﻿1
00:00:31,239 --> 00:00:33,116
‫مال تشی هست...
‫نه، وایسا...

2
00:00:37,287 --> 00:00:38,955
‫جوجه‌تیغیه.

3
00:00:42,333 --> 00:00:43,918
‫یالا مارمولک، برو!

4
00:00:50,675 --> 00:00:53,178
‫شلورپ یه سیاره‌ی کاملاً ایده‌آل بود

5
00:00:53,178 --> 00:00:55,305
‫تا اینکه یه شهاب‌سنگ خورد بهش.

6
00:00:55,805 --> 00:00:58,266
‫به صدها فرد بالغ
‫و کپی‌هاشون یه پیوپا داده شد

7
00:00:58,266 --> 00:01:02,896
‫و فرار کردن فضا دنبال یه خونه‌ی
‫جدید بین سرزمین‌های خالی از‌ سکنه.

8
00:01:02,896 --> 00:01:04,147
‫ما توی زمین سقوط کردیم.

9
00:01:04,147 --> 00:01:06,441
‫گیر سیاره‌ای افتادیم که
‫همینجوریش زیادی جمعیت داشت.

10
00:01:06,441 --> 00:01:08,068
‫درسته، تمام این مدت من داشتم حرف می‌زدم.

11
00:01:08,068 --> 00:01:09,235
‫اینی که پیوپا بغلشه منم.

12
00:01:09,235 --> 00:01:11,029
‫اسم من کورووـه، این هم سریال منه.

13
00:01:11,029 --> 00:01:12,322
‫الان پیوپا از دستم افتاد.

14
00:01:12,322 --> 00:01:14,282
‫خیلی مسخره‌ست.
‫حالم از زمین بهم می‌خوره.

15
00:01:14,282 --> 00:01:17,035
‫خونه‌ی افتضاحیه.
‫مردمش احمقن و گیجت می‌کنن.

16
00:01:17,035 --> 00:01:19,537
‫چرا این میلیاردرهای پیر
‫خون جَوون‌ها رو به خودشون تزریق می‌کنن

17
00:01:19,537 --> 00:01:21,539
‫در حالی که خیلی راحت
‫می‌تونن پول بدن تا رباتِ خون

18
00:01:21,539 --> 00:01:23,541
‫یعنی گری ۵۵ رو مستقیم
‫توی بدنشون بذارن.

19
00:01:23,541 --> 00:01:24,626
‫هیچی جای اون رو نمی‌گیره!

20
00:01:24,667 --> 00:01:28,254
‫«مخالفان خورشیدی»

21
00:01:34,385 --> 00:01:37,222
‫من شنیدم یه آبنبات «پِز»
‫قدیمی این طرف‌ها افتاده.

22
00:01:37,222 --> 00:01:39,891
‫- به‌نظرت ممکنه سر راهمون ببینیمش؟
‫- نمی‌دونم، برام هم مهم نیست.

23
00:01:41,893 --> 00:01:44,938
‫دوست دارم بدونم کله‌ی چه شخصیتی روشه
‫و...آها، یعنی چه طعمیه...

24
00:01:44,938 --> 00:01:46,147
‫راستی، اگه پیداش کردیم

25
00:01:46,147 --> 00:01:47,607
‫من میرم بالاش تا بتونم...

26
00:01:47,607 --> 00:01:48,983
‫انقدر سعی نکن موقعیت رو خوب کنی.

27
00:01:48,983 --> 00:01:50,735
‫جایزه‌بگیره ممکنه هنوز دنبالمون باشه.

28
00:01:50,735 --> 00:01:52,821
‫نکنه فکر کردی من فقط یه بچه‌ی ساده‌‍م؟

29
00:01:52,821 --> 00:01:55,949
‫با اون رفیق هیپی‌‍ت توی شهر جعبه‌شنی
‫کارم خوب بود، نبود؟

30
00:01:55,949 --> 00:01:57,992
‫نزدیک بود کشته بشی، نه یه‌بار، دو بار!

31
00:01:57,992 --> 00:01:59,119
‫خب حالا که نمُردم.

32
00:01:59,119 --> 00:02:01,913
‫تو که همون موقع خودت روی مواد بودی.

33
00:02:01,913 --> 00:02:03,373
‫اینطوری بودی:
‫وای، من گوین‌ـم...

34
00:02:03,373 --> 00:02:05,583
‫انقدر بی‌جنبه‌ام که از پس
‫چند گرم قارچ بر نمیام.

35
00:02:05,583 --> 00:02:09,129
‫وای، من رو ببرید بیمارستان،
‫دست‌های پیرم رو حس نمی‌کنم.

36
00:02:09,129 --> 00:02:11,047
‫باید آذوقه‌ها رو ببرم پیش
‫عروسک «نوهو هنک» توی

37
00:02:11,047 --> 00:02:12,966
‫سریال «بَری»، همون‌جاش
‫که بَری می‌زنه به سرش.

38
00:02:13,049 --> 00:02:15,051
‫تری پرتش کرده توی حیاط.

39
00:02:15,093 --> 00:02:17,178
‫زنده نگه داشتنت شامل وظیفه‌های من نمیشه.

40
00:02:17,178 --> 00:02:18,513
‫وای، این چیه!؟

41
00:02:18,513 --> 00:02:20,306
‫بسکتبال‌بِرگ.

