﻿1
00:00:06,881 --> 00:00:08,633
‫پنج، شیش

2
00:00:08,633 --> 00:00:10,427
‫- شیش، هفت...
‫- هفت...

3
00:00:10,427 --> 00:00:12,095
‫- هشت
‫- ...هشت

4
00:00:12,095 --> 00:00:13,680
‫تری، بالاخره آماده شدم

5
00:00:13,680 --> 00:00:16,891
‫لعنت بهت کروو،
‫پریدی وسطِ ست آخر شنام

6
00:00:17,225 --> 00:00:18,435
‫خدایا، چقد تو جذابی

7
00:00:18,435 --> 00:00:20,562
‫حالا بپر تو ماشین،
‫باید بریم فروشگاه «هاوس دیپوت»

8
00:00:20,562 --> 00:00:22,313
‫ایی، حالم بهم خورد،
‫«هاوس دیپوت» مگه چی داره؟

9
00:00:22,313 --> 00:00:25,233
تموم چیزای لازم واسه ساخت تنور آجریِ
‫ پیتزا پزی، توی حیاط پشتی

10
00:00:25,233 --> 00:00:26,735
‫بالاخره می‌تونیم خودمون پیتزا بپزیم!

11
00:00:26,735 --> 00:00:28,319
‫بریم پیتزا بپزیم!

12
00:00:28,319 --> 00:00:30,447
‫دیشب برای خودم نقشه کشیدم

13
00:00:30,447 --> 00:00:33,158
‫و امروز صبح با خودم موافقت کردم

14
00:00:33,158 --> 00:00:35,827
‫ایول، خیلی کم پیش میاد که
‫ایده‌هات رو به بقیه بگی

15
00:00:35,827 --> 00:00:37,537
‫آره، من یه کوچولوی مشکل‌پسندم

16
00:00:37,537 --> 00:00:39,748
‫حالا هم بریم مصالح بخریم تا
‫ ساخت‌وساز رو شروع کنیم

17
00:00:39,748 --> 00:00:41,666
‫کپی‌ها، باید یه سر بریم ابزارفروشی!

18
00:00:41,666 --> 00:00:44,335
‫میشه تو راه، دم پودینگ‌فروشی ریتز وایسیم؟

19
00:00:44,335 --> 00:00:48,089
‫بدون شک،
‫دومین مغازه‌ی موقت بستنی‌یخی فروشی منطقه‌س

20
00:00:48,089 --> 00:00:50,091
‫نه، تهوع‌آوره.
‫ای خدا.

21
00:00:50,091 --> 00:00:52,385
‫تن لش‌تون رو بیارین این پایین،
‫وقتشـه بریم «هاوس دیپوت»!

22
00:00:52,385 --> 00:00:53,470
‫اومدیم!

23
00:00:53,470 --> 00:00:55,805
‫به‌نظرت جمعیت دیوار کمتر نشده؟

24
00:00:55,805 --> 00:00:57,640
‫فکر نمی‌کنی یه عده‌شون فرار کرده باشن؟

25
00:00:57,640 --> 00:00:59,142
‫نه بابا

26
00:00:59,142 --> 00:01:02,103
‫احتمالاً فقط بین سنگ‌های تزئینی قایم شدن،
‫عین مارمولک‌ها

27
00:01:02,103 --> 00:01:03,313
‫اینقدر بی‌محلی نکنین!

28
00:01:03,313 --> 00:01:05,356
‫گفتیم داریم میایم، لعنتی!

29
00:01:11,362 --> 00:01:13,865
‫شلورپ یه سیاره‌ی کاملاً ایده‌آل بود

30
00:01:13,865 --> 00:01:16,076
‫تا اینکه یه شهاب‌سنگ خورد بهش

31
00:01:16,451 --> 00:01:19,037
‫به صدها فرد بالغ و
‫کپی‌هاشون یه پیوپا داده شد

32
00:01:19,037 --> 00:01:20,789
‫و فرار کردن فضا

33
00:01:20,789 --> 00:01:23,583
‫ به دنبال یه خونه‌ی جدید
‫ بین سرزمین‌های خالی از‌ سکنه

34
00:01:23,583 --> 00:01:24,834
‫ما توی زمین سقوط کردیم

35
00:01:24,834 --> 00:01:27,128
‫گیر سیاره‌ای افتادیم که
‫ همینجوریش زیادی جمعیت داشت

36
00:01:27,128 --> 00:01:28,755
‫درسته.
‫تمام این مدت من داشتم حرف می‌زدم.

37
00:01:28,755 --> 00:01:30,006
‫اینی که پیوپا بغلشه منم

38
00:01:30,006 --> 00:01:31,716
‫اسم من کورووئه.
‫اینم سریال منه. 

39
00:01:31,716 --> 00:01:33,051
‫لعنتی، الان پیوپا از دستم افتاد

40
00:01:33,051 --> 00:01:35,011
‫خیلی مسخره‌ست.
‫ حالم از زمین بهم می‌خوره. 

41
00:01:35,011 --> 00:01:36,096
‫خونه‌ی افتضاحیه

42
00:01:36,096 --> 00:01:37,597
‫آدم‌ها احمق و گیج‌کننده‌ن

43
00:01:37,597 --> 00:01:39,599
‫اینجا بعد از نیمه‌شب
‫نمی‌تونی به گرملینت غذا بدی

44
00:01:39,599 --> 00:01:41,935
‫توی شلورپ، گرملین‌هامون
‫ شب‌های پرهیجان داشتن

45
00:01:41,935 --> 00:01:44,312
‫که شامل رقصیدن، غذا خوردن و
‫خیس شدن بود

46
00:01:44,395 --> 00:01:47,440
‫« مخالفان خورشیدی »

47
00:01:50,902 --> 00:01:53,446
‫نه، اونجا جای منـه،
‫گم شین!

48
00:01:54,405 --> 00:01:55,657
‫وای

49
00:01:56,616 --> 00:01:58,785
‫بوی ‫خاک‌اره رو حس می‌کنین؟

50
00:01:58,785 --> 00:02:00,787
‫ببنین این آدم‌های فعال چقدر کار می‌کنن

51
00:02:00,787 --> 00:02:03,081
‫یعنی چی؟
‫اینجا که فروشگاه نیست، انباره!

52
00:02:03,081 --> 00:02:04,749
‫می‌خوای از دیدن قفسه‌ها لذت ببری؟

53
00:02:04,749 --> 00:02:06,751
‫برو «اِیس».
‫دیپوت‌ واسه‌ی سازنده‌هاس.

54
00:02:06,751 --> 00:02:08,253
‫فانتای موزی دارن!

55
00:02:08,253 --> 00:02:10,296
‫فقط همین یه طعم فانتا رو امتحان نکردم

56
00:02:10,296 --> 00:02:12,507
‫این ماشین لباسشویی‌های جا دار رو نگاه

57
00:02:12,507 --> 00:02:14,050
‫یعنی می‌ذارن تو یکی‌شون چرت بزنم؟

58
00:02:14,050 --> 00:02:15,760
‫وای، شلنگ‌ها تخفیف خوردن

59
00:02:15,760 --> 00:02:17,512
‫- نگاه کن، سبز هم دارن!
‫- میشه بریم؟

60
00:02:17,512 --> 00:02:19,848
‫می‌دونی که حوصله‌سربر
‫مور مورم می‌کنن

61
00:02:19,848 --> 00:02:21,141
‫اوناهاش.
‫تئو.

