﻿1
00:00:02,377 --> 00:00:04,129
‫آنچه گذشت...
‫- بابا.

2
00:00:04,129 --> 00:00:06,256
‫"سم" این موضوع بزرگتر از اون چیزیه که
‫فکر می‌کنی. اونا همه جا هستن.

3
00:00:06,464 --> 00:00:08,967
‫میخواد کارش رو ادامه بدیم.
‫مردم رو نجات بدیم.

4
00:00:09,175 --> 00:00:11,261
‫موجودات رو شکار کنیم. شغل خانوادگیمون.

5
00:00:11,469 --> 00:00:14,472
‫نمی‌فهمم چرا انقدر کورکورانه بهش ایمان داری.

6
00:00:14,681 --> 00:00:17,559
‫تو یه عوضی خودخواهی، میدونی؟
‫هر کاری دلت میخواد انجام میدی.

7
00:00:17,767 --> 00:00:19,853
‫هی، من دارم میرم.
‫همینجا ولت می‌کنم، می‌شنوی؟

8
00:00:20,061 --> 00:00:21,938
‫- منم میخوام همین کارو کنی.
‫- من "مگ" هستم.

9
00:00:22,147 --> 00:00:23,940
‫"سم" خب کجا میری؟

10
00:00:24,149 --> 00:00:25,483
‫امکان نداره بهت بگم.

11
00:00:25,692 --> 00:00:27,944
‫- چرا؟
‫- ممکنه دیوونه‌ای چیزی باشی.

12
00:00:31,322 --> 00:00:33,992
‫با عقل جور درنمیاد.
‫لعنتی میتونستم جفتشون رو بگیرم.

13
00:00:34,159 --> 00:00:36,077
‫چرا گذاشتم برن؟

14
00:01:27,087 --> 00:01:30,965
‫- عالیه.
‫- "مردیث".

15
00:01:36,930 --> 00:01:40,391
‫"مردیث".

16
00:01:41,267 --> 00:01:43,061
‫آهای.

17
00:01:43,728 --> 00:01:46,773
‫"مردیث".

18
00:01:55,406 --> 00:02:06,292
‫"مردیث".

19
00:02:38,116 --> 00:02:40,869
‫سیستم غیر فعال شد.

20
00:02:43,121 --> 00:02:45,874
‫سیستم فعال شد.

21
00:03:12,942 --> 00:03:14,569
‫هی، "مردیث"، منم "کریستن".

22
00:03:14,736 --> 00:03:18,114
‫باید بهم بگی دیشب چی شد.
‫بهم زنگ بزن.

23
00:03:18,615 --> 00:03:20,700
‫هی "مردیث". "دریک" هستم.
‫کجا بودی؟

24
00:03:20,867 --> 00:03:24,245
‫سعی کردم باهات تماس بگیرم.
‫یکی هست که میخواد تو رو ببینه.

25
00:03:24,412 --> 00:03:26,039
‫تنها راهش که بدونی کیه...

26
00:03:26,206 --> 00:03:29,417
‫اینه که بهم زنگ بزنی.
‫اگه میخوای این معما رو حل کنی، زنگ بزن.

27
00:03:29,626 --> 00:03:31,044
‫باشه؟ خداحافظ.

28
00:03:31,211 --> 00:03:32,879
‫هی، "مردیث".

29
00:03:33,046 --> 00:03:34,923
‫گوش کن، نگو که پشتت نبودم.

30
00:03:35,131 --> 00:03:38,593
‫میدونم که اون یارو دیشب
‫دلتو شکست، اما این یکی...

31
00:04:12,126 --> 00:04:14,045
‫خیله‌خب، "دین".

32
00:04:14,212 --> 00:04:15,964
‫- اینجاست.
‫- باید بگم...

33
00:04:16,130 --> 00:04:19,467
‫من و بابا بدون این لباس‌ها هم کارمون راه می‌افتاد.

34
00:04:19,759 --> 00:04:23,680
‫احساس می‌کنم شبیه این دست و پا چلفتی‌های
‫دبیرستانی شدم.

35
00:04:24,889 --> 00:04:28,476
‫اون بازی چی بود می‌کردی؟
‫چی بود؟ شهر ما.

36
00:04:28,643 --> 00:04:30,520
‫آره. با حال بودی. بامزه بود.

37
00:04:30,687 --> 00:04:32,230
‫میخوای این کارو به سرانجام برسونی یا نه؟

38
00:04:32,397 --> 00:04:35,024
‫فقط دارم میگم این لباس‌ها با پولی که
‫به سختی به دست اومده خریداری شده، خب؟

39
00:04:35,191 --> 00:04:38,486
‫- پول کی؟
‫- پول ما. فکر کردی جعل کارت اعتباری آسونه؟

40
00:04:41,572 --> 00:04:43,491
‫مرسی که گذاشتین یه نگاهی بندازیم.

41
00:04:43,658 --> 00:04:46,786
‫خب، پلیس گفت دیگه کاری به اینجا نداره، برای همین...

42
00:04:57,588 --> 00:04:59,799
‫گفتین از شرکت سیستم هشدار میاید؟

43
00:04:59,966 --> 00:05:01,175
‫درسته.

44
00:05:01,342 --> 00:05:05,722
‫خب توهین نباشه، سیستم هشدارتون به اندازه
‫عقل مردها بی‌مصرفه.

45
00:05:06,014 --> 00:05:07,348
‫خب، برای همین اینجاییم.

46
00:05:07,807 --> 00:05:11,019
‫که ببینیم چی مشکل داشته،
‫نذاریم دیگه تکرار شه.

47
00:05:12,937 --> 00:05:15,606
‫- خانم، شما جسد رو پیدا کردین؟
‫- بله.

48
00:05:15,773 --> 00:05:17,650
‫درست بعد اینکه اتفاق افتاد؟
‫- نه.

49
00:05:17,817 --> 00:05:21,029
‫چند روز بعد. از محل کار "مردیث" زنگ زدن
‫چون نرفته بود.

50
00:05:21,487 --> 00:05:23,114
‫در زدم.

51
00:05:23,323 --> 00:05:26,200
‫همون موقع متوجه بو شدم.

