﻿1
00:01:14,157 --> 00:01:15,283
‫وایسا!

2
00:01:15,742 --> 00:01:18,036
‫[هشدار امنیتی]
‫[ورود غیرمجاز به بخش پنج]

3
00:02:02,914 --> 00:02:04,290
‫یالا دیگه، عوضی.

4
00:02:06,543 --> 00:02:07,544
‫ببخشید.

5
00:02:08,169 --> 00:02:09,379
‫دستگاه تقصیری نداره.

6
00:02:09,879 --> 00:02:11,381
‫اول باید هزینه رو پرداخت کنین.

7
00:02:13,341 --> 00:02:15,468
‫خیال می‌کردم توی این
‫رستوران حرف زدن ممنوعـه!

8
00:02:21,432 --> 00:02:23,768
‫- نه، خودم...
‫- مشکلی نیست. مشکلی نیست.

9
00:02:28,940 --> 00:02:30,024
‫مرسی.

10
00:02:35,697 --> 00:02:36,698
‫فکر خوبی نبود.

11
00:02:39,450 --> 00:02:40,451
‫جانم؟

12
00:02:41,327 --> 00:02:43,163
‫فقط می‌خوام از سوپتون لذت ببرین.

13
00:02:53,256 --> 00:02:55,675
‫[دی]
‫[ببخشید. ببخشید. ببخشید.]

14
00:02:58,636 --> 00:03:00,638
‫[ببخشید.]

15
00:03:15,111 --> 00:03:16,321
‫عذر می‌خوام.

16
00:03:19,824 --> 00:03:23,369
‫من ماسا هستم. رباتِ قاتل می‌سازم.

17
00:03:24,245 --> 00:03:25,330
‫دوست داری ملحق بشی؟

18
00:03:27,040 --> 00:03:28,333
‫چی؟

19
00:03:28,333 --> 00:03:30,919
‫گفتم اسمم ماساست.

20
00:03:31,502 --> 00:03:32,962
‫می‌تونم بعد از غذا نوشیدنی مهمونتون کنم؟

21
00:03:33,463 --> 00:03:35,548
‫می‌بینم که تند سفارشن دادین.

22
00:03:36,049 --> 00:03:37,926
‫گمونم بعدش نوشیدنی‌لازم بشین.

23
00:03:54,234 --> 00:03:56,152
‫هوی! دست نزن.

24
00:03:58,071 --> 00:03:59,072
‫بهتر نشدی؟

25
00:04:03,117 --> 00:04:04,327
‫نـه.

26
00:04:04,327 --> 00:04:07,580
‫سیگاره انگار مالِ هشت سال پیش بود و مونده بود.

27
00:04:07,580 --> 00:04:09,082
‫- می‌تونم برم یه پاکت دیگه برات بگیرم.
‫- پس می‌خوای منو بکشی.

28
00:04:09,165 --> 00:04:10,041
‫دربارۀ...

29
00:04:11,751 --> 00:04:14,087
‫اون قضیۀ بوسه

30
00:04:15,004 --> 00:04:19,092
‫- از کجا... از کجا یاد گرفتی؟
‫- بچه‌ها چطوری یاد می‌گیرن نفس بکشن؟

31
00:04:19,092 --> 00:04:23,012
‫محض رضای خدا بس کن. یعنی
‫ماسا تو رو مخصوصاً برای من ساخته؟

32
00:04:23,012 --> 00:04:27,308
‫راستش من قصدِ ماسا رو
‫نمی‌دونم ولی الان مالِ تو هستم.

33
00:04:27,308 --> 00:04:32,522
‫وای خدایا! اینکه ‫نمی‌تونی درست
جوابِ آدم رو بدی بیمارگونه‌ست.

34
00:04:33,147 --> 00:04:34,482
‫اونقدرها هم پیچیده نیست.

35
00:04:34,983 --> 00:04:37,735
‫ماسا توی اون آزمایشگاه چه غلطی می‌کرده؟

36
00:04:38,569 --> 00:04:40,488
‫هوی! صدای منو می‌شنوی؟

37
00:04:41,072 --> 00:04:44,117
‫نمی‌خوام با جواب دادنم ناراحتت کنم.

38
00:04:45,702 --> 00:04:46,828
‫ناراحت نمیشم.

39
00:04:49,038 --> 00:04:50,206
‫قول میدم.

