﻿1
00:00:07,966 --> 00:00:09,634
لعنت قضیه داره جدی می‌شه، هان؟

2
00:00:09,676 --> 00:00:11,219
واقعاً داره می‌شه

3
00:00:11,302 --> 00:00:13,096
عروسی رؤیایی تو چیه؟

4
00:00:13,221 --> 00:00:15,223
اوه، خیلی خوش‌حال‌ام پرسیدی

5
00:00:15,265 --> 00:00:18,935
نمی‌دونم -
باشه، اول من می‌گم -

6
00:00:18,977 --> 00:00:21,146
فکر کنم توی کلیسا برگزار بشه، البته -
هوم -

7
00:00:21,271 --> 00:00:24,315
و این کلیسای کوچولوی نازه که توش بزرگ شدم

8
00:00:24,399 --> 00:00:25,775
،و خیلی ریزه‌میزه‌ست

9
00:00:25,859 --> 00:00:29,154
،و یه‌جورایی، مثلاً، دورش رو مزرعه گرفته

10
00:00:29,195 --> 00:00:30,780
و بنابراین خودمونیه

11
00:00:30,864 --> 00:00:33,116
و فقط دوستان وْ بستگان نزدیک

12
00:00:33,199 --> 00:00:36,703
و یه چیز خیلی شیک می‌پوشم، می‌دونی؟

13
00:00:36,786 --> 00:00:38,371
قشنگ جشنی

14
00:00:38,455 --> 00:00:40,123
ولی نه مثلاً سفید یا رنگ روشن

15
00:00:40,206 --> 00:00:42,000
چون باید دوبه‌شک نگه‌شون داری -
نه -

16
00:00:42,083 --> 00:00:44,085
باید دوبه‌شک نگه‌شون داری

17
00:00:45,545 --> 00:00:51,634
و راهروی کلیسا رو با آهنگ «گلوریا» از لورا برانیگن میام پایین

18
00:00:51,676 --> 00:00:55,430
و، البته، توی بچگی‌هام، رؤیای این رو
داشتم که با هواپیما میارم‌ش تا بخوندش

19
00:00:55,513 --> 00:00:58,016
ولی حالا، تو رو دارم

20
00:00:58,141 --> 00:01:00,060
اوه، جوئل. نمی‌شه حریف برانگین شد

21
00:01:00,143 --> 00:01:03,313
تو می‌تونی حریف برانیگن بشی -
نه باربارا [استرایسند]، نه جودی [گارلند]، نه برانیگن -

22
00:01:03,396 --> 00:01:05,231
یالا

23
00:01:06,024 --> 00:01:08,109
♪ گلوریا، گلوریا ♪

24
00:01:08,193 --> 00:01:11,279
♪ فکر کنم شماره‌ت رو دارن، گلوریا ♪
[ ایهام: فکر کنم دست‌ت رو خونده‌ان ]

25
00:01:11,362 --> 00:01:13,114
♪ فکر کنم نام مستعارت رو فهمیدن ♪

26
00:01:13,156 --> 00:01:14,199
♪ گلوریا ♪ -
♪ گلوریا ♪ -

27
00:01:14,282 --> 00:01:16,826
♪ که باهاش زندگی می‌کنی ♪

28
00:01:16,951 --> 00:01:19,829
♪ ولی واقعاً یادت نمیاد ♪

29
00:01:19,913 --> 00:01:22,582
♪ به‌خاطر چیزی بود که گفتن؟ ♪

30
00:01:22,665 --> 00:01:25,710
♪ تمام صداهای توی سرت ♪

31
00:01:25,794 --> 00:01:29,172
♪ صدا می‌کنن، گلوریا؟ ♪

32
00:01:39,891 --> 00:01:41,684
!دینگ، دینگ، دینگ، دینگ، دینگ -
اوه، باشه -

33
00:01:41,726 --> 00:01:43,436
جشن داریم

34
00:01:43,561 --> 00:01:47,190
!یه نوشیدنی گازدار ناقابل به‌افتخار فرِد عزیزمون