52
00:05:26,367 --> 00:05:28,703
‫پنجره‌ای باز نبود؟
‫جوری که کسی به زور وارد شده باشه؟

53
00:05:28,870 --> 00:05:30,997
‫نه، پنجره‌ها قفل بودن.
‫در هم چفت شده بود.

54
00:05:31,205 --> 00:05:33,416
‫زنجیر روی در بود. باید می‌بریدیمش.

55
00:05:33,624 --> 00:05:35,752
‫- بعد سیستم هشدار همچنان روشن بود؟
‫- همونطور که گفتم...

56
00:05:35,918 --> 00:05:38,129
‫- کار شرکتتون حرف نداره!
‫- اوهوم.

57
00:05:38,546 --> 00:05:41,299
‫ندیدین وسایلش به هم ریخته باشه؟
‫شیشه شکسته باشه؟ درگیری باشه؟

58
00:05:41,466 --> 00:05:44,552
‫همه چی توی شرایط خوبی بود.

59
00:05:45,511 --> 00:05:47,597
‫به جز "مردیث".

60
00:05:48,306 --> 00:05:51,976
‫- "مردیث" تو چه شرایطی بود؟
‫- "مردیث" همه جا پخش بود.

61
00:05:52,143 --> 00:05:53,644
‫قطعه قطعه شده بود.

62
00:05:53,811 --> 00:05:56,522
‫کسی که اونو کشته کارش خیلی حال بهم زن بوده.

63
00:05:56,689 --> 00:06:01,361
‫اما باید بگم اگه نمیدونستم، ممکن بود بگم
‫کار یه حیوون بوده.

64
00:06:04,822 --> 00:06:08,409
‫خانم، اشکالی نداره بهمون یکم وقت بدین
‫که یه نگاهی به خونه بندازیم؟

65
00:06:09,035 --> 00:06:11,871
‫به کارتون برسین. راحت باشین.

66
00:06:17,502 --> 00:06:19,796
‫پس قاتل میاد داخل آپارتمان و میره.

67
00:06:19,962 --> 00:06:22,090
‫- نه اسلحه‌ای، نه اثر انگشتی.
‫- دارم بهت می‌گم...

68
00:06:22,298 --> 00:06:25,718
‫لحظه‌ای که اون مقاله رو پیدا کردم،
‫میدونستم این موضوع راست کار خودمونه.

69
00:06:25,885 --> 00:06:27,595
‫فکر کنم باهات موافقم.

70
00:06:27,762 --> 00:06:29,639
‫گفتی با پلیس‌ها حرف زدی؟

71
00:06:29,847 --> 00:06:36,020
‫آره. با "امی"، مامور جذاب قانون حرف زدم.

72
00:06:36,187 --> 00:06:38,981
‫- جدی؟ چی فهمیدی؟
‫- خب اون در برج قوس به دنیا اومده.

73
00:06:39,774 --> 00:06:42,402
‫نوشیدنی دوست داره. یعنی...

74
00:06:42,944 --> 00:06:45,238
‫- اوه، یه تتویی داره...
‫- "دین".

75
00:06:45,405 --> 00:06:48,157
‫چیه؟ آره. چیزی نبوده که ندونیم.

76
00:06:48,533 --> 00:06:50,785
‫به جز یه چیز که توی مقالات نمیگن.

77
00:06:50,952 --> 00:06:54,122
‫- هوم؟
‫- قلب "مردیث" توی جسد نبود.

78
00:06:55,248 --> 00:06:58,835
‫- قلبش؟
‫- آره قلبش.

79
00:06:59,127 --> 00:07:00,503
‫فکر می‌کنی کار چی بوده؟

80
00:07:00,670 --> 00:07:04,590
‫صاحب‌خونه گفت شبیه حمله یه حیوون بوده.
‫شاید واقعا بوده.

81
00:07:04,757 --> 00:07:06,008
‫- گرگینه؟
‫- گرگینه نبوده.

82
00:07:06,175 --> 00:07:07,885
‫هنوز هلال ماه کامل نشده بوده.

83
00:07:08,052 --> 00:07:11,139
‫بعلاوه، اگه یه حیوون بود،
‫از خودش یه ردی باقی میذاشت.

84
00:07:11,305 --> 00:07:13,349
‫شاید یه روح بوده.

85
00:07:16,102 --> 00:07:19,105
‫ببین میتونی چسب پیدا کنی.

86
00:07:42,336 --> 00:07:44,505
‫تا حالا این علامت رو جایی دیده بودی؟

87
00:07:45,381 --> 00:07:46,966
‫هرگز.

88
00:07:47,800 --> 00:07:49,510
‫منم.

89
00:08:05,359 --> 00:08:08,029
‫- با نوشیدنی فروش حرف زدم.
‫- چیزی گیرت اومد؟

90
00:08:08,196 --> 00:08:10,448
‫- البته به جز شمارش.
‫- رفیق.

91
00:08:10,615 --> 00:08:14,619
‫من حرفه‌ایم.
‫بهم توهین میشه اینجوری فکر می‌کنی.

92
00:08:16,037 --> 00:08:18,331
‫خیله‌خب.

93
00:08:18,498 --> 00:08:21,292
‫میشه یکم عقلت رو در این زمینه به کار بندازی، "دین"؟

94
00:08:21,501 --> 00:08:25,338
‫ها؟ چیزی نیست. "مردیث" اینجا کار می‌کرده.
‫پیش‌خدمت بوده.

95
00:08:25,505 --> 00:08:28,007
‫همه اینجا دوستش بودن.
‫میگن عادی بوده.

96
00:08:28,174 --> 00:08:31,052
‫قبل مرگش، نه چیزای عجیب می‌گفته
‫نه کارهای عجیب می‌کرده. پس...

97
00:08:31,177 --> 00:08:33,262
‫هیچی. توی دفتر بابا یا کتاب‌های دیگه نبود.

98
00:08:33,429 --> 00:08:36,182
‫برای همین باید یکم بیشتر بگردم انگار.

99
00:08:37,558 --> 00:08:41,604
‫- قبل "مردیث" قربانی دیگه‌ای هم بوده؟
‫- آها، آره. اسمش...

