﻿1
00:00:01,418 --> 00:00:03,086
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,128 --> 00:00:05,130
‫انگار دخترت می‌خواسته تو زندگیت باشه،

3
00:00:05,130 --> 00:00:07,465
‫ولی تو نتونستی بیخیال انتقام گرفتنت بشی.

4
00:00:11,302 --> 00:00:14,389
‫فکر کردم قراره بمیرم.

5
00:00:14,389 --> 00:00:16,850
‫- اوتیس گریشام.
‫- حتماً لوتر فرستادتش.

6
00:00:16,850 --> 00:00:17,851
‫لوتر!

7
00:00:17,851 --> 00:00:19,894
‫قراره کارت رو تموم کنیم.

8
00:00:21,813 --> 00:00:24,274
‫همیشه می‌دونستم سوپرمن یه نقابه.

9
00:00:24,315 --> 00:00:27,277
‫حالا می‌بینن که واقعاً کی هستی!

10
00:00:27,318 --> 00:00:29,154
‫لوتر همینجوری آدم می‌فرسته

11
00:00:29,154 --> 00:00:31,031
‫مگر اینکه دیگه راز نگهش نداریم.

12
00:00:31,031 --> 00:00:34,993
‫اسم من کلارک کنت‌ـه و من سوپرمن هستم.

13
00:00:34,993 --> 00:00:37,245
‫- داری اشتباه انجامش میدی.
‫- نظرت چیه؟

14
00:00:37,245 --> 00:00:41,666
‫اولین کاری که باید بکنیم
‫اینه که یه لباس خفن برات جور کنیم.

15
00:00:52,385 --> 00:00:54,763
‫هیئت مدیره هیجان‌زده است
‫که قبول کردی مصاحبه کنی.

16
00:00:54,763 --> 00:00:57,140
‫میگن واسه دیدگاه مردم خیلی فایده داره

17
00:00:57,140 --> 00:00:59,225
‫و برای افزایش قیمت سهام مفیده.

18
00:00:59,225 --> 00:01:01,853
‫بَش حتی ازم خواست
‫که قدردانیش رو به سمعت برسونم.

19
00:01:01,853 --> 00:01:03,605
‫این کار رو به خاطر بَش انجام نمیدم.

20
00:01:03,605 --> 00:01:05,273
‫خودش لازم نیست بدونه.

21
00:01:05,273 --> 00:01:06,816
‫میلتون حاضره؟

22
00:01:06,858 --> 00:01:08,443
‫قرار ملاقات تا کمتر از یک ساعت دیگه است.

23
00:01:08,443 --> 00:01:10,445
‫اون بهش وقت کافی میده که انجامش بده.

24
00:01:10,445 --> 00:01:13,031
‫کار تمومه، قربان.

25
00:01:15,950 --> 00:01:18,661
‫بدک نیست.

26
00:01:28,880 --> 00:01:31,216
‫دارم بهت اعتماد می‌کنم، آماندا.

27
00:01:31,216 --> 00:01:32,759
‫این قضیه باید جواب بده.

28
00:01:32,759 --> 00:01:34,886
‫جواب میده.

29
00:01:34,928 --> 00:01:37,889
‫بعد از امروز، کل دنیا میاد سمت تو.

30
00:01:41,935 --> 00:01:46,940
« سوپرمن و لوئیز »
« فصل چهارم، قسمت هشتم »

31
00:01:50,610 --> 00:01:52,320
‫اگه چیزی لازم داشتید، بهمون بگید.

32
00:01:59,536 --> 00:02:01,329
‫می‌خوام با ژنرال هاردکسل حرف بزنم.

33
00:02:01,329 --> 00:02:02,914
‫منظورم از نهایت عادی نگه داشتن ماجرا

34
00:02:02,914 --> 00:02:04,415
‫این نبود.

35
00:02:04,415 --> 00:02:08,586
‫فقط می‌خواست فضول‌ها رو دور نگه داره.

36
00:02:08,628 --> 00:02:10,463
‫خوبی؟

37
00:02:10,463 --> 00:02:12,966
‫دست‌هام همه‌اش عرق می‌کنه.

38
00:02:12,966 --> 00:02:15,385
‫همه‌چیز درست میشه.

39
00:02:15,385 --> 00:02:19,180
‫این «اضطرابِ معاینات پزشکی» واقعیه.

40
00:02:19,180 --> 00:02:20,849
‫فقط می‌خوام هر طور شده بدونم،

41
00:02:20,849 --> 00:02:23,852
‫هنوز سرطان دارم یا نه؟

42
00:02:23,852 --> 00:02:25,520
‫آره.

43
00:02:25,520 --> 00:02:26,855
‫روز به روز.

44
00:02:26,855 --> 00:02:28,481
‫اون‌طوری تا اینجا اومدم.

45
00:02:28,481 --> 00:02:30,859
‫و قراره باهمدیگه سپریش کنیم،

46
00:02:30,859 --> 00:02:34,654
‫مهم نیست نتایج چی باشه.

47
00:02:34,696 --> 00:02:37,115
‫دست‌هات یکم عرق کرده.

48
00:02:37,115 --> 00:02:39,200
‫هی بچه‌ها، اینجا رو گوش کنید.

49
00:02:39,200 --> 00:02:41,244
‫جِیمی کندی بهمون پیامک داده.

50
00:02:41,286 --> 00:02:44,330
‫بهمون گفته سوپر دوقلوها.

51
00:02:44,330 --> 00:02:45,832
‫چی‌شده؟

52
00:02:45,832 --> 00:02:47,834
‫امروز چکاپ مادرتونه.

53
00:02:47,834 --> 00:02:49,419
‫خدای من. کاملاً یادمون رفت.

54
00:02:49,419 --> 00:02:51,796
‫مامان، خیلی متأسفم.

55
00:02:51,838 --> 00:02:53,339
‫چیزی نیست.

56
00:02:53,339 --> 00:02:54,674
‫اخیراً این حوالی خیلی خبرها بوده.

57
00:02:54,716 --> 00:02:56,676
‫خب، می‌خوای ما باهات بیایم؟

58
00:02:56,718 --> 00:02:59,429
‫نه. برید با نَت و کندیس خوش بگذرونید.

59
00:02:59,429 --> 00:03:01,055
‫مطمئنی؟

60
00:03:01,055 --> 00:03:02,432
‫اوهوم.

61
00:03:02,432 --> 00:03:04,976
‫نتیجه رو بهتون میگیم.

62
00:03:05,018 --> 00:03:07,395
‫- دوستت دارم، مامان.
‫- دوستت دارم.

63
00:03:07,395 --> 00:03:08,980
‫دوستت دارم.

64
00:03:14,068 --> 00:03:17,614
‫آماده‌ای؟

65
00:03:22,994 --> 00:03:24,746
‫باشه. دیگه باید برم.

66
00:03:24,746 --> 00:03:26,831
‫- فیلم به زودی شروع میشه.
‫- صبرکن.

67
00:03:26,831 --> 00:03:29,250
‫باید قبل از رفتنت این نقشه‌ها رو مرور کنیم.

68
00:03:29,250 --> 00:03:32,712
‫خب، اگه مشکلی بود،
‫فردا راحت می‌تونیم حلش کنیم.

69
00:03:32,712 --> 00:03:36,090
‫عزیزم، ضرب‌العجل واسه امروزه، نه فردا.

70
00:03:36,090 --> 00:03:38,384
‫وزارت دفاع قوانین سخت‌گیرانه داره.

71
00:03:38,384 --> 00:03:40,011
‫اگه بخوایم بازم براشون سلاح بسازیم

72
00:03:40,011 --> 00:03:42,680
‫و فقط توی میدون نباشیم، باید جواب بده.

73
00:03:42,680 --> 00:03:45,391
‫باشه. سینما رو نمیرم.

74
00:03:50,521 --> 00:03:52,357
‫مطمئنی می‌خوای به این کار ادامه بدی؟

75
00:03:52,398 --> 00:03:54,525
‫البته.

76
00:03:57,445 --> 00:04:00,406
‫آخه، خیلی کار می‌کنیم.

77
00:04:00,448 --> 00:04:02,075
‫اونش قرار نیست تغییر کنه.

78
00:04:02,075 --> 00:04:06,329
‫عزیزم، اینجور کاری،
‫رهبری تیمی مثل جوخه‌ی کِی،

79
00:04:06,329 --> 00:04:08,790
‫همیشه یه کاری واسه انجام دادن داره.

80
00:04:08,790 --> 00:04:12,085
‫و انجامش میدم.

81
00:04:12,126 --> 00:04:14,963
‫چون می‌خوای،

82
00:04:14,963 --> 00:04:16,631
‫یا چون به پدربزرگت گفتی انجام میدی

83
00:04:16,631 --> 00:04:20,760
‫درست قبل از مرگش؟

84
00:04:20,760 --> 00:04:23,096
‫کلارک برگشته.

85
00:04:23,096 --> 00:04:24,681
‫پسرها قدرت دارن.

86
00:04:24,681 --> 00:04:27,684
‫یعنی، اگه دچار تردید شدی،

87
00:04:27,684 --> 00:04:31,271
‫الان وقتشه که بهم بگی.

88
00:04:31,271 --> 00:04:35,942
‫باید به جان پیامک بدم که نمیرم.

89
00:04:35,942 --> 00:04:37,944
‫می‌دونی چیه؟

90
00:04:37,944 --> 00:04:40,071
‫من دارمش.

91
00:04:40,071 --> 00:04:42,782
‫برو. یکم تفریح کن.

92
00:04:42,782 --> 00:04:44,325
‫ممنون، بابا.

93
00:04:46,035 --> 00:04:48,329
‫جان، یه تصادف رانندگی

94
00:04:48,329 --> 00:04:50,707
‫تو جاده‌ی بین شهریِ کیو گزارش شده.

95
00:04:50,748 --> 00:04:52,500
‫مگه امروز چکاپِ لوئیز نیست؟

96
00:04:52,500 --> 00:04:55,086
‫به کلارک گفتم هواشون رو دارم.

97
00:04:55,128 --> 00:04:57,463
‫زودباش، بریم.

98
00:05:05,305 --> 00:05:06,514
‫پیداشون کردم.

99
00:05:06,514 --> 00:05:07,974
‫یکی به دادم برسه!

