﻿1
00:00:02,127 --> 00:00:03,545
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,545 --> 00:00:04,879
‫خیلی خوشحالم که تو و آقای آیرونز

3
00:00:04,879 --> 00:00:06,631
‫دارید با همدیگه وقت می‌گذرونید...
‫لایقش هستی

4
00:00:06,631 --> 00:00:09,134
‫به نظرم باید بری خارج از کشور درس بخونی

5
00:00:09,134 --> 00:00:10,343
‫واقعاً؟

6
00:00:10,343 --> 00:00:12,095
‫توی زره، پیچ‌های آغشته به کریپتونایت

7
00:00:12,095 --> 00:00:14,431
‫به کار رفته که قلبِ پیرش رو

8
00:00:14,431 --> 00:00:15,932
‫منفجر کنه

9
00:00:15,932 --> 00:00:16,975
‫ما شریکیم. نمی‌شه همین‌جوری...

10
00:00:16,975 --> 00:00:18,226
‫کنترل دست منه!

11
00:00:18,226 --> 00:00:19,811
‫نه تو!

12
00:00:19,811 --> 00:00:21,771
‫آماده‌ای یه بار دیگه برام بمیری؟

13
00:00:23,440 --> 00:00:24,858
‫اون هیولا رو پیدا کرده

14
00:00:24,858 --> 00:00:25,942
‫می‌خواد افسار اون موجود رو

15
00:00:25,942 --> 00:00:27,193
‫به روی مردم اینجا رها کنه

16
00:00:33,324 --> 00:00:34,534
‫همه‌تون رو دوست دارم

17
00:00:34,534 --> 00:00:36,119
‫کلارک؟

18
00:00:36,119 --> 00:00:37,287
‫من همیشه...

19
00:00:40,081 --> 00:00:41,583
‫امکان نداره ساده بوده باشه

20
00:00:45,211 --> 00:00:47,130
‫فقط نمی‌خوام مثل والدینم باشم

21
00:00:47,130 --> 00:00:50,216
‫و به اینجور موقعیتی نه بگم

22
00:00:50,216 --> 00:00:51,926
‫معجزه بود که گذاشتن

23
00:00:51,926 --> 00:00:53,595
‫برای دانشگاه به استن‌هوپ برم

24
00:00:53,595 --> 00:00:55,346
‫و برنامه‌اش برای کل ترمه؟

25
00:00:55,346 --> 00:00:57,057
‫کل سال

26
00:00:57,057 --> 00:00:59,350
‫نمی‌دونم من و کایل
‫چطوری می‌خوایم پولش رو بدیم،

27
00:00:59,350 --> 00:01:01,895
‫ولی یه فکریش می‌کنیم

28
00:01:01,895 --> 00:01:04,606
‫چه حسی داری که سارا خارج از کشوره؟

29
00:01:04,606 --> 00:01:05,857
‫اضطراب دارم

30
00:01:05,857 --> 00:01:07,650
‫ترسیدم

31
00:01:07,650 --> 00:01:11,488
‫ولی همچنین، براش هیجان‌زده‌ام

32
00:01:11,488 --> 00:01:15,950
‫می‌تونه کاری رو بکنه که من هیچوقت نکردم،
‫دنیا رو بگرده

33
00:01:15,950 --> 00:01:17,410
‫بازم قراره سخت باشه، می‌دونی،

34
00:01:17,410 --> 00:01:19,954
‫که نتونی هر روز دخترت رو ببینی

35
00:01:19,954 --> 00:01:24,000
‫همیشه سخته که عزیزانت رو نبینی

36
00:01:30,548 --> 00:01:31,966
‫تا سه نشه بازی نشه؟

37
00:01:36,137 --> 00:01:39,140
‫چی بود؟

38
00:01:40,517 --> 00:01:41,601
‫هی، همه از اینجا برن

39
00:01:41,601 --> 00:01:42,894
‫- برگشته
‫- نه، نه

40
00:01:42,894 --> 00:01:44,062
‫اینجا بمون. باشه؟

41
00:01:44,062 --> 00:01:45,563
‫کجا... داری میری؟

42
00:01:45,563 --> 00:01:47,023
‫اون موجود سری پیش کلارک رو کشت

43
00:01:47,023 --> 00:01:48,525
‫نمی‌ذارم دوباره اتفاق بیوفته

44
00:01:48,525 --> 00:01:49,901
‫جان!

45
00:02:27,772 --> 00:02:30,775
‫« سوپرمن و لوئیز »
‫« فصل چهارم، قسمت دهم »

46
00:02:34,946 --> 00:02:36,614
‫سرپناه پیدا کنید!

47
00:02:36,614 --> 00:02:38,950
‫پناه بگیرید!

48
00:02:38,950 --> 00:02:40,493
‫می‌بینی چی‌کار کردی؟

49
00:02:40,493 --> 00:02:42,162
‫این هیچوقت بخشی از نقشه نبود!

50
00:02:42,162 --> 00:02:43,413
‫فقط یه نقشه وجود داشته!

51
00:02:43,413 --> 00:02:45,081
‫صدمه زدن به من و خانواده‌ام

52
00:02:45,081 --> 00:02:47,500
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم. گوشش بدهکار نبود

53
00:02:47,500 --> 00:02:48,960
‫چون فکر کردی می‌تونی لکس لوتر رو درست کنی

54
00:02:48,960 --> 00:02:50,962
‫اون روانی درست شدنی نیست

55
00:02:50,962 --> 00:02:53,423
‫بهت گفتم دقیقاً همین‌جوری می‌شه،

56
00:02:53,423 --> 00:02:55,341
‫و حالا جون تمام مردم این شهر در خطره

57
00:02:55,341 --> 00:02:57,135
‫واسه همین باید برن

58
00:03:19,866 --> 00:03:21,451
‫- اینجا چی‌کار می‌کنید؟
‫- فقط قصد داریم کمک کنیم

59
00:03:21,451 --> 00:03:23,661
‫نه. آماده نیستید با اون موجود بجنگید

60
00:03:23,661 --> 00:03:24,871
‫چطوری می‌خوای جلوش رو بگیری؟

61
00:03:24,871 --> 00:03:26,206
‫- یه راهی پیدا می‌کنم
‫- بابا!

