﻿1
00:00:01,876 --> 00:00:04,421
... آنگـــاه
( ... آنچه گذشت )

2
00:00:05,213 --> 00:00:08,425
داري ميگي اين ... آخرالزمانِ ؟

3
00:00:08,675 --> 00:00:10,635
و اين طالع نحس‌هاي به خصوص
پيش درآمدِ چي هستن ؟

4
00:00:10,802 --> 00:00:11,845
چهار سوارِ آخرالزمان

5
00:00:12,012 --> 00:00:13,346
و کدومشون اسب قرمز رو سواره ؟

6
00:00:13,513 --> 00:00:14,347
" جنگ "

7
00:00:14,973 --> 00:00:16,725
اين شهر توسط قَحطي داره زَجر ميکِشه

8
00:00:17,392 --> 00:00:18,727
همون سوارِ آخرالزمان ؟

9
00:00:18,852 --> 00:00:19,436
عاليه

10
00:00:20,895 --> 00:00:23,815
فرشته‌ي مرگ بايد متولد شده باشه

11
00:00:24,107 --> 00:00:26,651
و دنيا رو ، يه کُشتارگاه وحشتناک کنه

12
00:00:26,860 --> 00:00:29,154
سلام ، مرگ

13
00:00:29,320 --> 00:00:30,405
بابي » ، اون کيه ؟ »

14
00:00:30,572 --> 00:00:31,614
همسرمه

15
00:00:31,781 --> 00:00:32,824
آخر‌الزمانِ

16
00:00:33,074 --> 00:00:35,285
و اگه متوقفش نکنم و همه رو نجات نَدم

17
00:00:35,368 --> 00:00:37,037
هيچکسِ ديگه‌اي نميتونه و همه مي‌ميرن

18
00:00:40,290 --> 00:00:41,458
خسته شدم ، پسر

19
00:00:43,001 --> 00:00:44,085
ديگه نميتونم

20
00:00:44,711 --> 00:00:45,962
ديگه واقعاً نميتونم

21
00:00:46,713 --> 00:00:47,881
کمک مي‌خوام

22
00:00:49,716 --> 00:00:51,760
... و اکنون

23
00:01:19,704 --> 00:01:21,456
در اين دَشت لَم يَزرع ، حيوانات وحشي خوابيدن

24
00:01:21,581 --> 00:01:23,249
... تَنبل و مغرور

25
00:01:23,374 --> 00:01:25,043
... و واضحه که اين شکارچيانِ وحشي

26
00:01:25,168 --> 00:01:26,544
به دنبال شکار هستند

27
00:01:26,753 --> 00:01:27,712
... يوزپلنگِ وحشي

28
00:01:27,837 --> 00:01:32,300
شايد از بقيه گربه‌سانان کوچک‌تر باشه

29
00:01:32,342 --> 00:01:34,677
اما سريعترين پستاندارِ دنياست

30
00:01:34,761 --> 00:01:37,680
سرعتش در حدود 70 مايل در ساعته

31
00:02:01,037 --> 00:02:03,706
... نهايتاً وقتي موجوداتِ ديگه متوجه

32
00:02:03,790 --> 00:02:06,334
... خطر مي‌شوند که دير شده

33
00:02:49,085 --> 00:02:50,545
و در آستانه‌ي کُشته‌شدن هستن

34
00:02:51,171 --> 00:02:53,423
وقتي حمله ميکنه ، به سرعت اين كار رو انجام ميده

35
00:02:55,216 --> 00:02:55,800
نه

36
00:02:55,967 --> 00:02:57,594
! خواهش ميکنم ! خدايا نـــــه

37
00:03:09,814 --> 00:03:13,860
بابي » گوش کن  »
وقتي اين پيغام رو گرفتي ، بهم زنگ بزن

38
00:03:14,027 --> 00:03:14,944
باشه ؟

39
00:03:15,028 --> 00:03:16,029
هنوز هم خونه نيستش ؟

40
00:03:16,237 --> 00:03:17,739
با اون صندليش مگه تا کجا ميتونه بره ؟

41
00:03:23,453 --> 00:03:24,370
خب ، چي کار بايد کنيم ؟

42
00:03:28,625 --> 00:03:31,211
خب ، گمونم همون کارِمونِ

43
00:03:35,089 --> 00:03:36,799
! آقاي « ولز » چرا به ما نميگين چي ديدين

44
00:03:36,925 --> 00:03:37,926
خودتون بگيد

45
00:03:38,051 --> 00:03:39,510
« بهم بگين « ديگِر -
ديگِر » ؟ » -

46
00:03:40,929 --> 00:03:42,472
کي ... بهتون اين اسم رو داده ؟

47
00:03:42,972 --> 00:03:43,932
خودم دادم

48
00:03:44,098 --> 00:03:45,475
خودتون به خودتون اسم مستعار داديد ؟

49
00:03:45,725 --> 00:03:46,643
نميتونيد اين کار رو کنيد

50
00:03:46,768 --> 00:03:48,019
کي اين حرفا رو به خودت ياد داده ؟

51
00:03:49,270 --> 00:03:52,190
خيلي‌خب ، چرا نميگين که چي ديدين ؟

52
00:03:53,024 --> 00:03:57,362
... ديدم که « کِلي تامپسون » از پنجره‌ي کابينِ

53
00:03:57,528 --> 00:03:58,529
بني ساتون » وارد اونجا شد »

54
00:03:58,696 --> 00:04:00,657
چند دقيقه بعد « کِلي » اومد بيرون

55
00:04:01,199 --> 00:04:02,450
و « بني » مُرده بود

56
00:04:03,076 --> 00:04:04,077
... و

57
00:04:05,578 --> 00:04:06,829
اين همون آدميِ که ديدين ؟

58
00:04:07,330 --> 00:04:09,290
خب ، اون سَر و روش پُر از لجن بود
اما آره

59
00:04:09,582 --> 00:04:10,500
اون « کِلي » بود

60
00:04:11,125 --> 00:04:13,753
خبر دارين که « کِلي تامپسون » پنج سالِ پيش مُرده ؟

61
00:04:14,170 --> 00:04:15,046
آره

62
00:04:15,588 --> 00:04:18,174
و مطمئنيد اون يارو اين بودش

63
00:04:19,008 --> 00:04:20,218
داريد ميگيد من يه دروغگوئم ؟

64
00:04:20,385 --> 00:04:21,594
نه ، نه ، البته که نه

65
00:04:22,095 --> 00:04:22,971
... ببينيد

66
00:04:23,263 --> 00:04:25,473
.... « فکر ميکنيد چه دليلي داشته که « کِلي تامپسون

67
00:04:25,640 --> 00:04:26,641
... زنده يا مُرده

68
00:04:26,975 --> 00:04:28,518
مي‌خواسته « بني ساتن » رو بُکُشه ؟

69
00:04:29,018 --> 00:04:30,228
البته که ميدونم

70
00:04:31,187 --> 00:04:32,063
... خب ، پنج سالِ پيش

71
00:04:32,188 --> 00:04:34,315
بني » کسي بود که « کِلي » رو کُشته بود »

72
00:04:35,692 --> 00:04:36,484
اين حقيقت داره ؟

73
00:04:36,776 --> 00:04:38,945
خب ، گفتن که يه تصادف ، در حينِ شکار بوده

74
00:04:39,195 --> 00:04:40,280
... حالا ، اگه از من بپرسيد

75
00:04:42,031 --> 00:04:45,034
کِلي » از قبرش در اومده که »
يه تسويه‌حسابِ کوچولو کنه