35
00:01:47,273 --> 00:01:49,526
اه، بی‌خیال

36
00:01:49,567 --> 00:01:51,694
واقعاً؟ -
،بله، منظورم اینه -

37
00:01:51,736 --> 00:01:53,404
مگه همین کار رو نباید بکنیم؟

38
00:01:53,446 --> 00:01:55,365
آ... اون کارِ ساقدوش‌های عروسه -
واقعاً؟ -

39
00:01:55,406 --> 00:01:56,866
خب، به‌قدر کافی نزدیکه

40
00:01:56,991 --> 00:01:58,785
من همینی‌ام که هستم

41
00:01:58,827 --> 00:02:01,204
گازدار گازداره دیگه، درسته؟

42
00:02:01,246 --> 00:02:05,583
خوش‌م میاد وقتی شماها واقعاً کمی مهربون می‌شید. قشنگه

43
00:02:05,667 --> 00:02:09,129
،داروْدسته، نمی‌خوام که، می‌دونی
،زیادی احساسی‌ای چیزی بشم، ولی

44
00:02:09,129 --> 00:02:12,507
واقعاً واقعاً ممنون‌تون‌ام که جزئی از این هستید، باشه؟

45
00:02:12,632 --> 00:02:15,176
!ممنون، رفقا. اوه، موهای تن‌م سیخ شد! یا پیغمبر

46
00:02:15,301 --> 00:02:17,262
!فرِد -
!نمی‌خواستم موهای تن‌م سیخ بشه -

47
00:02:19,013 --> 00:02:20,682
اندازه می‌شه دیگه، درسته؟

48
00:02:20,765 --> 00:02:24,310
البته. من اهل یللی‌تللی نیستم

49
00:02:24,394 --> 00:02:26,437
هی، بعد از این میای خونه؟

50
00:02:26,563 --> 00:02:27,981
،باید برای تریشا کیک تولد درست کنم

51
00:02:28,064 --> 00:02:31,025
و خودت می‌دونی که توی آشپزخونه قدّ خر حالی‌م نیست

52
00:02:31,067 --> 00:02:32,527
اوه، نه، نمی‌تونم

53
00:02:33,361 --> 00:02:35,196
نمی‌تونی؟

54
00:02:35,280 --> 00:02:37,532
اوه، جوئل، مطمئن‌ای؟

55
00:02:37,615 --> 00:02:39,993
این اولین تولد تریشا بعد از رفتن ریک وْ شنون‌ـه

56
00:02:40,076 --> 00:02:43,163
یه‌جورایی شدید افسرده‌ست. کیک مراسم ختم براش درست می‌کنم -
هوم -

57
00:02:43,246 --> 00:02:46,374
خدا، اون که کمکی نمی‌کنه -
اوه، نه، نه. عاشق اون می‌شه، می‌دونی -

58
00:02:46,416 --> 00:02:48,585
مگراین‌که خراب‌ش کنم، که می‌کنم

59
00:02:48,626 --> 00:02:50,712
مامان‌م قدیم‌ها که کوچیک بودیم برامون درست می‌کرد

60
00:02:50,795 --> 00:02:53,214
اه -
از نظر من یه‌جورایی حرکت محبت‌آمیزی بود -

61
00:02:53,256 --> 00:02:56,467
خب، از نظر من حرکت دوست‌داشتنی‌ایه

62
00:02:56,593 --> 00:02:58,761
کاش می‌تونستم، ولی چندتا خرده‌کار دارم

63
00:02:58,845 --> 00:03:00,346
خرده‌کار؟

64
00:03:00,430 --> 00:03:02,140
اوهوم -
باشه -

65
00:03:02,223 --> 00:03:04,350
پس، حالا دیگه به حدوْحدود پایبندیم؟ -
هوم -

66
00:03:04,434 --> 00:03:07,312
رواله. «اِن‌اِم‌بی»، «اِن‌اِم‌پی»؛
(نات مای بیزنس» (به من مربوط نیست)، «نات مای پرابلم» (مشکل من نیست»

