﻿1
00:00:02,252 --> 00:00:03,545
آنگــاه

2
00:00:08,091 --> 00:00:09,551
الان يادم مياد ، من يه فرشته‌ام

3
00:00:09,676 --> 00:00:11,636
من حكمِ اعدام روي سَرَم دارم -
چرا ؟  -

4
00:00:11,761 --> 00:00:12,637
من سرپيچي کردم

5
00:00:12,679 --> 00:00:13,722
تو واقعاً نبايد مي‌اومدي

6
00:00:17,017 --> 00:00:18,059
تو مجبوري اين رو متوقف کني

7
00:00:18,059 --> 00:00:19,227
چي رو متوقف کنم ؟

8
00:00:22,063 --> 00:00:23,023
1973 .

9
00:00:23,440 --> 00:00:24,774
مامان ؟

10
00:00:24,816 --> 00:00:26,026
« جان وينچستر »

11
00:00:29,863 --> 00:00:32,657
... والدينم « مري » و « جان وينچستر » هستن

12
00:00:32,699 --> 00:00:34,284
و من نوه شما هستم

13
00:00:34,284 --> 00:00:36,578
مري » توسط شيطانِ چشم زرد تو سال 1983 کُشته ميشه »

14
00:00:36,619 --> 00:00:38,621
... حالا اگه من اون موجود رو نَگيرم و نَکُشمش

15
00:00:38,663 --> 00:00:40,832
همه چيز از بين ميره و .... « مري » ميميره

16
00:00:40,832 --> 00:00:41,541
! نه

17
00:00:46,588 --> 00:00:48,757
من نتونستم هيچ چيزي رو متوقف کنم
اون معامله رو انجام داد

18
00:00:48,757 --> 00:00:50,508
اون هنوز تو اتاقِ بچه کُشته ميشه ، نه ؟

19
00:00:50,550 --> 00:00:52,886
« سرنوشت رو نميشه عوض کرد ، « دين

20
00:00:52,927 --> 00:00:56,473
همه راهها به سرنوشت مشابه‌اي ختم ميشن

21
00:00:57,015 --> 00:00:58,183
... الان

22
00:00:58,224 --> 00:01:00,560
اين رؤيايي هست که تو داري

23
00:01:02,312 --> 00:01:03,855
خيلي ضايع است

24
00:01:03,897 --> 00:01:06,107
چرا اومدي تو ذهنِ من ؟

25
00:01:06,149 --> 00:01:08,610
چرا نيومدي تو " مُتل " ؟

26
00:01:09,652 --> 00:01:11,071
نمي‌تونم تو رو پيدا کنم

27
00:01:11,112 --> 00:01:13,406
اوه . « کَس » اين کار رو کرده

28
00:01:13,448 --> 00:01:15,617
کَس » ، درسته »

29
00:01:15,658 --> 00:01:17,744
حالا يه دوست داري که بتوني روش حساب کني

30
00:01:17,786 --> 00:01:19,829
چي ؟

31
00:01:19,829 --> 00:01:21,623
بهت نگفته ؟

32
00:01:21,664 --> 00:01:23,666
چي رو نگفته ؟

33
00:01:23,666 --> 00:01:25,293
که کجا بودم

34
00:01:25,335 --> 00:01:27,420
البته که نگفته ، چرا بايد بگه ؟

35
00:01:27,462 --> 00:01:28,713
کجا بودي ؟

36
00:01:30,215 --> 00:01:32,092
زندان

37
00:01:32,133 --> 00:01:33,635
اون بالا

38
00:01:33,676 --> 00:01:36,429
همه اون شکنجه‌ها ، دو برابر کار‌کردن‌ها

39
00:01:36,471 --> 00:01:39,099
چرا نبايد بهمون مي‌گفت که کجايي ؟ -
چون اون کسي بود که منو لو داد -

40
00:01:39,140 --> 00:01:41,142
قيافه متعجب به خودت نگير

41
00:01:41,184 --> 00:01:42,769
اون هميشه سرباز کوچولوي خوب بوده

42
00:01:42,811 --> 00:01:43,895
کاري برخلاف دستورات کرده ؟

43
00:01:43,937 --> 00:01:47,774
نمي‌دونم ، حالت خوبي ؟

44
00:01:47,774 --> 00:01:50,610
نه ... و وقت زيادي هم ندارم

45
00:01:50,610 --> 00:01:51,986
... من فرار کردم

46
00:01:52,028 --> 00:01:53,613
خيلي سخته

47
00:01:53,613 --> 00:01:54,531
اونا دنبالِ من هستن

48
00:01:54,572 --> 00:01:56,116
... اگه منو پيدا کنن

49
00:01:56,116 --> 00:01:57,951
خيلي‌خب ، چي مي‌خواي ؟

50
00:01:57,992 --> 00:02:00,620
... بيا پيش من ، خيابون " اينداستريال " شماره 225

51
00:02:00,620 --> 00:02:03,331
و خواهش مي‌کنم عجله کن

52
00:02:34,612 --> 00:02:36,239
سلام ؟

53
00:02:36,281 --> 00:02:38,158
کي اونجاست ؟

54
00:02:45,373 --> 00:02:47,375
« سلام « آنا

55
00:02:49,419 --> 00:02:51,754
... خب

56
00:02:51,796 --> 00:02:55,091
... اگه خوب نمي‌دونستم

57
00:02:55,091 --> 00:02:58,595
مي‌گفتم که « وينچسترها » بهم اعتماد ندارن

58
00:02:58,636 --> 00:03:01,514
اونا دارن ، من ندارم

59
00:03:01,556 --> 00:03:02,724
اجازه نميدم اونا بيان

60
00:03:02,765 --> 00:03:05,059
و براي چي ؟

61
00:03:05,101 --> 00:03:07,103
اگه تو الان تو زندان نيستي
به اين خاطره که اونا گذاشتن بيايي بيرون

62
00:03:07,145 --> 00:03:08,938
و اونا فرستادنت که کارهاي کثيفِشون رو بکني

63
00:03:08,980 --> 00:03:11,316
و چي تو رو اين قدر مطمئن مي‌کنه ؟

64
00:03:11,357 --> 00:03:14,444
چون من تجربه تحريکِ بهشتي‌ها رو دارم

65
00:03:14,485 --> 00:03:16,905
منظورت وقتيِ که منو تحويلشون دادي

66
00:03:18,489 --> 00:03:20,158
اون يه اشتباه بود

67
00:03:22,160 --> 00:03:24,370
... آنا » هر کاري که اونا تو رو براي انجامش فرستادن »

68
00:03:24,412 --> 00:03:27,707
اونا منو نفرستادن ، من فرار کردم

69
00:03:27,749 --> 00:03:29,000
هيچ کسي نمي‌تونه فرار کنه

70
00:03:29,042 --> 00:03:32,921
، اين همه قرن گذشته و تو
الان منو ناچيز به حساب مياري ؟

71
00:03:32,962 --> 00:03:35,256
اگه يکي از اونا نيستي ، پس چي مي‌خواي ؟

72
00:03:35,298 --> 00:03:37,008
کمک مي‌خوام

73
00:03:37,008 --> 00:03:38,676
کمک مي‌خواي ؟ -
آره -

74
00:03:38,676 --> 00:03:41,012
پس با اون چاقو چي کار داري ؟

75
00:03:47,936 --> 00:03:49,562
اجازه ندارم از خودم دفاع کنم ؟

76
00:03:49,604 --> 00:03:53,274
بر عليه کي ؟
اون چاقو بر عليه فرشته‌ها کار نمي‌کنه

77
00:03:53,316 --> 00:03:54,943
اينجوري نيست

78
00:03:54,984 --> 00:03:57,153
شايد تو براي بهشت کار نمي‌کني

79
00:03:57,153 --> 00:03:59,530
اما چيزي هست که بهم نميگي

80
00:04:04,661 --> 00:04:07,664
سم وينچستر » بايد بميره »

