﻿1
00:00:08,508 --> 00:00:10,719
‫برندا، عزیز دلم، می‌خوای دعا بخونی؟

2
00:00:10,719 --> 00:00:12,554
‫وای! چه دختر خوش‌شانسی.

3
00:00:12,554 --> 00:00:15,390
‫بابای من که تا قبل از سی و پنج سالگیم
‫نمی‌ذاشت سر میز دعا بخونم.

4
00:00:15,390 --> 00:00:17,851
‫خداوندا، رحمتت را از آن ما دار و... وای!

5
00:00:17,851 --> 00:00:19,394
‫ایول به سبزه! ایول به سبزه!

6
00:00:19,394 --> 00:00:20,895
‫اسب آبی! اسب آبی! اسب آبی!

7
00:00:20,895 --> 00:00:23,440
‫ای خدا!
‫جریان چیه؟

8
00:00:23,440 --> 00:00:26,985
‫با اشعه «احیاگر» مهره‌های بازی
‫«اسب‌های آبی گرسنه» رو...

9
00:00:26,985 --> 00:00:29,112
‫به طور علمی‌تخیلی
‫به اسب آبی گرسنه واقعی بدل کردیم،

10
00:00:29,112 --> 00:00:30,905
‫ولی اوضاع کمی خراب شد!

11
00:00:30,905 --> 00:00:34,034
‫وای! مال من یه گلدون زشت رو خورد!
‫ده امتیاز به صورتیه اضافه می‌شه!

12
00:00:34,034 --> 00:00:35,535
‫اون که خاکستر پدرم بود!

13
00:00:35,535 --> 00:00:37,620
‫پس امتیازش دو برابر شد!

14
00:00:38,788 --> 00:00:40,665
‫بهترین بازی خانوادگی عمرمه!

15
00:00:40,665 --> 00:00:43,918
‫از اون دفعه که با «سرزمین شکلاتی» واقعی
‫دیابت گرفتیم خیلی بهتره.

16
00:00:43,918 --> 00:00:45,545
‫ای بابا. چیکار داری؟
‫دارم بازی می‌کنم!

17
00:00:46,046 --> 00:00:47,505
‫بچه‌ها، ما «شفیره» می‌شناسیم؟

18
00:00:47,505 --> 00:00:48,590
‫- آره!
‫- اذیت نکن دیگه!

19
00:00:48,590 --> 00:00:52,052
‫آها. عه. خیلی‌خب.
‫مرسی که زنگ زدین.

20
00:00:52,052 --> 00:00:53,136
‫ای خدا.

21
00:00:53,136 --> 00:00:54,471
‫ایول! آفرین اسب آبی صورتی!

22
00:00:54,471 --> 00:00:55,472
‫جریان چی بود؟

23
00:00:55,472 --> 00:00:57,348
‫هیچی، شفیره رو تو فروشگاه بازداشت کردن.

24
00:00:57,348 --> 00:00:58,892
‫چی؟ باید بریم نجاتش بدیم!

25
00:00:58,892 --> 00:01:00,602
‫خیلی‌خب، متوجه شدم.

26
00:01:00,602 --> 00:01:03,730
‫وقتی تری داره برنده بازی خانوادگی می‌شه،
‫همگی نگران شفیره می‌شیم.

27
00:01:03,730 --> 00:01:05,065
‫خیلی مزخرفه!

28
00:01:06,024 --> 00:01:08,151
‫سیاره شلورپ، سیاره‌ای آرمانی بود،

29
00:01:08,526 --> 00:01:09,986
‫ولی بعدش سیارکه بهش برخورد کرد.

30
00:01:11,362 --> 00:01:13,573
‫به صد فرد بالغ و کلون‌هاشون
‫یه شفیره دادن...

31
00:01:13,573 --> 00:01:15,742
‫و گفتن فرار کنین
‫و برین تو فضا...

32
00:01:15,742 --> 00:01:18,161
‫سیاراتی متروکه پیدا کنین
‫که بتونیم توشون مستقر بشیم.

33
00:01:18,745 --> 00:01:21,790
‫ما رو زمین سقوط کردیم
‫که جمعیتش همین‌جوری هم خیلی زیاده.

34
00:01:21,790 --> 00:01:23,500
‫درسته. از اولش خودم داشتم صحبت می‌کردم.

35
00:01:23,500 --> 00:01:25,293
‫من همونی‌ام که شفیره دستشه.
‫اسمم کورووئه.

36
00:01:25,293 --> 00:01:26,294
‫دارین سریال خودم رو تماشا می‌کنین.

37
00:01:26,336 --> 00:01:27,712
‫همین الان شفیره‌مون رو انداختم.
‫من رو دیدین؟

38
00:01:27,712 --> 00:01:29,130
‫خیلی مسخره است.

39
00:01:29,130 --> 00:01:30,965
‫از زمین متنفرم.
‫محل زندگی وحشتناکیه.

40
00:01:30,965 --> 00:01:32,425
‫ملت احمقن و آدم رو گیج می‌کنن.

41
00:01:32,425 --> 00:01:33,968
‫چرا این‌قدر جنگل‌هاشون آتش می‌گیره؟

42
00:01:33,968 --> 00:01:36,596
‫پس شلنگ سیاره‌پیکرتون کجاست
‫که همه‌چی رو باهاش خاموش کنین؟

43
00:01:36,596 --> 00:01:38,306
‫واقعا بهتره به فکر ساختش باشین.

44
00:01:38,306 --> 00:01:41,351
‫«مخالفان خورشیدی»

45
00:01:44,062 --> 00:01:45,647
‫[فروشگاه گرچن‌دارث]

46
00:01:45,688 --> 00:01:49,025
‫آره دیگه، موجود فضایی کوچولوئه
‫با نام مستعار «شفیره»...

47
00:01:49,025 --> 00:01:51,653
‫دو ظهر وارد جواهرفروشی «کلر» شد...

48
00:01:51,653 --> 00:01:54,364
‫و چند دقیقه بعدش
‫با اجناس سرقتی خارج شد.

49
00:01:54,364 --> 00:01:56,533
‫گوشواره دزدیده؟ این دیگه چه کاریه؟
‫اون که اصلا گوش نداره.

50
00:01:56,533 --> 00:01:57,909
‫شاید هم داره؟

51
00:01:57,909 --> 00:01:59,536
‫شفیره ما اصلا چیزی نمی‌دزده.

52
00:01:59,536 --> 00:02:02,038
‫خودش «مسترکارت» پلاتینی جوایز
‫رستوران «بوبا گامپ شریمپ» داره.

53
00:02:02,038 --> 00:02:03,623
‫حتما کار شفیره دیگه‌ای بوده.

54
00:02:03,623 --> 00:02:04,624
‫خودم شاهد همه‌چی بودم.

55
00:02:04,624 --> 00:02:06,376
‫سه گوشواره مروارید،
‫یه پیرسینگ طرح تفنگ...

56
00:02:06,376 --> 00:02:07,544
‫و سه چوکر طرح تک‌شاخ دزدید.

57
00:02:07,544 --> 00:02:09,754
‫چرا مدیر کوک و خانم فرانکی
‫از مدرسه اومدن اینجا؟

58
00:02:09,754 --> 00:02:12,173
‫خیال می‌کردم شغل دومتون
‫راننده لیفتراک خلافکارها بودنه.

59
00:02:12,173 --> 00:02:13,424
‫من کلی شغل دارم بچه.

60
00:02:13,424 --> 00:02:15,093
‫معلمم، تو کار شکار طوفانم،
‫تو این کار هم هستم،

61
00:02:15,093 --> 00:02:16,386
‫تازه واسه اداره مبارزه
‫با مواد مخدر هم کار می‌کنم...

62
00:02:16,427 --> 00:02:17,345
‫و تو فرودگاه
‫چمدون‌ها رو بو می‌کنم.

63
00:02:17,345 --> 00:02:19,264
‫این آشغال عوضی کوچولو
‫چند وقته تو مدرسه...

64
00:02:19,264 --> 00:02:21,266
‫باند خلاف و بازار سیاه پیرسینگ راه انداخته.