62
00:02:21,141 --> 00:02:23,434
‫تئو کیـه؟

63
00:02:23,434 --> 00:02:26,396
‫همون ابزارفروشه‌س که درمورد
‫پروژه‌ تنور پیتزا پزی باهاش حرف می‌زنم

64
00:02:26,396 --> 00:02:28,565
‫خیلی با معلومات و صبوره

65
00:02:28,565 --> 00:02:30,024
‫با این که کلی سوال می‌پرسم

66
00:02:30,024 --> 00:02:32,318
‫رو کسی کراش زدی که
‫جلیقه‌ی ایمنی می‌پوشـه؟

67
00:02:32,318 --> 00:02:34,863
‫- همینطوریـه دیگه؟
‫- نه، من به تئو احترام می‌ذارم

68
00:02:34,863 --> 00:02:37,282
‫ازش می‌ترسم،
‫می‌خوام بشنوم که بگه بهم افتخار می‌کنـه

69
00:02:37,282 --> 00:02:39,492
‫و توی خیال‌پردازی‌های دیوانه‌وارم،
‫سر قیمت الوار چونه بزنیم

70
00:02:39,492 --> 00:02:42,412
‫چقد خوشحالم یکی رو پیدا کردی که
‫با همدیگه حرفای ابزاری بزنین

71
00:02:42,412 --> 00:02:44,330
‫چون من که از این کارا نمی‌کنم

72
00:02:44,330 --> 00:02:48,585
‫خداروشکر ازدواج‌مون بهمون
‫ اجازه‌ی دوستی معمولی با بقیه رو میده

73
00:02:49,502 --> 00:02:51,880
‫آقای کوروو،
‫چه‌خبر از تنور پیتزا پزی‌تون؟

74
00:02:51,880 --> 00:02:53,798
‫دارم واسه فونداسیونش آجر انتخاب می‌کنم

75
00:02:53,798 --> 00:02:55,925
‫میشه یه بار دیگه انتخاب‌هام رو بهم بگی؟

76
00:02:55,925 --> 00:02:58,261
‫خب، آجر نسوز هست،
‫آجر سفالی پخته‌شده و

77
00:02:58,261 --> 00:02:59,512
‫آجر با آفتاب خشک‌شده هم هست

78
00:02:59,512 --> 00:03:01,181
‫چه حوصله‌سربر

79
00:03:01,181 --> 00:03:03,141
‫از اون روزی که کتاب خوندم هم
‫ حوصله‌سربرتره

80
00:03:03,141 --> 00:03:04,642
‫من رو ببر قسمت آجرها تئو

81
00:03:04,642 --> 00:03:07,061
‫می‌خوام سفال‌های پخته‌شده رو
‫توی دستام حس کنم

82
00:03:07,061 --> 00:03:09,647
‫مثل یه صنعتگر واقعی گفتی.
‫بیا دنبالم.

83
00:03:09,647 --> 00:03:11,733
‫بیفت جلو بابایی

84
00:03:11,733 --> 00:03:14,736
‫به فروشنده‌ی «هاوس دیپوت» گفتی «بابایی»؟

85
00:03:14,736 --> 00:03:16,905
‫راستش یه چیزی یادم اومد

86
00:03:16,905 --> 00:03:20,074
‫یه مشتری دیگه بود که
‫می‌خواست یه در بسازه

87
00:03:20,074 --> 00:03:22,285
‫دست بردار تئو،
‫از دهنم پرید

88
00:03:22,285 --> 00:03:23,786
‫می‌تونیم فراموشش کنیم، باشه؟

89
00:03:23,786 --> 00:03:27,123
‫ببخشید اما نمی‌تونم با کسایی که
‫ ابزارآلات رو جدی نمی‌گیرن، کنار بیام

90
00:03:27,123 --> 00:03:27,957
‫من جدی می‌گیرم

91
00:03:27,957 --> 00:03:30,960
‫می‌خوام یه تنور پیتزا پزی بسازم که
‫فقط یه چندبار ازش استفاده می‌کنیم

92
00:03:30,960 --> 00:03:33,630
‫توی یوتیوب چندتا ویدیوی آموزشی خوب هست

93
00:03:33,630 --> 00:03:36,758
‫تبریک میگم کوروو،
‫تونستی واسه‌ی ۳ ثانیه

94
00:03:36,758 --> 00:03:37,967
‫«هاوس دیپوت» رو باحال کنی

95
00:03:37,967 --> 00:03:39,344
‫من چه مرگمـه؟

96
00:03:39,344 --> 00:03:40,929
‫چرا به تئو گفتم «بابایی»؟

97
00:03:40,929 --> 00:03:42,722
‫من از این کارها نمی‌کردم،
‫تو می‌کردی

98
00:03:42,722 --> 00:03:44,432
‫از اون فروپاشی‌های قدیمی کوروو بود

99
00:03:44,432 --> 00:03:46,476
‫باید می‌دیدین.
‫تو فصل اول پُر بود.

100
00:03:46,476 --> 00:03:48,686
‫من هم فانتای موزی گیرم نیومد

101
00:03:48,686 --> 00:03:50,605
‫چون یه پیمان‌کار تا بطری آخرش رو

102
00:03:50,605 --> 00:03:52,565
‫واسه کارگرهای سیستم تهویه‌ش خرید

103
00:03:52,565 --> 00:03:54,317
‫فکر می‌کردم نوشیدنی می‌خورن

104
00:03:54,317 --> 00:03:57,195
‫من هم داشتم بهترین چرت زندگیم رو
‫تو لودرِ جلوییِ دو و نیم فوت مکعبی می‌زدم

105
00:03:57,195 --> 00:04:00,031
‫که یه زوج ۴۰ و خورده‌ای ساله‌ی بی‌بچه
‫در رو باز کردن و پرتم کردن بیرون

106
00:04:00,031 --> 00:04:02,951
‫خب، امیدوارم همه‌ از «هاوس دیپوت» خسته‌کننده
‫ حسابی سیر شده باشن

107
00:04:02,951 --> 00:04:04,452
‫چون دیگه به خاک سیاه نشست

108
00:04:04,452 --> 00:04:07,121
‫تئو از زمان شروع ایده‌ی تنور پیتزا پزی
‫ کنارم بود

109
00:04:07,121 --> 00:04:08,665
‫نمی‌تونم وسط کار از دستش بدم

110
00:04:08,665 --> 00:04:11,209
‫وای کوروو، عزیزم،
‫دیگه تموم شد

111
00:04:11,209 --> 00:04:14,712
‫می‌تونم درستش کنم. فقط باید از اول
‫ باهاش برخورد کنم و خوشبختانه...

112
00:04:14,712 --> 00:04:16,631
‫تو رو خدا نگو که
‫یه روش علمی‌تخیلی براش داری

113
00:04:16,631 --> 00:04:20,218
‫خفه شو خنگ خدا،
‫خودت عاشق وقتایی هستی که علمی ‌تخیلی میشه

114
00:04:20,218 --> 00:04:23,388
‫این شما و این دستگاه «زندگی، مرگ، تکرار»

115
00:04:23,388 --> 00:04:25,014
‫ای وای،
‫دوباره قراره ازمون شکایت بشه؟

116
00:04:25,014 --> 00:04:27,517
‫وقتی داشتم بیرون پنجره‌ی
‫ برنامه‌ی «امروز»، کارلتون می‌رقصیدم

117
00:04:27,517 --> 00:04:28,726
‫نمی‌دونستم حق کپی‌رایت داره

118
00:04:28,726 --> 00:04:30,353
‫این دستگاه فقط از فیلمِ

119
00:04:30,353 --> 00:04:31,771
‫فیلم «زندگی، مرگ، تکرار» الهام گرفته

120
00:04:31,771 --> 00:04:34,315
‫که اون اوایل به اسم «لبه‌ی فردا» معروف بود

121
00:04:34,315 --> 00:04:35,775
‫که البته اسم مزخرفی بود

122
00:04:35,775 --> 00:04:38,361
‫فیلم محبوبم از ۱۰‌ تابستون پیشـه

123
00:04:38,361 --> 00:04:39,862
‫- چطوری کار می‌کنـه؟
‫- وقتی نوبتت شد،

124
00:04:39,862 --> 00:04:41,322
‫دکمه‌ت رو می‌زنی و
‫می‌میری

125
00:04:41,322 --> 00:04:43,199
‫بعدش زمان‌برگردان‌ها فعال میشن و

126
00:04:43,199 --> 00:04:45,243
‫روزی که گذروندی تکرار میشه

127
00:04:45,243 --> 00:04:47,120
‫آییشا، این خیلی پیچیده‌س

128
00:04:47,120 --> 00:04:48,663
‫گفتم مثل خود فیلم درستش کنی

129
00:04:48,663 --> 00:04:51,666
‫من هم گفتم که کمپانی برادران وارنر
‫دست‌ به شکایت‌شون عالیـه

130
00:04:51,666 --> 00:04:53,042
‫برای همین فقط الهام گرفتم

131
00:04:53,042 --> 00:04:54,502
‫- بریم سراغش یا نه؟
‫- ببخشید...