67
00:03:07,395 --> 00:03:10,106
...نه -
فقط قول بده اگه مشکلی داشتم، جواب بدی -

68
00:03:10,231 --> 00:03:11,733
اوه، قطعاً

69
00:03:11,816 --> 00:03:13,985
!سمی، نوبت توئه -
اوه، باشه -

70
00:03:16,321 --> 00:03:17,780
!یوهو

71
00:03:17,864 --> 00:03:18,865
!هدر، سلام

72
00:03:18,907 --> 00:03:22,035
دختر، عاشق اون چتری‌هام. بسی فرانسوی

73
00:03:22,076 --> 00:03:25,455
تیپ دختر فرانسوی الآن یه‌جورایی مُده، درسته؟ -
سلام -

74
00:03:26,497 --> 00:03:28,625
...آم... پس

75
00:03:28,666 --> 00:03:31,294
دارم یه عروسی گنده برگزار می‌کنم

76
00:03:31,336 --> 00:03:35,590
و، البته که از کُلی از جنس‌های کلاسیکِ
،تندر مومنتس» (لحظات محبت‌آمیز) استفاده می‌کنم»

77
00:03:35,673 --> 00:03:41,554
اما، باید چندتا وسیله برای چیدمان
مکان کرایه کنم، مثل دستمال‌سفره؛

78
00:03:41,596 --> 00:03:42,847
اوه، می‌بینی؟

79
00:03:42,972 --> 00:03:45,016
مثل این. این سرخی؟

80
00:03:45,141 --> 00:03:46,476
!این حرف نداره

81
00:03:46,517 --> 00:03:48,519
...عروس داشت می‌گفت که چیز می‌خواد -
می‌دونی، تریشا -

82
00:03:48,519 --> 00:03:49,520
هوم؟

83
00:03:49,646 --> 00:03:52,482
ببخشید. شاید بهتر باشه اینترنتی امتحان کنی

84
00:03:54,984 --> 00:03:56,736
...اوه. باشه

85
00:03:57,820 --> 00:04:00,531
...باشه، هدر، فکر کنم بدونم

86
00:04:00,615 --> 00:04:03,576
فکر کنم بدونم جریان چیه. متوجه‌ام

87
00:04:03,660 --> 00:04:07,413
با عروسی‌کردن سوزان راحت نیستی؟

88
00:04:07,497 --> 00:04:11,376
چون می‌تونم به‌ت بگم که شوهرش واقعاً مرد بسیار خوبِ مهربونیه

89
00:04:11,501 --> 00:04:12,794
اون کیه؟

90
00:04:12,877 --> 00:04:15,505
من هیچ مشکلی با کسی مثل اون ندارم

91
00:04:16,297 --> 00:04:17,382
...چـ

92
00:04:17,465 --> 00:04:19,300
چریتی همه‌چیز رو به‌م گفت

93
00:04:19,384 --> 00:04:22,553
...سعی کردی با کوپ آشنا بشی؟ منظورم اینه

94
00:04:24,097 --> 00:04:27,392
...خدای من

95
00:04:27,475 --> 00:04:29,686
!نه! اوه، خدای من

96
00:04:29,811 --> 00:04:31,813
اوه، رو رو برم. اوه، رو نیست که

97
00:04:31,896 --> 00:04:34,232
رو رو برم! رو رو برم، رو رو برم

98
00:04:34,232 --> 00:04:36,859
کرۀ هم‌دما با اتاق، کرۀ هم‌دما با اتاق

99
00:04:36,943 --> 00:04:38,403
یه تکه کره برمی‌داریم

100
00:04:38,444 --> 00:04:40,613
خیلی‌خب

101
00:04:40,655 --> 00:04:43,074
این هم‌دما با اتاقه؟

102
00:04:43,616 --> 00:04:47,287
توی آشپزخونه باید انعطاف‌پذیر باشی

103
00:04:47,412 --> 00:04:48,579
گل بگیرن

104
00:04:48,579 --> 00:04:49,414
هی -
سلام -

105
00:04:49,539 --> 00:04:51,291
...هی. آم... من فقط دارم

106
00:04:51,332 --> 00:04:53,668
وایسا، تلفن چرا این‌قدر نزدیک به صورت‌ته؟

107
00:04:55,003 --> 00:04:59,048
توی کتابخونه‌ام، و، آ... سعی دارم یه کتاب دربارۀ پرنده‌ها بگیرم