76
00:04:48,121 --> 00:04:48,997
ادامه بدين

77
00:04:49,372 --> 00:04:52,792
اوون کيک فنجوني‌ها رو بذار زمين
و يه سيب بردار

78
00:04:53,001 --> 00:04:54,210
باشه ؟

79
00:04:54,961 --> 00:04:56,629
باشه ، دوستت دارم

80
00:05:01,551 --> 00:05:02,760
مراقب باشيد

81
00:05:03,052 --> 00:05:04,053
فارگـــو
( فيلم معروف برادران کوئن )

82
00:05:04,804 --> 00:05:05,638
« ديگِر »

83
00:05:06,431 --> 00:05:07,348
کلانتر

84
00:05:08,224 --> 00:05:09,100
آقايون

85
00:05:09,267 --> 00:05:10,018
« من کلانتر « جودي ميلزم

86
00:05:10,101 --> 00:05:11,352
فکر نکنم افتخار آشنايي باهاتون رو داشته باشيم

87
00:05:11,602 --> 00:05:13,187
« مأمورين « دورفمن » و « نيدرماير

88
00:05:13,646 --> 00:05:14,689
" اف بي آي "

89
00:05:15,023 --> 00:05:16,441
نمي‌خواستم بي‌احترامي کنم ، آقايون

90
00:05:17,608 --> 00:05:19,902
ميتونم ازتون بپرسم با « ديگِر » اينجا چي کار دارين ؟

91
00:05:20,069 --> 00:05:21,612
دارن کارشون رو ميکنن

92
00:05:21,904 --> 00:05:24,449
اونا حرفِ منو باور دارن ، کلانتر

93
00:05:27,076 --> 00:05:29,704
اف بي آي " باور داره که "
يه مَرد مُرده تونسته قتلي رو انجام بده ؟

94
00:05:29,871 --> 00:05:31,456
ببينيد کلانتر ، ما فقط داريم چند تا سئوال مي‌پُرسيم

95
00:05:31,581 --> 00:05:32,206
همش همين

96
00:05:32,332 --> 00:05:33,875
البته اگه يه مَرد مُرده جنايت رو انجام نداده

97
00:05:34,042 --> 00:05:35,626
پس ... کار کيه ؟

98
00:05:37,128 --> 00:05:39,047
ميشه يه بار ديگه بگيد حوزه قضائي‌تون کجاست ؟

99
00:05:39,213 --> 00:05:39,756
... حوزه قضائيِ ما

100
00:05:39,881 --> 00:05:41,924
جايي هست که دولت ايالت متحده ما رو اونجا بفرسته

101
00:05:42,300 --> 00:05:44,260
... چطوره که من و سرپرست شما

102
00:05:44,344 --> 00:05:45,219
يه گفتگوي کوتاه در مورد اين داشته باشيم ؟

103
00:05:45,303 --> 00:05:46,137
قطعاً

104
00:06:02,528 --> 00:06:03,738
... مأمور « ويلز » صحبت ميکنه

105
00:06:03,863 --> 00:06:06,491
مأمور « ويلز » ، من کلانتر « جودي مايلز » هستم

106
00:06:07,325 --> 00:06:08,409
بابي » ؟ »

107
00:06:08,743 --> 00:06:09,869
... اوه

108
00:06:11,871 --> 00:06:13,039
ببخشيد ؟

109
00:06:13,373 --> 00:06:14,916
شما « بابي سينگر » هستيد ؟

110
00:06:16,167 --> 00:06:18,127
... گوش کنيد ، من نميدونم شما کي هستيد ، اما

111
00:06:18,294 --> 00:06:20,797
من مأمور « تامي ويلز » از " اف بي آي " هستم

112
00:06:21,047 --> 00:06:22,256
چرت و پرت نگو

113
00:06:24,133 --> 00:06:25,343
اف بي آي " ، هــان ؟ "

114
00:06:26,052 --> 00:06:27,387
... خب ، پس

115
00:06:28,304 --> 00:06:29,847
شما « بابي سينگر » رو مي‌شناسيد ؟

116
00:06:30,098 --> 00:06:32,767
اين يه تصادفِ خيلي بامزه بود

117
00:06:33,684 --> 00:06:35,520
چيزي که من از « بابي سينگر » ميدونم

118
00:06:35,770 --> 00:06:37,021
... اون از هر چيز اطرافش ، يه زَهر چشم گرفته

119
00:06:37,188 --> 00:06:38,815
... و

120
00:06:39,023 --> 00:06:39,732
کلاهبرداره

121
00:06:39,857 --> 00:06:40,817
ميفهمين ؟

122
00:06:41,067 --> 00:06:42,443
... گمونم بتونيم با هم موافق باشيم

123
00:06:42,985 --> 00:06:44,695
که خودتون رو کاملاً واضح نشون دادين

124
00:06:44,946 --> 00:06:46,864
خب ، هر چيزي که شما سه نفر داشتيد
... اينجا ميگفتيد

125
00:06:47,073 --> 00:06:49,951
ديگه تمومه ... همين حالا

126
00:06:50,701 --> 00:06:52,662
متوجه شدين مأمورها ؟

127
00:06:52,787 --> 00:06:53,746
آره

128
00:06:57,750 --> 00:06:59,127
ميدوني چند بار زنگ زديم ؟

129
00:06:59,502 --> 00:07:00,545
کجا بودي ؟

130
00:07:01,129 --> 00:07:02,463
داشتم توپ‌بازي ميکردم

131
00:07:03,214 --> 00:07:04,632
اين چه بوييِ ؟

132
00:07:05,216 --> 00:07:06,259
بوي سوپِ ؟

133
00:07:06,551 --> 00:07:07,051
دادي اينجا رو تميز کنن ؟

134
00:07:07,176 --> 00:07:08,386
چي هستي . مادرم ؟

135
00:07:09,345 --> 00:07:10,388
بابي » جدي باش »

136
00:07:10,513 --> 00:07:11,472
کار داشتم

137
00:07:11,764 --> 00:07:13,766
ميدونيد ، داشتم راهي رو پيدا ميکردم
که شيطان رو متوقف کنم

138
00:07:13,933 --> 00:07:15,726
چيزي هم پيدا کردي ؟ -
تو چي فکر ميکني ؟ -

139
00:07:16,018 --> 00:07:17,019
... بابي » فقط »

140
00:07:18,396 --> 00:07:19,605
... يه پرونده‌اي هست

141
00:07:20,022 --> 00:07:22,024
کمتر از 5 مايليِ خونه‌ات

142
00:07:22,400 --> 00:07:24,026
چي ... موضوع « بني ساتن » رو ميگين ؟

143
00:07:24,193 --> 00:07:25,236
اين حرفا در موردِ اونه ؟

144
00:07:25,403 --> 00:07:26,112
در موردش ميدوني ؟

145
00:07:26,237 --> 00:07:27,947
آره که ميدونم ، قبلاً چِکِش کردم

146
00:07:28,072 --> 00:07:28,739
چيزي دربارش نبود

147
00:07:28,823 --> 00:07:31,284
جز اينکه يه شاهد هست که
ميگه يه مَرده مُرده رفته قتل رو انجام داده