65
00:02:21,307 --> 00:02:24,435
‫من قبل از اعتیاد جانسوزم
‫به پای افراد مشهور...

66
00:02:24,435 --> 00:02:28,231
‫که باعث شد بیام تو کار امنیت شهری،
‫روان‌شناس کودکان بودم...

67
00:02:28,231 --> 00:02:31,985
‫و از همین روی می‌تونم بگم
‫نوجوانتون از کنترل خارج شده.

68
00:02:31,985 --> 00:02:33,653
‫آخه اصلا منطقی نیست.

69
00:02:33,653 --> 00:02:35,780
‫معمولا ابررایانه کوچولوی خیلی نازیه.

70
00:02:35,780 --> 00:02:37,365
‫البته چرا،
‫یه بار یه «پلیس آهنی» رو کشته بود...

71
00:02:37,365 --> 00:02:39,993
‫و قراره روزی اینجا رو به سیاره‌ای جدید
‫بدل کنه و همگیمون رو نابود کنه،

72
00:02:39,993 --> 00:02:41,911
‫ولی آخه ببینین چقدر ناز و کوچولوئه.

73
00:02:44,455 --> 00:02:47,292
‫چه مرگته شفیره؟
‫چطور تونستی چنین بلایی سرمون بیاری؟

74
00:02:47,292 --> 00:02:50,170
‫دو هفته حواسمون بهت نبود
‫که سر اسب‌های آبی علمی‌تخیلی بازی دربیاریم،

75
00:02:50,170 --> 00:02:51,671
‫اون‌وقت این شکلی جوابمون رو می‌دی؟

76
00:02:51,671 --> 00:02:54,299
‫خیلی غضبناکم!
‫وایستین ببینم، غضبناک واقعا معنی می‌ده؟

77
00:02:54,299 --> 00:02:56,467
‫خب، پس خیلی غضبناکم.

78
00:02:56,467 --> 00:02:58,595
‫خیلی‌خب بچه‌ها، بیاین سخت نگیریم.

79
00:02:58,595 --> 00:03:01,181
‫شاید صرفا شفیره رو خوب نمی‌شناسیم.

80
00:03:01,181 --> 00:03:03,141
‫به نظر من که غضبناک وقتشه
‫بفهمیم همین‌طوره یا نه.

81
00:03:03,141 --> 00:03:05,602
‫دیگه قراره همیشه غضبناک رو
‫اشتباه به کار ببره.

82
00:03:06,269 --> 00:03:08,771
‫یه مشت پوستر رپ،
‫کنسول «گیم گیر»،

83
00:03:08,771 --> 00:03:10,315
‫مجموعه «گرگ و میش»؟

84
00:03:10,315 --> 00:03:12,025
‫محتوای این کتاب‌ها
‫مناسب سنت نیست!

85
00:03:12,025 --> 00:03:14,152
‫نسخه ویژه دی‌وی‌دی «جوکر»،

86
00:03:14,152 --> 00:03:17,238
‫یه لباس رباتی که ظاهرا
‫تاجر کلاه‌برداریه،

87
00:03:17,238 --> 00:03:18,323
‫آخه این به چه دردش می‌خوره؟

88
00:03:18,323 --> 00:03:20,825
‫چرا از من می‌پرسی؟
‫نمی‌دونم!

89
00:03:20,825 --> 00:03:23,077
‫این دیگه چه کاریه؟
‫این وسایل رو می‌دزدی شفیره؟

90
00:03:23,077 --> 00:03:25,371
‫شفیره دوست‌داشتنی ما که این شکلی نبود.

91
00:03:25,371 --> 00:03:26,581
‫اصلا تو کی هستی؟

92
00:03:26,581 --> 00:03:28,541
‫کاش اصلا شفیره نبودم.

93
00:03:29,542 --> 00:03:30,919
‫نگهبان فروشگاهه درست می‌گفت.

94
00:03:30,919 --> 00:03:33,671
‫شفیره نوجوان غیرقابل کنترل بی‌شعوری شده!

95
00:03:35,673 --> 00:03:37,383
‫خیلی‌خب بچه‌ها،
‫می‌خوایم شفیره رو چیکار کنیم؟

96
00:03:37,383 --> 00:03:38,927
‫هیچ پیشنهادی بد نیست. بگین!

97
00:03:38,927 --> 00:03:41,638
‫کوچولوی گوگولی حساسیه.
‫بهتره تربیتش کنیم.

98
00:03:41,638 --> 00:03:42,680
‫پیشنهاد بدی بود. باز هم بگین.

99
00:03:42,680 --> 00:03:44,807
‫بیاین سرش رو با چکش له کنیم
‫و بندازیمش تو معدن سنگ.

100
00:03:44,807 --> 00:03:46,142
‫این رو نقشه ثانویه
‫در نظر می‌گیریم، باز هم بگین.

101
00:03:46,142 --> 00:03:47,268
‫نباید تنبیهش کنیم.

102
00:03:47,268 --> 00:03:49,896
‫باید ازش درس بگیریم
‫که خودمون هم بتونیم دزدی کنیم!

103
00:03:49,896 --> 00:03:51,898
‫من هم کتاب‌ها رو می‌خونم.

104
00:03:51,898 --> 00:03:53,024
‫کل پیشنهاداتتون افتضاح بودن.

105
00:03:53,024 --> 00:03:55,276
‫خودش می‌خواد نوجوان باشه،
‫پس بیاین عین نوجوانان باهاش رفتار کنیم.

106
00:03:55,276 --> 00:03:57,695
‫شفیره، من که رهبر گروهم، تصمیمم رو گرفتم.

107
00:03:57,695 --> 00:04:00,615
‫به مدت یه ماه زمینی خونه‌نشین می‌شی.

108
00:04:00,615 --> 00:04:02,909
‫- خونه‌نشین می‌شم؟
‫- آره، خونه‌نشین می‌شی.

109
00:04:04,535 --> 00:04:07,538
‫وای نه، وای!
‫درست می‌شه.

110
00:04:07,538 --> 00:04:09,457
‫کوروو، اشکش رو درآوردی.
‫ای روان‌آزار.

111
00:04:09,457 --> 00:04:11,668
‫نمی‌دونستم می‌خواد گـ...
‫کار درستیه دیگه.

112
00:04:11,668 --> 00:04:12,794
‫باید یاد بگیره...

113
00:04:12,794 --> 00:04:15,088
‫بهتون که گفتم باید تربیتش کنیم!

114
00:04:19,384 --> 00:04:20,551
‫برق قطع شد؟

115
00:04:20,551 --> 00:04:21,844
‫من از داستان غیررسمی
‫هفت قسمتی‌ای...

116
00:04:21,886 --> 00:04:24,305
‫که واسه «انیمال کراسینگ» نوشته بودم،
‫نسخه پشتیبان نگرفته بودم!

117
00:04:25,348 --> 00:04:29,018
‫من که متخصص شفیره نیستم،
‫ولی حتی من هم می‌دونم نباید دو رنگ بشه.

118
00:04:29,018 --> 00:04:30,436
‫متخصص شفیره‌مون تویی دیگه.

119
00:04:30,436 --> 00:04:32,188
‫ممنون، روسیاهتون نمی‌کنم.

120
00:04:34,232 --> 00:04:35,483
‫عایشه، مشکلی پیش اومده.

121
00:04:35,483 --> 00:04:38,194
‫ای بابا، کوروو!
‫باز هم داری ذوب می‌شی؟

122
00:04:38,194 --> 00:04:39,737
‫پوستت چقدر داغون شده.

123
00:04:39,737 --> 00:04:41,698
‫چی؟ من که چند وقته روزی دوبار سرم صورت...

124
00:04:41,698 --> 00:04:44,492
‫ث‌کمپلکس کلاژن‌دار اُلی هنریکسن رو می‌زنم!

125
00:04:44,492 --> 00:04:46,995
‫نه‌خیر. شفیره‌مون به فنا رفته.