62
00:03:26,206 --> 00:03:27,916
‫همین که گفتم

63
00:03:27,916 --> 00:03:29,751
‫فقط از همه محافظت کنید

64
00:03:34,881 --> 00:03:37,175
‫جان؟

65
00:03:37,175 --> 00:03:38,968
‫جان؟

66
00:03:38,968 --> 00:03:39,969
‫چیزی نیست

67
00:03:39,969 --> 00:03:41,054
‫چیزی نشده

68
00:03:41,054 --> 00:03:42,180
‫فقط یکم شوکه شدم

69
00:03:44,724 --> 00:03:46,142
‫پهلوت

70
00:03:46,142 --> 00:03:47,560
‫حتماً افتادم روی چیزی

71
00:03:47,560 --> 00:03:48,978
‫- چیزی نیست
‫- نه...

72
00:03:48,978 --> 00:03:50,521
‫- خوبم
‫- به نظر نمیاد

73
00:03:50,521 --> 00:03:51,898
‫ببین، باید برگردم گاراژم

74
00:03:51,898 --> 00:03:53,399
‫باید بتونم یه کمکی بکنم

75
00:03:53,399 --> 00:03:54,525
‫پس باهات میام

76
00:03:54,525 --> 00:03:55,693
‫نه، لانا

77
00:03:55,693 --> 00:03:57,028
‫من شهردار اسمال‌ویل هستم

78
00:03:57,028 --> 00:03:58,154
‫مخفی نمی‌شم

79
00:03:58,154 --> 00:04:00,114
‫این بار نه

80
00:04:00,114 --> 00:04:01,115
‫باشه

81
00:04:01,115 --> 00:04:02,408
‫زودباش

82
00:04:05,036 --> 00:04:07,205
‫- پدرتون کجاست؟
‫- با اون موجود پرواز کرد

83
00:04:07,205 --> 00:04:08,790
‫- باید کمکش کنید
‫- تلاش کردیم

84
00:04:08,790 --> 00:04:10,291
‫نمی‌ذاره

85
00:04:19,175 --> 00:04:20,426
‫چی...

86
00:04:20,426 --> 00:04:22,136
‫پسرها!

87
00:04:35,483 --> 00:04:36,734
‫کلارک!

88
00:04:36,734 --> 00:04:39,070
‫کلارک، لطفاً پاشو!

89
00:04:40,405 --> 00:04:42,198
‫- کمکش کنید
‫- ولی بابا گفتش که...

90
00:04:42,198 --> 00:04:45,493
‫مهم نیست چی گفته. اون موجود می‌خواد بکشتش

91
00:04:45,493 --> 00:04:47,495
‫برادرانه

92
00:05:02,427 --> 00:05:04,095
‫بیا بگیرم

93
00:05:06,306 --> 00:05:08,474
‫یا من رو بگیر

94
00:05:18,234 --> 00:05:20,153
‫چقدر مونده تا لباس جنگ رو کامل کنی؟

95
00:05:20,153 --> 00:05:22,030
‫خیلی مونده

96
00:05:26,242 --> 00:05:27,785
‫مطمئنی خوبی؟

97
00:05:27,785 --> 00:05:30,413
‫آره، چیزی نیست

98
00:05:30,413 --> 00:05:31,581
‫چیز دیگه‌ای هست؟

99
00:05:31,581 --> 00:05:34,000
‫همه‌چیز توی وزارت دفاعه

100
00:05:34,000 --> 00:05:36,711
‫به جز نمونه‌ی اولیه‌ای
‫که من و نَت داشتیم روش کار می‌کردیم

101
00:05:41,591 --> 00:05:43,468
‫چی‌کار می‌کنه؟

102
00:05:43,468 --> 00:05:44,719
‫به هر چیز فلزی یا کریپتونایتی
‫که نزدیکش باشه می‌چسبه

103
00:05:44,719 --> 00:05:45,720
‫بعدش چی؟

104
00:05:45,720 --> 00:05:47,096
‫منفجر می‌شه

105
00:05:47,096 --> 00:05:48,431
‫چندتا ازشون داری؟

106
00:05:48,431 --> 00:05:49,849
‫همین یکیه

107
00:05:49,849 --> 00:05:51,642
‫فقط یه فرصت داری

108
00:05:51,642 --> 00:05:53,436
‫تو از چی استفاده می‌کنی؟

109
00:05:53,436 --> 00:05:57,106
‫یه چیزی که انفجار بزرگ‌تری داره

110
00:05:57,106 --> 00:05:58,274
‫کلارک

111
00:05:58,274 --> 00:05:59,317
‫کلارک، خواهش می‌کنم

112
00:05:59,317 --> 00:06:01,194
‫باید بیدار بشی

113
00:06:01,194 --> 00:06:03,029
‫خواهش می‌کنم

114
00:06:04,447 --> 00:06:05,656
‫کلارک

115
00:06:05,656 --> 00:06:06,866
‫چیه؟

116
00:06:06,866 --> 00:06:08,034
‫می‌دونم باید کجا برم

117
00:06:08,034 --> 00:06:10,203
‫رفت دنبال پسرها

118
00:06:10,203 --> 00:06:11,621
‫بهشون گفتم ازش فاصله بگیرن

119
00:06:11,621 --> 00:06:12,663
‫من بهشون گفتم که پدرشون رو نجات بدن

120
00:06:12,663 --> 00:06:13,831
‫لوئیز!