108
00:04:59,048 --> 00:05:01,259
 من گذاشتم‌ش توی مایکرووِیو
و حالا حبابی شده، و این چیز بدیه؟

109
00:05:01,342 --> 00:05:03,720
اوه، من باید برم، من باید برم، من باید برم -
!ولی وایسا، جوئل -

110
00:05:03,720 --> 00:05:04,595
باشه

111
00:05:04,679 --> 00:05:06,222
خیلی‌خب، خب

112
00:05:06,347 --> 00:05:09,100
خب، به درک کرده، چقدر می‌تونه بد باشه؟ برو بریم

113
00:05:09,142 --> 00:05:11,769
اون رو می‌ریزیم توش

114
00:05:21,154 --> 00:05:23,990
ببخشید. دوست‌م یه وضعیت واقعاً اضطراری شیرینی‌پزی داشت

115
00:05:24,073 --> 00:05:26,492
اوه، چه باحال. من عاشق شیرینی‌پزی‌ام

116
00:05:26,534 --> 00:05:32,165
من هم عاشق شیرینی‌پزی‌ام. رؤیام اینه که
یه فر دوطبقۀ فولاد ضدّزنگ داشته باشم

117
00:05:32,290 --> 00:05:35,043
می‌تونی تصورش رو بکنی؟

118
00:05:35,084 --> 00:05:37,086
آره، خیلی تصورش می‌کنم

119
00:05:37,962 --> 00:05:43,468
می‌دونی، این خونه درواقع محمولۀ روی
کشتی بخار «هارتفورد» از «سینسیناتی» بود

120
00:05:43,551 --> 00:05:45,345
اگه این رو شنیده‌ای، حرف‌م رو قطع کن‎‌ -
هاه. نه، نشنیده‌ام -

121
00:05:45,428 --> 00:05:48,765
در یک شهر جدید به اسم «بوستون» به گِل نشستن

122
00:05:48,890 --> 00:05:50,933
،و فکر کنم کمی نوشیدنی دخیل بود

123
00:05:51,059 --> 00:05:53,644
،اما دست‌آخر دعوت شدن که بمونن

124
00:05:53,728 --> 00:05:54,979
،و همه با هم سر سازگاری پیدا کردن

125
00:05:55,063 --> 00:05:59,233
«و دست‌آخر اسم شهر رو تغییر دادن به «منهتن -
عجب -

126
00:05:59,275 --> 00:06:00,485
!آره -
!این رو نمی‌دونستم -

127
00:06:00,568 --> 00:06:02,862
!بله -
این خوش‌سیمای پیر چطور؟ -

128
00:06:02,904 --> 00:06:05,740
اون آیزاک گودنوئه

129
00:06:05,823 --> 00:06:09,869
پیرو جنبش مخالفت با بردگی بود و بنیان‌گذار
،«مشترک «منهتن» و «دانشگاه ایالتی کانزاس

