﻿1
00:00:17,392 --> 00:00:19,894
فصل پنجم - قسمت آخر

2
00:00:20,395 --> 00:00:22,897
بايد مسئوليت‌هاي خودتون رو قبول کنيد

3
00:00:22,981 --> 00:00:26,192
و همونطور که سرنوشت براتون مقدّر کرد
نقش‌هاتون رو بازي کنيد

4
00:00:26,276 --> 00:00:27,360
تو يه پوسته‌ي مخصوصي
« پوسته‌ي « ميکائيل

5
00:00:27,444 --> 00:00:28,820
جواب " نه " هست

6
00:00:28,903 --> 00:00:30,321
! تو ميدوني من کي‌ام -
« لوسيفر » -

7
00:00:30,363 --> 00:00:32,115
« تو يگانه‌اي « سم
تو پوسته‌ي مني

8
00:00:32,198 --> 00:00:33,199
اين هرگز اتفاق نمي‌افته

9
00:00:38,747 --> 00:00:39,873
اوضاع واقعاً بد ميشه

10
00:00:39,914 --> 00:00:42,292
هر کاري رو که فکرش رو ميکني مي‌خواي بکني ، نکن -
مجبورم -

11
00:00:42,375 --> 00:00:43,960
... قفسي که مي‌تونه « لوسيفر » رو تو خودش نگه داره

12
00:00:44,044 --> 00:00:45,587
مي‌تونيد بندازيدش اونجا

13
00:00:45,670 --> 00:00:48,840
... کليدِ قفس
چهار حلقه سوارانِ آخرالزمان هستن

14
00:00:48,923 --> 00:00:50,592
اون کيه ؟ -
برادرمونه -

15
00:00:50,675 --> 00:00:52,510
منظورت چيه كه « آدام » رفته ؟ -
فرشته‌ها اونو گرفتن -

16
00:00:52,594 --> 00:00:54,095
شايد مي‌خوان جاي تو ازش استفاده کنن

17
00:00:54,179 --> 00:00:56,181
فکر ميکني حالِ « آدام » خوبه ؟

18
00:00:56,264 --> 00:00:57,640
شک دارم

19
00:01:00,143 --> 00:01:02,604
چي ميشه اگه شما اهريمن رو بِکِشونيد
لبِ پرتگاه و من بِپَّرم اونجا ؟

20
00:01:02,645 --> 00:01:04,689
توي احمق مي‌خواي منو بُکُشي ؟

21
00:01:08,193 --> 00:01:09,778
... اجازه ميدي که برادرت

22
00:01:09,819 --> 00:01:12,447
درست بِپَّره وسط اون گودالِ آتيش

23
00:01:12,530 --> 00:01:14,032
دقيقاً از چي مي‌ترسي ؟

24
00:01:14,115 --> 00:01:15,283
باختن ؟

25
00:01:15,325 --> 00:01:16,534
يا از دست دادنِ برادرت ؟

26
00:01:25,001 --> 00:01:28,129
در 21 آوريل 1967

27
00:01:28,213 --> 00:01:30,715
صدها ميليون خودرو توليد شدن

28
00:01:30,799 --> 00:01:32,675
" تو کارخونه " جينسويل

29
00:01:32,759 --> 00:01:35,470
يه کاپريسِ آبيِ دو دَر

30
00:01:35,512 --> 00:01:37,472
جشن بزرگي بود ، سخنراني شد

31
00:01:37,555 --> 00:01:41,309
حتي معاونِ فرماندار هم اومد

32
00:01:41,351 --> 00:01:44,729
سه روز بعد يه ماشين ديگه
در همون خط توليد درست شد

33
00:01:44,813 --> 00:01:47,315
کسي دربارش حرفي نزد

34
00:01:47,357 --> 00:01:49,984
اما بايد ميزدند

35
00:01:50,026 --> 00:01:52,779
چون اين شورلتِ ايمپالا 1967

36
00:01:52,821 --> 00:01:55,406
تبديل ميشد به مهمترين ماشين

37
00:01:56,825 --> 00:01:59,661
... نه ، مهمترين وسيله

38
00:01:59,744 --> 00:02:01,538
در تمام دنيا

39
00:02:01,621 --> 00:02:04,999
مالک اوليه اون « سل موريارتي » بود

40
00:02:05,083 --> 00:02:09,170
يه معتاد که دو زنش رو طلاق داده بود
و اِنسداد عروق داشت

41
00:02:09,254 --> 00:02:13,133
آخر هفته‌ها باهاش رانندگي ميكرد
و به تهي‌دستان کتابِ اِنجيل مي‌داد

42
00:02:13,174 --> 00:02:15,593
آدما رو آماده‌ي روز قيامت ميکرد

43
00:02:15,677 --> 00:02:17,637
اين چيزي بود که خودش ميگفت

44
00:02:17,679 --> 00:02:19,139
سم » و « دين » چيزي در اين باره نميدونن »

45
00:02:19,180 --> 00:02:21,683
اما اگه بفهمن
شرط مي‌بندم که مي‌خندن

46
00:02:21,724 --> 00:02:25,687
بعد از اينکه « سِل » مُرد
ماشين رو به فروش گذاشتن

47
00:02:25,770 --> 00:02:28,773
" در بين ماشين‌هاي دستِ دوم تو " لارنس

48
00:02:28,857 --> 00:02:31,484
جايي که يه دريادار جوان ، اونو خريد

49
00:02:31,526 --> 00:02:35,113
بعد از اينکه نصيحتي رو از دوستِ جواني گرفت

50
00:02:35,155 --> 00:02:38,700
... گمونم اونجا جايي است که داستان شروع ميشه

51
00:02:40,368 --> 00:02:42,287
و اينجا جايي هست که تموم ميشه

52
00:02:50,503 --> 00:02:51,421
هِي

53
00:03:00,680 --> 00:03:01,764
دين » ؟ »

54
00:03:02,974 --> 00:03:03,850
چي شده ؟

55
00:03:05,810 --> 00:03:06,895
من هستم

56
00:03:09,522 --> 00:03:10,857
چي رو هستي ؟

57
00:03:10,899 --> 00:03:13,026
همه کارهاي با اهريمن رو

58
00:03:13,067 --> 00:03:14,944
من پايه‌ام

59
00:03:16,654 --> 00:03:18,031
بهم اجازه ميدي که جواب مثبت بدم ؟

60
00:03:18,114 --> 00:03:20,575
نه ، اين يه چيزه

61
00:03:20,658 --> 00:03:23,453
اين من نيستم که بهت بگم چي کار کني

62
00:03:25,705 --> 00:03:28,541
تو بزرگ شدي ... خيلي بزرگ شدي ، پسر

63
00:03:30,543 --> 00:03:32,212
اگه اين چيزيِ که مي‌خواي
من تو بازي ، هوات رو دارم

