﻿1
00:00:02,085 --> 00:00:04,170
...آنچه گذشت

2
00:00:06,423 --> 00:00:08,299
!هر چه سریعتر برادرت رو ببر بیرون

3
00:00:08,466 --> 00:00:10,010
!همین حالا "دین"، برو

4
00:00:11,386 --> 00:00:12,554
!مری"! نه"

5
00:00:14,764 --> 00:00:16,725
.بابا رفته شکار

6
00:00:16,891 --> 00:00:18,768
.و چند روزه خونه نیومده

7
00:00:20,437 --> 00:00:21,813
.قسم خوردم شکار رو بذارم کنار

8
00:00:22,564 --> 00:00:24,399
.تنهایی از پسش برنمیام

9
00:00:26,443 --> 00:00:27,527
.کلی کار داریم

10
00:00:28,445 --> 00:00:30,655
.این با ارزشترین دارایی باباست

11
00:00:30,822 --> 00:00:33,283
،هر چیزی که درمورد شیاطین می‌دونه
.اینجاست

12
00:00:33,450 --> 00:00:35,368
فکر کنم می‌خواد کاری که شروع کرده رو
.ادامه بدیم

13
00:00:35,535 --> 00:00:38,413
،نجات مردم، شکار کردن
.شغل خانوادگی

14
00:00:38,580 --> 00:00:41,916
.باید قاتل "جسیکا" رو پیدا کنم
.تنها چیزیه که می‌تونم بهش فکر کنم

15
00:00:42,083 --> 00:00:44,878
سم" می‌دونی که قراره بابا رو پیدا کنیم، خب؟"

16
00:00:45,587 --> 00:00:47,255
.آره، می‌دونم

17
00:00:56,639 --> 00:00:59,768
خب، نوبت توئه. جرئت یا حقیقت؟ -
.حقیقت -

18
00:01:00,143 --> 00:01:02,020
می‌خوای "بنجی سوارتز" رو ببری؟

19
00:01:03,146 --> 00:01:06,191
.جرئت -
.باشه، چه ضایع -

20
00:01:06,357 --> 00:01:08,485
...باید

21
00:01:08,651 --> 00:01:10,737
."توی دستشویی بگی "مری خونین

22
00:01:11,237 --> 00:01:13,239
این بهترین چیزیه که می‌تونی بگی؟

23
00:01:13,406 --> 00:01:14,783
مری خونین" کیه؟"

24
00:01:14,949 --> 00:01:16,701
.یه جادوگره

25
00:01:16,868 --> 00:01:19,037
شنیدم که یه زنیه که
.توی تصادف کشته شده

26
00:01:19,245 --> 00:01:20,705
.مهم نیست کیه

27
00:01:20,872 --> 00:01:24,125
موضوع اینه که، اگه اسمش رو
...سه بار توی آینه‌ی دستشویی بگی

28
00:01:24,292 --> 00:01:26,044
...ظاهر میشه

29
00:01:26,252 --> 00:01:27,754
!و چشماتون رو درمیاره

30
00:01:30,340 --> 00:01:32,717
پس چرا باید کسی اسمش رو بگه؟

31
00:01:32,884 --> 00:01:35,261
.چون واقعیت نداره

32
00:01:35,762 --> 00:01:37,430
.روشن کردن چراغ‌ها ممنوع

33
00:01:37,597 --> 00:01:40,975
.یادت باشه، سه بار

34
00:02:05,416 --> 00:02:07,335
."مری خونین"

35
00:02:08,294 --> 00:02:10,880
.خیلی احمقانه‌ست

36
00:02:13,424 --> 00:02:15,552
."مری خونین"

37
00:02:25,061 --> 00:02:26,604
."مری خونین"

38
00:02:36,823 --> 00:02:38,825
.ترسوندمت -
.خیلی آشغالین -

39
00:02:38,992 --> 00:02:40,410
..."لیلی"

40
00:02:40,577 --> 00:02:42,162
میشه یکم آروم‌تر؟

41
00:02:42,328 --> 00:02:43,371
.ببخشید، بابا

42
00:02:43,538 --> 00:02:46,249
."ببخشید آقای "شومیکر

43
00:03:23,244 --> 00:03:25,788
.تو خیلی دوسِش داری

44
00:03:26,748 --> 00:03:29,375
.هی، دیوونه
دارین خوش می‌گذرونین؟

45
00:03:29,542 --> 00:03:30,960
.تا بعد تاریکی بیرون بودی

46
00:03:31,461 --> 00:03:33,254
.ممنون، پدر

47
00:04:14,420 --> 00:04:15,588
چرا "سم"؟

48
00:04:16,631 --> 00:04:17,757
!نه

49
00:04:17,757 --> 00:04:18,675
چرا "سم"؟ چرا "سم"؟

50
00:04:18,841 --> 00:04:20,009
!سم"، بیدار شو"

51
00:04:28,351 --> 00:04:30,812
.فرض کن که داشتم کابوس می‌دیدم

52
00:04:31,020 --> 00:04:33,106
.آره. یکی دیگه

53
00:04:36,025 --> 00:04:37,735
.هی، حداقل یکم خوابیدم

54
00:04:37,902 --> 00:04:40,738
،دیر یا زود
.باید در این باره حرف بزنیم

55
00:04:40,905 --> 00:04:42,407
رسیدیم؟ -
.آره -

56
00:04:42,573 --> 00:04:44,867
.به "تولیدو، اوهایو" خوش اومدی

57
00:04:48,037 --> 00:04:50,081
فکر می‌کنی واقعا
چه اتفاقی برای این یارو افتاده؟

58
00:04:50,373 --> 00:04:52,583
.همین رو می‌خوایم بفهمیم

59
00:04:54,460 --> 00:04:56,045
.بریم

60
00:05:27,702 --> 00:05:30,163
می‌تونم کمکتون کنم؟ -
...آره، ما -

61
00:05:30,330 --> 00:05:31,622
.دانشجوی پزشکی هستیم

62
00:05:31,789 --> 00:05:34,042
ببخشید؟ -
...اوه، دکتر -

63
00:05:34,208 --> 00:05:35,877
فیکلوویچ" بهتون نگفته؟"

64
00:05:36,085 --> 00:05:37,754
.ما تلفنی باهاش حرف زدیم

65
00:05:37,920 --> 00:05:39,088
.ما اهل ایالت "اوهایو" هستیم

66
00:05:39,255 --> 00:05:42,383
قرار بود که جسد "شومیکر" رو
.بهمون نشون بده. برای مقاله‌مون

67
00:05:42,592 --> 00:05:45,011
.خب، متاسفم. رفته ناهار -
.اوه -

68
00:05:45,219 --> 00:05:48,389
...خب، اون گفت
.خب، می‌دونین، مهم نیست

69
00:05:48,598 --> 00:05:51,517
میشه شما جسد رو نشون‌مون بدین؟ -
.متاسفم، نمی‌تونم -

70
00:05:51,684 --> 00:05:54,854
.یه ساعت دیگه دکتر برمی‌گرده
.می‌تونید منتظرش باشید، اگه بخواید