100
00:05:08,016 --> 00:05:09,851
‫تو آتیش رو خاموش کن. من میرم کمکِ راننده.

101
00:05:09,851 --> 00:05:11,352
‫فهمیدم.

102
00:05:11,352 --> 00:05:13,146
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

103
00:05:13,146 --> 00:05:14,981
‫نمی‌تونم بیام بیرون.

104
00:05:14,981 --> 00:05:17,191
‫کمربندم گیر کرده.

105
00:05:17,191 --> 00:05:18,985
‫فقط تکون نخور. دارمت.

106
00:05:20,945 --> 00:05:22,530
‫ممنون.

107
00:05:22,530 --> 00:05:24,115
‫خیلی ممنونم.

108
00:05:28,036 --> 00:05:29,495
‫همه‌شون رو می‌خری؟

109
00:05:29,495 --> 00:05:30,872
‫انگار خیلیه.

110
00:05:30,872 --> 00:05:32,665
‫کندیس جواب پیامکم رو نداد،

111
00:05:32,665 --> 00:05:35,043
‫پس نمی‌دونستم چی می‌خواد.

112
00:05:35,043 --> 00:05:37,754
‫فکر نکنید همینجوری می‌تونید وانت‌تون رو توی پارکینگ ما پارک کنید

113
00:05:37,754 --> 00:05:40,465
‫و برید سینما
‫چون الان دیگه مثلاً سلبریتی هستید.

114
00:05:40,506 --> 00:05:42,467
‫هنوز به خاطر استعفا دادنم ازم شاکی هستی؟

115
00:05:42,508 --> 00:05:45,803
‫آره، پس وانتت رو جابجا کن.

116
00:05:45,803 --> 00:05:48,890
‫باشه. میشه ۲۷ دلار و ۱۶ سنت.

117
00:05:50,058 --> 00:05:52,852
‫شنیدی؟

118
00:05:55,146 --> 00:05:57,273
‫قراره پولش رو بدین یا...

119
00:06:04,822 --> 00:06:08,743
‫یه جورایی عجیب و غریبه.

120
00:06:08,743 --> 00:06:11,913
‫واسه چی اومدن؟

121
00:06:11,913 --> 00:06:13,331
‫خدای من!

122
00:06:13,331 --> 00:06:14,540
‫اون‌جا هستن!

123
00:06:14,540 --> 00:06:17,085
‫واسه ما اومدن.

124
00:06:19,545 --> 00:06:21,589
‫جوردن خیلی جذابه.

125
00:06:21,589 --> 00:06:23,383
‫بریم پیش نَت.

126
00:06:23,383 --> 00:06:26,386
‫- عاشق‌تونم.
‫- رفیق، زودباش. -

127
00:06:28,012 --> 00:06:30,723
‫به نظر نمیاد عادی باشه.
‫آخه چرا اینقدر لفتش میدن؟

128
00:06:30,723 --> 00:06:32,517
‫نیم ساعت پیش سونوگرافیم بود.

129
00:06:32,558 --> 00:06:34,227
‫مطمئنم فقط دارن کارشون رو دقیق انجام میدن.

130
00:06:34,268 --> 00:06:35,436
‫آره، ولی واسه همین
‫برای صبح وقت گرفتم،

131
00:06:35,478 --> 00:06:37,980
‫که انتظار لامصبش رو کم کنم.

132
00:06:37,980 --> 00:06:40,400
‫- بابت تأخیر خیلی متأسفم، لوئیز.
‫- عیب نداره.

133
00:06:40,400 --> 00:06:42,235
‫یا داره؟

134
00:06:42,276 --> 00:06:44,612
‫این کارت دفتر دکتر گوره.

135
00:06:44,612 --> 00:06:46,030
‫دوست خوبمه.

136
00:06:46,030 --> 00:06:47,031
‫می‌خوام فردا اول وقت بهش زنگ بزنی

137
00:06:47,031 --> 00:06:49,283
‫که برای جراحیت وقت بگیری.

138
00:06:49,283 --> 00:06:51,536
‫جراحی؟

139
00:06:51,536 --> 00:06:53,246
‫پوستت داره به خوبی درمان میشه.

140
00:06:53,246 --> 00:06:56,374
‫نه توده‌ای هست، نه ورم لنفاوی توی دست‌ها.

141
00:06:56,416 --> 00:06:57,959
‫معالجه‌ات تمومه، لوئیز.

142
00:07:00,086 --> 00:07:02,505
‫تمومه.

143
00:07:02,505 --> 00:07:04,006
‫موفق شدی عزیزم.

144
00:07:07,760 --> 00:07:09,971
‫فکر کنم امشب باید جشن بگیریم.

145
00:07:09,971 --> 00:07:11,305
‫همه رو دعوت می‌کنم.

146
00:07:11,305 --> 00:07:12,557
‫مثل دبیرستانی‌هایی جشن می‌گیریم

147
00:07:12,598 --> 00:07:14,142
‫که والدین‌شون رفتن خارجِ شهر.

148
00:07:14,142 --> 00:07:15,435
‫باشه، ما بچه‌های دبیرستانی داریم.

149
00:07:15,435 --> 00:07:16,811
‫آره.

150
00:07:16,811 --> 00:07:18,229
‫و امشب، والدین‌شون از شهر خارج شدن.

151
00:07:18,229 --> 00:07:19,814
‫و طرف لوئیز لین بود.

152
00:07:19,856 --> 00:07:21,649
‫واسه همین الان داری میگی.

153
00:07:21,649 --> 00:07:23,276
‫حس کردم بعد از چندین ماه
‫تلاش برای آشتی کردن،

154
00:07:23,276 --> 00:07:26,404
‫بالأخره وقتش رسیده که رسمیش کنم،

155
00:07:26,404 --> 00:07:28,614
‫حقیقت رو درباره‌ی مشهورترین خبرنگار دنیا

156
00:07:28,656 --> 00:07:31,826
‫به دنیا بگم.

157
00:07:39,083 --> 00:07:40,460
‫برای بینندگان یادآوری کن.

158
00:07:40,460 --> 00:07:41,961
‫چند سال زندان بودی؟

159
00:07:41,961 --> 00:07:43,463
‫هفده.

160
00:07:43,463 --> 00:07:45,840
‫هفده سال برای جرمی که مرتکب نشدی.

161
00:07:45,840 --> 00:07:50,011
‫حتماً کلافه‌کننده بوده
‫وقتی می‌دونستی که بی‌گناهی.

162
00:07:50,011 --> 00:07:53,639
‫همیشه می‌دونستم حقیقت در نهایت برملا میشه،

163
00:07:53,639 --> 00:07:56,851
‫ولی دروغه اگه بگم ایمانم دچار تزلزل نشد.

164
00:07:56,851 --> 00:07:58,394
‫البته. البته

165
00:07:58,436 --> 00:08:00,313
‫پس حتماً خیلی غافل‌گیر شدی

166
00:08:00,313 --> 00:08:03,524
‫وقتی لوئیز لین، خبرنگاری که در اقدامی مشهور

167
00:08:03,524 --> 00:08:06,194
‫لکس لوتر رو به قتل باس ماکسی وصل کرد،

168
00:08:06,194 --> 00:08:07,945
‫آخرش مقاله‌ی تبرئه‌ات رو منتشر کرد.

169
00:08:07,945 --> 00:08:09,030
‫نه خیلی.

170
00:08:09,030 --> 00:08:10,531
‫نه خیلی؟

171
00:08:10,531 --> 00:08:12,492
‫خانم لین همیشه می‌دونست من بی‌گناهم.

172
00:08:12,492 --> 00:08:14,744
‫دوستش پیا مَنهایم بود،

173
00:08:14,785 --> 00:08:16,496
‫که در اصل، مرتکب اون جرایم شد.

174
00:08:16,496 --> 00:08:18,164
‫ولی از پا در آوردن یک میلیارد

175
00:08:18,206 --> 00:08:19,874
‫همیشه گزارش بهتری میشه.

176
00:08:19,874 --> 00:08:22,460
‫البته، یه داستان خیلی بهتره.

177
00:08:22,460 --> 00:08:27,215
‫با این‌حال، خانم لین میگه
‫به تازگی با خانم مَنهایم آشنا شده

178
00:08:27,215 --> 00:08:29,050
‫وقتی دوتاشون داشتن در هابز بِی

179
00:08:29,050 --> 00:08:33,221
‫معالجه‌ی شیمی‌درمانی می‌شدن.

180
00:08:33,221 --> 00:08:35,014
‫عذر و بهانه‌ی راحتیه.

181
00:08:35,014 --> 00:08:36,349
‫چطور مگه؟

182
00:08:36,349 --> 00:08:39,393
‫ببینید، بعد از اینکه خانم مَنهایم

183
00:08:39,393 --> 00:08:41,229
‫نزدیک بود نصف متروپلیس رو با خاک یکسان کنه،
‫دیگه نمی‌شد توانایی‌های واقعیش رو

184
00:08:41,229 --> 00:08:43,064
‫مخفی کنه.

185
00:08:43,064 --> 00:08:44,232
‫هوم.

186
00:08:44,232 --> 00:08:45,525
‫لوئیز می‌دونست مردم

187
00:08:45,525 --> 00:08:47,193
‫از قتلِ ماکسی سر در میارن

188
00:08:47,193 --> 00:08:48,694
‫پس یه کاری کرد تا از داستان پیشی بگیره.

189
00:08:48,736 --> 00:08:50,863
‫این حقیقت که دروغ گفته رو مخفی نمی‌کنه.

190
00:08:50,863 --> 00:08:52,281
‫دروغ گفت؟

191
00:08:52,281 --> 00:08:56,494
‫اصلاً تماس گرفت که عذرخواهی کنه؟

192
00:08:56,536 --> 00:09:01,290
‫من رفتم پیشش، به این امید
‫،که عذرخواهیش رو بشنوم

193
00:09:01,290 --> 00:09:02,875
‫حتی تو فکر بودم که شرکت لوتر رو

194
00:09:02,875 --> 00:09:05,044
‫به اسمال‌ویل منتقل کنم
‫که برای منطقه‌اش ایجاد شغل کنم.