148
00:07:31,409 --> 00:07:32,994
چه شاهدي ؟ « ديگِر ولز » ؟

149
00:07:33,077 --> 00:07:34,370
آره ، خب ؟

150
00:07:35,746 --> 00:07:37,081
خب ، رعد و برق‌ها ، چي ؟

151
00:07:37,206 --> 00:07:38,040
شبيه علايمِ طالعِ نحسه

152
00:07:38,166 --> 00:07:39,333
... جز اينکه در فوريه

153
00:07:39,500 --> 00:07:41,711
تو داکوتاي جنوبي ، فصلِ بارون هستش

154
00:07:42,545 --> 00:07:45,006
پسرها ، من هم فکر کردم موضوعي هستش

155
00:07:45,673 --> 00:07:47,758
بعضي اوقات يه سيگار فقط يه سيگاره

156
00:07:47,925 --> 00:07:49,010
پس کي اون يارو رو کُشته ؟

157
00:07:49,260 --> 00:07:50,261
رفتم سر قبرش

158
00:07:50,511 --> 00:07:53,473
« اين يارو « بني ساتن
از اون عوضی ها بود

159
00:07:53,681 --> 00:07:55,475
... خيلي سال بود که

160
00:07:55,600 --> 00:07:57,310
دوست داشتم 

161
00:07:57,477 --> 00:07:59,312
پس داري ميگي که ... هيچي نبوده ؟

162
00:08:00,354 --> 00:08:01,314
متأسفم

163
00:08:01,564 --> 00:08:03,733
به نظر مياد فقط بنزين حروم کردين

164
00:08:04,358 --> 00:08:05,359
خيلي‌خب

165
00:08:19,665 --> 00:08:20,500
چي شده ؟

166
00:08:21,751 --> 00:08:23,211
اون قبرستون نبود اون پشت ؟

167
00:08:25,296 --> 00:08:27,298
آره ، که چي ؟
بابي » قبلاً اونجا رو گَشته »

168
00:08:28,049 --> 00:08:30,051
و ؟ چي ؟ « بابي » هيچوقت اشتباه نميکنه ؟

169
00:08:31,511 --> 00:08:33,221
يالا ، يه نگاه ميکنيم ، بعد ميزنيم به جاده

170
00:08:33,638 --> 00:08:34,597
! چيزي نميشه که

171
00:08:48,694 --> 00:08:49,529
هِي

172
00:08:53,950 --> 00:08:55,034
به نظرِ تو هم تازه مياد ؟

173
00:08:55,368 --> 00:08:56,619
آره ، راستش

174
00:09:21,894 --> 00:09:23,604
اينجا چه خبره ؟

175
00:09:25,481 --> 00:09:27,108
نميدونم ، اما بوي گَندي داره

176
00:10:24,248 --> 00:10:25,416
خواهش ميکنم بهم شليک نکنيد

177
00:10:25,541 --> 00:10:26,709
پول ، توي صندوقه

178
00:10:26,834 --> 00:10:27,835
ما پولت رو نمي‌خوايم

179
00:10:28,127 --> 00:10:29,086
چي مي‌خواين ؟

180
00:10:29,253 --> 00:10:30,254
... هر چي مي‌خوايد ، لطفاً

181
00:10:30,421 --> 00:10:31,714
تو « کِلي تامپسوني » ، درسته ؟

182
00:10:34,342 --> 00:10:35,593
شما کي هستين ؟

183
00:10:37,428 --> 00:10:38,429
" اف بي آي "

184
00:10:38,721 --> 00:10:39,639
اف بي آي " ؟ "

185
00:10:40,723 --> 00:10:42,725
« اوه خداي من ، در مورد « بنيِ

186
00:10:42,808 --> 00:10:43,726
درباره چي ؟ « بني » ؟

187
00:10:43,851 --> 00:10:45,311
اون منو کُشت  ، به پُشتم شليک کرد

188
00:10:45,394 --> 00:10:47,021
قرار بود بذارم همين جوري بِره ؟

189
00:10:47,271 --> 00:10:49,106
وايسا ... داري اعتراف ميکني ؟

190
00:10:49,315 --> 00:10:52,943
خواهش ميکنم ، من باهاتون ميام
فقط بچه‌هام رو بيدار نکنيد

191
00:10:53,694 --> 00:10:56,238
با ما کجا ميايي ؟

192
00:10:56,364 --> 00:10:57,531
زندان

193
00:10:58,449 --> 00:10:59,742
بذار رُک و رو راست باشيم

194
00:11:00,868 --> 00:11:03,996
« تو « کِلي تامپسوني
و 5 سالِ پيش ، مُردي ؟

195
00:11:04,121 --> 00:11:04,538
آره

196
00:11:04,705 --> 00:11:06,082
و سه روز پيش از قبرت در اومدي

197
00:11:06,165 --> 00:11:07,750
و « بني ساتن » رو کُشتي ؟ -
آره -

198
00:11:07,875 --> 00:11:09,710
پس تو در حقيقت يه مَرد مُرده‌اي -
آره ، به گمونم -

199
00:11:09,877 --> 00:11:11,671
نميدونم چي هستم

200
00:11:12,630 --> 00:11:14,090
کِلي » ؟ »

201
00:11:15,549 --> 00:11:16,467
به پليس زنگ زدم

202
00:11:16,592 --> 00:11:18,552
چيزي نيست ، عزيزم
اين آقايون از " اف بي آي " هستن

203
00:11:18,678 --> 00:11:19,762
بخاطرِ « بني » اينجا اومدن

204
00:11:19,929 --> 00:11:20,971
چرا با نميايين آقاي « تامپسون » ؟

205
00:11:21,097 --> 00:11:22,264
فکر کنم اين بهترين کار باشه

206
00:11:27,728 --> 00:11:28,604
« دين »

207
00:11:29,522 --> 00:11:30,773
اون يه هيولاست

208
00:11:31,273 --> 00:11:33,109
اون يه پدره

209
00:11:33,317 --> 00:11:34,402
مي‌خواي باهاش چي کار کنيم ؟

210
00:11:35,611 --> 00:11:36,612
وايستين

211
00:11:37,446 --> 00:11:38,906
تفنگتون رو بندازين

212
00:11:39,949 --> 00:11:42,827
وووه ، وووه ، وووه
خيلي‌خب

213
00:11:43,828 --> 00:11:45,329
... هِي ، اون يارو رو يادته که ميگفتي مُرده

214
00:11:45,413 --> 00:11:46,997
و ممکن نيست بتونه مسئولِ جنايت باشه ؟

215
00:11:47,748 --> 00:11:49,083
ايناهاشش

216
00:11:50,584 --> 00:11:51,752
و ... ؟

217
00:11:52,878 --> 00:11:54,004
و ... ؟

218
00:11:54,714 --> 00:11:55,965
و قابلي نداشت

219
00:11:56,215 --> 00:11:58,092
... براي دستگيري قاتلِ زامبيِ ناميرا

220
00:11:58,217 --> 00:11:59,635
هر چي که هست يا نيست

221
00:11:59,760 --> 00:12:00,886
... اين حق رو به شما نميده که بهش شليک کنيد

222
00:12:01,011 --> 00:12:02,805
اونم وسط خيابون -
شليک کنن بهم ؟ -

223
00:12:03,055 --> 00:12:04,765
« شما آزادين که برين آقاي « تامپسون -
آزاده که بِره ؟ -