132
00:04:54,502 --> 00:04:56,921
‫- درست شنیدم که گفتی می‌میریم؟
‫- فعالش می‌کنم!

133
00:05:02,510 --> 00:05:04,345
‫ایش، چقد تلخ

134
00:05:04,345 --> 00:05:06,306
‫قرار نیست به زندگی برگرده؟

135
00:05:06,306 --> 00:05:08,766
‫فقط وقتی کار می‌کنـه که
‫ همه‌تون دکمه رو بزنین

136
00:05:12,770 --> 00:05:14,856
‫حالم از «هاوس دیپوت» بهم می‌‌خوره!

137
00:05:21,446 --> 00:05:23,364
‫« امروز صبح، دوباره... »

138
00:05:23,364 --> 00:05:24,615
‫دوباره اونجا رو می‌گیرم

139
00:05:24,615 --> 00:05:26,868
‫می‌دونم تصادف میشه اما
‫برام مهم نیست

140
00:05:28,036 --> 00:05:30,288
‫از اون موقع هم بدتره

141
00:05:30,288 --> 00:05:31,372
‫همون زوجن

142
00:05:31,372 --> 00:05:33,833
‫با این جارو فراری‌شون میدم تا بعداً
‫مزاحم چُرتم نشن

143
00:05:33,833 --> 00:05:35,918
‫بپر تو بغل مامانی،‌ فانتای موزی

144
00:05:36,878 --> 00:05:38,629
‫هی، استرس که نداره

145
00:05:38,629 --> 00:05:40,131
‫تو یه موجود فضایی اَبَرهوشمندی

146
00:05:40,131 --> 00:05:42,550
‫و اون فقط می‌تونـه
‫ کاسه تولت‌هاش رو گرون‌تر بفروشـه

147
00:05:42,550 --> 00:05:43,634
‫راست میگی.
‫حواسم هست.

148
00:05:43,634 --> 00:05:46,179
‫آقای کوروو،
‫چه‌خبر از تنور پیتزا پزی‌تون؟

149
00:05:46,179 --> 00:05:48,431
‫روز بخیر بابایی...
‫گندش بزنن!

150
00:05:48,431 --> 00:05:50,433
‫نمی‌دونم چرا هی به تئو میگم «بابایی»

151
00:05:50,433 --> 00:05:52,185
‫اما انگار قرار نیست امروز تموم شه

152
00:05:52,185 --> 00:05:55,688
‫همش باید زندگی و مرگ رو تکرار کنم
‫تا برخورد درستی درباره‌ی آجر داشته باشم

153
00:05:55,688 --> 00:05:58,316
‫دیگه این دفعه رو نیستم.
‫سرم به‌خاطر سیترونلا درد می‌کنـه.

154
00:05:58,316 --> 00:06:00,151
‫اگه تری این کار رو نکنه
‫موفق نمیشین

155
00:06:00,151 --> 00:06:02,320
‫زمان‌برگردان‌ها فقط وقتی کار می‌کنن که
‫همه‌تون انجامش بدین

156
00:06:02,320 --> 00:06:04,113
‫- چرا؟
‫- می‌دونی اینقدر سرم شلوغـه که

157
00:06:04,113 --> 00:06:05,948
‫نمی‌تونم رد چندتا جریان زمانی رو بگیرم

158
00:06:05,948 --> 00:06:07,867
‫اصلاً همین که می‌ذارم
‫ این کار رو بکنین خدا رو شکر کن

159
00:06:07,867 --> 00:06:10,536
‫رای‌گیری خونوادگی،
‫کی می‌خواد برگرده «هاوس دیپوت»؟

160
00:06:10,536 --> 00:06:12,246
‫باشه بابا

161
00:06:12,246 --> 00:06:14,749
‫ممنون تری که همیشه
‫به نتایج رای‌گیری‌ها احترام می‌ذاری

162
00:06:14,749 --> 00:06:16,167
‫یکی از دو ارزش بنیادیمـه

163
00:06:16,167 --> 00:06:20,338
 این که به رای‌گیری احترام بذارم و
 از ایموجی خنده/گریه استفاده نکنم

164
00:06:22,840 --> 00:06:24,884
‫چرا آسپرین جویدنی کودکان نداریم؟

165
00:06:24,884 --> 00:06:26,469
‫می‌دونی که دوست ندارم قورت بدم

166
00:06:26,469 --> 00:06:28,721
‫نوبت توئه بمیری تری.
‫بتمرگ رو صندلی.

167
00:06:28,721 --> 00:06:31,766
‫باشه، بهتره عجله کنم تا
‫بتونم برگردم «هاوس دیپوت»

168
00:06:31,766 --> 00:06:33,976
‫- صبر کن ببینم
‫- تری...

169
00:06:33,976 --> 00:06:35,144
‫- درد داره؟
‫- نه

170
00:06:35,144 --> 00:06:37,730
‫تا وقتی که تو نمیری
‫اونا تو زمان معلقن

171
00:06:37,730 --> 00:06:39,107
‫خب معلق بودن حال میده دیگه؟

172
00:06:39,107 --> 00:06:40,817
‫بعضی‌ها تا ابد اونجا می‌مونن

173
00:06:40,817 --> 00:06:42,026
‫زمان‌برگردان‌هاشون ثابتـه

174
00:06:42,026 --> 00:06:43,403
‫هیچ آگاهی‌ای ندارن

175
00:06:43,403 --> 00:06:44,987
‫عالیـه،
‫پس من یه ۱۰ دقیقه استراحت می‌کنم

176
00:06:44,987 --> 00:06:47,115
‫و بعدش می‌میرم و تکرار می‌کنم،
‫زود برمی‌گردم

177
00:06:47,115 --> 00:06:50,827
‫تری، برگرد اینجا و بتمرگ کنار این
‫دستگاه علمی‌تخیلی و خودت رو بکش! 

178
00:06:51,160 --> 00:06:52,829
‫تری!

179
00:06:59,502 --> 00:07:01,045
‫وای، چه سریع گذشت

180
00:07:01,045 --> 00:07:02,630
‫برگردم سراغش

181
00:07:02,630 --> 00:07:06,008
‫اوه، چه بوی گندی،
‫بهتره اول دوش بگیرم

182
00:07:17,353 --> 00:07:19,313
‫« مخالفان خورشیدی تقدیم می‌کند »

183
00:07:19,730 --> 00:07:22,150
‫« دیوار »

184
00:07:23,734 --> 00:07:26,946
‫« حیاط پشتی »

185
00:07:30,366 --> 00:07:32,076
‫« به گاترویل خوش آمدید »
‫« اولین ایستگاه حیاط »

186
00:07:47,216 --> 00:07:48,968
‫صبح‌بخیر، این مشتری‌های سحرخیز دیگه کی‌ان؟

187
00:07:48,968 --> 00:07:52,138
‫چندنفرن که دارن میرن بسکتبال‌برگ

188
00:07:52,138 --> 00:07:53,514
‫اون روز رو یادتـه که یامیولک

189
00:07:53,514 --> 00:07:55,141
‫اون توپ بسکتبال رو گذاشت اونجا؟

190
00:07:55,141 --> 00:07:56,225
‫چی بهت گفتم؟

191
00:07:56,225 --> 00:07:57,977
‫یکی توش رو خالی می‌کنـه و

192
00:07:57,977 --> 00:07:59,604
‫داخلش زندگی می‌کنـه

193
00:07:59,604 --> 00:08:02,023
‫همیشه حق با تو بود عمو.
‫همیشه هم هست.