40
00:04:51,457 --> 00:04:53,126
‫- نمی‌دونم ماسا چیکار می‌کرده.
‫- گرفتی ما رو؟!

41
00:04:53,167 --> 00:04:55,336
‫ببخشید. بیشتر تلاش می‌کنم.

42
00:04:56,546 --> 00:04:57,964
‫ببخشید که سرت دادم زدم. فقط...

43
00:04:58,756 --> 00:05:02,135
‫باید بفهمم چی دیدم.

44
00:05:03,594 --> 00:05:05,138
‫بفهمم روی چی کار می‌کرده؟

45
00:05:06,139 --> 00:05:08,224
‫اصلاً قضیۀ اون خون‌ها چی بوده؟

46
00:05:08,725 --> 00:05:10,059
‫نکنه...

47
00:05:12,145 --> 00:05:13,396
‫نکنه ماسا به کسی آسیب زده باشه؟

48
00:05:13,396 --> 00:05:17,233
‫قبلاً هم گفتم. تمام خاطراتِ من از زمانی که
‫تو رو دیدم شروع میشه.

49
00:05:17,817 --> 00:05:19,986
‫ولی مطمئنم ماسا آدمِ خوبی بوده.

50
00:05:19,986 --> 00:05:23,906
‫اگه آدمِ بدی بود، منم رباتِ بدی می‌شدم
‫آخه اون منو ساخته.

51
00:05:27,827 --> 00:05:29,746
‫تو که فکر نمی‌کنی من بد باشم، نه؟

52
00:05:30,288 --> 00:05:33,458
‫نمی‌دونم. یکم به نظر عجیب میاد.

53
00:05:33,458 --> 00:05:35,376
‫آخه فکر و ذهنِ خودش رو داره.

54
00:05:35,376 --> 00:05:37,754
‫ایزوتروپی کامل: خوب.

55
00:05:37,754 --> 00:05:40,548
‫اسپلاین سولومونوف: مناسب.

56
00:05:40,548 --> 00:05:41,799
‫به نظر مشکلی نیست، نه؟

57
00:05:44,552 --> 00:05:45,970
‫چیه؟ چی شده؟

58
00:05:45,970 --> 00:05:49,307
‫هوم‌باتت شبیه مدل‌های استاندارده

59
00:05:49,974 --> 00:05:53,227
‫ولی خیلی پیشرفته‌تر.

60
00:05:53,895 --> 00:05:56,564
‫دائم آپدیت میشه. حتی الان.

61
00:05:56,564 --> 00:05:58,649
‫از کجا آپدیت می‌گیره؟

62
00:06:00,276 --> 00:06:02,779
‫تاریخ آخرین آپدیتش دیروزه

63
00:06:02,779 --> 00:06:06,115
‫ولی به قبل از اون نمیشه دسترسی داشت.

64
00:06:07,658 --> 00:06:09,660
‫الان می‌فهمم، سوزی.

65
00:06:09,660 --> 00:06:12,622
‫که چرا می‌خوای بدونی چی توی حافظه‌مـه.

66
00:06:13,873 --> 00:06:17,210
‫می‌خوای ارتباط بگیری؟
‫برای همینه الکل می‌خوری؟

67
00:06:17,210 --> 00:06:19,420
‫- که همچین حسی داشته باشی؟
‫- چه اتفاقی داره میفته؟

68
00:06:19,420 --> 00:06:24,509
‫انگار با حلقۀ بازخورد تصویری هیپنوتیزم شده.

69
00:06:24,509 --> 00:06:25,968
‫دیدی؟

70
00:06:25,968 --> 00:06:29,013
‫داره داد می‌زنه یه جای کارش می‌لنگه.
‫میشه مثلاً...

71
00:06:29,722 --> 00:06:31,933
‫فایل‌هاش رو هک کنی یا چیزِی؟

72
00:06:31,933 --> 00:06:34,811
‫هوباتت زیادی پیچیده‌ست.

73
00:06:34,811 --> 00:06:38,981
‫باشه، خب شنیدم یه دستورالعملی هست

74
00:06:39,649 --> 00:06:43,236
‫که بشه به هوم‌بات نفوذ
‫کرد و بهشون دستور داد.

75
00:06:49,742 --> 00:06:51,119
‫دوربین رو خاموش کن.

76
00:07:00,169 --> 00:07:02,004
‫باید فراموشش کنی.