121
00:06:13,831 --> 00:06:15,166
‫داشت می‌کشتت، کلارک

122
00:06:15,166 --> 00:06:16,250
‫من پدرشونم

123
00:06:16,250 --> 00:06:17,919
‫من باید ازشون محافظت کنم

124
00:06:17,919 --> 00:06:20,004
‫اگه مُرده باشی
‫چطوری می‌خوای انجامش بدی؟

125
00:06:20,004 --> 00:06:22,131
‫پسرها دیگه توی یه حباب زندگی نمی‌کنن

126
00:06:22,131 --> 00:06:24,133
‫توی دنیای واقعی
‫با تهدیدات واقعی زندگی می‌کنن

127
00:06:24,133 --> 00:06:25,134
‫آماده نیستن

128
00:06:25,134 --> 00:06:26,636
‫تنهایی، آره

129
00:06:26,636 --> 00:06:28,346
‫ولی همدیگه رو دارن، و تو رو دارن

130
00:06:28,346 --> 00:06:31,307
‫اون هم باید کافی باشه

131
00:06:31,307 --> 00:06:34,060
‫وقتشه که بالأخره بپذیری

132
00:06:34,060 --> 00:06:36,437
‫دیگه تنهایی از پسش بر نمیای

133
00:06:36,437 --> 00:06:38,523
‫لازم نیست تنها باشه

134
00:06:38,523 --> 00:06:41,651
‫یه ایده‌ای داریم

135
00:06:53,579 --> 00:06:55,248
‫پسرها

136
00:06:55,248 --> 00:06:56,582
‫اون موجود رو به خیابون اصلی بکِشونید

137
00:06:56,582 --> 00:06:58,501
‫وقتی بهم رسیدید، جدا بشید

138
00:06:58,501 --> 00:07:00,253
‫بریم

139
00:07:18,855 --> 00:07:20,314
‫الان!

140
00:08:05,651 --> 00:08:07,320
‫آفرین

141
00:08:07,320 --> 00:08:08,404
‫مُرده؟

142
00:08:08,404 --> 00:08:09,906
‫فعلاً

143
00:08:09,906 --> 00:08:11,782
‫مگه دوباره قوی‌تر بر نمی‌گرده؟

144
00:08:11,782 --> 00:08:13,701
‫نه اگه اول به خورشید برسونمش

145
00:08:13,701 --> 00:08:15,203
‫می‌خوای به خورشید ببریش؟

146
00:08:15,203 --> 00:08:16,412
‫مثل من با خورشید ترمیم نمی‌شه

147
00:08:16,412 --> 00:08:17,622
‫خورشید ضعیفش می‌کنه

148
00:08:17,622 --> 00:08:18,623
‫اگه قبل از رسیدنت به اونجا

149
00:08:18,623 --> 00:08:21,417
‫بیدار بشه چی؟

150
00:08:21,417 --> 00:08:23,211
‫این جواب میده

151
00:08:55,368 --> 00:08:56,869
‫باید عجله کنیم

152
00:08:56,869 --> 00:08:57,912
‫وقتی لوتر بفهمه اون موجود از بین رفته،

153
00:08:57,912 --> 00:08:58,913
‫میاد سراغ‌مون

154
00:08:58,913 --> 00:09:00,081
‫سراغ همه‌مون

155
00:09:00,081 --> 00:09:01,082
‫آدم‌های زیادی هستن

156
00:09:01,082 --> 00:09:02,625
‫حتی برای لوتر

157
00:09:02,625 --> 00:09:04,835
‫آره، ولی اون کار ناتمومی باقی نمی‌ذاره

158
00:09:04,835 --> 00:09:05,836
‫مثل آماندا مک‌کوی

159
00:09:05,836 --> 00:09:07,255
‫کی؟

160
00:09:07,255 --> 00:09:08,631
‫ملکه‌ی بی‌رحمی که براش کار می‌کنه...

161
00:09:08,631 --> 00:09:10,383
‫از جیک و پوکِ لوتر با خبره

162
00:09:10,383 --> 00:09:12,301
‫اگه بهش خیانت کنه...

163
00:09:12,301 --> 00:09:16,514
‫باید آماندا رو پیدا کنی
‫و بیاریش اینجا

164
00:09:16,514 --> 00:09:19,600
‫حالا به دنیا نشون میدیم
‫که لوتر واقعاً کیه

165
00:09:27,942 --> 00:09:29,277
‫چیه؟

166
00:09:29,277 --> 00:09:30,820
‫انتظار وفاداری دارم، آماندا

167
00:09:30,820 --> 00:09:32,655
‫اون یه مسئله‌ی دو طرفه است، لکس

168
00:09:32,655 --> 00:09:34,824
‫تو وفاداری من رو داشتی

169
00:09:34,824 --> 00:09:36,325
‫تا وقتی بهم خیانت کردی

170
00:09:36,325 --> 00:09:37,535
‫بهت خیانت کردم؟

171
00:09:37,535 --> 00:09:39,203
‫من در اسمال‌ویل بودم،

172
00:09:39,203 --> 00:09:40,997
‫و تو اون موجود رو فرستادی
‫تا شهر رو نابود کنه

173
00:09:40,997 --> 00:09:43,791
‫تو هیچ اهمیتی به من نمیدی!

174
00:09:43,791 --> 00:09:44,959
‫قبلاً می‌دادم

175
00:09:44,959 --> 00:09:46,335
‫ولی هیچوقت عاشقم نبودی

176
00:09:46,335 --> 00:09:49,005
‫نمی‌تونی عاشق کسی دیگه بشی

177
00:09:49,005 --> 00:09:51,382
‫فردا اول وقت
‫از شرکت لوتر استعفا میدم

178
00:09:51,382 --> 00:09:53,759
‫می‌تونی سهامت رو پس بگیری

179
00:09:53,759 --> 00:09:55,720
‫لازم نیست

180
00:09:57,763 --> 00:09:59,432
‫خداحافظ، آماندا

181
00:10:10,651 --> 00:10:12,862
‫دارن کجا می‌برنش؟

182
00:10:12,862 --> 00:10:15,656
‫انگار برش می‌گردونن به اسمال‌ویل

183
00:10:15,656 --> 00:10:17,158
‫باید به حرفت گوش می‌کردم

184
00:10:17,158 --> 00:10:18,993
‫الان مهم نیست

185
00:10:18,993 --> 00:10:20,494
‫اگه لوتر یه بار سعی کرده بکشتت،
‫بازم تلاش می‌کنه

186
00:10:20,494 --> 00:10:22,121
‫پس باید به دنیا بگی

187
00:10:22,121 --> 00:10:24,415
‫لوتر واقعاً چه کارهایی کرده

188
00:10:24,415 --> 00:10:25,875
‫همه‌اش رو

189
00:10:25,875 --> 00:10:27,126
‫واسه همین آوردیم اینجا؟

190
00:10:27,126 --> 00:10:28,878
‫که یه جور اعترافی بکنم؟

191
00:10:28,878 --> 00:10:30,588
‫مردم به خاطر دروغ‌های تو
‫حرف من رو باور نمی‌کنن،

192
00:10:30,588 --> 00:10:33,049
‫- ولی حرف تو رو باور نمی‌کنن
‫- لوئیز...