42
00:02:20,306 --> 00:02:22,016
‫در مورد بسکتبال‌برگ زیاد شنیدم!

43
00:02:22,016 --> 00:02:25,603
‫یعنی واقعاً یه ترن‌هوایی لِگویی دارن؟

44
00:02:25,603 --> 00:02:29,357
‫آره، اما فقط از این نظر ترسناکه
‫که همه‌‍ش فکر می‌کنی ممکنه خراب شه و بریزه.

45
00:02:29,357 --> 00:02:31,693
‫شاید اگه ازم خوشت بیاد
‫بتونیم دوتایی با هم بترسیم.

46
00:02:31,693 --> 00:02:34,445
‫نمی‌خوام ازت خوشم بیاد.
‫می‌خوام زودتر کار رو تموم کنم.

47
00:02:34,445 --> 00:02:35,572
‫برو حیوون!

48
00:02:45,039 --> 00:02:46,708
‫وای خداجون، آب!

49
00:02:48,293 --> 00:02:49,627
‫خدا کنه سراب نباشه.

50
00:02:49,627 --> 00:02:52,589
‫انقدر گرمه اصلاً برام مهم نیست.
‫توهم هم باشه قبوله.

51
00:02:53,131 --> 00:02:54,507
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

52
00:02:54,507 --> 00:02:56,759
‫چرا بوی فروشگاه نوشیدنی  رو میده؟

53
00:02:59,762 --> 00:03:01,306
‫هرکی آخر شه خره.

54
00:03:03,892 --> 00:03:05,643
‫- چه مرگته!؟
‫- اونجا رو ببین!

55
00:03:06,394 --> 00:03:09,898
‫وای خدا، آسیابکه بلد نیست شنا کنه.

56
00:03:09,898 --> 00:03:12,108
‫یکی زنگ بزنه غریق نجات مخصوص حشرات!

57
00:03:12,108 --> 00:03:13,526
‫این آب نیست.

58
00:03:15,945 --> 00:03:18,823
‫خدایا، پس چه کوفتیه؟

59
00:03:19,657 --> 00:03:21,993
‫ضدعفونی‌کننده‌ی دست...

60
00:03:21,993 --> 00:03:24,162
‫از اون ارزون‌های تقلبی
‫که بوی گرگ صحرایی میدن.

61
00:03:24,162 --> 00:03:26,206
‫با اندازه‌ای که ما داریم
‫برامون حکم اسید رو داره.

62
00:03:27,373 --> 00:03:28,917
‫وای خدا، ممکن بود بمیرم!

63
00:03:28,917 --> 00:03:31,628
‫حالا که نمُردی.
‫حالِت خوبه.

64
00:03:31,628 --> 00:03:33,588
‫فکر نکنم از حیاط پشتی خوشم بیاد.

65
00:03:33,588 --> 00:03:36,257
‫آره، من که از هیچی خوشم نمیاد.

66
00:03:36,758 --> 00:03:38,843
‫البته غیر از گروه «کُلدپلی» که شاهکارن.

67
00:03:45,141 --> 00:03:47,602
‫زود باشید بچه‌ها، الان‌هاست که برسه!

68
00:03:48,311 --> 00:03:49,687
‫دیگه ببین چی شده که گودا هم آوردم.

69
00:03:49,687 --> 00:03:52,065
‫دوست معروف‌مون باید
‫باکلاس‌ترین پنیر رو بخوره.

70
00:03:53,191 --> 00:03:54,734
‫آبی مال منه!
‫آواتار!

71
00:04:00,240 --> 00:04:01,783
‫نه، سینی شارکوتریِ عزیزم!

72
00:04:01,783 --> 00:04:04,911
‫می‌دونی مجبور شدم چندتا ویدئوی تیک‌تاک
‫ببینم تا یاد بگیرم چطوری گوشتش رو درست کنم!؟

73
00:04:04,911 --> 00:04:06,746
‫به شما دوتا گفته بودم توی آشپزخونه نپلکید!

74
00:04:06,746 --> 00:04:09,207
‫چرا دعوا می‌کنید؟
‫مگه با هم دوست نبودید؟

75
00:04:09,207 --> 00:04:10,291
‫جفتشون متولد برج جوزا هستن.

76
00:04:10,291 --> 00:04:12,961
‫وقتی زحل میاد توی خونه‌ی
‫هفتم، دیگه باید دست به دعا بشی.

77
00:04:12,961 --> 00:04:15,046
‫هیچ‌کدوم‌شون توی این سیاره به دنیا نیومدن.

78
00:04:15,046 --> 00:04:17,048
‫برج‌های فلکی اینجا زمین تا آسمون فرق دارن.

79
00:04:17,048 --> 00:04:19,592
‫انرژی جوزا از کل نقشه‌های
‫آسمونی کهکشان بزرگ‌تره!

80
00:04:19,592 --> 00:04:20,969
‫به‌نفعتونه عین آدم رفتار کنید.

81
00:04:20,969 --> 00:04:23,012
‫دوست معروف‌مون داره
‫برای دورهمی میاد پیش‌مون.

82
00:04:23,012 --> 00:04:25,181
‫اما نمی‌دونه که قراره
‫براش پا در میونی کنیم.

83
00:04:25,306 --> 00:04:29,769
‫قراره مثل سگ بترسه. باید وقتی
‫می‌خوایم براش تله بذاریم همه ساکت باشن.