126
00:04:47,829 --> 00:04:50,748
‫رنگ شفیره ترکیب نیلگون
‫و سبز بهاری شده.

127
00:04:50,748 --> 00:04:52,208
‫نه بابا؟ یعنی چی؟

128
00:04:52,208 --> 00:04:54,669
‫نمی‌تونین یه روز دوام بیارین و نگین:

129
00:04:54,669 --> 00:04:56,504
‫«عایشه فلان، عایشه بهمان،»

130
00:04:56,504 --> 00:05:00,008
‫«عایشه کمکم کن، دست چوبیم
‫تو موتور سرعت نور گیر کرده.»

131
00:05:00,008 --> 00:05:02,927
‫تقصیر من نیست که موتوره
‫یه سوراخ بلوط‌شکل داره.

132
00:05:02,927 --> 00:05:04,637
‫وقتی رنگدانه‌های شفیره زردرنگ بشن،

133
00:05:04,637 --> 00:05:06,723
‫یعنی سیگنال وای‌فایش قطع شده.

134
00:05:06,723 --> 00:05:09,058
‫وقتی بین دو رنگ گیر کنه،

135
00:05:09,058 --> 00:05:11,311
‫یعنی روند فرگشتش لکه‌دار شده.

136
00:05:11,311 --> 00:05:13,187
‫آخ، معلومه دیگه!
‫منطقیه،

137
00:05:13,187 --> 00:05:15,148
‫آخه لکه هم بین دو رنگه.

138
00:05:15,148 --> 00:05:15,898
‫شکسپیر هم می‌گفت:

139
00:05:15,940 --> 00:05:18,067
‫«بدنت را لکه‌دار کن،
‫دستت را لکه‌دار کن.»

140
00:05:18,067 --> 00:05:19,777
‫خیلی‌خب، اعتراف کنین،
‫کی شفیره رو لکه‌دار کرده؟

141
00:05:19,777 --> 00:05:22,155
‫به من نگاه نکن، من همیشه می‌ذارم
‫باتری‌های قدیمی رو بمکه!

142
00:05:22,155 --> 00:05:23,281
‫باید سالم باشه.

143
00:05:23,281 --> 00:05:24,699
‫احتمالا تقصیر جامعه است.

144
00:05:24,699 --> 00:05:27,869
‫آره! شرط می‌بندم به خاطر
‫کارهای انسانیشه.

145
00:05:27,869 --> 00:05:30,747
‫یه عالمه نون سیر گوله‌ای می‌خوره
‫و جز برنامه «حضور افتخاری»...

146
00:05:30,747 --> 00:05:32,457
‫با اجرای فین ولفهارد، اخباری تماشا نمی‌کنه.

147
00:05:32,457 --> 00:05:35,418
‫تازه، نسخه کیفیت پایین
‫دی‌وی‌دی «جوکر» رو هم تماشا کرده...

148
00:05:35,418 --> 00:05:37,045
‫و عقاید تاد فیلیپس
‫تو مغزش رسوب کرده.

149
00:05:37,045 --> 00:05:40,506
‫به حرفشون گوش نده شفیره.
‫کافیه کمی دوستت داشته باشیم، مگه نه؟

150
00:05:40,506 --> 00:05:42,008
‫شفیره داره ‌بازی درمیاره...

151
00:05:42,008 --> 00:05:43,593
‫باید یاد بگیره مختل کردن نسخه واقعی...

152
00:05:43,593 --> 00:05:45,928
‫«اسب‌های آبی گرسنه» عواقبی داره.

153
00:05:45,928 --> 00:05:47,638
‫شفیره، معلومه خونه‌نشین کردنت کافی نبوده.

154
00:05:47,638 --> 00:05:49,724
‫در نتیجه، به عنوان تنبیه
‫سرقت اون همه وسیله،

155
00:05:49,724 --> 00:05:50,933
‫سفینه‌مون رو رنگ می‌کنی!

156
00:05:50,933 --> 00:05:53,644
‫ضمنا، باید یه روبالشی رو سرت بکشی
‫و یه بسته مارلبرو لایت بکشی!

157
00:05:53,644 --> 00:05:55,188
‫ولی شفیره که سیگار نمی‌کشه.

158
00:05:55,188 --> 00:05:57,774
‫این‌جوری از این به بعد هم دیگه نمی‌کشه.

159
00:05:58,775 --> 00:06:00,193
‫ببین، نمی‌خوام آدم بدی باشم،

160
00:06:00,193 --> 00:06:02,403
‫ولی به نفعته تا برگردیم،
‫سفینه رو رنگ کرده باشی.

161
00:06:02,403 --> 00:06:04,739
‫من هم می‌خوام کل این سیگارها رو
‫تا فیلترشون بکشی.

162
00:06:04,739 --> 00:06:06,657
‫بچه‌ها، اسب آبی نارنجیه رفت
‫تو یکی از شعبات «پنرا»...

163
00:06:06,699 --> 00:06:07,658
‫و پلیس‌ها بهش شلیک کردن.

164
00:06:07,658 --> 00:06:10,328
‫اگه بجنبیم، هنوز می‌تونیم سبزه،
‫صورتیه و زرده رو نجات بدیم!

165
00:06:10,328 --> 00:06:12,038
‫شفیره، تو همین‌جا بمون و ادب شو،

166
00:06:12,038 --> 00:06:13,164
‫من هم بعدا بغلت می‌کنم.

167
00:06:13,164 --> 00:06:15,458
‫هر کی آخر برسه، هاگ گندیده است!

168
00:06:25,218 --> 00:06:26,386
‫ایول! اون هم حسابه.

169
00:06:26,386 --> 00:06:28,137
‫«رنجر یامی‌تنها» امتیاز گرفت!

170
00:06:28,137 --> 00:06:30,848
‫اِم، بچه‌ها، من اشتباه می‌کنم
‫یا ظاهر خونه‌مون عوض شده؟

171
00:06:31,808 --> 00:06:33,893
‫لعنتی، سفینه‌مون نیست!

172
00:06:37,688 --> 00:06:39,816
‫خیلی مسخره است که تا حدی
‫بدون سفینه ازش خوشم میاد؟

173
00:06:39,816 --> 00:06:42,860
‫آره، خیلی مسخره است!
‫شفیره کدوم گوریه؟ شفیره!

174
00:06:43,986 --> 00:06:46,781
‫پشم‌هام! شفیره صندلی مخصوص
‫بازی اکس‌لارج «تایتان»...

175
00:06:46,781 --> 00:06:48,282
‫با تودوزی چرم «ناپا» داره؟

176
00:06:48,282 --> 00:06:50,868
‫سفینه‌مون کدوم گوریه شفیره؟
‫ضمنا، «پلی استیشن 7» از کجا آوردی؟

177
00:06:50,868 --> 00:06:52,078
‫این که هنوز عرضه نشده!

178
00:06:52,078 --> 00:06:55,081
‫سفینه‌مون رو به جادوگری دادی
‫و اون هم بهت تجهیزات بازی داد، مگه نه؟

179
00:06:55,081 --> 00:06:58,042
‫خب که چی؟ من که نخواسته بودم
‫به شما بسپارنم.

180
00:06:58,501 --> 00:07:00,086
‫کس دیگه‌ای تعجب نکرده...

181
00:07:00,086 --> 00:07:02,839
‫که یهو داره جملات کامل ادا می‌کنه؟

182
00:07:02,839 --> 00:07:04,257
‫نمی‌دونم چت شده شفیره،

183
00:07:04,257 --> 00:07:06,008
‫ولی وقتی برگشتم،
‫صحبت می‌کنیم.

184
00:07:06,008 --> 00:07:08,261
‫من و تری باید بریم با جادوگری مبارزه کنیم
‫که سفینه‌مون رو پس بگیریم.

185
00:07:08,261 --> 00:07:10,805
‫شما دوتا اینجا بمونین و حواستون باشه
‫باز هم دردسر درست نکنه.