130
00:06:09,952 --> 00:06:13,122
،و توی «مجلس نمایندگان کانزاس» خدمت می‌کرد

131
00:06:13,164 --> 00:06:16,709
و «کانون معلمان کانزاس» رو راه‌اندازی کرد

132
00:06:16,793 --> 00:06:17,877
اوه، خدای من

133
00:06:17,960 --> 00:06:19,879
البته، ولی اخیراً چی‌کار کرده، می‌دونی؟

134
00:06:19,962 --> 00:06:22,340
می‌دونی چیه؟

135
00:06:22,423 --> 00:06:24,967
هیچ کاری. مطلقاً هیچ کاری

136
00:06:25,051 --> 00:06:26,469
تنبل -
!اوه، اوه -

137
00:06:26,552 --> 00:06:30,098
می‌خوای داستان عجیب پشت این شانه رو بشنوی؟

138
00:06:30,181 --> 00:06:31,891
به‌شدت می‌خوام بشنوم‌ش -
باشه -

139
00:06:31,974 --> 00:06:35,728
...خب، از استخون‌های انسان تراشیده شده

140
00:06:35,812 --> 00:06:38,523
اوه، خدای من -
به‌دست یک گروه از ساحره‌ها... -

141
00:06:38,564 --> 00:06:41,943
الآن جدی‌ای؟ -
!نه، از خودم درش آوردم -

142
00:06:41,984 --> 00:06:43,861
اون رو از خودم درآوردم

143
00:06:43,945 --> 00:06:46,364
هیچی از اون شانه نمی‌دونم

144
00:06:50,993 --> 00:06:51,369
هی

145
00:06:51,452 --> 00:06:53,621
می‌دونی شنون نه زنگ زده، نه پیام داده؟

146
00:06:54,497 --> 00:06:56,040
اوه، واقعاً؟ -
اوهوم -

147
00:06:56,165 --> 00:06:58,584
چه عجیب
« سم: هی! دانشگاه چطوره؟ »
« شنون: سلام، سم! دانشگاه عالیه! دوست‌های جدید پیدا می‌کنم »
سم: خوش بگذره! هیجان‌زده‌ام بیش‌تر درباره‌ش »
« بدونم. کاری نکن که من باشم نمی‌کنم
« ...سم: تولد مامان‌ت رو تبریک »

148
00:06:58,584 --> 00:07:01,045
همین الآن داری به‌ش پیام می‌دی؟ -
نه -

149
00:07:02,964 --> 00:07:03,339
خیلی‌خب

150
00:07:03,965 --> 00:07:05,883
وای! این‌جا چه خبره؟

151
00:07:05,967 --> 00:07:08,886
،اوه، خب، اون یه کادوی تولده که برای خودم خریدم

152
00:07:08,970 --> 00:07:11,806
ولی نمی‌تونم سر در بیارم چی‌کار کنم متن رو نشون نده

153
00:07:11,931 --> 00:07:13,349
قشنگه -
...فقط -

154
00:07:13,433 --> 00:07:15,184
خب، فقط احتمالاً با گوشی‌ت هم‌گام‌سازی شده

155
00:07:15,226 --> 00:07:16,769
هوم -
بیا، گوشی‌ت رو بده من -

156
00:07:16,853 --> 00:07:18,020
نه -
چرا نه؟ -

157
00:07:18,104 --> 00:07:19,272
!گوشی‌م رو نمی‌دم به‌ت

158
00:07:19,272 --> 00:07:25,027
بنابراین سرانجام توسط رئیس‌جمهور
فرانکلین پیرس تبدیل شد به قانون

159
00:07:25,153 --> 00:07:28,823
می‌تونم کُل روز رو به صحبت‌کردن‌ت دربارۀ
لایحۀ کانزاس-نبراسکا» گوش بدم»

160
00:07:28,823 --> 00:07:30,575
!فکر کنم همین الآن دادی

161
00:07:35,455 --> 00:07:38,708
توی دستورپخت‌ش زده بود نصف‌پیمانه خامۀ
ترش، ولی من کُل بی‌صحاب‌مونده رو ریختم

162
00:07:38,791 --> 00:07:40,251
قشنگ وْ تندمزه، درسته؟

163
00:07:40,334 --> 00:07:43,045
...اوهوم. همچنین

164
00:07:45,590 --> 00:07:46,757
انگار خیسه

165
00:07:47,216 --> 00:07:48,759
...من یه‌جورایی

166
00:07:49,469 --> 00:07:51,137
...واقعاً

167
00:07:51,179 --> 00:07:52,638
از این تولد وحشت داشتم

168
00:07:52,763 --> 00:07:55,266
مثلاً، راست‌ش یه‌جورایی واقعاً بابت‌ش دستپاچه بودم، می‌دونی؟

169
00:07:55,349 --> 00:07:57,477
آره. هوم -
47سالگی -

170
00:07:58,853 --> 00:08:00,897
آره، عظیمه

171
00:08:01,856 --> 00:08:03,399
،خب، آره، ولی، منظورم اینه

172
00:08:03,483 --> 00:08:06,486
تشخیص پزشکی هالی توی
...47سالگی‌ش اتفاق افتاد، منظورم اینه

173
00:08:09,155 --> 00:08:12,074
...آخه... آخه خیلی غیرمنصفانه‌ست، و

174
00:08:14,702 --> 00:08:18,289
فقط احساس می‌کنم هیچ‌وقت قرار نیست راحت‌تر بشه، می‌دونی؟