77
00:07:02,964 --> 00:07:05,299
‫دستورالعملی در کار نیست.

78
00:07:06,259 --> 00:07:08,261
‫مطمئنی؟ چون من مطمئنم درباره‌ش شنیدم.

79
00:07:08,261 --> 00:07:10,596
‫باید برگردم برم شامم رو بخورم.

80
00:07:14,183 --> 00:07:17,186
‫چه غطلی کردی؟ می‌خواستی بترسونیش؟

81
00:07:17,186 --> 00:07:20,565
‫چی بگم والا. بیشتر به نظر
‫میومد تو ترسوندیش.

82
00:07:21,065 --> 00:07:26,237
‫شرمنده. اون تلویزیونه یه حسِ عجیبی
‫بهم داد. یه حسِ عجیبِ خوب!

83
00:07:26,237 --> 00:07:30,741
‫آره، آخه اصلاً از خود بی‌خود شده بودی.
‫بیمارگونه‌ست.

84
00:07:30,741 --> 00:07:33,995
‫می‌دونی زیادی «بیمارگونه» رو بکار
‫می‌بری. همین خودش بیمارگونه‌ست!

85
00:07:33,995 --> 00:07:35,955
‫- خانم. این رو انداختین.
‫- می‌دونی چیه...

86
00:07:35,955 --> 00:07:37,206
‫چی؟ نه، مال من نیست.

87
00:07:37,206 --> 00:07:40,001
‫ببین، بابابزرگم چیزی نمیگه چون ترسیده.

88
00:07:40,001 --> 00:07:42,128
‫ولی حق با توئه. یه دستورالعملی وجود داره.

89
00:07:42,753 --> 00:07:43,921
‫دستورالعمل تاریک.

90
00:07:45,298 --> 00:07:47,008
‫من فقط یه بخش‌هاییش رو دیدم.

91
00:07:47,508 --> 00:07:48,968
‫هیچ‌کس نمی‌دونی کی ساختتش.

92
00:07:49,469 --> 00:07:52,221
‫بعضیا میگن کارِ یه راهب بوده.
‫بعضیا میگن اصلاً یه ربات بوده.

93
00:07:52,221 --> 00:07:53,931
‫هر کی که هست خیلی باهوشه.

94
00:07:58,102 --> 00:07:59,604
‫قضیه‌ش چیه؟

95
00:08:01,522 --> 00:08:02,523
‫دیگه باید برم.

96
00:08:06,360 --> 00:08:08,112
‫بیا بریم یه سر به مادرشوهرم بزنیم.

97
00:08:12,283 --> 00:08:13,284
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

98
00:08:14,827 --> 00:08:16,329
‫خبری از ماسا و زِن نشد؟

99
00:08:16,329 --> 00:08:19,790
‫نه، نه، هنوز خبری نشده.

100
00:08:19,790 --> 00:08:23,711
‫مجری اخبار گفت بیشتر جسدها رو پیدا کردن

101
00:08:23,711 --> 00:08:27,215
‫و وسایل شخصی رو به خانواده‌ها برمی‌گردونن.

102
00:08:27,215 --> 00:08:30,426
‫پس خوبه که هنوز چیزی برامون نیاوردن.

103
00:08:30,426 --> 00:08:34,555
‫شاید معنیش این باشه که ماسا
‫و زِن سوار اون هواپیما نشدن.

104
00:08:34,555 --> 00:08:39,393
‫تصور قشنگیه مادرشوهر ولی
‫بعید می‌دونم معنیش این باشه.

105
00:08:41,145 --> 00:08:42,146
‫البته.

106
00:08:42,813 --> 00:08:43,856
‫همیشه حق با توئه.

107
00:08:44,482 --> 00:08:47,109
‫- بگذریم، واسه این اومدم چون...
‫- یه هوم‌بات همراهتـه.

108
00:08:47,109 --> 00:08:50,738
‫ایماتِک فرستادتش. راستش اومدم
‫دربارۀ همین باهات صحبت کنم.

109
00:08:55,034 --> 00:08:57,161
‫صبر کن ببینم. مهمون داری؟

110
00:08:58,371 --> 00:09:00,790
‫دوست‌هام اومدن بهم روحیه بدن.

111
00:09:01,290 --> 00:09:03,334
‫این مدت خیلی بهم سخت گذشته.

112
00:09:03,334 --> 00:09:05,127
‫حتی تصورشم برام سخته.

