﻿1
00:00:02,460 --> 00:00:05,213
‫تری، اگه اون همه وقت تلف نمی‌کردی
‫که کدوم قرص جوشان رو بیاری،

2
00:00:05,213 --> 00:00:06,631
‫تا الآن رسیده بودیم رستوران تاکو بل.

3
00:00:06,631 --> 00:00:09,634
‫خودتم می‌دونی برنامۀ «سلامت بیشتر» تاکو بل
‫سالی یک بار برگزار می‌شه.

4
00:00:09,634 --> 00:00:11,636
‫فقط چندتا قرص جوشان و نوشیدنی مانتین‌دیو
‫با طعم مختلف آوردم.

5
00:00:11,636 --> 00:00:13,346
‫ای بابا، برنامۀ «میز سرآشپز» رو نمی‌بینی‌ها.

6
00:00:13,346 --> 00:00:16,599
‫خدا کنه بطری سس تندها رو
‫از قلم ننداخته باشیم.

7
00:00:16,599 --> 00:00:19,185
‫اگه این بار هم بشنوم که تبلیغ
‫«امروز اینجا، رفته تامال» پخش شده،

8
00:00:19,185 --> 00:00:22,605
‫ایمانم رو نسبت به فداکاری‌هایی که
‫تیم تبلیغاتی تاکوبل می‌کنه رو از دست می‌دم.

9
00:00:23,106 --> 00:00:26,109
‫ظاهراً چند هفته‌ای هست که
‫ماشین گلن همین‌جوری خراب افتاده.

10
00:00:26,109 --> 00:00:29,529
‫باشه تا یاد بگیره که رفتگرهای خیابون
‫با جاروهای آهنی به این حوزه حکومت می‌کنن.

11
00:00:29,529 --> 00:00:32,198
‫آره، ولی شاید علت اینکه
‫ماشینش رو جابه‌جا نکرده...

12
00:00:32,198 --> 00:00:34,409
‫اینه که شما دو نفر فرستادینش فضا!

13
00:00:34,409 --> 00:00:37,871
‫می‌دونین دیگه، سر همون ماجرای
‫شیشه نوشیدنی طرح جمجمه.

14
00:00:37,871 --> 00:00:40,165
‫چی؟ کدوم رو می‌گی اصلاً؟
‫من که چنین چیزی یادم نیست.

15
00:00:40,165 --> 00:00:42,125
‫چطوری یادت نیست کسی رو
‫پرت کردی فضا؟

16
00:00:42,125 --> 00:00:43,209
‫ناسلامتی مسئلۀ مهمیه.

17
00:00:43,209 --> 00:00:45,170
‫اصلا هم نیست، من همیشه
‫چیز میز پرت می‌کنم توی فضا.

18
00:00:45,170 --> 00:00:46,212
‫از خداته که بتونی چیز میز...

19
00:00:46,212 --> 00:00:48,214
‫خفه‌شو تا خودتم پرت نکردم فضا!

20
00:00:48,214 --> 00:00:49,549
‫من نمی‌خواستم توی این مأموریت باشم!

21
00:00:49,549 --> 00:00:50,592
‫جفتتون بس کنید.

22
00:00:50,592 --> 00:00:52,635
‫قراره مثل خانواده بریم تاکو بل.

23
00:00:52,635 --> 00:00:55,180
‫قرار بوده شادترین روز این هفته باشه،
‫ولی شما دارین خرابش می‌کنین.

24
00:00:55,180 --> 00:00:58,183
‫ولی به‌نظرتون گلن
‫اون بالا توی فضا حالش خوبه؟

25
00:00:58,183 --> 00:00:59,392
‫«اون بالا» نداریم.

26
00:00:59,392 --> 00:01:01,561
‫زمین توی فضاست،
‫سگ‌ها توی فضان،

27
00:01:01,561 --> 00:01:03,605
‫خودمون توی فضاییم،
‫گلن هم توی فضاست.

28
00:01:03,605 --> 00:01:04,773
‫انقدر بزرگش نکنید.

29
00:01:04,773 --> 00:01:07,108
‫آره، منم دیگه نمی‌خوام
‫چیزی درمورد گلن بشنوم.

30
00:01:33,927 --> 00:01:36,846
‫[جهان نقره‌ای یک]

31
00:01:44,896 --> 00:01:46,356
‫[مقر فرماندهی پلیس نقره‌ای]

32
00:02:00,870 --> 00:02:03,957
‫آهای! آهای! یکی بیاد آزادم کنه!
‫این مسخره‌بازی‌ها چیه؟

33
00:02:03,957 --> 00:02:06,417
‫من انقدری با مامان پیر و معتادم
‫سریال «نظم و قانون» رو دیدم،

34
00:02:06,417 --> 00:02:07,627
‫که بدونم حق تماس گرفتن دارم.

35
00:02:07,627 --> 00:02:10,839
‫توروخدا دیگه! آخه من آدمم!
‫اصلاً اهل اینجا نیستم.

36
00:02:10,839 --> 00:02:14,259
‫اینجا رو باش. از نژاد بشر انسانی هستی، نه؟

37
00:02:14,259 --> 00:02:16,803
‫آره! وای خدایا شکرت.
‫لطفاً آزادم کن بیام بیرون.

38
00:02:16,803 --> 00:02:19,681
‫یوهو! یه آدم واقعی و زنده گیرمون افتاده.

39
00:02:19,681 --> 00:02:20,807
‫باورم نمی‌شه انگلیسی بلدی!

40
00:02:20,807 --> 00:02:24,435
‫انگلیسی؟ نه. زره نقره‌ای من
‫زبانم رو به زبان انسانی ترجمه می‌کنه.

41
00:02:24,435 --> 00:02:25,979
‫پس من چطوری می‌فهمم چی می‌گی؟

42
00:02:25,979 --> 00:02:27,939
‫اصلاً چرا وسایل انسانی دارین؟
‫مثل اون کلاه و گیتار.

43
00:02:27,939 --> 00:02:29,065
‫چپه شو ببینم.

44
00:02:29,065 --> 00:02:31,401
‫چطوری این همه راه تا این کهکشان اومدی؟

45
00:02:31,401 --> 00:02:34,362
‫همسایۀ بی‌شعورم بدون هیچ دلیلی
‫منو پرت کرد توی این کهکشان.