84
00:04:29,769 --> 00:04:35,942
‫وقتی با شکست‌هاش روبه‌روش کنیم
‫خیلی قیافه‌‍ش دیدنی میشه!

85
00:04:41,281 --> 00:04:43,658
‫بسه دیگه، چقدر فیلم هندی‌بازی در میارید!

86
00:04:43,658 --> 00:04:45,702
‫دیگه بسه، اگه قرار نیست
‫عین آدم رفتار کنید پس باید

87
00:04:45,702 --> 00:04:47,704
‫توی «خَل وتگاه» حبس شید
‫تا پا در میونی تموم شه.

88
00:04:49,289 --> 00:04:50,999
‫عین سگ و گربه به‌هم می‌پرید!

89
00:04:50,999 --> 00:04:53,418
‫به‌نظرتون فکر خوبیه
‫که با هم تنهاشون بذاریم؟

90
00:04:53,418 --> 00:04:55,503
‫دقیقاً. برای اینکه اتاق
‫پذیرایی واسه‌ی پا در میونی

91
00:04:55,545 --> 00:04:57,922
‫تمیز بشه کلی وسایل
‫خطرناک رو آوردیم اینجا.

92
00:04:57,922 --> 00:04:59,757
‫مثل این لیزر
‫یا زیرپاییِ مبل.

93
00:04:59,757 --> 00:05:01,259
‫خطری ندارن بابا.
‫چیزی‌شون نمیشه.

94
00:05:01,259 --> 00:05:03,678
‫این کهکشانِ کوچیک که توی گوی برفه چی؟

95
00:05:03,678 --> 00:05:06,848
‫یا این دیسک روحی که وقتی تری
‫فیلم «ترون» رو دید، بهش دادی؟

96
00:05:06,848 --> 00:05:09,267
‫آره راستی، روحم رو روی اون ریختیم

97
00:05:09,267 --> 00:05:11,185
‫تا توی شبکه به‌عنوان یه برنامه زندگی کنم.

98
00:05:11,185 --> 00:05:12,603
‫حال می‌کنی دوزیستم؟

99
00:05:12,603 --> 00:05:15,440
‫- اون قضیه رو الکی گفتم تا شاد شی.
‫- پس هنوز روح دیجیتالیم رو دارم!؟

100
00:05:15,440 --> 00:05:17,066
‫کارِت قشنگ نبود!

101
00:05:19,235 --> 00:05:23,239
‫نزدیک بود موجود رو که توی
‫فیلم «موجود» بود، آزاد کنی!

102
00:05:23,239 --> 00:05:26,576
‫ایشون خانمِ موجود هستن و فرق دارن با اوشون
‫تا به‌خاطر کپی رایت ازمون شکایت نکنن.

103
00:05:29,287 --> 00:05:35,126
‫حتی با اینکه تقلبیه باز هم این خانم کوچولو
‫به اندازه‌ی نسخه‌ی اصلی سینماییش خطرناکه.

104
00:05:35,126 --> 00:05:38,463
‫ای خدا، نمی‌تونیم با
‫خانمِ موجود تنهاشون بذاریم.

105
00:05:38,463 --> 00:05:40,381
‫ممکنه اونا رو بخوره و
‫دی‌ان‌ای‌شون رو بدزده.

106
00:05:40,381 --> 00:05:43,676
‫عجب، زن‌ها باید هم‌دیگه رو حمایت کنن جسی.

107
00:05:43,676 --> 00:05:46,054
‫حسودیش شده چون خانمِ موجود
‫پاپیون بیشتر بهش میاد.

108
00:05:46,054 --> 00:05:48,681
‫اصلاً می‌ذاریمش این بالا.
‫مشکل حل شد.

109
00:05:49,807 --> 00:05:52,477
‫وای، یا قمر!
‫شمع‌های دستشویی رو یادم رفت روشن کنم!

110
00:05:52,477 --> 00:05:53,561
‫گوش بدید چی میگم.

111
00:05:53,561 --> 00:05:55,438
‫حتی اگه فقط چند ثانیه
‫بیاید بالا

112
00:05:55,438 --> 00:05:56,939
‫تا ابد تنبیه می‌شید!

113
00:05:56,939 --> 00:05:59,567
‫اما اگه تونستید بدون دعوا
‫توی پا در میونی دخالت نکنید

114
00:05:59,567 --> 00:06:02,195
‫می‌بریم‌تون یه رستوران فست کژوال
‫فرانسوی که دوست دارید.

115
00:06:02,195 --> 00:06:05,156
‫- آو بون پین؟
‫- بله. پس بچه‌ی خوبی باشید.

116
00:06:05,907 --> 00:06:09,327
‫بیاید، بشینید عین آدم نسخه‌ی توضیحات
‫کارگردان کارتون «شرک» رو ببینید.

117
00:06:09,744 --> 00:06:13,790
‫برای این صحنه‌ی اول خواستم یه واید شات بگیرم،
‫اما استودیو اصرار داشت که فیلم

118
00:06:13,790 --> 00:06:16,250
‫با بیرون اومدن شرک از دستشویی
‫و پاک کردنِ خودش شروع بشه.

119
00:06:16,250 --> 00:06:19,295
‫خیلی‌ها می‌خوان بدونن چیکار
‫کردیم که «خَره» تونست حرف بزنه.