194
00:08:02,023 --> 00:08:04,275
‫چیشده داری چاپلوسیم رو می‌کنی سوفیا؟

195
00:08:04,275 --> 00:08:07,737
‫خب، دوستام دارن میرن
‫ قوطی نوشابه پپسی رو ببین و گفتم که...

196
00:08:07,737 --> 00:08:09,864
‫امروز نمیشه،
‫یکم کار دارم و

197
00:08:09,864 --> 00:08:11,365
‫باید حواست به «بردهاوس» باشه

198
00:08:11,365 --> 00:08:13,743
 هیچوقت نمی‌ذاری جایی برم

199
00:08:13,743 --> 00:08:15,745
‫نوشابه هم الان تازه‌س

200
00:08:15,745 --> 00:08:17,246
‫اگه صبر کنم
‫گازش تموم میشه

201
00:08:17,246 --> 00:08:19,540
‫سوفیا، اون قوطی توی اعماق حیاطـه

202
00:08:19,540 --> 00:08:21,751
‫همین نزدیکی و کنار خونه و
‫ناودون که نیست

203
00:08:21,751 --> 00:08:23,252
‫خیلی خطرناکـه!

204
00:08:23,252 --> 00:08:24,795
‫من باید مراقبت باشم

205
00:08:24,795 --> 00:08:26,881
‫من باعث شدم که تو از اول کوچیک باشی

206
00:08:26,881 --> 00:08:29,300
‫عمو اسکار،
‫نمی‌‌تونی خودت رو سرزنش کنی

207
00:08:29,300 --> 00:08:32,345
‫اگه یامیولک رو موقع زنگ زدنش
‫ توی فیلم «لوکا» ساکت نکرده بودم،

208
00:08:32,345 --> 00:08:34,931
‫الان سال دومت توی دانشگاه «براون» بود

209
00:08:36,182 --> 00:08:37,016
‫اصلاً...

210
00:08:37,016 --> 00:08:39,852
‫شاید دفعه بعد، تری نوشابه‌ش رو
‫یکم نزدیک‌تر به شهر پرت کنـه

211
00:08:39,852 --> 00:08:42,855
‫مطمئنم که میکنـه عزیزم

212
00:08:43,814 --> 00:08:46,484
‫خدایا، بهترین مینی‌سریال
‫واسه بعد از حمامـه

213
00:08:46,484 --> 00:08:49,612
‫فکر می‌کنی اون برادرها
‫ جوخه تشکیل نمیدن اما بعد...

214
00:08:49,612 --> 00:08:51,113
‫موندم قضیه‌ی اون جنگ چی بود؟

215
00:08:51,113 --> 00:08:52,782
‫شوییمر!

216
00:08:52,782 --> 00:08:56,369
‫خب دیگه استراحتم رو کردم و
‫ بهونه‌ای ندارم

217
00:08:56,369 --> 00:08:59,914
‫وقتشـه تحمل کنم و برگردم «هاوس دیپوت»...
‫البته بعد از خوردن یه خوراکی

218
00:08:59,914 --> 00:09:01,040
‫تری

219
00:09:01,040 --> 00:09:02,166
‫کوروو نذاشت پودینگ بخورم

220
00:09:02,166 --> 00:09:04,126
‫خب حالا که معلقـه
‫خیلی منطقیـه که

221
00:09:04,126 --> 00:09:05,127
‫برم بخورم

222
00:09:05,127 --> 00:09:08,297
‫یه پودینگ مارشمالو با اسمارتیزهای پخش‌شده

223
00:09:08,297 --> 00:09:09,924
‫و یه طرف پودینگ ضخیم برای...

224
00:09:09,924 --> 00:09:11,008
‫- مال منـه
‫- مال منـه

225
00:09:11,008 --> 00:09:12,885
‫واسه‌ی جریـه

226
00:09:12,885 --> 00:09:14,762
‫لطفاً بذار اسم‌تون رو بگم

227
00:09:14,762 --> 00:09:16,889
‫این یکی واسه تریـه

228
00:09:16,889 --> 00:09:19,725
‫تاحالا کسی رو ندیده بودم
‫که دقیقاً همین سفارش پودینگ رو بده

229
00:09:19,725 --> 00:09:21,269
‫خیلی خوش‌سلیقه‌ای

230
00:09:21,269 --> 00:09:23,646
‫خب مگه تقصیر منـه که خوشمزس؟

231
00:09:24,021 --> 00:09:26,649
‫راستی، پیرهنت عالیـه.
‫کنایه‌آمیزه؟

232
00:09:26,649 --> 00:09:30,611
‫این؟
‫نه، کاملاً صادقانه‌س.
‫« چهارشنبه‌ی داغون »
‫من هم داشتم رو یه همچین موضوعی کار می‌کردم

233
00:09:30,611 --> 00:09:31,362
‫اما این بهتره

234
00:09:31,362 --> 00:09:34,282
‫خب من هم عاشق «هلوتیکا»ـی روی پیرهنتم

235
00:09:34,282 --> 00:09:37,577
‫آدم با یه فونت عمومی
‫کارهای محشری می‌تونـه بکنـه

236
00:09:37,577 --> 00:09:40,454
‫چه تیزبین.
‫زده به سرم یا ما واقعاً تفاهم داریم؟

237
00:09:40,454 --> 00:09:42,290
‫راستش فکر کنم واقعاً داریم

238
00:09:42,290 --> 00:09:45,209
‫می‌خوای بشینی کنارم؟
‫صندلی من منظره‌ی قشنگی از بزرگراه داره.

239
00:09:45,209 --> 00:09:46,919
‫ایول، ماشین و کامیون!

240
00:10:00,808 --> 00:10:02,184
‫هی، تیغ‌تیغی

241
00:10:02,184 --> 00:10:03,978
‫آروم پسر، آروم

242
00:10:06,606 --> 00:10:08,190
‫هی، هی.
‫تو گوین نیستی؟

243
00:10:08,190 --> 00:10:09,942
‫گندش بزنن،
‫گندش بزنن

244
00:10:09,942 --> 00:10:13,154
‫خودشی.
‫از این جوجه‌تیغی مشخصـه.

245
00:10:13,154 --> 00:10:13,988
‫شرمنده،

246
00:10:13,988 --> 00:10:16,741
‫من رو با یه جوجه‌تیغی‌سوار خوشتیپ دیگه
‫ اشتباه گرفتی

247
00:10:16,741 --> 00:10:18,534
‫نه، نه.
‫گمون نکنم.

248
00:10:18,534 --> 00:10:20,661
‫خفه شو دیگه،
‫می‌خوام جلب توجه نکنم!

