﻿1
00:00:01,334 --> 00:00:03,044
‫تو و برونو باس ماکسی رو کشتید.

2
00:00:03,044 --> 00:00:04,713
‫و لوتر رو سپر بلا کردین.

3
00:00:04,713 --> 00:00:08,675
‫آزاد کردنش می‌شه بزرگ‌ترین اشتباه زندگیت.

4
00:00:08,675 --> 00:00:09,968
‫چندتا قرار باهم رفتیم.

5
00:00:12,387 --> 00:00:15,974
‫شرل کیمبل، یا کمکم می‌کنی،
‫یا لوتر می‌کشتت.

6
00:00:15,974 --> 00:00:18,852
‫اوتیس شهادت میده که لوتر بهش دستور داده
‫تا لانا رو بکشه،

7
00:00:18,852 --> 00:00:20,437
‫در کنار خلاف‌های دیگه.

8
00:00:20,437 --> 00:00:23,023
‫جسدِ آویزون‌شده‌ی اوتیس رو
‫سه ساعت پیش توی سلولش پیدا کردن.

9
00:00:23,023 --> 00:00:27,277
‫لوئیز بدون مدرک
‫من رو به جرایم دیگه‌ای متهم کرد.

10
00:00:27,277 --> 00:00:29,612
‫و بعد کل شهر رو باهام دشمن کرد.

11
00:00:29,612 --> 00:00:32,532
‫تو چشم‌هات دیدمش. می‌شناسیم.

12
00:00:32,532 --> 00:00:35,035
‫توی دنیات، زن داشتی.

13
00:00:35,035 --> 00:00:37,037
‫لطفاً، به خانواده‌ام صدمه نزن.

14
00:00:40,290 --> 00:00:41,791
‫موفق شدی، مامان.

15
00:00:41,791 --> 00:00:45,628
‫اسم من کلارک کنت‌ـه و من سوپرمن هستم.

16
00:00:45,670 --> 00:00:47,672
‫قدرت‌هام کم‌کم دارن از بین میرن.

17
00:00:47,672 --> 00:00:49,424
‫هر روز، یکم ضعیف‌تر میشم.

18
00:00:49,424 --> 00:00:51,176
‫این لباس فقط به چندتا ارتقا

19
00:00:51,217 --> 00:00:53,178
‫از کسی که از تو باهوش‌تره، نیاز داره.

20
00:00:53,178 --> 00:00:55,346
‫تا بعد، جان.

21
00:00:58,767 --> 00:00:59,768
‫گیرش آوردیم.

22
00:01:04,105 --> 00:01:05,857
‫بابا، این رو دیدی؟

23
00:01:05,857 --> 00:01:08,276
‫تو کلِ اینترنت پخش شده.

24
00:01:08,276 --> 00:01:10,361
‫همه می‌فهمن داری ضعیف‌تر میشی.

25
00:01:10,361 --> 00:01:12,072
‫اصلاً چطوری فهمیدن؟

26
00:01:12,072 --> 00:01:13,573
‫لوتر.

27
00:01:13,573 --> 00:01:15,075
‫حتماً اسکن‌هام رو
‫از لباس جان هنری برداشته.

28
00:01:15,075 --> 00:01:17,368
‫که ثابت می‌کنه اون دزدیدتش، درسته؟

29
00:01:17,410 --> 00:01:18,536
‫نه دقیقاً.

30
00:01:18,536 --> 00:01:19,704
‫کی به مدرک اهمیت میده؟

31
00:01:19,704 --> 00:01:21,247
‫اون لباس رو دزدیده تا تو رو بکشه.

32
00:01:21,247 --> 00:01:22,582
‫باید کارش رو یه سره کنیم.

33
00:01:22,582 --> 00:01:25,585
‫روال ما اونجوری نیست.

34
00:01:25,585 --> 00:01:28,213
‫خب، شاید بهتره که باشه.

35
00:01:28,213 --> 00:01:29,464
‫نه!

36
00:01:29,464 --> 00:01:31,049
‫یه بار خودم رو به اندازه‌ی لوتر پست کردم.

37
00:01:31,091 --> 00:01:32,258
‫نمی‌ذارم کسی دیگه
‫همون اشتباه رو بکنه.

38
00:01:32,300 --> 00:01:33,426
‫می‌فهمید؟

39
00:01:33,426 --> 00:01:34,552
‫اون اتهامات بی‌اساس

40
00:01:34,552 --> 00:01:36,096
‫و کاملاً تقطیع‌شده هستن.

41
00:01:36,096 --> 00:01:38,264
‫نه. نه، متوجهم.

42
00:01:38,264 --> 00:01:40,266
‫اگه چیزی تغییر کرد، در...

43
00:01:40,266 --> 00:01:41,267
‫الو؟

44
00:01:41,267 --> 00:01:42,352
‫یه تبلیغ‌کننده‌ی دیگه بود؟

45
00:01:42,352 --> 00:01:43,603
‫امروز سومیش بود.

46
00:01:43,603 --> 00:01:45,396
‫به خاطر همون مصاحبه‌ی مسخره‌ی گادفری
‫اینجوری شده.

47
00:01:45,396 --> 00:01:47,065
‫همه میگن حرفم رو باور می‌کنن.

48
00:01:47,065 --> 00:01:49,442
‫فقط الان نمی‌خوان باهام شریک بشن.

49
00:01:49,442 --> 00:01:51,694
‫بدون آگهی چطوری روزنامه رو بگردونم؟

50
00:01:51,694 --> 00:01:54,614
‫می‌بینی؟ لوتر با مامان هم در افتاده.

51
00:01:54,614 --> 00:01:56,407
‫نمی‌شه همینجوری اینجا بشینیم، بابا.

52
00:01:56,407 --> 00:01:58,076
‫جان، کافیه.

53
00:01:58,076 --> 00:01:59,994
‫تو این قضیه به کمکت نیاز ندارم، باشه؟

54
00:01:59,994 --> 00:02:01,746
‫پسرها، چطوره شماها برید یه چیزی بخورید؟

55
00:02:01,746 --> 00:02:03,706
‫می‌خوام با باباتون صحبت کنم.

56
00:02:11,131 --> 00:02:12,465
‫فقط نگرانتن.

57
00:02:12,465 --> 00:02:14,134
‫نه، می‌دونم. و درک می‌کنم.

58
00:02:14,134 --> 00:02:15,218
‫این رو دیدی؟

59
00:02:15,218 --> 00:02:16,886
‫آره.

60
00:02:16,886 --> 00:02:18,847
‫باشه، پس کل دنیا فهمیده
‫که دیگه قدرت سابقم رو ندارم،

61
00:02:18,847 --> 00:02:20,682
‫که نمی‌تونم کارهای سابقم رو انجام بدم.

62
00:02:20,682 --> 00:02:22,016
‫بعداً هم بهش رسیدگی می‌کنیم.

63
00:02:22,016 --> 00:02:24,686
‫آسیاب به نوبت، باشه؟

64
00:02:24,686 --> 00:02:26,062
‫باید چی‌کار کنم؟

65
00:02:26,062 --> 00:02:27,564
‫لوتر فقط می‌خواد آشفته‌ات کنه.

66
00:02:27,564 --> 00:02:29,107
‫شِگردش همینه.

67
00:02:29,107 --> 00:02:32,986
‫از وقتی از زندان آزاد شده
‫داره با من انجامش میده.

68
00:02:32,986 --> 00:02:37,323
‫باشه خب، شاید وقتشه که ما آشفته‌اش کنیم.

69
00:02:39,033 --> 00:02:43,037
‫« سوپرمن و لوئیز »
‫« فصل چهارم، قسمت نهم »

70
00:02:43,746 --> 00:02:45,373
‫می‌شه عکس بگیریم؟

71
00:02:45,373 --> 00:02:47,083
‫شاید بعد از اینکه غذا خوردیم.

72
00:02:55,675 --> 00:02:57,302
‫هی، هی، هی!
‫فقط مشتری‌های خریدار!

73
00:02:57,302 --> 00:02:59,345
‫برید.

74
00:02:59,345 --> 00:03:01,055
‫هر جایی دوست دارید بشینید.

75
00:03:04,809 --> 00:03:08,646
‫امروز بریم پشت کانتر.

76
00:03:13,484 --> 00:03:18,114
‫خب، شرایط تازه‌ایه.

77
00:03:23,036 --> 00:03:26,039
‫اسمِ مامان رو روی چاییش گذاشتن.

78
00:03:26,080 --> 00:03:27,373
‫تو یه وعده‌ی کامل داری.

79
00:03:27,373 --> 00:03:30,877
‫دیپِ فرانسوی مشهورِ جان. دم‌شون گرم.

80
00:03:30,877 --> 00:03:32,712
‫- فکر نکنم به من چیزی داده باشن.
‫- نه، نه، نه، هستش.

81
00:03:32,712 --> 00:03:34,964
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌ی پیچیِ جوردن.

82
00:03:34,964 --> 00:03:36,799
‫صبرکن، کجاست؟

83
00:03:38,801 --> 00:03:40,637
‫تو منوی کودکان؟

84
00:03:40,637 --> 00:03:42,513
‫ویکی می‌دونه ما همسن هستیم؟

85
00:03:42,513 --> 00:03:44,224
‫رفیق، آروم باش. همه عاشق سیب‌زمینی سرخ‌کرده هستن.

86
00:03:44,224 --> 00:03:47,644
‫آره، کسی میگه که دیپِ فرانسوی رو به نامش زدن.