186
00:07:10,805 --> 00:07:12,348
‫آماده‌ای با جادوگره مبارزه کنیم؟

187
00:07:12,348 --> 00:07:14,851
‫گمون کنم. ما که همیشه
‫حرفش رو می‌زنیم،

188
00:07:14,851 --> 00:07:16,727
‫ولی اصلا خیال نمی‌کردم
‫واقعا بازخواستش کنیم.

189
00:07:16,727 --> 00:07:18,688
‫لعنتی پسر. جادوگره؟
‫من که می‌ترسم.

190
00:07:18,688 --> 00:07:21,190
‫باید کل سلاح‌هامون رو
‫واسه مبارزه نهایی حماسی‌ای...

191
00:07:21,190 --> 00:07:22,733
‫که سه فصل منتظرش بودیم
‫به کار بگیریم.

192
00:07:22,733 --> 00:07:24,986
‫امیدوارم اربابان خبیث «دیزنی»
‫مجبورمون نکنن چیزی رو حذف کنیم،

193
00:07:24,986 --> 00:07:27,447
‫آخه قراره خیلی خفن بشه،
‫از من بشنو.

194
00:07:27,447 --> 00:07:28,948
‫بریم تو کارش!

195
00:07:30,533 --> 00:07:33,202
‫وای. کسی چه می‌دونست
‫بریگا بالبا این‌قدر مهربون باشه؟

196
00:07:33,202 --> 00:07:34,454
‫تازه، خونه‌اش رو بگو!
‫خیلی قشنگ بود!

197
00:07:34,454 --> 00:07:36,831
‫وای، فواره کوچولوی باغچه چایش
‫خیلی آرامش‌بخش بود.

198
00:07:36,831 --> 00:07:39,459
‫من هم تو همین فکر بودم!
‫واقعا اشتباه برداشت کرده بودیم.

199
00:07:39,459 --> 00:07:41,752
‫باورم نمی‌شه که کافی بود
‫واسه پس گرفتن کشتیمون...

200
00:07:41,752 --> 00:07:43,045
‫این ماشین کدو تنبل شکل
‫خفن رو اجاره کنیم...

201
00:07:43,045 --> 00:07:44,380
‫و اون آشغال‌های
‫«استلا اند دات» رو ازش بخریم.

202
00:07:44,380 --> 00:07:47,383
‫آشغال نیستن. دستبند کوچولوی تپل
‫«من دختر خفنی‌ام» من رو داشته باش.

203
00:07:47,383 --> 00:07:48,468
‫الان مده عزیز دلم!

204
00:07:48,468 --> 00:07:50,261
‫تری، تو هم می‌شنوی؟

205
00:07:50,261 --> 00:07:51,554
‫یوهو! ایول!

206
00:07:52,221 --> 00:07:54,182
‫به سبک فیلم‌های دهه هشتاد
‫مهمونی خفن گرفتن؟

207
00:07:54,182 --> 00:07:55,266
‫نباید تو خونه من بگیرن!

208
00:07:56,142 --> 00:07:58,352
‫آهای! من اون میکسر رو
‫به مناسبت عید پسح گرفته بودم...

209
00:07:58,352 --> 00:07:59,979
‫که سر و صداهای سفینه رو
‫با صداهای فضایی میکس کنم.

210
00:07:59,979 --> 00:08:01,814
‫برین کنار!

211
00:08:03,858 --> 00:08:08,404
‫اِم، که بهتون بگم
‫چنین کاری بی‌مسئولیته!

212
00:08:08,404 --> 00:08:10,198
‫خیر سرتون قرار بود
‫حواستون به شفیره باشه!

213
00:08:10,198 --> 00:08:13,117
‫آره، ما هم وقتی داشت مهمونی
‫خفنی برگزار می‌کرد، حواسمون بهش بود!

214
00:08:13,117 --> 00:08:14,118
‫همگی، همگی بیرون!

215
00:08:15,369 --> 00:08:17,121
‫خیلی مسخره است. خب حالا.

216
00:08:17,121 --> 00:08:18,623
‫دیگه طاقتم طاق شد شفیره.

217
00:08:18,623 --> 00:08:21,250
‫چطور تونستی بدون من
‫به سبک دهه هشتاد مهمونی خفن بگیری؟

218
00:08:21,250 --> 00:08:23,753
‫دیگه به شدت خونه‌نشین می‌شی.

219
00:08:23,753 --> 00:08:25,463
‫- آره، ادبش کن تری!
‫- ای بابا!

220
00:08:25,463 --> 00:08:27,798
‫از چنین کاری متنفرم،
‫آخه من ولی باحاله بودم و جای بریدن پنیر،

221
00:08:27,798 --> 00:08:29,634
‫از همون قالبش گاز می‌زدم،

222
00:08:29,634 --> 00:08:30,843
‫ولی دیگه چاره‌ای برام نذاشتی.

223
00:08:30,843 --> 00:08:32,803
‫دیگه از «آی‌پد» خبری نیست،
‫از کتاب‌ هم خبری نیست.

224
00:08:32,803 --> 00:08:34,472
‫دیگه... از «هولو»... خبری نیست!

225
00:08:36,891 --> 00:08:37,975
‫نگاهش کنین،

226
00:08:37,975 --> 00:08:39,936
‫الان دیگه داره خیلی ادب می‌شه!

227
00:08:39,936 --> 00:08:41,604
‫شاید واقعا متخصص شفیره باشم.

228
00:08:43,981 --> 00:08:44,941
‫این دیگه چیه؟

229
00:08:44,941 --> 00:08:46,609
‫نمی‌دونستم چنین امکانی هم وجود داره.

230
00:08:46,609 --> 00:08:49,320
‫آخی، تخم گذاشت
‫که ازمون عذرخواهی کنه.

231
00:08:49,320 --> 00:08:51,948
‫ عذرخواهیت رو قبول می‌کنیم شفیره!

232
00:08:54,742 --> 00:08:55,952
‫ایول رفیق!

233
00:08:55,952 --> 00:08:57,286
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

234
00:08:57,286 --> 00:08:58,329
‫رفیق کوچولو!

235
00:08:58,329 --> 00:08:59,622
‫ایول رفیق!

236
00:09:02,542 --> 00:09:04,835
‫ایول رفیق!

237
00:09:04,835 --> 00:09:06,295
‫وقتی داره با یه رفیق کوچولو...

238
00:09:06,295 --> 00:09:08,881
‫رفیق می‌شه، چطوری می‌خوام تنبیهش کنم؟ آخی!

239
00:09:08,881 --> 00:09:11,133
‫ای بابا، اگه سر شفیره رو
‫با چکش له کرده بودیم...

240
00:09:11,133 --> 00:09:12,927
‫و انداخته بودیمش تو معدن سنگ،
‫اصلا این اتفاقات رخ نمی‌داد.

241
00:09:12,927 --> 00:09:15,638
‫مشخصه که از هیچ کاری دریغ نکردیم،
‫شفیره ازمون نمی‌ترسه.

242
00:09:15,638 --> 00:09:17,348
‫باید کسی رو بیاریم
‫که بتونه شفیره رو ادب کنه.

243
00:09:17,348 --> 00:09:19,684
‫باید کسی رو بیاریم که خوش‌قلب باشه،
‫عضلاتش فولادین باشه...

244
00:09:19,684 --> 00:09:21,227
‫و پاهاش در حد بزرگان هیپ‌هاپ باشه.

245
00:09:21,227 --> 00:09:23,646
‫- باید...
‫- مارک والبرگ رو بیاریم!

246
00:09:23,646 --> 00:09:25,940
‫[تأسیسات آموزش نظامی
‫و آموزش سگ سرگرد پین]

247
00:09:29,860 --> 00:09:32,530
‫خیلی‌خب، مارک والبرگ حکم منعمون رو گرفته،

248
00:09:32,530 --> 00:09:34,615
‫ولی دانشکده نظامی
‫هم باید در همون حد باشه.

249
00:09:35,741 --> 00:09:37,994
‫خیلی‌خب کرم‌های کثیف، من صاحبتونم!

250
00:09:37,994 --> 00:09:40,538
‫شما کرم کثافتی ته کفشم بیش نیستین!