64
00:03:33,880 --> 00:03:36,382
اين آخرين چيزي بود که انتظار داشتم بگي

65
00:03:36,424 --> 00:03:37,425
شايد

66
00:03:39,052 --> 00:03:40,678
به هر حال بهت دروغ نميگم

67
00:03:40,720 --> 00:03:43,431
اين مخالف همه چيزيِ که تا حالا براش تلاش کردم

68
00:03:46,059 --> 00:03:47,769
... منظورم اينه حقيقت

69
00:03:50,688 --> 00:03:54,901
ميدوني مراقبِ تو بودن

70
00:03:54,943 --> 00:03:58,154
يه جورايي کار منه ، ميدوني ؟

71
00:03:58,238 --> 00:04:00,657
... اما بيشتر از اينا

72
00:04:00,740 --> 00:04:02,492
اينه که من کي‌ام

73
00:04:02,575 --> 00:04:05,453
« تو ديگه بچه نيستي ، « سم

74
00:04:05,536 --> 00:04:07,330
و نمي‌تونم ديگه مثلِ يه بچه باهات رفتار کنم

75
00:04:11,542 --> 00:04:13,753
شايد منم يه کمي بزرگ شدم

76
00:04:17,590 --> 00:04:20,718
نمي‌دونم شانس زيادي داريم

77
00:04:20,760 --> 00:04:24,264
... اما

78
00:04:24,347 --> 00:04:27,058
... اما مي‌دونم که اگه کسي بتونه اين کار رو کنه

79
00:04:27,100 --> 00:04:28,101
اون تويي

80
00:04:31,479 --> 00:04:33,273
ممنون

81
00:04:33,356 --> 00:04:35,525
... اگه اين چيزيِ که مي‌خواي

82
00:04:37,902 --> 00:04:39,946
اين چيزيِ که واقعاً مي‌خواي ؟

83
00:04:43,157 --> 00:04:44,492
بهش اجازه ميدم وارد بشه

84
00:04:47,620 --> 00:04:49,414
ميندازمش اونجا

85
00:04:52,125 --> 00:04:53,918
خيلي‌خب

86
00:04:56,004 --> 00:04:57,964
پس همينه

87
00:05:43,551 --> 00:05:46,054
هنوز نتونستم به اين جور بودنت عادت کنم

88
00:05:46,137 --> 00:05:47,638
خب ، پس حق با من بود ؟

89
00:05:47,722 --> 00:05:49,057
" مثل هميشه " يودا
( شخصيت خردمند جنگ ستارگان )

90
00:05:49,140 --> 00:05:51,351
درست همونطور که گفته بودي
دو تا شيطون کوتوله اونجا بودن

91
00:05:51,434 --> 00:05:53,311
گرفتينش ؟

92
00:05:53,394 --> 00:05:55,980
آره ، همه عصاره‌اي رو که « سم » بتونه بخوره

93
00:05:57,774 --> 00:05:58,858
خوبي ؟

94
00:05:58,941 --> 00:05:59,901
راستش نه

95
00:05:59,984 --> 00:06:01,569
چي داري ؟

96
00:06:01,652 --> 00:06:04,238
چيز زيادي نيست
اينا به نظرِ تو ، طالعِ نحس هستن ؟

97
00:06:04,322 --> 00:06:05,531
طوفان تو فلوريدا

98
00:06:05,615 --> 00:06:07,950
" اُفت درجه حرارت تو " ديترويت
آتيش غيرقابلِ مهار توي لس‌آنجلس

99
00:06:07,992 --> 00:06:09,494
وايسا
ديترويت " چي شده ؟ "

100
00:06:09,535 --> 00:06:11,329
هوا 20 درجه سرد شده

101
00:06:11,371 --> 00:06:13,956
اما اين تنها تو شعاع 5 کيلومتري شهر هستش

102
00:06:13,998 --> 00:06:15,166
همينه

103
00:06:15,249 --> 00:06:16,959
" اهريمن توي " ديترويتِ

104
00:06:17,001 --> 00:06:18,044
واقعاً ؟

105
00:06:18,127 --> 00:06:19,837
خيلي درجه شومينش کمه

106
00:06:19,921 --> 00:06:21,506
به نظر وقت تلف کردن مياد

107
00:06:21,589 --> 00:06:22,507
مطمئني ؟

108
00:06:22,590 --> 00:06:24,592
آره ، مطمئنم

109
00:06:39,273 --> 00:06:41,317
ديگه يه ذره هم فرشته نيست ؟

110
00:06:45,905 --> 00:06:48,241
فرشته‌ها نمي‌خوابن

111
00:06:56,207 --> 00:06:59,085
سم »  من حسِّ بدي در‌بارش دارم »

112
00:06:59,168 --> 00:07:01,170
خب ، اگه حس خوبي داشتي
احمق بودي

113
00:07:01,212 --> 00:07:02,505
ميدوني چي ميگم

114
00:07:02,547 --> 00:07:03,965
" ديترويت "

115
00:07:04,048 --> 00:07:06,509
هميشه ميگفت توي " ديترويت " تو رو تسخير ميکنه

116
00:07:06,551 --> 00:07:07,593
ما هم داريم ميريم

117
00:07:07,677 --> 00:07:09,137
داريم ميريم

118
00:07:09,220 --> 00:07:11,139
شايد اين براش يه جور مراسم فرش قرمزه ، ميدوني ؟

119
00:07:11,222 --> 00:07:12,682
شايد چيزي رو ميدونه که ما نميدونيم

120
00:07:12,765 --> 00:07:15,226
دين » مطمئنم که چيزايي رو ميدونه که نميدونيم »

121
00:07:15,309 --> 00:07:17,854
اين اميد رو داريم که درباره حلقه‌ها نَدونه

122
00:07:25,194 --> 00:07:28,072
... هِي

123
00:07:28,156 --> 00:07:29,365
... يه موضوعي هست

124
00:07:29,449 --> 00:07:30,867
که مي‌خوام دربارش باهات حرف بزنم

125
00:07:30,950 --> 00:07:31,868
چي ؟

126
00:07:31,951 --> 00:07:33,453
اوضاعي که سر راهمون هست

127
00:07:33,536 --> 00:07:36,205
... و ... پَريدنِ من تو قفس

128
00:07:38,583 --> 00:07:40,668
ميدوني که از تصميمم برنمي‌گردم

129
00:07:42,670 --> 00:07:43,880
آره ، ميدونم

130
00:07:43,921 --> 00:07:47,300
پس يه قولي بهم بده

131
00:07:47,383 --> 00:07:49,427
خيلي‌خب باشه ، هرچي بخواي

132
00:07:52,013 --> 00:07:53,806
بهم قول بده سعي نکني منو برگردوني

133
00:07:55,641 --> 00:07:56,726
چي ؟

134
00:07:56,809 --> 00:07:58,769
نه ، اصلاً اينو قبول ندارم

135
00:07:58,853 --> 00:08:00,313
... « دين »

136
00:08:00,396 --> 00:08:01,898
جهنمِ تو ، قراره مأموريت منو مثل " گريس‌لند " کنه
( شهري در ممفيس )

137
00:08:01,981 --> 00:08:03,983
مي‌خواي بشينم و کاري نکنم ؟

138
00:08:04,066 --> 00:08:05,943
وقتي که قفس بسته شد
« نمي‌توني بازش کني « دين

139
00:08:06,027 --> 00:08:06,944
ريسکِش خيليِ

140
00:08:07,028 --> 00:08:08,237
نه ، نه ، نه ، نه

141
00:08:08,321 --> 00:08:09,572
ميگي اجازه بدم اونجا بِپوسي

142
00:08:09,655 --> 00:08:11,073
آره
انتخابِ ديگه‌اي نداري

143
00:08:11,115 --> 00:08:12,200
نمي‌توني ازم بخواي همچين کاري کنم

144
00:08:12,241 --> 00:08:13,409
« متأسفم « دين
مجبوري

145
00:08:17,330 --> 00:08:19,123
خب ، بعدش قراره چي کار کنم ؟

146
00:08:19,207 --> 00:08:21,667
ميري « ليزا » رو پيدا ميکني

147
00:08:21,751 --> 00:08:23,669
دعا ميکني که اينقدر کودَن باشه
که تو رو قبول کنه