224
00:12:04,890 --> 00:12:06,016
باورم نميشه مي‌خواستين منو بُکُشين

225
00:12:06,142 --> 00:12:07,852
تو يه " زامبي " هستي -
من ماليات ميدم -

226
00:12:14,984 --> 00:12:16,527
خب ، چي ؟ کلانتر اوضاع رو دستش داره ؟

227
00:12:17,695 --> 00:12:18,738
آره . نه

228
00:12:19,155 --> 00:12:20,614
زامبي‌ها " براش باور‌پذير نيستن "

229
00:12:24,785 --> 00:12:25,619
هِي

230
00:12:32,585 --> 00:12:34,128
چي ؟ اونا حالا با هم دوستن ؟

231
00:12:38,674 --> 00:12:40,718
بابي » فکر ميکردم کلانتر ازت متنفره »

232
00:12:40,926 --> 00:12:42,970
بود ، البته تا 5 روز پيش

233
00:12:43,179 --> 00:12:44,263
پنج روز پيش چه اتفاقي افتاد ؟

234
00:12:44,430 --> 00:12:46,557
مُرده‌ها ، تو کل شهر زنده شدن

235
00:12:47,933 --> 00:12:49,143
پس تو راجع به اينا ميدونستي ؟

236
00:12:49,435 --> 00:12:50,269
آره

237
00:12:51,145 --> 00:12:53,731
گمونم منظور « سَم » اينه که تو به ما دروغ گفتي ؟

238
00:12:55,983 --> 00:12:59,612
ببينيد ، بهتون گفتم هيچ چيزي اينجا نيست

239
00:12:59,779 --> 00:13:01,864
و نيست ، نه براي شما

240
00:13:04,533 --> 00:13:05,868
زامبي‌ها " اينجان "

241
00:13:06,035 --> 00:13:09,830
اونا " زامبي " هستن و " زامبي " هم مي‌مونن

242
00:13:11,081 --> 00:13:12,291
با من بياييد

243
00:13:19,673 --> 00:13:21,258
... مي‌خواي بهم بگي که اينجا چه

244
00:13:22,593 --> 00:13:23,677
اوه ، سلام

245
00:13:27,640 --> 00:13:29,850
نميدونستم که قراره با خودت مهمون بياري

246
00:13:30,059 --> 00:13:32,686
الان 4 صبحه ، عزيزم
نياز نيست که آشپزي کني

247
00:13:32,978 --> 00:13:34,772
ميرم چند تا كيكِ پايِ سيب بيارم

248
00:13:39,276 --> 00:13:40,319
اون کيه ؟

249
00:13:40,611 --> 00:13:42,321
کارن » ، زَنم »

250
00:13:42,696 --> 00:13:43,864
زنِ جديدت ؟

251
00:13:45,825 --> 00:13:47,117
زنِ مُرده‌ام

252
00:13:58,420 --> 00:14:00,256
« اين شگفت‌انگيزه ، خانم « سينگر

253
00:14:00,464 --> 00:14:01,507
« مرسي « دين

254
00:14:03,384 --> 00:14:04,593
چيه ؟ خب هستش ديگه

255
00:14:07,847 --> 00:14:09,181
عاليه « کارن » ، مرسي

256
00:14:09,974 --> 00:14:12,601
ميشه يه لحظه ما رو تنها بذاري ؟

257
00:14:23,487 --> 00:14:25,030
ديوونه شدي ؟ اين ديگه چه مسخره‌بازيِ ؟

258
00:14:25,281 --> 00:14:26,448
دين » ميتونم توضيح بدم »

259
00:14:26,532 --> 00:14:27,950
چيو توضيح بدي ؟ دروغ گفتن به ما رو ؟

260
00:14:28,325 --> 00:14:30,828
يا اون دخترِ " زامبي " ، که داره
برات تو آشپزخونه شيريني درست ميکنه ؟

261
00:14:30,911 --> 00:14:33,414
اولاً که اون زنِ منه
پس مراقبِ حرفات باش

262
00:14:33,539 --> 00:14:36,333
بابي » هر چيزي که اونجا هستش »
زنِ تو نيست

263
00:14:36,500 --> 00:14:37,376
و تو از کجا اينو ميدوني ؟

264
00:14:37,543 --> 00:14:38,335
داري جدي حرف ميزني ؟

265
00:14:38,502 --> 00:14:40,045
پسر فکر ميکني من ديوونه‌ام ؟

266
00:14:40,212 --> 00:14:42,298
زن مُرده‌ي من اومد جلوي در خونه‌ام

267
00:14:42,423 --> 00:14:44,800
و هر چيزي رو که بَلَد بودم رو
روش تست نکردم ؟

268
00:14:45,718 --> 00:14:47,553
اون چيه ؟ " زامبي " ؟ مُرده زنده شده ؟

269
00:14:47,678 --> 00:14:48,846
چي ميتونم بگم

270
00:14:49,054 --> 00:14:51,265
نه زخمي داره ، نه داغي

271
00:14:51,640 --> 00:14:54,518
نه عکس‌العملي به نمک يا نقره يا آبِ مقدس

272
00:14:54,685 --> 00:14:56,353
بابي » اون از تابوت در اومده »

273
00:14:56,478 --> 00:14:59,523
نه نيومده ، من سوزوندمش

274
00:15:00,524 --> 00:15:03,444
يه جوري از يه راهي اون برگشته

275
00:15:03,611 --> 00:15:04,612
اين غيرممکنه

276
00:15:04,778 --> 00:15:05,571
پس تو در موردش بهم بگو

277
00:15:05,696 --> 00:15:06,572
خاکسترش رو خاک کردي ؟

278
00:15:06,697 --> 00:15:07,823
آره -
کجا ؟ -

279
00:15:08,157 --> 00:15:09,617
تو قبرستون

280
00:15:09,992 --> 00:15:11,410
همون جايي که رُزها زيادن

281
00:15:11,744 --> 00:15:14,663
چند نفر ؟ -
15 ، 20 -

282
00:15:14,872 --> 00:15:16,081
يه ليست درست کردم

283
00:15:17,833 --> 00:15:19,835
« کارِن »

284
00:15:20,169 --> 00:15:21,337
... « کِلي »

285
00:15:21,503 --> 00:15:22,880
... « کلانتر « ميلز

286
00:15:23,047 --> 00:15:24,715
پسر بچه‌اش برگشته

287
00:15:25,174 --> 00:15:27,259
و هيچ نشونه‌اي نبود ؟ طالع نحسي نبود ؟

288
00:15:27,927 --> 00:15:30,429
خب ، رعد و برق بود

289
00:15:30,763 --> 00:15:32,806
اينو که خودمون گفتيم ، ديگه چي ؟

290
00:15:41,398 --> 00:15:43,359
و از هنگامِ برخاستنش او را ديدم

291
00:15:43,692 --> 00:15:45,402
آنها با او ظهور کردن

292
00:15:45,611 --> 00:15:48,072
از او و براي او

293
00:15:53,535 --> 00:15:55,204
خب كه چي ؟ مرگ پشتِ اين قضاياست ؟

294
00:15:56,163 --> 00:15:59,708
مَرگ ، ... سوارِ مرگ رو ميگي ؟

295
00:16:00,000 --> 00:16:01,043
آره

296
00:16:03,128 --> 00:16:04,129
عاليه

297
00:16:04,380 --> 00:16:05,589
يه سوارِ ديگه

298
00:16:05,923 --> 00:16:07,383
بايد پنج‌شنبه باشه

299
00:16:10,469 --> 00:16:11,553
... « بابي »