81
00:04:17,340 --> 00:04:20,468
متأسفم ، اما هيچ انتخاب ديگه‌اي نداريم

82
00:04:21,511 --> 00:04:23,346
« اون پوسته‌ي « لوسيفره

83
00:04:23,346 --> 00:04:25,515
اون تنها نيست -
چيه ؟ اون شکسته ؟ -

84
00:04:25,556 --> 00:04:27,850
تا ما داريم حرف مي‍‌زنيم ، اون داره هَدر ميره

85
00:04:27,850 --> 00:04:28,977
نه

86
00:04:29,018 --> 00:04:32,313
سم » تنها پوسته‌ي مهم اونه »

87
00:04:32,355 --> 00:04:34,399
مي‌دوني که اين چي معني ميده

88
00:04:34,440 --> 00:04:38,361
اگه « لوسيفر » نتونه « سم » رو تسخير کنه
همه برنامه‌هاش بهم مي‌خوره

89
00:04:38,403 --> 00:04:41,823
" نه جنگي با « ميکائيل » ، نه " ويروس کوروتاني

90
00:04:41,864 --> 00:04:44,450
سوارکار هم برمي‌گرده به کارهاي روزانه‌اش

91
00:04:44,492 --> 00:04:47,829
... اگه حتي بتوني ... « سم » رو بُکُشي

92
00:04:47,870 --> 00:04:49,706
اهريمن اون رو برمي‌گردونه به زندگي

93
00:04:49,747 --> 00:04:53,084
نه بعد از اينکه سلول‌هاش رو توي جهان پخش کنم

94
00:04:53,126 --> 00:04:56,963
اون هرگز پيداش نمي‌کنه ... همه‌اش رو نمي‌تونه

95
00:04:59,924 --> 00:05:03,303
ما راه ديگه‌اي رو پيدا مي‌کنيم

96
00:05:03,344 --> 00:05:05,680
اين چطوره ؟

97
00:05:05,722 --> 00:05:09,475
استفاده از کُلت چطوره ؟
يا گَشتن براي پيدا کردنِ خدا ؟

98
00:05:09,517 --> 00:05:11,561
هيچ کدومش عملي شده ؟

99
00:05:11,602 --> 00:05:16,107
اگه مي‌خواي اهريمن رو متوقف کني ، اين راهشه

100
00:05:17,525 --> 00:05:19,193
جواب هنوز منفيه

101
00:05:21,195 --> 00:05:23,614
چون « سم »‌ دوستِ منه

102
00:05:25,241 --> 00:05:27,076
عوض شدي

103
00:05:27,118 --> 00:05:29,996
شايد خيلي دير باشه

104
00:05:30,038 --> 00:05:32,457
اما عوض شدم

105
00:05:34,500 --> 00:05:37,337
آنا » ما ماجراهاي زيادي رو گذرونديم »

106
00:05:37,337 --> 00:05:39,756
اما اگه نزديک « سم » بشي

107
00:05:39,797 --> 00:05:41,007
مي‌کُشمت

108
00:05:49,223 --> 00:05:51,184
اوه ، خداي من

109
00:05:51,225 --> 00:05:52,769
خداي من

110
00:05:52,810 --> 00:05:55,229
اوه ، خداي من ، حالت خوبه ؟

111
00:05:55,271 --> 00:05:57,982
بايد ببريمش به بيمارستان ، زودباش

112
00:06:00,651 --> 00:06:02,362
واقعاً ؟ « آنا » ؟

113
00:06:02,403 --> 00:06:05,823
باورم نميشه -
حقيقت داره -

114
00:06:05,865 --> 00:06:08,242
پس داره ميشه « گلن کلوز » ، هان ؟ عاليه
" بازيگر مشهور هاليوود ، اغلب در نقش‌هاي منفي "

115
00:06:08,284 --> 00:06:10,370
گلن کلوز » کيه ؟ »

116
00:06:10,411 --> 00:06:11,662
هيچکي

117
00:06:11,662 --> 00:06:14,499
فقط يه عوضي که هميشه عصبانيِ

118
00:06:14,540 --> 00:06:16,209
... خب ، پس ... برنامه‌اش کُشتنِ منه

119
00:06:16,250 --> 00:06:18,378
واقعاً مي‌تونه اهريمن رو متوقف کنه ؟

120
00:06:18,419 --> 00:06:19,545
نه « سم » ، بي‌خيال

121
00:06:19,587 --> 00:06:22,757
کَس » تو چي فکر مي‌کني ؟ »
آنا » مطمئنه ؟‌ »

122
00:06:24,467 --> 00:06:25,927
نه

123
00:06:25,968 --> 00:06:28,346
... « اون يه ... « گلن کلوزه

124
00:06:28,388 --> 00:06:30,681
نمي‌فهمم

125
00:06:30,681 --> 00:06:33,976
ما دنبال اون دختره‌ايم که مي‌خواد « سم » رو بُکُشه ؟

126
00:06:34,018 --> 00:06:35,228
چرا بايد به خرس خوابيده سيخونک بزنيم ؟

127
00:06:35,269 --> 00:06:37,146
... آنا » به تلاشش ادامه ميده »

128
00:06:37,146 --> 00:06:40,274
تا « سم » کُشته نشه ، تسليم نميشه

129
00:06:40,316 --> 00:06:42,819
پس ما اول مي‌کُشيمش

130
00:07:04,590 --> 00:07:06,384
پيداش کردم -
کجاست ؟ -

131
00:07:06,426 --> 00:07:08,094
کجا ، نه

132
00:07:08,136 --> 00:07:10,721
چه زماني

133
00:07:10,763 --> 00:07:12,890
تو سال 1987 هستش

134
00:07:12,932 --> 00:07:14,100
چي ؟

135
00:07:15,518 --> 00:07:18,312
چرا 1987 ؟ اون موقع من هنوز به دنيا نيومده بودم

136
00:07:18,354 --> 00:07:21,149
... تو رو کار نداره ... اگه بخواد والدينت رو بُکُشه

137
00:07:21,149 --> 00:07:22,733
چي ؟

138
00:07:22,775 --> 00:07:26,320
آنا » به تو نمي‌تونه صدمه بزنه ، به خاطر من »

139
00:07:26,320 --> 00:07:28,156
پس رفته دنبالِ اونا -
همين حالا ما رو برگردون -

140
00:07:28,197 --> 00:07:31,325
و مستقيم تحويلتون بدم به « آنا » ؟
بايد تنها برم

141
00:07:31,325 --> 00:07:33,161
اونا والدينِ ما هستن « کَس » ، ما بايد بريم

142
00:07:33,161 --> 00:07:34,829
اينقدر ساده نيست

143
00:07:34,829 --> 00:07:36,873
چرا ؟ -
سفر زماني مشکله -

144
00:07:36,914 --> 00:07:39,000
حتي اگه نيروهاي بهشتي در اختيار من باشه

145
00:07:39,000 --> 00:07:40,293
اما تو که ازشون رونده شدي

146
00:07:40,334 --> 00:07:42,420
پس چي ؟ کاري نمي‌توني کني

147
00:07:42,462 --> 00:07:44,839
منظورت رو نمي‌تونم بفهمم

148
00:07:44,881 --> 00:07:46,424
اما بهتون ميگم

149
00:07:46,466 --> 00:07:49,135
... اين طور سفرها ، با همراه

150
00:07:51,345 --> 00:07:52,680
منو ضعيف مي‌کنه ...