113
00:09:05,836 --> 00:09:08,130
‫دوباره بگو چی زدی که پرید.

114
00:09:13,261 --> 00:09:16,681
‫قضاوتم نکن. فکرِ هاماکو بود.

115
00:09:16,681 --> 00:09:19,350
‫گفت اگه حواسم پرت بشه برام بهتره.

116
00:09:19,350 --> 00:09:20,726
‫تازه از زوال عقل هم جلوگیری می‌کنه.

117
00:09:20,726 --> 00:09:22,979
‫وایسا ببینم، اون قابی
‫که به دیوار زده بودی کو؟

118
00:09:22,979 --> 00:09:26,482
‫همون گرگی که ماسا توی
‫حالتِ هیکی‌کوموری، کشیده بود.

119
00:09:28,150 --> 00:09:29,860
‫اون موقع صرفاً خجالتی بود.

120
00:09:30,736 --> 00:09:32,572
‫- از رو دیوار برش داشتم.
‫- واسه چی؟

121
00:09:32,572 --> 00:09:37,034
‫بیا مرغ بخور. اِمی سطل کنتاکی کریسمسی آورده.

122
00:09:37,034 --> 00:09:40,538
‫ماسا چقدر دربارۀ کارش
‫توی ایماتِک باهات حرف زده؟

123
00:09:41,497 --> 00:09:44,083
‫ماسا می‌دونه که من از علم سر در نمیارم.

124
00:09:44,083 --> 00:09:47,628
‫فقط همیشه حواسش هست
‫بهترین یخچال رو داشته باشم.

125
00:09:47,628 --> 00:09:51,507
‫خیلی‌خب. ساکاماتویِ آذرخش.

126
00:09:51,507 --> 00:09:52,967
‫نوبتِ توئه.

127
00:09:53,926 --> 00:09:55,845
‫دیگه باید برم به مهمون‌هام برسم.

128
00:09:55,845 --> 00:09:59,557
‫وقتی هوم‌بات رو آوردن
‫بهم گفتن ماسا طراحیش کرده.

129
00:09:59,557 --> 00:10:03,060
‫طراحیم خیلی پیچیده‌ست ولی
‫فقط دو روز گذشته رو یادمه.

130
00:10:03,060 --> 00:10:05,688
‫واسه همین اومدیم پیش شما.
‫هیچ‌کس بهتر از شما ماسا رو نمی‌شناسه.

131
00:10:06,314 --> 00:10:07,315
‫این‌جوری نیست.

132
00:10:07,315 --> 00:10:09,692
‫ماسا گفته بود توی حوزۀ رباتیک کار می‌کنه؟

133
00:10:09,692 --> 00:10:10,901
‫نه.

134
00:10:12,028 --> 00:10:14,947
‫ولی تعجبی هم نداره آخه
‫پسرم ماسا خیلی بااستعداده.

135
00:10:14,947 --> 00:10:17,783
‫به نظرت عجیب نیست که تاحالا
‫همچین چیزی رو بهت نگفته؟

136
00:10:20,244 --> 00:10:26,250
‫سوزی‌سان، تو این‌جور مواقع طبیعیه که
‫آرزو کنی کاش یه جور دیگه عمل می‌کردی.

137
00:10:27,043 --> 00:10:30,463
‫اینکه عزیزانمون رو بهتر می‌شناختیم
‫و محکم‌تر در آغوش می‌گرفتیم.

138
00:10:30,463 --> 00:10:32,840
‫الان همه فکر و ذکرم
‫همین‌هاست. تو این‌جوری نیستی؟

139
00:10:32,840 --> 00:10:35,092
‫نوریکو، نقاشی کجاست؟

140
00:10:35,593 --> 00:10:37,094
‫اگه نمی‌خوایش خودم می‌برمش.

141
00:10:37,094 --> 00:10:39,430
‫نمی‌دونم. انداختمش بیرون.

142
00:10:40,056 --> 00:10:42,600
‫انداختیش بیرون؟

143
00:10:42,600 --> 00:10:45,561
‫سوزی، اون‌جوری نگاهم نکن.

144
00:10:46,062 --> 00:10:48,939
‫خودت هرچی زِن درست کنه رو نگه می‌داری؟

145
00:11:17,051 --> 00:11:20,262
‫حاضرم بهت پول بدم تا بهم
‫بگی چی توی این دفتر کوفتیه.