87
00:03:52,690 --> 00:03:55,401
‫می‌دونی چیه؟ عجیبه.

88
00:03:55,401 --> 00:03:59,405
‫با دانشی که داریم،
‫یه جورایی این مسائل رو اشتباه می‌کنه.

89
00:03:59,405 --> 00:04:00,657
‫آره، آدم میگه اگه قراره اسم کسی رو

90
00:04:00,657 --> 00:04:02,075
‫روی یه غذای کودکان بذارن،

91
00:04:02,075 --> 00:04:03,284
‫حداقل اول ازشون اجازه می‌گیرن.

92
00:04:03,284 --> 00:04:05,787
‫نه، منظورم اینه که،

93
00:04:05,787 --> 00:04:08,414
‫اینجا همه دارن روزشون رو می‌گذرونن

94
00:04:08,414 --> 00:04:12,627
‫و نمی‌دونن لوتر چقدر خطرناکه.

95
00:04:12,627 --> 00:04:14,545
‫چون مجبور نیستن.

96
00:04:14,545 --> 00:04:16,547
‫جنگیدن باهاش کارِ اون‌ها نیست.

97
00:04:16,547 --> 00:04:19,217
‫آره، واسه همین باید به بابا کمک کنیم.

98
00:04:19,217 --> 00:04:20,677
‫شنیدی که چی گفت.

99
00:04:20,677 --> 00:04:23,596
‫آره، ولی اون مثل سابقش نیست، باشه؟

100
00:04:23,596 --> 00:04:26,641
‫که یعنی من و تو باید اقدام کنیم.

101
00:04:30,103 --> 00:04:32,605
‫دوتا ویژه.

102
00:04:32,647 --> 00:04:33,606
‫مهمون ما.

103
00:04:33,648 --> 00:04:35,316
‫وای، ممنون.

104
00:04:35,316 --> 00:04:38,444
‫جوردن خیلی هیجان داره
‫که سیب‌زمینی سرخ‌کرده پیچی‌هاش رو امتحان کنه.

105
00:04:38,444 --> 00:04:40,029
‫آها.

106
00:04:46,035 --> 00:04:48,037
‫«روزنامه‌ی اسمال‌ویل»

107
00:04:59,716 --> 00:05:01,592
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

108
00:05:01,592 --> 00:05:04,053
‫به خاطر افترا ازت شکایت شده.

109
00:05:04,053 --> 00:05:07,181
‫اینم صورت‌حساب شیشه‌های پنجره‌ی لکس‌ـه.

110
00:05:07,181 --> 00:05:08,766
‫قطعات‌شون اختصاصیه.

111
00:05:08,766 --> 00:05:10,935
‫شانسی واسه بردن ندارید.

112
00:05:10,935 --> 00:05:13,604
‫با توجه به اعتبار فعلیت،
‫به احتمال بردمون اطمینان دارم.

113
00:05:13,604 --> 00:05:15,773
‫فقط حقیقت سمت منه.

114
00:05:15,773 --> 00:05:17,984
‫فکر می‌کنی مردم امروز
‫واقعاً به حقیقت اهمیت میدن؟

115
00:05:17,984 --> 00:05:20,445
‫گمونم من بیشتر از تو بهشون ایمان دارم.

116
00:05:21,654 --> 00:05:23,072
‫مردم فقط دنبال یه داستان خوبن.

117
00:05:23,072 --> 00:05:24,824
‫اگه توی پلتفرمی قرارش بدی

118
00:05:24,824 --> 00:05:26,659
‫که حرف خودشون رو تکرار کنه،
‫هر چیزی رو باور می‌کنن.

119
00:05:26,701 --> 00:05:29,162
‫پلتفرمی مثل گوردن گادفری؟

120
00:05:29,162 --> 00:05:31,164
‫طرف جذبه‌ی خاص خودش رو داره.

121
00:05:31,164 --> 00:05:33,416
‫طرف با لوتر دستش تو یه کاسه است،
‫منم ثابتش می‌کنم.

122
00:05:33,458 --> 00:05:35,126
‫هوم.

123
00:05:35,168 --> 00:05:37,545
‫خب، سخته از کسی احساس تهدید شدن بکنی

124
00:05:37,545 --> 00:05:39,255
‫که حتی نمی‌تونه این رو درست در بیاره.

125
00:05:39,255 --> 00:05:42,425
‫می‌خوای بهم بگی که اوتیس به قتل نرسیده؟

126
00:05:42,425 --> 00:05:46,054
‫نه، قطعاً به قتل رسیده.

127
00:05:46,054 --> 00:05:47,764
‫جایِ من باید بالاتر باشه.

128
00:05:47,764 --> 00:05:51,225
‫پس تو و لکس الان تیم شدین؟

129
00:05:51,267 --> 00:05:53,728
‫داستان قشنگی واسه خودت تعریف کردی.

130
00:05:53,728 --> 00:05:56,814
‫ولی حقیقت اینه که لکس لوتر
‫کار تیمی نمی‌کنه.

131
00:05:56,814 --> 00:05:59,067
‫و در پایان، حقیقت اهمیت داره.

132
00:06:01,277 --> 00:06:04,655
‫روز خوبی داشته باشی، لوئیز.

133
00:06:04,697 --> 00:06:07,867
‫راستی،

134
00:06:07,867 --> 00:06:10,286
‫دیگه دنبال شرل یا گرچن

135
00:06:10,286 --> 00:06:13,873
‫یا هرچی که فکر می‌کردی اسمشه، نگرد.

136
00:06:13,873 --> 00:06:17,168
‫یه چیزی بهم میگه
‫هیچوقت پیداش نمی‌کنی.

137
00:06:26,677 --> 00:06:31,516
‫حرکت خیلی دراماتیکیه.

138
00:06:31,557 --> 00:06:36,479
‫داری قضاوتم رو زیر سؤال می‌بری؟

139
00:06:36,521 --> 00:06:39,482
‫البته که نه.

140
00:06:39,482 --> 00:06:42,443
‫توافق‌نامه رو آوردم.

141
00:06:47,573 --> 00:06:50,827
‫برو پی کارت.

142
00:07:01,337 --> 00:07:06,426
‫اومدی دوباره ازم به عنوان یه پدر درخواست کنی؟

143
00:07:06,426 --> 00:07:09,762
‫اومدم بگم دیگه هیچوقت
‫به کسی صدمه نمی‌زنی.

144
00:07:09,762 --> 00:07:11,973
‫به عنوان کسی که با یه قلبِ ۶۰ ساله پرواز می‌کنه

145
00:07:11,973 --> 00:07:14,225
‫گنده‌گویی می‌کنی.

146
00:07:14,225 --> 00:07:16,769
‫آخرین باری که در اسمال‌ویل بودی
‫خوب هم کار کرد.

147
00:07:16,811 --> 00:07:18,229
‫چشمت چطوره؟

148
00:07:18,271 --> 00:07:21,858
‫اگه متوجه نشدی،
‫اوضاع تغییر کرده.

149
00:07:21,858 --> 00:07:24,735
‫چیه، چون ریش‌هات رو زدی
‫و کت و شلوار پوشیدی؟

150
00:07:24,735 --> 00:07:26,404
‫به نظرم داری خاله‌بازی می‌کنی.

151
00:07:26,404 --> 00:07:30,366
‫یا شاید آماندا مک‌کوی
‫داره باهات خاله‌بازی می‌کنه.

152
00:07:30,408 --> 00:07:34,579
‫فکر کردم شاید اومده باشی
‫تا از یه لباس دیگه صحبت کنی.

153
00:07:34,620 --> 00:07:36,747
‫حس می‌کنم اون هم ایده‌ی آماندا بوده.

154
00:07:36,747 --> 00:07:39,417
‫از مصاحبه‌ی گادفری
‫واسه ردگم‌کنی استفاده کردن،

155
00:07:39,417 --> 00:07:40,835
‫خیلی به سبک کاری تو نمی‌خوره.

156
00:07:40,835 --> 00:07:42,295
‫تو از سبک کاری من خبر نداری.

157
00:07:42,295 --> 00:07:43,588
‫خب، اگه کسی دیگه تصمیمات رو می‌گیره

158
00:07:43,588 --> 00:07:45,089
‫اصلاً سبک کاری‌ای داری؟

159
00:07:45,131 --> 00:07:48,634
‫نیاز ندارم که اون کارت رو بسازه.

160
00:07:48,634 --> 00:07:51,345
‫هِی واسه خودت تکرارش کن.

161
00:07:53,973 --> 00:07:56,767
‫تو حریفِ چیزی که توی راهه نمی‌شی.

162
00:07:56,767 --> 00:08:00,646
‫پسرهات، تازه‌کارن.

163
00:08:00,646 --> 00:08:03,983
‫لوئیز هم،

164
00:08:03,983 --> 00:08:07,403
‫کاری از دستش بر نمیاد.

165
00:08:07,403 --> 00:08:09,822
‫دارم میام سراغ

166
00:08:09,822 --> 00:08:13,701
‫تمام چیزهایی که تو زندگیت دوست داشتی.

167
00:08:13,701 --> 00:08:15,953
‫و همه‌شون رو ازت جدا می‌کنم،

168
00:08:15,953 --> 00:08:20,917
‫درست جوری که قلبت رو جدا کردم.

169
00:08:22,835 --> 00:08:26,422
‫از آزادیت لذت ببر، لکس.

170
00:08:26,422 --> 00:08:29,425
‫مهلتش داره تموم می‌شه.