46
00:02:34,362 --> 00:02:35,488
‫من جام اینجا نیست.

47
00:02:35,488 --> 00:02:37,031
‫قیافه‌شون شبیه اینا بود.

48
00:02:37,031 --> 00:02:38,158
‫شلورپی بودن.

49
00:02:38,158 --> 00:02:41,911
‫اونا مثل کپک سمی روی سردوش
‫حموم خوابگاه دانشجویی همه‌جا پخش می‌شن.

50
00:02:41,911 --> 00:02:43,913
‫گوش کن بچه‌جون،
‫مشخصه مجرم نیستی.

51
00:02:43,913 --> 00:02:46,499
‫صرفاً توی زمان و مکان اشتباهی بودی.

52
00:02:46,499 --> 00:02:49,127
‫آره، دقیقا همینه! ممنون.
‫دستتون درد نکنه.

53
00:02:49,127 --> 00:02:51,379
‫گلن از زمین، نگران هیچی نباش.

54
00:02:51,379 --> 00:02:53,631
‫به عدالتی که لایقش هستی، می‌رسی.

55
00:02:53,631 --> 00:02:58,344
‫شلورپی‌ها به نفعشونه با
‫پلیس‌های نقره‌ای در نیفتن!

56
00:03:08,062 --> 00:03:09,647
‫- حالت خوبه؟
‫- نه زیاد.

57
00:03:09,647 --> 00:03:13,067
‫اومدیم توی ماکت خونۀ ساینفیلد یومیلاک.
‫دقیقاً اومدیم ته دیوار.

58
00:03:13,067 --> 00:03:14,777
‫حداقل دیگه جای دیگه‌ای سقوط نمی‌کنیم.

59
00:03:14,777 --> 00:03:16,362
‫راه خروج اینجا رو بلدم. موقعی که...

60
00:03:16,362 --> 00:03:17,363
‫هیس!

61
00:03:17,363 --> 00:03:18,573
‫دیوار ساینفیلده.

62
00:03:19,782 --> 00:03:21,659
‫گندش بزنن، پشه‌ست.
‫همه‌جا هستن.

63
00:03:21,659 --> 00:03:22,952
‫صدات در نیاد.

64
00:03:23,328 --> 00:03:25,079
‫کرم حشرۀ کوفتی!

65
00:03:26,623 --> 00:03:29,542
‫گندش بزنن! پشه‌ها از نوزادهاشون
‫محافظت می‌کنن! فرار کن!

66
00:03:35,757 --> 00:03:38,092
‫یعنی که چی؟

67
00:03:41,429 --> 00:03:42,805
‫بوی روغن سیترونلاست؟

68
00:03:42,805 --> 00:03:44,766
‫شری، اونجا رو ببین.
‫پایین سوراخ بوهوئه.

69
00:03:44,766 --> 00:03:45,934
‫با ژتون بستنش.

70
00:03:45,934 --> 00:03:47,268
‫وای خدا، این ژتون‌ها رو یادته؟

71
00:03:47,268 --> 00:03:49,395
‫- عه، نه.
‫- بازی زمان ما بود دیگه.

72
00:03:49,395 --> 00:03:50,897
‫مثل نسخۀ دهۀ نود بازی مرمر بوده.

73
00:03:50,897 --> 00:03:53,316
‫لابد سرم پیش پسرهای خوشگل گرم بود
‫که بازی نمی‌کردم.

74
00:03:53,316 --> 00:03:55,693
‫وایستا ببینم، توی دهۀ نود زدگی می‌کردی؟
‫مگه چند سالته تو؟

75
00:03:55,693 --> 00:03:58,154
‫اینجا رو ببین، می‌تونیم این
‫نوارچسب رو بکنیم.

76
00:03:58,154 --> 00:04:01,407
‫بالأخره روزنۀ امیدی توی این
‫تونل مسخره پیدا کردیم.

77
00:04:08,498 --> 00:04:10,500
‫اون شمعه سوت زد؟

78
00:04:20,176 --> 00:04:22,553
‫به منزل حقیر من خوش اومدین.

79
00:04:22,553 --> 00:04:25,014
‫وای خدا. توی شمع فرو رفته.

80
00:04:25,014 --> 00:04:27,809
‫قدیما مدیرعامل شرکت
‫مخابراتی ای‌تی‌و‌تی بودم،

81
00:04:27,809 --> 00:04:31,604
‫بعدش همراه موش وفادارم کشاورزی کردم.

82
00:04:31,604 --> 00:04:34,941
‫الآنم پادشاه سوسک‌ها هستم!

83
00:04:34,941 --> 00:04:38,486
‫پشه‌ها رو می‌گی؟ وایستا ببینم.
‫نکنه سوسک هم هستن؟

84
00:04:38,486 --> 00:04:41,114
‫همیشه ارتباط خاصی با حیوانات می‌گرفتم.

85
00:04:41,114 --> 00:04:45,618
‫می‌تونم با فوت کردن جمجمۀ یکی‌شون،
‫ارتش حشرات خودم رو کنترل کنم.

86
00:04:45,618 --> 00:04:48,663
‫زبانشون رو شبیه‌سازی می‌کنه. بنگرید!

87
00:04:49,706 --> 00:04:51,374
‫یا خدا، این یارو پاک خل شده.

88
00:04:51,374 --> 00:04:54,085
‫الآن دیگه بیشتر سیتنرونلاست
‫تا اینکه آدم باشه.

89
00:04:54,085 --> 00:04:56,587
‫واقعاً پادشاهی قشنگی دست و پا کردین.

90
00:04:56,587 --> 00:04:59,424
‫ما هم دیگه رفع زحمت می‌کنیم.

91
00:04:59,424 --> 00:05:01,092
‫نه!

92
00:05:01,092 --> 00:05:03,303
‫گونۀ شما زندگی منو نابود کرد!

93
00:05:03,303 --> 00:05:07,807
‫عاشق انبار چوب‌بستنیم بودم،
‫تازه مالی هم پیشم بود.

94
00:05:07,807 --> 00:05:11,519
‫ولی جنگ دیواری شما باعث مرگش شد!
‫اونی که هیچ گناهی نداشت!

95
00:05:11,519 --> 00:05:13,313
‫اون روز همه‌مون یکی رو از دست دادیم.