120
00:06:19,295 --> 00:06:22,173
‫باید بگم نه‌خیر، به‌خاطر کره‌ی بادوم زمینی
‫نبود و همه‌‍ش کامپیوتری بود.

121
00:06:27,220 --> 00:06:28,888
‫می‌دونی دلم برای چی تنگ شده؟

122
00:06:28,888 --> 00:06:31,516
‫برای اینکه انقدر بزرگ بودی
‫که یه قطره بارون برات تهدید حساب نشه؟

123
00:06:31,516 --> 00:06:33,601
‫می‌خواستم بگم ساندویچ ۵ دلاری

124
00:06:33,601 --> 00:06:35,853
‫اما اون قضیه‌ی
‫قطره‌ی بارون هم مشکلیه برای خودش.

125
00:06:37,605 --> 00:06:40,441
‫- الان براش خُرخُر کردی، تیغ‌تیغی؟
‫- ما با هم دوستیم.

126
00:06:40,441 --> 00:06:42,902
‫وقتی می‌خوابیم
‫دست‌های کوچولوش رو دورم میندازه.

127
00:06:42,902 --> 00:06:44,237
‫اسمش رو گذاشتم «بغل‌تیغی».

128
00:06:44,237 --> 00:06:46,239
‫می‌دونی چند وقته من هم
‫ازت بغل‌تیغی می‌خوام!؟

129
00:06:47,115 --> 00:06:50,868
‫باعث میشه احساس امنیت کنم...
‫حتی اگه کوتاه باشه.

130
00:06:50,868 --> 00:06:52,912
‫حیاط جای آسونی برای زندگی نیست...

131
00:06:52,912 --> 00:06:54,914
‫اما همچنان به دیوار ترجیحش میدم.

132
00:06:54,914 --> 00:06:57,125
‫دیوار که دریاچه‌ی سمّی نداشت.

133
00:06:57,125 --> 00:06:59,168
‫بدتر بود.
‫من تمام دوره‌ها رو اونجا بودم.

134
00:06:59,168 --> 00:07:00,962
‫اینجا نه دوک هست نه
‫هیچ‌کدوم از بووینینی‌ها.

135
00:07:00,962 --> 00:07:02,964
‫آره، اینجا یه حیاط ساده‌ست.

136
00:07:02,964 --> 00:07:06,384
‫عین آدم داریم برای گرسنه‌ها میوه می‌بریم.
‫هیچ سیاستی هم در کار نیست.

137
00:07:06,384 --> 00:07:07,969
‫زندگی یعنی همین.

138
00:07:18,646 --> 00:07:21,023
‫مال منه!
‫مال منه!

139
00:07:22,442 --> 00:07:23,651
‫نـه!

140
00:07:42,712 --> 00:07:44,672
‫چی شـ...
‫آخیش، چه عجب!

141
00:07:44,672 --> 00:07:47,133
‫می‌دونید چند وقته توی
‫دنیای دیجیتالی گیر افتادم!؟

142
00:07:47,133 --> 00:07:49,177
‫دریغ از یه رستوران «دل تاکو»!

143
00:08:10,448 --> 00:08:11,449
‫چی شده پسر؟

144
00:08:11,449 --> 00:08:12,742
‫جاده بسته شده.

145
00:08:13,743 --> 00:08:17,788
‫معمولاً تری استخون‌های رون مرغ رو
‫نزدیک پنجره‌ی آشپزخونه پرت می‌کنه.

146
00:08:21,542 --> 00:08:22,919
‫جایزه‌بگیره!

147
00:08:22,919 --> 00:08:24,879
‫یا خدا، کو!؟
‫آها، من رو میگی.

148
00:08:24,879 --> 00:08:26,339
‫یالا تیغ‌تیغی، برو!

149
00:08:34,722 --> 00:08:35,973
‫هنوز دنبالمونه!

150
00:08:35,973 --> 00:08:37,433
‫باید از جاده بزنیم بیرون!

151
00:08:45,483 --> 00:08:46,651
‫عه، آبنبات پِز!

152
00:08:46,651 --> 00:08:49,320
‫گندش بزنن، نمی‌تونیم وایسیم!
‫برو تیغ‌تیغی، برو!

153
00:08:53,908 --> 00:08:57,286
‫آ باریکلا پسر! از اینجا فراری‌مون
‫بدی، کل هفته رو شام بهت کرم میدم!

154
00:08:59,080 --> 00:09:00,748
‫- بابا بیخیال!
‫- اونجا رو ببین!

155
00:09:02,917 --> 00:09:04,168
‫یالا، هُل بدید!

156
00:09:08,464 --> 00:09:10,383
‫داره جواب میده!

157
00:09:17,974 --> 00:09:19,976
‫چندین ساعت طول می‌کشه تا اینجا رو دور بزنه.

158
00:09:19,976 --> 00:09:21,227
‫جواب میده.

159
00:09:22,144 --> 00:09:23,938
‫داریم غرق می‌شیم!

160
00:09:24,522 --> 00:09:26,440
‫باید خودمون رو سبک کنیم.

161
00:09:26,440 --> 00:09:27,858
‫بس کن تیغ‌تیغی!

162
00:09:27,858 --> 00:09:29,944
‫- درست میشه.
‫- یالا دیگه!