100
00:08:41,771 --> 00:08:43,773
‫اسمش "بن سوارداستورم" بوده.

101
00:08:44,440 --> 00:08:48,861
‫اونم قطعه قطعه شده. همون اتفاق افتاده.
‫در قفل بوده، هشدار دهنده هم فعال بوده.

102
00:08:49,028 --> 00:08:52,698
‫- ارتباطی بینشون وجود داره؟
‫- چیزی نمیتونم بگم. یعنی نه فعلا.

103
00:08:52,865 --> 00:08:54,867
‫"بن" بانکدار بوده.
‫"مردیث" هم یه پیشخدمت.

104
00:08:55,034 --> 00:08:58,454
‫همدیگه رو نمی‌شناختن، دوستان مشترک نداشتن.
‫دنیاشون متفاوت بوده.

105
00:08:58,621 --> 00:09:03,668
‫پس تنها اطلاعات موفقی که به دست آوردیم
‫شماره نوشیدنی فروش بوده.

106
00:09:06,337 --> 00:09:07,213
‫چیه؟

107
00:09:07,213 --> 00:09:07,463
‫چیه؟

108
00:09:10,132 --> 00:09:11,092
‫"سم".

109
00:09:11,259 --> 00:09:13,678
‫- "مگ".
‫- "سم".

110
00:09:19,600 --> 00:09:22,895
‫"سم"، خودتی؟ اوه خدای من.

111
00:09:22,895 --> 00:09:26,148
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- اومدم این شهر دوستامو ببینم.

112
00:09:26,148 --> 00:09:28,484
‫- اونا کجان؟
‫- خب، الان اینجا نیستن.

113
00:09:28,651 --> 00:09:31,654
‫تو چی "مگ"؟
‫داشتی می‌رفتی "کالیفرنیا".

114
00:09:32,446 --> 00:09:35,658
‫درسته. اومدم، دید و بازدید کردم.

115
00:09:35,825 --> 00:09:40,162
‫اوه و یکی به اسم "مایکل موری" رو توی بار دیدم.

116
00:09:40,997 --> 00:09:42,623
‫- کی؟
‫- مهم نیست.

117
00:09:43,165 --> 00:09:47,336
‫به هر حال، دیگه قدیمی شده.
‫مدتیه اینجا زندگی می‌کنم.

118
00:09:48,921 --> 00:09:51,674
‫- تو اهل "شیکاگو" هستی؟
‫- نه "ماساچوست".

119
00:09:51,841 --> 00:09:56,637
‫"آندوور". خدایا، "سم"، چه تصادفی که همدیگه رو دیدیم.

120
00:09:56,846 --> 00:09:59,432
‫آره میدونم. فکر کردم دیگه نمی‌بینمت.

121
00:09:59,599 --> 00:10:02,101
‫خب خوشحالم اشتباه می‌کردی.

122
00:10:04,478 --> 00:10:06,314
‫رفیق. جلوی دهنت رو بگیر.

123
00:10:07,565 --> 00:10:12,486
‫بله، ببخشید "مگ". این برادرم، "دین"ــه.

124
00:10:14,697 --> 00:10:16,532
‫- این "دین"ــه؟
‫- آره.

125
00:10:16,699 --> 00:10:18,326
‫- پس در موردم شنیدی؟
‫- اوه، آره.

126
00:10:18,492 --> 00:10:23,122
‫درموردت شنیدم.
‫جالبه، اینکه با برادرت مثل چمدون رفتار می‌کنی.

127
00:10:24,290 --> 00:10:27,126
‫- جانم؟
‫- بذار هر کار دوست داره بکنه.

128
00:10:27,293 --> 00:10:29,503
‫انقدر این ور و اون ور نکشش با خودت.

129
00:10:29,712 --> 00:10:32,882
‫"مگ" مشکلی نیست.

130
00:10:35,968 --> 00:10:37,803
‫خیله‌خب. عجیب شد.

131
00:10:37,970 --> 00:10:40,306
‫میرم نوشیدنی بگیرم.

132
00:10:42,725 --> 00:10:46,187
‫چون گفتی چطور باهات رفتار می‌کنه...

133
00:10:46,354 --> 00:10:49,523
‫- اگه من بودم می‌کشتمش.
‫- چیزی نیست. صلاحمو میخواد.

134
00:10:51,025 --> 00:10:53,319
‫- باید تا زمانی که توی شهری بیشتر همو ببینیم.
‫- آره.

135
00:10:53,527 --> 00:10:56,364
‫- کلی وقت بگذرونیم.
‫- عالیه. چرا...

136
00:10:56,530 --> 00:10:58,574
‫چرا شمارت رو بهم نمیدی.

137
00:10:58,741 --> 00:11:01,994
‫312-555-0143.

138
00:11:02,411 --> 00:11:04,747
‫- میدونی، فامیلیت رو تا حالا بهم نگفتی.
‫- "مسترز".

139
00:11:04,997 --> 00:11:06,707
‫- "مسترز"؟
‫- بهتره زنگ بزنی.

140
00:11:06,916 --> 00:11:07,917
‫باعث افتخاره.

141
00:11:10,169 --> 00:11:12,380
‫نمیدونم پسر، عجیبه.

142
00:11:13,214 --> 00:11:15,841
‫خب چی می‌گفت؟ اینکه مثل چمدون
‫باهات رفتار می‌کنم؟

143
00:11:16,008 --> 00:11:18,094
‫چیه؟ پشت سرم با یه دختر حرف زدی؟

144
00:11:18,260 --> 00:11:20,262
‫متاسفم. مال موقعی بود که دعوا کردیم...

145
00:11:20,429 --> 00:11:23,391
‫وقتی توی ایستگاه اتوبوس ایندیانا بودم.
‫مهم نیست.

146
00:11:23,557 --> 00:11:26,102
‫حقیقت داره؟
‫دارم تو رو از چیزی که می‌خوای دور نگه می‌دارم؟

147
00:11:26,268 --> 00:11:28,187
‫نه، البته که نه.
‫اصلا گوش میدی؟

148
00:11:28,354 --> 00:11:29,772
‫چیو؟

149
00:11:31,023 --> 00:11:33,693
‫- یه اتفاق عجیب داره می‌افته.
‫- نه تو رو خدا.