96
00:05:13,313 --> 00:05:16,649
‫ولی اون آدم نبود، موش بود!

97
00:05:16,649 --> 00:05:20,028
‫شما ازم جداش کردین، حالا منم
‫چنین کاری باهاتون می‌کنم.

98
00:05:20,028 --> 00:05:21,821
‫یعنی موشمون رو می‌گیری؟

99
00:05:21,821 --> 00:05:23,573
‫جونتون رو می‌گیرم!

100
00:05:35,084 --> 00:05:37,337
‫پلیس‌های نقره‌ای از کل منطقه محافظت می‌کنن.

101
00:05:37,337 --> 00:05:41,716
‫مثل انجمن برادری متشکل از
‫فضایی‌هایی از سیارات مختلف.

102
00:05:41,716 --> 00:05:43,176
‫دستت چطوره گلمرجمر؟

103
00:05:43,176 --> 00:05:44,969
‫ندیدی طرف مقابل چه کتکی ازم خورد.

104
00:05:44,969 --> 00:05:46,971
‫پسر، عجب دوکون دستگاهی دارین.

105
00:05:46,971 --> 00:05:50,516
‫وای وای، شمشیرهای لیزری هم دارین؟
‫از اون دستگاه‌های علمی تخیلی خفن؟

106
00:05:50,516 --> 00:05:54,103
‫لایت‌سیبر؟ یا ماشین زمان؟
‫یا مثلاً تخت خواب مصنوعی؟

107
00:05:54,103 --> 00:05:55,229
‫به این چیزها نیازی نداریم.

108
00:05:55,229 --> 00:05:58,441
‫زره نقره‌ای قوی‌ترین سلاح دنیاست.

109
00:05:58,441 --> 00:06:01,819
‫نقریان باستان این سلاح رو
‫از جریان نقرۀ خالصی...

110
00:06:01,819 --> 00:06:03,363
‫که از آبشار نقره سرازیره، درست کردن.

111
00:06:03,363 --> 00:06:06,407
‫فقط کسانی که قلب پاکی داشته باشن
‫می‌تونن باهاش کار کنن.

112
00:06:06,407 --> 00:06:08,409
‫چماق، اسلحه، قهوه برای خرید بیرون‌بر،

113
00:06:08,409 --> 00:06:09,911
‫با زره نقره‌ای می‌شه همه‌اش رو درست کرد.

114
00:06:09,911 --> 00:06:11,704
‫پس شما مثل اعضای فانوس سبز هستین.

115
00:06:11,704 --> 00:06:13,831
‫- چی‌چی؟
‫- فانوس سبز. داستان مصوره.

116
00:06:13,831 --> 00:06:15,458
‫پلیس‌های میان کهکشانی داره.
‫با حلقه‌های جادویی.

117
00:06:15,458 --> 00:06:18,711
‫نه، این که مسخره‌ست.
‫داستان ما فرق داره، خیلی خفن‌تریم.

118
00:06:18,711 --> 00:06:21,172
‫بگذریم، اینجا باتری نقره‌ای تعبیه شده،

119
00:06:21,172 --> 00:06:24,634
‫که زره نقره‌ای ما رو با خوندن
‫شعری باستانی شارژ می‌کنه.

120
00:06:24,634 --> 00:06:25,635
‫خفن.

121
00:06:26,052 --> 00:06:27,887
‫حاضری جزوی از ما بشی؟

122
00:06:27,887 --> 00:06:30,056
‫جزوتون بشم؟ یعنی...

123
00:06:30,056 --> 00:06:33,476
‫یعنی دارم پیشنهاد کاری می‌دم
‫که پلیس نقره‌ای بشی.

124
00:06:33,476 --> 00:06:36,104
‫ولی من آدم عادی هستم.
‫که می‌خواد برگرده سیارۀ خودش.

125
00:06:36,104 --> 00:06:37,897
‫من که دنبال شغل توی فضا نیستم.

126
00:06:37,897 --> 00:06:39,732
‫کهکشان بهت نیاز داره، گلن!

127
00:06:39,732 --> 00:06:43,361
‫از تمامی موجودات جهان در این قوا هست،
‫به جز یک نسل.

128
00:06:43,361 --> 00:06:44,904
‫- یعنی ایتالیایی‌ها؟
‫- یعنی انسان‌ها!

129
00:06:44,904 --> 00:06:47,323
‫انسان‌ها توانایی بخصوصی دارن...

130
00:06:47,323 --> 00:06:49,575
‫که هیچ فضایی در کهکشان اون رو نداره.

131
00:06:49,575 --> 00:06:50,952
‫آره، می‌تونیم بیت‌باکس بزنیم!

132
00:06:54,664 --> 00:06:58,084
‫نه، شما بصیرت دارین، غریزه دارین!
‫می‌تونین غریزه‌تون رو دنبال کنید.

133
00:06:58,084 --> 00:06:59,585
‫شهرت انسان‌ها به خاطر همینه!

134
00:06:59,585 --> 00:07:02,588
‫آره بابا، مثل اینکه من می‌دونم
‫توئیت یک خانم چقدر بهتر می‌شه،

135
00:07:02,588 --> 00:07:03,589
‫اگه بهشون توضیح بدم.

136
00:07:03,589 --> 00:07:08,678
‫دقیقاً، دمت گرم! هیچی نشده این
‫بصیرت انسانیت در بهترین حالت ممکنه.

137
00:07:08,678 --> 00:07:12,640
‫ببین، زندگی نقره‌ای به‌درد هرکسی نمی‌خوره،
‫ولی نیروهای شیطانی همه‌جا هستن.

138
00:07:12,640 --> 00:07:16,018
‫قدرت‌های تو شدیداً به این قوا کمک می‌کنه.

139
00:07:16,018 --> 00:07:17,145
‫نظرت چیه؟

140
00:07:17,145 --> 00:07:19,147
‫نظرم... اینه!

141
00:07:22,024 --> 00:07:24,652
‫عه، منظورم آره بود.
‫پلیس نقره‌ای می‌شم. باشه.

142
00:07:28,531 --> 00:07:31,325
‫جوخۀ نقره، می‌خواستم شما رو با
‫جدیدترین عضومون آشنا کنم.

143
00:07:31,325 --> 00:07:32,660
‫گلن از زمین.