195
00:09:05,086 --> 00:09:09,590
‫به جاش، لوئیز اتهام جرایم دیگه‌ای رو بهم وارد کرد

196
00:09:09,590 --> 00:09:12,635
‫بدون هیچ مدرکی، تهدید می‌کرد

197
00:09:12,635 --> 00:09:16,055
‫که دوباره زندانیم می‌کنه.

198
00:09:16,055 --> 00:09:18,724
‫بعدش شهر رو برعلیه من کرد.

199
00:09:18,766 --> 00:09:20,685
‫خب، انگار بدترین عذرخواهی‌ایه

200
00:09:20,685 --> 00:09:22,395
‫که من به عمرم شنیدم.

201
00:09:22,395 --> 00:09:24,564
‫منم همینطور.

202
00:09:24,564 --> 00:09:27,191
‫تازه من هفده سال زندان بودم.

203
00:09:27,191 --> 00:09:28,651
‫هفده سال.

204
00:09:28,651 --> 00:09:33,114
‫لکس لوتر، بهم بگو، چی باعث شده بیای اینجا؟

205
00:09:33,114 --> 00:09:38,619
‫امیدواری از لوئیز لین چی گیرت بیاد؟

206
00:09:38,619 --> 00:09:39,954
‫حقیقت.

207
00:09:39,954 --> 00:09:41,789
‫حقیقت انگار خیلی بعیده،

208
00:09:41,789 --> 00:09:43,499
‫با توجه به اینکه این همه سال

209
00:09:43,499 --> 00:09:46,460
‫تبلیغات منفی علیهت راه انداخته.

210
00:09:46,460 --> 00:09:49,964
‫لوئیز لین ادعا داره
‫که قهرمان عدالته.

211
00:09:50,006 --> 00:09:51,132
‫هوم.

212
00:09:51,132 --> 00:09:52,800
‫اگه واقعاً باورش داره،

213
00:09:52,800 --> 00:09:54,802
‫پس به چالش می‌کشمش
‫که بیاد اینجا و باهام مناظره کنه،

214
00:09:54,802 --> 00:09:56,470
‫رو در رو.

215
00:09:56,470 --> 00:09:58,764
‫رو در رو خیلی تماشایی میشه.

216
00:09:58,806 --> 00:10:00,474
‫کِی و کجا رخ میده؟

217
00:10:00,474 --> 00:10:03,936
‫امشب.

218
00:10:03,978 --> 00:10:08,149
‫شما یه برنامه‌ی ساعت هفت دارید، درسته؟

219
00:10:08,149 --> 00:10:09,275
‫بله.

220
00:10:09,275 --> 00:10:10,610
‫بله، داریم.

221
00:10:10,610 --> 00:10:11,944
‫خب، این...

222
00:10:11,944 --> 00:10:15,239
‫عجب پیشرفتی داشتیم.

223
00:10:15,239 --> 00:10:19,994
‫لوئیز لین، اگه داری تماشا می‌کنی...
‫و بیا قبول کنیم، کیه که تماشا نکنه؟

224
00:10:19,994 --> 00:10:21,912
‫آقای لکس لوتر و گروه «گادفری!»

225
00:10:21,912 --> 00:10:24,999
‫رأسِ هفتِ شب قراره اینجا باشند

226
00:10:24,999 --> 00:10:29,962
‫سؤالی که بقیه‌ی آمریکا
‫می‌خواد جوابش رو بدونه اینه،

227
00:10:29,962 --> 00:10:31,255
‫آیا شما میاید؟

228
00:10:35,426 --> 00:10:37,803
‫درست بعد از این آگهی
‫بازم با «گادفری!» همراه باشید.

229
00:10:40,389 --> 00:10:43,351
‫باید می‌دونستم برنامه‌ی یه همچین نقشه‌ای رو کشیده.

230
00:10:43,351 --> 00:10:46,020
‫این کارها شبیه لوتر نیست.
‫اون از حضور توی تلویزیون متنفره.

231
00:10:46,020 --> 00:10:47,605
‫خب، به نظر من که خیلی راحت بود.

232
00:10:47,605 --> 00:10:49,065
‫فقط می‌خواد اعصابت رو خرد کنه.

233
00:10:49,065 --> 00:10:50,733
‫آره خب، موفق شد.

234
00:10:50,733 --> 00:10:53,361
‫ولی اگه فکر کرده قرار نیست جلوی دوربین
‫باهاش رو در رو کنم...

235
00:10:53,361 --> 00:10:54,695
‫- لوئیز.
‫- چیه؟

236
00:10:54,695 --> 00:10:55,905
‫حقیقت سمت منه، کلارک،

237
00:10:55,905 --> 00:10:57,740
‫تازه یه شاهد اصلی که بماند.

238
00:10:57,740 --> 00:10:59,200
‫اوتیس گریشام تنها شاهدیه

239
00:10:59,200 --> 00:11:00,993
‫که از لوتر اطلاعات واقعی داره،

240
00:11:00,993 --> 00:11:03,496
‫و وزارت دفاع هنوز با وکلاش معامله‌ای نکرده.

241
00:11:03,496 --> 00:11:05,665
‫ولی وقتی معامله کنن، اوتیس شهادت میده

242
00:11:05,665 --> 00:11:07,625
‫که لوتر بهش دستور داده
‫تا لانا رو به قتل برسونه،

243
00:11:07,625 --> 00:11:09,210
‫بعلاوه‌ی کارهای دیگه.

244
00:11:09,210 --> 00:11:11,212
‫واسه همین لوتر می‌خواد تو رو بکشونه بیرون.

245
00:11:11,212 --> 00:11:13,339
‫اگه عموماً بی‌اعتبارت کنه،
‫می‌تونه پیش‌تر از شهادتِ اوتیس

246
00:11:13,339 --> 00:11:15,049
‫شک تو دل مردم بکاره.

247
00:11:15,049 --> 00:11:16,759
‫بحث اعتبارم وسطه، کلارک.

248
00:11:16,759 --> 00:11:18,969
‫الان جلوی بینندگان عمومی من رو دروغگو خطاب کرد.

249
00:11:18,969 --> 00:11:20,346
‫چون چاره‌ای براش نمونده.

250
00:11:20,388 --> 00:11:22,014
‫می‌خواد تو رو به اشتباه بندازه،

251
00:11:22,056 --> 00:11:23,974
‫وقتی می‌دونه که بعد از شهادتِ اوتیس،

252
00:11:23,974 --> 00:11:26,519
‫دیگه حرکتی براش نمونده.

253
00:11:26,519 --> 00:11:28,229
‫خب، نمیشه همینجوری اینجا بشینم
‫و کاری نکنم.

254
00:11:28,229 --> 00:11:30,356
‫باشه، باشه. پس بیا بریم دفتر.

255
00:11:30,398 --> 00:11:33,401
‫می‌تونی یه تکذیب بنویسی،
‫که بعدش من صحیح‌خوانیش می‌کنم.

256
00:11:33,401 --> 00:11:35,319
‫واسه خطای املایی یعنی؟

257
00:11:35,319 --> 00:11:39,949
‫بیشتر منظورم فحش دادن بود.

258
00:11:39,949 --> 00:11:42,201
‫باشه. کلیدهام رو میارم.

259
00:11:42,201 --> 00:11:45,204
‫هی، حالا که همه می‌دونن
‫می‌تونم پرواز کنم...

260
00:11:45,246 --> 00:11:46,580
‫اوه.

261
00:11:48,082 --> 00:11:49,417
‫شناخت الگوی ناآشنا.

262
00:11:49,458 --> 00:11:50,835
‫یه سؤال ساده است.

263
00:11:50,876 --> 00:11:52,211
‫عذر می‌خوام.

264
00:11:52,211 --> 00:11:53,754
‫وقت نمایش‌های باقی‌مانده برای فیلم

265
00:11:53,754 --> 00:11:55,589
‫«عزیزم، من کابینِ سلاخی رو کوچک کردم»

266
00:11:55,589 --> 00:12:01,929
‫به این صورت می‌باشد:
‫۱۲:۱۵، ۳:۱۰، ۶:۵۰،  ، ب۱۳

267
00:12:01,929 --> 00:12:04,265
شاید بهتره ۹:۳۰ رو بریم
تا جمعیت پراکنده بشن؟

268
00:12:04,265 --> 00:12:07,643
‫آره، ولی اون فیلم تا قبل از ۱۱ پخش نمیشه.

269
00:12:07,643 --> 00:12:09,687
‫و فکر نکنم کندیس بتونه تا اون وقت شب بمونه.

270
00:12:09,729 --> 00:12:11,230
‫خب، اصلاً کجاست؟

271
00:12:11,230 --> 00:12:12,773
‫فکر کردم بهش گفتی که بیاد این‌جا پیش‌مون.

272
00:12:12,773 --> 00:12:14,316
‫احتمالاً داره خبرنگارها رو رد می‌کنه که برن.

273
00:12:14,358 --> 00:12:15,901
‫آره، یا یکی از اون دخترهای طرفدار جیغ‌جیغو

274
00:12:15,901 --> 00:12:17,737
‫که اون بیرون دیدم.

275
00:12:17,778 --> 00:12:19,280
‫شنیدی که جیمی کندی با جان دوست شده؟

276
00:12:19,280 --> 00:12:20,573
‫چی؟

277
00:12:20,573 --> 00:12:21,782
‫نه.

278
00:12:21,782 --> 00:12:22,825
‫باشه.

279
00:12:22,825 --> 00:12:24,493
‫اونقدرها مسئله خاصی نیست.

280
00:12:24,493 --> 00:12:26,537
‫در مورد فیدهای رسانه‌ی اجتماعیش خیلی حساسه.

281
00:12:27,246 --> 00:12:30,791
‫نه، اون‌ها برام مهم نیستن.

282
00:12:30,791 --> 00:12:33,919
‫کندیس الان باهام قطع رابطه کرد.

283
00:12:41,886 --> 00:12:43,262
‫خبری نیست؟

284
00:12:43,262 --> 00:12:44,930
‫لوئیز احتمالاً هنوز باور داره

285
00:12:44,930 --> 00:12:46,474
‫که می‌تونه امشب نیاد.

286
00:12:46,474 --> 00:12:49,435
‫بهتره این کار جواب بده.

287
00:12:53,272 --> 00:12:54,482
‫خوشتیپ شدی.