150
00:11:33,859 --> 00:11:35,528
‫- اونقدر بهم علاقه نشون نداد.
‫- نه پسر.

151
00:11:35,695 --> 00:11:38,030
‫منظورم از عجیب، عجیب خودمونه.
‫شاید یه سرنخ باشه.

152
00:11:38,239 --> 00:11:40,533
‫- چرا اینو میگی؟
‫- من "مگ" رو چند هفته پیش دیدم.

153
00:11:40,700 --> 00:11:44,120
‫سر جاده بود. حالا دوباره توی بار تو شیکاگو
‫یهو بهش برمیخورم؟

154
00:11:44,537 --> 00:11:47,748
‫اونم باری که پیشخدمتش توسط یه
‫موجود ماورالطبیعه سلاخی شده.

155
00:11:47,957 --> 00:11:50,209
‫- به نظرت عجیب نیست؟
‫- تصادفیه. پیش میاد.

156
00:11:50,376 --> 00:11:52,878
‫خب آره پیش میاد. ولی نه برای ما.

157
00:11:53,045 --> 00:11:55,715
‫ممکنه اشتباه کنم، اما یه چیزی
‫درمورد این دختر وجود داره...

158
00:11:55,881 --> 00:11:59,218
‫- که نمیتونم دقیق روش دست بذارم.
‫- مطمئنم که خیلی دوست داری.

159
00:11:59,385 --> 00:12:02,263
‫شاید مظنون نباشه.
‫ممکنه یه حسی بهش داشته باشی، ها؟

160
00:12:02,513 --> 00:12:05,641
‫شاید خیلی داری عقلت رو به کار میندازی، نه؟

161
00:12:06,976 --> 00:12:09,729
‫یه کاری برام بکن.
‫برو ببین اصلا "مگ مسترز"ی وجود داره...

162
00:12:09,895 --> 00:12:12,231
‫که اهل آندوور باشه.
‫ببین میتونی چیزی پیدا کنی...

163
00:12:12,398 --> 00:12:15,860
‫- که مربوط به اون علامت توی خونه "مردیث" باشه؟
‫- میخوای چیکار کنی؟

164
00:12:16,026 --> 00:12:17,653
‫- میخوام برم دنبال "مگ".
‫- تو که راست میگی!

165
00:12:17,820 --> 00:12:20,698
‫- میخوام سر دربیارم. امن تره.
‫- ای عوضی!

166
00:12:20,865 --> 00:12:23,284
‫- رفیق.
‫- باشه باشه رفتم.

167
00:12:48,309 --> 00:12:51,437
‫- هی.
‫- بذار حدس بزنم. دم در خونش کمین کردی؟

168
00:12:51,604 --> 00:12:53,606
‫نه.

169
00:12:55,107 --> 00:12:57,860
‫- آره.
‫- کار بامزه‌ایه برای اینکه دلشو ببری.

170
00:12:58,068 --> 00:13:00,571
‫- چیزی در موردش پیدا کردی یا نه؟
‫- اطلاعاتش مطابقت داره.

171
00:13:00,780 --> 00:13:04,450
‫یه شماره یه اسم "مسترز" توی دفترچه تلفن هست.
‫عکس دبیرستانشو پیدا کردم.

172
00:13:04,784 --> 00:13:06,744
‫چرا نمیری در بزنی...

173
00:13:06,911 --> 00:13:11,332
‫و دعوتش کنی باهم شعر بخونید
‫یا کاری کنید که دوس داری؟

174
00:13:12,958 --> 00:13:15,961
‫- اون علامت چی؟ شانسی هست؟
‫- بله که هست.

175
00:13:16,128 --> 00:13:20,090
‫انگار زرتشتیه.

176
00:13:20,257 --> 00:13:23,135
‫خیلی خیلی قدیمه. 2000 سال قبل مسیح.

177
00:13:23,344 --> 00:13:25,137
‫علامت "دیوا"ست.
‫(دیوا نزد ایرانیان گمراه‌کننده و شیطان است)

178
00:13:25,304 --> 00:13:27,807
‫- "دیوا" چیه؟
‫- به معنای "شیطان تاریکی"ــه.

179
00:13:27,973 --> 00:13:30,476
‫شیاطین زرتشتی.
‫اونا وحشی و درنده خو هستن.

180
00:13:30,643 --> 00:13:33,896
‫میدونی، رفتارهای وحشیانه‌ای دارن.
‫مثل سگهای پیت‌بول پلید.

181
00:13:34,063 --> 00:13:36,148
‫- چجوری اینو فهمیدی؟
‫- ازم تشکر کن.

182
00:13:36,357 --> 00:13:38,275
‫- منم میتونم یه مقاله رو دنبال کنم.
‫- اوه جدی؟

183
00:13:38,484 --> 00:13:40,945
‫آخرین کتابی که خوندی چیه؟

184
00:13:42,404 --> 00:13:44,240
‫به "کیلب" زنگ زدم اون بهم گفت، خب؟

185
00:13:44,448 --> 00:13:46,283
‫- آهان.
‫- یه چیزی، "دیوا"ها...

186
00:13:46,450 --> 00:13:48,285
‫باید احضار شن. فراخوانده بشن.

187
00:13:48,452 --> 00:13:51,413
‫- پس یکی داره کنترلش می‌کنه؟
‫- آره، همینو دارم میگم.

188
00:13:51,580 --> 00:13:53,666
‫با چیزی که دستگیرم شد،
‫خیلی هم خطریه.

189
00:13:53,916 --> 00:13:56,126
‫اونا معمولا دست کسی که بهشون غذا میده رو
‫گاز می‌گیرن.

190
00:13:56,502 --> 00:13:59,588
‫- همچنین بازوها و بالا تنه.
‫- خب اونا چه شکلی‌ان؟

191
00:13:59,755 --> 00:14:02,007
‫هیچ کس نمیدونه.
‫هزاران ساله کسی اونا رو ندیده.

192
00:14:02,258 --> 00:14:05,928
‫احضار یه شیطان باستانی، کار آدمیه که
‫خیلی حالیشه.

193
00:14:06,095 --> 00:14:08,472
‫فکر کنم یه مشکل اساسی توی شهر داریم.