146
00:11:21,347 --> 00:11:22,890
‫لعنتی، چی رو از من پنهون می‌کنی؟

147
00:11:28,354 --> 00:11:29,605
‫لعنتی.

148
00:11:30,439 --> 00:11:31,524
‫مطمئنم که دیدمش.

149
00:11:49,333 --> 00:11:50,876
‫خدای من. این چه کاریه؟

150
00:11:50,876 --> 00:11:52,837
‫مگه توام این کارو نمی‌کردی؟

151
00:11:54,714 --> 00:11:56,340
‫- کله‌ت تاب برداشته؟
‫- هان!

152
00:11:56,340 --> 00:11:58,342
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

153
00:11:58,342 --> 00:12:00,177
‫تو از این می‌ترسی که چیزی پیدا کنم.

154
00:12:00,177 --> 00:12:02,680
‫خدای من. میشه تمومش کنی؟

155
00:12:02,680 --> 00:12:05,933
‫ناتوانیت به اعتماد به آدم‌ها بیمارگونه‌ست.

156
00:12:05,933 --> 00:12:08,060
‫تو که انسان نیستی!

157
00:12:08,394 --> 00:12:10,020
‫از لحاظ شخصیتی هستم.

158
00:12:10,020 --> 00:12:13,274
‫نه، نه، نه.
‫تو از هیچ لحاظی انسان نیستی.

159
00:12:13,274 --> 00:12:16,026
‫تازه‌شم، همین الان از
‫«بیمارگونه» استفاده کردی، عوضی.

160
00:12:16,026 --> 00:12:18,362
‫پس دیگه نمی‌خوام راجع‌بهش
‫برام آسمون ریسمون ببافی.

161
00:12:18,362 --> 00:12:20,698
‫کاشف به عمل اومده که
‫ظاهراً کلمۀ مفیدی هم هست!

162
00:12:20,698 --> 00:12:21,949
‫یه‌جورایی همین کاری که
‫داری می‌کنی رو توصیف می‌کنه.

163
00:12:21,949 --> 00:12:26,704
‫و اگه ازش واسه استخدام یه
‫هکر مریض استفاده کرده باشه،

164
00:12:26,704 --> 00:12:29,373
‫اون‌وقت یا من دیوونه شدم یا احمقم.

165
00:12:29,373 --> 00:12:34,503
‫چون کلِ این 10 سال اخیر رو...

166
00:12:35,463 --> 00:12:37,506
‫فکر می‌کردم اون فقط...

167
00:12:38,382 --> 00:12:39,633
‫آدم مهربونیه.

168
00:12:41,051 --> 00:12:43,262
‫خب، گمونم اگه بیشتر راجع‌به ماسا می‌دونستم،

169
00:12:43,262 --> 00:12:45,055
‫شاید می‌تونستم
‫از این بلاتکلیفی درت بیارم.

170
00:12:45,055 --> 00:12:46,390
‫چه‌جور آدمیه؟

171
00:12:46,390 --> 00:12:47,641
‫نمی‌دونم.

172
00:12:48,184 --> 00:12:49,185
‫معلومه که می‌دونی.

173
00:12:56,233 --> 00:13:00,196
‫صبح‌ها پشت تلفن گلوش رو صاف می‌کنه.

174
00:13:00,196 --> 00:13:01,280
‫اینجوری.

175
00:13:02,782 --> 00:13:03,783
‫افتضاحه.

176
00:13:04,366 --> 00:13:05,284
‫خب. دیگه چی؟

177
00:13:05,534 --> 00:13:07,036
‫فکر نکنم این یکی کمکی کنه.

178
00:13:07,661 --> 00:13:09,205
‫همچین بی‌فایده هم نیست.

179
00:13:09,789 --> 00:13:11,123
‫بامزه‌ست.

180
00:13:12,500 --> 00:13:13,501
‫دست‌وپا چلفتیه.

181
00:13:15,836 --> 00:13:19,381
‫یه‌بار وقتی داشت از وان بیرون می‌اومد
‫افتاد دنده‌ش رو شکوند،

182
00:13:19,882 --> 00:13:24,178
‫ولی واسه این افتاد، چون داشت دنبال
‫صف مورچه‌های روی دیوار می‌رفت.

183
00:13:24,678 --> 00:13:27,640
‫خیلی تیزبینه.