288
00:12:54,482 --> 00:12:56,442
‫و حسِ یک شیّاد رو دارم.

289
00:12:56,442 --> 00:12:58,861
‫فقط چون یه چیزی جدیده

290
00:12:58,861 --> 00:13:03,491
‫به این معنی نیست که درست نیست.

291
00:13:03,491 --> 00:13:05,201
‫بفرما.

292
00:13:05,201 --> 00:13:08,996
‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟

293
00:13:09,038 --> 00:13:10,456
‫چون کارمه.

294
00:13:10,498 --> 00:13:14,335
‫از سؤالم طفره نرو.

295
00:13:14,335 --> 00:13:18,047
‫دوتامون یه چیز رو می‌خوایم.

296
00:13:18,088 --> 00:13:21,175
‫این‌طوری بهش می‌رسیم.

297
00:13:21,175 --> 00:13:25,971
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌دونی من چی می‌خوام؟

298
00:13:25,971 --> 00:13:29,475
‫هر بار که باهمیم،
‫می‌تونم تو چشم‌هات ببینمش،

299
00:13:29,475 --> 00:13:33,354
‫از طرز نگاهت به من.

300
00:13:33,354 --> 00:13:36,106
‫بهم بگو اشتباه میگم.

301
00:13:40,528 --> 00:13:44,323
‫فقط تو نیستی که می‌دونی
‫این چطوری تموم میشه.

302
00:13:44,323 --> 00:13:48,994
‫اگه بخواد جواب بده لوئیز باید بیاد.

303
00:13:49,036 --> 00:13:52,665
‫میادش.

304
00:13:56,168 --> 00:14:00,381
‫حتماً گریم کن قبل از اینکه برگردی جلوی آنتن.

305
00:14:00,381 --> 00:14:03,259
‫باید با میلتون صحبت کنم.

306
00:14:19,942 --> 00:14:22,695
‫انگار داریم توی یه تنگ ماهی کار می‌کنیم.

307
00:14:22,736 --> 00:14:24,905
‫کلی فحش این‌جا هست،

308
00:14:24,905 --> 00:14:26,156
‫- حتی برای تو.
‫- چیه؟

309
00:14:26,198 --> 00:14:27,491
‫یه پیش‌نویس اولیه است.

310
00:14:27,491 --> 00:14:30,744
‫باید یه جوری خودم رو خالی می‌کردم.

311
00:14:32,079 --> 00:14:33,706
‫اوتیس یه مشکلی داره.

312
00:14:33,706 --> 00:14:34,999
‫لطفاً بگو که نمی‌خواد

313
00:14:34,999 --> 00:14:36,834
‫از شهادت دادن عقب بکشه.

314
00:14:36,876 --> 00:14:39,545
‫افسرها نیم ساعت پیش
‫جنازه‌اش رو آویزون توی سلولش پیدا کردن.

315
00:14:39,545 --> 00:14:42,089
‫زندان‌بان ادعا می‌کرد خودکشی کرده.

316
00:14:42,089 --> 00:14:44,466
‫- چی؟
‫- حتماً کارِ لوتر بوده.

317
00:14:44,508 --> 00:14:46,302
‫آره، شکی نیست.

318
00:14:46,302 --> 00:14:48,429
‫ولی هر طوری که انجامش داده،
‫لوتر تونسته ردش رو مخفی کنه.

319
00:14:48,429 --> 00:14:50,389
‫کسی از اوتیس شهادت گرفته؟

320
00:14:50,389 --> 00:14:52,725
‫دادستان قرار نبوده تا فردا باهاش جلسه بذاره.

321
00:14:52,766 --> 00:14:55,060
‫لوئیز، متأسفم.

322
00:14:55,060 --> 00:14:56,979
‫حتماً...

323
00:15:20,794 --> 00:15:22,922
‫مصاحبه رو انجام میدم، کلارک.

324
00:15:22,922 --> 00:15:26,634
‫باشه، مشخص بود که اون آجر
‫توسط یکی از آدم‌های لوتر پرت شد.

325
00:15:26,634 --> 00:15:28,594
‫آره و باز هم آدم می‌فرسته

326
00:15:28,636 --> 00:15:31,305
‫که بیشتر آجر پرت کنن، یا بمب یا هر چیز دیگه‌ای.

327
00:15:31,305 --> 00:15:33,265
‫واقعاً فکر می‌کنم هنوزم راهش یه تکذیب نوشتنه.

328
00:15:33,265 --> 00:15:34,725
‫- می‌خوام انجامش بدم.
‫- لوئیز.

329
00:15:34,725 --> 00:15:36,185
‫تصمیمم رو گرفتم.

330
00:15:36,185 --> 00:15:39,229
‫باشه، ولی تو پنت‌هاوسِ لوتره

331
00:15:39,229 --> 00:15:41,065
‫با مصاحبه‌کننده‌ای که خودش انتخاب کرده.

332
00:15:41,065 --> 00:15:42,775
‫مفهوم برتری زمین خانه یعنی این.

333
00:15:42,816 --> 00:15:44,485
‫که چی؟

334
00:15:44,485 --> 00:15:46,153
‫حتی با ذهنی که تحت تأثیر تشعشعات بوده،

335
00:15:46,153 --> 00:15:47,947
‫می‌تونم لوتر رو توی مناظره نابود کنم.

336
00:15:47,988 --> 00:15:49,323
‫درسته، درسته.

337
00:15:49,323 --> 00:15:50,991
‫ولی هر بار لوتر ساکت شده،

338
00:15:50,991 --> 00:15:52,993
‫یه اتفاقی میوفته که انتظارش رو نداشتیم.

339
00:15:52,993 --> 00:15:54,995
‫اگه این فقط یه مناظره نباشه چی؟

340
00:15:54,995 --> 00:15:57,456
‫خب پس، خوب شد که سوپرمن
‫باهام میاد اونجا.

341
00:15:58,999 --> 00:16:00,334
‫کسی ندیده کی آجر پرت کرده،

342
00:16:00,334 --> 00:16:02,169
‫ولی دیگه باید امن باشه.

343
00:16:02,169 --> 00:16:04,505
‫عالیه. میرم آماده بشم.

344
00:16:13,305 --> 00:16:14,974
‫اوضاع خوبه؟

345
00:16:14,974 --> 00:16:16,266
‫به نظرم ایده‌ی خیلی بدیه.

346
00:16:16,308 --> 00:16:18,352
‫منظورم لوئیز نیست.

347
00:16:18,352 --> 00:16:20,145
‫تا بعد از پرت شدن آجر از پنجره

348
00:16:20,145 --> 00:16:22,439
‫بهش واکنش نشون ندادی.

349
00:16:22,439 --> 00:16:23,816
‫چون داشتم نوشته‌ی لوئیز رو می‌خوندم.

350
00:16:23,816 --> 00:16:25,985
‫تا بعد از خوردنش به شیشه ندیدمش.

351
00:16:26,026 --> 00:16:29,655
‫تا اون موقع هم نشنیدیش.

352
00:16:29,655 --> 00:16:34,034
‫از وقتی برگشتم شنواییم مثل قبل نبوده.

353
00:16:34,034 --> 00:16:35,619
‫چطوره یه سر بیای گاراژ من

354
00:16:35,619 --> 00:16:37,204
‫و بذاری چندتا آزمایش انجام بدم؟

355
00:16:37,204 --> 00:16:39,206
‫شاید بتونم تو شنواییت کنم.

356
00:16:41,166 --> 00:16:44,128
‫ما با پرواز اومدیم اینجا.

357
00:16:45,921 --> 00:16:47,589
‫گوردن نمی‌تونه همینجوری منتظر بمونه.

358
00:16:47,589 --> 00:16:48,841
‫بدون لوئیز لین، متأسفانه باید

359
00:16:48,841 --> 00:16:49,883
‫یه کار دیگه انجام بدیم.

360
00:16:49,883 --> 00:16:51,635
‫میادش.

361
00:16:51,635 --> 00:16:52,886
‫ببین، من باید یه برنامه رو تهیه کنم.

362
00:16:52,928 --> 00:16:55,222
‫منم بهت گفتم که میادش.

363
00:16:55,222 --> 00:16:57,182
‫اگه می‌خوای من با گوردن حرف بزنم، می‌زنم،

364
00:16:57,182 --> 00:16:58,976
‫ولی اینجوری به نظر میاد تویی که ترسیدی.

365
00:17:00,144 --> 00:17:02,021
‫- خودشه؟
‫- باید جوابش رو بدم.

366
00:17:06,483 --> 00:17:09,069
‫میلتون، کجا بودی؟
‫همه‌چیز طبق نقشه پیش رفت؟

367
00:17:09,069 --> 00:17:10,863
‫«اوه، کمکم کنید، خواهش می‌کنم!

368
00:17:10,863 --> 00:17:12,573
‫بدجوری ترسیدم.»

369
00:17:12,573 --> 00:17:14,199
‫آره، اون احمق کاملاً باورش کرد.

370
00:17:14,199 --> 00:17:17,119
‫چقدر مونده تا بتونی همه‌چیز رو تو اینترنت پخش کنی؟

371
00:17:17,119 --> 00:17:20,289
‫- به زودی.
‫- به زودی یه زمان نیست، میلتون.

372
00:17:20,289 --> 00:17:22,082
‫همه‌چیز باید تا موقع پخش زنده حاضر باشه.

373
00:17:22,082 --> 00:17:24,334
‫پس شاید بهتره بذاری مشغول به کار بشم

374
00:17:24,334 --> 00:17:26,295
‫به جای این‌که تظاهر کنی انگار رئیس تویی.

375
00:17:26,295 --> 00:17:27,921
‫رئیس منم.

376
00:17:27,921 --> 00:17:29,715
‫آره، هِی به خودت بگو.

377
00:17:33,761 --> 00:17:37,556
‫کندیس، نمیشه این‌کار رو بکنی.

378
00:17:37,598 --> 00:17:39,975
‫گوش کن.

379
00:17:46,774 --> 00:17:49,526
‫خوبی؟

380
00:17:49,568 --> 00:17:52,613
‫تمومه.

381
00:17:52,613 --> 00:17:54,406
‫چی؟

382
00:17:54,448 --> 00:17:56,575
‫نه. بیخیال مرد.