193
00:10:33,049 --> 00:10:35,134
‫تو به ساختنِ این مشکل کمک کردی،

194
00:10:35,134 --> 00:10:36,677
‫و حالا کمک می‌کنی تا درستش کنیم

195
00:10:36,677 --> 00:10:38,721
‫پخش زنده آماده است

196
00:10:38,721 --> 00:10:40,222
‫وقتی بریم روی آنتن، کار لوتر تمومه

197
00:10:40,222 --> 00:10:41,557
‫بازی تموم می‌شه

198
00:10:41,557 --> 00:10:42,725
‫لکس سعی می‌کنه جلومون رو بگیره

199
00:10:42,725 --> 00:10:43,809
‫پسرهام سرعتش رو کم می‌کنن

200
00:10:43,809 --> 00:10:45,311
‫زمانی که نیاز داریم رو بهمون بده

201
00:10:45,311 --> 00:10:47,229
‫اون لباس کاملاً ارتقا یافته

202
00:10:47,229 --> 00:10:48,814
‫آغشته به کریپتونایته،
‫تسلیحاتش بهبود پیدا کردن،

203
00:10:48,814 --> 00:10:50,608
‫میلتون هم برای حل مشکلات باهاش در ارتباطه

204
00:10:50,608 --> 00:10:51,692
‫میلتون؟

205
00:10:51,692 --> 00:10:53,527
‫میلتون فاین

206
00:10:53,527 --> 00:10:55,863
‫متخصص تکنولوژی لکس

207
00:10:55,863 --> 00:10:57,448
‫همونیه که لباس من رو دزدیده

208
00:10:59,742 --> 00:11:01,702
‫کجاست؟

209
00:12:19,613 --> 00:12:21,031
‫لوئیز، داریم پخش می‌کنیم

210
00:12:21,031 --> 00:12:23,242
‫لوئیز لین هستم

211
00:12:23,242 --> 00:12:25,619
‫با پخش زنده‌ای از اسمال‌ویل،

212
00:12:25,619 --> 00:12:28,748
‫جایی که مورد حمله قرار گرفته، حمله‌ای از...

213
00:12:35,421 --> 00:12:37,715
‫بازم اینجوری شد؟

214
00:12:37,715 --> 00:12:38,924
‫شبکه خرابه

215
00:12:38,924 --> 00:12:40,718
‫میلتون خرابش کرده

216
00:12:43,554 --> 00:12:44,930
‫لکس داره میاد

217
00:12:46,849 --> 00:12:49,268
‫هدف پیدا شد

218
00:13:34,688 --> 00:13:37,066
‫لطفاً نکن

219
00:13:37,066 --> 00:13:39,944
‫جوردن؟

220
00:13:39,944 --> 00:13:43,864
‫گذاشتم زنده بمونی، و تو چی‌کار کردی؟

221
00:13:43,864 --> 00:13:45,741
‫فکر کردی می‌تونی سر راهم قرار بگیری؟

222
00:13:45,741 --> 00:13:51,205
‫تو ضعیف و بی‌ارزشی، درست مثل مادرت

223
00:13:51,205 --> 00:13:52,206
‫لطفاً

224
00:13:52,206 --> 00:13:54,250
‫التماس فایده نداره

225
00:13:54,250 --> 00:13:55,251
‫دیگه نه

226
00:13:55,251 --> 00:13:56,669
‫لوتر، بسه

227
00:13:56,669 --> 00:13:58,754
‫تو من رو می‌خوای، نه اون رو

228
00:13:58,754 --> 00:14:00,172
‫فکر کنم قضیه از دعوای بین من و تو

229
00:14:00,172 --> 00:14:01,882
‫فراتر رفته، لوئیز

230
00:14:01,882 --> 00:14:05,010
‫خیلی بزدلی، که لباس جنگ پوشیدی

231
00:14:05,010 --> 00:14:07,137
‫تا با پسر شونزده ساله‌ی من مبارزه کنی

232
00:14:07,137 --> 00:14:08,931
‫پسر تو که قدرت داره

233
00:14:08,931 --> 00:14:10,558
‫کلارک قدرت نداشت
‫وقتی توی خیابون

234
00:14:10,558 --> 00:14:11,892
‫حسابی به خدمتت رسید

235
00:14:11,892 --> 00:14:15,020
‫دهنت رو ببند

236
00:14:15,020 --> 00:14:16,981
‫چطوره دیگه کاری به خانواده‌ام نداشته باشی

237
00:14:16,981 --> 00:14:18,524
‫و بیای سراغ خودم؟

238
00:14:18,524 --> 00:14:20,609
‫اونقدر ازم می‌ترسی؟

239
00:14:20,609 --> 00:14:22,403
‫اینقدر از یه زن می‌ترسی
‫که باید به همه بپری

240
00:14:22,403 --> 00:14:24,905
‫به جز خودش؟

241
00:14:24,905 --> 00:14:26,991
‫همینجا می‌کشمت

242
00:14:26,991 --> 00:14:29,618
‫پس بکش!

243
00:14:29,618 --> 00:14:31,203
‫من ازت نمی‌ترسم، ولی تو

244
00:14:31,203 --> 00:14:32,913
‫همیشه از من وحشت داشتی

245
00:14:32,913 --> 00:14:34,498
‫وقتشه بمیری، لوئیز

246
00:14:44,300 --> 00:14:45,217
‫عزیزم، خوبی؟

247
00:14:45,217 --> 00:14:47,052
‫صدای جان رو نمی‌شنوم

248
00:14:47,052 --> 00:14:48,512
‫لوئیز!

249
00:14:49,805 --> 00:14:51,765
‫کارمون تموم نشده

250
00:14:55,477 --> 00:14:58,856
‫نمی‌تونید جلوم رو بگیرید!