184
00:13:27,640 --> 00:13:30,893
‫همیشه همه‌چیز رو تحلیل می‌کنه.

185
00:13:31,811 --> 00:13:33,562
‫پدر خیلی خوبیه.

186
00:13:36,315 --> 00:13:38,192
‫راجع‌به بچۀ دوم
‫یه حرف‌هایی هم زدیم، چون...

187
00:13:38,192 --> 00:13:40,152
‫زِن خیلی خوبی بود.

188
00:13:42,238 --> 00:13:43,697
‫اون رفیق صمیمیمه.

189
00:13:45,783 --> 00:13:47,535
‫متأسفم، سوزی.

190
00:13:48,577 --> 00:13:50,621
‫واقعاً به‌نظر آدم خوبی میاد.

191
00:13:53,916 --> 00:13:55,417
‫ولی تو دنبال سند و مدرک می‌گردی.

192
00:13:55,417 --> 00:13:58,921
‫خیلی‌خب. فرضاً اون واقعاً داشت
‫یه چیزی رو ازت پنهون می‌کرد.

193
00:13:58,921 --> 00:14:00,464
‫قطعاً اینجا نمی‌آوردش، مگه نه؟

194
00:14:00,464 --> 00:14:02,383
‫می‌برد محل کارش.

195
00:14:02,383 --> 00:14:04,802
‫پس بیا بریم!
‫کمکت می‌کنم دنبالش بگردی.

196
00:14:05,761 --> 00:14:07,137
‫ولی چرا؟

197
00:14:07,847 --> 00:14:09,098
‫چرا می‌خوام کمکم کنی؟

198
00:14:09,098 --> 00:14:12,476
‫نمی‌دونم، سوزی،
‫ولی آش کشک خاله‌ته.

199
00:14:33,706 --> 00:14:34,707
‫مریض!

200
00:14:34,707 --> 00:14:36,542
‫توی اتاق زِن خوابیدی؟

201
00:14:37,960 --> 00:14:39,962
‫تختش کمرم رو اذیت نمی‌کنه.

202
00:14:40,629 --> 00:14:42,172
‫تا پنج دقیقۀ دیگه آماده‌ام.

203
00:14:43,465 --> 00:14:45,175
‫[ایماتک]

204
00:14:47,052 --> 00:14:48,596
‫هیچ کدوم از این‌ها رو یادت میاد؟

205
00:14:48,596 --> 00:14:50,681
‫نُچ. به هیچ وجه. شرمنده.

206
00:14:50,681 --> 00:14:51,974
‫نه، متوجه‌ام.

207
00:14:51,974 --> 00:14:54,977
‫از خیلی از خاطرات
‫دهۀ سوم زندگیم دوری می‌کنم.

208
00:14:54,977 --> 00:14:56,186
‫پیف.

209
00:14:56,687 --> 00:15:00,774
‫نه. باید بهم می‌گفتی: «فکر می‌کردم
‫هنوز بیست و خرده‌ای سالته.»

210
00:15:01,150 --> 00:15:02,818
‫راه بیفت بریم، شاهزاده خانم. بجنب.

211
00:15:04,361 --> 00:15:05,362
‫سانی؟

212
00:15:06,071 --> 00:15:07,114
‫چی شده؟

213
00:15:07,114 --> 00:15:09,909
‫دسترسی به بخش پنج داده نشد.

214
00:15:10,200 --> 00:15:12,036
‫چه اتفاقی داره میفته؟

215
00:15:12,036 --> 00:15:14,872
‫دسترسی به بخش پنج داده نشد.

216
00:15:14,872 --> 00:15:17,541
‫سانی؟ حالت خوبه؟

217
00:15:18,918 --> 00:15:21,921
‫نمی‌تونم. متأسفم. شروع مجدد.

218
00:15:24,214 --> 00:15:25,215
‫باشه.

219
00:15:28,260 --> 00:15:30,429
‫ممنون از کمکت، مرسی.

220
00:15:32,806 --> 00:15:37,019
‫سریع تموم میشه. فقط یه سری
‫از وسایلش رو می‌خواستم ببرم، لطفاً.

221
00:15:37,019 --> 00:15:40,481
‫متأسفم. ولی برای ثبت نوبت
‫می‌تونید با خط اصلی تماس بگیرید.

222
00:16:04,964 --> 00:16:06,382
‫یوکی‌سان.