383
00:17:59,661 --> 00:18:02,456
‫گمونم بعد از مصاحبه‌ی بابا،

384
00:18:02,498 --> 00:18:05,834
‫مردم تو اینترنت به کندیس گیر دادن،

385
00:18:05,834 --> 00:18:10,339
‫پاییدنش چون دوستمه.

386
00:18:10,339 --> 00:18:13,592
‫و بعضی از کامنت‌ها خیلی شدید بوده.

387
00:18:13,592 --> 00:18:16,136
‫متأسفم رفیق. خیلی سخته.

388
00:18:16,178 --> 00:18:18,472
‫فقط گفتم بعد از تمام چیزهایی که گذروندیم،

389
00:18:18,472 --> 00:18:20,974
‫از این قضیه عبور می‌کنیم.

390
00:18:21,016 --> 00:18:23,602
‫یعنی، تقصیر مواد فروختنش رو گردن گرفتم.

391
00:18:23,602 --> 00:18:25,771
‫آخه خودت یه جورایی از اون مواد مصرف کردی.

392
00:18:25,771 --> 00:18:28,565
‫حرفت مفید نیست.

393
00:18:28,565 --> 00:18:32,152
‫ببین، عاشقشی؟

394
00:18:32,152 --> 00:18:33,445
‫آره.

395
00:18:33,445 --> 00:18:35,572
‫پس برو یه کاری درباره‌اش بکن.

396
00:18:35,572 --> 00:18:36,949
‫الان امتحانش کردم.

397
00:18:36,949 --> 00:18:39,243
‫نه، تلفنی نه احمق. برو دیدنش.

398
00:18:39,243 --> 00:18:41,662
‫- الان؟
‫- آره، همین الان.

399
00:18:41,662 --> 00:18:46,250
‫اگه اون کسیه که عاشقشی،
‫باید براش بجنگی.

400
00:18:46,250 --> 00:18:48,669
‫و باید تا خیلی دیر نشده انجامش بدی.

401
00:18:51,463 --> 00:18:52,923
‫هی، به من نگاه نکن.

402
00:18:52,923 --> 00:18:55,342
‫من کاستانزایِ روابطم.

403
00:18:55,342 --> 00:18:57,344
‫هر حرفی بزنم، باید برعکسش رو انجام بدی.

404
00:18:57,344 --> 00:18:58,846
‫آره، خیلی افتضاحه.

405
00:18:58,846 --> 00:19:01,014
‫بدترین.

406
00:19:01,056 --> 00:19:02,474
‫باشه.

407
00:19:02,474 --> 00:19:03,934
‫قراره بشینیم و من رو مسخره کنیم،

408
00:19:03,976 --> 00:19:07,229
‫یا بریم دوستت رو برگردونیم؟

409
00:20:20,093 --> 00:20:21,970
‫لکس؟ لکس؟

410
00:20:21,970 --> 00:20:23,472
‫جمعش کن.

411
00:20:23,472 --> 00:20:24,890
‫چی؟

412
00:20:24,890 --> 00:20:26,433
‫متغییرهاش خیلی زیادن.

413
00:20:26,433 --> 00:20:27,684
‫درباره‌اش حرف زدیم.

414
00:20:27,684 --> 00:20:29,102
‫خیلی چیزها هست که از کنترلم خارجه.

415
00:20:29,102 --> 00:20:30,354
‫- این قراره جواب بده.
‫- جمعش کن.

416
00:20:30,354 --> 00:20:32,231
‫- لکس.
‫- گفتم جمعش کن.

417
00:20:32,231 --> 00:20:34,566
‫نه، قرار نیست بیخیال قضیه بشی

418
00:20:34,608 --> 00:20:36,443
‫فقط چون نقشه‌ی خودت نبوده.

419
00:20:36,443 --> 00:20:41,615
‫قراره چیزی که شروع کردیم رو تموم کنیم.

420
00:20:47,496 --> 00:20:49,373
‫داریمش.

421
00:20:49,373 --> 00:20:51,166
‫داریمش!

422
00:20:51,208 --> 00:20:52,584
‫ما... داریمش.

423
00:20:52,626 --> 00:20:53,752
‫آره.

424
00:20:53,752 --> 00:20:55,295
‫گروه «گادفری!»، گوش کنید.

425
00:20:55,295 --> 00:20:58,215
‫لوئیز لین داره میاد. نیم ساعت دیگه پخش زنده داریم.

426
00:21:06,265 --> 00:21:07,975
‫این شبیه تو نیست.

427
00:21:07,975 --> 00:21:10,310
‫بدنت مثل سابق ترمیم نمیشه.

428
00:21:10,310 --> 00:21:11,812
‫اونقدرها بد نیست.

429
00:21:11,812 --> 00:21:14,773
‫بیا این‌جا. می‌خوام خودت ببینی.

430
00:21:14,773 --> 00:21:17,150
‫اطراف حلزون گوشت صدمه‌ی زیادی وجود داره.

431
00:21:17,150 --> 00:21:19,444
‫وقتی بود که داشتم با اون موجود می‌جنگیدم.

432
00:21:19,444 --> 00:21:20,862
‫آره. یه مقداریش، شاید.

433
00:21:20,862 --> 00:21:22,281
‫ولی شریان‌های گوشِ داخلیت

434
00:21:22,281 --> 00:21:24,324
‫خیلی باریک‌تر از چیزی هستن
‫که باید باشن،

435
00:21:24,366 --> 00:21:26,034
‫خصوصاً برای تو.

436
00:21:26,034 --> 00:21:28,161
‫باشه پس چیه؟
‫سلول‌های گوشم

437
00:21:28,161 --> 00:21:29,830
‫دیگه احیا نمیشن؟

438
00:21:29,830 --> 00:21:32,165
‫بیشتر از اونه

439
00:21:32,165 --> 00:21:34,626
‫مشکل شنوایی یکی از اولین علائم بیماری قلبیه.

440
00:21:34,668 --> 00:21:36,795
‫ولی قلبم سالمه.

441
00:21:36,795 --> 00:21:39,965
‫خب، شاید واسه آدم شصت ساله‌ای مثل سَم آره،
‫ولی نه واسه تو.

442
00:21:43,093 --> 00:21:45,929
‫متوجه تغییرات دیگه‌ای نشدی؟

443
00:21:45,929 --> 00:21:49,182
‫به اندازه‌ی قبل قوی نیستم.

444
00:21:49,182 --> 00:21:51,351
‫خسته‌ترم.

445
00:21:51,351 --> 00:21:54,104
‫این زخم روی سینه‌ام هنوز درمان نشده.

446
00:21:54,146 --> 00:21:56,565
‫هوم.

447
00:21:56,565 --> 00:21:58,984
‫هیچکدوم‌شون قرار نیست تغییر کنه.

448
00:21:58,984 --> 00:22:03,155
‫در واقع، فکر می‌کنم احتمالاً فقط بدتر بشه.

449
00:22:03,196 --> 00:22:04,865
‫الان یه قلب انسانی داری.

450
00:22:04,865 --> 00:22:07,034
‫سلول‌های ماهیچه‌ایش
‫در نهایت منحط میشن،

451
00:22:07,034 --> 00:22:09,995
‫و روی تمام بدنت تأثیر می‌ذاره.

452
00:22:09,995 --> 00:22:10,996
‫صبرکن، صبرکن، صبرکن.

453
00:22:11,038 --> 00:22:12,664
‫منظورت چیه؟

454
00:22:12,706 --> 00:22:15,834
‫تمام قدرت‌هایی که داری،

455
00:22:15,876 --> 00:22:18,003
‫تمام توانایی‌هات،

456
00:22:18,003 --> 00:22:21,506
‫دارن کم‌کم محو میشن.

457
00:22:21,548 --> 00:22:23,175
‫شاید امسال یا حتی این دهه نه،

458
00:22:23,216 --> 00:22:26,720
‫ولی یه روزی، قراره بیدار بشی،

459
00:22:26,720 --> 00:22:30,182
‫و دیگه سوپرمن نباشی.

460
00:22:46,156 --> 00:22:47,616
‫سوپرمن اومده.

461
00:22:50,744 --> 00:22:52,371
‫دو بار متروپلیس تو یه روز؟

462
00:22:52,371 --> 00:22:53,872
‫انگار سرت شلوغ بوده.

463
00:22:53,872 --> 00:22:55,624
‫از وقت دکترم خبر داشتی؟

464
00:22:55,665 --> 00:22:57,626
‫امیدوارم به نتایج دلخواه رسیده باشی.

465
00:22:57,626 --> 00:22:59,044
‫بذار حدس بزنم.

466
00:22:59,086 --> 00:23:00,670
‫این سیرک ایده‌ی تو بوده؟

467
00:23:00,670 --> 00:23:01,797
‫من فقط معتقد به خبرنگاری‌ای هستم

468
00:23:01,838 --> 00:23:03,465
‫که هر دو رویِ یک مسئله رو نشون بده.

469
00:23:03,465 --> 00:23:04,716
‫این خبرنگاری نیست.

470
00:23:04,758 --> 00:23:06,635
‫فقط صداست، محتوا نداره.

471
00:23:06,635 --> 00:23:08,261
‫آخ.

472
00:23:08,261 --> 00:23:09,262
‫این حرف شما می‌تونست دردناک باشه

473
00:23:09,262 --> 00:23:10,555
‫اگه آمار مخاطبین‌مون سر به فلک نذاشته بود.

474
00:23:10,555 --> 00:23:12,599
‫گوردن گادفری هستم. خوشبختم.

475
00:23:12,599 --> 00:23:14,142
‫ممنون که اینقدر زود تشریف آوردین.

476
00:23:14,142 --> 00:23:15,435
‫چاره‌ی خاصی نداشتم.

477
00:23:15,435 --> 00:23:16,561
‫متوجه منظورتون میشم.

478
00:23:16,561 --> 00:23:18,230
‫و سوپرمن.

479
00:23:18,230 --> 00:23:19,272
‫سوپرمن.

480
00:23:19,272 --> 00:23:21,483
‫سوپرمن اومده.

481
00:23:21,483 --> 00:23:23,735
‫بذار بهت بگم، این...

482
00:23:23,735 --> 00:23:25,112
‫واقعاً باعث افتخاره.