148
00:08:23,753 --> 00:08:27,840
ميري باربيکيو ميخَري
مسابقات فوتبال رو مي‌بيني

149
00:08:27,924 --> 00:08:31,093
عينِ يه آدم معمولي زندگي ميکني
« يه زندگي شيرين « دين

150
00:08:33,221 --> 00:08:34,764
بهم قول بده

151
00:08:53,741 --> 00:08:54,825
شياطين

152
00:08:54,909 --> 00:08:56,661
حداقل يه دوجين ازشون هست

153
00:08:56,744 --> 00:08:58,120
حق با تو بود ... يه خبرايي هست

154
00:08:58,204 --> 00:09:00,039
... بيشتر از يه خبرايي

155
00:09:00,122 --> 00:09:01,624
اينجاست . ميدونم

156
00:09:21,978 --> 00:09:23,437
مي‌بينمت پسر

157
00:09:23,479 --> 00:09:24,897
مي‌بينمت

158
00:09:34,657 --> 00:09:37,451
... اون که داخل شد

159
00:09:37,535 --> 00:09:40,079
به طرز وحشيانه‌اي باهاش مبارزه ميکني
فهميدي ؟

160
00:09:40,121 --> 00:09:42,748
خودت رو نگه ميداري ، بهش جا نميدي

161
00:09:42,790 --> 00:09:43,958
بله ، قربان

162
00:09:55,845 --> 00:09:57,388
مراقب اينا باش ، باشه ؟

163
00:09:58,889 --> 00:10:00,558
اين ممکن نيست

164
00:10:04,020 --> 00:10:06,188
پس منو راضي نگهدار

165
00:10:06,272 --> 00:10:08,316
... اوه ، بايد دروغ ميگفتم

166
00:10:11,902 --> 00:10:13,988
... حتماً اونا اوضاعشون رديف ميشه ، من

167
00:10:14,030 --> 00:10:15,990
بسه ... بي‌خيال ‌، نگو

168
00:10:32,131 --> 00:10:33,924
ايراد نداره اينو نَبيني ؟

169
00:10:52,151 --> 00:10:53,653
خيلي‌خب

170
00:10:53,694 --> 00:10:55,279
بريم

171
00:11:03,204 --> 00:11:05,456
! خيلي‌خب

172
00:11:05,539 --> 00:11:07,875
ما اينجاييم عوضیا

173
00:11:07,917 --> 00:11:10,044
بياييد و بگيريد

174
00:11:13,422 --> 00:11:15,174
هِي بچه‌ها

175
00:11:15,216 --> 00:11:16,676
پدرتون خونه است ؟

176
00:11:26,727 --> 00:11:28,437
هِي پسرا

177
00:11:28,521 --> 00:11:30,231
خوشحالم که بهم سر زدين

178
00:11:40,700 --> 00:11:42,368
شورلت ايمپالا ، البته

179
00:11:42,410 --> 00:11:44,328
... همه چيزِ ماشين‌هاي ديگه رو داشت

180
00:11:44,370 --> 00:11:46,247
و يه چيزايي که بقيه نداشتند

181
00:11:47,373 --> 00:11:49,166
اما هيچکدومِ اينا مهم نيست

182
00:11:49,208 --> 00:11:52,837
اين چيزيِ که مهمه

183
00:11:52,878 --> 00:11:54,839
اسباب‌بازي‌هاي ارتشي که « سم » توي ماشين گذاشته بود

184
00:11:54,880 --> 00:11:56,882
هنوز اونجا هستن

185
00:11:56,924 --> 00:11:59,343
لُگوهايي که « دين » توي هواکِشِش انداخته بود

186
00:11:59,385 --> 00:12:02,513
تو اون روز اونجا هست و
اونا صداي تِلِق‌تِلِق‌ِشون رو مي‌شنون

187
00:12:02,555 --> 00:12:05,516
اين چيزا باعث شده بودن كه ماشين اونا بشه

188
00:12:05,558 --> 00:12:07,977
واقعاً براي اونا بشه

189
00:12:08,060 --> 00:12:10,271
حتي وقتي « دين » ماشين رو دوباره درست کرد

190
00:12:10,354 --> 00:12:13,107
مطمئن شد که همه چيزش همون جوري بمونه

191
00:12:13,190 --> 00:12:15,526
چون اينا باعث زيبايي‌هاش بودن

192
00:12:17,653 --> 00:12:19,280
اهريمن نمي‌دونست يا اهميتي نمي‌داد

193
00:12:19,363 --> 00:12:21,365
که پسرا چه جور ماشيني رو ميرونن

194
00:12:23,659 --> 00:12:25,494
متأسفم اگه يه کمي سرده

195
00:12:25,578 --> 00:12:28,581
اغلب افراد فکر ميکنن من با آتيش و گرمام

196
00:12:28,664 --> 00:12:31,250
راستش کاملاً عکسِ قضيه است

197
00:12:31,292 --> 00:12:32,877
خب ، اينو به همه ميگيم

198
00:12:40,092 --> 00:12:42,344
کمک کنيد يه چيزي رو بفهمم ، پسرا

199
00:12:42,428 --> 00:12:44,138
منظورم اينه اومدن جلوي در خونه من

200
00:12:44,221 --> 00:12:48,100
يه کمي ... خودکشي کردن نيست
اينجور فکر نمي‌کنيد ؟

201
00:12:48,184 --> 00:12:49,810
ما براي نبرد باهات اينجا نيومديم

202
00:12:49,894 --> 00:12:51,020
نه ؟

203
00:12:51,103 --> 00:12:52,188
پس براي چي اينجايين ؟

204
00:12:52,271 --> 00:12:54,273
مي‌خوام که جوابِ " مثبت " بدم

205
00:12:55,316 --> 00:12:56,150
ببخشيد ؟

206
00:13:04,200 --> 00:13:06,118
سراسر از شگفتي ؟

207
00:13:06,202 --> 00:13:07,745
شنيدي چي گفتم

208
00:13:07,787 --> 00:13:08,746
بله

209
00:13:08,788 --> 00:13:10,831
جدي هستي

210
00:13:13,959 --> 00:13:16,629
ببين ، روز قضاوت يه قطارِ افسار‌گسيخته است

211
00:13:16,712 --> 00:13:18,547
ميدونيم
فقط مي‌خوايم وايسته

212
00:13:18,631 --> 00:13:19,548
منظور ؟

213
00:13:19,632 --> 00:13:22,218
يه قرن معامله مي‌کنيم

214
00:13:22,301 --> 00:13:25,012
بهت سواريِ مجاني ميدم
... اما وقتي همه اينا تموم بشه

215
00:13:25,095 --> 00:13:27,765
من زندگي کنم ، اونم زندگي کنه
والدينمون رو برگردوني