171
00:08:31,886 --> 00:08:34,472
‫کروات قشنگی داری.

172
00:09:16,597 --> 00:09:17,932
‫خوبی؟

173
00:09:17,932 --> 00:09:19,517
‫وقتی نبودم اتفاقی افتاد؟

174
00:09:19,517 --> 00:09:22,186
‫آماندا مک‌کوی یه کادوی دیگه
‫از لوتر آورد.

175
00:09:22,228 --> 00:09:26,482
‫ارتشِ وکلاش قراره با شکایت
‫ما رو محو کنن.

176
00:09:26,482 --> 00:09:28,901
‫باشه، پس یه راهی واسه متوقف کردنش
‫پیدا می‌کنیم.

177
00:09:28,901 --> 00:09:31,988
‫چطوری؟ شرل کیمبل مُرده.

178
00:09:31,988 --> 00:09:34,365
‫- چی؟
‫- آماندا عملاً تأییدش کرد.

179
00:09:34,365 --> 00:09:36,492
‫و بقیه یا مُردن یا وکیل گرفتن.

180
00:09:36,492 --> 00:09:39,579
‫چند ماهه دنبال این ماجرا هستیم
‫و هیچ دستاوردی نداشتیم.

181
00:09:39,620 --> 00:09:40,746
‫باختیم.

182
00:09:40,746 --> 00:09:42,915
‫وای، هی، ما نباختیم.

183
00:09:42,957 --> 00:09:44,584
‫بعد از تمام چیزهایی که گذروندیم،

184
00:09:44,584 --> 00:09:47,044
‫تشخیص سرطانت، معالجاتت، جراحی،

185
00:09:47,044 --> 00:09:50,006
‫- من مُردم.
‫- چون لوتر کشتت!

186
00:09:50,047 --> 00:09:52,341
‫حتی سوپرمن از دست اون روانی
‫در امان نبود.

187
00:09:52,341 --> 00:09:55,386
‫آره و هنوز اینجاییم،
‫دوتامون باهمدیگه.

188
00:09:55,428 --> 00:09:56,846
‫لوتر کی رو داره؟

189
00:09:56,846 --> 00:09:59,265
‫آماندا مک‌کوی رو؟

190
00:09:59,265 --> 00:10:03,352
‫من و تو، توقف‌ناپذیریم.

191
00:10:05,396 --> 00:10:07,857
‫بخش هفتم مسترکلاست، چطوری شروع می‌شه؟

192
00:10:07,857 --> 00:10:09,066
‫کلارک، خواهش می‌کنم.

193
00:10:09,066 --> 00:10:10,318
‫بیخیال، تیکه‌ی موردعلاقمه.

194
00:10:10,318 --> 00:10:11,986
‫فقط یه بار بگو.

195
00:10:12,028 --> 00:10:13,237
‫وقتی به دیوار خوردی،

196
00:10:13,237 --> 00:10:15,948
‫به غریزه‌ات اعتماد کن
‫و ببین چی‌کار کردی.

197
00:10:15,948 --> 00:10:18,075
‫و به شروع برگرد.

198
00:10:18,117 --> 00:10:19,785
‫باید به حرفش گوش کنی.
‫اون خیلی خفنه.

199
00:10:19,827 --> 00:10:21,078
‫خیلی مسخره‌ای.

200
00:10:21,120 --> 00:10:22,538
‫می‌دونم. واسه همین عاشقمی.

201
00:10:26,667 --> 00:10:29,587
‫یکم طول می‌کشه تا به این شرایط عادت کرد.

202
00:10:29,587 --> 00:10:31,464
‫آره.

203
00:10:31,464 --> 00:10:33,257
‫ببین، لوتر خیلی واضح گفت

204
00:10:33,257 --> 00:10:34,592
‫که داره میاد سراغ همه‌مون.

205
00:10:34,592 --> 00:10:35,885
‫باید مطمئن بشم که پسرها آماده‌ان

206
00:10:35,885 --> 00:10:37,887
‫تا از پس هر حرکتی که می‌خواد بزنه بر بیان.

207
00:10:37,887 --> 00:10:39,221
‫اگه لازمم داشتی بهم زنگ می‌زنی؟

208
00:10:39,221 --> 00:10:40,222
‫باشه.

209
00:10:52,818 --> 00:10:57,323
‫برگردیم به اول ماجرا.

210
00:10:57,323 --> 00:11:00,493
‫خب، خوشحالم از سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌های پیچی خوشت اومده.

211
00:11:00,493 --> 00:11:02,578
‫ممنون. بابت حمایت ممنون.

212
00:11:09,085 --> 00:11:10,503
‫هی پسرها، باید صحبت کنیم.

213
00:11:10,503 --> 00:11:13,673
‫پسرها، باید صحبت کنیم.

214
00:11:13,673 --> 00:11:15,132
‫سلام دوستان.

215
00:11:15,132 --> 00:11:18,219
‫اونجاست!

216
00:11:18,219 --> 00:11:19,428
‫ببخشید، می‌شه فقط...

217
00:11:19,428 --> 00:11:22,723
‫یه دقیقه با بچه‌هام صحبت کنم؟

218
00:11:24,350 --> 00:11:27,645
‫ممنون.

219
00:11:27,645 --> 00:11:29,105
‫اوضاع خوبه؟

220
00:11:29,105 --> 00:11:31,190
‫باید به دژ بریم.

221
00:11:31,190 --> 00:11:33,984
‫همین الان؟

222
00:11:35,986 --> 00:11:39,824
‫خب، بهتره چیزی که مردم می‌خوان رو بهشون بدیم.

223
00:11:54,839 --> 00:11:56,132
‫سلام عزیزم.

224
00:11:56,132 --> 00:11:59,218
‫می‌دونم از این کارها متنفری.

225
00:11:59,218 --> 00:12:02,221
‫ولی رخ نشون دادن
‫باید یه مدتی هیئت‌مدیره رو آروم کنه.

226
00:12:06,517 --> 00:12:10,396
‫مشکلی پیش اومده؟

227
00:12:10,438 --> 00:12:14,066
‫تو فکر نقشت در شرکت بودم.

228
00:12:21,657 --> 00:12:23,909
‫این برای توئه.

229
00:12:23,909 --> 00:12:25,745
‫چی هست؟

230
00:12:25,745 --> 00:12:29,248
‫نشونه‌ی قدردانیم.

231
00:12:34,044 --> 00:12:35,379
‫اینجوری من می‌شم...

232
00:12:35,379 --> 00:12:40,217
‫بزرگترین سهامدار شرکت لوتر، بعد از من.

233
00:12:42,803 --> 00:12:44,805
‫نمی‌دونم چی بگم.

234
00:12:44,847 --> 00:12:46,932
‫این شرکت رو از هیچ ساختم.

235
00:12:46,974 --> 00:12:49,643
‫و به قله‌های جدید رسوندیش.

236
00:12:49,643 --> 00:12:50,853
‫بعد از امروز،

237
00:12:50,853 --> 00:12:52,813
‫یکی از ثروتمندترین مردم دنیا می‌شی.

238
00:12:52,813 --> 00:12:54,231
‫ممنون.

239
00:12:54,231 --> 00:12:57,485
‫همونطور که گفتی،
‫هر سکه‌ای که در آوردی حقت بوده

240
00:13:02,364 --> 00:13:04,533
‫گمونم واقعاً تیم خوبی می‌شیم.

241
00:13:05,159 --> 00:13:06,869
‫قبلاً همه‌شون رو شکست دادیم.

242
00:13:06,869 --> 00:13:08,245
‫جوردن راست میگه.

243
00:13:08,245 --> 00:13:10,831
‫تکرار مبارزه چه کمکی بهمون می‌کنه؟

244
00:13:10,873 --> 00:13:12,500
‫نمی‌کنه.

245
00:13:12,500 --> 00:13:15,044
‫وقتی جان هنری اومد اینجا،
‫مصمم بود که من رو بکشه.

246
00:13:15,044 --> 00:13:16,587
‫آره، یادمونه.

247
00:13:16,587 --> 00:13:18,088
‫آره، ولی چیزی که نمی‌دونید
‫اینه که چقدر

248
00:13:18,088 --> 00:13:22,176
‫به موفقیت نزدیک شد.

249
00:13:22,176 --> 00:13:24,345
‫لباس جنگ جان هنری
‫به اندازه‌ی من سریعه،

250
00:13:24,345 --> 00:13:25,638
‫تسلیحات فوق پیشرفته داره،

251
00:13:25,679 --> 00:13:29,266
‫و تقریباً به اندازه‌ی من در نهایت قدرتم، قویه.

252
00:13:29,266 --> 00:13:30,768
‫و حالا دستِ لوتره.

253
00:13:30,810 --> 00:13:32,978
‫حالا تو به اندازه‌ی قبل قوی نیستی.

254
00:13:32,978 --> 00:13:35,397
‫ببینید، فقط،

255
00:13:35,439 --> 00:13:39,568
‫تمرکز کنید و بهترین ضربه‌تون رو بزنید.

256
00:13:39,568 --> 00:13:42,363
‫اول کی میره؟

257
00:13:44,615 --> 00:13:46,909
‫باشه.

258
00:14:31,245 --> 00:14:32,997
‫- بسه.
‫- چی؟

259
00:14:32,997 --> 00:14:35,457
‫- واسه‌ی امروز کافیه.
‫- ولی نه، بابا، از پسش بر میایم.