483
00:23:25,112 --> 00:23:26,655
‫فقط کلارک هستم.

484
00:23:26,655 --> 00:23:28,949
‫جدی؟ باشه. خب، فقط کلارک،
‫باید...

485
00:23:28,949 --> 00:23:30,325
‫باید از دستت ناراحت بشم

486
00:23:30,325 --> 00:23:31,493
‫که با جنت اولسن اون خبر اختصاصی رو کار کردی.

487
00:23:31,493 --> 00:23:32,911
‫اون مجری قلابی؟

488
00:23:32,911 --> 00:23:34,079
‫مثل یه سبد کادوی امتیاز نیلسن بود

489
00:23:34,079 --> 00:23:35,122
‫که تو تبلیغات طلایی پیچیده شده بود.

490
00:23:35,122 --> 00:23:36,373
‫در این حد می‌تونم بگم.

491
00:23:36,373 --> 00:23:37,499
‫میشه فقط قال قضیه رو بکنیم؟

492
00:23:37,499 --> 00:23:38,583
‫حتماً. بیاید انجامش بدیم.

493
00:23:38,583 --> 00:23:39,960
‫من مثل سوئیس خنثی هستم، باشه؟

494
00:23:39,960 --> 00:23:41,420
‫کاملاً بی‌طرف.

495
00:23:41,420 --> 00:23:43,255
‫فقط می‌خوام به تو و لوتر

496
00:23:43,296 --> 00:23:44,965
‫فرصتی بدم که برداشت خودتون
‫از اتفاقات رو بگید.

497
00:23:44,965 --> 00:23:47,384
‫- برداشت من حقیقته.
‫- البته.

498
00:23:47,426 --> 00:23:50,053
‫چطوره که...

499
00:23:50,053 --> 00:23:52,055
‫بفرستیمت بخش گریم، تا سندی کارت رو انجام بده؟

500
00:23:52,055 --> 00:23:53,557
‫اینجا تلویزیونه، نه روزنامه.

501
00:23:53,598 --> 00:23:54,599
‫بعدش این نمایش رو شروع می‌کنیم.

502
00:23:54,599 --> 00:23:55,976
‫نظرتون چیه؟

503
00:23:58,061 --> 00:24:00,063
‫قراره عالی باشی.

504
00:24:00,063 --> 00:24:02,524
‫من همین‌جا هستم.

505
00:24:02,566 --> 00:24:04,234
‫سندی.

506
00:24:04,234 --> 00:24:06,945
‫نگران نباش، گردن کلفت.

507
00:24:06,945 --> 00:24:10,782
‫به خوبی ازش مراقبت می‌کنم.

508
00:24:10,782 --> 00:24:13,201
‫من تا بعد از شروع معالجه‌ی سرطانم

509
00:24:13,201 --> 00:24:14,995
‫با پیا مَنهایم آشنا نشده بودم.

510
00:24:14,995 --> 00:24:17,831
‫ولی پیش‌تر، لکس لوتر گفت این واقعیت نداره.

511
00:24:17,831 --> 00:24:19,583
‫- می‌تونید ثابتش کنید؟
‫- خودش می‌تونه؟

512
00:24:19,583 --> 00:24:21,334
‫آخه اونه که ادعا می‌کنه
‫چند سال پیا رو می‌شناختم.

513
00:24:21,376 --> 00:24:23,003
‫مدرکش کو؟

514
00:24:23,003 --> 00:24:25,172
‫به نظرم شرایط خودشون مشخص می‌کنن.

515
00:24:25,172 --> 00:24:27,299
‫بگذریم.

516
00:24:27,299 --> 00:24:28,675
‫بحث رو عوض کنیم.

517
00:24:28,675 --> 00:24:31,219
‫قبل از پخش زنده،

518
00:24:31,219 --> 00:24:33,513
‫بهم گفتی سوپرمن در اسمال‌ویل بهت حمله کرده.

519
00:24:33,513 --> 00:24:35,140
‫کلارک بهش حمله نکرده.

520
00:24:35,140 --> 00:24:37,434
‫اومد خونه‌ام و به مبارزه دعوتم کرد.

521
00:24:37,476 --> 00:24:38,935
‫تو چطوری این رو توضیح میدی؟

522
00:24:38,935 --> 00:24:40,353
‫تویی که چراغ‌های خورشید قرمز نصب کرده بودی

523
00:24:40,353 --> 00:24:42,189
‫تا قدرت‌هاش رو سرکوب کنی.

524
00:24:42,189 --> 00:24:43,523
‫برای محافظت.

525
00:24:43,523 --> 00:24:45,525
‫می‌دونستم شوهرت میاد سراغم.

526
00:24:45,525 --> 00:24:49,362
‫چون می‌خواستی لانا لانگ رو تو خونه‌اش بکشی.

527
00:24:49,362 --> 00:24:52,032
‫خب، اون... ادعای جدی‌ایه.

528
00:24:52,032 --> 00:24:54,159
‫که شهردار لانگ تأییدش می‌کنه.

529
00:24:54,159 --> 00:24:56,203
‫شهردار لانگ، دوستت.

530
00:24:56,203 --> 00:24:58,705
‫درست مثل اوتیس گریشام،
‫مردی که بهش حمله کرده،

531
00:24:58,705 --> 00:25:00,624
‫دوستته.

532
00:25:02,792 --> 00:25:04,836
‫اعتراف می‌کنم در زمانی که در استرایکر بودم

533
00:25:04,878 --> 00:25:08,215
‫با اوتیس آشنا بودم ولی دوست نبودیم.

534
00:25:08,215 --> 00:25:09,549
‫اصلاً دوست نبودیم.

535
00:25:09,549 --> 00:25:13,220
‫در واقع، اوتیس و دوست‌هاش

536
00:25:13,220 --> 00:25:15,096
‫اونقدر کتکم زدن که نزدیک بود بمیرم.

537
00:25:15,138 --> 00:25:17,599
‫ولی از وقتی آزاد شدی
‫داشته برات کار می‌کرده.

538
00:25:17,599 --> 00:25:20,685
‫پس تو حتماً مدرکی داری،
‫از پرداخت پول، عکس‌هایی که باهم داریم،

539
00:25:20,685 --> 00:25:26,066
‫یا شاید شهادتش.

540
00:25:26,066 --> 00:25:28,693
‫سه ساعت پیش جسد اوتیس رو
‫که از سلولش آویزون شده بود کشف کردن.

541
00:25:28,693 --> 00:25:30,570
‫و بذار حدس بزنم.

542
00:25:30,570 --> 00:25:32,572
‫منم که اون رو به قتل رسوندم؟

543
00:25:32,572 --> 00:25:35,742
‫به نظرم شرایط خودشون نشون‌دهنده است.

544
00:25:39,704 --> 00:25:41,373
‫هوم.

545
00:25:44,501 --> 00:25:46,920
‫ببین، فرق بین من و تو

546
00:25:46,920 --> 00:25:49,214
‫اینه که وقتی من ادعایی می‌کنم،

547
00:25:49,256 --> 00:25:51,091
‫مدارکی دارم که حمایتش کنه.

548
00:25:55,595 --> 00:26:00,225
‫لوتر، بیا بیرون!

549
00:26:00,225 --> 00:26:02,060
‫دیگه تمومه.

550
00:26:02,060 --> 00:26:04,896
‫قراره کارت رو تموم کنیم.

551
00:26:04,938 --> 00:26:07,399
‫تو و زنت دیگه نباید برام تله بذارید.

552
00:26:07,399 --> 00:26:09,234
‫اینقدر دروغ نگو!

553
00:26:35,635 --> 00:26:37,804
‫جان... این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

554
00:26:37,804 --> 00:26:39,973
‫عمه پگیم، اگه تو رو ببینه رد میده.

555
00:26:39,973 --> 00:26:40,974
‫باشه.

556
00:26:40,974 --> 00:26:43,143
‫لطفاً، فقط باهام حرف بزن.

557
00:26:43,143 --> 00:26:44,185
‫باشه؟

558
00:26:44,185 --> 00:26:46,271
‫حداقل در این حد بهم مدیونی.

559
00:26:48,231 --> 00:26:50,442
‫باشه.

560
00:26:59,993 --> 00:27:02,037
‫ببین، حرفم رو جدی گفتم.

561
00:27:02,078 --> 00:27:05,332
‫ببین، می‌دونم اوضاع الان به‌هم‌ریخته است.

562
00:27:05,332 --> 00:27:08,627
‫ولی می‌دونی یه خبرنگار
‫امروز اومد به محل کارم؟

563
00:27:08,668 --> 00:27:11,630
‫می‌خواست بهم پول بده
‫که از قرار گذاشتن باهات صحبت کنم.

564
00:27:11,630 --> 00:27:12,964
‫جدی؟

565
00:27:13,006 --> 00:27:14,924
‫آره و کلی پول هم بود.

566
00:27:14,966 --> 00:27:16,885
‫بیشتر از درآمد یک ماهم توی پیشخدمتی.

567
00:27:16,885 --> 00:27:18,637
‫- خب، پس انجامش بده. من...
‫- نه. نگو.

568
00:27:18,678 --> 00:27:20,680
‫- برام مهم نیست.
‫- فقط بحث اون نیست.

569
00:27:20,680 --> 00:27:23,975
‫جیمی کندی برام درخواست دوستی فرستاده.

570
00:27:23,975 --> 00:27:26,186
این خیلی عجیب نیست؟

571
00:27:26,186 --> 00:27:27,312
‫چرا.

572
00:27:27,312 --> 00:27:29,189
‫باحال نیست.

573
00:27:29,189 --> 00:27:30,565
‫لطفاً جان، فقط برو.

574
00:27:30,565 --> 00:27:32,192
‫باشه؟

575
00:27:32,192 --> 00:27:34,361
‫دیگه نمی‌تونم این کار رو بکنم.

576
00:27:34,361 --> 00:27:35,695
‫زیادیه.

577
00:27:35,695 --> 00:27:38,531
‫باشه.

578
00:27:38,531 --> 00:27:42,035
‫ولی قبلش، تو چشم‌هام نگاه کن
‫و بهم بگو عاشقم نیستی.

579
00:27:42,035 --> 00:27:44,204
‫- جان، بسه.
‫- نه، جدی میگم.