249
00:10:20,661 --> 00:10:22,246
‫مگه ندیدی کلاهم رو کشیدم پایین؟

250
00:10:22,246 --> 00:10:24,206
‫شرمنده، من فقط طرفدارتم

251
00:10:24,206 --> 00:10:26,334
شنیدم زیر یه روز
از شهر جعبه‌شنی فرار کردی

252
00:10:26,334 --> 00:10:28,169
‫این اطراف معروفم؟

253
00:10:28,169 --> 00:10:29,420
‫نه بابا

254
00:10:29,420 --> 00:10:32,048
‫بیشتر گاترویلی‌ها حتی از
خونه‌‌بازی پیوپا هم رد نشدن

255
00:10:32,048 --> 00:10:33,424
‫خوبـه، خوبـه

256
00:10:33,424 --> 00:10:36,594
‫جایی رو می‌شناسی که واسه شب
‫جوجه تیغیم رو بذارم اونجا؟

257
00:10:37,386 --> 00:10:39,180
‫همینجا،
‫کاملاً هم مجانی

258
00:10:39,180 --> 00:10:40,306
‫ممنون بچه

259
00:10:40,640 --> 00:10:42,183
‫کجا می‌تونم یه نوشیدنی بخورم؟

260
00:10:47,480 --> 00:10:48,564
‫سلام، چی میل دارین؟

261
00:10:48,564 --> 00:10:50,566
‫یه لیوان بلند از ارزون‌ترین چیزی که دارین

262
00:10:50,566 --> 00:10:51,651
‫«دلار حیاط» قبول می‌کنین؟

263
00:10:51,651 --> 00:10:52,985
‫ترکیبش رو بهت میدم

264
00:10:52,985 --> 00:10:54,820
‫یه گاری پر از آذوقه‌س

265
00:10:54,820 --> 00:10:55,946
‫کجا می‌خوای ببریش؟

266
00:10:55,946 --> 00:10:58,532
‫گوشه‌ی شمالی دقیقاً همین نقطه

267
00:10:58,532 --> 00:11:00,826
‫وای اسکار،
‫خیلی دوره

268
00:11:00,826 --> 00:11:03,371
‫دیگه نمی‌تونم همچین خطراتی بکنم.
‫الان دوست‌دختر دارم.

269
00:11:03,371 --> 00:11:05,706
‫یه دوست‌دختر واقعی،
‫نه یه بلوط که روش ممه نقاشی کردم

270
00:11:05,706 --> 00:11:08,000
‫اما تنها فرد مورد اعتمادم
واسه رسوندن این به مقصد،‌ تویی

271
00:11:08,000 --> 00:11:09,794
‫اگه نرسونی،
‫مردم از گرسنگی می‌میرن

272
00:11:09,794 --> 00:11:11,629
‫ببین، اوضاع حیاط واسه همه سخت شده

273
00:11:11,629 --> 00:11:13,964
‫بهت ۱۰‌ هزار دلار حیاط میدم

274
00:11:13,964 --> 00:11:15,299
‫قضیه پول نیست

275
00:11:15,299 --> 00:11:17,093
‫می‌دونی که برای این هدف
‫حاضرم همه‌کاری بکنم

276
00:11:17,093 --> 00:11:18,386
‫اما الان نه

277
00:11:20,012 --> 00:11:22,890
‫اوه، اگه می‌خوای یه گاری رو از
‫  حیاط رد کنی، من کسی‌ام که دنبالشی

278
00:11:22,890 --> 00:11:25,851
‫آقا، با گوش دادن به کارهای دیگران
‫ممکنـه تو دردسر بزرگی بیفتی

279
00:11:25,851 --> 00:11:27,019
‫خوشحال میشی که گوش کردم

280
00:11:27,019 --> 00:11:30,189
‫من یه جوجه تیغی دارم که می‌تونه
‫سریع‌تر از هرکسی، گاریت رو برسونـه

281
00:11:30,189 --> 00:11:32,525
‫تاحالا تموم قلمروها رو رفتیم

282
00:11:32,525 --> 00:11:34,318
‫ولش کن،
‫من امثال تو رو می‌شناسم

283
00:11:34,318 --> 00:11:37,071
‫با کسایی که بهشون اعتماد ندارم
‫معامله نمی‌کنم

284
00:11:39,907 --> 00:11:41,826
‫همچین چیزی لازم داشتم

285
00:11:41,826 --> 00:11:43,327
‫خب، پودینگم تموم شد

286
00:11:43,327 --> 00:11:45,996
‫باید برگردم سفینه‌ی فضاییم و
‫خودم رو بکشم

287
00:11:45,996 --> 00:11:48,833
‫یا می‌تونی بیای خونه‌ی من تا
‫بازی تخته‌ای که اختراع کردم رو بکنیم

288
00:11:48,833 --> 00:11:51,127
‫مثل یه ترکیب از بازی‌های «کرانیوم» و
‫«تریویال پرسوت»ـه

289
00:11:51,127 --> 00:11:54,171
‫با شوخی‌های اینترنتی بازیِ
‫ «کارت‌ها علیه بشریت»

290
00:11:54,171 --> 00:11:57,550
‫و یه نموره هم
چالش‌های فیزیکی تیک‌تاکـه

291
00:11:57,550 --> 00:12:00,094
‫از چالش‌های فیزیکی تیک‌تاک خوشم اومد

292
00:12:00,094 --> 00:12:02,763
‫که درستـه آخر حرفت بود اما
‫دلم رو برد

293
00:12:02,763 --> 00:12:04,598
‫اما فقط یکم می‌تونم بازی کنم

294
00:12:04,598 --> 00:12:05,683
‫چون خونواده‌م مُردن

295
00:12:07,309 --> 00:12:11,981
‫تری، تو رکورد رو شکوندی و
‫مرحله ۲۰۰‌ رو تموم کردی

296
00:12:11,981 --> 00:12:14,900
‫اما این پرتاب آخر همه‌چی رو تعیین می‌کنـه

297
00:12:18,237 --> 00:12:21,866
‫می‌تونی از بین موضوعات ِ
‫لیست‌های فرهنگ عامه،

298
00:12:21,866 --> 00:12:24,577
‫تنقلات قدیمی و یا صداهای سگ‌ها،
‫یکی رو انتخاب کنی

299
00:12:24,577 --> 00:12:27,496
‫هی، انتخاب راحت‌ترینش که خجالت نداره،
‫همون لیست رو می‌خوام

300
00:12:27,496 --> 00:12:29,123
‫ده تا مرگ برتر

301
00:12:29,123 --> 00:12:31,000
‫توی مجموعه‌ی «مقصد نهایی» که

302
00:12:31,000 --> 00:12:33,043
‫باعث شد بگی وای رو نام ببر

303
00:12:33,043 --> 00:12:34,670
‫۱۵ ثانیه وقت داری، شروع!

304
00:12:35,379 --> 00:12:36,380
‫نصف شدن با برج فرازرو،

305
00:12:36,380 --> 00:12:38,424
‫نصف شدن با سیم خاردار،
‫پخته شدن تو تخت سولاریوم،

306
00:12:38,424 --> 00:12:40,050
‫لِه شدن زیر شیشه‌ی پنجره،
‫خرد شدن زیر وزنه‌ها،

307
00:12:40,050 --> 00:12:42,553
‫فرو رفتن نردبون، بیرون کشیدن دل و روده
‫ با سیستم تخلیه‌ی استخر،

308
00:12:42,553 --> 00:12:44,722
‫جدا شدن سر با اصابت ترکش،
‫تصادف با آمبولانس

309
00:12:44,722 --> 00:12:46,182
‫و کامیون حمل الوار

310
00:12:46,182 --> 00:12:48,309
‫تونستی به اتاق سلطنتی برسی!

311
00:12:48,309 --> 00:12:50,436
‫تاحالا کسی تا این حد پیش نرفته بود!

312
00:12:53,022 --> 00:12:54,857
‫کل خونه‌ت بازیـه؟

313
00:12:54,857 --> 00:12:56,567
‫جری،‌ مثل پادشاه‌ها می‌مونی!

314
00:12:59,111 --> 00:13:01,280
‫چه بوی گندی

315
00:13:13,000 --> 00:13:14,001
‫وای!