251
00:09:40,538 --> 00:09:43,124
‫کاری می‌کنم از چهره روزگار
‫محو بشین کرم‌های کثیف!

252
00:09:43,124 --> 00:09:44,959
‫می‌فهمین چی می‌گم کرم‌های کثیف؟

253
00:09:44,959 --> 00:09:46,002
‫بله قربان!

254
00:09:46,002 --> 00:09:48,379
‫بالاخره تأثیر «کرم کثیف» خطاب کردنشون
‫کاهش پیدا می‌کنه‌ها.

255
00:09:48,379 --> 00:09:51,090
‫من که خوشم اومد... از این به بعد
‫تو خونه همین رو می‌گم کرم کثیف.

256
00:09:51,090 --> 00:09:53,467
‫خب، لعنتی.

257
00:09:53,467 --> 00:09:56,470
‫این همه سال که سر
‫کرم‌های کثیف داد زدم،

258
00:09:56,470 --> 00:10:00,641
‫اصلا فرصت نکرده بودم واقعا
‫کرم کثیفی واقعی رو آموزش بدم.

259
00:10:00,641 --> 00:10:03,019
‫- اسمت چیه کرم کثیف؟
‫- شفیره هستم.

260
00:10:03,019 --> 00:10:04,854
‫اشتباه کردی. اسمت کرم کثیفه.

261
00:10:04,854 --> 00:10:06,897
‫خب، تو چه کوفتی هستی؟

262
00:10:06,897 --> 00:10:09,233
‫رفیق کوچولو هستم!

263
00:10:09,233 --> 00:10:11,527
‫رفیق کوچولو دیگه چه مزخرفیه؟

264
00:10:11,527 --> 00:10:13,154
‫خیلی زیاد داد می‌زنه‌ها.

265
00:10:13,154 --> 00:10:16,616
‫نگران نیستی که کوچولومون
‫اینجا بیش از حد سختی بکشه؟

266
00:10:16,616 --> 00:10:18,409
‫باید آدم سرسختی ادبش کنه.

267
00:10:18,409 --> 00:10:19,994
‫راستی، به نظرتون این‌ها دلشون می‌خواد...

268
00:10:19,994 --> 00:10:21,871
‫پلاک جنگی «استلا اند دات» بخرن؟

269
00:10:21,871 --> 00:10:23,831
‫گردنبندهای طلا سفید قشنگی هم داریم.

270
00:10:23,831 --> 00:10:24,874
‫از من بشنوین!

271
00:10:24,874 --> 00:10:26,709
از من بشنوین. 

272
00:10:26,709 --> 00:10:28,294
‫خفه شو و سوار کدومون شو کرم کثیف!

273
00:10:28,294 --> 00:10:30,504
‫ایول بابا، روت اثر می‌کنه. به‌به.

274
00:10:31,005 --> 00:10:33,466
‫جسی، بهم اعتماد کن،
‫این‌جوری به صلاح شفیره است.

275
00:10:33,466 --> 00:10:34,800
‫آره، بعدا می‌فهمه کار خوبی کردیم.

276
00:10:34,800 --> 00:10:36,010
‫ما هم می‌خندیم. این‌طوری...

277
00:10:38,137 --> 00:10:39,680
‫شرط می‌بندم همین الانش
‫هم داره ادب می‌شه...

278
00:10:41,599 --> 00:10:43,601
‫- چه کوفتی بود؟
‫- شفیره و رفیق کوچولوئن!

279
00:10:43,601 --> 00:10:46,062
‫چطوری این‌قدر سریع
‫از دانشکده نظامی فرار کردن؟

280
00:10:46,062 --> 00:10:47,938
‫با اون گروهبان سرسخته رفیق شدن!

281
00:10:47,938 --> 00:10:50,399
‫شفیره بیش از حد کاریزماتیکه!
‫دل ملت رو می‌بره!

282
00:10:50,399 --> 00:10:51,901
‫اصلا نباید دم اون رستوران
‫چاشت می‌ایستادیم...

283
00:10:51,901 --> 00:10:53,444
‫که تری بره محصولات
‫«استلا اند دات»ـش رو بفروشه!

284
00:10:53,444 --> 00:10:54,695
‫نباید این شکلی باهام صحبت کنی.

285
00:10:54,695 --> 00:10:57,156
‫اگه ده هزار دلار دیگه بفروشم،
‫سفیر همکارشون می‌شم.

286
00:11:23,015 --> 00:11:24,725
‫حالا بگو ببینم متخصص شفیره کیه ؟

287
00:11:26,686 --> 00:11:28,604
‫خیلی‌خب، ببین شفیره،
‫از دستت عصبانی نیستیم.

288
00:11:28,604 --> 00:11:31,107
‫ولی خیلی ازت ناامید شدیم.
‫چنین کارهایی در حد تو نیست.

289
00:11:31,107 --> 00:11:32,650
‫نمی‌فهمم.
‫ما که هر کاری کردیم!

290
00:11:32,650 --> 00:11:34,860
‫عشقمون رو با خشونت،
‫با مهر و حماقت نشونش دادیم...

291
00:11:34,860 --> 00:11:38,197
‫حتی کورتنی لاو رو مجبور کردیم باهات
‫«در واقع عشق» تماشا کنه، ولی هیچی به هیچی.

292
00:11:38,197 --> 00:11:41,117
‫رفتارت قبلا هم بد بود،
‫ولی الان با رفیق کوچولو خیلی بدتر شده.

293
00:11:41,117 --> 00:11:43,244
‫آره، رفیق کوچولو روت تأثیر منفی داره.

294
00:11:43,244 --> 00:11:45,830
‫آره، مشکلمون رفیق کوچولوئه.
‫آخه قطعا خودمون مشکلی نداریم.

295
00:11:45,830 --> 00:11:47,164
‫رفیق کوچولو دوستمه.

296
00:11:47,164 --> 00:11:50,376
‫نه‌خیر! دیگه نمی‌ذارم رفیق کوچولو رو ببینی!
‫بگیرش تری.

297
00:11:50,376 --> 00:11:51,877
‫رفیق کوچولوئه رو بده من!
‫بدش به من ببینم!

298
00:11:51,877 --> 00:11:53,421
‫ضمنا، واسه اطمینان حاصل کردن از برنگشتنش،

299
00:11:53,421 --> 00:11:55,464
‫تو یه کاغذنگهدار کریستالی حبسش می‌کنم.

300
00:11:55,464 --> 00:11:56,716
‫ایول رفیـ...

301
00:11:57,466 --> 00:11:59,135
‫نه!

302
00:11:59,135 --> 00:12:02,221
‫الان نه می‌تونه فکر بدی به ذهنت بندازه،
‫نه می‌ذاره قبض‌هامون رو باد ببره.

303
00:12:02,221 --> 00:12:04,306
‫راستش، «استلا اند دات»
‫یه کاغذنگهدار طرح قاصدک داره...

304
00:12:04,306 --> 00:12:06,142
‫امان از دستت تری،
‫ترفند هرمیه دیگه.

305
00:12:09,311 --> 00:12:12,148
‫خیلی‌خب، داره الکی اوقات تلخی می‌کنه.
‫بذارین خودش خسته بشه.

306
00:12:12,148 --> 00:12:14,024
‫به زودی عین سابق می‌شه و می‌تونیم...

307
00:12:17,820 --> 00:12:20,197
‫وای! شفیره منفجر شد
‫و به میغ تبدیل شد!

308
00:12:20,197 --> 00:12:21,866
‫- میغ نیست.
‫- مهه.

309
00:12:21,866 --> 00:12:23,367
‫نه، بیشتر به بخار می‌خوره.

310
00:12:23,367 --> 00:12:27,163
‫هر چی که هست، وسطش گیر افتادیم
‫و بوی شفیره رو می‌ده!

311
00:12:34,712 --> 00:12:36,714
‫چه عالی، عین همه نوجوانان سرکشی کرد،

312
00:12:36,714 --> 00:12:39,341
‫خودش رو به هاله‌ای از بخار
‫رو شهر تبدیل کرد.