580
00:27:44,204 --> 00:27:46,665
‫بگو عاشقم نیستی و همین الان میرم.

581
00:27:46,665 --> 00:27:51,211
‫باشه؟ دیگه لازم نیست من رو ببینی.

582
00:27:51,211 --> 00:27:53,296
‫ماتئو چطوره؟

583
00:27:53,338 --> 00:27:55,465
‫خوبه، فکر کنم.

584
00:27:55,465 --> 00:27:59,719
‫آخه اینقدر مشغول کار بودم که به زور می‌بینمش، پس...

585
00:27:59,719 --> 00:28:02,305
‫کار کردن توی وزارت دفاع رو دوست داری؟

586
00:28:02,305 --> 00:28:04,391
‫گاهی.

587
00:28:04,391 --> 00:28:06,184
‫خیلی این‌طوری به نظر نمیاد.

588
00:28:06,184 --> 00:28:08,853
‫آره، گمونم نه.

589
00:28:08,853 --> 00:28:11,314
‫چطوره فقط استعفا بدی؟ من انجامش دادم.

590
00:28:11,314 --> 00:28:13,900
‫آره و چند دوام آورد؟

591
00:28:13,900 --> 00:28:16,903
‫فقط انگار واسه افرادی مثل ما،

592
00:28:16,903 --> 00:28:19,364
‫وقتی وارد بشی، دیگه شدی.

593
00:28:19,406 --> 00:28:23,535
‫برگشتی در کار نیست.

594
00:28:23,535 --> 00:28:24,869
‫من خیلی مطمئن نیستم.

595
00:28:35,088 --> 00:28:37,590
‫بعدش لوئیز دزدکی وارد آپارتمانم شد

596
00:28:37,590 --> 00:28:40,301
‫با اون یکی پسرش که ابرقدرت داره.

597
00:28:40,301 --> 00:28:42,429
‫جان اون موقع قدرت نداشت.

598
00:28:42,429 --> 00:28:43,722
‫باشه.

599
00:28:43,722 --> 00:28:45,890
‫خب، باید بگم خانم لوئیز،

600
00:28:45,932 --> 00:28:48,268
‫این مدارک خیلی قانع‌کننده است.

601
00:28:48,268 --> 00:28:50,770
‫البته که این رو میگی.
‫تو واسه ساخت این کمین کمک کردی.

602
00:28:50,812 --> 00:28:52,272
‫کمین؟ دست بردار.

603
00:28:52,272 --> 00:28:54,232
‫فقط دارم کارم رو به عنوان یک خبرنگار انجام میدم.

604
00:28:54,274 --> 00:28:56,443
‫سرمقاله‌نویسی خبرنگار بودن نیست.

605
00:28:56,484 --> 00:28:57,819
‫میشه تبلیغ‌چیِ کارناوال.

606
00:28:57,819 --> 00:28:59,320
‫عجب!

607
00:28:59,320 --> 00:29:00,780
‫خوشبختانه، وقتی من ادعایی می‌کنم،

608
00:29:00,780 --> 00:29:01,781
‫منم مدرک دارم که حمایتش کنه،

609
00:29:01,781 --> 00:29:03,616
‫یا تو این مورد، یه آدم رو دارم.

610
00:29:03,616 --> 00:29:06,995
‫بذار حدس بزنم. شوهرت؟

611
00:29:06,995 --> 00:29:09,873
‫خیر، دخترش.

612
00:29:13,334 --> 00:29:17,005
‫همین الان انجامش بده میلتون. زودباش.

613
00:29:17,005 --> 00:29:21,050
‫اون فرانسه است، منتظر تماس منه.

614
00:29:21,050 --> 00:29:23,636
‫دمت گرم، لوئیز.

615
00:29:27,932 --> 00:29:31,019
‫هی، کامپیوترم چش شده؟

616
00:29:31,019 --> 00:29:34,481
‫ببخشید، ولی دیگه کامپیوتر تو نیست، جان.

617
00:29:34,522 --> 00:29:36,691
‫حالا فقط صبرکن تا من

618
00:29:36,691 --> 00:29:38,818
‫آمادگی‌های نهایی رو انجام بدم.

619
00:29:40,028 --> 00:29:41,321
‫آمادگی‌های نهایی برای چی؟

620
00:29:41,362 --> 00:29:43,531
‫که تو سوپرمن رو بکشی.

621
00:29:53,625 --> 00:29:55,460
‫عجب اسباب‌بازی‌های قشنگی ساختی، جان.

622
00:29:55,460 --> 00:29:57,879
‫یکم ابتداییه، ولی می‌تونم باهاش کار کنم.

623
00:29:57,879 --> 00:29:59,631
‫پروتکل اِی۱۷۲ رو از کار بنداز.

624
00:29:59,672 --> 00:30:01,549
‫قرار نیست جواب بده، جان.

625
00:30:03,218 --> 00:30:05,011
‫دسترسی مخفی نطقه عطفِ آلفا!

626
00:30:05,011 --> 00:30:07,680
‫نمی‌تونی جلوش رو بگیری.

627
00:30:07,680 --> 00:30:10,975
‫حالا خیلی باهوش نیستی، جان؟

628
00:30:12,644 --> 00:30:16,231
‫این باید خفه‌ات کنه، هر کسی که هستی.

629
00:30:18,566 --> 00:30:22,195
‫هنوز هستم، جان.

630
00:30:22,195 --> 00:30:24,072
‫فکر نکن می‌تونی از من زرنگ‌تر باشی..

631
00:30:24,072 --> 00:30:28,076
‫حالا، چطوره که من و تو
‫این لباس رو ببریم باهاش یه دوری بزنیم؟

632
00:30:29,702 --> 00:30:32,080
‫میگم که، میکونوس خفنه.

633
00:30:32,080 --> 00:30:33,915
‫همه‌جا موسیقی هست.

634
00:30:33,915 --> 00:30:37,085
‫آب از هرچیزی که دیدی آبی‌تره.

635
00:30:37,085 --> 00:30:39,587
‫- خیلی حسودیم میشه.
‫- آره. منم همینطور.

636
00:30:39,587 --> 00:30:41,589
‫لازم نیست حسودی کنی.

637
00:30:41,589 --> 00:30:43,299
‫آره.

638
00:30:43,299 --> 00:30:46,219
‫یعنی، هروقت بخوای می‌تونم با پرواز ببرمت اونجا،

639
00:30:46,219 --> 00:30:48,221
‫اگه عمه پگی مشکلی نداشته باشه.

640
00:30:48,221 --> 00:30:50,181
‫خدای من. شگفت‌انگیز میشه.

641
00:30:54,060 --> 00:30:55,937
‫- جان، صداش رو می‌شنوی؟
‫- آره.

642
00:30:55,937 --> 00:30:59,065
‫یه جورایی صداش مثل لباس توئه.

643
00:31:00,191 --> 00:31:01,860
‫امکان نداره.

644
00:31:01,860 --> 00:31:03,361
‫رفیق، داره با سرعت میاد.

645
00:31:03,361 --> 00:31:06,030
‫آره. دارمش.

646
00:31:09,450 --> 00:31:11,661
‫پای الیزابت رو به این قضیه باز نکن.

647
00:31:11,661 --> 00:31:13,288
‫تو بودی که از خودت روندیش

648
00:31:13,288 --> 00:31:15,081
‫تا به آزار دادن خانواده‌ی من ادامه بدی.

649
00:31:15,081 --> 00:31:17,250
‫پس بذارید شفاف‌سازی کنم.

650
00:31:17,292 --> 00:31:20,920
‫داری میگی دخترش این قضیه رو تأیید می‌کنه؟

651
00:31:20,962 --> 00:31:22,046
‫بله.

652
00:31:22,046 --> 00:31:24,966
‫این چیزی نیست که من باهاش توافق کردم.

653
00:31:24,966 --> 00:31:26,092
‫خودتون بشنوید.

654
00:31:30,179 --> 00:31:31,806
‫کلارک؟

655
00:31:31,806 --> 00:31:34,475
‫کلارک؟ یکی لباسم رو ربوده.

656
00:31:34,475 --> 00:31:37,312
‫نمی‌تونم کنترلش کنم.

657
00:31:48,239 --> 00:31:50,450
‫اون چه کوفتی بود؟

658
00:31:50,450 --> 00:31:51,826
‫حالت خوبه؟

659
00:31:56,998 --> 00:31:58,917
‫سوپرمن.

660
00:32:11,471 --> 00:32:13,306
‫- جوردن!
‫- خدای من.

661
00:32:16,935 --> 00:32:19,020
‫پروتکل اِی۱۷۲ رو از کار بنداز.

662
00:32:29,405 --> 00:32:31,991
‫کاری هست بتونی بکنی که از کار بندازیش؟

663
00:32:31,991 --> 00:32:34,702
‫هیچی جواب نمیده. دسترسی ندارم.

664
00:32:34,744 --> 00:32:37,246
‫باید جلوش رو بگیری.

665
00:32:39,332 --> 00:32:41,542
‫- هر چه زودتر بهتر.
‫- محکم بچسب!

666
00:32:48,049 --> 00:32:50,218
‫جان؟ جان؟

667
00:32:50,218 --> 00:32:51,761
‫جان، خوبی؟

668
00:32:53,221 --> 00:32:55,390
‫پاکسازی حافظه ریبوت اِیوری!

669
00:32:58,351 --> 00:33:00,561
‫نقطه عطف آلفا!

670
00:33:00,561 --> 00:33:03,189
‫پروتکل قفل ویپور!

671
00:33:07,068 --> 00:33:08,736
‫جواب داد

672
00:33:10,071 --> 00:33:11,906
‫پروتکل اِی۱۷۲ رو از کار بنداز.

673
00:33:11,906 --> 00:33:13,408
‫جان!

674
00:33:33,136 --> 00:33:35,096
‫کندیس.

675
00:33:35,096 --> 00:33:37,265
‫جان، خدا رو شکر که خوبی.

676
00:33:48,401 --> 00:33:49,902
‫صبرکن. داره شروع میشه...

677
00:33:49,944 --> 00:33:51,612
‫کم‌کم داره قدرتش رو از دست میده.