151
00:07:52,680 --> 00:07:55,808
اونا پدر مادر ما هستن

152
00:07:55,850 --> 00:07:59,103
... « اگه نتونيم نجاتشون بديم ، نه فقط از طرف « آنا

153
00:07:59,145 --> 00:08:01,355
... منظورم اينه اگه نتونيم اوضاع رو درست کنيم

154
00:08:01,397 --> 00:08:03,649
بايد تلاشمون رو بکنيم

155
00:08:10,573 --> 00:08:13,159
آماده‌ايد ؟

156
00:08:13,159 --> 00:08:15,828
راستش نه

157
00:08:15,828 --> 00:08:17,663
مراقب پاهات باش

158
00:08:34,931 --> 00:08:37,225
موفق شديم ؟

159
00:08:37,266 --> 00:08:39,602
... تا وقتي که دوباره نَخوان " پينتو " توليد كنن

160
00:08:39,644 --> 00:08:41,979
مي‌تونم بگم ، آره

161
00:08:43,606 --> 00:08:44,565
کَس » ؟ »

162
00:08:44,607 --> 00:08:45,775
هِي ، هِي ، هِي ، هِي

163
00:08:45,775 --> 00:08:48,027
آروم باش ، آروم باش ، حالت خوبه ؟

164
00:08:48,069 --> 00:08:49,612
خوبم

165
00:08:49,654 --> 00:08:51,822
بهتر از اون چيزي هستم که فکرش رو مي‌کردم

166
00:08:53,074 --> 00:08:54,575
! « کَس »

167
00:08:55,868 --> 00:08:58,120
تقريباً ... داره نفس ميکِشه

168
00:08:58,120 --> 00:08:59,956
بايد چي کار کنيم ؟

169
00:09:09,465 --> 00:09:12,301
... سيبيل ، تنها

170
00:09:12,343 --> 00:09:15,263
خب ، براي 5 شب
پولِ سوئيتِ ماه عسل ، رو براي « کَس » دادم

171
00:09:15,304 --> 00:09:16,889
به مديرش هم گفتم ، هر چي شد آرامشش رو بهم نزن

172
00:09:16,931 --> 00:09:18,641
مي‌دوني چي بهم گفت ؟

173
00:09:18,683 --> 00:09:21,185
باشه ، چرا سختي به خودت ميدي
چرا براش مَواد نمي‌خري ؟

174
00:09:21,519 --> 00:09:22,937
مَواد

175
00:09:22,937 --> 00:09:25,147
بايد بريم بدونِ معطلي انبارهاي مايکروسافت رو بخريم

176
00:09:25,189 --> 00:09:28,859
آره خب ، اگه « كَس »‌ حالش خوب نشه ، مجبوريم بخريم

177
00:09:28,943 --> 00:09:30,611
حالش خوبه ؟

178
00:09:30,653 --> 00:09:32,530
چه شکلي هستم .... شبيه دکتر فرشته‌ها مي‌مونم ؟

179
00:09:32,572 --> 00:09:34,365
بيدار شده

180
00:09:34,407 --> 00:09:36,659
مي‌دوني براي يه موجود بالدار يه کمي سخته

181
00:09:36,701 --> 00:09:38,786
اگه اون اينجوري سقوط کرده
مي‌تونيم اُميدوار باشيم كه « آنا » هم همين شرايط رو داشته

182
00:09:38,786 --> 00:09:39,829
بايد بهمون يه مقداري وقت بده

183
00:09:39,870 --> 00:09:41,205
خب ، پيداش کردي ؟

184
00:09:41,247 --> 00:09:44,834
آره ... « وينچستر » خيابون " رابين تري " شماره 485

185
00:09:44,875 --> 00:09:47,753
بزن بريم قوم و خويش‌هاي بابا رو ببينيم

186
00:10:00,141 --> 00:10:01,767
سم » ، « سم » ، وايسا ، وايسا »

187
00:10:01,767 --> 00:10:03,519
دين » ، « آنا » مي‌تونه هر لحظه برسه اينجا »

188
00:10:03,561 --> 00:10:05,980
دقيقاً مي‌خوايم بريم اونجا چي کار کنيم
چي بهشون بگيم ؟

189
00:10:06,022 --> 00:10:08,858
حقيقت -
چي ، که پسرهات از آينده اومدن -

190
00:10:08,899 --> 00:10:10,860
که از دست يه فرشته که حالا شده ترميناتور ، نجاتت بدن ؟

191
00:10:10,901 --> 00:10:13,112
بي‌خيال ، اون فيلم هنوز ساخته نشده

192
00:10:13,112 --> 00:10:14,739
خب بهشون ميگيم که شياطين دنبالشون هستن

193
00:10:14,780 --> 00:10:16,365
منظورم اينه
اون فکر مي‌کنه تو يه شکارچي هستي ، درسته ؟

194
00:10:16,407 --> 00:10:18,451
آره ، يه شکارچي که دقيقاً وقتي پدرش مُرد ناپديد شد

195
00:10:18,451 --> 00:10:20,953
اون عاشقِ من ميشه

196
00:10:20,995 --> 00:10:23,414
فقط دنبالِ من بيا

197
00:10:28,961 --> 00:10:31,213
کارا چطوره ؟

198
00:10:31,255 --> 00:10:33,841
عاليه

199
00:10:37,928 --> 00:10:39,388
« سلام « مري

200
00:10:39,430 --> 00:10:40,765
تو نمي‌توني اينجا باشي

201
00:10:40,806 --> 00:10:42,683
متأسفم ، اگه وقت بَدي هست

202
00:10:42,725 --> 00:10:45,144
... نمي‌فهمي ، من

203
00:10:46,437 --> 00:10:47,980
من ديگه اون کارها رو نمي‌کنم

204
00:10:48,022 --> 00:10:50,733
من الان يه زندگي معمولي دارم ، بايد بري

205
00:10:50,775 --> 00:10:53,235
ببخشيد اما اين مهمه ، باشه ؟

206
00:10:54,904 --> 00:10:57,448
... متأسفم عزيزم ، اينا

207
00:10:57,448 --> 00:10:58,949
پسرعموهاي « مري » هستيم

208
00:10:58,991 --> 00:11:01,118
... آره ، نمي‌تونستيم تو شهر باشيم و

209
00:11:01,160 --> 00:11:02,995
نياييم سلامي بکنيم ، ميشد ؟

210
00:11:03,037 --> 00:11:04,872
« دين »

211
00:11:04,914 --> 00:11:06,374
قيافه‌تون آشناست

212
00:11:06,415 --> 00:11:07,958
واقعاً ؟

213
00:11:08,959 --> 00:11:10,961
آره ، راستش شما هم همين طور ، مي‌دونيد ؟

214
00:11:11,003 --> 00:11:12,630
بايد همديگه رو ديده باشيم

215
00:11:12,672 --> 00:11:14,256
شهر‌هاي کوچيکن ديگه ، عاشق اينجا‌ها هستم

216
00:11:14,298 --> 00:11:15,675
« من « جانم

217
00:11:20,846 --> 00:11:22,098
اين هم « سم » هستش

218
00:11:22,139 --> 00:11:25,226
سم » ... پدر « مري » هم اسمش « سم » بود »