316
00:13:14,835 --> 00:13:17,505
‫- تا حالا اینقدر تمیز ندیده بودمش
‫- کل شب رو کار کردم

317
00:13:17,505 --> 00:13:20,216
‫حتی پیش‌خوان رو هم که از یه
‫ زیرلیوانی قدیمی ساخته بودی، تعمیر کردم

318
00:13:20,216 --> 00:13:22,092
‫ببین عمو،
‫دیگه لق نمی‌زنـه

319
00:13:22,092 --> 00:13:25,221
‫فقط خواستم نشون بدم مردی‌ام که
‫می‌تونی بهش اعتماد کنی کاری رو انجام بده

320
00:13:25,221 --> 00:13:27,139
‫پس برای جلب اعتمادم

321
00:13:27,139 --> 00:13:29,600
‫بی‌جازه وارد مِی‌کده‌م شدی و
‫به وسایلم دست زدی؟

322
00:13:29,600 --> 00:13:32,478
‫خب، انگار سوءتفاهم شده...

323
00:13:32,478 --> 00:13:34,063
‫اما اگه اشتباه نکنم

324
00:13:34,063 --> 00:13:36,690
‫هنوز کسی رو پیدا نکردی که
‫ارابه‌ت رو ببره

325
00:13:36,690 --> 00:13:38,150
‫چرا اینقدر دنبال این کاری؟

326
00:13:38,150 --> 00:13:41,278
‫می‌خوام به هدفت کمک کنم،
‫آدم‌های گرسنه بودن دیگه؟

327
00:13:41,278 --> 00:13:42,655
‫دوست‌ دارم به گرسنه‌ها کمک کنم

328
00:13:42,655 --> 00:13:45,282
‫نه، داری چرند میگی.
‫راهت رو بکش و برو.

329
00:13:45,282 --> 00:13:47,326
‫گمشو و دیگه هم برنگرد!

330
00:13:47,993 --> 00:13:50,704
‫- چه خشن
‫- من آدم‌ها رو می‌شناسم سوفیا

331
00:13:50,704 --> 00:13:52,706
‫هیچوقت نمیشه به همچین آدمی اعتماد کرد

332
00:13:53,541 --> 00:13:54,875
‫سلام، مارسیا گی هاردن؟

333
00:13:54,875 --> 00:13:57,753
‫من رو نمی‌شناسی اما الان
‫ وسط یه بازی تخته‌ای پرجزئیاتم

334
00:13:57,753 --> 00:14:00,548
‫و باید قبول کنی باهام بیای سر قرار رویایی
‫تا برنده شم

335
00:14:00,548 --> 00:14:02,258
‫آها.
‫آها.

336
00:14:02,258 --> 00:14:03,509
‫باشه، ممنون

337
00:14:03,509 --> 00:14:06,470
‫گفت اگه یه بار دیگه زنگ بزنیم
‫ازمون شکایت می‌کنـه

338
00:14:06,929 --> 00:14:08,848
‫- وایسا ببینم،‌ برنده شدم؟
‫- آره

339
00:14:08,848 --> 00:14:11,183
‫۵۰ امتیاز درصورتی که مارسیا اصلاً جواب بده

340
00:14:11,183 --> 00:14:13,227
‫ایول،
‫برای همه بازی خوبی بود

341
00:14:13,227 --> 00:14:14,562
‫نه،‌ برای من نبود!

342
00:14:14,562 --> 00:14:16,230
‫باید دوباره بازی کنیم.
‫همین حالا!

343
00:14:16,230 --> 00:14:18,274
‫خیلی دلم می‌خواد اما نمی‌تونم

344
00:14:18,274 --> 00:14:20,901
‫شوهرم و کپی‌ها تو یه ماشین
‫«زندگی، مرگ، تکرار» گیر افتادن

345
00:14:20,901 --> 00:14:22,903
‫باید یه دکمه رو بزنم تا
‫برگردیم به «هاوس دیپوت»

346
00:14:22,903 --> 00:14:25,906
‫یعنی اگه امروز رو تکرار کنی
 انگار هیچوقت هم رو ندیدیم

347
00:14:25,906 --> 00:14:29,535
‫و تموم مراحل بازیم که امتحان کردیم
‫دوباره غیر تموم می‌مونه؟

348
00:14:29,535 --> 00:14:31,036
‫قسمت عجیبی از داستانمـه

349
00:14:31,036 --> 00:14:32,955
‫- اما آره به گمونم
‫- اصلاً نمیشه

350
00:14:32,955 --> 00:14:35,708
‫همینجا می‌‌مونی و بازیم رو می‌کنی
‫تا تموم شه!

351
00:14:35,708 --> 00:14:38,002
‫بازیت رو ببر و بکنش تو میلتون بردلیت!

352
00:14:38,002 --> 00:14:40,379
‫فقط اگه بتونی بهم زنجیر بزنی
‫تا اینجا نگهم داری

353
00:14:41,380 --> 00:14:44,758
‫اه، یادم رفت وقتی دو تا سوال زنجیره‌ای رو
‫جواب ندادم، بهم زنجیر بستی

354
00:14:44,758 --> 00:14:46,552
‫من رو باز کن،
‫باید خودم رو بکشم

355
00:14:47,928 --> 00:14:49,889
‫تاس بنداز!

356
00:14:53,851 --> 00:14:56,854
‫چهارتا آبجوی گاتر،
‫یه دونه یارداریتا، پنج‌تا مادسلایدز...

357
00:14:56,854 --> 00:14:59,857
‫یه لیوان از اون تینر جا افتاده بهم بده

358
00:14:59,857 --> 00:15:02,693
‫یه ماه طول می‌کشـه تا تربانتین
‫طعم پلاستیک رو جذب کنه

359
00:15:02,693 --> 00:15:03,777
‫بده ببینم!

360
00:15:05,112 --> 00:15:07,489
‫اینجا نه رفیق.
‫برو بیرون.

361
00:15:07,823 --> 00:15:10,075
‫هی، دردم گرفت

362
00:15:10,075 --> 00:15:11,660
‫شاید درموردش اشتباه می‌کنی

363
00:15:14,830 --> 00:15:18,042
‫می‌دونم گفتی گم شم
‫اما انگار به کمک نیاز داشتی

364
00:15:18,042 --> 00:15:20,085
‫- امیدوارم مشکلی نداشته باشه
‫- ممنون

365
00:15:20,085 --> 00:15:21,712
‫هی، ریقو!

366
00:15:22,171 --> 00:15:24,423
‫مک‌مانوس، چطوری پیدام کردی؟

367
00:15:25,424 --> 00:15:27,551
‫سلام،‌ چه‌خبر رقیق؟
‫این دوستان بهم پول دادن

368
00:15:27,551 --> 00:15:30,012
‫تو هم که یه عوضی‌ای،
‫باید بهتر با طرفدارات رفتار کنی

369
00:15:30,012 --> 00:15:31,305
‫رفیق، یعنی چی؟

370
00:15:31,305 --> 00:15:33,265
‫باید حرف بزنیم

371
00:15:33,265 --> 00:15:34,934
‫اینجا چی‌کار داری مک‌مانوس؟

372
00:15:34,934 --> 00:15:37,436
‫۱۰‌ هزار دلار حیاط بهم بدهکاری

373
00:15:37,436 --> 00:15:39,355
‫- پول من کجاس؟
‫- با رئیست حرف بزن

374
00:15:39,355 --> 00:15:41,148
‫یه روز دیگه وقت دارم

375
00:15:41,148 --> 00:15:42,566
‫درستـه،
‫همینطوره

376
00:15:42,566 --> 00:15:45,736
‫فقط اومدم که یادآوری کنم
‫اگه پولت رو ندی چی میشه

377
00:15:53,494 --> 00:15:56,121
‫کدوم سیتکام با بازیِ کندیس برگن بود که...

378
00:15:56,121 --> 00:15:57,623
‫- نمی‌دونم، «کوانتیکو»؟
‫- غلطـه!