71
00:05:55,021 --> 00:05:56,856
!یه ساعت؟ اووه

72
00:05:57,023 --> 00:05:59,692
.تا اون موقع باید به "کولومبوس" برگردیم

73
00:06:00,109 --> 00:06:01,736
.ببینید، این مقاله نصف نمره‌مونه

74
00:06:01,903 --> 00:06:04,822
...پس اگه میشه کمکمون کنید -
.ببین، مرد -

75
00:06:04,989 --> 00:06:06,157
.نه

76
00:06:08,034 --> 00:06:10,286
...به خدا قسم، فکش رو میارم پایین

77
00:06:23,800 --> 00:06:25,468
.دنبالم بیاید

78
00:06:28,805 --> 00:06:30,181
.رفیق، من اون پول رو بدست آوردم

79
00:06:30,348 --> 00:06:31,974
.توی بازی پوکر اونو برنده شدی

80
00:06:32,141 --> 00:06:33,476
.آره

81
00:06:33,643 --> 00:06:35,853
خب، روزنامه نوشته بود
.دخترش اونو پیدا کرده

82
00:06:36,020 --> 00:06:37,563
.گفت چشماش خونریزی داشته

83
00:06:37,730 --> 00:06:41,359
.بیشتر از اون
.عملا از حدقه در اومده

84
00:06:44,070 --> 00:06:45,863
نشونه‌ای از درگیری نبوده؟

85
00:06:46,030 --> 00:06:48,324
که شاید کسی این کارو باهاش کرده باشه؟ -
.نه -

86
00:06:48,491 --> 00:06:50,701
.بجز دخترش، اون کاملا تنها بوده

87
00:06:50,868 --> 00:06:53,121
علت رسمی مرگ چی بوده؟

88
00:06:53,287 --> 00:06:55,706
.دکتر مطمئن نیست
...فکر می‌کنه یه حمله‌ی شدید بوده

89
00:06:55,873 --> 00:06:57,792
.شاید یه آنوریسم

90
00:06:57,959 --> 00:07:00,086
.مطمئنا، یه چیزی تو سرش ترکیده

91
00:07:00,253 --> 00:07:03,589
منظورتون چیه؟ -
.خونریزی مغزی شدید -

92
00:07:03,756 --> 00:07:07,009
بیشتر از کسانی که دیدم
.توی جمجمه‌ش خون بود

93
00:07:07,218 --> 00:07:09,887
.اما چشماش
چی باعث همچین چیزی میشه؟

94
00:07:10,054 --> 00:07:11,305
.ممکنه مویرگ‌‌هاش پاره شده باشه

95
00:07:11,681 --> 00:07:13,850
خیلی از کسانی که سکته می‌کنن
.چشماشون خونینه

96
00:07:14,016 --> 00:07:16,394
آره، تا حالا انفجار چشم رو دیدی؟

97
00:07:16,561 --> 00:07:17,979
.این اولین بارم بود

98
00:07:18,187 --> 00:07:20,398
.اما، هی، من دکتر نیستم

99
00:07:21,190 --> 00:07:23,359
هی، می‌تونیم یه نگاهی به
گزارش پلیس بندازیم؟

100
00:07:23,526 --> 00:07:25,361
.می‌دونین، برای مقاله‌مون

101
00:07:25,987 --> 00:07:28,406
واقعا قرار نیست اونو
.نشونتون بدم

102
00:07:32,910 --> 00:07:36,330
.شاید توی موضع کاریمون نباشه
.شاید فقط یه مشکل پزشکی عجیب بوده باشه

103
00:07:36,497 --> 00:07:41,085
چند بار دیدی توی حرفه‌ی طولانی بابا
...مشکل عجیب پزشکی وجود داشته باشه

104
00:07:41,252 --> 00:07:44,464
و نشونه‌ای از مرگ فراطبیعی ناجور نباشه؟

105
00:07:44,630 --> 00:07:46,382
.تقریبا هیچ وقت

106
00:07:46,549 --> 00:07:48,676
.دقیقا -
.خیلی خب -

107
00:07:48,843 --> 00:07:50,595
.بریم با دخترش حرف بزنیم

108
00:07:59,812 --> 00:08:02,106
.فکر کنم لباسمون مناسب نیست

109
00:08:19,582 --> 00:08:22,376
تو باید "دانا" باشی، درسته؟ -
.بله -

110
00:08:23,377 --> 00:08:27,548
.سلام. واقعا متاسفیم -
.ممنون -

111
00:08:27,757 --> 00:08:30,468
.من "سم" هستم. اینم "دین"ـه

112
00:08:30,635 --> 00:08:32,887
.با پدرتون کار می‌کردیم

113
00:08:33,262 --> 00:08:36,349
جدی؟ -
...آره. این ماجرا -

114
00:08:36,516 --> 00:08:38,434
...یعنی، این اتفاق

115
00:08:39,101 --> 00:08:42,647
.فکر نکنم الان بخواد حرف بزنه -
.عیبی نداره. من خوبم -

116
00:08:43,981 --> 00:08:47,693
علائم بیماری نداشته؟
سرگیجه؟ میگرن؟

117
00:08:47,860 --> 00:08:49,612
.نه

118
00:08:49,987 --> 00:08:53,449
.بخاطر اینکه اون سکته نبوده -
.لیلی"، اینو نگو" -

119
00:08:53,616 --> 00:08:56,536
چی؟ -
.متاسفم. اون خیلی ناراحته -

120
00:08:56,702 --> 00:08:58,496
.نه، این اتفاق تصیر منه

121
00:08:58,663 --> 00:09:01,541
.عزیزم، اینطور نیست -
..."لیلی" -

122
00:09:01,707 --> 00:09:04,085
چرا همچین چیزی میگی؟

123
00:09:04,293 --> 00:09:06,212
.درست قبل اینکه بمیره، من یه چیزی گفتم

124
00:09:06,546 --> 00:09:08,881
چی گفتی؟ -
."مری خونین" -

125
00:09:09,048 --> 00:09:11,676
.سه بار توی آینه‌ی دستشویی

126
00:09:13,970 --> 00:09:15,846
.اون چشماش رو گرفت
.این کار همیشگی‌شه

127
00:09:16,013 --> 00:09:18,641
.این دلیل مرگ بابا نیست
.تقصیر تو نیست

128
00:09:18,933 --> 00:09:20,977
."فکر کنم خواهرت راست می‌گه، "لیلی

129
00:09:21,185 --> 00:09:24,063
.امکان نداره "مری خونین" باشه

130
00:09:24,730 --> 00:09:26,399
.آخه پدرت که اینو نگفته

131
00:09:26,566 --> 00:09:27,942
گفته؟

132
00:09:28,734 --> 00:09:30,570
.نه، فکر نکنم

133
00:09:55,344 --> 00:09:57,847
."افسانه‌ی "مری خونین

134
00:09:58,514 --> 00:10:01,017
بابا مدرکی مبنی بر واقعی بودنش
پیدا نکرده؟

135
00:10:01,976 --> 00:10:03,561
.نمی‌دونم

136
00:10:08,357 --> 00:10:11,611
...یعنی هر جای دیگه‌ای

137
00:10:11,777 --> 00:10:15,823
،توی تمام کشور
...بچه‌ها "مری خونین" رو بازی می‌کنن