219
00:11:25,267 --> 00:11:26,769
اين ... يه اسم رايج تو خانواده است

220
00:11:30,439 --> 00:11:32,775
حالت خوبه رفيق ؟ به نظر ترسيدي

221
00:11:34,527 --> 00:11:35,986
اوه ، اوه آره

222
00:11:36,028 --> 00:11:38,823
فقط ... سفر طولاني بود

223
00:11:38,864 --> 00:11:40,074
آره

224
00:11:40,116 --> 00:11:43,577
خب ، « سم » و « دين » داشتن مي‌رفتن

225
00:11:43,619 --> 00:11:44,995
چي ؟ دارن ميرن

226
00:11:45,037 --> 00:11:47,623
خيلي خوشحالم که فاميل‌هاي « مري » رو ببينم

227
00:11:47,623 --> 00:11:50,000
لطفاً بيايين داخل يه نوشیدنی بزنيم

228
00:11:50,042 --> 00:11:51,919
تعارف اومد نيومد داره

229
00:11:57,883 --> 00:12:00,636
مطمئني که خوبي « سم » ؟

230
00:12:01,971 --> 00:12:03,973
... آره ، آره ... فقط

231
00:12:05,516 --> 00:12:07,601
تو خيلي زيبايي

232
00:12:09,145 --> 00:12:11,480
منظوري نداره

233
00:12:11,480 --> 00:12:13,149
يه جورايي اينا شوخي‌هاي خانوادگي هستن

234
00:12:13,149 --> 00:12:15,151
آره ، درسته

235
00:12:15,192 --> 00:12:17,486
... ما خيلي وقته که « مري » رو نديده بوديم و

236
00:12:17,528 --> 00:12:19,613
اون خيلي شبيه مادرمونه

237
00:12:19,655 --> 00:12:21,782
... منظورم اينه اين -
خيلي عجيبه -

238
00:12:23,743 --> 00:12:26,454
خب ، روابطتون چطوره ؟

239
00:12:26,454 --> 00:12:28,289
مي‌دوني ، خيلي از هم دوريم

240
00:12:28,330 --> 00:12:31,125
پس والدين « مري » رو مي‌شناسيد ؟

241
00:12:31,167 --> 00:12:32,376
آره ، آره

242
00:12:32,418 --> 00:12:35,045
... « پدرِ « مري

243
00:12:35,087 --> 00:12:37,381
يه جورايي پدرِ « مري » حکم پدربزرگمون رو داشت

244
00:12:40,092 --> 00:12:43,220
اون حمله قلبي ... خيلي تراژديک بود

245
00:12:44,889 --> 00:12:47,475
آره ، واقعاً

246
00:12:49,101 --> 00:12:51,645
خب ، تو شهر چي کار دارين ؟

247
00:12:51,687 --> 00:12:53,773
براي کار اومده بوديم ، مي‌دونيد

248
00:12:53,773 --> 00:12:55,900
اوه  آره ، براي چه کاري ؟ -
لوله‌کِشي .... خريد و فروش آهن -

249
00:12:55,941 --> 00:12:57,985
خدايا تقريباً ساعت 7 شد

250
00:12:58,027 --> 00:12:59,779
متنفرم که صحبتتون رو به هم بزنم ، اما شام حاضره

251
00:12:59,820 --> 00:13:02,490
شايد بتونن بمونن -
مطمئنم که مي‌خوان بِرن -

252
00:13:03,115 --> 00:13:05,659
ببينيد ، خواهشاً بمونيد

253
00:13:05,701 --> 00:13:07,536
مي‌دونيد اين برام خيلي ارزش داره

254
00:13:07,578 --> 00:13:11,415
من خانواده « مري » رو ملاقات نکردم

255
00:13:15,628 --> 00:13:18,380
« ببينيد آقاي « ودسون
خواهش مي‌کنم تجديد نظر کنيد

256
00:13:18,422 --> 00:13:21,008
« مي‌خوام « جان
تو يه مکانيک بزرگ هستي

257
00:13:21,050 --> 00:13:23,135
اما من هم وقتش رو ندارم

258
00:13:23,177 --> 00:13:25,471
حتي اگه شده پاره وقت
من واقعاً به اون شغل نياز دارم

259
00:13:25,513 --> 00:13:28,474
خيلي‌خب ببين
بيا اينجا تا دربارش حرف بزنيم

260
00:13:28,516 --> 00:13:30,768
شايد بتونيم يه کاريش کنيم

261
00:13:30,810 --> 00:13:32,436
جدي ميگيد ؟

262
00:13:32,478 --> 00:13:36,232
تا ده دقيقه ديگه بيا اينجا ، دير نکني

263
00:13:36,273 --> 00:13:37,608
بايد بريد ، همين الان

264
00:13:37,650 --> 00:13:39,568
... باشه ، فقط گوش کن -
نه ، خودت گوش کن -

265
00:13:39,610 --> 00:13:42,404
دفعه آخري که ديدمت ، يه شيطان والدينم رو کُشت

266
00:13:42,446 --> 00:13:45,282
حالا اومدين اينجا انگار فاميلِ من هستيد ؟

267
00:13:45,366 --> 00:13:48,786
هر چي مي‌خوايد ... جوابش نه هست
حالا بريد

268
00:13:48,828 --> 00:13:50,579
تو و « جان » تو خطر هستين

269
00:13:50,621 --> 00:13:52,122
در مورد چي حرف مي‌زنيد ؟

270
00:13:52,164 --> 00:13:53,791
يه چيزي به دنبال شما اومده

271
00:13:53,833 --> 00:13:55,417
شيطاني ؟

272
00:13:55,459 --> 00:13:58,420
نه دقيقاً -
پس چيه ؟ -

273
00:13:58,462 --> 00:14:00,339
... توضيحش يه كم سخته ، خُب

274
00:14:00,381 --> 00:14:02,258
يه فرشته

275
00:14:02,258 --> 00:14:03,926
چي ؟

276
00:14:03,968 --> 00:14:06,887
يه همچين چيزي وجود نداره -
اي‌کاش نداشت -

277
00:14:06,929 --> 00:14:09,765
اما اونا دو برابر شياطين قدرت دارن
و خيلي هم کينه‌اي‌تر هستن

278
00:14:09,807 --> 00:14:12,101
چرا يه فرشته بايد بخواد ما رو بُکُشه ؟

279
00:14:12,142 --> 00:14:14,270
داستانش درازه
و ما همه چيز رو بهت ميگيم

280
00:14:14,270 --> 00:14:17,773
اما الان بايد به ما اعتماد کني و بايد بري

281
00:14:17,815 --> 00:14:20,568
به صورتم نگاه کن ، ببين دارم دروغ ميگم ؟

282
00:14:22,862 --> 00:14:24,864
باشه

283
00:14:24,905 --> 00:14:27,283
کجا بايد بريم ؟ -
خارج از اينجا ، الان بايد حرکت کنيم -

284
00:14:27,283 --> 00:14:29,285
باشه ، اما به « جان » چي بگم ؟

285
00:14:29,326 --> 00:14:31,370
... فقط بهش بگو

286
00:14:33,122 --> 00:14:34,456
جان » ؟ »

287
00:14:54,602 --> 00:14:57,479
آقاي « ودسون » ؟

288
00:14:57,521 --> 00:14:59,732
اينجايين ؟

289
00:15:43,567 --> 00:15:46,320
« کاش مي‌تونستم بگم از ديدنت خوشحالم « آنا

290
00:15:46,362 --> 00:15:47,613
« منم همين طور « دين

291
00:16:18,686 --> 00:16:20,020
متأسفم

292
00:16:57,641 --> 00:16:58,809
ببخشيد

293
00:16:58,851 --> 00:17:00,894
کُشتنِ يه فرشته به اين راحتي‌ها نيست

294
00:17:02,062 --> 00:17:04,940
نه ، اما مي‌توني اونا رو گيج کني

295
00:17:28,714 --> 00:17:30,674
هيولا

296
00:17:30,674 --> 00:17:32,176
هيولاها ؟

297
00:17:32,176 --> 00:17:33,218
آره

298
00:17:33,260 --> 00:17:35,304
هيولاها واقعين ؟

299
00:17:35,345 --> 00:17:38,307
... متأسفم ، نمي‌دونستم چطور  -
و تو باهاشون مبارزه کردي ؟ همتون ؟ -

300
00:17:38,974 --> 00:17:40,601
آره

301
00:17:42,644 --> 00:17:43,771
چه مدتِ

302
00:17:45,064 --> 00:17:47,608
همه زندگيم

303
00:17:49,068 --> 00:17:51,820
... جان » خواهشاً اينو درک کن » -
... اون واقعاً حقِ انتخابي نداشت  -

304
00:17:51,862 --> 00:17:53,530
همتون ساکت شيد

305
00:17:53,572 --> 00:17:56,617
ببينيد ، يا ديگه حرفي نميزنيد
يا اگه حرف بزنين اين ماشين رو برگردونم