163
00:09:29,944 --> 00:09:32,446
‫- تیغ‌تیغی...
‫- تیغ‌تیغی، خواهش می‌کنم آروم باش.

164
00:09:33,447 --> 00:09:34,657
‫آخ خدا، بد می‌سوزونه!

165
00:09:34,657 --> 00:09:36,200
‫وای خدا، خوبی؟

166
00:09:36,200 --> 00:09:38,828
‫هنوز سنگینیم، باید وزن رو کم کنیم!

167
00:09:38,828 --> 00:09:40,413
‫- نه!
‫- تیغ‌تیغی، نه!

168
00:09:51,882 --> 00:09:55,469
‫تیغ‌هاش نمی‌ذارن ضدعفونی‌کننده بهش بخوره!

169
00:09:55,469 --> 00:09:56,637
‫آفرین پسر!

170
00:09:56,637 --> 00:09:59,765
‫عجب، امروز کلی چیز راجع‌به
‫جوجه تیغی‌ها دارم یاد می‌گیرم.

171
00:09:59,765 --> 00:10:01,267
‫ای تف!

172
00:10:01,267 --> 00:10:03,894
‫گاری زیادی توی
‫گِل مونده، بیا بریم.

173
00:10:05,146 --> 00:10:06,731
‫می‌تونیم غذاها رو نجات بدیم.
‫بندازشون.

174
00:10:06,731 --> 00:10:08,357
‫نباید گاری رو ول کنیم.

175
00:10:08,357 --> 00:10:10,401
‫بابا می‌تونیم یه گاری جدید بسازیم.

176
00:10:10,901 --> 00:10:12,486
‫بس کن، داری چیکار می‌کنی!؟

177
00:10:12,486 --> 00:10:15,114
‫اگه غذا نداشته باشیم
‫گاری به‌دردمون نمی‌خوره!

178
00:10:15,740 --> 00:10:16,907
‫گند زدی بهشون!

179
00:10:17,450 --> 00:10:18,951
‫ای تف توی این وضع.

180
00:10:28,377 --> 00:10:31,422
‫به نفعته دلیل خوبی برای
‫این کارِت داشته باشی.

181
00:10:31,422 --> 00:10:33,841
‫من که گاری رو فلان کردم.

182
00:10:33,841 --> 00:10:36,344
‫تو هم به ضدعفونی‌کننده گفتی گِل.

183
00:10:36,344 --> 00:10:37,928
‫بهتره انگشت اتهام سمت هم نگیریم.

184
00:10:37,928 --> 00:10:39,472
‫آخه تو چه مرگته!؟

185
00:10:51,734 --> 00:10:53,611
‫آو بون پین!

186
00:10:54,737 --> 00:10:57,865
‫به‌خاطر اون سری که مواد زدی و بعدش
‫با ماشینت من رو زیر کردی می‌بخشمت.

187
00:10:57,865 --> 00:10:59,617
‫فرقی نمی‌کنه چندتا قلعه رو شکست بدی...

188
00:10:59,617 --> 00:11:02,578
‫آخرش هم هیچوقت موادی رو که دوباره
‫تو رو به حال توپت برگردونه پیدا نمی‌کنی.

189
00:11:02,578 --> 00:11:05,206
‫اوایل که یه بازی ساده بودی و
‫کارِت رو شروع کردی، یادمه.

190
00:11:05,206 --> 00:11:07,249
‫اما از وقتی فیلم‌تون منتشر شد
‫کاملاً عوض شدی.

191
00:11:07,249 --> 00:11:09,669
‫می‌خوای با غول مرحله‌ی آخر بجنگی؟
‫توی آینه یه نگاه به خودت بکن.

192
00:11:09,669 --> 00:11:12,421
‫حرف‌هات فوق‌العاده بودن تری

193
00:11:12,421 --> 00:11:15,383
‫اما باید بگم که: نه‌خیر!

194
00:11:15,383 --> 00:11:17,760
‫فکر کردید می‌خوام دلتون
‫برام بسوزه عوضی‌ها!؟

195
00:11:17,760 --> 00:11:18,844
‫من عوضی‌ام!؟

196
00:11:18,844 --> 00:11:21,555
‫تو واسه ۴ گِرم مواد می‌خواستی
‫با اریک استون‌استریت دوست بشی !

197
00:11:21,555 --> 00:11:23,224
‫خب حالا می شدم که چی؟

198
00:11:23,224 --> 00:11:26,268
‫یادت رفته من کی‌ام!؟
‫من سوپراستارم عوضی!

199
00:11:26,268 --> 00:11:27,687
‫افتاده بودی به پاش!

200
00:11:27,687 --> 00:11:29,814
‫آروم باش ترنس، بذار احساساتش رو بیان کنه.

201
00:11:29,814 --> 00:11:31,524
‫دیگه نمی‌خوام اینجا بمونم!

202
00:11:31,524 --> 00:11:34,568
‫چطور بازیگرهای «آخرین بازمانده از ما»
‫همچین حرف‌هایی بهشون زده نمیشه!؟

203
00:11:34,568 --> 00:11:36,737
‫اونا مثل تو یهو تصمیم
‫نگرفتن ماشینی که با طرح کرایه

204
00:11:36,737 --> 00:11:39,323
‫معامله کرده بودن رو با
‫طرح خرید قسطی عوض کنن!