260
00:14:35,457 --> 00:14:37,877
‫فقط خواستم ببینم وضع‌تون چیه. باشه؟

261
00:14:37,877 --> 00:14:39,044
‫ببینید، چطوره برید خونه،

262
00:14:39,044 --> 00:14:41,922
‫منم بعداً اونجا می‌بینم‌تون

263
00:15:37,353 --> 00:15:40,481
‫ممنون که قبول کردی تا ببینیم.

264
00:15:40,522 --> 00:15:43,525
‫سالم به نظر میای.

265
00:15:43,525 --> 00:15:46,028
‫دکتر کو نمی‌تونست بگه
‫کامل سرطانم رفع شده،

266
00:15:46,070 --> 00:15:48,405
‫ولی معالجاتم همه‌شون انجام شدن.

267
00:15:48,405 --> 00:15:50,908
‫اون یه دکتر عالیه.

268
00:15:50,908 --> 00:15:55,079
‫همه توی بیمارستانت
‫خیلی باهام خوب بودن.

269
00:15:56,956 --> 00:15:59,583
‫برات خوشحالم.

270
00:15:59,583 --> 00:16:02,670
‫و مطمئنم اگه پیا بود هم خوشحال می‌شد

271
00:16:02,670 --> 00:16:06,548
‫تسلیت میگم.

272
00:16:06,548 --> 00:16:09,134
‫علی‌رغم همه‌چیز، پیا دوست خیلی خوبی برام بود.

273
00:16:09,134 --> 00:16:12,888
‫و بدون اون هیچوقت نمی‌تونم
‫مراحل شیمی‌درمانی رو بگذرونم.

274
00:16:12,930 --> 00:16:16,850
‫خیلی ارزشمنده

275
00:16:16,892 --> 00:16:22,231
‫ولی علت اینجا بودنت نیست.

276
00:16:22,272 --> 00:16:24,400
‫لوتر.

277
00:16:24,400 --> 00:16:27,778
‫همه‌اش میاد سراغ خانواده‌ام.

278
00:16:27,778 --> 00:16:29,989
‫خودت از زندان آزادش کردی.

279
00:16:29,989 --> 00:16:31,240
‫چه انتظاری داشتی؟

280
00:16:31,240 --> 00:16:32,950
‫اون باس ماکسی رو نکشته بود.

281
00:16:32,950 --> 00:16:34,118
‫چاره‌ای نداشتم.

282
00:16:34,159 --> 00:16:35,369
‫داشتی.

283
00:16:35,369 --> 00:16:37,079
‫فقط تصمیم اشتباه رو گرفتی.

284
00:16:37,079 --> 00:16:38,080
‫حقیقت نداره.

285
00:16:38,080 --> 00:16:40,124
‫پیا بهت هشدار داد.

286
00:16:40,124 --> 00:16:42,584
‫بهت گفت اون شیطانه.

287
00:16:42,584 --> 00:16:46,755
‫نه، حتماً باید خودت
‫جهنم رو تجربه می‌کردی.

288
00:16:46,755 --> 00:16:48,257
‫نمی‌تونستم با وجدانم کنار بیام

289
00:16:48,257 --> 00:16:49,466
‫که بابت کارِ نکرده زندانی بشه.

290
00:16:49,466 --> 00:16:50,968
‫نتیجه‌اش برات چی‌شده؟

291
00:16:50,968 --> 00:16:52,678
‫بحث من نیست. بحث خانوادمه

292
00:16:52,678 --> 00:16:55,848
‫فکر می‌کنی چرا از اول
‫واسه لوتر پاپوش درست کردیم؟

293
00:16:55,889 --> 00:16:59,560
‫کاری که داره با شما می‌کنه رو،
‫چندین سال داشت با متروپلیس جنوبی می‌کرد،

294
00:16:59,560 --> 00:17:03,564
‫به مردم پیشنهاداتی می‌داد

295
00:17:03,564 --> 00:17:06,525
‫انگار واقعاً حق انتخاب داشتن،

296
00:17:06,525 --> 00:17:10,988
‫هر کسی پیشنهادش رو رد می‌کرد رو می‌کشت،

297
00:17:10,988 --> 00:17:15,075
‫خانواده‌های خوب رو نابود می‌کرد

298
00:17:15,075 --> 00:17:19,329
‫مردم در «محله‌های خودکشی»
‫خیلی قبل از اینکه تو و سوپرمن بفهمید

299
00:17:19,329 --> 00:17:24,460
‫برای کمک فریاد می‌زدن.

300
00:17:24,460 --> 00:17:27,588
‫راست میگی.

301
00:17:27,629 --> 00:17:29,757
‫باید کارهای بیشتری می‌کردیم.

302
00:17:29,757 --> 00:17:32,968
‫و قول میدم، ازش درس می‌گیرم
‫و بهتر عمل می‌کنیم.

303
00:17:32,968 --> 00:17:35,721
‫ولی الان، تو این لحظه،
‫ازت درخواست کمک دارم.

304
00:17:35,763 --> 00:17:38,599
‫تو و شوهرت،

305
00:17:38,599 --> 00:17:42,144
‫الان فقط واسه‌ی این اهمیت میدین
‫چون روتون تأثیر می‌ذاره.

306
00:17:42,144 --> 00:17:43,437
‫جری!

307
00:17:43,437 --> 00:17:45,856
‫کارِ لوتر فقط با خانواده‌ی من تموم نمی‌شه.

308
00:17:45,856 --> 00:17:48,984
‫اگه زندانیش نکنیم،
‫واسه‌ی خیلی‌ها،

309
00:17:48,984 --> 00:17:52,029
‫خیلی عذاب درست می‌کنه،
‫از جمله تمام مردم هابز بِی.

310
00:17:52,029 --> 00:17:55,365
‫تمام چیزهای خوبی
‫که اونجا ساختید رو نابود می‌کنه.

311
00:17:55,365 --> 00:17:57,618
‫امکان نداره این رو بخوای. می‌دونم اگه پیا بود نمی‌خواست.

312
00:17:57,618 --> 00:17:58,744
‫حق نداری پای اون رو به ماجرا باز کنی.

313
00:17:58,744 --> 00:18:00,204
‫پس متیو چی؟

314
00:18:00,204 --> 00:18:02,039
‫داره میاد سراغ پسرهام.

315
00:18:02,039 --> 00:18:06,168
‫فکر می‌کنی سراغ بچه‌های تو نمیاد؟

316
00:18:10,339 --> 00:18:13,008
‫دقیقاً می‌خوای چی‌کار کنم؟

317
00:18:13,050 --> 00:18:19,556
‫با یه دروغ کمک کردی تا لوتر
‫۱۷ سال زندانی بشه.

318
00:18:19,556 --> 00:18:24,478
‫با گفتنِ حقیقت کمکم کن
‫تا واسه‌ی ابد زندانیش کنم.

319
00:18:32,778 --> 00:18:34,029
‫ظاهرش فرقی نداره.

320
00:18:34,029 --> 00:18:35,864
‫از بیرون آره.

321
00:18:35,864 --> 00:18:38,659
‫داخلش یه مسئله‌ی دیگه است.

322
00:18:38,659 --> 00:18:40,828
‫اینترفیسش رو کامل زیر و رو کردم،

323
00:18:40,869 --> 00:18:42,996
‫یه ارتقای سیستم کامل بهش دادم،
‫ارتباط بی‌سیمش رو

324
00:18:42,996 --> 00:18:45,040
‫با سیستم ماهواره‌ای شرکت لوتر
‫برقرار کردم،

325
00:18:45,040 --> 00:18:47,960
‫و در زرهش، کریپتونایت ترکیب شده.

326
00:18:47,960 --> 00:18:51,588
‫سوپرمن هرچی نزدیک‌تر بشه،
‫ضعیف‌تر می‌شه.

327
00:18:51,588 --> 00:18:53,465
‫همین؟

328
00:18:53,465 --> 00:18:57,136
‫به جز پیچ‌های آغشته به کریپتونایت.

329
00:18:57,136 --> 00:18:59,096
‫پیچ؟

330
00:18:59,096 --> 00:19:02,558
‫که سینه‌ی سوپرمن رو سوراخ کنن

331
00:19:02,599 --> 00:19:06,728
‫و قلب پیرش رو منفجر کنن.

332
00:19:06,728 --> 00:19:08,814
‫اگه می‌خوای مرد آهنین رو بکشی،

333
00:19:08,814 --> 00:19:12,109
‫راهش اینه.

334
00:19:12,109 --> 00:19:14,027
‫قابلی نداشت.

335
00:19:14,027 --> 00:19:17,197
‫راستی، تو هیچوقت
‫توی ارتش خدمت نکردی، درسته؟

336
00:19:17,197 --> 00:19:19,408
‫نه. چرا؟

337
00:19:19,449 --> 00:19:22,578
‫توی بایگانی لباس

338
00:19:22,619 --> 00:19:24,288
‫یه پرونده‌ی حذف‌شده
‫از سروان لوتر پیدا کردم.

339
00:19:24,288 --> 00:19:26,456
‫جان آیرونز خیلی نابلده.

340
00:19:26,456 --> 00:19:27,875
‫چیز دیگه‌ای هست؟

341
00:19:27,875 --> 00:19:30,460
‫یه چیز نهایی هست که باید ببینی.

342
00:19:30,502 --> 00:19:33,589
‫پرونده‌ی وزارت دفاع از پروژه‌ی آخرالزمان؟

343
00:19:33,589 --> 00:19:36,216
‫یه جور سلاحه؟

344
00:19:36,216 --> 00:19:38,594
‫مطمئناً یه سلاحه.