678
00:34:05,209 --> 00:34:06,961
‫خطای سیستمه؟

679
00:34:06,961 --> 00:34:09,047
‫لابد شوخیت گرفته. چطور ممکنه؟

680
00:34:09,047 --> 00:34:11,299
‫تمومه.

681
00:34:11,299 --> 00:34:12,967
‫نمی‌تونی سوپرمن رو شکست بدی.

682
00:34:12,967 --> 00:34:15,470
‫یعنی مهندسی سطح معمولیت نمی‌تونه؟

683
00:34:15,470 --> 00:34:16,888
‫نگران نباش.

684
00:34:16,888 --> 00:34:17,972
‫این لباس فقط یکم ارتقا می‌خواد

685
00:34:18,014 --> 00:34:20,308
‫از کسی که ازت باهوش‌تره.

686
00:34:22,894 --> 00:34:24,395
‫تا بعد، جان.

687
00:34:39,619 --> 00:34:41,579
‫آه.

688
00:34:55,510 --> 00:34:56,636
‫سکوت در صحنه رعایت بشه، لطفاً.

689
00:34:56,636 --> 00:35:00,223
‫پخش زنده تا سه، دو، یک.

690
00:35:00,264 --> 00:35:03,101
‫اکشن. «گادفری!»

691
00:35:03,142 --> 00:35:06,312
‫برای بیست سال گذشته،
‫گزارشات بی‌شماری

692
00:35:06,354 --> 00:35:09,315
‫درباره‌ی سوپرمن، مردِ آهنین خوندیم،

693
00:35:09,315 --> 00:35:13,611
‫که اکثریت‌شون از یک منبع، یعن لوئیز لین پخش شدن.

694
00:35:13,611 --> 00:35:17,156
‫همین اواخر متوجه شدیم...

695
00:35:17,156 --> 00:35:20,868
‫که لوئیز لین فقط یه خبرنگار بی‌طرف نیست،

696
00:35:20,868 --> 00:35:23,830
‫که داره وقایع یک نیکوکار فضایی رو گزارش می‌کنه.

697
00:35:23,830 --> 00:35:25,289
‫نه دوستان.

698
00:35:25,289 --> 00:35:29,627
‫در اصل، لوئیز لین

699
00:35:29,627 --> 00:35:31,963
‫زنِ سوپرمنه.

700
00:35:32,004 --> 00:35:33,673
‫زنش.

701
00:35:33,714 --> 00:35:36,008
‫می‌رسیم به امشب،
‫وقتی همون خانم لین

702
00:35:36,008 --> 00:35:39,720
‫لکس لوتر بشردوستِ میلیاردر رو

703
00:35:39,720 --> 00:35:43,558
‫به تلاش برای قتل متهم می‌کنه،
‫که قطعاً یک اتهام جدیه.

704
00:35:43,558 --> 00:35:46,727
‫ولی قبل از اینکه حتی بتونه
‫کوچک‌ترین مدرکی بده،

705
00:35:46,727 --> 00:35:53,526
‫سوپرمن، شوهرش، اموال لکس لوتر رو نابود می‌کنه،

706
00:35:53,526 --> 00:35:55,778
‫خیلی راحت مناظره‌ی ما رو

707
00:35:55,778 --> 00:35:58,447
‫در منظره‌ای از آشوب و شیشه‌های شکسته به پایان می‌رسونه.

708
00:35:58,447 --> 00:36:00,908
‫اونوقت من میشم تبلیغ‌چیِ کارناوال؟

709
00:36:00,908 --> 00:36:03,077
‫فکر نکنم.

710
00:36:03,077 --> 00:36:06,706
‫سؤالی که توی ذهن من

711
00:36:06,706 --> 00:36:11,419
‫و بی‌شک، بیننده‌ی محترم، توی ذهن توئه، ساده است.

712
00:36:11,419 --> 00:36:15,381
‫آیا لوئیز لین قابل اعتماده؟

713
00:36:15,381 --> 00:36:17,216
‫می‌تونه باشه؟

714
00:36:17,216 --> 00:36:20,011
‫خب، من به شخصه خیلی مشتاقم که بفهمم.

715
00:36:20,052 --> 00:36:22,722
‫و خواهیم فهمید، اگه لوئیز لین جرأتش رو داشته باشه

716
00:36:22,722 --> 00:36:24,515
‫که به برنامه‌ی محبوب شما

717
00:36:24,515 --> 00:36:27,727
‫با مجری محبوب شما، گادفری برگرده.

718
00:36:27,727 --> 00:36:30,396
‫شب باشکوهی داشته باشید، همه...

719
00:36:30,396 --> 00:36:33,107
‫راست می‌گفتی. باید تکذیب می‌نوشتم.

720
00:36:36,652 --> 00:36:39,739
‫کاملاً مطمئنم که مشکلاتی بزرگتر از اون داریم.

721
00:36:39,739 --> 00:36:43,951
‫چی؟

722
00:36:43,951 --> 00:36:49,332
‫اوایل امروز، جان هنری یه سری آزمایش انجام داد.

723
00:37:03,304 --> 00:37:05,765
‫بَش مدام بهم پیامک میده.

724
00:37:05,765 --> 00:37:10,061
‫فکر می‌کنه امشب از همیشه دلسوزتر شدی.

725
00:37:10,061 --> 00:37:11,896
‫نزدیک بود شکست بخوره.

726
00:37:11,896 --> 00:37:15,608
‫لوئیز چند ثانیه فاصله داشت
‫که الیزابت رو بیاره پشت خط.

727
00:37:15,608 --> 00:37:20,780
‫ولی نیاورد و هیچوقت اجازه‌اش رو نمیدم.

728
00:37:23,241 --> 00:37:26,702
‫نه، نمیدی.

729
00:37:32,667 --> 00:37:35,461
‫اشتباه نمی‌کنی.

730
00:37:35,461 --> 00:37:37,505
‫درباره‌ی چی؟

731
00:37:37,505 --> 00:37:39,215
‫این‌که خواسته‌ی دوتامون چیه.

732
00:37:42,551 --> 00:37:45,346
‫میلتون.

733
00:37:47,014 --> 00:37:52,353
‫همه‌چیز جواب داد؟

734
00:37:52,353 --> 00:37:54,480
‫گیرش آوردیم.

735
00:38:07,451 --> 00:38:10,162
‫اوضاع خوبه؟

736
00:38:10,162 --> 00:38:13,457
‫درباره‌ی بابابزرگ درست می‌گفتی.

737
00:38:13,457 --> 00:38:15,793
‫فقط داشتم واسه اون انجامش می‌دادم،

738
00:38:15,793 --> 00:38:20,131
‫ولی حالا به خاطر خودمه.

739
00:38:21,590 --> 00:38:22,967
‫باشه.

740
00:38:30,224 --> 00:38:33,853
‫واقعاً فکر می‌کنی لکس لوتر تمام این کارها رو کرده؟

741
00:38:33,853 --> 00:38:37,273
‫تنها چیزیه که منطقیه.

742
00:38:37,273 --> 00:38:41,360
‫آره، ولی لوترِ این دنیا
‫یه نابغه‌ی کامپیوتری نیست، درسته؟

743
00:38:41,360 --> 00:38:45,948
‫نه، ولی به این معنی نیست
‫که با یکی‌شون همدست نیست.

744
00:38:45,948 --> 00:38:48,743
‫چی، کسی مثل آقای گورمن از دنیای خودمون؟

745
00:38:50,286 --> 00:38:52,163
‫یا یکی بهتر.

746
00:38:54,373 --> 00:38:57,335
‫کندیس می‌خواست ازت تشکر کنم

747
00:38:57,376 --> 00:38:58,961
‫که امشب خیلی شجاع بودی.

748
00:38:58,961 --> 00:39:01,130
‫بالأخره داره ازم خوشش میاد.

749
00:39:03,049 --> 00:39:05,551
‫توی وقت دکترت مشکلی پیش اومد؟

750
00:39:05,551 --> 00:39:08,804
‫همه‌چیز خوبه. اثری از بیماری نیست.

751
00:39:08,846 --> 00:39:10,765
‫خدا رو شکر.

752
00:39:10,806 --> 00:39:14,226
‫ولی پدرتون باید یه چیزی بهتون بگه.

753
00:39:29,784 --> 00:39:33,037
‫آم...

754
00:39:33,037 --> 00:39:36,082
‫جان هنری امروز چندتا آزمایش انجام داد.

755
00:39:36,082 --> 00:39:40,544
‫و انگار با اینکه قلب پدربزرگ‌تون

756
00:39:40,586 --> 00:39:45,591
‫جونم رو نجات داده،

757
00:39:45,591 --> 00:39:50,054
‫کاملاً با بدنم تطبیق‌پذیر نیست.

758
00:39:52,848 --> 00:39:57,228
‫پس چی؟ قلبت قراره یهو از کار بیوفته؟

759
00:39:59,313 --> 00:40:02,733
‫در نهایت بله.

760
00:40:02,733 --> 00:40:05,111
‫چقدر وقت داری؟

761
00:40:05,111 --> 00:40:06,362
‫شاید به اندازه‌ای که پدربزرگ‌تون داشت

762
00:40:06,404 --> 00:40:08,739
‫یا شاید کمتر.

763
00:40:10,616 --> 00:40:12,952
‫ولی مشکل بزرگتری که الان داریم

764
00:40:12,952 --> 00:40:16,789
‫اینه که قدرت‌هام کم‌کم دارن تحلیل میرن.

765
00:40:16,789 --> 00:40:19,792
‫از چه نظر؟

766
00:40:19,792 --> 00:40:23,421
‫هر روز دارم یکم ضعیف‌تر میشم.

767
00:40:23,421 --> 00:40:28,008
‫و قراره ادامه پیدا کنه
‫تا وقتی یه روز،

768
00:40:28,008 --> 00:40:33,472
‫دیگه هیچ قدرتی نداشته باشم.

769
00:40:55,244 --> 00:40:57,163
‫اوضاع چطوره، میلتون؟

770
00:40:57,163 --> 00:41:03,669
‫بد نیست، ولی می‌تونم
‫به چیز خیلی بهتری تبدیلش کنم.

771
00:41:05,588 --> 00:41:08,799
‫این شد یه لباس خفن.

772
00:41:51,050 --> 00:41:54,053
‫گِرِگ، سرت رو تکون بده.