251
00:14:58,856 --> 00:15:01,233
‫نه، ولی اون می‌تونه

252
00:15:09,241 --> 00:15:10,784
‫برادرت رو پیدا کن

253
00:15:10,784 --> 00:15:11,911
‫باشه

254
00:15:37,394 --> 00:15:39,104
‫جان؟

255
00:15:39,104 --> 00:15:40,439
‫هی

256
00:15:40,439 --> 00:15:41,440
‫جان

257
00:15:41,440 --> 00:15:42,650
‫بیدار شو

258
00:15:42,650 --> 00:15:43,776
‫جان

259
00:15:46,528 --> 00:15:47,529
‫جان؟

260
00:15:47,529 --> 00:15:49,198
‫بیدار شو

261
00:15:49,198 --> 00:15:50,950
‫بیدار شو!

262
00:15:50,950 --> 00:15:53,744
‫زود باش

263
00:15:53,744 --> 00:15:55,204
‫جان

264
00:15:55,204 --> 00:15:56,622
‫بیدار شو

265
00:15:56,622 --> 00:15:58,749
‫زود باش، جان

266
00:15:58,749 --> 00:16:00,000
‫نباید بمیری

267
00:16:00,000 --> 00:16:03,379
‫بیدار شو! بیدار شو!

268
00:16:15,683 --> 00:16:18,560
‫یعنی چی؟

269
00:16:18,560 --> 00:16:19,979
‫تو زنده‌ای

270
00:16:19,979 --> 00:16:22,314
‫الان منفجرم کردی؟

271
00:16:28,320 --> 00:16:30,906
‫لطفاً ترکم نکن

272
00:16:30,906 --> 00:16:33,033
‫قول میدم نکنم

273
00:16:40,666 --> 00:16:42,876
‫تو!

274
00:16:42,876 --> 00:16:45,045
‫بمیر!

275
00:16:47,089 --> 00:16:49,675
‫مرگ سوپرمن...

276
00:16:49,675 --> 00:16:51,969
‫چیزی نیست که هر روز ببینیش

277
00:16:54,304 --> 00:16:56,932
‫ولی بعداً که می‌تونم ببینمش

278
00:16:56,932 --> 00:16:58,225
‫تکون نخور. تکون نخور

279
00:16:58,225 --> 00:16:59,852
‫دست‌هات رو ببر بالا

280
00:17:01,562 --> 00:17:02,688
‫تو لباسم رو دزدیدی

281
00:17:02,688 --> 00:17:04,481
‫لباست رو؟

282
00:17:04,481 --> 00:17:07,067
‫ممکنه مشخصاتش رو بهم بگی؟

283
00:17:07,067 --> 00:17:08,652
‫آخ

284
00:17:08,652 --> 00:17:10,237
‫اون لباس رو میگی؟

285
00:17:10,237 --> 00:17:11,822
‫ببخشید. شرمنده

286
00:17:11,822 --> 00:17:16,160
‫حالا دقیقاً کاری که بهت میگم رو می‌کنی

287
00:17:16,160 --> 00:17:17,619
‫برق برگشت

288
00:17:17,619 --> 00:17:19,538
‫موفق شد

289
00:17:19,538 --> 00:17:21,123
‫- برو دوربین رو آماده کن
‫- مامان!

290
00:17:21,331 --> 00:17:23,333
‫داره با لوتر مبارزه می‌کنه

291
00:17:25,252 --> 00:17:27,713
‫بمیر!

292
00:17:27,713 --> 00:17:29,965
‫چرا نمی‌میری؟

293
00:17:56,158 --> 00:17:57,785
‫پیچ‌های کریپتونایتی غیر فعال شدن

294
00:17:57,785 --> 00:18:02,081
‫تو و تمام خانواده‌ی کوفتیت رو می‌کشم!

295
00:18:02,081 --> 00:18:03,999
‫قبلاً بهت گفتم، لوتر

296
00:18:03,999 --> 00:18:07,544
‫دیگه هیچوقت به کسی دیگه صدمه نمی‌زنی

297
00:18:14,635 --> 00:18:16,053
‫اومدی سراغ زنم

298
00:18:19,932 --> 00:18:21,391
‫خانواده‌ام

299
00:18:25,270 --> 00:18:26,814
‫شهرم

300
00:18:32,653 --> 00:18:37,324
‫ولی دیگه تموم می‌شه!

301
00:19:34,590 --> 00:19:36,383
‫تموم شد

302
00:20:01,950 --> 00:20:03,535
‫خوشگل شدی

303
00:20:03,535 --> 00:20:05,287
‫ممنون

304
00:20:11,043 --> 00:20:13,295
‫با بزرگ‌تر شدن، یه چیزی که فهمیدم این بوده که

305
00:20:13,295 --> 00:20:16,590
‫دوستیِ واقعی سخت درست می‌شه،

306
00:20:16,590 --> 00:20:20,510
‫و پیدا کردنش تو سن بالاتر
‫کمیاب‌تر هم هست

307
00:20:20,510 --> 00:20:22,971
‫ولی من دوستیِ واقعی رو دو بار پیدا کردم

308
00:20:22,971 --> 00:20:26,808
‫هم با لانا و هم جان هنری

309
00:20:26,808 --> 00:20:29,728
‫لانا، قاعدتاً تعریفت رو
‫از کلارک شنیده بودم،

310
00:20:29,728 --> 00:20:31,772
‫ولی تازه وقتی اومدیم اسمال‌ویل

311
00:20:31,772 --> 00:20:36,735
‫واقعاً فهمیدم که چرا اینقدر دوستت داره

312
00:20:36,735 --> 00:20:40,989
‫تو در حین نبردم با سرطان پیشم بودی

313
00:20:40,989 --> 00:20:45,494
‫پیش خانواده‌مون بودی
‫وقتی کلارک رو ازمون گرفت

314
00:20:45,494 --> 00:20:49,539
‫و همیشه هوای این جامعه رو داشتی

315
00:20:49,539 --> 00:20:54,628
‫تو، شهردار لانگ، از بهترین‌های اسمال‌ویلی

316
00:20:57,005 --> 00:21:02,135
‫و جان هنری، از وقتی به دنیامون اومدی،

317
00:21:02,135 --> 00:21:04,554
‫زندگیم مثل سابق نشده

318
00:21:04,554 --> 00:21:08,016
‫و حالا نمی‌تونم بدون تو تصورش کنم

319
00:21:08,016 --> 00:21:12,020
‫چه چیزهایی تحمل کردی،
‫حاضر بودی چه چیزهایی رو فدا کنی