216
00:13:27,848 --> 00:13:29,767
خيلي‌خب ، ميشه از داستان‌هاش بگذريم ؟

217
00:13:31,352 --> 00:13:33,229
« ميدونم که حلقه‌ها رو داريد « سم

218
00:13:37,525 --> 00:13:39,443
نميدونم راجع به چي حرف ميزني

219
00:13:41,070 --> 00:13:44,323
حلقه‌هاي سوارانِ آخرالزمان ؟

220
00:13:44,406 --> 00:13:47,785
کليدِ جادويي قفسِ من ؟

221
00:13:47,827 --> 00:13:50,746
چيزي يادت اومد ؟

222
00:13:50,788 --> 00:13:53,123
« بي‌خيال « سم
من هيچوقت بهت دروغ نميگم

223
00:13:53,207 --> 00:13:55,751
حداقل ميتوني
برام همين قدر احترام قائل باشي

224
00:13:57,545 --> 00:14:00,297
چيزي نيست ، من عصباني نيستم

225
00:14:00,339 --> 00:14:03,050
... يه مسابقه کُشتي که تو سرت هست

226
00:14:03,133 --> 00:14:05,219
اين ايده رو دوست دارم

227
00:14:05,302 --> 00:14:09,807
فقط تو و من
يه راند ، بدونِ حُقّه

228
00:14:09,890 --> 00:14:12,560
تو بَرنده شدي . ميپَّري تو گودال

229
00:14:12,643 --> 00:14:14,395
... من بَرنده شدم

230
00:14:14,478 --> 00:14:17,231
خُب ، بُردم ديگه

231
00:14:17,314 --> 00:14:19,775
چي ميگي « سم » ؟

232
00:14:19,817 --> 00:14:22,027
هنوز اين حرفِ مُفت رو داري
تو روحِ طلائيت تکرار ميکني

233
00:14:22,111 --> 00:14:23,821
من از تو بهترم

234
00:14:28,450 --> 00:14:30,411
خب ، اون ميدونه
اما چيزي رو عوض نمي‌کنه

235
00:14:30,494 --> 00:14:31,829
« سم »

236
00:14:31,871 --> 00:14:33,330
ما انتخاب ديگه‌اي نداريم -
نه -

237
00:14:36,792 --> 00:14:38,460
" بله "

238
00:15:17,917 --> 00:15:18,751
« سمي »

239
00:15:18,834 --> 00:15:20,461
« دين » -
« سمي » -

240
00:15:21,545 --> 00:15:24,214
ميتونم حِسِّش کنم

241
00:15:24,298 --> 00:15:25,841
اوه خدا
بايد فوراً بِري

242
00:15:25,883 --> 00:15:27,134
يالا

243
00:15:30,095 --> 00:15:32,348
« برو « سمي

244
00:15:32,389 --> 00:15:34,016
الان

245
00:15:53,494 --> 00:15:55,037
فقط داشتم بازيت مي‌دادم

246
00:15:56,497 --> 00:15:58,207
سمي » خيلي وقته رفته »

247
00:16:32,574 --> 00:16:34,994
... بهت گفتم

248
00:16:35,077 --> 00:16:37,871
اين اتفاق هميشه تو " ديترويت " مي‌افته

249
00:16:57,266 --> 00:17:00,310
« سم »

250
00:17:00,352 --> 00:17:01,478
بي‌خيال

251
00:17:02,730 --> 00:17:04,857
... ميتونم حِسِّت کنم

252
00:17:04,898 --> 00:17:07,067
داري از داخل منو ميخاروني

253
00:17:10,863 --> 00:17:13,866
... ببين

254
00:17:13,949 --> 00:17:16,035
ميارمت بيرون ، باشه ؟

255
00:17:21,707 --> 00:17:23,250
منو کاملاً اشتباه گرفتي ، پسرک

256
00:17:24,960 --> 00:17:26,253
من آدم بده اينجا نيستم

257
00:17:26,336 --> 00:17:28,922
از داخل تيکه‌تيکه‌ات ميکنم

258
00:17:29,006 --> 00:17:30,549
مي‌فهمي ؟

259
00:17:32,801 --> 00:17:35,095
... خَشم زياد

260
00:17:35,179 --> 00:17:36,722
« اسکاي واکر جوون »
( آناکين اسکاي واکر که تو جووني دارت ويدر شد )

261
00:17:41,268 --> 00:17:42,770
واقعاً از کي عصباني هستي ؟

262
00:17:42,853 --> 00:17:44,521
من ؟

263
00:17:44,563 --> 00:17:46,231
يا اين چهره تو آينه ؟

264
00:17:46,315 --> 00:17:48,734
مطمئنم که اينا يه جوک بزرگ برات هستن ، هـــان ؟

265
00:17:48,817 --> 00:17:49,860
ابداً

266
00:17:49,902 --> 00:17:51,528
... من منتظرت بودم

267
00:17:51,570 --> 00:17:56,033
براي زمانِ خيلي‌خيلي طولاني

268
00:17:56,075 --> 00:17:58,035
« بي‌خيال « سم

269
00:17:58,118 --> 00:18:00,037
بايد اينو قبول کني

270
00:18:00,079 --> 00:18:02,790
ميتوني حِسِّش کني ، درسته ؟

271
00:18:02,873 --> 00:18:03,791
چي رو ؟

272
00:18:03,874 --> 00:18:05,375
نشاط رو

273
00:18:05,459 --> 00:18:07,503
و ميدوني اون چيه ؟

274
00:18:07,544 --> 00:18:10,631
چون دو نيمه ما کامل شدن

275
00:18:10,714 --> 00:18:12,216
براي همديگه ساخته شديم

276
00:18:12,299 --> 00:18:13,509
تحت‌ُاللفظيش ميشه

277
00:18:13,550 --> 00:18:16,595
اين حسِّ خيلي از خوبي به دوره

278
00:18:16,678 --> 00:18:19,723
« من توي بدنِتَم « سم

279
00:18:19,807 --> 00:18:23,018
نميتوني بهم دروغ بگي

280
00:18:23,060 --> 00:18:24,937
همه چيز رو مي‌بينم

281
00:18:25,020 --> 00:18:27,898
حسِّ عجيبي رو که هميشه داشتي

282
00:18:27,981 --> 00:18:31,985
حسِّ نامناسب

283
00:18:32,069 --> 00:18:34,404
... در مورد خانواده‌ات

284
00:18:36,240 --> 00:18:38,951
و چرا نبايد داشته باشي ؟

285
00:18:39,034 --> 00:18:41,120
در بهترين حالت
باهات مثل بچه سر راهي رفتار ميکردن

286
00:18:41,203 --> 00:18:43,622
من خانواده‌ي واقعيِ تو هستم

287
00:18:43,705 --> 00:18:45,290
نه ، اين حقيقت نداره

288
00:18:45,374 --> 00:18:46,250
داره

289
00:18:47,543 --> 00:18:49,294
و ميدونم که تو اينو ميدوني

290
00:18:49,378 --> 00:18:52,131
اين همه مدت ازش فرار ميکردي

291
00:18:52,214 --> 00:18:54,091
از اونا فرار نمي‌کردي

292
00:18:54,133 --> 00:18:55,592
فرار ميکردي که به من نزديک بشي

293
00:19:01,014 --> 00:19:02,850
اين لزوماً چيز بدي نيست ، ميدوني

294
00:19:04,059 --> 00:19:06,436
گذاشتم « دين » زنده بمونه ، نه ؟

295
00:19:06,478 --> 00:19:07,938
مي‌خواستم که زنده بمونه

296
00:19:08,021 --> 00:19:10,440
خانواده‌ات رو برگردوندم

297
00:19:10,482 --> 00:19:14,444
« مي‌خوام که تو خوشحال بشي « سم

298
00:19:14,528 --> 00:19:17,698
... من هيچ چيزي رو از تو نمي‌خوام

299
00:19:19,199 --> 00:19:21,160
واقعاً ؟

300
00:19:22,828 --> 00:19:24,746
نه حتي يه برگشت رو ؟

301
00:19:24,788 --> 00:19:26,331
منظورت چيه ؟

302
00:19:26,415 --> 00:19:29,376
دقيق‌تر نگاه کن

303
00:19:29,459 --> 00:19:32,963
هيچکدوم از اين شياطين برات آشنا نيستن ؟

304
00:19:36,550 --> 00:19:39,761
... « اون آقاي « بنسمنِ

305
00:19:39,845 --> 00:19:41,305
يکي از معلم‌هاي دبيرستانم

306
00:19:41,388 --> 00:19:44,600
و اون دوستت « داگ » هستش
از شرقِ ميشيگان شهر لنسينگ