300
00:16:11,971 --> 00:16:14,014
چرا بايد مَرگ 15 نفر رو زنده کنه

301
00:16:14,181 --> 00:16:16,517
اون هم تو يه شهر دور افتاده‌اي مثل " سو فالکس " ؟

302
00:16:18,310 --> 00:16:19,353
نميدونم

303
00:16:19,979 --> 00:16:21,397
... ميدونيد اگه مرگ پشتِ سر اينا باشه

304
00:16:21,480 --> 00:16:22,898
پس هر چيزي که اينا هستن

305
00:16:23,857 --> 00:16:24,984
خوب نيست

306
00:16:27,277 --> 00:16:28,821
ميدوني که بايد چي کار کنيم

307
00:16:30,990 --> 00:16:32,992
ميدونيد اون چيزي رو يادش نمياد

308
00:16:33,117 --> 00:16:33,617
منظورت چيه ؟

309
00:16:33,742 --> 00:16:34,868
تسخير شدنش رو

310
00:16:35,995 --> 00:16:37,204
اينکه من کُشتمش

311
00:16:37,997 --> 00:16:39,331
اون برگشته

312
00:16:39,707 --> 00:16:40,624
« بابي »

313
00:16:40,708 --> 00:16:43,460
نه « بابي » ، « بابي » ، نگو

314
00:16:43,919 --> 00:16:45,087
... فقط

315
00:16:47,131 --> 00:16:48,799
فقط گوش کن ، باشه ؟

316
00:16:53,137 --> 00:16:54,972
هميشه موقعِ آشپزي آواز مي‌خوند

317
00:17:00,394 --> 00:17:01,687
... هميشه

318
00:17:02,563 --> 00:17:04,398
مي‌خوند و مي‌پخت

319
00:17:05,733 --> 00:17:07,901
... صداش اصلاً مهم نبود ، اما

320
00:17:12,698 --> 00:17:16,201
هرگز فکر نميکردم دوباره صداش رو بِشنَوَم

321
00:17:21,582 --> 00:17:23,417
ببينيد ، فقط وحي رو بخونيد

322
00:17:23,584 --> 00:17:26,628
مُرده‌ها در آخرالزمان ، بلند ميشن

323
00:17:26,795 --> 00:17:29,506
هيچ جاش ننوشته که اين بَده

324
00:17:29,715 --> 00:17:31,258
... شايد خوب هم باشه

325
00:17:31,341 --> 00:17:33,385
که از اين گندکاري‌ها در مياد

326
00:17:35,971 --> 00:17:37,890
و اگه جاي ما بودي ، چي کار ميکردي ؟

327
00:17:49,777 --> 00:17:51,487
ميدونم چي کار ميکردم

328
00:17:52,613 --> 00:17:54,907
! و ميدونم داريد فکر ميکنيد که چي کار کنيد

329
00:17:56,033 --> 00:17:57,076
... اما

330
00:17:57,409 --> 00:17:58,702
التماستون ميکنم

331
00:17:59,661 --> 00:18:00,954
لطفاً

332
00:18:02,956 --> 00:18:04,291
خواهشاً

333
00:18:05,709 --> 00:18:07,044
اونو بي‌خيال بشين

334
00:18:13,050 --> 00:18:14,176
خب ، چي فکر ميکني ؟

335
00:18:15,219 --> 00:18:16,428
چيزي براي فکر کردن نيست

336
00:18:16,553 --> 00:18:17,387
نميتونم « بابي » رو تو خونه تنها بذارم

337
00:18:17,471 --> 00:18:18,722
تا با عروسِ " فرانکشتين " يه جا بمونه

338
00:18:19,264 --> 00:18:19,890
ميگي چي کار کنيم ؟

339
00:18:20,015 --> 00:18:22,851
همين طوري راه بيافتيم
و يه گلوله تو مغزش خالي کنيم ؟

340
00:18:24,186 --> 00:18:25,854
... « اگه اون بخواد که از صورتِ « بابي

341
00:18:25,938 --> 00:18:28,023
جاي يه بشقاب غذا
استفاده کنه ، مي‌خوام که اونجا باشم

342
00:18:30,692 --> 00:18:31,235
باشه

343
00:18:31,360 --> 00:18:32,611
ببينم ديگه چي ميتونم پيدا کنم

344
00:18:50,003 --> 00:18:51,213
اوپــس ... ترسوندمت ؟

345
00:18:51,380 --> 00:18:53,006
نه ، نه ، نه

346
00:18:53,090 --> 00:18:55,425
چيز ترسناکي در موردت وجود نداره

347
00:18:55,634 --> 00:18:56,844
گرسنه‌ات نيست ؟

348
00:18:57,219 --> 00:18:59,847
نه ، مرسي

349
00:18:59,972 --> 00:19:01,056
اوه ، بي‌خيال ، شيريني مونده

350
00:19:01,223 --> 00:19:03,517
فکر نکنم « بابي » بخواد بيام داخل

351
00:19:03,684 --> 00:19:05,394
پس گمونم اين راز بايد بين خودمون باشه ، هان ؟

352
00:19:05,769 --> 00:19:06,770
يالا

353
00:19:41,388 --> 00:19:43,765
دارم ديگه مي‌تَرکم
گمونم خيلي شيريني دوست داري

354
00:19:44,141 --> 00:19:45,350
همش رو خودت پُختي ؟

355
00:19:45,517 --> 00:19:46,101
نميدونم چي شده

356
00:19:46,226 --> 00:19:48,270
از وقتي که برگشتم ديگه نميتونم
دست از پختن بِکِشم