144
00:07:32,660 --> 00:07:34,954
‫- وای خدا، آدمه؟
‫- یه آدم قراره بشه پلیس نقره‌ای؟

145
00:07:34,954 --> 00:07:36,289
‫اومده جهان نقره‌ای؟

146
00:07:36,289 --> 00:07:38,624
‫گلن، ایشون اسمش ونترزه.
‫دست راست خودمه.

147
00:07:38,624 --> 00:07:42,253
‫رفقام بهم می‌گن ترز.
‫خانم‌ها هم... ازم سیر نمی‌شن.

148
00:07:43,421 --> 00:07:45,506
‫گلورگاکس، متخصص همدست خودم.

149
00:07:45,506 --> 00:07:47,508
‫بیشتر می‌شه هم‌پنجۀ خودت.

150
00:07:48,009 --> 00:07:50,052
‫مگه می‌شه پولو رو از قلم انداخت؟

151
00:07:50,052 --> 00:07:52,388
‫- وقت ژله‌ست؟
‫- الآن نه، رفیق کوچولو.

152
00:07:52,388 --> 00:07:53,431
‫پوبو.

153
00:07:53,431 --> 00:07:55,475
‫شوخیت گرفته، لون‌سان؟

154
00:07:55,475 --> 00:07:58,019
‫انسان جماعت نمی‌تونه وزن
‫عدالت نقره‌ای رو تحمل کنه.

155
00:07:58,019 --> 00:07:59,854
‫کارتل نمک زنده‌زنده می‌خورنش!

156
00:07:59,854 --> 00:08:03,316
‫کروموس، من بصیرت این انسان رو
‫به چشم خودم دیدم. توانایی خاص داره.

157
00:08:03,316 --> 00:08:05,568
‫مزخرفه. صرفاً چون غریزۀ انسانی داره...

158
00:08:05,568 --> 00:08:07,862
‫دلیل نمی‌شه قلبش برای پوشیدن
‫زره نقره‌ای پاک باشه.

159
00:08:07,862 --> 00:08:09,739
‫- به‌نظرم هست.
‫- عمراً اگه باشه.

160
00:08:09,739 --> 00:08:12,241
‫می‌خوای آزمایشش کنیم، همکار خان؟

161
00:08:33,471 --> 00:08:34,847
‫خب، بریم زره رو تنت کنیم.

162
00:08:34,847 --> 00:08:36,057
‫نه، نظرم عوض شد!

163
00:08:36,057 --> 00:08:38,226
‫می‌خوام برگردم زمین و
‫از همسایه‌ام بابت اینکه...

164
00:08:38,226 --> 00:08:39,268
‫پرتم کرد فضا، شکایت کنم.

165
00:08:39,268 --> 00:08:40,937
‫بذار ترسوخان بره خونه.

166
00:08:40,937 --> 00:08:43,356
‫دیدی گفتم جربزۀ کافیش رو نداره؟

167
00:08:43,356 --> 00:08:45,441
‫آخه من اگه می‌دونستم زمین کجاست،

168
00:08:45,441 --> 00:08:47,527
‫خیلی وقت پیش انسان پیدا می‌کردم.

169
00:08:47,527 --> 00:08:49,028
‫ولی نمی‌دونم کجاست و
‫تا حالا پیداش نکردم.

170
00:08:49,028 --> 00:08:51,781
‫حالا اگه می‌خوای دلی به دریا بزنی و...

171
00:08:51,781 --> 00:08:54,909
‫راه خونه رو پیدا کنی،
‫بهتره زره نقره‌ای رو تنت کنی.

172
00:09:01,916 --> 00:09:02,917
‫وای! گندش بزنن!

173
00:09:09,298 --> 00:09:10,883
‫وای، احساس قدرت می‌کنم.

174
00:09:10,883 --> 00:09:12,677
‫انگار رضایت پدرم رو گرفتم!

175
00:09:12,677 --> 00:09:15,721
‫تصور کن چقدر پدرت بعد دیدن این
‫احساس افتخار کنه.

176
00:09:15,721 --> 00:09:18,015
‫بدجوری بهم افتخار می‌کنه.
‫پدرم عاشق اسلحه بود.

177
00:09:18,015 --> 00:09:19,892
‫همیشه شب‌ها بیدار می‌موند،
‫یه اسلحه می‌ذاشت رو پاش،

178
00:09:19,892 --> 00:09:21,394
‫به دور خیره می‌شد.

179
00:09:21,394 --> 00:09:22,395
‫عجب آدمی بود.

180
00:09:27,483 --> 00:09:30,778
‫گندش بزنن. یه دقیقه اجازه بدین.
‫دفعه اولمه.

181
00:09:30,778 --> 00:09:35,658
‫زره نقره‌ای با اعتماد به خود قدرتمند می‌شه.

182
00:09:35,658 --> 00:09:38,369
‫هرچقدر که زره بیشتر پاکی تو رو شناسایی کنه،

183
00:09:38,369 --> 00:09:40,162
‫قدرت‌های بیشتری آزاد می‌کنه.

184
00:09:40,162 --> 00:09:42,415
‫پاکی، متوجه شدم. باید پاک باشم.

185
00:09:46,961 --> 00:09:49,213
‫گفتم این احمق در این حد نیست.

186
00:09:49,213 --> 00:09:51,674
‫ولش کنید بره.
‫عمراً اگه پلیس نقره‌ای بشه.

187
00:09:54,802 --> 00:09:56,137
‫این کارهات واسه چیه؟

188
00:09:56,137 --> 00:09:57,930
‫مجبور نیستی توی شمع زندگی کنی.

189
00:09:57,930 --> 00:09:59,807
‫می‌تونیم کمکت کنیم که
‫به طبقات بالای دیوار بری.

190
00:09:59,807 --> 00:10:01,892
‫چند روز پیش جسی بهمون
‫آب گازدار داد، خیلی خوشمزه‌ست.

191
00:10:01,892 --> 00:10:03,060
‫آب گازدار چیز مسخره‌ایه.

192
00:10:03,060 --> 00:10:04,145
‫مزه‌اش عجیبه به کنار،

193
00:10:04,145 --> 00:10:05,855
‫کربن دی‌اکسید داخلش
‫گند میزنه به دندون‌های آدم.