313
00:12:39,341 --> 00:12:42,052
‫شفیره، زود باش ترکیب شو
‫و حالت جسمانیت رو برقرار کن!

314
00:12:42,052 --> 00:12:43,053
‫می‌شنوی چی می‌گم جناب؟

315
00:12:43,053 --> 00:12:46,432
‫نه! اون طرفی نرین!
‫اون طرف هیولا هست!

316
00:12:46,432 --> 00:12:48,476
‫چه عالی، الان دیگه داره
‫وسط بخار هیولا ایجاد می‌کنه.

317
00:12:48,476 --> 00:12:50,186
‫بهت که گفته بودم بهتره
‫به فوتبال علاقمندش کنیم.

318
00:12:50,186 --> 00:12:52,605
‫وای، همین الان اونجا یه بازوچه دیدم.

319
00:12:52,605 --> 00:12:54,565
‫شفیره نوجوان خیلی بدیه.

320
00:12:54,565 --> 00:12:55,816
‫ای خدا، کاش می‌تونستم عین خودش باشم.

321
00:12:55,816 --> 00:12:56,817
‫نه‌خیر، خیلی هم داغونه.

322
00:12:56,817 --> 00:12:58,652
‫شفیره، بدجوری تو دردسر افتادی!

323
00:12:58,652 --> 00:13:01,989
‫به نفعته همین الان بخار بودن رو کنار بذاری،
‫وگرنه... دیگه نمی‌ذارم «روبلاکس» بازی کنی!

324
00:13:04,742 --> 00:13:07,328
‫اون هیولا بخاریه هودی پیودی‌پای پوشیده بود؟

325
00:13:07,328 --> 00:13:09,663
‫حتما قصورات شفیره دارن در قالب...

326
00:13:09,663 --> 00:13:11,040
‫موجوداتی نوجوان
‫بروز پیدا می‌کنن.

327
00:13:11,040 --> 00:13:14,001
‫مواظب باشین! یکیشون لباس «تد فلیس» پوشیده
‫و داره فیوچر گوش می‌کنه!

328
00:13:21,217 --> 00:13:24,261
‫سلام بچه‌ها. وای خانم فرانکی.
‫اینجا هم کار می‌کنین؟

329
00:13:24,261 --> 00:13:26,972
‫«وای خانم، اینجا هم کار می‌کنین؟»

330
00:13:26,972 --> 00:13:28,349
‫معلومه که نمی‌کنم احمق خانم.

331
00:13:28,349 --> 00:13:29,934
‫اصلا به شما ربطی نداره،

332
00:13:29,934 --> 00:13:31,769
‫ولی امشب شام آسوبوکو درست می‌کنیم!

333
00:13:31,769 --> 00:13:34,230
‫چنین غذایی به کنترل ذهن
‫برای طرفین میاد.

334
00:13:41,320 --> 00:13:42,613
‫[تماس از طرف مامان]

335
00:13:44,782 --> 00:13:46,951
‫خیلی‌خب، این‌طور که پیداست،
‫قطعا نوجوان هستن،

336
00:13:46,951 --> 00:13:48,494
‫ولی یکی باید بره بیرون و بفهمه...

337
00:13:48,494 --> 00:13:49,662
‫جریان از چه قراره.

338
00:13:49,662 --> 00:13:50,746
‫اِم، نه، نمی‌خواد.

339
00:13:50,746 --> 00:13:52,790
‫کلی ویدیو تو «تیک‌تاک» از این هیولاها هست.

340
00:13:52,790 --> 00:13:56,001
‫زباله‌دان بزرگ اقیانوس آرام خیلی وسیعه!

341
00:13:56,001 --> 00:13:59,046
‫این هیولاها دارن کل رفتارهای
‫نوجوانانه زشت شفیره رو بروز می‌دن.

342
00:13:59,046 --> 00:14:00,965
‫بهتره دعا کنیم
‫از اون بچه‌های آتش‌افروز نباشه.

343
00:14:00,965 --> 00:14:03,133
‫به نظر من شفیره
‫صرفا دوست لازم داره.

344
00:14:03,133 --> 00:14:05,177
‫شاید اگه بریم خونه
‫و رفیق کوچولو رو آزاد کنیم،

345
00:14:05,177 --> 00:14:06,637
‫دیگه خودش رو میغ نکنه.

346
00:14:06,637 --> 00:14:07,596
‫پر بیراه نمی‌گی.

347
00:14:07,596 --> 00:14:09,723
‫ولی اگه رفیق کوچولو رو ول کنیم،
‫ممکنه کل قبوضمون رو باد ببره.

348
00:14:09,723 --> 00:14:11,809
‫آخ! چیکار کنیم؟
‫چیکار کنیم؟

349
00:14:13,853 --> 00:14:15,688
‫بجنبین، می‌تونیم به ماشین من برسیم!

350
00:14:15,688 --> 00:14:17,523
‫- این دیگه کدوم خریه؟
‫- دزموند هستم!

351
00:14:20,150 --> 00:14:21,569
‫زود باش، دستگاه تنفسی رو بده!

352
00:14:21,569 --> 00:14:23,112
‫بفرمایین. ضمنا، احسنت.

353
00:14:23,112 --> 00:14:24,780
‫دوست دارم جریانش رو
‫برام تعریف کنین!

354
00:14:24,780 --> 00:14:27,157
‫ای بابا، اذیت نکن دیگه!98 که حداقل میزان اکسیژن خون منه!

355
00:14:27,157 --> 00:14:28,909
‫- دیگه کی رانندگی بلده؟
‫- وای، بذارین من امتحان کنم!

356
00:14:30,369 --> 00:14:32,872
‫دو و هشت دهم شدم! ایول!
‫رکورد الکلی زدم!

357
00:14:33,998 --> 00:14:35,332
‫خودم از پسش برمیام.

358
00:14:35,332 --> 00:14:37,751
‫وایستین! دادخواستم رو
‫تو «چینج‌دات‌اُرگ» امضا کنین...

359
00:14:37,751 --> 00:14:39,461
‫که لکه ننگ قلدری
‫مجازی رو پاک کنیم!

360
00:14:39,461 --> 00:14:40,588
‫خب حالا.

361
00:14:40,588 --> 00:14:42,756
‫- اصلا درک نمی‌کنی!
‫- نه بابا؟

362
00:14:42,756 --> 00:14:45,259
‫من مشکوک نیستم، خودتون مشکوکین!

363
00:14:46,886 --> 00:14:47,887
‫ایول بابا!

364
00:14:48,762 --> 00:14:50,556
‫با مشکلاتی روبه‌رو شدیم بچه‌ها!

365
00:14:57,271 --> 00:15:00,649
‫نه، ای خدا! چرا به دزموند وابسته شده بودم؟

366
00:15:00,649 --> 00:15:04,695
‫به همسرم بگین... از یه جای دیگه وام گرفتم
‫که وام قایقمون رو بدم.

367
00:15:07,489 --> 00:15:10,284
‫اِم، خیلی‌خب، ببینین،
‫اگه این هیولاها واقعا نوجوان باشن،

368
00:15:10,284 --> 00:15:12,119
‫شاید بتونیم حرف‌های بزنیم
‫که به مذاقشون خوش نیاد.

369
00:15:12,119 --> 00:15:13,162
‫اتاقت رو تمیز کردی؟

370
00:15:14,038 --> 00:15:16,123
‫اثر کرد!
‫امروز تو مدرسه چیکار کردی؟

371
00:15:17,041 --> 00:15:18,292
‫از کلاس‌هات برام بگو.

372
00:15:18,667 --> 00:15:21,629
‫می‌خوام با دوستانت آشنا بشم.

373
00:15:21,629 --> 00:15:23,923
‫کی می‌خواد درخواست دوستیم رو
‫تو «فیس‌بوک» قبول کنه؟

374
00:15:27,676 --> 00:15:30,137
‫رفیق کوچولو رو آزاد کن!
‫شفیره این‌جوری آروم می‌شه.