357
00:19:49,062 --> 00:19:50,564
پس کِي مي‌خوابي ؟

358
00:19:50,772 --> 00:19:51,857
نمي‌خوابم

359
00:19:52,566 --> 00:19:54,026
بايد خيلي هيجان‌انگيز باشه

360
00:19:54,610 --> 00:19:55,861
يا خيلي مُردني

361
00:20:01,241 --> 00:20:02,618
ميدونم که بهم اعتماد نداري

362
00:20:02,868 --> 00:20:03,869
چرا همچين حرفي رو ميزني ؟

363
00:20:04,036 --> 00:20:05,287
« بي‌خيال « دين

364
00:20:05,495 --> 00:20:06,830
به همين خاطر اينجايي ، نه ؟

365
00:20:08,540 --> 00:20:09,875
تا مراقبِ من باشي ؟

366
00:20:14,254 --> 00:20:15,339
! ميدونم تو کي هستي

367
00:20:16,006 --> 00:20:17,507
... همونطور که ميدونم « بابي » ديگه

368
00:20:17,591 --> 00:20:20,135
اون آدمي که باهاش عروسي کردم ، نيست

369
00:20:22,095 --> 00:20:23,388
تو چيزها رو شکار ميکني

370
00:20:26,016 --> 00:20:27,809
و من يکي از اونام

371
00:20:28,810 --> 00:20:29,853
ميدونم

372
00:20:31,063 --> 00:20:32,439
... پس ميدوني که « سَم » و من

373
00:20:32,564 --> 00:20:34,358
ممکن نيست بذاريم اتفاقي براي « بابي » بيافته

374
00:20:34,483 --> 00:20:35,734
اون برامون مثل پدره

375
00:20:35,859 --> 00:20:36,985
درک ميکنم

376
00:20:37,236 --> 00:20:39,071
« و اون خوش‌شانسِ که شما مراقبشين « دين

377
00:20:39,279 --> 00:20:40,447
اما شما تنها نيستيد

378
00:20:42,783 --> 00:20:43,825
اينطوره ؟

379
00:20:48,455 --> 00:20:50,415
من همه چيز رو يادم مياد ، ميدوني

380
00:20:52,167 --> 00:20:53,377
وقتي که مُردم

381
00:20:54,169 --> 00:20:56,380
... شيطاني که بَدَنم رو تسخير کرده بود

382
00:20:57,339 --> 00:20:59,091
... و چيزي که از من ساخته بود

383
00:21:00,550 --> 00:21:02,552
... و « بابي » انتخابي نداشت ، اما

384
00:21:04,721 --> 00:21:06,223
! خب ، ميدوني که چي کار کرد

385
00:21:09,142 --> 00:21:11,853
اما ميتونم تو چشماش بخونم
... وقتي منو مي‌بينه

386
00:21:13,397 --> 00:21:14,648
احساسِ گناه ميکنه

387
00:21:15,983 --> 00:21:17,150
روي دوشِش سنگيني ميكنه

388
00:21:17,734 --> 00:21:19,444
پس چرا بهش نميگي که همه چيز رو يادته ؟

389
00:21:23,198 --> 00:21:24,741
... من ميتونم اينو اينجا ببينم و

390
00:21:24,783 --> 00:21:27,244
و بگم که تو هرگز عاشق نبودي

391
00:21:28,245 --> 00:21:29,913
اون شوهرِ منه

392
00:21:30,080 --> 00:21:32,416
کار من اينه که آرامش رو براش فراهم کنم

393
00:21:33,625 --> 00:21:35,043
نه که بهش درد وارد کنم

394
00:21:49,599 --> 00:21:50,976
خانم « جونز » ؟

395
00:22:07,576 --> 00:22:08,869
عَزرا جونز » ؟ »

396
00:22:30,766 --> 00:22:32,517
عَزرا جونز » ... ؟  »

397
00:22:48,992 --> 00:22:49,951
چي شده ؟

398
00:22:51,870 --> 00:22:54,373
فکر ميکنيد ميتونيد چيزي بهم بگيد ؟

399
00:22:57,125 --> 00:22:58,877
آره ، سر اين موضوع ، پشيمون ميشم

400
00:23:56,351 --> 00:23:59,187
آروم حرف بزنيد ، « کارن » بالاست

401
00:23:59,563 --> 00:24:01,398
اوه متأسفم ، اوضاع الان يه کمي وَخيم شده

402
00:24:01,815 --> 00:24:03,024
ليدي جونزِ » پير کيه ؟ »

403
00:24:03,150 --> 00:24:05,277
اولين نفري که بيرون اومد  -
اولين نفري که بَد شد -

404
00:24:05,527 --> 00:24:08,113
هميشه يه غُرغُرو بودش -
چه جور ؟  -

405
00:24:08,238 --> 00:24:10,031
اون قدر که بزنه شوهرش رو بخوره ؟

406
00:24:10,115 --> 00:24:11,867
تو زندگيش هم اينقدر  احمق بود ؟

407
00:24:12,784 --> 00:24:13,869
نه

408
00:24:14,494 --> 00:24:16,538
ببين « بابي » ، من حِسِّت رو درک ميکنم

409
00:24:16,788 --> 00:24:17,873
... اما بايد بفهمي که

410
00:24:17,956 --> 00:24:19,749
نگاه کردنت به موضوع اصلاً درست نيست

411
00:24:20,000 --> 00:24:21,084
بابي » چه قبول کني چه نکني »

412
00:24:21,209 --> 00:24:22,210
اون عوض ميشه

413
00:24:22,335 --> 00:24:24,254
بايد متوقفش کنيم ، همشون رو

414
00:24:30,552 --> 00:24:32,429
وقت رفتنه -
چي ؟ -

415
00:24:32,554 --> 00:24:34,389
شنيدين چي گفتم ، از خونه من بريد بيرون

416
00:24:35,682 --> 00:24:37,392
يا چي ؟ بهمون شليک ميکني ؟

417
00:24:37,684 --> 00:24:41,313
اگه « کارن » تبديل بشه ، خودم از پَسِش بر ميام

418
00:24:41,438 --> 00:24:42,606
از روشِ خودم

419
00:24:42,814 --> 00:24:43,899
اين خطرناکه

420
00:24:46,401 --> 00:24:48,069
يه چيز رو ، دوبار بهتون نميگم

421
00:25:08,089 --> 00:25:09,132
ديوونه شده

422
00:25:09,257 --> 00:25:10,300
« اون زنشِ « دين

423
00:25:10,425 --> 00:25:11,593
که چي مي‌خواد غَلاف تمام فلزي رو رومون پياده کنه ؟
( فيلمي از استنلي کوبريک )

424
00:25:11,718 --> 00:25:13,094
« ما خانواده‌اش هستيم « سم

425
00:25:13,261 --> 00:25:14,930
ببين مَرد ، ماهيِ بزرگ‌تر رو ببين ، باشه ؟

426
00:25:15,096 --> 00:25:15,805
... منظورم اينه ، ما يه مُشت " زامبي " داريم که

427
00:25:15,931 --> 00:25:17,974
که تو اين شهر مي‌خوان براي خودشون
دنبال اسباب‌بازي بِگَردن و بخورن

428
00:25:18,141 --> 00:25:19,142
آره و اون تو خونه ‌تنهاست

429
00:25:19,267 --> 00:25:20,185
با يکيشون که داره شيريني مي‌پَزه

430
00:25:20,268 --> 00:25:21,978
خيلي‌خب ، بعدش ؟ -
بعدش ؟ -

431
00:25:23,605 --> 00:25:24,648
من بايد برگردم اونجا

432
00:25:24,773 --> 00:25:26,107
و ... و ... بُکُشمش

433
00:25:26,733 --> 00:25:27,901
اين تنها چيزيِ که ميتونم راجع بهش فکر کنم

434
00:25:28,026 --> 00:25:29,694
اگه اون ، تو رو ببينه ، ميکُشِت

435
00:25:30,737 --> 00:25:32,405
خب ، گمونم نبايد بذارم منو ببينه

436
00:25:34,282 --> 00:25:35,158
خيلي‌خب

437
00:25:35,492 --> 00:25:37,869
... منم ميرم شهر

438
00:25:38,036 --> 00:25:40,664
و همه رو نجات ميدم ، بايد آسون باشه

439
00:25:41,206 --> 00:25:42,165
به نظر که اينجور مياد

440
00:25:43,041 --> 00:25:44,000
کمک لازم دارم

441
00:25:44,417 --> 00:25:45,460
كلانتر چطوره ؟

442
00:25:45,752 --> 00:25:46,503
... آخرين باري که ديدمش

443
00:25:46,586 --> 00:25:47,837
کلانتر کاملاً ضدِّ " زامبي " بودش

444
00:25:47,963 --> 00:25:49,589
خب ، گمونم مجبوري قانعش کني

445
00:25:49,839 --> 00:25:51,675
چطور ؟ -
نميدونم -

446
00:25:51,716 --> 00:25:52,592
يه جوري خودت رديفش کن

447
00:25:54,177 --> 00:25:56,012
حالت بهتر شده ، عزيزم ؟

448
00:25:56,972 --> 00:25:59,224
خيلي گرسنمه ، مامان

449
00:25:59,516 --> 00:26:02,060
ميدونم ، ميدونم

450
00:26:03,311 --> 00:26:05,564
مامان ميره يه کمي سوپ درست کنه ، باشه ؟

451
00:26:05,814 --> 00:26:06,940
باشه

452
00:26:07,107 --> 00:26:08,775
نميدونم ديگه چي بگم ، دکتر

453
00:26:09,317 --> 00:26:11,319
تَبِش رو سه بار گرفتيم

454
00:26:11,486 --> 00:26:13,989
درجه حرارتش 111 درجه‌ست

455
00:26:14,155 --> 00:26:15,490
مامان -
گوشي دستت ، دکتر -

456
00:26:15,657 --> 00:26:17,826
گرسنمه -
ميشه اين رو براش ببري ؟ -

457
00:26:22,289 --> 00:26:23,915
« دکتر « دوايت » ، « جودي مايلزم

458
00:26:30,839 --> 00:26:32,757
کارن » از کنار پنجره برو كنار »