194
00:14:08,848 --> 00:14:11,350
‫چرا نمیری برای اون دختره گل بخری؟

195
00:14:11,517 --> 00:14:13,143
‫- چرت نگو!
‫- برو دنبالش!

196
00:14:13,352 --> 00:14:16,605
‫جای هیچی نمونه فقط. فقط تا حدی که...
‫"سم"؟

197
00:14:34,832 --> 00:14:37,835
‫- نه، نه، من فقط...
‫- عوضی!

198
00:17:15,826 --> 00:17:17,578
‫فکر کنم بهتره نیای.

199
00:17:18,245 --> 00:17:22,124
‫چون برادرها توی شهرن. نمیدونستم...

200
00:17:27,755 --> 00:17:29,423
‫بله قربان.

201
00:17:29,631 --> 00:17:31,258
‫بله. من همینجا خواهم بود...

202
00:17:32,718 --> 00:17:34,053
‫منتظر شما.

203
00:18:59,429 --> 00:19:01,431
‫این دیگه چه کوفتیه.

204
00:19:10,858 --> 00:19:12,985
‫داداش باید باهات حرف بزنم.

205
00:19:13,443 --> 00:19:15,571
‫پس اون دختره، "مگ" داره "دیوا" رو احضار می‌کنه؟

206
00:19:15,737 --> 00:19:19,074
‫انگار داره از یه محراب سیاه برای کنترل کردنش
‫استفاده می‌کنه.

207
00:19:19,241 --> 00:19:21,118
‫پس "سمی" یه احساسی به اون دختر بد داره؟

208
00:19:22,244 --> 00:19:23,745
‫جریان اون کاسه چیه؟

209
00:19:23,912 --> 00:19:27,833
‫داشت باهاش حرف میزد، جوری که جادوگرها
‫با گوی‌های کریستالی فالگیری می‌کنن.

210
00:19:28,000 --> 00:19:29,168
‫داشت باهاش ارتباط برقرار می‌کرد.

211
00:19:29,334 --> 00:19:32,212
‫- با کی؟ "دیوا"؟
‫- نه. گفتی اون موجودات وحشی‌ان.

212
00:19:32,379 --> 00:19:34,464
‫نه، این متفاوت بود.

213
00:19:34,631 --> 00:19:37,301
‫یکی داره بهش دستور میده. یکی...

214
00:19:37,467 --> 00:19:39,928
‫که داره به اون انبار میاد.

215
00:19:48,270 --> 00:19:49,688
‫یا خدا.

216
00:19:49,938 --> 00:19:52,649
‫- چیه؟
‫- چیزی که زودتر میخواستم بهت بگم.

217
00:19:52,816 --> 00:19:57,905
‫من یه زحمتی به دوستمون "ایمی"
‫توی اداره پلیس دادم.

218
00:19:58,322 --> 00:20:02,409
‫پرونده‌های کامل دو قربانی.
‫اولین بار حواسمون به یه چیزی نبوده.

219
00:20:02,576 --> 00:20:04,536
‫چی؟

220
00:20:04,703 --> 00:20:08,540
‫اولین قربانی، اون پیرمرده...
‫کل زندگیش در شیکاگو بوده.

221
00:20:08,707 --> 00:20:11,335
‫اما اینجا به دنیا نیومده.
‫ببین کجا متولد شده.

222
00:20:12,085 --> 00:20:14,004
‫- "لورنس، کانزاس".
‫- اوهوم.

223
00:20:14,880 --> 00:20:16,965
‫و "مردیث"، دومین قربانی؟

224
00:20:17,132 --> 00:20:19,927
‫معلوم شد به فرزندخوندگی گرفته شده.
‫ببین اهل کجاست.

225
00:20:27,643 --> 00:20:29,728
‫- یا خدا.
‫- آره.

226
00:20:30,270 --> 00:20:31,980
‫یعنی این همون جاییه که اون موجود پلید مامانو کشت.

227
00:20:32,522 --> 00:20:36,026
‫این همونجاییه که همه چی شروع شد.
‫فکر می‌کنی "مگ" با شیطان قراری گذاشته؟

228
00:20:36,193 --> 00:20:39,404
‫- این یه احتمال قطعیه.
‫- اهمیت "لورنس" در چیه؟

229
00:20:39,571 --> 00:20:42,449
‫- موضوع "دیوا" چه ربطی بهش داره؟
‫- چه میدونم؟

230
00:20:42,658 --> 00:20:46,245
‫میگم اون محراب سیاه رو از بین ببریم،
‫از "مگ" بازجویی کنیم.

231
00:20:46,411 --> 00:20:49,039
‫نه. نمیشه.
‫نباید متوجه موضوع بشه.

232
00:20:49,414 --> 00:20:52,459
‫باید حواسمون به اون انبار باشه.
‫باید ببینیم کی...

233
00:20:52,626 --> 00:20:55,921
‫- یا چی ظاهر میشه و باهاش ملاقات می‌کنه.
‫- یه چیزی بهت بگم...

234
00:20:56,088 --> 00:20:58,090
‫فکر کنم خوب نیست تنها انجامش بدیم.

235
00:21:00,634 --> 00:21:03,553
‫فکر کنم سرنخ مهمی در مورد موجودی که
‫مامانو کشت پیدا کردیم.

236
00:21:03,720 --> 00:21:09,351
‫خب... این انبار توی "ایری" شرقی شماره 1435 ــه.

237
00:21:10,060 --> 00:21:14,022
‫بابا، اگه این پیغام رو دریافت کردی،
‫هر چه زودتر خودتو برسون شیکاگو.

238
00:21:14,648 --> 00:21:17,901
‫- پیغام صوتی؟
‫- آره.

239
00:21:18,443 --> 00:21:21,321
‫خدایا. چی گیرت اومد؟

240
00:21:21,697 --> 00:21:25,617
‫صندوق عقب رو خوب گشتم.
‫آب مقدس، هر اسلحه‌ای که تونستم با خودم آوردم.

241
00:21:26,076 --> 00:21:30,706
‫هر چیزی که برای اجرای آیین جنگیری
‫توی تمامی ادیان لازمه.