375
00:15:30,721 --> 00:15:32,556
‫اشعه‌اش گزینه معکوس نداره؟

376
00:15:32,556 --> 00:15:34,767
‫خب، لعنتی، شرمنده
‫که پیش‌بینی نکرده بودم زمانی...

377
00:15:34,767 --> 00:15:37,353
‫مجبور می‌شیم یه کاغذنگهدار رو
‫مجددا به رفیق کوچولو تبدیل کنیم.

378
00:15:37,353 --> 00:15:40,105
‫نه، نه، نه. باید رفیق کوچولو رو
‫از اونجا آزاد کنیم،

379
00:15:40,147 --> 00:15:41,273
‫وگرنه بدبخت می‌شیم!

380
00:15:41,273 --> 00:15:43,359
‫می‌تونیم درستش کنیم،
‫ولی کار راحتی نیست.

381
00:15:43,359 --> 00:15:45,819
‫تری، باید بری تو سفینه‌مون
‫و ضدفراکتالیزور رو فعال کنی...

382
00:15:45,819 --> 00:15:47,237
‫که حداقل دوازده ساعت طول می‌کشه.

383
00:15:47,237 --> 00:15:49,031
‫بعدش باید کار خیلی سختی بکنیم...

384
00:15:49,031 --> 00:15:51,700
‫ایول رفیق!

385
00:15:53,619 --> 00:15:54,995
‫قبوضم! ای بابا!

386
00:15:54,995 --> 00:15:56,705
‫یادم نمیاد بابت
‫شکست مفتضحانه «تد سه‌بعدی»...

387
00:15:56,705 --> 00:15:59,667
‫چقدر به انجمن نویسندگان آمریکا بدهکار بودم!

388
00:16:00,334 --> 00:16:02,294
‫رفیق کوچولو، برگرد اینجا!

389
00:16:02,294 --> 00:16:03,587
‫قرار بود کمکمون کنی!

390
00:16:03,587 --> 00:16:05,381
‫هنوز هم همه‌جا رو میغ‌مه‌بخار گرفته!

391
00:16:07,341 --> 00:16:10,135
‫به نفعتونه سریع راه‌حلی پیدا کنین عوضی‌ها!

392
00:16:10,135 --> 00:16:11,261
‫تقصیر ما که نیست.

393
00:16:11,261 --> 00:16:13,055
‫آره، ما اصلا واسه شفیره کم نذاشتیم.

394
00:16:13,055 --> 00:16:15,224
‫خودش بیش از حد بازی‌های خشن کرد...

395
00:16:15,224 --> 00:16:17,017
‫و کتاب‌ خوند.

396
00:16:17,017 --> 00:16:19,770
‫تقصیر هالیووده!
‫تقصیر «جوکر»ه! تقصیر «جوکر»ه!

397
00:16:19,770 --> 00:16:22,231
‫بریم تاد فیلیپس رو بیاریم
‫و در درگاه بخار قربانیش کنیم.

398
00:16:22,231 --> 00:16:24,817
‫شرط می‌بندم خونه‌اش عین تونی استارک
‫کنار خلیج باشه.

399
00:16:24,817 --> 00:16:26,151
‫می‌شه خفه خون بگیرین فضایی‌ها؟

400
00:16:27,403 --> 00:16:29,113
‫با «ونمو» برام پول بریزین!

401
00:16:30,072 --> 00:16:33,367
‫حالم به هم می‌خوره
‫از بس همه‌چی رو گردن بقیه می‌اندازین.

402
00:16:33,367 --> 00:16:34,952
‫تقصیر خودتونه.

403
00:16:36,036 --> 00:16:38,247
‫چه تنقلات تپلی پیدا کردم!

404
00:16:39,790 --> 00:16:42,334
‫اگه زندگی شفیره کمی ساختار داشت،

405
00:16:42,334 --> 00:16:44,128
‫الان این‌طوری رفتار نمی‌کرد.

406
00:16:44,128 --> 00:16:46,380
‫باید الگوهایی ملموس
‫تو زندگیش حضور داشته باشن.

407
00:16:46,380 --> 00:16:48,841
‫همیشه شاهد چنین مواردی هستیم.
‫مشکلشون از خونه نشأت می‌گیره.

408
00:16:48,841 --> 00:16:50,759
‫خونه؟ ولی خونه که محل زندگی ماست.

409
00:16:50,759 --> 00:16:55,264
‫وای خدایا، واقعا به عمرم والدینی
‫به مزخرفی شما ندیدم.

410
00:16:55,264 --> 00:16:57,349
‫کوروو اون‌قدری که واسه
‫خوردن مخ من وقت می‌ذاره،

411
00:16:57,349 --> 00:16:58,892
‫واسه بررسی تحصیلات شفیره نمی‌ذاره.

412
00:16:58,892 --> 00:17:00,477
‫دقیقا همین‌طوره.
‫وایستا ببینم، چی؟

413
00:17:00,477 --> 00:17:02,187
‫خب، ببین، خیلی اشتباه می‌کنین،

414
00:17:02,187 --> 00:17:03,564
‫آخه ما والدین انسانی نیستیم.

415
00:17:03,564 --> 00:17:05,024
‫شفیره عضو گروهمونه.

416
00:17:05,024 --> 00:17:06,734
‫بهش غذا می‌دین؟
‫می‌برینش حموم؟

417
00:17:06,734 --> 00:17:09,361
‫شب‌ها قبل از خواب نگران نمی‌شین
‫ماشین زیرش کنه...

418
00:17:09,361 --> 00:17:10,362
‫یاد آدم منحرفی بدزدتش؟

419
00:17:10,362 --> 00:17:14,199
‫نه، نگران می‌شم که ماشین بدزدتش
‫و آدم منحرفی زیرش کنه،

420
00:17:14,199 --> 00:17:16,243
‫ولی الان که بلند بلند بیانش کردم، آره.

421
00:17:16,243 --> 00:17:17,953
‫پس والدین هستین دیگه عزیزم.

422
00:17:17,953 --> 00:17:21,874
‫شفیره کلا داره می‌بینه
‫مدام علمی‌تخیلی بازی درمیارین...

423
00:17:21,874 --> 00:17:23,208
‫و کارهاتون عواقبی نداره.

424
00:17:23,208 --> 00:17:24,918
‫الگوهای منفیش خودتونین.

425
00:17:24,918 --> 00:17:28,047
‫لزومی نداره خودش عوض بشه،
‫شما باید عوض بشین.

426
00:17:29,381 --> 00:17:31,925
‫مزخرف نگو. مشکل از ما نیست.
‫بریم تاد فیلیپس رو بکشیم!

427
00:17:31,925 --> 00:17:33,010
‫- یوهو!
‫- ایول، بریم بکشیمش!

428
00:17:36,972 --> 00:17:39,266
‫آخ. از زمین متنفرم.
‫محل زندگی وحشتناکیه.

429
00:17:39,266 --> 00:17:41,560
‫باید این سفینه رو تعمیر کنیم.
‫«دوریتوز»مون تموم شده.

430
00:17:41,560 --> 00:17:42,686
‫لعنت بهت تری.

431
00:17:43,562 --> 00:17:47,649
‫بچه‌ها، هیولا بخاریه که تی‌شرت «ساپریم»
‫پوشیده بود عین خودمون حرف می‌زد.

432
00:17:47,649 --> 00:17:50,944
‫لعنتی
‫از اولش خودمون تاد فیلیپس بودیم؟

433
00:17:50,944 --> 00:17:53,447
‫می‌خوام یکی رو تو کاغذنگه‌دار حبس کنم!

434
00:17:53,447 --> 00:17:55,115
‫ای بابا، چقدر داغونیم.

435
00:17:55,115 --> 00:17:57,826
‫باورم نمی‌شه، ولی این دو شخصیت
‫پشتیبان سطحی درست می‌گفتن.

436
00:18:01,246 --> 00:18:03,624
‫«اسب‌های آبی گرسنه» عادی بازی کنیم؟
‫ایشه.

437
00:18:03,624 --> 00:18:04,958
‫بیاین، باید بازی کنیم.
‫زود باشین!