345
00:19:38,594 --> 00:19:42,306
‫ولی سلاح اون‌ها نیست.

346
00:19:42,306 --> 00:19:45,475
‫سلاح توئه؟

347
00:19:58,405 --> 00:20:01,909
‫برام سؤال بود که کجا رفتی.

348
00:20:03,702 --> 00:20:06,079
‫- الان کجاست؟
‫- داریوس چپل؟

349
00:20:06,079 --> 00:20:09,666
‫هرچی ازش باقی‌مونده، باید کفِ هابز بِی باشه.

350
00:20:09,666 --> 00:20:11,543
‫کسی هست با لکس مشکل داشته باشه

351
00:20:11,543 --> 00:20:13,629
‫و نمُرده باشه؟

352
00:20:13,629 --> 00:20:15,839
‫لوتر سرنخی باقی نمی‌ذاره.

353
00:20:15,839 --> 00:20:17,799
‫باید یکی باشه.

354
00:20:17,799 --> 00:20:19,718
‫لوتر همینه.

355
00:20:19,718 --> 00:20:21,553
‫من به مردمم اهمیت میدم.

356
00:20:21,553 --> 00:20:23,388
‫لکس فقط به خودش اهمیت میده.

357
00:20:23,388 --> 00:20:25,098
‫مهم نیست کی باشی،

358
00:20:25,098 --> 00:20:29,144
‫ازت استفاده می‌کنه و دور می‌اندازتت،
‫یه جوری که دیگه هم پیدا نشی.

359
00:20:29,144 --> 00:20:34,107
‫یه جورایی مثل بلایی که سر شرل کیمبل اومد.

360
00:20:34,107 --> 00:20:36,318
‫صبرکن.

361
00:20:36,360 --> 00:20:38,695
‫لوتر شرل رو کشته؟

362
00:20:38,695 --> 00:20:40,405
‫دلیل کافی براش دارم، آره.

363
00:20:40,405 --> 00:20:41,615
‫چطور؟ می‌شناختیش؟

364
00:20:41,615 --> 00:20:44,159
‫خیلی وقت پیش.

365
00:20:44,159 --> 00:20:47,788
‫شرل خیلی تند و تیز بود،
‫حسابی بانمک بود.

366
00:20:47,829 --> 00:20:49,498
‫ظرفیت نوشیدنی خوردنش هم بالا بود.

367
00:20:49,539 --> 00:20:51,124
‫واسه‌ی لوتر چی‌کار می‌کرد؟

368
00:20:51,124 --> 00:20:54,544
‫خب، با روابط زیادی
‫از ارتش خارج شد،

369
00:20:54,544 --> 00:20:56,713
‫یه سری آدم‌های خیلی گنده.

370
00:20:56,713 --> 00:20:58,966
‫اون‌ها رو با لوتر آشنا کرد

371
00:20:58,966 --> 00:21:01,635
‫تا امپراطوریش رو بسازه.

372
00:21:01,635 --> 00:21:03,595
‫ولی روابطِ شرل
‫شدن روابطِ لوتر...

373
00:21:03,595 --> 00:21:05,180
‫و دیگه نیازی به شرل نداشت.

374
00:21:05,180 --> 00:21:07,140
‫تا وقتی داشت.

375
00:21:07,182 --> 00:21:09,726
‫مجبورش کرده بود
‫یه اسم مستعار به نام گرچن کلی برداره،

376
00:21:09,726 --> 00:21:13,939
‫و با بابام بره سرِ قرار و اغفالش کنه.

377
00:21:13,939 --> 00:21:18,360
‫انجام چنین کاری با کسی که دوستت داره،

378
00:21:18,360 --> 00:21:21,029
‫حتی برای لوتر هم کار پستیه.

379
00:21:21,029 --> 00:21:22,781
‫صبرکن ببینم.

380
00:21:22,823 --> 00:21:24,825
‫شرل عاشق لوتر بوده؟

381
00:21:24,825 --> 00:21:27,411
‫قدیم‌ها تو نخِ همدیگه بودن؟

382
00:21:27,452 --> 00:21:30,414
‫فکر کنم شرل تو این فکر افتاده بود
‫که می‌تونه لوتر رو تغییر بده.

383
00:21:30,414 --> 00:21:33,750
‫حس می‌کنم شاید لوتر اون ایده رو بهش داده.

384
00:21:33,750 --> 00:21:38,880
‫کاملاً مطمئنم که اون الگو
‫داره تکرار می‌شه.

385
00:21:38,922 --> 00:21:44,344
‫نکته‌ی الگو اینه که،
‫همیشه یه جور تموم می‌شه.

386
00:21:50,225 --> 00:21:53,937
‫بابت کمکت ممنون، برونو.

387
00:21:53,937 --> 00:21:58,025
‫واقعاً بابتش سپاسگزارم.

388
00:21:59,359 --> 00:22:01,820
‫لوئیز؟

389
00:22:01,820 --> 00:22:05,449
‫خوشحالم سوپرمن برگشته.

390
00:22:05,449 --> 00:22:08,327
‫بهش بگو هنوز کار داره.

391
00:22:24,343 --> 00:22:25,927
‫چقدر طول می‌کشه تا توانایی پسرها

392
00:22:25,927 --> 00:22:27,888
‫به حد سابق من برسه؟

393
00:22:27,929 --> 00:22:29,765
‫کال، پسرهات مثل تو نیستن.

394
00:22:29,765 --> 00:22:31,099
‫چقدر طول می‌کشه؟

395
00:22:31,099 --> 00:22:34,770
‫متأسفانه هیچوقت.

396
00:22:34,770 --> 00:22:36,688
‫اگه تمرینات رو تغییر بدیم چی؟

397
00:22:36,688 --> 00:22:38,940
‫تفاوتی ایجاد نمی‌کنه.

398
00:22:38,982 --> 00:22:40,984
‫محدودیت‌هاشون ژنتیکیه.

399
00:22:40,984 --> 00:22:45,280
‫هیچ کریپتونیایی دورگه‌ای
‫نمی‌تونه به چیزی که تو بودی برسه.

400
00:22:45,280 --> 00:22:48,408
‫نباید مجبور باشن.

401
00:22:48,450 --> 00:22:52,996
‫من پدرشونم. من باید ازشون محافظت کنم.

402
00:22:52,996 --> 00:22:56,625
‫و محافظت کردی، کل زندگی‌شون.

403
00:22:56,625 --> 00:22:59,586
‫ولی دارم تواناییش رو از دست میدم
‫وقتی بیشتر از همیشه لازمش دارم.

404
00:22:59,586 --> 00:23:01,838
‫کلافگیت رو درک می‌کنم، کال.

405
00:23:01,838 --> 00:23:05,300
‫من رو یاد پدرت می‌اندازه.

406
00:23:05,300 --> 00:23:07,677
‫ولی اون ازم محافظت کرد. دوتاتون.

407
00:23:07,719 --> 00:23:09,221
‫من رو فرستادین اینجا.

408
00:23:09,262 --> 00:23:11,598
‫و سخت‌ترین تصمیم‌مون بود.

409
00:23:11,598 --> 00:23:13,308
‫وقتی کریپتون داشت می‌مرد،

410
00:23:13,350 --> 00:23:15,811
‫من و جور-اِل شب‌های بی‌قرار زیادی رو گذروندیم

411
00:23:15,852 --> 00:23:17,938
‫که راهی پیدا کنیم تا سیاره‌مون رو نجات بدیم.

412
00:23:17,938 --> 00:23:20,816
‫حاضر نشدیم تسلیم بشیم.

413
00:23:20,816 --> 00:23:23,318
‫ولی در نهایت، مجبور بودیم
‫سرنوشت‌مون رو بپذیریم.

414
00:23:23,318 --> 00:23:26,071
‫جنگیدن باعث نمی‌شد که تو

415
00:23:26,113 --> 00:23:28,990
‫از خطری که قرار بود باهاش مواجه بشیم،
‫در امان بمونی.

416
00:23:29,032 --> 00:23:33,328
‫تنها چیزی که می‌تونست ازت محافظت کنه

417
00:23:33,370 --> 00:23:37,207
‫این بود که بفرستیمت بری.

418
00:23:39,709 --> 00:23:42,170
‫منم خوشم نمیاد.

419
00:23:42,170 --> 00:23:44,089
‫نه. بابا خیلی زود از ما منصرف شد.

420
00:23:44,089 --> 00:23:45,841
‫من می‌خواستم کل روز اونجا بمونم.

421
00:23:45,882 --> 00:23:47,217
‫فایده‌اش چیه؟

422
00:23:47,217 --> 00:23:48,677
‫دیگه چیزی که می‌خواسته رو دیده.

423
00:23:48,677 --> 00:23:51,096
‫باشه خب، راستش من به خودمون ایمان دارم.

424
00:23:51,096 --> 00:23:54,474
‫جان، من مثل یه داستان عبرت‌آمیز می‌مونم.

425
00:23:54,474 --> 00:23:57,769
‫مامان و بابا خیلی مواقع بهم گفتن
‫که آماده نیستن.

426
00:23:57,769 --> 00:23:59,104
‫و می‌دونی چیه؟ راست می‌گفتن.

427
00:23:59,104 --> 00:24:00,647
‫خواهشاً دوباره افسوس‌خوری رو

428
00:24:00,647 --> 00:24:02,190
‫شروع نکن.

429
00:24:02,190 --> 00:24:04,276
‫نکردم.