307
00:19:44,725 --> 00:19:48,854
سم وينچستر » اين زندگي توئه »

308
00:19:48,937 --> 00:19:50,564
... افراد شيطون چشم زرد

309
00:19:50,647 --> 00:19:54,151
مراقبت بودن
از وقتي که تو قُنداق بودي

310
00:19:54,193 --> 00:19:57,863
افسارت رو مي‌گرفتن و
مثل سَگ اينوَر اونوَر ميکِشوندَنِت

311
00:19:59,823 --> 00:20:01,491
ميدونم دربارشون چه حسي داري

312
00:20:01,575 --> 00:20:03,493
منم همينطور

313
00:20:03,535 --> 00:20:07,039
خب ، چي ميگي که من و تو يه کمي گرد و خاک بلند کنيم ؟

314
00:20:08,832 --> 00:20:11,668
گزارشات حاکي از زلزله‌اي 7.6 ريشتري در " پرتلند " هست

315
00:20:11,710 --> 00:20:13,503
" زلزله‌اي 8.1 در " بوستون

316
00:20:13,587 --> 00:20:16,089
" همينطور در " هنگ کونگ " ، " برلين 

317
00:20:16,173 --> 00:20:18,675
ستاد پيش‌بينيِ زلزله  توضيحي درباره‌ي اين اتفاقات نداره

318
00:20:18,717 --> 00:20:21,178
اما ميگن انتظار حوادث مرگباري رو دارن

319
00:20:21,220 --> 00:20:22,846
شروع شد

320
00:20:22,930 --> 00:20:25,182
آره ، اين فکر رو ميکني نابغه ؟

321
00:20:25,224 --> 00:20:27,517
نيازي به طعنه زدن نداري

322
00:20:27,559 --> 00:20:29,144
خب ، حالا بايد چي کار کنيم ؟

323
00:20:31,521 --> 00:20:36,526
پيشنهاد ميکنم بريم نوشیدنی زيادي رو مصرف کنيم

324
00:20:36,568 --> 00:20:38,528
و فقط منتظر موجِ انفجارش باشيم

325
00:20:38,570 --> 00:20:39,988
آره خب ، ممنون آدمِ باهوش

326
00:20:40,030 --> 00:20:41,240
منظورم اينه چطوري متوقفش کنيم ؟

327
00:20:45,118 --> 00:20:46,203
نمي‌تونيم

328
00:20:48,038 --> 00:20:51,500
لوسيفر » در محلِ انتخاب شده « ميکائيل » رو مي‌بينه »

329
00:20:51,541 --> 00:20:53,543
و نبرد آخرالزمان شروع ميشه

330
00:20:53,585 --> 00:20:55,462
خيلي‌خب
زمينِ انتخاب‌‌شده کجاست ؟

331
00:20:55,545 --> 00:20:56,964
نمي‌دونم

332
00:20:57,047 --> 00:20:59,883
خب ، بايد يه چيزي باشه که بتونيم انجامش بديم

333
00:20:59,925 --> 00:21:02,552
متأسفم « دين » ، تموم شد

334
00:21:02,594 --> 00:21:04,805
... بهم گوش بده مَرديکه عوضي

335
00:21:04,888 --> 00:21:06,515
ما تسليم نميشيم

336
00:21:06,556 --> 00:21:08,016
بابي » ؟ »

337
00:21:10,227 --> 00:21:11,103
بابي » ؟ »

338
00:21:17,067 --> 00:21:20,153
از اولش هم اميدِ زيادي نبود

339
00:21:22,489 --> 00:21:24,491
نميدونم ديگه بايد چي کار کرد

340
00:21:47,848 --> 00:21:49,766
... خُب

341
00:21:49,850 --> 00:21:51,560
تا حالاش بهمون خوش گذشته ؟

342
00:22:01,403 --> 00:22:02,779
... در ميان کارشون

343
00:22:02,863 --> 00:22:04,865
... سم » و « دين » روزايي رو داشتن که »

344
00:22:04,948 --> 00:22:07,159
... اگه خوش‌شانس بودن ، يه هفته

345
00:22:07,242 --> 00:22:09,578
مي‌تونستن با پولشون خوش بگذرونن

346
00:22:09,619 --> 00:22:11,788
سم » قبلاً اصرار ميکرد که درستکاري کنن »

347
00:22:11,872 --> 00:22:15,500
اما حالا مثل برادرش يه قماربازه

348
00:22:15,584 --> 00:22:17,961
مي‌تونستن هر جا برن و هر کاري کنن

349
00:22:18,003 --> 00:22:20,339
هزاران مايل براي نمايش ميرفتن

350
00:22:20,422 --> 00:22:22,758
" دو روز براي ديدنِ بازي‌هاي تيمِ " جي هاوک

351
00:22:24,968 --> 00:22:26,511
و وقتي اينا تموم ميشد

352
00:22:26,595 --> 00:22:29,306
توي يه ناکجا‌آبادي پارک ميکردن

353
00:22:29,389 --> 00:22:32,642
رو کاپوتِ ماشين مي‌شِستَن و
.... ستاره‌ها رو مي‌ديدن

354
00:22:32,684 --> 00:22:35,896
... براي ساعت‌ها

355
00:22:36,188 --> 00:22:39,941
بدون اينکه حرفي بزنن

356
00:22:39,983 --> 00:22:42,319
... مطمئناً هيچوقت براشون اتفاقي نيافتاد

357
00:22:42,402 --> 00:22:45,238
که شايد ديوار يا سقفي نداشتن

358
00:22:45,322 --> 00:22:49,201
اما راستش ، اونا هرگز بي‌خانمان نبودن

359
00:22:51,578 --> 00:22:53,997
خطِ خوبي شد

360
00:22:58,835 --> 00:23:00,003
بانو « مگدا » ؟

361
00:23:00,087 --> 00:23:03,298
« نه « چاک

362
00:23:03,340 --> 00:23:05,300
... « دين »

363
00:23:05,342 --> 00:23:08,011
وووه ، نمي‌دونستم که تويي

364
00:23:08,095 --> 00:23:09,137
بانو « مگدا » ديگه کيه ؟

365
00:23:09,429 --> 00:23:11,765
فقط ... يه دوستِ نزديکه

366
00:23:11,848 --> 00:23:14,226
آره ، شرط مي‌بندم که خيلي نزديکه
براي « بکي » چه اتفاقي افتاد ؟