438
00:18:04,958 --> 00:18:06,001
‫- واقعا؟
‫- آره!

439
00:18:09,755 --> 00:18:11,090
‫خیلی حوصله‌سربره.

440
00:18:11,090 --> 00:18:12,424
‫وقتی واقعیشون کرده بودیم
‫خیلی بهتر بـ...

441
00:18:12,424 --> 00:18:14,051
‫اینجا رو! جریان چیه؟

442
00:18:14,051 --> 00:18:16,678
‫شفیره داره به آروم و عادی بودنمون
‫واکنش نشون می‌ده. دیدین؟

443
00:18:16,678 --> 00:18:18,764
‫عه، آره! گمون کنم اثر کرد.

444
00:18:18,764 --> 00:18:21,100
‫از این به بعد،
‫باید روش زندگیمون رو تغییر بدیم.

445
00:18:21,100 --> 00:18:23,310
‫یعنی دیگه کارهای علمی‌تخیلی نمی‌کنیم؟

446
00:18:23,310 --> 00:18:25,854
‫نه. به نظرم باید کل خصوصیات زندگیمون رو...

447
00:18:25,854 --> 00:18:28,565
‫که به خاص، منحصر به فرد
‫و غیرعادی بودن خانواده‌مون ختم می‌شه...

448
00:18:28,565 --> 00:18:30,943
‫کنار بذاریم و کلا خیلی آروم‌تر
‫زندگی کنیم...

449
00:18:30,943 --> 00:18:34,404
‫که قشر وسیع‌تری از مخاطبین تماشامون کنن
‫تا شرکت ازمون راضی باشه،

450
00:18:34,404 --> 00:18:35,739
‫یعنی شفیره ازمون راضی باشه.

451
00:18:35,739 --> 00:18:37,574
‫همین الان تو کلاس موسیقی
‫«من و مامان» ثبت‌نام کردم...

452
00:18:37,574 --> 00:18:38,867
‫که هفته‌ای سه بار با شفیره بریم.

453
00:18:38,867 --> 00:18:40,619
‫گمون کنم بعدش هم
‫با باقی مامان‌ها بریم ماست بستنی...

454
00:18:40,619 --> 00:18:42,704
‫بدون لاکتوز و بدون شکر اضافی بخوریم.

455
00:18:42,704 --> 00:18:45,457
‫وای خدا، داره شکل می‌گیره.
‫دیگه چه کاری از دستمون برمیاد؟

456
00:18:45,457 --> 00:18:47,584
‫می‌تونیم برگردیم مدرسه
‫و درس رو به مسخره نگیریم؟

457
00:18:47,584 --> 00:18:49,211
‫ادامه بدین، ادامه بدین!

458
00:18:49,211 --> 00:18:52,881
‫من و تری می‌تونیم کار پیدا کنیم. کار واقعی.
‫سراغ نویسندگی طنز یا آتش‌نشانی نمی‌ریم.

459
00:18:52,881 --> 00:18:54,675
‫- کار دفتری پیدا می‌کنیم.
‫- آره. آره، آره، آره.

460
00:18:54,675 --> 00:18:58,512
‫دفترش میز داشته باشه. کامیپوتر،
‫چاپگر و منشی‌ای به نام گیل هم داشته باشه...

461
00:18:58,512 --> 00:19:00,139
‫که هی سعی کنم باهاش صحبت کنم،
‫ولی خودش نخواد!

462
00:19:00,139 --> 00:19:01,682
‫به خاطر شفیره
‫از پسش برمیایم!

463
00:19:01,682 --> 00:19:03,183
‫به خاطر شفیره برمیایم!

464
00:19:03,976 --> 00:19:06,019
‫[شش ماه بعد]

465
00:19:49,396 --> 00:19:52,691
‫کوروو، نمی‌تونم سر این گزارشات توزیع
‫میان‌فصلی شیر یا خط بندازم.

466
00:19:52,691 --> 00:19:54,401
‫به نظرم جنکینز آمار و ارقام رو
‫اشتباه وارد کرده.

467
00:19:54,401 --> 00:19:58,071
‫خب، برادرزاده آقای سارنره دیگه،
‫یعنی مجبوریم از اول حساب کنیم.

468
00:19:58,780 --> 00:20:01,241
‫شما کجا بودین؟
‫شام ده دقیقه دیگه حاضره.

469
00:20:01,241 --> 00:20:03,452
‫باز هم کتابخونه بودیم.

470
00:20:03,452 --> 00:20:07,039
‫باید راجع به فرسایش ساحلی
‫مقاله پنجاه صفحه‌ای بنویسم.

471
00:20:07,039 --> 00:20:09,958
‫می‌شه لطفا فقط یه بار
‫اشعه «تکالیف به درد نخور» رو قرض بگیرم؟

472
00:20:09,958 --> 00:20:11,335
‫نه‌خیر. تو این خونه اشعه بی اشعه!

473
00:20:12,961 --> 00:20:15,631
‫الو؟
‫عه، سلام آقای سارنر.

474
00:20:15,631 --> 00:20:16,965
‫می‌خواین امشب تشریف بیارین؟

475
00:20:16,965 --> 00:20:19,551
‫عه، راستش امشب مناسب نیست،
‫کوروو خیلی...

476
00:20:19,551 --> 00:20:20,594
‫خیلی‌خب.

477
00:20:20,594 --> 00:20:22,596
‫آخ. آقای سارنر بود.

478
00:20:22,596 --> 00:20:24,431
‫خودش و همسرش رو
‫به صرف شام دعوت کرد...

479
00:20:24,431 --> 00:20:25,682
‫و می‌خوان پارمزان گوساله درست کنیم.

480
00:20:25,682 --> 00:20:29,102
‫ولی من دارم ماهی آزاد زنجبیلی
‫با سالاد خیار و شوید درست می‌کنم.

481
00:20:29,102 --> 00:20:31,104
‫خب، الان دیگه باید پارمزان گوساله درست کنی!

482
00:20:31,104 --> 00:20:33,899
‫ضمنا، نیم‌ساعت بیشتر فرصت نداری،
‫وگرنه از کارمون اخراج می‌شیم!

483
00:20:34,942 --> 00:20:36,944
‫واقعا شرایط زندگیمون
‫این شکلی شده؟

484
00:20:36,944 --> 00:20:40,197
‫یادته دنیا رو از خطر گدازه‌های یخی
‫و ناپادودل‌ها نجات داده بودیم...

485
00:20:40,197 --> 00:20:42,449
‫و دعوا کرده بودیم
‫که کی کریسمس خوشحال‌تره؟

486
00:20:42,449 --> 00:20:45,744
‫من با مقلدین «بی‌تی‌اس»
‫بازی «چهارده دقیقه در بهشت» کرده بودم!

487
00:20:45,744 --> 00:20:49,122
‫کوروو ذوب شده بود و من مجبور شدم
‫با عشق سابقم، مالکم گلادول، مبارزه کنم!

488
00:20:49,122 --> 00:20:50,499
‫وای، چه دوران خوبی بود.

489
00:20:50,499 --> 00:20:52,876
‫قبلا خیلی کارهای علمی‌تخیلی خفن می‌کردیم.

490
00:20:53,961 --> 00:20:55,295
‫خیلی دوستتون دارم بچه‌ها.

491
00:20:55,712 --> 00:20:57,464
‫«موآنا» رو هم خیلی دوست دارم.

492
00:20:58,257 --> 00:21:00,217
‫به خاطر شفیره می‌ارزه.

493
00:21:00,801 --> 00:21:02,177
‫به خاطر شفیره می‌ارزه.

494
00:21:02,177 --> 00:21:03,387
‫آخ! لعنتی!

495
00:21:03,387 --> 00:21:04,763
‫ایول رفیق.

496
00:21:04,763 --> 00:21:07,057
‫ای بابا، دیگه قراره رفیق کوچولو...

497
00:21:07,057 --> 00:21:09,268
‫همیشه همین‌جا باشه؟

498
00:21:09,268 --> 00:21:11,061
‫آره. زندگیمون الان دیگه این شکلیه.