138
00:10:15,990 --> 00:10:18,159
،و تا اونجایی که می‌دونیم
.کسی نمی‌میره

139
00:10:18,367 --> 00:10:21,412
،شاید جاهای دیگه این یه داستان باشه
.اما اینجا واقعا اتفاق می‌افته

140
00:10:21,579 --> 00:10:23,956
جایی که افسانه شروع شده؟

141
00:10:24,624 --> 00:10:28,127
...اما طبق افسانه، کسی که میگه

142
00:10:29,962 --> 00:10:32,506
کسی که اینو میگه
.این بلا سرش میاد

143
00:10:32,673 --> 00:10:34,717
.اما اینجا -
.بجاش "شومیکر" بلا سرش میاد -

144
00:10:34,884 --> 00:10:36,385
.درسته

145
00:10:36,594 --> 00:10:38,929
.تا حالا همچین چیزی نشنیدم

146
00:10:39,096 --> 00:10:41,682
با این حال اون یارو
.درست جلوی آینه مرده

147
00:10:41,891 --> 00:10:44,352
.و دختره راست میگه
...روال این افسانه اینه که

148
00:10:44,518 --> 00:10:46,520
.شخص مورد نظر چشمات رو درمیاره
(اسم مری خونین رو نمیارن که ظاهر نشه)

149
00:10:46,687 --> 00:10:48,939
.ارزش بررسی کردن داره

150
00:10:53,235 --> 00:10:54,111
شما کی هستین؟

151
00:10:54,945 --> 00:10:57,615
،همون طور که گفتیم
.ما با پدر "دانا" کار می‌کردیم

152
00:10:57,782 --> 00:11:00,409
.اون یه تاجر بود. خودش تنها کار می‌کرد

153
00:11:00,576 --> 00:11:02,161
...نه، می‌دونم. منظورم این بود که

154
00:11:02,328 --> 00:11:05,081
...و تمام اون سوال‌های عجیبی که پرسیدین

155
00:11:05,247 --> 00:11:07,249
اونا دیگه چی بودن؟

156
00:11:08,584 --> 00:11:12,046
،یا بهم می‌گین چه خبره
.یا شروع می‌کنم به فریاد زدن

157
00:11:12,213 --> 00:11:14,340
.خیلی خب -
.خیلی خب -

158
00:11:15,675 --> 00:11:17,593
فکر می‌کنیم یه اتفاقی برای
.پدر "دانا" افتاده

159
00:11:17,760 --> 00:11:19,220
.آره، یه سکته

160
00:11:19,387 --> 00:11:22,139
.این نشونه‌ی یه سکته‌ی عادی نیست

161
00:11:23,432 --> 00:11:25,643
.فکر می‌کنیم چیز دیگه‌ای بوده باشه

162
00:11:25,810 --> 00:11:29,063
مثل چی؟ -
...راستش -

163
00:11:29,271 --> 00:11:31,232
.هنوز نمی‌دونیم

164
00:11:31,691 --> 00:11:33,859
اما نمی‌خوایم برای کس دیگه‌ای
.اتفاق بیفته

165
00:11:34,068 --> 00:11:35,611
.حقیقت همینه

166
00:11:35,778 --> 00:11:38,781
...پس اگه می‌خوای فریاد بزنی

167
00:11:38,948 --> 00:11:40,157
.فریاد بزن

168
00:11:42,743 --> 00:11:43,786
شما کی هستین، پلیس؟

169
00:11:46,288 --> 00:11:48,332
.یه چیزی تو همین مایه‌ها -
.بذار یه چیزی بگم -

170
00:11:48,499 --> 00:11:50,876
...بیا. اگه به چیزی فکر کردی

171
00:11:51,085 --> 00:11:54,380
،یا تو و دوستات متوجه چیز عجیبی شدین
...یه چیز غیر عادی

172
00:11:54,588 --> 00:11:55,881
.فقط باهامون تماس بگیر

173
00:11:55,881 --> 00:11:57,925
"گفتنِ "مری خونین
.واقعا این شهر رو شکار کرده

174
00:11:58,092 --> 00:11:59,885
این یجور مدرکه، درسته؟

175
00:12:00,052 --> 00:12:01,470
.مثل یه زن محلی که بدجوری مرده

176
00:12:01,637 --> 00:12:03,556
آره اما چنین افسانه‌ی شایعی
.بررسیش سخته

177
00:12:03,723 --> 00:12:05,641
یعنی پنجاه تا نسخه
.از شخصیت واقعیش هست

178
00:12:05,808 --> 00:12:07,643
،یکیش میگه اون جادوگرده
...اون یکی میگه

179
00:12:07,810 --> 00:12:10,396
.یه عروس دارای نقص عضوه
.بازم هست

180
00:12:10,563 --> 00:12:12,022
خیلی خب پس باید دنبال چی بگردیم؟

181
00:12:12,189 --> 00:12:15,526
.هر نسخه‌ای که وجه مشترک داشته باشه
."همیشه یه زنیـه به اسم "مری

182
00:12:15,693 --> 00:12:17,903
.و همیشه جلوی یه آینه می‌میره

183
00:12:18,070 --> 00:12:21,532
،باید تو روزنامه‌ها بگردیم
...یا اسناد عمومی، هر چی که به قبل مربوط میشه

184
00:12:21,699 --> 00:12:23,909
ببینیم می‌تونیم اون "مری" مناسب رو
.پیدا کنیم یا نه

185
00:12:24,076 --> 00:12:26,829
.خب، به نظر رو مخ میاد -
...نه، اونقدر هم بد نیست -

186
00:12:27,037 --> 00:12:28,706
...از اونجایی که ما

187
00:12:30,124 --> 00:12:34,044
.حرفم رو پس می‌گیرم
.قراره خیلی رو مخ باشه

188
00:12:36,046 --> 00:12:39,467
.مطمئن نیستم
.اونا پلیس یا کاراگاهی چیزی بودن

189
00:12:39,633 --> 00:12:41,302
.هر چی که بودن، با نمک بودن

190
00:12:41,469 --> 00:12:43,512
."جیل" -
اینطور فکر نمی‌کنی؟ -

191
00:12:43,679 --> 00:12:46,098
...آره، خب، اونا بانمک بودن، اما با این حال

192
00:12:46,265 --> 00:12:49,185
فکر می‌کنی چیز خاصی
برای بابای "دانا" اتفاق افتاده باشه؟

193
00:12:49,351 --> 00:12:51,020
.شاید حق با "لیلی" بوده باشه

194
00:12:51,187 --> 00:12:53,314
.شاید "مری خونین" اومده سراغش

195
00:12:53,481 --> 00:12:55,107
.ها ها، خیلی با مزه‌ای

196
00:12:56,066 --> 00:13:01,322
.صبر کن، ببخشید
این ترسه که تو صدات بود؟

197
00:13:01,489 --> 00:13:02,573
.نه

198
00:13:03,699 --> 00:13:06,660
چارلی"، الان دارم میرم"
.جلوی آینه‌ی دستشویی

199
00:13:07,369 --> 00:13:08,954
.جیل"، بیخیال شو"