459
00:26:35,093 --> 00:26:36,303
کارن » ؟ »

460
00:26:39,472 --> 00:26:40,432
کارن » ؟ »

461
00:26:45,562 --> 00:26:46,479
کارن » ؟ »

462
00:26:49,190 --> 00:26:51,109
من خوبم -
واقعاً ؟ -

463
00:26:51,276 --> 00:26:52,068
خوبم

464
00:26:52,444 --> 00:26:53,236
... فقط

465
00:26:54,070 --> 00:26:55,113
خوبم

466
00:26:55,989 --> 00:26:58,658
فقط سَرَم گيج رفت

467
00:27:01,911 --> 00:27:02,871
داري از تَب مي‌سوزي

468
00:27:02,996 --> 00:27:03,913
خوبم

469
00:27:04,289 --> 00:27:06,583
فقط بايد يه چيزي بخورم

470
00:27:06,833 --> 00:27:08,585
و بعدش خوب ميشم

471
00:27:15,175 --> 00:27:17,177
نميدونم چطور توضيح بدم ، دکتر

472
00:27:17,302 --> 00:27:19,471
... به همين خاطر به شما زنگ زديم

473
00:27:24,643 --> 00:27:25,810
شان » ؟ »

474
00:27:30,690 --> 00:27:31,900
اوون » ؟ »

475
00:27:46,706 --> 00:27:48,041
اوه ، خداي من

476
00:28:07,352 --> 00:28:08,937
برو -
نه -

477
00:28:09,062 --> 00:28:09,896
برو

478
00:28:11,481 --> 00:28:13,400
شوهرم -
ولش کن ، اون مُرده -

479
00:28:13,483 --> 00:28:15,568
کار پسرم نبودش -
درسته ، نبوده -

480
00:28:15,777 --> 00:28:17,737
گوش کن کلانتر ، شهرِتون تو خطره

481
00:28:17,862 --> 00:28:18,780
مَردم تو خطرن

482
00:28:18,905 --> 00:28:20,156
بايد الان بهشون کمک کنيم

483
00:28:20,615 --> 00:28:23,451
ميتوني اين کار رو براي من کني ؟
ميتوني تمرکز کني ، کلانتر ؟

484
00:28:25,829 --> 00:28:26,621
کلانتر ؟

485
00:28:29,916 --> 00:28:31,126
چطور بايد از بين ببريمشون ؟

486
00:28:31,459 --> 00:28:32,335
بايد شليک کنيم تو سرشون

487
00:28:40,051 --> 00:28:41,386
اسلحه مي‌خوايم

488
00:28:42,887 --> 00:28:44,848
ميتونيم از جمع کردن آدما شروع کنيم

489
00:28:45,140 --> 00:28:47,308
کجا اَمنه که بشه مَردم رو اونجا نگه داشت ؟

490
00:28:48,309 --> 00:28:49,352
زندان

491
00:28:51,229 --> 00:28:52,272
درسته

492
00:28:54,357 --> 00:28:55,650
... فقط

493
00:28:57,277 --> 00:28:58,445
يه لحظه بهم وقت بده

494
00:29:30,059 --> 00:29:31,770
« خيلي گرسنمه « بابي

495
00:29:32,061 --> 00:29:34,773
يه دقيقه ديگه برات يه چيزي درست ميکنم بخوري

496
00:29:35,148 --> 00:29:37,984
ميتونم حِسِّش کنم . داره اتفاق ميافته

497
00:29:39,152 --> 00:29:40,779
همه چيز درست ميشه

498
00:29:41,571 --> 00:29:42,781
نه

499
00:29:43,406 --> 00:29:44,699
نميشه

500
00:29:45,241 --> 00:29:46,659
بابي » دارم تبديل ميشم »

501
00:29:47,076 --> 00:29:48,787
ميدوني که دارم تبديل ميشم

502
00:29:59,297 --> 00:30:00,548
چيزي نيست

503
00:30:00,799 --> 00:30:02,217
اين کار رو بکن -
ممکن نيست -

504
00:30:02,217 --> 00:30:03,885
خواهش ميکنم -
نه -

505
00:30:08,765 --> 00:30:10,934
يادمه

506
00:30:12,852 --> 00:30:14,437
چي رو يادته ؟

507
00:30:15,271 --> 00:30:16,856
همه چيز رو

508
00:30:18,775 --> 00:30:20,443
... شيطاني که داخلم بود

509
00:30:21,027 --> 00:30:22,153
اينکه تو منو کُشتي

510
00:30:23,655 --> 00:30:25,240
يادم مياد

511
00:30:25,907 --> 00:30:27,575
... پس ميدوني که

512
00:30:28,326 --> 00:30:30,870
چرا نميتونم دوباره اين کار رو کنم

513
00:30:36,543 --> 00:30:38,169
يه چيز ديگه رو هم يادمه

514
00:30:39,879 --> 00:30:41,381
... وقتي برگشتم

515
00:30:42,507 --> 00:30:43,758
... يه مَردي بود

516
00:30:44,342 --> 00:30:46,386
منظورت از يه مَرد چيه ؟

517
00:30:46,511 --> 00:30:47,762
تو قبر

518
00:30:48,555 --> 00:30:50,223
خيلي لاغر بود

519
00:30:50,306 --> 00:30:51,808
شبيهِ اسکلت

520
00:30:54,310 --> 00:30:56,646
و بهم گفت که يه پيغام بهت بدم

521
00:30:57,188 --> 00:30:58,106
به من ؟

522
00:30:59,315 --> 00:31:01,401
چرا اينو قبلاً بهم نگفتي ؟

523
00:31:03,361 --> 00:31:05,446
تو خيلي ديدني بودي

524
00:31:05,530 --> 00:31:06,990
... من فقط

525
00:31:08,825 --> 00:31:11,119
فقط مي‌خواستم لبخندت رو ببينم

526
00:31:12,704 --> 00:31:14,581
پيغام چي بود ؟

527
00:31:36,311 --> 00:31:37,478
بابي » ؟ »

528
00:32:07,508 --> 00:32:09,969
خيلي‌خب ، اگه بهتون تفنگ دادم
و يه شخص مُرده رو ديدين