194
00:10:05,855 --> 00:10:08,399
‫بماند که من از نسل بشر متنفرم!

195
00:10:08,399 --> 00:10:10,067
‫مگه ما با تو چی کار کردیم؟

196
00:10:10,067 --> 00:10:13,321
‫من همه‌چیزم رو پای جنگ شما دادم،
‫که تهش چی بشه؟

197
00:10:13,321 --> 00:10:15,281
‫که از تیم دروغ‌های بیشتر بشنوم؟

198
00:10:15,281 --> 00:10:17,491
‫قتل‌هایی که تو لاپوشونی کردی؟

199
00:10:17,491 --> 00:10:18,784
‫اینکه مرگت رو جعل کردی؟

200
00:10:18,784 --> 00:10:21,120
‫من که جعلش نکردم، صرفاً...

201
00:10:21,120 --> 00:10:24,415
‫نمی‌خواد توضیح بدی.
‫توضیحاتت قرار نیست منو از...

202
00:10:24,415 --> 00:10:26,792
‫پاک کردن طبقات بالای دیوار پشیمون کنه.

203
00:10:26,792 --> 00:10:29,128
‫اومده بودم اینجا که بگردم
‫دنبال بقایای مالی،

204
00:10:29,128 --> 00:10:33,716
‫ولی عوضش آب راکدی رو پیدا کردم
‫که شما به خودتون زحمت ندادین تمیزش کنید!

205
00:10:33,716 --> 00:10:37,303
‫می‌دونستین توی در بطری‌های آب
‫صدتا تخم پشه رشد می‌کنه؟

206
00:10:37,303 --> 00:10:40,348
‫به این ترتیب موفق شدم
‫ارتشی از حشرات درست کنم،

207
00:10:40,348 --> 00:10:43,184
‫تا زمانی از طریق اون
‫سوراخ بوهو بفرسمشون به طبقات بالا،

208
00:10:43,184 --> 00:10:45,269
‫که با کشتن نیمی از زنان و مردان،

209
00:10:45,269 --> 00:10:47,772
‫عدل و برابری رو برای دیوار به ارمغان بیارم!

210
00:10:48,856 --> 00:10:50,775
‫پس عملاً داری ادای تانوس رو درمیاری.

211
00:10:50,775 --> 00:10:54,111
‫نه‌خیرم، چون توی فیلم «پایان‌بازی»
‫تانوس می‌خواست با سنگ‌های ابدیت،

212
00:10:54,111 --> 00:10:55,946
‫همه رو تبدیل به خاک کنه.

213
00:10:55,946 --> 00:10:58,074
‫ولی من ارتش خفن حشرات دارم.

214
00:10:58,074 --> 00:11:00,660
‫چرت می‌گی. داری کاملاً
‫ادای تانوس رو در میاری.

215
00:11:00,660 --> 00:11:03,496
‫قبوله. دارم ادای تانوس رو درمیارم!

216
00:11:03,496 --> 00:11:08,000
‫دارم ادای تانوس رو درمیارم،
‫و دیوار رو تعدیل می‌کنم!

217
00:11:10,294 --> 00:11:12,380
‫[بار 47]

218
00:11:13,923 --> 00:11:17,385
‫ببین، هیچ‌کس روز اول موفق نمی‌شه.
‫داری زیادی به خودت سخت می‌گیری.

219
00:11:17,385 --> 00:11:18,552
‫می‌شه دلداریم ندی؟

220
00:11:18,552 --> 00:11:20,471
‫فقط آدم‌های بدبخت توی
‫کارهایی که توشون خوب نیستن،

221
00:11:20,471 --> 00:11:21,764
‫سعی می‌کنن موفق بشن.

222
00:11:21,764 --> 00:11:24,725
‫گلنِ زمینی، بگو ببینم...
‫خواستۀ تو چیه؟

223
00:11:24,725 --> 00:11:27,812
‫که برگردم خونه،
‫برگردم توی مستراح انسانی برینم،

224
00:11:27,812 --> 00:11:29,647
‫بلیط بخت‌آزمایی بخرم،
‫پورن تماشا کنم،

225
00:11:29,647 --> 00:11:32,233
‫زره نقره‌ای تاکسی جنابعالی نیست!

226
00:11:32,233 --> 00:11:35,069
‫با پوشیدنش از جنس عدالت می‌شی.

227
00:11:35,069 --> 00:11:36,779
‫حالا بگو ببینم، خواستۀ تو چیه؟

228
00:11:36,779 --> 00:11:38,406
‫- نمی‌دونم...
‫- جواب بده!

229
00:11:38,406 --> 00:11:40,741
‫می‌خوام همسایه‌ام تقاص کاری که
‫با ماشینم کرد رو پس بده.

230
00:11:40,741 --> 00:11:41,867
‫چون ماشین معمولی نبود،

231
00:11:41,867 --> 00:11:44,745
‫نسخۀ نهایی ماشین جانی تران
‫از سری فیلم «سریع و خشن» بود.

232
00:11:44,745 --> 00:11:46,038
‫حتی پلاکش هم گرفته بودم!

233
00:11:46,038 --> 00:11:49,583
‫ایناش واسه من مهم نیست.
‫چرا اون ماشین واست مهمه؟

234
00:11:49,583 --> 00:11:51,669
‫باشه، چون من از خودم شخصیتی ندارم!

235
00:11:51,669 --> 00:11:54,255
‫شاید از نظر شما من فضایی
‫پر رمز و راز و خفنی باشم،

236
00:11:54,255 --> 00:11:56,424
‫ولی توی سیارۀ خودم من
‫شخصیتی از خودم ندارم،

237
00:11:56,424 --> 00:11:58,175
‫برای همین با ماشین تظاهر می‌کنم
‫شخصیتی دارم.

238
00:11:58,175 --> 00:11:59,927
‫اگه خط و خشی رو اونا بیفته،

239
00:11:59,927 --> 00:12:02,346
‫مردم راحت متوجه این می‌شن
‫که من چقدر آدم بدبختی‌ام.

240
00:12:02,346 --> 00:12:03,723
‫خلوص یعنی همین!

241
00:12:03,723 --> 00:12:06,892
‫مغزت رو خالی کن و
‫روی همین تمرکز کن.

242
00:12:06,892 --> 00:12:08,769
‫روی بدبختی‌هام و ماشینم؟

243
00:12:08,769 --> 00:12:10,062
‫آره، با کمی کمک از طرف این.