205
00:11:42,910 --> 00:11:45,705
‫- چی توی عقلت گذشت که همچین کاری کردی!؟
‫- میشه بعداً راجع‌بهش حرف بزنیم؟

206
00:11:45,705 --> 00:11:48,624
‫جایزه‌بگیره هنوز دنبالمونه.
‫باید راه بیوفتیم.

207
00:11:48,624 --> 00:11:51,335
‫کجا بریم دقیقاً؟
‫تمام غذاها رو ریختی دور!

208
00:11:51,335 --> 00:11:53,379
‫خیلی‌خب، می‌دونم به‌نظر اوضاع خیطه.

209
00:11:53,379 --> 00:11:54,922
‫گاری خالی به چه دردمون می‌خوره!؟

210
00:11:54,922 --> 00:11:56,716
‫دیگه نمی‌تونم بدهی‌‍م رو صاف کنم.

211
00:11:56,716 --> 00:11:57,925
‫چرا، می‌تونی.

212
00:11:57,925 --> 00:11:59,093
‫ما که پیک غذای «دوردش» نیستیم.

213
00:11:59,093 --> 00:12:00,845
‫وقتی بهت پول میدن غذا ببری

214
00:12:00,845 --> 00:12:03,055
‫بدون غذا هم خبری از پول نیست!

215
00:12:03,055 --> 00:12:04,807
‫غذا نمی‌بردیم!

216
00:12:04,807 --> 00:12:07,601
‫اشتباه از من بود، پس چه غلطی می‌کردیم!؟

217
00:12:07,601 --> 00:12:09,103
‫داریم این رو می‌بریم.

218
00:12:12,314 --> 00:12:14,233
‫محموله‌ی اصلی اینه.

219
00:12:14,233 --> 00:12:16,152
‫یه چرخ فلزی مسخره؟

220
00:12:16,152 --> 00:12:18,279
‫شیرِ آبه.

221
00:12:18,279 --> 00:12:21,949
‫می‌تونیم باهاش آب‌پاش‌ها
‫رو دوباره روشن کنیم.

222
00:12:21,949 --> 00:12:23,033
‫اونطوری دوباره محصول کِشت می‌کنیم.

223
00:12:23,033 --> 00:12:25,828
‫همه می‌تونن هرچقدر خواستن میوه بخورن.

224
00:12:25,828 --> 00:12:27,913
‫- پس یعنی بهم دروغ گفتی؟
‫- مجبور بودم.

225
00:12:28,414 --> 00:12:31,333
‫چمن‌ها و همه‌چیز دارن خشک میشن.

226
00:12:31,834 --> 00:12:34,336
‫یکی آب‌پاش رو خاموش کرده.

227
00:12:34,795 --> 00:12:38,007
‫می‌خواستن قدرت کل حیاط دست اونا باشه.

228
00:12:38,007 --> 00:12:40,259
‫اگه می‌فهمیدن این دست ماست...

229
00:12:41,010 --> 00:12:43,137
‫اون جایزه‌بگیر اصلاً دنبال من نیست.

230
00:12:43,554 --> 00:12:45,097
‫دنبال این شیره

231
00:12:45,097 --> 00:12:48,017
‫از یه لحاظ آره، ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم!

232
00:12:48,017 --> 00:12:50,853
‫ببین، فقط کافیه این شیر رو برسونی به طرفمون

233
00:12:50,853 --> 00:12:53,022
‫تا دلارهای حیاطت رو بگیری.

234
00:12:53,022 --> 00:12:57,943
‫این دقیقاً از همون چرت و پرتای سیاستیِ
‫تیم و سیستوـه که عمراً قاطیش بشم!

235
00:12:57,943 --> 00:13:00,404
‫دست گرفتن کنترلِ آب سیاسی نیست.

236
00:13:00,404 --> 00:13:02,782
‫مگه فیلم «محله‌ی چینی‌ها» رو ندیدی؟

237
00:13:02,782 --> 00:13:04,867
‫من فقط توی دیزنی‌پلاس فیلم می‌بینم!

238
00:13:04,867 --> 00:13:07,203
‫نمی‌گفتی هم معلوم بود.

239
00:13:08,245 --> 00:13:09,371
‫داری چیکار می‌کنی؟

240
00:13:09,371 --> 00:13:12,374
‫اگه بری دیـ...دیگه پولی بهت نمیرسه!

241
00:13:12,708 --> 00:13:18,172
‫وقتی قبل از خرج کردنش یکی عین
‫دوک من رو بکُشه، به چه دردم می‌خوره؟

242
00:13:18,714 --> 00:13:23,302
‫یالا تیغ‌تیغی، بریم تا این دروغگو
‫یه دروغ جدید سر هم نکرده.

243
00:13:25,137 --> 00:13:26,764
‫باشه، برو!

244
00:13:26,764 --> 00:13:29,892
‫اصلاً بهت نیاز ندارم.
‫خودم می‌برمش!

245
00:13:32,603 --> 00:13:34,355
‫گوینِ بی‌شعور!

246
00:13:34,355 --> 00:13:35,898
‫احمق عوضی.

247
00:13:35,898 --> 00:13:37,983
‫حتی نمی‌خواد حیاط پشتی رو نجات بده.

248
00:13:39,360 --> 00:13:40,986
‫نکبت!

249
00:13:47,910 --> 00:13:49,245
‫تویی!