306
00:18:02,498 --> 00:18:05,250
ووه ، يه سفر جاده‌ايِ مزخرف با خانواده

307
00:18:05,292 --> 00:18:08,128
شوخي نکن

308
00:18:16,637 --> 00:18:19,681
اينجا براي سال‌ها متعلق به خانواده بوده

309
00:18:22,184 --> 00:18:23,268
... تَله شيطاني

310
00:18:23,310 --> 00:18:25,729
و البته وسايلِ آهني

311
00:18:25,729 --> 00:18:29,066
بايد نمک و آب‌ِمقدس هم اونوَر باشه

312
00:18:29,066 --> 00:18:30,317
چاقو ، اسلحه

313
00:18:30,359 --> 00:18:32,820
همه وسايلمون فقط اونو عصباني مي‌کنه

314
00:18:32,861 --> 00:18:35,072
خب ، چي اونو ميکُشه ؟
يا حداقل آرومش مي‌کنه ؟

315
00:18:35,072 --> 00:18:37,407
چيزهاي خيلي زيادي نيست

316
00:18:37,407 --> 00:18:39,076
عاليه

317
00:18:39,118 --> 00:18:41,286
گفت : نه خيلي زياد ، نه که هيچي

318
00:18:41,328 --> 00:18:43,080
ما يه سري وسيله آورديم

319
00:18:46,416 --> 00:18:49,253
... اگه اين رو داشته باشيم

320
00:18:49,294 --> 00:18:51,672
و اون اين نزديکي باشه

321
00:18:51,713 --> 00:18:53,465
اون رو مثل نور غيب مي‌کنيم

322
00:18:55,551 --> 00:18:56,969
اين روغنِ مقدسه

323
00:18:57,010 --> 00:19:00,764
شبيه به تله شيطانيِ براي فرشته‌ها

324
00:19:00,806 --> 00:19:02,933
بياييد بهتون نشون ميدم چطور کار مي‌کنه

325
00:19:12,985 --> 00:19:15,863
هِي ، با اون چيزي که رو کاغذه چطور کار مي‌کنين ؟

326
00:19:15,904 --> 00:19:18,574
... اين يه علامته به معنيِ

327
00:19:18,574 --> 00:19:21,493
معنيش برام مهم نيست ، کجا استفاده ميشه ؟

328
00:19:21,535 --> 00:19:25,080
روي يه در يا ديوار

329
00:19:25,080 --> 00:19:26,999
چطور مي‌تونم ازش استفاده کنم ؟

330
00:19:27,040 --> 00:19:29,168
... « جان »

331
00:19:29,209 --> 00:19:30,627
چيه ؟

332
00:19:30,669 --> 00:19:33,255
شما مثل احمق‌ها باهام رفتار مي‌کنيد

333
00:19:33,255 --> 00:19:34,631
اما من يه بي‌استفاده نيستم

334
00:19:34,673 --> 00:19:40,512
ميتونم اين علامت لعنتي يا هر چيزي رو بِکِشم

335
00:19:40,554 --> 00:19:43,182
چرا نميري بيرون به « سم » کمک کني ؟

336
00:19:43,223 --> 00:19:46,518
... باشه ، چون براي اينكه اين كار كنه

337
00:19:46,560 --> 00:19:48,645
بايد از خون انسان استفاده بشه

338
00:20:01,116 --> 00:20:03,452
خب ، پدر‌بزرگ ؟

339
00:20:05,954 --> 00:20:07,915
نشونت ميدم

340
00:20:10,209 --> 00:20:12,085
چيه ؟

341
00:20:14,922 --> 00:20:18,800
رفتارت ، يهو منو ياد بابام انداخت

342
00:20:35,275 --> 00:20:38,195
اين واقعاً خوبه

343
00:20:38,237 --> 00:20:41,823
اومدي منو چِک کني ؟

344
00:20:44,243 --> 00:20:46,620
اومدم بگم به خاطر همه چيز متأسفم

345
00:20:46,662 --> 00:20:48,288
و مي‌دونم خيلي اتفاقات زيادي بودن

346
00:20:48,330 --> 00:20:50,415
... چند وقته که درباره اين

347
00:20:50,457 --> 00:20:54,419
موضوعاتِ شكار مي‌دوني ؟

348
00:20:54,461 --> 00:20:56,880
تقريباً از اول عُمرم

349
00:20:56,922 --> 00:20:58,590
پدرم منو با اينا بزرگ کرد

350
00:20:58,632 --> 00:21:00,342
جدي ميگي ؟

351
00:21:01,385 --> 00:21:03,845
کدوم پدرِ احمقي اين کار رو با بچه‌اش مي‌کنه ؟

352
00:21:03,887 --> 00:21:07,432
خب ، بايد بگم که والدينِ « مري » هم همين‌طور بودن

353
00:21:07,474 --> 00:21:08,684
اهميتي نميدم

354
00:21:08,725 --> 00:21:11,019
مي‌دوني چه آدم وظيفه نشناسي

355
00:21:11,061 --> 00:21:12,980
... اجازه ميده بچه‌اش نزديکِ

356
00:21:12,980 --> 00:21:15,107
مي‌دوني ؟ ممکن بود کُشته بشي

357
00:21:15,148 --> 00:21:18,443
تقريباً خيلي نزديک بود

358
00:21:18,485 --> 00:21:21,280
... بالغ شدن بايد تو مغزت باشه

359
00:21:21,321 --> 00:21:25,409
پدرت قرار بود از تو محافظت کنه

360
00:21:26,910 --> 00:21:28,120
سعي‌اش رو کرد

361
00:21:30,914 --> 00:21:32,332
تو تلاش كردن براي همين کار مُرد

362
00:21:36,128 --> 00:21:37,337
... باور کن

363
00:21:41,550 --> 00:21:43,302
من هم ازش عصباني بودم

364
00:21:43,343 --> 00:21:45,846
... منظورم

365
00:21:45,887 --> 00:21:48,181
حتي ازش متنفر بودم

366
00:21:48,223 --> 00:21:50,726
... اما حالا من

367
00:21:50,767 --> 00:21:52,019
مي‌فهمم

368
00:21:52,060 --> 00:21:55,814
اون فقط سعي مي‌کرد بهترين کار رو انجام بده

369
00:21:55,814 --> 00:21:58,191
و سعي مي‌کرد همه چيز رو با هم نگه داره

370
00:21:58,233 --> 00:22:01,611
تو يه وضعيتِ غير‌ممکن

371
00:22:04,448 --> 00:22:06,867
... ببين

372
00:22:06,908 --> 00:22:10,370
... مادرم

373
00:22:10,412 --> 00:22:13,081
... اون شگفت‌انگيز و زيبا بود

374
00:22:13,123 --> 00:22:16,335
... و عاشقِ پدرم هم بود

375
00:22:17,919 --> 00:22:19,963
و کُشته شد

376
00:22:20,005 --> 00:22:22,632
... و ... فکر مي‌کنم

377
00:22:22,674 --> 00:22:25,385
اون ديوونه ميشد ، اگه کاري در اين مورد نمي‌کرد

378
00:22:29,639 --> 00:22:31,808
... حقيقت اينه

379
00:22:31,808 --> 00:22:33,894
پدرم مُرد

380
00:22:33,935 --> 00:22:36,438
... قبل از اينکه بهش بگم

381
00:22:39,149 --> 00:22:40,942
... فهميدم که  ...

382
00:22:42,819 --> 00:22:45,322
... چرا اين کارها رو مي‌کرد ...