242
00:21:31,123 --> 00:21:35,127
‫نمیدونم چی در انتظارمونه،
‫پس باید منتظر هر اتفاقی باشیم، نه؟

243
00:21:45,304 --> 00:21:48,015
‫- شب بزرگیه.
‫- آره.

244
00:21:49,224 --> 00:21:50,559
‫استرس داری؟

245
00:21:51,184 --> 00:21:53,395
‫نه. نه. تو چی؟

246
00:21:54,479 --> 00:21:56,398
‫نه. عمرا.

247
00:22:04,531 --> 00:22:08,035
‫میتونی تصور کنی که بالاخره اون لعنتی رو پیدا کردیم؟
‫اون موجود پلید رو؟

248
00:22:08,201 --> 00:22:12,039
‫- بیا انقدر پیش داوری نکنیم.
‫- میدونم. فقط میگم...

249
00:22:12,205 --> 00:22:14,499
‫اگه پیداش کرده باشیم، چی؟

250
00:22:14,666 --> 00:22:17,419
‫اگه همه چی امشب تموم بشه چی؟

251
00:22:17,711 --> 00:22:19,629
‫مرد، من یه ماه می‌خوابم.

252
00:22:19,796 --> 00:22:21,715
‫برمیگردم مدرسه.

253
00:22:21,923 --> 00:22:24,176
‫تا دوباره یه آدم عادی شم.

254
00:22:25,344 --> 00:22:28,847
‫- میخوای برگردی مدرسه؟
‫- آره، وقتی که شکارش کردیم.

255
00:22:30,891 --> 00:22:33,518
‫- مشکلی باهاش داری؟
‫- نه. نه.

256
00:22:33,685 --> 00:22:35,729
‫عالیه. خوش به حالت.

257
00:22:37,189 --> 00:22:38,648
‫یعنی...

258
00:22:38,940 --> 00:22:42,277
‫- وقتی همه چی تموم شه چیکار می‌کنی؟
‫- هیچ وقت تموم نمیشه.

259
00:22:42,611 --> 00:22:45,447
‫موجودات دیگه‌ای خواهند بود.
‫همیشه یه چیزی برای شکار وجود داره.

260
00:22:45,614 --> 00:22:47,949
‫باید یه چیزی باشه که برای خودت بخوایش.

261
00:22:48,116 --> 00:22:51,328
‫آره، نمیخوام وقتی این موضوع تموم میشه
‫بذاری بری "سم".

262
00:22:51,495 --> 00:22:54,331
‫رفیق، مشکلت چیه؟

263
00:23:01,046 --> 00:23:04,216
‫فکر می‌کنی چرا همه جا تو رو دنبال خودم می‌کشونم؟

264
00:23:05,008 --> 00:23:06,426
‫فکر می‌کنی چرا اومدم...

265
00:23:06,635 --> 00:23:09,346
‫- دنبالت توی "استنفورد"؟
‫- چون بابا تو دردسر افتاده بود.

266
00:23:09,596 --> 00:23:13,558
‫- چون میخواستی موجودی رو که مامانو کشت، پیدا کنی.
‫- آره، همینه اما بیشتر از ایناست مرد.

267
00:23:20,190 --> 00:23:23,819
‫تو و من و بابا.

268
00:23:24,820 --> 00:23:28,115
‫یعنی میخواستم دوباره با هم باشیم.

269
00:23:31,368 --> 00:23:33,370
‫میخواستم دوباره یه خانواده باشیم.

270
00:23:33,537 --> 00:23:36,456
‫"دین"، ما یه خانواده هستیم.

271
00:23:37,416 --> 00:23:39,042
‫من هر کاری برات می‌کنم.

272
00:23:39,376 --> 00:23:42,129
‫اما مسائل نمیتونن مثل قبل باشن.

273
00:23:47,926 --> 00:23:49,636
‫میتونن.

274
00:23:54,474 --> 00:23:55,767
‫نمیخواستم که باشن.

275
00:23:59,896 --> 00:24:01,857
‫نمیخوام برای همیشه اینجوری زندگی کنم.

276
00:24:03,733 --> 00:24:05,986
‫"دین"، وقتی ماجرا تموم شه...

277
00:24:06,820 --> 00:24:09,364
‫باید بذاری راه خودمو برم.

278
00:25:04,794 --> 00:25:06,463
‫بچه‌ها.

279
00:25:06,671 --> 00:25:08,965
‫قایم شدن خیلی بچگانه‌ست،
‫اینطور فکر نمی‌کنید؟

280
00:25:09,174 --> 00:25:11,760
‫خب، اونجوری که میخواستم پیش نرفت.

281
00:25:14,387 --> 00:25:16,306
‫چرا نمیاید بیرون؟

282
00:25:25,524 --> 00:25:26,900
‫"سم".

283
00:25:27,067 --> 00:25:30,362
‫باید بگم، این کار مانع رابطه ما میشه.

284
00:25:30,570 --> 00:25:32,113
‫آره خودم میدونم!

285
00:25:33,740 --> 00:25:37,160
‫- خب "دیوا"، دوستت کجاست؟
‫- همین اطراف.

286
00:25:37,327 --> 00:25:40,705
‫- اون شاتگان هم کاری براتون نمی‌کنه.
‫- خب نگران نباش عزیزم.

287
00:25:40,956 --> 00:25:42,290
‫شاتگان برای شیطان نیست.

288
00:25:42,499 --> 00:25:44,751
‫خب اون کیه، "مگ"؟

289
00:25:44,918 --> 00:25:47,379
‫کی قراره بیاد؟
‫منتظر کی هستی؟

290
00:25:49,256 --> 00:25:50,715
‫تو.

291
00:26:20,662 --> 00:26:22,247
‫هی، "سم"؟

292
00:26:22,414 --> 00:26:25,417
‫اشتباه برداشت نکن،
‫اما دوستت...

293
00:26:25,584 --> 00:26:27,252
‫یه عوضیه.

294
00:26:28,378 --> 00:26:29,671
‫این...

295
00:26:30,171 --> 00:26:32,549
‫کُلش یه تله بود.

296
00:26:34,092 --> 00:26:36,386
‫برخوردن به تو توی بار.