430
00:24:04,276 --> 00:24:06,570
‫کل حرفم اینه که گاهی بابا درست میگه،

431
00:24:06,570 --> 00:24:10,449
‫و باید بپذیریم که چه کاری ازمون بر میاد
‫و چه کاری بر نمیاد.

432
00:24:10,449 --> 00:24:12,868
‫باشه، قبول.

433
00:24:12,868 --> 00:24:16,079
‫شاید هنوز نتونیم
‫لباسِ لوتر رو شکست بدیم.

434
00:24:16,079 --> 00:24:19,249
‫ولی به نظرت بابا می‌تونه؟

435
00:24:19,249 --> 00:24:21,126
‫نمی‌دونم.

436
00:24:21,126 --> 00:24:23,211
‫- شاید.
‫- شنیدی چی گفت.

437
00:24:23,253 --> 00:24:27,340
‫بابا گفت وقتی توی اوجش بوده،
‫لباس نزدیک بوده بکشتش.

438
00:24:27,382 --> 00:24:31,595
‫حالا که توی اوجش نیست،
‫چطوری می‌تونه شکستش بده؟

439
00:24:33,889 --> 00:24:36,600
‫اصلاً مگه کسی می‌تونه؟

440
00:24:36,600 --> 00:24:39,060
‫خیلی ریسک کردی، خانم لین.

441
00:24:39,102 --> 00:24:42,147
‫فقط اینجوری می‌تونم عزیزانم رو نجات بدم.

442
00:24:42,147 --> 00:24:44,274
‫اون هیولا پدرت رو کشت.

443
00:24:44,274 --> 00:24:47,194
‫اصلاً چی باعث شد فکر کنی
‫که می‌تونی بهش نزدیک بشی؟

444
00:24:47,194 --> 00:24:49,070
‫اون شب که بابام رو کشت،

445
00:24:49,112 --> 00:24:52,324
‫صاف بهم نگاه کرد، تقریباً انگار می‌شناختم.

446
00:24:52,324 --> 00:24:55,911
‫و بعدترش فهمیدم که یه جوری می‌شناسه.

447
00:24:55,952 --> 00:24:58,288
‫منظورت چیه؟

448
00:24:58,288 --> 00:25:01,958
‫شخصی که اون هیولا یه زمانی بوده
‫به من اهمیت می‌داده،

449
00:25:01,958 --> 00:25:05,629
‫یا به یک ورژن دیگه از من توی جهانِ دیگر.

450
00:25:05,629 --> 00:25:08,715
‫یعنی جهان حادثه‌ی آلی آلستون؟

451
00:25:08,715 --> 00:25:12,260
‫از اونجا اومده، از طریق یک شکاف در معدن‌ها.

452
00:25:13,929 --> 00:25:15,931
‫- می‌دونم کجاست.
‫- عالیه.

453
00:25:15,972 --> 00:25:19,601
‫می‌تونیم هیچوقت نریم اونجا.

454
00:25:19,643 --> 00:25:21,144
‫لباس حاضره؟

455
00:25:21,144 --> 00:25:23,813
‫فقط چند ساعت نیاز دارم
‫که کار مسلح کردنش رو تموم کنم.

456
00:25:23,813 --> 00:25:25,941
‫وقتی کارت تموم شد برام بفرستش.

457
00:25:25,982 --> 00:25:28,360
‫من میرم اسمال‌ویل.

458
00:25:28,360 --> 00:25:30,403
‫اسمال‌ویل؟

459
00:25:30,403 --> 00:25:31,988
‫چرا بخوای برگردی اونجا؟

460
00:25:31,988 --> 00:25:35,075
‫دیدن یه دوستِ قدیمی.

461
00:25:40,038 --> 00:25:41,581
‫فکرش رو نمی‌کردم بتونی لوتر رو
‫دوباره راه بندازی.

462
00:25:41,623 --> 00:25:42,916
‫زندان فشار خودش رو داشت،

463
00:25:42,916 --> 00:25:46,419
‫ولی بالأخره داریم پشت‌سر می‌ذاریمش.

464
00:25:46,419 --> 00:25:48,004
‫لوتر هیچی رو پشت‌سر نمی‌ذاره.

465
00:25:48,004 --> 00:25:49,881
‫ولی دیگه باید تا الان فهمیده باشی.

466
00:25:49,923 --> 00:25:53,969
‫به هیئت‌مدیره بگو الان میام بالا.

467
00:25:53,969 --> 00:25:56,179
‫اگه بابت شکایت اومدی...

468
00:25:56,179 --> 00:25:59,349
‫اومدم بهت هشدار بدم که در خطری.

469
00:25:59,349 --> 00:26:01,351
‫وای، واقعاً چاره‌ای برات نمونده.

470
00:26:01,393 --> 00:26:05,855
‫از شرل کیمبل چقدر می‌دونی؟

471
00:26:05,855 --> 00:26:08,316
‫می‌دونستی تویِ قدیمی بوده؟

472
00:26:08,316 --> 00:26:10,860
‫فکر کنم شرل رو زیادی دستِ بالا گرفتی.

473
00:26:10,902 --> 00:26:12,571
‫شاید.

474
00:26:12,612 --> 00:26:15,949
‫ولی می‌دونستی لکس عاشقش بوده؟

475
00:26:15,949 --> 00:26:18,994
‫یا حداقل شرل اینجوری فکر می‌کرده
‫قبل از اینکه بفهمه لکس

476
00:26:18,994 --> 00:26:21,830
‫توانایی عاشق کسی شدن رو نداره.

477
00:26:21,830 --> 00:26:23,164
‫اون مال خیلی وقت پیش بوده.

478
00:26:23,164 --> 00:26:25,041
‫ولی الگوش یکسانه.

479
00:26:25,083 --> 00:26:27,043
‫لکس شرل رو نزدیکِ خودش نگه داشته

480
00:26:27,043 --> 00:26:28,628
‫تا وقتی هرچی می‌خواسته رو ازش گرفته.

481
00:26:28,628 --> 00:26:31,214
‫بعدش...

482
00:26:31,214 --> 00:26:33,758
‫خب، دوتامون می‌دونیم در پایان
‫واسه‌ی چی ازش استفاده کرد.

483
00:26:33,758 --> 00:26:35,010
‫شرل زیادی خودش رو مهم فرض کرده بود.

484
00:26:35,010 --> 00:26:36,845
‫لکس فقط بهم پاداش داده.

485
00:26:36,845 --> 00:26:38,138
‫با پول؟

486
00:26:38,138 --> 00:26:40,098
‫واقعاً فکر می‌کنی لکس به پول اهمیت میده؟

487
00:26:40,098 --> 00:26:41,975
‫لکس حاضره تمام پول دنیا رو بهت بده.

488
00:26:41,975 --> 00:26:43,435
‫براش مهم نیست.

489
00:26:43,435 --> 00:26:45,604
‫ولی ازش یه چیزی بخواه
‫که اهمیت داره،

490
00:26:45,604 --> 00:26:47,063
‫تا بندازتت توی سطل آشغال.

491
00:26:47,063 --> 00:26:51,276
‫ببین با دختر خودش چی‌کار کرد.

492
00:26:51,276 --> 00:26:52,986
‫لکس به تو اهمیت نمیده، آماندا.

493
00:26:52,986 --> 00:26:55,071
‫ولی تو اعماق وجودت،
‫فکر کنم خودت بدونی.

494
00:26:55,113 --> 00:26:56,740
‫دیگه حرفت تموم شد؟

495
00:26:56,740 --> 00:26:59,200
‫سراغ شرل رو از لوتر بگیر.

496
00:26:59,242 --> 00:27:03,413
‫اونجوری تمام چیزهایی که لازمه بدونی رو می‌فهمی.

497
00:27:07,959 --> 00:27:09,127
‫لکس کجاست؟

498
00:27:09,127 --> 00:27:10,378
‫فکر کردم تو مسئولشی.

499
00:27:10,420 --> 00:27:12,088
‫کجاست، میلتون؟

500
00:27:12,088 --> 00:27:15,925
‫تا جایی که می‌دونم، برگشته به همون
‫کودسازیِ گاوها.

501
00:27:15,925 --> 00:27:18,428
‫اسمال‌ویل؟

502
00:27:18,428 --> 00:27:20,096
‫علتش رو گفت؟

503
00:27:20,096 --> 00:27:21,348
‫در قالب کلمات نه، ولی کاملاً مطمئنم

504
00:27:21,389 --> 00:27:25,560
‫که به اون ربط داره.

505
00:27:25,560 --> 00:27:26,770
‫در اسمال‌ویله؟

506
00:27:26,770 --> 00:27:28,938
‫ظاهراً آقا اینجوری فکر می‌کنه.

507
00:27:28,938 --> 00:27:32,776
‫ولی اون بخشی از نقشه نیست.

508
00:27:32,776 --> 00:27:36,488
‫می‌دونی، لازم نیست نابغه باشی که بدونی

509
00:27:36,529 --> 00:27:40,909
‫تو اینجا رئیس نیستی.

510
00:27:40,909 --> 00:27:43,453
‫ولی در ضمن، این حرفِ یه نابغه رو گوش کن.

511
00:27:57,884 --> 00:27:59,511
‫عزیزم، حق با تو بود.

512
00:27:59,552 --> 00:28:01,888
‫حسابی واسه‌ی این پرونده
‫بخش هفتم رو پیاده کردم،

513
00:28:01,888 --> 00:28:04,057
‫و بالأخره یه ضربه
‫به زرهِ اون زنِ بله‌قربان‌گو زدم.