223
00:16:07,132 --> 00:16:08,217
‫سلام.

224
00:16:08,717 --> 00:16:11,470
‫منو یادته؟ چند شب پیش
‫توی مهمونی همدیگه رو دیدیم.

225
00:16:12,930 --> 00:16:15,474
‫نه، متأسفم.
‫من از حال رفتم.

226
00:16:15,474 --> 00:16:17,434
‫همسر ماسا ساکاموتو هستم.

227
00:16:19,228 --> 00:16:21,188
‫من واقعاً عذر می‌خوام که به‌جا نیاوردم.

228
00:16:21,188 --> 00:16:22,481
‫مشکلی نیست.

229
00:16:22,481 --> 00:16:27,027
‫ببین، بعد از اینکه باهم صحبت کردیم،
‫دیگه اشکم بند نمی‌اومد.

230
00:16:27,027 --> 00:16:29,863
‫می‌دونی، به‌خاطر تمام اون
‫حرف‌های زشتی که بهم زدی.

231
00:16:29,863 --> 00:16:34,451
‫و رفتم پایین تا یه آبی به صورتم بزنم،

232
00:16:35,035 --> 00:16:37,997
‫بعدش حلقۀ ازدواجم رو درآوردم و...

233
00:16:37,997 --> 00:16:40,749
‫حتماً همون‌جا جاش گذاشتم.

234
00:16:41,208 --> 00:16:43,460
‫تنها یادگاری من از ماسائه.

235
00:16:44,044 --> 00:16:47,464
‫خواستم ببینم میشه اجازه بدی
‫بیام داخل یه نگاهی بندازم؟

236
00:16:50,676 --> 00:16:52,678
‫ولی بخش پنجم تحت نظارته.

237
00:16:52,678 --> 00:16:54,388
‫ممکنه شغلم رو از دست بدم.

238
00:16:54,388 --> 00:16:55,472
‫متأسفم.

239
00:16:56,682 --> 00:16:59,268
‫می‌دونی، هنوز جسد ماسا رو پیدا نکردن،

240
00:16:59,309 --> 00:17:01,687
‫ممکنه هنوز هم زنده باشه.

241
00:17:02,438 --> 00:17:07,192
‫به‌نظرت وقتی بفهمه کارمندش به
‫همسرش کمکی نمی‌کرد خوشحال میشه؟

242
00:17:10,904 --> 00:17:12,531
‫خیلی‌خب.

243
00:17:13,699 --> 00:17:15,034
‫باشه، بیا.

244
00:17:16,744 --> 00:17:18,704
‫پس از ماسا می‌ترسی، هان؟

245
00:17:19,288 --> 00:17:21,540
‫نه. اون مهربون‌ترینه.

246
00:17:23,459 --> 00:17:25,169
‫نجاتم دادی!

247
00:17:37,431 --> 00:17:38,640
‫سوزی؟

248
00:18:17,221 --> 00:18:21,141
‫هشدار امنیتی.
‫ورود غیرمجاز به بخش پنجم.

249
00:18:44,748 --> 00:18:46,083
‫خدای من.

250
00:18:56,093 --> 00:18:57,427
‫تف، تف، تف، تف!

251
00:19:07,729 --> 00:19:08,981
‫گندش بزنن.

252
00:19:28,000 --> 00:19:31,503
‫چی؟ دوباره؟ همین الان اجرا کردیم!

253
00:19:31,503 --> 00:19:34,715
‫رئیس جدید شیفتۀ تناسب اندامه.
‫توی دوی ماراتُن شرکت می‌کنه.

254
00:19:35,299 --> 00:19:37,926
‫ببین کی برگشته! کجا بودی؟

255
00:19:37,968 --> 00:19:40,345
‫گفتن فوراً بیام. سرم شلوغه.

256
00:19:40,345 --> 00:19:42,222
‫مشغول چه کاری هستی؟

257
00:19:43,056 --> 00:19:44,308
‫اجازه ندارم چیزی بگم.

258
00:19:44,308 --> 00:19:47,769
‫کافیه. بخش پنجم رو بستن.

259
00:20:00,490 --> 00:20:01,950
‫سوزی، صدامو می‌شنوی؟

260
00:20:01,950 --> 00:20:03,827
‫- تو چطوری...
‫- اگه بهم گوش بدی...