383
00:22:45,364 --> 00:22:48,658
و به خاطر کاري که با ما کرد ، بخشيدمش

384
00:22:48,658 --> 00:22:49,993
بخشيدم

385
00:22:50,035 --> 00:22:51,995
... و فقط

386
00:22:55,457 --> 00:22:57,209
دوستش دارم

387
00:23:11,640 --> 00:23:13,558
" يوريل "

388
00:23:16,478 --> 00:23:18,522
خوب به نظر ميرسي -
نبايد منو صدا ميزدي -

389
00:23:18,563 --> 00:23:23,443
ما تحت فرمان مستقيم و سختي هستيم که پايين نياييم

390
00:23:23,485 --> 00:23:25,404
و اينکه کمتر پوسته‌اي رو بگيريم

391
00:23:29,074 --> 00:23:31,034
تو الان « آنا » نيستي

392
00:23:31,076 --> 00:23:34,329
نه ، اما 30 سال بعد از الان ، من ارشد تو ميشم

393
00:23:36,206 --> 00:23:38,667
بهت احتياج دارم که يه آدميزاد رو بُکُشي

394
00:23:38,708 --> 00:23:41,169
هميشه از اين حمله‌کردن‌ها خرسند ميشدم

395
00:23:41,211 --> 00:23:43,046
اما چه خبر شده ؟

396
00:23:43,088 --> 00:23:46,425
« در آينده اين انسان‌ها ميان که تو رو بُکُشن « يوريل

397
00:23:48,427 --> 00:23:51,388
بهت دارم اين شانس رو ميدم که تو اول بُکُشيشون

398
00:23:51,430 --> 00:23:54,141
مرسي

399
00:23:59,688 --> 00:24:01,064
خيلي‌خب

400
00:24:01,106 --> 00:24:04,651
گفتي که وقت داشته باشيم ، همه چيز رو توضيح ميدي

401
00:24:04,651 --> 00:24:06,403
الان وقت داريم

402
00:24:06,445 --> 00:24:08,488
چرا فرشته‌ها مي‌خوان كه من بميرم ؟

403
00:24:12,701 --> 00:24:14,536
چون اونا عوضي هستن

404
00:24:14,578 --> 00:24:16,872
خيلي جوابِ خوبي نبود

405
00:24:16,913 --> 00:24:21,376
اصلاً نمي دونستم که اونا وجود دارن
حالا براشون شدم يه هدف ؟

406
00:24:21,418 --> 00:24:23,086
پيچيده‌ست

407
00:24:23,128 --> 00:24:25,213
باشه

408
00:24:26,840 --> 00:24:28,383
سراپا گوشم

409
00:24:32,179 --> 00:24:34,181
تو فقط بايد بهم اعتماد کني ؛ باشه ؟

410
00:24:34,181 --> 00:24:36,224
من کُل روز رو به تو اعتماد کردم

411
00:24:36,266 --> 00:24:39,060
يه جورايي باورش سخته

412
00:24:39,102 --> 00:24:41,688
خيلي‌خب ، پس از اون درِ ديگه ميرم بيرون

413
00:24:41,730 --> 00:24:42,856
من پسرِ تو هستم

414
00:24:45,525 --> 00:24:46,735
چي ؟

415
00:24:52,199 --> 00:24:54,284
من پسرتم

416
00:24:54,326 --> 00:24:56,661
ببخشيد ، نمي‌دونم ديگه چطوري بهت بگم

417
00:24:58,163 --> 00:25:00,457
ما از سال " 2010 " اومديم

418
00:25:00,499 --> 00:25:04,127
... يه فرشته ما رو برگردوند

419
00:25:04,169 --> 00:25:07,130
نه از اونايي که بهت حمله کردن ... يه دوست

420
00:25:07,172 --> 00:25:11,092
انتظار نداري که اينو باور کنم

421
00:25:13,553 --> 00:25:17,307
« اسم ما « دين » و « سم وينچستره

422
00:25:17,349 --> 00:25:21,269
اسم‌هامون بر اساس والدينِ شما گذاشته شده

423
00:25:22,979 --> 00:25:25,106
... وقتي مريض ميشدم

424
00:25:25,148 --> 00:25:28,235
برام سوپِ گوجه فرنگي درست مي‌کردي

425
00:25:28,276 --> 00:25:31,780
چون اين همون چيزي بود که مادرت براي تو درست مي‌کرد

426
00:25:31,821 --> 00:25:35,408
... و جايِ لالايي خوندن

427
00:25:35,450 --> 00:25:37,202
... آهنگ " هِي جود " رو برام مي‌خوندي

428
00:25:38,787 --> 00:25:41,206
" چون اين آهنگِ مورد علاقه‌ات از " بيتل‌هاست

429
00:25:45,377 --> 00:25:47,629
باورم نميشه

430
00:25:47,671 --> 00:25:49,548
نه

431
00:25:49,589 --> 00:25:51,091
متأسفم ، اما اين حقيقت داره

432
00:25:53,760 --> 00:25:57,305
من پسرهام رو شکارچي بار آوردم ؟

433
00:25:57,347 --> 00:25:59,933
... نه ، نه ، تو نکردي

434
00:25:59,975 --> 00:26:01,935
چطور تونستم همچين کاري کنم ؟

435
00:26:01,977 --> 00:26:03,979
... تو اين کار رو نکردي

436
00:26:05,480 --> 00:26:07,732
... چون تو مُرده بودي

437
00:26:11,444 --> 00:26:14,322
چي ؟ چه اتفاقي افتاد ؟

438
00:26:15,907 --> 00:26:17,826
... شيطان چشم زرد

439
00:26:20,036 --> 00:26:22,455
... اون تو رو ميکُشه و

440
00:26:24,249 --> 00:26:27,168
جان » يه شکارچي ميشه تا انتقامت رو بگيره »

441
00:26:28,878 --> 00:26:31,089
اون ما رو اينجوري بزرگ کرد

442
00:26:34,551 --> 00:26:36,094
بهم گوش کن

443
00:26:37,971 --> 00:26:40,515
« يه شيطان مياد تو اتاق خوابِ « سم

444
00:26:40,557 --> 00:26:42,684
... دقيقاً شش ماه بعد از تولدش

445
00:26:42,684 --> 00:26:44,352
دوم نوامبرِ 1983

446
00:26:44,394 --> 00:26:46,021
اين تاريخ رو به خاطر بسپار

447
00:26:46,062 --> 00:26:48,565
... و هر کاري که ميکني

448
00:26:48,607 --> 00:26:50,942
اونجا نَرو

449
00:26:50,984 --> 00:26:53,278
فرداش که بيدار شدي ، « سم » رو بردار و فرار کن

450
00:26:53,320 --> 00:26:55,322
دين » اين به اندازه کافي خوب نيست »

451
00:26:57,490 --> 00:27:00,660
هر جا که اون بِره
... شيطان پيداش مي‌کنه

452
00:27:00,702 --> 00:27:02,537
پيدام مي‌کنه

453
00:27:02,537 --> 00:27:05,206
خب که چي ؟

454
00:27:08,209 --> 00:27:10,253
اون مي‌تونه بابا رو ترک کنه ، همين

455
00:27:14,716 --> 00:27:16,343
بايد از « جان » جدا بشي

456
00:27:16,384 --> 00:27:17,427
چي ؟

457
00:27:17,469 --> 00:27:19,804
... وقتي همه اينا تموم شد ، دور شو

458
00:27:19,846 --> 00:27:21,181
و پشت سرت رو هم نگاه نکن

459
00:27:22,515 --> 00:27:25,685
و ما هيچ وقت متولد نميشيم ، حق با اونه

460
00:27:25,727 --> 00:27:27,562
نمي‌تونم

461
00:27:27,604 --> 00:27:30,899
شما ميگيد که فرزندانِ من هستيد

462
00:27:30,940 --> 00:27:32,192
... و حالا ميگيد که

463
00:27:32,233 --> 00:27:33,693
انتخاب ديگه‌اي نداري

464
00:27:33,693 --> 00:27:36,571
تفاوت زيادي بين هيچوقت به دنيا اومدن
و کُشته شدن هست

465
00:27:36,613 --> 00:27:39,157
و بهم اعتماد کن ، ما با اين تصميم خوب کنار مياييم
قول ميدم

466
00:27:39,199 --> 00:27:40,533
... خيلي‌خب ، اما من نمي‌تونم

467
00:27:40,575 --> 00:27:43,036
گوش کن ، فکر کردي
... مي توني يه زندگيِ معمولي داشته باشي