320
00:21:12,020 --> 00:21:15,148
‫تا دنیایی که دنیای خودت نبود رو، امن کنی

321
00:21:15,148 --> 00:21:19,903
‫تو واقعاً یه مرد آهنین هستی

322
00:21:19,903 --> 00:21:23,448
‫و برای هرکسی که شما رو بشناسه
‫جای تعجب نداره

323
00:21:23,448 --> 00:21:27,619
‫که عاشق همدیگه بشید
‫و به همدیگه برسید

324
00:21:27,619 --> 00:21:29,204
‫آماده‌ی عهدها هستید؟

325
00:21:29,788 --> 00:21:32,374
‫- بله
‫- بله

326
00:21:32,374 --> 00:21:34,334
‫پس با قدرتی که سایت

327
00:21:34,334 --> 00:21:36,586
‫دفترخانه‌ی ازدواج کانزاس بهم داده...

328
00:21:39,715 --> 00:21:43,093
‫اکنون شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم

329
00:21:53,478 --> 00:21:55,397
‫دکتر نیستم، ولی به نظرم

330
00:21:55,397 --> 00:21:56,773
‫قراره یه پسر دیگه به دنیا بیاری

331
00:21:56,982 --> 00:21:58,483
‫لانا، می‌دونی...

332
00:21:58,483 --> 00:22:00,110
‫وقتی لوئیز داشت می‌گفت

333
00:22:00,110 --> 00:22:02,279
‫تو از بهترین‌های اسمال‌ویلی

334
00:22:02,279 --> 00:22:05,532
‫خب، هزار درصد راست میگه

335
00:22:05,532 --> 00:22:08,327
‫هستی

336
00:22:08,327 --> 00:22:10,412
‫برات خوشحالم

337
00:22:13,248 --> 00:22:17,753
‫می‌دونی، فقط می‌خواستم خوشبخت باشی

338
00:22:17,753 --> 00:22:20,630
‫خوشحالم، کایل

339
00:22:22,632 --> 00:22:24,384
‫تنهات می‌ذارم

340
00:22:33,101 --> 00:22:34,686
‫ممکنه کل عروسی به فنا بره

341
00:22:34,686 --> 00:22:36,355
‫یونان کلاس خرافه‌پرستی برداشتی؟

342
00:22:36,355 --> 00:22:38,398
‫هی، فقط دارم حقایق رو میگم

343
00:22:39,441 --> 00:22:40,609
‫خوشحالم که برگشتی

344
00:22:40,609 --> 00:22:41,818
‫آره

345
00:22:41,818 --> 00:22:44,071
‫خوشحالم که برگشتم

346
00:22:44,071 --> 00:22:48,575
‫ولی فکر نکنم زیاد بمونم

347
00:22:48,575 --> 00:22:50,118
‫اینکه سال رو توی آخر از کشور گذروندم

348
00:22:50,118 --> 00:22:51,328
‫فقط نشونم داد که اسمال‌ویل

349
00:22:51,328 --> 00:22:55,082
‫جایی نیست که بخوام تا آخر عمر توش باشم

350
00:22:55,082 --> 00:22:56,917
‫خب، فقط باید سال آخر رو

351
00:22:56,917 --> 00:22:58,585
‫به بهترین سال تبدیل کنیم

352
00:23:00,796 --> 00:23:02,881
‫تو چی؟

353
00:23:02,881 --> 00:23:07,094
‫قهرمان بودن، چیزیه که می‌خوایش؟

354
00:23:09,596 --> 00:23:11,681
‫آره

355
00:23:11,681 --> 00:23:14,017
‫می‌خوامش

356
00:23:27,155 --> 00:23:29,199
‫می‌دونم اینجا زادگاه ما نیست،

357
00:23:29,199 --> 00:23:34,704
‫ولی حس خونه رو داره

358
00:23:43,088 --> 00:23:44,714
‫آره

359
00:23:44,714 --> 00:23:49,136
‫فقط... عروسی من رو به فکر انداخت

360
00:23:49,136 --> 00:23:51,638
‫فکر چی؟

361
00:23:51,638 --> 00:23:53,515
‫بخش بعدی زندگی‌مون

362
00:23:53,515 --> 00:23:56,184
‫یعنی اینکه با همدیگه پیر و چروک بشیم؟

363
00:23:57,394 --> 00:24:01,356
‫بیشتر تو مایه‌های اینکه

364
00:24:01,356 --> 00:24:06,778
‫به نظرت سوپرمن و لوئیز
‫به خاطر چی به یاد آورده می‌شن؟

365
00:24:12,868 --> 00:24:16,663
‫دوست دارم فکر کنم به خاطر حقیقت و عدالت

366
00:24:18,039 --> 00:24:21,376
‫[جنت - درخواست تجدیدنظر لوتر رد شده]
‫[دارن با حبس ابد به زندان استرایکر برش می‌گردونن]

367
00:24:24,129 --> 00:24:25,797
‫

368
00:24:27,466 --> 00:24:30,051
‫درخواست تجدیدنظر لوتر رد شده

369
00:24:33,680 --> 00:24:35,515
‫خوش برگشتی، آقای لوتر

370
00:24:35,515 --> 00:24:38,602
‫فکر کنم وکیلم جلوتر از انتقال
‫درخواست‌هام رو فرستاده