200
00:13:11,373 --> 00:13:14,627
.اوه، نه. نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم

201
00:13:14,794 --> 00:13:17,213
.می‌خوام بگمش

202
00:13:17,379 --> 00:13:20,716
..."مری خونین"، "مری خونین"

203
00:13:20,883 --> 00:13:24,386
."مری خونین"

204
00:13:25,679 --> 00:13:27,473
جیل"؟"

205
00:13:31,435 --> 00:13:33,270
!"جیل"

206
00:13:37,024 --> 00:13:39,985
.تو یه دیوونه‌ای
.فردا بهت زنگ می‌زنم

207
00:14:07,555 --> 00:14:09,849
.تو این کارو کردی

208
00:14:13,686 --> 00:14:15,187
.تو اون پسر رو کشتی

209
00:14:36,500 --> 00:14:38,294
چرا "سم"؟

210
00:14:42,006 --> 00:14:43,424
چرا گذاشتی خوابم ببره؟

211
00:14:44,049 --> 00:14:46,510
.چون من یه برادر فوق‌العاده‌م

212
00:14:47,928 --> 00:14:49,346
خب چه خوابی دیدی؟

213
00:14:50,055 --> 00:14:52,349
.شکلات و آب‌نبات چوبی

214
00:14:53,559 --> 00:14:55,936
.آره، حتما

215
00:14:58,939 --> 00:15:00,566
چیزی پیدا نکردی؟

216
00:15:00,733 --> 00:15:03,277
اوه، به جز مرحله‌ی جدیدی از درموندگی؟

217
00:15:03,444 --> 00:15:06,822
.نه. همه چیز رو بررسی کردم

218
00:15:07,740 --> 00:15:11,619
"چند تا زن محلی، به اسم "لورا" و "کاترین
.جلوی آینه دست به خودکشی زدن

219
00:15:12,328 --> 00:15:15,748
و یه آینه‌ی گنده روی یه
...کسی به اسم "دیو" افتاده، اما

220
00:15:16,582 --> 00:15:18,250
.مری" نداشتیم"

221
00:15:21,587 --> 00:15:23,464
.شاید هنوز پیداش نکرده باشی

222
00:15:24,465 --> 00:15:27,301
همینطور مرگ‌های عجیب رو هم
.توی این ناحیه بررسی کردم

223
00:15:27,468 --> 00:15:32,097
،می‌دونی، خونریزی چشم
.همچین چیزایی. چیزی نیست

224
00:15:32,264 --> 00:15:34,600
هر اتفاقی داره اینجا می‌افته
.شاید کار "مری" نیست

225
00:15:40,773 --> 00:15:42,483
الو؟

226
00:15:48,906 --> 00:15:52,576
.و اونو کف دستشویی پیداش کردن

227
00:15:52,910 --> 00:15:56,622
.و چشماش

228
00:15:57,373 --> 00:15:59,583
.از بین رفته بودن

229
00:15:59,750 --> 00:16:01,085
.متاسفم

230
00:16:02,962 --> 00:16:04,505
.و اون تکرارش کرد

231
00:16:06,173 --> 00:16:07,967
.شنیدم که داره میگه

232
00:16:09,009 --> 00:16:12,096
.اما نمی‌تونه بخاطر اون باشه

233
00:16:13,973 --> 00:16:15,641
دیوونه شدم، نه؟

234
00:16:16,976 --> 00:16:18,978
.نه. دیوونه نشدی

235
00:16:19,144 --> 00:16:22,314
.خدایا، این حس بدتری بهم میده

236
00:16:22,898 --> 00:16:24,149
.ببین

237
00:16:27,027 --> 00:16:28,904
.فکر می‌کنیم یه اتفاقی داره اینجا می‌افته

238
00:16:29,822 --> 00:16:31,824
.چیزی که نمیشه توضیحش داد

239
00:16:32,658 --> 00:16:34,660
.و قراره جلوش رو بگیریم

240
00:16:34,827 --> 00:16:37,329
.اما می‌تونیم از کمکت استفاده کنیم

241
00:16:50,467 --> 00:16:52,011
شما دنبال چی هستین؟

242
00:16:52,177 --> 00:16:54,179
به محض اینکه بفهمیم
.بهت می‌گیم

243
00:16:54,388 --> 00:16:55,681
.هی، وضعیت دید در شب

244
00:16:57,433 --> 00:17:00,144
.ممنون. عالیه

245
00:17:02,312 --> 00:17:04,481
الان شبیه "پاریس هیلتون" شدم؟

246
00:17:13,824 --> 00:17:16,785
.خب متوجه نمی‌شم
...آخه اولین قربانی

247
00:17:16,952 --> 00:17:19,872
،مری" رو احضار نکرده"
.ولی دومین قربانی احضارش کرده

248
00:17:20,039 --> 00:17:21,582
اون چطور انتخابشون می‌کنه؟

249
00:17:21,749 --> 00:17:22,916
.چه میدونم

250
00:17:26,920 --> 00:17:29,381
"می‌خوام بدونم "جیل
.اولش چی گفت

251
00:17:30,215 --> 00:17:31,633
.فقط یه شوخی بود

252
00:17:45,064 --> 00:17:47,066
یه چراغ نور نامرئی تو ماشین داشتیم، نه؟

253
00:18:05,000 --> 00:18:06,960
گری برایمن"؟"

254
00:18:08,337 --> 00:18:09,505
میدونی کیه؟

255
00:18:10,923 --> 00:18:12,049
.نه

256
00:18:19,306 --> 00:18:23,143
.پس "گری برایمن" یه پسر 8 ساله‌ست

257
00:18:23,310 --> 00:18:25,479
،دو سال پيش
.تو يه تصادفِ بزن-دَر رو کُشته شده

258
00:18:25,646 --> 00:18:28,982
...ميگن ماشيني که زده بهش يه "تويوتا" کمري مشکي بوده

259
00:18:29,149 --> 00:18:31,735
.ولي هيچکس پلاکش رو برنداشته يا راننده رو نديده

260
00:18:31,944 --> 00:18:33,695
.اُه، خداي من

261
00:18:33,862 --> 00:18:37,699
چيه؟ -
.جيل" اون ماشينُ رونده" -

262
00:18:39,034 --> 00:18:42,162
."بايد برگرديم به خونه‌ي اون دوستت "دانا

263
00:18:50,087 --> 00:18:53,966
."ليندا شوميکر"

264
00:18:55,384 --> 00:18:59,054
چرا اينا رو ازم مي‌پرسين؟ -
.ببين،شرمنده‌ايم، ولي مهمه -