529
00:32:10,053 --> 00:32:11,471
... اهميتي نداره که دوستتون بوده

530
00:32:11,554 --> 00:32:13,890
همسايه‌تون بوده يا همسرتون

531
00:32:14,182 --> 00:32:15,516
تو سَرِش شليک ميکنيد

532
00:32:15,600 --> 00:32:16,935
اين تنها راهيِ که ميتونيم زنده بمونيم

533
00:32:17,018 --> 00:32:19,938
نمي‌خواي بهمون بگي که تو کي هستي ؟

534
00:32:20,021 --> 00:32:21,397
« دوستِ « بابي سينگر

535
00:32:21,439 --> 00:32:22,440
نوشیدنی خور شهر

536
00:32:25,068 --> 00:32:26,194
... نه ، گمون کنم

537
00:32:27,403 --> 00:32:29,030
نوشیدنی خورِ شهره

538
00:32:29,072 --> 00:32:30,073
کي اينو بهت گفته ؟

539
00:32:31,574 --> 00:32:32,659
« بابي سينگر »

540
00:32:35,203 --> 00:32:36,412
هشيار باشيد

541
00:32:37,664 --> 00:32:38,748
من درِ جلو رو ميپّام

542
00:32:49,801 --> 00:32:52,136
ميدوني « بابي » ، اگه مي‌خواي ميتوني
اين بار رو تو ماجرا نباشي

543
00:32:54,973 --> 00:32:56,975
بذار کارمون رو کنيم

544
00:33:47,483 --> 00:33:48,443
دين » ؟ »

545
00:33:49,110 --> 00:33:50,069
« دين »

546
00:34:10,048 --> 00:34:10,757
دين » ؟ »

547
00:34:41,788 --> 00:34:43,039
دين » ؟ »

548
00:34:59,639 --> 00:35:00,515
يه کم کمک کن

549
00:35:08,898 --> 00:35:10,233
خوبي ؟ -
آره ، خوبم -

550
00:35:29,544 --> 00:35:30,795
گلوله‌ي‌ باز داري ؟ من دارم تموم ميکنم

551
00:35:30,878 --> 00:35:31,879
آره ، خيلي دارم

552
00:35:31,963 --> 00:35:33,256
فقط بايد از بين " زامبي‌ها " رَد بشيم

553
00:35:33,506 --> 00:35:34,882
تو ماشيني هست که ولش کرديم

554
00:35:34,966 --> 00:35:36,175
گمونم يه نهِ ساده خيلي بهتر بودش هـــا

555
00:35:36,259 --> 00:35:37,593
حالا اينجا بايد چه کنيم ؟

556
00:35:37,677 --> 00:35:39,262
فکر کنم ميدونم -
چي رو ؟ -

557
00:35:41,556 --> 00:35:42,473
اوه ، اين خوب نبود

558
00:35:50,106 --> 00:35:50,982
من گلوله ندارم

559
00:35:51,065 --> 00:35:51,858
منم همين طور -
يالا -

560
00:36:18,759 --> 00:36:20,970
گمونم گير کرديم ، اينطور فکر نميکني ؟

561
00:36:21,053 --> 00:36:22,221
چيزي نيست ، اونا احمقن

562
00:36:22,305 --> 00:36:23,306
نميتونن قفل رو باز کنن

563
00:36:33,608 --> 00:36:35,776
از اينکه همش اشتباه حرف ميزني ، خسته نشدي ؟

564
00:36:35,818 --> 00:36:37,236
... اگه من همه‌ي اين گندها رو درست کردم

565
00:36:37,361 --> 00:36:38,279
ازم شکايت کن

566
00:36:50,666 --> 00:36:51,626
بخوابيد

567
00:37:24,784 --> 00:37:25,785
حالت خوبه ؟

568
00:37:48,015 --> 00:37:49,517
... خب ، اگه " زامبي " اون بيرون مونده باشه

569
00:37:49,517 --> 00:37:50,768
نميتونيم پيداشون کنيم

570
00:37:52,353 --> 00:37:53,813
مَردمِ شهر چي ؟

571
00:37:54,397 --> 00:37:55,273
خيلي ترسيدن

572
00:37:55,940 --> 00:37:57,650
وحشت زده‌ان

573
00:37:58,567 --> 00:38:00,194
چندتاشون به روزنامه‌ها زنگ زدن

574
00:38:00,569 --> 00:38:02,822
تا جايي که ميتونم بگم
کسي اين حرفا رو باور نکرده

575
00:38:03,823 --> 00:38:04,991
تو چي ؟

576
00:38:07,326 --> 00:38:08,494
چطور باهاش کنار ميايي ؟

577
00:38:20,881 --> 00:38:21,924
اين همشونِ ؟

578
00:38:24,969 --> 00:38:26,220
همه ، به جز يکي

579
00:38:48,701 --> 00:38:51,537
... خب ، فکر کردم شايد بايد معذرت‌خواهي کنم

580
00:38:51,537 --> 00:38:53,122
که عقلم رو از دست داده بودم

581
00:38:53,581 --> 00:38:54,290
« بابي »

582
00:38:56,584 --> 00:38:57,877
تو به ما هيچ چيزي بدهکار نيستي

583
00:38:58,586 --> 00:39:01,380
... هِي ، من چيزي راجع به عشق و عاشقي نميدونم ، اما

584
00:39:03,174 --> 00:39:05,760
تو حداقل 5 روز رو با اون گذروندي ، درسته ؟

585
00:39:07,720 --> 00:39:08,429
درسته

586
00:39:09,680 --> 00:39:13,726
که اوضاع رو هزاران بار بَدتر کرد

587
00:39:16,812 --> 00:39:18,564
اون عشقِ زندگيِ من بود

588
00:39:18,814 --> 00:39:20,775
چند بار بايد ميکُشتَمِش ؟

589
00:39:26,113 --> 00:39:27,406
حالت خوب ميشه « بابي » ؟

590
00:39:34,872 --> 00:39:36,248
... شما پسرا بايد بدونيد

591
00:39:38,501 --> 00:39:40,711
! کارن » بهم گفت چرا مرگ اينجا بوده »

592
00:39:41,295 --> 00:39:42,171
منظورت چيه ؟

593
00:39:42,671 --> 00:39:44,799
... ميدونم که چرا اون تو قبرستون

594
00:39:44,799 --> 00:39:46,717
حومه‌ي شهريِ " داکوتاي جنوبي " بوده

595
00:39:48,844 --> 00:39:50,137
اون دنبالِ من بوده

596
00:39:51,389 --> 00:39:52,348
منظورت چيه ؟

597
00:39:52,807 --> 00:39:54,266
مرگ ، دنبالِ من بوده

598
00:39:55,434 --> 00:39:58,229
اون « کارن » رو برگردونده
تا پيغامي رو برسونه

599
00:40:00,439 --> 00:40:01,232
به تو ؟ چرا به تو ؟

600
00:40:01,273 --> 00:40:03,859
چون من به شما کمک ميکنم
به شما 

601
00:40:04,151 --> 00:40:07,238
« من دليل نه گفتنت به لوسيفرم « سَم

602
00:40:10,157 --> 00:40:11,534
خب ، مي‌خواستن بهت رشوه بِدَن ؟

603
00:40:11,534 --> 00:40:13,828
... نميدونم ، اونا مي‌خواستن جِسمَم يا

604
00:40:14,912 --> 00:40:16,122
روحَم رو بگيرن

605
00:40:17,873 --> 00:40:19,834
هر چي بوده
مي‌خواستن از سَرِ راهشون برم کنار

606
00:40:22,294 --> 00:40:23,337
اما تو اوضاع و احوالِت رديف ميشه

607
00:40:25,506 --> 00:40:26,674
درسته ، « بابي » ؟