244
00:12:10,062 --> 00:12:13,357
‫نمک؟ ولی مگه این همون موادی نیست
‫که شما می‌خوایید جلوش رو بگیرید؟

245
00:12:13,357 --> 00:12:15,609
‫الآن می‌خوای چی کار کنی؟
‫دستگیرم کنی؟

246
00:12:22,199 --> 00:12:23,492
‫یا خدا!

247
00:12:27,329 --> 00:12:28,956
‫گلورگاکس، ببین! جواب داد!

248
00:12:52,188 --> 00:12:55,149
‫دیدین چی شد؟ دیگه شدم پلیس نقره‌ای.
‫یوهو!

249
00:12:55,149 --> 00:12:57,026
‫طرف اندازه مدال نفر دوم
‫از جنس نقره شده!

250
00:12:57,026 --> 00:12:58,068
‫پوبو!

251
00:12:58,068 --> 00:13:01,113
‫باشه حالا، بگذریم.
‫مسئله صرفاً این چیزها نیست.

252
00:13:01,113 --> 00:13:04,074
‫چی بگم راستش،
‫ظاهراً که قلقش دستش وامده.

253
00:13:04,074 --> 00:13:06,327
‫اصلاً بیا یه کاری کنیم.
‫با خودمون ببریمش مأموریت حمله.

254
00:13:06,327 --> 00:13:08,370
‫- شوخیت گرفته؟
‫- وقت ژله‌ست!

255
00:13:08,370 --> 00:13:10,122
‫نه، احمق! گفتم نه، پوبو.

256
00:13:10,122 --> 00:13:12,666
‫خب، ما که بالأخره قراره
‫ببریمش مأموریت.

257
00:13:12,666 --> 00:13:13,709
‫مشکل الآن چیه؟

258
00:13:14,210 --> 00:13:18,130
‫باشه. ولی این ناشی رو
‫نزدیک منم نیارید.

259
00:13:18,130 --> 00:13:19,715
‫همینه.

260
00:13:21,801 --> 00:13:23,886
‫امروز کار تانوس رو با دیوار می‌کنم!

261
00:13:24,929 --> 00:13:26,764
‫هرچقدر می‌خوای بخند، شمع آمریکایی.

262
00:13:26,764 --> 00:13:29,058
‫ولی این نقشه‌ات یه مشکل کوچیک داره.

263
00:13:29,058 --> 00:13:32,353
‫زحمت نکش، ناسلامتی من بودم که گفتم
‫برای هر پیام 10 سنت بگیریم،

264
00:13:32,353 --> 00:13:34,063
‫گمونم من یکی باید بهتر بدونم نقشه چیه.

265
00:13:38,192 --> 00:13:39,193
‫عجب هدفی گرفتی، احمق

266
00:13:39,527 --> 00:13:41,362
‫صرفاً باهاش در بوهو رو باز کردی،

267
00:13:41,362 --> 00:13:43,405
‫که خودمم می‌خواستم بازش کنم!

268
00:13:43,405 --> 00:13:45,241
‫آره، هدف منم همین بود.

269
00:13:45,241 --> 00:13:47,743
‫چون می‌دونی سوراخ بوهو پر از چیه؟

270
00:13:47,743 --> 00:13:49,787
‫پر از... گریه؟ نمی‌دونم راستش.

271
00:13:49,787 --> 00:13:51,038
‫پر از عنکبوته

272
00:13:51,580 --> 00:13:53,707
‫از چند روز پیش معلوم بود!

273
00:13:53,707 --> 00:13:54,708
‫نه!

274
00:13:55,292 --> 00:13:58,254
‫خیلی‌خب همگی، گوش بدید.
‫هدف شخصیه به اسم تراگ تارشیان.

275
00:13:58,254 --> 00:14:00,631
‫بزرگترین فروشندۀ نمک توی این دستگاهه.

276
00:14:00,631 --> 00:14:02,925
‫به‌طور انحصاری به کودکان و
‫نوزادان می‌فروشه.

277
00:14:02,925 --> 00:14:05,511
‫این همون آشغالیه که
‫محلول تراورسیان رو اختراع کرد.

278
00:14:05,511 --> 00:14:07,972
‫از اون آدم‌هاست که حقشه
‫انقدر اسید بریزی روش،

279
00:14:07,972 --> 00:14:09,348
‫- ...که ذوب بشه.
‫- ماکارونی.

280
00:14:09,348 --> 00:14:11,433
‫من و ونترز از جلو می‌ریم.

281
00:14:11,433 --> 00:14:13,060
‫گلورگاکس و پوبو از جناح چپ.

282
00:14:13,060 --> 00:14:14,603
‫کروموس و گلن از جناح راست می‌رن.

283
00:14:14,603 --> 00:14:17,147
‫نگفتم این ناشی رو از من دور نگه دار؟

284
00:14:17,147 --> 00:14:19,275
‫شرمنده کرومی جان،
‫باید بهترین مأمورمون با تازه‌کار باشه.

285
00:14:19,275 --> 00:14:20,276
‫که فوت و فن رو یادش بدی.

286
00:14:20,276 --> 00:14:23,696
‫اگه واقعاً به فکر جونت باشی،
‫تا فرصتش هست باید بذاری بری!

287
00:14:23,696 --> 00:14:25,823
‫از اون بصیرت انسانی که
‫همه ازش می‌گن استفاده کن.

288
00:14:25,823 --> 00:14:28,659
‫ول کن داداش، تو که دیدی پرواز کردم.
‫یعنی وجودم خالصه.

289
00:14:28,659 --> 00:14:30,286
‫از پسش برمیام.

290
00:14:30,286 --> 00:14:32,746
‫خیلی‌خب افراد! برید، برید، برید!

291
00:14:44,049 --> 00:14:46,886
‫- هرجوری شده باید گورمون رو گم کنیم.
‫- تنهایی فکر کردی؟

292
00:14:49,972 --> 00:14:51,765
‫نمی‌شه که آدم بدون یاد گرفتن دفاع شخصی،

293
00:14:51,765 --> 00:14:54,602
‫بشه مدیرعامل کمپانی ارتباطی بین‌المللی!

294
00:14:56,562 --> 00:14:57,938
‫شری، زودباش برو!