265
00:19:00,013 --> 00:19:02,015
آره."ليندا" مامانمه، خب؟

266
00:19:02,766 --> 00:19:04,601
.و با قرص‌هاي خوابش اُور دوز کرد

267
00:19:04,768 --> 00:19:07,479
.يه تصادف بود، همين و بس

268
00:19:09,731 --> 00:19:11,608
.فکر کنم بايد برين -
... دانا"، فقط" -

269
00:19:11,775 --> 00:19:13,986
!از خونه‌ام برين بيرون

270
00:19:16,905 --> 00:19:18,699
.اُه،خداي من

271
00:19:18,866 --> 00:19:22,244
جداً فکر ميکني باباش ميتونسته مادرش رو بُکشه؟

272
00:19:23,036 --> 00:19:24,454
.شايد

273
00:19:24,621 --> 00:19:26,874
.فکر کنم بايد همين اطراف باشم

274
00:19:27,708 --> 00:19:29,459
... خيله‌خب.هرکاري ميکني، ن

275
00:19:29,626 --> 00:19:33,547
.باور کن، نميگم

276
00:19:36,049 --> 00:19:39,511
.وايسا، وايسا، وايسا
داري يه جستجوي کشوري ميکني؟

277
00:19:39,678 --> 00:19:43,265
.آره.کميته‌ي مليِ بچه‌هاي کار،پايگاهِ داده‌ي اف.بي.آي

278
00:19:43,432 --> 00:19:47,102
تو اين نقطه،هر "مري"اي که تو کشور
.جلوي آينه مُرده باشه به اندازه کافي برام خوبه

279
00:19:47,269 --> 00:19:50,355
،ولي اگه روحش تو شهر مياد و مي‌ره
.پس بايد تو شهر مُرده باشه

280
00:19:50,522 --> 00:19:53,233
.دارم ميگم، چيزـه محلي‌اي نيست
... چک کردم. مگه ايده‌ي بهتري داشته باشي

281
00:19:53,400 --> 00:19:56,612
.مُدلي که "مري" قرباني‌هاشُ انتخاب ميکرده،انگار يه الگو وجود داره -
.ميدونم،داشتم به همين فکر ميکردم -

282
00:19:56,778 --> 00:20:00,574
..."با آقاي "شوميکر" و بزن در روي "جيل -
.جفتشون رازهايي داشتن که توش آدم مُرده -

283
00:20:00,741 --> 00:20:03,577
.درسته،کُلي رسم اجدادي درباره آينه‌ها هست
... اينکه همه‌ي دروغ‌هاتُ نشون ميدن

284
00:20:03,785 --> 00:20:06,413
.تمام رازهات
...اينکه انعکاسِ واقعي‌اي از روح‌ت هستن

285
00:20:06,580 --> 00:20:08,373
.که واسه همين شکستن‌شون بد شانسي مياره

286
00:20:08,540 --> 00:20:09,583
.درسته، درسته

287
00:20:09,750 --> 00:20:13,962
آره، پس شايد چون يه راز داره،منظورم
... از اون کثيف‌هاشه،مثلاً يکي مُرده و "مري" ديده‌تش

288
00:20:14,129 --> 00:20:17,549
.و به‌خاطرش مجازاتت ميکنه -
.چه اوني باشي که احضارش ميکني يا نه -

289
00:20:17,758 --> 00:20:20,302
.يه نگاه به اين بنداز

290
00:20:31,813 --> 00:20:33,732
.به‌نظر همون اثر دستِ

291
00:20:33,899 --> 00:20:36,151
.اسمش "مري ورتينگتون" بوده

292
00:20:36,318 --> 00:20:39,613
."يه پرونده‌ي قتلِ حل نشده تو "فورت وِين"،"اينديانا

293
00:20:40,739 --> 00:20:44,117
.واسه 35 سال روش کار ميکردم
(فورت وين، اينديانا)

294
00:20:44,159 --> 00:20:45,661
.اکثرـه اين سال‌ها کارآگاهِ کارش بودم

295
00:20:45,827 --> 00:20:48,330
.حالا، همه با چند جور کارـه نا تموم جمعش ميکنن

296
00:20:48,497 --> 00:20:51,500
... "ولي قتلِ "مري ورتينگتون

297
00:20:52,125 --> 00:20:53,585
.هنوز رو جيگرم مونده

298
00:20:53,752 --> 00:20:55,545
دقيقاً چه اتفاقي افتاده؟

299
00:20:56,338 --> 00:20:58,298
.شما پسرها گفتين که خبرنگار هستين

300
00:20:58,465 --> 00:21:01,593
،مي‌دونيم "مري" 19 سالش بوده
.تنهايي زندگي ميکرده

301
00:21:01,760 --> 00:21:05,097
.ميدونيم چندتا مسابقه‌ي زيبايي برنده شده
... روياش بوده از "اينديانا" در بياد

302
00:21:05,264 --> 00:21:08,767
.و بازيگر بشه
... و مي‌دونيم در شب 29ـم مارس

303
00:21:08,934 --> 00:21:12,437
.يه‌نفر به زور وارد آپارتمانش شده و اونو به قتل رسونده

304
00:21:12,604 --> 00:21:15,315
.با يه چاقو چشم‌هاشُ در آورده

305
00:21:15,607 --> 00:21:16,942
.درسته

306
00:21:18,527 --> 00:21:21,029
،ببين،آقا،وقتي مي‌پرسيم چه اتفاقي افتاده
... ميخوايم بدونيم

307
00:21:21,196 --> 00:21:24,283
.خودت فکر ميکني چه اتفاقي افتاده

308
00:21:25,534 --> 00:21:28,996
،از لحاظ فني
.نبايد يه کُپي ازش داشته باشم

309
00:21:34,668 --> 00:21:36,211
... حالا

310
00:21:36,795 --> 00:21:38,213
اونو اونجا مي‌بيني؟

311
00:21:38,380 --> 00:21:41,049
حروفِ "تي.آر.اي"؟ -
.آره -

312
00:21:41,216 --> 00:21:43,719
.فکر کنم "مري" سعي ميکرده اسم قاتلش رو بنويسه

313
00:21:43,885 --> 00:21:47,222
ميدوني کي بوده؟ -
.مطمئن نيستم -

314
00:21:47,806 --> 00:21:50,517
،ولي يه مردي تو همون محل بوده
.يه جراح

315
00:21:50,684 --> 00:21:52,394
."ترور سمسون"

316
00:21:52,602 --> 00:21:54,730
.و به نظرم اون بوده که پاره‌پاره‌ش کرده

317
00:21:54,980 --> 00:21:57,190
حالا، چرا بايد همچين کاري بکنه؟

318
00:21:57,357 --> 00:22:00,193
تو دفتر خاطراتش به مردي که
.باهاش آشنا بود اشاره کرده بود

319
00:22:00,360 --> 00:22:02,863
."با اولين حرفِ اسمش اونو صدا ميکرد،"تي

320
00:22:03,030 --> 00:22:06,241
...خب، تو آخرين باري که نوشته

321
00:22:06,408 --> 00:22:09,244
.ميخواسته درمورد رابطه‌شون به زنِ "تي" بگه

322
00:22:09,411 --> 00:22:12,205
ولي از کجا ميدوني اين بابا "سمسون" اونو کُشته؟

323
00:22:12,372 --> 00:22:14,750
.گفتنش سخته

324
00:22:16,168 --> 00:22:19,588
،ولي اون مُدلي که چشم‌هاش در اومده بود
.تقريباً حرفه‌ايه