371
00:24:38,602 --> 00:24:41,605
‫که همون شرایط اقامت قبلیت رو می‌خوای

372
00:24:41,605 --> 00:24:43,482
‫بله

373
00:24:43,482 --> 00:24:46,526
‫دریافتش کردم

374
00:24:46,526 --> 00:24:50,030
‫متأسفانه، ممکن نیست

375
00:25:04,836 --> 00:25:06,755
‫این چیه؟

376
00:25:09,633 --> 00:25:11,927
‫این سلول قدیمی من نیست

377
00:25:11,927 --> 00:25:13,470
‫نه، نیست

378
00:25:13,470 --> 00:25:19,768
‫ببین، اوضاع این اطراف تغییر کرده

379
00:25:19,768 --> 00:25:21,228
‫یک اِی

380
00:25:22,854 --> 00:25:25,649
‫قربان؟

381
00:25:25,649 --> 00:25:29,194
‫ممنون ویلیام

382
00:25:29,194 --> 00:25:31,363
‫همونطور که زندان‌بان گفت،

383
00:25:31,363 --> 00:25:34,866
‫اینجا خیلی چیزها تغییر کرده

384
00:25:34,866 --> 00:25:38,954
‫ولی یه چیز هنوز مثل قبله

385
00:25:38,954 --> 00:25:42,624
‫رئیس یه صندلی خوب نیاز داره

386
00:25:42,624 --> 00:25:45,544
‫و تو، الکساندر،

387
00:25:45,544 --> 00:25:49,297
‫صندلی خیلی خفنی می‌شی

388
00:26:01,726 --> 00:26:04,312
‫اولین باری که مُردم،

389
00:26:04,312 --> 00:26:07,023
‫چیزی جز تاریکی نبود

390
00:26:07,023 --> 00:26:10,485
‫بعدش یهو، برگشتم

391
00:26:10,485 --> 00:26:13,780
‫به خاطر فداکاری سم
‫و قلبی که بهم داد،

392
00:26:13,780 --> 00:26:16,700
‫به مدت ۳۲ سال بیشتر زندگی کردم

393
00:26:16,700 --> 00:26:19,494
‫اون بر می‌گرده

394
00:26:19,494 --> 00:26:25,375
‫وقتی قلبم رو بذارن توی بدنش، منم هستم

395
00:26:25,375 --> 00:26:29,045
‫سی و دو سال عمر بیشتر توی این دنیا

396
00:26:29,045 --> 00:26:33,008
‫ولی دنیایی که بهش برگشتم مشکل داشت

397
00:26:33,008 --> 00:26:36,511
‫مردم ایمان‌شون به همدیگه رو از دست داده بودن

398
00:26:36,511 --> 00:26:39,097
‫ایمان‌شون به بشریت رو از دست دادن

399
00:26:39,097 --> 00:26:43,560
‫دنیا احساس شکسته بودن داشت

400
00:26:43,560 --> 00:26:46,771
‫بعد از شکست لوتر،

401
00:26:46,771 --> 00:26:50,025
‫به میراثم فکر کردم،

402
00:26:50,025 --> 00:26:52,861
‫به اینکه می‌خواستم چی جا بذارم

403
00:26:55,363 --> 00:27:00,785
‫و چیزی که می‌دونستم این بود که
‫تنهایی نمی‌تونم

404
00:27:02,287 --> 00:27:04,581
‫کمک نیاز داشتم

405
00:27:04,581 --> 00:27:06,583
‫کمک از طرف خانواده‌ام

406
00:27:06,583 --> 00:27:09,836
‫کمک از طرف دوستان خوب

407
00:27:14,591 --> 00:27:16,676
‫و حتی کمک از دشمنان سابق

408
00:27:16,676 --> 00:27:19,804
‫بیست سال گذشته رو سعی کردم دنیا رو نجات بدم

409
00:27:19,804 --> 00:27:22,057
‫حالا می‌خوام کمک کنم تا درست بشه

410
00:27:25,060 --> 00:27:27,312
‫واقعاً جدیه؟

411
00:27:27,312 --> 00:27:28,480
‫بهت که گفتم

412
00:27:34,611 --> 00:27:38,198
‫نمی‌خواستم فقط قهرمانی باشم
‫که مردم رو نجات میده

413
00:27:38,198 --> 00:27:40,659
‫می‌خواستم باهاشون ارتباط برقرار کنم،

414
00:27:40,659 --> 00:27:43,578
‫که زندگی‌شون رو بهتر کنم

415
00:27:43,578 --> 00:27:46,915
‫پس من و لوئیز، یه خیریه زدیم

416
00:27:46,915 --> 00:27:49,084
‫که به نیازمندان کمک کنیم

417
00:27:49,084 --> 00:27:51,961
‫معلوم شد سلبریتی بودن‌مون یه نکته‌ی مثبت داره

418
00:27:51,961 --> 00:27:54,881
‫وقتی از مردم درخواست کمک می‌کردیم
‫به حرف‌مون گوش می‌دادن

419
00:27:54,881 --> 00:27:58,426
‫نتونستیم تمام مشکلات دنیا رو حل کنیم

420
00:27:58,426 --> 00:28:00,428
‫اصلاً
‫[سخنرانی قدرتمند لوئیز لین]

421
00:28:00,428 --> 00:28:03,431
‫ولی با گذر زمان، کمک کردیم تا عقربه
‫[سوپرمن به بی‌خانمانان غذا میده]

422
00:28:03,431 --> 00:28:05,517
‫به جهت درست در بیاد

423
00:28:05,517 --> 00:28:07,852
‫به مردم احساس امید دادیم،

424
00:28:07,852 --> 00:28:12,315
‫چیزی که خیلی وقت بود از دست رفته بود
‫[مراسم کلنگ‌زنی برای مرکز پزشکی ساموئل لین]

425
00:28:17,404 --> 00:28:20,407
‫توی خونه، زندگی خوب بود

426
00:28:23,410 --> 00:28:27,747
‫سال‌ها گذشتن و من و لوئیز پیرتر شدیم

427
00:28:32,168 --> 00:28:38,091
‫پسرها بزرگ شدن و مرد شدن

428
00:28:42,887 --> 00:28:44,514
‫کلی بچه

429
00:28:47,600 --> 00:28:50,937
‫دورشون بودن خیلی شادی‌آور بود

430
00:28:52,439 --> 00:28:54,858
‫من و لوئیز خیلی احساس خوش‌شانسی کردیم

431
00:28:58,945 --> 00:29:02,615
‫قلب‌مون لبریز بود

432
00:29:02,615 --> 00:29:05,410
‫«واقعی جوری که ساخته شدی نیست

433
00:29:05,410 --> 00:29:07,704
‫اتفاقیه که برات می‌افته»

434
00:29:07,704 --> 00:29:09,330
‫می‌خوای مسابقه بدی؟
‫بلدی چطوریه؟

435
00:29:09,330 --> 00:29:10,915
‫می‌گردونیش و میره

436
00:29:10,915 --> 00:29:12,375
‫اینجوریه و...