295
00:15:03,903 --> 00:15:07,239
‫تمام عمرم با نگرانی از پوشش گذشت،

296
00:15:07,239 --> 00:15:10,326
‫الآنم همین داره منو به کشتن می‌ده.

297
00:15:11,452 --> 00:15:13,537
‫بعد این ماجرا برگردیم سر
‫زندگی حوصله‌سربرمون.

298
00:15:13,537 --> 00:15:14,663
‫آخ گفتی.

299
00:15:28,385 --> 00:15:30,554
‫ببین گلن، می‌دونم هدفت چیه.

300
00:15:30,554 --> 00:15:32,389
‫ولی واقعاً نباید این اطراف بپلکی.

301
00:15:32,389 --> 00:15:34,642
‫انقدر به من تشر نزن، کروموس.
‫مشکلت با من چیه؟

302
00:15:34,642 --> 00:15:36,685
‫- صرفاً می‌خوام کارم رو بکنم.
‫- اصلاً هم این‌طوری نیست.

303
00:15:36,685 --> 00:15:39,104
‫توی تصوراتت داری کارهای
‫ابرقهرمانی می‌کنی،

304
00:15:39,104 --> 00:15:40,356
‫ولی این زندگی واقعیه.

305
00:15:40,356 --> 00:15:41,357
‫که توش آدم صدمه می‌بینه.

306
00:15:41,357 --> 00:15:43,525
‫ول کن داداش، درکت می‌کنم.
‫تو رافائل گروهی.

307
00:15:43,525 --> 00:15:46,403
‫باحال و بی‌شعوری. تا هفتۀ دیگه
‫می‌شیم رفقای جون‌جونی.

308
00:15:51,450 --> 00:15:53,577
‫اینجا که انبار خالیه.
‫پس مواد کجاست؟

309
00:15:53,577 --> 00:15:55,537
‫لون‌سان، جاسوست اطلاعات اشتباه داده بود!

310
00:15:58,123 --> 00:15:59,959
‫شاید مجرمین دارن فرار می‌کنن.

311
00:15:59,959 --> 00:16:03,003
‫می‌خوایین یه مقدار پیازداغ
‫این حالت شرورانه رو کم کنیم؟

312
00:16:03,003 --> 00:16:06,840
‫نه، اون موش خبرچین آزمرنیایی
‫صاف جلوت ایستاده.

313
00:16:06,840 --> 00:16:09,093
‫عه! یعنی یه‌جور شکارچی با پوشش فرانماست؟

314
00:16:09,093 --> 00:16:10,219
‫ببند اون دهنت رو، انسان!

315
00:16:11,011 --> 00:16:14,014
‫آهای! با اون بچه کاری نداشته باش.
‫تمام مدت من پیشش بودم.

316
00:16:14,014 --> 00:16:16,350
‫جرمی مرتکب نشده. نفوذی این نیست.

317
00:16:16,350 --> 00:16:18,060
‫خودم می‌دونم، چون تویی.

318
00:16:18,060 --> 00:16:19,937
‫- وای، چی کار می‌کنی؟
‫- تفنگ نقره‌ای رو بنداز!

319
00:16:19,937 --> 00:16:21,939
‫نمی‌تونم، نمی‌تونم، دست من نیست!

320
00:16:23,107 --> 00:16:24,566
‫یعنی چی؟ پسر چی کار می‌کنی؟

321
00:16:24,566 --> 00:16:26,110
‫کار من نبود! کار من نبود!

322
00:16:26,110 --> 00:16:27,653
‫پلیس طلایی! پلیس طلایی!

323
00:16:28,153 --> 00:16:30,155
‫پس کارتل نمک حسابی
‫بهتون رشوه داده، نه؟

324
00:16:30,155 --> 00:16:31,991
‫نه، به‌خاطر تکبر خودتونه.

325
00:16:31,991 --> 00:16:34,785
‫نسل شما فکر می‌کنن چون توی
‫جدول تناوبی جایگاهتون بالاتره،

326
00:16:34,785 --> 00:16:35,911
‫حق دارید سبک‌سر باشید!

327
00:16:36,412 --> 00:16:38,163
‫بچه‌ها، این کارها چیه؟

328
00:16:38,163 --> 00:16:39,957
‫کروموسه. یکی از خودمونه.

329
00:16:39,957 --> 00:16:43,752
‫به دستور نیروهای طلایی،
‫بدین وسیله شما رو دستگیر می‌کنم.

330
00:16:44,795 --> 00:16:47,631
‫شما نقره‌ها هرکاری که بکنید،
‫یا هرچی که بگید ممکنه در...

331
00:16:48,590 --> 00:16:50,676
‫حالم از هرچی پلیس طلاییه بهم می‌خوره!

332
00:16:51,510 --> 00:16:54,096
‫گلن! مگه نگفتم اینجا نمونی؟

333
00:16:54,096 --> 00:16:56,849
‫بسه! چی کار می‌کنین؟
‫مگه ما آدم خوبه نبودیم؟

334
00:16:56,849 --> 00:16:59,685
‫این چه ربطی به «پلیس» بودن داره؟

335
00:17:03,564 --> 00:17:05,733
‫گندش بزنن. باید افکار خالصانه بکنم.

336
00:17:05,733 --> 00:17:09,570
‫بگو چی شد؟ اون چرت‌وپرت خالص بودن رو
‫از خودم درآوردم تا برگردی پیشمون.

337
00:17:11,238 --> 00:17:13,198
‫زره‌های نقره‌ای با خلوص کار نمی‌کنن.

338
00:17:13,198 --> 00:17:15,409
‫سال‌ها تلاش و تمرین واسش لازمه، احمق

339
00:17:17,494 --> 00:17:19,204
‫ولی... بصیرت انسانیم چی؟

340
00:17:19,204 --> 00:17:22,708
‫علت اینکه از زندان آزادت کردم،
‫این بود که آدم ساده‌لوح و احمقی بودی.

341
00:17:22,708 --> 00:17:26,920
‫اگه غریزۀ واقعی داشتی،
‫همون اول متوجه می‌شدی.

342
00:17:27,629 --> 00:17:29,840
‫اگه بقیه افسران طلایی بفهمن چی کار کردی،

343
00:17:29,840 --> 00:17:32,426
‫سایه‌ات رو با تیر می‌زنن.