325
00:22:20,380 --> 00:22:22,090
ولي نميتوني ثابتش کني؟

326
00:22:22,257 --> 00:22:25,677
.نه. اثر انگشتي نيست، شاهدي نيست

327
00:22:25,844 --> 00:22:28,263
.قاتل وسواسي و دقيق بوده

328
00:22:28,764 --> 00:22:30,932
هنوز زنده‌ست؟

329
00:22:31,725 --> 00:22:33,518
.نوچ

330
00:22:35,145 --> 00:22:39,941
،اگه از من بپرسي
... مري" آخرين لحظات عمرشُ"

331
00:22:40,108 --> 00:22:43,278
.صرفِ برملا کردنِ رازـه اين بابا کرده

332
00:22:44,529 --> 00:22:46,907
.ولي هيچوقت نتونسته

333
00:22:47,866 --> 00:22:49,076
کجا دفن شده؟

334
00:22:50,452 --> 00:22:54,122
.نشده. سوزوندنش

335
00:22:55,791 --> 00:22:59,795
اون آينه چي؟
به‌عنوان مدرک که نبردنش جايي، بردن؟

336
00:23:00,295 --> 00:23:02,130
.نه

337
00:23:02,297 --> 00:23:06,134
.خيلي وقت پيش به خانواده‌ي "مري" برگردونده شد

338
00:23:06,468 --> 00:23:09,805
احياناً، اساميِ خانواده‌شُ ميدوني؟

339
00:23:13,809 --> 00:23:17,479
اين غريبه‌ها رو مياري خونه‌ي من و همچين چيزهايي ازم مي‌پرسن؟

340
00:23:17,687 --> 00:23:21,108
.فقط ميخواستن کمک کنن
.لطفاً، "دانا"، بايد حرفمُ باور کني

341
00:23:21,274 --> 00:23:22,984
چي؟ درمورد "مري"ـه خونين؟

342
00:23:23,193 --> 00:23:25,445
.خواهش ميکنم. مي‌دونم مسخره به‌نظر مياد

343
00:23:25,612 --> 00:23:27,781
.مسخره" حتي نزديک به توصيفشم نيست"

344
00:23:27,948 --> 00:23:30,992
اينکه خواهرم بخواد
.اين مزخرفاتُ باور کنه يه چيزه.دوازده سالشه

345
00:23:31,201 --> 00:23:32,619
ولي تو؟

346
00:23:32,786 --> 00:23:38,583
ولي جوري که بابات مُرده، خب؟
.و اون مُدلي که "جيل" مُرد

347
00:23:38,750 --> 00:23:42,170
... باشه،پس "مري" خونين

348
00:23:42,337 --> 00:23:45,674
!نه -
.مري"ـه خونين،"مري"ـه خونين" -

349
00:23:46,466 --> 00:23:48,760
.ديدي؟ هيچي نشد

350
00:23:48,927 --> 00:23:50,387
چرا اين کارُ کردي؟

351
00:23:50,554 --> 00:23:51,972
.اُه، خداي من

352
00:23:52,180 --> 00:23:55,684
.جداً يه مشکلي داري تو

353
00:24:09,197 --> 00:24:13,994
عناصري که الکترون
...از دست ميدن تبديل به يون‌هاي مثبت ميشن

354
00:24:14,161 --> 00:24:17,664
.که کوچيک‌تر از اتم‌هاي ديگه‌يِ همون عنصرـه

355
00:24:17,831 --> 00:24:24,504
.بنابراين، شعاع يوني کوچيک‌تر از شعاع اتمي‌ـه

356
00:24:28,425 --> 00:24:29,509
!"چارلي"

357
00:24:31,636 --> 00:24:33,388
!"چارلي"

358
00:24:37,517 --> 00:24:41,605
چارلي"، تمومش کن! چي شده؟"
.فقط آروم بگير

359
00:24:43,315 --> 00:24:46,651
!ولم کن برم -
!"چارلي" -

360
00:24:47,694 --> 00:24:51,406
اُه، جدي؟
."اين خيلي بده،آقاي "وارتنيگتون

361
00:24:51,615 --> 00:24:53,492
.حاضر بودم کُلي پول بابتِ اون آينه بدم

362
00:24:53,658 --> 00:24:56,328
.باشه.خب،شايد دفعه‌ي بعد
.خيله‌خب، مرسي

363
00:24:56,495 --> 00:24:58,914
خب؟ -
.خب برادرـه "مري" بود -

364
00:24:59,122 --> 00:25:03,084
.آينه تا سال‌ها تو خانواده بود تا اينکه اون فروختتش

365
00:25:03,251 --> 00:25:05,378
.يه هفته پيش

366
00:25:05,670 --> 00:25:10,550
،"به مغازه‌اي به اسم عتيقه‌جاتِ "استيت
.(فروشگاهي که تو "تليدو"ـه (اُهايو

367
00:25:11,134 --> 00:25:13,345
پس آينه هرجا که بره،"مري" هم مي‌ره؟

368
00:25:13,512 --> 00:25:15,931
.صد در صد روحش يه جوري باهاش گره خورده

369
00:25:16,139 --> 00:25:19,434
يه خرافه‌ي قديمي نيست که ميگه
آينه‌ها ميتونن ارواح رو تو خودشون نگه‌دارن؟

370
00:25:19,643 --> 00:25:21,394
... آره،هست.وقتي يه‌نفر تو خونه مي‌ميره

371
00:25:21,561 --> 00:25:24,689
.مردم آينه‌ها رو مي‌پوشونند تا روحش گير نيُفته

372
00:25:24,856 --> 00:25:27,359
،مري" جلوي آينه مُرده"
.روحش کشيده شده به اون

373
00:25:27,526 --> 00:25:30,904
آره، ولي چطور ميتونه بين
نزديک 100 تا آينه‌ي مختلف جابه‌جا بشه؟

374
00:25:31,071 --> 00:25:35,116
،نمي‌دونم، ولي اگه آينده يه منبع‌ـه
.ميگم پيداش کنيم و بشکنيم‌ش

375
00:25:35,283 --> 00:25:38,203
.آره، نمي‌دونم. شايد

376
00:25:41,164 --> 00:25:43,083
.سلام

377
00:25:43,250 --> 00:25:44,793
چارلي"؟"

378
00:26:03,186 --> 00:26:04,396
.هي

379
00:26:04,563 --> 00:26:06,481
.هي، چيزي نيست

380
00:26:06,690 --> 00:26:09,484
."ميتوني چشم‌هاتُ باز کني،"چارلي
.طوري نيست

381
00:26:09,693 --> 00:26:11,236
.خيله‌خب

382
00:26:11,403 --> 00:26:12,654
.حالا، گوش کن

383
00:26:12,821 --> 00:26:15,782
،بايد همين‌جا بموني
.رو اين تخت

384
00:26:15,949 --> 00:26:19,953
و نبايد به شيشه يا هرچيزي که انعکاس داره نگاه کني، باشه؟

385
00:26:20,620 --> 00:26:26,251
،حالا، تا وقتي اين کارُ بکني
.نمي‌تونه بهت برسه

