19:06,728
‫داریم از دستش می‌دیم!

435
00:19:06,728 --> 00:19:08,939
‫چشاش هنوز داره زیر پلک هاش
‫تکون می‌خوره، می‌بینی؟

436
00:19:08,939 --> 00:19:10,732
‫احتمالاً همینطوری که مغرش درحال مردنه

437
00:19:10,732 --> 00:19:13,986
‫داره یه توهم "اینا همش خیال بود" رو تجربه می‌کنه

438
00:19:13,986 --> 00:19:17,281
‫گوریل... ماموت...
‫سیگار...

439
00:19:17,281 --> 00:19:19,449
‫شنیدی؟ اینم یکی از مراحل مردن مغر ـه

440
00:19:19,449 --> 00:19:21,660
‫خب، این راستش کردنش ثابت می‌کنه که مغز نداره

441
00:19:24,621 --> 00:19:27,207
‫بــیـــب

442
00:19:27,207 --> 00:19:30,294
‫اون مُرده. سرب بیش از حد بوده

443
00:19:30,294 --> 00:19:33,964
‫بــــیــــب

444
00:19:35,924 --> 00:19:37,843
‫لعنت. می‌خواستم تقاص جنایتش رو بده

445
00:19:37,843 --> 00:19:40,846
‫اما اون درست مثل همیشه
‫ازش طفره رفت

446
00:19:42,806 --> 00:19:44,975
‫در نگاهی به گذشته، میفهمیم ممکنه پر کردن خونش

447
00:19:44,975 --> 00:19:47,144
‫از مایع لنز طبی کار درستی نبود

448
00:19:47,144 --> 00:19:49,104
‫اما هی، آدم زنده ست که یاد بگیره

449
00:20:14,963 --> 00:20:16,673
‫حالا چه اتفاقی می‌افته؟

450
00:20:27,976 --> 00:20:30,687
‫آه، هولو

451
00:20:30,687 --> 00:20:33,607
‫باید یکم از بیکار بودن مرخصی بگیرم

452
00:20:33,607 --> 00:20:35,150
‫و منم یه لکسوس می‌خوام