297
00:26:36,595 --> 00:26:38,388
‫دنبال کردنت تا اینجا...

298
00:26:38,597 --> 00:26:40,098
‫شنیدن چیزی که باید می‌گفتی.

299
00:26:41,057 --> 00:26:43,059
‫همه‌ش تله بود، نه؟

300
00:26:44,269 --> 00:26:47,188
‫- و اینکه تمام قربانی‌ها اهل "لورنس" هستن؟
‫- هیچ معنایی نداره.

301
00:26:48,231 --> 00:26:51,735
‫- فقط برای کشوندنت به اینجا بود.
‫- تو اون آدمها رو بی‌دلیل کشتی.

302
00:26:51,901 --> 00:26:54,070
‫عزیزم، من آدمهای زیادی رو برای چیزهای کوچیک کشتم.

303
00:26:56,615 --> 00:26:57,949
‫تو ما رو توی تله انداختی.

304
00:26:58,116 --> 00:26:59,868
‫خوش به حالت.

305
00:27:00,243 --> 00:27:03,204
‫حالا وقتشه.
‫چرا ما رو نمی‌کشی؟

306
00:27:04,414 --> 00:27:07,459
‫ما انقدر برای کشتن عجله نداریم، مگه نه؟

307
00:27:12,464 --> 00:27:14,382
‫این تله برای شما نیست.

308
00:27:18,345 --> 00:27:19,804
‫بابا.

309
00:27:20,013 --> 00:27:21,306
‫این تله برای باباست.

310
00:27:24,309 --> 00:27:27,729
‫خب عزیزم،
‫احمق‌تر از چیزی هستی که به نظر میای.

311
00:27:27,896 --> 00:27:30,982
‫چون حتی اگه بابا توی شهر بود، که نیست...

312
00:27:31,149 --> 00:27:33,276
‫نمی‌اومد اینجا. اون بهتر از این حرفاست.

313
00:27:33,443 --> 00:27:36,821
‫اون خوبه، درست می‌گی.

314
00:27:45,830 --> 00:27:48,750
‫- یه نقطه ضعف داره.
‫- چی؟

315
00:27:49,668 --> 00:27:51,419
‫شما.

316
00:27:52,504 --> 00:27:54,839
‫وقتی موضوع شما مطرح باشه،
‫گارد نمی‌گیره.

317
00:27:55,548 --> 00:27:58,218
‫اجازه میده احساساتش
‫روی تصمیم‌گیریش اثر بذارن.

318
00:28:00,220 --> 00:28:02,972
‫اتفاقا میدونم که توی شهره.

319
00:28:04,391 --> 00:28:07,727
‫و میاد که شما رو نجات بده.

320
00:28:07,936 --> 00:28:11,022
‫بعدش "دیوا"ها همه رو می‌کشن.

321
00:28:11,189 --> 00:28:15,360
‫آروم و یواش و وحشیانه.

322
00:28:16,027 --> 00:28:17,654
‫خب، یه خبری برات دارم.

323
00:28:17,862 --> 00:28:21,116
‫خیلی بیشتر از یه سایه نیاز داری که بتونی
‫اونو بکشی.

324
00:28:21,282 --> 00:28:24,452
‫اوه، "دیوا"ها الان توی اتاقن.
‫فقط دیده نمیشن.

325
00:28:24,619 --> 00:28:26,746
‫سایه‌هاشون تنها بخشی از اونا هستن
‫که میشه دید.

326
00:28:26,913 --> 00:28:28,373
‫چرا اینکارو می‌کنی، "مگ"؟

327
00:28:28,540 --> 00:28:30,875
‫چه قراری باهاشون گذاشتی که
‫به اینجا رسیدی، ها؟

328
00:28:31,501 --> 00:28:33,128
‫- با کی معامله کردی؟
‫- من این کارو می‌کنم...

329
00:28:33,378 --> 00:28:35,880
‫به همون دلیلی که شما دارین
‫این کارهارو انجام میدین.

330
00:28:36,047 --> 00:28:37,716
‫وفاداری.

331
00:28:37,882 --> 00:28:39,551
‫عشق.

332
00:28:40,719 --> 00:28:42,762
‫مثل عشقی که به مادرتون دارین.

333
00:28:42,971 --> 00:28:46,057
‫- و "جس".
‫- برو به جهنم.

334
00:28:46,975 --> 00:28:49,644
‫عزیزم، من همین الانشم همونجام.

335
00:28:52,397 --> 00:28:54,232
‫بی‌خیال، "سم".

336
00:28:54,399 --> 00:28:56,735
‫لازم نیست خیلی وحشتناک باشه.

337
00:29:16,171 --> 00:29:18,798
‫بخاطر این بود که من خودم یه چاقو دارم.

338
00:29:21,009 --> 00:29:24,387
‫"سم". برو سمت محراب.

339
00:29:35,440 --> 00:29:37,150
‫نه. نه.

340
00:29:37,317 --> 00:29:38,985
‫نه.

341
00:29:46,117 --> 00:29:47,952
‫آره.

342
00:29:48,119 --> 00:29:49,412
‫اونجا.

343
00:29:57,378 --> 00:30:00,840
‫خب فکر کنم "دیوا"ها خوششون نمی‌اومد
‫کسی بهشون دستور بده.

344
00:30:01,007 --> 00:30:03,009
‫فکر نکنم.

345
00:30:03,635 --> 00:30:05,303
‫- هی "سم".
‫- هوم؟

346
00:30:05,470 --> 00:30:07,889
‫دفعه بعدی که خواستی با کسی آشنا شی...

347
00:30:08,056 --> 00:30:11,226
‫دختری پیدا کن که انقدر دیوونه نباشه، خب؟

348
00:30:20,860 --> 00:30:23,655
‫چرا وسایلو توی ماشین ول نکردی؟

349
00:30:23,822 --> 00:30:27,617
‫بهتره امنیت داشته باشیم تا اینکه پشیمون باشیم.

350
00:30:46,970 --> 00:30:49,931
‫- بابا؟
‫- سلام پسرها.

351
00:31:18,126 --> 00:31:20,795
‫- سلام، "سم".
‫- سلام بابا.