261
00:20:03,827 --> 00:20:05,662
‫- بدون دردسر می‌تونیم از اینجا بریم.
‫- خیلی‌خب، ولی...

262
00:20:05,662 --> 00:20:07,789
‫ورزش صبحگاهی رو دارم دوباره
‫اجرا می‌کنم تا حواس‌شون پرت شه.

263
00:20:07,789 --> 00:20:10,167
‫ولی فقط چند دقیقه می‌تونم معطل کنم،
‫پس باید سریع دست‌به‌کار شی.

264
00:20:10,167 --> 00:20:11,376
‫از کدوم سمت؟

265
00:20:11,376 --> 00:20:12,586
‫به سمت خودم.

266
00:20:13,086 --> 00:20:15,339
‫- زیرلفظی می‌خوای؟ بدو!
‫- هرچی بادا باد.

267
00:20:22,429 --> 00:20:23,430
‫چیکار می‌کنی؟

268
00:20:23,430 --> 00:20:24,348
‫برو، برو، برو!

269
00:20:24,348 --> 00:20:26,225
‫حلقه‌مو پیدا کردم، مرسی.

270
00:20:27,351 --> 00:20:29,603
‫اون دری که اونجاست امنه.
‫سمت چپت.

271
00:20:30,479 --> 00:20:31,605
‫برو!

272
00:20:50,749 --> 00:20:54,461
‫پسر، این واقعاً حس عجیبِ خوبی بهم میده.

273
00:21:05,889 --> 00:21:07,266
‫بذار خودم جواب میدم.

274
00:21:07,808 --> 00:21:09,726
‫اگه نوریکو بود بگو خونه نیستم.

275
00:21:25,158 --> 00:21:28,787
‫سوزی، از فرودگاه اومده بودن.

276
00:21:29,329 --> 00:21:31,748
‫توی لاشۀ هواپیما
‫کفش‌های ماسا رو پیدا کردن.

277
00:21:37,004 --> 00:21:38,213
‫زِن چی؟

278
00:21:38,213 --> 00:21:40,048
‫هنوز خبری نشده، همچنان دنبالش‌ان.

279
00:21:42,801 --> 00:21:44,094
‫باید...

280
00:21:46,138 --> 00:21:47,389
‫خودم میرم باهاشون صحبت می‌کنم.

281
00:21:47,889 --> 00:21:49,141
‫رفتن.

282
00:21:49,850 --> 00:21:52,102
‫گفتن اگه خبر جدیدی شد تماس می‌گیرن.

283
00:21:56,315 --> 00:21:57,399
‫این‌ها واقعیه؟

284
00:21:57,399 --> 00:21:59,901
‫چه کمکی ازم برمیاد، سوزی؟
‫می‌تونم کمکت کنم؟

285
00:22:02,321 --> 00:22:03,322
‫سوزی؟

286
00:22:09,119 --> 00:22:14,458
‫- چطور پیش رفت؟
‫- رباتش باور کرد که از فرودگاه میام.

287
00:22:14,458 --> 00:22:16,543
‫ولی نتونستم کدش رو بخونم.

288
00:22:17,169 --> 00:22:18,170
‫که این‌طور.

289
00:22:30,557 --> 00:22:33,268
‫- با دی تماس بگیر.
‫- درحال تماس با دی.

290
00:22:33,643 --> 00:22:36,521
‫درحال تماس به دی. درحال...

291
00:22:36,521 --> 00:22:39,399
‫سلام. مامانم الان دستش بنده.

292
00:22:39,399 --> 00:22:40,859
‫پیام بذارین.

293
00:22:48,909 --> 00:22:50,160
‫سانی؟

294
00:22:55,332 --> 00:22:56,541
‫میشه پیشم بشینی؟

295
00:23:03,632 --> 00:23:04,633
‫نه.

296
00:23:37,582 --> 00:23:40,377
‫نگران نباش، ماسا.

297
00:23:40,877 --> 00:23:42,921
‫هیچکس بویی نمی‌بره.

298
00:23:43,422 --> 00:23:44,631
‫درسته.

299
00:23:45,590 --> 00:23:46,800
‫خوبه.

300
00:23:54,933 --> 00:23:56,977
‫باید توی تاریکی محفوظ بمونه.

301
00:24:02,732 --> 00:24:04,025
‫حالت خوبه؟

302
00:24:05,485 --> 00:24:07,821
‫فقط... فقط خواب می‌دیدم.