468
00:27:43,078 --> 00:27:46,039
اما نمي‌توني

469
00:27:46,039 --> 00:27:47,082
متأسفم

470
00:27:47,123 --> 00:27:49,250
همه چيز بدتر ميشه

471
00:27:49,292 --> 00:27:52,170
تو کُشته ميشي

472
00:27:52,170 --> 00:27:55,340
و فرزندانت نفرين شده ميشن

473
00:28:01,513 --> 00:28:03,598
بايد يه راهي باشه

474
00:28:03,640 --> 00:28:04,766
نه ، همين راهشه

475
00:28:04,808 --> 00:28:06,559
جان » رو ترک کن »

476
00:28:06,601 --> 00:28:07,852
نمي‌تونم

477
00:28:07,852 --> 00:28:10,980
موضوع بزرگتر از ماست

478
00:28:11,022 --> 00:28:13,358
... زندگي‌هاي زيادي هستن که

479
00:28:13,400 --> 00:28:16,361
متوجه نيستين ، نمي‌تونم

480
00:28:19,364 --> 00:28:21,032
خيلي دير شده

481
00:28:22,659 --> 00:28:24,452
... من

482
00:28:26,538 --> 00:28:28,998
حامله‌ام

483
00:28:31,876 --> 00:28:33,253
هِي ، يه مشکلي داريم

484
00:28:33,294 --> 00:28:36,339
اون خون‌هاي روي علامت ... رفتن

485
00:28:36,381 --> 00:28:37,757
... رفتن ، مثلِ

486
00:28:37,799 --> 00:28:39,592
... روي دَر کِشيدم و وقتي برگشتم

487
00:28:39,634 --> 00:28:42,429
که ببينم ، رفته بودش

488
00:28:47,267 --> 00:28:48,268
درست ميگه

489
00:28:48,309 --> 00:28:50,645
روغن مقدسِ ديگه‌اي نمونده

490
00:29:25,805 --> 00:29:26,973
تو ديگه كدوم خري هستي ؟

491
00:29:27,640 --> 00:29:29,601
« يوريل‌ام »

492
00:29:29,642 --> 00:29:31,728
اوه ، بي‌خيال

493
00:29:31,770 --> 00:29:32,771
بريد

494
00:29:37,817 --> 00:29:39,944
چيزي براي از دست دادن نيست

495
00:30:04,844 --> 00:30:06,137
« جان »

496
00:30:21,528 --> 00:30:23,321
! « سمي »

497
00:30:36,960 --> 00:30:37,877
! « سم »

498
00:30:49,305 --> 00:30:52,308
من واقعاً متأسفم

499
00:30:53,351 --> 00:30:55,311
... « آنا »

500
00:30:59,524 --> 00:31:00,567
« ميکائيل »

501
00:31:25,633 --> 00:31:27,468
... « ميکائيل »

502
00:31:30,305 --> 00:31:31,806
... نمي‌دونستم

503
00:31:31,848 --> 00:31:34,142
« خداحافظ « يوريل

504
00:31:38,146 --> 00:31:39,564
با « جان » چي کار کردي ؟

505
00:31:39,606 --> 00:31:41,316
جان » خوبه »

506
00:31:41,357 --> 00:31:42,734
کي ... چي هستي ؟

507
00:31:42,775 --> 00:31:46,988
... هيس

508
00:31:56,164 --> 00:31:59,250
خب ، ميگم اين مکالمه خيلي دير جور شد

509
00:31:59,292 --> 00:32:01,127
اينطور فکر نمي‌کني ؟ -
نجاتش بده -

510
00:32:01,169 --> 00:32:03,296
... اول

511
00:32:03,338 --> 00:32:05,798
حرف مي‌زنيم

512
00:32:05,840 --> 00:32:09,218
بعدش « سم » عزيزت رو خوب مي‌کنم

513
00:32:11,262 --> 00:32:12,889
چطور رفتي تو بدنِ پدرم ؟

514
00:32:12,931 --> 00:32:16,976
گفتم مي‌تونم همسرش رو نجات بدم
و اون هم جواب مثبت داد

515
00:32:17,018 --> 00:32:20,438
... گمونم اونا بهم دروغ گفتن که

516
00:32:20,480 --> 00:32:23,399
تنها پوسته‌ي تو هستم

517
00:32:23,441 --> 00:32:26,194
تو پوسته حقيقي من هستي ، اما تنها پوسته‌ي من نيستي

518
00:32:26,235 --> 00:32:27,570
اين يعني چي ؟

519
00:32:27,612 --> 00:32:28,905
اين يه شجره‌نامه‌ي خانوادگيه

520
00:32:28,947 --> 00:32:30,073
شجره‌نامه ؟

521
00:32:30,114 --> 00:32:32,241
« برمي‌گرده به « هابيل » و « قابيل

522
00:32:32,283 --> 00:32:34,535
تو خونِ تو هست ، تو خونِ پدرت هست

523
00:32:34,577 --> 00:32:36,287
تو خونِ خانواده‌ات

524
00:32:36,329 --> 00:32:39,499
معرکه‌ست

525
00:32:39,499 --> 00:32:41,834
خوک‌هاي بهشتي پشتِ سرمون هستن

526
00:32:41,876 --> 00:32:44,295
از من چي مي‌خواي ؟

527
00:32:44,337 --> 00:32:46,255
واقعاً جواب اين رو نمي‌دوني ؟

528
00:32:46,297 --> 00:32:48,257
خب ، مي‌دوني که جواب مثبت نميدم
پس چرا اينجايي ؟

529
00:32:48,299 --> 00:32:50,635
از من چي مي‌خواي ؟

530
00:32:50,677 --> 00:32:55,515
فقط مي‌خوام درک کني که من و تو چه کاري بايد بکنيم

531
00:32:55,515 --> 00:32:57,392
اوه ، فهميدم

532
00:32:57,433 --> 00:32:59,852
مي‌خواي از گوشتِ برادرت بيف درست کني

533
00:32:59,894 --> 00:33:03,022
خب ، يه راه ديگه رو امتحان کن ، رفيق
شيوه‌ات براي من خريدار نداره

534
00:33:03,064 --> 00:33:05,733
اشتباه مي‌کني

535
00:33:07,193 --> 00:33:11,447
لوسيفر » با پدرمون مخالفت کرد »
و به من خيانت کرد

536
00:33:11,489 --> 00:33:13,032
... اما هنوز

537
00:33:13,074 --> 00:33:16,452
من اصلاً اينا رو نمي‌خوام که « سم » بميره

538
00:33:21,040 --> 00:33:25,920
... مي‌دوني ، برادرم
من رسماً بزرگش کردم

539
00:33:25,962 --> 00:33:28,006
ازش مراقبت مي‌کردم

540
00:33:28,047 --> 00:33:30,591
... اونقدر که خيلي از آدمها نمي‌تونن درک کنن

541
00:33:30,633 --> 00:33:32,635
و هنوز هم دوستش دارم

542
00:33:36,305 --> 00:33:38,349
اما ميرم که بُکُشمش

543
00:33:38,391 --> 00:33:40,476
چون اين کارِ درسته و مجبورم اين کار رو کنم

544
00:33:40,518 --> 00:33:42,478
اوه ، چون خدا بهت اينطوري گفته ؟ -
آره -

545
00:33:42,520 --> 00:33:44,105
... از شروعش

546
00:33:44,147 --> 00:33:47,525
اون مي‌دونسته چطور به پايان ميرسه

547
00:33:47,567 --> 00:33:50,486
و تو هر کاري که خدا بگه ، انجام ميدي ؟

548
00:33:50,528 --> 00:33:52,989
آره ، چون من پسرِ خوبي هستم

549
00:33:54,741 --> 00:33:56,117
خيلي‌خب رفيق ، بهم اعتماد کن

550
00:33:56,159 --> 00:33:58,286
... حرفِ كسي رو كه ميدونه ، گوش كن

551
00:33:58,327 --> 00:33:59,537
اين يه خيابونِ بُن‌بسته

552
00:33:59,537 --> 00:34:02,582
و فکر مي‌کني بهتر از پدرم مي‌دوني ؟

553
00:34:02,623 --> 00:34:04,625
... يه مَرد بي‌اهميتِ کوچيک

554
00:34:04,667 --> 00:34:07,336
چي باعث شده فکر کني مي‌توني انتخاب کني ؟

555
00:34:07,378 --> 00:34:11,507
چون باور دارم که
مي‌تونم هر کاري رو که مي‌خوام ، انتخاب کنم