352
00:31:24,799 --> 00:31:27,010
‫بابا، یه تله بود.

353
00:31:28,011 --> 00:31:30,305
‫نمیدونستم. متاسفم.

354
00:31:30,471 --> 00:31:33,433
‫مشکلی نیست.
‫میدونستم ممکنه تله باشه.

355
00:31:33,600 --> 00:31:35,018
‫- اونجا بودی؟
‫- آره.

356
00:31:35,184 --> 00:31:38,062
‫درست به موقع رسیدم اونجا
‫که ببینم دختره چجوری پرت میشه پایین.

357
00:31:38,938 --> 00:31:40,773
‫دختر بدی بود، درسته؟

358
00:31:40,940 --> 00:31:42,275
‫- بله قربان.
‫- خوبه.

359
00:31:42,942 --> 00:31:47,280
‫خب، منو غافلگیر نمی‌کنه.
‫قبلا سعی کرده بود جلومو بگیره.

360
00:31:48,364 --> 00:31:50,575
‫- اون موجود پلید؟
‫- میدونه که من نزدیکم.

361
00:31:51,200 --> 00:31:52,577
‫میدونه که میخوام بکشمش.

362
00:31:52,785 --> 00:31:56,205
‫نه اینکه فقط احضارش کنم،
‫یا اینکه برش گردونم جهنم.

363
00:31:57,290 --> 00:31:59,000
‫واقعا میخوام بکشمش.

364
00:31:59,918 --> 00:32:01,461
‫چطوری؟

365
00:32:02,170 --> 00:32:03,713
‫دارم روش کار می‌کنم.

366
00:32:04,839 --> 00:32:07,383
‫خب، بذار باهات بیایم. کمک می‌کنیم.

367
00:32:08,718 --> 00:32:10,303
‫نه، "سم".

368
00:32:11,387 --> 00:32:14,307
‫هنوز نه.
‫گوش کن، سعی کن درک کنی...

369
00:32:14,557 --> 00:32:17,936
‫این موجود پلید
‫یه عوضیه ترسناکه.

370
00:32:18,102 --> 00:32:20,813
‫نمیخوام بلایی سر شما بیاد.
‫نمیخوام صدمه ببینید.

371
00:32:20,980 --> 00:32:23,983
‫- بابا، لازم نیست نگرانمون باشی.
‫- معلومه که نگرانتونم.

372
00:32:26,694 --> 00:32:28,321
‫من پدرتونم.

373
00:32:33,451 --> 00:32:38,456
‫گوش کن، "سمی"، آخرین باری که
‫با هم بودیم، شدیدا دعوامون شد.

374
00:32:38,665 --> 00:32:40,416
‫بله قربان.

375
00:32:47,465 --> 00:32:49,884
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

376
00:32:50,718 --> 00:32:52,387
‫مدت زیادی گذشته.

377
00:32:55,056 --> 00:32:56,891
‫خیلی زیاد.

378
00:33:23,793 --> 00:33:25,128
‫نه!

379
00:34:04,000 --> 00:34:06,085
‫چشماتو ببند.

380
00:34:06,794 --> 00:34:08,546
‫اینا شیاطین سایه‌دار هستن.

381
00:34:09,005 --> 00:34:10,298
‫بیاید بسوزونیمشون.

382
00:34:25,772 --> 00:34:28,483
‫- بابا.
‫- بیا اینجا.

383
00:34:57,637 --> 00:34:59,722
‫خیلی‌خب. زود باشین.
‫زیاد وقت نداریم.

384
00:34:59,889 --> 00:35:01,891
‫به محض اینکه آتیش خاموش شه، برمی‌گردن.

385
00:35:02,100 --> 00:35:03,476
‫نه، صبر کن، صبر کن.

386
00:35:04,310 --> 00:35:05,895
‫"سم"، صبر کن.

387
00:35:09,816 --> 00:35:12,026
‫- بابا، نمیتونی باهامون بیای.
‫- چی؟

388
00:35:12,193 --> 00:35:13,486
‫چی داری میگی؟

389
00:35:13,694 --> 00:35:16,948
‫- شما پسرها، بدجوری آسیب دیدین.
‫- ما چیزیمون نمیشه.

390
00:35:17,115 --> 00:35:19,408
‫"دین" باید باهم باشیم.

391
00:35:19,575 --> 00:35:22,703
‫- با هم میریم سراغ این موجود پلید.
‫- "سم"، بهم گوش کن.

392
00:35:25,164 --> 00:35:26,874
‫تقریبا باعث کشته شدن بابا شدیم.

393
00:35:28,417 --> 00:35:30,628
‫متوجه نمیشی؟
‫اونا بی‌خیال نمیشن.

394
00:35:30,795 --> 00:35:33,756
‫دوباره تلاش می‌کنن.
‫دوباره از ما استفاده می‌کنن تا به اون برسن.

395
00:35:33,923 --> 00:35:35,633
‫یعنی "مگ" راست می‌گفت.

396
00:35:36,884 --> 00:35:38,553
‫وقتی بابا با ماست، آسیب‌پذیر میشه.

397
00:35:42,515 --> 00:35:44,475
‫بدون ما قوی‌تره.

398
00:35:46,686 --> 00:35:48,229
‫بابا.

399
00:35:49,814 --> 00:35:51,399
‫نه.

400
00:35:52,984 --> 00:35:54,735
‫بعد همه این اتفاقات.

401
00:35:54,902 --> 00:35:58,739
‫بعد تمام مدتی که دنبالت می‌گشتیم...
‫خواهش می‌کنم.

402
00:35:59,824 --> 00:36:03,202
‫- باید بخشی از این مبارزه باشم.
‫- "سمی"، این مبارزه تازه شروع شده.

403
00:36:03,369 --> 00:36:05,913
‫و همه نقشی در اون خواهیم داشت.

404
00:36:06,080 --> 00:36:07,665
‫فعلا باید بهم اعتماد کنی پسرم.

405
00:36:11,127 --> 00:36:13,754
‫باشه؟ باید بذاری من برم.

406
00:36:58,633 --> 00:36:59,926
‫مراقب باشین پسرها.

407
00:37:01,677 --> 00:37:03,471
‫زود باش.