250
00:13:54,583 --> 00:13:56,585
‫عموی من رو کُشتی!

251
00:14:01,590 --> 00:14:04,552
‫ببین، ما فقط می‌خوایم از کف خیابون
‫جمعت کنیم تا برگردی به قلمروی قارچ.

252
00:14:04,552 --> 00:14:07,596
‫دیگه نه تنیس، نه گلف
‫نه بازی‌ای مثل «سوپراستار ساگا».

253
00:14:07,596 --> 00:14:09,515
‫بابا بیخیال.

254
00:14:09,515 --> 00:14:12,309
‫تو رو خدا برو کمپ.
‫خودت هم خوب می‌دونی کار درست همینه.

255
00:14:12,309 --> 00:14:14,478
‫- بذار دوستت داشته باشیم.
‫- تو رو خدا!

256
00:14:14,478 --> 00:14:16,063
‫میشه «تود» رو جور کنی من ببینمش؟

257
00:14:16,063 --> 00:14:19,984
‫خدایا، من خیلی آشغالم!

258
00:14:20,734 --> 00:14:22,653
‫خیلی شرمنده‌‍م بچه‌ها.

259
00:14:22,987 --> 00:14:26,198
‫فقط دوست دارم لاکپشت بکُشم و برم سفر.

260
00:14:26,699 --> 00:14:30,327
‫خسته شدم از بس با مبارزهای
‫«مورتال کامبت: نابودی»

261
00:14:30,369 --> 00:14:33,956
‫توی دستشویی رستوران
‫«لانگ جان سیلور» مواد زدم!

262
00:14:35,457 --> 00:14:36,917
‫صدای چی بود!؟

263
00:14:38,127 --> 00:14:39,920
‫آها، احتمالاً توی داستان زیاد اهمیت نداره.

264
00:14:39,920 --> 00:14:42,798
‫عجب، فکر کنم توهم زدیم.

265
00:14:42,798 --> 00:14:44,216
‫مرسی بچه‌ها.

266
00:14:44,216 --> 00:14:46,594
‫دیگه داشتم همه چیزم رو می‌باختم

267
00:14:46,594 --> 00:14:48,721
‫اما حالا حس می‌کنم امیدی هست.

268
00:14:48,721 --> 00:14:50,264
‫بردو، بردو، بردو!

269
00:14:50,264 --> 00:14:52,433
‫لعنت بهت، چرا فکر کردی
‫این قضیه راجع‌به توئه!؟

270
00:15:01,734 --> 00:15:03,319
‫چی شده تیغ‌تیغی؟

271
00:15:03,319 --> 00:15:05,905
‫بعد از اون دوتا سوسک زرد آردی که خوردی
‫نباید دیگه گشنه باشی.

272
00:15:06,697 --> 00:15:09,325
‫نه، نه، اونطوری نگاهم نکن.

273
00:15:10,326 --> 00:15:14,288
‫آره، می‌دونم. من هم داشت ازش خوشم میومد با
‫اینکه گفته بود لباس‌هام دِمُده‌ست.

274
00:15:14,288 --> 00:15:15,998
‫حالا خدا می‌دونه یعنی چی.

275
00:15:16,373 --> 00:15:18,000
‫بیخیال دیگه، وایسا!

276
00:15:18,000 --> 00:15:19,585
‫اینجا من رئیسم!

277
00:15:24,506 --> 00:15:26,634
‫خیلی‌خب، می‌تونیم برگردیم.

278
00:15:26,634 --> 00:15:29,428
‫البته به محض اینکه دیدیم حالش خوبه
‫میریم و پشت سرمون هم نگاه نمی‌کنیم.

279
00:15:29,428 --> 00:15:30,846
‫خیلی‌خب.

280
00:15:30,846 --> 00:15:32,640
‫اگه قراره بریم دنبالش
‫پس بهتره عجله کنی.

281
00:15:36,602 --> 00:15:38,562
‫به‌نظرم واقعاً روش تأثیر گذاشتیم.

282
00:15:38,562 --> 00:15:40,064
‫یک ماه هم دَووم نمیاره.

283
00:15:40,064 --> 00:15:44,193
‫روز شکرگزاری و رژه‌ نزدیکه، همه هم می‌دونیم
‫وقتی رژه‌ی «راکتس» رو می‌بینه چه حالی میشه.

284
00:15:44,193 --> 00:15:47,404
‫خیلی‌خب، خدا می‌دونه قراره
‫با چه داستانی طرف شیم.

285
00:15:47,404 --> 00:15:49,531
‫در طول تولید فیلم، چهارتا خر مُردن.

286
00:15:49,531 --> 00:15:52,493
‫چراغ‌های صحنه براشون زیادی داغ بود.

287
00:15:52,493 --> 00:15:54,870
‫ما خیلی بهتون افتخار می‌کنیم.

288
00:15:54,870 --> 00:15:57,706
‫تونستید بدون دعوا روز رو شب کنید.
‫آفرین.

289
00:15:57,706 --> 00:15:59,792
‫برید بالا و کُت‌هاتون رو بردارید.

290
00:15:59,792 --> 00:16:01,543
‫قراره بریم آو بون پین!

291
00:16:01,543 --> 00:16:02,711
‫آخ جون!

292
00:16:09,551 --> 00:16:11,303
‫یه سیگار بدید بابا، له  شدم.