344
00:17:33,343 --> 00:17:37,056
‫حتماً، البته سر ما شلوغه که
‫کمکشون کنیم تا...

345
00:17:37,056 --> 00:17:38,891
‫انسان فاسدی که کشتت رو پیدا کنن.

346
00:17:38,891 --> 00:17:39,850
‫نه.

347
00:17:39,850 --> 00:17:41,101
‫توروخدا، توروخدا نکنید.

348
00:17:41,101 --> 00:17:43,353
‫مرسی که گذاشتی زره نقره‌ای
‫با دی‌ان‌ای بدنت ارتباط بگیره.

349
00:17:43,353 --> 00:17:45,814
‫این‌شکلی آسون‌تره که واست
‫پاپوش قتل بدوزیم.

350
00:17:45,814 --> 00:17:48,108
لعنت بهتون لعنت بهتون

351
00:17:49,985 --> 00:17:52,279
‫وای خدا. وای خدا.

352
00:17:52,446 --> 00:17:53,697
‫توروخدا، توروخدا نکنید.

353
00:17:53,697 --> 00:17:55,616
‫التماستون می‌کنم.
‫من یه آدم معمولی ماشین‌بازم.

354
00:17:55,616 --> 00:17:58,619
‫دهنت رو ببند و با وقار بمیر.

355
00:17:58,619 --> 00:18:00,162
‫نه!

356
00:18:07,336 --> 00:18:09,713
‫وای خدا، ملکۀ پشه‌ها اومد!

357
00:18:16,136 --> 00:18:17,137
‫هالک!

358
00:18:22,392 --> 00:18:23,769
‫شری، تو خودت برو!

359
00:18:31,068 --> 00:18:33,028
‫قول بده مواظب پزلی کوچولو هستی.

360
00:18:33,028 --> 00:18:34,279
‫تو هم باید باشی.

361
00:18:34,279 --> 00:18:36,115
‫من خودم نمی‌تونم بچه‌دار بشم،

362
00:18:36,115 --> 00:18:39,076
‫پس به همین قانعم که بدونم
‫تو مراقب بچۀ خودت هستی.

363
00:18:39,076 --> 00:18:40,577
‫هالک، دهنتو ببند.

364
00:18:40,577 --> 00:18:42,579
‫دیگه ماجراجویی نمی‌کنیم، خب؟

365
00:18:42,579 --> 00:18:44,748
‫راست می‌گی.
‫دیگه ماجراجویی نمی‌کنیم.

366
00:18:44,748 --> 00:18:47,793
‫به نووا بگو دوستش دارم، و متأسفم.

367
00:18:48,752 --> 00:18:51,463
‫نه!

368
00:19:02,015 --> 00:19:03,851
‫یکی کمک کنه!

369
00:19:03,851 --> 00:19:05,811
‫خواهش می‌کنم!

370
00:19:07,187 --> 00:19:09,940
‫آهای! بقیه کجان؟

371
00:19:13,944 --> 00:19:15,445
‫یعنی چی؟

372
00:19:16,780 --> 00:19:18,657
‫یا جسی، حالت خوبه؟

373
00:19:18,657 --> 00:19:19,867
‫قضیه چیه؟

374
00:19:19,867 --> 00:19:23,495
‫مراسم غسل تعمید کودکیه که
‫از جانب جسی به ما داده شده.

375
00:19:27,583 --> 00:19:30,878
‫به تولد عصری جدید خوش آمدید، مریدان بوئن!

376
00:19:30,878 --> 00:19:35,591
‫جسی دلبند ما، زیباترین قند عسل
‫تاریخ را به ما اعطا کرده است!

377
00:19:36,258 --> 00:19:38,594
‫پزلی! اون بچۀ منه!

378
00:19:38,594 --> 00:19:40,262
‫دخترم رو پس بده 

379
00:19:41,013 --> 00:19:44,057
‫شری راست می‌گه.
‫این بچه، دختر خودشه.

380
00:19:44,057 --> 00:19:46,101
‫دختر تمامی ماست.

381
00:19:46,101 --> 00:19:49,479
‫مادر این کودک، دیواره.

382
00:19:49,479 --> 00:19:52,816
‫فرزند دیوار! فرزند دیوار! فرزند دیوار!

383
00:19:52,816 --> 00:19:56,069
‫نه، راست می‌گم! از خواهر ساشا بپرسین.

384
00:19:56,069 --> 00:19:59,781
‫خواهر ساشا همین دیشب
‫ایست قلبی کرد و مرد.

385
00:19:59,781 --> 00:20:02,284
‫کار خودت بود! زنیکه روانی.

386
00:20:02,284 --> 00:20:04,703
‫جسی بزرگ با هدیه دادن این فرزند مقدس،

387
00:20:04,703 --> 00:20:08,207
‫افتخار بزرگ رهبری آیندۀ دیوار را...

388
00:20:08,207 --> 00:20:11,501
‫به کلیسا اعطاء کرده است!

389
00:20:12,878 --> 00:20:15,047
‫غسل تعمید را شروع می‌کنیم!

390
00:20:15,047 --> 00:20:18,592
‫نکنید! اون بچۀ منه! پزلی!

391
00:20:18,592 --> 00:20:19,801
‫مامانی میاد دنبالت!

392
00:20:19,801 --> 00:20:22,679
‫لعنتیا ولم کنید!

393
00:20:22,679 --> 00:20:25,891
‫شک نکن میام سراعت!

394
00:20:38,362 --> 00:20:39,696
‫نه، نه، نه.

395
00:20:41,531 --> 00:20:42,741
‫گندش بزنن.

396
00:20:42,741 --> 00:20:44,785
‫حتماً یکی گزارش تیراندازی داده.

397
00:20:44,785 --> 00:20:47,454
‫حالا مهم نیست.
‫صبح‌های این سیاره جو کشنده‌ای داره.

398
00:20:47,454 --> 00:20:49,790
‫بدون زره نقره‌ای به فنا می‌ره.

399
00:20:55,379 --> 00:20:56,964
‫دلم برای ماشینم تنگ شده.

400
00:21:16,275 --> 00:21:17,484
‫بجنبید! پیاده بشین!

401
00:21:17,484 --> 00:21:18,402
‫وای! وای! وای نه!