379
00:15:57,623 --> 00:16:00,334
‫۱۰ باره که همین جواب رو دادی

380
00:16:00,334 --> 00:16:02,878
‫ای بابا،
‫باختم که

381
00:16:02,878 --> 00:16:05,255
‫لعنتی، چقدر از باختن عصبانی شدم

382
00:16:05,255 --> 00:16:06,715
‫- میشه الان برم خونه؟
‫- نه

383
00:16:06,715 --> 00:16:08,550
‫هنوز یه سرسره‌ی دیگه مونده که بیفتی توش

384
00:16:08,550 --> 00:16:10,219
‫که اونجا یه صندلی ماساژوره که خودم ساختم

385
00:16:10,219 --> 00:16:13,639
‫و اگه به سوالات درمورد تیلور سوییفت
‫اشتباه جواب بدی، بهت شوک وارد میشه

386
00:16:13,639 --> 00:16:15,182
‫ای خدا،
‫حاضرم هرکاری بکنم

387
00:16:15,182 --> 00:16:17,267
تا پیش خونوادم توی «هاوس دیپوت» باشم

388
00:16:17,267 --> 00:16:19,061
‫به جای اینکه به سوالات سوییفتی جواب بدم

389
00:16:19,061 --> 00:16:20,646
‫می‌خوام دوباره باحال بشه

390
00:16:20,646 --> 00:16:22,898
‫اگه برم یکم پودینگ بخرم راضی میشی؟

391
00:16:22,898 --> 00:16:25,859
‫نمی‌دونم، شاید.
‫اگه با دمای اتاق باشه.

392
00:16:25,859 --> 00:16:28,737
‫الان میرم فروشگاه و بعد
‫می‌فرستمت توی سرسره!

393
00:16:29,863 --> 00:16:31,198
‫خب،‌ یکم وقت خریدم تا فرار کنم

394
00:16:31,198 --> 00:16:32,866
‫اگه هم موفق نشم
‫حداقل پودینگ می‌خورم

395
00:16:32,866 --> 00:16:34,201
‫درهرصورت دارم با خودم حرف می‌زنم

396
00:16:34,201 --> 00:16:36,161
‫مطمئنم می‌تونم
از اون تلفن قرار رویایی

397
00:16:36,161 --> 00:16:37,621
‫واسه قرارهای غیر رویایی هم استفاده کنم

398
00:16:42,793 --> 00:16:44,503
‫نمی‌تونم زنگ بزنم پلیس
‫چون دستگیرم می‌کنن

399
00:16:44,503 --> 00:16:46,714
‫واسه‌ی فروختن کارت‌های پورنِ
‫ بازی «قلب‌سنگی» حکم جلب رومـه

400
00:16:46,714 --> 00:16:48,924
‫لعنت به این زنجیر کابل درجه ۷۰!

401
00:16:48,924 --> 00:16:51,427
‫اه، اصلاً چرا همچین چیزی می‌دونم؟

402
00:16:51,427 --> 00:16:52,970
‫خدای من،
‫این یه ابزاره

403
00:16:52,970 --> 00:16:54,888
‫زنجیر یه جور ابزاره

404
00:16:58,225 --> 00:17:00,144
‫- تئو هستم،‌ بفرمایین
‫- تئو، تِری‌ام

405
00:17:00,144 --> 00:17:02,146
‫دوست فضایی اون یکی فضایی عجیب، کوروو

406
00:17:02,146 --> 00:17:03,397
‫که امروز صبح بهت گفتی «بابایی»

407
00:17:03,397 --> 00:17:05,691
‫- امروز بود دیگه؟
‫- آره رفیق، ‌خیلی عجیب بود

408
00:17:05,691 --> 00:17:06,859
‫می‌دونم فقط به کسایی کمک می‌کنی که

409
00:17:06,859 --> 00:17:09,069
‫قضیه تعمیرات خونه رو جدی بگیرن
که من نمی‌گیرم

410
00:17:09,069 --> 00:17:10,571
‫اما تو مردی هستی که ارزش‌های بنیادی داره

411
00:17:10,571 --> 00:17:12,031
‫برای همین التماس می‌کنم استثنا قائل شی

412
00:17:12,031 --> 00:17:13,657
‫مورد اضطراری ابزاری پیش اومده؟

413
00:17:13,657 --> 00:17:15,492
‫به‌نظر خیلی احمقانه میاد
‫اما آره

414
00:17:15,492 --> 00:17:17,578
‫اگه یکی از ابزارآلات متنفر باشه و
‫به من زنگ بزنه

415
00:17:17,578 --> 00:17:19,621
‫و ازم کمک بخواد،
‫یعنی وضعیت خیلی جدیـه

416
00:17:19,621 --> 00:17:22,207
‫نمی‌تونم دست رد به خونه‌ای بزنم
‫که تعمیر لازم داره

417
00:17:22,207 --> 00:17:23,333
‫بگو چی می‌بینی

418
00:17:23,333 --> 00:17:25,377
‫با زنجیر به دیوار وصل شدم و
‫پیچ هم داره

419
00:17:25,377 --> 00:17:27,212
‫بجز اون هم یه خونه‌‌ی بازی تخته‌ای هست

420
00:17:27,212 --> 00:17:28,797
‫ابزاری دمِ دستت هست؟

421
00:17:28,797 --> 00:17:31,091
‫بذار ببینم، مهره‌ی مونوپولی،
‫قاشق پودینگ‌خوری،

422
00:17:31,091 --> 00:17:33,844
‫نصف یه دسته کارت «اونو»
‫و ۴۰۰‌ تا آدمک بازی «وارهمر»

423
00:17:33,844 --> 00:17:34,970
‫قابل استفاده‌س

424
00:17:34,970 --> 00:17:37,222
‫خیلی خب،
‫قدم به قدم میگم چی‌کار کنی

425
00:17:37,222 --> 00:17:39,183
‫اما باید دقیق طبق حرفام عمل کنی

426
00:17:39,183 --> 00:17:41,018
‫ممنون.
‫تو مرد خوبی هستی تئو.

427
00:17:41,018 --> 00:17:42,227
‫چطوری می‌تونم برات جبران کنم؟

428
00:17:42,227 --> 00:17:43,979
‫برای دریافت کارت اعتباریِ
‫ «هاوس دیپوت» اقدام کنید

429
00:17:43,979 --> 00:17:45,189
‫همین؟
‫وای داداش.

430
00:17:45,189 --> 00:17:47,691
‫اگه از اینجا بیام بیرون،
‫حتماً این کار رو می‌کنم

431
00:17:47,691 --> 00:17:50,569
‫ایول!
‫بریم که زنجیرت رو باز کنیم

432
00:17:52,529 --> 00:17:54,990
‫ممنون، فکر کنم دیگه الان
‫حقیقت رو درموردم می‌دونی

433
00:17:54,990 --> 00:17:56,075
‫چه حقیقتی؟

434
00:17:56,075 --> 00:17:57,951
‫که هدفت برام مهم هم نیست

435
00:17:57,951 --> 00:17:59,828
‫فقط یه احمقم که شرط‌بندی اشتباه کرده

436
00:17:59,828 --> 00:18:02,039
‫و دلار حیاط می‌خوام تا جونم رو نجات بدم

437
00:18:02,039 --> 00:18:04,750
‫یا به عبارتی ۱۰‌هزار دلار حیاط

438
00:18:04,750 --> 00:18:05,959
‫هنوز اون کار رو می‌خوای؟

439
00:18:05,959 --> 00:18:07,377
‫آره، جدی میگی؟

440
00:18:07,377 --> 00:18:08,545
‫- الان بهم اعتماد داری؟
‫- نه

441
00:18:08,545 --> 00:18:10,172
‫اما بالاخره باهام رو راست بودی

442
00:18:10,172 --> 00:18:11,632
‫و اگه یه قهرمان پیدا نکنم

443
00:18:11,632 --> 00:18:13,383
‫حداقل کسی رو لازم دارم که
‫انگیزه داشته باشه

444
00:18:13,383 --> 00:18:16,553
‫ممنون،
‫قول میدم ارابه‌ت رو از حیاط رد کنم

445
00:18:16,553 --> 00:18:19,681
‫می‌دونم این کار رو می‌کنی
‫وگرنه مک‌مانوس می‌کشتت

446
00:18:19,681 --> 00:18:21,475
‫بیا،‌ این ۳ هزارتا

447
00:18:21,475 --> 00:18:24,436
‫بقیه‌ش هم بعد رسوندن بار
‫به نقطه‌ای که رو نقشه مشخص کردم میدم

448
00:18:24,436 --> 00:18:26,563
‫پیشنهاد می‌کنم صبح زود راه بیفتی

449
00:18:27,356 --> 00:18:30,359
‫تری، بیا بازی کنیم!