293
00:16:12,221 --> 00:16:13,639
‫فقط کَمِل کراش داشتن.

294
00:16:13,639 --> 00:16:15,474
‫آشغالن.
‫بده ببینم.

295
00:16:16,558 --> 00:16:18,435
‫تری لعنت بهت، تو واقعاً باهوشی.

296
00:16:18,435 --> 00:16:20,354
‫باورم نمیشه نقشه‌‍ت جواب داد.

297
00:16:20,354 --> 00:16:22,690
‫الکی گفتی دوستمون معتاده

298
00:16:22,690 --> 00:16:26,360
‫و با بهونه‌ی پا در میونی
‫پیوپا و جی‌کی سِونز رو پیش هم انداختیم.

299
00:16:26,360 --> 00:16:29,613
‫تا اختلاف‌هاشون رو حل کنن و دوست بشن!

300
00:16:29,613 --> 00:16:31,907
‫- الکی!؟
‫- در هر صورت، حرکت تمیزی بود.

301
00:16:31,907 --> 00:16:33,367
‫تربیت کردن یعنی همین، عشقم.

302
00:16:33,367 --> 00:16:34,535
‫کارِت حرف نداشت، خانم موجود.

303
00:16:34,535 --> 00:16:36,286
‫امیدوارم در آینده باز هم با هم کار کنیم.

304
00:16:36,286 --> 00:16:37,955
‫خانم موجود!
‫خانم موجود!

305
00:16:37,955 --> 00:16:39,039
‫- خانم موجود!
‫- ایول!

306
00:16:39,039 --> 00:16:40,249
‫- همینه!
‫- حرف نداری دختر!

307
00:16:40,249 --> 00:16:43,085
‫کوچیکه با ظرف پودر لباسشویی زد توی سرم.

308
00:16:43,085 --> 00:16:44,294
‫این هم ۲۰تا بیشتر.

309
00:16:44,294 --> 00:16:47,089
‫حالا دیگه آزادی بری توی دنیا
‫و عین چه‌میدونم...ویروس پخش شی.

310
00:16:47,089 --> 00:16:48,841
‫برامون مهم نیست چه
‫بلایی سر انسان‌ها میاری.

311
00:16:48,882 --> 00:16:50,384
‫البته یه نکته‌ی ‫کمکی، مواد نکش.

312
00:17:00,477 --> 00:17:03,230
‫عجب، انگار اینجا وایساده
‫و از جاده زده بیرون.

313
00:17:03,230 --> 00:17:05,357
‫چیه رفیق؟

314
00:17:12,489 --> 00:17:14,992
‫رد پای مارمولکه، ای به خشکی!

315
00:17:21,206 --> 00:17:24,209
‫این همه جا، آخه چرا بسکتبال‌برگ؟

316
00:17:25,210 --> 00:17:28,756
‫چند نفری اونجا قصد جونم رو دارن.

317
00:17:30,090 --> 00:17:31,759
‫آره، می‌دونم.

318
00:17:31,759 --> 00:17:34,595
‫مثل همیشه، چاره‌ای ندارم.

319
00:17:36,096 --> 00:17:39,266
‫باهات ۱۰ دلار حیاط شرط
‫می‌بندم که قمار نمی‌کنم، حله؟

320
00:17:51,153 --> 00:17:52,488
‫اینجا دیگه کجاست؟

321
00:18:00,287 --> 00:18:02,873
‫ترن هوایی!

322
00:18:03,916 --> 00:18:06,043
‫وای، چقدر سرسبزه...

323
00:18:06,585 --> 00:18:08,921
‫آفرین ریچارد کوچولو، مرحبا.

324
00:18:08,921 --> 00:18:11,131
‫کارِت حرف نداشت.
‫این هم پولت.

325
00:18:11,131 --> 00:18:13,383
‫به خانمت یه غذای خوشمزه بده،
‫اون هم مهمون من.

326
00:18:13,383 --> 00:18:16,220
‫ما که همه‌مون یه اندازه‌ایم،
‫اسمت منطقی نیست.

327
00:18:16,220 --> 00:18:18,263
‫به‌خاطر اینه که بدنم کوچیکه!

328
00:18:18,263 --> 00:18:19,515
‫راضی شدی؟

329
00:18:20,432 --> 00:18:22,351
‫وایسا، من تو رو می‌شناسم.

330
00:18:22,351 --> 00:18:25,187
‫تو قبلاً رئیس شورای دیوار بودی.

331
00:18:25,187 --> 00:18:27,022
‫از آدم خوب‌ها بودی.

332
00:18:27,022 --> 00:18:29,525
‫هنوز هم آدم خوبی‌ام.

333
00:18:29,525 --> 00:18:33,195
‫هر چقدر ازت بابت رسوندن این شیر
‫از اون سر حیاط تشکر کنم، باز هم کمه.

334
00:18:33,195 --> 00:18:35,531
‫حالا با شیرهایی که دارم

335
00:18:35,531 --> 00:18:43,122
‫می‌تونم تا چشم کار می‌کنه،
‫تمام آب‌ها رو کنترل کنم!

336
00:18:45,374 --> 00:18:49,419
‫گندش بزنن، مطمئنم این هم درست
‫مثل فیلم «محله‌ی چینی‌ها»‍ست.

337
00:18:52,548 --> 00:18:55,050
‫[به بسکتبال‌برگ خوش آمدید]