386
00:26:27,085 --> 00:26:31,298
.ولي نمي‌تونم تا ابد ادامه‌ش بدم

387
00:26:31,965 --> 00:26:34,634
قراره بميرم، اينطور نيست؟

388
00:26:35,093 --> 00:26:39,514
.نه

389
00:26:39,723 --> 00:26:43,101
.نه به اين زودي‌ها

390
00:26:43,226 --> 00:26:44,686
."خيله‌خب،"چارلي

391
00:26:44,853 --> 00:26:46,688
.بايد بدونيم چه اتفاقي افتاده

392
00:26:46,855 --> 00:26:49,232
،تو دستشويي بوديم
.دانا" گفتش"

393
00:26:49,441 --> 00:26:52,944
.منظورمون اين نيست

394
00:26:54,446 --> 00:26:57,115
يه اتفاقي افتاده، مگه نه؟

395
00:26:57,282 --> 00:26:59,492
.تو زندگيت

396
00:27:00,243 --> 00:27:01,494
.يه راز

397
00:27:02,329 --> 00:27:06,499
.جايي که يه‌نفر آسيب ديده

398
00:27:09,544 --> 00:27:11,755
ميتوني درموردش بهمون بگي؟

399
00:27:14,966 --> 00:27:17,385
.يه دوستی داشتم

400
00:27:19,054 --> 00:27:21,473
... دوستش داشتم

401
00:27:21,890 --> 00:27:24,893
،ولي يه‌جورايي هم منو مي‌ترسوند
مي‌دوني؟

402
00:27:25,143 --> 00:27:27,520
... و يه شب

403
00:27:27,687 --> 00:27:32,567
... تو خونه‌ش، با هم دعوامون شد

404
00:27:32,692 --> 00:27:35,153
.و باهاش بهم زدم

405
00:27:35,320 --> 00:27:38,990
،و ناراحت شد
... و گفت بهم احتياج داره

406
00:27:39,157 --> 00:27:41,576
.و دوستم داره

407
00:27:41,660 --> 00:27:43,203
:و گفت

408
00:27:43,370 --> 00:27:48,708
،چارلي، اگه الان از اون در بري بيرون"
".من خودم رو مي‌کُشم

409
00:27:49,376 --> 00:27:51,836
و مي‌دوني چي گفتم؟

410
00:27:52,420 --> 00:27:56,007
".گفتم،"بفرما

411
00:27:56,716 --> 00:28:00,011
.و رفتم

412
00:28:01,304 --> 00:28:03,682
چطور تونستم اينو بگم؟

413
00:28:07,852 --> 00:28:11,690
چطور تونستم اونجوري ولش کنم؟

414
00:28:12,691 --> 00:28:14,442
... فقط

415
00:28:14,609 --> 00:28:18,446
حرفش رو باور نکردم، مي‌دوني؟

416
00:28:23,451 --> 00:28:26,538
.بايد مي‌کردم

417
00:28:33,712 --> 00:28:37,257
،مي‌دوني، اينکه دوست خودشُ بُکشه
.واقعاً تقصير "چارلي" نيست

418
00:28:37,424 --> 00:28:41,428
به خوبي من مي‌دوني که ارواح
.دقيقاً نميتونن اين چيزا رو از هم تشخيص بدن

419
00:28:41,594 --> 00:28:45,557
،دين"،"چارلي" يه رازي داشته"
.يه نفر مُرده

420
00:28:45,724 --> 00:28:47,559
.واسه "مري" به اندازه کافي خوبه

421
00:28:47,726 --> 00:28:49,060
.گمونم

422
00:28:49,561 --> 00:28:51,438
.مي‌دوني، داشتم فکر ميکردم

423
00:28:51,604 --> 00:28:54,482
.شايد کافي نباشه که فقط بخوايم اون آينه رو بشکنيم

424
00:28:54,649 --> 00:28:55,984
چرا؟ منظورت چيه؟

425
00:28:56,151 --> 00:28:59,154
خب،"مري" رو سخت ميشه يه‌جا بند کرد،درسته؟
.يعني از اين آينه به اون يکي حرکت ميکنه

426
00:28:59,362 --> 00:29:03,074
پس کي ميتونه بگه قرار نيست تا هميشه تو يکيشون قايم بشه؟

427
00:29:03,616 --> 00:29:05,660
... پس شايد

428
00:29:06,161 --> 00:29:08,747
.بايد سعي کنيم يه‌جا گيرش بندازيم

429
00:29:08,913 --> 00:29:11,624
... مي‌دوني، احضارش کنيم به آينه‌ش

430
00:29:11,791 --> 00:29:13,376
.و بعدش بشکنيمش

431
00:29:13,585 --> 00:29:16,421
از کجا مي‌دوني که جواب ميده؟ -
.نمي‌دونم -

432
00:29:16,588 --> 00:29:19,007
.مطمئن نيستم

433
00:29:20,467 --> 00:29:23,094
خب، کي ميخواد احضارش کنه؟

434
00:29:23,595 --> 00:29:25,305
.من ميکنم

435
00:29:26,389 --> 00:29:29,100
.مياد سراغم

436
00:29:29,684 --> 00:29:32,771
.خيله‌خب، مي‌دوني چيه؟ تمومه

437
00:29:41,696 --> 00:29:44,449
قضيه "جسيکا"ست، نيست؟

438
00:29:47,410 --> 00:29:51,790
فکر ميکني اين رازـه کوچيکِ کثيفت‌ـه؟
اينکه يه جورايي تو کُشتيش؟

439
00:29:53,792 --> 00:29:57,295
.سم"، بايد تمومش کني،مرد"

440
00:29:57,629 --> 00:30:02,884
يعني،کابوس‌ها و اينکه
... نصف شب اسمش رو فرياد بزني

441
00:30:03,051 --> 00:30:05,303
.بالاخره از پا درت مياره

442
00:30:05,678 --> 00:30:07,806
.حالا، گوش کن چي ميگم

443
00:30:08,139 --> 00:30:10,517
.تقصير تو نبود

444
00:30:11,059 --> 00:30:14,395
،اگه ميخواي چيزي رو مقصر بدوني
.اون "چيزي" رو که کُشتش سرزنش کن

445
00:30:14,562 --> 00:30:18,483
.جهنم، چرا يکي نمي‌خوابوني تو صورت من
.من اوينم که از اول کِشيدمت و ازش دورت کردم

446
00:30:18,650 --> 00:30:20,151
.تو رو مقصر نمي‌دونم

447
00:30:20,443 --> 00:30:23,696
.نبايد خودتُ سرزنش کني
.چون هيچ‌کاري نبود که بتوني بکني

448
00:30:23,863 --> 00:30:26,199
.ميتونستم بهش هشدار بدم -
درمورد چي؟ -

449
00:30:26,366 --> 00:30:28,827
.نمي‌دونستي چه اتفاقي ميخواست بيُفته

450
00:30:29,494 --> 00:30:32,831
.و به‌علاوه، تمام اينا که راز نيست
.يعني، همه‌چيشُ مي‌دونم