367
00:23:14,309 --> 00:23:15,519
درست پيش نرفت

368
00:23:15,560 --> 00:23:18,730
من خيلي زياد بهش احترام ميذاشتم

369
00:23:18,814 --> 00:23:20,482
پسر واقعاً داري به کارات ادامه ميدي ، نـــه ؟

370
00:23:20,565 --> 00:23:22,234
خيلي‌خب . به خاطر اين که زنگ نزدي

371
00:23:23,819 --> 00:23:25,445
سم » ؛ " آره " گفتش »

372
00:23:25,529 --> 00:23:27,197
ميدونم

373
00:23:27,239 --> 00:23:29,074
خودم ديدم

374
00:23:29,157 --> 00:23:30,909
داشتم رو صفحاتم کار ميکردم

375
00:23:30,992 --> 00:23:32,953
ميدوني نبردشون قراره کجا باشه ؟

376
00:23:34,162 --> 00:23:35,455
فرشته‌ها اينو تو بخش خيلي محرمانه‌شون نگه ميدارن

377
00:23:35,539 --> 00:23:36,540
خيلي سِرّي

378
00:23:36,581 --> 00:23:37,582
لعنتي

379
00:23:37,666 --> 00:23:39,251
اما به هر حال ديدمش

380
00:23:39,292 --> 00:23:42,170
مزاياي پيامبر بودنِ

381
00:23:42,254 --> 00:23:44,965
فردا صَلاتِ ظهر

382
00:23:45,048 --> 00:23:47,426
" يه جا به اسم قبرستونِ " استال

383
00:23:47,467 --> 00:23:49,428
... " قربستونِ " استال

384
00:23:49,511 --> 00:23:50,846
وايسا ، من اونجا رو مي‌شناسم

385
00:23:50,929 --> 00:23:53,557
" يه قبرستونِ قديمي ، بيرونِ " لورنسه

386
00:23:53,640 --> 00:23:54,599
چرا " لورنس " ؟

387
00:23:54,683 --> 00:23:55,892
نميدونم

388
00:23:55,934 --> 00:23:57,394
گمونم همه چيز برمي‌گرده به همون جايي که شروع شده

389
00:23:57,436 --> 00:23:58,645
... خيلي‌خب « چاک » ، ببين

390
00:23:58,728 --> 00:24:00,397
راه ديگه‌اي براي تموم کردن اين جريان‌ها ، بلد نيستي ؟

391
00:24:00,480 --> 00:24:01,523
به غير از حلقه‌ها ؟

392
00:24:01,565 --> 00:24:03,942
نه . متأسفم

393
00:24:04,025 --> 00:24:05,193
خب ، ميدوني بعدش قراره چي بشه ؟

394
00:24:05,235 --> 00:24:06,445
اي‌کاش که مي‌دونستم

395
00:24:08,071 --> 00:24:09,614
اما ... صادقانه بگم هنوز نمي‌دونم

396
00:24:11,741 --> 00:24:13,452
« خيلي‌خب ، ممنون « چاک

397
00:24:19,791 --> 00:24:21,626
مي‌خواي جايي بري ؟

398
00:24:25,505 --> 00:24:28,049
مي‌خواي کار احمقانه‌اي کني ؟

399
00:24:28,091 --> 00:24:29,926
نگاهِ احمق‌ها رو داري

400
00:24:30,010 --> 00:24:31,928
مي‌خوام برم با « سم » حرف بزنم

401
00:24:32,012 --> 00:24:33,763
نمي‌خواي تسليم بشي

402
00:24:33,847 --> 00:24:34,973
« اون « سمِ

403
00:24:35,056 --> 00:24:36,433
اگه نتونستي اينجا باهاش حرف بزني

404
00:24:36,475 --> 00:24:37,934
مطمئناً نمي‌توني
موقع نبرد هم باهاش ارتباطي داشته باشي

405
00:24:37,976 --> 00:24:39,352
... خب ، اگه از الانش باختيم

406
00:24:39,436 --> 00:24:40,937
گمونم چيز ديگه‌اي براي از دست دادن نداريم ، درسته ؟

407
00:24:42,814 --> 00:24:45,484
... فقط مي‌خوام اينو درک کني

408
00:24:45,567 --> 00:24:49,112
... تنها چيزي که اونجا مي‌بيني اينه که

409
00:24:49,154 --> 00:24:51,656
ميکائيل » برادرت رو ميکُشه »

410
00:24:56,203 --> 00:24:58,038
خب ، پس نميذارم که تنها بميره

411
00:25:39,246 --> 00:25:41,164
« خوشحالم که مي‌بينمت « ميکائيل

412
00:25:41,248 --> 00:25:43,083
منم همينطور

413
00:25:44,167 --> 00:25:45,710
خيلي وقته

414
00:25:45,794 --> 00:25:47,003
مي‌توني باور کني اينجا آخرشه ؟

415
00:25:49,881 --> 00:25:50,840
نه

416
00:25:50,882 --> 00:25:53,885
راستش نه

417
00:25:56,012 --> 00:25:57,305
آماده‌اي ؟

418
00:26:03,186 --> 00:26:04,604
مثلِ هميشه

419
00:26:06,398 --> 00:26:09,150
بخشي از من نمي‌خواد که اين کار رو کنيم

420
00:26:11,987 --> 00:26:13,405
آره

421
00:26:13,488 --> 00:26:15,156
براي منم همينطور

422
00:26:15,240 --> 00:26:16,783
پس چرا بايد اين کار رو کنيم ؟

423
00:26:16,866 --> 00:26:18,034
اوه ، تو چراش رو ميدوني

424
00:26:19,911 --> 00:26:21,496
بعد از کاري که کردي ، انتخابي ندارم

425
00:26:21,538 --> 00:26:23,540
کاري که کردم ؟

426
00:26:23,623 --> 00:26:25,208
چي ميشه اگه بگم اون اشتباهِ من نبود ؟

427
00:26:25,292 --> 00:26:26,376
منظورت چيه ؟

428
00:26:26,459 --> 00:26:27,335
دربارش فکر کن

429
00:26:27,419 --> 00:26:30,171
... پدر همه چيز رو درست کرده

430
00:26:30,213 --> 00:26:34,593
که يعني منو اين طوري ساخته

431
00:26:34,676 --> 00:26:37,178
خدا ، اهريمن رو مي‌خواسته

432
00:26:37,220 --> 00:26:38,972
خُب ؟

433
00:26:39,014 --> 00:26:40,849
خُب چرا ؟

434
00:26:40,890 --> 00:26:42,267
و چرا کاري کرده که ما نبرد کنيم ؟

435
00:26:42,350 --> 00:26:45,687
نمي‌تونم متوجه منظورش بشم

436
00:26:45,729 --> 00:26:47,480
منظورت چيه ؟

437
00:26:49,274 --> 00:26:50,900
ما مي‌خوايم همديگه رو بُکُشيم

438
00:26:50,984 --> 00:26:53,361
و براي چي ؟

439
00:26:53,403 --> 00:26:55,530
... يکي از امتحان‌هاي پدرِ

440
00:26:55,614 --> 00:26:57,490
و حتي نميدونيم جوابش چيه

441
00:26:59,701 --> 00:27:00,994
ما برادريم

442
00:27:02,871 --> 00:27:06,207
بيا فقط از اين صفحه شطرنج بريم کنار

443
00:27:12,047 --> 00:27:14,674
متأسفم ، نميتونم اين کار رو کنم

444
00:27:16,426 --> 00:27:18,511
من پسر خوبي هستم و دستوراتي دارم

445
00:27:18,553 --> 00:27:19,763
اما مجبور نيستي ازشون اطاعت کني

446
00:27:19,846 --> 00:27:21,765
چي ، فکر ميکني من شورش ميکنم ؟

447
00:27:21,848 --> 00:27:22,807
الان ؟

448
00:27:22,891 --> 00:27:24,517
من مثلِ تو نيستم

449
00:27:24,559 --> 00:27:25,852
... « خواهش ميکنم « ميکائيل

450
00:27:25,894 --> 00:27:28,396
ميدوني يه ذره هم تغيير نکردي ، برادرِ کوچيکِ من