175
00:08:21,709 --> 00:08:24,712
هالی 48 سال‌ش بود، تریشا

176
00:08:26,464 --> 00:08:29,509
موقع تشخیص پزشکی‌ش

177
00:08:29,592 --> 00:08:32,595
آره، حق با توئه. ببخشید. نمی‌دونم چرا گفتم

178
00:08:32,678 --> 00:08:36,140
نه، چی... تو گفتی 47. از چی حرف می‌زنی؟

179
00:08:36,140 --> 00:08:38,476
می‌دونم، فقط اشتباه کردم. مسئلۀ مهمی نیست -
نه، اشتباه نکردی -

180
00:08:38,559 --> 00:08:41,354
منظورم اینه، چیه که به‌م نمی‌گی؟

181
00:08:45,149 --> 00:08:48,528
اون 47 سال‌ش بود، سم، موقع تشخیص پزشکی‌ش

182
00:08:50,363 --> 00:08:52,698
چی؟ -
47سال‌ش بود -

183
00:08:53,574 --> 00:08:54,909
نه، نبود -
چرا -

184
00:08:55,034 --> 00:08:56,285
...اون، آم

185
00:08:56,369 --> 00:08:58,746
دل‌ش نمی‌خواست نگران‌ت کنه

186
00:08:58,829 --> 00:09:01,123
احساس می‌کرد همه‌چیز تحت کنترل‌شه

187
00:09:01,207 --> 00:09:03,668
می‌خواست سعی کنه به‌طور طبیعی شکست‌ش بده

188
00:09:03,709 --> 00:09:06,837
خب، سر... سرطان رو که نمی‌شه طبیعی شکست داد

189
00:09:06,879 --> 00:09:09,549
کی به‌ش گفت... کی به‌ش گفت که می‌تونه؟

190
00:09:09,674 --> 00:09:12,385
منظورم اینه، انتخاب خودش بود

191
00:09:12,468 --> 00:09:13,970
خب، چرا به تو گفت و به من نه؟

192
00:09:13,970 --> 00:09:16,806
!من هیچ‌وقت همچین اجازه‌ای نمی‌دادم -
چون، سم، فکر می‌کرد نمی‌تونی از پس‌ش بر بیای -

193
00:09:16,889 --> 00:09:18,724
!اوه، خدای... می‌تونم از پس‌ش بر بیام

194
00:09:18,808 --> 00:09:20,685
اوه، خدای من

195
00:09:22,019 --> 00:09:24,730
!حتماً عاشق پنهون‌کردن این از من بودی

196
00:09:24,730 --> 00:09:26,023
!چی؟ نه -
اوه، بله -

197
00:09:26,065 --> 00:09:27,692
سم، من می‌خواستم به‌ت بگم

198
00:09:27,775 --> 00:09:29,902
نمی‌تونستم چون به‌ش قول داده بودم

199
00:09:29,986 --> 00:09:32,989
...گفتم خودش باید به‌ت بگه، ولی

200
00:09:33,072 --> 00:09:35,575
،معلومه که می‌خواست ازت محافظت کنه، سم

201
00:09:35,658 --> 00:09:38,035
چون محافظ‌ت بود. همیشه می‌خواست ازت محافظت کنه

202
00:09:40,246 --> 00:09:41,539
...ولی

203
00:09:41,622 --> 00:09:45,001
منظورم اینه، لطفاً فراموش نکن که من هم خواهرش بودم

204
00:09:46,168 --> 00:09:48,212
منظورم اینه، من هم اون رو از دست دادم

205
00:09:48,296 --> 00:09:50,840
و دل من هم براش تنگ شده

206
00:09:52,925 --> 00:09:55,845
ولی، می‌دونی، واقعاً فایده‌ای نداره الآن بابت‌ش دل‌خور بشیم

207
00:09:57,471 --> 00:09:58,723
سم -
چیه؟ -

208
00:09:58,848 --> 00:09:59,557
این کار رو نکن.