451
00:30:32,997 --> 00:30:34,582
.به هرحال با موضوع "مري" جواب نميده

452
00:30:34,749 --> 00:30:36,668
.نه،اينطور نيست

453
00:30:37,168 --> 00:30:40,547
چي نيست؟ -
.همه چيزش رو نمي‌دوني -

454
00:30:40,713 --> 00:30:43,216
.همه‌چي رو کامل بهت نگفتم

455
00:30:44,342 --> 00:30:46,052
چي داري ميگي؟

456
00:30:46,219 --> 00:30:50,765
خب، اگه بهت مي‌گفتم که ديگه واقعاً راز نميشد،ميشد؟

457
00:30:55,562 --> 00:30:57,188
.نه

458
00:30:57,772 --> 00:31:00,692
.خوشم نمياد. همچين اتفاقي نمي‌اُفته
.فراموشش کن

459
00:31:01,109 --> 00:31:04,112
... دين"، اون دخترـه قراره بميره"

460
00:31:04,279 --> 00:31:07,949
.مگه ما يه کاريش بکنيم
و مي‌دوني چيه؟

461
00:31:08,116 --> 00:31:12,120
کي مي‌دونه بعد از اون چند نفر قراره بميرن؟

462
00:31:12,537 --> 00:31:14,706
.حالا، اين کارُ مي‌کنيم

463
00:31:16,541 --> 00:31:20,795
.بايد بذاري اين کارُ بکنم

464
00:31:46,237 --> 00:31:49,824
.خب، عاليـه

465
00:31:58,249 --> 00:32:01,461
.خيله‌خب، شروع کنيم به گشتن

466
00:32:38,623 --> 00:32:41,334
.شايد قبلاً فروختن‌ش

467
00:32:45,880 --> 00:32:48,466
.فکر نکنم

468
00:32:59,811 --> 00:33:02,230
.خودشه

469
00:33:03,815 --> 00:33:05,984
مطمئني؟

470
00:33:21,833 --> 00:33:39,684
."مري خونين"

471
00:33:53,239 --> 00:33:56,409
.من مي‌رم ببينم چيه، تو اينجا بمون
.مواظب باش

472
00:33:57,577 --> 00:34:00,913
.هرچي که تکون مي‌خوره داغون کن

473
00:34:10,506 --> 00:34:12,216
.لعنت

474
00:34:30,109 --> 00:34:32,653
!تکون نخور -
.واي واي، بچه‌ها -

475
00:34:32,820 --> 00:34:35,239
.هشدار بي‌خود بود. من سيستم رو راه انداختم

476
00:34:35,406 --> 00:34:36,741
تو کي هستي؟

477
00:34:36,949 --> 00:34:39,077
.من بچه‌ي رئيس‌ام

478
00:34:40,078 --> 00:34:43,623
تو بچه‌ي آقاي "ياماشيرو" هستي؟
(اسم آسيايي)

479
00:34:57,011 --> 00:34:58,721
.يالا

480
00:34:59,180 --> 00:35:01,974
.بيا تو اين يکي

481
00:35:24,163 --> 00:35:26,165
.تقصيرـه توـه

482
00:35:26,374 --> 00:35:28,209
.تو کُشتيش

483
00:35:31,379 --> 00:35:34,841
.تو "جسيکا" رو کُشتي

484
00:35:36,425 --> 00:35:41,430
.همون‌جور که گفتم، به فرزندخوندگي گرفته شدم -
.آره -

485
00:35:42,431 --> 00:35:47,436
...مي‌دوني، من فقط
.جداً الان واسه اين کارا وقت ندارم

486
00:35:52,567 --> 00:35:56,154
،هيچوقت حقيقت رو بهش نگفتي
.اينکه واقعاً کي بودي

487
00:35:56,279 --> 00:35:58,531
ولي بيشتر از ايناست، نيست؟

488
00:35:58,948 --> 00:36:00,783
... اون کابوس‌هايي که مي‌ديدي

489
00:36:00,950 --> 00:36:02,743
... "درمورد مرگِ "جسيکا

490
00:36:02,743 --> 00:36:06,497
.جيغ زدن‌هاش،سوختن

491
00:36:06,497 --> 00:36:09,375
.چند روز قبل از اينکه بميره اون خواب‌ها رو مي‌ديدي

492
00:36:09,542 --> 00:36:11,919
مگه نه؟

493
00:36:13,212 --> 00:36:15,006
... بدجور ميخواستي طبيعي باشي

494
00:36:15,173 --> 00:36:17,383
.تا باور کني اونا فقط خواب بودن

495
00:36:17,550 --> 00:36:19,594
چطور تونستي اينجوري نديده‌شون بگيري؟

496
00:36:19,760 --> 00:36:22,680
چطور تونستي تنهاش بذاري تا بميره؟

497
00:36:24,891 --> 00:36:27,977
!خواب ديدي که ممکنه اتفاق بيُفته

498
00:36:34,859 --> 00:36:37,153
سمي" ؟"سمي" ؟"

499
00:36:38,029 --> 00:36:40,448
.درستش "سم"ـه

500
00:36:40,698 --> 00:36:44,619
خدايا. خوبي؟ -
.آره -

501
00:36:44,994 --> 00:36:46,287
.يالا، بجنب

502
00:37:49,100 --> 00:37:51,602
.تو کُشتي‌شون

503
00:37:51,769 --> 00:37:53,688
.اون همه آدم رو

504
00:37:53,854 --> 00:37:57,108
.کُشتي‌شون

505
00:38:24,510 --> 00:38:26,095
هي،"سم"؟

506
00:38:26,262 --> 00:38:28,055
ها؟

507
00:38:28,472 --> 00:38:32,768
،بايد، حدود، چقدر
600سال بد شانسي درست کرده باشيم؟

508
00:38:32,768 --> 00:38:35,771
(واسه شکستنِ آينه‌ها )

509
00:38:58,753 --> 00:39:01,130
پس واقعاً تموم شد؟

510
00:39:01,922 --> 00:39:04,342
.آره، تمومه

511
00:39:05,134 --> 00:39:07,303
.ممنون

512
00:39:18,147 --> 00:39:19,315
."چارلي"

513
00:39:22,818 --> 00:39:25,279
... مرگِ دوستت

514
00:39:25,446 --> 00:39:27,782
.جداً بايد سعي کني خودتُ ببخشي

515
00:39:27,948 --> 00:39:32,244
،مهم نيست چي کار کردي
.احتمالاً نمي‌تونستي جلوشُ بگيري

516
00:39:33,204 --> 00:39:37,917
.گاهي اوقات اتفاقاتِ بد همينجوري اتفاق مي‌اُفته

517
00:39:46,467 --> 00:39:49,178
.نصيحتِ خوبيه

518
00:40:03,943 --> 00:40:05,236
هي،"سم"؟

519
00:40:05,820 --> 00:40:07,363
ها؟

520
00:40:07,571 --> 00:40:09,824
... حالا که همه‌ش تموم شد

521
00:40:09,990 --> 00:40:13,953
.ميخوام بهم بگي اون رازـه چي بود

522
00:40:16,872 --> 00:40:18,582
.ببين

523
00:40:19,208 --> 00:40:21,252
... تو برادرمي

524
00:40:21,585 --> 00:40:24,672
.و حاضرم برات بميرم

525
00:40:25,506 --> 00:40:29,385
.ولي يه چيزهايي هست که بايد پيش خودم نگه‌دارم