556
00:34:11,549 --> 00:34:15,887
تو زندگي ... بي‌اهميتِ کوچيکم

557
00:34:15,887 --> 00:34:19,307
اشتباه مي‌کني

558
00:34:19,348 --> 00:34:21,017
مي‌دوني ، از كجا مي‌دونم ؟

559
00:34:26,397 --> 00:34:32,361
فکر ميليون‌ها انتخابِ تصادفي رو کن

560
00:34:32,403 --> 00:34:35,114
بذاري « جان » و « مري » متولد بشن

561
00:34:35,156 --> 00:34:39,577
همديگه رو ببينن ، عاشق هم بشن
و شما دو تا رو به دنيا بيارن

562
00:34:39,577 --> 00:34:43,414
... فکر کن به انتخاب‌هاي اتفاقي ميليونيِ خودت

563
00:34:43,414 --> 00:34:45,541
... و هنوز هر کدوم و همشون

564
00:34:45,583 --> 00:34:47,543
تو رو نزديک‌‌تر به سرنوشتت کردن

565
00:34:50,254 --> 00:34:53,216
مي‌دوني چرا اينطوريه ؟

566
00:34:55,259 --> 00:34:58,888
چون اينا اتفاقي نيست ، شانسي نيست

567
00:34:58,930 --> 00:35:03,684
اين برنامه‌اي هست که
ميخواد بازي خودش رو کامل نشون بده

568
00:35:06,187 --> 00:35:08,439
« اختيار ، يه تَوَهُّمه « دين

569
00:35:10,274 --> 00:35:13,194
به همين خاطره که جواب مثبت ميدي

570
00:35:14,737 --> 00:35:16,322
شجاع باش

571
00:35:16,364 --> 00:35:17,740
مي‌تونست بدتر باشه

572
00:35:17,740 --> 00:35:19,200
مي‌دوني ، برخلافِ برادرم

573
00:35:19,242 --> 00:35:22,703
وقتي کارم تموم بشه ، تو رو مثل آشغال وِل نمي‌کنم

574
00:35:22,745 --> 00:35:23,913
خب ، پس پدرم چي ؟

575
00:35:23,955 --> 00:35:25,373
از اولش هم بهتر ميشه

576
00:35:25,414 --> 00:35:28,751
در واقع مي‌خوام به پدر و مادرت يه لطفي کنم

577
00:35:28,793 --> 00:35:30,253
چي ؟

578
00:35:30,253 --> 00:35:32,255
ذهنشون رو پاک کنم

579
00:35:32,296 --> 00:35:35,007
اونا من و تو رو به خاطر نميارن

580
00:35:35,049 --> 00:35:36,592
نمي‌توني اين کار رو بکني

581
00:35:36,592 --> 00:35:39,428
فقط چيزي رو به مادرت ميدم که مي‌خواد

582
00:35:39,470 --> 00:35:42,056
.... مي‌خواد برگرده پيشِ همسرش ، خانواده‌اش

583
00:35:42,056 --> 00:35:44,058
اينطوري دقيقاً ميره تو اتاقِ بچه

584
00:35:44,058 --> 00:35:46,936
معلومه

585
00:35:46,978 --> 00:35:50,064
... و تو هميشه اينو مي‌فهمي که يه راه ديگه و اين حرفا

586
00:35:50,064 --> 00:35:53,151
يه بازيِ

587
00:35:57,697 --> 00:35:59,907
نمي‌توني با بزرگِ شهر بجنگي

588
00:36:15,965 --> 00:36:19,468
... اون توي خونه‌ست

589
00:36:19,510 --> 00:36:21,554
صحيح و سالم

590
00:36:22,597 --> 00:36:24,098
نوبتِ توئه

591
00:36:27,185 --> 00:36:29,020
« به زودي مي‌بينمت « دين

592
00:36:47,371 --> 00:36:48,623
« کَستيل »

593
00:36:48,664 --> 00:36:50,333
هِي ، هِي ، ووه ، ووه ، ووه

594
00:36:50,333 --> 00:36:51,667
« کَس » -
گرفتيمت -

595
00:36:51,667 --> 00:36:53,544
تو، موفق شدي

596
00:36:53,586 --> 00:36:54,670
... من

597
00:36:54,670 --> 00:36:57,423
موفق شدم ؟

598
00:36:57,465 --> 00:36:59,508
من پُر از شگفتي‌ام

599
00:37:00,885 --> 00:37:02,386
ووه ، حالت خوبه ، وووه ، وووه

600
00:37:02,428 --> 00:37:03,596
تختِ خواب ؟ -
آره ، آره -

601
00:37:06,182 --> 00:37:08,017
ووه

602
00:37:10,686 --> 00:37:12,355
خب ، مي‌تونم يه نوشيدني الان بُخورم

603
00:37:12,396 --> 00:37:13,439
آره

604
00:37:13,481 --> 00:37:15,858
... خب

605
00:37:15,900 --> 00:37:18,319
اين بودش

606
00:37:18,361 --> 00:37:20,529
چي بودش ؟

607
00:37:20,571 --> 00:37:22,198
اختيار و اين حرفا

608
00:37:22,240 --> 00:37:24,283
يه معتاد

609
00:37:24,325 --> 00:37:26,494
... کسي که 6 دلاري براش رفت

610
00:37:26,494 --> 00:37:28,246
و آقاي بيهوش که اونجاست

611
00:37:28,287 --> 00:37:29,330
معرکه‌ست

612
00:37:29,330 --> 00:37:30,790
بامزه نيست

613
00:37:30,831 --> 00:37:33,417
من هم نخنديدم

614
00:37:38,756 --> 00:37:40,383
ميگن که ما جوابمون مثبته

615
00:37:40,424 --> 00:37:42,009
مي‌دونم ، اين مسخره‌ست

616
00:37:42,009 --> 00:37:44,220
اگه حق با اونا باشه ، چي ؟

617
00:37:44,262 --> 00:37:46,013
نيست

618
00:37:46,055 --> 00:37:49,558
منظورم اينه ممکنه ما هر کدوممون ... ؟

619
00:37:49,600 --> 00:37:50,935
... اما

620
00:37:50,977 --> 00:37:52,895
من قبلاً ضعيف بودم

621
00:37:52,937 --> 00:37:54,355
... « سم »

622
00:37:54,397 --> 00:37:55,648
ميکائيل » کاري کرد بابا جوابِ مثبت بده »

623
00:37:55,690 --> 00:37:57,692
اون فرق مي‌کرد

624
00:37:57,692 --> 00:37:59,068
آنا » مي‌خواست مامان رو بُکُشه »

625
00:37:59,110 --> 00:38:01,696
... و اگه تو مي‌تونستي مامان رو نجات بدي

626
00:38:01,737 --> 00:38:03,489
چي ميگفتي ؟

627
00:38:08,202 --> 00:38:09,912
اينو از کجا خريدي ؟

628
00:38:09,954 --> 00:38:12,957
يه حراجي ، 25 سنت بودش

629
00:38:14,500 --> 00:38:16,544
حتي نمي‌تونم بگم چرا دوستش دارم

630
00:38:16,711 --> 00:38:18,963
.... اووه

631
00:38:19,005 --> 00:38:22,341
لگد ميزني

632
00:38:22,383 --> 00:38:24,844
از الان معلومه پُر دردسري

633
00:38:26,679 --> 00:38:31,309
چيزي نيست عزيزم ، همه چيز مرتبه

634
00:38:31,350 --> 00:38:34,687
فرشته‌ها هميشه مراقبت هستن