437
00:29:12,375 --> 00:29:15,170
‫لحظات خاص زیادی بود،

438
00:29:15,170 --> 00:29:17,255
‫هر روز یه موهبت بود

439
00:29:17,672 --> 00:29:21,593
‫تا آخر عمرش، هیچوقت یه روز هم از همدیگه جدا نبودیم

440
00:29:21,593 --> 00:29:23,636
‫این عالیه

441
00:29:29,184 --> 00:29:31,978
‫اینقدر ضعیف دیدنش سخت بود،

442
00:29:31,978 --> 00:29:34,063
‫اینکه می‌دونستم داره می‌میره

443
00:29:34,063 --> 00:29:39,903
‫چیزی نیست. من پیشتم

444
00:29:43,573 --> 00:29:47,452
‫عاشقتم، کلارک

445
00:29:51,122 --> 00:29:53,958
‫منم عاشقتم

446
00:29:58,379 --> 00:30:02,258
‫تمام چیزهای خوب زندگیم...

447
00:30:06,513 --> 00:30:09,140
‫از تو بوده

448
00:30:13,144 --> 00:30:17,065
‫ولی توی اون لحظه، درست در حالی که فوت کرد،

449
00:30:17,065 --> 00:30:20,068
‫یه اتفاقی افتاد که هیچوقت یادم نمیره

450
00:30:22,779 --> 00:30:25,156
‫بابایی؟

451
00:31:17,625 --> 00:31:21,004
‫بعدش دیگه مثل قبل نشد

452
00:31:21,004 --> 00:31:23,882
‫دوستان اکثر روزها میومدن که بهم سر بزنن

453
00:31:23,923 --> 00:31:25,925
‫[موردعلاقه‌ات]
‫[با عشق، لانا]

454
00:31:26,384 --> 00:31:29,971
‫جوردن تقریباً هر روز میومد

455
00:31:29,971 --> 00:31:31,848
‫جان هم همینطور

456
00:31:31,848 --> 00:31:34,809
‫ولی حتی با وجود تمام دوست‌هام
‫و خانواده‌ام،

457
00:31:34,809 --> 00:31:38,396
‫دنیا فقط احساس کمتر بودن داشت

458
00:31:38,396 --> 00:31:40,356
‫لوئیز کم بود

459
00:31:40,356 --> 00:31:43,484
‫و تنها بودن توی خونه‌ای که

460
00:31:43,484 --> 00:31:47,488
‫واسه‌ی مدت زیادی با هم دوتایی توش زندگی کردیم،
‫خیلی کار سختی بود

461
00:31:47,488 --> 00:31:50,033
‫پس یه سگ گرفتم

462
00:31:50,033 --> 00:31:51,743
‫سلام. هی رفیق

463
00:31:51,743 --> 00:31:54,412
‫چطوری؟ پسر خوب

464
00:31:54,412 --> 00:32:00,209
‫واقعاً چطوریه که تا حالا سگ نداشتم؟

465
00:32:00,209 --> 00:32:03,838
‫من و کریپتو، خیلی با همدیگه قدم زدیم

466
00:32:05,340 --> 00:32:07,342
‫خیلی چرت زدیم

467
00:32:10,595 --> 00:32:12,972
‫غروب‌های آفتاب زیادی رو تماشا کردیم

468
00:32:16,434 --> 00:32:19,437
‫سال‌هایی که داشتیم، خیلی ارزش داشتن

469
00:32:21,147 --> 00:32:23,399
‫بعدش، به همین راحتی...

470
00:32:23,399 --> 00:32:24,651
‫خوبی، رفیق؟

471
00:32:24,651 --> 00:32:25,944
‫قلبم کم آورد

472
00:32:25,944 --> 00:32:27,236
‫کلارک؟

473
00:32:27,236 --> 00:32:29,072
‫طعنه‌ی ماجرا توی این بود که، تقریباً

474
00:32:29,072 --> 00:32:30,573
‫همونجایی بود که بابام مُرد

475
00:32:30,573 --> 00:32:33,242
‫یکی به ۹۱۱ زنگ بزنه!

476
00:32:33,242 --> 00:32:36,412
‫به لطف کایل، اونجا نمردم،

477
00:32:36,412 --> 00:32:40,124
‫ولی زمانم داشت تموم می‌شد

478
00:32:47,131 --> 00:32:50,218
‫دومین باری که مُردم...

479
00:32:54,597 --> 00:32:58,601
‫خیلی با اولیش فرق داشت

480
00:33:09,904 --> 00:33:12,740
‫شگفت‌انگیز بود

481
00:33:28,548 --> 00:33:33,177
‫احساسی که من رو در بَر گرفت...

482
00:33:33,177 --> 00:33:36,180
‫نمی‌تونم توضیحش بدم

483
00:33:38,891 --> 00:33:43,312
‫و یهو، فهمیدم

484
00:33:43,312 --> 00:33:46,649
‫که زندگی یعنی چی

485
00:33:49,318 --> 00:33:51,446
‫شادی

486
00:34:00,079 --> 00:34:01,998
‫امید

487
00:34:28,983 --> 00:34:30,568
‫بخشش

488
00:34:39,452 --> 00:34:41,037
‫شگفتی

489
00:35:04,894 --> 00:35:07,063
‫خانواده

490
00:35:26,958 --> 00:35:29,210
‫عشق

491
00:35:31,212 --> 00:35:33,506
‫من تنها وارد این دنیا شدم

492
00:35:35,883 --> 00:35:40,304
‫و وقتی ازش رفتم، خیلی چیزها داشتم

493
00:35:40,304 --> 00:35:44,976
‫و همه‌اش به خاطر عشق بود

494
00:35:44,976 --> 00:35:49,021
‫چیزیه که باعث می‌شه زندگی
‫ارزشش رو داشته باشه

495
00:35:49,021 --> 00:35:54,110
‫هر کاری می‌تونی بکن
‫تا عشق رو پیدا کنی،

496
00:36:26,517 --> 00:36:29,562
‫گِرِگ، سرت رو تکون بده