209
00:10:29,795 --> 00:10:32,923
سلام، سم -
سلام -

210
00:10:32,965 --> 00:10:34,467
امیدوارم با اومدن‌م مشکلی نداشته باشی

211
00:10:34,467 --> 00:10:37,511
می‌خواستم نوار جلسۀ آخرت رو برات بیارم

212
00:10:37,511 --> 00:10:38,763
ممنون

213
00:10:43,517 --> 00:10:44,685
هوم

214
00:10:56,155 --> 00:10:58,115
به خوندن ادامه بده، سم

215
00:10:58,199 --> 00:11:01,369
ما به‌ت احتیاج داریم -
باشه -

216
00:11:04,997 --> 00:11:08,000
« !خواهشاً نوشیدنی روی پیانو ممنوع »

217
00:11:32,525 --> 00:11:34,944
« ریک »

218
00:11:56,048 --> 00:11:59,552
« تولدت مبارک عزیزم »
« امیدوارم امشب یه کار باحال انجام بدی »

219
00:12:11,063 --> 00:12:13,983
چه یخچال خوش‌بَروْرویی. لعنت

220
00:12:14,108 --> 00:12:16,694
...منظورم اینه، چه غلطی باید کرد 

221
00:12:16,694 --> 00:12:19,280
♪ Joan Armatrading - Show Some Emotion ♪

222
00:12:19,280 --> 00:12:21,031
♪ ...یه‌خرده احساس نشون بده ♪

223
00:12:21,073 --> 00:12:23,659
اوه، ولی این آهنگ خوبیه

224
00:12:23,743 --> 00:12:26,287
♪ یه حالتی به چشم‌هات بده ♪

225
00:12:33,335 --> 00:12:36,172
!این‌یکی حلال‌ت، عوضی تو

226
00:12:39,508 --> 00:12:43,220
« نیم ساعت دیگه شف؟ »

227
00:12:52,188 --> 00:12:53,939
می‌تونم چیزی برای شروع برات بیارم؟ -
...آ -

228
00:12:54,023 --> 00:12:55,900
نه، فقط قهوه. منتظر جوئل‌ام

229
00:12:55,983 --> 00:12:59,195
اوه! یه چیزی برای اون دارم

230
00:13:01,739 --> 00:13:04,742
« تقریباً کِی می‌رسی؟ فکر کنم جیمی یه چیزی برات داره. چیز شیکی تن‌ته؟ »

231
00:13:08,871 --> 00:13:12,458
جوئل دیروز وقتی با آقای شرِیدر این‌جا بود این رو جا گذاشت

232
00:13:12,541 --> 00:13:15,419
آقای شرِیدر؟ -
آهان -

233
00:13:15,503 --> 00:13:18,380
می‌خوای خوراک‌های ویژۀ امروز رو بشنوی؟

234
00:13:18,464 --> 00:13:20,174
نه، من راحت‌ام

235
00:13:20,299 --> 00:13:21,884
ممنون، جیمی -
آره -

236
00:13:48,494 --> 00:13:51,288
اوه، هی، سم هنوز نیومده؟ -
سم همین الآن رفت -

237
00:13:51,372 --> 00:13:54,124
کت بادشکن‌ت رو دادم به‌ش و یه «اِگ بنی» بیرون‌بر
[ اِگ بندیکت: تخم‌مرغ صبحانۀ آمریکایی ]

238
00:14:01,841 --> 00:14:03,133
لعنت 

239
00:14:45,134 --> 00:14:47,052
یه رول دارچینی برات آوردم

240
00:14:48,804 --> 00:14:51,682
تازه از فر دراومده بودن

241
00:14:54,310 --> 00:14:55,519
من راحت‌ام

242
00:15:04,445 --> 00:15:05,654
اون هم از بادشکن‌ت

243
00:15:08,240 --> 00:15:09,575
ممنون

244
00:15:14,371 --> 00:15:17,875
خب، به‌گمون‌م راز برملا شده

245
00:15:21,545 --> 00:15:23,172
...سم -
نه -

246
00:15:24,089 --> 00:15:25,591
برو

247
00:15:31,555 --> 00:15:35,017
می‌تونی بری -
دارم می‌رم. دارم می‌رم -