451
00:27:28,438 --> 00:27:30,899
هميشه همه رو سرزنش ميکني ، غير از خودت

452
00:27:30,982 --> 00:27:33,610
با هم بوديم ، خوشحال بوديم

453
00:27:33,693 --> 00:27:35,570
... اما تو به من خيانت کردي
... به همه ما

454
00:27:35,654 --> 00:27:36,988
و کاري کردي كه پدرمون ما رو تَرک کنه

455
00:27:37,072 --> 00:27:38,907
کسي نمي‌تونه پدر رو مجبور به کاري کنه

456
00:27:38,990 --> 00:27:41,034
اون اين کار رو با ما کرده

457
00:27:44,579 --> 00:27:48,041
... « تو يه هيولايي « لوسيفر

458
00:27:48,083 --> 00:27:49,709
و مجبورم که تو رو بُکُشم

459
00:27:51,419 --> 00:27:53,254
... اگه اين چيزيِ که قراره اتفاق بيافته

460
00:27:56,675 --> 00:27:58,885
پس دوست دارم تلاش کردنت رو ببينم

461
00:28:56,192 --> 00:28:57,569
سلام پسرا

462
00:29:03,366 --> 00:29:05,243
ببخشيد چيزي رو بهم زدم ؟

463
00:29:11,416 --> 00:29:12,459
هِي

464
00:29:12,542 --> 00:29:13,960
بايد حرف بزنيم

465
00:29:20,550 --> 00:29:22,385
« دين »

466
00:29:22,427 --> 00:29:24,429
حتي براي تو

467
00:29:24,512 --> 00:29:27,307
اين يه کوهِ حماقتِ

468
00:29:27,390 --> 00:29:30,185
با تو حرفي نميزنم
با « سم » صحبت ميکنم

469
00:29:30,226 --> 00:29:32,729
« خيلي وقته که ديگه پوسته نيستي ، « دين

470
00:29:32,771 --> 00:29:34,189
اجازه بودن اينجا رو نداري

471
00:29:36,441 --> 00:29:39,068
آدام » اگه يه جايي اونجا هستي »
خيلي متأسفم

472
00:29:39,152 --> 00:29:40,904
آدام » الان خونه نيست »

473
00:29:40,945 --> 00:29:42,739
خب ، پس تو نفر بعديِ من هستي ، خوشگله

474
00:29:42,781 --> 00:29:44,491
اما الان يه 5 دقيقه وقت با اون مي‌خوام

475
00:29:44,574 --> 00:29:45,742
کِرمِ کوچيک

476
00:29:45,825 --> 00:29:48,036
خيلي وقته که بخشي از اين داستان نيستي

477
00:29:48,077 --> 00:29:49,370
هِي عوضی

478
00:30:03,384 --> 00:30:05,637
عوضی ؟

479
00:30:05,720 --> 00:30:07,972
... برميگرده و عصبانيِ

480
00:30:08,056 --> 00:30:10,183
اما 5 دقيقه وقتت رو داري

481
00:30:10,266 --> 00:30:11,726
« کَستيل »

482
00:30:13,978 --> 00:30:18,650
الان روي برادرِ من ، کوکتُل مولوتوف با روغنِ مقدس انداختي ؟

483
00:30:20,360 --> 00:30:21,444
... نه

484
00:30:21,528 --> 00:30:24,197
کسي نمي‌تونه جز من ، به « ميکائيل » صدمه‌اي بزنه

485
00:30:37,544 --> 00:30:40,588
سمي » ميتوني صداي منو بِشنَوي ؟ »

486
00:30:43,341 --> 00:30:45,051
... ميدوني

487
00:30:45,134 --> 00:30:47,512
... سعي ميکردم خوب باشم

488
00:30:47,595 --> 00:30:49,514
« بخاطرِ « سمي

489
00:30:49,597 --> 00:30:51,558
... اما تو

490
00:30:51,641 --> 00:30:54,394
... يه دردِ بزرگ

491
00:30:54,477 --> 00:30:57,480
تو ذهنمی

492
00:31:14,455 --> 00:31:15,331
نـــــــــه

493
00:31:16,958 --> 00:31:17,834
آره

494
00:31:25,049 --> 00:31:26,801
« سمي »

495
00:31:26,843 --> 00:31:28,845
اونجايي ؟

496
00:31:28,928 --> 00:31:30,263
اوه ، اون اينجاست ، باشه

497
00:31:31,848 --> 00:31:34,350
و شکستنِ استخوونات رو حس ميکنه

498
00:31:38,187 --> 00:31:40,106
تک‌تکشون رو

499
00:31:41,900 --> 00:31:43,860
مي‌خوايم اوقاتِ خودمون رو داشته باشيم

500
00:31:49,866 --> 00:31:51,993
سم » چيزي نيست »

501
00:31:52,076 --> 00:31:53,828
چيزي نيست ، من اينجام

502
00:31:53,870 --> 00:31:54,996
من اينجام

503
00:31:55,038 --> 00:31:56,539
تو رو تَرک نميکنم

504
00:31:58,708 --> 00:32:00,001
تَرکت نمي‌کنم

505
00:33:13,449 --> 00:33:14,450
« چيزي نيست « دين

506
00:33:16,285 --> 00:33:17,829
همه چيز درست ميشه

507
00:33:19,956 --> 00:33:21,040
گرفتمش

508
00:34:04,375 --> 00:34:05,710
! « سم »

509
00:34:07,170 --> 00:34:09,255
آخرش قرار نيست اينجوري باشه

510
00:34:09,297 --> 00:34:10,465
بيا عقب

511
00:34:10,548 --> 00:34:12,133
بايد مجبورم کني

512
00:34:12,216 --> 00:34:14,427
« مجبورم که با برادرم بجنگم ، « سم

513
00:34:14,469 --> 00:34:16,262
اينجا و الان

514
00:34:16,345 --> 00:34:17,930
اين سرنوشتِ منه

515
00:35:37,510 --> 00:35:39,470
کَس » تو زنده‌اي ؟ »

516
00:35:39,554 --> 00:35:41,597
بهتر از اون

517
00:35:58,114 --> 00:35:59,782
کَس » ، تو خدايي ؟ »

518
00:35:59,824 --> 00:36:02,285
تعريفِ زيبايي بود

519
00:36:02,326 --> 00:36:03,286
اما نه

520
00:36:05,079 --> 00:36:08,291
هر چند اين باور رو دارم که اون منو برگردوند

521
00:36:11,127 --> 00:36:13,296
جديد و بهينه

522
00:36:42,992 --> 00:36:44,827
پايان‌ها سخت هستن

523
00:36:47,246 --> 00:36:49,165
... هر بخش مسخره‌اي که نوشته ميشه

524
00:36:49,207 --> 00:36:53,002
مي تونه شروعي سُست داشته باشه
اما پايان‌ها غير‌ممکنه