450
00:18:30,359 --> 00:18:32,486
‫- چی؟
‫- وای خدا!

451
00:18:51,046 --> 00:18:52,297
‫تله موش، عوضی!

452
00:18:52,297 --> 00:18:55,134
‫نه، تو رو خدا نرو

453
00:18:55,134 --> 00:18:57,219
‫چرا می‌خوای بری «هاوس دیپوت»؟

454
00:18:57,219 --> 00:18:58,345
‫تو که از اونجا متنفری

455
00:18:58,345 --> 00:18:59,429
‫چون وقتی ازدواج می‌کنی

456
00:18:59,429 --> 00:19:01,849
‫بعضی‌وقتا مجبوری حوصله‌سربرترین و
‫مزخرف‌ترین کارها رو بکنی

457
00:19:01,849 --> 00:19:03,517
‫تا از فضایی مُرده‌‌ای که عاشقشی،
‫ حمایت کنی

458
00:19:03,517 --> 00:19:05,060
‫جزوی از پیمان‌مونـه داداش

459
00:19:05,060 --> 00:19:07,062
‫از شوهرت پیداس که یه کودنـه

460
00:19:07,062 --> 00:19:08,647
‫باید با من ازدواج کنی

461
00:19:09,022 --> 00:19:11,400
‫آهنگ «دیگه هیچوقت برنمی‌گردیم پیش هم»
‫ از تیلور سوییفت

462
00:19:11,400 --> 00:19:12,484
‫درمورد کی بود؟

463
00:19:12,484 --> 00:19:13,527
‫جان مِیِر؟

464
00:19:13,527 --> 00:19:14,611
‫خدای من

465
00:19:15,028 --> 00:19:16,321
‫جیلینهال

466
00:19:19,950 --> 00:19:21,160
‫کدوم گوری بودی پسر؟

467
00:19:21,160 --> 00:19:23,287
‫یه یارویی توی پودینگ‌فروشی
‫تو بازی تخته‌ایش زندانیم کرد

468
00:19:23,287 --> 00:19:25,622
‫- دوباره؟
‫- می‌دونم، پاشنه‌ آشیلم شده

469
00:19:25,622 --> 00:19:27,875
‫عاشق تله‌های قدیمی و خوب پودینگم

470
00:19:30,878 --> 00:19:33,463
‫«هاوس دیپوت»،
‫چقدر از دیدنت خوشحالم!

471
00:19:33,463 --> 00:19:36,842
‫حسش، بوش، پیچ‌های حوصله‌سربرش!

472
00:19:36,842 --> 00:19:39,011
‫چرا رفتارت عوض شده تری؟

473
00:19:39,011 --> 00:19:40,637
‫ما که توی تعلیق زمانی بودیم

474
00:19:40,637 --> 00:19:42,097
‫تو کارهای دیگه‌ای کردی؟

475
00:19:42,097 --> 00:19:44,183
‫نه بابا،
‫دکمه رو فشار دادم

476
00:19:44,183 --> 00:19:45,559
‫و بعد از شما مُردم

477
00:19:46,602 --> 00:19:48,270
‫چرا اینقدر نزدیک تئو استرس می‌گیرم؟

478
00:19:48,270 --> 00:19:49,396
‫اصلاً نمی‌دونم چی بگم

479
00:19:49,396 --> 00:19:51,732
‫من دقیقاً می‌دونم چی باید بگی

480
00:19:52,941 --> 00:19:55,444
‫آقای کوروو،
‫چه‌خبر از تنور پیتزا پزی‌تون؟

481
00:19:55,444 --> 00:19:57,654
‫- سلام بابایی
‫- چی صدام زدی؟

482
00:19:57,654 --> 00:19:59,615
‫گفتم سلام بابایی...

483
00:20:00,657 --> 00:20:03,202
‫می‌تونم برای دریافت کارت اعتباری
‫ «هاوس دیپوت» اقدام کنم؟

484
00:20:03,202 --> 00:20:05,370
‫معلومه!
‫وقتی دارنده‌ی کارت فروشگاه باشی

485
00:20:05,370 --> 00:20:07,372
‫می‌تونی هرچی می‌خوای صدام بزنی

486
00:20:07,372 --> 00:20:10,709
‫بگو ببینم بابایی، با کارت اعتباری جدیدم،
‫ چه آجرهایی باید بخرم؟

487
00:20:10,709 --> 00:20:12,711
‫من که میگم آجر سفالی پخته شده

488
00:20:12,711 --> 00:20:14,296
‫به‌نظرت زیاده‌روی نیست؟

489
00:20:16,548 --> 00:20:17,674
‫تو من رو نمی‌شناسی جری

490
00:20:17,674 --> 00:20:20,761
‫اما من می‌دونم که کل خونه‌ت
‫یه بازی تخته‌ای خفنـه

491
00:20:20,761 --> 00:20:22,721
‫برای همین هروقت شوهرم رفت «هاوس دیپوت»

492
00:20:22,721 --> 00:20:24,848
‫من برات پودینگ میارم تا
‫با هم بازی کنیم

493
00:20:24,848 --> 00:20:26,892
‫حتی می‌ذارم برنده شی
‫تا من رو ندزدی

494
00:20:26,892 --> 00:20:29,353
‫- چطوره؟
‫- چقدر قیافت آشناس

495
00:20:29,353 --> 00:20:30,687
‫انگار قبلاً تو رویام بودی

496
00:20:30,687 --> 00:20:33,232
‫نه، تو فصل شونزدهم سریالِ
‫«باشگاه دخترای شیطون» بودم

497
00:20:33,232 --> 00:20:34,358
‫حالا هم پودینگت رو بخور

498
00:20:35,651 --> 00:20:37,611
‫به‌نظرم واسه بهتر کردن فضا

499
00:20:37,611 --> 00:20:39,863
‫می‌تونیم یه میز دونفره
‫اون گوشه اضافه کنیم

500
00:20:43,951 --> 00:20:46,453
‫وای لعنتی، سوفیا.
‫قایم شو، بجنب.

501
00:20:46,453 --> 00:20:47,829
‫یه جا پیدا کن و قایم شو

502
00:20:47,829 --> 00:20:50,290
‫تا صبح هر صدایی هم که شنیدی
‫از جات بیرون نیا

503
00:20:50,290 --> 00:20:51,750
‫- قول بده
‫- من می‌ترسم

504
00:20:54,628 --> 00:20:55,671
‫تعطیلیم

505
00:20:55,671 --> 00:20:57,256
‫کجاس؟

506
00:20:57,256 --> 00:20:59,049
‫من ازت نمی‌ترسم

507
00:20:59,049 --> 00:21:01,176
‫- پس به دردم نمی‌خوری
‫- نه، نه، نه،‌ وایسا!

508
00:21:05,681 --> 00:21:08,600
‫باید همینجاها باشه

509
00:21:09,351 --> 00:21:10,352
‫کجاس؟

510
00:21:23,865 --> 00:21:26,535
‫لعنتی

511
00:21:39,548 --> 00:21:40,674
‫خب تیغ‌تیغی

512
00:21:40,674 --> 00:21:43,677
‫همین کار آخر رو می‌کنیم و
‫زندگی خیلی آسون‌تر میشه