514
00:28:04,057 --> 00:28:08,228
‫اگه بتونم آماندا رو قانع کنم
‫که پشتِ لوتر رو خالی کنه...

515
00:28:09,896 --> 00:28:11,648
‫اوضاع خوب پیش نرفت؟

516
00:28:11,690 --> 00:28:13,316
‫پسرها اصلاً آماده نیستن.

517
00:28:13,316 --> 00:28:16,861
‫و به گفته‌ی مامانم، هیچوقت نمی‌شن.

518
00:28:16,903 --> 00:28:19,864
‫توهین نباشه، ولی والدینت
‫چندین بار اشتباه کردن.

519
00:28:19,864 --> 00:28:22,367
‫آخه، جور-اِل بهت گفت
‫هیچوقت بچه‌دار نمی‌شیم.

520
00:28:22,367 --> 00:28:25,370
‫می‌دونم. این... فرق داره.

521
00:28:25,370 --> 00:28:27,956
‫به خاطر دی‌ان‌ای انسانی‌شون محدودیت دارن.

522
00:28:27,956 --> 00:28:30,041
‫پس یه راهی واسه‌ی دور زدنش پیدا کن.

523
00:28:30,083 --> 00:28:31,376
‫وقت نیست.

524
00:28:31,376 --> 00:28:32,961
‫لوتر ممکنه هر لحظه بهمون حمله کنه.

525
00:28:33,002 --> 00:28:36,089
‫پس چرا اومدی اینجا با من صحبت می‌کنی، کلارک؟

526
00:28:36,089 --> 00:28:38,675
‫باید دست از نگرانی درباره‌ی کارهایی که
‫جوردن و جاناتان نمی‌تونن انجام بدن برداری

527
00:28:38,675 --> 00:28:42,345
‫و بفهمی چه کارهایی رو می‌تونن انجام بدن.

528
00:28:46,433 --> 00:28:49,144
‫رفیق، از بازی کردن خسته شدم.

529
00:28:49,144 --> 00:28:51,688
‫چون سه بار پشت سرِ هم باختی؟

530
00:28:51,688 --> 00:28:54,023
‫حتماً بعد از خوردن اون همه دیپِ فرانسوی کُند شدی.

531
00:28:54,023 --> 00:28:56,276
‫همونی که رستوران ویکی مِی داره؟

532
00:28:56,276 --> 00:28:59,154
‫احتمالاً آیتم موردعلاقه‌ام
‫توی منوش باشه.

533
00:28:59,154 --> 00:29:01,698
‫با سیب‌زمینی سرخ‌کرده.

534
00:29:01,698 --> 00:29:04,159
‫ببینید، بابت قبل...

535
00:29:04,159 --> 00:29:06,035
‫می‌فهمیم.

536
00:29:06,035 --> 00:29:07,120
‫آماده نیستیم.

537
00:29:07,120 --> 00:29:08,538
‫نه، نیستید.

538
00:29:08,538 --> 00:29:13,001
‫ولی دلیل نمی‌شه
‫که دیگه تلاش نکنید.

539
00:29:13,042 --> 00:29:14,627
‫تقصیر من بود.

540
00:29:14,669 --> 00:29:17,839
‫پس چی؟ برگردیم دژ و تمرین کنیم؟

541
00:29:17,839 --> 00:29:22,385
‫شاید این بار یه کار متفاوتی انجام بدیم.

542
00:29:22,385 --> 00:29:25,346
‫بچه که بودم، کسی دیگه رو نمی‌شناختم
‫که قدرت داشته باشه.

543
00:29:25,346 --> 00:29:28,141
‫پس وقتی داشتم یاد می‌گرفتم
‫چطوری ازشون استفاده کنم، تنها بودم.

544
00:29:28,183 --> 00:29:30,268
‫تنها توی دژ تمرین کردم،

545
00:29:30,310 --> 00:29:31,978
‫تنهایی نجات‌ها رو انجام دادم.

546
00:29:32,020 --> 00:29:33,521
‫و هر وقت مبارزه می‌کردم،

547
00:29:33,563 --> 00:29:36,316
‫با هر چند نفری که می‌جنگیدم،
‫تنها بودم.

548
00:29:36,316 --> 00:29:37,901
‫فقط این رو می‌دونستم.

549
00:29:37,942 --> 00:29:40,904
‫وای، خیلی غم‌انگیزه.

550
00:29:40,904 --> 00:29:44,574
‫آره. بغلی چیزی می‌خوای؟

551
00:29:44,574 --> 00:29:46,159
‫باشه ببینید، کل حرفم اینه،

552
00:29:46,159 --> 00:29:47,911
‫شما دوتا همیشه همدیگه رو داشتید.

553
00:29:47,952 --> 00:29:50,121
‫و حالا که جان قدرت داره،
‫دوباره همدیگه رو دارید.

554
00:29:50,163 --> 00:29:53,041
‫و قدرتِ شما اینه، همدیگه.

555
00:29:53,082 --> 00:29:54,459
‫برادرانه.

556
00:29:54,459 --> 00:29:56,461
‫و به نظرم باهمدیگه، شما دوتا

557
00:29:56,503 --> 00:29:58,880
‫می‌تونید بهتر از چیزی بشید
‫که من تنهایی بودم.

558
00:29:58,880 --> 00:30:00,507
‫واقعاً اینجوری فکر می‌کنی؟

559
00:30:00,507 --> 00:30:01,508
‫آره.

560
00:30:01,549 --> 00:30:03,218
‫فقط باید به اونجا برسونیم‌تون.

561
00:30:04,719 --> 00:30:08,097
‫پس بیاید دوباره انجامش بدیم،
‫فقط این بار در مقابل من.

562
00:30:08,139 --> 00:30:13,937
‫می‌خوام تیمی کار کنید
‫و اگه تونستید یه مشت بهم بزنید.

563
00:30:13,937 --> 00:30:16,856
‫قبوله، بابا.

564
00:30:42,298 --> 00:30:45,677
‫کلارک بهت گفت دیگه برنگردی.

565
00:30:45,677 --> 00:30:48,304
‫فقط واسه یه کار نهایی اومدم.

566
00:30:48,304 --> 00:30:50,181
‫به زودی همه‌چیز تموم می‌شه.

567
00:30:50,223 --> 00:30:53,643
‫یعنی چی اونوقت؟

568
00:30:56,396 --> 00:30:59,774
‫خدانگهدار، لوئیز.

569
00:31:14,789 --> 00:31:18,459
‫کِی می‌خواستی بهم بگی که پیداش کردی؟

570
00:31:18,459 --> 00:31:20,295
‫تو باید در متروپلیس باشی.

571
00:31:20,295 --> 00:31:22,630
‫اون سهام فقط یه روش واسه سرگرم کردنم بود؟

572
00:31:22,630 --> 00:31:25,174
‫بهت گفتم، اون سهام حقت بود.

573
00:31:25,174 --> 00:31:28,469
‫این بخشی از نقشه نبود، لکس.

574
00:31:28,469 --> 00:31:32,473
‫نمی‌تونی اون موجود رو کنترل کنی.

575
00:31:32,473 --> 00:31:35,226
‫مهم نیست.

576
00:31:35,226 --> 00:31:37,478
‫پس چرا اینجایی؟

577
00:31:37,478 --> 00:31:41,149
‫به این شهر یه فرصت دادم.

578
00:31:41,149 --> 00:31:43,234
‫و اون و لوئیز رو انتخاب کردن.

579
00:31:43,234 --> 00:31:45,737
‫پس می‌خوای چی‌کار کنی؟

580
00:31:45,737 --> 00:31:51,034
‫اون موجود رو در اسمال‌ویل آزاد کنی؟

581
00:31:51,034 --> 00:31:54,579
‫بهشون میلیون‌ها دلار پیشنهاد دادم.

582
00:31:54,579 --> 00:31:58,708
‫و توی صورتم تف کردن.

583
00:31:58,750 --> 00:32:02,253
‫باید تقاص کارشون رو پس بدن.

584
00:32:02,253 --> 00:32:05,715
‫بهم گفتی وقتی از شرّ سوپرمن و لوئیز لین خلاص بشیم

585
00:32:05,715 --> 00:32:08,384
‫قضیه تموم می‌شه.

586
00:32:08,384 --> 00:32:11,679
‫حالا می‌خوای یه شهر کامل رو نابود کنی؟

587
00:32:11,679 --> 00:32:16,225
‫می‌دونی چقدر دیوانگی به نظر میاد؟

588
00:32:16,225 --> 00:32:21,856
‫این کار هیچوقت بخشی از نقشه نبود.

589
00:32:21,856 --> 00:32:24,108
‫شاید نقشه‌ی تو نبوده.

590
00:32:24,108 --> 00:32:26,444
‫ما شریکیم. نمیشه همینجوری این...

591
00:32:26,444 --> 00:32:30,031
‫من می‌تونم هر کاری بخوام بکنم!

592
00:32:30,073 --> 00:32:33,409
‫کنترل دست منه، نه تو!

593
00:32:40,750 --> 00:32:43,670
‫با شرل کیمبل همین کار رو کردی؟

594
00:32:43,670 --> 00:32:45,380
‫کاری کردی بهت حس پیدا کنه

595
00:32:45,380 --> 00:32:46,547
‫و بعد دور انداختیش؟

596
00:32:46,589 --> 00:32:47,757
‫با کی حرف زدی؟

597
00:32:47,757 --> 00:32:51,719
‫اصلاً چیزی بین ما واقعی بوده؟

598
00:32:51,719 --> 00:32:55,598
‫لوئیز.