525
00:36:53,085 --> 00:36:55,171
سعي ميکني همه مسائل رو حَل کني

526
00:36:55,213 --> 00:36:56,339
اما هرگز نمي‌توني

527
00:36:56,422 --> 00:36:58,299
طرفدارها هميشه شکايت مي‌کنن

528
00:36:58,341 --> 00:37:00,009
هميشه يه سوراخي پيدا مي‌کنن

529
00:37:00,092 --> 00:37:01,761
و تا وقتي که " پايان " مياد وسط

530
00:37:01,844 --> 00:37:03,429
يه چيزي وجود داره که بايد اضافه بشه

531
00:37:03,512 --> 00:37:05,681
بهتون ميگم ، اين واقعاً دردناکه

532
00:37:10,853 --> 00:37:12,688
مي‌خواي چي کار کني ؟

533
00:37:12,772 --> 00:37:15,024
گمونم برگردم به بهشت

534
00:37:15,066 --> 00:37:16,943
بهشت ؟

535
00:37:17,026 --> 00:37:18,361
با بودن « ميکائيل » تو قفس

536
00:37:18,402 --> 00:37:19,987
مطمئنم اون بالا کاملاً هَرج و مَرج شده

537
00:37:20,071 --> 00:37:21,572
خُب چي ، حالا شدي کلانتر شهر جديد ؟

538
00:37:24,158 --> 00:37:25,576
اينو خوشم اومد  ، آره ، گمونم آره

539
00:37:25,660 --> 00:37:26,994
وووه

540
00:37:27,078 --> 00:37:29,330
خدا بهت يه بالِ جديد و بَرّاق داده

541
00:37:29,413 --> 00:37:31,415
و دوباره شدي ، همکار اون

542
00:37:31,499 --> 00:37:33,000
نمي‌دونم خدا چي مي‌خواد

543
00:37:33,042 --> 00:37:34,877
نمي‌دونم حتي اصلاً بخواد برگرده

544
00:37:34,961 --> 00:37:37,838
فقط ... به نظر مياد اين کار درستيِ که بايد کنم

545
00:37:37,880 --> 00:37:39,674
... خب ، اگه ديديش

546
00:37:39,715 --> 00:37:41,259
بهش بگو من سراغش ميام

547
00:37:43,469 --> 00:37:45,012
تو عصباني هستي

548
00:37:47,014 --> 00:37:48,683
اين کِتمانِ حقيقتِ

549
00:37:48,724 --> 00:37:50,017
اون کمک کرد

550
00:37:50,101 --> 00:37:51,560
شايد بيشتر از چيزي که ما بتونيم درک کنيم

551
00:37:51,644 --> 00:37:53,229
گفتنش براي تو آسونه ، اون تو رو برگردوند

552
00:37:53,312 --> 00:37:54,772
اما « سَم » چي ؟

553
00:37:54,855 --> 00:37:56,107
من چي ، هــــان ؟

554
00:37:56,190 --> 00:37:57,858
جايزه بزرگِ من ، کو ؟

555
00:37:57,900 --> 00:38:00,403
تنها چيزي که گيرم اومد ، برادرم تو گودال بود

556
00:38:01,779 --> 00:38:03,364
« تو چيزي رو که مي‌خواستي به دست آوردي « دين

557
00:38:04,699 --> 00:38:07,618
نه بهشت ، نه جهنم

558
00:38:07,702 --> 00:38:10,371
هموني که مي‌خواستي

559
00:38:12,540 --> 00:38:14,041
... « منظورم اينه « دين

560
00:38:14,125 --> 00:38:16,794
کدوم رو بيشتر ترجيح ميدي ؟

561
00:38:16,877 --> 00:38:19,839
صلح يا آزادي ؟

562
00:38:27,680 --> 00:38:30,891
خب ، تو واقعاً يه عوضي موقع خدافظي هستي
مي‌دونستي ؟

563
00:38:37,648 --> 00:38:40,234
« اين آخرين باري بود که « دين » و « بابي
همديگه رو ديدن

564
00:38:40,318 --> 00:38:43,154
براي يه زمانِ طولاني

565
00:38:47,742 --> 00:38:50,119
و بزاريد بگم
اون زمان هفته بعد بود

566
00:38:50,202 --> 00:38:53,122
بابي » به شکار توي " اوهايو " ادامه داد »

567
00:38:53,205 --> 00:38:54,915
اما « دين » نه

568
00:38:54,999 --> 00:38:57,126
دين » نمي‌خواست « کَس » اونو نجات بده »

569
00:38:57,209 --> 00:38:59,378
... هر بخشي از اون ، هر فکري رو که ميکرد

570
00:38:59,420 --> 00:39:01,088
مي‌خواست بميره

571
00:39:01,172 --> 00:39:03,382
يا راهي رو پيدا کنه « سم » رو برگردونه

572
00:39:03,424 --> 00:39:05,509
اما کاري نمي‌تونست بکنه

573
00:39:05,593 --> 00:39:07,928
چون قولي رو داده بود

574
00:39:17,021 --> 00:39:18,731
« هِي « ليزا

575
00:39:18,773 --> 00:39:21,609
اوه ، خدا رو شکر

576
00:39:21,650 --> 00:39:22,943
خوبي ؟

577
00:39:26,155 --> 00:39:28,366
آره

578
00:39:28,449 --> 00:39:31,202
اگه دير وقت نيست

579
00:39:31,285 --> 00:39:33,788
دوست دارم بيام داخل و یه چیزی با هم بخوريم

580
00:39:35,998 --> 00:39:38,250
هيچوقت دير نيست

581
00:39:46,092 --> 00:39:48,010
« چيزي نيست « دين

582
00:39:48,094 --> 00:39:50,805
درست ميشه

583
00:39:54,683 --> 00:39:57,311
خب ، چي ديگه مونده که اضافه کنم ؟

584
00:39:57,395 --> 00:39:59,355
گفتنش سخته

585
00:39:59,438 --> 00:40:02,108
اما من ميگم اين يه امتحان نبود

586
00:40:02,149 --> 00:40:04,276
« براي « سم » و « دين

587
00:40:04,360 --> 00:40:06,612
و فکر ميکنم اونا کار درست رو انجام دادن

588
00:40:06,695 --> 00:40:09,490
رو‌در‌روي خوبي و بدي

589
00:40:09,573 --> 00:40:14,412
فرشته‌ها ، شياطين ، سرنوشت
و خودِ خدا

590
00:40:14,453 --> 00:40:17,248
اونا انتخاب خودشون رو داشتن

591
00:40:17,289 --> 00:40:19,792
اونا خانواده رو انتخاب کردن

592
00:40:19,834 --> 00:40:22,169
... و خُب

593
00:40:22,253 --> 00:40:24,755
اين قرار نيست همه ماجرا باشه

594
00:40:31,303 --> 00:40:33,931
شکي نيست ... پايان‌ها سخت هستن

595
00:40:33,973 --> 00:40:37,143
... اما باز دوباره

596
00:40:37,184 --> 00:40:40,229
هيچ چيزي هميشه واقعاً تموم نميشه
نــه ؟