599
00:32:55,598 --> 00:32:57,308
‫دوباره چاه رو مسموم کرده.

600
00:32:57,308 --> 00:32:59,060
‫جواب سؤال رو بده!

601
00:33:08,194 --> 00:33:11,239
‫حاضره؟

602
00:33:11,239 --> 00:33:13,825
‫بفرستش.

603
00:33:16,995 --> 00:33:20,039
‫کارمون اینجا تمومه.

604
00:33:20,039 --> 00:33:21,457
‫این کار رو نکن.

605
00:33:29,215 --> 00:33:32,468
‫لکس، خواهش می‌کنم. می‌دونم تهش چی می‌شه.

606
00:33:32,468 --> 00:33:37,015
‫اگه حقیقت داشت، اینجا نبودی.

607
00:34:07,378 --> 00:34:10,465
‫سلام، دوست قدیمی.

608
00:34:10,465 --> 00:34:14,177
‫انگار راهت رو گم کردی.

609
00:34:14,177 --> 00:34:16,637
‫من و تو، مثل همدیگه هستیم.

610
00:34:16,637 --> 00:34:20,683
‫دوتامون با درد ساخته شدیم.

611
00:34:20,683 --> 00:34:23,311
‫بهمون هدف داده.

612
00:34:23,352 --> 00:34:26,064
‫قوی‌مون کرده.

613
00:34:26,064 --> 00:34:29,358
‫قبلاً درکش می‌کردی.

614
00:34:29,358 --> 00:34:32,528
‫ولی اون زن گیجت کرد،

615
00:34:32,528 --> 00:34:34,989
‫باعث شد یادت بره چرا اینجایی.

616
00:34:37,200 --> 00:34:42,789
‫ولی می‌تونم درستش کنم
‫و به مسیرت برت گردونم.

617
00:34:42,789 --> 00:34:45,875
‫حاضری یه بار دیگه برام بمیری؟

618
00:35:02,975 --> 00:35:05,812
‫شماها می‌خواید من رو بزنید دیگه، درسته؟

619
00:35:07,188 --> 00:35:09,524
‫شاید لازمه دوباره روالش رو توضیح بدم.

620
00:35:09,524 --> 00:35:11,526
‫فقط داریم بهت آسون می‌گیریم، پیرمرد.

621
00:35:11,526 --> 00:35:15,404
‫آره. داریم خیلی به وقت خوابت نزدیک می‌شیم.

622
00:35:15,404 --> 00:35:16,864
‫اوه!

623
00:35:16,864 --> 00:35:18,491
‫این یکی رو از بَمِ بولدوزر یاد گرفتم.

624
00:35:18,533 --> 00:35:20,368
‫دوستش دارید؟ نه؟

625
00:35:20,409 --> 00:35:22,495
‫- نه.
‫- طرفدارش نیستید؟

626
00:35:28,042 --> 00:35:29,418
‫اون موجوده است.

627
00:35:29,418 --> 00:35:31,587
‫از معدن‌ها میاد.

628
00:35:31,587 --> 00:35:33,047
‫برید شهر. مامان‌تون رو پیدا کنید.

629
00:35:33,047 --> 00:35:34,924
‫- بابا، می‌تونیم کمک کنیم.
‫- اگه اون موجود بیاد بیرون،

630
00:35:34,924 --> 00:35:36,801
‫می‌خوام از مردم محافظت کنید.

631
00:35:36,843 --> 00:35:38,845
‫برید.

632
00:35:47,186 --> 00:35:49,188
‫راست می‌گفتی. لوتر از کنترل خارج شده.

633
00:35:49,188 --> 00:35:50,481
‫هیچوقت قرار نیست دست برداره.

634
00:35:50,523 --> 00:35:52,358
‫توی اسمال‌ویل چی‌کار داره؟

635
00:35:52,400 --> 00:35:55,319
‫اون هیولا رو پیدا کرده. اینجاست.

636
00:35:55,319 --> 00:35:58,614
‫معدن‌ها. می‌خواد بره خونه.

637
00:35:58,614 --> 00:36:00,199
‫لوتر می‌خواد این شهر رو نابود کنه.

638
00:36:00,199 --> 00:36:03,077
‫می‌خواد اون موجود رو به جون تمام مردم اینجا بندازه.

639
00:36:04,412 --> 00:36:06,581
‫قبلاً کشتمت.

640
00:36:06,622 --> 00:36:11,502
‫ولی این بار قراره خاص باشه.

641
00:36:18,801 --> 00:36:19,969
‫چی‌کار کردی؟

642
00:36:19,969 --> 00:36:22,805
‫فقط دارم کاری که شروع کردم رو تموم می‌کنم.

643
00:36:49,290 --> 00:36:50,833
‫مامان، اون موجود برگشته.

644
00:36:50,833 --> 00:36:51,959
‫پدرتون کجاست؟

645
00:36:51,959 --> 00:36:53,628
‫به معدن‌ها رفت تا جلوش رو بگیره.

646
00:36:53,669 --> 00:36:55,087
‫- صداش رو نمی‌شنوم
‫- منم همینطور.

647
00:36:55,087 --> 00:36:57,215
‫داره میاد.

648
00:37:10,603 --> 00:37:12,688
‫چه بلایی سرش اومده؟

649
00:37:12,688 --> 00:37:14,106
‫- به حرفم گوش کن.
‫- مامان، چی‌کار می‌کنی؟

650
00:37:14,106 --> 00:37:15,775
‫نه، این مثل سریِ پیش نیست.

651
00:37:15,775 --> 00:37:17,693
‫من رو می‌شناسی.

652
00:37:17,693 --> 00:37:20,655
‫یادته؟ من دشمنت نیستم.

653
00:37:26,619 --> 00:37:30,289
‫مامان، خوبی؟

654
00:37:30,289 --> 00:37:32,667
‫من رو نمی‌شناسه.

655
00:37:32,667 --> 00:37:34,794
‫کاری ازم بر نمیاد.

656
00:37:46,305 --> 00:37:47,848
‫باباست.

657
00:37:47,848 --> 00:37:49,517
‫می‌خواد همه رو به جای امن ببرید.

658
00:37:49,517 --> 00:37:52,520
‫زودباشید.

659
00:38:13,332 --> 00:38:15,918
‫دوستان، برید عقب.

660
00:38:15,960 --> 00:38:17,670
‫تا حد امکان از اینجا دور بشید.

661
00:38:31,058 --> 00:38:33,269
‫هی.

662
00:38:33,269 --> 00:38:35,021
‫خانم مِی.

663
00:38:35,062 --> 00:38:37,356
‫خانم مِی، چیزیت نمی‌شه.

664
00:38:43,446 --> 00:38:46,282
‫باشه.

665
00:38:48,576 --> 00:38:50,828
‫هی. بیا. این رو نگه دار.

666
00:38:50,828 --> 00:38:52,288
‫من هر وقت حمله‌ی پانیک بهم دست میده،

667
00:38:52,330 --> 00:38:55,458
‫کمکم می‌کنه که یه چیزِ سرد رو نگه دارم.

668
00:38:55,458 --> 00:38:57,918
‫باید نفس بکشی. نگام کن.

669
00:38:59,253 --> 00:39:01,797
‫نگام کن. نگام کن.

670
00:39:01,839 --> 00:39:04,967
‫از دماغ بده داخل.

671
00:39:04,967 --> 00:39:08,137
‫از دهن بده بیرون.

672
00:39:08,137 --> 00:39:11,349
‫از دماغ بده داخل.

673
00:39:11,349 --> 00:39:13,267
‫از دهن بده بیرون.

674
00:39:15,478 --> 00:39:16,979
‫بهتر شد؟

675
00:39:18,939 --> 00:39:22,109
‫باشه، چشم‌هات رو ببند.

676
00:39:53,849 --> 00:39:55,601
‫شماها خوبید؟

677
00:39:55,643 --> 00:39:57,311
‫آره.

678
00:39:57,353 --> 00:39:59,188
‫برید یه جای امن.

679
00:39:59,188 --> 00:40:01,190
‫باشه.

680
00:40:11,659 --> 00:40:14,870
‫فکر نکنم چیزی بتونه اون موجود رو بکشه.

681
00:40:14,870 --> 00:40:16,539
‫واسه‌ی همیشه نه.

682
00:40:16,539 --> 00:40:19,708
‫پس یعنی دیگه بر می‌گردی؟

683
00:40:19,708 --> 00:40:21,377
‫هنوز نه.

684
00:40:21,377 --> 00:40:25,423
‫این بار، می‌خوام با چشم‌های خودم
‫مرگِ سوپرمن رو تماشا کنم.

685
00:40:27,716 --> 00:40:29,718
‫این طرف! پناه بگیرید!

686
00:40:29,718 --> 00:40:31,554
‫این طرف! فقط یه جای امن پیدا کنید!

687
00:40:31,554 --> 00:40:33,556
‫این طرف!

688
00:40:54,577 --> 00:40:56,829
‫کلارک؟

689
00:40:59,874 --> 00:41:01,709
‫بابا.

690
00:41:01,709 --> 00:41:05,337
‫خواهش می‌کنم.

691
00:41:05,337 --> 00:41:07,423
‫همه‌تون رو دوست دارم.

692
00:41:12,219 --> 00:41:14,054
‫همیشه...

693
00:41:40,873 --> 00:41:44,043
‫گِرِگ، سرت رو تکون بده.
